1
00:00:01,203 --> 00:00:04,917
آقاي شلبي، شما حال‌تون سر جاش
نيست. بايد به يک پزشک زنگ بزنم

2
00:00:04,919 --> 00:00:07,598
فقط خودمم که دارم با خودم
در مورد خودم صحبت مي‌کنم

3
00:00:07,600 --> 00:00:10,398
مايکل، تو قراره بري نيويورک

4
00:00:10,400 --> 00:00:11,518
چرا؟

5
00:00:11,520 --> 00:00:15,398
چون شرکت توي آمريکا تجارتي
داره که بايد بهش رسيدگي بشه

6
00:00:15,400 --> 00:00:18,120
...تو مي‌دونستي که قراره به من شليک بشه

7
00:00:18,920 --> 00:00:21,480
و اين رو انتخاب کردي که به من نگي

8
00:00:22,280 --> 00:00:24,080
من مادرم رو انتخاب کردم

9
00:00:25,080 --> 00:00:30,478
توماس شلبي، حزب کارگر
تعداد آرا 48 هزار و 564 نفر

10
00:00:36,720 --> 00:00:38,518
من از طرف تو به يک پزشک مراجعه کردم

11
00:00:38,520 --> 00:00:42,400
وقتي دست از کار مي‌کشي، شروع
مي‌شه. وقتي استراحت مي‌کني

12
00:00:57,000 --> 00:00:59,760
آقاي شلبي، شما بايد استراحت کنيد

13
00:01:01,760 --> 00:01:04,000
يه چيزي رو ياد گرفتم، فرانسيس

14
00:01:05,080 --> 00:01:08,598
در اين دنيا، استراحتي براي من وجود نداره

15
00:01:08,600 --> 00:01:11,040
شايد در دنياي بعدي وجود داشته باشه

16
00:01:15,450 --> 00:01:18,070
« <font color="#ff0000">دو سـال بـعـد</font> »

17
00:01:21,550 --> 00:01:24,150
« <font color="#ff0000">لـيـکـي هـيـلـز</font> »

18
00:01:24,151 --> 00:01:30,470
« <font color="#ff0000">بـيـسـت‌ونـهـم اکـتـبـر 1929</font> »

19
00:01:41,000 --> 00:01:46,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20
00:01:46,500 --> 00:01:50,500
? Nick Cave & The Bad Seeds - Red Right Hand ?

21
00:02:29,120 --> 00:02:30,638
آرتور؟

22
00:02:30,640 --> 00:02:34,160
«ما نمي‌تونيم ضمانتي که خواستارش هستيد رو به شما بديم»

23
00:02:35,280 --> 00:02:38,440
«ما توقع پرداخت کامل رو داريم»

24
00:02:39,480 --> 00:02:41,720
:اين هم از بخش مورد علاق? من

25
00:02:42,520 --> 00:02:46,998
«ما تا حالا هرگز چيزي از آدم‌هاي شما نشنيديم»

26
00:02:47,000 --> 00:02:51,398
«پس، از تهديدهاي شما واهمه‌اي نداريم»

27
00:02:51,400 --> 00:02:57,600
و به اسم «فرشتگان مجازات» امضاش کردن

28
00:02:59,520 --> 00:03:01,560
هوم

29
00:03:29,480 --> 00:03:31,438
اونا مي‌گن تا حالا چيزي از ما نشنيدن

30
00:03:31,440 --> 00:03:35,078
پس به آبراما و عسايا بگو
خودشون رو معرفي کنن

31
00:03:35,080 --> 00:03:36,558
...و فيـن

32
00:03:36,560 --> 00:03:38,840
تو خودت رو درگير اين ماجرا نکن

33
00:04:24,550 --> 00:04:28,900
« <font color="#ff0000">شـرکـت شـلـبـي - ديـتـرويـت، ايـالـات مـتـحـد? آمـريـکا</font> »

34
00:05:14,480 --> 00:05:16,400
بله؟

35
00:05:19,600 --> 00:05:21,038
صبر کن

36
00:05:21,040 --> 00:05:23,040
صبر کن، صبر کن. يک‌بار
ديگه حرفت رو تکرار کن

37
00:05:25,400 --> 00:05:26,838
نه

38
00:05:26,840 --> 00:05:28,920
نه، اين امکان نداره

39
00:05:39,000 --> 00:05:43,800
« <font color="#ff0000">مـونـت‌کـارلـو</font> »

40
00:05:53,360 --> 00:05:57,320
...پيتر، خلبان زيباي من

41
00:06:01,520 --> 00:06:08,160
حالا، مي‌شه لطفاً من رو به همراه پول‌هايي که
برنده شدم پرواز بدي و به انگلستان برگردوني؟

42
00:06:18,960 --> 00:06:21,560
دو قاشق پُر شکر براي من، لطفاً

43
00:06:22,480 --> 00:06:24,038
اون يکي که پُر بود کجاست؟

44
00:06:24,040 --> 00:06:25,958
ببين، روبـي

45
00:06:25,960 --> 00:06:27,920
بابا که رفته بود تماس تلفني بگيره، برگشته

46
00:06:28,840 --> 00:06:32,640
حالا ديگه همه‌چي درست مي‌شه

47
00:07:00,680 --> 00:07:03,120
« <font color="#ff0000">لـايـم‌هـَوس، لـندن</font> »

48
00:07:36,880 --> 00:07:38,918
نه، نه

49
00:07:38,920 --> 00:07:40,880
نه، نه، نه، نه، نه، نه

50
00:07:50,560 --> 00:07:53,718
نه، نه

51
00:07:58,440 --> 00:08:00,838
الو؟

52
00:08:00,840 --> 00:08:03,080
آرتور! آرتور، تامي کجاست؟

53
00:08:09,400 --> 00:08:11,638
فقط پيداش کن و بهش
!بگو ما خيلي ضرر کرديم

54
00:08:11,640 --> 00:08:13,678
همون‌جا بمون. از جات تکون نخور

55
00:08:13,680 --> 00:08:16,040
از تامي باخبر مي‌شي

56
00:08:17,160 --> 00:08:19,518
آرتور، از چي حرف مي‌زني؟
اين چطور ممکنه؟

57
00:08:19,520 --> 00:08:21,518
<i>...ممکنه، چون امروز صبح</i>

58
00:08:21,520 --> 00:08:23,998
...ساعت 6 صبح در نيويورک

59
00:08:24,000 --> 00:08:27,598
بازار بورس وال‌استريت سقوط کرد
<font color="#ffff80">[ ايهام: واژگون شد ]</font>

60
00:08:27,600 --> 00:08:29,518
<i>مثل يک لوکوموتيو</i>

61
00:08:29,520 --> 00:08:32,358
ما هم قطعاً سوار اون لوکوموتيو بوديم

62
00:08:39,880 --> 00:08:42,158
گُه بگيرن

63
00:08:54,960 --> 00:08:57,358
!هي، يالا، لباس عوض کن -
!خدايا -

64
00:08:57,360 --> 00:08:59,358
ماشين رو بيار

65
00:09:06,640 --> 00:09:09,438
!ما بايد از اين‌جا بريم. عجله کن، يالا

66
00:09:09,440 --> 00:09:11,678
!دارم ميام

67
00:09:11,680 --> 00:09:14,678
برنامه تغيير کرده. ما
ديگه به لندن نمي‌ريم

68
00:09:14,680 --> 00:09:17,758
مستقيم مي‌ريم بيرمنگام -
مسافرين ديگه‌اي هم وجود داره -

69
00:09:17,760 --> 00:09:19,238
ديگه نداره

70
00:09:46,800 --> 00:09:48,838
اگه داري مي‌ري انگلستان، منم باهات ميام

71
00:09:48,840 --> 00:09:50,918
نه. نه -
من دوستت دارم، تو هم من رو دوست داري -

72
00:09:50,920 --> 00:09:53,558
واقعيت اينه -
جينا، صبر کن، بيخيال -

73
00:09:53,560 --> 00:09:56,720
مي‌خوام با خانواده‌ت آشنا بشم -
نه، نمي‌خواي -

74
00:10:10,760 --> 00:10:13,240
!آخ

75
00:10:40,320 --> 00:10:42,680
حالا ديگه از ما چيزي شنيده‌اي

76
00:10:51,960 --> 00:10:53,718
يالا

77
00:10:53,720 --> 00:10:55,438
!مبل. مبل

78
00:10:55,440 --> 00:10:58,998
يه چيزي براي خون بيار. خواهرم زنده‌ام نمي‌ذاره

79
00:10:59,000 --> 00:11:00,718
!چشم‌هاي کورت رو وا کن

80
00:11:00,720 --> 00:11:02,998
اون هزاران پوند خرج اين آشغال کرده

81
00:11:04,520 --> 00:11:07,440
برام يه مقدار مشروب بيار

82
00:11:11,840 --> 00:11:15,720
فقط اون وامونده رو از توي بدنم
درآر و بخيه‌ام بزن. انجامش بده

83
00:11:18,360 --> 00:11:20,840
پسر? پيکي، تيغ‌ـت رو بده بهم

84
00:11:26,360 --> 00:11:27,758
کافيه ديگه

85
00:11:27,760 --> 00:11:30,638
نمي‌خواي که روي اثاثي? خواهرت بالا بياري

86
00:11:31,840 --> 00:11:35,158
مي‌دوني داري چي‌کار مي‌کني؟ -
من هزاران بار اين کار رو انجام دادم -

