1
00:00:01,348 --> 00:00:05,222
اسم من سروان سويينگ‌ـه، از
شش بخش اشغالي» تماس مي‌گيرم»

2
00:00:05,224 --> 00:00:11,339
اين مايکل‌ـه، هم‌خون‌تون، داشت با همون افرادي
که مُرد? شما رو مي‌خوان، معامله مي‌کرد

3
00:00:11,341 --> 00:00:12,791
روي اون کشتي چه اتفاقي افتاد؟

4
00:00:12,793 --> 00:00:15,948
گفت که اون گلاسکويي‌ها
اسم‌شون «پسران بيلي» بود

5
00:00:15,950 --> 00:00:17,908
دارودست? تيغ‌کِش پروتستان

6
00:00:17,910 --> 00:00:21,308
هر مردي که توي شرق گلاسکو
هست رو مديريت مي‌کنن

7
00:00:21,310 --> 00:00:23,788
ما يک آشناي مشترک داريم

8
00:00:23,790 --> 00:00:27,068
اين آقايون محترم «پسران بيلي» هستن

9
00:00:27,070 --> 00:00:28,828
من جيمي‌ام

10
00:00:28,830 --> 00:00:34,808
لازمه که آقاي شلبي متوجه
بشه که بهترين‌ـش کافي نيست

11
00:00:36,430 --> 00:00:38,348
جسم‌ـت مي‌شه ماي? عبرت

12
00:00:38,350 --> 00:00:40,548
تامي، از چي حرف مي‌زني؟

13
00:00:40,550 --> 00:00:43,388
دارم از يه صندلي خالي حرف مي‌زنم، ايدا

14
00:00:43,390 --> 00:00:45,708
صندلي من، تخت پادشاهي من

15
00:00:45,710 --> 00:00:48,930
،مردم فکر کنن قراره سقوط کنم
شروع مي‌کنن به حلقه‌زدن

16
00:00:53,900 --> 00:00:56,650
« <font color="#ff0000">به زمين بنگر و بذرهايي که کاشته‌اي را نظاره کن</font> »

17
00:00:56,670 --> 00:00:59,388
کي قراره تخت پادشاهي رو بگيره، هان؟

18
00:00:59,390 --> 00:01:01,468
رؤياي راجع به گرب? سياه
هيچ‌وقت اشتباه نيست

19
00:01:01,470 --> 00:01:03,810
...اونا پسرم رو به صليب کشيدن

20
00:01:05,230 --> 00:01:07,570
به‌خاطر تو

21
00:01:08,571 --> 00:01:14,571
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22
00:01:20,390 --> 00:01:23,290
صبح بخير، خواهران

23
00:01:26,190 --> 00:01:28,370
بياين دعا کنيم

24
00:01:30,500 --> 00:01:36,000
« <font color="#ff0000">يـتـيـم‌خـانـ? سـنـت هـيـلـدا، بـيـرمـنـگـام</font> »

25
00:01:36,001 --> 00:01:40,000
? The Pearl Harts - Black Blood ?

26
00:01:40,590 --> 00:01:43,210
...اي پدر ما، که در آسمان‌ـي

27
00:01:53,710 --> 00:01:55,850
...بلکه از شرير رهايي ده...

28
00:02:02,990 --> 00:02:10,610
زيرا ملکوت، قدرت و جلال
از آن توست تا ابدالاباد، آمين

29
00:02:18,670 --> 00:02:21,068
مي‌خواستيد با ما صحبت کنيد، آقاي شلبي؟

30
00:02:21,070 --> 00:02:22,348
بله

31
00:02:22,350 --> 00:02:24,348
با هم? ما؟ -
بله -

32
00:02:24,350 --> 00:02:27,188
در ساعت شش‌ونيم صبح؟

33
00:02:27,190 --> 00:02:29,330
بله

34
00:02:31,550 --> 00:02:34,650
ما اين‌جا سيگار نمي‌کشيم -
خب، منِ وامونده مي‌کشم -

35
00:02:35,830 --> 00:02:38,028
از الفاظ رکيک هم استفاده نمي‌کنيم

36
00:02:38,030 --> 00:02:40,348
در رفتار افراد بي‌گناه هم نقص پيدا نمي‌کنيم

37
00:02:40,350 --> 00:02:41,930
ولي تو کردي

38
00:02:42,710 --> 00:02:45,410
تؤ عوضي کردي

39
00:02:49,990 --> 00:02:52,268
مي‌تونم بپرسم اين ملاقات در مورد چيه؟

40
00:02:52,270 --> 00:02:57,188
مؤسس? خيري? گريس شلبي بزرگ‌ترين و تنها
منبع سرمايه‌اي براي اين بنياد خيريه‌ست

41
00:02:57,190 --> 00:03:01,228
که وقف مراقبت از دختران يتيم
جنوب بيرمنگام شده، خب؟

42
00:03:01,230 --> 00:03:03,148
که به اين خاطر سپاس‌گزاريم

43
00:03:03,150 --> 00:03:05,548
آها

44
00:03:05,550 --> 00:03:09,508
من يه خلق‌وخوي عصبي، مشابه اوني که
توي اين گزارش توصيف شده، دارم

45
00:03:09,510 --> 00:03:13,268
با اين وجود، بر خلاف تو، صبر مي‌کنم تا ميزون بشم

46
00:03:13,270 --> 00:03:15,450
گزارش کي؟

47
00:03:16,150 --> 00:03:18,450
شهادت بچه‌ها

48
00:03:22,310 --> 00:03:24,730
اونا با کي صحبت کردن؟

49
00:03:25,430 --> 00:03:28,988
تو کاري کردي که فقط با خداوند صحبت کنن -
خداوند شاهد اونا خواهد بود -

50
00:03:28,990 --> 00:03:32,308
يه خدا هست، و يه پيکي بلايندرها

51
00:03:32,310 --> 00:03:34,708
اين‌جا اسپارک‌هيل‌ـه، ما هم در اسمال‌هيث هستيم

52
00:03:34,710 --> 00:03:37,108
ما به اين‌جا نسبت به خدا، خيلي خيلي نزديک‌تريم

53
00:03:37,110 --> 00:03:40,028
و چيزهاي وحشتناکي شنيديم

54
00:03:40,030 --> 00:03:44,348
ما در اين مکان، بدترين نوع بچه‌ها رو داريم

55
00:03:44,350 --> 00:03:46,028
اونا به راحتيِ نفس‌کشيدن، دروغ مي‌گن

56
00:03:46,030 --> 00:03:47,708
شما اين‌جا يه بچ? سياه‌پوست دورگه داشتين

57
00:03:47,710 --> 00:03:50,570
مجبورش کردين با يه صابون متفاوت
با بقيه، خودش رو بشوره

58
00:03:52,870 --> 00:03:56,028
آقاي شلبي، گناهان خود شما، افسانه‌اي هستن

59
00:03:56,030 --> 00:03:59,050
...گناهان ما

60
00:04:00,830 --> 00:04:07,668
گناهان ما در برابر کتک‌زدن بچه‌ها با آجر و شيلنگ

61
00:04:07,670 --> 00:04:09,890
گناهان ما

62
00:04:15,510 --> 00:04:18,090
...گناهان ما

63
00:04:22,350 --> 00:04:26,650
در برابر بچ? سياه‌پوستي که از ترس
عصبانيت شما خودش رو حلق‌آويز کرد

64
00:04:29,310 --> 00:04:32,130
...متوجه نمي‌شم چطور -
!تو اصلاً نمي‌توني ببيني -
<font color="#ffff80">[ ايهام: نمي‌تونم ببينم  ]</font>

65
00:04:35,910 --> 00:04:37,850
حالا بذارش روي چشم‌ـت

66
00:04:39,710 --> 00:04:41,748
بذارش روي صورت‌ـت

67
00:04:41,750 --> 00:04:45,228
وگرنه چشم‌ـهات هستن که از هم مي‌پاشن

68
00:04:45,230 --> 00:04:48,148
خواهش مي‌کنم تصور نکن که در
انجام اين کار، لحظه‌اي درنگ مي‌کنم

69
00:04:48,150 --> 00:04:53,650
يا اين‌که از دعاهاي شما
يا صليب‌هاتون واهمه دارم

70
00:05:15,750 --> 00:05:17,930
حالا دنيا رو ازهم‌پاشيده مي‌بيني

71
00:05:18,790 --> 00:05:22,148
مثل همون بچه‌هايي که کتک مي‌زدي

72
00:05:22,150 --> 00:05:24,370
حالا به من نگاه کن

73
00:05:25,430 --> 00:05:27,690
به من نگاه کن

74
00:05:32,270 --> 00:05:36,268
!به من نگاه کن

75
00:05:36,270 --> 00:05:38,570
وجوه پس گرفته مي‌شن

76
00:05:42,230 --> 00:05:46,708
تمام بچه‌ها از اين‌جا به مؤسسات خودمون منتقل مي‌شن -
...شما حق اين رو ندارين که بگيد بچه‌ها -

77
00:05:46,710 --> 00:05:48,428
...اگر سراغ تو بيام

78
00:05:48,430 --> 00:05:51,588
...و هنوز ممکنه تصميم بگيرم که بيام

79
00:05:51,590 --> 00:05:58,648
کفش پاشنه‌بلند پام مي‌کنم تا بتوني صداي نزديک‌شدن‌ـم رو از
روي سنگ‌فرش‌ها بشنوي و فرصت اين رو داشته باشي که توبه کني

