1
00:00:01,046 --> 00:00:03,570
...ساعت 6 صبح در نيويورک

2
00:00:03,572 --> 00:00:07,180
بازار بورس وال‌استريت سقوط کرد
<font color="#ffff80">[ ايهام: واژگون شد ]</font>

3
00:00:07,182 --> 00:00:09,358
روز جمعه به مايکل گفتم که اين اتفاق مي‌اُفته

4
00:00:09,360 --> 00:00:11,920
ما هم قطعاً سوار اون لوکوموتيو بوديم

5
00:00:14,040 --> 00:00:16,878
اما تو بايد به نداهايي که
مي‌شنوي، گوش بدي

6
00:00:22,280 --> 00:00:24,838
«من «موزلي» هستم، «آزوالد موزلي

7
00:00:24,840 --> 00:00:26,478
بله، مي‌دونم شما کي هستين

8
00:00:26,480 --> 00:00:28,800
شما توجه من رو به خودتون جلب کردين

9
00:00:30,080 --> 00:00:33,038
«آقاي شلبي؟ آقاي «لويـت
«از روزنام? «تايمزِ لندن

10
00:00:33,040 --> 00:00:36,038
من ده سال پيش در روزنام?
عصر بيرمنگام يک خبرنگار بودم

11
00:00:36,040 --> 00:00:40,078
،و صد البته، براي کسي که در اون شهر شاغل بود
غيرممکن بود که با اسم شما آشنايي نداشته باشه

12
00:00:40,080 --> 00:00:42,838
و با... آوازه‌تون

13
00:00:42,840 --> 00:00:45,998
روزنام? پيرو حزب محافظه‌کارـت
بيشتر از چي واهمه داره؟

14
00:00:46,000 --> 00:00:49,600
تحول يا انقلاب؟

15
00:00:50,601 --> 00:01:00,601
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

16
00:01:02,500 --> 00:01:06,500
? Anna Calvi - Rider To The Sea ?

17
00:02:18,000 --> 00:02:22,000
? Anna Calvi - Papi Pacify ?

18
00:02:45,000 --> 00:02:49,333
« <font color="#ff0000">توماس شلبيِ صاحب نشان لياقت</font> »

19
00:02:49,400 --> 00:02:52,500
« <font color="#ff0000">به زمين بنگر و بذرهايي که کاشته‌اي را نظاره کن</font> »

20
00:05:19,760 --> 00:05:23,800
<i>!بابا! تلفن باهات کار داره</i>

21
00:05:28,760 --> 00:05:32,120
!بابا! تلفن باهات کار داره

22
00:05:33,160 --> 00:05:34,640
!چارلي

23
00:05:35,720 --> 00:05:39,158
!چارلي! وايسا

24
00:05:39,160 --> 00:05:40,800
!چارلي

25
00:05:56,280 --> 00:05:58,840
!تندتر، آقا اسبه، تندتر

26
00:06:04,280 --> 00:06:08,318
بابا، تلفن باهات کار داره -
پسر خوب -

27
00:06:08,320 --> 00:06:10,198
پسر خوب

28
00:06:10,200 --> 00:06:12,278
برمي‌گردي خونه؟

29
00:06:12,280 --> 00:06:17,118
،و... هرکي که پشت تلفنه
،متصدي شماره‌ش رو داره

30
00:06:17,120 --> 00:06:19,598
خودم باهاش تماس مي‌گيرم، خب؟

31
00:06:22,520 --> 00:06:25,638
اوه، ببين، چارلي. بايد
تمرين ويولن داشته باشي

32
00:06:25,640 --> 00:06:27,158
خانم ميليگان‌ـه

33
00:06:27,160 --> 00:06:28,600
برو

34
00:06:29,480 --> 00:06:30,758
!و، چارلي

35
00:06:30,760 --> 00:06:33,278
چارلي، باسروصدا بزن

36
00:06:33,280 --> 00:06:35,440
ممکنه صداي ترق‌توروق بشنوي

37
00:06:36,120 --> 00:06:37,840
برو

38
00:08:29,880 --> 00:08:31,518
آقاي شلبي؟

39
00:08:31,520 --> 00:08:33,718
مگي، بله، خودم‌ـم

40
00:08:33,720 --> 00:08:36,038
<i>بله، آقاي شلبي</i> -
من الآن يه تماس از دست دادم -

41
00:08:36,040 --> 00:08:37,438
از کجا بود؟

42
00:08:37,440 --> 00:08:39,158
<i>بلفاست</i>

43
00:08:39,160 --> 00:08:42,598
بلفاست. کجاي بلفاست؟

44
00:08:42,600 --> 00:08:44,718
<i>آم... مطمئن نيستم</i>

45
00:08:44,720 --> 00:08:46,558
شماره‌ش رو داري؟

46
00:08:46,560 --> 00:08:48,400
آره

47
00:08:50,440 --> 00:08:52,478
آره، مي‌توني وصل‌ـم کني؟

48
00:09:00,120 --> 00:09:01,720
<i>...تامي، باور نکـ</i>

49
00:09:06,920 --> 00:09:09,038
آقاي شلبي

50
00:09:09,040 --> 00:09:12,598
اسم من سروان سويينگ‌ـه، از
شش بخش اشغالي» تماس مي‌گيرم»

51
00:09:12,600 --> 00:09:18,638
و افرادي از سمت ديگ? شهر کوچک
ترگل‌ورگل‌مون هستن که مُرد? شما رو مي‌خوان

52
00:09:18,640 --> 00:09:24,598
اين رو هم بايد بدونيد که اين
،پسرک، اين مايکله، هم‌خون‌تون

53
00:09:24,600 --> 00:09:28,318
توي اسکل? بلفاست سوار کشتي
،اِس‌اِس مونرو» توي اتاقک‌ـش بود»

54
00:09:28,320 --> 00:09:31,038
داشت با همون افرادي که مُرد?
شما رو مي‌خوان، معامله مي‌کرد

55
00:09:31,040 --> 00:09:32,078
!تامي، دروغ مي‌گن

56
00:09:32,080 --> 00:09:36,000
حالا، اگه مي‌خوايد، مي‌تونيم همين الآن
...و همين‌جا يه گلوله بکّاريم توي مغزش

57
00:09:36,640 --> 00:09:39,480
يا اين‌که مي‌تونيم بفرستيم‌ـش خونه، و
خودتون مي‌تونيد بهش رسيدگي کنيد

58
00:09:45,000 --> 00:09:47,040
بفرستيدش خونه

59
00:09:47,880 --> 00:09:49,678
بسيارخب، آقاي شلبي

60
00:09:49,680 --> 00:09:55,333
ولي در جريان باشيد که اين هم‌خون‌تون
«داشت با نماينده‌هايي از شهرستان «تايرون

61
00:09:55,334 --> 00:10:00,598
و نيروهاي داوطلب اولسترِ «گلاسکو» راجع به اين‌که چطور
بعد از اين‌که پاهاي شما رو منفجر کردن، زمين‌هاي مسابقات

62
00:10:00,600 --> 00:10:03,320
اسب‌دواني رو تقسيم کنن -
!تامي، دروغ مي‌گن -

63
00:10:05,400 --> 00:10:06,920
...و اجازه هست بپرسم

64
00:10:07,680 --> 00:10:09,960
چرا داريد اين لطف رو در حق من مي‌کنيد؟

65
00:10:12,800 --> 00:10:19,958
چون، آقاي شلبي، توسط افرادي در بالاترين سطوح بهمون
،اطلاع داده شده که، از زمان گرَوش‌تون به جامعه‌گرايي

66
00:10:19,960 --> 00:10:22,518
شما الآن در دست? «فرشتگان» هستيد
<font color="#ffff80">[ ايهام: در طرف حق هستيد ]</font>

67
00:10:22,520 --> 00:10:26,080
و فرشتگان مي‌تونن به کار ما بيان

68
00:10:51,680 --> 00:10:53,360
بيا

69
00:11:01,240 --> 00:11:05,280
آقاي شلبي، مدرس ويولين مي‌خواد بدونه
که صداي اون‌همه ترق‌توروق واسه چي بود

70
00:11:05,960 --> 00:11:07,398
آتش‌بازي

71
00:11:07,400 --> 00:11:09,480
داشتم واسه شنبه امتحان‌شون مي‌کردم

72
00:11:12,320 --> 00:11:15,520
به دکتر قول داديد تا تاريک
نشده اين‌کارو نمي‌کنيد

73
00:11:16,360 --> 00:11:18,640
اوه، نسبتاً تاريکه، فرانسيس

74
00:11:21,480 --> 00:11:26,438
همچنين، خانم شلبي و روبي
امشب واسه شام تشريف ميارن؟

75
00:11:26,440 --> 00:11:28,160
نمي‌دونم

76
00:11:37,120 --> 00:11:38,600
بابا؟

77
00:11:39,240 --> 00:11:43,400
امروز صبح يه چيزي ياد گرفتم -
واقعاً؟ -

78
00:11:45,840 --> 00:11:47,520
منم همين‌طور

79
00:11:48,400 --> 00:11:50,200
حالا چي ياد گرفتي، پسرم؟

80
00:12:12,680 --> 00:12:15,918
.بيا قال‌ـش رو بکّنيم
من بايد به قطارم برسم

81
00:12:15,920 --> 00:12:19,038
تو برو به قطارت برس، تام. من مي‌تونم -
به اين رسيدگي کنم                        - هي

82
00:12:19,040 --> 00:12:22,160
!برش داريد

83
00:12:41,800 --> 00:12:43,280
برو خونه

84
00:12:45,440 --> 00:12:46,918
بيا اين‌جا ببينم

85
00:12:46,920 --> 00:12:49,158
اين رو تن‌ـت کن

86
00:12:49,160 --> 00:12:53,920
بفرما. اون‌جا رو باش، خيلي بهت
مياد. بپيچ دور خودت گرم شي