87
00:11:35,160 --> 00:11:39,238
يک‌بار يک گلوله رو از بين دوتا دنده
در آوردم. با فاصل? 2.5 سانتي از قلب

88
00:11:39,240 --> 00:11:40,798
اين رو هم بگم که اون يک اسب بود

89
00:11:40,800 --> 00:11:42,678
و اسب‌ـه هم مـُرد

90
00:11:42,680 --> 00:11:44,680
نگه‌ش دار، نگه‌ش دار

91
00:11:57,120 --> 00:11:59,840
ايناهاش، يک گلول? کوچولو

92
00:12:01,000 --> 00:12:04,758
اين‌جا چه خبره؟ -
اوه، تُف -

93
00:12:04,760 --> 00:12:06,598
سلام، ايدا

94
00:12:06,600 --> 00:12:09,400
گُم شيد بيرون، جفت‌تون

95
00:12:17,000 --> 00:12:20,240
اين رو بذار روي زخم. و فشار بده -
گم شو بيرون -

96
00:12:21,400 --> 00:12:24,998
من خيلي متأسفم، ايدا. اونا
مجسم? يک زن لاغر رو شکستن

97
00:12:25,000 --> 00:12:27,198
مجسمه‌هاي وامونده

98
00:12:27,200 --> 00:12:29,038
تامي چي بهت گفته بود؟

99
00:12:29,040 --> 00:12:34,520
شلبي‌ها وارد مسائل مسابقه‌اي (شرط‌‌بندي) نمي‌شن -
!چيه؟ تا اعتبار وامونده‌ش رو حفظ کنه؟            - هي -

100
00:12:35,120 --> 00:12:37,878
به من گوش کن. ما يک فرصت داريم

101
00:12:37,880 --> 00:12:40,438
تامي اون فرصت رو بهمون داده

102
00:12:40,440 --> 00:12:44,598
اون قدرت داره، ما پول داريم، و
گذشته‌مون رو پشت سر گذاشتيم

103
00:12:44,600 --> 00:12:47,958
و تؤ بي‌مغز، زندگي طولاني
ارزشمندي داري، فيـن

104
00:12:47,960 --> 00:12:50,678
يه بند انگشت به چپ‌تر خورده
بود، کارـت تموم شده بود

105
00:12:54,040 --> 00:12:56,718
نيازي نيست چيزي رو ثابت کني، فيـن

106
00:12:56,720 --> 00:12:59,960
نيازي نيست هيچي رو ثابت کني

107
00:13:06,920 --> 00:13:10,438
بابا، بابا -
يالا، بيا، يالا، بيا اين‌جا -

108
00:13:10,440 --> 00:13:13,038
بيا اين‌جا، بيا اين‌جا

109
00:13:13,040 --> 00:13:15,758
حالا، چي‌کارها کردي، هان؟

110
00:13:15,760 --> 00:13:17,680
تمومش کن، جاني

111
00:13:20,720 --> 00:13:23,360
خيلي‌خب، شنيدين آقا
چي گفت. شروع کنيم

112
00:13:31,080 --> 00:13:32,878
چارلز کجاست؟

113
00:13:32,880 --> 00:13:35,478
توي گاري‌ـه. بيرون نمياد

114
00:13:35,480 --> 00:13:37,518
صحبت‌هاي جاني به زبان «راکــر» رو شنيد
<font color="#ffff80">[ زبان کولي‌هاي رومانيايي، مخلوطي از زبان انگليسي و رومانيايي ]</font>

115
00:13:37,520 --> 00:13:39,998
بيشتر از اوني که فکر مي‌کنيم
زبان کولي‌ها رو متوجه مي‌شه

116
00:13:40,000 --> 00:13:41,958
شنيد که اون گفت تو به اسب‌ـه شليک کردي

117
00:13:41,960 --> 00:13:47,040
من بهش گفتم که از سر دل‌سوزي بوده. گفتم اين کاري‌ـه که
وقتي يک اسب مريض مي‌شه، انجام مي‌دي. اون متوجه نمي‌شه

118
00:13:47,920 --> 00:13:51,320
بابا، چرا بهش شليک کردي؟

119
00:13:55,000 --> 00:13:58,638
.چارلي، همين حالا بيا بيرون
بيا قال‌ـش رو بکّنيم

120
00:14:00,280 --> 00:14:02,960
چارلز، بيا اين‌جا

121
00:14:05,720 --> 00:14:07,440
بشين

122
00:14:11,600 --> 00:14:13,440
حالا، بهم گوش کن

123
00:14:15,360 --> 00:14:17,638
اسب تو مريض بود. درد مي‌کشيد

124
00:14:17,640 --> 00:14:22,120
دامپزشک نتونست کاري کنه، حتي «کـرلي» هم
نتونست کاري کنه. من به خواب فرو بردمش

125
00:14:22,800 --> 00:14:25,998
اين کاري‌ـه که بايد انجام بدي -
!نه! اين کاري‌ـه که «تــو» انجام مي‌دي -

126
00:14:26,000 --> 00:14:31,080
به اسب‌ها شليک مي‌کني! به آدم‌ها
!شليک مي‌کني! همه همين رو مي‌گن

127
00:15:08,920 --> 00:15:11,240
«دنـجـروس»
اسب زيباي من

128
00:15:13,640 --> 00:15:15,400
وحشي‌تر از اون‌که مسابقه بدي

129
00:15:16,480 --> 00:15:18,720
شلاق و تازيانه رو تحمل نمي‌کردي

130
00:15:19,960 --> 00:15:22,360
بايد يک اسب جنگي مي‌شدي

131
00:15:23,600 --> 00:15:25,680
خسته از علف‌زار

132
00:15:27,960 --> 00:15:30,920
نمي‌تونستي آرامش و سکوت رو تحمل
...کني. از زندگي دست کشيدي

133
00:15:32,000 --> 00:15:34,080
و الآن آزادي

134
00:15:37,920 --> 00:15:39,960
...در چل? زمستان غم‌افزا

135
00:15:43,680 --> 00:15:45,800
داري گريه مي‌کني

136
00:16:18,760 --> 00:16:20,838
...تام

137
00:16:20,840 --> 00:16:21,998
متأسفم

138
00:16:22,000 --> 00:16:25,038
نمي‌دونستم پسرت به زبان راکـر صحبت مي‌کنه

139
00:16:25,040 --> 00:16:27,040
پُرش کن، جاني

140
00:16:32,320 --> 00:16:34,438
مشکلي نيست

141
00:16:34,440 --> 00:16:36,918
به خونه زنگ زدم، به دفتر

142
00:16:36,920 --> 00:16:39,120
...اما اگر بهت بگم

143
00:16:40,240 --> 00:16:42,040
باورت نمي‌شه

144
00:16:44,080 --> 00:16:45,718
پس بهت نشون مي‌دم

145
00:16:45,720 --> 00:16:47,720
ها؟

146
00:16:50,000 --> 00:16:53,720
« <font color="#ff0000">ميلياردها در سقوط وال‌استريت از دست رفت</font> :عنوان روزنامه »

147
00:16:59,840 --> 00:17:03,118
روز جمعه به مايکل گفتم که اين اتفاق مي‌اُفته

148
00:17:03,120 --> 00:17:04,998
آره

149
00:17:05,000 --> 00:17:11,638
مايکل وامونده... گفت دلال سهام بهش
مشاوره داده که هزينه‌ها برمي‌گرده

150
00:17:11,640 --> 00:17:14,360
همه همين رو مي‌گفتن

151
00:17:18,120 --> 00:17:20,040
اون سهام رو نگه داشت

152
00:17:25,960 --> 00:17:28,720
مايکل نگه‌شون داشت؟ -
آره -

153
00:17:35,600 --> 00:17:37,760
مايکل

154
00:17:44,600 --> 00:17:48,080
مايکل نگه‌شون داشت؟ -
آره -

155
00:17:50,440 --> 00:17:52,480
مايکل نگه‌شون داشت

156
00:17:53,520 --> 00:17:57,040
...و به رقصيدن و بازي‌درآوردن و

157
00:17:57,840 --> 00:17:59,960
سکس با کوکائين ادامه داد

158
00:18:01,200 --> 00:18:02,840
!چارلي

159
00:18:04,160 --> 00:18:06,120
!چارلي، همين حالا بيا بيرون

160
00:18:07,040 --> 00:18:08,958
بچه‌ـه هيچ‌وقت گوش نمي‌کنه

161
00:18:08,960 --> 00:18:11,480
!هيچ‌وقت گوش نمي‌کنه، ليزي

162
00:18:12,880 --> 00:18:19,038
من بايد چي‌کار کنم تا مردم
!گوش‌شون به من بدهکار بشه؟

163
00:18:19,040 --> 00:18:21,278
گندش بزنن

164
00:18:21,280 --> 00:18:23,480
حالا چي‌کار کنيم، تامي؟

165
00:18:26,320 --> 00:18:28,240
چي‌کار کنيم؟

166
00:18:32,240 --> 00:18:39,598
«ليزي، تو با آرتور برو بيرمنگام، توي هتل «ميدلند
اقامت مي‌کني. آرتور، قرارِ يک جلس? همگاني

167
00:18:39,600 --> 00:18:42,638
بين اعضاي هيئت مديره براي فردا ظهر بذار

168
00:18:42,640 --> 00:18:44,478
يک جلس? همگاني وامونده

169
00:18:44,480 --> 00:18:47,278
امروز چي، ها؟
امروز چه موردي داره، تام؟

170
00:18:47,280 --> 00:18:49,478
بايد يه مقدار فکر کنم -
باشه -

171
00:18:49,480 --> 00:18:52,038
اين کار رو تنهايي بهتر انجام مي‌دي، مگه نه؟

172
00:18:52,040 --> 00:18:54,358
من هيچ‌وقت خودم تنها نخواهم
بود. هرگز خودم تنها نيستم

