WEBVTT

00:01.320 --> 00:04.660
اين چيزها رو کجا نگه مي‌دارين؟ بانک؟-
ما خزانه‌ي خودمون رو داريم-

00:04.710 --> 00:07.080
انبار شراب-
و يه تونل زير رودخونه-

00:07.130 --> 00:09.960
حدس من اينه که اونا
يکي از سرداب‌ها رو به اتاق امن، تبديل کردن

00:10.010 --> 00:11.440
کسي رو پيدا کردي، آرتور؟

00:11.490 --> 00:13.280
استفن ردچوسکي

00:13.330 --> 00:14.760
و اون روسي صحبت مي‌کنه؟-
آره-

00:14.811 --> 00:18.121
چهار هفته توي اون خونه کار کنه
و حواسش رو جمع نگه داره

00:18.171 --> 00:19.321
خيلي‌خب؟

00:19.371 --> 00:21.921
منم آينده‌ي روشني دارم

00:21.971 --> 00:23.481
برنامه‌ريزي شده‌ست

00:23.531 --> 00:25.361
ولي مي‌خواي اول، يه چيزهايي رو امتحان کني؟

00:25.411 --> 00:27.641
...مايکل

00:27.692 --> 00:31.242
چرا يه نفر که کل روز رو
...کار دفتري انجام ميده

00:31.292 --> 00:33.122
دلش مي‌خواد با اسلحه شليک کنه؟

00:33.172 --> 00:37.042
قراره توي شرکت انحصاري شلبي، يه جا خالي بشه

00:37.092 --> 00:38.362
همه‌چي قانوني‌ـه
و خبري هم از هفت‌تير نيست

00:38.412 --> 00:41.652
برام يه ملاقات با يکي از
...اعضاي کنسولگري شوروي، ترتيب بده

00:50.813 --> 01:10.313
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:25.856 --> 01:29.006
اون توي جنگ بوده

01:29.057 --> 01:33.407
حين فرو ريختن يه تونل، اونجا بوده

01:33.457 --> 01:38.087
چندين مدال بُرده

01:38.137 --> 01:40.497
ازش مراقبت کنيد

02:32.462 --> 02:34.602
ايشون اينجا هستن، آقاي شلبي

02:36.502 --> 02:38.372
ممنون، پرستار

02:40.502 --> 02:41.902
...تامي

02:48.063 --> 02:51.063
بايد راجع به اون کشيش، باهات صحبت کنم

02:55.224 --> 02:56.694
يه چيزهايي در موردش مي‌دونم

03:00.304 --> 03:03.464
...مربوط به زماني که
يه پسر بچه بودم

03:11.825 --> 03:14.625
خودم بهش شليک مي‌کنم، تامي

03:16.745 --> 03:19.145
فقط بهم ياد بده که چطور شليک کنم

03:22.226 --> 03:24.226
کاري نداره، مايکل

03:25.586 --> 03:28.906
...فقط نشونه بگير
و ماشه رو بکش

03:44.832 --> 03:46.832
ســــه مـــاه بـــعــــد

04:58.433 --> 05:01.473
...امروز سراغ من رو گرفت، مري

05:03.234 --> 05:05.304
...و سراغ مادرش رو نگرفت

05:06.194 --> 05:08.334
براي اولين بار

05:08.834 --> 05:10.574
دلش براتون تنگ شده

05:11.074 --> 05:13.024
کجاست؟ توي آشپزخونه‌ست؟

05:13.075 --> 05:16.015
آره، پيش دخترها و جاني‌ـه

05:20.835 --> 05:23.775
داروهاتون رو يادتون بود بخورين، قربان؟

05:25.556 --> 05:28.296
تا حالا انجيل رو خوندي، مري؟

05:29.196 --> 05:30.426
گاهي اوقات

05:30.476 --> 05:34.156
،تا حالا شده که با صداي بلند بخونيش
اون هم در حالي که کنار تخت من، لخت ايستادي؟

05:36.717 --> 05:41.507
چون وقتي اون مورفيني رو که دکتر
بهم داده بود، خوردم؛ تو اين‌کار رو کردي

05:41.557 --> 05:46.547
من کاملاً بيدار بودم، ولي تو اونجا
لخت ايستاده بودي؛ مثل روز روشن

05:46.597 --> 05:49.957
و داشتي بخش «سفر لاويان» رو مي‌خوندي
[ بخشي از انجيل عهد عتيق و مشتمل بر بيست و هفت فصل است ]

05:52.798 --> 05:55.798
مي‌خواي بدوني بعدش چي شد؟

05:57.638 --> 05:59.638
نه، منم نمي‌خوام بدونم

06:02.279 --> 06:06.269
به همين خاطر، داروها رو ريختم دور

06:06.319 --> 06:08.589
برو جاني رو بيار، مري

06:42.482 --> 06:45.192
بدون سنجاق شليک، اسلحه‌ها کار نمي‌کنن

06:45.242 --> 06:46.672
و جايگزيني وجود نداره؟

06:46.722 --> 06:50.552
ديگه از اين‌ها نمي‌سازن
اين‌ها هم آخري‌هاش بودن

06:50.602 --> 06:53.072
سرکارگر رو مجبور کرديم
که تمام قطعات رو در بياره

06:53.123 --> 06:56.153
سنجاق رو در بيار
و ديگه نمي‌تونن شليک کنن

06:56.203 --> 07:00.193
«تا وقتي که اين لعنتي‌ها رو توي «تفليس
تخليه کنن؛ هيچکس نمي‌فهمه
[ پايتخت کشور گرجستان ]

07:00.243 --> 07:02.873
يا تا زماني که با اسلحه‌هاي ما توي «کوتائيسي» روبرو بشن
[ شهري در کشور گرجستان ]

07:02.923 --> 07:04.913
همه‌شون رو در بيارين و به من تحويل بدين

07:04.964 --> 07:06.314
يالا بچه‌ها، بسه ديگه

07:06.364 --> 07:08.834
...من به سفير شوروي ميگم که ديگه

07:08.884 --> 07:10.154
نيازي به منفجر کردن قطار نيست

07:10.204 --> 07:13.304
منم به تامي ميگم
که با نقشه‌اش موافقت کردي

07:17.965 --> 07:20.755
مي‌دوني، بعضي صبح‌ها از خواب
بيدار ميشم و فکر مي‌کنم که مُرده‌ام

07:20.805 --> 07:23.715
و اينجا هم بهشت‌ـه، تام

07:23.765 --> 07:27.275
يعني همسران و بچه‌ها توي دهکده، چادر زدن

07:27.325 --> 07:28.715
و حرکت نمي‌کنن

07:28.766 --> 07:33.966
و من هم توسط، خدمتکارها و غذا و شراب، احاطه شدم

07:36.726 --> 07:38.866
اون خط رو مي‌بيني، اونجا؟

07:41.287 --> 07:42.917
نه

07:42.967 --> 07:45.237
اون لبه‌ي بهشت‌ـه

07:45.287 --> 07:49.287
مرز بين بيرمنگام و بهشت

07:51.487 --> 07:55.447
و دوست من، امروز تو قراره پات رو
...از اون خط، فراتر بذاري

07:56.728 --> 07:58.798
و به جهان برگردي

07:59.008 --> 08:02.508
منظورت اينه که يه کاري براي من داري، تام؟

08:03.488 --> 08:06.528
تا حالا چيزي درباره‌ي «قصر دادگاه همپتون» شنيدي، جاني؟

08:07.529 --> 08:09.599
نه، نشنيدم

08:09.649 --> 08:12.559
،تو و سه‌ تا از خانواده‌هاي لـي
قراره اونجا اردو بزنين

08:12.609 --> 08:15.319
به فاصله‌ي صد يارد از دروازه‌ي قصر

08:15.369 --> 08:18.239
نيازي نيست جابه‌جا بشين
چون من همين‌تازگي‌ها، اون زمين رو خريدم

