WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:52.460 --> 00:54.300
‫شی‌یول، امکان نداره.‬

00:54.325 --> 00:57.165
‫می‌دونم. همه‌چیزو دیدم،‬
‫قرار نیست بمیری.‬

00:57.190 --> 01:02.450
‫پس انقدر نگرانم نکن‬
‫و لطفاً بیدار شو، باشه؟‬

01:03.390 --> 01:05.489
‫فشارِ خونِ مریض داره میفته.‬

01:06.976 --> 01:09.230
‫نه، شی‌یول.‬

01:10.163 --> 01:12.230
‫تو رو خدا، نجاتش بدید.‬

01:12.320 --> 01:14.820
‫هر کاری بگید می‌کنم، تو رو خدا.‬

01:14.900 --> 01:16.530
‫تو رو خدا.

01:16.610 --> 01:18.870
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.‬

01:19.910 --> 01:21.160
‫شی‌یول.‬

01:21.836 --> 01:22.956
‫نه...‬

01:23.620 --> 01:25.460
‫خواهش می‌کنم، نه.‬

01:25.833 --> 01:27.163
‫نمی‌تونید بیاید تو.‬

01:52.610 --> 01:56.320
‫قسمت ۱۲‬
‫عشقِ بدونِ حسرت‬

01:56.400 --> 01:58.990
‫بیمارستانِ ووسونگ‬

02:06.620 --> 02:08.210
‫این چیه؟

02:09.750 --> 02:10.880
‫این مهره‌ی روباهه.‬

02:12.001 --> 02:12.961
‫بله؟‬

02:12.986 --> 02:16.156
‫گفتی اون جادوگر دنبالِ اینه.‬

02:17.760 --> 02:21.720
‫ممکنه ازم بگیرنش،‬
‫واسه همین می‌خوام یه مدتی پیشِ تو جاش امن باشه.‬

02:24.310 --> 02:27.810
‫اما واقعاً مشکلی نداره که این پیشِ من بمونه؟‬

02:29.230 --> 02:31.100
‫نباید خطرناک باشه،‬

02:31.703 --> 02:33.753
‫فقط درش رو باز نکن.

02:35.753 --> 02:38.253
‫شاید شبیه یه جعبه‌ی چوبیِ معمولی به نظر بیاد،‬

02:38.278 --> 02:41.738
‫اما یه روباهِ هشت‌دم از آخرین ذره‌ی
‫قدرتِ ماورایی‌ش استفاده کرده تا مهرومومش کنه.‬

02:42.840 --> 02:44.800
‫اینطوری اون جادوگرِ بدبخت‬

02:45.479 --> 02:48.899
‫نمی‌تونه انرژیِ مهره رو پیدا کنه،‬
‫چه برسه به خودِ روباهِ هشت‌دم.‬

02:49.346 --> 02:51.216
‫نه، منظورم این نبود.‬

02:51.241 --> 02:53.781
‫درسته که چنین چیز مهمی رو بسپاری به من؟

02:55.460 --> 02:56.760
‫چرا که نه؟‬

02:57.550 --> 02:59.050
‫خب، آخه...‬

03:00.630 --> 03:02.186
‫تو همه‌چیزو می‌دونی.‬

03:06.560 --> 03:08.520
‫می‌دونی من چه جور آدمیم،‬

03:09.390 --> 03:12.150
‫می‌دونی تهِ دلم واقعاً چطوری‌ام.‬

03:13.860 --> 03:15.190
‫خودتو تحویل نگیر.‬

03:15.690 --> 03:18.110
‫اونقدرها هم خاص نیستی.‬

03:18.740 --> 03:21.070
‫فکر کردی آدم‌ بده بودن کارِ راحتیه؟‬

03:21.496 --> 03:25.586
‫اعتقاد ندارم که آدما ذاتاً خوب باشن،‬

03:25.780 --> 03:30.540
‫اما فکر هم نمی‌کنم که کاملاً شرور یا خودخواه باشن.‬

03:32.040 --> 03:34.290
‫حتی اگه تهِ وجودت یه جنبه‌ی زشت هم داشته باشی،‬

03:34.799 --> 03:37.089
‫مطمئنم که همه‌ی وجودت اون نیست.‬

03:40.670 --> 03:42.590
‫راستش، نمی‌دونم.‬

03:42.680 --> 03:44.140
‫اولش،‬

03:44.930 --> 03:47.510
‫خودمم فکر نمی‌کردم آدمِ بدی باشم.‬

03:48.423 --> 03:50.973
‫اما از یه جایی به بعد،‬

03:51.100 --> 03:53.440
‫- فهمیدم که خیلی... -‬
‫- بدبخت شدی.‬

03:54.520 --> 03:56.110
‫همینه که هست.‬

03:56.135 --> 04:00.935
‫اگه با نشون دادنِ بدترین جنبه‌ی خودت زندگی کنی،‬
‫فقط بیشتر و بیشتر غرق می‌شی.‬

04:05.370 --> 04:06.580
‫نگرانِ این نباش.‬

04:07.200 --> 04:08.660
‫من مراقبشم.‬

04:09.370 --> 04:15.380
‫اما واقعاً راهی هست که من
‫و شی‌یول زندگیمون رو پس بگیریم؟‬

04:16.000 --> 04:17.840
‫نگران نباش. فقط روی بهتر شدنت تمرکز کن.‬

04:17.865 --> 04:20.155
‫اگه قبل از اینکه بتونم کاری کنم بمیری،‬

04:20.847 --> 04:23.817
‫اون‌وقت دیگه واقعاً هیچ راهی برای درست کردنش نیست.‬

04:25.176 --> 04:26.550
‫اون چیه؟‬

04:27.800 --> 04:30.180
‫اوه، چیزی نیست.‬

04:31.757 --> 04:33.060
‫حوصله‌ت سر نرفته؟‬

04:34.217 --> 04:36.020
‫چرا یکم تلویزیون نگاه نمی‌کنی؟‬

04:36.980 --> 04:40.900
‫قربانیِ تیراندازی به یکی از بیمارستان‌های‬
‫دانشگاهیِ به همان نزدیکی منتقل شد.‬

04:41.035 --> 04:43.375
‫پلیس هویتِ آقای لی، ‬
‫مردی سی و چند ساله رو، ‬

04:43.400 --> 04:46.450
‫به‌عنوانِ مظنونِ اصلی شناسایی کرده و در تعقیبشه.‬

04:46.475 --> 04:51.025
‫لی که نُه سال پیش به خاطر جرایمِ مختلف زندانی شده بود، ‬

04:51.160 --> 04:53.370
‫گفته می‌شه که وارثِ نسلِ چهارمِ گروهِ جی هست.‬

04:53.395 --> 04:56.265
‫اون ظاهراً بلافاصله بعد از آزادی،
‫این اقدامِ انتقام‌جویانه رو انجام داده، ‬

04:56.423 --> 04:57.713
‫که باعثِ شوکه شدنِ افکارِ عمومی شده.‬

05:01.467 --> 05:02.597
‫کِلی.‬

05:06.340 --> 05:07.590
‫انبرک گاز.

05:08.277 --> 05:10.430
‫- گره بزن، لطفاً.‬
‫- بله، دکتر.‬

05:23.860 --> 05:25.150
‫چی شد؟‬

05:26.700 --> 05:28.370
‫ما تمامِ تلاشمون رو کردیم،‬

05:28.395 --> 05:31.435
‫اما قبل از عمل هم خونریزیِ شدیدی داشت،‬

05:31.580 --> 05:34.540
‫و آسیبِ اعضای بدنش خیلی زیاد بود.‬

05:35.580 --> 05:38.710
‫فکر کنم باید خودتونو
‫برای بدترین اتفاق آماده کنید.‬

05:45.470 --> 05:49.300
‫شاید تا صبح دووم نیاره.‬

05:53.270 --> 05:57.310
‫بیدار شو. اصلاً شوخیِ قشنگی نیست.‬

06:00.690 --> 06:01.940
‫چرا آخه...‬

06:02.623 --> 06:04.453
‫به خاطرِ من...‬

06:06.070 --> 06:07.400
‫شی‌یول.‬

06:07.863 --> 06:10.363
‫تا حالا با چنین چیزی روبرو نشده بودم.‬

06:10.530 --> 06:12.580
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.‬

06:13.476 --> 06:16.370
‫من باید چیکار کنم؟‬

06:18.920 --> 06:20.040
‫ترجیح می‌دم...‬

06:22.130 --> 06:24.800
‫ترجیح می‌دم خودم مجازات بشم.‬

06:24.880 --> 06:28.800
‫این همون چیزیه که شماها واقعاً می‌خواید.‬

06:28.880 --> 06:31.470
‫شی‌یول هیچ کارِ اشتباهی نکرده.‬

06:34.323 --> 06:36.243
‫باید چیکار کنم...‬

06:36.520 --> 06:37.810
‫چیکار از دستم برمیاد...‬

06:46.732 --> 06:49.562
‫زمانی می‌رسه که‬
‫باید انتخاب کنی.‬

06:49.587 --> 06:51.667
‫اینکه انسان بشی...

