1
00:00:02,507 --> 00:00:04,958
هر دوي شما قبلاً مردهاي بد ديدين

2
00:00:04,960 --> 00:00:07,478
مردي که قراره باهاش
ملاقات کنيم، خودِ شيطان‌ـه

3
00:00:07,480 --> 00:00:09,038
مايکل گِري

4
00:00:09,040 --> 00:00:12,158
تو تمام پول پسرخاله‌ت رو با
احمق‌بازي در آمريکا به باد دادي

5
00:00:12,160 --> 00:00:17,158
و آرتور شلبيِ عزيز بيچاره... نگران
اينه که همسرش هيچ‌وقت برنگرده

6
00:00:17,166 --> 00:00:19,800
وقت اين هم فرا مي‌رسه

7
00:00:19,801 --> 00:00:23,640
يه گلوله هست، و روـش
اسم مک‌کاورن حک شده

8
00:00:27,333 --> 00:00:31,078
...خواستار جنگ‌ـي
جنگ هم گيرت مياد

9
00:00:31,080 --> 00:00:32,798
من با «دوستان» صحبت کردم

10
00:00:32,800 --> 00:00:34,598
يکي از «دوستان» يه مَرده

11
00:00:34,600 --> 00:00:37,678
بدون چشم‌ـهاش مي‌ميره

12
00:00:37,680 --> 00:00:40,158
اين دست‌ها متعلق به شيطان‌ـه

13
00:00:40,160 --> 00:00:44,120
به محض اين‌که بچه‌ام اولين نفس‌ـش رو
بکشه... من و تو ديگه کاري با هم نداريم

14
00:00:45,280 --> 00:00:47,198
و تو پادشاه مي‌شي

15
00:00:55,500 --> 00:00:59,000
 Anna Calvi - Papi Pacify

16
00:01:13,560 --> 00:01:15,000
شاد يا غمگين، تامي؟

17
00:01:16,001 --> 00:01:26,001
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

18
00:01:41,040 --> 00:01:42,320
آقاي شلبي

19
00:01:44,560 --> 00:01:48,600
گلوله‌هاي من بي‌قرار اين هستن
که وارد سرِ کوليانه‌ت بشن

20
00:01:50,920 --> 00:01:53,638
 ما تا زانو غرق در خون «فنيان»‌ها هستيم

21
00:01:53,640 --> 00:01:56,238
 تسليم شويد وگرنه خواهيد مُرد

22
00:01:56,240 --> 00:02:00,318
 ما پسرانِ بيليِ «بريگتن دِري» هستيم

23
00:02:35,160 --> 00:02:37,278
مي‌دونيد، باعث افسوس‌ـه

24
00:02:37,280 --> 00:02:39,560
من دنبال اين بودم که شما رو بکُشم

25
00:02:40,600 --> 00:02:43,280
پشت يه صف خيلي طولاني ايستاديد
<font color="#ffff80">[ خيلي‌ها هستن که مي‌خوان من رو بکُشن ]</font>

26
00:02:44,720 --> 00:02:46,960
پرچم سفيد من، پرچم آتش‌بس‌ـه

27
00:02:48,080 --> 00:02:50,080
ولي پرچم شما بيشتر پرچم تسليم‌شدن‌ـه

28
00:02:51,840 --> 00:02:57,038
،هر چي که شما بگي، آقاي مک‌کاورن
رنگ‌ها يکسان هستن، نتيجه هم يکسان‌ـه

29
00:02:57,040 --> 00:02:59,238
معتقدم که ما دوستان مشترکي داريم

30
00:02:59,240 --> 00:03:00,798
بهتره جنگ‌ـمون رو موکول کنيم به بعد

31
00:03:00,800 --> 00:03:03,318
برادرتون يه نارنجک دستي براي من به‌جا گذاشت

32
00:03:03,320 --> 00:03:04,758
گفت از جانب‌ـش عذرخواهي کنم

33
00:03:04,760 --> 00:03:07,758
شما براي من مين‌هاي زميني گذاشتيد

34
00:03:07,760 --> 00:03:10,678
که من هم به‌خاطرش عذر مي‌خوام

35
00:03:10,680 --> 00:03:12,838
پس آتش‌بس

36
00:03:12,840 --> 00:03:17,678
پيام‌تون مي‌گفت که شما مي‌خوايد
آتش‌بس بين‌ـمون رو با يه تجارت تضمين کنيد

37
00:03:17,680 --> 00:03:21,318
از اون‌جايي که من و شما مرداني با منافع
،و شبکه‌هاي توزيع مشابه هستيم

38
00:03:21,320 --> 00:03:26,198
پيش خودم گفتم شايد بتونيم از توافق موقت‌ـمون
در جهت سود مشترک استفاده کنيم

39
00:03:26,200 --> 00:03:31,158
شما در يه محوط پُر از ضايعات فلزي و کالاهاي دزدي
ايستاديد و مثل يه سياست‌مدار صحبت مي‌کنيد

40
00:03:31,160 --> 00:03:34,078
نه، هيچ چيزي اين‌جا دزدي نيست، آقاي مک‌کاورن

41
00:03:34,080 --> 00:03:36,520
چارلي صرفاً وسايل رو قبل از
اين که گُم بشن، پيدا مي‌کنه

42
00:03:39,040 --> 00:03:42,838
ماهيت معامله در پيشنهادم توضيح داده شده

43
00:03:42,840 --> 00:03:50,038
من براتون يه سوئيت در هتل «ميدلند» رزرو کردم. اگر
هر چيزي توي اين شهر نياز داشتيد، فقط اسم من رو بياريد

44
00:03:50,040 --> 00:03:52,200
پس مي‌خوايد من رو تحت تأثير
قرار بديد، آقاي شلبي؟

45
00:03:53,440 --> 00:03:55,200
عسايا

46
00:03:58,000 --> 00:04:06,598
.همچنين توي پاکت يه چک 500 پوندي هست؛ براي همسرتون
،مي‌تونه ازش براي خريد يه لباس مشکي استفاده کنه

47
00:04:06,600 --> 00:04:12,678
يک اسب مشکي با يال‌هاي مشکي کرايه کنه، تا يه
گاري مشکي که جنازه‌تون داخل‌ـش هست رو بِکشه

48
00:04:12,680 --> 00:04:15,600
در صورتي که مفاد آتش‌بس رو نقض کنيد

49
00:04:16,880 --> 00:04:20,960
حالا، لطفاً، توي شهري که مفتخر به
نمايندگي‌ـش هستم، خوش بگذرونيد

50
00:04:44,760 --> 00:04:49,798
«اين هفته، موفق شدم با افرادي در تيم‌هاي «يورک» و «لينکلن‌سيتي
ارتباط برقرار کنم. منظورم اينه که اونا تيم‌هايي هستن که مي‌بازن

51
00:04:49,800 --> 00:04:52,198
متقاعدشون کردم

52
00:04:52,200 --> 00:04:54,358
درست، يالا، يالا، عجله نکن

53
00:04:54,360 --> 00:04:57,118
همم

54
00:04:57,120 --> 00:04:59,678
.با دروازه‌بان‌هاشون ارتباط برقرار کردم
همه‌شون گفتن 5 پوند کافي‌ـه

55
00:04:59,680 --> 00:05:01,640
...من

56
00:05:03,640 --> 00:05:09,878
به اعضاي تيم «ترانمره راورز» نامه نوشتم، چون
تلفني که توي خون من گذاشتين، ديگه کار نمي‌کنه

57
00:05:09,880 --> 00:05:12,998
پس من به يه تلفن ديگه نياز دارم -
باشه -

58
00:05:13,000 --> 00:05:22,078
به محض اين‌که درست‌ـش کرديم، بعد هم اسامي
و شماره‌هاي داورهاي ليگ دست اول رو خواهيم داشت

59
00:05:22,080 --> 00:05:24,638
ليگ دست اول؟ -
آره -

60
00:05:24,640 --> 00:05:27,518
لعنتي، لعنتي، لعنتي، لعنتي

61
00:05:27,520 --> 00:05:29,478
يالا، يالا، يالا

62
00:05:29,480 --> 00:05:32,358
گوش کن، گوش کن چي مي‌گم. بيخيال

63
00:05:32,360 --> 00:05:34,118
نيازي به اون نيست، همم؟

64
00:05:34,120 --> 00:05:35,398
آره

65
00:05:35,400 --> 00:05:38,038
ما بهت نياز داريم تا بفهمي
اونا از چي خوش‌ـشون مياد

66
00:05:38,040 --> 00:05:40,120
مي‌دوني، چي به هيجان‌شون مياره

67
00:05:41,200 --> 00:05:44,678
چون خيلي‌هاشون مرفه‌ان. يه
پنج پوندي براشون هيچي نيست

68
00:05:44,680 --> 00:05:47,038
ما بهت نياز داريم که بفهمي اونا
واقعاً دوست دارن چه بازي‌اي کنن

69
00:05:47,040 --> 00:05:48,358
بله

70
00:05:48,360 --> 00:05:50,558
ببين، چون مي‌تونيم همون رو بهشون عرضه کنيم

71
00:05:50,560 --> 00:05:52,278
...اوه، آره. شرکت انحصاري شلبي

72
00:05:52,280 --> 00:05:57,078
ما مي‌تونيم هم چيزهاي دوست‌داشتني‌اي
که آدم‌ها دوست دارن رو بهشون عرضه کنيم

73
00:05:57,080 --> 00:05:58,558
هممم؟

74
00:05:58,560 --> 00:06:03,880
ما همچنين مي‌تونيم محافظت از چيزهايي
که دوست ندارن رو بهشون عرضه کنيم