87
00:13:04,880 --> 00:13:06,718
!اه

88
00:13:06,720 --> 00:13:08,320
پاشو

89
00:13:09,160 --> 00:13:11,278
آفتاب در اومده

90
00:13:11,280 --> 00:13:12,398
اين‌جا چي‌کار مي‌کنيد؟

91
00:13:12,400 --> 00:13:14,840
وقت وامونده‌مون رو سر تو حروم مي‌کنيم

92
00:13:18,800 --> 00:13:20,518
بگير بشين، فين

93
00:13:20,520 --> 00:13:23,000
بگير بشين

94
00:13:29,560 --> 00:13:31,240
...من چي‌کار بايد بکنم

95
00:13:32,080 --> 00:13:34,318
که گوش‌ـت بهم بدهکار بشه؟

96
00:13:34,320 --> 00:13:37,438
تو گلوله خوردي

97
00:13:37,440 --> 00:13:40,920
اسلحه‌به‌دست توي خيابون‌ها مي‌چرخي

98
00:13:42,080 --> 00:13:44,000
يه نفر بايد اين‌کارو بکنه ديگه

99
00:13:46,160 --> 00:13:48,678
فين، ما واسه اون‌جور کارها آدم داريم

100
00:13:48,680 --> 00:13:52,438
سرباز داريم. سروان و سرجوخه داريم

101
00:13:52,440 --> 00:13:54,160
خب، پس، من چي‌ام؟

102
00:13:55,200 --> 00:13:56,438
من چي‌ام»؟ خدايا»

103
00:13:56,440 --> 00:13:59,718
آره، من چي‌ام، تام، هان؟

104
00:13:59,720 --> 00:14:02,518
من برادري‌ام که هيچ‌وقت براش وقت نداشتي

105
00:14:02,520 --> 00:14:05,118
تو يه ژنرال‌ـي، فين

106
00:14:05,120 --> 00:14:09,718
متوجه‌اي؟ تو يه شلبي
وامونده‌اي، پس يه ژنرال‌ـي

107
00:14:09,720 --> 00:14:14,160
بار آخري که يه ژنرال رو نزديک خون
و استفراغ ديدي کِي بود؟ هان؟

108
00:14:15,080 --> 00:14:17,398
راست مي‌گه

109
00:14:17,400 --> 00:14:19,278
تو همچين کسي هستي

110
00:14:19,280 --> 00:14:21,798
پس پاشو وايسا، سرباز

111
00:14:21,800 --> 00:14:23,518
بجنب، پاشو وايسا

112
00:14:23,520 --> 00:14:26,238
فکر کردم همين الآن گفتيد من يه ژنرال‌ـم

113
00:14:26,240 --> 00:14:27,998
من همين الآن گفتم که هستي

114
00:14:28,000 --> 00:14:29,478
!پس تن لش‌ـت رو بلند کن وايسا

115
00:14:29,480 --> 00:14:31,278
...آرتور

116
00:14:31,280 --> 00:14:33,678
فين. فين

117
00:14:33,680 --> 00:14:39,038
اين رو ببين. اين گلوله‌ايه که
آبراما گُلد ازت کشيد بيرون

118
00:14:39,040 --> 00:14:41,920
اولين و آخرين‌ـش

119
00:14:42,880 --> 00:14:45,800
اولين و آخرين‌ـش

120
00:14:50,400 --> 00:14:52,120
گم‌ـش نکن

121
00:14:52,960 --> 00:14:55,798
برو خودت رو ترتميز کن، لباس تن‌ـت کن

122
00:14:55,800 --> 00:14:57,558
يه کت‌شلوار درست‌حسابي

123
00:14:57,560 --> 00:15:00,400
يه دردسري دارم که از دردسر دور نگه‌ت مي‌داره

124
00:15:01,640 --> 00:15:04,198
...اوه، و... تام -
بله؟ -

125
00:15:04,200 --> 00:15:08,078
حالا که اين‌جائي... من
با اين دختره آشنا شدم

126
00:15:08,080 --> 00:15:12,798
و دلم مي‌خواد ازدواج کنم -
!گُه نخور. برو لباس‌ـت رو عوض کن. بجنب، تکون بخور. برو -

127
00:15:12,800 --> 00:15:16,478
فين، اين دختره که سعي داري تحت
تأثير قرارش بدي، ازش برام بگو

128
00:15:17,400 --> 00:15:18,918
از سبک زندگي‌مون خوش‌ـش مياد

129
00:15:18,920 --> 00:15:21,158
از سبک زندگي‌مون خوش‌ـش مياد، هان؟

130
00:15:21,160 --> 00:15:26,080
خب، يکي رو پيدا کن که از سبک زندگي‌مون بيزار باشه. آرتور
رو ببين، اون همچين کاري کرد. حالا رئيس هيئت مديره‌ست

131
00:15:28,320 --> 00:15:30,120
بجنب. دست بجنبون

132
00:15:30,800 --> 00:15:31,958
آرتور؟

133
00:15:31,960 --> 00:15:35,960
ليزي و روبي، هنوز خون? توئن؟

134
00:15:38,480 --> 00:15:40,558
آره، تام، هنوز اون‌جان

135
00:15:40,560 --> 00:15:45,040
،ليزي امروز مياد خونه، خودش گفت
پس... چند ساعت ديگه مياد خونه

136
00:15:45,680 --> 00:15:48,478
هوم. از من حرفي مي‌زنه؟

137
00:15:48,480 --> 00:15:51,438
منظورم اينه، اونا خيلي حرف
مي‌زنن، زن‌ها رو که مي‌شناسي

138
00:15:51,440 --> 00:15:54,438
،آشپزخونه و، مي‌دوني
بچه‌ها مي‌دوئن اين‌ور اون‌ور

139
00:15:54,440 --> 00:15:56,558
من... من زياد بهشون توجه نمي‌کنم، تام

140
00:15:56,560 --> 00:15:58,880
نصف اوقات گوش نمي‌دم چي مي‌گن -
آره -

141
00:15:59,680 --> 00:16:01,560
خب، هرچي که مي‌گه، واقعيته

142
00:16:05,280 --> 00:16:07,000
...خب

143
00:16:08,920 --> 00:16:10,238
تو از اين سبک زندگي خوش‌ـت مياد، تامي

144
00:16:10,240 --> 00:16:12,318
من از اين سبک زندگي وامونده خوش‌ـم نمياد

145
00:16:12,320 --> 00:16:16,880
،من از اين زندگي وامونده خوش‌ـم نمياد
خوش‌ـم نمياد که مايکل امروز برمي‌گرده

146
00:16:19,920 --> 00:16:22,238
قطار ساعت سه از ليورپول مي‌رسه

147
00:16:22,240 --> 00:16:23,638
پالي اون‌جا خواهد بود

148
00:16:23,640 --> 00:16:25,200
يه اسلحه بردار

149
00:16:25,880 --> 00:16:29,558
به ماس بگو ايستگاه رو از پاسبون‌ها
خالي کنه. مي‌شنوي چي مي‌گم؟

150
00:16:29,560 --> 00:16:31,040
بله، قربان

151
00:16:32,960 --> 00:16:35,200
هي، تامي

152
00:16:36,480 --> 00:16:38,880
اما يه چيز رو شنيدم که مي‌گن

153
00:16:39,720 --> 00:16:43,078
...در حد حرف بود، مي‌دوني، مي‌گفتن که

154
00:16:43,080 --> 00:16:46,678
تو... تو نمي‌خوابي يا يه همچين چيزي

155
00:16:46,680 --> 00:16:48,600
نمي‌توني بخوابي

156
00:16:50,240 --> 00:16:53,840
وقتي مي‌خوابم، رؤيا مي‌بينم

157
00:16:54,680 --> 00:16:58,598
و توي رؤيام، يه نفر تاج‌ـم رو مي‌خواد

158
00:16:58,600 --> 00:17:01,400
فکر کنم ممکنه مايکل باشه

159
00:17:02,080 --> 00:17:04,240
ساعت سه بهم زنگ بزن

160
00:17:10,920 --> 00:17:15,318
آرتور، اون گلوله رو مي‌ذارم روي يه گردن‌بند
و بعنوان يه يادآور مي‌ندازم‌ـش گردن‌ـم

161
00:17:15,320 --> 00:17:16,998
آرتور؟

162
00:17:17,000 --> 00:17:19,478
شنيدم -
برام دردسر داري ديگه؟ -

163
00:17:19,480 --> 00:17:21,400
آره -
آره؟ -

164
00:17:36,000 --> 00:17:38,758
آقاي شلبي... پليس اين‌جاست که ببينن‌تون

165
00:17:38,760 --> 00:17:40,278
ورود پليس به اين‌جا ممنوع‌ـه

166
00:17:40,280 --> 00:17:43,720
لباس فرم تن‌ـش نيست و گفت
که موضوع خيلي غيررسمي‌ايه

167
00:17:48,800 --> 00:17:51,438
عصرتون بخير. کسي براتون يه فنجون چاي آورد؟

168
00:17:51,440 --> 00:17:52,878
نه، من راحت‌ـم، آقاي شلبي

169
00:17:52,880 --> 00:17:54,600
اين موضوع وقت زيادي نمي‌گيره -
خوبه -

170
00:17:55,240 --> 00:17:57,238
پنج دقيقه وقت داريد

171
00:17:57,240 --> 00:18:01,798
آقاي شلبي، دو روز پيش
يه تيراندازي صورت گرفت

172
00:18:01,800 --> 00:18:03,638
يک نفر مُرد

173
00:18:03,640 --> 00:18:05,480
قتل بود

174
00:18:07,160 --> 00:18:08,640
«در «مِيدا وِيل

175
00:18:09,640 --> 00:18:11,160
از بين اين‌همه مکان

176
00:18:13,520 --> 00:18:15,760
فاميلي‌ـش «لويت» بود -
آها -

177
00:18:18,000 --> 00:18:19,960
روزنامه‌نگار بود

178
00:18:30,360 --> 00:18:33,478
شب قبلي که تير بخوره، اومد اين‌جا به ديدن شما

179
00:18:33,480 --> 00:18:37,958
ما يک جواز ورود به مجلس عوام و اسم
شما رو در دفتر يادنگاشت‌ـش پيدا کرديم