06:52.553 --> 06:55.843
‫یا برای همیشه نابود بشه.‬

07:06.500 --> 07:07.920
‫شی‌یول.‬

07:09.630 --> 07:11.130
‫چی شده؟‬

07:23.900 --> 07:25.400
‫صبر کن.‬

07:25.480 --> 07:26.820
‫دقیقاً داریم کجا می‌ریم؟‬

07:26.845 --> 07:29.055
‫چون گفتی، دنبالت اومدم،‬

07:29.080 --> 07:30.630
‫- ولی چرا اینجاییم...؟‬
‫- فقط...‬

07:31.450 --> 07:33.530
‫این‌جا برام ارزش خاصی داره.‬

07:34.838 --> 07:38.950
‫حداقل باید واسه لحظه‌ی آخرم
‫بتونم جا رو انتخاب کنم‬

07:41.580 --> 07:43.170
‫الان جدی داری اینو می‌گی؟‬

07:43.195 --> 07:46.155
‫گفتی‬
‫شی‌یول ممکنه تا صبح دووم نیاره.‬

07:52.760 --> 07:53.890
‫خب، ببین.‬

07:55.010 --> 07:58.260
‫اون یکی روباهِ نُه‌دم چی؟‬
‫نه، هشت‌دم بود؟‬

07:58.350 --> 08:00.270
‫اون نمی‌تونه کمکی کنه؟‬

08:00.890 --> 08:01.890
‫نمی‌تونه.‬

08:01.980 --> 08:05.900
‫نجات دادنِ یه آدمِ در حالِ مرگ‬
‫از توانِ اون خارجه.‬

08:05.925 --> 08:10.515
‫پس داری بهم می‌گی‬
‫فقط وایستم و مرگِ شی‌یول رو تماشا کنم؟‬

08:13.070 --> 08:15.320
‫فقط یه راه هست.‬

08:17.200 --> 08:18.660
‫ولی...‬

08:20.120 --> 08:22.000
‫به کمکت احتیاج دارم.‬

08:27.710 --> 08:28.800
‫چطوری؟‬

08:39.886 --> 08:42.306
‫این خنجرِ مناسک ساجینه.‬

08:43.690 --> 08:47.520
‫قدرتِ مقدسی داره‬
‫که می‌تونه سرنوشت رو تغییر بده.‬

08:49.480 --> 08:52.400
‫خب، من باید باهاش چیکار کنم؟‬

08:55.160 --> 08:56.410
‫بهم خنجر بزن.‬

08:59.200 --> 09:00.080
‫چی؟‬

09:01.040 --> 09:02.120
‫گفتم، بهم خنجر بزن.‬

09:02.950 --> 09:05.540
‫اون‌وقت من کاملاً‬
‫از این دنیا محو می‌شم،‬

09:06.363 --> 09:09.333
‫و هر چیزی که به‌خاطرِ من‬
‫پیچیده و دگرگون شده بود‬

09:09.930 --> 09:11.590
‫برمی‌گرده به حالتِ اولش.‬

09:12.420 --> 09:13.800
‫اون‌وقت شی‌یول...‬

09:16.903 --> 09:18.953
‫دیگه اینطوری الکی نمی‌میره.

09:24.310 --> 09:25.890
‫ولی بازم...‬

09:28.730 --> 09:30.440
‫وقتی واسه تردید نداریم.‬

09:30.465 --> 09:33.725
‫اگه شی‌یول همین‌طوری بمیره،‬

09:33.750 --> 09:36.040
‫دیگه واقعاً کاری از دستمون برنمیاد.‬

09:37.660 --> 09:39.570
‫و این یعنی تو هم می‌میری.‬

09:58.260 --> 10:01.220
‫این پایانِ منه. لحظه‌ی آخرم.‬

10:03.060 --> 10:07.100
‫حتی یه بار هم چنین پایانی رو تصور نمی‌کردم.‬

10:28.160 --> 10:29.920
‫اما خواهر، ‬

10:29.945 --> 10:32.155
‫فکر کنم بالاخره‬
‫حرفای آخرت رو فهمیدم.‬

10:32.180 --> 10:34.100
‫همونایی که یه عمر وقت گذاشتم‬
‫تا درکشون کنم‬

10:34.125 --> 10:36.285
‫و تا همین لحظه

10:37.550 --> 10:39.550
‫هیچ‌وقت ازش سر در نیاوردم‬

10:41.653 --> 10:45.283
‫پایانم اون چیزی نیست که می‌خواستم، ‬

10:46.470 --> 10:49.730
‫و لحظه‌ی آخرم ممکنه غم‌انگیز باشه.‬

10:53.940 --> 10:55.780
‫اما با این حال...‬

10:58.196 --> 11:01.616
‫منم مثلِ تو، زندگیِ خودم رو کردم.‬

11:07.040 --> 11:08.330
‫بدونِ هیچ پشیمونی‌ای.‬

12:36.330 --> 12:38.840
‫پس بالاخره این‌طوری تموم می‌شه.‬

12:47.930 --> 12:48.970
‫اون‌هو.‬

13:00.650 --> 13:02.820
‫اون‌هو!‬

13:05.410 --> 13:08.280
‫واقعاً من این کارو کردم...؟‬

13:08.990 --> 13:10.290
‫این‌طوری نیست.‬

13:11.243 --> 13:12.870
‫خودم اینو انتخاب کردم.‬

13:14.416 --> 13:15.766
‫فقط طاقت بیار.‬

13:15.887 --> 13:17.637
‫می‌رم کمک بیارم...‬

13:17.662 --> 13:19.202
‫نرو.‬

13:19.233 --> 13:21.533
‫پیشم بمون.‬

13:24.389 --> 13:26.769
‫زمانِ زیادی واسم نمونده.‬

13:29.140 --> 13:31.680
‫چرا این کارو کردی؟‬

13:33.247 --> 13:36.037
‫گفتی راهی رو انتخاب می‌کنی‬
‫که واسه هردومون خوب باشه.‬

13:37.513 --> 13:38.973
‫ولی این اون راه نیست.‬

13:42.280 --> 13:44.110
‫وقتی من برم،‬

13:45.240 --> 13:47.530
‫واقعاً نمی‌تونم تصور کنم‬

13:48.093 --> 13:50.343
‫اون دنیا چه شکلی می‌شه.‬

13:52.910 --> 13:55.160
‫ولی حداقل می‌تونم نجاتت بدم‬

13:56.250 --> 13:59.460
‫و زندگی‌ت رو بهت برگردونم.‬

14:01.920 --> 14:04.090
‫دیگه هیچ‌کدومِ اینا واسم مهم نیست.‬

14:05.503 --> 14:07.260
‫فقط می‌خوام پیشت باشم‬

14:07.930 --> 14:09.510
‫و یه زندگیِ معمولی داشته باشم.‬

14:10.696 --> 14:12.196
‫حتی اگه هیچی نداشته باشم،‬

14:12.970 --> 14:16.020
‫فقط می‌خوام با هم باشیم، باشه؟‬

14:17.060 --> 14:18.810
‫پس لطفاً نمیر.‬

14:19.480 --> 14:20.940
‫این‌طوری تنهام نذار.‬

14:26.490 --> 14:29.740
‫شی‌یول، یادت میاد

14:31.070 --> 14:32.740
‫چه شرطی بستیم؟‬

14:34.160 --> 14:37.290
‫گفتی یه آرزوم رو برآورده می‌کنی.‬

14:38.126 --> 14:41.046
‫آره. یادمه.‬

14:42.130 --> 14:44.250
‫وقتی همه چیز به حالتِ عادی برگشت،‬

14:45.420 --> 14:48.260
‫می‌خواستم خاطراتت رو پاک کنم.‬

14:50.050 --> 14:52.470
‫تا درد نکشی‬

14:54.100 --> 14:55.930
‫یا دلتنگم نشی.‬

14:57.350 --> 15:00.730
‫تا بتونی یه زندگیِ معمولی و شاد داشته باشی،‬

15:01.980 --> 15:04.980
‫درست مثلِ قبل.‬

15:06.780 --> 15:09.320
‫ولی دیگه اون قدرت رو ندارم.‬

15:10.820 --> 15:13.620
‫اون‌هو... لطفاً نکن.‬

15:13.700 --> 15:14.780
‫اون‌هو.‬

15:14.870 --> 15:17.410
‫پس لطفاً فراموشم کن.‬

15:19.080 --> 15:20.790
‫این آرزوی منه.‬

15:27.000 --> 15:29.340
‫اون‌هو، نه!‬

15:29.420 --> 15:32.050
‫نه... اون‌هو!‬

15:33.010 --> 15:34.260
‫اون‌هو...‬

15:41.350 --> 15:44.060
‫واقعاً نمی‌خواستم اینو بگم.‬

15:45.230 --> 15:47.230
‫می‌دونم نباید بگم...‬

15:49.556 --> 15:51.806
‫پس حرفی که می‌خوام بزنم رو هم فراموش کن.‬

15:54.030 --> 15:55.580
‫دوستت دارم، شی‌یول.‬

16:16.970 --> 16:18.310
‫اون‌هو...‬

16:19.430 --> 16:20.850
‫اون‌هو!‬

16:29.280 --> 16:31.320
‫اون‌هو!‬

16:35.240 --> 16:37.660
‫[رودخانه‌ی سه گذرگاه]

16:58.350 --> 17:01.180
‫همون‌طور که می‌بینی،‬
‫قایق امروز کار نمی‌کنه.‬

17:02.387 --> 17:05.297
‫نمی‌دونم اعصاب کی این‌قدر داغونه،‬

17:05.322 --> 17:06.652
‫ولی تا حالا ندیده بودم‬

17:06.677 --> 17:09.547
‫رودخانه‌ی سه گذرگاه
‫این‌طوری طغیان کنه.‬

17:19.133 --> 17:22.093
‫جواب آزمایش‌ها خوب نیست.‬

17:22.160 --> 17:23.120
‫با این وضعیت،‬

17:23.830 --> 17:26.620
‫فکر نکنم تا آخر سال دووم بیاری.‬

17:26.710 --> 17:29.630
‫فکر کنم بهتره خودت رو آماده کنی.‬

17:32.000 --> 17:33.300
‫متوجهم.‬

17:34.840 --> 17:36.050
‫چی شده؟‬

17:38.180 --> 17:39.140
‫خب...‬

17:39.800 --> 17:42.390
‫فکر کنم پرونده‌ی آقای کانگ قاطی شده.‬

17:43.100 --> 17:44.180
‫چی؟‬

17:46.350 --> 17:47.980
‫صبر کن، چطور این...‬

17:52.213 --> 17:54.623
‫اسکن مشکلی نداره.‬
‫هیچیت نیست.‬

17:54.660 --> 17:56.740
‫حتماً خیلی ترسیدی.‬

17:56.843 --> 17:57.843
‫واقعاً معذرت می‌خوام.‬

17:57.868 --> 18:00.788
‫هیچ‌وقت همچین اتفاقی نمی‌افته. نمی‌دونم چطور...‬

18:01.030 --> 18:02.540
‫واقعاً متأسفم.‬

19:00.130 --> 19:04.010
‫این‌همه بارِ سنگین رو دوشت باشه که چی بشه؟‬

19:04.035 --> 19:07.245
‫این‌قدر سنگینه که یه کشتی رو غرق می‌کنه، احمق.‬

19:07.873 --> 19:10.243
‫می‌خوای کی رو با خودت بکشی پایین؟‬

19:13.980 --> 19:16.650
‫بخور و همه‌چیز رو فراموش کن.‬

19:17.906 --> 19:20.083
‫چرا این‌قدر به این زندگی چسبیدی؟‬

19:41.630 --> 19:45.300
‫اون روز، یه زندگی به پایان رسید...‬
‫[یک سال بعد‬]

