1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:52,460 --> 00:00:54,300
‫شی‌یول، امکان نداره.‬

4
00:00:54,325 --> 00:00:57,165
‫می‌دونم. همه‌چیزو دیدم،‬
‫قرار نیست بمیری.‬

5
00:00:57,190 --> 00:01:02,450
‫پس انقدر نگرانم نکن‬
‫و لطفاً بیدار شو، باشه؟‬

6
00:01:03,390 --> 00:01:05,489
‫فشارِ خونِ مریض داره میفته.‬

7
00:01:06,976 --> 00:01:09,230
‫نه، شی‌یول.‬

8
00:01:10,163 --> 00:01:12,230
‫تو رو خدا، نجاتش بدید.‬

9
00:01:12,320 --> 00:01:14,820
‫هر کاری بگید می‌کنم، تو رو خدا.‬

10
00:01:14,900 --> 00:01:16,530
‫تو رو خدا.

11
00:01:16,610 --> 00:01:18,870
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.‬

12
00:01:19,910 --> 00:01:21,160
‫شی‌یول.‬

13
00:01:21,836 --> 00:01:22,956
‫نه...‬

14
00:01:23,620 --> 00:01:25,460
‫خواهش می‌کنم، نه.‬

15
00:01:25,833 --> 00:01:27,163
‫نمی‌تونید بیاید تو.‬

16
00:01:52,610 --> 00:01:56,320
‫قسمت ۱۲‬
‫عشقِ بدونِ حسرت‬

17
00:01:56,400 --> 00:01:58,990
‫بیمارستانِ ووسونگ‬

18
00:02:06,620 --> 00:02:08,210
‫این چیه؟

19
00:02:09,750 --> 00:02:10,880
‫این مهره‌ی روباهه.‬

20
00:02:12,001 --> 00:02:12,961
‫بله؟‬

21
00:02:12,986 --> 00:02:16,156
‫گفتی اون جادوگر دنبالِ اینه.‬

22
00:02:17,760 --> 00:02:21,720
‫ممکنه ازم بگیرنش،‬
‫واسه همین می‌خوام یه مدتی پیشِ تو جاش امن باشه.‬

23
00:02:24,310 --> 00:02:27,810
‫اما واقعاً مشکلی نداره که این پیشِ من بمونه؟‬

24
00:02:29,230 --> 00:02:31,100
‫نباید خطرناک باشه،‬

25
00:02:31,703 --> 00:02:33,753
‫فقط درش رو باز نکن.

26
00:02:35,753 --> 00:02:38,253
‫شاید شبیه یه جعبه‌ی چوبیِ معمولی به نظر بیاد،‬

27
00:02:38,278 --> 00:02:41,738
‫اما یه روباهِ هشت‌دم از آخرین ذره‌ی
‫قدرتِ ماورایی‌ش استفاده کرده تا مهرومومش کنه.‬

28
00:02:42,840 --> 00:02:44,800
‫اینطوری اون جادوگرِ بدبخت‬

29
00:02:45,479 --> 00:02:48,899
‫نمی‌تونه انرژیِ مهره رو پیدا کنه،‬
‫چه برسه به خودِ روباهِ هشت‌دم.‬

30
00:02:49,346 --> 00:02:51,216
‫نه، منظورم این نبود.‬

31
00:02:51,241 --> 00:02:53,781
‫درسته که چنین چیز مهمی رو بسپاری به من؟

32
00:02:55,460 --> 00:02:56,760
‫چرا که نه؟‬

33
00:02:57,550 --> 00:02:59,050
‫خب، آخه...‬

34
00:03:00,630 --> 00:03:02,186
‫تو همه‌چیزو می‌دونی.‬

35
00:03:06,560 --> 00:03:08,520
‫می‌دونی من چه جور آدمیم،‬

36
00:03:09,390 --> 00:03:12,150
‫می‌دونی تهِ دلم واقعاً چطوری‌ام.‬

37
00:03:13,860 --> 00:03:15,190
‫خودتو تحویل نگیر.‬

38
00:03:15,690 --> 00:03:18,110
‫اونقدرها هم خاص نیستی.‬

39
00:03:18,740 --> 00:03:21,070
‫فکر کردی آدم‌ بده بودن کارِ راحتیه؟‬

40
00:03:21,496 --> 00:03:25,586
‫اعتقاد ندارم که آدما ذاتاً خوب باشن،‬

41
00:03:25,780 --> 00:03:30,540
‫اما فکر هم نمی‌کنم که کاملاً شرور یا خودخواه باشن.‬

42
00:03:32,040 --> 00:03:34,290
‫حتی اگه تهِ وجودت یه جنبه‌ی زشت هم داشته باشی،‬

43
00:03:34,799 --> 00:03:37,089
‫مطمئنم که همه‌ی وجودت اون نیست.‬

44
00:03:40,670 --> 00:03:42,590
‫راستش، نمی‌دونم.‬

45
00:03:42,680 --> 00:03:44,140
‫اولش،‬

46
00:03:44,930 --> 00:03:47,510
‫خودمم فکر نمی‌کردم آدمِ بدی باشم.‬

47
00:03:48,423 --> 00:03:50,973
‫اما از یه جایی به بعد،‬

48
00:03:51,100 --> 00:03:53,440
‫- فهمیدم که خیلی... -‬
‫- بدبخت شدی.‬

49
00:03:54,520 --> 00:03:56,110
‫همینه که هست.‬

50
00:03:56,135 --> 00:04:00,935
‫اگه با نشون دادنِ بدترین جنبه‌ی خودت زندگی کنی،‬
‫فقط بیشتر و بیشتر غرق می‌شی.‬

51
00:04:05,370 --> 00:04:06,580
‫نگرانِ این نباش.‬

52
00:04:07,200 --> 00:04:08,660
‫من مراقبشم.‬

53
00:04:09,370 --> 00:04:15,380
‫اما واقعاً راهی هست که من
‫و شی‌یول زندگیمون رو پس بگیریم؟‬

54
00:04:16,000 --> 00:04:17,840
‫نگران نباش. فقط روی بهتر شدنت تمرکز کن.‬

55
00:04:17,865 --> 00:04:20,155
‫اگه قبل از اینکه بتونم کاری کنم بمیری،‬

56
00:04:20,847 --> 00:04:23,817
‫اون‌وقت دیگه واقعاً هیچ راهی برای درست کردنش نیست.‬

57
00:04:25,176 --> 00:04:26,550
‫اون چیه؟‬

58
00:04:27,800 --> 00:04:30,180
‫اوه، چیزی نیست.‬

59
00:04:31,757 --> 00:04:33,060
‫حوصله‌ت سر نرفته؟‬

60
00:04:34,217 --> 00:04:36,020
‫چرا یکم تلویزیون نگاه نمی‌کنی؟‬

61
00:04:36,980 --> 00:04:40,900
‫قربانیِ تیراندازی به یکی از بیمارستان‌های‬
‫دانشگاهیِ به همان نزدیکی منتقل شد.‬

62
00:04:41,035 --> 00:04:43,375
‫پلیس هویتِ آقای لی، ‬
‫مردی سی و چند ساله رو، ‬

63
00:04:43,400 --> 00:04:46,450
‫به‌عنوانِ مظنونِ اصلی شناسایی کرده و در تعقیبشه.‬

64
00:04:46,475 --> 00:04:51,025
‫لی که نُه سال پیش به خاطر جرایمِ مختلف زندانی شده بود، ‬

65
00:04:51,160 --> 00:04:53,370
‫گفته می‌شه که وارثِ نسلِ چهارمِ گروهِ جی هست.‬

66
00:04:53,395 --> 00:04:56,265
‫اون ظاهراً بلافاصله بعد از آزادی،
‫این اقدامِ انتقام‌جویانه رو انجام داده، ‬

67
00:04:56,423 --> 00:04:57,713
‫که باعثِ شوکه شدنِ افکارِ عمومی شده.‬

68
00:05:01,467 --> 00:05:02,597
‫کِلی.‬

69
00:05:06,340 --> 00:05:07,590
‫انبرک گاز.

70
00:05:08,277 --> 00:05:10,430
‫- گره بزن، لطفاً.‬
‫- بله، دکتر.‬

71
00:05:23,860 --> 00:05:25,150
‫چی شد؟‬

72
00:05:26,700 --> 00:05:28,370
‫ما تمامِ تلاشمون رو کردیم،‬

73
00:05:28,395 --> 00:05:31,435
‫اما قبل از عمل هم خونریزیِ شدیدی داشت،‬

74
00:05:31,580 --> 00:05:34,540
‫و آسیبِ اعضای بدنش خیلی زیاد بود.‬

75
00:05:35,580 --> 00:05:38,710
‫فکر کنم باید خودتونو
‫برای بدترین اتفاق آماده کنید.‬

76
00:05:45,470 --> 00:05:49,300
‫شاید تا صبح دووم نیاره.‬

77
00:05:53,270 --> 00:05:57,310
‫بیدار شو. اصلاً شوخیِ قشنگی نیست.‬

78
00:06:00,690 --> 00:06:01,940
‫چرا آخه...‬

79
00:06:02,623 --> 00:06:04,453
‫به خاطرِ من...‬

80
00:06:06,070 --> 00:06:07,400
‫شی‌یول.‬

81
00:06:07,863 --> 00:06:10,363
‫تا حالا با چنین چیزی روبرو نشده بودم.‬

82
00:06:10,530 --> 00:06:12,580
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.‬

83
00:06:13,476 --> 00:06:16,370
‫من باید چیکار کنم؟‬

84
00:06:18,920 --> 00:06:20,040
‫ترجیح می‌دم...‬

85
00:06:22,130 --> 00:06:24,800
‫ترجیح می‌دم خودم مجازات بشم.‬

86
00:06:24,880 --> 00:06:28,800
‫این همون چیزیه که شماها واقعاً می‌خواید.‬

87
00:06:28,880 --> 00:06:31,470
‫شی‌یول هیچ کارِ اشتباهی نکرده.‬

88
00:06:34,323 --> 00:06:36,243
‫باید چیکار کنم...‬

89
00:06:36,520 --> 00:06:37,810
‫چیکار از دستم برمیاد...‬

90
00:06:46,732 --> 00:06:49,562
‫زمانی می‌رسه که‬
‫باید انتخاب کنی.‬

91
00:06:49,587 --> 00:06:51,667
‫اینکه انسان بشی...

