WEBVTT

00:01.000 --> 00:04.500
حالا، ديشب رو يادت مياد
وقتي که سراغ مامان رو گرفتي؟

00:08.390 --> 00:11.480
واقعاً هر شب لازم‌ـه
که پيگيري‌ها رو انجام بدن، آرتور؟

00:11.531 --> 00:13.641
من قراره بچه‌دار شم

00:13.691 --> 00:16.561
تو چه کاري با روس‌ها داري، تامي؟

00:16.612 --> 00:17.842
...من توي کارخونه‌ها بودم

00:17.892 --> 00:20.402
و ماشين‌هاي زرهي
...وضعيت خوبي داشتن

00:20.452 --> 00:22.682
دزدي از کارخونه
داري اين رو ميگي

00:22.732 --> 00:26.052
وقتي رفتي خونه حتماً
زير بالش پسرت رو چک کن

00:27.373 --> 00:29.373
ما مي‌تونيم به هر کسي دسترسي داشته باشيم

00:29.893 --> 00:31.123
هر جايي

00:31.173 --> 00:33.643
...اون کشيش داره اطلاعات سرقت رو

00:33.694 --> 00:35.924
به يکي از بيمه‌گذارهاي لويد
به اسم مانکلند خبر ميده

00:35.974 --> 00:38.684
چرا کشيش مي‌خواد اطلاعات رو
با دشمنان‌مون در ميون بذاره؟

00:38.734 --> 00:40.644
پيچيدگي‌ها، کار توئه

00:40.695 --> 00:42.835
...حالا اجازه‌ي

00:43.415 --> 00:45.495
کشتن اون کشيش رو برام بگير

01:01.998 --> 01:20.498
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:55.705 --> 01:57.895
مراقب باش، جان
دست چپ قوي‌اي داره

01:57.945 --> 02:00.015
آرتور، جان، فين

02:00.065 --> 02:01.535
بياين اينجا

02:02.005 --> 02:05.005
«جـــمـــعـــه‌ي قــبــل از عــيــد پــاک»

02:08.506 --> 02:10.576
خيلي‌خب، چي شده؟

02:15.587 --> 02:17.217
...توي اين نامه

02:17.267 --> 02:19.267
نوشته شده که پدر مُرده

02:26.669 --> 02:29.859
اون در شهر بوستون توي يه مي‌خونه
به اسم «ميکي‌فري» بوده

02:29.909 --> 02:31.899
دوتا مرد توي کوچه منتظر بودن

02:31.949 --> 02:33.819
دو بار بهش شليک مي‌کنن

02:35.750 --> 02:37.630
روزي رايس» کيه؟»

02:39.150 --> 02:40.620
حتماً يه جنده‌ي دوزاري

02:40.671 --> 02:43.621
اون زني‌ـه که دردسر اين رو
به جون خريده که برامون نامه بنويسه

02:43.671 --> 02:46.871
اون مي‌خواسته ما بدونيم
...که اون شب

02:47.431 --> 02:51.031
،وقتي که داشته مي‌مُرده
خواسته که ما ببخشيمش

02:53.352 --> 02:57.262
تنها چيزي که اون به ما ياد داد اين بود
که چطور يه گوزن رو بُکشيم و تيکه‌تيکه‌ش کنيم

02:57.313 --> 03:00.183
فين، جان، شما يادتون نمياد-
من يادمه-

03:00.233 --> 03:02.173
...کناک چيس» ، اون»
[ نام منطقه‌اي در شهر لندن ]

03:03.234 --> 03:05.904
توي يه مي‌خونه به اسم «گريفين» مي‌ايستاد

03:05.954 --> 03:08.664
مست مي‌کرد و آهنگ «سيلور دگر» رو صد بار مي‌خوند

03:08.714 --> 03:10.584
آره، يه آخر هفته

03:11.395 --> 03:13.795
يه آخر هفته
اون اين‌طوري بود

03:15.475 --> 03:17.815
اين گوزن براي اين‌ـه که به يادش باشيم

03:18.756 --> 03:19.946
مي‌خوريمش

03:19.996 --> 03:22.066
و بعد، اون رو فراموش مي‌کنيم

03:22.596 --> 03:25.066
نيازي نيست که اون رو ببخشيم، موافقين؟

03:29.277 --> 03:31.267
جان، من بايد اين رو بگم

03:31.317 --> 03:33.787
،اگه دوست داشته باشي
مي‌توني اسم اون رو بذاري روي بچه‌ي جديدت

03:33.838 --> 03:35.358
نه

03:36.478 --> 03:38.678
آرتور، حتي ازت درخواست هم نمي‌کنم

03:41.319 --> 03:43.509
پس اسم اون با خودش مي‌ميره

03:43.559 --> 03:47.659
براي مدت طولاني‌اي توي اين خونواده بوده
ولي الان ديگه از بين رفته

03:48.440 --> 03:50.840
خيلي‌خب، همين بود
کون لقش

03:52.920 --> 03:55.790
قبل از اين‌که غذا رو درست کنيم و بخوريمش
...يه کاري هست

03:55.841 --> 03:57.161
بچه‌ها

04:07.842 --> 04:09.552
خواستم اين موضوع رو
...اينجا مطرح کنم

04:09.602 --> 04:12.542
چون به خدمتکارهايي که
توي خونه هستن، اعتماد ندارم

04:14.843 --> 04:17.313
قراره يه سرقت انجام بشه

04:26.205 --> 04:27.595
...تمايل دارم که اعتراف کنم

04:27.645 --> 04:29.355
امروز، روز اعتراف کردن نيست

04:29.405 --> 04:31.275
فاميل‌ـم شلبي‌ـه

04:45.007 --> 04:47.597
من رو به خاطر گناهانم تقديس کن، پدر

04:47.647 --> 04:49.437
...امروز، روز مقدسي‌ـه

04:49.488 --> 04:51.238
ببين، من اومدم اينجا

04:51.288 --> 04:52.958
خودم رو مجبور کردم

04:53.648 --> 04:55.718
مشروب خوردي؟

04:56.048 --> 04:57.848
نمي‌تونستم بخوابم

04:59.529 --> 05:02.569
سعي کردم خودم رو به اندازه‌ي کافي
...مست کنم تا خوابم ببره، ولي

05:04.730 --> 05:08.520
اين مدت، شب‌ها بيدار مي‌مونم
...و با خودم فکر مي‌کنم

05:08.570 --> 05:11.310
از آخرين اعتراف‌ـت چقدر گذشته؟

05:13.411 --> 05:15.161
يادم نمياد

05:15.211 --> 05:17.241
خانم شلبي

05:17.291 --> 05:19.361
چيزي براي اعتراف کردن، داريد؟

05:19.412 --> 05:21.482
مي‌دوني، در واقع «گري» ـه

05:21.532 --> 05:23.972
اسم من «اليزابت گري» ـه

05:25.092 --> 05:28.092
فکر کردي از اول اسمم
پال» يا «پالي» بوده؟»

05:30.813 --> 05:32.953
«اين صدا بهم ميگه: «پال

05:34.654 --> 05:36.454
شما يه صدا مي‌شنوين؟

05:38.294 --> 05:40.644
آره، مثل «برنادت» که يه صدا مي‌شنيد
[ «اشاره به شخصيت کتابي به نام «بازپرداخت ]

05:40.694 --> 05:43.034
و اون صدا چي ميگه؟

05:44.375 --> 05:45.915
«ميگه: «قاتل

05:50.176 --> 05:52.176
اين رو به شما ميگه؟

05:53.816 --> 05:57.216
اين صدا توي سر من‌ـه
پس ديگه با کي مي‌تونه باشه؟

05:57.537 --> 06:01.007
و آيا شما يه قاتل هستيد؟

06:01.057 --> 06:03.997
...اگه از لحاظ قانوني صحبت مي‌کني، پس

06:06.858 --> 06:08.368
آره

06:08.418 --> 06:11.718
چند لحظه ديگه ميام بيرون، پيتر-
بله، پدر-

06:15.779 --> 06:17.329
...دارين ميگين که

06:17.379 --> 06:20.419
مي‌خواين به يه قتل اعتراف کنيد؟

06:21.460 --> 06:22.600
نه

06:24.060 --> 06:27.130
اعتراف من درباره‌ي اين‌ـه که
احساس پشيموني نمي‌کنم

06:27.181 --> 06:29.121
اون يه افسر پليس بود

06:30.021 --> 06:31.811
مرد بدي بود

06:31.861 --> 06:33.401
به من صدمه زد

06:36.662 --> 06:40.102
کارهايي رو کردم که مجبور بودم
تا پسرم مجبور نباشه اون کارها رو انجام بده

06:42.182 --> 06:45.252
مثل اين بود که کثافت‌هايي
که به پات چسبيده رو بزني کنار

06:45.303 --> 06:48.013
گرفتن جون يک انسان
يه گناه کبيره‌ست

06:48.063 --> 06:49.173
نه

06:49.223 --> 06:53.173
گرفتن ناعادلانه‌ي جون يک انسان
يه گناه کبيره‌‌ست

06:53.224 --> 06:55.094
خودت ببين، ببين کي‌ها
اين‌کار رو انجام دادن

06:55.144 --> 06:56.734
موسي، شمشون
[ پيامبران الهي ]

06:56.784 --> 06:58.374
لرد کيچنر
يک افسر عالي‌رتبه در ارتش انگلستان ]
[ که در جنگ‌جهاني اول، در چندين نبرد پيروز شد