19:45.390 --> 19:47.140
‫...و چندین فصل گذشت.‬

19:48.510 --> 19:51.390
‫کانگ شی‌یول که در حال حاضر‬
‫در دسته‌ی دوم انگلیس بازی می‌کنه، ‬

19:51.415 --> 19:57.085
‫یه گل پیروزی‌بخش دراماتیک زد‬
‫و باعث صعود مستقیم تیم تیمز شد.‬

19:57.110 --> 20:00.030
‫اون با رد کردن پیشنهادهای انتقال‬
‫از باشگاه‌های برتر جهان، ‬

20:00.055 --> 20:05.855
‫توی تیم سقوط‌کرده‌ش موند‬
‫و تعصب واقعیش رو به عنوان کاپیتان نشون داد.‬

20:06.045 --> 20:07.425
‫درست همون‌طور که قول داده بود، ‬

20:07.450 --> 20:11.040
‫فقط توی یک فصل‬
‫صعود زودهنگام تیم رو قطعی کرد، ‬

20:11.065 --> 20:13.235
‫و بازگشتی باشکوه‬
‫به لیگ برتر داشت.‬

20:13.370 --> 20:17.170
‫فکر کنم این بازی‬
‫به همه نشون داد ما کی هستیم.‬

20:17.453 --> 20:19.203
‫لحظات سخت‌تری هم داشتیم، اما...‬

20:21.170 --> 20:23.050
‫در اون جایی که زندگی به پایان رسید، ‬

20:23.130 --> 20:26.800
‫هر چیزی که پیچیده شده بود‬
‫به حالت عادی برگشت.‬

20:27.263 --> 20:30.388
‫دنیای آدما طوری به مسیرش ادامه داد‬
‫که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.‬

20:37.576 --> 20:40.416
‫بعضی‌ها چیزایی که از دست داده بودن رو دوباره به دست آوردن.‬

20:44.540 --> 20:46.870
‫پیرتر شدن‬
‫ولی از بیماری در امان موندن.‬

20:55.670 --> 20:57.960
‫بعضی‌ها هیچ‌وقت نمردن...‬

21:00.895 --> 21:02.895
‫- و بعضی‌ها هیچ‌وقت عزادار نشدن.‬
‫- بابا!‬

21:02.920 --> 21:04.010
‫عزیزم!‬

21:04.090 --> 21:05.840
‫دلت برام تنگ شده بود؟‬

21:05.930 --> 21:07.640
‫- صبر کن بابا. این مهم نیست.‬
‫- چی؟‬

21:07.775 --> 21:09.905
‫می‌دونی همین الان کی رو توی فرودگاه دیدم؟‬

21:09.930 --> 21:12.560
‫کانگ شی‌یول! ازش امضا گرفتم!‬

21:12.640 --> 21:15.140
‫کانگ شی‌یول؟ چی؟‬

21:15.230 --> 21:17.230
‫گفتی به اسم من بنویسه؟‬

21:17.865 --> 21:19.625
‫هی، تو که اصلاً فوتبال دوست نداری.‬

21:19.650 --> 21:22.530
‫شاید فوتبال دوست نداشته باشم،‬
‫ولی کانگ شی‌یول رو دوست دارم.‬

21:25.570 --> 21:27.070
‫ولی حالا که فکرش رو میکنم،
‫[تقدیم به هه‌ریم، امیدوارم خوشبخت باشی‬]

21:27.167 --> 21:31.207
‫
‫فکر نکنم اسمم رو بهش گفته باشم.‬

21:31.232 --> 21:34.652
‫اسمت رو که گنده‬
‫روی چمدونت چسبوندی.‬

21:34.677 --> 21:38.597
‫وگرنه کانگ شی‌یول از کجا باید‬
‫اسم دخترم رو می‌دونست؟‬

21:38.790 --> 21:39.710
‫- جدی می‌گم.‬
‫- با این حال، ‬

21:39.930 --> 21:42.650
‫حتی اگه این‌طور به نظر می‌رسید‬
‫که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده، ‬

21:42.970 --> 21:45.390
‫معنیش این نیست که واقعی نبوده.‬

21:45.476 --> 21:48.196
‫اون دانش‌آموزی که توی فرودگاه بود رو می‌شناسی؟‬

21:49.090 --> 21:50.100
‫چی؟‬

21:50.186 --> 21:52.186
‫آخه به نظر می‌رسید از دیدنش خیلی خوشحال شدی.‬

21:52.260 --> 21:55.770
‫درسته، تو یادت نمیاد.‬

21:56.730 --> 21:57.730
‫چی؟‬

21:57.810 --> 21:59.270
‫منم می‌شناسمش؟‬

22:01.020 --> 22:02.110
‫نه.‬

22:03.650 --> 22:05.860
‫به هر حال، تازگی‌ها عجیب شدی.‬

22:05.950 --> 22:09.910
‫کم می‌خندی،‬
‫و انگار هیچی برات مهم نیست.‬

22:10.490 --> 22:14.750
‫حتی به نظر نمی‌رسه از اینکه‬
‫این فصل رو این‌قدر خوب تموم کردی، خوشحال باشی.‬

23:22.730 --> 23:26.780
‫دنیای تو واقعاً آشفته‌ست.‬

23:32.990 --> 23:36.450
‫وقتش نرسیده که بی‌خیال بشی؟‬

24:07.190 --> 24:09.610
‫[نُه سال بعد‬]

24:10.530 --> 24:11.860
‫کافه اچ‬

24:18.290 --> 24:20.290
‫امشب دیگه تعطیل کردیم.‬

24:21.160 --> 24:22.540
‫سلام، آقای هیون.‬

24:23.790 --> 24:24.901
‫تویی، شی‌یول.‬

24:25.540 --> 24:26.670
‫بیا تو.‬

24:27.750 --> 24:29.130
‫وو-سوک کجاست؟‬

24:29.210 --> 24:30.090
‫سلام.‬

24:33.640 --> 24:36.680
‫این وقتِ شب پیتزا سفارش می‌دی؟ ازت بعیده.‬

24:36.850 --> 24:39.560
‫هنوز به کسی اینو نگفتم،‬

24:40.350 --> 24:41.350
‫ولی دارم بازنشسته می‌شم.‬

24:43.270 --> 24:46.060
‫خب، خوش به حالت.‬

24:46.150 --> 24:49.110
‫با توجه به سنت،‬
‫باید خیلی وقت پیش این کارو می‌کردی.‬

24:49.610 --> 24:51.440
‫دیگه حسابی ازش کار کشیدی.‬

24:51.530 --> 24:52.700
‫مگه نه؟‬

24:56.030 --> 24:57.990
‫خب حالا چی؟ می‌خوای مربی بشی؟‬

24:58.740 --> 25:00.490
‫کارم با فوتبال تمومه،‬

25:00.806 --> 25:02.466
‫واسه همین سرِ فرصت بهش فکر می‌کنم.‬

25:04.589 --> 25:06.549
‫بگذریم، اوضاعِ اینجا چطوره؟‬

25:06.710 --> 25:08.420
‫هیچ‌وقت به فکرِ زدنِ‬
‫شعبه‌ی دوم افتادی؟‬

25:08.640 --> 25:10.440
‫تو؟ بیزنس راه بندازی؟‬

25:10.932 --> 25:12.892
‫نون درآوردن شوخی نیست‌ها.‬

25:13.436 --> 25:15.556
‫با این حال، به نظر خیلی خوش‌حال میای.‬

25:16.470 --> 25:19.260
‫خب، وقتی واقعاً شروع کردم،‬

25:19.350 --> 25:22.310
‫دیدم خیلی بهم می‌سازه.‬
‫آشپزی هم یه جورایی سرگرم‌کننده‌ست.‬

25:33.280 --> 25:35.712
‫می‌دونی، وقتی سرنوشت‌مون دوباره عوض شد...‬

25:36.172 --> 25:37.700
‫یعنی واقعاً ده سال گذشته؟‬

25:38.892 --> 25:40.410
‫راستش، قبلاً فکر می‌کردم‬

25:40.896 --> 25:45.526
‫اگه اون تصادف نبود،‬
‫منم الان زندگی‌ای مثلِ تو داشتم.‬

25:45.551 --> 25:49.971
‫ولی حتی وقتی اون تصادفِ لعنتی‬
‫واسم پیش نیومد،‬

25:50.750 --> 25:53.300
‫بازم زودتر از تو بازنشسته شدم.‬
‫خنده‌دار نیست؟‬

25:55.186 --> 25:57.606
‫ولی خب، خیلی خوب خودتو با شرایط وفق دادی.‬

25:59.890 --> 26:04.180
‫با پولِ بازنشستگیِ بابام‬
‫و پولی که از فوتبال درآوردم،‬

26:04.205 --> 26:07.495
‫همه‌اش رو ریختم پایِ اینجا.‬
‫مگه چاره‌ی دیگه‌ای داشتم؟‬

26:07.533 --> 26:08.953
‫جون کندم تا به اینجا برسه.‬

26:09.570 --> 26:13.070
‫ولی می‌دونی، در کمالِ تعجب،‬

26:13.150 --> 26:14.610
‫انگار واقعاً توی این کار استعداد دارم.‬

26:15.740 --> 26:16.610
‫چی؟‬

26:16.653 --> 26:18.363
‫فقط پیتزا نیست.‬

26:18.388 --> 26:20.348
‫حتی اگه چندتا سبزیجات رو‬
‫همین‌طوری قاطی کنم،‬

26:20.530 --> 26:22.316
‫بازم مزه‌اش عالی می‌شه.‬

26:22.530 --> 26:26.290
‫فکر کنم دستام‬
‫بهتر از پاهام کار می‌کنن.‬

26:27.993 --> 26:29.333
‫که این‌طور.‬

26:30.080 --> 26:32.380
‫پس باید بسکتبال بازی می‌کردی،‬
‫نه فوتبال.‬

26:32.460 --> 26:33.710
‫اذیت نکن دیگه.‬

26:34.960 --> 26:36.970
‫تا سرد نشده امتحانش کن.‬

26:51.690 --> 26:52.770
‫چطوره؟‬

26:54.980 --> 26:57.030
‫هی، این واقعاً خوش‌مزه‌ست.‬

26:57.110 --> 26:58.150
‫مگه نه؟‬

27:10.620 --> 27:12.420
‫خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم.‬

