WEBVTT

00:01.640 --> 00:02.880
یه دست سیاه بدستم رسیده

00:02.880 --> 00:05.120
دست همه می‌رسه. دارن میان سراغ همه‌مون

00:06.120 --> 00:08.720
تا تمام افراد خانواده‌مون
کشته نشن این افراد شهرمون رو ترک نمی‌کنن

00:08.720 --> 00:13.880
همه‌ش تقصیر من بود. من به اون پیرمرده شلیک کردم
جان بخاطر من جونش رو از دست داد

00:15.380 --> 00:18.740
تا شعاع 4 مایلیِ پادگان
تمام افراد نگهبان و سرباز ما هستن

00:18.740 --> 00:22.500
برمی‌گردیم، به اسمال هیث. اینجوری جواب میده

00:22.500 --> 00:24.740
چشم در برابر چشم. بهش میگن انتقام گرفتن

00:24.740 --> 00:27.300
...ما یه تشکیلاتیم

00:27.300 --> 00:28.700
البته به گمونم عملکرد متفاوتی داریم

00:28.700 --> 00:30.900
هیچکدومتون زنده نمی‌مونین

00:30.900 --> 00:35.500
و عالیجناب تامی شلبی
چطور می‌خواد جلوی یه انقلاب رو بگیره؟
[نشان امپراتوری بریتانیا OBE]

00:35.500 --> 00:37.020
اگه اعتماد جسی ایدن رو جلب کنم

00:37.020 --> 00:41.100
اسم‌های شروع کننده‌ها رو بهم میده
و منم اون اسم‌ها رو به نیروهای سلطنتی میدم

00:41.100 --> 00:43.700
می‌خوام به پسرم کمک کنی
به خواسته و جاه‌طلبیش برسه

00:43.700 --> 00:45.300
تو الان عضو گروه پیکی بلایندر هستی پسرم

00:45.300 --> 00:47.940
ما هواشو داریم، احتمالات رو کترل می‌کنیم

00:47.940 --> 00:49.660
کلی کار و مشکل داریم تام

00:49.660 --> 00:51.700
واسه همینه که خوبه اون بچه ور دستمون باشه

00:51.700 --> 00:53.340
اگه توی راند چهارم کولایث رو

00:53.340 --> 00:56.060
شکست بدی آقای شلبی بهت 20% سهم میده

00:56.060 --> 01:00.500
پس می‌خوای
افراد منو ببری و بیاریشون کنار رینگ؟

01:00.500 --> 01:02.780
آره، تامی شلبی درباره‌ت درست می‌گفت، نه؟

01:02.805 --> 01:05.582
می‌خوای همه‌مونو بکشی

01:11.583 --> 02:22.583
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:49.060 --> 02:50.620
آره، توئم مثل منی تامی

02:50.620 --> 02:53.660
نمی‌تونی مسابقه‌ای
که قانون داره رو تماشا کنی

02:57.580 --> 03:00.380
...تامی، تصور کن

03:00.380 --> 03:05.340
تصور کن که اصلاً نمی‌تونستی ببینی

03:05.340 --> 03:07.300
کور بدنیا اومده بودی

03:08.580 --> 03:10.500
اونوقت یه روز

03:10.500 --> 03:13.180
چشماتو باز می‌کنی

03:13.180 --> 03:18.220
...و می‌تونی همه‌چیز این دنیا رو ببینی

03:20.140 --> 03:24.260
در حالیکه قبلاً
فقط می‌تونستی لمس یا بوش کنی

03:26.340 --> 03:31.660
وحی و الهام یعنی همین نه؟

03:35.900 --> 03:36.940
این اتفاق برای من افتاد

03:38.940 --> 03:41.940
آره یه خونه‌ی زیبا توی مارگیت دیدم

03:41.940 --> 03:47.500
یه ساختمون بزرگ و سفید
درخت‌های معمای میمون و آسمان آبی

03:49.020 --> 03:51.740
زیباست. در واقع تکه‌ای از بهشته

03:51.740 --> 03:55.860
می‌تونی نحوه‌ی
دوران زمین رو ببینی و با خودم گفتم

03:55.860 --> 04:02.980
...آلفی، می‌دونی، دا
داری چیکار می‌کنی؟ داری چیکار می‌کنی؟

04:02.980 --> 04:05.460
چرا تمام طلاها و تمام بشکه‌های عرقی

04:05.460 --> 04:10.020
که داری رو نمی‌فروشی
و برای خودت وقت نمی‌خری رفیق؟

04:13.140 --> 04:15.420
باید برای خودم وقت بخرم

04:17.300 --> 04:18.780
می‌خوای بری مارگیت؟

04:18.780 --> 04:22.060
راستش آره می‌خوام برم
باید استراحت کنم

04:22.060 --> 04:23.100
باید استراحت کنم

04:24.300 --> 04:26.620
بعلاوه، الان آمریکایی‌ها اینجان نه؟

04:26.620 --> 04:29.220
خب پس، همینه دیگه آره

04:29.220 --> 04:32.260
از زمان جنگ همینطوری بودن مگه نه؟
آمریکایی‌ها رو میگم

04:34.140 --> 04:38.020
...قوی ضعیف رو بگا میده

04:39.540 --> 04:40.740
راستش همیشه همینطوره

04:43.260 --> 04:48.700
اون بیرون بین قوی و ضعیف مسابقه‌ست

04:51.340 --> 04:54.900
قوی ضعیف رو بگا میده

04:59.420 --> 05:03.500
صحیح! برگردیم سراغ مارگیت
آسمان‌های آبی، مثل بهشته

05:07.980 --> 05:12.940
کنار اسکله می‌بینمت تامی

05:15.780 --> 05:17.420
بمون و مبارزه رو ببین آلفی

05:19.260 --> 05:25.140
نه، تو برو ببین مشکلی نیست
من از قبل می‌دونم کی برنده میشه مگه نه؟