06:58.425 --> 07:01.815
دارين ميگين که شما
يه افسر پليس رو کُشتيد؟

07:10.026 --> 07:11.626
...اوه، پدر

07:14.387 --> 07:16.817
حالا يه نفر ديگه هم هست
که بايد کُشته بشه

07:16.867 --> 07:20.537
اگه صدايي هست
...که ميگه اين آدم رو بُکشيد

07:20.588 --> 07:22.618
بايد ناديده‌اش بگيرين

07:22.668 --> 07:25.738
اين صدا بهم نميگه
...ازم درخواست مي‌کنه

07:25.788 --> 07:28.498
...ميگه: «پال

07:28.549 --> 07:31.579
آيا اين راه ارتکاب قتل، هنوز هم جواب ميده

07:31.629 --> 07:34.569
...اگه اين آدمي که قراره کُشته بشه

07:35.870 --> 07:38.140
«آدم مقدسي باشه؟

07:39.150 --> 07:41.020
اون يه روحاني‌ـه

07:41.070 --> 07:42.990
يه آدم باخداست

07:44.871 --> 07:46.941
چه‌جور آدم باخدايي؟

08:07.754 --> 08:09.264
اين منصفانه نيست

08:09.314 --> 08:12.824
اونا رفتن بيرون و مشروب مي‌خورن
و تيراندازي مي‌کنن، بعد ما اينجا نشستيم

08:12.874 --> 08:14.904
و به فحش‌هاي اين بي‌سروپاها گوش مي‌کنيم

08:14.955 --> 08:18.155
تف مي‌کنن روي زمين
بعد ما مجبوريم تميزش کنيم

08:19.355 --> 08:23.425
وقتي مردها اينجا نيستن، اونا مثل سگ‌هايي
ميشن که از ديوار بالا ميرن

08:23.476 --> 08:26.016
داشتم مي‌گفتم که اين منصفانه نيست

08:26.956 --> 08:29.696
...مردها مثل ارباب‌ها رفتن بيرون

08:29.837 --> 08:31.717
...ازمه، فقط

08:32.957 --> 08:34.707
باهاش کنار بيا

08:34.757 --> 08:37.387
من پنج ماهه باردارم

08:41.198 --> 08:44.188
رمز رو فراموش کردم

08:44.239 --> 08:46.069
24-8-22

08:46.119 --> 08:48.749
تو چطور رمز گاوصندوق رو مي‌دوني؟

08:48.799 --> 08:50.349
تامي توي خواب، حرف مي‌زنه

08:50.399 --> 08:52.069
خفه شو، ازمه

08:56.840 --> 08:59.240
اون رمز رو عوض کرده

09:01.161 --> 09:02.951
تو داري اشتباه واردش مي‌کني

09:03.001 --> 09:04.671
نه، اين‌طور نيست

09:06.282 --> 09:08.352
دست‌هات دارن مي‌لرزن

09:24.364 --> 09:28.074
و راستش، من با تامي مي‌خوابم، خب؟
هم الان و هم قبلاً

09:28.124 --> 09:30.714
چون خودش مي‌خواد، هم الان و هم قبلاً
وقتي که طالب ميشه

09:30.765 --> 09:33.845
فقط اين‌که ما نمي‌خوابيم؛ سخت‌ـه که وقتي
روي ميز خم شدي، خوابت ببره، مگه نه؟

09:35.965 --> 09:37.445
خوشحال شدي؟

09:41.606 --> 09:43.926
هيچ‌کدوم از اين‌ها منصفانه نيست

09:47.967 --> 09:51.157
کار دو ساعت‌ـه، دست‌هاتون
يه‌کم روغني ميشه، فقط همين

09:51.207 --> 09:53.437
تامي، واقعاً من بايد براي اين‌کار اينجا باشم؟

09:53.488 --> 09:56.278
همه‌چي رو با پالي در ميون گذاشتم، مايکل
مشکلي نداره

09:56.328 --> 09:57.438
...بهت نياز داريم که بدوني

09:57.488 --> 10:01.318
کدوم خري مي‌خواد 27تا
ماشين زرهي دزدي بخره؟

10:01.369 --> 10:04.599
يه مرد احمق-
و اين مرد احمق، چقدر پول ميده؟-

10:04.649 --> 10:06.159
150هزارتا

10:06.209 --> 10:09.319
نقدي، الماس و ياقوت کبود

10:09.370 --> 10:12.290
پس 20تاش به تو مي‌رسه، چارلي

10:13.410 --> 10:15.440
عيسايا، 5تاش براي تو

10:15.491 --> 10:18.841
بقيه‌ش هم ما به آمريکا مي‌بريم
تا توي يک دارايي قانوني، سرمايه‌گذاري‌ـش کنيم

10:18.891 --> 10:21.721
دارايي‌ها با درآمدهاي غيرقابل رديابي
خريداري ميشن

10:21.771 --> 10:24.361
و سودش دوباره سرمايه‌گذاري ميشه
تا مطمئن بشيم که مشکلي ندارن

10:24.412 --> 10:27.362
و بعد از اون، فرض مي‌کنم که
...کسب و کار قديمي

10:27.412 --> 10:31.162
،مثل اون گوزني که اونجا آويزون شده
کنار گذاشته ميشه، درسته تام؟

10:31.213 --> 10:33.763
خب، با يه همچين سودي
...ما توي موقعيتي قرار مي‌گيريم

10:33.813 --> 10:36.123
که بتونيم براي هميشه
کسب و کار غيرقانوني رو کنار بذاريم

10:36.173 --> 10:38.643
مي‌خونه‌ها رو نگه مي‌داريم
ديگه از کسي براي حمايت، پول نمي‌گيريم

10:38.694 --> 10:42.054
اسب‌ها فقط براي ورزش
و روزهاي مسابقه هم براي خوش‌گذروني

10:43.174 --> 10:46.124
من به مادر چارلز، يه قول دادم

10:46.175 --> 10:48.205
...منم يه قول دادم

10:48.255 --> 10:50.095
به ليندا

10:51.295 --> 10:52.845
مي‌دونم

10:52.896 --> 10:55.006
مي‌تونم توي چشم‌هات ببينم، پسر

10:55.056 --> 10:57.046
...يکي از دلايل انجام اين آخرين‌کار

10:57.096 --> 11:00.816
اين‌ـه که وقتي خواستي بکشي کنار
همه‌چي روبه‌راه باشه

11:01.897 --> 11:03.837
يه نگاه به خودت بکن، آرتور

11:04.657 --> 11:06.927
مردي که مي‌خواد
...يه زندگي سالم داشته باشه

11:06.977 --> 11:10.457
اينجا ايستاده و داره درباره‌ي بزرگ‌ترين سرقتي
که تا حالا انجام داديم، صحبت مي‌کنه

11:11.658 --> 11:14.408
بايد ازت تعريف کنم، تام
تو مرد باهوشي هستي

11:14.458 --> 11:16.728
هستي يا نه، چارلي؟

11:21.619 --> 11:23.569
کرلي؟

11:23.620 --> 11:25.970
نبايد گوزن‌ـه رو مي‌کُشتي، تامي-
خفه شو-

11:26.020 --> 11:28.170
بدشانسي مياره-
خفه شو-

11:28.220 --> 11:30.650
از کجا بدونيم که اين مرد احمق
...وقتي که کار رو انجام داديم

11:30.701 --> 11:32.651
الماس‌ها رو بهمون ميده؟-
نمي‌دونيم-

11:32.701 --> 11:35.041
ولي اون يه مسئله‌ي جداست

11:36.261 --> 11:37.731
...خيلي‌خب

11:37.782 --> 11:39.782
بياين يه‌ مقدار گوشت، کباب کنيم

11:45.863 --> 11:48.853
نمي‌تونن يه‌کم براي پول‌شون
صبر کنن، احمق‌هاي حرومزاده

11:48.903 --> 11:51.043
طوري نيست، منم

11:55.424 --> 11:57.494
آرتور گفت که امروز، زياد کسي نيست

11:57.544 --> 12:00.974
چون بيرون کار دارن-
در واقع، مشروب مي‌خورن-

12:01.025 --> 12:05.455
براتون ساندويچ و ليمونادي
که خودم درست کردم رو آوردم

12:05.505 --> 12:09.465
من چاي درست مي‌کنم و جاسيگاري‌ها رو خالي مي‌کنم
ولي نمي‌تونم کاري به پول و اين‌چيزها داشته باشم

12:10.786 --> 12:14.576
آرتور ميگه کاري که شما اينجا مي‌کنين
غيرقانوني‌ـه، ولي غيراخلاقي نيست

12:14.626 --> 12:17.256
بستگي داره که چه‌موقعي بياي اينجا، ليندا

12:17.307 --> 12:19.897
و بگذريم، فکر کردم که به شما
...حمايت روحي و فيزيکيِ

12:19.947 --> 12:22.657
خودم رو پيشنهاد کنم
براي مواقعي که نياز دارين

12:22.707 --> 12:25.377
ليندا، اگه مي‌خواي کمک‌ کرده باشي
...برو فروشگاه

12:25.428 --> 12:27.418
و بيست‌تا «سنيور سرويس» برام بگير
[ نام يک برند معروف سيگار ]

12:27.468 --> 12:30.698
ليزي پول‌ـش رو بهت ميده-
نه، نميدم-

12:30.749 --> 12:33.459
راستش من پول خودم رو خرج مي‌کنم، پالي

12:33.509 --> 12:36.299
و قبل از اين‌که شما خانم‌ها چيزي پيدا کنيد
...که من رو باهاش دست بندازيد

12:36.349 --> 12:38.859
يه پيغام براتون دارم-
خداي من، نه ليندا-

12:38.910 --> 12:40.700
خودم امروز به کليسا رفتم، تو مگه نرفتي؟

12:40.750 --> 12:42.580
يه پيغام از طرف خدا نيست، پالي

12:42.630 --> 12:44.460
از طرف «جسي ايدن» ـه

12:44.510 --> 12:45.980
جسي ايدن» کيه؟»

