WEBVTT

00:01.348 --> 00:05.222
اسم من سروان سويينگ‌ـه، از
شش بخش اشغالي» تماس مي‌گيرم»

00:05.224 --> 00:11.339
اين مايکل‌ـه، هم‌خون‌تون، داشت با همون افرادي
که مُرد? شما رو مي‌خوان، معامله مي‌کرد

00:11.341 --> 00:12.791
روي اون کشتي چه اتفاقي افتاد؟

00:12.793 --> 00:15.948
گفت که اون گلاسکويي‌ها
اسم‌شون «پسران بيلي» بود

00:15.950 --> 00:17.908
دارودست? تيغ‌کِش پروتستان

00:17.910 --> 00:21.308
هر مردي که توي شرق گلاسکو
هست رو مديريت مي‌کنن

00:21.310 --> 00:23.788
ما يک آشناي مشترک داريم

00:23.790 --> 00:27.068
اين آقايون محترم «پسران بيلي» هستن

00:27.070 --> 00:28.828
من جيمي‌ام

00:28.830 --> 00:34.808
لازمه که آقاي شلبي متوجه
بشه که بهترين‌ـش کافي نيست

00:36.430 --> 00:38.348
جسم‌ـت مي‌شه ماي? عبرت

00:38.350 --> 00:40.548
تامي، از چي حرف مي‌زني؟

00:40.550 --> 00:43.388
دارم از يه صندلي خالي حرف مي‌زنم، ايدا

00:43.390 --> 00:45.708
صندلي من، تخت پادشاهي من

00:45.710 --> 00:48.930
،مردم فکر کنن قراره سقوط کنم
شروع مي‌کنن به حلقه‌زدن

00:53.900 --> 00:56.650
« به زمين بنگر و بذرهايي که کاشته‌اي را نظاره کن »

00:56.670 --> 00:59.388
کي قراره تخت پادشاهي رو بگيره، هان؟

00:59.390 --> 01:01.468
رؤياي راجع به گرب? سياه
هيچ‌وقت اشتباه نيست

01:01.470 --> 01:03.810
...اونا پسرم رو به صليب کشيدن

01:05.230 --> 01:07.570
به‌خاطر تو

01:08.571 --> 01:14.571
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:20.390 --> 01:23.290
صبح بخير، خواهران

01:26.190 --> 01:28.370
بياين دعا کنيم

01:30.500 --> 01:36.000
« يـتـيـم‌خـانـ? سـنـت هـيـلـدا، بـيـرمـنـگـام »

01:36.001 --> 01:40.000
? The Pearl Harts - Black Blood ?

01:40.590 --> 01:43.210
...اي پدر ما، که در آسمان‌ـي

01:53.710 --> 01:55.850
...بلکه از شرير رهايي ده...

02:02.990 --> 02:10.610
زيرا ملکوت، قدرت و جلال
از آن توست تا ابدالاباد، آمين

02:18.670 --> 02:21.068
مي‌خواستيد با ما صحبت کنيد، آقاي شلبي؟

02:21.070 --> 02:22.348
بله

02:22.350 --> 02:24.348
با هم? ما؟ -
بله -

02:24.350 --> 02:27.188
در ساعت شش‌ونيم صبح؟

02:27.190 --> 02:29.330
بله

02:31.550 --> 02:34.650
ما اين‌جا سيگار نمي‌کشيم -
خب، منِ وامونده مي‌کشم -

02:35.830 --> 02:38.028
از الفاظ رکيک هم استفاده نمي‌کنيم

02:38.030 --> 02:40.348
در رفتار افراد بي‌گناه هم نقص پيدا نمي‌کنيم

02:40.350 --> 02:41.930
ولي تو کردي

02:42.710 --> 02:45.410
تؤ عوضي کردي

02:49.990 --> 02:52.268
مي‌تونم بپرسم اين ملاقات در مورد چيه؟

02:52.270 --> 02:57.188
مؤسس? خيري? گريس شلبي بزرگ‌ترين و تنها
منبع سرمايه‌اي براي اين بنياد خيريه‌ست

02:57.190 --> 03:01.228
که وقف مراقبت از دختران يتيم
جنوب بيرمنگام شده، خب؟

03:01.230 --> 03:03.148
که به اين خاطر سپاس‌گزاريم

03:03.150 --> 03:05.548
آها

03:05.550 --> 03:09.508
من يه خلق‌وخوي عصبي، مشابه اوني که
توي اين گزارش توصيف شده، دارم

03:09.510 --> 03:13.268
با اين وجود، بر خلاف تو، صبر مي‌کنم تا ميزون بشم

03:13.270 --> 03:15.450
گزارش کي؟

03:16.150 --> 03:18.450
شهادت بچه‌ها

03:22.310 --> 03:24.730
اونا با کي صحبت کردن؟

03:25.430 --> 03:28.988
تو کاري کردي که فقط با خداوند صحبت کنن -
خداوند شاهد اونا خواهد بود -

03:28.990 --> 03:32.308
يه خدا هست، و يه پيکي بلايندرها

03:32.310 --> 03:34.708
اين‌جا اسپارک‌هيل‌ـه، ما هم در اسمال‌هيث هستيم

03:34.710 --> 03:37.108
ما به اين‌جا نسبت به خدا، خيلي خيلي نزديک‌تريم

03:37.110 --> 03:40.028
و چيزهاي وحشتناکي شنيديم

03:40.030 --> 03:44.348
ما در اين مکان، بدترين نوع بچه‌ها رو داريم

03:44.350 --> 03:46.028
اونا به راحتيِ نفس‌کشيدن، دروغ مي‌گن

03:46.030 --> 03:47.708
شما اين‌جا يه بچ? سياه‌پوست دورگه داشتين

03:47.710 --> 03:50.570
مجبورش کردين با يه صابون متفاوت
با بقيه، خودش رو بشوره

03:52.870 --> 03:56.028
آقاي شلبي، گناهان خود شما، افسانه‌اي هستن

03:56.030 --> 03:59.050
...گناهان ما

04:00.830 --> 04:07.668
گناهان ما در برابر کتک‌زدن بچه‌ها با آجر و شيلنگ

04:07.670 --> 04:09.890
گناهان ما

04:15.510 --> 04:18.090
...گناهان ما

04:22.350 --> 04:26.650
در برابر بچ? سياه‌پوستي که از ترس
عصبانيت شما خودش رو حلق‌آويز کرد

04:29.310 --> 04:32.130
...متوجه نمي‌شم چطور -
!تو اصلاً نمي‌توني ببيني -
[ ايهام: نمي‌تونم ببينم  ]

04:35.910 --> 04:37.850
حالا بذارش روي چشم‌ـت

04:39.710 --> 04:41.748
بذارش روي صورت‌ـت

04:41.750 --> 04:45.228
وگرنه چشم‌ـهات هستن که از هم مي‌پاشن

04:45.230 --> 04:48.148
خواهش مي‌کنم تصور نکن که در
انجام اين کار، لحظه‌اي درنگ مي‌کنم

04:48.150 --> 04:53.650
يا اين‌که از دعاهاي شما
يا صليب‌هاتون واهمه دارم

05:15.750 --> 05:17.930
حالا دنيا رو ازهم‌پاشيده مي‌بيني

05:18.790 --> 05:22.148
مثل همون بچه‌هايي که کتک مي‌زدي

05:22.150 --> 05:24.370
حالا به من نگاه کن

05:25.430 --> 05:27.690
به من نگاه کن

05:32.270 --> 05:36.268
!به من نگاه کن

05:36.270 --> 05:38.570
وجوه پس گرفته مي‌شن

05:42.230 --> 05:46.708
تمام بچه‌ها از اين‌جا به مؤسسات خودمون منتقل مي‌شن -
...شما حق اين رو ندارين که بگيد بچه‌ها -

05:46.710 --> 05:48.428
...اگر سراغ تو بيام

05:48.430 --> 05:51.588
...و هنوز ممکنه تصميم بگيرم که بيام

05:51.590 --> 05:58.648
کفش پاشنه‌بلند پام مي‌کنم تا بتوني صداي نزديک‌شدن‌ـم رو از
روي سنگ‌فرش‌ها بشنوي و فرصت اين رو داشته باشي که توبه کني