27:13.840 --> 27:16.050
‫حالا که بهش فکر می‌کنم، ‬

27:16.727 --> 27:18.897
‫فکر کنم همه‌اش یه حسرتِ موندگار بود.‬

27:19.680 --> 27:23.470
‫«اگه پام آسیب نمی‌دید،‬
‫الان این‌طوری زندگی نمی‌کردم.»‬

27:23.495 --> 27:26.465
‫همین فکرا باعث می‌شد‬
‫بیشتر توی خودم غرق بشم.‬

27:26.793 --> 27:29.373
‫همه‌اش با خودم می‌گفتم،‬
‫«قرار نبود زندگیِ من این‌طوری باشه.»‬

27:30.020 --> 27:35.320
‫همین هم باعث می‌شد درجا بزنم،‬
‫واسه همین نمی‌تونستم چیزِ دیگه‌ای رو ببینم.‬

27:43.950 --> 27:45.280
‫حرفم اینه که...‬

27:47.450 --> 27:49.830
‫تو هم باید بی‌خیال بشی.‬

27:51.330 --> 27:53.040
‫فراموشش کن.‬

27:53.670 --> 27:55.630
‫گفتی این آخرین خواسته‌ش بوده.‬

27:58.300 --> 27:59.760
‫واسه من...‬

28:01.576 --> 28:03.036
‫خیلی عجیبه‬

28:03.640 --> 28:09.270
‫که تنها آدمایِ باقی‌مونده‌ای که‬
‫اون‌هو رو یادشونه، من و توایم.‬

28:10.803 --> 28:13.603
‫ولی اگه واقعاً اون‌هو رو فراموش کنم،‬

28:14.350 --> 28:18.070
‫دیگه تقریباً کسی نمی‌مونه‬
‫که یادش باشه اون وجود داشته.‬

28:21.723 --> 28:23.563
‫گفتی اون خونه رو خریدی، درسته؟‬

28:24.700 --> 28:27.700
‫همون ساختمونی که‬
‫اتاقِ پشت‌بومِ قدیمی‌م توش بود.‬

28:28.196 --> 28:30.866
‫شنیدم اون محله داره نوسازی می‌شه.‬

28:31.080 --> 28:35.500
‫هرچقدر هم تلاش کنی،‬
‫اون ساختمون قراره تخریب بشه.‬

28:35.580 --> 28:37.840
‫و کلِ اون محله عوض می‌شه.‬

28:37.920 --> 28:39.920
‫هر کاری هم که بکنی،‬

28:39.986 --> 28:43.130
‫یه چیزایی از دستِ تو خارجه.‬

28:43.800 --> 28:44.930
‫می‌دونم.‬

28:48.010 --> 28:49.470
‫ولی وو‌سوک،‬

28:49.560 --> 28:52.430
‫حس می‌کنم اون‌هو یه جایی همین نزدیکی‌هاست.‬

28:54.770 --> 28:57.560
‫- شی‌یول...‬
‫- می‌دونم چقدر احمقانه به نظر می‌رسه.‬

28:58.190 --> 29:01.610
‫ولی انگار یکی مراقبمه و ازم محافظت می‌کنه.‬

29:02.240 --> 29:05.320
‫انگار دقیقاً کنارمه.‬

29:06.410 --> 29:09.910
‫گفتن قراره بمیرم،‬
‫ولی یهو وضعیتم عوض شد.‬

29:09.990 --> 29:10.870
‫یادت هست دیگه، نه؟‬

29:10.950 --> 29:13.500
‫اصلاً ممکن نبود.‬

29:14.620 --> 29:18.250
‫این اواخر هم همه‌چیز خیلی عجیب شده.‬

29:18.275 --> 29:22.645
‫پارسال که مصدوم شدم،‬
‫گفتن شش ماه طول می‌کشه تا خوب بشم.‬

29:22.865 --> 29:24.445
‫ولی کلاً توی دو هفته خوب شدم.‬

29:24.470 --> 29:26.430
‫ماهِ پیش، مطمئنم که پاسپورتم رو جا گذاشته بودم‬

29:26.455 --> 29:28.875
‫- و رفتم فرودگاه...‬
‫- شی‌یول.‬

29:30.640 --> 29:33.180
‫تو باید زندگیِ خودتو بکنی.‬

29:33.890 --> 29:36.230
‫این راهش نیست.‬

29:37.850 --> 29:39.440
‫این‌طوری فقط عذاب می‌کشی.‬

29:53.830 --> 29:55.160
‫نوسازی بدون رضایت ممنوع‬

29:56.870 --> 29:58.080
‫به دلیل نوسازی تعطیل است‬

30:04.000 --> 30:11.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

30:17.690 --> 30:19.190
‫گشنمه.‬

31:18.250 --> 31:19.540
‫اون‌هو.‬

31:40.730 --> 31:42.020
‫اون‌هو.‬

31:42.100 --> 31:43.520
‫اونجایی، مگه نه؟‬

31:44.420 --> 31:45.720
‫واقعاً اونجایی دیگه؟‬

31:50.900 --> 31:53.200
‫نمی‌دونم دیوونه شدم یا چی،‬

31:54.490 --> 31:56.200
‫ولی هنوزم باورم نمی‌شه.‬

31:57.410 --> 31:59.500
‫درست جلوی چشمام غیبت زد...‬

32:02.040 --> 32:04.710
‫ولی حس نمی‌کنم که اونجا آخرش بود.‬

32:06.340 --> 32:07.750
‫حتی الانم،‬

32:09.406 --> 32:11.576
‫حس می‌کنم داری از یه جایی‬
‫نگاهم می‌کنی.‬

32:33.160 --> 32:34.570
‫باید مطمئن شم؟‬

32:51.210 --> 32:53.090
‫دارم چیکار می‌کنم؟‬

33:39.640 --> 33:41.770
‫بالاخره. فکر کردم‬
‫دیگه دارم دیوونه می‌شم.‬

33:57.780 --> 33:58.780
‫اون‌هو.‬

33:58.870 --> 34:00.740
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟‬

34:00.765 --> 34:02.805
‫واقعاً می‌خواستی بپری؟‬

34:04.290 --> 34:05.160
‫تو چطوری...‬

34:05.185 --> 34:07.435
‫بهت گفتم همه‌چیزو فراموش کنی.‬

34:07.460 --> 34:10.420
‫شناختنِ من چه خیری برات داشت؟‬
‫چرا هنوز اینطوری هستی؟‬

34:11.210 --> 34:13.210
‫می‌تونستی راحت زندگیتو بکنی.‬

34:15.010 --> 34:16.550
‫نمی‌تونم از پیشت برم...‬

34:18.449 --> 34:20.756
‫چون مدام این کارارو می‌کنی.‬

35:16.650 --> 35:18.570
‫چرا این کارو کردی؟‬

35:19.200 --> 35:23.160
‫سرنوشت ذاتاً دمدمی‌مزاجه.‬

35:23.185 --> 35:26.355
‫بعضی وقتا خیلی بی‌رحمه،‬

35:27.040 --> 35:30.250
‫ولی بعضی وقتا هم بی‌نهایت مهربونه.‬

35:30.960 --> 35:32.380
‫بهش اعتماد داری؟‬

35:33.590 --> 35:37.960
‫شنیدم یه دردسرسازِ کله‌شقه.‬

35:41.130 --> 35:44.510
‫هرچی می‌تونستم بهش یاد دادم.‬

35:45.600 --> 35:48.100
‫دیگه خودش راهشو پیدا می‌کنه.‬

35:48.526 --> 35:52.196
‫اینکه بارِ اونو به دوش بکشی‬
‫و جلوی خواسته‌ی خدا بایستی‬

35:54.020 --> 35:57.320
‫یعنی داری یه بارِ خیلی سنگین‌تر رو‬
‫برای خودت می‌خری.‬

36:01.400 --> 36:02.530
‫با این حال...‬

36:04.383 --> 36:07.213
‫بارون بند اومده.‬

36:15.170 --> 36:17.090
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟ ‬

36:17.920 --> 36:19.550
‫خودمم درست نمی‌دونم.‬

36:19.630 --> 36:22.220
‫بعد از ناپدید شدنم چیز زیادی یادم نیست.‬

36:22.930 --> 36:25.640
‫فقط بارون شدیدی می‌بارید،‬

36:26.229 --> 36:28.519
‫و زمان زیادی گذشت.‬

36:29.350 --> 36:30.600
‫دلم خیلی گرفته بود.‬

36:31.560 --> 36:34.310
‫اون‌قدر که‬
‫حتی نمی‌تونستم یه قدم بردارم.‬

36:36.690 --> 36:39.150
‫به خودم که اومدم، دیدم برگشتم اونجا.‬

36:39.243 --> 36:41.360
‫نامسان. همون‌جایی که محو شدم.‬

36:45.200 --> 36:47.620
‫نمی‌دونم اونا چه فکری می‌کنن،‬

36:48.370 --> 36:51.870
‫ولی انگار از رودخونه‌ی «سه گذرگاه» برم گردوندن.‬

36:54.580 --> 36:55.540
‫یه لحظه صبر کن.‬

36:56.726 --> 37:00.186
‫پس تمام اون اتفاقای عجیبی که‬
‫این مدت دور و برم می‌افتاد‬