08:18.290 --> 08:20.280
چند تا از دوست‌هاي من
به شما ملحق ميشن

08:20.330 --> 08:25.200
،که قراره زير چادرها و کاروان‌هاي شما
گودال حفر کنن

08:25.250 --> 08:27.120
...مي‌بيني، اين ضربه‌اي که به سرت خورده، تام

08:27.170 --> 08:30.840
و براي اين‌که اجازه دادي که گودال
حفر بشه، پنج هزار پوند بهت داده ميشه

08:30.891 --> 08:34.611
که بين سه تا خانواده‌ي لـي، تقسيمش مي‌کني

08:35.971 --> 08:39.931
من اين‌همه پول رو مي‌گيرم
که کارم رو بکنم و هيچ سوالي نپرسم، درسته تامي؟

08:42.011 --> 08:43.361
کاملاً درسته، جاني

08:43.412 --> 08:47.492
و وقتي که گودال دوباره پُر شد
تو مي‌توني دوباره به بهشت برگردي

08:52.452 --> 08:55.252
آقاي شلبي، برادرهاتون اينجا هستن

08:56.573 --> 09:01.093
و يه نفر هم هست که خودش رو
يهودي سرگردان» توصيف کرد»

09:03.733 --> 09:09.643
مي‌توني اين آقاي يهودي رو
...به اتاق پذيرايي، راهنمايي کني

09:09.694 --> 09:13.364
و برادرهام رو هم به آشپزخونه ببري
و بهشون چاي و شراب بدي؟

09:13.414 --> 09:14.884
بله، قربان

09:25.095 --> 09:27.495
صبح بخير، آقاي سالامونز

09:27.735 --> 09:29.405
آره، صبح خوبي‌ـه

09:31.735 --> 09:35.045
اينجا جاي جمع‌وجور خوبي براي خودت داري، توماس

09:35.096 --> 09:36.246
موضوع چيه؟

09:36.296 --> 09:39.966
حرف‌هاي يه لُرد بدبختي‌ـه
...که توي يکي از کازينوهاي تو

09:40.016 --> 09:43.326
در حالي که نئشه بوده، به حرف اومده؟

09:43.376 --> 09:44.766
يا فقط يه دري‌وري بي‌خودي‌ـه؟

09:44.816 --> 09:47.166
نه، مشروب؟

09:47.217 --> 09:48.727
نه، من بهش دست نمي‌زنم، رفيق

09:48.777 --> 09:53.337
خدمتکارت گفت که تو اجازه نداري
مشروب بخوري، آره؟

09:54.537 --> 09:59.127
اون گفت از يه صدمه‌اي که
...مربوط به قديم ميشه، رنج مي‌بري

09:59.178 --> 10:02.088
مربوط به دوران ورزشکاري‌ـت
...که از روي اسب افتادي

10:02.138 --> 10:06.298
و سرت مثل يه گلدون، خورد شده

10:09.658 --> 10:13.808
حالا، توي لندن حرف پيچيده
...که ميشه پيدات کرد

10:13.859 --> 10:18.129
که توي خيابون‌هاي بيرمنگام لخت و سرگردون مي‌گردي
...و پول مي‌ريزي روي زمين

10:18.179 --> 10:20.289
و با مُرده‌ها حرف مي‌زني

10:20.339 --> 10:27.539
همين‌طور اين‌که فکر مي‌کني
...اون‌قدر قدرتمند هستي

10:28.700 --> 10:35.650
که يه يهودي به‌خصوص رو
...به زمين‌هاي غير خودي فرا بخوني

10:35.701 --> 10:40.051
تا اون رو دعوت به همکاري کني، رفيق

10:40.101 --> 10:41.651
با اين وجود، تو اومدي

10:41.701 --> 10:45.401
...آره، خب مي‌دوني
داشتم از اين اطراف، رد مي‌شدم؛ مگه نه؟

10:48.622 --> 10:50.292
يه چيزي رو مي‌دوني، الفي؟

10:50.342 --> 10:56.292
امروز صبح سعي کردم
...روزنامه بخونم و متوجه شدم

10:56.342 --> 11:00.902
که تنها پيامد حادثه‌ي وحشتناکي که برام پيش اومد
اين بوده که به عينک نياز دارم

11:05.263 --> 11:06.663
...خيلي‌خب

11:09.703 --> 11:13.503
...درسته، خب، من يه مردي رو مي‌شناسم

11:15.024 --> 11:17.774
که مي‌تونه يه جفت از اين‌ها، برات درست کنه

11:17.824 --> 11:20.134
اون يه شعبده‌بازـه، رفيق

11:20.184 --> 11:22.054
شعبده‌بازـه

11:22.864 --> 11:26.974
...پس نه تنها مي‌توني روزنامه بخوني

11:27.025 --> 11:32.585
بلکه مي‌توني آينده رو هم ببيني

11:34.905 --> 11:39.385
حالا، من اين رو مي‌دونم، درسته
چون اون اين عينک رو برام درست کرده

11:41.146 --> 11:43.176
...پس دليلي نداره که

11:43.226 --> 11:47.266
نگران گفتن اين چيزها به من باشي، مگه نه؟
چون من از قبل، ديدمـش

11:56.947 --> 12:01.017
با روس‌ها شاخ‌به‌شاخ شدي، ها؟
پسر احمق

12:01.067 --> 12:03.577
خب، دو تا راه داري، مايکل

12:03.628 --> 12:06.538
همراه آرتور فرار کنين و بريد آمريکا
...و به آپاچي‌ها ملحق شين