180
00:18:37,960 --> 00:18:42,800
کنجکاو بودم بدونم که کارش در اين‌جا چي بود

181
00:18:43,680 --> 00:18:45,280
...و من کنجکاوم بدونم که

182
00:18:46,000 --> 00:18:48,400
کار شما در اين‌جا چيه

183
00:18:49,840 --> 00:18:52,718
طبق دفتر يادنگاشت‌‌ـش، شما
از بيرمنگام مي‌شناختيدش

184
00:18:52,720 --> 00:18:54,400
اسم‌تون؟

185
00:18:55,240 --> 00:18:56,398
استکر

186
00:18:56,400 --> 00:18:58,640
استکر. خيلي‌خب

187
00:19:00,640 --> 00:19:03,918
آقاي شلبي، آقاي لويت هم‌جنس‌باز بود

188
00:19:03,920 --> 00:19:06,038
ممکنه بعضي‌ها فکر کنن که کار يکي از
دوستان هم‌جنس‌بازـش بوده باشه

189
00:19:06,040 --> 00:19:13,358
آقاي استکر، اين حس بهم دست داده که، با
کمي تحريک، شما مي‌توني خيلي سمج باشي

190
00:19:13,360 --> 00:19:15,678
تنها در محدود? اختيارات‌ـم

191
00:19:15,680 --> 00:19:21,678
خب، پاسبان ارشدت، وايت، عقايد واضحي
دربار? سماجت داره، که با من به اشتراک گذاشته

192
00:19:21,680 --> 00:19:22,838
...آقاي شلبي

193
00:19:22,840 --> 00:19:26,598
،ايشون از سماجت خوش‌ـش مياد
مثل من. و از دقت و موشکافي

194
00:19:26,600 --> 00:19:28,280
اما از سبک‌سري نه

195
00:19:29,440 --> 00:19:35,678
مردي که در «مِيدا وِيل» با مردهاي
ديگه توي پارک قدم مي‌زنه، مي‌ميره

196
00:19:35,680 --> 00:19:37,918
و شما مياي سراغ من؟

197
00:19:37,920 --> 00:19:41,238
بعلاو? دفتر يادنگاشت‌ـش، دفترچ?
يادداشت‌ـش رو هم در اختيار داريم

198
00:19:43,360 --> 00:19:46,480
وقت‌تون به سر رسيده، آقاي استکر

199
00:19:55,320 --> 00:19:57,000
ممنون

200
00:19:58,000 --> 00:20:02,000
? The Darts (U.S.) - Love U 2 Death ?

201
00:20:36,600 --> 00:20:38,160
سلام، مامان

202
00:20:40,360 --> 00:20:42,360
اين جينائه

203
00:20:43,040 --> 00:20:44,960
جينا گِري

204
00:20:46,240 --> 00:20:48,520
ناخدا روي کشتي عقدمون کرد

205
00:20:51,080 --> 00:20:52,838
همسرمه، مامان. حداقل بهش نگاه کن

206
00:20:52,840 --> 00:20:57,000
تامي گفت ازت بخوام که حقيقت رو بهم بگي

207
00:20:57,640 --> 00:20:59,678
ما 15 روزه که در حال سفرـيم، خانم گِري

208
00:20:59,680 --> 00:21:04,318
شايد بتونيم يه وقت ديگه در اين باره صحبت کنيم -
بله. بيايد بريم خونه، اون‌وقت مي‌تونيم صحبت کنيم -

209
00:21:04,320 --> 00:21:08,798
تا حقيقت رو به من نگي، خونه‌اي نداري

210
00:21:08,800 --> 00:21:10,358
اين‌جا؟

211
00:21:10,360 --> 00:21:12,111
آره

212
00:21:14,920 --> 00:21:16,720
!مايکل

213
00:21:19,080 --> 00:21:20,880
سلام، عزيزم

214
00:21:22,000 --> 00:21:25,440
به بيرمنگام خوش اومدي، هان؟

215
00:21:26,360 --> 00:21:28,600
مايکل؟

216
00:21:29,640 --> 00:21:31,280
باشه

217
00:21:33,080 --> 00:21:35,318
کشتي‌مون بلفاست لنگر انداخت

218
00:21:35,320 --> 00:21:38,078
بعدش دو نفر از کشتي پياده‌ام کردن -
به زور تفنگ -

219
00:21:38,080 --> 00:21:40,238
دارم با پسرم صحبت مي‌کنم

220
00:21:40,240 --> 00:21:41,840
کون لق‌ـت

221
00:21:42,920 --> 00:21:44,718
کون لق تو هم کرده، آرتور

222
00:21:44,720 --> 00:21:49,720
اين همسر وامونده‌ـمه. ميارم‌ـش خونه، به اين؟

223
00:21:52,080 --> 00:21:54,800
بيا، جينا

224
00:21:57,600 --> 00:22:00,278
خب، حالا ديگه کجا، هان؟ هوم؟

225
00:22:00,280 --> 00:22:02,118
حداقل من رو معرفي کن

226
00:22:02,120 --> 00:22:04,438
عذر مي‌خوام -
اين رو ببين -

227
00:22:04,440 --> 00:22:06,478
اين رو ببين

228
00:22:06,480 --> 00:22:08,518
اينه، جينا

229
00:22:08,520 --> 00:22:11,798
ايل‌وتبار واموند? من اينه

230
00:22:11,800 --> 00:22:14,078
مي‌خواي حقيقت رو بدوني، آرتور؟

231
00:22:14,080 --> 00:22:15,880
تو مي‌خواي حقيقت رو بدوني، مامان؟

232
00:22:16,640 --> 00:22:22,480
!من به خانواد? وامونده‌ام خيانت نکردم

233
00:22:23,320 --> 00:22:25,840
...حالا، مامان

234
00:22:26,760 --> 00:22:28,320
من مي‌خوام برم خونه

235
00:22:29,680 --> 00:22:33,040
يه سوئيت توي هتل «ميدلند» برات رزرو کردم

236
00:22:34,080 --> 00:22:36,558
دستور تامي بود ديگه، آره؟

237
00:22:36,560 --> 00:22:40,160
«مي‌دوني، هتل «ميدلند
پادشاهي کوچولوي تامي‌ـه

238
00:22:41,160 --> 00:22:44,238
جايي که تمام باربرها حواس‌شون
،رو شش‌دُنگ جمع نگه مي‌دارن

239
00:22:44,240 --> 00:22:47,838
جايي که تمام دخترهاي متصدي
تلفن‌خونه، تماس‌هاي من رو گزارش مي‌کنن

240
00:22:47,840 --> 00:22:54,238
آره، خب، چرا به چشم... قرنطينه
بهش نگاه نمي‌کني، مايکل، هان؟

241
00:22:54,240 --> 00:22:58,160
عين سگ باهات تا مي‌کنيم، هوم؟

242
00:22:59,400 --> 00:23:00,998
عين سگ‌هاي بدبو

243
00:23:01,000 --> 00:23:02,720
عين سگ‌هاي بوگندو

244
00:23:03,280 --> 00:23:08,118
تا زماني که بفهميم ريگي
توي کفش‌ـت نيست، هوم؟

245
00:23:08,120 --> 00:23:10,198
کون لق‌ـت، آرتور

246
00:23:10,200 --> 00:23:12,118
برو کنار، آرتور

247
00:23:12,120 --> 00:23:14,120
نه، پال

248
00:23:21,480 --> 00:23:22,718
بيخيال، عزيزم

249
00:23:22,720 --> 00:23:24,558
اونا رو فراموش کن

250
00:23:24,560 --> 00:23:27,758
برو زنگ بزن تامي، بهش بگو

251
00:23:27,760 --> 00:23:30,598
پالي مي‌گه مايکل داره راست‌ـش رو مي‌گه

252
00:23:30,600 --> 00:23:33,238
عيب نداره. فراموش‌شون کن

253
00:23:33,240 --> 00:23:35,320
خيلي‌خب، پال

254
00:23:36,960 --> 00:23:38,998
کت و پالتوي قشنگيه

255
00:23:39,000 --> 00:23:41,240
رنگ شتريه، درسته؟
<font color="#ffff80">[ قهوه‌اي کم‌رنگ ]</font>

256
00:23:43,640 --> 00:23:45,080
اوه

257
00:23:46,400 --> 00:23:51,120
به خانواده خوش اومدي، جينا گِري

258
00:23:53,760 --> 00:24:00,598
من تلاش آقاي رَولي در لايح? تحصيل براي افزايش
سن ترک تحصيل به 15 سالگي رو تحسين مي‌کنم

259
00:24:00,600 --> 00:24:02,798
...همچنين حمايت خودم رو از

260
00:24:03,000 --> 00:24:07,000
? Nadine Shah - Evil ?