173
00:18:54,360 --> 00:18:58,878
ليزي، راننده براي تو. فردا برگرد

174
00:18:58,880 --> 00:19:01,480
...و آرتور، به پسرم بگو

175
00:19:02,080 --> 00:19:05,318
گاهي اوقات... مرگ يه لطفه

176
00:19:05,320 --> 00:19:07,280
يالا

177
00:19:57,880 --> 00:19:59,800
ديگه چيه؟

178
00:20:00,680 --> 00:20:02,478
من چي‌ام، يه جن؟

179
00:20:02,480 --> 00:20:05,320
من رو با بطري کوچيک
مخدرت احضار مي‌کني؟

180
00:20:06,440 --> 00:20:11,240
اين رو براي تحمل درد مصرف
مي‌کنم. تا گرم بمونم

181
00:20:18,600 --> 00:20:20,600
براي اينه؟

182
00:20:21,280 --> 00:20:23,080
گرما؟

183
00:20:25,920 --> 00:20:27,960
گرما

184
00:20:30,760 --> 00:20:32,960
...اين‌همه مدت

185
00:20:33,760 --> 00:20:35,600
مي‌دونم

186
00:20:37,880 --> 00:20:40,120
عشق ما هنوز پابرجاست

187
00:20:43,600 --> 00:20:46,440
اما تو بايد به نداهايي که
مي‌شنوي، گوش بدي

188
00:20:49,400 --> 00:20:51,720
کاري که بهت مي‌گن رو انجام بدي

189
00:20:53,480 --> 00:20:55,480
خيلي کار براي انجام‌دادن هست، گريس

190
00:20:57,600 --> 00:20:59,680
...بچه‌ها

191
00:21:03,720 --> 00:21:06,160
بايد خداحافظي کنم

192
00:21:08,720 --> 00:21:10,800
بايد بخوابم

193
00:21:12,120 --> 00:21:14,200
فقط فکر کن، تام

194
00:21:24,840 --> 00:21:27,160
!ليندا

195
00:21:31,720 --> 00:21:36,358
اين‌جائي، ها؟

196
00:21:39,920 --> 00:21:42,678
.تو رئيس هيئت مديره‌اي، آرتور
پس مثل يک رئيس رفتار کن

197
00:21:42,680 --> 00:21:44,840
رئيس هيئت مديره‌ام، آره؟

198
00:21:46,800 --> 00:21:49,038
نه

199
00:21:49,040 --> 00:21:53,520
من دربان وامونده‌ام، ليندا، ها؟

200
00:21:54,360 --> 00:21:57,600
و تو امشب با اين لباس
اين‌جا نخواهي اومد، عشقم

201
00:22:00,640 --> 00:22:03,320
...تامي من رو رئيس هيئت مديره کرده، تا

202
00:22:04,640 --> 00:22:06,800
خودش کار خلافي نکنه

203
00:22:08,920 --> 00:22:10,920
اين يک توافق‌ـه

204
00:22:11,560 --> 00:22:13,480
يک فرصت‌ـه

205
00:22:25,440 --> 00:22:28,520
من مي‌دونم کي هستم، ليندا

206
00:22:31,160 --> 00:22:33,800
مي‌دونم کي هستم. و با
...اين موضوع مشکلي ندارم

207
00:22:34,720 --> 00:22:36,400
بالأخره

208
00:22:37,320 --> 00:22:39,360
مي‌تونم باهاش بسازم

209
00:22:52,920 --> 00:22:55,120
و به اين احتياج دارم که تو هم با
اين موضوع مشکلي نداشته باشي

210
00:22:58,800 --> 00:23:03,158
به اين احتياج دارم که باهاش
مشکلي نداشته باشي، خب؟

211
00:23:03,160 --> 00:23:05,480
چيه، ها؟

212
00:23:06,440 --> 00:23:08,360
و تو چي مي‌خواي، هوم؟

213
00:23:09,400 --> 00:23:12,320
چيه، رئيس هيئت مديره رو مي‌خواي، آره؟

214
00:23:12,960 --> 00:23:18,360
با کيف‌دستي باکلاس و خودنويس طلاش، ها؟

215
00:23:20,040 --> 00:23:22,080
چي مي‌خواي؟

216
00:23:22,960 --> 00:23:24,600
...رئيس هيئت مديره

217
00:23:25,480 --> 00:23:27,678
يا دربان؟ ها؟

218
00:23:27,680 --> 00:23:32,400
فکر کردي ما سکس مي‌کنيم و همه‌چي درست
مي‌شه و من ساکت مي‌شم. خب، نمي‌شم

219
00:23:33,720 --> 00:23:37,198
...هر هفته، برادرت توي لندن نقش رابين هود رو بازي مي‌کنه

220
00:23:37,200 --> 00:23:40,438
قهرمان مردم، در حالي که تو اين‌جا داري
براش تشکليات خلاف‌کاري‌ـش رو مي‌گردوني

221
00:23:40,440 --> 00:23:46,680
و بر اساس «توافق»ـتون اگر اتفاقي بيوفته، توئي که گناه‌ها
رو گردن مي‌گيري، حبس مي‌کشي يا اعدام مي‌شي

222
00:23:52,160 --> 00:23:54,680
و تو چي مي‌خواي؟ -
....من مي‌خوام که تو -

223
00:23:56,080 --> 00:24:01,558
از فرصتي که خدا و بازار بورس نيويورک
پيشکش‌ـت کردن استفاده کني

224
00:24:02,600 --> 00:24:04,798
آقاي شلبي، جلسه به‌زودي شروع مي‌شه

225
00:24:04,800 --> 00:24:07,120
باشه، خيلي‌خب

226
00:24:08,760 --> 00:24:10,999
الآن ميام

227
00:24:11,000 --> 00:24:15,000
? Black Strobe - I'm A Man ?

228
00:24:39,520 --> 00:24:41,560
ممنون، ادنا

229
00:24:46,280 --> 00:24:49,280
در رو هم ببند

230
00:24:53,520 --> 00:24:55,960
...خيلي‌خب، حالا

231
00:24:56,840 --> 00:24:58,760
اونا خوش‌مزه‌ان

232
00:24:59,480 --> 00:25:00,920
...شروع کنيم

233
00:25:01,760 --> 00:25:06,120
ديروز، همو‌ن‌طور که همه‌تون مي‌دونين
...يک فاجع? وامونده

234
00:25:08,000 --> 00:25:11,318
يک فاجع? وحشتناک اتفاق افتاد، خب؟

235
00:25:11,320 --> 00:25:13,080
فقط براي ما نبوده

236
00:25:14,000 --> 00:25:15,760
براي تمام دنيا بوده

237
00:25:17,480 --> 00:25:20,280
در نيويورک اتفاق افتاد

238
00:25:20,920 --> 00:25:22,438
اون‌جا اتفاق افتاد

239
00:25:22,440 --> 00:25:24,440
و به آرامي تا لندن کشيده شد

240
00:25:25,200 --> 00:25:29,120
و بعد، هنگ‌کنگ وامونده، خب؟

241
00:25:31,680 --> 00:25:34,160
همه‌چيز، همه‌چيز رفت روي هوا

242
00:25:34,720 --> 00:25:38,760
...خب، در واقع همه‌چيز پايين کشيده شد، ولي

243
00:25:42,120 --> 00:25:46,000
ما تنها کساني نبوديم که از
...اين موضوع صدمه ديديم

244
00:25:47,800 --> 00:25:49,640
تمام دنيا صدمه ديد

245
00:25:50,240 --> 00:25:52,040
افراد بسياري

246
00:25:53,040 --> 00:25:54,518
توي روزنامه‌ها هست

247
00:25:54,520 --> 00:25:56,238
کل اخبار رو فرا گرفته

248
00:25:56,240 --> 00:25:58,600
همه در موردش صحبت مي‌کنن -
آرتور؟ -

249
00:25:59,280 --> 00:26:01,318
بهتر نيست منتظر توماس بمونيم؟

250
00:26:01,320 --> 00:26:04,920
پالي، آرتور الآن رئيس هيئت مديره‌ست

251
00:26:06,280 --> 00:26:09,878
...آقاي رئيس، چه بسا در مدتي که منتظر توماس هستيم

252
00:26:09,880 --> 00:26:15,198
شايد بتونم از سنگيني فضا بکاهم و به‌عنوان عضو به‌نسبت
جديد اين شرکت ابراز کنم که باعث افتخار بنده‌ست که

253
00:26:15,200 --> 00:26:23,198
،عضو هيئت مديره‌اي هستم که زنان زيادي در اون هستن
و تمام زناني که هم باهوش و هم پُر زينت هستن

254
00:26:23,200 --> 00:26:26,678
آره، خب، ما شرکت خيلي نويني هستيم، آقاي گريـن

255
00:26:26,680 --> 00:26:33,638
واقعاً              - هرچند هنوز در ميان ما کساني -
هستن که به ارزش‌هاي سنتي خودشون چسبيدن