12:06.588 --> 12:07.898
يا با اون دختر‌ـه ازدواج کني

12:07.948 --> 12:09.618
اين مسخره‌بازي نيست

12:09.668 --> 12:12.538
آرتور، تو واقعاً قراره
که با آپاچي‌ها زندگي کني؟

12:12.588 --> 12:15.098
به پدرش گفتي؟-
نه-

12:15.149 --> 12:16.619
اون مغزت رو مي‌پاشه روي ديوار، پسر

12:16.669 --> 12:17.939
مطمئني اون بچه، مال توئه؟

12:17.989 --> 12:19.979
اي‌کاش به شما نگفته بودم

12:20.029 --> 12:23.499
...پس به ازدواج، به چشم يه جاده‌ي زيبا نگاه کن

12:23.549 --> 12:25.179
که سرتاسرش، پُر از گل‌ـه

12:25.229 --> 12:26.619
داره شوخي مي‌کنه؟

12:26.670 --> 12:29.210
اين‌روزها، سخت ميشه حدس زد

12:31.390 --> 12:33.740
...تو

12:33.790 --> 12:35.930
تو اون زن رو دوست داري؟

12:37.550 --> 12:38.820
چي چي!؟

12:38.871 --> 12:40.461
برو باهاش ازدواج کن
مثل بقيه‌ي ما

12:40.511 --> 12:42.861
اون نمي‌خواد که خانواده‌اش بفهمن

12:42.911 --> 12:44.461
اون نمي‌خواد بچه رو نگه داره

12:44.511 --> 12:46.501
...ما يه زني رو مي‌شناسيم-
خفه شو، جان-

12:46.551 --> 12:48.581
همون زني که دو بار، به خودت هم کمک کرد

12:48.631 --> 12:50.381
اون‌ها زن‌هاي من نبودن

12:50.431 --> 12:52.421
به خاطر همين مجبور شدي ترتيب‌‌شون رو بدي، آرتور

12:52.472 --> 12:53.942
شارلوت بهترين رو مي‌خواد

12:53.992 --> 12:55.422
اون بهترين‌ـه-
بهترين-

12:55.472 --> 12:56.822
قبلاً پرستار بوده

12:56.872 --> 12:58.142
بيست دقيقه‌اي تمومه

12:58.192 --> 13:01.222
نيازي نيست اصلاً بري داخل
يا دم در، منتظر بموني

13:01.272 --> 13:05.022
برو گريسون، يه ويسکي بخور، يه مقدار بخند

13:05.073 --> 13:07.063
يادته، جان؟

13:07.113 --> 13:11.543
بعد اون پسر بچه بدون کفش
«مياد داخل و ميگه: «انجام شد

13:11.593 --> 13:13.143
...دومين باري که ما اونجا بوديم

13:13.193 --> 13:17.553
همون پسر بچه، اين‌دفعه
کفش‌هاي نو براقي پوشيده بود

13:19.474 --> 13:21.864
«و داد مي‌زنه: «انجام شد، آرتور

13:21.914 --> 13:23.394
که چي؟

13:26.394 --> 13:28.594
...اون زن‌ـه کفش‌هاي نو خريده بود

13:29.955 --> 13:32.495
با پول‌هايي که من بهش داده بودم

13:33.795 --> 13:35.625
براي نيت خوبي بوده

13:35.675 --> 13:38.945
...آرتور، اگه تو بخواي اين‌طوري با آپاچي‌ها رفتار کني

13:38.995 --> 13:41.595
پوست کله‌ات رو مي‌کّنن

13:43.116 --> 13:46.596
تامي گفت وقتي اون زنگ، به صدا در اومد
همه بريم توي اتاق بزرگ‌ـه

13:52.516 --> 13:54.916
يالا، تامي يه نقشه داره

14:12.118 --> 14:13.588
آرتور

14:13.638 --> 14:14.628
آرتور

14:14.678 --> 14:16.618
آرتور، بيا اينجا

14:17.318 --> 14:20.108
درود بر تو
اين واژه هنگام ديدار با ديگران، توسط يهوديان مورد استفاده ]
[ قرار مي‌گيرد و معادل «سلام» يا «درود» در زبان فارسي مي‌باشد

14:20.159 --> 14:21.959
آرتور، درود بر تو

14:22.879 --> 14:24.029
الفي

14:24.079 --> 14:27.309
درود بر تو، بيا اينجا
...يالا، گوش کن

14:27.359 --> 14:29.149
من يه مقدار به تو بدهکارم، مگه نه؟

14:29.199 --> 14:32.669
آره، يالا، بشين

14:32.720 --> 14:34.390
يالا، بشين اينجا

14:34.440 --> 14:36.430
آفرين

14:36.480 --> 14:39.030
...خب

14:39.080 --> 14:40.590
...گوش کن

14:40.640 --> 14:42.110
...آرتور

14:43.481 --> 14:44.751
مي‌خوام اين رو بدوني، خب؟

14:44.801 --> 14:47.271
که هر اتفاقي که بين ما افتاده، خب؟

14:47.321 --> 14:50.631
... اون‌موقع
مربوط به کسب‌ و کار بوده

14:50.681 --> 14:53.351
فقط مربوط به کسب و کار بوده، خيلي‌خب؟

14:53.761 --> 14:58.671
و همچنين مي‌خوام بدوني
....که از خداوند معذرت خواستم

14:58.722 --> 15:05.512
که از يه روز خيلي مقدس
سوءاستفاده کردم تا براي تو، پاپوش بدوزم

15:05.562 --> 15:08.032
و همه‌چي رو خراب کردم، که واقعاً هم همين‌طور بود

15:08.083 --> 15:13.643
و حالا مي‌خوام از تو هم شخصاً عذرخواهي کنم

15:23.044 --> 15:24.584
خيلي‌خب؟

15:26.684 --> 15:31.084
شنيدم که اجازه دادي
مسيح وارد زندگي‌ـت بشه

15:32.244 --> 15:33.594
پس شنيدي؟

15:33.645 --> 15:35.515
آره، خيلي زيباست، فوق‌العاده‌ست

15:35.565 --> 15:39.035
حالا، اين خيلي دوست‌داشتني‌ـه، مگه نه؟
خيلي دوست‌داشتني‌ـه

15:39.085 --> 15:42.035
ولي برام سوال‌ـه که
...با توجه به کاري که انجام ميدي

15:42.085 --> 15:45.685
چطور برات جواب ميده، رفيق؟

15:49.486 --> 15:51.756
عذرخواهي‌ـت رو قبول مي‌کنم

15:54.246 --> 15:58.046
چون شنيدم که اين، برات مايه عذاب‌ـه

15:59.807 --> 16:01.207
...سلام

16:02.127 --> 16:06.117
مي‌بيني، کل حرف من اينه که
هر آدمي نياز به يقين داره

16:06.167 --> 16:08.797
درست نيست؟ نياز به يقين داره

16:08.847 --> 16:12.477
حتي اگه اون يقين
يقينِ از خودت باشه، درسته؟

16:12.528 --> 16:17.248
...خب، يعني
اين لعنتي، خيلي عجيب و غريبـه؛ مگه نه رفيق؟

16:32.849 --> 16:36.529
من پيرو انجيل عهد عتيق هستم

16:38.530 --> 16:41.530
...لعنتي، اين رو ببين، حالا ، اون

16:42.610 --> 16:45.810
اين خيلي بيشتر من رو مي‌ترسونه، آره

16:46.970 --> 16:48.600
تبريک ميگم، تامي

16:48.651 --> 16:51.961
تو ديگه اينجا اصل جنس رو داري، مگه نه؟

16:52.011 --> 16:55.681
مي‌بيني، اون مرد، خب
...چون خدا رو طرف خودش داره

16:55.731 --> 16:57.871
به خاطر تو آدم هم مي‌کُشه

16:58.931 --> 17:00.531
آره

17:03.652 --> 17:06.192
نبايد بذاري از دستت بره

17:07.052 --> 17:11.492
اگه قراره با اين عوضي
همکاري کنيم، مي‌خوام دليلش رو بدونم

17:16.093 --> 17:17.843
...درسته

17:17.893 --> 17:21.933
زماني که توي بيمارستان بودم
يه نقشه توي ذهنم پروروندم

17:25.334 --> 17:28.244
...و قراره اين‌طوري عملي بشه

17:28.294 --> 17:31.884
خب، به روس‌ها نميشه اعتماد کرد
که پول ما رو ميدن يا نه

17:31.934 --> 17:34.734
ما هم قراره چيزي رو که حق ماست، بگيريم

17:35.494 --> 17:38.494
بايد ببينيم که چي، توي خزانه‌ي اونا هست

17:38.775 --> 17:41.935
و به اين خاطر، به آقاي سالامونز نياز داريم

18:03.217 --> 18:09.527
خب پسرها، فقط يادتون باشه
...که اونا خيلي ديوونه هستن

18:09.577 --> 18:11.687
و خطرناک

18:11.737 --> 18:14.527
و با چيزهايي مست کردن که
ما تا حالا اسم‌شون هم نشنيديم

18:14.578 --> 18:18.278
و خيلي بدتر از ما
به ارواح و شبح اعتقاد دارن

18:20.338 --> 18:23.278
و امروز قراره ما رو آزمايش کنن

18:24.978 --> 18:26.778
کون لق‌ـشون

18:33.619 --> 18:37.609
روس‌ها همه تغيير موضع دادن و فرار کردن

18:37.659 --> 18:40.329
قزاق‌ها فرار نکردن، آرتور
[ مردمي كه تا اواخر قرن نوزدهم به طور خودمختار
در اوكراين زندگي مي‌كردند و در مقابل پول در سواره‌نظامِ
روسيه‌ى تزارى مي‌جنگيدند ]