92
00:06:52,553 --> 00:06:55,843
‫یا برای همیشه نابود بشه.‬

93
00:07:06,500 --> 00:07:07,920
‫شی‌یول.‬

94
00:07:09,630 --> 00:07:11,130
‫چی شده؟‬

95
00:07:23,900 --> 00:07:25,400
‫صبر کن.‬

96
00:07:25,480 --> 00:07:26,820
‫دقیقاً داریم کجا می‌ریم؟‬

97
00:07:26,845 --> 00:07:29,055
‫چون گفتی، دنبالت اومدم،‬

98
00:07:29,080 --> 00:07:30,630
‫- ولی چرا اینجاییم...؟‬
‫- فقط...‬

99
00:07:31,450 --> 00:07:33,530
‫این‌جا برام ارزش خاصی داره.‬

100
00:07:34,838 --> 00:07:38,950
‫حداقل باید واسه لحظه‌ی آخرم
‫بتونم جا رو انتخاب کنم‬

101
00:07:41,580 --> 00:07:43,170
‫الان جدی داری اینو می‌گی؟‬

102
00:07:43,195 --> 00:07:46,155
‫گفتی‬
‫شی‌یول ممکنه تا صبح دووم نیاره.‬

103
00:07:52,760 --> 00:07:53,890
‫خب، ببین.‬

104
00:07:55,010 --> 00:07:58,260
‫اون یکی روباهِ نُه‌دم چی؟‬
‫نه، هشت‌دم بود؟‬

105
00:07:58,350 --> 00:08:00,270
‫اون نمی‌تونه کمکی کنه؟‬

106
00:08:00,890 --> 00:08:01,890
‫نمی‌تونه.‬

107
00:08:01,980 --> 00:08:05,900
‫نجات دادنِ یه آدمِ در حالِ مرگ‬
‫از توانِ اون خارجه.‬

108
00:08:05,925 --> 00:08:10,515
‫پس داری بهم می‌گی‬
‫فقط وایستم و مرگِ شی‌یول رو تماشا کنم؟‬

109
00:08:13,070 --> 00:08:15,320
‫فقط یه راه هست.‬

110
00:08:17,200 --> 00:08:18,660
‫ولی...‬

111
00:08:20,120 --> 00:08:22,000
‫به کمکت احتیاج دارم.‬

112
00:08:27,710 --> 00:08:28,800
‫چطوری؟‬

113
00:08:39,886 --> 00:08:42,306
‫این خنجرِ مناسک ساجینه.‬

114
00:08:43,690 --> 00:08:47,520
‫قدرتِ مقدسی داره‬
‫که می‌تونه سرنوشت رو تغییر بده.‬

115
00:08:49,480 --> 00:08:52,400
‫خب، من باید باهاش چیکار کنم؟‬

116
00:08:55,160 --> 00:08:56,410
‫بهم خنجر بزن.‬

117
00:08:59,200 --> 00:09:00,080
‫چی؟‬

118
00:09:01,040 --> 00:09:02,120
‫گفتم، بهم خنجر بزن.‬

119
00:09:02,950 --> 00:09:05,540
‫اون‌وقت من کاملاً‬
‫از این دنیا محو می‌شم،‬

120
00:09:06,363 --> 00:09:09,333
‫و هر چیزی که به‌خاطرِ من‬
‫پیچیده و دگرگون شده بود‬

121
00:09:09,930 --> 00:09:11,590
‫برمی‌گرده به حالتِ اولش.‬

122
00:09:12,420 --> 00:09:13,800
‫اون‌وقت شی‌یول...‬

123
00:09:16,903 --> 00:09:18,953
‫دیگه اینطوری الکی نمی‌میره.

124
00:09:24,310 --> 00:09:25,890
‫ولی بازم...‬

125
00:09:28,730 --> 00:09:30,440
‫وقتی واسه تردید نداریم.‬

126
00:09:30,465 --> 00:09:33,725
‫اگه شی‌یول همین‌طوری بمیره،‬

127
00:09:33,750 --> 00:09:36,040
‫دیگه واقعاً کاری از دستمون برنمیاد.‬

128
00:09:37,660 --> 00:09:39,570
‫و این یعنی تو هم می‌میری.‬

129
00:09:58,260 --> 00:10:01,220
‫این پایانِ منه. لحظه‌ی آخرم.‬

130
00:10:03,060 --> 00:10:07,100
‫حتی یه بار هم چنین پایانی رو تصور نمی‌کردم.‬

131
00:10:28,160 --> 00:10:29,920
‫اما خواهر، ‬

132
00:10:29,945 --> 00:10:32,155
‫فکر کنم بالاخره‬
‫حرفای آخرت رو فهمیدم.‬

133
00:10:32,180 --> 00:10:34,100
‫همونایی که یه عمر وقت گذاشتم‬
‫تا درکشون کنم‬

134
00:10:34,125 --> 00:10:36,285
‫و تا همین لحظه

135
00:10:37,550 --> 00:10:39,550
‫هیچ‌وقت ازش سر در نیاوردم‬

136
00:10:41,653 --> 00:10:45,283
‫پایانم اون چیزی نیست که می‌خواستم، ‬

137
00:10:46,470 --> 00:10:49,730
‫و لحظه‌ی آخرم ممکنه غم‌انگیز باشه.‬

138
00:10:53,940 --> 00:10:55,780
‫اما با این حال...‬

139
00:10:58,196 --> 00:11:01,616
‫منم مثلِ تو، زندگیِ خودم رو کردم.‬

140
00:11:07,040 --> 00:11:08,330
‫بدونِ هیچ پشیمونی‌ای.‬

141
00:12:36,330 --> 00:12:38,840
‫پس بالاخره این‌طوری تموم می‌شه.‬

142
00:12:47,930 --> 00:12:48,970
‫اون‌هو.‬

143
00:13:00,650 --> 00:13:02,820
‫اون‌هو!‬

144
00:13:05,410 --> 00:13:08,280
‫واقعاً من این کارو کردم...؟‬

145
00:13:08,990 --> 00:13:10,290
‫این‌طوری نیست.‬

146
00:13:11,243 --> 00:13:12,870
‫خودم اینو انتخاب کردم.‬

147
00:13:14,416 --> 00:13:15,766
‫فقط طاقت بیار.‬

148
00:13:15,887 --> 00:13:17,637
‫می‌رم کمک بیارم...‬

149
00:13:17,662 --> 00:13:19,202
‫نرو.‬

150
00:13:19,233 --> 00:13:21,533
‫پیشم بمون.‬

151
00:13:24,389 --> 00:13:26,769
‫زمانِ زیادی واسم نمونده.‬

152
00:13:29,140 --> 00:13:31,680
‫چرا این کارو کردی؟‬

153
00:13:33,247 --> 00:13:36,037
‫گفتی راهی رو انتخاب می‌کنی‬
‫که واسه هردومون خوب باشه.‬

154
00:13:37,513 --> 00:13:38,973
‫ولی این اون راه نیست.‬

155
00:13:42,280 --> 00:13:44,110
‫وقتی من برم،‬

156
00:13:45,240 --> 00:13:47,530
‫واقعاً نمی‌تونم تصور کنم‬

157
00:13:48,093 --> 00:13:50,343
‫اون دنیا چه شکلی می‌شه.‬

158
00:13:52,910 --> 00:13:55,160
‫ولی حداقل می‌تونم نجاتت بدم‬

159
00:13:56,250 --> 00:13:59,460
‫و زندگی‌ت رو بهت برگردونم.‬

160
00:14:01,920 --> 00:14:04,090
‫دیگه هیچ‌کدومِ اینا واسم مهم نیست.‬

161
00:14:05,503 --> 00:14:07,260
‫فقط می‌خوام پیشت باشم‬

162
00:14:07,930 --> 00:14:09,510
‫و یه زندگیِ معمولی داشته باشم.‬

163
00:14:10,696 --> 00:14:12,196
‫حتی اگه هیچی نداشته باشم،‬

164
00:14:12,970 --> 00:14:16,020
‫فقط می‌خوام با هم باشیم، باشه؟‬

165
00:14:17,060 --> 00:14:18,810
‫پس لطفاً نمیر.‬

166
00:14:19,480 --> 00:14:20,940
‫این‌طوری تنهام نذار.‬

167
00:14:26,490 --> 00:14:29,740
‫شی‌یول، یادت میاد

168
00:14:31,070 --> 00:14:32,740
‫چه شرطی بستیم؟‬

169
00:14:34,160 --> 00:14:37,290
‫گفتی یه آرزوم رو برآورده می‌کنی.‬

170
00:14:38,126 --> 00:14:41,046
‫آره. یادمه.‬

171
00:14:42,130 --> 00:14:44,250
‫وقتی همه چیز به حالتِ عادی برگشت،‬

172
00:14:45,420 --> 00:14:48,260
‫می‌خواستم خاطراتت رو پاک کنم.‬

173
00:14:50,050 --> 00:14:52,470
‫تا درد نکشی‬

174
00:14:54,100 --> 00:14:55,930
‫یا دلتنگم نشی.‬

175
00:14:57,350 --> 00:15:00,730
‫تا بتونی یه زندگیِ معمولی و شاد داشته باشی،‬

176
00:15:01,980 --> 00:15:04,980
‫درست مثلِ قبل.‬

177
00:15:06,780 --> 00:15:09,320
‫ولی دیگه اون قدرت رو ندارم.‬

178
00:15:10,820 --> 00:15:13,620
‫اون‌هو... لطفاً نکن.‬

179
00:15:13,700 --> 00:15:14,780
‫اون‌هو.‬

180
00:15:14,870 --> 00:15:17,410
‫پس لطفاً فراموشم کن.‬

181
00:15:19,080 --> 00:15:20,790
‫این آرزوی منه.‬

182
00:15:27,000 --> 00:15:29,340
‫اون‌هو، نه!‬

183
00:15:29,420 --> 00:15:32,050
‫نه... اون‌هو!‬

184
00:15:33,010 --> 00:15:34,260
‫اون‌هو...‬

185
00:15:41,350 --> 00:15:44,060
‫واقعاً نمی‌خواستم اینو بگم.‬

186
00:15:45,230 --> 00:15:47,230
‫می‌دونم نباید بگم...‬

187
00:15:49,556 --> 00:15:51,806
‫پس حرفی که می‌خوام بزنم رو هم فراموش کن.‬

188
00:15:54,030 --> 00:15:55,580
‫دوستت دارم، شی‌یول.‬

189
00:16:16,970 --> 00:16:18,310
‫اون‌هو...‬

190
00:16:19,430 --> 00:16:20,850
‫اون‌هو!‬

191
00:16:29,280 --> 00:16:31,320
‫اون‌هو!‬

192
00:16:35,240 --> 00:16:37,660
‫[رودخانه‌ی سه گذرگاه]

193
00:16:58,350 --> 00:17:01,180
‫همون‌طور که می‌بینی،‬
‫قایق امروز کار نمی‌کنه.‬

194
00:17:02,387 --> 00:17:05,297
‫نمی‌دونم اعصاب کی این‌قدر داغونه،‬

195
00:17:05,322 --> 00:17:06,652
‫ولی تا حالا ندیده بودم‬

196
00:17:06,677 --> 00:17:09,547
‫رودخانه‌ی سه گذرگاه
‫این‌طوری طغیان کنه.‬

197
00:17:19,133 --> 00:17:22,093
‫جواب آزمایش‌ها خوب نیست.‬

198
00:17:22,160 --> 00:17:23,120
‫با این وضعیت،‬

199
00:17:23,830 --> 00:17:26,620
‫فکر نکنم تا آخر سال دووم بیاری.‬

200
00:17:26,710 --> 00:17:29,630
‫فکر کنم بهتره خودت رو آماده کنی.‬

201
00:17:32,000 --> 00:17:33,300
‫متوجهم.‬

202
00:17:34,840 --> 00:17:36,050
‫چی شده؟‬

203
00:17:38,180 --> 00:17:39,140
‫خب...‬

204
00:17:39,800 --> 00:17:42,390
‫فکر کنم پرونده‌ی آقای کانگ قاطی شده.‬

205
00:17:43,100 --> 00:17:44,180
‫چی؟‬

206
00:17:46,350 --> 00:17:47,980
‫صبر کن، چطور این...‬

207
00:17:52,213 --> 00:17:54,623
‫اسکن مشکلی نداره.‬
‫هیچیت نیست.‬

208
00:17:54,660 --> 00:17:56,740
‫حتماً خیلی ترسیدی.‬

209
00:17:56,843 --> 00:17:57,843
‫واقعاً معذرت می‌خوام.‬

210
00:17:57,868 --> 00:18:00,788
‫هیچ‌وقت همچین اتفاقی نمی‌افته. نمی‌دونم چطور...‬

211
00:18:01,030 --> 00:18:02,540
‫واقعاً متأسفم.‬

212
00:19:00,130 --> 00:19:04,010
‫این‌همه بارِ سنگین رو دوشت باشه که چی بشه؟‬

213
00:19:04,035 --> 00:19:07,245
‫این‌قدر سنگینه که یه کشتی رو غرق می‌کنه، احمق.‬