06:04.190 --> 06:06.530
منتظر شنيدن صداي پاي من باش

06:23.150 --> 06:25.610
تولدت مبارک، پال

06:26.950 --> 06:29.850
توي پهن اسب خيلي خوب رشد مي‌کنن، پال

06:30.870 --> 06:33.290
کرلي، يه مقدار آب‌جو بريز، خب؟

06:35.910 --> 06:38.308
قطار به مقصد لندن يک ساعت ديگه حرکت مي‌کنه

06:38.310 --> 06:41.228
آرتور، مايکل، شما با من مياين

06:41.230 --> 06:44.908
تامي، من امروز بايد جينا رو ببرم بيمارستان

06:44.910 --> 06:50.988
يک هفته قبل، يکي از مورداِعتمادترين
افراد ما توسط جيمي مک‌کاورن کشته شد

06:50.990 --> 06:55.028
مردي که قراره در لندن باهاش صحبت کنيم
داره رابطه‌اي با جيمي مک‌کاورن به وجود مياره

06:55.030 --> 06:58.708
پس قرارهاي ملاقات‌ـت رو لغو کن، و
ايدا مي‌تونه جينا رو ببره بيمارستان

06:58.710 --> 07:02.268
اين کاري‌ـه که زن‌ها انجام مي‌دن

07:02.270 --> 07:05.650
و اون کثافتي که به کفش‌ـت هست رو قبل از
اين‌که بشيني توي ماشين‌ـم پاک کن، خب؟
[ ايهام: ريگي که به کفش‌ـت هست ]

07:07.390 --> 07:14.948
مايکل، اونا ادامه مي‌دن و ادامه مي‌دن تا معلوم بشه
بي‌گناهي و بعد ازت مي‌کِشن بيرون، ولي به‌خصوص از من

07:14.950 --> 07:18.628
پالي، تو برو بيمارستان و با آبراما گُلد صحبت کن

07:18.630 --> 07:23.108
بهش بگو يه راهبرد آماده کرديم
تا انتقام مرگ پسرش رو بگيريم

07:23.110 --> 07:25.068
پس کار عجولانه‌اي نکنه

07:25.070 --> 07:28.068
و از طرف کل خانواده همدري صميمانه بهش ابراز کن

07:28.070 --> 07:30.468
چرا من؟

07:30.470 --> 07:34.828
چون آبراما گُلد عاشق‌ـته. حتي
رفته موهاش رو اصلاح کرده

07:34.830 --> 07:37.908
و بوي عطر تو ممکنه به تسکين دردش کمک کنه

07:37.910 --> 07:40.708
تامي، من امروز 45 ساله شدم

07:40.710 --> 07:43.308
‏‏45 سال‌ـته و هنوز سينه‌سوخته داري، ها؟

07:43.310 --> 07:44.988
آره -
به سلامتي پالي -

07:44.990 --> 07:46.588
پالي گِري

07:46.590 --> 07:47.628
پالي

07:47.630 --> 07:49.468
تولدت مبارک، پال

07:49.470 --> 07:53.748
کرلي، يه گاري روبه‌راه کن تا
روح باني گُلد رو ببره بهشت

07:53.750 --> 07:59.068
عسايا، دستکش‌هاي بوکس‌ـش رو
از باشگاه بيار تا همراه جسدش بسوزونيم

07:59.070 --> 08:02.728
مايکل، بنتلي رو بيار، يه قطار هست که بايد بهش برسيم
[ بنتلي: برند معروف ماشين، ساخت انگلستان ]

08:04.830 --> 08:07.810
و يادت نره که اون کثافت رو از کفش‌هات پاک کني، خب؟

08:11.590 --> 08:14.450
فقط ماشين رو روشن کن و برون

08:14.451 --> 08:18.451
? Anna Calvi - Ain’t No Grave [Original: Johnny Cash] ?

08:32.910 --> 08:35.188
خب، راهبرد چيه؟

08:35.190 --> 08:36.548
تو مي‌توني لبخند بزني

08:36.550 --> 08:39.410
تو... لبخند نزن

08:44.550 --> 08:46.010
قشنگه

08:47.070 --> 08:48.388
خيلي قشنگه، تام

08:48.390 --> 08:50.748
همممم

08:50.750 --> 08:53.828
اگرچه، بايد بگم، فکر مي‌کردم
دفترت بزرگ‌تر از اين باشه

08:53.830 --> 08:55.148
خواهد شد

08:55.150 --> 08:56.908
مايکل، تو بشين

08:56.910 --> 08:58.810
آرتور، تو کنار پنجره وايسا

09:08.270 --> 09:11.028
خب، با کي ملاقات مي‌کنيم؟

09:11.030 --> 09:13.548
...مردي که قراره باهاش ملاقات کنيم

09:13.550 --> 09:15.628
وزير قلمروي دوک «لنکستر» هست

09:15.630 --> 09:19.748
...اون همچنين قائم‌مقام رئيس خزانه‌داري‌

09:19.750 --> 09:23.690
و مشاور کابين? نخست‌وزير بريتانياي کبير هست

09:25.510 --> 09:28.090
هر دوي شما قبلاً مردهاي بد ديدين

09:29.630 --> 09:32.090
مردي که قراره باهاش
ملاقات کنيم، خودِ شيطان‌ـه

09:37.230 --> 09:40.170
بله، بفرستش داخل

10:09.950 --> 10:13.249
فکر نکنم هرگز بشه بدون اعضاي
خانواده‌تون، شما رو ديد

10:18.590 --> 10:22.410
مي‌دونم که شما مردي به نام
جيمي مک‌کاورن رو مي‌شناسين

10:27.190 --> 10:29.210
مي‌شه يک نخ سيگار بردارم؟

10:30.110 --> 10:32.610
خواهش مي‌کنم

10:52.110 --> 10:54.250
جيمي مک‌کاورن ديگه کيه؟

10:55.310 --> 10:57.228
...طي دوازده ماه گذشته

10:57.230 --> 11:04.530
شما به افراد مختلفي در سراسر کشور مراجعه کردين که
فکر مي‌کنيد ممکنه قادر باشن به جنبش‌ـتون کمک کنن

11:05.910 --> 11:08.148
مک‌کاورن يکي از اون افراد هست

11:08.150 --> 11:10.228
اون کشتي‌سازي‌هاي شرق گلاسکو رو اداره مي‌کنه

11:10.230 --> 11:13.868
اون يکي از همکاران من رو کُشته

11:13.870 --> 11:16.570
من مي‌خوام بدونم که راهبرد شما چيه

11:24.230 --> 11:26.730
اون‌يکي برادر شماست، بله؟

11:28.350 --> 11:31.770
بله، و من مشاور تجاري‌شون هستم

11:33.710 --> 11:36.010
مايليم در مورد تجارت صحبت کنيم

11:36.990 --> 11:39.348
مايکل

11:39.350 --> 11:41.850
مايکل گِري

11:42.790 --> 11:45.728
تو تمام پول پسرخاله‌ت رو با
احمق‌بازي در آمريکا به باد دادي

11:47.510 --> 11:52.228
يک کاباره در ديترويت به اسم
گلادياتور» که مشتري دائم‌ـش بودي»

11:52.230 --> 11:54.628
...پول رو از دست دادي

11:54.630 --> 11:57.490
و اون‌جا يک همسر پيدا کردي

12:00.350 --> 12:07.048
و آرتور شلبيِ عزيز بيچاره وايساده کنار پنجره
نگران اينه که همسرش هيچ‌وقت برنگرده

12:08.270 --> 12:12.148
جاسوس‌هام بهم گفتن که اون
با مرد ديگه‌اي ديده شده

12:12.150 --> 12:13.668
...آرتور

12:13.670 --> 12:15.148
آرتور

12:15.172 --> 12:17.749
وقت اين هم فرا مي‌رسه

12:17.750 --> 12:19.588
و... خودشه

12:19.590 --> 12:24.568
بيست ثانيه گذشت و من مجبورشون کردم
که به زبان پشت‌کوهي‌شون صحبت کنن

12:27.270 --> 12:29.308
آقاي شلبي، من نقشه‌هايي دارم

12:29.310 --> 12:32.970
من به مرداني مثل شما نياز دارم

12:33.790 --> 12:37.170
با اين تفاوت که البته، مرد
ديگه‌اي مثل شما وجود نداره

12:38.070 --> 12:41.050
من دقيقاً به خودِ شما نياز دارم

12:42.510 --> 12:47.468
ولي، خواهش مي‌کنم، تصور نکنيد که من
خودم رو درگير جنگ‌هاي قلمرويي مي‌کنم

12:47.470 --> 12:49.508
شما دشمنان زيادي دارين

12:49.510 --> 12:52.250
ورق‌ها رو بـُر بزنيد و يه ورق ديگه انتخاب کنيد
[ يکي ديگه رو براي جنگيدن انتخاب کنيد ]