75
00:06:05,040 --> 00:06:10,200
اگر يه وقت دست‌تون به
...خانواد من بخوره... هر وقتي

76
00:06:12,840 --> 00:06:15,118
يورک

77
00:06:15,120 --> 00:06:16,960
لينکلن

78
00:06:20,400 --> 00:06:22,878
ترانمره راورز، همم؟

79
00:06:22,880 --> 00:06:24,400
اوهوم

80
00:06:26,280 --> 00:06:28,480
خداحافظ، فين -
خداحافظ، برادر -

81
00:06:30,840 --> 00:06:32,480
گُه توش

82
00:06:50,840 --> 00:06:55,760
.چيزي نيست، خانم کانرز
مي‌تونين ادامه بدين. برادرم‌ـه

83
00:06:57,400 --> 00:07:00,158
خب بهم بگين چطور اتفاق افتاد؟

84
00:07:00,160 --> 00:07:03,078
اونا طبق پايين خوابيده بودن

85
00:07:03,080 --> 00:07:10,280
،و بعد شوهرم مست‌وپاتيل... از مِي‌خون «مارکويس» اومد خونه
با اين‌که تازه هم شغل‌ـش رو از دست داده. ما هيچ پولي نداريم

86
00:07:11,440 --> 00:07:13,840
بگذريم، اون اومد توي تخت‌خواب

87
00:07:14,920 --> 00:07:18,158
ولي طبق پايين، اونا حتماً يه
صدايي شنيدن. بيدار شدن

88
00:07:18,160 --> 00:07:20,040
شروع کردن به سروصداکردن

89
00:07:21,520 --> 00:07:26,320
...اونا شوهرم رو بيدار کردن، و
وقتي اون مست‌ـه، نبايد بيدارش کني

90
00:07:27,680 --> 00:07:29,960
و بعدش چي شد، خانم کانرز؟

91
00:07:31,640 --> 00:07:33,158
...اون

92
00:07:33,160 --> 00:07:34,998
...اون

93
00:07:35,000 --> 00:07:36,440
اون رفت طبق پايين

94
00:07:38,960 --> 00:07:41,878
اونا رو کُشت

95
00:07:41,880 --> 00:07:44,598
خفه‌شون کرد، هر 3‌تاشون رو

96
00:07:46,240 --> 00:07:52,998
و شما... شما، شما امروز جنازه‌شون
رو با خودتون آوردين اين‌جا؟

97
00:07:53,000 --> 00:07:55,080
به‌عنوان مدرک، آقاي شلبي

98
00:08:08,600 --> 00:08:12,040
آوازخوندن اونا تنها چيز قشنگ توي زندگي من بود

99
00:08:13,800 --> 00:08:16,600
...برام مهم نيست که شوهرم کتک‌ـم مي‌زنه

100
00:08:18,040 --> 00:08:19,560
ولي اين نه

101
00:08:21,880 --> 00:08:23,278
خانم کانرز

102
00:08:23,280 --> 00:08:25,558
ما آدرس شما رو داريم

103
00:08:25,560 --> 00:08:28,638
با شوهرـتون صحبت خواهيم کرد

104
00:08:28,640 --> 00:08:34,598
«اين برادرم که اين‌جاست امروز به بازار «بول رينگ
مي‌ره، و براي شما سه تا سحر طلايي جديد مي‌خره
<font color="#ffff80">[ مرکز خريدي بزرگ در مرکز بيرمنگام که «بالرينگ» هم خطاب مي‌شود ]</font>

105
00:08:34,600 --> 00:08:40,518
و دم درب خونه‌تون بهتون تحويل مي‌ده -
با همون رنگ و... مي‌دونين، همون پرها -

106
00:08:40,520 --> 00:08:43,480
:اسم 3تاي جديد رو مي‌ذارم
توماس، آرتور و فين

107
00:08:44,760 --> 00:08:46,598
اين باعث مي‌شه شوهرم درنگ کنه

108
00:08:46,600 --> 00:08:48,360
حتي وقتي مست باشه

109
00:08:49,480 --> 00:08:50,840
روز به‌خير، آقاي شلبي

110
00:08:52,000 --> 00:08:53,518
مراقب خودتون باشين، خانم کانرز

111
00:08:53,520 --> 00:08:54,680
خداحافظ

112
00:08:58,560 --> 00:09:02,958
من نمي‌دونم چطور اين کار رو
!مي‌کني، تام. واقعاً نمي‌دونم

113
00:09:02,960 --> 00:09:05,480
ياد مي‌گيري، آرتور

114
00:09:06,680 --> 00:09:13,678
.اون زن، طبق پايين خونه‌ش فقط دو تا اتاق داره
شوهرش شغل‌ـش رو از دست داده و اون رو کتک مي‌زنه

115
00:09:13,680 --> 00:09:20,040
و با اين وجود، چيزي که اون رو وادار به ملاقات
با نمايند مجلس‌ـش مي‌کنه، فنچ‌هاش هستن

116
00:09:21,960 --> 00:09:24,078
حالا، به اون مي‌گن سياست، آرتور

117
00:09:24,080 --> 00:09:25,838
باب علاق من نيست

118
00:09:25,840 --> 00:09:27,118
بگذريم، ببين

119
00:09:27,120 --> 00:09:28,678
ليست بازنده‌ها

120
00:09:28,680 --> 00:09:30,758
چقدر از فوتبال به دست آورديم؟

121
00:09:30,760 --> 00:09:34,238
.اين هفته ده هزار پوند
فين آينده‌دار نشون مي‌ده، تام

122
00:09:34,240 --> 00:09:37,920
شايد بهتر باشه بذاريم‌ـش روي
مسابقات اسب‌دواني. فقط يه ايده‌ست

123
00:09:40,760 --> 00:09:42,198
فين؟ -
بله؟ -

124
00:09:42,200 --> 00:09:44,640
سفارش وقت نهارـت -
بيارش داخل -

125
00:09:51,800 --> 00:09:54,720
تامي، نفر بعدي مي‌خواد هر دوي شما رو ببينه

126
00:09:56,440 --> 00:09:59,080
چهره‌ش رو مي‌شناسي؟ -
نه، چيني‌ـه -

127
00:10:00,440 --> 00:10:02,240
يه چيني توي مِي‌خون ما؟

128
00:10:05,920 --> 00:10:07,040
...تام

129
00:10:08,320 --> 00:10:09,560
خيلي‌خب

130
00:10:11,040 --> 00:10:12,480
به آرومي، ميکي، بذار بياد داخل

131
00:10:15,920 --> 00:10:20,680
سه‌تا پرند کوچولو، هان؟
تامي، فين و آرتور

132
00:10:27,880 --> 00:10:30,160
آقاي توماس

133
00:10:32,520 --> 00:10:35,198
آقاي آرتور

134
00:10:41,920 --> 00:10:44,000
اسم من «برليانت چانگ»ـه
<font color="#ffff80">[ چانگِ زيرک ]</font>

135
00:10:46,120 --> 00:10:50,038
برليانت چانگ که مُرده

136
00:10:50,040 --> 00:10:51,760
شايد

137
00:10:53,120 --> 00:10:56,198
بعضي وقت‌ها برام سؤال مي‌شه
که: «آيا اين‌جا بهشت‌ـه»؟

138
00:10:59,120 --> 00:11:01,678
...بوـش که به بهشت نمي‌خوره

139
00:11:01,680 --> 00:11:04,360
پس بايد بگم که زنده مونده‌ام

140
00:11:07,880 --> 00:11:10,720
مگي چي شد پس؟ -
از من خوش‌ـت نمياد؟ -

141
00:11:13,240 --> 00:11:15,080
من از همه‌چيز خوش‌ـم مياد

142
00:11:17,520 --> 00:11:21,480
من از گاييدن همه‌چيز خوش‌ـم مياد

143
00:11:27,840 --> 00:11:31,120
بهتره جواب تلفن رو بدين، آقاي شلبي

144
00:11:35,240 --> 00:11:37,358
ميکي، اون تلفن رو همين‌الآن بيار اين‌جا

145
00:11:40,160 --> 00:11:41,358
الو؟

146
00:11:41,360 --> 00:11:43,200
<i>آرتور، آرتور</i>

147
00:11:45,040 --> 00:11:48,998
من يه خانم رو همراه يه اسلحه
به دفتر برادر کوچيکه‌تون فرستادم

148
00:11:49,000 --> 00:11:51,000
روبه‌راهي، فين -
<i>روبه‌راه‌ـم، روبه‌راه‌ـم</i> -

149
00:11:53,600 --> 00:11:55,440
<i>چه کوفتي داره اتفاق مي‌اُفته؟</i>

150
00:11:59,440 --> 00:12:01,960
مي‌خواي دوباره بميري، چانگ؟ ها؟

151
00:12:04,040 --> 00:12:05,318
خوبه

152
00:12:05,320 --> 00:12:07,318
اسلحه‌ها نشونه گرفته شدن

153
00:12:07,320 --> 00:12:09,878
حالا هم ما متمرکزـيم

154
00:12:09,880 --> 00:12:11,798
لحظه، الآن خالص‌ـه

155
00:12:11,800 --> 00:12:14,158
خلوص ضرورتي نداره

156
00:12:14,160 --> 00:12:16,878
خودنمايي ضرورتي نداره

157
00:12:16,880 --> 00:12:19,080
...اونا گفتن: «تامي شلبي

158
00:12:20,160 --> 00:12:22,400
«اون در به کوبيده‌شدن نياز پيدا مي‌کنه

159
00:12:24,400 --> 00:12:27,000
وقتي از اون در اومدي داخل، باز بود

160
00:12:28,320 --> 00:12:33,838
نيازي نيست براي جلب توجه من، کاري
انجام بدي. حالا، دقيقاً چي مي‌خواي؟