18:52.101 --> 18:54.651
آقاي شلبي، خوش اومدين

18:54.701 --> 18:55.971
ماشين‌ـم چطوره؟

18:56.021 --> 18:57.971
فکر کنم دارم عاشقش ميشم

18:58.021 --> 19:02.011
و منم عاشق ماشين شما شدم
پس بهتره چيزي که عاشقش هستيم رو نگه داريم، آره؟

19:02.061 --> 19:04.491
به خاطر اين برخورد، معذرت مي‌خوام
...هر وقت خزانه رو باز مي‌کنيم

19:04.542 --> 19:06.942
قزاق‌ها نگهبان مي‌ايستن

19:14.652 --> 19:15.652
...توي روسيه

19:15.702 --> 19:20.412
مردهايي که خلاف قانون عمل مي‌کنن
بدن‌شون رو خالکوبي مي‌کنن

19:20.463 --> 19:21.813
درسته-
درسته-

19:21.863 --> 19:25.853
حالا، بعضي از اين خالکوبي‌ها
...نشونه‌ي تبعيت از تشکيلات زيرزميني‌اي هست

19:25.903 --> 19:31.933
که دشمنان قسم‌خورده‌ي خاندان سلطنتي هستن

19:31.984 --> 19:37.854
پس براي خاندان سلطنتي روسيه
...اين يه رسم‌ـه

19:37.904 --> 19:40.574
،که قبل از داد وستد با يه مرد
بدنش بررسي بشه که از اين خالکوبي‌ها نداشته باشه

19:40.624 --> 19:43.614
و چون داريم به اون روز معين، نزديک ميشيم
...اين خانم‌ها اينجا

19:43.665 --> 19:47.335
مي‌خوان مطمئن بشن که شما
...آدم‍کش‌ها يا عوامل نفوذيِ

19:47.385 --> 19:48.695
نه، ما مشکلي نداريم

19:48.745 --> 19:52.455
خب، اونا مي‌خوان پوست شما رو بررسي کنن

19:52.505 --> 19:54.975
مي‌خوان پوست ما رو بررسي کنن؟

19:55.626 --> 19:58.256
آره، بدن من قبلاً بررسي شده

19:58.306 --> 20:01.376
هر چند اون‌موقع نمي‌دونستم
که دليل اون‌کار، اين بوده

20:01.426 --> 20:04.016
و حالا نوبت شماست

20:04.066 --> 20:06.136
يالا، پسرها

20:06.187 --> 20:08.327
لباس‌هاتون رو در بيارين

20:08.907 --> 20:10.737
خفه شو

20:10.787 --> 20:12.697
نه نه نه نه نه نه نه

20:12.747 --> 20:14.297
اطاعت کن

20:14.347 --> 20:15.697
...همين

20:15.747 --> 20:18.417
اطاعت کن، آرتور

20:18.468 --> 20:21.818
نه، من از هيچکس اطاعت نمي‌کنم
از سر راه من برو کنار، من ميرم

20:21.868 --> 20:23.938
آرتور، بيا اينجا

20:26.629 --> 20:29.909
بهت که گفتم اين‌ها همه‌شون ديوونه هستن
[ به زبان رومانيايي ]

20:31.911 --> 20:33.911
خيلي هم شوخي نمي‌کنن
[ به زبان رومانيايي ]

20:34.911 --> 20:36.911
بذار اين خانم‌ها يه‌ مقدار خوش بگذرونن
[ به زبان رومانيايي ]

20:41.069 --> 20:43.459
يالا، آرتور

20:43.510 --> 20:45.270
خفه شو، جان

20:46.670 --> 20:52.990
به يکي از خدمتکارها ميگم که
دکمه‌ها رو جمع کنه و دوباره اونا رو بدوزه

20:53.913 --> 20:55.913
يادت باشه، اون از همه خطرناک‌ترـه
[ به زبان روسي ]

21:06.111 --> 21:09.381
خب، به جهنم

21:09.432 --> 21:11.182
بفرماييد، خانم‌ها

21:11.232 --> 21:14.632
ساخت بيرمنگام لعنتي

21:15.832 --> 21:18.832
خيلي‌خب، به نظرم به اندازه‌ي کافي ديديم، ها؟

21:19.672 --> 21:21.872
...تاتيانا

21:26.673 --> 21:29.143
آرتور، قيافه‌ات مثل قاب‌عکس شده

21:29.193 --> 21:32.953
بعضي وقت‌ها آدمکش‌ها، نشونه‌هاي تبعيت‌شون رو
پشت تخم‌هاشون قايم مي‌کنن

21:38.794 --> 21:44.074
امتحان رو قبول شدي، سرباز
با سربلندي

21:56.515 --> 22:00.265
...مي‌بيني

22:00.316 --> 22:02.796
اون مي‌خواد مرد خوبي باشه

22:10.317 --> 22:12.867
ولي حالا اونجا

22:12.917 --> 22:14.257
اونجا

22:17.757 --> 22:20.837
درون هر مردي، يه شيطان هست

22:39.079 --> 22:41.309
الماس‌هاي واقعي، ها؟

22:41.359 --> 22:47.069
...مرسوم‌ـه که آزمون موفقيت‌آميز رو

22:47.120 --> 22:48.990
با وُدکا و موسيقي، جشن بگيريم

22:54.680 --> 22:57.430
لعنتي، تامي، اون چي بود؟

22:57.480 --> 22:59.550
آفرين، پسرها

23:00.281 --> 23:02.221
آفرين، آرتور

23:04.121 --> 23:07.241
حالا مي‌دونين که بعدش
بايد چي‌کار کنيد، خب؟

23:08.801 --> 23:10.071
آخرين کار

23:10.121 --> 23:13.121
ارتباط برقرار کن و خوب رفتار کن

23:24.122 --> 23:25.792
پنج دقيقه

23:28.563 --> 23:32.753
مايکل رو آوردم، چون اون
به عنوان مسئول حسابداري؛ بايد شاهد باشه

23:32.803 --> 23:34.633
آيدا، مي‌تونم از تلفن‌ـت استفاده کنم؟

23:34.683 --> 23:38.763
مايکل، اول کار

23:55.765 --> 23:58.705
مايکل، اين‌قدر به ساعتت نگاه نکن

24:01.525 --> 24:05.915
آيدا، تا تو داري اين رو مطالعه مي‌کني
من مي‌تونم برم و يه تلفن بزنم؟

24:05.966 --> 24:07.516
اون دختر خوش‌بخت کيه، مايکل؟

24:07.566 --> 24:10.236
اسمش شارلوت‌ـه
...و مايکل اگه دو ساعت يک‌بار

24:10.286 --> 24:12.876
باهاش حرف نزنه
نمي‌تونه نفس بکشه

24:12.926 --> 24:15.116
...آيدا، خواهش مي‌کنم

24:15.167 --> 24:17.277
تلفن توي سالن‌ـه
براي وصل شدن، عدد صفر رو بگير

24:17.327 --> 24:18.357
ممنون

24:18.407 --> 24:20.197
و سريع هم تمومش کن
پول قبضـشو من ميدم

24:20.247 --> 24:21.237
باشه

24:21.287 --> 24:22.957
و نه براي مدت زيادي

24:41.209 --> 24:44.319
بهش فکر کن، پال
با هم مي‌تونيم کنترل رو به دست بگيريم

24:44.369 --> 24:47.119
با دو نفر از ما توي اين شرکت
مي‌تونيم همه‌چي رو راست و ريست کنيم

24:47.169 --> 24:48.399
پس سياست چي؟

24:48.449 --> 24:52.399
من و تو همراه هم مي‌جنگيم
و برنده ميشيم، همين سياست‌ـه

24:52.450 --> 24:55.050
نوع جديدي از سياست‌ـه

24:55.170 --> 24:59.090
همين‌طوري‌ـه، من حقوق مي‌گيرم
و کارل هم يه کريسمس خوب گيرش مياد