12:46.031 --> 12:48.741
اون رئيس گروه اتحاديه‌ي کارگري
توي کارخونه لوکاس در «اسپارک‌هيل» ‌ـه

12:48.791 --> 12:50.501
رئيس گروه اتحاديه‌ي کارگري؟

12:50.551 --> 12:53.021
اون تمام کارگرهاي زن بخش‌هاي
...تراشکاري و جوشکاري رو

12:53.071 --> 12:55.341
امروز براي يه اعتصاب، جمع کرده

12:55.392 --> 12:57.582
براي اعتراض به اين‌که مجبور شدن
...که توي روز مقدس، سرِ کار باشن

12:57.632 --> 13:00.182
براي شرايط بد
...براي کم‌بودن تعطيلي‌ها

13:00.232 --> 13:03.702
بهداشتي‌نبودن سرويس‌هاي بهداشتي
و دستمزد پايين کارگرهاي زن

13:03.753 --> 13:07.183
...ظاهراً تمام کارگرهاي زن اين شهر

13:07.233 --> 13:09.183
براي همدري، به اين اعتصاب ملحق شدن

13:09.234 --> 13:11.504
و سر ساعت 9 از محل‌کار ـشون
خارج ميشن

13:11.554 --> 13:14.104
و تا «بول رينگ» راهپيمايي مي‌کنن
[ نام منطقه‌اي در مرکز شهر بيرمنگام ]

13:14.154 --> 13:16.944
تمام کارگرهاي زن ستم‌ديده مي‌تونن برن

13:16.995 --> 13:19.265
اون حرومزاده‌ها دارن اونجا
...آهو شکار مي‌کنن

13:19.315 --> 13:21.385
و من که زن حامله‌ي پنج ماهه هستم
اينجا همين‌طوري نشستم

13:21.435 --> 13:24.345
فقط يه دستشويي براي همه‌ي ما هست-
باهام مشورت هم نشده-

13:24.396 --> 13:26.866
بايد خم شم روي يه ميز
منظورش اين‌ـه که تامي مجبورش مي‌کنه ]
[ که روي ميز خم شه و باهاش سکس کنه

13:26.916 --> 13:29.586
خانم‌ها، صادقانه معتقدم که اونايي که
توي روز «جمعه‌ي نيک» راهپيمايي مي‌کنن
جمعه‌ي قبل از عيد پاک: روزي است که در آن، مسيحيان مراسمي را به ياد ]
[ به صليب کشيده شدن مسيح در نقاط مختلف جهان برگزار مي‌کنند

13:29.636 --> 13:31.586
خدا رو کنار خودشون دارن

13:31.637 --> 13:35.137
ساعت 9 شده
درهاي لعنتي رو باز کنيد

13:37.277 --> 13:38.707
لعنت بهش

13:38.757 --> 13:41.027
امروز حس کار کردن ندارم

13:44.398 --> 13:48.358
بياين به «بول رينگ» بريم-
خدا رو شکر-

14:25.404 --> 14:27.144
همون مرد احمق‌ـه؟

14:28.084 --> 14:30.234
کاملاً نه

14:48.647 --> 14:50.557
عذر مي‌خوام که بي‌خبر اومدم

14:50.607 --> 14:52.277
چي مي‌خواي؟

14:52.327 --> 14:54.397
ما مدرک مي‌خوايم

14:54.447 --> 14:56.117
مدرک چي؟

14:57.448 --> 14:59.438
تو گفتي که کشيش، يه خائن‌ـه

14:59.488 --> 15:01.438
...مي‌خوايم بدونيم که تو چطور فهميدي

15:01.488 --> 15:03.488
مدرک، حرف من‌ـه

15:05.569 --> 15:08.079
اگه اون باشه، من نيستم
اون بايد بميره

15:08.129 --> 15:10.399
هميشه اين‌قدر خشن هستي؟

15:13.050 --> 15:14.960
من امروز يه گوزن کُشتم

15:15.010 --> 15:17.150
و کشتنش، باعث ناراحتي‌ـم شد

15:18.251 --> 15:20.241
ولي با احترام
باهاش رفتار کردم

15:20.291 --> 15:23.291
و گوشت اضافي‌ـش هم
به آدم‌هاي بي‌بضاعت داده ميشه

15:24.852 --> 15:28.692
اين‌که يه گلوله توي صورت اون کشيش بزنم
خيلي کمتر من رو ناراحت مي‌کنه

15:31.372 --> 15:34.172
وقتي يه دوشس نشسته باشه، نمي‌شيني؟

15:35.413 --> 15:38.713
به من گفته شده که تو هم
جزئي از معامله هستي، درسته؟

15:38.853 --> 15:43.523
راستش دادگاه سلطنتي در تفليس، خيلي موثر عمل مي‌کنه-
مي‌فهمم-
[ پايتخت کشور گرجستان ]

15:43.574 --> 15:45.444
و اين‌طوري کار مي‌کنه، درسته؟

15:45.494 --> 15:48.964
راهروها و اتاق‌هاي کوچيک زيادي، اونجا بود

15:49.015 --> 15:51.605
اتاق‌هاي زير شيرواني
هيچ قانوني اونجا نبود

15:51.655 --> 15:54.925
معاملات انجام مي‌شد، برادرها خواهرهاشون رو مي‌دادن
خاله‌ها دايي‌ها رو مي‌دادن

15:54.975 --> 15:57.715
پدرها، دخترها و خدمتکارهاشون رو مي‌دادن

15:59.216 --> 16:02.156
فکر خاله‌ام بود که تنها بيام اينجا

16:04.377 --> 16:06.517
اون مسئول اين قضيه‌ست

16:13.978 --> 16:16.978
وقتي قانوني نباشه
زن‌ها مسئوليت رو به عهده مي‌گيرن

16:17.899 --> 16:19.849
...اونا مي‌دونن قدرتي که دارن

16:19.899 --> 16:21.609
از طريق توافقات پنهاني
صورت مي‌گيره

16:21.659 --> 16:25.009
من قول داده‌ام که هر کاري
انجام بدم تا اين نقشه، عملي بشه

16:25.059 --> 16:28.059
خاله‌ام فرض کرده که شايد تو بخواي
من رو هم به عنوان بخشي از معامله، داشته باشي

16:30.020 --> 16:32.360
بهش ميگم که اشتباه مي‌کرده

16:35.861 --> 16:37.851
تامي، اين رو باور نمي‌کني، پسر

16:37.901 --> 16:40.651
تازه به «گريسون» زنگ زدم، خب
همين‌الان با بيلي صحبت کردم

16:40.702 --> 16:42.692
...اون گفت که پالي، ازمه و ليزي

16:42.742 --> 16:45.212
به يه اعتصاب رفتن

16:45.942 --> 16:47.332
اونا چي؟

16:47.382 --> 16:49.132
به يه اعتصاب رفتن

16:49.183 --> 16:50.773
نصف بيرمنگام بيرون هستن

16:50.823 --> 16:53.413
منظورم از نصف، زن‌هاست
همه‌شون بيرونن، تک‌تک‌شون

16:53.463 --> 16:55.663
کويکرها» اونا رو به اين‌کار وا داشتن»
[ نام جنبشي مذهبي در دين مسيحيت ]

16:56.384 --> 16:57.774
کي مراقب مغازه‌ست؟

16:57.824 --> 16:59.494
پالي قفل‌ـش کرده

16:59.544 --> 17:03.614
«مي‌دوني، «جمعه‌ي نيک
يکي از بهترين روزها براي دزدي‌ـه

17:03.665 --> 17:05.975
همه‌ي مردها مست هستن

17:06.025 --> 17:08.015
همه‌ي مسابقات پابرجا هستن

17:08.065 --> 17:11.825
مثل اين‌ـه که سيب رو
از پايين‌ترين شاخه بچيني، درسته جان؟

17:12.946 --> 17:14.256
آره

17:14.306 --> 17:16.846
پس کار شما خيلي آسون‌ـه

17:18.346 --> 17:19.736
ليندا هم با اوناست؟

17:19.787 --> 17:23.297
مي‌دوني، بيلي گفت که پالي
«پريده وسط «بول رينگ

17:23.347 --> 17:26.817
عقلش رو از دست داده
داره يه انقلاب رو شروع مي‌کنه

17:26.868 --> 17:28.258
بالاي سقف خونه‌ها داد مي‌زنه

17:28.308 --> 17:30.248
ليندا همراه اوناست؟

17:30.988 --> 17:32.258
آره

17:33.709 --> 17:35.419
پس فکر ليندا بوده

17:35.469 --> 17:37.539
ليندا زن باهوشي‌ـه

17:44.230 --> 17:45.630
...جان

17:46.910 --> 17:48.980
يه «بنتلي» جلوي ورودي، پارک شده
ماشين‌هاي بنتلي که توسط شرکت موتوري بنتلي ]
[ طراحي و توليد مي‌شوند