37:01.300 --> 37:03.930
‫واقعاً کارِ تو بود.‬

37:05.010 --> 37:06.090
‫چی؟‬

37:08.010 --> 37:11.020
‫خب، همه‌اش هم کارِ من نبود.‬

37:11.045 --> 37:12.755
‫یه مقدارش فقط توهماتِ خودت بود.‬

37:12.890 --> 37:14.940
‫پس کی برگشتی؟‬

37:16.270 --> 37:17.610
‫خب...‬

37:18.520 --> 37:21.280
‫مثلاً... یه سال پیش.‬

37:21.360 --> 37:23.360
‫چی؟ یه سال؟‬

37:23.450 --> 37:25.570
‫یه ساله برگشتی و‬
‫اصلاً خودتو نشون ندادی؟‬

37:25.739 --> 37:28.359
‫فقط نشستی و تماشا کردی که‬
‫چقدر داغون و بدبختم؟‬

37:29.530 --> 37:31.950
‫خب، اون‌قدرها هم بدبخت نبودی.‬

37:33.370 --> 37:35.870
‫اینکه فصل قبل رو بدون باخت بردی‬
‫واقعاً معرکه بود.‬

37:35.960 --> 37:37.670
‫و اون عکاسیِ ماه پیش هم‬
‫خیلی--‬

37:37.695 --> 37:39.985
‫چیز دیگه‌ای ندیدی؟‬

37:42.260 --> 37:44.800
‫حتی وقتی اون جام رو بردم بالا...‬

37:46.473 --> 37:49.343
‫ندیدی که از خودم بدم می‌اومد‬
‫که چرا خوشحالم؟‬

37:49.368 --> 37:51.502
‫از خوردن گرفته تا خوابیدن،‬
‫تک‌تکِ لحظه‌ها،‬

37:51.527 --> 37:53.617
‫ندیدی که به زور‬
‫خودمو سرِ پا نگه داشته بودم؟‬

37:55.690 --> 37:57.520
‫ندیدی که دلم برات تنگ شده بود؟‬

37:59.730 --> 38:01.694
‫حس می‌کردم تو از این دنیا‬
‫محو شدی‬

38:03.070 --> 38:04.820
‫اونم به خاطرِ من.‬

38:06.910 --> 38:09.070
‫حس می‌کردم همه‌اش تقصیرِ منه.‬

38:09.160 --> 38:12.120
‫چون به خاطرِ نجات دادنِ من‬
‫اونطوری شدی،‬

38:13.147 --> 38:15.623
‫سعی کردم تا جایی که می‌تونم‬
‫خوب زندگی کنم.‬

38:19.500 --> 38:20.840
‫چرا این کارو کردی؟‬

38:21.960 --> 38:23.460
‫چرا؟‬

38:26.630 --> 38:27.720
‫چون ترسیده بودم.‬

38:31.260 --> 38:33.390
‫می‌ترسیدم که دوست داشتنت‬
‫عوضم کنه.‬

38:35.020 --> 38:36.270
‫چی؟‬

38:38.100 --> 38:40.940
‫ده سال گذشته،‬
‫ولی مثل دیروز یادمه.‬

38:44.190 --> 38:47.450
‫اون حسی که موقعِ جون دادنت داشتم.‬

38:50.280 --> 38:52.240
‫اگه فقط می‌تونستم نجاتت بدم،‬

38:53.039 --> 38:56.129
‫دیگه برام مهم نبود چه بلایی سرِ خودم میاد.‬

38:57.330 --> 38:59.710
‫داشتم محو می‌شدم،‬

39:00.330 --> 39:02.790
‫و تو شدی تمامِ دنیای من.‬

39:02.880 --> 39:06.090
‫ولی این درست نیست.‬

39:06.115 --> 39:08.165
‫- اون‌هو--‬
‫- می‌خوام برای خودم زندگی کنم.‬

39:08.300 --> 39:09.470
‫می‌خوام برای خودم زندگی کنم،‬

39:09.550 --> 39:11.970
‫و حتی اگه بمیرم،‬
‫می‌خوام به عنوانِ خودم بمیرم.‬

39:11.995 --> 39:14.705
‫اگه پیشت بمونم، اگه دوباره عاشقت بشم،‬

39:16.270 --> 39:18.310
‫خودمو برای همیشه گم می‌کنم.‬

39:18.390 --> 39:21.100
‫پس نباید برات مهم می‌بود‬
‫که زنده می‌مونم یا می‌میرم.‬

39:21.190 --> 39:23.150
‫وقتی مریض بودم یا صدمه دیده بودم،‬

39:23.860 --> 39:25.780
‫باید فقط نادیده‌ام می‌گرفتی.‬

39:27.029 --> 39:28.489
‫از این به بعد همین کارو می‌کنم.‬

39:29.320 --> 39:34.030
‫خودمو از خاطراتت پاک می‌کنم‬
‫و دیگه هیچ‌وقت خودمو بهت نشون نمی‌دم.‬

39:34.830 --> 39:36.120
‫حتی اگه صدمه ببینی.‬

39:37.206 --> 39:40.336
‫حتی اگه مریض بشی یا در حالِ مرگ باشی.‬

39:44.250 --> 39:46.210
‫می‌خوام نادیده بگیرم.‬

39:50.300 --> 39:52.510
‫این واقعاً پایانِ کارِ ماست.‬

39:58.640 --> 40:01.810
‫نه. این کارو نمی‌کنی.‬

40:02.520 --> 40:04.150
‫می‌شناسمت.‬

40:04.230 --> 40:06.940
‫اگه با پاک کردنِ حافظه‌ام مشکلی نداشتی،‬

40:07.030 --> 40:12.160
‫تا حالا انجامش داده بودی‬
‫چون خیلی درد می‌کشیدم.‬

40:12.240 --> 40:13.870
‫نه به خاطرِ خودت.‬

40:14.490 --> 40:16.410
‫به خاطرِ من پاکش می‌کردی.‬

40:20.410 --> 40:21.920
‫یه بار بهم قول دادی.‬

40:22.000 --> 40:24.080
‫که تا آخرین لحظه،‬

40:25.210 --> 40:27.340
‫سعی کنی بهترین راهو‬
‫واسه هردومون پیدا کنی.‬

40:28.550 --> 40:30.050
‫اون لحظه الانه.‬

40:30.610 --> 40:32.610
‫آخرین لحظه‌ی ما.‬

40:33.260 --> 40:34.720
‫پس بهم بگو.‬

40:34.800 --> 40:36.850
‫این بهترین راهیه که پیدا کردی؟‬

40:36.995 --> 40:40.285
‫این‌که حافظه‌ام رو پاک کنی و مثل غریبه‌ها زندگی کنیم؟‬

40:40.310 --> 40:43.020
‫پس من باید چیکار کنم؟‬

40:43.100 --> 40:46.230
‫حتی اگه عاشقِ هم باشیم،‬
‫می‌دونیم تهش چی می‌شه.‬

40:46.860 --> 40:49.480
‫هیچ تمایلی ندارم که دوباره آدم بشم.‬
‫حتی یه ذره.‬

40:49.505 --> 40:52.585
‫و وقتِ تو هم روز به روز داره تموم می‌شه.‬

40:52.740 --> 40:54.570
‫آخرش خداحافظیه.‬

40:55.200 --> 40:56.320
‫مگه این اشتباهه؟‬

40:56.950 --> 41:02.120
‫اگه تهش به خداحافظی ختم می‌شه،‬
‫یعنی لحظه‌هایی که با هم داریم هیچ ارزشی ندارن؟‬

41:04.750 --> 41:07.040
‫تو به عنوانِ خودت زندگی می‌کنی،‬

41:07.130 --> 41:09.170
‫و منم به عنوانِ خودم به زندگی ادامه می‌دم.‬

41:10.250 --> 41:14.010
‫من آدمم،‬
‫پس پیر می‌شم و آخرش می‌میرم.‬

41:14.196 --> 41:16.946
‫تو تا ابد همین‌طوری که هستی زندگی می‌کنی.‬

41:18.470 --> 41:20.310
‫پس یه روزی،‬

41:21.560 --> 41:23.390
‫یه خداحافظیِ دردناک خواهیم داشت...‬

41:24.819 --> 41:27.226
‫اما لحظه‌هایی که با هم می‌گذرونیم‬

41:27.286 --> 41:29.583
‫وقتی تنها بمونی،‬
‫واست دردناک نخواهند بود.‬

41:30.360 --> 41:32.070
‫چون من حواسم به این موضوع هست.‬

41:43.000 --> 41:44.330
‫بهت گفتم، مگه نه؟‬

41:45.163 --> 41:47.043
‫من واسه هر کاری که تصمیم بگیرم انجام بدم، تمامِ تلاشمو می‌کنم.‬

41:48.880 --> 41:51.130
‫از ده سال پیش شروع کردم.‬

41:52.130 --> 41:53.510
‫و هنوز تموم نشده.‬

41:55.430 --> 41:56.630
‫پس...‬

41:59.350 --> 42:00.850
‫فرار نکن.‬

42:41.300 --> 42:42.970
‫زیاده‌روی کردم؟‬

42:50.400 --> 42:52.270
‫اینم خوب نیست.‬

43:09.540 --> 43:11.580
‫چرا هیچی ندارم بپوشم؟‬

43:11.670 --> 43:15.590
‫نمی‌دونم واسه اولین قرارمون بعد از ده سال‬
‫چی بپوشم.‬

43:20.380 --> 43:21.550
‫اون‌هو.‬

43:24.670 --> 43:25.800
‫خیلی منتظر بودی؟‬

43:26.430 --> 43:28.100
‫می‌خواستم قبل از تو اینجا باشم.‬

43:28.313 --> 43:29.823
‫نه، همین الان رسیدم.‬

43:33.283 --> 43:34.623
‫بیا.‬

43:34.690 --> 43:38.950
‫فهمیدم که تا حالا واقعاً‬
‫بهت گل نداده بودم.‬

43:41.410 --> 43:42.370
‫واو.‬

43:48.450 --> 43:49.710
‫ای بابا.‬

43:50.210 --> 43:52.830
‫چطوری یه خبرنگار به این زودی پیدامون کرد؟‬

43:53.460 --> 43:55.420
‫اون‌هو، بیا بریم یه جای خلوت‌تر--‬

43:55.445 --> 43:58.825
‫اون خبرنگار نیست.‬
‫عکاسیه که من استخدام کردم.‬

44:00.800 --> 44:01.800
‫چی؟‬

44:01.880 --> 44:04.050
‫ما کلاً فقط یه عکس با هم گرفتیم.‬

44:04.140 --> 44:06.510
‫همون هم وقتی سرنوشتت برگشت،‬
‫غیب شد.‬

44:07.280 --> 44:08.860
‫این همیشه اذیتم می‌کرد.‬

44:10.126 --> 44:11.850
‫ولی این چه ربطی داره به...‬

44:13.020 --> 44:15.400
‫کلی وقتِ دیگه،‬

44:16.150 --> 44:18.610
‫حداقل به یه چیزِ دیگه نیاز دارم‬
‫که باهاش یادت بیفتم.‬

44:23.810 --> 44:28.520
‫تازه، شنیدم جوونای این دوره زمونه‬
‫توی قرارهاشون کلی عکس می‌گیرن.‬