261
00:24:18,000 --> 00:24:20,638
در رابطه با ارزيابي...
استطاعت مالي از هر نوعي

262
00:24:20,640 --> 00:24:22,358
...ما جزء مردم‌ـيم -
!آره -

263
00:24:22,360 --> 00:24:25,438
ديگه بس‌مونه... -
!آره -

264
00:24:25,440 --> 00:24:28,558
«ما جزء مردم‌ـيم، و ديگه بس‌مونه»

265
00:24:28,560 --> 00:24:30,720
پيشنهاد من در حمايت از اصلاحيه‌ست
<font color="#ffff80">اشاره به پيشنهادي که در مجلس داده ]
[ مي‌شود تا بر روي آن رأي‌گيري شود</font>

266
00:24:46,040 --> 00:24:47,680
آقاي شلبي

267
00:24:48,920 --> 00:24:52,760
بايد بگم، شما توي مجلس مثل
يک پرند? آوازخوان چَهچَه مي‌زني

268
00:24:54,000 --> 00:24:56,238
و اين فنچ زيبا کيه؟

269
00:24:56,240 --> 00:24:57,278
خواهرم

270
00:24:57,280 --> 00:24:58,438
که بارداره

271
00:24:58,440 --> 00:24:59,718
و خطرناک

272
00:24:59,720 --> 00:25:02,398
اوه، ما خطرناکي رو خيلي دوست داريم

273
00:25:02,400 --> 00:25:03,918
ما کيه؟

274
00:25:03,920 --> 00:25:06,358
،اسم جمع‌ـه

275
00:25:06,360 --> 00:25:10,111
در اين مورد، گروهي از آدم‌هايي که
،بي‌قرار و جوان هستن رو توصيف مي‌کنه

276
00:25:10,112 --> 00:25:13,520
و، همون‌طور که گفتم، خطرناکي
رو خيلي دوست دارن

277
00:25:14,800 --> 00:25:18,560
آقاي شلبي، شما اسبي به اون اسم داشتي
<font color="#ffff80">[ دنجروس»: اشاره به قسمت 4 از فصل 4» ]</font>

278
00:25:20,280 --> 00:25:21,758
ويسکي. ايرلندي

279
00:25:21,760 --> 00:25:24,278
از بطري من براشون بريز

280
00:25:24,280 --> 00:25:27,758
.يه دونه هم براي خودم
راست‌ـش، خود بطري رو بيار

281
00:25:27,760 --> 00:25:28,838
و خانم؟

282
00:25:28,840 --> 00:25:30,478
تشنه نيست

283
00:25:30,480 --> 00:25:32,560
قضي? اسبه رو از کجا مي‌دونيد؟

284
00:25:34,000 --> 00:25:36,480
ما يه آشناي مشترک داريم

285
00:25:37,120 --> 00:25:38,358
مِي کارلتون

286
00:25:38,360 --> 00:25:42,600
:وقتي در مورد شما جويا شدم، گفت
«اوه، خداي من، از کجا شروع کنم؟»

287
00:25:43,560 --> 00:25:46,078
و چرا داشتيد در مورد من جويا مي‌شديد؟

288
00:25:46,080 --> 00:25:48,638
،چون، همون‌طور که گفتم

289
00:25:48,640 --> 00:25:50,920
من خطرناکي رو خيلي دوست دارم

290
00:25:51,560 --> 00:25:53,358
و از کجا شروع کرد؟

291
00:25:53,360 --> 00:25:56,888
مي‌دونيد، من کمي اميدوار بودم که
شايد اين ديدار رو تنهايي صورت بديم

292
00:25:56,900 --> 00:25:58,958
خواهرم مشاور سياسي منه

293
00:25:58,960 --> 00:26:02,438
و الآن مشاوره‌ام «با آقاي
موزلي ديدار نکن» بود

294
00:26:02,440 --> 00:26:04,358
چون خطرناک‌ـم؟

295
00:26:04,360 --> 00:26:06,358
نه

296
00:26:06,360 --> 00:26:09,118
چيه که بي‌قرارشيد، آقاي موزلي؟

297
00:26:09,120 --> 00:26:13,280
من بي‌قرار ويسکي وامونده‌مـم

298
00:26:15,400 --> 00:26:17,080
!بنت

299
00:26:18,920 --> 00:26:24,918
مِي کارلتون جوري دربار? شما حرف زد که تصور مي‌کنم
،يه نفر دربار? جشني که به زور يادشه ممکنه حرف بزنه

300
00:26:24,920 --> 00:26:31,318
جايي که ماشين رو مي‌کّوبي به لون? کفتر، و
سه روز کامل رو با شامپاين و کوکائين مي‌گذروني

301
00:26:31,320 --> 00:26:32,958
مي‌دونيد، از اون نوع جشن‌ها

302
00:26:32,960 --> 00:26:35,440
فقط سه روز؟

303
00:26:36,320 --> 00:26:37,880
هوم

304
00:26:41,400 --> 00:26:44,758
خواهرم بر ضد ديدار با شما توصيه کرد

305
00:26:44,760 --> 00:26:49,640
چون به نظر مي‌رسه که شما
...داريد از حزب فاصله مي‌گيريد

306
00:26:50,720 --> 00:26:52,918
به يه سمت ديگه

307
00:26:52,920 --> 00:26:55,238
و چه سمتي؟

308
00:26:55,240 --> 00:26:57,478
به سمت فاشيسم

309
00:26:57,480 --> 00:27:02,080
«ما جزء مردم‌ـيم، و ديگه بس‌مونه»

310
00:27:03,560 --> 00:27:05,720
از نظرم اون عالي بود

311
00:27:06,560 --> 00:27:10,038
شما به کدوم سمت داريد مي‌ريد، آقاي شلبي؟

312
00:27:10,040 --> 00:27:12,878
من انقلاب خودم هستم

313
00:27:12,880 --> 00:27:16,000
و ايرلندي رو به اسکاتلندي ترجيح مي‌ديد

314
00:27:17,480 --> 00:27:18,838
بنده هم همين‌طور

315
00:27:18,840 --> 00:27:22,838
مثل تمام چيزهاي مربوط
به ايرلند... بغرنج‌ـه

316
00:27:22,840 --> 00:27:24,320
بله؟

317
00:27:31,160 --> 00:27:33,240
!اوه

318
00:27:33,880 --> 00:27:36,918
موضع شما نسبت به «سؤال
ايرلندي» چيه، آقاي شلبي؟

319
00:27:36,920 --> 00:27:39,758
تابحال نپرسيدم‌ـش

320
00:27:39,760 --> 00:27:42,078
پس شايد وقت‌ـش باشه که بپرسيد

321
00:27:42,080 --> 00:27:46,998
تامي، من جزء مردم‌ـم و ديگه بس‌ـمه

322
00:27:47,000 --> 00:27:49,678
...ما دنبال کسي هستيم که صحبتي رو با

323
00:27:49,680 --> 00:27:55,038
عاملين به‌خصوصي در بلفاست که ما به‌طور
رسمي مذاکراتي باهاشون نداريم، آغاز کنه

324
00:27:55,040 --> 00:27:58,598
من سرـم با چَهچَه‌زدن در
مجلس بيش از حد شلوغ‌ـه

325
00:27:58,600 --> 00:28:01,160
شامل ترفيع مي‌شه

326
00:28:02,360 --> 00:28:06,200
از يک وزير دون‌پايه به دوک‌نشينِ لنکستر

327
00:28:06,840 --> 00:28:08,678
بيرمنگام به من مربوط مي‌شه

328
00:28:08,680 --> 00:28:14,080
.ايرلند حوصله‌ام رو سر مي‌بره
ممنون بابت ويسکي، آقاي موزلي

329
00:28:20,600 --> 00:28:22,518
هوم

330
00:28:22,520 --> 00:28:24,758
اون ديگه مربوط به چي بود؟

331
00:28:24,760 --> 00:28:27,918
ايرلند. از صبح تا حالا کلاً روز ملي ايرلند بوده

332
00:28:27,920 --> 00:28:28,958
منظورت چيه؟

333
00:28:28,960 --> 00:28:35,278
ايدا، برو خونه و شروع کن به تماس‌گرفتن با هرکي که وقتي
بوستون بودي با شرکت انحصاري شلبي بده‌بستون داشت

334
00:28:35,280 --> 00:28:36,880
در مورد مايکل ازشون بپرس

335
00:28:38,200 --> 00:28:40,318
در مورد چي‌ـش ازشون بپرسم؟

336
00:28:40,320 --> 00:28:45,518
کي رو مي‌ديده، با کي ديدار داشته، چه معاملاتي کرده -
چرا؟ -

337
00:28:45,520 --> 00:28:50,198
خصوصاً در مورد آدم‌هايي که از گلاسکو و
بلفاست باهاشون ديدار کرده ازشون بپرس

338
00:28:50,200 --> 00:28:53,678
تامي، چرا با من برنمي‌گردي، هان؟

339
00:28:53,680 --> 00:28:55,678
مي‌توني با کارل شطرنج بازي کني

340
00:28:55,680 --> 00:28:57,638
،من چندتا تماس مي‌گيرم
تو هم مي‌توني گوش بدي

341
00:28:57,640 --> 00:28:58,718
فردا بري خونه

342
00:28:58,720 --> 00:29:01,438
اون حروم‌زاده شروع مي‌کنه به
صحبت راجع به ويسکي ايرلندي

343
00:29:01,440 --> 00:29:02,798
اون چه پُخي سرش مي‌شه؟ هان؟

344
00:29:02,800 --> 00:29:05,758
.از من بيشتر سرش مي‌شه، تامي
از چي حرف مي‌زني؟

345
00:29:05,760 --> 00:29:09,038
دارم از يه صندلي خالي حرف مي‌زنم، ايدا

346
00:29:09,040 --> 00:29:11,358
صندلي من. تخت پادشاهي من

347
00:29:11,360 --> 00:29:15,558
،مردم فکر کنن قراره سقوط کنم
رفتارشون دوروبرـت تغيير مي‌کنه

348
00:29:15,560 --> 00:29:17,038
کي همچين فکري مي‌کنه؟

349
00:29:17,040 --> 00:29:19,318
شروع مي‌کنن به حلقه‌زدن

350
00:29:19,320 --> 00:29:21,438
کي قراره تخت پادشاهي رو بگيره، هان؟

351
00:29:21,440 --> 00:29:26,840
،ليندا، اون يه خرده واسه آرتور مي‌خواد
...آبراما گُلد، افراد شمال، مايکل