17:49.031 --> 17:51.301
ازت مي‌خوام که بري بيرون
و يه ميخ بزني توي تايرش

17:51.351 --> 17:54.101
امروز «جمعه‌ي نيک»ـه
پس هيچ تعميرگاهي باز نيست

17:54.151 --> 17:55.821
و خانم مجبوره که شب رو اينجا بمونه

17:55.871 --> 17:58.421
بعد از تو و همه‌ي بچه‌ها مي‌خوام
که برگردين خونه‌هاتون

17:58.472 --> 18:01.742
تو چارلي رو ببر
و شب بذارش پيش آرتور و ليندا

18:01.792 --> 18:04.062
مي‌تونن براي بچه‌داري، تمرين کنن

18:06.113 --> 18:08.383
ازم مي‌خواي که يه ميخ... ؟-
آره-

18:08.433 --> 18:10.023
شنيدي چي گفتم-
آره، شنيدم-

18:10.073 --> 18:11.383
خيلي‌خب

18:11.434 --> 18:13.234
از ديدنت خوشحال شدم

18:17.234 --> 18:19.944
چرا حتماً بايد يه ميخ توي تاير بزني؟

18:19.995 --> 18:23.875
مي‌خوام هيچ‌کدوم از ما
نظرـمون عوض نشه

18:47.038 --> 18:48.978
ما زود برگشتيم

18:53.679 --> 18:56.229
پالي حساب‌هاي ديروز رو تمام نکرده بود

18:56.279 --> 19:00.709
پس پيش خودت گفتي که
مي‌توني يه مقدار پول برداري

19:00.760 --> 19:03.230
پيش خودم گفتم که حساب‌ها رو کامل کنم

19:11.601 --> 19:14.431
ازمه، قبلاً بهت گفتم
تا وقتي بچه به دنيا بياد، کوکائين مصرف نکن

19:14.482 --> 19:17.432
...ضرري نداره، با گذشت زمان

19:17.482 --> 19:19.552
تاثيرش از بين ميره

19:21.163 --> 19:22.563
...گوش کن

19:24.323 --> 19:26.793
مي‌دونم که دلت
براي مسافرت رفتن تنگ شده

19:27.244 --> 19:29.514
ولي همه‌چي درست ميشه

19:29.564 --> 19:32.104
مثل اين‌ـه که يه مرغ
توي قفس باشه

19:35.525 --> 19:38.125
اون خونه توي «ليچفيلد» رو يادت مياد؟

19:39.365 --> 19:41.635
آره؟ هموني که پاسبان‌ها
قبلاً تو رو ازش مي‌انداختن بيرون؟

19:41.685 --> 19:43.755
مي‌انداختن توي جوي‌آب

19:44.846 --> 19:47.586
من مي‌خوام اون خونه‌ي لعنتي رو بخرم

19:48.206 --> 19:50.676
به اندازه‌ي خونه‌ي تامي، بزرگ‌ـه
با زمين‌هاي بيشتر

19:51.447 --> 19:53.587
...اگه احساس تنهايي کردي

19:53.807 --> 19:55.947
...يه کالسکه مي‌گيريم

19:56.487 --> 19:58.887
و بيرون کنار جوي‌آب
وقت مي‌گذرونيم

19:59.448 --> 20:00.648
چطور؟

20:05.089 --> 20:07.559
همه‌چي قراره تغيير کنه، ازمه

20:13.050 --> 20:14.920
اين اتاق‌خواب تو نيست

20:14.970 --> 20:18.240
اينجا جايي نيست
که با همسرت مي‌خوابيدي

20:18.290 --> 20:20.320
تو اسب‌سواري مي‌کني؟

20:20.371 --> 20:21.721
نه

20:21.771 --> 20:24.041
براي اين‌کار بايد توي يه مکان عمومي
...پاهام رو باز کنم

20:24.091 --> 20:25.881
و اجازه‌ي اين‌کار رو ندارم

20:25.931 --> 20:27.721
ويسکي مي‌نوشي؟

20:27.772 --> 20:28.912
نه

20:29.892 --> 20:31.562
مزه‌ي مردها رو ميده

20:31.612 --> 20:33.282
شراب رو ترجيح ميدم

20:34.612 --> 20:35.922
ماشين چي؟

20:35.973 --> 20:37.113
نه

20:38.133 --> 20:40.563
پس الماس، تنها چيزي‌ـه که دوست داري، آره؟

20:40.613 --> 20:42.083
ياقوت کبود

20:43.854 --> 20:45.994
اونا فقط يه ارز رايج هستن

20:46.894 --> 20:50.294
خب، مي‌دوني اگه من بودم
...که همه‌ي اون جواهرات رو داشتم

20:52.695 --> 20:55.435
...فکر کنم فقط مي‌نشستم پيش‌شون

20:56.215 --> 20:58.085
...نگاه‌شون مي‌کردم

20:58.696 --> 20:59.926
لمس‌شون مي‌کردم

20:59.976 --> 21:01.886
ايزابلا بعضي وقت‌ها اين‌کار رو مي‌کنه

21:01.936 --> 21:03.606
آخر شب‌ها

21:05.176 --> 21:08.486
قسم مي‌خورم که اون، يکي از بزرگ‌ترين ياقوت‌هاي کبود رو
مي‌ذاره توي خودش، فقط به خاطر اين‌که لذت ببره

21:08.537 --> 21:12.637
و از پله‌ها ميره بالا تا صبحونه بخوره
در حالي که اون هنوز اونجاش‌ـه

21:14.378 --> 21:16.488
و کل روز همون‌جا مي‌مونه؟-
اوهوم-

21:16.538 --> 21:18.328
واو

21:18.378 --> 21:20.618
نقطه ضعف تو چيه؟

21:22.659 --> 21:26.459
صحبت کردن با دوشس‌هايي
...که ياقوت کبود توي خودشون گذاشتن

21:27.699 --> 21:30.369
فکر کنم همين‌الان هم
نقطه ضعف تو رو مي‌دونم

21:34.220 --> 21:36.690
من هر وقت که بخوام
مي‌تونم با يکي سکس کنم، عزيزم

21:36.741 --> 21:37.941
آره

21:39.261 --> 21:41.201
ولي من يه دوشس هستم

21:42.341 --> 21:44.451
و ميام زير تو، مثل يه اسب

21:44.502 --> 21:46.862
مثل يه تلگراف هستم

21:48.222 --> 21:51.822
تلگراف؟
فکر نکنم انگليسي‌ـت خيلي خوب باشه

21:52.263 --> 21:55.823
،يا شايد تو بايد با دقت بيشتري
به اون‌چيزي که ميگم، گوش کني

21:59.184 --> 22:01.924
يه پيغام برات دارم، آقاي شلبي

22:02.984 --> 22:04.414
به عنوان يه دوشس

22:04.464 --> 22:07.864
مي‌تونم بهت نشون بدم که
براي مردي مثل تو، چي امکان‌پذيره

22:09.065 --> 22:12.575
يه مردي توي يه همچين خونه‌اي

22:12.625 --> 22:14.455
...همين‌الان، اينجا قايم شدي

22:14.506 --> 22:17.706
مثل يه پسر بچه
که از طريق پنجره اومده داخل

22:18.346 --> 22:21.146
چرا براي اين‌کار
اومديم توي يه اتاق‌خواب؟

22:22.587 --> 22:24.457
اون هم توي خونه‌ي خودت

22:32.068 --> 22:34.978
اين اسلحه‌ي لعنتي، پُرـه

22:35.028 --> 22:36.218
مي‌تونيم کنار آتيش، سکس کنيم

22:36.268 --> 22:38.898
در حالي که خدمتکارها وايسادن
و نگاه‌مون مي‌کنن

22:38.949 --> 22:40.699
چي‌کار مي‌تونن بکنن؟-
بدش به من-

22:40.749 --> 22:43.099
هيچي، هيچ قانوني براي تو وجود نداره

22:43.149 --> 22:45.019
اسلحه‌ي لعنتي رو بده به من

22:45.070 --> 22:47.580
تو اينجا خدمتکارهايي داري
مي‌توني يه خدمتکار رو بياري توي اتاق

22:47.630 --> 22:49.540
من در اين‌باره چي‌‌کار مي‌تونم بکنم؟
هيچي

22:49.590 --> 22:53.060
اون اسلحه‌ي لعنتي رو بده به من، همين‌الان-
تو قدرت داري-

22:53.111 --> 22:55.861
همه همون‌کاري که تو ميگي رو انجام ميدن

22:55.911 --> 22:58.261
برادرهات، سربازهات

22:58.311 --> 23:01.301
...هيچکس نمي‌تونه جلوي تو رو بگيره-
اسلحه‌ي لعنتي رو سمت من نگير-

23:01.352 --> 23:03.502
من مي‌تونم يه هنرپيشه باشم

23:03.552 --> 23:05.752
مي‌خواي نقش کي رو بازي کنم؟

23:05.992 --> 23:08.822
همسر مُرده‌ات؟-
ديگه کافيه، اسلحه‌ي کوفتي رو بده به من-

23:08.873 --> 23:11.583
،اگه از چيزي خوشت نياد
ميگي ديگه بسه و اون هم متوقف ميشه

23:12.833 --> 23:14.223
ولي از اين مي‌ترسي

23:14.274 --> 23:17.554
تو قانون رو مي‌شکني
ولي از قوانين پيروي مي‌کني، چرا؟

23:18.554 --> 23:21.344
مي‌دونستي اون ديوونگي، تو رو رها مي‌کنه؟

23:21.394 --> 23:24.394
در غير اين‌صورت، ما فقط رعيت‌هايي هستيم
که از قانون پيروي مي‌کنيم