12:59.270 --> 13:03.068
...اون تحقيقات در مورد روزنامه‌نگار مُرده

13:03.070 --> 13:04.788
...هم‌جنس‌بازـه

13:04.790 --> 13:06.890
کاري کردم منتفي بشه

13:08.670 --> 13:12.428
بخونيدش و جواب‌ـش رو بهم بديد

13:12.430 --> 13:16.570
دفع? بعد، فقط يک ذهن باز و يک سيگار
برگ براي جشن‌گرفتن اتحادمون بياريد

13:58.430 --> 14:01.370
اون مزخرفات راجع به چي بود، تام؟

14:02.110 --> 14:04.890
گُه توش، گُه توش

14:09.590 --> 14:11.828
آرتور

14:11.830 --> 14:16.468
اجازه نده اونا برن روي مخ‌ـت

14:16.470 --> 14:19.148
روش کار اين افراد، دقيقاً همينه

14:19.150 --> 14:22.948
اين عوضي‌ها کي هستن، ها؟

14:22.950 --> 14:25.290
اون عوضي‌ها کي هستن!؟

14:27.350 --> 14:30.308
...من الآن دعوت شدم

14:30.310 --> 14:34.650
که نمايند? رهبري يک حزب سياسي جديد بشم

14:37.070 --> 14:40.490
اين افراد مي‌گن که آينده متعلق به اوناست

14:51.590 --> 14:53.148
نوشيدني مي‌خواي؟

14:53.150 --> 14:55.330
گذاشتم کنار

15:01.310 --> 15:03.388
خب، چه تصميمي گرفتي؟

15:03.390 --> 15:06.010
من با «دوستان» صحبت کردم
کوئيکرها از جنبش‌هاي مذهبي هستند ]
[ که «جامع? مذهبي دوستان» خوانده مي‌شوند

15:07.630 --> 15:09.908
چه دوستاني؟ -
کوئيکر»ها» -

15:09.910 --> 15:13.788
دوستاني که در عبادت‌گاه‌ـي
در بورن‌ويل ديدار مي‌کنن

15:13.790 --> 15:16.410
من در بورن‌ويل اقامت دارم

15:17.990 --> 15:19.868
و اونا چي مي‌گن؟

15:19.870 --> 15:22.850
مي‌گن که من به گمراهي کشيده شدم

15:26.950 --> 15:30.708
اگر اومدي در مورد رستگاري صحبت کني
داري با شخص اشتباهي صحبت مي‌کني

15:30.710 --> 15:33.249
...من همچنين پيش يه وکيل رفتم

15:34.030 --> 15:37.988
تا شنيدن که فاميلي‌ـم شلبي‌ـه
يهويي گفتن که وقت ندارن

15:37.990 --> 15:42.588
براي طلاق‌گرفتن از يه مرد شلبي
بايد پيش يه وکيل در لندن بري

15:42.590 --> 15:44.028
من يکي پيدا کردم

15:44.030 --> 15:45.890
گفت که وکالت‌ـم رو برعهده مي‌گيره

15:46.990 --> 15:48.868
ولي گوشي رو قطع کردم

15:48.870 --> 15:50.770
نه از سر ترس

15:52.670 --> 15:55.108
من اين زندگي رو انتخاب
کردم، نه اين زندگي من رو

15:55.110 --> 15:57.490
همچنين، ليزي، يکي از «دوستان» يه مَرده

15:59.150 --> 16:01.330
وقتي صحبت مي‌کنم، بهم گوش مي‌ده

16:03.390 --> 16:06.508
همسرش از آنفولانزاي اسپانيايي فوت شده

16:06.510 --> 16:07.828
يه دختر داره

16:07.830 --> 16:11.068
و تو داري يه کاري مي‌کني که
دخترش تبديل به يه بچ? يتيم بشه؟

16:11.070 --> 16:15.610
هيچ اتفاقي نيوفتاده -
و نخواهد افتاد. وگرنه بدون چشم‌ـهاش مي‌ميره -

16:17.230 --> 16:22.388
و تامي از سر لطف، دخترش رو به يکي از مؤسسات‌
خيريه‌اش براي دختران يتيم، پيشنهاد مي‌ده

16:22.390 --> 16:24.308
يا شايد اون رو وارد خانواده کنه

16:24.310 --> 16:27.170
و دوباره شروع مي‌شه

16:32.110 --> 16:36.690
چي هست، ليندا؟ چيزي که
نمي‌توني بيخيالش شي؟

16:40.070 --> 16:42.130
مشکل از آرتور نيست

16:43.350 --> 16:45.810
مشکل از آدمي‌ـه که وقتي
آرتور هست، بهش تبديل مي‌شم

16:46.990 --> 16:51.188
خداوند تمام حرف‌هاي پليدي که توي سرم
هست رو مي‌شنوه، از تمام چيزهاي ناپاک خبر داره

16:51.190 --> 16:53.748
و «دوست»هات از عبارات پليد استفاده نمي‌کنن؟

16:53.750 --> 16:57.268
اگر اين دفعه سقوط کنم، ديگه سقوط آزاد کردم

16:57.270 --> 17:00.690
شايد تو سزاوار اين هستي، با حرف‌هاي پليدت

17:04.550 --> 17:09.050
من قبلاً روزانه با هفت مرد مي‌خوابيدم و حالا دارم ياد
مي‌گيرم که چطور يک‌طرفه روي اسب، سواري کنم

17:12.430 --> 17:15.508
يه خير هست، و يه شر

17:15.510 --> 17:17.770
يه ترکيبي هم از جفت‌ـش هست

17:18.470 --> 17:21.028
و يه آرتور هست و تو... و من؟

17:21.030 --> 17:24.650
آدم چيزي که سزاوارش هست گيرش
نمياد، چيزي که به چنگ مياره گيرش مياد

17:26.230 --> 17:28.530
اون چي؟

17:32.910 --> 17:35.250
اون داره تصميم‌ـش رو مي‌گيره

17:46.630 --> 17:49.450
شخصي به نام پالي گِري مي‌خواد شما رو ببينه

17:51.870 --> 17:55.068
بله يا خير؟

17:55.070 --> 17:56.808
بله

18:18.350 --> 18:20.028
من اومدم تو رو به درمونگاه ببرم

18:20.030 --> 18:22.628
قبلاً به مايکل گفتم، يا شوهرم يا هيچ‌کس

18:22.630 --> 18:24.468
من يه ماشين آوردم

18:24.470 --> 18:27.348
تاکسي هست، حتي توي شهر کثيفي مثل اين‌جا

18:27.350 --> 18:30.748
بيين، اگر اونا ضربان قلب
نشنوَن، بهت چندتا انتخاب مي‌دن

18:30.750 --> 18:32.690
که هيچ‌کدوم‌ـشون خوشايند نيست

18:33.550 --> 18:35.548
من سه روز پيش چک‌آپ داشتم

18:35.550 --> 18:37.388
اونا يه ضربان قلب شنيدن

18:37.390 --> 18:40.708
ولي اگر بهم مي‌گفتن که
...بچه داخل بدن من مُرده

18:40.710 --> 18:42.850
دوست داشتم يک‌نفر همراهم باشه

18:44.470 --> 18:48.708
شوهرم شايد کاري که تامي
بگه رو انجام بده، ولي... من نه

18:48.710 --> 18:53.268
ببين، اگر اونا ضربان قلب بشنوَن، کسي رو
کنارت نياز نداري، چون بچه رو همراهت داري

18:53.270 --> 18:55.108
پس من تنهات مي‌ذارم

18:55.110 --> 18:58.988
ولي اگر توي اين شهر سوار تاکسي
...بشي و اونا لهجه‌ت رو بشنون

18:58.990 --> 19:01.330
مي‌برن مي‌چرخونن‌ـت
اشاره به «تور بزرگ» يا «گرند تور»؛ نوعي سنت ]
[ گردشگري در اروپا که در سده‌هاي گذشته رواج داشت

19:03.630 --> 19:05.570
يالا

19:10.590 --> 19:14.068
خب، مامان کي مياد خونه؟ -
اون گفت بايد بره بيرمنگام -

19:14.070 --> 19:17.228
مي‌خواي چيزي برات بپزم؟ -
بپزي؟ -

19:17.230 --> 19:19.210
تو يه مردي

19:23.150 --> 19:26.028
اين واقعاً منصفانه نيست

19:26.030 --> 19:28.428
مادرت بهم نگفته بود اين‌قدر بازي‌ـت خوبه

19:28.430 --> 19:30.748
من توي يه باشگاه هستم، قهرمان اون‌جا هستم

19:30.750 --> 19:32.788
کسايي رو شکست دادم که حتي از تو هم بزرگ‌تر هستن

19:32.790 --> 19:35.570
حتي بزرگ‌تر از من؟

19:38.030 --> 19:42.428
توي مدرسه بعضي از بچه‌ها مي‌گن که
آدم‌هاي سياه‌پوست و يهودي‌ها بدتر هستن