25:00.290 --> 25:03.030
خوبه، به طبقه‌ي سرمايه‌داري خوش اومدي

25:06.771 --> 25:08.641
اسم من اسميت‌ـه

25:10.091 --> 25:12.761
دوست‌دخترم حامله‌ست

25:13.571 --> 25:17.091
و مي‌خوايم که شما بهمون کمک کنيد

25:21.132 --> 25:23.272
بايد يه تاريخ مشخص کنيم

25:28.933 --> 25:31.733
به شرکت انحصاري شلبي خوش اومدي

25:32.213 --> 25:34.483
شرکت انحصاري شلبي

25:34.533 --> 25:38.043
انحصاري و بدون سلاح

25:38.093 --> 25:42.523
مايکل، به آيدا خوش‌آمد بگو
...مسئول جديد دارايي‌ها

25:42.574 --> 25:43.844
و املاک ما

25:43.894 --> 25:46.634
تبريک ميگم، کجا رو بايد امضا کنم؟

25:52.894 --> 25:56.404
آيدا، ويسکي داري؟

25:56.455 --> 25:58.125
آره، تامي

26:02.775 --> 26:04.605
قبلاً همين رو بهش گفتم

26:04.655 --> 26:06.245
داره خيلي شبيه به پسر دايي‌ـش ميشه

26:06.296 --> 26:07.726
فکر کردم هدف هم همين بوده

26:07.776 --> 26:11.086
آره، مثل تامي هستي
ولي با يه مقدار دلـربايي و کلاس بيشتر

26:11.136 --> 26:13.766
آره-
خيلي کمک مي‌کنه-

26:13.816 --> 26:15.606
آره، من کجا بخوابم، آيدا؟

26:15.656 --> 26:17.806
... مايکل -
اتاق بغلي کارل -

26:17.856 --> 26:20.806
... مايکل -
!شب‌بخير -

26:20.857 --> 26:23.257
اوه، قلبـش شکسته، بي‌نوا

26:24.817 --> 26:26.447
پس چطور جشن بگيريم؟

26:26.497 --> 26:29.537
خب، حالا که مايکل رفته بخوابه
... گفتم شايد

26:31.058 --> 26:32.968
برم يه سواري‌اي بکنم

26:33.018 --> 26:36.088
سواري؟ به کجا؟

26:36.138 --> 26:37.288
پالي؟

26:37.338 --> 26:40.448
مسائل با اون مردي که از من نگارگري مي‌کنه
گسترش پيدا کرده

26:40.498 --> 26:41.838
پالي؟

26:43.539 --> 26:46.579
...وقتي با اون لباس اونجا مي‌ايستي

26:48.019 --> 26:51.089
شروع مي‌کني به حرف زدن
در مورد همه‌چيز

26:51.139 --> 26:54.009
و با هم ...؟  -
نه -

26:54.059 --> 26:55.969
نه هنوز

26:56.020 --> 26:59.730
ولي اون دو شب پيش با من تماس گرفت
تا بگه نگارگري به پايان رسيده و

26:59.780 --> 27:02.050
منم بهش گفتم صبح ميام اونجا

27:02.100 --> 27:05.400
ولي اون گفت نه، ازم مي‌خواد همين امشب برم

27:11.821 --> 27:14.891
آيدا، يک کلمه هم از اين قضيه
به پسرا نميگي

27:14.941 --> 27:17.571
خيلي‌خب، ولي اون خوب باهات رفتار مي‌کنه؟ -
نه. نه. جدي ميگم، آيدا -

27:17.621 --> 27:19.051
ثروتمنده؟

27:19.101 --> 27:22.251
دوستانش روزنامه مي‌نويسن، آيدا

27:22.302 --> 27:24.732
تامي سعي مي‌کنه کارشو تعطيل کنه

27:24.782 --> 27:26.772
پس برو

27:26.822 --> 27:29.922
اون داره مثل يه پرنده‌ي کوچولو
... بوس مي‌فرسته

27:31.982 --> 27:34.852
و من فکر مي‌کنم اون داره بيخيال من ميشه

27:36.543 --> 27:38.213
پس پاشو برو

27:44.703 --> 27:47.643
چرا فقط پسرا بايد خوش بگذرونن؟

28:17.066 --> 28:18.536
بازم ودکا بيار

28:38.908 --> 28:40.508
تکون نخور

28:45.508 --> 28:47.108
همونجا بمون

28:51.389 --> 28:53.789
کارـت خوبه، استفان

28:56.029 --> 28:59.539
ديوونه‌خونه ـست -
آره، مي‌دونم -

28:59.590 --> 29:02.530
شاهزاده مي‌خواد براش بخورم

29:03.150 --> 29:05.500
و چقدر مي‌خواي تا بله رو بگي؟

29:05.550 --> 29:09.250
اون بالاترين مُزد روزانه واسه کون دادنه

29:12.111 --> 29:13.861
کي از اينجا ميرم بيرون؟

29:13.911 --> 29:15.421
بزودي

29:15.471 --> 29:17.141
چي فهميدي؟

29:20.151 --> 29:22.661
از اتاق امن، شب‌ها محافظت نميشه، ولي

29:22.711 --> 29:25.501
ولي گفتن اون سه‌تا برادر رو
در «اگليه دوور» مي‌کشن

29:25.552 --> 29:27.422
محوطه‌ي بارگيري ذغال

29:27.472 --> 29:30.182
دوک در مورد استفاده کردن از يه شمشير
صحبت مي‌کرد، ولي زنه

29:30.232 --> 29:33.232
زنه داشت در مورد استفاده از تيربار
صحبت مي‌کرد

29:44.193 --> 29:46.863
ديوونه‌خونه ـست، جان

29:47.633 --> 29:51.023
ما داريم ميخونه‌ت در نيچلز رو
آماده به کار مي‌کنيم

29:51.074 --> 29:52.944
عالي به‌نظر مياد

29:55.274 --> 29:58.274
حواسـتو جمع کن، پسرک پيکي، هان؟

30:04.795 --> 30:06.995
ديوونه‌خونه ـست، پسر

30:08.955 --> 30:11.555
تقريباً رسيديم، از اين طرف

30:17.876 --> 30:20.746
...اين خزانه دويست سال پيش، براي محافظت از

30:20.796 --> 30:24.196
جواهرات پادشاه، در صورت تهاجم فرانسوي‌ها
ساخته شد

30:28.837 --> 30:31.837
... الان ما در زير رود تمز هستيم
[ رود تمز: در جنوب انگليس که از لندن رد مي‌شود ]

30:57.399 --> 30:59.629
جواهرفروش ـتون

30:59.679 --> 31:02.469
فکر نکنم به من اعتماد داشته باشن، تامي

31:02.519 --> 31:05.229
آقاي سالامونز، تنها جواهرفروش مورداعتماد من
در لندنـه

31:05.280 --> 31:09.200
بله، اعتماد. بله. بايد اينو هم به صورت‌حساب قبلي
اضافه کنيد

31:10.840 --> 31:12.030
ممنون. ممنون

31:12.080 --> 31:14.710
نظر به اين‌كه توافق کرديم، جواهرفروش ـتون حالا
اقلامي رو به ارزش کلي

31:14.760 --> 31:17.630
هفتادهزار پوند، انتخاب مي‌کنن

31:17.681 --> 31:19.511
زماني‌که اقلام منتخب ـتون رو انتخاب کرديد

31:19.561 --> 31:21.591
اونها در يک جعبه قرار داده ميشن
و به امانت سپرده ميشن

31:21.641 --> 31:23.671
وقتي شما بخش موردنظرتون از معامله رو انجام داديد

31:23.721 --> 31:26.461
جعبه به شما تحويل داده خواهد شد

31:29.882 --> 31:34.192
ميشه سريع از همينجا با گفتن اين شروع کنم که
من ترجيح ميدم همينجا بمونم