80
00:06:04,190 --> 00:06:06,530
منتظر شنيدن صداي پاي من باش

81
00:06:23,150 --> 00:06:25,610
تولدت مبارک، پال

82
00:06:26,950 --> 00:06:29,850
توي پهن اسب خيلي خوب رشد مي‌کنن، پال

83
00:06:30,870 --> 00:06:33,290
کرلي، يه مقدار آب‌جو بريز، خب؟

84
00:06:35,910 --> 00:06:38,308
قطار به مقصد لندن يک ساعت ديگه حرکت مي‌کنه

85
00:06:38,310 --> 00:06:41,228
آرتور، مايکل، شما با من مياين

86
00:06:41,230 --> 00:06:44,908
تامي، من امروز بايد جينا رو ببرم بيمارستان

87
00:06:44,910 --> 00:06:50,988
يک هفته قبل، يکي از مورداِعتمادترين
افراد ما توسط جيمي مک‌کاورن کشته شد

88
00:06:50,990 --> 00:06:55,028
مردي که قراره در لندن باهاش صحبت کنيم
داره رابطه‌اي با جيمي مک‌کاورن به وجود مياره

89
00:06:55,030 --> 00:06:58,708
پس قرارهاي ملاقات‌ـت رو لغو کن، و
ايدا مي‌تونه جينا رو ببره بيمارستان

90
00:06:58,710 --> 00:07:02,268
اين کاري‌ـه که زن‌ها انجام مي‌دن

91
00:07:02,270 --> 00:07:05,650
و اون کثافتي که به کفش‌ـت هست رو قبل از
اين‌که بشيني توي ماشين‌ـم پاک کن، خب؟
<font color="#ffff80">[ ايهام: ريگي که به کفش‌ـت هست ]</font>

92
00:07:07,390 --> 00:07:14,948
مايکل، اونا ادامه مي‌دن و ادامه مي‌دن تا معلوم بشه
بي‌گناهي و بعد ازت مي‌کِشن بيرون، ولي به‌خصوص از من

93
00:07:14,950 --> 00:07:18,628
پالي، تو برو بيمارستان و با آبراما گُلد صحبت کن

94
00:07:18,630 --> 00:07:23,108
بهش بگو يه راهبرد آماده کرديم
تا انتقام مرگ پسرش رو بگيريم

95
00:07:23,110 --> 00:07:25,068
پس کار عجولانه‌اي نکنه

96
00:07:25,070 --> 00:07:28,068
و از طرف کل خانواده همدري صميمانه بهش ابراز کن

97
00:07:28,070 --> 00:07:30,468
چرا من؟

98
00:07:30,470 --> 00:07:34,828
چون آبراما گُلد عاشق‌ـته. حتي
رفته موهاش رو اصلاح کرده

99
00:07:34,830 --> 00:07:37,908
و بوي عطر تو ممکنه به تسکين دردش کمک کنه

100
00:07:37,910 --> 00:07:40,708
تامي، من امروز 45 ساله شدم

101
00:07:40,710 --> 00:07:43,308
‏‏45 سال‌ـته و هنوز سينه‌سوخته داري، ها؟

102
00:07:43,310 --> 00:07:44,988
آره -
به سلامتي پالي -

103
00:07:44,990 --> 00:07:46,588
پالي گِري

104
00:07:46,590 --> 00:07:47,628
پالي

105
00:07:47,630 --> 00:07:49,468
تولدت مبارک، پال

106
00:07:49,470 --> 00:07:53,748
کرلي، يه گاري روبه‌راه کن تا
روح باني گُلد رو ببره بهشت

107
00:07:53,750 --> 00:07:59,068
عسايا، دستکش‌هاي بوکس‌ـش رو
از باشگاه بيار تا همراه جسدش بسوزونيم

108
00:07:59,070 --> 00:08:02,728
مايکل، بنتلي رو بيار، يه قطار هست که بايد بهش برسيم
<font color="#ffff80">[ بنتلي: برند معروف ماشين، ساخت انگلستان ]</font>

109
00:08:04,830 --> 00:08:07,810
و يادت نره که اون کثافت رو از کفش‌هات پاک کني، خب؟

110
00:08:11,590 --> 00:08:14,450
فقط ماشين رو روشن کن و برون

111
00:08:14,451 --> 00:08:18,451
? Anna Calvi - Ain’t No Grave [Original: Johnny Cash] ?

112
00:08:32,910 --> 00:08:35,188
خب، راهبرد چيه؟

113
00:08:35,190 --> 00:08:36,548
تو مي‌توني لبخند بزني

114
00:08:36,550 --> 00:08:39,410
تو... لبخند نزن

115
00:08:44,550 --> 00:08:46,010
قشنگه

116
00:08:47,070 --> 00:08:48,388
خيلي قشنگه، تام

117
00:08:48,390 --> 00:08:50,748
همممم

118
00:08:50,750 --> 00:08:53,828
اگرچه، بايد بگم، فکر مي‌کردم
دفترت بزرگ‌تر از اين باشه

119
00:08:53,830 --> 00:08:55,148
خواهد شد

120
00:08:55,150 --> 00:08:56,908
مايکل، تو بشين

121
00:08:56,910 --> 00:08:58,810
آرتور، تو کنار پنجره وايسا

122
00:09:08,270 --> 00:09:11,028
خب، با کي ملاقات مي‌کنيم؟

123
00:09:11,030 --> 00:09:13,548
...مردي که قراره باهاش ملاقات کنيم

124
00:09:13,550 --> 00:09:15,628
وزير قلمروي دوک «لنکستر» هست

125
00:09:15,630 --> 00:09:19,748
...اون همچنين قائم‌مقام رئيس خزانه‌داري‌

126
00:09:19,750 --> 00:09:23,690
و مشاور کابين? نخست‌وزير بريتانياي کبير هست

127
00:09:25,510 --> 00:09:28,090
هر دوي شما قبلاً مردهاي بد ديدين

128
00:09:29,630 --> 00:09:32,090
مردي که قراره باهاش
ملاقات کنيم، خودِ شيطان‌ـه

129
00:09:37,230 --> 00:09:40,170
بله، بفرستش داخل

130
00:10:09,950 --> 00:10:13,249
فکر نکنم هرگز بشه بدون اعضاي
خانواده‌تون، شما رو ديد

131
00:10:18,590 --> 00:10:22,410
مي‌دونم که شما مردي به نام
جيمي مک‌کاورن رو مي‌شناسين

132
00:10:27,190 --> 00:10:29,210
مي‌شه يک نخ سيگار بردارم؟

133
00:10:30,110 --> 00:10:32,610
خواهش مي‌کنم

134
00:10:52,110 --> 00:10:54,250
جيمي مک‌کاورن ديگه کيه؟

135
00:10:55,310 --> 00:10:57,228
...طي دوازده ماه گذشته

136
00:10:57,230 --> 00:11:04,530
شما به افراد مختلفي در سراسر کشور مراجعه کردين که
فکر مي‌کنيد ممکنه قادر باشن به جنبش‌ـتون کمک کنن

137
00:11:05,910 --> 00:11:08,148
مک‌کاورن يکي از اون افراد هست

138
00:11:08,150 --> 00:11:10,228
اون کشتي‌سازي‌هاي شرق گلاسکو رو اداره مي‌کنه

139
00:11:10,230 --> 00:11:13,868
اون يکي از همکاران من رو کُشته

140
00:11:13,870 --> 00:11:16,570
من مي‌خوام بدونم که راهبرد شما چيه

141
00:11:24,230 --> 00:11:26,730
اون‌يکي برادر شماست، بله؟

142
00:11:28,350 --> 00:11:31,770
بله، و من مشاور تجاري‌شون هستم

143
00:11:33,710 --> 00:11:36,010
مايليم در مورد تجارت صحبت کنيم

144
00:11:36,990 --> 00:11:39,348
مايکل

145
00:11:39,350 --> 00:11:41,850
مايکل گِري

146
00:11:42,790 --> 00:11:45,728
تو تمام پول پسرخاله‌ت رو با
احمق‌بازي در آمريکا به باد دادي

147
00:11:47,510 --> 00:11:52,228
يک کاباره در ديترويت به اسم
گلادياتور» که مشتري دائم‌ـش بودي»

148
00:11:52,230 --> 00:11:54,628
...پول رو از دست دادي

149
00:11:54,630 --> 00:11:57,490
و اون‌جا يک همسر پيدا کردي

150
00:12:00,350 --> 00:12:07,048
و آرتور شلبيِ عزيز بيچاره وايساده کنار پنجره
نگران اينه که همسرش هيچ‌وقت برنگرده

151
00:12:08,270 --> 00:12:12,148
جاسوس‌هام بهم گفتن که اون
با مرد ديگه‌اي ديده شده

152
00:12:12,150 --> 00:12:13,668
...آرتور

153
00:12:13,670 --> 00:12:15,148
آرتور

154
00:12:15,172 --> 00:12:17,749
وقت اين هم فرا مي‌رسه

155
00:12:17,750 --> 00:12:19,588
و... خودشه

156
00:12:19,590 --> 00:12:24,568
بيست ثانيه گذشت و من مجبورشون کردم
که به زبان پشت‌کوهي‌شون صحبت کنن

157
00:12:27,270 --> 00:12:29,308
آقاي شلبي، من نقشه‌هايي دارم

158
00:12:29,310 --> 00:12:32,970
من به مرداني مثل شما نياز دارم

159
00:12:33,790 --> 00:12:37,170
با اين تفاوت که البته، مرد
ديگه‌اي مثل شما وجود نداره

160
00:12:38,070 --> 00:12:41,050
من دقيقاً به خودِ شما نياز دارم

161
00:12:42,510 --> 00:12:47,468
ولي، خواهش مي‌کنم، تصور نکنيد که من
خودم رو درگير جنگ‌هاي قلمرويي مي‌کنم

162
00:12:47,470 --> 00:12:49,508
شما دشمنان زيادي دارين

163
00:12:49,510 --> 00:12:52,250
ورق‌ها رو بـُر بزنيد و يه ورق ديگه انتخاب کنيد
<font color="#ffff80">[ يکي ديگه رو براي جنگيدن انتخاب کنيد ]</font>