214
00:19:07,873 --> 00:19:10,243
‫می‌خوای کی رو با خودت بکشی پایین؟‬

215
00:19:13,980 --> 00:19:16,650
‫بخور و همه‌چیز رو فراموش کن.‬

216
00:19:17,906 --> 00:19:20,083
‫چرا این‌قدر به این زندگی چسبیدی؟‬

217
00:19:41,630 --> 00:19:45,300
‫اون روز، یه زندگی به پایان رسید...‬
‫[یک سال بعد‬]

218
00:19:45,390 --> 00:19:47,140
‫...و چندین فصل گذشت.‬

219
00:19:48,510 --> 00:19:51,390
‫کانگ شی‌یول که در حال حاضر‬
‫در دسته‌ی دوم انگلیس بازی می‌کنه، ‬

220
00:19:51,415 --> 00:19:57,085
‫یه گل پیروزی‌بخش دراماتیک زد‬
‫و باعث صعود مستقیم تیم تیمز شد.‬

221
00:19:57,110 --> 00:20:00,030
‫اون با رد کردن پیشنهادهای انتقال‬
‫از باشگاه‌های برتر جهان، ‬

222
00:20:00,055 --> 00:20:05,855
‫توی تیم سقوط‌کرده‌ش موند‬
‫و تعصب واقعیش رو به عنوان کاپیتان نشون داد.‬

223
00:20:06,045 --> 00:20:07,425
‫درست همون‌طور که قول داده بود، ‬

224
00:20:07,450 --> 00:20:11,040
‫فقط توی یک فصل‬
‫صعود زودهنگام تیم رو قطعی کرد، ‬

225
00:20:11,065 --> 00:20:13,235
‫و بازگشتی باشکوه‬
‫به لیگ برتر داشت.‬

226
00:20:13,370 --> 00:20:17,170
‫فکر کنم این بازی‬
‫به همه نشون داد ما کی هستیم.‬

227
00:20:17,453 --> 00:20:19,203
‫لحظات سخت‌تری هم داشتیم، اما...‬

228
00:20:21,170 --> 00:20:23,050
‫در اون جایی که زندگی به پایان رسید، ‬

229
00:20:23,130 --> 00:20:26,800
‫هر چیزی که پیچیده شده بود‬
‫به حالت عادی برگشت.‬

230
00:20:27,263 --> 00:20:30,388
‫دنیای آدما طوری به مسیرش ادامه داد‬
‫که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.‬

231
00:20:37,576 --> 00:20:40,416
‫بعضی‌ها چیزایی که از دست داده بودن رو دوباره به دست آوردن.‬

232
00:20:44,540 --> 00:20:46,870
‫پیرتر شدن‬
‫ولی از بیماری در امان موندن.‬

233
00:20:55,670 --> 00:20:57,960
‫بعضی‌ها هیچ‌وقت نمردن...‬

234
00:21:00,895 --> 00:21:02,895
‫- و بعضی‌ها هیچ‌وقت عزادار نشدن.‬
‫- بابا!‬

235
00:21:02,920 --> 00:21:04,010
‫عزیزم!‬

236
00:21:04,090 --> 00:21:05,840
‫دلت برام تنگ شده بود؟‬

237
00:21:05,930 --> 00:21:07,640
‫- صبر کن بابا. این مهم نیست.‬
‫- چی؟‬

238
00:21:07,775 --> 00:21:09,905
‫می‌دونی همین الان کی رو توی فرودگاه دیدم؟‬

239
00:21:09,930 --> 00:21:12,560
‫کانگ شی‌یول! ازش امضا گرفتم!‬

240
00:21:12,640 --> 00:21:15,140
‫کانگ شی‌یول؟ چی؟‬

241
00:21:15,230 --> 00:21:17,230
‫گفتی به اسم من بنویسه؟‬

242
00:21:17,865 --> 00:21:19,625
‫هی، تو که اصلاً فوتبال دوست نداری.‬

243
00:21:19,650 --> 00:21:22,530
‫شاید فوتبال دوست نداشته باشم،‬
‫ولی کانگ شی‌یول رو دوست دارم.‬

244
00:21:25,570 --> 00:21:27,070
‫ولی حالا که فکرش رو میکنم،
‫[تقدیم به هه‌ریم، امیدوارم خوشبخت باشی‬]

245
00:21:27,167 --> 00:21:31,207
‫
‫فکر نکنم اسمم رو بهش گفته باشم.‬

246
00:21:31,232 --> 00:21:34,652
‫اسمت رو که گنده‬
‫روی چمدونت چسبوندی.‬

247
00:21:34,677 --> 00:21:38,597
‫وگرنه کانگ شی‌یول از کجا باید‬
‫اسم دخترم رو می‌دونست؟‬

248
00:21:38,790 --> 00:21:39,710
‫- جدی می‌گم.‬
‫- با این حال، ‬

249
00:21:39,930 --> 00:21:42,650
‫حتی اگه این‌طور به نظر می‌رسید‬
‫که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده، ‬

250
00:21:42,970 --> 00:21:45,390
‫معنیش این نیست که واقعی نبوده.‬

251
00:21:45,476 --> 00:21:48,196
‫اون دانش‌آموزی که توی فرودگاه بود رو می‌شناسی؟‬

252
00:21:49,090 --> 00:21:50,100
‫چی؟‬

253
00:21:50,186 --> 00:21:52,186
‫آخه به نظر می‌رسید از دیدنش خیلی خوشحال شدی.‬

254
00:21:52,260 --> 00:21:55,770
‫درسته، تو یادت نمیاد.‬

255
00:21:56,730 --> 00:21:57,730
‫چی؟‬

256
00:21:57,810 --> 00:21:59,270
‫منم می‌شناسمش؟‬

257
00:22:01,020 --> 00:22:02,110
‫نه.‬

258
00:22:03,650 --> 00:22:05,860
‫به هر حال، تازگی‌ها عجیب شدی.‬

259
00:22:05,950 --> 00:22:09,910
‫کم می‌خندی،‬
‫و انگار هیچی برات مهم نیست.‬

260
00:22:10,490 --> 00:22:14,750
‫حتی به نظر نمی‌رسه از اینکه‬
‫این فصل رو این‌قدر خوب تموم کردی، خوشحال باشی.‬

261
00:23:22,730 --> 00:23:26,780
‫دنیای تو واقعاً آشفته‌ست.‬

262
00:23:32,990 --> 00:23:36,450
‫وقتش نرسیده که بی‌خیال بشی؟‬

263
00:24:07,190 --> 00:24:09,610
‫[نُه سال بعد‬]

264
00:24:10,530 --> 00:24:11,860
‫کافه اچ‬

265
00:24:18,290 --> 00:24:20,290
‫امشب دیگه تعطیل کردیم.‬

266
00:24:21,160 --> 00:24:22,540
‫سلام، آقای هیون.‬

267
00:24:23,790 --> 00:24:24,901
‫تویی، شی‌یول.‬

268
00:24:25,540 --> 00:24:26,670
‫بیا تو.‬

269
00:24:27,750 --> 00:24:29,130
‫وو-سوک کجاست؟‬

270
00:24:29,210 --> 00:24:30,090
‫سلام.‬

271
00:24:33,640 --> 00:24:36,680
‫این وقتِ شب پیتزا سفارش می‌دی؟ ازت بعیده.‬

272
00:24:36,850 --> 00:24:39,560
‫هنوز به کسی اینو نگفتم،‬

273
00:24:40,350 --> 00:24:41,350
‫ولی دارم بازنشسته می‌شم.‬

274
00:24:43,270 --> 00:24:46,060
‫خب، خوش به حالت.‬

275
00:24:46,150 --> 00:24:49,110
‫با توجه به سنت،‬
‫باید خیلی وقت پیش این کارو می‌کردی.‬

276
00:24:49,610 --> 00:24:51,440
‫دیگه حسابی ازش کار کشیدی.‬

277
00:24:51,530 --> 00:24:52,700
‫مگه نه؟‬

278
00:24:56,030 --> 00:24:57,990
‫خب حالا چی؟ می‌خوای مربی بشی؟‬

279
00:24:58,740 --> 00:25:00,490
‫کارم با فوتبال تمومه،‬

280
00:25:00,806 --> 00:25:02,466
‫واسه همین سرِ فرصت بهش فکر می‌کنم.‬

281
00:25:04,589 --> 00:25:06,549
‫بگذریم، اوضاعِ اینجا چطوره؟‬

282
00:25:06,710 --> 00:25:08,420
‫هیچ‌وقت به فکرِ زدنِ‬
‫شعبه‌ی دوم افتادی؟‬

283
00:25:08,640 --> 00:25:10,440
‫تو؟ بیزنس راه بندازی؟‬

284
00:25:10,932 --> 00:25:12,892
‫نون درآوردن شوخی نیست‌ها.‬

285
00:25:13,436 --> 00:25:15,556
‫با این حال، به نظر خیلی خوش‌حال میای.‬

286
00:25:16,470 --> 00:25:19,260
‫خب، وقتی واقعاً شروع کردم،‬

287
00:25:19,350 --> 00:25:22,310
‫دیدم خیلی بهم می‌سازه.‬
‫آشپزی هم یه جورایی سرگرم‌کننده‌ست.‬

288
00:25:33,280 --> 00:25:35,712
‫می‌دونی، وقتی سرنوشت‌مون دوباره عوض شد...‬

289
00:25:36,172 --> 00:25:37,700
‫یعنی واقعاً ده سال گذشته؟‬

290
00:25:38,892 --> 00:25:40,410
‫راستش، قبلاً فکر می‌کردم‬

291
00:25:40,896 --> 00:25:45,526
‫اگه اون تصادف نبود،‬
‫منم الان زندگی‌ای مثلِ تو داشتم.‬

292
00:25:45,551 --> 00:25:49,971
‫ولی حتی وقتی اون تصادفِ لعنتی‬
‫واسم پیش نیومد،‬

293
00:25:50,750 --> 00:25:53,300
‫بازم زودتر از تو بازنشسته شدم.‬
‫خنده‌دار نیست؟‬

294
00:25:55,186 --> 00:25:57,606
‫ولی خب، خیلی خوب خودتو با شرایط وفق دادی.‬

295
00:25:59,890 --> 00:26:04,180
‫با پولِ بازنشستگیِ بابام‬
‫و پولی که از فوتبال درآوردم،‬

296
00:26:04,205 --> 00:26:07,495
‫همه‌اش رو ریختم پایِ اینجا.‬
‫مگه چاره‌ی دیگه‌ای داشتم؟‬

297
00:26:07,533 --> 00:26:08,953
‫جون کندم تا به اینجا برسه.‬

298
00:26:09,570 --> 00:26:13,070
‫ولی می‌دونی، در کمالِ تعجب،‬

299
00:26:13,150 --> 00:26:14,610
‫انگار واقعاً توی این کار استعداد دارم.‬

300
00:26:15,740 --> 00:26:16,610
‫چی؟‬

301
00:26:16,653 --> 00:26:18,363
‫فقط پیتزا نیست.‬

302
00:26:18,388 --> 00:26:20,348
‫حتی اگه چندتا سبزیجات رو‬
‫همین‌طوری قاطی کنم،‬

303
00:26:20,530 --> 00:26:22,316
‫بازم مزه‌اش عالی می‌شه.‬

304
00:26:22,530 --> 00:26:26,290
‫فکر کنم دستام‬
‫بهتر از پاهام کار می‌کنن.‬

305
00:26:27,993 --> 00:26:29,333
‫که این‌طور.‬

306
00:26:30,080 --> 00:26:32,380
‫پس باید بسکتبال بازی می‌کردی،‬
‫نه فوتبال.‬

307
00:26:32,460 --> 00:26:33,710
‫اذیت نکن دیگه.‬

308
00:26:34,960 --> 00:26:36,970
‫تا سرد نشده امتحانش کن.‬

309
00:26:51,690 --> 00:26:52,770
‫چطوره؟‬

310
00:26:54,980 --> 00:26:57,030
‫هی، این واقعاً خوش‌مزه‌ست.‬

311
00:26:57,110 --> 00:26:58,150
‫مگه نه؟‬

312
00:27:10,620 --> 00:27:12,420
‫خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم.‬