31:34.242 --> 31:37.752
و تا حد مرگ، گرسنگي بکشم و با ياقوت‌هاي کبود
خودمو خفه کنم

31:37.802 --> 31:41.702
تا اينکه دوباره برگردم به اون دنياي وامونده؟

31:42.283 --> 31:44.993
[ اين يهوديه بوي شراب ميده [ به زبان روسي -
آره، خب، دليل خوبي براش هست -
مي‌دوني، مرد کوچک

31:45.043 --> 31:48.433
چون مغازه‌ي من، درست زير انبار شراب خونه ـم
... قرار داره، پس تمام

31:48.483 --> 31:50.513
شما روسي صحبت مي‌کنيد؟ -
البته، آره، البته -

31:50.563 --> 31:54.513
به خاطر مادرم
آره، مادرم

31:54.564 --> 31:56.754
شماها، بسيارخب؟

31:56.804 --> 32:00.074
... شماها مادر من رو توسط

32:00.124 --> 32:02.274
... سگ‌ها شکار کردين

32:02.324 --> 32:04.194
توي هواي برفي

32:05.925 --> 32:07.195
آره

32:08.645 --> 32:13.715
ولي امروز، روز بخششـه، مگه نه؟

32:13.765 --> 32:15.505
براي انتخاب

32:16.645 --> 32:18.765
... پس، حالا

32:19.926 --> 32:21.876
...سلام

32:21.926 --> 32:25.636
صحيح. فکر کنم منصفانه ـست که بگم
آره، هزار و پونصد تا

32:25.686 --> 32:26.796
هزار و پونصد تا؟

32:26.846 --> 32:29.316
بسيارخب، هزار و هشتصد تا بهتون ميدم

32:29.366 --> 32:32.676
ارزش بازار کنوني رو مي‌دونم
هزار و هشتصده

32:32.727 --> 32:34.717
از سر لطفـتونـه

32:34.767 --> 32:38.917
خب، پس. چطوره که بگم يه نگاه به اين بندازيم

32:38.967 --> 32:41.517
چيز خيلي قشنگي اونجاست، مگه نه؟

32:41.567 --> 32:44.677
اوه، ولي اون يه هديه از طرف «تزار نيکولاس» بوده
[ نيکولاس دوم، بزرگ‌ترين پسر امپراتور الکساندر سوم ]

32:44.728 --> 32:47.638
گر چه ازت درخواست نمي‌کنم، مي‌کنم؟
ازت درخواست نمي‌کنم

32:47.688 --> 32:51.198
بسيارخب. من براي کسب و کار اومدم به اينجا

32:51.248 --> 32:54.278
تا خدمات حرفه‌ايم رو عرضه کنم

32:54.328 --> 32:56.558
اگه هـي دخالت کنيد، نمي‌تونم هم تمرکز کنم
و هم کارم رو انجام بدم، متوجه‌ايد؟

32:56.609 --> 32:59.719
آقاي رومانوف، بذاريد بهتون يادآوري کنم
به ما گفته شده بيايم اينجا

32:59.769 --> 33:02.079
... و چيزي که دلـمون مي‌خواد رو انتخاب کنيم

33:02.129 --> 33:03.799
و حالا ما هم انتخاب کرديم

33:03.849 --> 33:06.799
تزار نيکولاس اونو به شما داده؟
من چهار تا بهتون ميدم

33:06.849 --> 33:09.649
پنج‌ ... با منشاء شاهانه

33:12.250 --> 33:13.320
تمومه

33:13.370 --> 33:16.080
صحيح، «رامپل استيلتسكين» بيا بريم اينجا
[ يکي از شخصيت‌هاي يک داستان افسانه‌اي آلماني ]

33:16.130 --> 33:19.320
و ببينيم چي توي اين جعبه‌هاست

33:19.370 --> 33:23.200
دو. اين خيلي قشنگتره. ده

33:23.251 --> 33:26.441
اون‌يکي قطعاً پنج ـه

33:26.491 --> 33:27.681
حواسـت به شمارش هست؟

33:27.731 --> 33:30.201
بله، همينطوره -
يه پنج‌ ديگه -

33:30.251 --> 33:33.121
هفت -
شش -
بيايد روي شش، توافق کنيم، هان؟ -

33:33.172 --> 33:35.882
نگاش کن چه قشنگه -
قشنگه، مگه نه؟ -

33:35.932 --> 33:39.482
چشمگيرـه -
بله، چشمگيرـه -
قشنگـه، مگه نه؟ -
همينطوره -

33:39.532 --> 33:42.962
شاهکارـه. اين اثر رو مي‌شناسي -
بلافاصله -

33:43.012 --> 33:46.842
گمون مي‌کنم، که تمام ايده‌هاي بدِ اينجا، مال توئه

33:46.893 --> 33:49.923
مال توئه، مگه نه؟ هان؟

33:49.973 --> 33:51.163
منظورتون چيه؟

33:51.213 --> 33:55.563
آره. تامي، اينو مي‌بيني، درسته؟
بدليـه. بدليـه

33:55.613 --> 33:57.043
بذار يه چيزي رو بهت بگم، پسرم

33:57.093 --> 34:00.723
کسي با يه اثر بدلي مثل اين بياد توي مغازه‌ي من

34:00.774 --> 34:04.524
معمولاً کاري که مجبورش مي‌کنم بکنه، اينه که

34:04.574 --> 34:06.644
قورتـش بده

34:06.694 --> 34:09.294
هان؟ چه بازي‌اي داري انجام ميدي؟

34:13.895 --> 34:16.095
هان؟ -
...آقاي سالامونز -

34:17.475 --> 34:19.475
برو به جهنم

34:20.475 --> 34:24.455
جمع . . . جمع و جورش کنيم؟ -
مراقب باشيد -

34:26.136 --> 34:27.766
هوم؟

34:27.816 --> 34:30.526
آره. آره

34:30.576 --> 34:32.576
صحيح، چقدر شد؟

34:33.656 --> 34:35.216
سي و هفت‌هزار و ششصد

34:38.097 --> 34:39.497
... خب

34:45.937 --> 34:48.077
تخم مرغ داريد؟

34:48.778 --> 34:50.288
... فقط دارم مي‌پرسم

34:50.338 --> 34:52.688
فبرج بخشي از معامله ـمون نبود
تخم مرغ فبرج: يکي از جواهرات محدود تخم مرغ ]
که توسط پيتر کارل فبرج و شرکتـش در بين
[ سال‌هاي 1885 و 1917 ساخته شد

34:52.738 --> 34:54.808
ما تخم مرغ فبرج به شما پيشنهاد نداديم

34:54.858 --> 34:57.488
آقاي رومانوف، اين جواهرفروش من

34:57.538 --> 35:00.408
... بهم توصيه مي‌کنه که روي تخم مرغ فبرج

35:00.459 --> 35:01.809
پافشاري کنم

35:01.859 --> 35:04.259
اينطوري معامله ـمون لغوـه، تامي

35:24.581 --> 35:27.131
اينو خودم از «کريمه» آوردم
[ شبه جزيره آبخست سان كريمه در جنوب اوكراين ]

35:27.181 --> 35:28.851
وامونده

35:33.301 --> 35:37.421
... با منشاء زيبا و ظريفي که اونجا قرار داره

35:39.542 --> 35:43.462
اون قطعاً قيمت هفتادهزار پوند رو تکميل مي‌کنه

35:55.223 --> 35:58.973
مرد خوب -
و حالا، آقاي شلبي، شما به برادرانـتون ملحق مي‌شيد -