164
00:12:59,270 --> 00:13:03,068
...اون تحقيقات در مورد روزنامه‌نگار مُرده

165
00:13:03,070 --> 00:13:04,788
...هم‌جنس‌بازـه

166
00:13:04,790 --> 00:13:06,890
کاري کردم منتفي بشه

167
00:13:08,670 --> 00:13:12,428
بخونيدش و جواب‌ـش رو بهم بديد

168
00:13:12,430 --> 00:13:16,570
دفع? بعد، فقط يک ذهن باز و يک سيگار
برگ براي جشن‌گرفتن اتحادمون بياريد

169
00:13:58,430 --> 00:14:01,370
اون مزخرفات راجع به چي بود، تام؟

170
00:14:02,110 --> 00:14:04,890
گُه توش، گُه توش

171
00:14:09,590 --> 00:14:11,828
آرتور

172
00:14:11,830 --> 00:14:16,468
اجازه نده اونا برن روي مخ‌ـت

173
00:14:16,470 --> 00:14:19,148
روش کار اين افراد، دقيقاً همينه

174
00:14:19,150 --> 00:14:22,948
اين عوضي‌ها کي هستن، ها؟

175
00:14:22,950 --> 00:14:25,290
اون عوضي‌ها کي هستن!؟

176
00:14:27,350 --> 00:14:30,308
...من الآن دعوت شدم

177
00:14:30,310 --> 00:14:34,650
که نمايند? رهبري يک حزب سياسي جديد بشم

178
00:14:37,070 --> 00:14:40,490
اين افراد مي‌گن که آينده متعلق به اوناست

179
00:14:51,590 --> 00:14:53,148
نوشيدني مي‌خواي؟

180
00:14:53,150 --> 00:14:55,330
گذاشتم کنار

181
00:15:01,310 --> 00:15:03,388
خب، چه تصميمي گرفتي؟

182
00:15:03,390 --> 00:15:06,010
من با «دوستان» صحبت کردم
<font color="#ffff80">کوئيکرها از جنبش‌هاي مذهبي هستند ]
[ که «جامع? مذهبي دوستان» خوانده مي‌شوند</font>

183
00:15:07,630 --> 00:15:09,908
چه دوستاني؟ -
کوئيکر»ها» -

184
00:15:09,910 --> 00:15:13,788
دوستاني که در عبادت‌گاه‌ـي
در بورن‌ويل ديدار مي‌کنن

185
00:15:13,790 --> 00:15:16,410
من در بورن‌ويل اقامت دارم

186
00:15:17,990 --> 00:15:19,868
و اونا چي مي‌گن؟

187
00:15:19,870 --> 00:15:22,850
مي‌گن که من به گمراهي کشيده شدم

188
00:15:26,950 --> 00:15:30,708
اگر اومدي در مورد رستگاري صحبت کني
داري با شخص اشتباهي صحبت مي‌کني

189
00:15:30,710 --> 00:15:33,249
...من همچنين پيش يه وکيل رفتم

190
00:15:34,030 --> 00:15:37,988
تا شنيدن که فاميلي‌ـم شلبي‌ـه
يهويي گفتن که وقت ندارن

191
00:15:37,990 --> 00:15:42,588
براي طلاق‌گرفتن از يه مرد شلبي
بايد پيش يه وکيل در لندن بري

192
00:15:42,590 --> 00:15:44,028
من يکي پيدا کردم

193
00:15:44,030 --> 00:15:45,890
گفت که وکالت‌ـم رو برعهده مي‌گيره

194
00:15:46,990 --> 00:15:48,868
ولي گوشي رو قطع کردم

195
00:15:48,870 --> 00:15:50,770
نه از سر ترس

196
00:15:52,670 --> 00:15:55,108
من اين زندگي رو انتخاب
کردم، نه اين زندگي من رو

197
00:15:55,110 --> 00:15:57,490
همچنين، ليزي، يکي از «دوستان» يه مَرده

198
00:15:59,150 --> 00:16:01,330
وقتي صحبت مي‌کنم، بهم گوش مي‌ده

199
00:16:03,390 --> 00:16:06,508
همسرش از آنفولانزاي اسپانيايي فوت شده

200
00:16:06,510 --> 00:16:07,828
يه دختر داره

201
00:16:07,830 --> 00:16:11,068
و تو داري يه کاري مي‌کني که
دخترش تبديل به يه بچ? يتيم بشه؟

202
00:16:11,070 --> 00:16:15,610
هيچ اتفاقي نيوفتاده -
و نخواهد افتاد. وگرنه بدون چشم‌ـهاش مي‌ميره -

203
00:16:17,230 --> 00:16:22,388
و تامي از سر لطف، دخترش رو به يکي از مؤسسات‌
خيريه‌اش براي دختران يتيم، پيشنهاد مي‌ده

204
00:16:22,390 --> 00:16:24,308
يا شايد اون رو وارد خانواده کنه

205
00:16:24,310 --> 00:16:27,170
و دوباره شروع مي‌شه

206
00:16:32,110 --> 00:16:36,690
چي هست، ليندا؟ چيزي که
نمي‌توني بيخيالش شي؟

207
00:16:40,070 --> 00:16:42,130
مشکل از آرتور نيست

208
00:16:43,350 --> 00:16:45,810
مشکل از آدمي‌ـه که وقتي
آرتور هست، بهش تبديل مي‌شم

209
00:16:46,990 --> 00:16:51,188
خداوند تمام حرف‌هاي پليدي که توي سرم
هست رو مي‌شنوه، از تمام چيزهاي ناپاک خبر داره

210
00:16:51,190 --> 00:16:53,748
و «دوست»هات از عبارات پليد استفاده نمي‌کنن؟

211
00:16:53,750 --> 00:16:57,268
اگر اين دفعه سقوط کنم، ديگه سقوط آزاد کردم

212
00:16:57,270 --> 00:17:00,690
شايد تو سزاوار اين هستي، با حرف‌هاي پليدت

213
00:17:04,550 --> 00:17:09,050
من قبلاً روزانه با هفت مرد مي‌خوابيدم و حالا دارم ياد
مي‌گيرم که چطور يک‌طرفه روي اسب، سواري کنم

214
00:17:12,430 --> 00:17:15,508
يه خير هست، و يه شر

215
00:17:15,510 --> 00:17:17,770
يه ترکيبي هم از جفت‌ـش هست

216
00:17:18,470 --> 00:17:21,028
و يه آرتور هست و تو... و من؟

217
00:17:21,030 --> 00:17:24,650
آدم چيزي که سزاوارش هست گيرش
نمياد، چيزي که به چنگ مياره گيرش مياد

218
00:17:26,230 --> 00:17:28,530
اون چي؟

219
00:17:32,910 --> 00:17:35,250
اون داره تصميم‌ـش رو مي‌گيره

220
00:17:46,630 --> 00:17:49,450
شخصي به نام پالي گِري مي‌خواد شما رو ببينه

221
00:17:51,870 --> 00:17:55,068
بله يا خير؟

222
00:17:55,070 --> 00:17:56,808
بله

223
00:18:18,350 --> 00:18:20,028
من اومدم تو رو به درمونگاه ببرم

224
00:18:20,030 --> 00:18:22,628
قبلاً به مايکل گفتم، يا شوهرم يا هيچ‌کس

225
00:18:22,630 --> 00:18:24,468
من يه ماشين آوردم

226
00:18:24,470 --> 00:18:27,348
تاکسي هست، حتي توي شهر کثيفي مثل اين‌جا

227
00:18:27,350 --> 00:18:30,748
بيين، اگر اونا ضربان قلب
نشنوَن، بهت چندتا انتخاب مي‌دن

228
00:18:30,750 --> 00:18:32,690
که هيچ‌کدوم‌ـشون خوشايند نيست

229
00:18:33,550 --> 00:18:35,548
من سه روز پيش چک‌آپ داشتم

230
00:18:35,550 --> 00:18:37,388
اونا يه ضربان قلب شنيدن

231
00:18:37,390 --> 00:18:40,708
ولي اگر بهم مي‌گفتن که
...بچه داخل بدن من مُرده

232
00:18:40,710 --> 00:18:42,850
دوست داشتم يک‌نفر همراهم باشه

233
00:18:44,470 --> 00:18:48,708
شوهرم شايد کاري که تامي
بگه رو انجام بده، ولي... من نه

234
00:18:48,710 --> 00:18:53,268
ببين، اگر اونا ضربان قلب بشنوَن، کسي رو
کنارت نياز نداري، چون بچه رو همراهت داري

235
00:18:53,270 --> 00:18:55,108
پس من تنهات مي‌ذارم

236
00:18:55,110 --> 00:18:58,988
ولي اگر توي اين شهر سوار تاکسي
...بشي و اونا لهجه‌ت رو بشنون

237
00:18:58,990 --> 00:19:01,330
مي‌برن مي‌چرخونن‌ـت
<font color="#ffff80">اشاره به «تور بزرگ» يا «گرند تور»؛ نوعي سنت ]
[ گردشگري در اروپا که در سده‌هاي گذشته رواج داشت</font>

238
00:19:03,630 --> 00:19:05,570
يالا

239
00:19:10,590 --> 00:19:14,068
خب، مامان کي مياد خونه؟ -
اون گفت بايد بره بيرمنگام -

240
00:19:14,070 --> 00:19:17,228
مي‌خواي چيزي برات بپزم؟ -
بپزي؟ -

241
00:19:17,230 --> 00:19:19,210
تو يه مردي

242
00:19:23,150 --> 00:19:26,028
اين واقعاً منصفانه نيست

243
00:19:26,030 --> 00:19:28,428
مادرت بهم نگفته بود اين‌قدر بازي‌ـت خوبه

244
00:19:28,430 --> 00:19:30,748
من توي يه باشگاه هستم، قهرمان اون‌جا هستم

245
00:19:30,750 --> 00:19:32,788
کسايي رو شکست دادم که حتي از تو هم بزرگ‌تر هستن