05:33.460 --> 05:34.500
!به امید دیدار

05:47.780 --> 05:50.780
راند اول

06:16.380 --> 06:18.420
!مبارزه کن حرومزاده

06:32.300 --> 06:34.260
بانی... بانی

06:34.260 --> 06:36.380
[خوبی، پسرم؟] -
بهش دست نزن چارلی -

06:37.544 --> 06:39.645
تحت کنترله؟

06:39.970 --> 06:42.071
می‌کشونمش به راند چهارم

06:42.580 --> 06:44.660
...می‌دونم قوی و گُنده‌ست ولی باید

06:44.660 --> 06:47.860
سالامونز کجاست؟ -
ظاهراً نگاه نمی‌کنه -

06:47.860 --> 06:51.700
اون گوشه رو ببین
آدمایی که اونجان، نمی‌دونن مبارز چیه

06:51.700 --> 06:55.260
خوشم نمیاد... ولی تو حسش می‌کنی تام نه؟

06:55.260 --> 06:59.500
حسش می‌کنم. مشکلی نیست
دور و برمون پُر سربازه آرتور

06:59.500 --> 07:02.300
افراد آلفی به دقت
جست‌وجو و تفتیش شدن، مشکلی نیست

07:03.980 --> 07:06.140
درسته، بجنب ببینم پسرِ رومانیایی. بریم

07:29.180 --> 07:31.940
خب وقتی بهش گفتی، تامی چی گفت؟

07:33.140 --> 07:35.180
گفت مستمریِ هفتگی می‌گیرم

07:35.180 --> 07:37.060
رومانتیک بازی هم بلده

07:39.260 --> 07:43.620
البته، به عنوان خزانه دارِ تشکیلات
باید اون هزینه رو بررسی کنم

07:43.620 --> 07:46.900
یه چیزی تو مایه‌های "به اندازه‌ی کافی مرگ و میر
داشتیم خوبه که خبر زندگی و تولد هم بشنویم" گفت

07:46.900 --> 07:51.460
پال، نتیجه‌ی مسابقه از قبل معلوم شده نه؟

07:51.460 --> 07:54.500
خب، اون رومانیایی داره اون بیرون بگا میره

07:54.500 --> 07:56.740
درسته، گفتی خبرایی داری؟

07:56.740 --> 07:58.620
لیزی خبرایی داره

07:58.620 --> 08:00.020
!پالی

08:00.020 --> 08:03.860
خب بهش بگو. همین الان! در حالیکه مردها
بیرونن و دارن بخاطر خون جیغ و داد می‌کنن

08:03.860 --> 08:06.500
یکم بخور. به دردت می‌خوره

08:07.940 --> 08:10.420
حامله‌ام

08:10.420 --> 08:12.460
و بچه‌ی تامی‌ــه

08:13.580 --> 08:15.540
چند وقتته؟

08:15.540 --> 08:17.740
اگه می‌خواستم برم لندن الان توی کاونتری بودم
[ماه‌های آخرمه]

08:17.740 --> 08:19.540
و می‌خوای از کاونتری رَد شی؟
[بدنیاش بیاری؟]

08:19.540 --> 08:21.220
تا خودِ پیکدیلی سرکس میرم
[آره]

08:21.220 --> 08:23.580
فهمیدی بچه‌ش دختره یا پسر، پال؟

08:23.580 --> 08:25.740
نه -
پس دست بکار شو -

08:35.420 --> 08:36.820
دختره

08:38.740 --> 08:42.060
اسمش رو بذار روبی. روبی شلبی

08:42.060 --> 08:44.980
ستاره‌ی یکی از فیلم‌های هالیوود میشه

08:47.900 --> 08:49.420
تبریک میگم

08:51.900 --> 08:55.700
سلام لیندا. به جلسه‌ی فوق‌العاده کلی و معمولیِ

08:55.700 --> 08:57.500
کلوپ بانوان شلبی خوش اومدی

08:59.100 --> 09:01.060
روی کمرم تُف هست؟

09:01.060 --> 09:04.460
مردا اون بیرون فقط تُف می‌کنن. چِندش‌آوره

09:04.460 --> 09:07.020
نه. تُفی رو کمرت نیست

09:07.020 --> 09:10.980
اجازه نده مانع از
کاری که برای انجامش اومدی اینجا بشیم

09:12.380 --> 09:14.020
چیه؟

09:14.020 --> 09:16.940
کمکم می‌کنه کابوسِ گیر افتادن

09:16.940 --> 09:18.540
توی این شهر رو تحمل کنم

09:19.700 --> 09:23.540
خب، از اونجایی که اینجایی
و تقریباً عضوی از خانواده محسوب میشی