352
00:29:31,040 --> 00:29:34,318
فقط برو خونه، چندتا تماس بگير

353
00:29:34,320 --> 00:29:36,318
فکر کنم پروتستان‌ها دارن ميان

354
00:29:36,320 --> 00:29:38,760
من بايد برگردم بيرمنگام

355
00:29:51,240 --> 00:29:52,958
پالي

356
00:29:52,960 --> 00:29:54,880
مسلح‌ـيد؟

357
00:29:55,800 --> 00:29:57,838
آره

358
00:29:57,840 --> 00:29:59,158
آره

359
00:29:59,160 --> 00:30:04,118
،لطفاً گذاشتن اسلحه‌تون پشت بار رو در نظر مي‌گيريد
محض احتياط که اگه يه وقت احساسات شدت گرفت؟

360
00:30:04,120 --> 00:30:06,120
پشت بار، پال، هان؟

361
00:30:06,920 --> 00:30:09,160
پشت بار خودم، آره؟

362
00:30:15,600 --> 00:30:17,080
من اون‌جا ترجيح‌ـش مي‌دم

363
00:30:19,320 --> 00:30:21,480
توماس؟

364
00:30:29,280 --> 00:30:31,158
...من ديشب يه رؤيا

365
00:30:31,160 --> 00:30:35,040
راجع به يه گرب? سياه ديدم، پال

366
00:30:36,480 --> 00:30:41,798
رؤيا راجع به گرب? سياه يعني اين‌که يه خائن در
نزديکي‌هاست. خودت بودي که اين رو يادم دادي

367
00:30:41,800 --> 00:30:44,318
گرب? سياه مي‌تونه معاني زيادي داشته باشه

368
00:30:44,320 --> 00:30:46,878
مي‌تونه به معناي اين باشه که
داري به خودت صدمه مي‌زني

369
00:30:46,880 --> 00:30:48,440
به خودت خيانت مي‌کني

370
00:30:49,480 --> 00:30:52,120
چيزهايي مي‌بيني، توماس؟

371
00:30:54,080 --> 00:30:55,718
آره، مي‌بينم

372
00:30:57,040 --> 00:30:59,880
آره، مي‌بينم. خيلي واضح

373
00:31:01,160 --> 00:31:03,400
از هر سمت‌وسويي مياد

374
00:31:17,240 --> 00:31:18,760
تامي

375
00:31:19,800 --> 00:31:22,120
دوست دارم تو رو با همسرم آشنا کنم

376
00:31:23,760 --> 00:31:26,358
همچنين دوست دارم يه چيزي بگم

377
00:31:26,360 --> 00:31:28,998
بشين، مايکل -
من بهت خيانت کردم -

378
00:31:29,000 --> 00:31:31,758
مايکل -
ولي تنها توي دل‌ـم -

379
00:31:31,760 --> 00:31:33,558
،زماني بود

380
00:31:33,560 --> 00:31:35,118
،توي آمريکا

381
00:31:35,120 --> 00:31:37,558
و کُلي پول توي اون بانک بود

382
00:31:37,560 --> 00:31:41,838
و شک داشتم که مي‌تونم... مي‌تونم
بذارم برم يا نه، نقل مکان کنم به کاليفرنيا

383
00:31:41,840 --> 00:31:44,280
يه نفر گفت که بهتره توي
سينما سرمايه‌گذاري کنم

384
00:31:45,120 --> 00:31:46,680
توي هاليوود

385
00:31:47,480 --> 00:31:49,360
ولي جينا جلوـم رو گرفت

386
00:31:50,240 --> 00:31:53,640
...جينا گفت -
گفتم بگير بشين، مايکل -

387
00:32:01,960 --> 00:32:03,440
...حالا، بهم بگو

388
00:32:04,760 --> 00:32:09,160
روي اون کشتي توي لنگرگاه بلفاست چي شد

389
00:32:11,680 --> 00:32:15,038
توي سفر برگشت از نيويورک عقد کرديم

390
00:32:15,040 --> 00:32:16,918
ولي بايد يه شاهد پيدا مي‌کرديم

391
00:32:16,920 --> 00:32:18,238
يه متصدي
<font color="#ffff80">[ متصدي امور مالي کشتي ]</font>

392
00:32:18,240 --> 00:32:19,758
اهل بلفاست بود

393
00:32:19,760 --> 00:32:20,958
با هم صميمي شديم

394
00:32:20,960 --> 00:32:23,080
زماني که کشتي لنگر انداخت چي شد؟

395
00:32:24,600 --> 00:32:29,238
اين متصديه رفيق‌هايي داشت که توي شهرستان
تايرون» يه کارخون? مشروب‌سازي رو اداره مي‌کردن»

396
00:32:29,240 --> 00:32:31,718
دنبال يه راهي بودن که جنس‌هاشون رو وارد آمريکا کنن

397
00:32:31,720 --> 00:32:34,478
،بنابراين من گفتم: «خيلي‌خب
«دعوت‌شون کن سوار کشتي شن

398
00:32:34,480 --> 00:32:37,878
موقعي که سوار شدن، متوجه
شدم که ويسکي درست نمي‌کنن

399
00:32:37,880 --> 00:32:39,838
اسکاتلندي بودن. اهل گلاسکو

400
00:32:39,840 --> 00:32:42,518
يه کلمه از گُهي که داشتن
مي‌خوردن رو هم نتونستم بفهمم

401
00:32:42,520 --> 00:32:45,158
شروع کردن به فحاشي

402
00:32:45,160 --> 00:32:47,200
بنابراين از جينا خواستم که از اون‌جا بره

403
00:32:47,840 --> 00:32:50,878
اون موقع بود که شروع
کردن به صحبت راجع به تو، تام

404
00:32:50,880 --> 00:32:54,478
،گفتن که تامي شلبي يه قدرت فرسوده‌ست

405
00:32:54,480 --> 00:33:00,118
...که سياست روـش تأثير گذاشته
،که از لحاظ عقلي فرسوده‌ست

406
00:33:00,120 --> 00:33:04,918
که حالا وقت خوبي براي تصاحب قدرته و اين‌که
دل‌ـم مي‌خواد نقشي توش داشته باشم يا نه

407
00:33:04,920 --> 00:33:09,238
از قضي? پولي که توي آمريکا از دست داديم
خبر داشتن. گفتن که من رو مقصر مي‌دوني

408
00:33:09,240 --> 00:33:12,040
که يه گلوله داري که اسم من روـش حک شده

409
00:33:14,080 --> 00:33:15,678
تو چي گفتي، مايکل؟

410
00:33:15,680 --> 00:33:18,158
فرصت نکردم چيزي بگم

411
00:33:18,160 --> 00:33:20,158
پاسبون‌ها سوار کشتي شدن

412
00:33:20,160 --> 00:33:23,160
...خب، من فکر مي‌کردم پاسبون‌ـن. اونا

413
00:33:24,200 --> 00:33:25,878
ارتش جمهوري‌خواه ايرلند بودن

414
00:33:25,880 --> 00:33:27,480
دقيقاً

415
00:33:32,880 --> 00:33:36,240
و افراد اوليه که اهل گلاسکو بودن؟

416
00:33:37,600 --> 00:33:43,080
فرماند? ارتش جمهوري‌خواه ايرلند گفت که اون
گلاسکويي‌ها اسم‌شون «پسران بيلي» بود

417
00:33:43,640 --> 00:33:45,158
پسران بيليِ وامونده

418
00:33:45,160 --> 00:33:47,318
من نمي‌دونم پسران بيلي چه خرهايي هستن

419
00:33:47,320 --> 00:33:53,158
هر مردي توي معدن زغال‌سنگ، توي هر کارخون?
کشتي‌سازيِ شرق گلاسکو رو مديريت مي‌کنن

420
00:33:53,160 --> 00:33:57,238
با بلفاست، با «نيروهاي داوطلب اولستر» در رابطه‌ان
<font color="#ffff80">[ يک نيروي شبه‌نظامي سلطنت‌طلب ]</font>

421
00:33:57,240 --> 00:33:59,198
دارودست? تيغ‌کِش پروتستان
<font color="#ffff80">[ Glasgow razor gangs ]</font>

422
00:33:59,200 --> 00:34:02,158
يه دستي هم توي سياست دارن

423
00:34:02,160 --> 00:34:06,598
مي‌دوني، زور بازو واسه تظاهرات فاشيستي

424
00:34:06,600 --> 00:34:09,398
ولي تو که معامله‌اي نکردي، مايکل؟

425
00:34:09,400 --> 00:34:11,518
حتي نمي‌دونستي کي‌ان؟

426
00:34:11,520 --> 00:34:14,680
من بيش از حد فکرم مشغول اين
بود که خبر خوب رو بهت بدم

427
00:34:15,920 --> 00:34:20,120
دليل اين‌که من و جينا روي کشتي
عقد کرديم اين بود که جينا بارداره

428
00:34:21,160 --> 00:34:23,480
قراره مادربزرگ بشي

429
00:34:31,480 --> 00:34:33,200
خيلي‌خب، مايکل

430
00:34:34,360 --> 00:34:35,838
حرف‌ـت رو باور مي‌کنم

431
00:34:35,840 --> 00:34:37,600
خوش برگشتي

432
00:34:38,440 --> 00:34:39,960
به ميمنت و مبارکي

433
00:34:40,680 --> 00:34:42,758
...فقط يادت باشه

434
00:34:42,760 --> 00:34:47,358
بچ? متولدنشده‌ت شاهد چيزيه که گفتي

435
00:34:47,360 --> 00:34:49,918
!توماس -
و بر همون اساس متولد مي‌شه -
<font color="#ffff80">احتمالاً اشاره به خرافات کولي‌ها دارد که اگر دروغ ]
[ گفته باشد، بچه‌اش نفرين‌شده متولد مي‌شود</font>