246
00:19:32,790 --> 00:19:35,570
حتي بزرگ‌تر از من؟

247
00:19:38,030 --> 00:19:42,428
توي مدرسه بعضي از بچه‌ها مي‌گن که
آدم‌هاي سياه‌پوست و يهودي‌ها بدتر هستن

248
00:19:42,430 --> 00:19:45,148
بدتر از چي؟

249
00:19:45,150 --> 00:19:46,850
از همه‌چي

250
00:19:47,830 --> 00:19:49,988
...و يکي از معلم‌ها، آقاي هادسون

251
00:19:49,990 --> 00:19:52,850
يکي از دوست‌هام رو «پسربچ? يهودي» صدا زد

252
00:19:56,270 --> 00:20:04,028
کارل، توي اين دوره‌زمونه آدم‌هاي خيلي احمقي
وجود دارن که حرف‌هاي خيلي احمقانه‌اي مي‌زنن

253
00:20:04,030 --> 00:20:06,388
خب؟

254
00:20:06,390 --> 00:20:08,570
تو چي فکر مي‌کني؟

255
00:20:13,790 --> 00:20:16,130
کيش‌ومات

256
00:20:18,230 --> 00:20:21,508
من فکر مي‌کنم که نمي‌خوام تو بابام باشي

257
00:20:21,510 --> 00:20:24,130
چون باباي من سفيدپوست‌ـه
و الآن توي بهشت‌ـه

258
00:20:44,910 --> 00:20:48,508
من اومدم بيمارستان به ديدن‌ـت تا
بهت بگم که يه راهبرد آماده کرديم

259
00:20:48,510 --> 00:20:50,588
نه اين‌که فراري‌ـت بدم

260
00:20:50,590 --> 00:20:54,570
نگران نباش، خواهرم ازم مواظبت مي‌کنه

261
00:20:57,830 --> 00:21:00,068
تو بايد همين‌جا بموني

262
00:21:00,070 --> 00:21:03,290
و به تامي اجازه بدي به حساب
افرادي که پسرت رو کشتن برسه

263
00:21:12,030 --> 00:21:14,330
تو امروز 45 ساله شدي

264
00:21:16,430 --> 00:21:18,730
من احتمالاً يه‌کم از تو بزرگ‌تر باشم

265
00:21:19,710 --> 00:21:21,370
احتمالاً

266
00:21:23,310 --> 00:21:25,690
من با مرگ دست‌وپنجه نرم کردم

267
00:21:26,390 --> 00:21:29,130
حالا مرگ‌ـه که بايد با من دست‌وپنجه نرم کنه

268
00:21:30,550 --> 00:21:34,770
يک کشتار ديگه هست که بايد
انجام بدم، بعدش ديگه کارم تمومه

269
00:21:38,870 --> 00:21:41,410
تولدت مبارک، پالي گِري

270
00:22:38,630 --> 00:22:40,148
يه ماشين و يه راننده جور کن

271
00:22:40,150 --> 00:22:43,308
سر در بيار که خانواد? فيوري کجا اتراق کردن

272
00:22:43,310 --> 00:22:45,708
به افرادشون نياز دارم که کمک‌ـم کنن

273
00:22:45,710 --> 00:22:49,788
تفنگ شکاري‌ـم رو مي‌خوام، با پنجاه گلوله

274
00:22:49,790 --> 00:22:51,948
به اسکاتلند مي‌رم

275
00:22:51,950 --> 00:22:54,170
امشب

276
00:23:10,150 --> 00:23:11,628
من منتظر ايدا بودم

277
00:23:11,630 --> 00:23:13,668
آره، بهت کليد داده، آره؟

278
00:23:13,670 --> 00:23:16,061
قرار بود امروز باهاش ملاقات
کنم، ولي گفت بايد بره بيرمنگام

279
00:23:16,062 --> 00:23:19,348
.بله. تامي فرستادش به يک مأموريت
الآن داره کار من رو به‌جام انجام مي‌ده

280
00:23:19,350 --> 00:23:22,508
کارل کجاست؟ ها؟ پسره کجاست؟ -
رفت بيرون بستني بخره -

281
00:23:22,510 --> 00:23:24,828
ايدا گفت بهت بگم که دير مياد

282
00:23:24,830 --> 00:23:27,508
شما مي‌دونستين من اين‌جا هستم؟ -
آره، مي‌دونستيم اين‌جائي -

283
00:23:27,510 --> 00:23:29,570
ما يه کاري برات داريم

284
00:23:41,390 --> 00:23:45,188
هر کاري که من با شما داشته باشم
آقاي شلبي، بايد اکيداً محرمانه باشه

285
00:23:45,190 --> 00:23:47,308
آها، مايکل، تو هنوز ريگ به کفش‌ـت داري
<font color="#ffff80">[ کثافت به کفش‌ـت چسبيده ]</font>

286
00:23:47,310 --> 00:23:50,508
از قرار معلوم همکارم داره بوش رو حس مي‌کنه -
من قصد هيچ بي‌احترامي ندارم -

287
00:23:50,510 --> 00:23:52,948
بيا، مايکل، برو و کارل رو پيدا کن

288
00:23:52,950 --> 00:23:55,748
و براش يه بستني بخر، خب؟

289
00:23:55,750 --> 00:23:58,788
اين مرد بهت اعتماد نداره

290
00:23:58,790 --> 00:24:01,050
کون لق‌ـت، تام

291
00:24:07,790 --> 00:24:10,370
...مي‌دوني، جينا تماس گرفت

292
00:24:12,990 --> 00:24:15,290
ضربان قلب بچه، قوي‌ـه

293
00:24:16,070 --> 00:24:21,028
و به خدا قسم، تام، به محض اين‌که
...بچه‌ام اولين نفس‌ـش رو بکشه

294
00:24:21,030 --> 00:24:23,570
من و تو ديگه کاري با هم نداريم

295
00:24:26,910 --> 00:24:28,828
و تو پادشاه مي‌شي

296
00:24:28,830 --> 00:24:30,850
موضوع همين‌ـه، مايکل؟

297
00:24:33,190 --> 00:24:34,868
...مي‌دوني، تام

298
00:24:34,870 --> 00:24:40,370
الآن دکترهايي در لندن هستن... که مي‌تونن با صحبت
وارد مغزت بشن و هم? خزعبلات رو بيرون بکشن

299
00:24:41,110 --> 00:24:43,370
شايد بهتر باشه يکي‌ـشون رو ببيني

300
00:24:52,510 --> 00:24:54,290
هنوز تنها نيستيد

301
00:24:56,590 --> 00:24:59,628
برادرم و من، يک نفر هستيم

302
00:24:59,630 --> 00:25:00,748
بيا

303
00:25:00,750 --> 00:25:02,508
اين يه نامه از طرف موزلي‌ـه

304
00:25:02,510 --> 00:25:04,890
بايد بخوني‌ـش

305
00:25:18,230 --> 00:25:20,610
از چه تحقيقاتي حرف مي‌زنه؟

306
00:25:22,270 --> 00:25:25,988
دو هفته پيش، يه روزنامه‌نگار
در «مِيدا وِيل» به قتل رسيد

307
00:25:25,990 --> 00:25:31,268
شب قبل‌ـش، در مورد يه داستان که قرار
بود راجع به من بنويسه، اومده بود پيش من

308
00:25:31,270 --> 00:25:33,548
ما هيچ ارتباطي با اون قتل نداريم

309
00:25:33,550 --> 00:25:35,450
موزلي شما رو به‌عنوان نماينده‌ش مي‌خواد؟

310
00:25:36,550 --> 00:25:41,228
حوز? انتخاباتي‌ـش اسمت‌ويک‌ـه. کنار حوز?
انتخاباتي منه. بيرمنگام رو به‌عنوان کانون‌ـش مي‌خواد

311
00:25:41,230 --> 00:25:44,708
اون مي‌دونه که من حمايت قوي‌اي
از جانب طبق? کارگر دارم

312
00:25:44,710 --> 00:25:49,668
ما توي تظاهرات بهش کمک مي‌کنيم، توي بعضي
از جلسات تالار شهرداري، خودي نشون مي‌ديم

313
00:25:49,670 --> 00:25:52,908
درست، و چرا اين نامه رو به من نشون مي‌دين؟

314
00:25:52,910 --> 00:25:54,428
...يه وزير کشور

315
00:25:54,430 --> 00:25:57,148
که ممکنه مقاصد فتنه‌جويانه داشته باشه

316
00:25:57,150 --> 00:25:59,268
هيچ مدرکي دال بر فتنه‌جويي در اين نامه وجود نداره

317
00:25:59,270 --> 00:26:03,268
تو در سازمان اطلاعات کار مي‌کني، يانگر. نيازي
به مدرک نداري. اون رو بده به مافوق‌هات

318
00:26:03,270 --> 00:26:06,548
آقاي شلبي، من دستورکار خيلي مشخصي دارم

319
00:26:06,550 --> 00:26:13,050
دستورکار من مشخصاً در مورد جمع‌آوري
اطلاعات دربار? فعاليت‌هاي کمونيست‌هاست

320
00:26:15,310 --> 00:26:21,708
مافوق مستقيم تو در واحد اطلاعات، يک
سرهنگ به نام «پاترک وايت» هست، درسته؟

321
00:26:21,710 --> 00:26:27,188
اطلاع دارم که اون به صورت منظم
با آزوالد موزلي، چوگان بازي مي‌کنه

322
00:26:27,190 --> 00:26:30,668
اونا در عضويت باشگاه‌هاي مختلفي
در لندن و بيرمنگام شريک هستن

323
00:26:30,670 --> 00:26:32,108
من دستورات مشخصي دارم

324
00:26:32,110 --> 00:26:33,548
من يه سرباز هستم

325
00:26:33,550 --> 00:26:36,690
فکر مي‌کني مي‌توني به اين خانواده بپيوندي؟

326
00:26:38,310 --> 00:26:41,588
من هيچ قصدي براي پيوستن به خانواده‌اي ندارم

327
00:26:41,590 --> 00:26:46,727
خب، جهنم رو شُکر به خاطر اون، چون تو از مراسم‌هاي عروسي -
ما متنفر مي‌شدي                    - فکر کردم گفتيد باهام کار داريد