44:28.740 --> 44:30.710
‫ما فقط باید بریم سرِ قرارمون،‬

44:31.446 --> 44:33.946
‫و اونا خاطراتمون رو واسمون ثبت می‌کنن.‬

44:35.833 --> 44:39.623
‫ولی چطوری قرار بذاریم؟‬
‫خیلی ضایعه.‬

44:39.760 --> 44:41.050
‫نگرانش نباش.‬

44:42.142 --> 44:45.133
‫جادوشون کردم،‬
‫واسه همین هیچی یادشون نمی‌مونه.‬

44:45.340 --> 44:46.680
‫پس ما‬

44:47.310 --> 44:49.220
‫حتی اگه بخوایم می‌تونیم همدیگه رو ببوسیم.‬

44:51.850 --> 44:52.890
‫چی؟‬

44:53.045 --> 44:55.375
‫اوه، راستی. حداقل باید‬
‫با عکاس سلام و علیک کنیم.‬

44:55.400 --> 44:56.940
‫شماها قبلاً همدیگه رو دیدین، مگه نه؟‬

44:57.020 --> 44:58.230
‫هی، تو. آقایِ عکاس!‬

44:59.400 --> 45:01.780
‫سلام، شی‌یول! خیلی وقته ندیدمت.‬

45:01.805 --> 45:04.015
‫آقایِ اوه! شما چطوری--‬

45:04.040 --> 45:05.410
‫من واقعاً خوشم اومد‬

45:05.435 --> 45:07.305
‫که اون عکاسیِ ماهِ پیشت‬
‫انقدر خوب از آب دراومد.‬

45:07.330 --> 45:10.171
‫واسه همین مخصوصاً اونو واسه‬
‫عکاسیِ دونفره‌مون استخدام کردم.‬

45:10.950 --> 45:12.540
‫صبر کن...‬

45:12.565 --> 45:15.525
‫آقایِ اوه داره از قرارِ ما عکس می‌گیره؟‬

45:15.550 --> 45:17.300
‫ولی اون توی کارِ خودش بهترین عکاسه.‬

45:20.300 --> 45:21.550
‫این دیگه واسه چیه؟‬

45:21.630 --> 45:24.510
‫یه تیمِ فیلم‌برداری هم صدا کردم.‬

45:25.180 --> 45:28.150
‫عکس خوبه،‬
‫اما ویدیو حس و حال رو یه جورِ دیگه ثبت می‌کنه.‬

45:28.175 --> 45:30.135
‫از این به بعد، تمامِ لحظه‌های قرارهامون‬

45:30.160 --> 45:32.330
‫توسطِ بهترین کادرِ این حرفه ضبط می‌شه.‬

45:32.600 --> 45:35.520
‫ای بابا، واقعاً همه‌ی اینا لازمه؟‬

45:35.720 --> 45:38.270
‫با کارگردان هم سلام کن.‬
‫قراره زیاد ببینیش.‬

45:39.480 --> 45:41.070
‫- آقایِ کارگردان!‬
‫- بله!‬

45:41.570 --> 45:44.150
‫سلام، آقایِ کانگ!‬

45:44.240 --> 45:45.820
‫سلام.‬

45:45.910 --> 45:48.870
‫اون جشنواره کن رفته و اسکار هم برده.‬

45:49.580 --> 45:51.410
‫فکر کردم برای فیلم‌برداری از قرارهامون گزینه‌ی خوبی باشه،‬

45:51.490 --> 45:52.790
‫واسه همین مخصوصاً اونو رزرو کردم.‬

45:52.870 --> 45:55.120
‫چون صورتت درست معلوم نیست،‬

45:55.210 --> 45:57.000
‫چطوره ماسکت رو برداری؟‬

45:57.080 --> 45:59.540
‫درسته. حتماً، آقای کارگردان.‬

45:59.630 --> 46:00.920
‫دوربین‌ها دارن ضبط می‌کنن.‬

46:01.006 --> 46:02.926
‫دیدی؟ کارش رو بلده.‬

46:03.590 --> 46:04.590
‫بریم.‬

46:13.020 --> 46:14.060
‫اون‌هو.‬

46:26.530 --> 46:28.860
‫خوشمزه‌ست.

46:50.180 --> 46:52.010
‫یه لحظه. صبر کن.‬

46:52.865 --> 46:56.035
‫پس‌زمینه اینجا عالیه.‬
‫می‌شه شما دوتا همون‌جا بایستید؟‬

46:56.060 --> 46:58.810
‫واقعاً؟ فکر می‌کنی جای خوبی برای عکس گرفتن باشه؟‬

46:58.890 --> 47:00.520
‫عالیه!‬

47:00.600 --> 47:02.730
‫شی‌یول، لبخند بزن!‬

47:03.730 --> 47:05.320
‫سعی کن طبیعی به نظر بیای!‬

47:07.990 --> 47:10.240
‫می‌شه یه ژست دیگه بگیرید؟‬

47:10.740 --> 47:11.780
‫یه ژست دیگه؟‬

47:13.200 --> 47:14.540
‫مثلاً همو ببوسید یا یه همچین چیزی.‬

47:15.240 --> 47:17.460
‫آخه اینجا خیلی شلوغه.‬

47:18.308 --> 47:19.938
‫کسی یادش نمی‌مونه.‬

47:19.963 --> 47:22.093
‫خیالت راحت، نمی‌ذارم‬
‫هیچ خبری تو رسانه‌ها پخش بشه.‬

47:23.130 --> 47:24.130
‫بیا.‬

47:31.090 --> 47:33.220
‫خب، عالی بود.‬

47:42.690 --> 47:44.860
‫امروز خیلی خوش گذشت، نه؟‬

47:45.650 --> 47:46.570
‫آره.‬

47:47.780 --> 47:50.990
‫وایسا، بذار موهات رو درست کنم.‬

47:51.070 --> 47:52.320
‫باشه.‬

47:55.200 --> 47:57.040
‫حالا چیکار کنیم؟‬

47:57.120 --> 47:58.700
‫خب...‬

48:00.040 --> 48:01.290
‫داشتم فکر می‌کردم‬

48:02.210 --> 48:04.880
‫شاید بهتر باشه بریم یه جایی‬
‫که این‌قدر شلوغ نباشه.‬

48:07.300 --> 48:08.710
‫چی؟‬

48:09.260 --> 48:12.390
‫کلی عکس و فیلم گرفتیم،‬
‫واسه همین دلم می‌خواد باهات تنها باشم.‬

48:13.050 --> 48:14.800
‫فقط خودمون دوتا؟‬

48:18.930 --> 48:20.230
‫اگه این‌طوریه،‬

48:22.270 --> 48:24.110
‫می‌خوای بریم خونه‌ی من؟‬

48:25.690 --> 48:26.940
‫چی؟‬

48:42.500 --> 48:43.580
‫بیا تو.‬

48:47.040 --> 48:51.010
‫وای. پس اینجا واقعاً کره‌ی شمالی‌یه.‬

48:51.630 --> 48:53.340
‫دفعه‌ی قبل که اینجا بودم اینو نمی‌دونستم.‬

48:54.590 --> 48:56.550
‫خب، اینجا کوهستان میوهیانگ‌سانه.‬

48:59.220 --> 49:01.520
‫پسر، خیلی وقته اینجا نیومدم.‬

49:02.140 --> 49:03.810
‫یه بار ده سال پیش اومدم اینجا.‬

49:11.240 --> 49:14.950
‫یعنی تمام این مدت تو این جای به این بزرگی‬
‫تنهایی زندگی می‌کردی؟‬

49:15.610 --> 49:16.660
‫تمام این مدت؟‬

49:21.250 --> 49:22.330
‫آره.‬

49:22.960 --> 49:23.870
‫ظاهراً.‬

49:34.130 --> 49:35.180
‫این چیه؟‬

49:36.720 --> 49:37.800
‫هیچی، فقط‬

49:38.550 --> 49:40.310
‫با خودم فکر کردم حتماً خیلی تنها بودی.‬

49:51.190 --> 49:52.490
‫هی، اومدی خونه.‬

49:55.490 --> 49:56.360
‫هی!‬

49:56.450 --> 49:59.410
‫وقتی من خونه نبودم‬
‫تو تو خونه‌ی من چیکار می‌کنی؟‬

49:59.490 --> 50:01.160
‫عه، بهم بر خورد.‬

50:01.660 --> 50:02.790
‫خیلی وقته ندیدمت.‬

50:02.815 --> 50:05.695
‫آره، خیلی وقته.‬

50:07.630 --> 50:12.710
‫نمی‌دونم چرا،‬
‫ولی حس می‌کنم کلاً عوض شدی.‬

50:12.735 --> 50:15.235
‫درسته، اونم یه روباه نُه دم شد.‬

50:15.380 --> 50:16.340
‫اون روز، ده سال پیش.‬

50:17.510 --> 50:19.373
‫وقتی خودش رو فدای تو کرد،‬

50:19.398 --> 50:21.358
‫مهره‌ی روباه من‬
‫کلی قدرت معنوی جذب کرد.‬

50:22.770 --> 50:24.060
‫که این‌طور.‬

50:28.560 --> 50:31.020
‫در ضمن، لازم نیست ازم تشکر کنی.‬

50:31.820 --> 50:32.690
‫ببخشید؟‬

50:32.715 --> 50:35.965
‫من کسی بودم که درمانت کرد، شی‌یول.‬

50:36.820 --> 50:38.320
‫هی!‬

50:40.160 --> 50:42.330
‫چیه؟ حقشه که بدونه.‬

50:43.240 --> 50:45.620
‫ده سال پیش، ازم یه خواهشی کرد؛‬

50:45.645 --> 50:49.065
‫همون موقعی که گفت به‌خاطر اون عوضی‌ها،‬
‫مهره‌ی روباه منو قایم کرده.‬

50:50.790 --> 50:53.500
‫اگه یه روزی از این دنیا رفتم‬

50:54.050 --> 50:58.090
‫و دیگه نتونستم از شی‌یول محافظت کنم...‬

50:59.300 --> 51:00.180
‫چی؟‬

51:01.760 --> 51:03.260
‫اگه اون روز برسه،‬

51:04.430 --> 51:05.890
‫ازت می‌خوام بیای وسط‬

51:06.966 --> 51:09.136
‫و شی‌یول رو برام نجات بدی.‬

51:12.270 --> 51:15.650
‫من تازه روباه نُه دم شده بودم،‬
‫واسه همین قدرت معنوی زیادی نداشتم.‬