256
00:26:36,360 --> 00:26:38,200
تا کجا پيش رفتيم؟

257
00:26:38,960 --> 00:26:41,238
ثابت کرديم که زنان پُر زينت هستن

258
00:26:41,240 --> 00:26:43,278
ما تازه نشستيم، تام

259
00:26:43,280 --> 00:26:46,958
در واقع، آرتور اسنادي داره که مي‌خواد پخش کنه

260
00:26:46,960 --> 00:26:50,000
آره؟ چه اسنادي؟

261
00:26:51,080 --> 00:26:55,678
تازه داشتم براي همه توضيح
مي‌دادم، تام. خب، ما به فنا رفتيم

262
00:26:55,680 --> 00:26:59,240
درست نيست، ها؟ -
هم آره و هم نه -

263
00:27:00,120 --> 00:27:03,958
...درسته که بخش زيادي از سرماي? شرکت

264
00:27:03,960 --> 00:27:07,198
در بازار بورس آمريکا سرمايه‌گذاري شده بود

265
00:27:07,200 --> 00:27:09,520
سرمايه‌گذاري شده بود يا پنهان؟

266
00:27:10,240 --> 00:27:12,638
تمام مبالغ سرمايه‌گذاري شده
به تأييد هيئت مديره رسيده، ليندا

267
00:27:12,640 --> 00:27:16,040
فقط اونايي که ثبت شدن، توماس

268
00:27:16,880 --> 00:27:21,600
ليندا، بعد از اين جلسه، يک جلس? ديگه
فقط براي اعضاي خانواده برگزار خواهد شد

269
00:27:22,320 --> 00:27:24,120
در اين مورد رأي‌گيري کرديم؟

270
00:27:28,520 --> 00:27:31,480
آرتور -
«آرتور، نمي‌توني همسرت رو کنترل کني؟» -

271
00:27:32,240 --> 00:27:34,960
ما شرکت خيلي نويني هستيم، آقاي گريـن

272
00:27:38,240 --> 00:27:47,800
بخوام دقيق بگم، تمام دارايي‌اي که انتقال داديم به بازار بورس
نيويورک، الآن به ازاي هر دلارش، ده سنت قابل برگشت هست

273
00:27:48,560 --> 00:27:52,518
و «بانک نولان آمريکا»، که پول‌هاي نقدمون
...رو درش سرمايه‌گذاري کرده بوديم

274
00:27:52,520 --> 00:27:56,438
براي سپرده‌مون، به ازاي هر دلار
پنج سنت پيشنهاد مي‌ده

275
00:27:56,440 --> 00:27:59,158
آره

276
00:27:59,160 --> 00:28:04,040
جاي اميدواري هست -
چطور؟ اون‌تو چي داري؟ يه چوب‌دستي جادويي؟ -

277
00:28:07,160 --> 00:28:14,078
به‌عنوان رئيس غيراجرايي شرکت به اجاز? رئيس
هيئت مديره نياز دارم تا راهبردم رو ارائه بدم

278
00:28:14,080 --> 00:28:16,918
اجازه داده مي‌شه، تام

279
00:28:21,000 --> 00:28:25,000
? Black Sabbath - The Wizard ?

280
00:29:02,840 --> 00:29:06,438
!پيکي بلايندرها دارن ميان
!پيکي بلايندرها دارن ميان

281
00:29:06,440 --> 00:29:09,200
!ميکي، پيکي بلايندرها دارن ميان

282
00:29:11,760 --> 00:29:15,540
آقايون و خانم‌ها، پيکي بلايندرها دارن
ميان. لطفاً اين‌جا رو تخليه کنيد. ممنون

283
00:29:28,160 --> 00:29:30,358
خوشحالم مي‌بينمت -
خوب هستيد، آقاي شلبي -

284
00:29:30,360 --> 00:29:31,918
...آقاي شلبي -
بله؟ -

285
00:29:31,920 --> 00:29:34,678
ممنون به‌خاطر کاري که انجام دادين... -
چي‌کار کردم؟ -

286
00:29:34,680 --> 00:29:37,198
اون حروم‌زاده «فلوز» مي‌خواست ما رو بيرون کنه

287
00:29:37,200 --> 00:29:39,678
حالا اجاره‌بها رو نصف کرده

288
00:29:39,680 --> 00:29:42,360
.خوبه، خوشحالم اين رو مي‌شنوم
خوشحالم اين رو مي‌شنوم

289
00:29:43,680 --> 00:29:44,718
خوب هستيد؟

290
00:29:44,720 --> 00:29:47,438
تا کجا مي‌تونيم پيش بريم، آقاي شلبي؟
با اين رؤياي زيبا؟

291
00:29:47,440 --> 00:29:50,598
تا انتها، برادر، تا انتها -
انقلاب، مرد -

292
00:29:50,600 --> 00:29:54,638
اين سقوط بورس، آقاي شلبي. مي‌گن
مي‌خوان ساعات کاري من رو کم کنن

293
00:29:54,640 --> 00:29:57,078
باشه، کجا کار مي‌کني؟ -
«صنايع مهندسي «گـريـن‌هـمـز -

294
00:29:57,080 --> 00:30:00,038
.برادران گـريـن‌هـمـز، مي‌شناسم‌شون
اونا ساعات کاري تو رو کم نمي‌کنن

295
00:30:00,040 --> 00:30:01,918
خدا خيرت بده، خدا هر دوي شما رو خير بده

296
00:30:01,920 --> 00:30:04,478
از نوشيدني‌ـت لذت ببر -
آقايون و خانم‌ها -

297
00:30:04,480 --> 00:30:09,518
اگر همه‌تون به سالن مِي‌خونه بريد، براي همه يک
پاينت آبجوي «استينگو»ـي رايگان سرو خواهد شد

298
00:30:10,600 --> 00:30:14,278
و هر مردي که در فرانسه خدمت کرده
باشه، يک ويسکي «برندي» گيرش مياد

299
00:30:14,280 --> 00:30:19,958
و علي‌رغم چيزي که توي روزنامه‌ها مي‌خونيد، من دلم
مي‌خواد صداي آواز و خنده بشنوم. گور باباي بازار سهام

300
00:30:19,960 --> 00:30:21,238
!گور باباي بازار سهام

301
00:30:21,240 --> 00:30:25,000
اونا روي اسب اشتباهي شرط
بستن، خب که چي، هان؟

302
00:30:25,720 --> 00:30:29,158
ممنون، آقاي شلبي. بالأخره يه سياست‌مدار
که کارها رو به سرانجام مي‌رسونه

303
00:30:29,160 --> 00:30:30,958
خواهش مي‌کنم، برادر، خواهش مي‌کنم

304
00:30:30,960 --> 00:30:32,638
از روي مبل بيا پايين -
ببخشيد ، ايدا -

305
00:30:32,640 --> 00:30:34,720
داشتم هيجان‌زده مي‌شدم، ها؟

306
00:30:38,200 --> 00:30:40,080
خيلي‌خب

307
00:30:41,560 --> 00:30:45,798
مي‌تونم اين جلس? خانوادگي رو با يک پيشنهاد شروع کنم؟
از اين به بعد يک جاي ديگه براي جلسه پيدا مي‌کنيم

308
00:30:45,800 --> 00:30:50,118
شوهرت معتقده که ديده‌شدن
با مردم عادي، سياست خوبيه

309
00:30:50,120 --> 00:30:55,878
،خب، اگه اين کارزار ما براي جامعه‌گراييه، پس پالي، دفع? بعد
گوشواره‌اي گوش‌ـت نکن که گرون‌تر از کل مِي‌خونه باشه

310
00:30:55,880 --> 00:30:58,838
درست، جلس? خانوادگي. مورد اول

311
00:30:58,840 --> 00:31:00,880
اين

312
00:31:01,560 --> 00:31:06,278
ديروز توسط آبراما گُلد با مشروب تو و يک تيغ
صورت‌تراشي از بازوي فين کشيده شد بيرون

313
00:31:06,280 --> 00:31:07,958
فين؟

314
00:31:07,960 --> 00:31:10,558
مي‌گه که فرستاده شده بوده
به «لايم‌هَوس». به محل? چيني‌ها

315
00:31:10,560 --> 00:31:12,278
به دستور کدوم خري؟

316
00:31:12,280 --> 00:31:13,678
به دستور من

317
00:31:13,680 --> 00:31:17,560
به فين گفتم خودش رو درگير اين
ماجرا نکنه. و واضحه که گوش نداده

318
00:31:18,320 --> 00:31:21,398
تامي، عزيزدلم، من به حرف‌ـت گوش مي‌دم

319
00:31:21,400 --> 00:31:25,438
بهت گوش مي‌کنم وقتي که مي‌گي ديگه هيچ فعاليت
شرط‌بندي مسابقه‌اي به نام شلبي انجام نشه

320
00:31:25,440 --> 00:31:28,960
من به حرف‌ـت گوش مي‌کنم
وقتي بهم وعده‌وعيد مي‌دي

321
00:31:30,360 --> 00:31:33,760
توي محل? چيني‌ها چي هست، تامي؟
اين‌جا چه خبره؟

322
00:31:35,000 --> 00:31:36,598
پنجاه هزار پوند

323
00:31:36,600 --> 00:31:38,038
نقد

324
00:31:38,040 --> 00:31:41,520
اون گفت اونا فرستاده شدن به محل?
چيني‌ها تا يک نفر رو بکُشن

325
00:31:42,160 --> 00:31:44,598
اون بچه بايد ادب‌ بشه، تامي، جدي مي‌گم

326
00:31:44,600 --> 00:31:46,158
خداي من، تامي

327
00:31:46,160 --> 00:31:51,918
اون يک فرصت ويژه بود     - يک فرصت ويژه که محرمانه -
بهم ارائه شد و منم در کمال محرمانگي بهش رسيدگي کردم