19:42.430 --> 19:45.148
بدتر از چي؟

19:45.150 --> 19:46.850
از همه‌چي

19:47.830 --> 19:49.988
...و يکي از معلم‌ها، آقاي هادسون

19:49.990 --> 19:52.850
يکي از دوست‌هام رو «پسربچ? يهودي» صدا زد

19:56.270 --> 20:04.028
کارل، توي اين دوره‌زمونه آدم‌هاي خيلي احمقي
وجود دارن که حرف‌هاي خيلي احمقانه‌اي مي‌زنن

20:04.030 --> 20:06.388
خب؟

20:06.390 --> 20:08.570
تو چي فکر مي‌کني؟

20:13.790 --> 20:16.130
کيش‌ومات

20:18.230 --> 20:21.508
من فکر مي‌کنم که نمي‌خوام تو بابام باشي

20:21.510 --> 20:24.130
چون باباي من سفيدپوست‌ـه
و الآن توي بهشت‌ـه

20:44.910 --> 20:48.508
من اومدم بيمارستان به ديدن‌ـت تا
بهت بگم که يه راهبرد آماده کرديم

20:48.510 --> 20:50.588
نه اين‌که فراري‌ـت بدم

20:50.590 --> 20:54.570
نگران نباش، خواهرم ازم مواظبت مي‌کنه

20:57.830 --> 21:00.068
تو بايد همين‌جا بموني

21:00.070 --> 21:03.290
و به تامي اجازه بدي به حساب
افرادي که پسرت رو کشتن برسه

21:12.030 --> 21:14.330
تو امروز 45 ساله شدي

21:16.430 --> 21:18.730
من احتمالاً يه‌کم از تو بزرگ‌تر باشم

21:19.710 --> 21:21.370
احتمالاً

21:23.310 --> 21:25.690
من با مرگ دست‌وپنجه نرم کردم

21:26.390 --> 21:29.130
حالا مرگ‌ـه که بايد با من دست‌وپنجه نرم کنه

21:30.550 --> 21:34.770
يک کشتار ديگه هست که بايد
انجام بدم، بعدش ديگه کارم تمومه

21:38.870 --> 21:41.410
تولدت مبارک، پالي گِري

22:38.630 --> 22:40.148
يه ماشين و يه راننده جور کن

22:40.150 --> 22:43.308
سر در بيار که خانواد? فيوري کجا اتراق کردن

22:43.310 --> 22:45.708
به افرادشون نياز دارم که کمک‌ـم کنن

22:45.710 --> 22:49.788
تفنگ شکاري‌ـم رو مي‌خوام، با پنجاه گلوله

22:49.790 --> 22:51.948
به اسکاتلند مي‌رم

22:51.950 --> 22:54.170
امشب

23:10.150 --> 23:11.628
من منتظر ايدا بودم

23:11.630 --> 23:13.668
آره، بهت کليد داده، آره؟

23:13.670 --> 23:16.061
قرار بود امروز باهاش ملاقات
کنم، ولي گفت بايد بره بيرمنگام

23:16.062 --> 23:19.348
.بله. تامي فرستادش به يک مأموريت
الآن داره کار من رو به‌جام انجام مي‌ده

23:19.350 --> 23:22.508
کارل کجاست؟ ها؟ پسره کجاست؟ -
رفت بيرون بستني بخره -

23:22.510 --> 23:24.828
ايدا گفت بهت بگم که دير مياد

23:24.830 --> 23:27.508
شما مي‌دونستين من اين‌جا هستم؟ -
آره، مي‌دونستيم اين‌جائي -

23:27.510 --> 23:29.570
ما يه کاري برات داريم

23:41.390 --> 23:45.188
هر کاري که من با شما داشته باشم
آقاي شلبي، بايد اکيداً محرمانه باشه

23:45.190 --> 23:47.308
آها، مايکل، تو هنوز ريگ به کفش‌ـت داري
[ کثافت به کفش‌ـت چسبيده ]

23:47.310 --> 23:50.508
از قرار معلوم همکارم داره بوش رو حس مي‌کنه -
من قصد هيچ بي‌احترامي ندارم -

23:50.510 --> 23:52.948
بيا، مايکل، برو و کارل رو پيدا کن

23:52.950 --> 23:55.748
و براش يه بستني بخر، خب؟

23:55.750 --> 23:58.788
اين مرد بهت اعتماد نداره

23:58.790 --> 24:01.050
کون لق‌ـت، تام

24:07.790 --> 24:10.370
...مي‌دوني، جينا تماس گرفت

24:12.990 --> 24:15.290
ضربان قلب بچه، قوي‌ـه

24:16.070 --> 24:21.028
و به خدا قسم، تام، به محض اين‌که
...بچه‌ام اولين نفس‌ـش رو بکشه

24:21.030 --> 24:23.570
من و تو ديگه کاري با هم نداريم

24:26.910 --> 24:28.828
و تو پادشاه مي‌شي

24:28.830 --> 24:30.850
موضوع همين‌ـه، مايکل؟

24:33.190 --> 24:34.868
...مي‌دوني، تام

24:34.870 --> 24:40.370
الآن دکترهايي در لندن هستن... که مي‌تونن با صحبت
وارد مغزت بشن و هم? خزعبلات رو بيرون بکشن

24:41.110 --> 24:43.370
شايد بهتر باشه يکي‌ـشون رو ببيني

24:52.510 --> 24:54.290
هنوز تنها نيستيد

24:56.590 --> 24:59.628
برادرم و من، يک نفر هستيم

24:59.630 --> 25:00.748
بيا

25:00.750 --> 25:02.508
اين يه نامه از طرف موزلي‌ـه

25:02.510 --> 25:04.890
بايد بخوني‌ـش

25:18.230 --> 25:20.610
از چه تحقيقاتي حرف مي‌زنه؟

25:22.270 --> 25:25.988
دو هفته پيش، يه روزنامه‌نگار
در «مِيدا وِيل» به قتل رسيد

25:25.990 --> 25:31.268
شب قبل‌ـش، در مورد يه داستان که قرار
بود راجع به من بنويسه، اومده بود پيش من

25:31.270 --> 25:33.548
ما هيچ ارتباطي با اون قتل نداريم

25:33.550 --> 25:35.450
موزلي شما رو به‌عنوان نماينده‌ش مي‌خواد؟

25:36.550 --> 25:41.228
حوز? انتخاباتي‌ـش اسمت‌ويک‌ـه. کنار حوز?
انتخاباتي منه. بيرمنگام رو به‌عنوان کانون‌ـش مي‌خواد

25:41.230 --> 25:44.708
اون مي‌دونه که من حمايت قوي‌اي
از جانب طبق? کارگر دارم

25:44.710 --> 25:49.668
ما توي تظاهرات بهش کمک مي‌کنيم، توي بعضي
از جلسات تالار شهرداري، خودي نشون مي‌ديم

25:49.670 --> 25:52.908
درست، و چرا اين نامه رو به من نشون مي‌دين؟

25:52.910 --> 25:54.428
...يه وزير کشور

25:54.430 --> 25:57.148
که ممکنه مقاصد فتنه‌جويانه داشته باشه

25:57.150 --> 25:59.268
هيچ مدرکي دال بر فتنه‌جويي در اين نامه وجود نداره

25:59.270 --> 26:03.268
تو در سازمان اطلاعات کار مي‌کني، يانگر. نيازي
به مدرک نداري. اون رو بده به مافوق‌هات

26:03.270 --> 26:06.548
آقاي شلبي، من دستورکار خيلي مشخصي دارم

26:06.550 --> 26:13.050
دستورکار من مشخصاً در مورد جمع‌آوري
اطلاعات دربار? فعاليت‌هاي کمونيست‌هاست

26:15.310 --> 26:21.708
مافوق مستقيم تو در واحد اطلاعات، يک
سرهنگ به نام «پاترک وايت» هست، درسته؟

26:21.710 --> 26:27.188
اطلاع دارم که اون به صورت منظم
با آزوالد موزلي، چوگان بازي مي‌کنه

26:27.190 --> 26:30.668
اونا در عضويت باشگاه‌هاي مختلفي
در لندن و بيرمنگام شريک هستن