09:23.540 --> 09:25.140
لیزی یه خبرایی داره

09:25.140 --> 09:26.940
حامله‌ام

09:26.940 --> 09:31.220
پدرِ بچه کیه؟
تونستی به یه لیست دو سه نفره برسی؟

09:36.220 --> 09:38.300
آره. تامی‌ــه

09:38.300 --> 09:42.340
تبریک میگم. بالاخره توی قرعه‌کشی برنده شدی

09:42.340 --> 09:47.900
آره، الان واقعاً
یه بانوی شلبی‌ــه لیندا. درست مثل تو

09:47.900 --> 09:51.900
خیلی‌خب خانما، بیاین بریم پیشم مردامون

09:51.900 --> 09:56.660
و یادت باشه لیندا
اگه تُف کردن، تو هم تُف کن

09:59.180 --> 10:00.620
اون بیرون می‌بینمت

10:00.620 --> 10:02.260
باشه

10:06.100 --> 10:07.860
!بجنب بانی

10:22.460 --> 10:23.900
!درسته، ای بچه‌های بیرمنگهام

10:25.940 --> 10:28.860
!وفاداریتون رو فراموش کنین پسرا

10:28.860 --> 10:31.260
هنوزم تحت کنترله بانی؟

10:31.260 --> 10:32.900
آره

10:32.900 --> 10:35.260
پس بزنش

10:35.260 --> 10:37.180
خیلی دیر نشده پسرا

10:37.180 --> 10:42.100
دو به یک می‌بندم روی این جوون لندنی، کولایث

10:42.100 --> 10:44.180
قبوله یا نه، پسرا

10:44.180 --> 10:47.580
قبوله یا نه، پسرا
دو به یک

10:47.580 --> 10:49.620
دو به یک روی غول لندنی

10:49.620 --> 10:51.900
مردای پشت سرش رو ببین، ببین

10:53.580 --> 10:55.020
نمی‌دونن مبارز چیه

10:55.020 --> 10:57.180
حتی نمی‌دونن طناب چیه

10:57.180 --> 10:59.740
بخاطر قرص‌ها و مشروبه که می‌ترسی آرتور

11:08.820 --> 11:12.580
نگاشون کن. صاف نمی‌ایستن، صاف حرکت نمی‌کنن

11:12.580 --> 11:16.740
حتی براشون مهم نیست برنده میشه یا نه

11:16.740 --> 11:19.580
بخاطر قرص‌هاست برادر، خب؟

11:46.700 --> 11:49.740
اونا دارن به چی می‌خندن؟

11:49.740 --> 11:52.540
بسته‌ی جدیده... خیلی قویه

11:53.820 --> 11:58.060
!یالا بانی! یالا بانی

12:05.420 --> 12:06.620
!آرتور، ولش کن

12:06.620 --> 12:09.460
کجا داره میره؟
بشین و مبارزه رو تماشاش کن

12:09.460 --> 12:11.500
!آرتور! بیا اینجا

12:11.500 --> 12:13.900
بذار کارمو انجام بدم

13:05.340 --> 13:09.380
بانی! بانی! حالت خوبه؟

13:15.340 --> 13:18.260
!دو به یک روی لندنی بهتون میدم

13:18.260 --> 13:20.820
تا می‌تونین قبول کنین

13:24.900 --> 13:26.940
...درسته

13:55.420 --> 13:58.060
!یالا بانی! بانی، یالا! بزنش

14:20.300 --> 14:21.980
تامی و آرتور کجان؟

14:23.340 --> 14:24.700
نمی‌دونم

14:24.700 --> 14:27.300
ادامه بده بانی

14:29.780 --> 14:30.820
!ادامه بده،‌ بزنش

14:55.620 --> 14:57.140
!آرتور؟

15:26.180 --> 15:28.860
!حرومزاده‌ی عوضی

15:56.660 --> 15:58.980
!آرتور؟

17:34.180 --> 17:35.340
بانی گولد رو به عنوان

17:35.340 --> 17:37.980
قهرمان جدید بکسِ سبک وزنِ میدلندز

17:37.980 --> 17:40.500
جنوب و بخش‌های اطراف لندن اعلام می‌کنم

17:40.500 --> 17:44.020
!ایول

17:44.020 --> 17:45.740
تامی، چه اتفاقی افتاد؟

17:46.820 --> 17:50.340
آرتور مُرده. اون مُرده

18:03.900 --> 18:05.860
تامی، اون یکی ایتالیایی رو هم گرفتیم

18:05.860 --> 18:07.820
کُس‌کش توی جیبش سیم داشت

18:17.060 --> 18:18.300
!ادامه بده فین

18:19.420 --> 18:21.140
!ادامه بده فین

18:24.020 --> 18:27.620
چشماشو دربیار فین
بخاطر آرتور اینکارو بکن

18:29.500 --> 18:31.700
!جشمای کیریشو دربیار

18:56.580 --> 19:01.820
!درها رو ببندین! کسی پاشو نمی‌ذاره بیرون

19:11.220 --> 19:12.900
برادرم مُرده

19:15.580 --> 19:17.380
صدامو می‌شنوین؟

19:17.380 --> 19:20.420
!برادرم مُرده

19:35.300 --> 19:38.420
تامی. تامی

19:38.420 --> 19:39.660
برو کنار. ولم کن

19:39.660 --> 19:42.060
تامی. تام. تام. تامی

21:29.740 --> 21:34.100
سلام مایکل. برنامه عوض شده

21:34.100 --> 21:35.940
آقای گولد میاد سراغت

21:37.180 --> 21:38.620
آرتور مُرده

22:04.380 --> 22:06.900
تامی، داشتم فکر می‌کردم
چه کلماتی به زبون بیارم

22:06.900 --> 22:08.140
اینکارو نکن

22:10.140 --> 22:11.620
کلمه‌ها بدرد نمی‌خورن

22:13.340 --> 22:17.980
مایکل، شرایط خیلی بدی داریم
تامی یه نقشه داره

22:19.940 --> 22:22.820
بجای رفتن به استرالیا، میری نیویورک

22:27.140 --> 22:28.820
چرا؟

22:28.820 --> 22:32.140
چون تشکیلات
توی آمریکا کاری داره که باید بهش رسیدگی بشه

22:35.500 --> 22:36.900
برمی‌گردم؟

22:39.660 --> 22:41.900
قطارت یه ساعت دیگه حرکت می‌کنه مایکل

22:46.260 --> 22:47.580
تصمیمت رو گرفتی

22:49.740 --> 22:55.220
می‌دونستی قراره
بهم شلیک بشه و تصمیم گرفتی بهم نگی

22:56.780 --> 22:58.860
مامانمو انتخاب کردم

23:01.740 --> 23:06.580
وقتی این ماجرا تموم بشه
همه‌مون آزادیم برای خودمون تصمیم بگیریم

23:11.340 --> 23:12.620
پس همینه دیگه، تموم شد؟

23:16.780 --> 23:20.700
با قطار میری لیورپول
میشی SS Monroe بعدش سوار کشتی

23:20.700 --> 23:23.260
کشتی فردا حرکت می‌کنه

23:26.780 --> 23:28.580
حالا می‌تونی بری

24:22.260 --> 24:25.260
لطفاً یه تماس با خارج برام برقرار کنین

24:25.260 --> 24:26.900
آمریکا

24:58.780 --> 24:59.820
!تامــی

24:59.820 --> 25:01.300
!چیزی نیست، بذار بیاد

25:11.220 --> 25:14.700
لطفاً... تا وقتی که کارمون تموم بشه

25:34.180 --> 25:38.060
توی نامه‌ت
درباره‌ی شرایط صلح حرف زده بودی

25:38.060 --> 25:40.460
ولی پسرم میگه شرایطی وجود نداره

25:42.540 --> 25:45.420
تو شوهر و پسرمو کشتی

25:46.820 --> 25:48.900
ما دو تا از برادرهاتو

25:52.020 --> 25:53.820
انتقام گیری انجام شد

25:53.820 --> 25:57.140
ما میگیم انتقام گیری بُرده میشه
[یکی از طرفین برنده میشه]