23:25.675 --> 23:29.475
يه ديوونگي هم توي سر تو هست
مي‌تونم ببينمش

23:30.196 --> 23:32.796
بذار يه دوشس يه چيزي رو بهت نشون بده

23:47.118 --> 23:49.228
خشاب رو خالي کردم
به‌جز يه گلوله

23:49.278 --> 23:50.668
نه

23:50.718 --> 23:53.588
اين يه بازي‌ـه که ما قبلاً انجام مي‌داديم-
نه-

23:53.639 --> 23:55.069
نگاه کن

23:55.119 --> 23:56.229
...اين‌‌کار رو نکن

23:56.279 --> 23:57.269
...نه

23:57.319 --> 23:58.469
به من نگاه کن

23:58.519 --> 24:00.149
اين‌کار رو نکن

24:00.200 --> 24:01.310
نه

24:01.360 --> 24:03.630
اون لعنتي رو بده به من

24:05.240 --> 24:07.590
زندگي رو برات مياره
نمي‌خواي امتحانش کني؟

24:07.641 --> 24:09.031
نه، نمي‌خوام امتحانش کنم

24:09.081 --> 24:12.311
...و نمي‌خوام که يه روس ديوونه‌ي لعنتي مثل تو

24:12.361 --> 24:14.031
توي خونه‌ي کوفتي من باشه

24:14.081 --> 24:16.031
،من هر دفعه به خواست خداوند
نجات پيدا کردم

24:16.082 --> 24:17.752
برگرد توي اون تخت لعنتي
همين‌الان

24:17.802 --> 24:19.192
قبلاً يه خدمتکار صدا زدم

24:33.724 --> 24:35.034
مي‌بيني؟

24:35.084 --> 24:36.824
تو ترسيدي

24:39.365 --> 24:42.565
مثل پسري که
از طريق پنجره اومده داخل

24:43.165 --> 24:46.865
بايد بهت آموزش بدم که
چطور چنين خونه‌هايي رو اداره کني

24:47.846 --> 24:49.436
آره! بيا پايين

24:49.486 --> 24:50.876
يه مشروب برامون بريز

24:50.926 --> 24:52.996
مري، لطفاً برگرد به تخت خواب

24:53.047 --> 24:55.917
لطفاً برگرد به تخت خواب
اين زن، مست ـه

24:55.967 --> 24:58.397
اشکالي نداره، قربان. ويسکي بريزم؟ -
بله -
نه -

24:58.447 --> 25:00.397
. . . اون ويسکي مي‌نوشه

25:00.448 --> 25:03.318
اون ويسکي مي‌نوشه
!من هم شراب

25:03.368 --> 25:05.638
مري، برگرد به تخت خواب -
اونجا. در خونه‌اي قديمي مثل اين -

25:05.688 --> 25:07.638
خدمتکارها گوش‌به‌زنگ ـن -
دست از وراجي بردار -

25:07.688 --> 25:09.038
مري، برگرد به تخت خواب
کاري که گفتم رو انجام بده

25:09.089 --> 25:10.519
اگر بعد از نيمه‌شب، خدمتکاري فراخونده بشه

25:10.569 --> 25:13.719
... خدمتکاري که مياد، کسي ـه که عاشق ارباب ـه

25:13.769 --> 25:16.039
!اينجا روسيه‌ي وامونده نيست

25:33.212 --> 25:35.552
من از نقطه‌ضعف ـت خبر دارم، تامي

25:37.972 --> 25:39.572
نقظه‌ضعف تو، رهايي ـه

25:41.733 --> 25:43.133
جنون

25:44.173 --> 25:45.573
قتل

25:50.654 --> 25:52.654
. . . من اولين کسي هستم که

25:53.855 --> 25:55.925
تو رو درک مي‌کنم

26:41.901 --> 26:43.841
من عطر اونو پيدا کرده بودم

26:45.421 --> 26:46.891
بزنـش

26:51.382 --> 26:54.532
چه مدرکي داري که کشيش، جاسوس ـه؟

26:54.583 --> 26:57.823
بهت که گفتم، بهت قول ميدم

27:15.505 --> 27:17.185
پس بکشـش

27:19.826 --> 27:23.186
از حالا به بعد، بايد هرکاري که دلـت مي‌خواد رو انجام بدي

27:52.310 --> 27:55.060
امروز صبح براي صبحانه، دو نفرمون هستيم، مري

27:55.111 --> 27:57.501
اون رفته کنار رودخانه، قدم بزنه

27:57.551 --> 27:59.491
خانم رفتن، قربان

28:00.311 --> 28:02.381
رفت؟ به کجا؟

28:02.432 --> 28:04.302
ايشون ماشين شما رو بردن

28:05.032 --> 28:06.142
!چي کار کرده؟

28:06.192 --> 28:08.062
بدجوري عجله داشتن

28:08.112 --> 28:09.902
گفتن، از شما اجازه گرفتن

28:09.953 --> 28:13.943
به ديويد گفتن که بره به گاراژ
و يه تاير جديد براي «بنتلي» بياره

28:13.993 --> 28:16.333
ايشون گفتن که مي‌تونيد ازش استفاده کنيد

28:16.833 --> 28:18.663
و به چه دليل به حرف اون گوش کردي، هان؟

28:18.714 --> 28:20.914
به خاطر طريقه‌ي گفتنـشون، قربان

28:55.679 --> 28:57.189
چطور بود، تام؟

28:57.239 --> 28:58.979
پرحرف، آره

28:59.799 --> 29:02.799
من داشتم کار مي‌کردم، خيلي‌خب؟ -
آره -

29:04.800 --> 29:07.110
به خاطر حرفي که موقعي که عقل ـش سر جاش نبود، زد

29:07.160 --> 29:09.550
من کاملاً مطمئنم که خزانه
در زير خونه ـست

29:09.600 --> 29:10.670
شما چي دارين؟

29:10.721 --> 29:14.601
آيدامون اينو با استفاده از مجوز بورسيه ـش
از کتابخونه‌ي بريتانيا گرفت

29:16.561 --> 29:18.751
اون در مورد خاله‌ش صحبت کرد که از پله‌ها مياد بالا

29:18.802 --> 29:21.112
تا صبح براش صبحانه بياره
که يعني

29:21.162 --> 29:23.072
بايد يه جايي توي اون ساختمون باشه

29:23.122 --> 29:25.312
انبار شراب
شبکه‌ي فاضلاب

29:25.363 --> 29:27.073
سرداب آشپزخونه

29:27.123 --> 29:30.273
و يه تونل در زير رودخونه -
اونا به هيچکس توي اين کشور، اعتماد ندارن -

29:30.323 --> 29:33.993
بنابراين، حدس من اينه که اونا، يکي از سرداب‌ها رو
تبديل کردن به يه اتاق امن

29:34.044 --> 29:36.834
کسي رو پيدا کردي، آرتور؟ -
ماس اينو بهم داد -

29:36.884 --> 29:39.234
استفن ردچوسکي

29:39.284 --> 29:42.354
اون يه بچه‌ي اهل گريت ـه، توي چلتنهم زندگي مي‌کنه
پدرش روسي ـه

29:42.405 --> 29:45.555
اون روياي داشتن يه ميخونه رو داره
ولي سابقه‌داره

29:45.605 --> 29:49.035
ورود غيرقانوني. و روسي صحبت مي‌کنه؟ -
آره -
دخول از راه شكستن در و غيره يا باز كردن قفل ]
[ يا چفت به منظور ارتكاب جرم

29:49.086 --> 29:52.196
آبدارچي ـشون در يه ميخونه
به نام «ميسون آرمز» ، مشروب مي‌خوره

29:52.246 --> 29:54.836
بريد سراغـش، بهش بگيد ما کي هستيم
يه مقدار پول بهش پيشنهاد کنيد

29:54.886 --> 29:56.796
اگه اون يه کار توي اون خونه
. . . به اون بچه بده

29:56.847 --> 29:58.317
!صبرکن

29:58.367 --> 30:02.317
با پسره صحبت کنين، يکي از ميخونه‌هايي که
از دست ايتاليايي‌ها درآورديم رو بهش پيشنهاد کنيد

30:02.367 --> 30:05.597
اگه چهار هفته توي اون خونه کار کنه
حواس ـشو جمع نگه داره

30:05.648 --> 30:07.518
باشه؟
بيا

30:09.848 --> 30:13.118
کميته‌ي اجرايـيِ اتحاديه‌ي دلالان شرط‌بندي
و اتحاديه‌ي متحدين

30:13.169 --> 30:15.239
الان شما رو مي‌بينن، قربان

30:27.131 --> 30:30.481
شنيدم پشت يه واگن
داشتي سخنراني مي‌کردي، پال

30:32.171 --> 30:34.521
. . . کوچکترين چيزي يادم نيست

30:34.572 --> 30:36.882
خب، ماس بهم ميگه تو داشتي تهديد مي‌کردي

30:36.932 --> 30:38.442
که ساختمان شهرداري رو به آتش مي‌کشي

30:38.492 --> 30:41.092
اوه، تامي، داشتيم شوخي مي‌کرديم

30:41.933 --> 30:43.603
درواقع، جمعيت اطراف من

30:43.653 --> 30:46.243
بيشتر از جمعيت اطراف جسي ايدن بود

30:46.293 --> 30:47.643
جسي ايدن کيه؟

30:47.693 --> 30:49.043
اون خيلي دلنازک ـه

30:49.094 --> 30:51.204
تو قرار نيست با صحبت کردن در مورد
دستشويي‌هاي مجزا

30:51.254 --> 30:53.844
براي زن‌ها، نظام ‌سرمايه‌داري رو نقض کني

30:53.894 --> 30:55.364
جسي ايدن کيه؟

30:55.414 --> 30:56.644
بهترين دوست جديد ماست

30:56.695 --> 30:58.685
رئيس گروه اتحاديه‌ي کارگري در کارخونه‌ي لوکاس

30:58.735 --> 31:01.125
يه رئيس گروهِ زن، ازش شنيدم

31:01.175 --> 31:05.075
يه برگه اينجا هست اگه بخواي بهش نگاه کني، تامي

31:07.296 --> 31:11.406
پس، يه دستشويي مجزا . . . همين؟
اين چيزيه که مي‌خواين؟

31:11.457 --> 31:12.887
من نمي‌دونم شما چي مي‌خواين

31:12.937 --> 31:16.047
بايد اول بهم بگيد چي مي‌خواين
و بعدش من متوجه ميشم

31:16.097 --> 31:19.847
راستـش، ما مي‌خوايم در مورد اون سرقتي که
داري برنامه ـشو مي‌ريزي، بدونيم