313
00:27:13,840 --> 00:27:16,050
‫حالا که بهش فکر می‌کنم، ‬

314
00:27:16,727 --> 00:27:18,897
‫فکر کنم همه‌اش یه حسرتِ موندگار بود.‬

315
00:27:19,680 --> 00:27:23,470
‫«اگه پام آسیب نمی‌دید،‬
‫الان این‌طوری زندگی نمی‌کردم.»‬

316
00:27:23,495 --> 00:27:26,465
‫همین فکرا باعث می‌شد‬
‫بیشتر توی خودم غرق بشم.‬

317
00:27:26,793 --> 00:27:29,373
‫همه‌اش با خودم می‌گفتم،‬
‫«قرار نبود زندگیِ من این‌طوری باشه.»‬

318
00:27:30,020 --> 00:27:35,320
‫همین هم باعث می‌شد درجا بزنم،‬
‫واسه همین نمی‌تونستم چیزِ دیگه‌ای رو ببینم.‬

319
00:27:43,950 --> 00:27:45,280
‫حرفم اینه که...‬

320
00:27:47,450 --> 00:27:49,830
‫تو هم باید بی‌خیال بشی.‬

321
00:27:51,330 --> 00:27:53,040
‫فراموشش کن.‬

322
00:27:53,670 --> 00:27:55,630
‫گفتی این آخرین خواسته‌ش بوده.‬

323
00:27:58,300 --> 00:27:59,760
‫واسه من...‬

324
00:28:01,576 --> 00:28:03,036
‫خیلی عجیبه‬

325
00:28:03,640 --> 00:28:09,270
‫که تنها آدمایِ باقی‌مونده‌ای که‬
‫اون‌هو رو یادشونه، من و توایم.‬

326
00:28:10,803 --> 00:28:13,603
‫ولی اگه واقعاً اون‌هو رو فراموش کنم،‬

327
00:28:14,350 --> 00:28:18,070
‫دیگه تقریباً کسی نمی‌مونه‬
‫که یادش باشه اون وجود داشته.‬

328
00:28:21,723 --> 00:28:23,563
‫گفتی اون خونه رو خریدی، درسته؟‬

329
00:28:24,700 --> 00:28:27,700
‫همون ساختمونی که‬
‫اتاقِ پشت‌بومِ قدیمی‌م توش بود.‬

330
00:28:28,196 --> 00:28:30,866
‫شنیدم اون محله داره نوسازی می‌شه.‬

331
00:28:31,080 --> 00:28:35,500
‫هرچقدر هم تلاش کنی،‬
‫اون ساختمون قراره تخریب بشه.‬

332
00:28:35,580 --> 00:28:37,840
‫و کلِ اون محله عوض می‌شه.‬

333
00:28:37,920 --> 00:28:39,920
‫هر کاری هم که بکنی،‬

334
00:28:39,986 --> 00:28:43,130
‫یه چیزایی از دستِ تو خارجه.‬

335
00:28:43,800 --> 00:28:44,930
‫می‌دونم.‬

336
00:28:48,010 --> 00:28:49,470
‫ولی وو‌سوک،‬

337
00:28:49,560 --> 00:28:52,430
‫حس می‌کنم اون‌هو یه جایی همین نزدیکی‌هاست.‬

338
00:28:54,770 --> 00:28:57,560
‫- شی‌یول...‬
‫- می‌دونم چقدر احمقانه به نظر می‌رسه.‬

339
00:28:58,190 --> 00:29:01,610
‫ولی انگار یکی مراقبمه و ازم محافظت می‌کنه.‬

340
00:29:02,240 --> 00:29:05,320
‫انگار دقیقاً کنارمه.‬

341
00:29:06,410 --> 00:29:09,910
‫گفتن قراره بمیرم،‬
‫ولی یهو وضعیتم عوض شد.‬

342
00:29:09,990 --> 00:29:10,870
‫یادت هست دیگه، نه؟‬

343
00:29:10,950 --> 00:29:13,500
‫اصلاً ممکن نبود.‬

344
00:29:14,620 --> 00:29:18,250
‫این اواخر هم همه‌چیز خیلی عجیب شده.‬

345
00:29:18,275 --> 00:29:22,645
‫پارسال که مصدوم شدم،‬
‫گفتن شش ماه طول می‌کشه تا خوب بشم.‬

346
00:29:22,865 --> 00:29:24,445
‫ولی کلاً توی دو هفته خوب شدم.‬

347
00:29:24,470 --> 00:29:26,430
‫ماهِ پیش، مطمئنم که پاسپورتم رو جا گذاشته بودم‬

348
00:29:26,455 --> 00:29:28,875
‫- و رفتم فرودگاه...‬
‫- شی‌یول.‬

349
00:29:30,640 --> 00:29:33,180
‫تو باید زندگیِ خودتو بکنی.‬

350
00:29:33,890 --> 00:29:36,230
‫این راهش نیست.‬

351
00:29:37,850 --> 00:29:39,440
‫این‌طوری فقط عذاب می‌کشی.‬

352
00:29:53,830 --> 00:29:55,160
‫نوسازی بدون رضایت ممنوع‬

353
00:29:56,870 --> 00:29:58,080
‫به دلیل نوسازی تعطیل است‬

354
00:30:04,000 --> 00:30:11,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

355
00:30:17,690 --> 00:30:19,190
‫گشنمه.‬

356
00:31:18,250 --> 00:31:19,540
‫اون‌هو.‬

357
00:31:40,730 --> 00:31:42,020
‫اون‌هو.‬

358
00:31:42,100 --> 00:31:43,520
‫اونجایی، مگه نه؟‬

359
00:31:44,420 --> 00:31:45,720
‫واقعاً اونجایی دیگه؟‬

360
00:31:50,900 --> 00:31:53,200
‫نمی‌دونم دیوونه شدم یا چی،‬

361
00:31:54,490 --> 00:31:56,200
‫ولی هنوزم باورم نمی‌شه.‬

362
00:31:57,410 --> 00:31:59,500
‫درست جلوی چشمام غیبت زد...‬

363
00:32:02,040 --> 00:32:04,710
‫ولی حس نمی‌کنم که اونجا آخرش بود.‬

364
00:32:06,340 --> 00:32:07,750
‫حتی الانم،‬

365
00:32:09,406 --> 00:32:11,576
‫حس می‌کنم داری از یه جایی‬
‫نگاهم می‌کنی.‬

366
00:32:33,160 --> 00:32:34,570
‫باید مطمئن شم؟‬

367
00:32:51,210 --> 00:32:53,090
‫دارم چیکار می‌کنم؟‬

368
00:33:39,640 --> 00:33:41,770
‫بالاخره. فکر کردم‬
‫دیگه دارم دیوونه می‌شم.‬

369
00:33:57,780 --> 00:33:58,780
‫اون‌هو.‬

370
00:33:58,870 --> 00:34:00,740
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟‬

371
00:34:00,765 --> 00:34:02,805
‫واقعاً می‌خواستی بپری؟‬

372
00:34:04,290 --> 00:34:05,160
‫تو چطوری...‬

373
00:34:05,185 --> 00:34:07,435
‫بهت گفتم همه‌چیزو فراموش کنی.‬

374
00:34:07,460 --> 00:34:10,420
‫شناختنِ من چه خیری برات داشت؟‬
‫چرا هنوز اینطوری هستی؟‬

375
00:34:11,210 --> 00:34:13,210
‫می‌تونستی راحت زندگیتو بکنی.‬

376
00:34:15,010 --> 00:34:16,550
‫نمی‌تونم از پیشت برم...‬

377
00:34:18,449 --> 00:34:20,756
‫چون مدام این کارارو می‌کنی.‬

378
00:35:16,650 --> 00:35:18,570
‫چرا این کارو کردی؟‬

379
00:35:19,200 --> 00:35:23,160
‫سرنوشت ذاتاً دمدمی‌مزاجه.‬

380
00:35:23,185 --> 00:35:26,355
‫بعضی وقتا خیلی بی‌رحمه،‬

381
00:35:27,040 --> 00:35:30,250
‫ولی بعضی وقتا هم بی‌نهایت مهربونه.‬

382
00:35:30,960 --> 00:35:32,380
‫بهش اعتماد داری؟‬

383
00:35:33,590 --> 00:35:37,960
‫شنیدم یه دردسرسازِ کله‌شقه.‬

384
00:35:41,130 --> 00:35:44,510
‫هرچی می‌تونستم بهش یاد دادم.‬

385
00:35:45,600 --> 00:35:48,100
‫دیگه خودش راهشو پیدا می‌کنه.‬

386
00:35:48,526 --> 00:35:52,196
‫اینکه بارِ اونو به دوش بکشی‬
‫و جلوی خواسته‌ی خدا بایستی‬

387
00:35:54,020 --> 00:35:57,320
‫یعنی داری یه بارِ خیلی سنگین‌تر رو‬
‫برای خودت می‌خری.‬

388
00:36:01,400 --> 00:36:02,530
‫با این حال...‬

389
00:36:04,383 --> 00:36:07,213
‫بارون بند اومده.‬

390
00:36:15,170 --> 00:36:17,090
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟ ‬

391
00:36:17,920 --> 00:36:19,550
‫خودمم درست نمی‌دونم.‬

392
00:36:19,630 --> 00:36:22,220
‫بعد از ناپدید شدنم چیز زیادی یادم نیست.‬

393
00:36:22,930 --> 00:36:25,640
‫فقط بارون شدیدی می‌بارید،‬

394
00:36:26,229 --> 00:36:28,519
‫و زمان زیادی گذشت.‬

395
00:36:29,350 --> 00:36:30,600
‫دلم خیلی گرفته بود.‬

396
00:36:31,560 --> 00:36:34,310
‫اون‌قدر که‬
‫حتی نمی‌تونستم یه قدم بردارم.‬

397
00:36:36,690 --> 00:36:39,150
‫به خودم که اومدم، دیدم برگشتم اونجا.‬

398
00:36:39,243 --> 00:36:41,360
‫نامسان. همون‌جایی که محو شدم.‬

399
00:36:45,200 --> 00:36:47,620
‫نمی‌دونم اونا چه فکری می‌کنن،‬

400
00:36:48,370 --> 00:36:51,870
‫ولی انگار از رودخونه‌ی «سه گذرگاه» برم گردوندن.‬

401
00:36:54,580 --> 00:36:55,540
‫یه لحظه صبر کن.‬

402
00:36:56,726 --> 00:37:00,186
‫پس تمام اون اتفاقای عجیبی که‬
‫این مدت دور و برم می‌افتاد‬

403
00:37:01,300 --> 00:37:03,930
‫واقعاً کارِ تو بود.‬

404
00:37:05,010 --> 00:37:06,090
‫چی؟‬

405
00:37:08,010 --> 00:37:11,020
‫خب، همه‌اش هم کارِ من نبود.‬

406
00:37:11,045 --> 00:37:12,755
‫یه مقدارش فقط توهماتِ خودت بود.‬

407
00:37:12,890 --> 00:37:14,940
‫پس کی برگشتی؟‬

408
00:37:16,270 --> 00:37:17,610
‫خب...‬

409
00:37:18,520 --> 00:37:21,280
‫مثلاً... یه سال پیش.‬

410
00:37:21,360 --> 00:37:23,360
‫چی؟ یه سال؟‬

411
00:37:23,450 --> 00:37:25,570
‫یه ساله برگشتی و‬
‫اصلاً خودتو نشون ندادی؟‬

412
00:37:25,739 --> 00:37:28,359
‫فقط نشستی و تماشا کردی که‬
‫چقدر داغون و بدبختم؟‬