436
00:34:49,920 --> 00:34:51,038
!حرومي

437
00:34:51,040 --> 00:34:54,518
کدوم گوري مي‌ري، هوم؟

438
00:34:54,520 --> 00:34:56,880
هار شدي، هوم؟

439
00:34:58,920 --> 00:35:04,038
آزادي که گورت رو گم کني، مايکل -
حروم‌زاد? کثيف -

440
00:35:04,040 --> 00:35:07,958
ولي آزاد نيستي، مايکل، هستي؟

441
00:35:07,960 --> 00:35:10,198
تو کُلي پول از اين شرکت به باد دادي

442
00:35:10,200 --> 00:35:19,638
بهت گفتم بفروشي... ولي دست نگه داشتي، و
حالا ازت مي‌خوام چيزي که بهم بدهکاري رو پس بدي

443
00:35:19,640 --> 00:35:23,918
،کارهايي هست که مي‌توني انجام بدي
ريسک‌هايي هست که مي‌توني بکني

444
00:35:23,920 --> 00:35:28,920
ما قبلاً ارتباط نزديکي با هم داشتيم. حالا مي‌خوام
رابط? حتي نزديک‌تري نسبت به قبل باهام داشته باشي

445
00:35:30,120 --> 00:35:32,600
مايکل، عزيزم

446
00:35:33,840 --> 00:35:35,640
پسرخاله‌ت رو ببين

447
00:35:36,440 --> 00:35:38,240
توي دردسره، هان؟

448
00:35:39,240 --> 00:35:41,000
بهت احتياج داره

449
00:35:43,360 --> 00:35:45,720
بيا، عزيزم، بيا بريم

450
00:36:10,040 --> 00:36:12,040
رو نيست که دختره داره، نه؟

451
00:36:13,560 --> 00:36:15,758
جيميِ هار
<font color="#ffff80">[ ايهام: جيميِ ديوانه ]</font>

452
00:36:15,760 --> 00:36:18,280
داره مياد جنوب

453
00:36:22,600 --> 00:36:24,238
ديگه اون‌قدرها ديوانه نيست

454
00:36:24,240 --> 00:36:26,720
امروزه جاهاي مهمي دوست و رفيق داره

455
00:36:29,440 --> 00:36:32,040
رؤياي راجع به گرب? سياه
هيچ‌وقت اشتباه نيست، برادر

456
00:37:23,880 --> 00:37:28,638
? درود، درود، ما «پسران بيلي» هستيم ?

457
00:37:28,640 --> 00:37:32,478
? درود، درود، ما «پسران بيلي» هستيم ?

458
00:37:32,480 --> 00:37:35,238
? ما تا زانو غرق در خون «فنيان»‌ها هستيم ?
<font color="#ffff80">اشاره به اعضاي سازمان برادري جمهوري‌خواه ]
ايرلند که در ده? 1860 در ايرلند و نيويورک فعاليت
داشتند. «فنيان» همچنين واژه‌اي خوارکننده براي
[ خطاب‌کردن ملي‌گرايان کاتوليست يا ايرلندي هم بود</font>

459
00:37:35,240 --> 00:37:37,038
? تسليم شويد وگرنه خواهيد مُرد ?

460
00:37:37,040 --> 00:37:41,280
? ما پسرانِ بيليِ «بريگتن دِري» هستيم ?

461
00:37:43,880 --> 00:37:46,640
نخودافکن رو بنداز، پسرم

462
00:37:50,800 --> 00:37:55,238
يه خلنگ شکسته تمام نفرين‌هاي
کوليانه رو متوقف مي‌کنه، آقاي گُلد

463
00:37:55,240 --> 00:37:59,118
!اه

464
00:38:00,080 --> 00:38:01,918
شما کدوم خرهايي هستيد؟

465
00:38:01,920 --> 00:38:03,918
آهنگ من رو نشنيدي؟

466
00:38:03,920 --> 00:38:07,880
اين آقايون محترم «پسران بيلي» هستن

467
00:38:10,680 --> 00:38:12,840
و من؟

468
00:38:16,080 --> 00:38:17,318
من جيمي‌ام

469
00:38:17,320 --> 00:38:20,118
اه، تُف، گُه بگيرن

470
00:38:20,120 --> 00:38:21,438
خوبه

471
00:38:21,440 --> 00:38:24,038
دهن‌ـت از کار افتاد، در نتيجه نمي‌توني حرف بزني

472
00:38:24,040 --> 00:38:26,638
ولي لازم هم نيست حرف بزني

473
00:38:26,640 --> 00:38:29,800
جسم‌ـت مي‌شه ماي? عبرت

474
00:38:30,560 --> 00:38:35,798
شما در مقام به‌خصوصي براي آقاي توماس
شلبيِ صاحب نشان لياقت کار مي‌کنيد

475
00:38:35,800 --> 00:38:37,560
درست مي‌گم؟

476
00:38:43,560 --> 00:38:45,480
شنيدم مبارز‌ـي

477
00:38:47,040 --> 00:38:48,480
بهترين

478
00:38:49,800 --> 00:38:52,918
ولي روزهاي مبارزه‌ت به سر رسيده

479
00:38:55,000 --> 00:38:58,718
...چون لازمه که آقاي شلبي متوجه بشه

480
00:38:58,720 --> 00:39:02,118
...که بهترين‌ـش

481
00:39:02,120 --> 00:39:06,958
کافي... نيست

482
00:39:57,280 --> 00:39:58,720
!باني

483
00:39:59,560 --> 00:40:02,320
بدرود، پسرک مبارز. خوب مُردي

484
00:40:12,320 --> 00:40:14,518
...باني

485
00:40:14,520 --> 00:40:16,560
!باني

486
00:40:29,920 --> 00:40:33,840
به تامي شلبي بگو وقت‌ـشه که سهيم بشه

487
00:40:35,640 --> 00:40:38,678
ما تمام زمين‌هاي اسب‌دواني
تا «ناتينگهام» رو صاحب مي‌شيم

488
00:40:38,680 --> 00:40:40,960
چلتنهام» رو هم مي‌گيريم»

489
00:40:42,000 --> 00:40:49,320
وگرنه، توماس شلبي‌ـه که مصلوب
مي‌شه، و خبري از رستاخيز نخواهد بود

490
00:40:52,440 --> 00:40:54,560
بيايد، پسرا

491
00:41:19,000 --> 00:41:21,078
? ولي وقتي گريه مي‌کني ?

492
00:41:21,080 --> 00:41:24,198
? بارون رو به بارش در مياري ?

493
00:41:24,200 --> 00:41:27,958
? ...پس دست از گريه بکِش ?

494
00:41:38,800 --> 00:41:42,160
خانم‌ها و آقايون، من يه استراحت
کوتاه مي‌کنم. متشکر

495
00:41:43,120 --> 00:41:45,400
آره. مرد خوب

496
00:41:51,720 --> 00:41:57,000
زيبا بود، بيلي، زيبا بود. واقعاً
قشنگ بود. واقعاً قشنگ بود. هوم؟

497
00:42:00,920 --> 00:42:04,358
واقعاً معني‌دار بود، مي‌دوني؟
آهنگ بي‌غل‌وغشي بود

498
00:42:04,360 --> 00:42:07,198
ازش خوش‌ـم مياد. واقعاً مي‌گم

499
00:42:07,200 --> 00:42:11,720
پسرا، ايني که اين‌جاست «بيلي گِرِيد»ـه

500
00:42:12,520 --> 00:42:14,440
مردي که داشتم ازش براتون مي‌گفتم

501
00:42:16,120 --> 00:42:18,880
بيلي، اين داداش کوچيکه‌ام، فين‌ـه -
سلام -

502
00:42:19,880 --> 00:42:22,878
يه پيک برو بالا، بيلي

503
00:42:22,880 --> 00:42:24,278
...نمي‌تونم، صدام

504
00:42:24,280 --> 00:42:26,718
برو بالا، بيل

505
00:42:26,720 --> 00:42:28,400
آره

506
00:42:29,080 --> 00:42:30,680
آره

507
00:42:35,400 --> 00:42:37,680
...شماها يادتون نمياد

508
00:42:38,360 --> 00:42:42,758
ولي من زماني که اين بيلي از توي زمين
فوتبال امرار معاش مي‌کرد رو يادمه

509
00:42:43,400 --> 00:42:45,998
اوه، آره، اون مال خيلي وقت پيشه، آقاي شلبي

510
00:42:46,000 --> 00:42:48,040
آره، عجب پاي چپي داشتي، نه؟ -
آره -

511
00:42:49,080 --> 00:42:54,078
و بعدش چي شدي؟ سرمربي، درسته؟ هوم؟

512
00:42:54,080 --> 00:42:56,758
خب، آره، و حالا خواننده‌ام

513
00:42:56,760 --> 00:42:58,998
واقعاً؟

514
00:42:59,000 --> 00:43:04,038
هر تيم فوتبالي در انگلستان
بيلي گِريد رو مي‌شناسه

515
00:43:04,040 --> 00:43:07,918
بيلي هم يه چندتا آشنا
داره. مگه نه، بيل، هان؟ هوم؟

516
00:43:07,920 --> 00:43:10,600
يکي دوتايي -
به کار مياد -

517
00:43:11,320 --> 00:43:13,798
خيلي به کار مياد

518
00:43:13,800 --> 00:43:17,798
ولي چي‌کار مي‌کني، بيل، هان؟ هوم؟

519
00:43:17,800 --> 00:43:26,158
اين‌جائي، توي مِي‌خونه‌هاي عن‌دوني بيرمنگام آواز
مي‌خوني، يا هر پُخ ديگه‌اي که اسم‌ـش رو مي‌ذاري

520
00:43:28,600 --> 00:43:31,320
راه خوبي واسه امرار معاش نيست، پسرا

521
00:43:31,960 --> 00:43:34,278
خوارکننده‌ست -
دوست‌ـش دارم -

522
00:43:34,280 --> 00:43:36,880
واقعاً، دوست‌ـش دارم

523
00:43:37,600 --> 00:43:42,598
و ضمناً ممنون ازتون که من رو امشب دعوت کرديد
اين‌جا. واقعاً سپاسگزارم، پس خيلي ممنون