35:59.023 --> 36:01.693
آقاي سالامونز هم، اينجا رو ترک مي‌کنه

36:02.944 --> 36:05.584
ازتون مي‌خوام که کاملاً صادق باشيد

36:24.305 --> 36:27.175
اوه، ببخشيد. ميشه ...؟ -
خواهش مي‌کنم -

36:36.386 --> 36:37.726
اوناها

36:38.947 --> 36:41.667
زني با وقار و ثروتمند

36:47.627 --> 36:51.347
من در سکوت، مهارتي ندارم
اين سکوت از نوع خوبـه يا بد؟

36:52.388 --> 36:53.928
خوبـه

36:57.148 --> 36:58.688
خوبـه

37:04.549 --> 37:07.549
خيلي خوبـه -
نه، هنوز تـَرـه -

37:10.909 --> 37:15.099
مي‌دونم خيلي بي‌نقص به‌نظر نمي‌رسه، ولي

37:15.149 --> 37:18.089
اين بهترين کاريـه که تابحال
به سرانجام رسونده ـم

37:25.390 --> 37:27.330
دلـم براي يکشنبه‌ها، تنگ ميشه

37:30.391 --> 37:32.791
يکشنبه‌هاي ديگري در راهـه

38:03.633 --> 38:05.703
ببخشيد

38:05.753 --> 38:08.623
ببخشيد، ميشه لطفاً اون‌کارو نکني؟

38:09.074 --> 38:10.784
ميشه لطفاً اون‌کارو نکني؟

38:10.834 --> 38:13.424
ببخشيد، ببخشيد. ببخشيد

38:13.474 --> 38:17.634
اشکالي نداره -
ببخشيد -
اشکالي نداره. نه، واقعاً، اشکالي نداره -

38:57.558 --> 38:58.898
!ودکا

39:00.238 --> 39:02.778
دکمه‌هاتو دوختم

39:03.878 --> 39:06.818
مي‌خواستم ببينم کارـمو درست انجام دادم يا نه؟

39:08.919 --> 39:10.659
آره، درست انجام دادي

39:11.559 --> 39:13.559
کارـتو درست انجام دادي

39:15.879 --> 39:17.079
قربان؟

39:18.239 --> 39:20.309
نه

39:20.360 --> 39:21.830
درست انجام ندادم

39:38.761 --> 39:41.701
خاله‌ي من فقط بهترين فاحشه‌ها رو استخدام مي‌کنه

39:45.842 --> 39:47.752
وقتي من لمسش کردم، چه احساسي داشتي؟

39:47.802 --> 39:49.672
حسودي کردي

39:50.322 --> 39:51.992
مي‌خواستي منو بکشي

39:52.042 --> 39:53.632
يا اونو

39:53.682 --> 39:54.822
نه؟

39:59.243 --> 40:02.183
... چرا وقتي هيچ سودي برات نداره

40:02.923 --> 40:05.793
مردم رو به بازي مي‌گيري؟

40:08.003 --> 40:10.743
در روسيه، چون حوصله‌مون سر ميره

40:11.444 --> 40:13.584
... در انگلستان، چون

40:14.524 --> 40:17.064
نمي‌دونيم چطور دست برداريم

40:17.484 --> 40:20.784
حداقل بازي‌هاي احمقانه و ارضاء شدن
وجود داره

40:25.245 --> 40:27.475
پس بيا سکس کنيم

40:27.525 --> 40:28.835
همينجا؟

40:28.885 --> 40:30.835
نه

40:30.885 --> 40:33.025
نه، توي يه جاي تاريک‌تر

41:56.492 --> 41:59.092
هنوز عاشق ـشي، مگه نه؟

42:04.213 --> 42:05.563
اونو مي‌خواي؟

42:05.613 --> 42:07.963
چرا همچين حرفي مي‌زني؟

42:08.013 --> 42:09.363
چرا همچين حرفي مي‌زني؟

42:09.413 --> 42:12.203
فقط بهم بگو. عاشق ـشي -
چرا همچين حرفي مي‌زني؟ -

42:12.253 --> 42:14.653
عاشق ـشي؟ اونو مي‌خواي

42:17.414 --> 42:20.014
تو چه خري هستي؟ هان؟

42:22.654 --> 42:23.854
هوم؟

42:28.455 --> 42:30.925
چه گهي داري مي‌خوري؟

43:05.738 --> 43:07.538
... تو اونو مي‌خواي

43:09.218 --> 43:10.818
امشب؟

43:14.578 --> 43:15.978
... نگاه کن

43:25.459 --> 43:28.489
در اون کاخ در شهر تفليس
... يه کشيش بود

43:28.539 --> 43:31.209
و دستاشو مي‌ذاشت اينجا

43:33.300 --> 43:35.530
و با حالت خفگي، همچنين شور و هيجان هم
به آدم، دست مي‌داد

43:35.580 --> 43:38.680
اسمـش کليستي بود، يه نيايشگر اهل سيبري

43:39.580 --> 43:41.890
تقريباً خماري

43:41.941 --> 43:45.731
... تقريباً مـُردي، ولي در همون لحظه

43:50.141 --> 43:53.291
زناني که مردانـشون رو در جنگ، از دست دادن
... دراز مي‌کشن

43:53.341 --> 43:55.451
... و با اون روح

43:55.502 --> 43:57.812
سکس مي‌کنن

43:57.862 --> 44:00.172
تو اونو مي‌خواي

44:00.222 --> 44:02.532
اونو مي‌خواي، مگه نه؟

44:02.582 --> 44:04.252
اونو مي‌خواي

45:13.868 --> 45:15.938
حالا بايد اينو بنوشي

45:15.988 --> 45:17.258
آب مقدسـه

45:17.308 --> 45:20.178
اون وامونده رو ازم دور کن

45:20.228 --> 45:21.538
بيا

45:21.589 --> 45:24.529
من يه خزانه‌ي ديگه رو برات باز کردم

45:36.630 --> 45:39.300
. . . بايد اسم اين نگارگري رو بذاري

45:41.110 --> 45:42.980
« کون لق همه‌شون »