413
00:37:29,530 --> 00:37:31,950
‫خب، اون‌قدرها هم بدبخت نبودی.‬

414
00:37:33,370 --> 00:37:35,870
‫اینکه فصل قبل رو بدون باخت بردی‬
‫واقعاً معرکه بود.‬

415
00:37:35,960 --> 00:37:37,670
‫و اون عکاسیِ ماه پیش هم‬
‫خیلی--‬

416
00:37:37,695 --> 00:37:39,985
‫چیز دیگه‌ای ندیدی؟‬

417
00:37:42,260 --> 00:37:44,800
‫حتی وقتی اون جام رو بردم بالا...‬

418
00:37:46,473 --> 00:37:49,343
‫ندیدی که از خودم بدم می‌اومد‬
‫که چرا خوشحالم؟‬

419
00:37:49,368 --> 00:37:51,502
‫از خوردن گرفته تا خوابیدن،‬
‫تک‌تکِ لحظه‌ها،‬

420
00:37:51,527 --> 00:37:53,617
‫ندیدی که به زور‬
‫خودمو سرِ پا نگه داشته بودم؟‬

421
00:37:55,690 --> 00:37:57,520
‫ندیدی که دلم برات تنگ شده بود؟‬

422
00:37:59,730 --> 00:38:01,694
‫حس می‌کردم تو از این دنیا‬
‫محو شدی‬

423
00:38:03,070 --> 00:38:04,820
‫اونم به خاطرِ من.‬

424
00:38:06,910 --> 00:38:09,070
‫حس می‌کردم همه‌اش تقصیرِ منه.‬

425
00:38:09,160 --> 00:38:12,120
‫چون به خاطرِ نجات دادنِ من‬
‫اونطوری شدی،‬

426
00:38:13,147 --> 00:38:15,623
‫سعی کردم تا جایی که می‌تونم‬
‫خوب زندگی کنم.‬

427
00:38:19,500 --> 00:38:20,840
‫چرا این کارو کردی؟‬

428
00:38:21,960 --> 00:38:23,460
‫چرا؟‬

429
00:38:26,630 --> 00:38:27,720
‫چون ترسیده بودم.‬

430
00:38:31,260 --> 00:38:33,390
‫می‌ترسیدم که دوست داشتنت‬
‫عوضم کنه.‬

431
00:38:35,020 --> 00:38:36,270
‫چی؟‬

432
00:38:38,100 --> 00:38:40,940
‫ده سال گذشته،‬
‫ولی مثل دیروز یادمه.‬

433
00:38:44,190 --> 00:38:47,450
‫اون حسی که موقعِ جون دادنت داشتم.‬

434
00:38:50,280 --> 00:38:52,240
‫اگه فقط می‌تونستم نجاتت بدم،‬

435
00:38:53,039 --> 00:38:56,129
‫دیگه برام مهم نبود چه بلایی سرِ خودم میاد.‬

436
00:38:57,330 --> 00:38:59,710
‫داشتم محو می‌شدم،‬

437
00:39:00,330 --> 00:39:02,790
‫و تو شدی تمامِ دنیای من.‬

438
00:39:02,880 --> 00:39:06,090
‫ولی این درست نیست.‬

439
00:39:06,115 --> 00:39:08,165
‫- اون‌هو--‬
‫- می‌خوام برای خودم زندگی کنم.‬

440
00:39:08,300 --> 00:39:09,470
‫می‌خوام برای خودم زندگی کنم،‬

441
00:39:09,550 --> 00:39:11,970
‫و حتی اگه بمیرم،‬
‫می‌خوام به عنوانِ خودم بمیرم.‬

442
00:39:11,995 --> 00:39:14,705
‫اگه پیشت بمونم، اگه دوباره عاشقت بشم،‬

443
00:39:16,270 --> 00:39:18,310
‫خودمو برای همیشه گم می‌کنم.‬

444
00:39:18,390 --> 00:39:21,100
‫پس نباید برات مهم می‌بود‬
‫که زنده می‌مونم یا می‌میرم.‬

445
00:39:21,190 --> 00:39:23,150
‫وقتی مریض بودم یا صدمه دیده بودم،‬

446
00:39:23,860 --> 00:39:25,780
‫باید فقط نادیده‌ام می‌گرفتی.‬

447
00:39:27,029 --> 00:39:28,489
‫از این به بعد همین کارو می‌کنم.‬

448
00:39:29,320 --> 00:39:34,030
‫خودمو از خاطراتت پاک می‌کنم‬
‫و دیگه هیچ‌وقت خودمو بهت نشون نمی‌دم.‬

449
00:39:34,830 --> 00:39:36,120
‫حتی اگه صدمه ببینی.‬

450
00:39:37,206 --> 00:39:40,336
‫حتی اگه مریض بشی یا در حالِ مرگ باشی.‬

451
00:39:44,250 --> 00:39:46,210
‫می‌خوام نادیده بگیرم.‬

452
00:39:50,300 --> 00:39:52,510
‫این واقعاً پایانِ کارِ ماست.‬

453
00:39:58,640 --> 00:40:01,810
‫نه. این کارو نمی‌کنی.‬

454
00:40:02,520 --> 00:40:04,150
‫می‌شناسمت.‬

455
00:40:04,230 --> 00:40:06,940
‫اگه با پاک کردنِ حافظه‌ام مشکلی نداشتی،‬

456
00:40:07,030 --> 00:40:12,160
‫تا حالا انجامش داده بودی‬
‫چون خیلی درد می‌کشیدم.‬

457
00:40:12,240 --> 00:40:13,870
‫نه به خاطرِ خودت.‬

458
00:40:14,490 --> 00:40:16,410
‫به خاطرِ من پاکش می‌کردی.‬

459
00:40:20,410 --> 00:40:21,920
‫یه بار بهم قول دادی.‬

460
00:40:22,000 --> 00:40:24,080
‫که تا آخرین لحظه،‬

461
00:40:25,210 --> 00:40:27,340
‫سعی کنی بهترین راهو‬
‫واسه هردومون پیدا کنی.‬

462
00:40:28,550 --> 00:40:30,050
‫اون لحظه الانه.‬

463
00:40:30,610 --> 00:40:32,610
‫آخرین لحظه‌ی ما.‬

464
00:40:33,260 --> 00:40:34,720
‫پس بهم بگو.‬

465
00:40:34,800 --> 00:40:36,850
‫این بهترین راهیه که پیدا کردی؟‬

466
00:40:36,995 --> 00:40:40,285
‫این‌که حافظه‌ام رو پاک کنی و مثل غریبه‌ها زندگی کنیم؟‬

467
00:40:40,310 --> 00:40:43,020
‫پس من باید چیکار کنم؟‬

468
00:40:43,100 --> 00:40:46,230
‫حتی اگه عاشقِ هم باشیم،‬
‫می‌دونیم تهش چی می‌شه.‬

469
00:40:46,860 --> 00:40:49,480
‫هیچ تمایلی ندارم که دوباره آدم بشم.‬
‫حتی یه ذره.‬

470
00:40:49,505 --> 00:40:52,585
‫و وقتِ تو هم روز به روز داره تموم می‌شه.‬

471
00:40:52,740 --> 00:40:54,570
‫آخرش خداحافظیه.‬

472
00:40:55,200 --> 00:40:56,320
‫مگه این اشتباهه؟‬

473
00:40:56,950 --> 00:41:02,120
‫اگه تهش به خداحافظی ختم می‌شه،‬
‫یعنی لحظه‌هایی که با هم داریم هیچ ارزشی ندارن؟‬

474
00:41:04,750 --> 00:41:07,040
‫تو به عنوانِ خودت زندگی می‌کنی،‬

475
00:41:07,130 --> 00:41:09,170
‫و منم به عنوانِ خودم به زندگی ادامه می‌دم.‬

476
00:41:10,250 --> 00:41:14,010
‫من آدمم،‬
‫پس پیر می‌شم و آخرش می‌میرم.‬

477
00:41:14,196 --> 00:41:16,946
‫تو تا ابد همین‌طوری که هستی زندگی می‌کنی.‬

478
00:41:18,470 --> 00:41:20,310
‫پس یه روزی،‬

479
00:41:21,560 --> 00:41:23,390
‫یه خداحافظیِ دردناک خواهیم داشت...‬

480
00:41:24,819 --> 00:41:27,226
‫اما لحظه‌هایی که با هم می‌گذرونیم‬

481
00:41:27,286 --> 00:41:29,583
‫وقتی تنها بمونی،‬
‫واست دردناک نخواهند بود.‬

482
00:41:30,360 --> 00:41:32,070
‫چون من حواسم به این موضوع هست.‬

483
00:41:43,000 --> 00:41:44,330
‫بهت گفتم، مگه نه؟‬

484
00:41:45,163 --> 00:41:47,043
‫من واسه هر کاری که تصمیم بگیرم انجام بدم، تمامِ تلاشمو می‌کنم.‬

485
00:41:48,880 --> 00:41:51,130
‫از ده سال پیش شروع کردم.‬

486
00:41:52,130 --> 00:41:53,510
‫و هنوز تموم نشده.‬

487
00:41:55,430 --> 00:41:56,630
‫پس...‬

488
00:41:59,350 --> 00:42:00,850
‫فرار نکن.‬

489
00:42:41,300 --> 00:42:42,970
‫زیاده‌روی کردم؟‬

490
00:42:50,400 --> 00:42:52,270
‫اینم خوب نیست.‬

491
00:43:09,540 --> 00:43:11,580
‫چرا هیچی ندارم بپوشم؟‬

492
00:43:11,670 --> 00:43:15,590
‫نمی‌دونم واسه اولین قرارمون بعد از ده سال‬
‫چی بپوشم.‬

493
00:43:20,380 --> 00:43:21,550
‫اون‌هو.‬

494
00:43:24,670 --> 00:43:25,800
‫خیلی منتظر بودی؟‬

495
00:43:26,430 --> 00:43:28,100
‫می‌خواستم قبل از تو اینجا باشم.‬

496
00:43:28,313 --> 00:43:29,823
‫نه، همین الان رسیدم.‬

497
00:43:33,283 --> 00:43:34,623
‫بیا.‬

498
00:43:34,690 --> 00:43:38,950
‫فهمیدم که تا حالا واقعاً‬
‫بهت گل نداده بودم.‬

499
00:43:41,410 --> 00:43:42,370
‫واو.‬

500
00:43:48,450 --> 00:43:49,710
‫ای بابا.‬

501
00:43:50,210 --> 00:43:52,830
‫چطوری یه خبرنگار به این زودی پیدامون کرد؟‬

502
00:43:53,460 --> 00:43:55,420
‫اون‌هو، بیا بریم یه جای خلوت‌تر--‬

503
00:43:55,445 --> 00:43:58,825
‫اون خبرنگار نیست.‬
‫عکاسیه که من استخدام کردم.‬

504
00:44:00,800 --> 00:44:01,800
‫چی؟‬

505
00:44:01,880 --> 00:44:04,050
‫ما کلاً فقط یه عکس با هم گرفتیم.‬

506
00:44:04,140 --> 00:44:06,510
‫همون هم وقتی سرنوشتت برگشت،‬
‫غیب شد.‬

507
00:44:07,280 --> 00:44:08,860
‫این همیشه اذیتم می‌کرد.‬

508
00:44:10,126 --> 00:44:11,850
‫ولی این چه ربطی داره به...‬

509
00:44:13,020 --> 00:44:15,400
‫کلی وقتِ دیگه،‬

510
00:44:16,150 --> 00:44:18,610
‫حداقل به یه چیزِ دیگه نیاز دارم‬
‫که باهاش یادت بیفتم.‬

511
00:44:23,810 --> 00:44:28,520
‫تازه، شنیدم جوونای این دوره زمونه‬
‫توی قرارهاشون کلی عکس می‌گیرن.‬