31:19.898 --> 31:21.488
سرقت از کارخونه نه

31:21.538 --> 31:22.848
اون‌يکي سرقت

31:22.898 --> 31:25.368
هموني که در موردش به زن‌ها چيزي نمي‌گي

31:25.418 --> 31:27.088
جان دهن گشادي داره

31:27.139 --> 31:30.209
نه . . . آرتور دهن گشادي داره

31:30.259 --> 31:31.689
آرتور به ليندا گفت

31:31.739 --> 31:33.409
ليندا هم به من گفت

31:34.940 --> 31:36.690
پالي؟ -
برگه رو بخون، تامي -

31:36.740 --> 31:39.290
خانم‌ها، چطوره که من به‌طور محرمانه
با تامي صحبت کنم

31:39.340 --> 31:41.770
بعدش به‌طور صادقانه شما رو در جريان بذارم

31:41.821 --> 31:43.531
قرار نيست فقط وجه پرداختي رو

31:43.581 --> 31:45.131
از روس‌ها بگيري، مگه نه، تامي؟

31:45.181 --> 31:47.571
نمي‌خواي که ترتيب ـشونو بدي، درسته؟ -
!ازمه -

31:47.621 --> 31:49.531
پس، بعدش چي ميشه؟

31:49.582 --> 31:51.412
وقتي که بيان سراغ ما؟

31:51.462 --> 31:53.012
وقتي که من نزديک وضع حمل ـم ميشه؟

31:53.062 --> 31:54.212
برو بيرون

31:54.262 --> 31:57.062
برگرد سر کارـت -
ازمه، يالا -

31:58.943 --> 32:02.293
ما رو در جريان مي‌ذاري، مگه نه، آبجي؟ -
آره -

32:06.744 --> 32:08.484
!وامونده

32:12.065 --> 32:14.175
پس آرتور همه‌چي رو به ليندا گفت، هان؟

32:14.225 --> 32:18.695
. . . ليندا روح آرتور رو دزديده و بُرده به يه جاي بهتر
. . . به حومه‌هاي شهر

32:18.745 --> 32:21.545
جايي‌که مردها با همسرانشون صادق ـن

32:22.586 --> 32:24.656
. . . ما مي‌تونيم به ليزي اعتماد کنيم

32:25.386 --> 32:27.136
آره، ولي من نمي‌تونم به ازمه اعتماد کنم

32:27.187 --> 32:30.017
نمي‌تونم به روس‌هاي وامونده يا به ارتش
نسبت به دادن پول ـم، اعتماد کنم

32:30.067 --> 32:32.857
و نمي‌تونم به برادر وامونده‌ي خودم اعتماد کنم
که دهن ـشو بسته نگه داره

32:32.907 --> 32:35.787
ديشب پيشرفتي داشتي؟

32:38.868 --> 32:40.148
آره

32:42.108 --> 32:45.748
جان گفت دختره شبيه ادنا پرواينس از اون عکسه ـست

32:46.869 --> 32:48.409
مراقب باش

32:50.870 --> 32:53.740
اون منبع اطلاعات خيلي خوبي در باب موقعيت

32:53.790 --> 32:55.300
کالاست -
. . . بفرما -

32:55.350 --> 32:58.710
مي‌دوني، يه فقدان فرمانبرداري همگاني
توي اين شرکت وامونده وجود داره

33:00.431 --> 33:02.431
اون، شب رو موند

33:03.591 --> 33:05.461
دارم کار مي‌کنم، پال

33:05.512 --> 33:08.612
دارم کار مي‌کنم . . . براي صلاح اين شرکت

33:10.032 --> 33:11.772
داري عزاداري مي‌کني

33:12.673 --> 33:14.983
و زماني‌که عزاداري کني
تصميمات بدي مي‌گيري

33:15.033 --> 33:16.383
مي‌دونم

33:16.433 --> 33:18.183
خودم توي اين موقعيت بوده ـم

33:18.233 --> 33:20.343
ببين، ديگه مرزي وجود نداره

33:20.394 --> 33:22.944
سياستي وجود نداره
اونا مي‌تونن ما رو بکشن

33:22.994 --> 33:25.224
خيلي‌خب؟ شوخي بردار نيست

33:25.274 --> 33:28.274
در مورد اون کشيش، به آرتور گفتي؟ -
فقط به تو گفتم -

33:30.235 --> 33:32.305
ممنون به خاطر بار مسئوليت

33:43.077 --> 33:45.787
درست بود که پشت تلفن، صحبت نکردي

33:45.837 --> 33:47.637
چي گفت؟

33:49.797 --> 33:53.497
گفت قراره يه قتل صورت بگيره
يه مرد باخدا

33:54.438 --> 33:57.238
و اون جزء شلبي‌ها بود، درسته؟

34:26.602 --> 34:29.592
گمون کنم حرفي در مورد ديروز داشته باشي

34:29.643 --> 34:31.313
نه

34:31.363 --> 34:33.833
قضيه يه چيز ديگه ـست، راستـش

34:37.084 --> 34:40.284
فکر مي‌کنم آرتور در مورد يه سري کارها
که داريم برنامه ـشو مي‌ريزيم، بهت گفته، ليندا

34:41.564 --> 34:43.714
اوه، هميشه کسب و کار وجود داره، توماس

34:43.765 --> 34:46.315
و آرتور معتقده، وقتي اين کسب و کار تموم بشه

34:46.365 --> 34:48.235
کلاً ديگه تمومه

34:48.885 --> 34:51.485
آرتور به تو باور داره
ولي من ندارم

34:53.366 --> 34:56.916
ليندا، افرادي که ما رو استخدام کردن که از اون
کارخونه سرقت کنيم

34:56.966 --> 34:58.916
. . . افراد خيلي بدي هستن

34:58.967 --> 35:01.357
اونطوري که قول دادن، پول ـمون رو پرداخت نمي‌کنن

35:01.407 --> 35:04.237
پس، شـبِ سرقت
چيزي که براي ماست رو از خزانه ـشون

35:04.287 --> 35:07.477
برمي‌داريم -
و يه ذره بيشتر براي شگون؟ -

35:07.528 --> 35:11.198
اگه داري ميگي که قراره جلوي آرتور رو بگيري
من بايد بدونم

35:11.248 --> 35:13.518
اون تصميم با آرتورـه

35:13.568 --> 35:17.038
و برنامه ـت هنوز اينه که اونو اصلاح کني، نه؟

35:17.089 --> 35:20.389
!به درجه‌ي رستگاري محض -
اوهوم -

35:21.570 --> 35:24.560
خب، آرتور از اين کار
سي‌هزار پوند گيرـش مياد

35:24.610 --> 35:27.440
ما يه معامله‌اي کرديم
. . . و پس از اون

35:27.490 --> 35:30.490
تو و آرتور مي‌تونيد زندگي جديدتون رو آغاز کنيد

35:35.411 --> 35:37.371
گفتي سي‌هزار پوند؟

35:38.292 --> 35:41.762
آرتور گفت جمع درآمد برآورد شده
صدوپنجاه‌هزار پونده

35:41.812 --> 35:44.242
برآورد شده ـش، آره -
يک‌سوم صدوپنجاه، ميشه پنجاه -

35:44.293 --> 35:46.523
چطور؟ -
براي سه‌تا برادر. فين هنوز مرد نشده -

35:46.573 --> 35:48.843
هزينه‌هايي وجود داره -
تو گفتي بيست‌وپنج‌هزار تا -

35:48.893 --> 35:52.203
از ديشب، هزينه‌ها افزايش پيدا کردن
مجبوريم يه چاله حفر کنيم

35:52.254 --> 35:55.764
آرتور با برنامه‌اي که بيست‌وپنج‌هزارتا توش هست
موافقت کرد

35:55.814 --> 35:58.284
بيست‌وپنج از صدوپنجاه، ميشه صدوبيست‌وپنج

35:58.334 --> 36:00.044
. . . يک‌سوم ـش ميشه

36:00.095 --> 36:01.735
چهل‌ويک‌هزار پوند

36:04.775 --> 36:06.645
شکر مي‌خواي؟

36:06.696 --> 36:08.376
آره

36:13.616 --> 36:15.086
ممنون

36:23.458 --> 36:26.368
خب، اينطور که مي‌بينم
روي همه ـش فکر کردي

36:26.418 --> 36:27.888
فقط توي ذهن ـم

36:27.938 --> 36:30.208
يادداشت نکردمـش

36:30.979 --> 36:33.939
. . . ليندا، داري ميگي

36:35.539 --> 36:37.929
. . . اگه چهل‌ويک‌هزار پوند باشه

36:37.980 --> 36:41.660
قبلاً بهت گفتم
تصميمـش با آرتورـه

36:42.740 --> 36:45.780
ولي تصور نمي‌کنم اون کمتر از
چهل‌ويک‌هزار پوند رو قبول کنه

36:48.741 --> 36:50.741
ميشه سيگار دود کنم؟ -
نه -

36:57.742 --> 37:02.612
خب، به گمونم برنامه‌هايي براي
چهل‌ويک‌هزار پوندتون داري؟

37:02.663 --> 37:04.533
بله

37:04.583 --> 37:05.933
کاليفرنيا

37:05.983 --> 37:07.573
براي سلامـتِ بچه

37:07.624 --> 37:09.094
از دود و دم، فاصله داشته باشه

37:09.144 --> 37:12.214
مي‌خوايم يه فروشگاه براي يه سازمان خيريه‌ي هندي رو
اداره کنيم

37:12.264 --> 37:15.864
آمريکايي‌ها از کويکرها دعوت کردن تا
کار پسنديده‌اي با بومي‌ها انجام بدن