25:57.140 --> 26:00.380
هر چیزی که دارین رو ازتون می‌گیریم

26:00.380 --> 26:03.820
تمام تجارت‌هاتون به ما داده میشه

26:05.300 --> 26:11.580
با این موضوع موافقت می‌کنین
وگرنه پسرم همه‌تونو می‌کشه

26:11.580 --> 26:13.660
یکی یکی

26:15.300 --> 26:19.140
انتقام گیری بُرده میشه. همین

26:21.060 --> 26:23.100
دیگه از کشتار خبری نیست

26:25.140 --> 26:29.860
فکر می‌کردی کی بودی آقای شلبی؟

26:57.420 --> 27:00.140
مطمئن شو
!بدونه اومدیم اینجا تجارتش رو ازش بخریم

27:00.140 --> 27:02.060
!آقای سالامونز

27:02.060 --> 27:04.300
آقای چنگرتا
اومدن اینجا شما رو ببینن

27:18.975 --> 27:21.076
یهودیِ توی فرانسه جنگیده؟

27:22.660 --> 27:24.420
میگن سروان بوده

27:24.420 --> 27:29.380
فکر کنم دلت بخواد
بهشون بگی اون درِ کیری رو باز نکنن

27:29.405 --> 27:32.607
!هی شما، کاری به اون در نداشته باشین

27:36.977 --> 27:38.966
حرومزاده

27:41.460 --> 27:44.260
بنظر می‌رسه
آقای سالاموز قبلاً شهر رو ترک کرده

27:46.100 --> 27:47.620
پس همه‌ی اینا مال منه

28:22.500 --> 28:24.100
در زدن بلد نیستی؟

28:24.100 --> 28:26.060
آدرس جدیدمو بلد نیستی؟

28:26.060 --> 28:27.420
سلام لیزی،حالت چطوره؟

28:27.420 --> 28:28.780
آدرس جدیدت رو بلدم لیزی

28:28.780 --> 28:31.060
چون من اون خونه‌ی کیری رو برات خریدم

28:31.060 --> 28:32.740
پس چرا سر نمی‌زنی؟

28:46.260 --> 28:47.900
مشغول بودم

28:49.060 --> 28:50.660
مشغول چه کاری؟

28:54.740 --> 28:56.500
آماده شدن برای فردا

28:56.500 --> 28:58.340
چرا؟ فردا چه خبره؟

28:59.620 --> 29:03.220
لوکا چاگرتا داره میاد بیرمنگهام. نوبت ماست

29:03.220 --> 29:07.140
قبلاً ترتیب آلفی سالامونوز
سابینی و تایتانیک‌ها رو داده

29:07.140 --> 29:08.620
همه‌شون

29:10.540 --> 29:13.700
‫و داره میاد تا کنترل شرکت تضامنی
‫شلبی رو در دست بگیره

29:17.060 --> 29:18.780
‫چیکار قراره در موردش بکنیم؟

29:20.460 --> 29:22.140
‫این اجازه رو بهش میدیم

30:17.500 --> 30:20.800
‫نگاشون کنید

30:23.180 --> 30:27.220
‫کل چیزیه که از پیکی‌بلایندر‌های لعنتی مونده

30:48.980 --> 30:52.740
‫از وکیلم خواستم این برگه‌ها رو آماده کنه

30:54.460 --> 30:58.820
‫که شامل تمام‌ کارخونه‌ها میشه

31:00.980 --> 31:04.260
‫بارها، رستوران‌ها، فروشگاه‌های بزرگ

31:06.940 --> 31:08.940
‫و هر چیزی که طی تمام این سال‌ها

31:08.940 --> 31:12.260
‫تونستی جمع کنی

31:15.860 --> 31:20.300
‫باید واگذارشون کنی به خانواده‌ی من

31:24.700 --> 31:27.940
‫وگرنه همینجا خواهی مُرد

31:35.820 --> 31:38.820
‫من می‌خواستم همتون رو دفن کنم

31:41.660 --> 31:45.180
‫اما مادرم، تو رو می‌شناسه

31:45.180 --> 31:49.500
‫گفت که اگه زنده بذارمت..

31:49.500 --> 31:51.420
‫و هر چی که داری ازت بگیرم...