512
00:44:28,740 --> 00:44:30,710
‫ما فقط باید بریم سرِ قرارمون،‬

513
00:44:31,446 --> 00:44:33,946
‫و اونا خاطراتمون رو واسمون ثبت می‌کنن.‬

514
00:44:35,833 --> 00:44:39,623
‫ولی چطوری قرار بذاریم؟‬
‫خیلی ضایعه.‬

515
00:44:39,760 --> 00:44:41,050
‫نگرانش نباش.‬

516
00:44:42,142 --> 00:44:45,133
‫جادوشون کردم،‬
‫واسه همین هیچی یادشون نمی‌مونه.‬

517
00:44:45,340 --> 00:44:46,680
‫پس ما‬

518
00:44:47,310 --> 00:44:49,220
‫حتی اگه بخوایم می‌تونیم همدیگه رو ببوسیم.‬

519
00:44:51,850 --> 00:44:52,890
‫چی؟‬

520
00:44:53,045 --> 00:44:55,375
‫اوه، راستی. حداقل باید‬
‫با عکاس سلام و علیک کنیم.‬

521
00:44:55,400 --> 00:44:56,940
‫شماها قبلاً همدیگه رو دیدین، مگه نه؟‬

522
00:44:57,020 --> 00:44:58,230
‫هی، تو. آقایِ عکاس!‬

523
00:44:59,400 --> 00:45:01,780
‫سلام، شی‌یول! خیلی وقته ندیدمت.‬

524
00:45:01,805 --> 00:45:04,015
‫آقایِ اوه! شما چطوری--‬

525
00:45:04,040 --> 00:45:05,410
‫من واقعاً خوشم اومد‬

526
00:45:05,435 --> 00:45:07,305
‫که اون عکاسیِ ماهِ پیشت‬
‫انقدر خوب از آب دراومد.‬

527
00:45:07,330 --> 00:45:10,171
‫واسه همین مخصوصاً اونو واسه‬
‫عکاسیِ دونفره‌مون استخدام کردم.‬

528
00:45:10,950 --> 00:45:12,540
‫صبر کن...‬

529
00:45:12,565 --> 00:45:15,525
‫آقایِ اوه داره از قرارِ ما عکس می‌گیره؟‬

530
00:45:15,550 --> 00:45:17,300
‫ولی اون توی کارِ خودش بهترین عکاسه.‬

531
00:45:20,300 --> 00:45:21,550
‫این دیگه واسه چیه؟‬

532
00:45:21,630 --> 00:45:24,510
‫یه تیمِ فیلم‌برداری هم صدا کردم.‬

533
00:45:25,180 --> 00:45:28,150
‫عکس خوبه،‬
‫اما ویدیو حس و حال رو یه جورِ دیگه ثبت می‌کنه.‬

534
00:45:28,175 --> 00:45:30,135
‫از این به بعد، تمامِ لحظه‌های قرارهامون‬

535
00:45:30,160 --> 00:45:32,330
‫توسطِ بهترین کادرِ این حرفه ضبط می‌شه.‬

536
00:45:32,600 --> 00:45:35,520
‫ای بابا، واقعاً همه‌ی اینا لازمه؟‬

537
00:45:35,720 --> 00:45:38,270
‫با کارگردان هم سلام کن.‬
‫قراره زیاد ببینیش.‬

538
00:45:39,480 --> 00:45:41,070
‫- آقایِ کارگردان!‬
‫- بله!‬

539
00:45:41,570 --> 00:45:44,150
‫سلام، آقایِ کانگ!‬

540
00:45:44,240 --> 00:45:45,820
‫سلام.‬

541
00:45:45,910 --> 00:45:48,870
‫اون جشنواره کن رفته و اسکار هم برده.‬

542
00:45:49,580 --> 00:45:51,410
‫فکر کردم برای فیلم‌برداری از قرارهامون گزینه‌ی خوبی باشه،‬

543
00:45:51,490 --> 00:45:52,790
‫واسه همین مخصوصاً اونو رزرو کردم.‬

544
00:45:52,870 --> 00:45:55,120
‫چون صورتت درست معلوم نیست،‬

545
00:45:55,210 --> 00:45:57,000
‫چطوره ماسکت رو برداری؟‬

546
00:45:57,080 --> 00:45:59,540
‫درسته. حتماً، آقای کارگردان.‬

547
00:45:59,630 --> 00:46:00,920
‫دوربین‌ها دارن ضبط می‌کنن.‬

548
00:46:01,006 --> 00:46:02,926
‫دیدی؟ کارش رو بلده.‬

549
00:46:03,590 --> 00:46:04,590
‫بریم.‬

550
00:46:13,020 --> 00:46:14,060
‫اون‌هو.‬

551
00:46:26,530 --> 00:46:28,860
‫خوشمزه‌ست.

552
00:46:50,180 --> 00:46:52,010
‫یه لحظه. صبر کن.‬

553
00:46:52,865 --> 00:46:56,035
‫پس‌زمینه اینجا عالیه.‬
‫می‌شه شما دوتا همون‌جا بایستید؟‬

554
00:46:56,060 --> 00:46:58,810
‫واقعاً؟ فکر می‌کنی جای خوبی برای عکس گرفتن باشه؟‬

555
00:46:58,890 --> 00:47:00,520
‫عالیه!‬

556
00:47:00,600 --> 00:47:02,730
‫شی‌یول، لبخند بزن!‬

557
00:47:03,730 --> 00:47:05,320
‫سعی کن طبیعی به نظر بیای!‬

558
00:47:07,990 --> 00:47:10,240
‫می‌شه یه ژست دیگه بگیرید؟‬

559
00:47:10,740 --> 00:47:11,780
‫یه ژست دیگه؟‬

560
00:47:13,200 --> 00:47:14,540
‫مثلاً همو ببوسید یا یه همچین چیزی.‬

561
00:47:15,240 --> 00:47:17,460
‫آخه اینجا خیلی شلوغه.‬

562
00:47:18,308 --> 00:47:19,938
‫کسی یادش نمی‌مونه.‬

563
00:47:19,963 --> 00:47:22,093
‫خیالت راحت، نمی‌ذارم‬
‫هیچ خبری تو رسانه‌ها پخش بشه.‬

564
00:47:23,130 --> 00:47:24,130
‫بیا.‬

565
00:47:31,090 --> 00:47:33,220
‫خب، عالی بود.‬

566
00:47:42,690 --> 00:47:44,860
‫امروز خیلی خوش گذشت، نه؟‬

567
00:47:45,650 --> 00:47:46,570
‫آره.‬

568
00:47:47,780 --> 00:47:50,990
‫وایسا، بذار موهات رو درست کنم.‬

569
00:47:51,070 --> 00:47:52,320
‫باشه.‬

570
00:47:55,200 --> 00:47:57,040
‫حالا چیکار کنیم؟‬

571
00:47:57,120 --> 00:47:58,700
‫خب...‬

572
00:48:00,040 --> 00:48:01,290
‫داشتم فکر می‌کردم‬

573
00:48:02,210 --> 00:48:04,880
‫شاید بهتر باشه بریم یه جایی‬
‫که این‌قدر شلوغ نباشه.‬

574
00:48:07,300 --> 00:48:08,710
‫چی؟‬

575
00:48:09,260 --> 00:48:12,390
‫کلی عکس و فیلم گرفتیم،‬
‫واسه همین دلم می‌خواد باهات تنها باشم.‬

576
00:48:13,050 --> 00:48:14,800
‫فقط خودمون دوتا؟‬

577
00:48:18,930 --> 00:48:20,230
‫اگه این‌طوریه،‬

578
00:48:22,270 --> 00:48:24,110
‫می‌خوای بریم خونه‌ی من؟‬

579
00:48:25,690 --> 00:48:26,940
‫چی؟‬

580
00:48:42,500 --> 00:48:43,580
‫بیا تو.‬

581
00:48:47,040 --> 00:48:51,010
‫وای. پس اینجا واقعاً کره‌ی شمالی‌یه.‬

582
00:48:51,630 --> 00:48:53,340
‫دفعه‌ی قبل که اینجا بودم اینو نمی‌دونستم.‬

583
00:48:54,590 --> 00:48:56,550
‫خب، اینجا کوهستان میوهیانگ‌سانه.‬

584
00:48:59,220 --> 00:49:01,520
‫پسر، خیلی وقته اینجا نیومدم.‬

585
00:49:02,140 --> 00:49:03,810
‫یه بار ده سال پیش اومدم اینجا.‬

586
00:49:11,240 --> 00:49:14,950
‫یعنی تمام این مدت تو این جای به این بزرگی‬
‫تنهایی زندگی می‌کردی؟‬

587
00:49:15,610 --> 00:49:16,660
‫تمام این مدت؟‬

588
00:49:21,250 --> 00:49:22,330
‫آره.‬

589
00:49:22,960 --> 00:49:23,870
‫ظاهراً.‬

590
00:49:34,130 --> 00:49:35,180
‫این چیه؟‬

591
00:49:36,720 --> 00:49:37,800
‫هیچی، فقط‬

592
00:49:38,550 --> 00:49:40,310
‫با خودم فکر کردم حتماً خیلی تنها بودی.‬

593
00:49:51,190 --> 00:49:52,490
‫هی، اومدی خونه.‬

594
00:49:55,490 --> 00:49:56,360
‫هی!‬

595
00:49:56,450 --> 00:49:59,410
‫وقتی من خونه نبودم‬
‫تو تو خونه‌ی من چیکار می‌کنی؟‬

596
00:49:59,490 --> 00:50:01,160
‫عه، بهم بر خورد.‬

597
00:50:01,660 --> 00:50:02,790
‫خیلی وقته ندیدمت.‬

598
00:50:02,815 --> 00:50:05,695
‫آره، خیلی وقته.‬

599
00:50:07,630 --> 00:50:12,710
‫نمی‌دونم چرا،‬
‫ولی حس می‌کنم کلاً عوض شدی.‬

600
00:50:12,735 --> 00:50:15,235
‫درسته، اونم یه روباه نُه دم شد.‬

601
00:50:15,380 --> 00:50:16,340
‫اون روز، ده سال پیش.‬

602
00:50:17,510 --> 00:50:19,373
‫وقتی خودش رو فدای تو کرد،‬

603
00:50:19,398 --> 00:50:21,358
‫مهره‌ی روباه من‬
‫کلی قدرت معنوی جذب کرد.‬

604
00:50:22,770 --> 00:50:24,060
‫که این‌طور.‬

605
00:50:28,560 --> 00:50:31,020
‫در ضمن، لازم نیست ازم تشکر کنی.‬

606
00:50:31,820 --> 00:50:32,690
‫ببخشید؟‬

607
00:50:32,715 --> 00:50:35,965
‫من کسی بودم که درمانت کرد، شی‌یول.‬

608
00:50:36,820 --> 00:50:38,320
‫هی!‬

609
00:50:40,160 --> 00:50:42,330
‫چیه؟ حقشه که بدونه.‬

610
00:50:43,240 --> 00:50:45,620
‫ده سال پیش، ازم یه خواهشی کرد؛‬

611
00:50:45,645 --> 00:50:49,065
‫همون موقعی که گفت به‌خاطر اون عوضی‌ها،‬
‫مهره‌ی روباه منو قایم کرده.‬

612
00:50:50,790 --> 00:50:53,500
‫اگه یه روزی از این دنیا رفتم‬

613
00:50:54,050 --> 00:50:58,090
‫و دیگه نتونستم از شی‌یول محافظت کنم...‬

614
00:50:59,300 --> 00:51:00,180
‫چی؟‬

615
00:51:01,760 --> 00:51:03,260
‫اگه اون روز برسه،‬

616
00:51:04,430 --> 00:51:05,890
‫ازت می‌خوام بیای وسط‬

617
00:51:06,966 --> 00:51:09,136
‫و شی‌یول رو برام نجات بدی.‬

618
00:51:12,270 --> 00:51:15,650
‫من تازه روباه نُه دم شده بودم،‬
‫واسه همین قدرت معنوی زیادی نداشتم.‬