161
00:12:39,240 --> 00:12:41,880
آتيش داري، آقاي شلبي؟

162
00:12:46,320 --> 00:12:50,198
...اگر اتفاقي براي برادرم بي‌اُفته، چانگ

163
00:12:50,200 --> 00:12:52,440
تو مي‌ميري

164
00:13:06,080 --> 00:13:10,000
اگر امروز اين‌جا بميري، ما جنازه‌ـت رو دمر با دست‌هاي
قطع‌شده چال مي‌کنيم. مستقيم مي‌ري جهنم

165
00:13:10,001 --> 00:13:14,840
.آئين و تشريفات برام اهميتي نداره
من آدم خرد‌گرايي هستم، آقاي شلبي

166
00:13:16,000 --> 00:13:21,360
خب، به دوست‌ـت پشت تلفن بگو اسلحه‌اش
رو بذاره زمين تا ما بتونيم صحبت کنيم

167
00:13:27,760 --> 00:13:29,918
شليک نکن، برادر

168
00:13:29,920 --> 00:13:31,680
شليک نکن

169
00:13:35,720 --> 00:13:37,078
من روبه‌راه‌ـم

170
00:13:37,080 --> 00:13:38,758
<i>اون به سقف شليک کرد</i>

171
00:13:38,760 --> 00:13:40,758
فين روبه‌راه‌ـه

172
00:13:40,760 --> 00:13:42,080
فين سالم‌ـه

173
00:13:49,640 --> 00:13:52,398
!دستورت رو بهم بگو

174
00:13:52,400 --> 00:13:55,198
!دستورت رو بهم بگو، تامي
آره يا نه؟

175
00:13:55,200 --> 00:13:57,120
آروم باش

176
00:13:59,520 --> 00:14:01,920
گفتم، آروم باش

177
00:14:16,240 --> 00:14:20,080
مي‌تونم يه چيزي از جيب‌ـم در بيارم، آقاي شلبي؟

178
00:14:52,720 --> 00:14:57,398
اين خالص‌ترين مُرفين‌ـيه
که تا حالا وارد اروپا شده

179
00:14:57,400 --> 00:15:01,518
نه نمکي، نه آردي، نه دروغي

180
00:15:01,520 --> 00:15:03,560
حقيقت خالص

181
00:15:04,600 --> 00:15:09,278
از يه کشتي به اسم «کپيتال» اومده، از شانگهاي

182
00:15:09,280 --> 00:15:11,758
يک هفته پيش در «پاپلار» پهلو گرفت
<font color="#ffff80">[ ناحيه‌اي در لندن ]</font>

183
00:15:11,760 --> 00:15:17,920
.کارگرهاي بارانداز به زور اسلحه نگه داشته شده بودن
چيني‌ها زير نور فانوس‌ها، بار کشتي رو خالي کردن

184
00:15:19,280 --> 00:15:24,238
يه سرکارگر در اسکله تخمين زد
که حدود 7 تُن جنس بوده

185
00:15:24,240 --> 00:15:27,280
من همون موقع يه يادداشت برداشتم

186
00:15:31,040 --> 00:15:33,238
با همون سرکارگر صحبت کردم

187
00:15:33,240 --> 00:15:35,758
...و به اين نتيجه رسيدم که

188
00:15:35,760 --> 00:15:39,040
...هفت تُن کريستال مُرفين خالص، ارزشي

189
00:15:41,120 --> 00:15:49,238
حدود يک ميليون و 190 هزار پوند
در بازارهاي بين‌المللي داره

190
00:15:53,080 --> 00:15:55,000
رکود بزرگ، همم؟

191
00:15:56,360 --> 00:15:58,198
وال‌استريت

192
00:15:58,200 --> 00:16:00,960
حالا همه‌ـمون گوش‌به‌زنگِ فرصت‌ها هستيم

193
00:16:06,720 --> 00:16:09,888
چه کوفتي داره اتفاق مي‌اُفته؟ -
چه بازي‌اي داري در مياري؟ -

194
00:16:09,889 --> 00:16:13,478
فين، ما در حال پيش‌بُرد يک تجارت هستيم

195
00:16:13,480 --> 00:16:15,400
!اون زن يه اسلحه روي سرِ وامونده‌ام گذاشت

196
00:16:16,760 --> 00:16:18,598
اما شلوارت خُشکه

197
00:16:18,600 --> 00:16:19,878
به خودت نشاشيدي

198
00:16:19,880 --> 00:16:22,038
به خودش نشاشيده، آرتور -
آفرين، فين -

199
00:16:22,040 --> 00:16:25,598
تو يه مشاجره با يه خانم داشتي
و به خودت نشاشيدي

200
00:16:25,600 --> 00:16:29,118
و اين آرتور که اين‌جاست بهم مي‌گه که بايد
تو رو بذاريم روي مسابقات اسب‌دواني

201
00:16:29,120 --> 00:16:31,878
در نهايت امروز داره به يه روز خوب براي -
!تو تبديل مي‌شه، فين      - اون رو بده بهم

202
00:16:31,880 --> 00:16:33,558
!هي

203
00:16:33,560 --> 00:16:37,118
هميشه‌ جنده‌هايي که مياري رو دم در تفتيش کن

204
00:16:37,120 --> 00:16:39,358
اگر اون جنده رو توي خيابون
ببينم، زخمي‌ـش مي‌کنم

205
00:16:39,360 --> 00:16:41,718
آره، خيلي‌خب، باشه، يالا

206
00:16:47,480 --> 00:16:49,400
اين يه هديه‌ست، آقاي شلبي

207
00:16:52,360 --> 00:16:54,400
نشانه‌اي از حسن نيت

208
00:17:04,520 --> 00:17:06,680
مي‌ندازم‌ـش توي کانال آب

209
00:17:09,040 --> 00:17:11,920
هدف کانال‌ها هستن. درسته، چانگ؟

210
00:17:12,944 --> 00:17:15,944
 Jehnny Beth - I'm The Man

211
00:17:38,760 --> 00:17:42,118
ببخشيد که جلسه رو اين‌جا برگزار کردم. اما
موقعيت مکاني هم بخشي از معامله‌ـست

212
00:17:42,120 --> 00:17:45,198
چه معامل وامونده‌اي؟

213
00:17:45,200 --> 00:17:48,158
چه حسي داره که دوباره
توي لجن پابرهنه باشي، پال؟

214
00:17:48,160 --> 00:17:50,918
.حس جووني بهم مي‌ده
چه معامل وامونده‌اي؟

215
00:17:50,920 --> 00:17:54,158
چهار قايق. چهار روز

216
00:17:54,160 --> 00:18:02,918
از کانال «گرند يونيون» از «پاپلار» تا اين‌جا. نيمي از محموله
زغال‌سنگ‌ـه و در زير زغال‌سنگ‌ها، کريستال مُرفين خالص

217
00:18:02,920 --> 00:18:05,118
مُرفين؟

218
00:18:05,120 --> 00:18:07,478
من عليه‌ـش رأي مي‌دم

219
00:18:07,480 --> 00:18:11,758
اونا نمي‌تونن از جاده‌ها برن، چون راننده‌هاي
چيني توسط پليس متوقف مي‌شن

220
00:18:11,760 --> 00:18:15,558
اونا نياز دارن که از لندن خارج‌ـشون کنن، چون
تمام انبارها توسط گمرک، تجسس مي‌شن

221
00:18:15,560 --> 00:18:18,998
هفت تُن براي سن‌فرانسيسکو‌ئه

222
00:18:19,000 --> 00:18:22,078
ولي کشتي‌اي که قراره از ليورپول به
اون‌جا بره تا هفت روز ديگه حرکت نمي‌کنه

223
00:18:22,080 --> 00:18:24,238
اونا به يه جاي امن براي نگه‌داشتن‌ـشون نياز دارن

224
00:18:24,240 --> 00:18:28,078
تنها کاري که ما بايد انجام بديم اينه که از طريق
کانال بياريم‌ـشون و يه هفته اين‌جا نگه‌ـشون داريم

225
00:18:28,080 --> 00:18:31,438
،اما ما با چيني‌ها سروکله نمي‌زنيم
تام. بابا هميشه اين رو مي‌گفت

226
00:18:31,440 --> 00:18:37,638
،از خودت بپرس، اون در عوضِ روندن چهار قايق توي کانال
بدون اين‌که هيچ ايست بازرسي‌اي جلوـش رو بگيره

227
00:18:37,640 --> 00:18:39,600
بيخيال 250هزار پوند مي‌شد؟

228
00:18:41,440 --> 00:18:43,878
من عليه‌ـش رأي مي‌دم، تام. هوم؟

229
00:18:43,880 --> 00:18:45,478
پالي؟

230
00:18:45,480 --> 00:18:48,118
‏‏‏250هزار پوند

231
00:18:48,120 --> 00:18:51,838
اين نصف اون پولي‌ـه که
مايکل در شيکاگو از دست داد

232
00:18:51,840 --> 00:18:54,998
من ازش درخواست مي‌کنم که
مسئوليت اين کار رو برعهده بگيره

233
00:18:55,000 --> 00:18:58,238
جايگاه مايکل دوباره در شرکت تثبيت مي‌شه؟

234
00:18:58,240 --> 00:19:00,520
زمان قرنطينه‌ـش تمام مي‌شه

235
00:19:05,960 --> 00:19:07,438
درباره‌ـش فکر کن، برادر

236
00:19:07,440 --> 00:19:12,360
چهار قايق که از شکاف اين‌جا راهي
مي‌شن، با بوي دود زغال و گوشت کبابي