51:15.675 --> 51:18.395
‫پس مجبور شدم از تمام ذره‌ذره‌ی قدرتم استفاده کنم‬

51:18.420 --> 51:20.710
‫تا نذارم به‌خاطر اون بیماری قلبی بمیری.‬

51:20.910 --> 51:23.160
‫به‌خاطر همین موضوع سال‌ها زجر کشیدم.‬

51:24.200 --> 51:26.120
‫واقعاً نمی‌خوای بری خونه‌ت؟‬

51:26.145 --> 51:28.235
‫دیگه دست از سر اینجا بردار!‬

51:29.296 --> 51:32.306
‫تمام این مدت داشتی منو بغل می‌کردی،‬

51:32.331 --> 51:35.671
‫و زارزار گریه می‌کردی،‬
‫همه‌اش چون دلتنگ شی‌یول بودی.‬

51:35.767 --> 51:38.057
‫و حالا داری می‌گی‬
‫دیگه بهم احتیاج نداری؟‬

51:38.727 --> 51:39.767
‫خونه‌ی خودت هم که خیلی بزرگه.‬

51:39.840 --> 51:41.180
‫به خدا که...‬

51:41.260 --> 51:43.970
‫می‌شه لطفاً خفه شی؟‬

51:44.510 --> 51:45.890
‫نگاهش کن!‬

51:49.480 --> 51:50.480
‫نمی‌خوامش.‬

51:57.440 --> 51:59.900
‫وای، به زور از دستش خلاص شدم.‬

52:01.323 --> 52:04.903
‫از وقتی یه دم دیگه درآورده،‬
‫بدجوری به یه روباه مکار تبدیل شده.‬

52:05.080 --> 52:07.370
‫جدی دیگه نمی‌تونم از پسش بربیام.‬

52:08.040 --> 52:09.250
‫واقعاً؟‬

52:09.330 --> 52:11.870
‫راستش من از دیدنش خیلی خوش‌حال شدم.‬

52:12.540 --> 52:14.250
‫خاطرات قدیمی رو برام زنده کرد.‬

52:14.340 --> 52:18.010
‫اگه فکر می‌کنی مثل قبله، باید خیلی مراقب باشی.‬

52:18.090 --> 52:21.590
‫فکر کنم اخلاقش حتی از منم بدتر شده.‬

52:22.220 --> 52:23.340
‫نه بابا.‬

52:23.970 --> 52:25.390
‫غیرممکنه.‬

52:25.470 --> 52:26.810
‫جدی می‌گم.‬

52:27.430 --> 52:30.390
‫ده سال پیش فقط زندگی تو و ووسوک نبود که به حالت قبل برگشت.‬

52:31.140 --> 52:33.770
‫به خاطر من، اون رماله، جانگ دوچول یا هر کوفت دیگه‌ای،‬

52:33.850 --> 52:37.610
‫به خاطر پس‌زدنِ انرژیِ روحانی،
‫ عملاً یه مرده‌ی متحرک بود.‬

52:37.690 --> 52:39.280
‫اما اونم دوباره زنده شد.‬

52:53.080 --> 52:55.830
‫حدس می‌زنم چون یه ذره قدرت روحانی داشت،‬

52:55.913 --> 52:59.123
‫انگار وقتی بیدار شده،‬
‫همه چیزو یادش بوده.‬

52:59.210 --> 53:00.380
‫خب؟‬

53:00.405 --> 53:04.665
‫باید به چشم یه فرصت دوباره بهش نگاه
‫می‌کرد و سرش به کار خودش می‌بود،‬

53:04.800 --> 53:07.180
‫اما دوباره رفت دنبال مهره‌ی روباه.‬

53:07.260 --> 53:08.760
‫احمقِ بی‌ملاحظه.‬

53:35.420 --> 53:39.090
‫رفت به کوهستان سوراکسان، دنبال
‫یه روباه هشت‌دمِ بی‌دردسر می‌گشت،‬

53:40.170 --> 53:42.840
‫اما به جاش به پستِ یه روباه نُه‌دمِ عصبانی خورد.‬

53:43.970 --> 53:47.890
‫اینطوری شد که به همون سرنوشت
‫شومی دچار شد که توی زندگی قبلیش داشت.‬

53:49.260 --> 53:50.890
‫که اینطور.‬

53:51.720 --> 53:52.770
‫آهان، راستی.‬

53:53.560 --> 53:57.600
‫پس چه بلایی سر لی یون اومد، همون
‫پسره که بهم شلیک کرد؟‬

53:58.480 --> 54:00.980
‫توی اخبار دیدم که زندانه.‬

54:01.070 --> 54:03.150
‫اونم کارِ این روباهه بود؟‬

54:03.740 --> 54:06.410
‫- نه، کارِ گوم‌هو نبود.‬
‫- هی، ولم کن!‬

54:06.545 --> 54:08.215
‫خودش این بلا رو سر خودش آورد.‬

54:08.240 --> 54:10.240
‫ما دقیقاً می‌دونیم کی هستی.‬
‫واسه همین اینجاییم.‬

54:10.330 --> 54:11.870
‫بیا بی‌سر و صدا بریم.‬

54:12.540 --> 54:13.660
‫لعنتی!‬

54:13.685 --> 54:16.145
‫نه گوم‌هو و نه من، هیچ‌کدوم کاری نکردیم.‬

54:16.170 --> 54:18.710
‫خودش یه کاری کرد که پاش به زندان باز بشه.‬

54:22.710 --> 54:24.920
‫اما... «گوم‌هو»؟‬

54:25.880 --> 54:28.180
‫آره، یه دم دیگه درآورد.‬

54:28.205 --> 54:31.455
‫چون سخت بود هی بهش بگیم
‫روباه هشت‌دم، براش یه اسم گذاشتم.‬

54:32.510 --> 54:34.890
‫تو هم می‌تونی گوم‌هو صداش کنی.‬

54:37.060 --> 54:39.060
‫بگذریم، بیا حالا درباره‌ی تو حرف بزنیم.‬

54:39.550 --> 54:42.590
‫فکر کردی بعد از بازنشستگی می‌خوای چیکار کنی؟‬

54:44.546 --> 54:45.530
‫آره.‬

54:46.643 --> 54:49.023
‫به عنوان بازیکن به اندازه‌ی کافی تلاش کردم،‬

54:49.430 --> 54:52.310
‫واسه همین دارم فکر می‌کنم
‫ یه مدتی مالک باشگاه باشم.‬

54:52.490 --> 54:53.660
‫جدی می‌گم.‬

54:54.330 --> 54:55.200
‫مالک باشگاه؟‬

54:56.080 --> 54:57.210
‫راستش،‬

54:58.250 --> 55:00.580
‫ده سال پیش یه تیم خریدم.‬

55:02.880 --> 55:03.750
‫پسر.‬

55:04.550 --> 55:06.760
‫مربی، بازی داره شروع می‌شه.‬

55:06.840 --> 55:08.840
‫این خبر خیلی مهمی که می‌گفتی چیه؟‬

55:08.930 --> 55:10.220
‫چی شده؟‬

55:10.245 --> 55:12.835
‫چرا هیچی نمی‌گی و ما رو تو خماری گذاشتی؟‬

55:12.860 --> 55:14.990
‫هی، یه کم صبر کن، باشه؟‬

55:22.560 --> 55:24.650
‫- این دیگه چیه...؟‬
‫- وای خدای من.‬

55:25.530 --> 55:26.490
‫عجب.‬

55:26.570 --> 55:27.570
‫- هی!‬
‫- ببخشید.‬

55:27.650 --> 55:30.410
‫- غریبه‌ها نمی‌تونن همین‌طوری بیان اینجا...‬
‫- چیسو، صبر کن!‬

55:30.490 --> 55:33.160
‫اون... کانگِ...‬

55:33.240 --> 55:34.950
‫- کانگ...‬
‫- چی داری می‌گی؟‬

55:35.040 --> 55:37.000
‫واو!‬

55:37.080 --> 55:39.960
‫کانگ... شی‌یول؟‬

55:40.446 --> 55:44.866
‫یه کف مرتب بزنید واسه بازیکنی که
‫همین الان تیممون رو خریده، کانگ شی‌یول...‬

55:45.000 --> 55:45.880
‫نه، صبر کنید.‬

55:45.960 --> 55:48.920
‫یه کف مرتب بزنید واسه
‫مالک باشگاهمون، کانگ شی‌یول!‬

55:53.930 --> 55:55.680
‫صبر کن...‬

55:56.220 --> 55:59.230
‫پس... آقای کانگ شی‌یول،‬

55:59.310 --> 56:01.600
‫- باورم نمی‌شه.‬
‫- من یکی از طرفدارای پر و پا قرصتونم.‬

56:01.690 --> 56:04.730
‫و شما... الگوی من هستید.‬

56:05.610 --> 56:06.730
‫واقعاً؟‬

56:06.820 --> 56:10.450
‫اصلاً فکر نمی‌کردم اینطوری
‫درباره‌ام فکر کنی، سو بوم.‬

56:11.070 --> 56:12.280
‫چی؟‬

56:12.360 --> 56:13.660
‫وای خدای من.‬

56:13.740 --> 56:15.660
‫اسم منو از کجا می‌دونید؟‬

56:16.830 --> 56:17.830
‫معلومه که می‌دونم.‬

56:19.120 --> 56:20.620
‫ما دیگه توی یه تیم هستیم.‬

56:21.670 --> 56:24.630
‫خب، بقیه این روزا چیکار می‌کنن؟‬

56:25.130 --> 56:26.130
‫خب،‬

56:26.210 --> 56:29.130
‫بوم هنوز داره با تیم کار می‌کنه.‬

56:29.210 --> 56:30.800
‫اون مدیر کلِ ماست.‬

56:31.533 --> 56:33.243
‫خودت که می‌دونی حساب‌کتابش چقدر دقیقه.‬

56:33.782 --> 56:36.072
‫فکر کنم توی این کار از دوران بازیکنیش هم بهتره.‬

56:38.220 --> 56:39.560
‫و بقیه؟‬

56:40.180 --> 56:43.560
‫کیونگ‌هون بالاخره جایگاه دروازه‌بان اصلی رو گرفت،‬

56:43.585 --> 56:47.255
‫جونگ‌به زود بازنشسته شد
‫و رستوران خونوادگیشون رو چرخوند.‬