619
00:51:15,675 --> 00:51:18,395
‫پس مجبور شدم از تمام ذره‌ذره‌ی قدرتم استفاده کنم‬

620
00:51:18,420 --> 00:51:20,710
‫تا نذارم به‌خاطر اون بیماری قلبی بمیری.‬

621
00:51:20,910 --> 00:51:23,160
‫به‌خاطر همین موضوع سال‌ها زجر کشیدم.‬

622
00:51:24,200 --> 00:51:26,120
‫واقعاً نمی‌خوای بری خونه‌ت؟‬

623
00:51:26,145 --> 00:51:28,235
‫دیگه دست از سر اینجا بردار!‬

624
00:51:29,296 --> 00:51:32,306
‫تمام این مدت داشتی منو بغل می‌کردی،‬

625
00:51:32,331 --> 00:51:35,671
‫و زارزار گریه می‌کردی،‬
‫همه‌اش چون دلتنگ شی‌یول بودی.‬

626
00:51:35,767 --> 00:51:38,057
‫و حالا داری می‌گی‬
‫دیگه بهم احتیاج نداری؟‬

627
00:51:38,727 --> 00:51:39,767
‫خونه‌ی خودت هم که خیلی بزرگه.‬

628
00:51:39,840 --> 00:51:41,180
‫به خدا که...‬

629
00:51:41,260 --> 00:51:43,970
‫می‌شه لطفاً خفه شی؟‬

630
00:51:44,510 --> 00:51:45,890
‫نگاهش کن!‬

631
00:51:49,480 --> 00:51:50,480
‫نمی‌خوامش.‬

632
00:51:57,440 --> 00:51:59,900
‫وای، به زور از دستش خلاص شدم.‬

633
00:52:01,323 --> 00:52:04,903
‫از وقتی یه دم دیگه درآورده،‬
‫بدجوری به یه روباه مکار تبدیل شده.‬

634
00:52:05,080 --> 00:52:07,370
‫جدی دیگه نمی‌تونم از پسش بربیام.‬

635
00:52:08,040 --> 00:52:09,250
‫واقعاً؟‬

636
00:52:09,330 --> 00:52:11,870
‫راستش من از دیدنش خیلی خوش‌حال شدم.‬

637
00:52:12,540 --> 00:52:14,250
‫خاطرات قدیمی رو برام زنده کرد.‬

638
00:52:14,340 --> 00:52:18,010
‫اگه فکر می‌کنی مثل قبله، باید خیلی مراقب باشی.‬

639
00:52:18,090 --> 00:52:21,590
‫فکر کنم اخلاقش حتی از منم بدتر شده.‬

640
00:52:22,220 --> 00:52:23,340
‫نه بابا.‬

641
00:52:23,970 --> 00:52:25,390
‫غیرممکنه.‬

642
00:52:25,470 --> 00:52:26,810
‫جدی می‌گم.‬

643
00:52:27,430 --> 00:52:30,390
‫ده سال پیش فقط زندگی تو و ووسوک نبود که به حالت قبل برگشت.‬

644
00:52:31,140 --> 00:52:33,770
‫به خاطر من، اون رماله، جانگ دوچول یا هر کوفت دیگه‌ای،‬

645
00:52:33,850 --> 00:52:37,610
‫به خاطر پس‌زدنِ انرژیِ روحانی،
‫ عملاً یه مرده‌ی متحرک بود.‬

646
00:52:37,690 --> 00:52:39,280
‫اما اونم دوباره زنده شد.‬

647
00:52:53,080 --> 00:52:55,830
‫حدس می‌زنم چون یه ذره قدرت روحانی داشت،‬

648
00:52:55,913 --> 00:52:59,123
‫انگار وقتی بیدار شده،‬
‫همه چیزو یادش بوده.‬

649
00:52:59,210 --> 00:53:00,380
‫خب؟‬

650
00:53:00,405 --> 00:53:04,665
‫باید به چشم یه فرصت دوباره بهش نگاه
‫می‌کرد و سرش به کار خودش می‌بود،‬

651
00:53:04,800 --> 00:53:07,180
‫اما دوباره رفت دنبال مهره‌ی روباه.‬

652
00:53:07,260 --> 00:53:08,760
‫احمقِ بی‌ملاحظه.‬

653
00:53:35,420 --> 00:53:39,090
‫رفت به کوهستان سوراکسان، دنبال
‫یه روباه هشت‌دمِ بی‌دردسر می‌گشت،‬

654
00:53:40,170 --> 00:53:42,840
‫اما به جاش به پستِ یه روباه نُه‌دمِ عصبانی خورد.‬

655
00:53:43,970 --> 00:53:47,890
‫اینطوری شد که به همون سرنوشت
‫شومی دچار شد که توی زندگی قبلیش داشت.‬

656
00:53:49,260 --> 00:53:50,890
‫که اینطور.‬

657
00:53:51,720 --> 00:53:52,770
‫آهان، راستی.‬

658
00:53:53,560 --> 00:53:57,600
‫پس چه بلایی سر لی یون اومد، همون
‫پسره که بهم شلیک کرد؟‬

659
00:53:58,480 --> 00:54:00,980
‫توی اخبار دیدم که زندانه.‬

660
00:54:01,070 --> 00:54:03,150
‫اونم کارِ این روباهه بود؟‬

661
00:54:03,740 --> 00:54:06,410
‫- نه، کارِ گوم‌هو نبود.‬
‫- هی، ولم کن!‬

662
00:54:06,545 --> 00:54:08,215
‫خودش این بلا رو سر خودش آورد.‬

663
00:54:08,240 --> 00:54:10,240
‫ما دقیقاً می‌دونیم کی هستی.‬
‫واسه همین اینجاییم.‬

664
00:54:10,330 --> 00:54:11,870
‫بیا بی‌سر و صدا بریم.‬

665
00:54:12,540 --> 00:54:13,660
‫لعنتی!‬

666
00:54:13,685 --> 00:54:16,145
‫نه گوم‌هو و نه من، هیچ‌کدوم کاری نکردیم.‬

667
00:54:16,170 --> 00:54:18,710
‫خودش یه کاری کرد که پاش به زندان باز بشه.‬

668
00:54:22,710 --> 00:54:24,920
‫اما... «گوم‌هو»؟‬

669
00:54:25,880 --> 00:54:28,180
‫آره، یه دم دیگه درآورد.‬

670
00:54:28,205 --> 00:54:31,455
‫چون سخت بود هی بهش بگیم
‫روباه هشت‌دم، براش یه اسم گذاشتم.‬

671
00:54:32,510 --> 00:54:34,890
‫تو هم می‌تونی گوم‌هو صداش کنی.‬

672
00:54:37,060 --> 00:54:39,060
‫بگذریم، بیا حالا درباره‌ی تو حرف بزنیم.‬

673
00:54:39,550 --> 00:54:42,590
‫فکر کردی بعد از بازنشستگی می‌خوای چیکار کنی؟‬

674
00:54:44,546 --> 00:54:45,530
‫آره.‬

675
00:54:46,643 --> 00:54:49,023
‫به عنوان بازیکن به اندازه‌ی کافی تلاش کردم،‬

676
00:54:49,430 --> 00:54:52,310
‫واسه همین دارم فکر می‌کنم
‫ یه مدتی مالک باشگاه باشم.‬

677
00:54:52,490 --> 00:54:53,660
‫جدی می‌گم.‬

678
00:54:54,330 --> 00:54:55,200
‫مالک باشگاه؟‬

679
00:54:56,080 --> 00:54:57,210
‫راستش،‬

680
00:54:58,250 --> 00:55:00,580
‫ده سال پیش یه تیم خریدم.‬

681
00:55:02,880 --> 00:55:03,750
‫پسر.‬

682
00:55:04,550 --> 00:55:06,760
‫مربی، بازی داره شروع می‌شه.‬

683
00:55:06,840 --> 00:55:08,840
‫این خبر خیلی مهمی که می‌گفتی چیه؟‬

684
00:55:08,930 --> 00:55:10,220
‫چی شده؟‬

685
00:55:10,245 --> 00:55:12,835
‫چرا هیچی نمی‌گی و ما رو تو خماری گذاشتی؟‬

686
00:55:12,860 --> 00:55:14,990
‫هی، یه کم صبر کن، باشه؟‬

687
00:55:22,560 --> 00:55:24,650
‫- این دیگه چیه...؟‬
‫- وای خدای من.‬

688
00:55:25,530 --> 00:55:26,490
‫عجب.‬

689
00:55:26,570 --> 00:55:27,570
‫- هی!‬
‫- ببخشید.‬

690
00:55:27,650 --> 00:55:30,410
‫- غریبه‌ها نمی‌تونن همین‌طوری بیان اینجا...‬
‫- چیسو، صبر کن!‬

691
00:55:30,490 --> 00:55:33,160
‫اون... کانگِ...‬

692
00:55:33,240 --> 00:55:34,950
‫- کانگ...‬
‫- چی داری می‌گی؟‬

693
00:55:35,040 --> 00:55:37,000
‫واو!‬

694
00:55:37,080 --> 00:55:39,960
‫کانگ... شی‌یول؟‬

695
00:55:40,446 --> 00:55:44,866
‫یه کف مرتب بزنید واسه بازیکنی که
‫همین الان تیممون رو خریده، کانگ شی‌یول...‬

696
00:55:45,000 --> 00:55:45,880
‫نه، صبر کنید.‬

697
00:55:45,960 --> 00:55:48,920
‫یه کف مرتب بزنید واسه
‫مالک باشگاهمون، کانگ شی‌یول!‬

698
00:55:53,930 --> 00:55:55,680
‫صبر کن...‬

699
00:55:56,220 --> 00:55:59,230
‫پس... آقای کانگ شی‌یول،‬

700
00:55:59,310 --> 00:56:01,600
‫- باورم نمی‌شه.‬
‫- من یکی از طرفدارای پر و پا قرصتونم.‬

701
00:56:01,690 --> 00:56:04,730
‫و شما... الگوی من هستید.‬

702
00:56:05,610 --> 00:56:06,730
‫واقعاً؟‬

703
00:56:06,820 --> 00:56:10,450
‫اصلاً فکر نمی‌کردم اینطوری
‫درباره‌ام فکر کنی، سو بوم.‬

704
00:56:11,070 --> 00:56:12,280
‫چی؟‬

705
00:56:12,360 --> 00:56:13,660
‫وای خدای من.‬

706
00:56:13,740 --> 00:56:15,660
‫اسم منو از کجا می‌دونید؟‬

707
00:56:16,830 --> 00:56:17,830
‫معلومه که می‌دونم.‬

708
00:56:19,120 --> 00:56:20,620
‫ما دیگه توی یه تیم هستیم.‬

709
00:56:21,670 --> 00:56:24,630
‫خب، بقیه این روزا چیکار می‌کنن؟‬

710
00:56:25,130 --> 00:56:26,130
‫خب،‬

711
00:56:26,210 --> 00:56:29,130
‫بوم هنوز داره با تیم کار می‌کنه.‬

712
00:56:29,210 --> 00:56:30,800
‫اون مدیر کلِ ماست.‬

713
00:56:31,533 --> 00:56:33,243
‫خودت که می‌دونی حساب‌کتابش چقدر دقیقه.‬

714
00:56:33,782 --> 00:56:36,072
‫فکر کنم توی این کار از دوران بازیکنیش هم بهتره.‬

715
00:56:38,220 --> 00:56:39,560
‫و بقیه؟‬

716
00:56:40,180 --> 00:56:43,560
‫کیونگ‌هون بالاخره جایگاه دروازه‌بان اصلی رو گرفت،‬