31:53.620 --> 31:56.140
‫بیشتر برات دردآوره

32:02.700 --> 32:04.740
‫بگردشون...

32:14.620 --> 32:17.140
‫و علی‌الخصوص به این فاحشه اعتمادی نیست

32:41.860 --> 32:43.740
‫پس..

32:46.420 --> 32:47.820
‫امضاش کن

32:48.900 --> 32:50.900
‫تک تکشون رو امضا کن

32:57.020 --> 33:00.740
‫می‌تونی وقتی روی زمین زانو زدی..

33:00.740 --> 33:03.060
‫امضاشون کنی

33:13.020 --> 33:16.900
‫زانو بزن و امضاشون کن!

33:20.260 --> 33:23.300
‫یکی از دوستام می‌گفت..

33:25.300 --> 33:27.300
‫گنده‌ها کوچیک‌ها رو سرویس می‌کنن

33:28.500 --> 33:31.900
‫پس باید یکی گنده‌تر از تو پیدا می‌کردم

33:31.900 --> 33:35.460
‫احتمالا می‌دونی که دو تا خانواده در بروکلین هستن..

33:35.460 --> 33:38.940
‫که می‌خوان انحصار تو بر مشروبات الکلی
‫در نیویورک برچیده بشه

33:38.940 --> 33:42.820
‫اما اگه در نیویورک کاری بر علیه‌ت انجام بدن..

33:42.820 --> 33:44.580
‫یه جنگ خانوادگی شروع می‌کنن

33:46.060 --> 33:49.460
‫اما اگر در حین یک انتقام‌جویی خانوادگی...

33:49.460 --> 33:53.180
‫توسط یه دلال شرط‌‌بندی توی بیرمنگام کشته بشی

33:53.180 --> 33:56.100
‫می‌تونن بدون هیچ جنگی، کار و کاسبیت رو بگیرن

33:57.860 --> 34:01.180
‫همچنین با یه تاجر شیکاگوئی ارتباط برقرار کردیم

34:04.980 --> 34:09.300
‫که اونم علاقه داره وارد تجارت
‫مشروبات الکلی نیویورک بشه

34:10.620 --> 34:12.980
‫اسمش آلفونس کاپونه

34:14.980 --> 34:18.020
‫با اون مرتیکه‌ی خیکی حرف زدید؟

34:18.020 --> 34:20.580
‫می‌بینی، تمام خویشاوندانی که با خودت..

34:20.580 --> 34:24.900
‫از نیویورک آوردی مُردن، آقای چانگرتا

34:24.900 --> 34:30.060
‫و این افراد، برای پول کار می‌کنن،
‫برای بالا‌ترین دست‌مزد

34:30.060 --> 34:31.900
‫و الآن دستورات جدیدی دارن

34:34.020 --> 34:35.420
‫حقیقت داره؟

34:39.700 --> 34:41.500
‫راست میگه؟

34:44.940 --> 34:46.620
‫دنیل؟

34:46.620 --> 34:47.780
‫متئو؟

35:03.540 --> 35:04.700
‫هی..

35:05.700 --> 35:07.380
‫خیلی...

35:43.140 --> 35:46.620
‫آرتور مجروح شده ولی حالش خوبه، پال

35:48.380 --> 35:51.460
‫باید کاری کنیم که باور کنن اون مُرده..

35:53.460 --> 35:57.940
‫که همه به جز تو و من و لیندا..

35:57.940 --> 36:01.060
‫باور کنن آرتور شلبی مُرده

36:02.940 --> 36:05.140
‫اگه بتونم اینکارو کنم

36:05.140 --> 36:08.700
‫می‌تونیم از مرگ آرتور برای
‫پیروزی در این جنگ استفاده کنیم

36:19.980 --> 36:24.900
‫به افرادت در شیکاگو بگو که مایکل گری

36:24.900 --> 36:27.620
‫جواز واردات به نیویورک رو امضا می‌کنه

36:27.620 --> 36:31.340
‫سیصد بشکه جین خشک در ماه

36:31.340 --> 36:34.820
‫برید! همتون!

36:37.500 --> 36:40.740
‫به رئیست بگو که امروز اینجا چی دیدی

36:40.740 --> 36:41.980
‫و بهش بگو..