37:16.865 --> 37:20.565
از قبل، اسنادمون رو فرستاديم و مورد قبول قرار گرفتيم

37:21.385 --> 37:24.215
. . . آرتور شلبي به عنوان يه مبلغ مذهبي

37:24.266 --> 37:26.936
نه، آرتور فروشگاه رو اداره مي‌کنه

37:26.986 --> 37:30.186
!هوم -
من در مدرسه‌ي کناريـش تدريس مي‌کنم -

37:31.227 --> 37:33.137
آرتور در اقيانوس شنا مي‌کنه

37:33.187 --> 37:34.937
من با يه حوله در ساحل مي‌شينم

37:34.987 --> 37:36.737
هواي آزاد و خورشيد، ذهن ـشو از تمام چرندياتِ

37:36.787 --> 37:39.727
فرانسه خلاص مي‌کنه
[ اشاره به جنگيدن آرتور در جنگ جهاني اول ]

37:42.308 --> 37:44.378
اينم برنامه‌اي ـه

37:44.428 --> 37:46.498
. . . همونطور که خودتم مي‌دوني

37:47.829 --> 37:50.099
وارد شدن به يه زندگي جديد
ذهن رو روي مسائل

37:50.149 --> 37:51.659
مناسب، متمرکز مي‌کنه

37:51.709 --> 37:53.309
انشاالله

37:56.070 --> 37:57.900
بچه کـِي متولد ميشه؟

37:57.950 --> 37:59.620
در ماه سپتامبر

37:59.670 --> 38:01.610
سرقت کـي انجام ميشه؟

38:02.311 --> 38:03.991
در ماه ژوئن

38:05.151 --> 38:07.421
پس زمان‌بنديش عاليـه

38:07.792 --> 38:10.782
فرداي روزي که چهل‌ويک‌هزار پوند به آرتور پرداخت بشه

38:10.832 --> 38:13.832
هزينه‌ي سفرمون از طريق آب‌راه پاناما رو حساب مي‌کنيم

38:16.273 --> 38:18.553
روي چهل‌ويک‌هزار پوند توافق کرديم، ليندا؟

38:19.793 --> 38:22.333
اختلاف نظري نمي‌بينم

38:24.154 --> 38:25.744
بازي کلمات
همين الان

38:25.794 --> 38:29.024
اوه، خدا! از اين بازي متنفرم -
فرويده. خيلي مد ـه -
[ زيگموند فرويد: روانپزشك اتريشي و بنيان‌گذار روانكاوي ]

38:29.074 --> 38:31.864
ترجيح ميدم اون آهنگي که ازش متنفرم رو
بذاري پخش بشه

38:31.915 --> 38:35.225
داريم اينجا ديوونه مي‌شيم؛ اينطور فکر نمي‌کني؟ -
چرا -

38:35.275 --> 38:38.185
نبايد با اون کيک، شراب قرمز مي‌نوشيديم

38:38.236 --> 38:40.826
و فکر مي‌کنم تو عهد کردي تا
با يه مرد ديگه سکس نکني

38:40.876 --> 38:42.466
خوبـه

38:42.516 --> 38:44.586
براي نگارگري خوبه

38:45.476 --> 38:47.816
. . . عهد نيست، فقط يه

38:48.357 --> 38:51.797
به نظر من، مردها وقتي مي‌خوان سکس کنن
خيلي مضحک ميشن

38:53.037 --> 38:55.147
مثل يه سگ که وقتي افسارشو مي‌گيري دستـت

38:55.198 --> 38:57.868
متوجه ميشه قراره بره بيرون قدم بزنه

39:02.799 --> 39:05.149
ميشه مؤدبانه به اين اشاره کنم که

39:05.199 --> 39:10.039
تا اينجا، هنوز افسار کوفتي رو به دست نگرفتي

39:15.000 --> 39:16.440
همون

39:18.481 --> 39:20.221
همون قيافه ـست

39:21.001 --> 39:22.471
سلطه‌جويانه ـست

39:23.842 --> 39:26.482
هيچ مردي به‌اندازه‌ي کافي، خوب نيست

42:31.186 --> 42:33.096
!احمق، نزديک بود بکشيـش

42:33.147 --> 42:35.977
بهت که گفته بودم
بايد کاملاً هوشيار باشه

42:36.027 --> 42:38.697
بايد دست از استفاده از سربازهايي
که در هند بودن، برداريم

42:38.747 --> 42:41.937
اونا بدجوري ضربه مي‌زنن -
!نه به‌اندازه‌ي کافي -

42:41.988 --> 42:43.738
!هـي آقاي شلبي! هـي

42:43.788 --> 42:46.578
در مورد برنامه ـت براي
کشتن يه مرد باخدا شنيدم

42:46.628 --> 42:48.338
از صداي يه نفر که داشت توي کليسا، اعتراف مي‌کرد

42:48.389 --> 42:50.129
صدامونو مي‌شنوي؟

42:51.229 --> 42:52.659
گريس .  . .؟

42:52.709 --> 42:54.049
شلبي

42:55.590 --> 42:58.790
چرا سعي داشتي کشيش هيوز رو بکشي؟

43:00.030 --> 43:02.900
شايد بهتره منتظر بمونيم تا کاملاً هوشيار بشه

43:02.950 --> 43:04.460
من يه قرار شام دارم

43:04.511 --> 43:06.901
. . . هـي، شلبي

43:06.951 --> 43:08.141
بيدارشو

43:08.191 --> 43:10.341
چشم‌هاتو باز کن

43:10.391 --> 43:13.691
آقاي شلبي، سعي داشتي منو بکشي، مگه نه؟

43:15.272 --> 43:17.062
. . . به خاطر انتقال دادن اطلاعات

43:17.112 --> 43:19.112
تـُف. خبر داره

43:24.113 --> 43:26.063
من کجام؟

43:26.114 --> 43:28.144
تو در ميان رفقاي عجيب هستي

43:28.194 --> 43:30.504
لطفاً از ده به يک بشمار

43:30.554 --> 43:32.154
اه، کون لقـت

43:55.197 --> 43:58.347
هر چيز ديگه‌اي رو که ممکنه در مورد شب گذشته

43:58.398 --> 44:01.358
... فراموش کرده باشي، اينو به خاطر بسپار

44:02.838 --> 44:06.028
من دارم به سفارت شوروي اطلاعات ميدم

44:06.079 --> 44:08.989
«به فرمان «بخش دي

44:09.039 --> 44:11.269
بخشي از يه چيز مهم‌ترـه

44:11.320 --> 44:13.830
به روس‌ها توضيح ميدي که

44:13.880 --> 44:16.270
در مورد من در اشتباه بودي

44:16.320 --> 44:19.260
و جلوي اونا از من عذرخواهي مي‌کني

44:21.841 --> 44:25.271
ظاهراً تهديد خواهرت، کافي نبوده

44:25.321 --> 44:29.001
کاري که بهت مي‌گيم رو انجام بده
وگرنه پسرتو ازت مي‌گيريم

44:30.042 --> 44:31.272
اينو گوش کن

44:31.322 --> 44:33.832
پسرتو ازت مي‌گيريم

44:33.882 --> 44:36.152
هرلحظه توانايي انجام اين‌کار رو داريم

44:36.763 --> 44:39.123
ما افرادي در داخل زندگي ـت داريم

44:43.364 --> 44:46.844
. . . فردا شب از من عذرخواهي مي‌کني

44:47.964 --> 44:51.164
و لطمه‌اي که زدي رو اصلاح مي‌کني

44:51.445 --> 44:54.245
وگرنه ديگه هرگز پسرتو نمي‌بيني

45:20.769 --> 45:23.039
. . . قربان، متوجه نميشم

45:24.649 --> 45:27.759
متوجه نميشم چرا، خودتون که قبلاً يه سرباز بودين

45:27.810 --> 45:30.680
تمام کارمنداني که قبلاً سرباز بودن رو اخراج کرديد

45:30.730 --> 45:33.280
اين به اين معناست که تنها يک مرد
توي خونه مونده

45:33.330 --> 45:36.080
مري، اينو مي‌خوام که چارلز
هرگز خودش تنها نباشه

45:36.131 --> 45:37.671
فهميدي؟

45:38.531 --> 45:39.961
قربان، من بايد با يه دکتر
تماس بگيرم

45:40.011 --> 45:43.081
قراره مرداني از بيرمنگام بيان اينجا

45:43.132 --> 45:46.042
بيارشون اينجا توي خونه
بيارشون جلو و پشت خونه

45:46.092 --> 45:49.482
. . . بيارشون و بهشون غذا بده -
چرا اونا بايد بيان، قربان؟ -