237
00:19:14,240 --> 00:19:21,358
و تو به کدوم يکي از رفيق‌هاي کولي چارلي براي يه
محموله به ارزش يک ميليون پوند اعتماد داري، تام؟
<font color="#ffff80">ديديکوي» به کولي‌هايي گفته مي‌شود که مخلوطي» ]
[ از خون رمانيايي و غير رمانيايي در رگ‌هاي خود دارند</font>

238
00:19:21,360 --> 00:19:24,960
من قبلاً تدارک کار رو ديدم. بايد به
يه جلسه برم. بيايد رأي‌گيري کنيم

239
00:19:26,480 --> 00:19:28,840
افراد موافق

240
00:19:38,440 --> 00:19:45,478
پيشنهاد تصويب شد. آرتور، به چارلي بگو قبل از تاريک
شدن هوا، 4تا قايق و 4 تُن زغال سنگ لازم داريم

241
00:19:45,480 --> 00:19:46,960
اونا امشب به سمت جنوب حرکت مي‌کنن

242
00:19:48,440 --> 00:19:53,038
«و يادت نره بري بازار «بول رينگ
و اون سه‌تا فنچ رو بگيري، آرتور

243
00:19:53,040 --> 00:19:54,240
بله، تامي

244
00:19:55,240 --> 00:19:56,520
!گُه بگيرن

245
00:20:11,280 --> 00:20:13,480
چي شنيدي، پال؟

246
00:20:14,880 --> 00:20:17,200
...مردي که ناکارش کردي، رفت پيش پليس

247
00:20:19,040 --> 00:20:20,440
ولي ما قضيه رو فيصله داديم

248
00:20:23,760 --> 00:20:24,840
ليندا باهاش بود؟

249
00:20:26,440 --> 00:20:29,598
اگر بوده، تقصير توئه، آرتور

250
00:20:29,600 --> 00:20:33,398
اما اونا گفتن صورت‌ـش ان‌قدر بد بريده
شده بوده که سخته بهش نگاه کني

251
00:20:33,400 --> 00:20:35,880
پس من که مي‌گم نه

252
00:20:36,880 --> 00:20:42,238
اين رو هم مي‌گم که وقت‌ـش
رسيده که بيخيال ليندا بشي

253
00:20:42,240 --> 00:20:44,360
...يکي ديگه رو پيدا کن

254
00:20:45,480 --> 00:20:47,960
که شايد بتونه آتش دروني‌ـت رو خاموش کنه

255
00:20:59,960 --> 00:21:01,760
ولي نمي‌تونم، پال

256
00:21:04,240 --> 00:21:06,080
!منِ وامونده نمي‌تونم

257
00:21:09,640 --> 00:21:11,240
و موضوع همين‌ـه

258
00:21:12,640 --> 00:21:15,080
موضوع همين‌ـه

259
00:21:29,080 --> 00:21:30,798
ويسکي؟

260
00:21:30,800 --> 00:21:32,080
ممنون، نه

261
00:21:43,440 --> 00:21:47,958
بنا به دلايلي که نمي‌تونم فاش کنم، من
بايد جيمي مک‌کاورن رو زنده نگه دارم

262
00:21:47,960 --> 00:21:51,198
ولي من ديگه يه زمان و مکان
براي قتل‌ـش در نظر گرفتم

263
00:21:51,200 --> 00:21:53,558
مي‌دوني؟

264
00:21:53,560 --> 00:21:57,078
يه کوچ باريک کنار يه رستوران ساحلي

265
00:21:57,080 --> 00:22:00,438
يه دختر به اسم کارن، که از جيمي
متنفرـه، لوـش خواهد داد

266
00:22:00,440 --> 00:22:05,318
صداي جرثقيل‌ها و بالاکِش‌ها هم هست
که پيچيدن صداي شليک رو پوشش بده

267
00:22:05,320 --> 00:22:07,798
يه بنتلي هم دارم که باهاش فرار کنم

268
00:22:07,800 --> 00:22:09,998
جنگ با «پسران بيلي» به بعد موکول شده

269
00:22:10,000 --> 00:22:16,358
.ما آتش‌بس اعلام کرديم. قراره با هم تجارت کنيم
وقتي اون تجارت به پايان رسيد، اون مال توئه

270
00:22:16,360 --> 00:22:21,038
مي‌توني انتقام مرگ پسرت رو به هر
روشي که صلاح مي‌دوني، بگيري

271
00:22:21,040 --> 00:22:23,078
منظورت اينه هر وقت که «تــو» بگي

272
00:22:23,080 --> 00:22:28,200
،وقتي اون ثانيه‌شمار کوچيکي که داري رو چک کني
همون که باهاش چرخش زمين رو هم کنترل مي‌کني

273
00:22:29,240 --> 00:22:31,438
آره

274
00:22:31,440 --> 00:22:33,478
و بعدش تو ازدواج مي‌کني
و سروسامون مي‌گيري

275
00:22:33,480 --> 00:22:35,760
ازدواج؟ ازدواج با کي، آقاي شلبي؟

276
00:22:38,240 --> 00:22:40,478
فقط اجازه بده متوجه صحبت‌ـت بشم

277
00:22:40,480 --> 00:22:43,600
منظورت اينه که پالي بخشي از اين توافق‌ـه؟

278
00:22:44,880 --> 00:22:46,640
آره

279
00:22:50,280 --> 00:22:54,238
خب، يا خداوند آسماني، تامي
شلبيِ صاحب نشان لياقت

280
00:22:54,240 --> 00:22:56,678
خودشيفتگي تو حدي نداره؟

281
00:22:56,680 --> 00:23:00,000
به گمون‌ـم اين روزها بهش مي‌گن
عزت نفس». من کتاب مي‌خونم»

282
00:23:00,001 --> 00:23:08,558
روي تخت پادشاهي‌ـت مي‌شيني و به پالي گِري، کسي که ازت
بسيار سَرتره فرمان مي‌دي که کِي مي‌تونه ازدواج کنه و کِي نمي‌تونه

283
00:23:08,560 --> 00:23:10,958
اوه، نه، اون تحت فرمان خودشه

284
00:23:10,960 --> 00:23:13,118
اون راهبردهاي خاص خودش رو داره

285
00:23:13,120 --> 00:23:14,918
و ما هم‌خون هستيم

286
00:23:14,920 --> 00:23:19,758
اون با تو ازدواج خواهد کرد، ولي فقط اگر قبول کني
که هر گونه حمله به مک‌کاورن رو به بعد موکول کني

287
00:23:19,760 --> 00:23:21,558
تا اين تجارت به پايان برسه

288
00:23:21,560 --> 00:23:25,998
پس اون يه عروس کولي جوون‌ متعلق به
توئه که مي‌خواي دودستي تقديم‌ـش کني

289
00:23:26,000 --> 00:23:29,798
البته که جوون‌ـه، وقتي پابرهنه
روي سنگ‌فرش‌ها باشه

290
00:23:29,800 --> 00:23:36,333
پس جهيزيه چي مي‌شه، آقاي شلبي؟ اگر قراره همه‌چي طبق رسم و رسوم
...انجام بشه، خب، مي‌دوني، چندتا کُرّه اسب رنگارنگ هم اضافه کن يا

291
00:23:36,334 --> 00:23:38,598
يه مراسم توي خون من برگزار مي‌شه

292
00:23:38,600 --> 00:23:40,238
تو هم دعوتي

293
00:23:40,240 --> 00:23:43,198
پالي هم اون‌جا خواهد بود

294
00:23:43,200 --> 00:23:47,878
شمع و ويولن و رقص هم هست

295
00:23:47,880 --> 00:23:53,358
پالي مي‌خواد که به روش درست‌ـش ازش خواستگاري
کني، و بعد اون بهت شرايط پذيرفتن درخواست رو مي‌گه

296
00:23:53,360 --> 00:23:56,480
دعوت از تو براي اين منظور، ايد پالي بود

297
00:24:03,160 --> 00:24:06,278
نمي‌توني بخوني؟ -
نمي‌خونم -

298
00:24:06,280 --> 00:24:09,398
درياچ قو»ـه» -
رقص باله؟    - آره -
<font color="#ffff80">[ يکي از مشهورترين و پُرنمايش‌ترين باله‌هاي جهان ]</font>

299
00:24:09,400 --> 00:24:11,718
ظاهراً در مورد عشق‌ـه

300
00:24:11,720 --> 00:24:14,118
...پالي مي‌گه که، فعلاً

301
00:24:14,120 --> 00:24:15,640
عشق بايد بتونه خون‌خواهي رو مغلوب کنه

302
00:24:21,300 --> 00:24:24,800
<font color="#ff0000">توماس شلبيِ صاحب نشان لياقت، نمايند مجلس</font> »
« <font color="#ff0000">شما را به اجراي خصوصي «درياچ قو» دعوت مي‌نمايد</font>

303
00:24:33,500 --> 00:24:37,500
 Hotel Lux - The Last Hangman

304
00:24:38,960 --> 00:24:46,598
در نتيج طمع و زياده‌خواهيِ تعداد کمي از
بانک‌داران، سرمايه‌گذاران و ديگر قماربازان سُست‌عنصر

305
00:24:46,600 --> 00:24:53,358
اين سند جامع، استدعاي مداخل حکومت
،در تمامي نواحي زندگي اقتصادي داره