524
00:43:42,600 --> 00:43:44,158
از من تشکر نکن

525
00:43:44,160 --> 00:43:46,520
من دعوت‌ـت نکردم اين‌جا که آواز بخوني

526
00:43:48,200 --> 00:43:52,718
اگه بخوام موسيقي گوش کنم، يه
صفح? «آل جولسون» مي‌خرم. هوم؟
<font color="#ffff80">خواننده، هنرپيشه و کمدين آمريکايي ]
[ که در ده? 1920 شهرت زيادي داشت</font>

527
00:43:52,720 --> 00:43:54,998
من باشم چنين کاري مي‌کنم

528
00:43:55,000 --> 00:43:57,438
خوانند? واقعي، مي‌دوني؟

529
00:43:57,440 --> 00:44:01,280
آهنگ داشته باشه. هم‌نوايي داشته باشه

530
00:44:02,920 --> 00:44:06,080
پس چي مي‌خوايد... دقيقاً؟

531
00:44:09,320 --> 00:44:13,600
فين ماهيت پيشنهادم رو توضيح مي‌ده

532
00:44:14,720 --> 00:44:16,918
به حرف‌ـش گوش مي‌کني، مگه نه، بيل، هان؟

533
00:44:16,920 --> 00:44:19,758
با دقت، مگه نه؟ -
آره، البته، البته -

534
00:44:19,760 --> 00:44:24,560
چون عسايا که اين‌جاست، اگه گوش نکني
عواقب وامونده‌ش رو بهت نشون مي‌ده

535
00:44:26,600 --> 00:44:28,280
خيلي‌خب؟

536
00:44:30,920 --> 00:44:33,640
با بطري تنهات مي‌ذارم، هوم؟

537
00:44:47,280 --> 00:44:49,398
چه پيشنهادي؟

538
00:44:49,400 --> 00:45:00,038
صحيح، کاري که ازت مي‌خوام، بيلي، اينه که بغل هرکدوم
از اون تيم‌هاي فوتبال يه اسم و يه شماره بنويسي، خب؟

539
00:45:00,040 --> 00:45:01,838
چرا؟ -
چرا؟ -

540
00:45:01,840 --> 00:45:04,078
امروزه ملت دوست دارن روي
اون‌جور چيزها شرط‌بندي کنن

541
00:45:04,080 --> 00:45:06,158
ما يه بنگاه شرط‌بندي‌ايم -
مي‌دونم کي هستيد -

542
00:45:06,160 --> 00:45:10,038
واسه از پيش تعيين‌کردن نتيج? مسابق? اسب‌دواني، به
اوني که شانس بردش کمه يه خرده کوکائين مي‌دي

543
00:45:10,040 --> 00:45:14,720
يا پيغمبر!                  - واسه از پيش تعيين‌کردن -
نتيج? يه بازي فوتبال، 20 پوند مي‌دي به دروازه‌بان

544
00:45:25,680 --> 00:45:28,678
تو الآن ديگه يه «پيکي بلايندر»ـي، بيلي

545
00:45:28,680 --> 00:45:30,280
هوم؟

546
00:45:38,000 --> 00:45:40,440
چي داري اون‌جا؟

547
00:45:41,560 --> 00:45:43,444
يه نامه نوشتم

548
00:45:43,445 --> 00:45:44,840
اوه

549
00:45:47,520 --> 00:45:48,998
واسه چي؟

550
00:45:49,000 --> 00:45:50,878
واسه تو

551
00:45:50,880 --> 00:45:53,360
ليزي هم يه دونه براي تامي نوشته

552
00:45:55,760 --> 00:45:57,440
...خب

553
00:45:58,120 --> 00:45:59,558
مي‌تونم بخونم‌ـش؟

554
00:45:59,560 --> 00:46:01,400
هنوز تموم نشده

555
00:46:02,280 --> 00:46:04,880
دارم بخش‌هايي که وقتي مست
بودم نوشتم رو پاک مي‌کنم

556
00:46:06,160 --> 00:46:08,198
راستي، الکل رو گذاشتم کنار

557
00:46:08,200 --> 00:46:11,480
شيشه‌هاي کوکائين تو رو
هم خالي کردم توي مستراح

558
00:46:12,560 --> 00:46:14,438
موقعي که مست بودم، زيادي بهت سخت گرفتم

559
00:46:14,440 --> 00:46:16,400
تقـ... تقصير تو نيست

560
00:46:21,160 --> 00:46:22,960
...پس

561
00:46:24,680 --> 00:46:26,558
نامه راجع به منه، آره؟

562
00:46:26,560 --> 00:46:28,080
آره

563
00:46:28,920 --> 00:46:31,160
هوم -
و راجع به من -

564
00:46:31,960 --> 00:46:34,320
راجع به آينده. راجع به شرکت

565
00:46:35,920 --> 00:46:37,118
...من و ليزي

566
00:46:37,120 --> 00:46:42,478
چند ساعت گذشته رو نشستيد اين‌جا و اوضاع رو -
بدتر کرديد، هوم؟        - آره، و يه برنامه‌اي ريختيم

567
00:46:42,480 --> 00:46:44,638
اوه، برنامه ريختيد، هان؟

568
00:46:44,640 --> 00:46:48,398
ليزي مي‌گه تامي اگه همين‌جوري پيش بره، دو
سال ديگه بيشتر زنده نمي‌مونه. زياده‌روي کرده

569
00:46:48,400 --> 00:46:50,078
ليزي همچين چيزي مي‌گه، هوم؟

570
00:46:50,080 --> 00:46:51,358
جداً؟

571
00:46:51,360 --> 00:46:54,118
خب، چقدر زياده‌روي کرده، هوم، ليندا؟ چقدر؟

572
00:46:54,120 --> 00:46:56,438
کُل پول قانوني رو توي آمريکا از دست داده

573
00:46:56,440 --> 00:46:58,798
نه. نه، اون کار مايکل بود

574
00:46:58,800 --> 00:47:01,798
.توي مسابقات اسب‌دواني تباني مي‌کنه
توي مسابقات فوتبال تباني مي‌کنه

575
00:47:01,800 --> 00:47:08,158
در نتيج? بحران مالي، شرکت انحصاري شلبي
بايد منابع درآمد نقدي ديگه‌اي پيدا کنه

576
00:47:08,160 --> 00:47:09,958
تامي رفت به محل? چيني‌ها

577
00:47:09,960 --> 00:47:13,558
داره کمونيست‌ها رو مي‌فروشه
به سازمان اطلاعات بريتانيا

578
00:47:13,560 --> 00:47:16,438
و تمام مدت، هر روز، بيشتر
و بيشتر معروف مي‌شه

579
00:47:16,440 --> 00:47:20,038
...ولي عيبي نداره. چون اگه هرکس يه دودوتا چهارتاي ساده بکنه -
« <font color="#ff0000">قتل شوکّه‌کنند? روزنامه‌نگار بيرمنگامي</font> :عنوان روزنامه » -

580
00:47:20,040 --> 00:47:21,358
اون کار ما نبود

581
00:47:21,360 --> 00:47:23,038
!کار ما نيست

582
00:47:23,040 --> 00:47:25,918
!بالأخره گندش در مياد، آرتور
همين‌جوري نمي‌مونه

583
00:47:25,920 --> 00:47:28,398
خودت هم مي‌دوني -
اوه، جداً؟ اون‌وقت تو چي مي‌دوني، هان؟ -

584
00:47:28,400 --> 00:47:30,078
فکر همه‌جاش رو کرديد

585
00:47:30,080 --> 00:47:32,238
تو و ليزي وامونده، هان؟

586
00:47:32,240 --> 00:47:35,958
همه‌چيز رو برنامه‌ريزي کرديد، درسته؟

587
00:47:35,960 --> 00:47:42,238
و من بهت مي‌گم، کُل کاري که قراره
بکني، اينه که همسر خوبي باشي

588
00:47:42,240 --> 00:47:45,038
آره، مثل زوج‌هاي بي‌عيب‌ونقص

589
00:47:45,040 --> 00:47:47,158
مي‌ريم بالا، هوم؟

590
00:47:47,160 --> 00:47:49,878
مي‌ريم بالا

591
00:47:49,880 --> 00:47:52,840
آره، عشق‌بازي مي‌کنيم، هوم؟

592
00:48:03,040 --> 00:48:06,960
من روزم رو صرف نوشتن دو تا نامه و
تصميم‌گيري واسه اين‌که کدوم رو بدم کردم

593
00:48:08,600 --> 00:48:10,880
مثل اين‌که بايد اون‌يکي رو بدم

594
00:48:13,200 --> 00:48:14,920
کدوم‌يکي؟

595
00:48:15,480 --> 00:48:17,880
!کدوم‌يکي؟

596
00:48:20,520 --> 00:48:22,440
با نامه‌ام چي‌کار کردي؟

597
00:48:34,280 --> 00:48:35,880
سوزوندم‌ـش

598
00:48:37,520 --> 00:48:39,120
آرتور هم همين‌کارو کرد

599
00:48:40,840 --> 00:48:43,800
قبل‌ـش خوندي‌ـش؟ -
بله -

600
00:48:44,560 --> 00:48:46,280
بيشتر از کاريه که آرتور انجام داد

601
00:48:51,680 --> 00:48:54,160
اين‌که املا بلد نبودي هم کمکي نکرد

602
00:48:55,360 --> 00:48:57,400
زيادي زود ترک تحصيل کردم

603
00:48:58,160 --> 00:49:00,318
قسمت مربوط به وکلا رو خوندي؟

604
00:49:00,320 --> 00:49:02,120
دل‌ـت مي‌خواد سکس کني؟

605
00:49:02,920 --> 00:49:04,480
فکر نمي‌کردم بخواي

606
00:49:06,680 --> 00:49:08,760
نمي‌خواي غذا بخوري؟ -
نه -

607
00:49:09,520 --> 00:49:11,280
تماس داري؟ -
آره -

608
00:49:19,720 --> 00:49:22,120
امروز تولد روبي‌ـه، تامي

609
00:49:25,120 --> 00:49:28,078
مي‌دوني چرا بردم‌ـش خون? آرتور؟

610
00:49:28,080 --> 00:49:30,280
چون گفت که ازت مي‌ترسه

611
00:49:31,640 --> 00:49:34,800
مواقعي که مي‌دونه نمياي
خونه، يه بچ? ديگه مي‌شه