36:44.980 --> 36:48.340
‫با پیکی بلایندرها سر جنگ نیفت

37:10.580 --> 37:14.220
‫خیلی خب، گوش کنید

37:14.220 --> 37:18.740
‫قبل از اینکه شام رو سرو کنیم
‫می‌خواستم یه چند کلمه‌ای صحبت کنم

37:20.300 --> 37:25.220
‫آخرین باری که همه اینجا جمع شده بودیم،
‫پایان بدی داشت

37:25.220 --> 37:26.500
‫آره

37:27.420 --> 37:29.300
‫اما الآن در جایگاه شادتری هستیم

37:31.660 --> 37:33.140
‫همین

37:33.140 --> 37:36.140
‫فقط می‌خواستم یه سلامتی گفته باشم

37:36.140 --> 37:38.100
‫صبر کن

37:38.100 --> 37:41.020
‫یه حرفایی هم هست که می‌خوام از صمیم قلبم بگم

37:41.020 --> 37:44.220
‫و این بار باید اجازه بدی حرفم رو تموم کنم، تامی

37:45.780 --> 37:51.140
‫همونطور که همه‌تون می‌دونید، آرتو شلبی مُرده

37:52.260 --> 37:57.020
‫از این رو تامی بهم یه راه فرار پیشنهاد داد

37:57.020 --> 37:59.220
‫یه هویت جدید

38:00.500 --> 38:02.580
‫شروع یه زندگی جدید برای خودم

38:04.060 --> 38:05.740
‫و من در موردش فکر کردم

38:07.980 --> 38:09.420
‫و یه تصمیمی گرفتم

38:13.420 --> 38:15.900
‫من هیچ‌جا نمیرم

38:18.900 --> 38:22.500
‫دشمنامون از بین رفتن.
‫همه‌شون مُردن

38:24.820 --> 38:30.940
‫برای اولین بار از وقتی که من و دو تا برادرای کوچک‌ترم..

38:30.940 --> 38:33.700
‫تامی و جان،

38:35.580 --> 38:41.580
‫توی ارتش خدمت کردیم، تو صلح هستیم

38:44.260 --> 38:48.460
‫پس، فکر می‌کنم بهتر باشه یه
‫پیشنهادی بدم

38:50.220 --> 38:55.820
‫همه‌تون، اعضای شرکت تضامنی
‫شلبی، علی‌الخصوص تامی..

38:55.820 --> 38:58.780
‫باید یه استراحتی کنید

38:59.980 --> 39:04.260
‫وقتشه که یه کم بری تعطیلات، تام
‫یه استراحتی کنی

39:05.740 --> 39:09.100
‫جنگ تموم شده، کسی نمی‌خواد ما رو بکشه

39:10.260 --> 39:12.300
‫به سلامتی صلح

39:12.300 --> 39:14.540
‫به سلامتی صلح

39:41.540 --> 39:45.180
‫امیدوارم به سگ کاری نداشته باشی

39:45.180 --> 39:46.700
‫راحت میشه پیدات کرد

39:46.700 --> 39:49.220
‫آره. یه دلیل خوبی براش هست، تامی

39:49.220 --> 39:51.340
‫خودم می‌خواستم اینجا باشه

39:55.620 --> 40:00.460
‫یه بار بهت گفته بودم، آلفی
‫یا به خاطر مسائل کاری یا به خاطر خصومت

40:00.460 --> 40:02.300
‫تو رو خواهم کشت

40:04.740 --> 40:09.420
‫از اونجایی که خودت رو بازنشست کردی، دلیلی کاری نمی‌بینم

40:10.620 --> 40:13.700
‫پس کاملا به خاطر خصومته، تامی؟

40:13.700 --> 40:15.700
‫- آره
‫- که اینطور

40:15.700 --> 40:19.860
‫بهت که گفتم، می‌خواستم اینجا باشه

40:19.860 --> 40:22.940
‫از این سگ نگهداری می‌کنی؟

40:22.940 --> 40:26.020
‫- نه
‫- خیلی خب، پس. اسمش سیریل هستش

40:26.020 --> 40:29.540
‫خیلی ناراحت و پریشان میشه.
‫پس باید یه نفر برای نگه‌داری ازش پیدا کنی

40:30.780 --> 40:32.020
‫مسلح نیستی؟

40:32.020 --> 40:34.100
‫نه! انقدر لوس نباش!

40:35.180 --> 40:38.220
‫تنها چیزی که همراهمه..

40:38.220 --> 40:40.580
‫سرطان لعنتیه، رفیق

40:45.100 --> 40:46.460
‫آره

40:47.500 --> 40:49.260
‫تموم بدنم رو فرا گرفته

40:49.260 --> 40:50.780
‫دکتر بهم گفت..