306
00:24:53,360 --> 00:25:00,518
به منزل نه‌تنها جامعه‌گرايي، بلکه
پروراندن جامعه‌گرايي ملي نوين هست

307
00:25:02,040 --> 00:25:08,958
و من معتقدم... معتقدم که رهبران حزب
خودم بسيار نابخرد بودن که ردّش کردن

308
00:25:52,080 --> 00:25:56,878
آخه چجوري يه گروه باله رو متقاعد
کرديد که بيان به خون کوفتي‌تون؟

309
00:25:56,880 --> 00:26:02,318
يه گروه رقص مستقله که تعهد داره
باله رو براي مردم به ارمغان بياره

310
00:26:02,320 --> 00:26:04,158
فلسفه‌مون يکيه

311
00:26:04,160 --> 00:26:05,438
من يه حامي‌ام

312
00:26:07,000 --> 00:26:09,600
کُلي هم پول بهشون دادم

313
00:26:10,760 --> 00:26:11,960
اوه

314
00:26:14,040 --> 00:26:17,680
و اين تاريخ، روز تولد همسرتونه

315
00:26:19,600 --> 00:26:21,558
آره

316
00:26:21,560 --> 00:26:23,640
جشن واسه اونه

317
00:26:26,080 --> 00:26:28,280
و باله دوست داره، همسرتون؟

318
00:26:35,360 --> 00:26:38,038
چرا نداشته باشه؟

319
00:26:38,040 --> 00:26:39,558
...آخه

320
00:26:39,560 --> 00:26:42,222
خب، مي‌دونيد، من يه
تحقيقاتي درباره‌ش کردم

321
00:26:43,840 --> 00:26:45,558
دربار گذشته‌ش

322
00:26:45,560 --> 00:26:48,680
اگه مي‌خوايد يه کادو براش
بخريد، الماس دوست داره

323
00:26:53,880 --> 00:26:58,878
حالا که قراره با همديگه دنيا رو فتح
کنيم، بايد رمز و رازي بين‌مون نباشه

324
00:26:58,880 --> 00:27:01,320
بايد از نقاط ضعف همديگه باخبر باشيم

325
00:27:03,520 --> 00:27:06,080
زن‌تون زندگي جالب توجه‌اي داشته

326
00:27:08,160 --> 00:27:13,080
شايد حتي ممکن باشه که، زماني که مرد جواني در
بيرمنگام بودم، اتفاقي باهاش ملاقات کرده باشم
<font color="#ffff80">[ ايهام: آب‌ـم رو پاشيده باشم سر و روـش ]</font>

327
00:27:15,080 --> 00:27:18,600
من و دوست‌هام بعضي وقت‌ها
مي‌رفتيم به کاباره‌هاي جنوب شهر

328
00:27:19,600 --> 00:27:23,360
خب، اگه بجاش مياريد، شايد بتونيد
راجع به گذشته‌ها حرف بزنيد، هان؟

329
00:27:25,240 --> 00:27:30,720
شايد، اگه قبلاً با هم آشنا شده باشيم، من و
زن‌تون حتي بتونيم آشنايي‌مون رو از سر بگيريم

330
00:27:32,800 --> 00:27:34,960
من دعوت‌ـم که شب رو بمونم، درسته؟

331
00:27:36,960 --> 00:27:40,400
من هم تحقيقاتي کردم، جناب آزوالد

332
00:27:42,120 --> 00:27:43,278
آره

333
00:27:43,280 --> 00:27:51,878
دربار زن و خواهر کوچيک زن‌تون، و
،نامادري زن‌تون، بانو کورزون تحقيق کردم

334
00:27:51,880 --> 00:27:54,558
که همه‌شون رو مي‌کنيد

335
00:27:54,560 --> 00:27:58,800
اگر چنين چيزهايي روي يک قايق باريک اتفاق
ميوفتاد، پاي کليسا به ماجرا باز مي‌شد

336
00:28:00,480 --> 00:28:02,438
...اما

337
00:28:02,440 --> 00:28:04,680
روي يه قايق باريک اتفاق نميوفته

338
00:28:06,120 --> 00:28:11,478
نه. توي آپارتمان‌تون صورت
،مي‌گيره، توي عمارت اربابي‌تون

339
00:28:11,480 --> 00:28:16,840
،بعضي وقت‌ها حتي در دفترتون
اين‌جا در مجلس عوام

340
00:28:17,840 --> 00:28:20,358
،پس خبري از رمز و راز نيست. و، بله

341
00:28:20,360 --> 00:28:27,238
بله، شما دعوت‌ـيد که شب رو به همراه هرکس از
اعضاي خانواده‌تون که عنايت‌تون رو جلب مي‌کنه بمونيد

342
00:28:27,240 --> 00:28:31,520
حالا، اگه موردي نداره، من داشتم
مي‌رفتم، بايد درِ دفترم رو قفل کنم

343
00:28:42,160 --> 00:28:43,800
راست‌ـش، تنها ميام

344
00:28:45,360 --> 00:28:48,278
آدم در جامعه، طبق مهمان‌نوازي‌ـش قضاوت مي‌شه

345
00:28:48,280 --> 00:28:50,120
من توقع ماجراجويي دارم

346
00:29:00,960 --> 00:29:04,918
چه عياش‌هايي هستيم، مگه نه؟

347
00:29:04,920 --> 00:29:07,598
به‌مانند پرنده‌هاي آوازخوان
در مجلس چَهچَه مي‌زنيم

348
00:29:07,600 --> 00:29:12,360
و بعد، بعد از اون، خودمون رو در جسم
هرکس که ترجيح مي‌ديم، تسکين مي‌ديم

349
00:29:15,480 --> 00:29:18,640
دو مردي که براي آن‌ها منع، ممنوع‌ـه

350
00:29:20,480 --> 00:29:22,760
بايد جشن جذابي بشه

351
00:30:03,720 --> 00:30:07,238
بايد به نداهايي که
مي‌شنوي، گوش بدي

352
00:30:07,240 --> 00:30:08,958
کاري که بهت مي‌گن رو انجام بدي

353
00:30:11,680 --> 00:30:14,840
ديگه حتي مجبور نيستي چراغ رو
براي احضار غول چراغ جادو بمالي

354
00:30:17,320 --> 00:30:19,240
به‌خاطر سنگ آبي نبود، تامي
<font color="#ffff80">اشاره به قسمت دوم از فصل سوم و گردن‌بند گريس که دوشس ]
[ تاتيانا گفت توسط يک کولي نفرين شده و سپس به گريس شليک شد</font>

355
00:30:20,680 --> 00:30:22,800
به‌خاطر تو بود

356
00:30:24,120 --> 00:30:27,040
به‌خاطر تو بود

357
00:31:40,200 --> 00:31:41,638
کيه؟

358
00:31:41,640 --> 00:31:45,160
.ماشين تامي‌ـه بيرون
خودشه. من مي‌رم در رو باز کنم

359
00:31:53,040 --> 00:31:54,558
چي شده؟

360
00:31:54,560 --> 00:31:56,878
چيزي نشده. روبه‌راه‌ـم

361
00:31:56,880 --> 00:31:59,160
بيا تو

362
00:32:01,120 --> 00:32:02,558
نوشيدني مي‌خواي؟

363
00:32:02,560 --> 00:32:04,718
نه -
نه؟ -

364
00:32:04,720 --> 00:32:11,038
نه. واسه مأمور اطلاعاتي، دربار
گفت‌وگوها با موزلي اطلاعات دارم

365
00:32:11,040 --> 00:32:14,598
قصد داره پيشنهاداتي در خصوص
کارهاي ساختمان‌سازي مطرح کنه

366
00:32:14,600 --> 00:32:16,758
...اون

367
00:32:16,760 --> 00:32:19,838
مي‌خواد کمونيست‌ها حزب
،جديدش رو برادرانه در نظر بگيرن

368
00:32:19,840 --> 00:32:23,438
که يعني فعاليت‌هاش حالا بخشي
از اختيارات رسمي‌ـته؟ آره؟

369
00:32:23,440 --> 00:32:26,398
آقاي شلبي، ساعت 2 نصف شبه. شما
هر زماني مي‌تونيد گزارش‌تون رو بديد

370
00:32:26,400 --> 00:32:29,000
چرا امشب رو نمي‌موني؟ -
نه -

371
00:32:32,920 --> 00:32:34,878
...شما دو نفر رو تنها

372
00:32:34,880 --> 00:32:36,598
بله، شب‌بخير

373
00:32:51,240 --> 00:32:55,038
من امشب روي يه پل ايستادم، ايدا

374
00:32:55,040 --> 00:32:56,360
و به پايين نگاه کردم

375
00:32:58,080 --> 00:33:02,798
و گريس اون‌جا بود... اما هنوز زنده بود

376
00:33:02,800 --> 00:33:04,758
تام، همچنان مخلوط افيون مصرف مي‌کني؟
<font color="#ffff80">[ شربت ترياک ]</font>

377
00:33:04,760 --> 00:33:06,880
اسم قايقه «ژانويه» بود

378
00:33:09,080 --> 00:33:10,798
قايق بابامون

379
00:33:10,800 --> 00:33:13,558
.قايقي که من روـش به دنيا اومدم
ما هيچ‌وقت هيچي نداشتيم

380
00:33:13,560 --> 00:33:15,880
.ما هيچ‌وقت هيچي نداشتيم
و هيچ‌وقت نخواهيم داشت

381
00:33:19,600 --> 00:33:22,718
دکتر بروک گفت که تو اصلاً سر
قرار ملاقات‌ـت حاضر نشدي، تام