26:30.670 --> 26:32.108
من دستورات مشخصي دارم

26:32.110 --> 26:33.548
من يه سرباز هستم

26:33.550 --> 26:36.690
فکر مي‌کني مي‌توني به اين خانواده بپيوندي؟

26:38.310 --> 26:41.588
من هيچ قصدي براي پيوستن به خانواده‌اي ندارم

26:41.590 --> 26:46.727
خب، جهنم رو شُکر به خاطر اون، چون تو از مراسم‌هاي عروسي -
ما متنفر مي‌شدي                    - فکر کردم گفتيد باهام کار داريد

26:46.728 --> 26:51.330
آره، کار خانوادگي و کار دولتي، همه‌ش در يک پاکت نامه

26:55.030 --> 26:57.548
يانگر، گوش کن چي مي‌گم

26:57.550 --> 26:59.308
ايدا رو فراموش کن

26:59.310 --> 27:01.250
مراسم‌هاي عروسي رو فراموش کن

27:02.070 --> 27:04.090
تو مي‌دوني موزلي چه چيزي رو ارائه مي‌ده

27:05.790 --> 27:09.109
فلسفه‌‌ـش رو مي‌دوني

27:09.110 --> 27:13.650
قصد دارم جواب‌ـش رو بدم و بهش
بگم که دارم تصميم‌ـم رو مي‌گيرم

27:14.710 --> 27:16.948
ولي در اين بين، تو بايد راهنمايي‌ـم کني

27:16.950 --> 27:22.948
اگه مجبور باشم، مي‌تونم خودم تکي باهاش مبارزه
کنم، يا اين‌که مي‌تونم به سازمان‌ـش ملحق بشم

27:22.950 --> 27:26.530
و از جانب پادشاه، تضعيف‌ـش کنم

27:27.470 --> 27:29.970
ولي تو بايد يه تصميمي بگيري

27:46.070 --> 27:50.210
به گمونم چندتا کار هست که مي‌تونم
طبق اختيار خودم انجام‌شون بدم

28:15.110 --> 28:16.890
تن لش‌ـت رو بلند کن وايسا

28:20.230 --> 28:23.268
سلام، تام

28:23.270 --> 28:26.268
فکر مي‌کردم شب رو لندن مي‌موني

28:26.270 --> 28:28.468
سلام، جاني

28:28.470 --> 28:31.908
چطوري، هان؟

28:31.910 --> 28:34.468
وضع دنده‌هات چطوره؟

28:34.470 --> 28:36.148
مي‌سازي؟

28:36.150 --> 28:38.948
کمابيش تام، آره -
آره؟ خوبه -

28:38.950 --> 28:42.028
و اون کيه؟

28:42.030 --> 28:45.090
مِيسي‌ـه، يا کلاراست؟

28:45.950 --> 28:49.188
اه! ساندراست

28:49.190 --> 28:55.868
،خب، اگه اجازه بديد بگم که
صبحونه‌هات پيشرفت چشمگيري داشتن

28:55.870 --> 28:59.028
آقاي شلبي... ببخشيد

28:59.030 --> 29:01.548
نگران نباش، ساندرا

29:01.550 --> 29:06.628
تنها راهي که از اين خونه اخراج
...بشي از طريق تُست سوخته

29:06.630 --> 29:08.228
يا صحبت‌کردن با پليسه

29:08.230 --> 29:10.908
برو ديگه، برو بخواب

29:10.910 --> 29:12.570
...و، ساندرا

29:13.870 --> 29:17.010
هرچي که جاني گفت، دروغ‌ـه

29:21.070 --> 29:22.808
...جاني، جاني، جاني

29:23.830 --> 29:26.508
مدتي که نبودي، يه پيغام گرفتم، تام

29:26.510 --> 29:30.308
يکي از قوم‌وخويش‌هاي آبراما گُلد
چهارنعل از «مريدن» راهي شد

29:30.310 --> 29:35.548
گفت که آبراما مي‌خواد بدوني که رفته
،اسکاتلند تا خودش به کارش رسيدگي کنه

29:35.550 --> 29:38.090
و اين‌که خودت مي‌دوني اون به چه معناست

29:39.630 --> 29:41.468
!گُه بگيرن

29:41.470 --> 29:46.290
پسره گفت که آبراما با
بنتليِ پالي از بيمارستان اومد

29:47.270 --> 29:50.330
پالي بهش کمک کرد

29:51.710 --> 29:54.588
!پالي بهش کمک کرد

29:54.590 --> 29:57.788
ولي نمي‌تونه از روي عشق
باشه، چون طرف‌حساب‌مون پالي‌ـه

29:57.790 --> 29:59.730
چون طرف‌حساب‌مون پالي وامونده‌ست

30:01.190 --> 30:03.628
خيلي‌خب، جاني. يه کاري برات دارم

30:03.630 --> 30:06.028
تام، من خيلي درد دارم

30:06.030 --> 30:07.988
لازمه که بري آبراما گُلد رو پيدا کني

30:07.990 --> 30:10.628
سر مرز «لوتيان» قوم‌وخويش داره، خانواد? فيوري

30:10.630 --> 30:12.028
!اه، محض رضاي خدا، تام

30:12.030 --> 30:17.388
فيوري‌ها، اونا که اصلاً واسه حرف‌زدن از کلمات
استفاده نمي‌کنن. فقط با ايماواشاره و زوزه

30:17.390 --> 30:19.508
مي‌ري پيش‌شون و پيداش مي‌کني

30:19.510 --> 30:21.348
تام، من دارم از درد تلف مي‌شم

30:21.350 --> 30:24.428
آره، ظاهراً که داري باهاش مي‌سازي -
گفتم به‌زور دارم باهاش مي‌سازم -

30:24.430 --> 30:29.548
خب، مي‌توني به‌زور بسازي که با آرتور بشيني توي
ماشين و ردّ برگ‌ها رو واسه پيداکردن خانواد? فيوري بگيري

30:29.550 --> 30:32.708
آرتور ترتيب هم? چيزهايي که لازمه‌شون
استخون و ماهيچه باشه رو مي‌ده

30:32.710 --> 30:35.928
من بهت هشدار دادم، تام. گُلدها
مسبب مرگ يکي‌مون مي‌شن

30:36.990 --> 30:39.888
!و ظاهراً قراره منِ وامونده باشم

30:41.710 --> 30:44.530
خب، يالا ديگه، بازش کن

30:48.710 --> 30:50.250
...پس

30:52.030 --> 30:55.228
امروز ضربان قلب بچه رو شنيدي

30:55.230 --> 30:57.988
خيلي تند مي‌زنه

30:57.990 --> 31:00.628
هدي? تولد بسنده‌اي مي‌بود

31:00.630 --> 31:02.690
يه زندگي جديد

31:07.550 --> 31:10.188
آزادي

31:10.190 --> 31:12.250
آزادگي

31:17.750 --> 31:20.228
به سلاح مي‌خوره

31:20.230 --> 31:26.090
من تنها به اين دليل اومدم چون مايکل داره از لندن
مياد و گفت که دل‌ـش نمي‌خواد تو تنها باشي

31:28.390 --> 31:31.172
...خب

31:31.173 --> 31:34.068
پيشکش آزادگي فکر کي بود؟

31:34.070 --> 31:36.330
من

31:37.550 --> 31:40.668
مي‌خواي مايکل و بچه رو ببري نيويورک؟

31:40.670 --> 31:42.250
آره

31:42.950 --> 31:44.788
بچه دو تا مادربزرگ خواهد داشت

31:44.790 --> 31:48.508
...اون‌يکي -
يکي‌شون در بين انسان‌ها زندگي مي‌کنه -

31:48.510 --> 31:51.650
اون‌يکي يه انسانه

31:52.790 --> 31:56.468
عيب نداره، من مست نيستم

31:56.470 --> 31:58.548
فقط آزاده‌ام

31:58.550 --> 32:02.068
خب، تو چي مي‌خواي؟

32:02.070 --> 32:04.010
رضايت من رو؟

32:06.830 --> 32:08.948
کمک‌ـت رو

32:08.950 --> 32:12.948
مايکل دل‌ـش مي‌خواد تو باهامون بياي

32:12.950 --> 32:15.730
«همه‌مون مي‌تونيم توي «لانگ آيلند
درست لب ساحل زندگي کنيم

32:17.190 --> 32:19.530
مگه «لانگ آيلند» توي استراليا نيست؟

32:21.190 --> 32:26.130
يا توي کاليفرنياست، در ميان سرخ‌پوست‌ها؟ -
توي نيويورک‌ـه، پالي -

32:28.110 --> 32:30.450
مي‌دوني، ما همه سعي مي‌کنيم در بريم

32:32.670 --> 32:35.170
ولي هيچ‌وقت اين‌کارو نمي‌کنيم

32:45.670 --> 32:49.490
کاش من امروز اون ضربان قلب رو حس کرده بودم

32:53.070 --> 32:56.250
کم‌کم داري جوري به نظر مي‌رسي
که انگار دل‌ـت به حال خودت مي‌سوزه