328
00:31:51,920 --> 00:31:54,078
ولي به پالي گفتي

329
00:31:54,080 --> 00:31:58,000
تامي بهم گفت يک جاکش توي شرق
لندن هست که بچه‌‌ها رو مي‌فروخته

330
00:31:58,001 --> 00:32:00,958
بچه‌هاي وامونده، ليزي، خب؟

331
00:32:00,960 --> 00:32:04,478
اين جاکش داشت از يکي از اعضاي
ارشد مجلس اعيان باج‌گيري مي‌کرد

332
00:32:04,480 --> 00:32:11,758
يک مرد خيلي ثروتمند    - حالا اين جاکش توي يک گودال دراز -
کشيده، حشرات سر و روـش رو گرفتن. دنيا هم جاي بهتري شده

333
00:32:11,760 --> 00:32:16,760
لعنتي، حالا ديگه کار شما
شده بهترکردن دنيا؟

334
00:32:18,040 --> 00:32:23,999
گاهي اوقات، ايدا... قتل يه لطفه. هوم؟

335
00:32:27,120 --> 00:32:30,158
مردي که اين کار رو براش انجام داديم
يک قاضي دادگاه عالي‌ـه

336
00:32:30,160 --> 00:32:34,398
از جانب يک افسر عالي‌رتبه در
اسکاتلنديارد» اطلاعات دريافت کرديم»
<font color="#ffff80">[ ادار? مرکزي پليس لندن ]</font>

337
00:32:34,400 --> 00:32:41,700
من دوستان جديد زيادي توي لندن پيدا کردم. مردان
بانفوذ. پليس هم نسبت به اون جاکش با ما هم‌عقيده بود

338
00:32:41,701 --> 00:32:44,278
اون ارزش محاکمه رو نداشت. پاسبون‌ها
خيابون‌ها رو برامون خالي کردن

339
00:32:44,280 --> 00:32:49,478
اين کاري بود که دستورش از جانب يک قاضي دادگاه عالي، از
جانب ادار? پليس لندن، و از جانب مجلس اعيان صادر شده بود

340
00:32:49,480 --> 00:32:51,958
يک فرصت ويژه بود. تکرار نمي‌شه

341
00:32:51,960 --> 00:32:54,598
و کار درستي بود -
کاملاً درست -

342
00:32:54,600 --> 00:32:56,478
ليزي، بايد درک کني

343
00:32:56,480 --> 00:33:00,078
که به پالي گفتي، نه به من -
...بايد درک کني -

344
00:33:00,080 --> 00:33:06,678
که دالان‌هاي «وست‌مينستر» بسيار تاريک هستن. و
براي افرادي که قانون‌گذار هستن هيچ قانوني وجود نداره
<font color="#ffff80">منطق? غربي شهر لندن که اکثر مجالس و کابينه‌ها در اين منطقه ]
[ واقع شده و به گونه‌اي اشاره به قشر سياست‌مدار ساکن لندن دارد</font>

345
00:33:06,680 --> 00:33:09,198
ما صاحب طناب‌هائيم... حالا کي
مي‌خواد ما رو حلق‌آويز کنه، هان؟

346
00:33:09,200 --> 00:33:15,158
ما؟ ما صاحب طناب‌هائيم، آره؟             - ليزي، ليزي، اگر -
فين به حرف من گوش کرده بود، تو اصلاً خبردار نمي‌شدي

347
00:33:15,160 --> 00:33:17,640
وقتي رفتيم خونه، توضيح مي‌دم

348
00:33:18,400 --> 00:33:21,000
خودم رو با اين موضوع
مزخرف اذيت نمي‌کنم

349
00:33:25,480 --> 00:33:27,038
...خب

350
00:33:27,040 --> 00:33:31,560
.تامي شلبي، نمايند? مجلس
وضع همون وضع هميشگي

351
00:33:32,200 --> 00:33:37,918
راهبردي که قبل‌تر خلاصه‌وار گفتم که بخش معمول
اين کسب‌وکار رو بازسازي کنيم، زمان مي‌بره

352
00:33:37,920 --> 00:33:40,638
...در اين بين -
وضع همون وضع هميشگي -

353
00:33:40,640 --> 00:33:45,838
در اين بين، خوش‌بختانه منابع ديگ?
درآمد‌هاي نقدي رو حفظ کرديم

354
00:33:45,840 --> 00:33:49,438
چون تا زماني که وضعيت بازار سهام
درست بشه، پول نقد حکم‌فرمايي مي‌کنه

355
00:33:49,440 --> 00:33:50,798
و پول نقد رو ما داريم

356
00:33:50,800 --> 00:33:52,638
هيچ‌کس قرار نيست تو رو حلق‌آويز کنه، تامي

357
00:33:52,640 --> 00:33:54,800
خودت، خودت رو حلق‌آويز مي‌کني

358
00:33:56,200 --> 00:33:59,638
يه ‌نفر بايد پول اون نقاشي‌هايي که
روي ديوار خونه‌ت هست رو بده، ايدا

359
00:33:59,640 --> 00:34:01,520
آره، خدافظ، ايدا

360
00:34:02,160 --> 00:34:04,478
تامي، نبايد به ايدا سخت بگيري

361
00:34:04,480 --> 00:34:06,478
...پالي

362
00:34:06,480 --> 00:34:11,720
تا حالا کِي به ايدا سخت گرفتم؟ هان؟

363
00:34:15,720 --> 00:34:19,598
...توماس، موضوع اينه که، ايدا

364
00:34:19,600 --> 00:34:22,560
بارداره

365
00:34:23,600 --> 00:34:25,638
ايدا چي؟

366
00:34:25,640 --> 00:34:29,198
اين روزها، مردم بدون اين‌که حتي
حرف بزنن، يه چيزهايي بهم مي‌گن

367
00:34:29,200 --> 00:34:32,160
يه لحظه صبر کن، يه لحظه صبر کن

368
00:34:32,760 --> 00:34:35,798
ايدا بارداره؟ ها؟

369
00:34:35,800 --> 00:34:40,318
و پالي، تو بايد دوباره به ايدا اطمينان بدي
که الآن سال 1929 هست، زمانه عوض شده

370
00:34:40,320 --> 00:34:44,222
ما خيلي کارها داريم، و به يه‌ور هيچ‌کس
هم نيست که پدر بچه کدوم خريه

371
00:34:44,223 --> 00:34:45,440
واقعاً؟

372
00:34:46,320 --> 00:34:48,920
من مي‌دونم پدر بچه کيه

373
00:34:49,560 --> 00:34:52,400
ولي ما امروز به انداز? کافي شوکه شديم

374
00:34:58,680 --> 00:35:00,600
باشه

375
00:35:09,080 --> 00:35:11,918
خيلي‌خب، تعريف کن ببينيم

376
00:35:11,920 --> 00:35:14,758
چند وقته از قضي? ايدا خبر داري، ها؟

377
00:35:14,760 --> 00:35:17,520
.پزشک‌ـش رو مي‌شناسم
باهام تماس مي‌گيره

378
00:35:20,120 --> 00:35:21,998
آره، مدت‌زمان بيشتري نسبت به من خبر داري

379
00:35:22,000 --> 00:35:24,280
يه نگاه به اين بنداز

380
00:35:30,000 --> 00:35:32,798
اون نوشت? عجيب‌غريب اون‌جا چيه؟

381
00:35:32,800 --> 00:35:34,358
به زبان چيني‌ـه

382
00:35:34,360 --> 00:35:36,320
آها، درست

383
00:35:38,400 --> 00:35:40,120
اين چيه؟ ها؟

384
00:35:40,840 --> 00:35:42,680
خبر بد؟

385
00:35:43,280 --> 00:35:44,960
ممکنه

386
00:35:47,000 --> 00:35:49,598
فرشتگان مجازات؟ -
آره -

387
00:35:49,600 --> 00:35:52,078
نامه‌اي که فرستادن رو بسوزون

388
00:35:52,080 --> 00:35:54,280
قبلاً اين‌کار رو کردم

389
00:35:59,000 --> 00:36:00,960
اين رو ببين، تام

390
00:36:02,360 --> 00:36:04,600
از بدن برادرمون کشيده شده بيرون

391
00:36:05,840 --> 00:36:08,040
بالأخره اولين گلوله‌اش رو خورد

392
00:36:08,880 --> 00:36:11,040
گوش هيچ‌کس به من بدهکار نيست

393
00:36:15,480 --> 00:36:18,278
بيا، بده به من. براش نگه‌ش مي‌دارم

394
00:36:18,280 --> 00:36:20,480
هنوز اولين گلوله‌اي که خوردم رو دارم

395
00:36:28,480 --> 00:36:33,000
آرتور، مي‌توني به رفقامون
بگي که مي‌تونن برگردن داخل

396
00:36:34,200 --> 00:36:36,000
تو کجا مي‌ري، برادر؟

397
00:36:38,731 --> 00:36:43,611
« <font color="#ff0000">مـجـلـس عـوام - وسـت‌مـيـنـسـتـر، لـندن</font> »

398
00:36:43,666 --> 00:36:47,666
? Cabbage - Uber Capitalist Death Trade ?