382
00:33:22,720 --> 00:33:24,278
نه

383
00:33:24,280 --> 00:33:27,078
چيزي توي دفتر‌ودستک‌ـش وجود
نداره که به درد مردي مثل من بخوره

384
00:33:27,080 --> 00:33:29,958
اونا از احساس گناه حرف مي‌زنن. خب؟

385
00:33:29,960 --> 00:33:31,998
احساس گناه! کدوم احساس گناه؟

386
00:33:32,000 --> 00:33:34,798
قايق مشکيه -
نه. نه، قضيه اون نيست -

387
00:33:34,800 --> 00:33:41,038
قضيه اون نيست. اون درست گفت. موزلي
.درست گفت. اون گفت: «منع براي ما ممنوع‌ـه

388
00:33:41,040 --> 00:33:44,958
.ما مي‌تونيم هر کاري بکنيم
«هيچي نمي‌تونه جلومون رو بگيره

389
00:33:44,960 --> 00:33:47,640
ولي بخشي ازم هست
که با خودم غريبه‌ست

390
00:33:49,480 --> 00:33:51,080
و هي خودم رو اون‌جا پيدا مي‌کنم

391
00:33:53,040 --> 00:33:55,160
و فقط «ژانويه» مي‌تونه من رو دور کنه

392
00:33:59,040 --> 00:34:01,320
دست‌کم بازم دکترها رو امتحان مي‌کني، تام؟

393
00:34:05,440 --> 00:34:07,718
خب، پس حداقل مُرفين‌ـت رو بنداز دور

394
00:34:07,720 --> 00:34:09,358
اونه که باعث خيالات‌ـت مي‌شه

395
00:34:09,360 --> 00:34:11,118
فقط... بندازش دور

396
00:34:11,120 --> 00:34:13,777
موقعي که باشه، عامل وسوسه‌ست. باشه؟

397
00:34:13,778 --> 00:34:15,520
چقدر برات مونده؟

398
00:34:16,720 --> 00:34:18,158
هفت تُن

399
00:34:18,160 --> 00:34:21,440
هفت تُن؟ -
آره -

400
00:34:26,880 --> 00:34:28,600
متنفرم که ته بکشه، ايدا

401
00:34:40,360 --> 00:34:42,280
يه لطفي در حق‌ـم مي‌کني؟

402
00:34:44,720 --> 00:34:47,518
،زماني که اون بچه‌ت به دنيا اومد

403
00:34:47,520 --> 00:34:50,080
از من دور نگه‌ش دار

404
00:35:05,120 --> 00:35:06,998
بال وامونده

405
00:35:07,000 --> 00:35:09,838
مي‌خواد يه نفر رو تحت تأثير قرار بده

406
00:35:09,840 --> 00:35:11,598
و من دعوت‌ـم؟

407
00:35:11,600 --> 00:35:12,840
تو و جينا

408
00:35:14,640 --> 00:35:17,438
چرا؟

409
00:35:17,440 --> 00:35:20,760
چون مي‌خواد اين فرصت رو
بهت بده که درست برگردي

410
00:35:32,440 --> 00:35:34,998
ترابري زغال‌سنگ؟ -
آره -

411
00:35:35,000 --> 00:35:39,080
تامي مي‌خواد اون حساب‌وکتاب‌ها
رو از سر بگيري و مديرعامل بشي

412
00:35:40,080 --> 00:35:43,640
پس از ديترويت برگشتم
که زغال بدم دست مردم؟

413
00:35:45,160 --> 00:35:51,238
،اولين تحويل عازم سن‌فرانسيسکوئه
...ولي اگه نتيجه‌بخش باشه

414
00:35:51,240 --> 00:35:53,960
تامي فکر مي‌کنه مي‌تونه
همين‌جا براش توزيع پيدا کنه

415
00:35:56,280 --> 00:35:59,200
...و اين... اين زغال

416
00:36:00,360 --> 00:36:02,280
سفيدِ يک‌دست‌ـه؟ -
نه -

417
00:36:03,520 --> 00:36:04,920
قهوه‌اي طلايي‌ـه

418
00:36:07,560 --> 00:36:08,600
گُه بگيرن

419
00:36:11,760 --> 00:36:14,158
اين فرصت‌ـته، مايکل

420
00:36:14,160 --> 00:36:21,720
توي اين بيشتر از تمام بخش‌هاي
ديگ کارمون روي همديگه، پوله

421
00:36:35,040 --> 00:36:37,278
تامي مي‌دونه مُرفين با آدم چي مي‌کنه

422
00:36:37,280 --> 00:36:39,878
تامي مي‌دونه ويسکي با آدم چي مي‌کنه

423
00:36:39,880 --> 00:36:42,000
واسه فروش‌ـش يه نشان لياقت گرفت

424
00:36:45,520 --> 00:36:47,080
با جينا صحبت مي‌کنم

425
00:36:48,440 --> 00:36:51,038
چي مي‌کني؟

426
00:36:51,040 --> 00:36:52,960
با همسرم مشورت مي‌کنم

427
00:36:54,320 --> 00:36:56,958
پدرت يه مدت کوتاه اين کار رو اداره کرد

428
00:36:56,960 --> 00:36:58,878
سال 1901

429
00:36:58,880 --> 00:37:00,758
و زغال حمل مي‌کرد. زغال واقعي

430
00:37:00,760 --> 00:37:02,518
فقط زغال

431
00:37:02,520 --> 00:37:08,878
و ناخن‌هاش و پلک‌هاش و گوش‌هاش
باهاش سياه شده بودن

432
00:37:08,880 --> 00:37:13,558
و کاسب‌کارها يه قيمت بهشون پيشنهاد
،مي‌دادن و بعد نصف اون قيمت رو مي‌دادن

433
00:37:13,560 --> 00:37:15,478
چون زورشون مي‌رسيد

434
00:37:15,480 --> 00:37:18,160
و اون اشتباه بود، مايکل

435
00:37:41,800 --> 00:37:46,320
...دست‌هات رو ببر لاش، کاري کن بره لاي پوست‌ـت

436
00:37:47,920 --> 00:37:51,440
و بعد ببين جينا مي‌ذاره دست بهش بزني يا نه

437
00:37:59,280 --> 00:38:03,400
به نظرم قهوه‌اي طلايي بيشتر به سليقه‌ش مي‌خوره

438
00:38:05,560 --> 00:38:08,760
مخصوصاً وقتي بهش بگي چقدر قراره در بياري

439
00:38:30,560 --> 00:38:36,318
حالا که با هم بده‌بستون داريم، بايد بپرسم، با
کدوم پا توپ رو شوت مي‌کنيد، آقاي شلبي؟

440
00:38:36,320 --> 00:38:38,718
من ديني ندارم

441
00:38:38,720 --> 00:38:40,280
بعضي شب‌ها، آرزو مي‌کنم که داشتم

442
00:38:41,480 --> 00:38:43,638
از قوم‌وخويش‌ـه؟

443
00:38:43,640 --> 00:38:46,118
آره

444
00:38:46,120 --> 00:38:48,678
و اون مرد ساده؟

445
00:38:48,680 --> 00:38:51,200
اون خيلي کم‌تر از اوني که در ابتدا
ممکنه فکر کني، ساده‌ست

446
00:38:53,080 --> 00:38:55,120
بهشون اعتماد داريد؟

447
00:39:00,440 --> 00:39:03,318
صحيح. پس من به انداز يه قايق برمي‌دارم

448
00:39:03,320 --> 00:39:04,718
نه

449
00:39:04,720 --> 00:39:08,558
واسه شروع 10 گوني، تا
بتوني بازار رو محک بزني

450
00:39:08,560 --> 00:39:10,758
بعدش به انداز يه قايق معامله مي‌کنيم

451
00:39:10,760 --> 00:39:13,438
هزين بارگيري هم نقدي حساب مي‌شه

452
00:39:13,440 --> 00:39:16,118
ده هزار پوند

453
00:39:16,120 --> 00:39:18,558
براي اون مبلغ، بايد چک بدم

454
00:39:18,560 --> 00:39:20,160
من چک قبول نمي‌کنم

455
00:39:23,360 --> 00:39:24,760
چک مي‌دم

456
00:39:28,360 --> 00:39:33,760
،اگه مورد ضمانت دوست‌مون در لندن
آقاي موزلي باشه، چک قبول مي‌کنم

457
00:39:46,080 --> 00:39:51,440
خب، کي فکرش رو مي‌کرد من با نخاله‌هاي
کاتوليک کولي وامونده دادوستد کنم؟

458
00:39:53,760 --> 00:39:57,118
آره، کي فکرش رو مي‌کرد، هان، چارلي؟

459
00:39:57,120 --> 00:39:59,318
کي فکرش رو مي‌کرد؟

460
00:39:59,320 --> 00:40:01,158
آره، ولي روال‌ـيد

461
00:40:01,160 --> 00:40:05,558
آره، تا وقتي روال‌ـم که ديگه روال نباشم

462
00:40:05,560 --> 00:40:07,680
بعدش ديگه واقعاً روال نيستم

463
00:40:09,240 --> 00:40:11,520
تحويل واسه هفت روز ديگه‌ست

464
00:40:13,880 --> 00:40:15,278
اگه چک تضمين بشه

465
00:40:15,280 --> 00:40:21,678
دوست‌هاي چيني‌تون توقع ندارن 7 تُني که از لندن
خارج مي‌شه، وقتي مي‌رسه ليورپول، هنوز 7 تُن باشه؟

466
00:40:21,680 --> 00:40:24,118
اون رو بسپريد به من، آقاي مک‌کاورن

467
00:40:24,120 --> 00:40:26,958
اوه، منظورتون اينه به قدري جسوريد
که از چيني‌ها دزدي کنيد؟