328
00:26:46,728 --> 00:26:51,330
آره، کار خانوادگي و کار دولتي، همه‌ش در يک پاکت نامه

329
00:26:55,030 --> 00:26:57,548
يانگر، گوش کن چي مي‌گم

330
00:26:57,550 --> 00:26:59,308
ايدا رو فراموش کن

331
00:26:59,310 --> 00:27:01,250
مراسم‌هاي عروسي رو فراموش کن

332
00:27:02,070 --> 00:27:04,090
تو مي‌دوني موزلي چه چيزي رو ارائه مي‌ده

333
00:27:05,790 --> 00:27:09,109
فلسفه‌‌ـش رو مي‌دوني

334
00:27:09,110 --> 00:27:13,650
قصد دارم جواب‌ـش رو بدم و بهش
بگم که دارم تصميم‌ـم رو مي‌گيرم

335
00:27:14,710 --> 00:27:16,948
ولي در اين بين، تو بايد راهنمايي‌ـم کني

336
00:27:16,950 --> 00:27:22,948
اگه مجبور باشم، مي‌تونم خودم تکي باهاش مبارزه
کنم، يا اين‌که مي‌تونم به سازمان‌ـش ملحق بشم

337
00:27:22,950 --> 00:27:26,530
و از جانب پادشاه، تضعيف‌ـش کنم

338
00:27:27,470 --> 00:27:29,970
ولي تو بايد يه تصميمي بگيري

339
00:27:46,070 --> 00:27:50,210
به گمونم چندتا کار هست که مي‌تونم
طبق اختيار خودم انجام‌شون بدم

340
00:28:15,110 --> 00:28:16,890
تن لش‌ـت رو بلند کن وايسا

341
00:28:20,230 --> 00:28:23,268
سلام، تام

342
00:28:23,270 --> 00:28:26,268
فکر مي‌کردم شب رو لندن مي‌موني

343
00:28:26,270 --> 00:28:28,468
سلام، جاني

344
00:28:28,470 --> 00:28:31,908
چطوري، هان؟

345
00:28:31,910 --> 00:28:34,468
وضع دنده‌هات چطوره؟

346
00:28:34,470 --> 00:28:36,148
مي‌سازي؟

347
00:28:36,150 --> 00:28:38,948
کمابيش تام، آره -
آره؟ خوبه -

348
00:28:38,950 --> 00:28:42,028
و اون کيه؟

349
00:28:42,030 --> 00:28:45,090
مِيسي‌ـه، يا کلاراست؟

350
00:28:45,950 --> 00:28:49,188
اه! ساندراست

351
00:28:49,190 --> 00:28:55,868
،خب، اگه اجازه بديد بگم که
صبحونه‌هات پيشرفت چشمگيري داشتن

352
00:28:55,870 --> 00:28:59,028
آقاي شلبي... ببخشيد

353
00:28:59,030 --> 00:29:01,548
نگران نباش، ساندرا

354
00:29:01,550 --> 00:29:06,628
تنها راهي که از اين خونه اخراج
...بشي از طريق تُست سوخته

355
00:29:06,630 --> 00:29:08,228
يا صحبت‌کردن با پليسه

356
00:29:08,230 --> 00:29:10,908
برو ديگه، برو بخواب

357
00:29:10,910 --> 00:29:12,570
...و، ساندرا

358
00:29:13,870 --> 00:29:17,010
هرچي که جاني گفت، دروغ‌ـه

359
00:29:21,070 --> 00:29:22,808
...جاني، جاني، جاني

360
00:29:23,830 --> 00:29:26,508
مدتي که نبودي، يه پيغام گرفتم، تام

361
00:29:26,510 --> 00:29:30,308
يکي از قوم‌وخويش‌هاي آبراما گُلد
چهارنعل از «مريدن» راهي شد

362
00:29:30,310 --> 00:29:35,548
گفت که آبراما مي‌خواد بدوني که رفته
،اسکاتلند تا خودش به کارش رسيدگي کنه

363
00:29:35,550 --> 00:29:38,090
و اين‌که خودت مي‌دوني اون به چه معناست

364
00:29:39,630 --> 00:29:41,468
!گُه بگيرن

365
00:29:41,470 --> 00:29:46,290
پسره گفت که آبراما با
بنتليِ پالي از بيمارستان اومد

366
00:29:47,270 --> 00:29:50,330
پالي بهش کمک کرد

367
00:29:51,710 --> 00:29:54,588
!پالي بهش کمک کرد

368
00:29:54,590 --> 00:29:57,788
ولي نمي‌تونه از روي عشق
باشه، چون طرف‌حساب‌مون پالي‌ـه

369
00:29:57,790 --> 00:29:59,730
چون طرف‌حساب‌مون پالي وامونده‌ست

370
00:30:01,190 --> 00:30:03,628
خيلي‌خب، جاني. يه کاري برات دارم

371
00:30:03,630 --> 00:30:06,028
تام، من خيلي درد دارم

372
00:30:06,030 --> 00:30:07,988
لازمه که بري آبراما گُلد رو پيدا کني

373
00:30:07,990 --> 00:30:10,628
سر مرز «لوتيان» قوم‌وخويش داره، خانواد? فيوري

374
00:30:10,630 --> 00:30:12,028
!اه، محض رضاي خدا، تام

375
00:30:12,030 --> 00:30:17,388
فيوري‌ها، اونا که اصلاً واسه حرف‌زدن از کلمات
استفاده نمي‌کنن. فقط با ايماواشاره و زوزه

376
00:30:17,390 --> 00:30:19,508
مي‌ري پيش‌شون و پيداش مي‌کني

377
00:30:19,510 --> 00:30:21,348
تام، من دارم از درد تلف مي‌شم

378
00:30:21,350 --> 00:30:24,428
آره، ظاهراً که داري باهاش مي‌سازي -
گفتم به‌زور دارم باهاش مي‌سازم -

379
00:30:24,430 --> 00:30:29,548
خب، مي‌توني به‌زور بسازي که با آرتور بشيني توي
ماشين و ردّ برگ‌ها رو واسه پيداکردن خانواد? فيوري بگيري

380
00:30:29,550 --> 00:30:32,708
آرتور ترتيب هم? چيزهايي که لازمه‌شون
استخون و ماهيچه باشه رو مي‌ده

381
00:30:32,710 --> 00:30:35,928
من بهت هشدار دادم، تام. گُلدها
مسبب مرگ يکي‌مون مي‌شن

382
00:30:36,990 --> 00:30:39,888
!و ظاهراً قراره منِ وامونده باشم

383
00:30:41,710 --> 00:30:44,530
خب، يالا ديگه، بازش کن

384
00:30:48,710 --> 00:30:50,250
...پس

385
00:30:52,030 --> 00:30:55,228
امروز ضربان قلب بچه رو شنيدي

386
00:30:55,230 --> 00:30:57,988
خيلي تند مي‌زنه

387
00:30:57,990 --> 00:31:00,628
هدي? تولد بسنده‌اي مي‌بود

388
00:31:00,630 --> 00:31:02,690
يه زندگي جديد

389
00:31:07,550 --> 00:31:10,188
آزادي

390
00:31:10,190 --> 00:31:12,250
آزادگي

391
00:31:17,750 --> 00:31:20,228
به سلاح مي‌خوره

392
00:31:20,230 --> 00:31:26,090
من تنها به اين دليل اومدم چون مايکل داره از لندن
مياد و گفت که دل‌ـش نمي‌خواد تو تنها باشي

393
00:31:28,390 --> 00:31:31,172
...خب

394
00:31:31,173 --> 00:31:34,068
پيشکش آزادگي فکر کي بود؟

395
00:31:34,070 --> 00:31:36,330
من

396
00:31:37,550 --> 00:31:40,668
مي‌خواي مايکل و بچه رو ببري نيويورک؟

397
00:31:40,670 --> 00:31:42,250
آره

398
00:31:42,950 --> 00:31:44,788
بچه دو تا مادربزرگ خواهد داشت

399
00:31:44,790 --> 00:31:48,508
...اون‌يکي -
يکي‌شون در بين انسان‌ها زندگي مي‌کنه -

400
00:31:48,510 --> 00:31:51,650
اون‌يکي يه انسانه

401
00:31:52,790 --> 00:31:56,468
عيب نداره، من مست نيستم

402
00:31:56,470 --> 00:31:58,548
فقط آزاده‌ام

403
00:31:58,550 --> 00:32:02,068
خب، تو چي مي‌خواي؟

404
00:32:02,070 --> 00:32:04,010
رضايت من رو؟

405
00:32:06,830 --> 00:32:08,948
کمک‌ـت رو

406
00:32:08,950 --> 00:32:12,948
مايکل دل‌ـش مي‌خواد تو باهامون بياي

407
00:32:12,950 --> 00:32:15,730
«همه‌مون مي‌تونيم توي «لانگ آيلند
درست لب ساحل زندگي کنيم

408
00:32:17,190 --> 00:32:19,530
مگه «لانگ آيلند» توي استراليا نيست؟

409
00:32:21,190 --> 00:32:26,130
يا توي کاليفرنياست، در ميان سرخ‌پوست‌ها؟ -
توي نيويورک‌ـه، پالي -

410
00:32:28,110 --> 00:32:30,450
مي‌دوني، ما همه سعي مي‌کنيم در بريم

411
00:32:32,670 --> 00:32:35,170
ولي هيچ‌وقت اين‌کارو نمي‌کنيم

412
00:32:45,670 --> 00:32:49,490
کاش من امروز اون ضربان قلب رو حس کرده بودم

413
00:32:53,070 --> 00:32:56,250
کم‌کم داري جوري به نظر مي‌رسي
که انگار دل‌ـت به حال خودت مي‌سوزه