399
00:37:10,400 --> 00:37:17,438
سقوط گسترد? بازار بورس بريتانيا، باعث ايجاد آسيب
به اقتصاد ما در آينده‌اي نه‌چندان دور خواهد شد

400
00:37:17,440 --> 00:37:22,678
بنابراين، من از اتحاديه‌هاي صنفي
درخواست دارم که اين موضوع رو درک کنن

401
00:37:22,680 --> 00:37:31,118
نياز به انعطاف‌پذيري و همکاري آن‌ها در ماه‌هاي آتي
براي بازسازي اين کشور بزرگ بسيار مهم و حياتي‌ست

402
00:37:34,200 --> 00:37:36,440
آقاي توماس شلبي

403
00:37:37,320 --> 00:37:39,320
متشکر، جناب سخن‌گو
<font color="#ffff80">[ رئيس مجلس ]</font>

404
00:37:40,560 --> 00:37:44,638
،دوست بسيار محترم من
...«نمايند? مجلس «اپينگ

405
00:37:44,640 --> 00:37:52,520
درخواست دارن که پيرو اين سقوط بورس، اعضاي
اتحادي? صنفي در انجام وظايف خود انعطاف‌پذير‌تر عمل کنن

406
00:37:53,920 --> 00:37:57,680
در واقع چيزي که ايشون مي‌خوان اينه
که کارگران تقصير رو به گردن بگيرن
<font color="#ffff80">[ ايهام: وسايل رو حمل کنن ]</font>

407
00:37:59,480 --> 00:38:05,278
کازينوي بزرگِ «مونته کارلو» در مقايسه با
مسابقات خشني که در لندن و نيويورک

408
00:38:05,280 --> 00:38:11,999
توسط قماربازان با دستکش‌هاي ابريشمي و کلاه‌هاي
پوستين انجام مي‌شن کار بسيار کوچک و ناچيزيه

409
00:38:11,999 --> 00:38:16,238
کساني که وقتي توي شرط‌بندي‌شون مي‌بازن، برمي‌گردن
و از واکس‌زن کفش‌هاشون مي‌خوان صورت‌حساب رو بپردازن

410
00:38:16,240 --> 00:38:25,038
خب، من به نيابت از تمام واکس‌زن‌ها و کارگرهاي جنوب
بيرمنگام، و سراسر بريتانياي کبير، پيشنهاد مي‌کنم که

411
00:38:25,040 --> 00:38:29,278
اون‌هايي که سرمايه‌شون رو ان‌قدر بي‌احتياطانه
در بخت‌آزمايي نظام سرمايه‌داري از دست دادن

412
00:38:29,280 --> 00:38:32,758
از اين به بعد ياد بگيرن که خودشون
...کفش‌ـشون رو برق بندازن

413
00:38:32,760 --> 00:38:36,358
و وسيله‌هاشون رو خودشون حمل کنن
و صورت‌حساب‌ـشون رو خودشون پرداخت کنن

414
00:38:43,400 --> 00:38:45,280
آقاي شلبي؟

415
00:38:46,200 --> 00:38:49,238
فقط مي‌خواستم بگم که چقدر
از سخنراني شما لذت بردم

416
00:38:49,240 --> 00:38:50,838
شما بسيار شيوا صحبت مي‌کنيد

417
00:38:50,840 --> 00:38:52,678
ممنونم

418
00:38:52,680 --> 00:38:56,718
«ضمناً من «موزلي» هستم، «آزوالد موزلي
<font color="#ffff80">[ سياست‌مدار انگليسي، مؤسس اتحادي? فاشيست‌هاي انگلستان ]</font>

419
00:38:56,720 --> 00:38:58,518
بله، مي‌دونم شما کي هستين

420
00:38:58,520 --> 00:39:00,758
حوز? انتخاباتي من کنار شماست

421
00:39:00,760 --> 00:39:04,560
و اجازه بدين اين رو بگم که شما
توجه من رو به خودتون جلب کردين

422
00:39:07,240 --> 00:39:10,400
بيا

423
00:39:16,640 --> 00:39:19,080
...خبرهاي بدي دارم، آقاي

424
00:39:22,520 --> 00:39:24,160
شلبي

425
00:39:24,800 --> 00:39:28,558
...ما براي اتمام کار روي 50 هزار پوند توافق کرديم

426
00:39:28,560 --> 00:39:32,678
من و همسرم در بورس لندن متضرر شديم

427
00:39:32,680 --> 00:39:34,878
بيست هزار پوند اين‌جاست

428
00:39:34,880 --> 00:39:37,160
بايد براي مابقي مبلغ، صبر کنيد

429
00:39:49,400 --> 00:39:52,638
سواره‌نظام، آره؟ -
اوهوم -

430
00:39:54,920 --> 00:39:56,560
بله

431
00:39:57,160 --> 00:40:00,000
من خودم مدت زيادي رو در انتظار
رسيدن سواره‌‌نظام گذروندم

432
00:40:01,960 --> 00:40:07,200
يک‌بار، من و همراهانم سه روز منتظر مونديم

433
00:40:08,040 --> 00:40:13,318
وقتي بالأخره سواره نظام رسيد، يه
...افسر، سوار بر يک اسب سفيد سرحال

434
00:40:13,320 --> 00:40:18,520
مزه ريخت که چون داشت
ورق‌بازي مي‌کرد تأخير داشت

435
00:40:19,160 --> 00:40:23,198
من هم ششلول «وبلي»ـم رو
کشيدم و به سرش شليک کردم

436
00:40:23,200 --> 00:40:26,878
اسبش رو کش رفتم، و به‌عنوان
يک فرد بزدل، گزارشش کردم

437
00:40:26,880 --> 00:40:29,040
همه‌ش به‌خاطر يه قمار

438
00:40:31,280 --> 00:40:34,838
بعد از اين‌که افراد من کارشون
...در محل? چيني‌ها تمام شد

439
00:40:34,840 --> 00:40:40,838
تمام عکس‌ها، نامه‌ها و چک‌هايي که
موجب نگراني شما مي‌شن رو برداشتن

440
00:40:40,840 --> 00:40:43,118
حالا من اونا رو توي يک جاي امن گذاشتم

441
00:40:43,120 --> 00:40:49,320
روز دوشنبه شما تمام 50 هزار پوند
...رو نقداً بهم پرداخت مي‌کنيد

442
00:40:50,040 --> 00:40:54,111
وگرنه من اسب سفيد شما رو از زيرتون کش مي‌رم

443
00:40:54,320 --> 00:41:01,398
چطور مردي مثل تو وارد جايگاه اعتماد
و مسند قدرت و امتياز مي‌شه؟

444
00:41:01,400 --> 00:41:03,800
مردي مثل من؟

445
00:41:07,200 --> 00:41:09,040
مردي مثل من؟

446
00:41:10,120 --> 00:41:11,998
...«لُرد ساکربي»

447
00:41:12,000 --> 00:41:14,320
من عکس‌ها رو ديدم

448
00:41:15,680 --> 00:41:17,520
دوشنبه

449
00:41:23,840 --> 00:41:25,920
!شلبي

450
00:41:26,800 --> 00:41:28,558
ببخشيد دير کردم، ايدا

451
00:41:28,560 --> 00:41:31,358
نشستي توي وزارت کشور داشتيم

452
00:41:31,360 --> 00:41:34,758
پليس نگران تأثير سقوط
سهام در مناطق صنعتي‌ـه

453
00:41:34,760 --> 00:41:37,118
خيلي‌خب -
همه‌چيز روبه‌راهه؟ -

454
00:41:37,120 --> 00:41:38,758
آره، خوبه

455
00:41:38,760 --> 00:41:41,520
،ما توي نيويورک متضرر شديم
بنابراين من تا ديروقت بيدارم

456
00:41:42,160 --> 00:41:44,158
برادرت سرش شلوغه؟

457
00:41:44,160 --> 00:41:49,878
اون دو جلسه با آقاي «شاپورجي ساکالتلاوا»، نمايند?
کمونيست سابق مجلس از ناحي? «باترسي» داشت

458
00:41:49,880 --> 00:41:52,598
...از يک گروه تندرو در شهر «والسال» بهش مراجعه کردن

459
00:41:52,600 --> 00:41:58,438
داره يه ملاقات ترتيب مي‌ده، و حرف از اعتصاب دسته‌جمعي
...رانندگان اتوبوس در شهرهاي «ناتينگهام» و «داربي» هست

460
00:41:58,440 --> 00:42:02,678
که توسط دو گردآورند? کمونيست که سابقاً توسط
يگان ويژه» شناخته‌شده نبودن، سازماندهي شده»
<font color="#ffff80">اشاره به شخصي که وظيف? دور هم :convenor ]‌
[ جمع‌کردن مردم براي اهداف رسمي يا عمومي را دارد</font>

461
00:42:02,680 --> 00:42:09,358
اون همچنين يک تماس تلفني با «جسي ايدن» داشت، که
داره در برابر کاهش دستمزدها در طول شهر مقاومت مي‌کنه

462
00:42:09,360 --> 00:42:13,118
اما وقتي دختره رو ببينه، گزارش بيشتري
مي‌ده. به هرحال همه‌ش اين‌جاست

463
00:42:13,120 --> 00:42:14,678
اسامي و همه‌چيز

464
00:42:14,680 --> 00:42:17,718
شنيدم امروز در مجلس فرياد
موافقت حزب کارگر رو در آورده

465
00:42:17,720 --> 00:42:21,118
اگر جدي گفته باشه که خطرناک مي‌شه

466
00:42:21,120 --> 00:42:24,478
نمي‌دونستم آبجوسياه مي‌خوري
ايدا. فکر کردم جين باشه