45:46.031 --> 45:47.431
همين‌کارو مي‌کنم

45:50.471 --> 45:52.141
... اعضاي کليساي محل

45:53.911 --> 45:55.651
... پادشاه

45:57.551 --> 45:59.291
... پاسبون

46:18.553 --> 46:21.223
آره، مخصوصاً پاسبون

46:31.234 --> 46:35.034
مي‌خواي خارق‌العاده‌ترين داستان رو بشنوي؟

46:35.315 --> 46:36.515
بله

46:38.515 --> 46:40.025
... من يه مأمور پليس رو کشتم

46:40.075 --> 46:41.945
... با خونسردي

46:45.155 --> 46:47.555
با يه اسلحه -
واقعاً؟ -

46:49.956 --> 46:51.556
اون اين‌کارو کرد

47:48.160 --> 47:50.100
... بهتون ميگم

47:50.641 --> 47:53.231
... بهتون ميگم، به خدا يه لحظه

47:53.281 --> 47:55.871
يه لحظه پايين رو نگاه کردم

47:55.921 --> 47:58.031
روي سرش بودم

47:58.081 --> 48:00.751
و فکر مي‌کردم مي‌خواد آلتـمو بکـَّنه و

48:00.801 --> 48:02.911
از پنجره پرت کنه بيرون

48:02.962 --> 48:03.952
... اوه

48:04.002 --> 48:06.632
آبـمو کشيد، به خدا قسم

48:06.682 --> 48:09.552
تا قطره‌ي آخرش رو کشيد

48:10.882 --> 48:13.082
شب‌هاي بدتر از اينم داشتيم

48:14.603 --> 48:16.113
ساکتي، آرتور، هان؟

48:16.163 --> 48:17.393
آره، آره، آره
گه نخور

48:17.443 --> 48:18.873
شب تو چطور بود، برادر؟

48:18.923 --> 48:21.473
تمام دکمه‌هاتو پس گرفتي، هان؟ -
آره، بسيارخب. گُه نخور -

48:21.523 --> 48:23.753
آره، نظر خدا در اين مورد چيه، آرتور، هان؟

48:23.803 --> 48:25.943
گُه نخوريد، جفتـتون

48:28.924 --> 48:31.324
اون همه‌چي رو به ليندا ميگه

48:32.524 --> 48:33.834
تک‌تک اتفاقات رو

48:33.884 --> 48:36.284
آره، خب، خواهيم ديد

48:42.205 --> 48:45.245
وقتي بري، دلمـون برات تنگ ميشه، آرتور

48:48.005 --> 48:50.405
فقط اون ماشين وامونده رو برون

49:19.528 --> 49:23.638
سرباز وظيفه لتسو
گزارش مأموريت رو ميدم، استوار

49:23.688 --> 49:25.558
آزاد باش، سرباز وظيفه

49:28.408 --> 49:30.278
از ديدنـت خوشحالم

49:33.689 --> 49:35.239
... هفت‌نفر از جنگ باقي موندن

49:35.289 --> 49:37.079
از پنجاه‌نفر

49:37.129 --> 49:39.159
بايد براشون چاي بيارم؟

49:39.209 --> 49:40.559
آبجو براشون بيار، کرلي

49:40.609 --> 49:43.239
قبلاً جوري آبجو مي‌خوردن که
انگار بدون آبجو، زنده نمي‌مونن

49:43.290 --> 49:45.040
از اون آبجوهاي «بلک‌کانتري» بهشون بده

49:45.090 --> 49:47.880
توي يه بشکه ـست که ميخ‌کوبي شده

49:47.930 --> 49:50.200
قراره منو بي‌پول کنن

49:50.250 --> 49:53.640
هرچيزي که استفاده کنن، برش مي‌گردونن
اونا آدماي خوبي هستن

49:53.691 --> 49:55.561
جان، آرتور

49:55.611 --> 49:57.881
اين پسرها رو به ياد دارين؟

49:58.931 --> 50:03.121
خب، مگه ميشه «کلي‌کيکرهاي» «تيپتون» رو
به ياد نداشته باشم؟
تيپتون: شهرکي در شهر سندول ]
[ در ميدلند غربي انگلستان
کلي‌کيکرها: اعضاي جوخه‌ي مهندسي تونل‌کـني ]
[ در جنگ جهاني اول

50:03.171 --> 50:05.971
کلي‌کيکرها -
بيا اينجا ببينم -

50:12.292 --> 50:16.042
اين ويليام لتسوئه، از سپاه حزب کارگر
زاده‌ي آفريقاي جنوبي

50:16.092 --> 50:19.642
از معدن‌هاي الماس «بلوم‌فانتاين» فرستاده شده
«به «فلاندر
بلوم‌فانتياين: شهري در جنوب ]
[  جمهورى افريقاى جنوبي  مركز ايالت اورنج
فلاندر: نام ناحيه‌اى كه در قرون وسطي ]
كه بخشي از شمال باخترى فرانسه و جنوب
[ بلژيک امروزى را در بر مي‌گرفت

50:19.693 --> 50:22.363
بهترين نقب‌زني که تابحال ديدم

50:22.413 --> 50:24.683
پس سه‌تا سردابه زير اين خونه ـست

50:24.733 --> 50:26.803
انبار شراب، آشپزخونه، انبار فاضلاب

50:26.853 --> 50:29.923
يه تونل اينجا هست که از زير رود
...به سمت اتاق امـنِ

50:29.973 --> 50:32.243
زيرزميني خونه، رد ميشه

50:32.294 --> 50:34.964
حالا اينجا قبلاً خزانه‌داري کاخ بوده

50:35.014 --> 50:38.524
اين تونل مستقيماً از غرب رد ميشه و
توسط سه در آهني

50:38.574 --> 50:40.124
از خونه، مجزا ميشه

50:40.174 --> 50:42.124
با قفل‌هايي که نمي‌تونيم بازشون کنيم

50:42.174 --> 50:46.654
ما تونلي مي‌خوايم که از اينجا رد بشه
و مستقيماً به اتاق امن، راه پيدا کنه

51:27.298 --> 51:29.898
تپه‌ي پريمرز، 23. آيدا تورن

51:32.098 --> 51:33.728
آيدا؟

51:33.779 --> 51:35.979
مايکل هنوز اونجاست؟

51:39.219 --> 51:42.009
صحيح، بهش ميگي که من ماشين رو بردم؟

51:42.059 --> 51:44.529
اون مي‌تونه با قطار بياد

51:44.579 --> 51:48.579
سعي کن سردربياري که چرا اخيراً
انقدر کج‌خلق بوده

53:28.988 --> 53:32.498
نبايد توي وسائل شخصي بقيه
سرک کشيد

53:32.548 --> 53:34.218
اون پسر منـه

53:35.588 --> 53:38.258
اون گلوله براي من بود
هرگز فرصت شليک کردنـش، گيرم نيومد

53:38.309 --> 53:41.899
و مقررات کولي‌ها ميگه که بايد دست به دست
منتقل بشه

53:41.949 --> 53:43.739
قضيه در مورد مقررات نيست، پالي

53:43.789 --> 53:45.989
قضيه در مورد اينه که اون ازم درخواست کرد

53:47.269 --> 53:48.979
قضيه اينه که اون بهم گفت که

53:49.029 --> 53:51.229
چرا مي‌خواد انجامـش بده

53:51.510 --> 53:53.660
حالا، اگه بهت بگم

53:53.710 --> 53:56.380
[ ديگه نميشه کاري کرد [ تا فراموشـش کني

53:58.110 --> 54:00.250
بهتره که ندوني

54:04.231 --> 54:06.141
پس اين واسه موقعيـه که پيش اعضاي کليسا بود

54:06.191 --> 54:08.591
ندوني بهتره، پالي

54:19.712 --> 54:22.622
... اين واسه موقعيـه که پيش کشيش‌ها بود

54:22.672 --> 54:26.572
واسه موقعيـه که تحت سرپرستي پاپ‌هاي اعظم بود

54:27.113 --> 54:29.983
مايکل مي‌خواست تو ندوني

54:39.634 --> 54:42.944
... اون کشيش -
... اون کشيش -

54:42.994 --> 54:44.664
... اونجا بود

54:44.714 --> 54:46.984
... وقتي مايکل تحت سرپرستي کليسا بود

54:47.034 --> 54:49.504
و هنوزم داره راست‌راست، راه ميره

54:49.554 --> 54:50.824
تـُف

54:59.745 --> 55:00.745
تـُف

55:00.795 --> 55:02.265
... اون ازم درخواست کرد، پال

55:02.315 --> 55:04.115
و منم گفتم باشه

55:08.876 --> 55:10.746
و گفتم

55:10.796 --> 55:14.516
... يه گلوله بکّار توي مغز وامونده ـش »

55:16.877 --> 55:19.817
« به‌دستور پيکي‌بلايندرها

55:31.278 --> 55:32.518
نه

55:34.598 --> 55:36.198
پسرم نه

55:39.318 --> 55:41.428
و اگه آرتور اين‌کارو بکنه، اون نابود ميشه

55:41.479 --> 55:44.479
و بخشي از وجودش هميشه مرده باقي مي‌مونه

55:47.319 --> 55:48.509
... به خدا قسم

55:48.559 --> 55:49.949
اونجايي که اين اتفاق افتاد رو مي‌شناسم

55:49.999 --> 55:52.739
... اگه پسر من ماشه رو بکشه

55:53.600 --> 55:57.960
کل اين تشکيلات رو جلوي چشمات
نابود مي‌کنم

56:00.000 --> 56:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