56:48.176 --> 56:50.926
‫آره، «گالبی»هاشون واقعاً خوشمزه‌ست.‬

56:51.400 --> 56:56.070
‫چیسو هم انتقالی گرفت و رفت دسته‌ی دوم.‬

56:56.095 --> 56:58.496
‫و الان داره توی «کی‌لیگ» بازی می‌کنه.‬

56:59.196 --> 57:00.616
‫حتی به تیم ملی هم رسید.‬

57:01.080 --> 57:04.580
‫خب، انتخاب شدنش غافلگیرکننده بود‬
‫و کلاً یه بازی کرد.‬

57:05.420 --> 57:06.840
‫تحسین‌برانگیزه.‬

57:10.840 --> 57:12.800
‫خوب می‌شه یه وقت ببینمشون،‬

57:12.880 --> 57:14.970
‫هرچند احتمالاً اصلاً منو یادشون نیست.‬

57:17.180 --> 57:19.850
‫بیا بعدا با هم یه غذا بخوریم.‬

57:20.850 --> 57:21.850
‫باشه.‬

57:50.920 --> 57:52.420
‫حتماً خیلی خسته بوده.‬

58:18.490 --> 58:22.290
‫آرامگاه ابدی کانگ سی-یول‬
‫۱۰ ژوئن ۱۹۹۸ - ۲۰ مارس ۲۰۹۶‬

58:22.370 --> 58:23.500
‫اون‌هو.‬

58:26.420 --> 58:27.710
‫چی شده؟‬

58:29.330 --> 58:31.500
‫نه... چیزی نیست.‬

58:32.160 --> 58:34.830
‫فکر کنم آینده‌ی دورمون رو دیدم.‬

58:36.590 --> 58:37.880
‫آینده‌ی بدیه؟‬

58:39.510 --> 58:42.890
‫نه واقعاً، فقط یکم غم‌انگیزه.‬

58:46.140 --> 58:47.690
‫زیاد نگران نباش.‬

58:47.770 --> 58:50.020
‫تصمیم گرفتم دیگه با این‌جور چیزا‬
‫به هم نریزم.‬

58:50.556 --> 58:52.436
‫همون‌طور که قبلاً بهت گفتم،‬

58:52.476 --> 58:54.766
‫اولین باری که دیدمت، آینده رو دیدم.‬

58:55.690 --> 58:57.570
‫اولش دیدم که دوستت موفق می‌شه،‬

58:57.650 --> 59:00.280
‫بعد توی همون آینده،‬
‫این تو بودی که موفق شدی.‬

59:02.536 --> 59:03.496
‫اون موقع،‬

59:04.261 --> 59:06.410
‫فکر کردم شاید اشتباه دیدم،‬

59:06.500 --> 59:08.620
‫و بی‌خیالش شدم.‬

59:09.580 --> 59:12.380
‫ولی وقتی به تمام چیزایی که‬
‫از سر گذروندیم فکر می‌کنم...‬

59:14.800 --> 59:17.300
‫اون آینده‌ای بود که واقعاً اتفاق افتاد.‬

59:18.936 --> 59:20.806
‫چون من توی سرنوشتت دخالت کردم‬

59:21.263 --> 59:24.303
‫و برای مدت کوتاهی‬
‫سرنوشتت رو با دوستت عوض کردم.‬

59:28.480 --> 59:31.980
‫پس از همون لحظه‌ای که ۱۹ سال پیش همدیگه رو دیدیم،‬

59:33.480 --> 59:36.190
‫سرنوشتمون این بود که به اینجا برسیم.‬

59:37.860 --> 59:39.030
‫آره.‬

59:44.280 --> 59:46.660
‫پس این آینده‌ی غم‌انگیزی که الان دیدی‬

59:47.580 --> 59:49.750
‫بالاخره یه روزی اتفاق می‌افته، درسته؟‬

59:50.370 --> 59:52.960
‫و تو واقعاً باهاش مشکلی نداری؟‬

59:59.090 --> 01:00:00.430
‫مشکلی ندارم.‬

01:00:01.090 --> 01:00:03.850
‫فقط چون یه لحظه از آینده رو می‌دونم‬

01:00:03.930 --> 01:00:06.100
‫و می‌تونم نتیجه رو حدس بزنم،‬

01:00:06.180 --> 01:00:09.520
‫یاد گرفتم که معنیش این نیست که‬
‫از مسیر یا مفهومش خبر دارم.‬

01:00:10.850 --> 01:00:15.690
‫پس توی عشق و زندگی‌مون، هر پایانی که بیاد،‬

01:00:17.190 --> 01:00:18.740
‫فقط باهاش روبرو می‌شم.‬

01:00:20.570 --> 01:00:24.910
‫فقط وقتی می‌فهمم‬
‫اون پایان واقعاً چه معنایی برام داره‬

01:00:24.990 --> 01:00:28.540
‫که همه‌اش رو زندگی کرده باشم.‬

01:00:54.060 --> 01:00:55.360
‫تو چی فکر می‌کنی؟‬

01:00:56.570 --> 01:00:57.480
‫قشنگه.‬

01:00:57.570 --> 01:01:00.030
‫خودمون دوتا توی یه جزیره‌ی متروکه.‬

01:01:00.110 --> 01:01:01.110
‫یه جورایی رمانتیکه.‬

01:01:02.793 --> 01:01:03.963
‫مگه نه؟‬

01:01:05.243 --> 01:01:07.283
‫دارم اونجا یه خونه‌ی دو طبقه می‌سازم،‬

01:01:07.490 --> 01:01:09.160
‫ولی فعلاً دارم نقشه‌های‬
‫طبقات رو اصلاح می‌کنم.‬

01:01:09.240 --> 01:01:11.370
‫قرار بود یه ویلای اختصاصی برای خودم باشه،‬

01:01:11.450 --> 01:01:13.210
‫ولی چون حالا قراره با هم زندگی کنیم،‬

01:01:13.290 --> 01:01:15.130
‫نقشه‌اش خیلی تغییر کرد.‬

01:01:15.216 --> 01:01:17.466
‫اوه، اونجا؟‬

01:01:18.800 --> 01:01:20.170
‫می‌تونیم الان بریم ببینیمش؟‬

01:01:20.260 --> 01:01:21.380
‫البته.‬

01:01:24.090 --> 01:01:25.430
‫بریم.‬

01:01:29.970 --> 01:01:32.270
‫اگه چیزی لازم داشتی، فقط بهم بگو.‬

01:01:32.350 --> 01:01:33.980
‫حتماً توی نقشه میارمش.‬

01:01:34.443 --> 01:01:37.573
‫خب، از چیزایی که شنیدم، به نظر می‌رسه همه‌چی ردیفه.‬

01:01:39.400 --> 01:01:40.610
‫تازه،‬

01:01:41.690 --> 01:01:43.650
‫من فقط تورو کنارم نیاز دارم.‬

01:01:45.660 --> 01:01:47.070
‫بسه دیگه.‬

01:01:49.030 --> 01:01:53.000
‫راستی، اسکله قراره کجا باشه؟‬

01:01:53.790 --> 01:01:54.750
‫چی؟‬

01:01:55.330 --> 01:01:56.830
‫اسکله.‬

01:01:56.920 --> 01:01:58.380
‫برای رفت‌وآمد قایق‌ها.‬

01:01:59.790 --> 01:02:01.000
‫چرا به اون نیاز داریم؟‬

01:02:02.260 --> 01:02:04.970
‫می‌تونی همین‌طوری دستم رو بگیری‬
‫و این‌طوری رفت‌وآمد کنی.‬

01:02:05.050 --> 01:02:06.800
‫این‌طوری خیلی سریع‌تر و راحت‌تره.‬

01:02:07.470 --> 01:02:08.850
‫نه، ولی باز هم...‬

01:02:10.010 --> 01:02:11.720
‫وقتی اینجا نیستی چیکار کنم؟‬

01:02:11.810 --> 01:02:14.310
‫بهم زنگ بزن. کارت ویزیت رو بسوزون.‬

01:02:14.390 --> 01:02:16.650
‫اوه، در مورد اون...‬

01:02:17.230 --> 01:02:18.560
‫چطوری بگم؟‬

01:02:19.090 --> 01:02:21.640
‫می‌دونم احتمالاً زیاد پیش نمیاد،‬

01:02:21.900 --> 01:02:24.070
‫ولی اگه با هم دعوامون بشه چی،‬

01:02:24.150 --> 01:02:28.320
‫یا اگه از دستم عصبانی بشی؟‬
‫هر اتفاقی ممکنه بیفته.‬

01:02:28.345 --> 01:02:31.555
‫اون‌وقت تا وقتی آروم بشی‬
‫توی این جزیره گیر می‌افتم؟‬

01:02:32.240 --> 01:02:33.250
‫البته.‬

01:02:33.330 --> 01:02:36.290
‫فکر کردی قرار گذاشتن با یه روباه نُه دم‬
‫به همین راحتی‌هاست؟‬

01:02:38.257 --> 01:02:39.427
‫چی؟‬

01:02:42.340 --> 01:02:43.380
‫شوخی می‌کنم.‬

01:02:44.050 --> 01:02:46.420
‫اسکله رو اونجا می‌سازم.‬

01:02:47.300 --> 01:02:49.510
‫یه قایق تفریحی هم سفارش دادم.‬

01:02:51.220 --> 01:02:53.220
‫اوه، که این‌طور.‬

01:02:53.930 --> 01:02:55.020
‫خیالم راحت شد.‬

01:02:56.980 --> 01:02:59.980
‫الان واقعاً قیافه‌ت شبیه آدمای بی خیاله.‬

01:03:00.980 --> 01:03:03.570
‫نه، اصلاً هم این‌طور نیست.‬

01:03:04.320 --> 01:03:05.280
‫نگران نباش.‬

01:03:05.360 --> 01:03:07.610
‫داشتن قایق معنیش این نیست که‬
‫نمی‌تونم اینجا نگهت دارم.‬

01:03:07.700 --> 01:03:09.780
‫اوه، بی‌خیال، تمومش کن.‬

01:03:09.860 --> 01:03:11.570
‫واقعاً منو می‌ترسونه.‬

01:03:12.204 --> 01:03:15.000
‫پس فقط باهام درست رفتار کن،‬
‫اون‌وقت چیزیت نمی‌شه.‬

01:03:18.080 --> 01:03:19.670
‫چه خوبه.‬

01:03:20.460 --> 01:03:23.710
‫حس می‌کنم چیزی جز خوش‌بختی‬
‫پیشِ رومون نیست.‬

01:03:23.800 --> 01:03:24.750
‫مگه نه؟‬

01:03:26.300 --> 01:03:28.880
‫آره. باهات خوب می‌مونم.‬

01:03:38.270 --> 01:03:39.350
‫چه خوبه.‬

01:03:39.800 --> 01:03:59.800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