467
00:42:24,480 --> 00:42:26,920
زمون? سختيه

468
00:42:31,920 --> 00:42:34,560
دقيقاً چقدر از دست دادين؟

469
00:42:35,320 --> 00:42:37,878
تو نگرانش نباش. تامي يه نقشه داره

470
00:42:37,880 --> 00:42:42,038
اون فکر مي‌کنه که ما مي‌تونيم از سقوط شديد
بازار بورس به نفع خودمون استفاده کنيم

471
00:42:42,040 --> 00:42:45,598
:اون مي‌گه
«وقتي بقيه عقب‌نشيني مي‌کنن، تو بايد حمله کني»

472
00:42:45,600 --> 00:42:49,360
مي‌گه: «مي‌تونيم پول نقد رو تو
«روي مردان درمونده تکون بديم

473
00:42:50,920 --> 00:42:53,558
از طرف من به برادرت بگو که کارش عاليه

474
00:42:53,560 --> 00:43:01,400
شنيدم که دو قرارداد وسايل نقليه و قطعات نظامي
ديگه براي ارتش در هندوستان داره به سمتش مياد

475
00:43:17,640 --> 00:43:19,720
گُه بگيرن

476
00:43:25,040 --> 00:43:26,878
بيا

477
00:43:26,880 --> 00:43:29,238
آقاي شلبي، اين از نيويورک رسيده

478
00:43:29,240 --> 00:43:31,320
از طرف «وينستون چرچيل»ـه

479
00:43:32,360 --> 00:43:37,998
«مي‌گه که در نيويورک داشته با «چارلي چاپلين
شام صرف مي‌کرده، و چاپلين اسم شما رو آورده

480
00:43:38,000 --> 00:43:40,958
پس نيويورک بود و به سقوط
بورس اشاره‌اي نمي‌کنه

481
00:43:40,960 --> 00:43:48,800
نه، هرچند، ديشب در بـار، منشي خصوصي آقاي چرچيل بر اين
باور بود که ايشون در عرض دو ساعت، 75هزار پوند از دست داده

482
00:43:50,200 --> 00:43:52,040
و شما؟

483
00:43:53,240 --> 00:43:55,838
شما هم متضرر شدين، آقاي شلبي؟

484
00:43:55,840 --> 00:43:58,718
من مي‌رم به آپارتمانم، آدام

485
00:43:58,720 --> 00:44:00,078
در رو قفل کن

486
00:44:00,080 --> 00:44:03,838
...ببخشيد، آقاي شلبي، شما
يک قرار ملاقات ديگه هم دارين

487
00:44:03,840 --> 00:44:06,358
شما خودتون هماهنگش کردين. در دفتر
يادنگاشت‌تون مربوط به هفت? گذشته بود

488
00:44:06,360 --> 00:44:08,238
«يک روزنامه‌نگار از روزنام? «تـايمز

489
00:44:08,240 --> 00:44:11,718
.قبلاً در روزنام? «بيرمنگام مِيل» بود
چندتا سؤال براتون فرستاده بود

490
00:44:11,720 --> 00:44:13,678
شما گفتين مي‌خواين ملاقاتش کنيد

491
00:44:13,680 --> 00:44:15,758
بيرون ايستاده

492
00:44:15,760 --> 00:44:17,878
بله

493
00:44:17,880 --> 00:44:19,800
بفرستش داخل

494
00:44:23,240 --> 00:44:26,680
«آقاي شلبي؟ آقاي «لويـت
«از روزنام? «تايمزِ لندن

495
00:44:27,560 --> 00:44:29,398
بفرماييد بنشينيد

496
00:44:29,400 --> 00:44:31,840
.آدام، تو برو خونه
خودم در رو قفل مي‌کنم

497
00:44:37,040 --> 00:44:40,920
آقاي شلبي، من رو به خاطر دارين؟

498
00:44:42,600 --> 00:44:44,358
نه

499
00:44:44,360 --> 00:44:49,278
يک‌بار در محل? «اسمال‌هيث»، شما
داشتي عکس‌هاي پادشاه رو مي‌سوزوندي

500
00:44:49,280 --> 00:44:55,518
تايمزِ لندن، خوب پيشرفت کردي -
شما هم همين‌طور، قربان، تازه خيلي بيشتر -

501
00:44:55,520 --> 00:44:57,918
براي شما يک ليست سؤال فرستادم

502
00:44:57,920 --> 00:45:00,280
بله، گُم‌ـشون کردم

503
00:45:01,040 --> 00:45:04,398
بله، خب، شما خيلي سرتون شلوغ‌ـه -
بله -

504
00:45:04,400 --> 00:45:08,318
فقط اين رو يادمه که سؤالات‌تون توجه‌ام رو جلب کرد -
!اوه -

505
00:45:09,200 --> 00:45:10,920
خوبه

506
00:45:11,680 --> 00:45:13,558
...ببخشيد، فقط

507
00:45:13,560 --> 00:45:15,600
آها، اين‌جاست

508
00:45:16,160 --> 00:45:18,720
...بله

509
00:45:19,480 --> 00:45:24,958
،خب، آقاي شلبي
...عُرفاً در اين کشور

510
00:45:24,960 --> 00:45:29,998
روزنامه‌نگارها علاقه‌اي به زندگي‌
خصوصي سياست‌مدارها ندارن

511
00:45:30,000 --> 00:45:32,838
زندگي خصوصي؟

512
00:45:32,840 --> 00:45:36,158
اما در اين روزگار نوين
...به‌خصوص در آمريکا

513
00:45:36,160 --> 00:45:41,038
روزنامه‌نگارها دارن شروع مي‌کنن
...به... خب، بايد اين‌طور بگم، بله

514
00:45:41,040 --> 00:45:47,318
...خوانندگان دارن شروع مي‌کنن به گفتنِ اين‌که
مي‌خوان بيشتر در مورد مرداني که نماينده‌شون هستن، بدونن

515
00:45:47,320 --> 00:45:48,718
البته

516
00:45:48,720 --> 00:45:51,080
در اين روزگار نوين

517
00:45:51,720 --> 00:45:59,038
در حالي که قبلاً به چشم کار متشخصانه‌اي ديده نمي‌شد... که
از چهره‌هاي عمومي در مورد مسائل خصوصي سؤال بشه

518
00:45:59,040 --> 00:46:02,038
يا مسائل تجاري -
خب، جاي نگراني نيست -

519
00:46:02,040 --> 00:46:04,400
من مرد متشخصي نيستم

520
00:46:09,920 --> 00:46:15,160
آقاي شلبي، همون‌طور که در نامه‌ام گفتم، من ده
سال پيش در روزنام? عصر بيرمنگام يک خبرنگار بودم

521
00:46:16,920 --> 00:46:22,440
،و صد البته، براي کسي که در اون شهر شاغل بود
غيرممکن بود که با اسم شما آشنايي نداشته باشه

522
00:46:23,640 --> 00:46:26,520
و با... آوازه‌تون

523
00:46:29,000 --> 00:46:31,958
پس وقتي ديدم که شما براي
...حزب سوسياليست برگزيده شدين

524
00:46:31,960 --> 00:46:39,520
شما اين حقيقت رو بازتاب داديد که طبق? کارگر هم واقعاً
...مي‌تونن زندگي‌شون رو براي رسيدن به جهتي بهتر

525
00:46:40,400 --> 00:46:47,478
کشف روش‌هايي بهتر، رسيدن
به نتايجي خوش‌تر، تغيير بدن

526
00:46:47,480 --> 00:46:50,318
حتي جوايزي در زمين? صنعت برنده بشن

527
00:46:50,320 --> 00:46:52,198
مي‌تونيد اين رو بنويسيد، آقاي لويت

528
00:46:52,200 --> 00:46:56,040
...سؤالي که از شما دارم، آقاي شلبي، اينه

529
00:46:57,160 --> 00:47:02,158
تحول شما از يک دلال شرط‌بندي
...به يک سياست‌مدار سوسياليست

530
00:47:02,160 --> 00:47:05,480
...يک تغيير تدريجي بود يا

531
00:47:06,400 --> 00:47:10,400
يک تغيير ناگهاني؟

532
00:47:11,040 --> 00:47:13,278
بله

533
00:47:13,280 --> 00:47:15,440
حالا سؤال‌ـتون رو مي‌شنوم

534
00:47:16,640 --> 00:47:18,518
يادم مياد که نامه‌هاي شما رو دريافت کردم

535
00:47:18,520 --> 00:47:21,960
و به طور واضح به خاطر دارم که از
کلم? «دلال شرط‌بندي» استفاده کردين

536
00:47:22,880 --> 00:47:26,158
شما دلال شرط‌بندي نبودين، قربان؟ -
چرا -

537
00:47:26,160 --> 00:47:30,398
در سال 1919 مجوز ثبت شرط‌بندي
در اسب‌دواني رو دريافت کردم

538
00:47:30,400 --> 00:47:35,478
اما از سال 1923، ثروتم رو از توليد، فروش
و صادرات خودرو به دست آوردم

539
00:47:35,480 --> 00:47:37,038
و اخيراً هم مشروبِ جين

540
00:47:37,040 --> 00:47:40,200
و اخيراً هم ساخت سه يتيم‌خان? جديد

541
00:47:43,320 --> 00:47:46,518
مي‌تونين هم? اينا رو يادداشت کنيد آقاي لويت

542
00:47:46,520 --> 00:47:49,278
يک سؤال ديگه هم دارم، آقاي شلبي

543
00:47:49,280 --> 00:47:53,878
...در بيرمنگام، زماني که اون‌جا بودم

544
00:47:53,880 --> 00:47:56,560
...يک سرگرد کمپل بود

545
00:47:57,200 --> 00:47:59,080
که جسدش پيدا شد

546
00:47:59,720 --> 00:48:02,360
يکي از اعضاي خانواد? شما
مسئول اون قتل اعلام شد