40:50.780 --> 40:54.060
‫ممکنه توی فرانسه‌ یه گاز خطرناک یا چیزی
‫باعثش شده باشه

40:54.060 --> 40:58.020
‫حتی قبل از اینکه توی مبارزه ببینمت، یه عکس بهم نشون داد،
‫آلفی، بس کن

40:58.020 --> 41:01.420
‫- پس گفتم، مارگات. خب من اینجام. زود باش تامی
‫- الفی، منو نگاه کن

41:01.420 --> 41:03.900
‫الآن دلیل شرافتمندانه‌ای برای کشیدن
‫اون ماشه داری

41:03.900 --> 41:06.180
‫- آلفی، من رو نگاه کن
‫- منتظر چی هستی؟

41:06.180 --> 41:08.900
‫انجامش بده و مثل دختر کوچولو‌ها رفتار نکن

41:08.900 --> 41:10.540
‫- آلفی!
‫- می‌خوای من اینکارو برات کنم؟

43:40.460 --> 43:41.660
‫آقای شلبی؟

43:44.740 --> 43:46.100
‫آقای شلبی؟

43:48.900 --> 43:50.220
‫آقای شلبی؟

44:00.260 --> 44:03.060
‫آقای شلبی، شما حالتون خوب نیست
‫باید زنگ بزنم به دکتر

44:07.260 --> 44:08.820
‫چیزی نیست، فرانسیس

44:10.380 --> 44:11.580
‫با خانم گری تماس می‌گیرم

44:13.700 --> 44:15.300
‫می‌دونم چمه

44:16.900 --> 44:19.420
‫فقط داشتم با خودم در مورد خودم حرف میزدم

44:24.060 --> 44:25.980
‫خیلی خب.. ممنون

45:31.660 --> 45:33.380
‫چارلی..

46:13.700 --> 46:16.140
‫از اونجایی که می‌دونستم خودت نمیری،

46:16.140 --> 46:18.500
‫از طرفت رفتم پیش دکتر

46:20.140 --> 46:22.900
‫نه، چیزی نیست
‫هیچ کدوم از بچه‌ها نمی‌دونن تو مریضی

46:26.940 --> 46:28.300
‫من مریض نیستم، پالی

46:35.020 --> 46:37.900
‫وقتی بس کنی و استراحت کنی،
‫خوب میشی

46:39.460 --> 46:43.260
‫می‌تونه عصبی باشه، به خاطر جنگ

46:46.700 --> 46:48.300
‫ممکنه به خاطر الکل باشه

46:48.300 --> 46:49.940
‫بهش میگن شیاطین آبی

46:49.940 --> 46:52.620
‫آره، آره، آره
‫عرق سگی لعنتی

46:53.940 --> 46:57.100
‫به خاطر عرق سگیه، رفته تو استخونام

47:01.220 --> 47:02.460
‫لیزی می‌خواد تو رو ببینه

47:02.460 --> 47:04.220
‫نه...

47:04.220 --> 47:05.820
‫تام، اون خودشو داره نشون میده

47:05.820 --> 47:07.420
‫نمی‌خوام لیزی رو ببینم، پال

47:14.980 --> 47:16.540
‫نکنه این تو خونمونه؟

47:19.740 --> 47:21.020
‫به خاطر شلبی بودنمونه

47:23.380 --> 47:25.260
‫توی رگ کولی‌ ماست

47:27.660 --> 47:29.780
‫ما جایی بین مرگ و زندگی، زندگی می‌کنیم

47:31.420 --> 47:33.740
‫منتظر جابجایی

47:36.180 --> 47:40.060
‫و در آخر، می‌پذیریمش

47:42.220 --> 47:47.220
‫با شیاطین دست میدیم و ازشون عبور می‌کنیم

48:43.380 --> 48:45.340
‫آقای شلبی، شما باید استراحت می‌کردید

48:48.060 --> 48:49.700
‫یه چیزی رو یاد گرفتم، فرانسیس

48:51.700 --> 48:54.340
‫توی این دنیا چیزی به نام استراحت
‫برای من وجود نداره

48:58.460 --> 48:59.540
‫شاید توی دنیای بعدی (بعد مرگم)

49:08.580 --> 49:11.420
‫اونایی که اونجا هستن بهشون پول میدی
‫روی این باید فکر کنی

49:11.420 --> 49:14.740
‫از مغز لعنتیت استفاده کن، مرد
‫حتی پول..

49:14.740 --> 49:16.780
‫ایده‌ی کدوم خری بود که من برم تعطیلات؟

49:16.780 --> 49:19.220
‫خوش برگشتی، تامی
‫چطور بود؟

49:19.220 --> 49:20.260
‫چیکارا کردی؟

49:20.260 --> 49:21.700
‫رفتم ماهی گیری، گلف بازی کردم

49:21.700 --> 49:22.980
‫گلف خیلی خسته کننده‌ست

49:22.980 --> 49:24.140
‫آره، خسته کننده و آسونه

49:24.140 --> 49:26.660
‫آره، خب
‫نقشه چیه؟

49:31.100 --> 49:35.100
‫می‌خوام اینو شخصا تحویل جسی ایدن بدی

49:35.100 --> 49:36.140
‫بله، آقای شلبی

49:36.140 --> 49:40.380
‫خودت شخصا تحویلش میدی
‫این آخرین کاریه که برای من می‌کنی

49:40.380 --> 49:43.700
‫می‌تونی بری گلاسکو و کنار خانواده‌ت باشی
‫مرخصی

49:56.740 --> 49:58.220
‫باید همه‌ی اینا رو امضا کنی

50:08.660 --> 50:10.620
‫پس با شیاطین دست دادی؟

50:15.100 --> 50:19.180
‫آره و ازشون رد شدم

50:25.420 --> 50:26.460
‫پال

50:28.980 --> 50:30.060
‫یه فکری کردم

50:31.140 --> 50:32.700
‫لعنتی

50:39.780 --> 50:42.860
‫" جسی عزیز، اکنون با اطمینانی بیشتر از همیشه..