32:59.910 --> 33:02.468
من آمريکايي‌ام

33:02.470 --> 33:06.250
.ما لقمه رو دور سر خودمون نمي‌چرخونيم
صاف مي‌ريم سر اصل مطلب

33:07.390 --> 33:11.850
و بچه‌ام... نيويورک متولد مي‌شه

33:23.710 --> 33:26.650
من از جابجايي اين ديدار به
مِي‌خونه خوش‌حال نيستم
يا مِي‌خان? داراي جواز کسب: اشاره licensed premises ]
به مکان‌هايي در بريتانيا دارد که در آن‌جا خرده‌فروشي و مصرف
[ نوشيدني‌هاي الکلي و يا استعمال دخانيات مجاز است

33:28.510 --> 33:33.468
پول بليط قطار رو روي دست اتحاديه‌ت
نذاشتي، ولي بازم از لندن بيزاري

33:33.470 --> 33:36.788
ما دنبال سخنران‌هاي محبوب
براي تظاهرات آتي‌مون هستيم

33:36.790 --> 33:39.988
توي مجلس عوام داري براي خودت
اسم و رسمي دست‌وپا مي‌کني

33:39.990 --> 33:42.148
!بتي

33:42.150 --> 33:43.308
چي مي‌نوشي؟

33:43.310 --> 33:44.890
آب

33:46.070 --> 33:48.788
يه بطري شامپاين، بتي -
تنها مي‌نوشي‌ـش -

33:48.790 --> 33:50.028
هدف هم همينه

33:50.030 --> 33:52.170
بنشينيم، دوشيزه ايدن؟

34:17.910 --> 34:21.188
به سلامتي انقلاب

34:21.190 --> 34:24.810
خب، زندگي به‌عنوان يک جامعه‌گرا چطوره؟

34:26.750 --> 34:29.028
اين ليوان

34:29.030 --> 34:30.850
حباب‌هاش

34:31.990 --> 34:34.130
خودشون رو مي‌کِشن بالا

34:35.230 --> 34:38.388
هر حباب شانس يکساني براي بالااومدن داره

34:38.390 --> 34:41.388
اين نوع غيرعادي‌اي از جامعه‌گراييه

34:41.390 --> 34:43.770
و اين بطري

34:44.750 --> 34:46.690
...به محض اين‌که سربطري در بياد

34:47.990 --> 34:50.708
ديگه نمي‌توني برش گردوني سر جاش

34:50.710 --> 34:52.930
بايد کاري که شروع کردي رو تموم کني

34:54.270 --> 34:56.850
زيرکيه، همين و بس

34:59.670 --> 35:02.172
پس داري سرسري مي‌گيري‌ـش

35:02.173 --> 35:05.268
امکان تغييرجبهه‌دادن آدم‌ها وجود داره

35:05.270 --> 35:06.788
حتي آدم‌هاي تو

35:06.790 --> 35:08.868
آدم‌هاي من؟ -
آره -

35:08.870 --> 35:11.348
براي اونا، هيچ فرقي نداره

35:11.350 --> 35:13.210
کمونيسم. فاشيسم

35:14.230 --> 35:17.108
براي اکثر آدم‌ها، حکم مقايس? سيب با سيب رو داره
برعکس اصطلاح مقايس? سيب با پرتقال که اشاره ]
[ به مقايس? دو چيز کاملاً متفاوت از هم را دارد

35:17.110 --> 35:19.268
موضوع تظاهرات، فاشيسم‌ـه

35:19.270 --> 35:22.188
ازت مي‌خوام بر عليه‌ش صحبت کني

35:22.190 --> 35:24.210
...در جوابِ سؤال‌ـت

35:25.110 --> 35:31.090
من نمي‌تونم در تظاهرات‌تون سخنراني
کنم... چون بخشي از راهبرد فعلي نيست

35:33.990 --> 35:36.828
حال‌ـت خوبه، توماس؟

35:36.830 --> 35:39.328
مي‌خواي يه مرد برسوندت خونه؟

35:40.870 --> 35:44.210
مي‌دونستم نبايد اين ديدار رو
در مِي‌خونه انجام مي‌داديم

35:59.150 --> 36:01.210
شاد يا غمگين، توماس؟
اشاره به قسمت دوم از فصل اول که تامي از گريس خواست تا برايش ]
[ آواز بخواند و گريس پرسيد شاد يا غمگين و جواب تامي «غمگين» بود

36:12.430 --> 36:16.170
بهت هشدار مي‌دم، دل‌ـت رو مي‌شکنم‌ها

36:31.190 --> 36:33.370
انتظار نداشتم بياي خونه

36:36.790 --> 36:39.988
فرانسيس گفت که ليندا امروز اين‌جا بود

36:39.990 --> 36:43.210
فرانسيس وفاداري به‌خصوصي داره، مگه نه؟

36:44.510 --> 36:48.290
خب، آدم‌ها به افرادي که
مزدشون رو مي‌دن، وفادارن

36:49.790 --> 36:54.108
همچنين، مگي از تلفن‌خونه
گفت که چندتا تماس گرفتي

36:54.110 --> 36:56.490
پس مي‌دوني که با يه وکيل تماس گرفتم

36:57.590 --> 37:00.170
مگي به مکالمه‌مون گوش داد؟

37:05.270 --> 37:08.108
گفت که وکالت‌ـم رو برعهده مي‌گيره

37:08.110 --> 37:11.428
ولي گوشي رو قطع کردم

37:11.430 --> 37:13.930
همون‌جا و همون موقع، يه تصميمي گرفتم

37:15.616 --> 37:20.050
و زماني که صداي توقف ماشين‌ـت
رو شنيدم، لباس‌هام رو عوض کردم

37:24.670 --> 37:27.370
،تو گفتي که توي مغزت
همچنان بابت‌ـش پول مي‌دي

37:28.750 --> 37:35.828
بنابراين تصميم گرفتم به گرفتن مزد ادامه بدم و دل‌ـم رو
با مغزم يربه‌ير کنم، جوري که انگار دفتر حساب‌وکتاب‌ها بود

37:35.830 --> 37:39.410
براي مغزم يه شيلينگ بيشتر ارزش قائل‌ـم -
!هاه -

37:42.950 --> 37:48.010
آخرين باري که مجبور بودي نگران
شيلينگ باشي کِي بود، هان؟

37:48.830 --> 37:52.948
آدم‌ها به افرادي که مزدشون رو مي‌دن، وفادارن

37:52.950 --> 37:55.290
به همين خاطر بهت وفادار مي‌مونم

37:56.630 --> 37:59.708
ولي قول‌وقرارمون اينه

37:59.710 --> 38:04.948
توي خون? من کس ديگه‌اي رو نمي‌کني، نه
در ظرف روزي که دست بچه‌مون رو مي‌گيري

38:04.950 --> 38:06.850
نه يه روز قبل، نه يه روز بعدش

38:09.110 --> 38:11.748
و گاهي اوقات من رو راه مي‌دي

38:11.750 --> 38:13.970
توي مغزت

38:16.951 --> 38:18.668
تا خالي‌ـش کني

38:18.670 --> 38:20.690
از چيزي که نياز به خالي‌شدن داره

38:21.510 --> 38:23.290
قبول؟

38:28.510 --> 38:30.788
...و اين

38:30.790 --> 38:32.850
هميشه

38:33.950 --> 38:37.410
قول‌وقرارمون اينه که... تو مال من‌ـي

38:38.550 --> 38:41.268
دارايي من‌ـي

38:41.270 --> 38:43.530
هيچ‌کس به دارايي من دست نمي‌زنه

38:46.950 --> 38:49.228
من به خودم دست مي‌زنم، ولي بازم
در هر صورت توئي که دست مي‌زني

38:49.230 --> 38:52.090
پس به همين خاطر گوشي رو قطع کردم

38:58.110 --> 39:00.388
نه، تام

39:00.390 --> 39:02.970
دست‌کم توي تخت‌خواب انجام‌ـش مي‌ديم

39:17.430 --> 39:19.850
همه‌چيز مال منه، ليزي

39:21.790 --> 39:24.090
همه‌چيز

39:54.910 --> 39:57.148
آرتور

39:57.150 --> 39:59.068
هوم؟ -
حق با فرانسيس بود -

39:59.070 --> 40:00.508
ليندا امروز اين‌جا بود

40:00.510 --> 40:02.188
گُه بگيرن

40:02.190 --> 40:04.370
چي گفت، هان؟

40:05.350 --> 40:12.028
فقط مي‌خوام باهاش حرف بزنم، همين -
آرتور، گوش کن. اول، بايد بري اسکاتلند و آبراما گُلد رو برگردوني -