547
00:48:11,040 --> 00:48:14,320
خب، جواب اين سؤال من رو
بدين. جواب اين رو بدين

548
00:48:16,320 --> 00:48:19,998
روزنام? پيرو حزب محافظه‌کارـت
بيشتر از چي واهمه داره؟

549
00:48:20,000 --> 00:48:23,118
تحول يا انقلاب؟

550
00:48:23,120 --> 00:48:29,998
و چه چيزي در مورد مرداني مثل من از طبق? کارگر، که در
،مجلس عوام مي‌ايستن و از ته دل صحبت مي‌کنن وجود داره

551
00:48:30,000 --> 00:48:34,878
چه چيزيه که به قدري نگران‌تون مي‌کنه
که سعي مي‌کنين من رو خراب کنين؟

552
00:48:34,880 --> 00:48:38,680
من در مورد اتفاقات مشخصي صحبت مي‌کنم، قربان -
...که يادم نمياد -

553
00:48:39,680 --> 00:48:45,880
که اتفاقيه که هيچ‌وقت شخصاً به من ربط پيدا
نکرد، و بعدش تمام اتهامات برداشته شد

554
00:48:52,440 --> 00:48:54,958
...بله، حالا

555
00:48:54,960 --> 00:48:57,880
...به خاطر دارم که نام? شما رو دريافت کردم

556
00:48:58,920 --> 00:49:01,320
و به خاطر دارم
...وقتي نامه رو دريافت کردم

557
00:49:02,400 --> 00:49:06,640
از يکي از همکارانم خواستم
که مقداري تحقيق کنه

558
00:49:09,400 --> 00:49:11,360
يه لحظه صبر کنيد

559
00:49:16,040 --> 00:49:19,160
اين‌جاست

560
00:49:27,240 --> 00:49:29,998
آها، مايکل لويت

561
00:49:30,000 --> 00:49:32,238
درسته؟

562
00:49:32,240 --> 00:49:34,478
بله -
بله -

563
00:49:34,480 --> 00:49:36,278
روزنامه‌نگار

564
00:49:36,280 --> 00:49:38,158
مجرد

565
00:49:38,160 --> 00:49:40,440
«صاحب يک آپارتمان در «مِيدا وِيل
<font color="#ffff80">[ واقع در وست‌مينسترِ لندن ]</font>

566
00:49:41,000 --> 00:49:44,960
يک آپارتمان روبه‌روي ايستگاه زيرزميني

567
00:49:46,560 --> 00:49:49,718
«مجرد»
زيرش خط کشيده شده

568
00:49:49,720 --> 00:49:52,878
آقاي لويت از پياده‌روي
در پارک لذت مي‌برن

569
00:49:52,880 --> 00:49:54,678
گاهي اوقات تنها

570
00:49:54,680 --> 00:49:56,800
گاهي اوقات هم تنها نيستن

571
00:49:57,920 --> 00:50:00,600
گاهي اوقات همراه مردان ديگر

572
00:50:05,960 --> 00:50:10,640
گاهي اوقات همراه مردان ديگر

573
00:50:13,440 --> 00:50:17,120
من آدم سنتي‌اي هستم، مايکل

574
00:50:17,720 --> 00:50:20,760
معتقدم زندگي خصوصي
بايد خصوصي بمونه

575
00:50:21,560 --> 00:50:24,440
هم? چيزهاي نوين، خوب نيستن، درسته؟

576
00:50:28,360 --> 00:50:30,560
...اين رو توي اون

577
00:50:31,240 --> 00:50:33,640
دفتر کوچولوي وامونده‌تون يادداشت مي‌کنيد؟

578
00:50:41,240 --> 00:50:42,918
خب؟

579
00:50:42,920 --> 00:50:44,838
هنوز نه

580
00:50:44,840 --> 00:50:46,638
بهش نگفتم

581
00:50:46,640 --> 00:50:50,360
دونستن يا ندونستن اون هيچ ربطي
به اين نداره که ما چي مي‌نوشيم

582
00:50:51,200 --> 00:50:52,920
شراب انگور اعلاست

583
00:50:53,920 --> 00:50:56,480
گور باباش

584
00:50:57,240 --> 00:50:59,000
...اين

585
00:51:00,280 --> 00:51:02,560
براي ماست

586
00:51:03,800 --> 00:51:05,840
بيا به سلامتي بچه بنوشيم

587
00:51:08,080 --> 00:51:10,640
پالي، آخرين باري
که باردار شدم رو يادته؟

588
00:51:12,560 --> 00:51:14,798
مي‌خواستي من رو به شهر «کارديف» ببري

589
00:51:14,800 --> 00:51:17,398
مي‌خواستم از شرش خلاص شم

590
00:51:17,400 --> 00:51:19,480
اين دفعه چي؟

591
00:51:22,560 --> 00:51:24,280
تصور کن

592
00:51:26,360 --> 00:51:28,238
پدر بچه ترسيده

593
00:51:28,240 --> 00:51:30,038
فرار مي‌کنه

594
00:51:30,040 --> 00:51:31,960
تو مي‌موني

595
00:51:33,400 --> 00:51:35,598
عزيزدلم

596
00:51:35,600 --> 00:51:37,838
بچه سياه‌پوسته

597
00:51:37,840 --> 00:51:41,240
اون يک حروم‌زاده‌ست
و اين‌جا هم بيرمنگام‌ـه

598
00:51:42,440 --> 00:51:44,200
اما تو برات مهم نيست

599
00:51:44,880 --> 00:51:47,720
چون زمانه عوض شده

600
00:51:48,720 --> 00:51:51,158
و چشم‌هاي بچه، طلايي‌ـه

601
00:51:51,160 --> 00:51:55,958
و تو اون دختره رو هر روز مي‌ذاري
پيشِ خاله پالي تا ازش مراقبت کنه

602
00:51:55,960 --> 00:51:59,318
خاله پالي، که اصرار کرد
«اسمش رو بذاري «اليزابت

603
00:51:59,320 --> 00:52:01,518
از کجا مي‌دوني دختره؟

604
00:52:01,520 --> 00:52:04,678
چون من «پالي گِري»ـم

605
00:52:04,680 --> 00:52:06,558
دختره؟

606
00:52:06,560 --> 00:52:08,758
طلايي

607
00:52:08,760 --> 00:52:12,158
...که در سال 1930 به دنيا مياد

608
00:52:12,160 --> 00:52:15,320
جايي که همه‌چيز تغيير
مي‌کنه براي بهترشدن

609
00:52:16,640 --> 00:52:19,960
اون هم‌رنگ مجسم? اسکار خواهد بود

610
00:52:22,760 --> 00:52:24,640
تامي بفهمه چي مي‌گه؟

611
00:52:27,440 --> 00:52:29,520
تامي خبر داره

612
00:52:34,240 --> 00:52:39,040
اون همچنين ديده که دنيا بزرگ
«و گِرده و مي‌گه: «خب که چي؟

613
00:52:43,600 --> 00:52:46,160
تامي حق داره، مي‌دوني، ايدا

614
00:52:47,160 --> 00:52:50,000
ما حالا بالاتر از قوانين پرواز مي‌کنيم

615
00:52:52,520 --> 00:52:55,400
ما آدم‌هاي جسوري هستيم، مگه نه، پالي؟

616
00:52:56,240 --> 00:52:58,320
زيبايي‌ـش به همينه

617
00:52:58,844 --> 00:53:01,844
? Anna Calvi - You're Not God ?

618
00:53:12,120 --> 00:53:13,880
«سلام، «سيريل
<font color="#ffff80">[ سگِ الفي سالامونز ]</font>

619
00:53:15,120 --> 00:53:17,480
حداقل تو هنوز باهام حرف مي‌زني

620
00:53:26,920 --> 00:53:28,198
بقيه کجان؟

621
00:53:28,200 --> 00:53:30,480
همسرتون با روبي طبق? بالا هستن

622
00:53:33,520 --> 00:53:40,280
مي‌دوني، فرانسيس... اگر امروز يک انتخابات
...زودهنگام توي اين خونه برگزار بشه

623
00:53:41,160 --> 00:53:43,160
من برنده نمي‌شم

624
00:53:43,760 --> 00:53:46,718
حتي اگر رقيب من
خودِ شيطان باشه

625
00:53:46,720 --> 00:53:50,400
نه، فکر نکنم -
اوهوم -

626
00:53:51,680 --> 00:53:53,398
چارلز کجاست؟

627
00:53:53,400 --> 00:53:55,080
چارلز توي اسطبل‌ـه

628
00:53:56,760 --> 00:53:58,880
ممنون

629
00:54:18,000 --> 00:54:19,558
آرتور بهت توضيح داد؟

630
00:54:19,560 --> 00:54:21,840
اون گفت اين خواست خدا بوده

631
00:54:23,320 --> 00:54:25,320
اما تو که خدا نيستي

632
00:54:35,520 --> 00:54:38,200
نه، خدا نيستم

633
00:54:42,640 --> 00:54:44,640
هنوز نيستم

634
00:55:46,000 --> 00:55:56,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