414
00:32:59,910 --> 00:33:02,468
من آمريکايي‌ام

415
00:33:02,470 --> 00:33:06,250
.ما لقمه رو دور سر خودمون نمي‌چرخونيم
صاف مي‌ريم سر اصل مطلب

416
00:33:07,390 --> 00:33:11,850
و بچه‌ام... نيويورک متولد مي‌شه

417
00:33:23,710 --> 00:33:26,650
من از جابجايي اين ديدار به
مِي‌خونه خوش‌حال نيستم
<font color="#ffff80">يا مِي‌خان? داراي جواز کسب: اشاره licensed premises ]
به مکان‌هايي در بريتانيا دارد که در آن‌جا خرده‌فروشي و مصرف
[ نوشيدني‌هاي الکلي و يا استعمال دخانيات مجاز است</font>

418
00:33:28,510 --> 00:33:33,468
پول بليط قطار رو روي دست اتحاديه‌ت
نذاشتي، ولي بازم از لندن بيزاري

419
00:33:33,470 --> 00:33:36,788
ما دنبال سخنران‌هاي محبوب
براي تظاهرات آتي‌مون هستيم

420
00:33:36,790 --> 00:33:39,988
توي مجلس عوام داري براي خودت
اسم و رسمي دست‌وپا مي‌کني

421
00:33:39,990 --> 00:33:42,148
!بتي

422
00:33:42,150 --> 00:33:43,308
چي مي‌نوشي؟

423
00:33:43,310 --> 00:33:44,890
آب

424
00:33:46,070 --> 00:33:48,788
يه بطري شامپاين، بتي -
تنها مي‌نوشي‌ـش -

425
00:33:48,790 --> 00:33:50,028
هدف هم همينه

426
00:33:50,030 --> 00:33:52,170
بنشينيم، دوشيزه ايدن؟

427
00:34:17,910 --> 00:34:21,188
به سلامتي انقلاب

428
00:34:21,190 --> 00:34:24,810
خب، زندگي به‌عنوان يک جامعه‌گرا چطوره؟

429
00:34:26,750 --> 00:34:29,028
اين ليوان

430
00:34:29,030 --> 00:34:30,850
حباب‌هاش

431
00:34:31,990 --> 00:34:34,130
خودشون رو مي‌کِشن بالا

432
00:34:35,230 --> 00:34:38,388
هر حباب شانس يکساني براي بالااومدن داره

433
00:34:38,390 --> 00:34:41,388
اين نوع غيرعادي‌اي از جامعه‌گراييه

434
00:34:41,390 --> 00:34:43,770
و اين بطري

435
00:34:44,750 --> 00:34:46,690
...به محض اين‌که سربطري در بياد

436
00:34:47,990 --> 00:34:50,708
ديگه نمي‌توني برش گردوني سر جاش

437
00:34:50,710 --> 00:34:52,930
بايد کاري که شروع کردي رو تموم کني

438
00:34:54,270 --> 00:34:56,850
زيرکيه، همين و بس

439
00:34:59,670 --> 00:35:02,172
پس داري سرسري مي‌گيري‌ـش

440
00:35:02,173 --> 00:35:05,268
امکان تغييرجبهه‌دادن آدم‌ها وجود داره

441
00:35:05,270 --> 00:35:06,788
حتي آدم‌هاي تو

442
00:35:06,790 --> 00:35:08,868
آدم‌هاي من؟ -
آره -

443
00:35:08,870 --> 00:35:11,348
براي اونا، هيچ فرقي نداره

444
00:35:11,350 --> 00:35:13,210
کمونيسم. فاشيسم

445
00:35:14,230 --> 00:35:17,108
براي اکثر آدم‌ها، حکم مقايس? سيب با سيب رو داره
<font color="#ffff80">برعکس اصطلاح مقايس? سيب با پرتقال که اشاره ]
[ به مقايس? دو چيز کاملاً متفاوت از هم را دارد</font>

446
00:35:17,110 --> 00:35:19,268
موضوع تظاهرات، فاشيسم‌ـه

447
00:35:19,270 --> 00:35:22,188
ازت مي‌خوام بر عليه‌ش صحبت کني

448
00:35:22,190 --> 00:35:24,210
...در جوابِ سؤال‌ـت

449
00:35:25,110 --> 00:35:31,090
من نمي‌تونم در تظاهرات‌تون سخنراني
کنم... چون بخشي از راهبرد فعلي نيست

450
00:35:33,990 --> 00:35:36,828
حال‌ـت خوبه، توماس؟

451
00:35:36,830 --> 00:35:39,328
مي‌خواي يه مرد برسوندت خونه؟

452
00:35:40,870 --> 00:35:44,210
مي‌دونستم نبايد اين ديدار رو
در مِي‌خونه انجام مي‌داديم

453
00:35:59,150 --> 00:36:01,210
شاد يا غمگين، توماس؟
<font color="#ffff80">اشاره به قسمت دوم از فصل اول که تامي از گريس خواست تا برايش ]
[ آواز بخواند و گريس پرسيد شاد يا غمگين و جواب تامي «غمگين» بود</font>

454
00:36:12,430 --> 00:36:16,170
بهت هشدار مي‌دم، دل‌ـت رو مي‌شکنم‌ها

455
00:36:31,190 --> 00:36:33,370
انتظار نداشتم بياي خونه

456
00:36:36,790 --> 00:36:39,988
فرانسيس گفت که ليندا امروز اين‌جا بود

457
00:36:39,990 --> 00:36:43,210
فرانسيس وفاداري به‌خصوصي داره، مگه نه؟

458
00:36:44,510 --> 00:36:48,290
خب، آدم‌ها به افرادي که
مزدشون رو مي‌دن، وفادارن

459
00:36:49,790 --> 00:36:54,108
همچنين، مگي از تلفن‌خونه
گفت که چندتا تماس گرفتي

460
00:36:54,110 --> 00:36:56,490
پس مي‌دوني که با يه وکيل تماس گرفتم

461
00:36:57,590 --> 00:37:00,170
مگي به مکالمه‌مون گوش داد؟

462
00:37:05,270 --> 00:37:08,108
گفت که وکالت‌ـم رو برعهده مي‌گيره

463
00:37:08,110 --> 00:37:11,428
ولي گوشي رو قطع کردم

464
00:37:11,430 --> 00:37:13,930
همون‌جا و همون موقع، يه تصميمي گرفتم

465
00:37:15,616 --> 00:37:20,050
و زماني که صداي توقف ماشين‌ـت
رو شنيدم، لباس‌هام رو عوض کردم

466
00:37:24,670 --> 00:37:27,370
،تو گفتي که توي مغزت
همچنان بابت‌ـش پول مي‌دي

467
00:37:28,750 --> 00:37:35,828
بنابراين تصميم گرفتم به گرفتن مزد ادامه بدم و دل‌ـم رو
با مغزم يربه‌ير کنم، جوري که انگار دفتر حساب‌وکتاب‌ها بود

468
00:37:35,830 --> 00:37:39,410
براي مغزم يه شيلينگ بيشتر ارزش قائل‌ـم -
!هاه -

469
00:37:42,950 --> 00:37:48,010
آخرين باري که مجبور بودي نگران
شيلينگ باشي کِي بود، هان؟

470
00:37:48,830 --> 00:37:52,948
آدم‌ها به افرادي که مزدشون رو مي‌دن، وفادارن

471
00:37:52,950 --> 00:37:55,290
به همين خاطر بهت وفادار مي‌مونم

472
00:37:56,630 --> 00:37:59,708
ولي قول‌وقرارمون اينه

473
00:37:59,710 --> 00:38:04,948
توي خون? من کس ديگه‌اي رو نمي‌کني، نه
در ظرف روزي که دست بچه‌مون رو مي‌گيري

474
00:38:04,950 --> 00:38:06,850
نه يه روز قبل، نه يه روز بعدش

475
00:38:09,110 --> 00:38:11,748
و گاهي اوقات من رو راه مي‌دي

476
00:38:11,750 --> 00:38:13,970
توي مغزت

477
00:38:16,951 --> 00:38:18,668
تا خالي‌ـش کني

478
00:38:18,670 --> 00:38:20,690
از چيزي که نياز به خالي‌شدن داره

479
00:38:21,510 --> 00:38:23,290
قبول؟

480
00:38:28,510 --> 00:38:30,788
...و اين

481
00:38:30,790 --> 00:38:32,850
هميشه

482
00:38:33,950 --> 00:38:37,410
قول‌وقرارمون اينه که... تو مال من‌ـي

483
00:38:38,550 --> 00:38:41,268
دارايي من‌ـي

484
00:38:41,270 --> 00:38:43,530
هيچ‌کس به دارايي من دست نمي‌زنه

485
00:38:46,950 --> 00:38:49,228
من به خودم دست مي‌زنم، ولي بازم
در هر صورت توئي که دست مي‌زني

486
00:38:49,230 --> 00:38:52,090
پس به همين خاطر گوشي رو قطع کردم

487
00:38:58,110 --> 00:39:00,388
نه، تام

488
00:39:00,390 --> 00:39:02,970
دست‌کم توي تخت‌خواب انجام‌ـش مي‌ديم

489
00:39:17,430 --> 00:39:19,850
همه‌چيز مال منه، ليزي

490
00:39:21,790 --> 00:39:24,090
همه‌چيز

491
00:39:54,910 --> 00:39:57,148
آرتور

492
00:39:57,150 --> 00:39:59,068
هوم؟ -
حق با فرانسيس بود -

493
00:39:59,070 --> 00:40:00,508
ليندا امروز اين‌جا بود

494
00:40:00,510 --> 00:40:02,188
گُه بگيرن

495
00:40:02,190 --> 00:40:04,370
چي گفت، هان؟

496
00:40:05,350 --> 00:40:12,028
فقط مي‌خوام باهاش حرف بزنم، همين -
آرتور، گوش کن. اول، بايد بري اسکاتلند و آبراما گُلد رو برگردوني -