40:12.030 --> 40:13.588
بعدش مي‌ريم ليندا رو پيدا مي‌کنيم

40:13.590 --> 40:15.988
نه، نه، نه، نه

40:15.990 --> 40:18.330
من هِي بهت زنگ مي‌زنم، تام

40:20.070 --> 40:22.508
خودت‌ـم مي‌دوني

40:22.510 --> 40:29.468
دوباره و دوباره و دوباره زنگ مي‌زنم به اين شماره

40:29.470 --> 40:35.890
اگه جواب ندي، مي‌پّرم توي ماشين وامونده‌ام
و مي‌رونم به سمت خونه‌ت، خودت‌ـم مي‌دوني

40:37.390 --> 40:45.490
اگه مجبور باشم تمام شب رو اون‌جا مي‌مونم. تا بهم
نگي چي مي‌دوني، جايي نمي‌رم، نمي‌رم اسکاتلند

40:56.190 --> 40:57.668
صحيح، گوش کن چي مي‌گم

40:57.670 --> 41:00.228
آدرس ندارم

41:00.230 --> 41:03.130
اما «بورن‌ويل»ـه، پيش «کوئيکر»ها

41:04.150 --> 41:07.530
ظاهراً، پاي يه «دوست» در ميونه

41:08.710 --> 41:14.868
يه زن داشت که سال 1918 از آنفولانزاي
اسپانيايي مُرد. و يه دختر داره

41:14.870 --> 41:16.868
همين واسه پيداکردن‌ـش بايد کافي باشه

41:16.870 --> 41:18.388
...آرتور

41:18.390 --> 41:21.930
فقط با طرف صحبت کن و
يه پيغام به ليندا برسون

41:22.670 --> 41:25.868
اتفاقي نيوفتاده، آرتور

41:25.870 --> 41:30.108
.«طرف يه «کوئيکر»ـه، يه «دوست
اونا مثل ما نيستن، صحبت مي‌کنن

41:30.110 --> 41:32.948
اوه، باهاش صحبت مي‌کنم

41:32.950 --> 41:35.668
مرد و مردونه

41:35.670 --> 41:37.788
...و بعدش، بعد از اون

41:37.790 --> 41:40.108
مي‌رم شمال، هوم
[ اشاره به اسکاتلند ]

41:40.110 --> 41:43.468
به کارمون رسيدگي مي‌کنم. بهت قول مي‌دم

41:43.470 --> 41:45.890
...آرتور. آرتور، گوش کن چي مي‌گم

42:01.470 --> 42:04.148
با کي داشتي حرف مي‌زدي؟

42:04.150 --> 42:07.348
مجبورم از تو بپرسم، چون
مگي از تلفن‌خونه بهم نمي‌گه

42:07.350 --> 42:09.548
کي بود؟

42:09.550 --> 42:12.588
آرتور بود؟

42:12.590 --> 42:14.708
برادرم رو صحيح‌وسالم لازم دارم

42:14.710 --> 42:17.290
آرتور خودش واسه خودش تصميم مي‌گيره

42:19.190 --> 42:23.530
با يه شلبي که ازدواج کني، متأهل مي‌موني

42:24.830 --> 42:26.570
گُه بگيرن

42:29.300 --> 42:31.300
« ميعادگاه دوستان »

42:32.510 --> 42:34.148
خب، اين رو ببين، هوم؟

42:34.150 --> 42:35.628
کمکي از دست‌ـم بر مياد؟

42:35.630 --> 42:38.028
آره، فکر کنم بياد

42:38.030 --> 42:40.948
دنبال ليندا شلبي مي‌گردم

42:40.950 --> 42:42.450
مي‌شناسي‌ـش؟

42:44.150 --> 42:46.330
هان؟ من آرتورـم

42:47.350 --> 42:49.628
شوهرش

42:49.630 --> 42:52.970
اگه شوهرـشيد، دل‌ـش
نمي‌خواد باهاتون صحبت کنه

42:53.910 --> 42:57.668
خب، ببين‌ـت

42:57.670 --> 43:00.468
چه باهوشي، هان؟

43:00.470 --> 43:03.548
چيه، تمام جواب‌هاي وامونده رو داري، آره؟

43:03.550 --> 43:06.228
خب، بذار با يکي ديگه امتحان‌ـت کنيم. هان؟

43:06.230 --> 43:13.788
...بذار با يکي ديگه امتحان‌ـت کنيم. چطوره که
چطوره که از درون در پِي حقيقت باشيم، هوم؟

43:13.790 --> 43:15.948
بيا يه نگاه بندازيم، هوم؟
بيا يه نگاه بندازيم

43:15.950 --> 43:17.668
ببينيم اين داخل چي داري، هان؟

43:17.670 --> 43:20.290
!حروم‌زاد? کثيف

43:25.830 --> 43:30.148
هان؟ مي‌خواي به گشتن ادامه بديم، هان؟

43:30.172 --> 43:34.472
? Anna Calvi - Lady Grinning Soul ?

44:13.710 --> 44:18.068
هي، دوباره ازت مي‌پرسم

44:18.070 --> 44:20.468
هان؟ هان؟

44:20.470 --> 44:22.930
دوباره ازت مي‌پرسم

44:24.870 --> 44:28.548
کجاست؟ هان؟

44:28.550 --> 44:31.130
کجاست؟

44:33.990 --> 44:36.368
هان؟ هان؟ -
...نه. نه، نه، نه -

45:06.430 --> 45:08.770
من مرد خوبي‌ام

45:09.830 --> 45:12.810
منِ وامونده هم عين تو مرد خوبي‌ام

45:17.550 --> 45:19.330
يه مرد خداترس

45:20.630 --> 45:22.810
توي دل‌ـم خوبي دارم

45:23.510 --> 45:26.370
!توي دل‌ـم خوبي دارم

45:32.990 --> 45:34.748
...ولي دست‌هام

45:34.750 --> 45:37.490
اين دست‌ها متعلق به شيطان‌ـه

45:38.990 --> 45:41.250
!شيطانِ وامونده

45:50.110 --> 45:53.290
وايسا... تو کي هستي؟

46:14.150 --> 46:16.548
ليندا برگشت؟

46:16.550 --> 46:20.548
نه

46:20.550 --> 46:25.490
اسکاتلنده؟ به همين خاطر داري مي‌ري؟ -
نه، اسکاتلند نيست، چارلي -

46:27.790 --> 46:30.348
ويسکي. ويسکي مي‌خوايم

46:30.350 --> 46:32.868
نقشه. سيگار

46:32.870 --> 46:35.828
وَن رو بار بزن، ما همه‌ش رو مي‌خوايم -
ما» يعني کي؟» -

46:35.830 --> 46:37.348
من و جاني‌داگز

46:37.350 --> 46:39.308
اه

46:39.310 --> 46:42.210
پس توئي و جاني‌داگز در مقابل اسکاتلند؟

46:45.190 --> 46:50.188
مي‌دوني، دوستان‌مون در «بي‌اِس‌اِي» مي‌تونن
چندتا از اون توپ‌هاي توپخونه‌اي جديدي که ده گلوله
[ بي‌اِس‌اِي: شرکت سلاح‌هاي سبک بيرمنگام ]

46:50.190 --> 46:53.988
در ثانيه شليک مي‌کنن رو برات جور کنن. مي‌توني
يه‌دونه سوار کني روي سقف ماشين وامونده‌ت

46:53.990 --> 46:56.828
بنزين. بنزين لازم داريم

46:56.830 --> 47:00.410
ان‌قدر ته شماله که آت‌وآشغال تموم مي‌کنن

47:01.283 --> 47:06.130
آره. هنوزم با اراب? جنگي مي‌رن اين‌ور اون‌ور

47:09.350 --> 47:12.708
،کرلي، آرتور داره مي‌ره اسکاتلند
بنابراين نارنجک لازم داره

47:12.710 --> 47:15.948
چندتا؟ -
اي‌بابا، انگار که عاديه -

47:15.950 --> 47:20.908
دوستان‌مون در «بي‌اِس‌اِي» هنوز کُلي از جنگ
...براشون مونده، ولي نمي‌تونيم بهشون