468
00:40:30,000 --> 00:40:33,160
يه‌جور آرزوي مرگ داريد، آقاي شلبي؟

469
00:40:51,440 --> 00:40:54,160
شبي با قبيله‌اي از کولي‌ها

470
00:40:57,080 --> 00:40:59,760
وقتي باروبُنه رو باز کردي، بايد يه
دختر برات تدارک ديده شده باشه

471
00:41:01,160 --> 00:41:05,640
آقاي شلبي يک جامعه‌گراست، و به
برابري خدمات براي تمام طبقات اعتقاد داره

472
00:41:16,320 --> 00:41:20,358
طبق دعوت‌نامه، سر ساعت
نُه يه وقفه صورت مي‌گيره

473
00:41:20,360 --> 00:41:22,720
مي‌گي که احساس خستگي
مي‌کني، و ما راهي مي‌شيم

474
00:41:23,760 --> 00:41:27,838
خب، اگه يه دوک ديدي، من رو بهش معرفي کن

475
00:41:27,840 --> 00:41:29,958
!خداي من، بالأخره

476
00:41:29,960 --> 00:41:31,920
يه چيزي که راجع به انگلستان دوست داري

477
00:41:34,960 --> 00:41:37,760
جينا، يه پيشنهاد بهم داده شده

478
00:41:40,360 --> 00:41:42,678
که برگردم به شرکت

479
00:41:42,680 --> 00:41:47,038
مايکل، ما توافق کرديم، بچه
نيويورک به دنيا مياد. يادته؟

480
00:41:47,040 --> 00:41:48,280
کارش ترابري‌ـه

481
00:41:49,400 --> 00:41:51,000
تأمين. حمل‌ونقل

482
00:41:53,280 --> 00:41:55,280
مُرفين

483
00:41:58,400 --> 00:42:00,840
تامي با ... ارتباط برقرار کرده -
!تامي -

484
00:42:02,320 --> 00:42:07,080
تامي با تأمين‌کننده‌هاي چيني‌اي که در تپه‌هاي
افغانستان کشتزار دارن، ارتباط برقرار کرده

485
00:42:08,160 --> 00:42:10,120
کيفيت خالص

486
00:42:11,200 --> 00:42:14,240
ما محموله مي‌گيريم و
مي‌فرستيم‌ـش به سرتاسر اروپا

487
00:42:15,960 --> 00:42:17,720
منظورت هروئين‌ـه؟

488
00:42:19,040 --> 00:42:20,920
آره

489
00:42:23,080 --> 00:42:25,998
و تو چقدر در مياري؟

490
00:42:26,000 --> 00:42:31,758
تخمين محتاطانه‌ش سالي سه تا محموله
،از شانگهاي‌ـه، هر محموله 7 تُن

491
00:42:31,760 --> 00:42:34,518
درآمد احتمالي تقريباً يک ميليون پونده

492
00:42:34,520 --> 00:42:37,318
سالانه

493
00:42:37,320 --> 00:42:38,960
شرکت سه ميليون پوند در مياره

494
00:42:43,080 --> 00:42:46,518
مي‌تونيم هر موقع دل‌مون خواست بريم نيويورک

495
00:42:46,520 --> 00:42:48,600
سوار بر هواپيماي واموند خودمون

496
00:42:51,480 --> 00:42:54,678
هميشه بايد برگرديم، درسته؟ -
آره -

497
00:42:54,680 --> 00:42:56,680
واسه سالي يه ميليون پوند، برمي‌گرديم

498
00:42:59,680 --> 00:43:02,358
اگه گير بيوفتي چي مي‌شه؟

499
00:43:02,360 --> 00:43:05,278
تامي دوست‌وآشنا داره

500
00:43:05,280 --> 00:43:08,440
،اگه جلوي کشتي گرفته بشه
چيني‌هان که اعدام مي‌شن

501
00:43:11,240 --> 00:43:12,880
بهش فکر کن، جينا

502
00:43:14,520 --> 00:43:16,400
...وقتي اسباب‌کشي کنيم خون خودمون

503
00:43:17,560 --> 00:43:21,400
اتاق سرگرمي‌مون دو برابر اين‌جا مي‌شه

504
00:43:25,320 --> 00:43:27,280
واقعاً مي‌شه؟

505
00:43:30,120 --> 00:43:35,200
مجلات مي‌گن که توي ده 1930
همه‌ش خطوط صاف، و سادگيه

506
00:43:36,760 --> 00:43:38,920
دکو مُرده
<font color="#ffff80">اشاره به «آرت دکو» يا «هنر تزئيني»؛ سبک و ]
[ جنبشي هنري در معماري، هنرهاي تجسمي و طراحي</font>

507
00:43:41,400 --> 00:43:44,200
بضاعت‌مون به انداز دوک‌ها و دوشس‌ها مي‌شه

508
00:43:46,120 --> 00:43:47,878
...و شايد

509
00:43:47,880 --> 00:43:49,840
شايد يکي‌دوتا شاهدخت

510
00:43:51,600 --> 00:43:53,960
و نقاشي روي ديوار از تو مي‌شه

511
00:43:55,560 --> 00:43:58,758
،چون تامي شلبي ديگه رفته

512
00:43:58,760 --> 00:44:01,240
و مايکل گِري مونده که باله رو ترتيب بده

513
00:44:03,600 --> 00:44:05,640
تامي کجا مي‌ره؟

514
00:44:06,960 --> 00:44:09,120
جايي که بيشتر از هر جاي ديگه‌اي مي‌خواد بره

515
00:44:11,560 --> 00:44:13,000
اه

516
00:44:14,600 --> 00:44:16,678
اون‌جا

517
00:44:16,680 --> 00:44:18,958
يه لرد

518
00:44:18,960 --> 00:44:22,040
راست‌ـش، فکر کنم آقاي موزلي يه «بارونت» باشه
<font color="#ffff80">[ «لقبي اشرافي بالاتر از «نايت/سلحشور» و پايين‌تر از «بارون  ]</font>

519
00:44:28,280 --> 00:44:30,640
اصلاً تامي کدوم خراب‌شده‌ايه؟

520
00:44:46,000 --> 00:44:47,198
...تامي

521
00:44:47,200 --> 00:44:49,678
خون خودمه

522
00:44:49,680 --> 00:44:51,078
زن خودمه

523
00:44:52,560 --> 00:44:54,680
معطل‌شون مي‌ذاريم

524
00:44:58,120 --> 00:45:00,040
جناب آزوالد

525
00:45:01,640 --> 00:45:04,358
حضورم اعلام نمي‌شه؟

526
00:45:04,360 --> 00:45:09,198
آقاي شلبي ازم خواستن که بهتون بگم که
ايشون سرشون با مهياسازي پذيرايي شلوغ‌ـه

527
00:45:09,200 --> 00:45:11,080
و به‌زودي بهتون ملحق مي‌شن

528
00:45:12,560 --> 00:45:15,638
،در اين بين، و مدت‌زماني که منتظر هستيد

529
00:45:15,640 --> 00:45:18,320
ما مُرفين، کوکائين و شراب برندي داريم

530
00:45:20,200 --> 00:45:26,240
،من مُرفين يا کوکائين مصرف نمي‌کنم
و برندي مال بعد از شام‌ـه، نه قبل‌ـش

531
00:45:27,800 --> 00:45:31,558
من همچنين گزينه‌هايي براي انتهاي شب دارم

532
00:45:31,560 --> 00:45:35,080
متوجه خواهيد شد که دوشيزه‌ها
برچسب اسم به لباس خواهند داشت

533
00:45:36,360 --> 00:45:42,158
ما اون‌ها رو به‌طور ويژه... براي مهمان‌هايي
استخدام کرديم که شب رو مي‌مونن

534
00:45:42,160 --> 00:45:44,678
...تمام چيزها در دسترسه

535
00:45:44,680 --> 00:45:46,800
به‌جز رقاص‌هاي باله

536
00:45:49,280 --> 00:45:51,080
و مي‌تونم بپرسم شما کي هستيد؟

537
00:45:53,160 --> 00:45:55,720
من ملکه‌اي در ميان کولي‌ها هستم

538
00:45:57,040 --> 00:45:59,480
و من هم در دسترس نيستم

539
00:46:09,000 --> 00:46:10,638
ليزي

540
00:46:10,640 --> 00:46:13,878
يه چيزي هست که راجع به امشب بهت نگفتم

541
00:46:13,880 --> 00:46:15,958
يه چيزي راجع به مهمون‌مون

542
00:46:15,960 --> 00:46:17,320
موزلي

543
00:46:19,920 --> 00:46:21,798
...احتمال‌ـش هست که

544
00:46:21,800 --> 00:46:23,798
که قبلاً باهاش ديدار کرده باشي

545
00:46:23,800 --> 00:46:25,440
قبل از کِي؟

546
00:46:27,000 --> 00:46:29,480
قبل از اين‌که کسي که هستي بشي

547
00:46:31,960 --> 00:46:34,958
اصلاً اون رو يادته؟

548
00:46:34,960 --> 00:46:36,680
اون تو رو يادشه؟

549
00:46:38,600 --> 00:46:41,678
،تنها چيزي که يادمه اينه که
شامپاين زيادي نوشيدم