497
00:40:12,030 --> 00:40:13,588
بعدش مي‌ريم ليندا رو پيدا مي‌کنيم

498
00:40:13,590 --> 00:40:15,988
نه، نه، نه، نه

499
00:40:15,990 --> 00:40:18,330
من هِي بهت زنگ مي‌زنم، تام

500
00:40:20,070 --> 00:40:22,508
خودت‌ـم مي‌دوني

501
00:40:22,510 --> 00:40:29,468
دوباره و دوباره و دوباره زنگ مي‌زنم به اين شماره

502
00:40:29,470 --> 00:40:35,890
اگه جواب ندي، مي‌پّرم توي ماشين وامونده‌ام
و مي‌رونم به سمت خونه‌ت، خودت‌ـم مي‌دوني

503
00:40:37,390 --> 00:40:45,490
اگه مجبور باشم تمام شب رو اون‌جا مي‌مونم. تا بهم
نگي چي مي‌دوني، جايي نمي‌رم، نمي‌رم اسکاتلند

504
00:40:56,190 --> 00:40:57,668
صحيح، گوش کن چي مي‌گم

505
00:40:57,670 --> 00:41:00,228
آدرس ندارم

506
00:41:00,230 --> 00:41:03,130
اما «بورن‌ويل»ـه، پيش «کوئيکر»ها

507
00:41:04,150 --> 00:41:07,530
ظاهراً، پاي يه «دوست» در ميونه

508
00:41:08,710 --> 00:41:14,868
يه زن داشت که سال 1918 از آنفولانزاي
اسپانيايي مُرد. و يه دختر داره

509
00:41:14,870 --> 00:41:16,868
همين واسه پيداکردن‌ـش بايد کافي باشه

510
00:41:16,870 --> 00:41:18,388
...آرتور

511
00:41:18,390 --> 00:41:21,930
فقط با طرف صحبت کن و
يه پيغام به ليندا برسون

512
00:41:22,670 --> 00:41:25,868
اتفاقي نيوفتاده، آرتور

513
00:41:25,870 --> 00:41:30,108
.«طرف يه «کوئيکر»ـه، يه «دوست
اونا مثل ما نيستن، صحبت مي‌کنن

514
00:41:30,110 --> 00:41:32,948
اوه، باهاش صحبت مي‌کنم

515
00:41:32,950 --> 00:41:35,668
مرد و مردونه

516
00:41:35,670 --> 00:41:37,788
...و بعدش، بعد از اون

517
00:41:37,790 --> 00:41:40,108
مي‌رم شمال، هوم
<font color="#ffff80">[ اشاره به اسکاتلند ]</font>

518
00:41:40,110 --> 00:41:43,468
به کارمون رسيدگي مي‌کنم. بهت قول مي‌دم

519
00:41:43,470 --> 00:41:45,890
...آرتور. آرتور، گوش کن چي مي‌گم

520
00:42:01,470 --> 00:42:04,148
با کي داشتي حرف مي‌زدي؟

521
00:42:04,150 --> 00:42:07,348
مجبورم از تو بپرسم، چون
مگي از تلفن‌خونه بهم نمي‌گه

522
00:42:07,350 --> 00:42:09,548
کي بود؟

523
00:42:09,550 --> 00:42:12,588
آرتور بود؟

524
00:42:12,590 --> 00:42:14,708
برادرم رو صحيح‌وسالم لازم دارم

525
00:42:14,710 --> 00:42:17,290
آرتور خودش واسه خودش تصميم مي‌گيره

526
00:42:19,190 --> 00:42:23,530
با يه شلبي که ازدواج کني، متأهل مي‌موني

527
00:42:24,830 --> 00:42:26,570
گُه بگيرن

528
00:42:29,300 --> 00:42:31,300
« <font color="#ff0000">ميعادگاه دوستان</font> »

529
00:42:32,510 --> 00:42:34,148
خب، اين رو ببين، هوم؟

530
00:42:34,150 --> 00:42:35,628
کمکي از دست‌ـم بر مياد؟

531
00:42:35,630 --> 00:42:38,028
آره، فکر کنم بياد

532
00:42:38,030 --> 00:42:40,948
دنبال ليندا شلبي مي‌گردم

533
00:42:40,950 --> 00:42:42,450
مي‌شناسي‌ـش؟

534
00:42:44,150 --> 00:42:46,330
هان؟ من آرتورـم

535
00:42:47,350 --> 00:42:49,628
شوهرش

536
00:42:49,630 --> 00:42:52,970
اگه شوهرـشيد، دل‌ـش
نمي‌خواد باهاتون صحبت کنه

537
00:42:53,910 --> 00:42:57,668
خب، ببين‌ـت

538
00:42:57,670 --> 00:43:00,468
چه باهوشي، هان؟

539
00:43:00,470 --> 00:43:03,548
چيه، تمام جواب‌هاي وامونده رو داري، آره؟

540
00:43:03,550 --> 00:43:06,228
خب، بذار با يکي ديگه امتحان‌ـت کنيم. هان؟

541
00:43:06,230 --> 00:43:13,788
...بذار با يکي ديگه امتحان‌ـت کنيم. چطوره که
چطوره که از درون در پِي حقيقت باشيم، هوم؟

542
00:43:13,790 --> 00:43:15,948
بيا يه نگاه بندازيم، هوم؟
بيا يه نگاه بندازيم

543
00:43:15,950 --> 00:43:17,668
ببينيم اين داخل چي داري، هان؟

544
00:43:17,670 --> 00:43:20,290
!حروم‌زاد? کثيف

545
00:43:25,830 --> 00:43:30,148
هان؟ مي‌خواي به گشتن ادامه بديم، هان؟

546
00:43:30,172 --> 00:43:34,472
? Anna Calvi - Lady Grinning Soul ?

547
00:44:13,710 --> 00:44:18,068
هي، دوباره ازت مي‌پرسم

548
00:44:18,070 --> 00:44:20,468
هان؟ هان؟

549
00:44:20,470 --> 00:44:22,930
دوباره ازت مي‌پرسم

550
00:44:24,870 --> 00:44:28,548
کجاست؟ هان؟

551
00:44:28,550 --> 00:44:31,130
کجاست؟

552
00:44:33,990 --> 00:44:36,368
هان؟ هان؟ -
...نه. نه، نه، نه -

553
00:45:06,430 --> 00:45:08,770
من مرد خوبي‌ام

554
00:45:09,830 --> 00:45:12,810
منِ وامونده هم عين تو مرد خوبي‌ام

555
00:45:17,550 --> 00:45:19,330
يه مرد خداترس

556
00:45:20,630 --> 00:45:22,810
توي دل‌ـم خوبي دارم

557
00:45:23,510 --> 00:45:26,370
!توي دل‌ـم خوبي دارم

558
00:45:32,990 --> 00:45:34,748
...ولي دست‌هام

559
00:45:34,750 --> 00:45:37,490
اين دست‌ها متعلق به شيطان‌ـه

560
00:45:38,990 --> 00:45:41,250
!شيطانِ وامونده

561
00:45:50,110 --> 00:45:53,290
وايسا... تو کي هستي؟

562
00:46:14,150 --> 00:46:16,548
ليندا برگشت؟

563
00:46:16,550 --> 00:46:20,548
نه

564
00:46:20,550 --> 00:46:25,490
اسکاتلنده؟ به همين خاطر داري مي‌ري؟ -
نه، اسکاتلند نيست، چارلي -

565
00:46:27,790 --> 00:46:30,348
ويسکي. ويسکي مي‌خوايم

566
00:46:30,350 --> 00:46:32,868
نقشه. سيگار

567
00:46:32,870 --> 00:46:35,828
وَن رو بار بزن، ما همه‌ش رو مي‌خوايم -
ما» يعني کي؟» -

568
00:46:35,830 --> 00:46:37,348
من و جاني‌داگز

569
00:46:37,350 --> 00:46:39,308
اه

570
00:46:39,310 --> 00:46:42,210
پس توئي و جاني‌داگز در مقابل اسکاتلند؟

571
00:46:45,190 --> 00:46:50,188
مي‌دوني، دوستان‌مون در «بي‌اِس‌اِي» مي‌تونن
چندتا از اون توپ‌هاي توپخونه‌اي جديدي که ده گلوله
<font color="#ffff80">[ بي‌اِس‌اِي: شرکت سلاح‌هاي سبک بيرمنگام ]</font>

572
00:46:50,190 --> 00:46:53,988
در ثانيه شليک مي‌کنن رو برات جور کنن. مي‌توني
يه‌دونه سوار کني روي سقف ماشين وامونده‌ت

573
00:46:53,990 --> 00:46:56,828
بنزين. بنزين لازم داريم

574
00:46:56,830 --> 00:47:00,410
ان‌قدر ته شماله که آت‌وآشغال تموم مي‌کنن

575
00:47:01,283 --> 00:47:06,130
آره. هنوزم با اراب? جنگي مي‌رن اين‌ور اون‌ور

576
00:47:09,350 --> 00:47:12,708
،کرلي، آرتور داره مي‌ره اسکاتلند
بنابراين نارنجک لازم داره

577
00:47:12,710 --> 00:47:15,948
چندتا؟ -
اي‌بابا، انگار که عاديه -

578
00:47:15,950 --> 00:47:20,908
دوستان‌مون در «بي‌اِس‌اِي» هنوز کُلي از جنگ
...براشون مونده، ولي نمي‌تونيم بهشون