50:42.860 --> 50:45.060
‫معتقدم که همه چیز باید تغییر کند"

50:45.060 --> 50:47.380
‫" همه چیز باید تغییر کند "

50:47.380 --> 50:50.780
‫اعتصاب عمومی ادامه داره و ما
‫نباید حتی یک ساعت هم وقت رو از دست بدیم

50:51.900 --> 50:52.940
‫" به ملاقاتم بیا "

51:04.380 --> 51:06.460
‫- فکرام رو کردم، جسی
‫- در مورد؟

51:11.740 --> 51:15.060
‫هدف تو، الآن هدف منم هست.
‫می‌خوام کمک کنم

51:16.540 --> 51:17.660
‫اعتصاب هنوز پابرجاست

51:17.660 --> 51:20.020
‫می‌خوام آدمایی که می‌تونن
‫جلو ببرنش رو ببینم

51:21.860 --> 51:23.660
‫جدی میگی؟

51:23.660 --> 51:26.260
‫آره، خیلی فکر کردم

51:28.140 --> 51:30.420
‫خیلی خب، یه ملاقات ترتیب میدم

51:30.420 --> 51:33.660
‫اپراتور صدای من رو می‌شناسه
‫اسم و شماره رو بهم بده

51:41.220 --> 51:42.980
‫اسمش کیسی داگلاسه

51:44.540 --> 51:47.020
‫اسپارک هیل پلاک 453

51:47.020 --> 51:48.100
‫صحیح

51:53.500 --> 51:54.860
‫و اون رهبر این حزبه؟

51:58.300 --> 52:00.540
‫اون با لندن و مسکو در ارتباطه

52:03.220 --> 52:04.540
‫خوبه

52:08.860 --> 52:10.980
‫بله، اسپارک‌هیل پلاک 453

53:13.540 --> 53:15.660
‫شما آدم منحصر به فردی هستید، آقای شلبی

53:17.620 --> 53:21.260
‫وقتی یادداشتتون رو دریافت کردم،
‫مطمئنم نبودم از پسش بربیاید

53:26.540 --> 53:29.220
‫یه ارتباطی با مامور شوروی..

53:29.220 --> 53:32.300
‫در جنبش مردمی بیرمنگام برقرار کردم

53:34.900 --> 53:36.860
‫و اسمی ازش داری؟

53:36.860 --> 53:40.100
‫یه آدرس و شماره تلفن

53:44.460 --> 53:46.060
‫فکر می‌کنم بتونم خیلی کمکتون کنم

53:47.980 --> 53:51.380
‫می‌تونم اسم هر کدوم از اعضای جنبش کمونیستی..

53:51.380 --> 53:54.580
‫که قصد داره پاش رو فراتر بذاره
‫و حرکت انقلابی مسلحی راه بندازه رو بهتون بدم

53:54.580 --> 53:57.820
‫ما در روز چهارم اعتصاب عمومی هستیم که به نظر میرسه..

53:57.820 --> 53:58.860
‫پابرجاست

54:00.100 --> 54:02.860
‫حتی اگه امروز شکست بخوره..

54:02.860 --> 54:04.340
‫ممکنه فردا موفقیت آمیز باشه

54:05.940 --> 54:07.020
‫

54:09.460 --> 54:14.140
‫و شما پیشنهاد می‌کنید کمک کنید که مطمئن بشیم
‫هیچوقت موفق نمیشن

54:14.140 --> 54:15.940
‫اگه پوشش من حفظ بشه..

54:17.220 --> 54:20.500
‫می‌تونم شخصا شروع به سازماندهی و شکل دادن
‫جنبش کنم..

54:21.580 --> 54:23.900
‫و از زیر خرابش کنید

54:23.900 --> 54:26.940
‫به عنوان یکی از افراد بالا‌رتبه‌ی جنبش سوسیالیستی
‫خودم رو معرفی کنم

54:29.220 --> 54:34.300
‫البته که چیزی در قبالش می‌خواید.
‫این دفعه چی می‌خواید؟

54:34.300 --> 54:36.420
‫نشان شوالیه‌؟

54:40.380 --> 54:41.740
‫پیشنهاد

54:43.100 --> 54:44.980
‫و شرایط من

54:48.540 --> 54:51.020
‫برای جلب توجه وینستون چرچیل

54:51.020 --> 54:52.980
‫من رو تو جایگاه والایی نگه میداره

55:00.900 --> 55:02.580
‫جدی میگی؟

55:03.660 --> 55:06.540
‫نابود کردن یه حزب جنبشی فقط یه گوششه

55:06.540 --> 55:09.500
‫به دست آوردین موقعیت و نفود تو شهر خودم..

55:09.500 --> 55:11.980
‫باعث میشه بتونم بیشتر بهت کمک کنم

56:01.260 --> 56:05.500
‫رونالد کار از حزب محافظه کار
‫3412 رای

56:05.500 --> 56:09.380
‫برنارد هال از حزب آزادی خواه
‫4015 رای

56:09.380 --> 56:13.260
‫مایکل راس از حزب کمونیست، 6406 رای

56:13.260 --> 56:18.780
‫توماس شلبی، حزب کارگر، 48564 رای

56:23.380 --> 56:26.220
‫و اکنون توماس شلبی را به عنوان..

56:26.220 --> 56:29.660
‫عضو جدید مجلس، از جنوب بیرمنگام اعلام می‌کنم

56:32.661 --> 56:45.661
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