550
00:46:41,680 --> 00:46:43,360
و پول نقد نمي‌گرفتم

551
00:46:46,600 --> 00:46:48,480
...ليزي

552
00:46:50,720 --> 00:46:55,558
يه کپه جنازه هست... که شناوره

553
00:46:55,560 --> 00:46:58,558
بذار برن، ليزي

554
00:46:58,560 --> 00:47:00,560
ول‌شون کن برن

555
00:47:03,800 --> 00:47:05,838
پس واسه همين من رو آوردي اين‌جا

556
00:47:05,840 --> 00:47:07,560
تا ادعاي مالکيت کني

557
00:47:09,480 --> 00:47:11,680
آره

558
00:47:14,480 --> 00:47:16,400
خب، به گمونم يه شروع‌ـه واسه خودش

559
00:47:18,440 --> 00:47:23,880
دست وامونده‌ش بهت بخوره
شکار جاني‌داگز مي‌شه

560
00:47:29,000 --> 00:47:30,880
زماني که رسيدم، بي‌رغبت بوديد

561
00:47:38,840 --> 00:47:43,518
در جامعه، به پيشواز مهمان
...مي‌رن، معطل‌ـش نمي‌ذارن

562
00:47:43,520 --> 00:47:45,798
که مثل يه سگ بي‌صحاب چرخ بزنه

563
00:47:47,320 --> 00:47:52,158
،قبل از اين‌که به ديگران ملحق بشيم
يه خرده کار دارم. يه امضا لازم دارم

564
00:47:52,160 --> 00:47:57,718
ضمناً، قضي برندي‌تون قبل از شام موجب تفريح و
سرگرمي منه، اما هيچ‌کدوم از دوشيزه‌ها جذاب نيستن

565
00:47:57,720 --> 00:47:59,920
و من از مصرف مواد بيزارـم

566
00:48:01,800 --> 00:48:04,000
راهبردهاتون خيلي واضح‌ـن

567
00:48:05,280 --> 00:48:11,078
من درگير يک معامله با جيمي
مک‌کاورن‌ـم، آشناتون از شمال

568
00:48:11,080 --> 00:48:13,118
روح‌ـمم خبر نداره کي رو مي‌گيد

569
00:48:13,120 --> 00:48:15,998
بهش اعتماد ندارم. مي‌خواد چک بده

570
00:48:16,000 --> 00:48:20,958
امضاتون رو به‌عنوان ضامن اون معامله، در صورت
اين‌که چک‌ـش نتونه محترم شمرده بشه لازم دارم
<font color="#ffff80">[ اصطلاحي به معناي برگشت‌خوردن چک ]</font>

571
00:48:20,960 --> 00:48:23,478
مبلغ معامله ده هزار پونده

572
00:48:23,480 --> 00:48:25,278
و چي داره ازتون مي‌خره؟

573
00:48:25,280 --> 00:48:26,718
يه کارخون تقطير مشروب جين

574
00:48:26,720 --> 00:48:29,558
.داره يه قديمي‌ـش رو ازم مي‌خره
من هم يه جديدش رو مي‌خرم

575
00:48:29,560 --> 00:48:31,000
هوم

576
00:48:34,160 --> 00:48:38,558
پس، نه‌تنها آتش‌بس برقراره، بلکه
عملاً داريد با هم بده‌بستون مي‌کنيد

577
00:48:38,560 --> 00:48:41,200
آره. اما همچنان به چک‌هاش اعتماد ندارم

578
00:48:44,000 --> 00:48:48,958
اگه واسه ضمانت چکِ اين مرد امضا
بدم، اثباتي بر ارتباط بين من و اونه

579
00:48:48,960 --> 00:48:51,240
يه چيزيه که بعداً مي‌تونيد
ازش بر عليه‌ام استفاده کنيد

580
00:48:53,240 --> 00:48:55,640
چرا بايد بخوام عليه‌تون اقدامي بکنم؟

581
00:49:12,240 --> 00:49:14,360
نسبت به نقاط ضعف من کنجکاويد

582
00:49:16,480 --> 00:49:21,440
و پي برديد که کوکائين
نيست، دوشيزه‌ها نيستن

583
00:49:30,720 --> 00:49:37,080
ولي حالا پي مي‌بريد که نقطه‌ضعف من، تمايل به
اعتماد به آدم‌هاست. خودکار خدمت‌تون هست؟

584
00:49:53,120 --> 00:49:56,318
آقاي شلبي

585
00:49:56,320 --> 00:49:58,838
،مي‌دونم که تحصيلات کلاسيک نداشتيد

586
00:49:58,840 --> 00:50:03,598
ولي الآن متوجه شدم که شما تعادل بي‌نقصي
بين خدايان «ديونيسوس» و «آپولو» هستيد
<font color="#ffff80">از خدايان اساطير يونان؛ به ترتيب ]
[ (خداي شراب، و خداي روشنايي (خورشيد</font>

587
00:50:03,600 --> 00:50:07,360
جنون نامعقولي که تحت
کنترل منطق و خودکاوي‌ـه

588
00:50:10,840 --> 00:50:13,838
با کار فردريک نيچه آشنايي داريد؟

589
00:50:13,840 --> 00:50:15,798
نه -
فرويد؟ -

590
00:50:15,800 --> 00:50:18,040
بله -
اه -

591
00:50:23,680 --> 00:50:25,878
بفرماييد

592
00:50:25,880 --> 00:50:27,800
ضمانت اعتمادتون

593
00:50:29,000 --> 00:50:32,320
حالا، شايد بتونيد من رو با
همسر شگفت‌انگيزتون آشنا کنيد

594
00:50:37,200 --> 00:50:39,198
پس، خبر داشتي؟

595
00:50:39,200 --> 00:50:40,998
از چي؟

596
00:50:41,000 --> 00:50:45,278
اوه، اين‌که مهمون ويژ امشب ممکنه
موقعي که ميزبان کاباره بودي کرده باشدت؟

597
00:50:45,280 --> 00:50:46,600
آره

598
00:50:48,360 --> 00:50:53,640
ليزي، اگه قرار باشه هر مردي که باهاش بودي
...رو از ليست مهمون‌هامون خط بزنيم

599
00:50:56,240 --> 00:50:58,278
آره يا نه؟ -
آره -

600
00:50:58,280 --> 00:50:59,680
گندش بزنن

601
00:51:03,240 --> 00:51:06,798
جناب آزوالد، ايشون همسر من، اليزابت‌ـه

602
00:51:06,800 --> 00:51:08,720
ليزي، جناب آزوالد موزلي

603
00:51:11,160 --> 00:51:13,358
،از اون‌جايي که به نظر مي‌رسه همه‌مون مي‌دونيم

604
00:51:13,360 --> 00:51:19,358
،و از اون‌جايي که دانايي به آدم اختيار مي‌ده
،مطمئن‌ـم، آقاي شلبي، در راستاي رابط صادقانه‌مون

605
00:51:19,360 --> 00:51:23,920
ناراحت نمي‌شيد اگر بگم که يک
بطري شامپاين و شبي مفيد بود

606
00:51:26,000 --> 00:51:28,800
راست‌ـش، شبي هدررفته بود

607
00:51:30,960 --> 00:51:33,118
!براي شامپاين و برندي‌اي که برام خريديد

608
00:51:33,120 --> 00:51:37,798
اون‌طور که خاطرم هست، مشروب بود
که کمي زودهنگام شما رو به خواب برد

609
00:51:37,800 --> 00:51:42,400
خانم‌ها و آقايون، رقص الآن شروع مي‌شه

610
00:51:46,880 --> 00:51:48,918
!آقاي موزلي

611
00:51:48,920 --> 00:51:51,838
اگه اجازه بديد، به سلامتي بنوشيم

612
00:51:51,840 --> 00:51:56,758
به سلامتي پايان معامله‌مون، و آغاز چيزي بيشتر

613
00:51:56,760 --> 00:51:58,880
تولدت مبارک، ليزي

614
00:52:02,720 --> 00:52:04,560
از اين طرف

615
00:52:08,500 --> 00:52:12,500
 Max Richter - Dona Nobis Pacem 2

616
00:53:19,500 --> 00:53:23,500
 Max Richter - Dona Nobis Pacem 1

617
00:53:31,840 --> 00:53:35,078
،پالي گِري، ملک کولي

618
00:53:35,080 --> 00:53:39,440
با منِ رعيتِ بي‌بضاعت ازدواج مي‌کني؟

619
00:54:36,280 --> 00:54:40,520
بيا قبل از اين‌که قو بميره، سکس کنيم

620
00:55:11,400 --> 00:55:14,480
شنيدم مناسبتي خانوادگي بود

621
00:55:18,360 --> 00:55:20,878
ببين، متأسفم، ليندا

622
00:55:20,880 --> 00:55:25,680
حيوونِ درون‌ـم... بيرون مياد
و من نمي‌تونم جلوش رو بگيرم

623
00:55:28,000 --> 00:55:29,438
گُه بگيرن، ليندا

624
00:55:29,440 --> 00:55:31,278
...بدون تو، نمي

625
00:55:31,280 --> 00:55:33,320
بيا داخل، لطفاً

626
00:55:35,240 --> 00:55:37,438
اسم‌ـش فردريک بود

627
00:55:37,440 --> 00:55:39,798
تنها کاري که کرديم حرف‌زدن بود، آرتور

628
00:55:39,800 --> 00:55:41,400
اون فقط گوش داد

629
00:55:42,560 --> 00:55:44,640
و حالا صورتي نداره

630
00:55:52,640 --> 00:55:56,160
اون همون‌قدر که تو باطناً زشتي، ظاهراً زشته

631
00:56:04,960 --> 00:56:09,640
الهي که شما پيکي بلايندرها
همه‌تون توي جهنم وامونده بپوسيد

632
00:56:21,160 --> 00:56:23,880
...آرتور

633
00:56:53,000 --> 00:57:03,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