47:20.910 --> 47:23.988
چندتا دونه نارنجک برام بيار، کرلي، هان؟ هوم؟

47:23.990 --> 47:26.708
از اون پشت پيدا مي‌کني، هان؟ پسر خوب، آره؟

47:26.710 --> 47:29.148
.برو چندتا دونه برام بيار
بزن‌شون به حساب من

47:29.150 --> 47:30.770
آره

47:32.870 --> 47:34.388
چندتا؟

47:34.390 --> 47:36.850
سه تا، کرلي -
سه تا. سه تا -

47:43.030 --> 47:45.370
يه راه واسه برگردوندن ليندا پيدا کن، آرتور

47:47.990 --> 47:50.530
بدون اون، همين‌جوري‌ـشم با مُرده فرقي نداري

48:00.850 --> 48:05.950
« گـلاسـکـو »

48:15.430 --> 48:18.290
!«خودشون‌ـن، «پسران بيلي

48:38.790 --> 48:40.668
آقايون

48:40.670 --> 48:45.249
شما الآن از مرز رد شديد و وارد
شهرستان «تولکراس شرقي» شُديد

48:46.070 --> 48:52.188
حالا، بر اساس قانون اساسي
،«نانوشت? شهرستان «تولکراس

48:52.190 --> 49:03.828
کولي‌ها، کاتوليک‌ها و ديگر اشخاصِ با اذهان گناه‌کار، به‌علت کيفيت
پايين کارشون اجازه ندارن روي جاده‌هاي ناحي? پروتستان ما کار کنن

49:03.830 --> 49:07.708
پس، از اين‌جا به بعد، پسرهاي
من کار رو برعهده مي‌گيرن

49:07.710 --> 49:16.668
ابزار، قير، آتش‌دان... و
وسيل? نقليه‌تون لازم‌مون مي‌شه

49:16.670 --> 49:21.508
شماها کولي‌ايد، به‌راحتي
مي‌تونيد يکي ديگه بدزديد

49:21.510 --> 49:24.330
کليد بارکش دست منه

49:50.590 --> 49:52.530
!اه

50:16.230 --> 50:18.050
...حالا

50:19.110 --> 50:23.428
از شما پسرا مي‌خوام که يه
پيغام به جيمي مک‌کاورن برسونيد

50:23.430 --> 50:27.170
شما پسر من رو کُشتيد. به صليب کشيديدش

50:30.550 --> 50:39.490
حالا، توي اين تفنگ... يه گلوله هست
و روـش اسم مک‌کاورن حک شده

50:43.230 --> 50:51.170
و موقعي که زمان مصلوب‌سازي‌ـش از راه
برسه، من کسي‌ام که ميخ‌ها رو مي‌کّوبه

51:34.230 --> 51:36.668
!آقاي شلبي

51:36.670 --> 51:38.530
بالأخره تنهائيد

51:40.590 --> 51:42.690
به نظر من تيم خيلي خوبي تشکيل مي‌ديم

51:44.470 --> 51:46.968
قرقاول‌ها نمي‌فهمن از کجا خوردن

51:51.630 --> 51:53.770
تيرانداز بسيار خوبي هستيد، آقاي شلبي

51:54.990 --> 51:59.588
در سواره‌نظام دهقاني بوديد، درسته؟ -
در سواره‌نظام -
اشاره به گارد پدافند ملي بريتانيا که در اواخر قرن هجدهم و ]
در بحبوح? ترس از تهاجم و قيام در دوران جنگ‌هاي انقلاب فرانسه
[ از بين نيروهاي داوطلب دهقانان و اشرافيان زمين‌دار تشکيل شد

51:59.590 --> 52:02.508
نشان خدمات برجسته رو گرفتيد

52:02.510 --> 52:03.890
اون کمک مي‌کنه

52:04.830 --> 52:06.170
به چي؟

52:07.270 --> 52:09.828
دو ماه پيش، من رُم بودم

52:09.830 --> 52:11.490
با آقاي موسوليني ديدار کردم
بنيتو موسوليني: روزنامه‌نگار، سياست‌مدار و رهبر ]
[ ايتالياي فاشيست در طي دوران جنگ جهاني دوم

52:12.270 --> 52:14.290
...من و شما و مرداني مثل اون

52:16.310 --> 52:18.330
آينده رو شکل مي‌ديم

52:20.430 --> 52:22.690
کِي از حزب کارگر استعفا مي‌ديد؟

52:25.190 --> 52:28.330
روز قبل از اين‌که تشکل حزب جديدم رو اعلام کنم

52:30.910 --> 52:36.170
اتحادي? فاشيست‌هاي بريتانيا» در تاريخ»
اول ژانوي? سال آينده متولد خواهد شد

52:36.950 --> 52:38.770
اولين روز از دهه‌اي جديد

52:41.030 --> 52:44.570
ده? 1930، آقاي شلبي، متعلق به ما خواهد بود

52:47.150 --> 52:49.410
اون سيگاره رو آورديد؟

52:52.030 --> 52:54.348
...قبل از اين‌که دود کنيم

52:54.350 --> 52:56.050
من شرايطي دارم

52:58.070 --> 53:00.810
واقعاً قرار نيست از اون نوع رابطه‌ها باشه

53:04.590 --> 53:07.410
فقط به‌مانند مرد ارجمندي که بهش
تبديل خواهيد شد سيگار دود کنيد

53:22.830 --> 53:24.948
بله، سرهنگ بن يانگر

53:24.950 --> 53:28.210
من يک خط محرمان? اختصاصي دارم؛ کد 78

53:30.350 --> 53:32.788
من‌ـم

53:32.790 --> 53:35.428
موافقت کردم که با دوست‌مون کار کنم

53:35.430 --> 53:38.228
قراره اول ژانويه اعلام کنه

53:38.230 --> 53:43.450
بايد بدونم موقعيت‌ـم به‌عنوان يک مخبر
عليه اون به‌طور رسمي تصديق شده يا نه

53:49.950 --> 53:52.668
،امروز، آقايون

53:52.670 --> 54:03.348
ما انتقام حمله‌اي بي‌دليل به اعضاي سازمان‌مون که فقط داشتن
وظيف? روزمر? گشت‌زني مرزي رو انجام مي‌دادن، مي‌گيريم

54:03.350 --> 54:05.308
،دشمنان‌مون کولي‌ها هستن

54:05.310 --> 54:13.690
«اعضاي نژادي که به‌سبب چيزي که دانشمندان، «گزينش
خطاب‌ـش مي‌کنن، در هر صورت براي ريشه‌کن‌سازي نهادي مقدر شدن

54:14.790 --> 54:19.028
و از اون‌جايي که اين فلان‌فلان‌شده‌ها غسل
،تعمديد داده نشدن و اسم‌شون ثبت نشده
اشاره به غسل تعميدي که شخص در کليسا داده ]
[ مي‌شود و به‌صورت مسيحي نام‌گذاري مي‌شود

54:19.030 --> 54:25.730
ژاندارمري محلي همون‌قدر سريع که مي‌ندازدشون داخل يه قبر
گروهي، همون‌قدر سريع هم يه اسم واسه سنگ قبر پيدا مي‌کنه

54:26.910 --> 54:32.249
پس براي پيداکردن فراري‌اي که در پِي‌ـش هستيم
به هر طرزي که دل‌تون مي‌خواد اقدام کنيد

54:40.590 --> 54:42.528
صبح‌بخير، آقاي گُلد

54:43.050 --> 54:46.388
آره... «پسران بيلي» دارن ميان سراغ‌ـت

54:46.390 --> 54:48.370
من رو چجوري پيدا کردي؟

54:49.630 --> 54:53.028
اونا چجوري پيدام کردن؟ -
يه جورايي از دهن‌ـم پريد -

54:53.030 --> 54:56.770
تا راه چاره‌اي برات نذارم، هان؟
چيه، هوم؟ چيه؟

55:05.070 --> 55:07.388
و يه بنتلي بيرونه، روشنه

55:07.390 --> 55:09.868
ظاهراً سريع‌ترين موتور دنيا رو داره، که خوبه

55:09.870 --> 55:13.128
دو دقيقه وقت داريم تا از اين‌جا خارج بشيم

55:31.470 --> 55:35.388
ما مأمورين ژاندارمري ويژ?
لانارکشير شرقي هستيم

55:35.390 --> 55:39.210
ما در پِي مردي به نام آبراما گُلد هستيم

55:40.710 --> 55:45.050
اگه اين آقا رو تحويل ما بديد
به کسي آسيبي نمي‌رسه

56:18.150 --> 56:21.090
!گُه بگيرن! پناه بگيريد

56:51.470 --> 56:53.368
...خب، تامي شلبي

56:54.870 --> 56:56.650
...خواستار جنگ‌ـي

56:59.030 --> 57:01.410
جنگ هم گيرت مياد

57:13.950 --> 57:23.950
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