612
00:49:36,480 --> 00:49:38,118
ولي کيک خريدم

613
00:49:38,120 --> 00:49:40,518
و مي‌خوام اون‌جا باشي

614
00:49:40,520 --> 00:49:42,200
توي اتاق پذيرايي‌ايم

615
00:49:46,320 --> 00:49:47,760
...ليزي

616
00:49:52,840 --> 00:49:54,600
...من توي يه اتاق‌ـم

617
00:49:55,560 --> 00:49:58,040
و اونا دارن ميان سراغ‌ـم

618
00:49:59,760 --> 00:50:01,920
اشکال نداره. دل‌ـم مي‌خواد بيان

619
00:50:03,360 --> 00:50:05,480
آخرين چيزي که مي‌خوام سکوته

620
00:50:07,280 --> 00:50:10,800
...اون‌جا وايسادم، در سکوت، و يه نفر مي‌گه

621
00:50:13,240 --> 00:50:15,798
«شرمنده بابت اون‌همه سرصدا»

622
00:50:15,800 --> 00:50:19,680
«شرمنده بابت اون‌همه... گردوخاک»

623
00:50:20,280 --> 00:50:22,478
«شرمنده بابت اون‌همه گل‌ولاي»

624
00:50:22,480 --> 00:50:24,960
«و اون‌همه خون وامونده»

625
00:50:26,080 --> 00:50:30,960
.و تو مي‌گي: «شرمنده نباش. شرمنده نباش
«الآن ديگه تنها کاريه که از دست‌ـم بر مياد

626
00:50:35,000 --> 00:50:37,560
مي‌خواي اين رو بنويسم؟

627
00:50:39,880 --> 00:50:42,280
مي‌خواي يه نام? وامونده برات بنويسم؟

628
00:50:44,720 --> 00:50:46,960
...من و آرتور نمي‌تونيم يادداشت‌ـش کنيم

629
00:50:48,000 --> 00:50:51,160
چون کلمات وامونده‌ش رو ابداع نکردن

630
00:50:54,120 --> 00:50:56,840
ما کلمات وامونده‌ش رو نداريم

631
00:50:59,840 --> 00:51:01,560
...و بدترين چيز اينه که

632
00:51:03,240 --> 00:51:05,200
مي‌تونستيم بمونيم سر درس‌ومشق

633
00:51:06,080 --> 00:51:08,600
ولي داوطلب شديم

634
00:51:10,200 --> 00:51:12,760
هنوزم کلمات وامونده‌ش رو نداريم

635
00:51:21,640 --> 00:51:26,038
اگه تصميم گرفتي مرحوم بشي، تامي، چه
،به دست خودت، چه به دست يه نفر ديگه

636
00:51:26,040 --> 00:51:29,040
کسي که جات رو مي‌گيره، من‌ـم

637
00:51:29,880 --> 00:51:31,158
از لحاظ قانوني

638
00:51:31,160 --> 00:51:32,918
از لحاظ مالي

639
00:51:32,920 --> 00:51:34,440
از همه لحاظ

640
00:51:35,240 --> 00:51:37,480
بايد بدونم چيزي باقي مي‌مونه يا نه

641
00:51:38,240 --> 00:51:41,840
،خب، مي‌دوني، ليزي، توي مغزم
...همچنان بابت‌ـش بهت پول مي‌دم، پس

642
00:51:42,680 --> 00:51:44,720
با من موفق باشي

643
00:51:51,920 --> 00:51:53,960
کار دارم

644
00:52:18,560 --> 00:52:21,998
? تولدت مبارک ?

645
00:52:22,000 --> 00:52:26,118
? ...تولدت مبارک ?

646
00:52:26,120 --> 00:52:28,520
...آره، مي‌خوام چندتا سؤال ازت بپرسم

647
00:52:29,280 --> 00:52:31,880
راجع به شبي که با مايکل گِري ديدار کردي

648
00:52:38,840 --> 00:52:40,478
يه آرزو کن

649
00:52:40,480 --> 00:52:42,520
!آره

650
00:53:07,280 --> 00:53:09,398
خيلي‌خب، بچه‌ها، يالا، بيايد
بريم توي تخت‌خواب. سريع

651
00:53:09,400 --> 00:53:10,918
چرا؟ کي داره مياد؟

652
00:53:10,920 --> 00:53:14,560
قضيه همينه، چارلز، نمي‌دونيم. هيچ‌وقت نمي‌دونيم

653
00:53:35,400 --> 00:53:37,000
!تامي

654
00:53:39,320 --> 00:53:41,478
از ماشين وامونده پياده شو -
!نزن -

655
00:53:41,480 --> 00:53:45,520
همين الآن از ماشين وامونده
!پياده شو، وگرنه شليک مي‌کنم

656
00:53:53,840 --> 00:54:00,318
اگه دنبال خائن‌ـي، اين هم از
يه دونه‌ش... با دنده‌هاي خردشده

657
00:54:00,320 --> 00:54:03,558
!يارو ديوانه شده، تام

658
00:54:03,560 --> 00:54:05,718
اين کار توئه؟

659
00:54:05,720 --> 00:54:08,120
با يک دست و يه چکش

660
00:54:08,760 --> 00:54:13,000
!و دردي سهمگين... و خشمي سهمگين

661
00:54:15,520 --> 00:54:17,360
اونا کشتن‌ـش

662
00:54:19,120 --> 00:54:20,680
!پسرم رو

663
00:54:21,240 --> 00:54:27,000
بهش شليک کردن و گذاشتن‌ـش
!روي يه صليب وامونده، و اون مُرده

664
00:54:27,600 --> 00:54:29,360
کي اون‌کارو کرد؟

665
00:54:42,000 --> 00:54:45,358
فقط جاني‌داگز و هم‌خون‌ـش مي‌دونستن ما کجا اردو زديم -
« <font color="#ff0000">بفرمان پسران بيلي</font> » -

666
00:54:45,360 --> 00:54:48,038
،نه، تام. نه. به خدا قسم
من هرگز به کسي نگفتم

667
00:54:48,040 --> 00:54:50,678
!گوربه‌گور شو -
من هرگز به کسي نگفتم -

668
00:54:50,680 --> 00:54:53,958
!چطور تونستي اين‌کارو بکني؟! پسر وامونده‌ام

669
00:54:56,560 --> 00:54:58,198
!اونا ازم گرفتن‌ـش

670
00:54:58,200 --> 00:55:01,718
!تنها... پسرم رو

671
00:55:01,720 --> 00:55:02,998
!جاني

672
00:55:03,000 --> 00:55:04,678
!تامي

673
00:55:04,680 --> 00:55:06,558
کتف‌ـت خرد شده

674
00:55:06,560 --> 00:55:08,998
اگه روبه‌راه‌ـش نکني، دست‌ـت رو از دست مي‌دي

675
00:55:09,000 --> 00:55:11,558
!اون رفته! بي‌همه‌چيزها کشتن‌ـش

676
00:55:11,560 --> 00:55:14,598
!پسر وامونده‌ام! هم‌خون وامونده‌ام

677
00:55:14,600 --> 00:55:16,078
!گوش کن چي مي‌گم

678
00:55:16,080 --> 00:55:20,840
يه مرد يک‌دست چطور مي‌تونه
انتقام مرگ پسرش رو بگيره، هان؟

679
00:55:26,160 --> 00:55:28,760
...پسرم رو به صليب کشيدن

680
00:55:30,560 --> 00:55:32,160
به‌خاطر تو

681
00:55:40,200 --> 00:55:44,558
!از خون? من دور شيد! همه‌تون

682
00:55:44,560 --> 00:55:48,358
!از بچه‌ام دور شيد

683
00:55:48,360 --> 00:55:50,798
اين‌جا خون? منه

684
00:55:50,800 --> 00:55:53,078
و نمي‌خوام برگردي

685
00:55:53,080 --> 00:55:55,600
!نمي‌خوام برگردي

686
00:56:13,600 --> 00:56:16,960
اگه مي‌خواي با «پسران بيلي» درگير
بشي، زند? من رو احتياج داري

687
00:56:18,800 --> 00:56:21,440
همه به من احتياج دارن

688
00:56:23,960 --> 00:56:29,120
آمبولانس خبر کن، وگرنه يه مرد
دست‌ـش رو از دست مي‌ده

689
00:56:48,560 --> 00:56:50,238
بيا، جاني

690
00:56:50,240 --> 00:56:52,920
بيا

691
00:56:55,080 --> 00:56:56,600
...تام

692
00:56:58,520 --> 00:57:00,678
من گرب? سياه نيستم

693
00:57:00,680 --> 00:57:02,960
مي‌دونم، جاني. مي‌دونم

694
00:57:04,160 --> 00:57:07,038
،توي کُل دنيا، از بين تمام آدم‌ها

695
00:57:07,040 --> 00:57:09,400
مي‌دونم که تنها به تو مي‌تونم اعتماد کنم

696
00:57:10,870 --> 00:57:12,950
« <font color="#ff0000">بفرمان پسران بيلي</font> »

697
00:57:12,951 --> 00:57:23,950
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