579
00:47:20,910 --> 00:47:23,988
چندتا دونه نارنجک برام بيار، کرلي، هان؟ هوم؟

580
00:47:23,990 --> 00:47:26,708
از اون پشت پيدا مي‌کني، هان؟ پسر خوب، آره؟

581
00:47:26,710 --> 00:47:29,148
.برو چندتا دونه برام بيار
بزن‌شون به حساب من

582
00:47:29,150 --> 00:47:30,770
آره

583
00:47:32,870 --> 00:47:34,388
چندتا؟

584
00:47:34,390 --> 00:47:36,850
سه تا، کرلي -
سه تا. سه تا -

585
00:47:43,030 --> 00:47:45,370
يه راه واسه برگردوندن ليندا پيدا کن، آرتور

586
00:47:47,990 --> 00:47:50,530
بدون اون، همين‌جوري‌ـشم با مُرده فرقي نداري

587
00:48:00,850 --> 00:48:05,950
« <font color="#ff0000">گـلاسـکـو</font> »

588
00:48:15,430 --> 00:48:18,290
!«خودشون‌ـن، «پسران بيلي

589
00:48:38,790 --> 00:48:40,668
آقايون

590
00:48:40,670 --> 00:48:45,249
شما الآن از مرز رد شديد و وارد
شهرستان «تولکراس شرقي» شُديد

591
00:48:46,070 --> 00:48:52,188
حالا، بر اساس قانون اساسي
،«نانوشت? شهرستان «تولکراس

592
00:48:52,190 --> 00:49:03,828
کولي‌ها، کاتوليک‌ها و ديگر اشخاصِ با اذهان گناه‌کار، به‌علت کيفيت
پايين کارشون اجازه ندارن روي جاده‌هاي ناحي? پروتستان ما کار کنن

593
00:49:03,830 --> 00:49:07,708
پس، از اين‌جا به بعد، پسرهاي
من کار رو برعهده مي‌گيرن

594
00:49:07,710 --> 00:49:16,668
ابزار، قير، آتش‌دان... و
وسيل? نقليه‌تون لازم‌مون مي‌شه

595
00:49:16,670 --> 00:49:21,508
شماها کولي‌ايد، به‌راحتي
مي‌تونيد يکي ديگه بدزديد

596
00:49:21,510 --> 00:49:24,330
کليد بارکش دست منه

597
00:49:50,590 --> 00:49:52,530
!اه

598
00:50:16,230 --> 00:50:18,050
...حالا

599
00:50:19,110 --> 00:50:23,428
از شما پسرا مي‌خوام که يه
پيغام به جيمي مک‌کاورن برسونيد

600
00:50:23,430 --> 00:50:27,170
شما پسر من رو کُشتيد. به صليب کشيديدش

601
00:50:30,550 --> 00:50:39,490
حالا، توي اين تفنگ... يه گلوله هست
و روـش اسم مک‌کاورن حک شده

602
00:50:43,230 --> 00:50:51,170
و موقعي که زمان مصلوب‌سازي‌ـش از راه
برسه، من کسي‌ام که ميخ‌ها رو مي‌کّوبه

603
00:51:34,230 --> 00:51:36,668
!آقاي شلبي

604
00:51:36,670 --> 00:51:38,530
بالأخره تنهائيد

605
00:51:40,590 --> 00:51:42,690
به نظر من تيم خيلي خوبي تشکيل مي‌ديم

606
00:51:44,470 --> 00:51:46,968
قرقاول‌ها نمي‌فهمن از کجا خوردن

607
00:51:51,630 --> 00:51:53,770
تيرانداز بسيار خوبي هستيد، آقاي شلبي

608
00:51:54,990 --> 00:51:59,588
در سواره‌نظام دهقاني بوديد، درسته؟ -
در سواره‌نظام -
<font color="#ffff80">اشاره به گارد پدافند ملي بريتانيا که در اواخر قرن هجدهم و ]
در بحبوح? ترس از تهاجم و قيام در دوران جنگ‌هاي انقلاب فرانسه
[ از بين نيروهاي داوطلب دهقانان و اشرافيان زمين‌دار تشکيل شد</font>

609
00:51:59,590 --> 00:52:02,508
نشان خدمات برجسته رو گرفتيد

610
00:52:02,510 --> 00:52:03,890
اون کمک مي‌کنه

611
00:52:04,830 --> 00:52:06,170
به چي؟

612
00:52:07,270 --> 00:52:09,828
دو ماه پيش، من رُم بودم

613
00:52:09,830 --> 00:52:11,490
با آقاي موسوليني ديدار کردم
<font color="#ffff80">بنيتو موسوليني: روزنامه‌نگار، سياست‌مدار و رهبر ]
[ ايتالياي فاشيست در طي دوران جنگ جهاني دوم</font>

614
00:52:12,270 --> 00:52:14,290
...من و شما و مرداني مثل اون

615
00:52:16,310 --> 00:52:18,330
آينده رو شکل مي‌ديم

616
00:52:20,430 --> 00:52:22,690
کِي از حزب کارگر استعفا مي‌ديد؟

617
00:52:25,190 --> 00:52:28,330
روز قبل از اين‌که تشکل حزب جديدم رو اعلام کنم

618
00:52:30,910 --> 00:52:36,170
اتحادي? فاشيست‌هاي بريتانيا» در تاريخ»
اول ژانوي? سال آينده متولد خواهد شد

619
00:52:36,950 --> 00:52:38,770
اولين روز از دهه‌اي جديد

620
00:52:41,030 --> 00:52:44,570
ده? 1930، آقاي شلبي، متعلق به ما خواهد بود

621
00:52:47,150 --> 00:52:49,410
اون سيگاره رو آورديد؟

622
00:52:52,030 --> 00:52:54,348
...قبل از اين‌که دود کنيم

623
00:52:54,350 --> 00:52:56,050
من شرايطي دارم

624
00:52:58,070 --> 00:53:00,810
واقعاً قرار نيست از اون نوع رابطه‌ها باشه

625
00:53:04,590 --> 00:53:07,410
فقط به‌مانند مرد ارجمندي که بهش
تبديل خواهيد شد سيگار دود کنيد

626
00:53:22,830 --> 00:53:24,948
بله، سرهنگ بن يانگر

627
00:53:24,950 --> 00:53:28,210
من يک خط محرمان? اختصاصي دارم؛ کد 78

628
00:53:30,350 --> 00:53:32,788
من‌ـم

629
00:53:32,790 --> 00:53:35,428
موافقت کردم که با دوست‌مون کار کنم

630
00:53:35,430 --> 00:53:38,228
قراره اول ژانويه اعلام کنه

631
00:53:38,230 --> 00:53:43,450
بايد بدونم موقعيت‌ـم به‌عنوان يک مخبر
عليه اون به‌طور رسمي تصديق شده يا نه

632
00:53:49,950 --> 00:53:52,668
،امروز، آقايون

633
00:53:52,670 --> 00:54:03,348
ما انتقام حمله‌اي بي‌دليل به اعضاي سازمان‌مون که فقط داشتن
وظيف? روزمر? گشت‌زني مرزي رو انجام مي‌دادن، مي‌گيريم

634
00:54:03,350 --> 00:54:05,308
،دشمنان‌مون کولي‌ها هستن

635
00:54:05,310 --> 00:54:13,690
«اعضاي نژادي که به‌سبب چيزي که دانشمندان، «گزينش
خطاب‌ـش مي‌کنن، در هر صورت براي ريشه‌کن‌سازي نهادي مقدر شدن

636
00:54:14,790 --> 00:54:19,028
و از اون‌جايي که اين فلان‌فلان‌شده‌ها غسل
،تعمديد داده نشدن و اسم‌شون ثبت نشده
<font color="#ffff80">اشاره به غسل تعميدي که شخص در کليسا داده ]
[ مي‌شود و به‌صورت مسيحي نام‌گذاري مي‌شود</font>

637
00:54:19,030 --> 00:54:25,730
ژاندارمري محلي همون‌قدر سريع که مي‌ندازدشون داخل يه قبر
گروهي، همون‌قدر سريع هم يه اسم واسه سنگ قبر پيدا مي‌کنه

638
00:54:26,910 --> 00:54:32,249
پس براي پيداکردن فراري‌اي که در پِي‌ـش هستيم
به هر طرزي که دل‌تون مي‌خواد اقدام کنيد

639
00:54:40,590 --> 00:54:42,528
صبح‌بخير، آقاي گُلد

640
00:54:43,050 --> 00:54:46,388
آره... «پسران بيلي» دارن ميان سراغ‌ـت

641
00:54:46,390 --> 00:54:48,370
من رو چجوري پيدا کردي؟

642
00:54:49,630 --> 00:54:53,028
اونا چجوري پيدام کردن؟ -
يه جورايي از دهن‌ـم پريد -

643
00:54:53,030 --> 00:54:56,770
تا راه چاره‌اي برات نذارم، هان؟
چيه، هوم؟ چيه؟

644
00:55:05,070 --> 00:55:07,388
و يه بنتلي بيرونه، روشنه

645
00:55:07,390 --> 00:55:09,868
ظاهراً سريع‌ترين موتور دنيا رو داره، که خوبه

646
00:55:09,870 --> 00:55:13,128
دو دقيقه وقت داريم تا از اين‌جا خارج بشيم

647
00:55:31,470 --> 00:55:35,388
ما مأمورين ژاندارمري ويژ?
لانارکشير شرقي هستيم

648
00:55:35,390 --> 00:55:39,210
ما در پِي مردي به نام آبراما گُلد هستيم

649
00:55:40,710 --> 00:55:45,050
اگه اين آقا رو تحويل ما بديد
به کسي آسيبي نمي‌رسه

650
00:56:18,150 --> 00:56:21,090
!گُه بگيرن! پناه بگيريد

651
00:56:51,470 --> 00:56:53,368
...خب، تامي شلبي

652
00:56:54,870 --> 00:56:56,650
...خواستار جنگ‌ـي

653
00:56:59,030 --> 00:57:01,410
جنگ هم گيرت مياد

654
00:57:13,950 --> 00:57:23,950
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