45:49.532 --> 45:53.042
من يه ياقوت کبود نفرين‌شده آوردم توي اين خونه، مري

45:53.093 --> 45:55.363
و حالا دارم تقاص ـشو پس ميدم

45:57.854 --> 46:00.394
و نمي‌دونم چه انتظاري بايد داشته باشم

46:00.654 --> 46:02.924
ولي دشمنانم هم نمي‌دونن
چه انتظاري بايد داشته باشن

46:03.414 --> 46:06.164
به ديويد بگو ماشين رو بياره
بايد برم به لندن

46:06.215 --> 46:09.155
. . . قربان -
و . . . يه‌کم چاي برام بيار، مري -

46:11.335 --> 46:12.735
بله، قربان

46:36.779 --> 46:38.929
الو؟ -
. . . بله، آرتور -

46:38.979 --> 46:40.379
تامي؟

46:41.339 --> 46:44.609
مي‌خوان توي سرقت، کارشکني بشه

46:44.660 --> 46:46.810
به يه ورـشونم نيست کي آسيب مي‌بينه

46:46.860 --> 46:49.770
حال ـت خوبه، تامي؟ -
الان بحث يه چيز بزرگتر، وسطـه -

46:49.820 --> 46:53.570
چي؟ -
جان، يه ليست درست کرد؟ -
صدات واضح نيست، تام -

46:53.621 --> 46:57.051
«گفتم «جان، يه ليست درست کرد؟ -
!جاني! جان -

46:57.101 --> 46:58.251
. . . درسته

46:58.302 --> 47:02.012
فقط کولي‌ها و اقوام
آره

47:02.062 --> 47:03.652
خوبه

47:03.702 --> 47:06.052
تامي، ميشه دليل ـشو ازت بپرسم؟

47:06.103 --> 47:07.503
تامي؟

47:11.823 --> 47:14.823
نه، کارل. بهت که گفتم
برو اونجا بازي کن

47:17.584 --> 47:18.864
الو؟

47:21.265 --> 47:22.735
آيدا؟

47:22.785 --> 47:24.725
منم، تامي

47:25.505 --> 47:27.295
. . . آيدا، بهت نياز دارم تا

47:27.345 --> 47:29.895
بايد با يکي از رفيق‌هات صحبت کني

47:29.946 --> 47:33.826
و يه نشست با يه نفر از سفارت شوروي
. . . برام ترتيب بدي

47:35.026 --> 47:37.216
امشب. خونه‌ي خودت

47:37.267 --> 47:38.807
ده . . . ده شب

47:47.988 --> 47:51.578
مثل اينکه به آقاي شلبي داشته
توسط يک خبررسان که اون هم همچنين

47:51.629 --> 47:56.299
با بيمه‌گر در ارتباط بوده
اطلاعات غلط داده مي‌شده

47:56.349 --> 48:00.509
کسي که، همونطور که مي‌دونيم
در اختيار شوروي‌هاست

48:02.230 --> 48:04.630
شراب، تاتيانا؟ -
يه‌ذره -

48:06.751 --> 48:08.661
دختر بد

48:40.915 --> 48:43.555
. . . شرمنده دير کردم، من

48:45.916 --> 48:48.316
توي جاده يه تصادف شده بود

48:49.156 --> 48:50.986
شراب، آقاي شلبي؟

48:51.036 --> 48:52.626
نه، ممنون

48:52.677 --> 48:55.027
شراب بود که نصف اين مشکلات رو به‌وجود آورد

48:55.077 --> 48:58.037
اومدم اينجا تا عذرخواهي کنم

48:59.438 --> 49:02.268
قبل از اين بهشون توضيح دادم که حالا متوجه‌ايد

49:02.318 --> 49:06.588
که ادعاي مضحک ـتون برعليه من
اشتباه بوده

49:06.639 --> 49:08.509
البته

49:08.559 --> 49:11.749
و اينکه ذات بد شما
باعث شد عجولانه رفتار کنيد

49:14.320 --> 49:17.680
و اينکه حالا، بار ديگه
برنامه ـمون برگشته به مسير خودش

49:19.320 --> 49:22.400
وقتي يه بچه که تحت سرپرستي من
. . . مرتکب يه گناه ميشه

49:23.761 --> 49:26.751
اول از همه، به گناهـش اعتراف مي‌کنه
همونطور که شما به‌تازگي اين‌کارو کردي

49:26.801 --> 49:30.431
و بعدش، من راهنماييـش مي‌کنم که توبه کنه

49:30.482 --> 49:32.752
به انتخاب من

49:33.162 --> 49:35.232
به عنوان يک بچه، به کليسا رفتيد؟

49:35.282 --> 49:36.512
بله

49:36.562 --> 49:39.232
عمل توبه‌کاري رو به ياد داريد؟

49:40.523 --> 49:44.123
خوبه. کلمات عمل توبه‌کاري رو به ياد دارين؟

49:45.724 --> 49:46.924
بله

49:49.524 --> 49:53.224
. . . چنانکه توبه مي‌کنيد، مايل ـم بازگو کنم

49:53.685 --> 49:56.485
حالا در حضور متحدان ـمون

50:00.926 --> 50:02.596
برو بيرون

50:08.127 --> 50:09.567
. . . اه

50:13.967 --> 50:17.477
اوه، خداي من، از ته دل
. . . متأسفم که

50:17.528 --> 50:19.998
به جاي «خدا»، اسم منو بگيد

50:20.808 --> 50:24.708
از اونجايي که من بودم که با ادعاي اشتباه ـتون
رنجوندينـش

50:27.409 --> 50:30.529
کشيش هيوز، از ته دل متأسفم که
شما رو آزرده کردم

50:34.250 --> 50:36.000
. . . به‌خاطر مجازات منصفانه ـتون

50:36.050 --> 50:38.990
ولي بيشتر از همه، به خاطر اينکه اونها
شما رو آزرده کردن

50:40.491 --> 50:44.771
کشيش هيوز، که تماماً خوب هستي و سزاوار
. . . محبت من هستي

50:47.092 --> 50:49.292
. . . من با عزم راسخ، تصميم دارم

50:50.972 --> 50:54.082
با گذشت شما، ديگه مرتکب گناهي نشم

50:54.133 --> 50:57.003
و از تمام رخدادهاي گناه‌انگيز، دوري کنم

51:01.334 --> 51:02.804
خيلي هم خوب

51:02.854 --> 51:04.124
ممنون

51:04.174 --> 51:06.454
آمين

51:13.135 --> 51:17.125
و حالا که دوباره ما يک حلقه‌ي متحديم

51:17.176 --> 51:19.646
شايد بهتره يه‌مقدار غذا، سفارش بديم؟

51:19.696 --> 51:23.336
معذرت مي‌خوام، من حال خوبي ندارم
بايد برم. شب‌بخير

51:24.977 --> 51:26.577
. . . آقاي شلبي

51:35.098 --> 51:36.568
. . . خداي من، تامي

51:36.618 --> 51:37.848
اينجان؟ -
آره -

51:37.898 --> 51:39.608
کوکائين داري؟ -
نه -

51:39.659 --> 51:41.099
تامي؟

51:44.539 --> 51:47.539
تامي، ايشون مشاور ويژه‌ي کنسولگري شوروي ـه

51:55.221 --> 51:58.021
. . . اعضاي بلندپايه‌ي بريتانيا

51:58.581 --> 52:02.171
و تبعيدي‌هاي اهل روسيه‌ي سفيد
برنامه دارن تا به ماشين‌هاي زره‌پوشِ

52:02.222 --> 52:03.972
يک کارخونه در بيرمنگام، دستبرد بزنن

52:04.022 --> 52:06.652
ما از سرقت خبر داريم
. . . ما يه خبررسان

52:06.702 --> 52:08.452
خبررسان ـتون داره براي اونا کار مي‌کنه

52:08.503 --> 52:11.443
اونا مي‌خوان که شما در مورد سرقت
خبر داشته باشيد

52:18.064 --> 52:21.364
خبررسان ـتون داره تحت فرمان اونا کار مي‌کنه

52:27.065 --> 52:30.105
چرا مي‌خوان ما خبر داشته باشيم؟ -
. . . مي‌خوان شما جلوي -

52:31.426 --> 52:33.536
مي‌خوان شما جلوي سرقت رو بگيريد

52:33.586 --> 52:36.256
مي‌خوان شما مرتکب يه اقدام خشونت‌آميز
توي خاک بريتانيا بشيد

52:36.306 --> 52:38.696
تامي، آب مي‌خواي؟

52:38.747 --> 52:41.017
. . . يه اقدام خشونت‌آميز توي خاک بريتانيا

52:47.028 --> 52:50.858
تا دولت بريتانيا مجبور بشه روابط ديپلماتيک رو لغو کنه

52:54.429 --> 52:56.169
برنامه‌شون اينه

52:57.829 --> 53:00.929
سرقت توي بيرمنگام
فقط يه تله بود

53:04.150 --> 53:06.420
چرا اينا رو داري بهمون ميگي؟

53:06.470 --> 53:09.510
چون خانواده‌ي من کساني هستن که
. . . اگه تصميم بگيريد

53:10.671 --> 53:13.471
اون قطار رو منفجر کنيد، قرباني ميشن

53:19.072 --> 53:21.872
کنسولگري مي‌خواد بدونه شما کي هستي

53:22.632 --> 53:24.262
تامي شلبي ـه

53:24.313 --> 53:25.663
مي‌تونيد حرف ـشو قبول کنيد

53:25.713 --> 53:27.743
... آيدا -
... تامي -

53:35.714 --> 53:37.784
... وايسا ... وايسا

53:37.834 --> 53:39.824
... آيدا، وايسا

53:39.875 --> 53:42.075
خيلي‌خب
... خيلي‌خب

53:45.075 --> 53:47.415
منو برسون به بيمارستان، آيدا

53:47.836 --> 53:49.906
اگه وقتي رسيديم اونجا، هوشيار نبودم

53:49.956 --> 53:51.746
بهشون بگو من يه شکستگي جمجمه دارم

53:51.796 --> 53:53.666
ضربه‌ي مغزي و خونريزي داخلي

53:53.716 --> 53:56.186
به نظرم ممکنه «همريج» شده باشم -
!تامي -
آيدا، راه بيوفت -
[ همريج: خارج شدن خون از يک رگ پاره‌شده ]

53:56.237 --> 53:59.597
سريع باش، چون چشمام نمي‌بينه
... چشماي وامونده ـم نمي‌بينه

54:00.757 --> 54:02.707
... خيلي‌خب ... خيلي‌خب

54:10.599 --> 54:12.669
... به جز تو، بابا

54:16.959 --> 54:18.629
مي‌تونم تو رو ببينم

54:22.000 --> 54:45.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