717
00:56:43,585 --> 00:56:47,255
‫جونگ‌به زود بازنشسته شد
‫و رستوران خونوادگیشون رو چرخوند.‬

718
00:56:48,176 --> 00:56:50,926
‫آره، «گالبی»هاشون واقعاً خوشمزه‌ست.‬

719
00:56:51,400 --> 00:56:56,070
‫چیسو هم انتقالی گرفت و رفت دسته‌ی دوم.‬

720
00:56:56,095 --> 00:56:58,496
‫و الان داره توی «کی‌لیگ» بازی می‌کنه.‬

721
00:56:59,196 --> 00:57:00,616
‫حتی به تیم ملی هم رسید.‬

722
00:57:01,080 --> 00:57:04,580
‫خب، انتخاب شدنش غافلگیرکننده بود‬
‫و کلاً یه بازی کرد.‬

723
00:57:05,420 --> 00:57:06,840
‫تحسین‌برانگیزه.‬

724
00:57:10,840 --> 00:57:12,800
‫خوب می‌شه یه وقت ببینمشون،‬

725
00:57:12,880 --> 00:57:14,970
‫هرچند احتمالاً اصلاً منو یادشون نیست.‬

726
00:57:17,180 --> 00:57:19,850
‫بیا بعدا با هم یه غذا بخوریم.‬

727
00:57:20,850 --> 00:57:21,850
‫باشه.‬

728
00:57:50,920 --> 00:57:52,420
‫حتماً خیلی خسته بوده.‬

729
00:58:18,490 --> 00:58:22,290
‫آرامگاه ابدی کانگ سی-یول‬
‫۱۰ ژوئن ۱۹۹۸ - ۲۰ مارس ۲۰۹۶‬

730
00:58:22,370 --> 00:58:23,500
‫اون‌هو.‬

731
00:58:26,420 --> 00:58:27,710
‫چی شده؟‬

732
00:58:29,330 --> 00:58:31,500
‫نه... چیزی نیست.‬

733
00:58:32,160 --> 00:58:34,830
‫فکر کنم آینده‌ی دورمون رو دیدم.‬

734
00:58:36,590 --> 00:58:37,880
‫آینده‌ی بدیه؟‬

735
00:58:39,510 --> 00:58:42,890
‫نه واقعاً، فقط یکم غم‌انگیزه.‬

736
00:58:46,140 --> 00:58:47,690
‫زیاد نگران نباش.‬

737
00:58:47,770 --> 00:58:50,020
‫تصمیم گرفتم دیگه با این‌جور چیزا‬
‫به هم نریزم.‬

738
00:58:50,556 --> 00:58:52,436
‫همون‌طور که قبلاً بهت گفتم،‬

739
00:58:52,476 --> 00:58:54,766
‫اولین باری که دیدمت، آینده رو دیدم.‬

740
00:58:55,690 --> 00:58:57,570
‫اولش دیدم که دوستت موفق می‌شه،‬

741
00:58:57,650 --> 00:59:00,280
‫بعد توی همون آینده،‬
‫این تو بودی که موفق شدی.‬

742
00:59:02,536 --> 00:59:03,496
‫اون موقع،‬

743
00:59:04,261 --> 00:59:06,410
‫فکر کردم شاید اشتباه دیدم،‬

744
00:59:06,500 --> 00:59:08,620
‫و بی‌خیالش شدم.‬

745
00:59:09,580 --> 00:59:12,380
‫ولی وقتی به تمام چیزایی که‬
‫از سر گذروندیم فکر می‌کنم...‬

746
00:59:14,800 --> 00:59:17,300
‫اون آینده‌ای بود که واقعاً اتفاق افتاد.‬

747
00:59:18,936 --> 00:59:20,806
‫چون من توی سرنوشتت دخالت کردم‬

748
00:59:21,263 --> 00:59:24,303
‫و برای مدت کوتاهی‬
‫سرنوشتت رو با دوستت عوض کردم.‬

749
00:59:28,480 --> 00:59:31,980
‫پس از همون لحظه‌ای که ۱۹ سال پیش همدیگه رو دیدیم،‬

750
00:59:33,480 --> 00:59:36,190
‫سرنوشتمون این بود که به اینجا برسیم.‬

751
00:59:37,860 --> 00:59:39,030
‫آره.‬

752
00:59:44,280 --> 00:59:46,660
‫پس این آینده‌ی غم‌انگیزی که الان دیدی‬

753
00:59:47,580 --> 00:59:49,750
‫بالاخره یه روزی اتفاق می‌افته، درسته؟‬

754
00:59:50,370 --> 00:59:52,960
‫و تو واقعاً باهاش مشکلی نداری؟‬

755
00:59:59,090 --> 01:00:00,430
‫مشکلی ندارم.‬

756
01:00:01,090 --> 01:00:03,850
‫فقط چون یه لحظه از آینده رو می‌دونم‬

757
01:00:03,930 --> 01:00:06,100
‫و می‌تونم نتیجه رو حدس بزنم،‬

758
01:00:06,180 --> 01:00:09,520
‫یاد گرفتم که معنیش این نیست که‬
‫از مسیر یا مفهومش خبر دارم.‬

759
01:00:10,850 --> 01:00:15,690
‫پس توی عشق و زندگی‌مون، هر پایانی که بیاد،‬

760
01:00:17,190 --> 01:00:18,740
‫فقط باهاش روبرو می‌شم.‬

761
01:00:20,570 --> 01:00:24,910
‫فقط وقتی می‌فهمم‬
‫اون پایان واقعاً چه معنایی برام داره‬

762
01:00:24,990 --> 01:00:28,540
‫که همه‌اش رو زندگی کرده باشم.‬

763
01:00:54,060 --> 01:00:55,360
‫تو چی فکر می‌کنی؟‬

764
01:00:56,570 --> 01:00:57,480
‫قشنگه.‬

765
01:00:57,570 --> 01:01:00,030
‫خودمون دوتا توی یه جزیره‌ی متروکه.‬

766
01:01:00,110 --> 01:01:01,110
‫یه جورایی رمانتیکه.‬

767
01:01:02,793 --> 01:01:03,963
‫مگه نه؟‬

768
01:01:05,243 --> 01:01:07,283
‫دارم اونجا یه خونه‌ی دو طبقه می‌سازم،‬

769
01:01:07,490 --> 01:01:09,160
‫ولی فعلاً دارم نقشه‌های‬
‫طبقات رو اصلاح می‌کنم.‬

770
01:01:09,240 --> 01:01:11,370
‫قرار بود یه ویلای اختصاصی برای خودم باشه،‬

771
01:01:11,450 --> 01:01:13,210
‫ولی چون حالا قراره با هم زندگی کنیم،‬

772
01:01:13,290 --> 01:01:15,130
‫نقشه‌اش خیلی تغییر کرد.‬

773
01:01:15,216 --> 01:01:17,466
‫اوه، اونجا؟‬

774
01:01:18,800 --> 01:01:20,170
‫می‌تونیم الان بریم ببینیمش؟‬

775
01:01:20,260 --> 01:01:21,380
‫البته.‬

776
01:01:24,090 --> 01:01:25,430
‫بریم.‬

777
01:01:29,970 --> 01:01:32,270
‫اگه چیزی لازم داشتی، فقط بهم بگو.‬

778
01:01:32,350 --> 01:01:33,980
‫حتماً توی نقشه میارمش.‬

779
01:01:34,443 --> 01:01:37,573
‫خب، از چیزایی که شنیدم، به نظر می‌رسه همه‌چی ردیفه.‬

780
01:01:39,400 --> 01:01:40,610
‫تازه،‬

781
01:01:41,690 --> 01:01:43,650
‫من فقط تورو کنارم نیاز دارم.‬

782
01:01:45,660 --> 01:01:47,070
‫بسه دیگه.‬

783
01:01:49,030 --> 01:01:53,000
‫راستی، اسکله قراره کجا باشه؟‬

784
01:01:53,790 --> 01:01:54,750
‫چی؟‬

785
01:01:55,330 --> 01:01:56,830
‫اسکله.‬

786
01:01:56,920 --> 01:01:58,380
‫برای رفت‌وآمد قایق‌ها.‬

787
01:01:59,790 --> 01:02:01,000
‫چرا به اون نیاز داریم؟‬

788
01:02:02,260 --> 01:02:04,970
‫می‌تونی همین‌طوری دستم رو بگیری‬
‫و این‌طوری رفت‌وآمد کنی.‬

789
01:02:05,050 --> 01:02:06,800
‫این‌طوری خیلی سریع‌تر و راحت‌تره.‬

790
01:02:07,470 --> 01:02:08,850
‫نه، ولی باز هم...‬

791
01:02:10,010 --> 01:02:11,720
‫وقتی اینجا نیستی چیکار کنم؟‬

792
01:02:11,810 --> 01:02:14,310
‫بهم زنگ بزن. کارت ویزیت رو بسوزون.‬

793
01:02:14,390 --> 01:02:16,650
‫اوه، در مورد اون...‬

794
01:02:17,230 --> 01:02:18,560
‫چطوری بگم؟‬

795
01:02:19,090 --> 01:02:21,640
‫می‌دونم احتمالاً زیاد پیش نمیاد،‬

796
01:02:21,900 --> 01:02:24,070
‫ولی اگه با هم دعوامون بشه چی،‬

797
01:02:24,150 --> 01:02:28,320
‫یا اگه از دستم عصبانی بشی؟‬
‫هر اتفاقی ممکنه بیفته.‬

798
01:02:28,345 --> 01:02:31,555
‫اون‌وقت تا وقتی آروم بشی‬
‫توی این جزیره گیر می‌افتم؟‬

799
01:02:32,240 --> 01:02:33,250
‫البته.‬

800
01:02:33,330 --> 01:02:36,290
‫فکر کردی قرار گذاشتن با یه روباه نُه دم‬
‫به همین راحتی‌هاست؟‬

801
01:02:38,257 --> 01:02:39,427
‫چی؟‬

802
01:02:42,340 --> 01:02:43,380
‫شوخی می‌کنم.‬

803
01:02:44,050 --> 01:02:46,420
‫اسکله رو اونجا می‌سازم.‬

804
01:02:47,300 --> 01:02:49,510
‫یه قایق تفریحی هم سفارش دادم.‬

805
01:02:51,220 --> 01:02:53,220
‫اوه، که این‌طور.‬

806
01:02:53,930 --> 01:02:55,020
‫خیالم راحت شد.‬

807
01:02:56,980 --> 01:02:59,980
‫الان واقعاً قیافه‌ت شبیه آدمای بی خیاله.‬

808
01:03:00,980 --> 01:03:03,570
‫نه، اصلاً هم این‌طور نیست.‬

809
01:03:04,320 --> 01:03:05,280
‫نگران نباش.‬

810
01:03:05,360 --> 01:03:07,610
‫داشتن قایق معنیش این نیست که‬
‫نمی‌تونم اینجا نگهت دارم.‬

811
01:03:07,700 --> 01:03:09,780
‫اوه، بی‌خیال، تمومش کن.‬

812
01:03:09,860 --> 01:03:11,570
‫واقعاً منو می‌ترسونه.‬

813
01:03:12,204 --> 01:03:15,000
‫پس فقط باهام درست رفتار کن،‬
‫اون‌وقت چیزیت نمی‌شه.‬

814
01:03:18,080 --> 01:03:19,670
‫چه خوبه.‬

815
01:03:20,460 --> 01:03:23,710
‫حس می‌کنم چیزی جز خوش‌بختی‬
‫پیشِ رومون نیست.‬

816
01:03:23,800 --> 01:03:24,750
‫مگه نه؟‬

817
01:03:26,300 --> 01:03:28,880
‫آره. باهات خوب می‌مونم.‬

818
01:03:38,270 --> 01:03:39,350
‫چه خوبه.‬

819
01:03:39,800 --> 01:03:59,800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
