WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:11.115 --> 00:15.036
‫بعد از دو مظنون اول، نفر سوم وارد شد
‫و درها رو قفل کرد، درسته؟

00:15.119 --> 00:17.246
‫- آره.
‫- بعدش چی شد، آقای ویلسون؟

00:17.329 --> 00:19.498
‫یه تفنگ کوفتی گذاشت روی سرم.

00:19.582 --> 00:22.168
‫چاره‌ای نداشتم.

00:22.251 --> 00:27.631
‫گاوصندوق رو باز کردم. مالکان فروشگاه
‫واسه این دردسرها پول کافی بهمون نمیدن.

00:27.715 --> 00:30.801
‫ماریلا و النا حرفم رو تایید می‌کنن.

00:30.885 --> 00:34.472
‫- صبرکن. تو با بقیه‌ی مدیرها کار می‌کنی؟
‫- اوهوم.

00:34.555 --> 00:37.349
‫پس مالکیتِ هر سه فروشگاه یکسانه.

00:37.433 --> 00:40.227
‫لن و پالینا پتری مالک هر سه فروشگاهـن.

00:40.311 --> 00:42.521
‫و همگی یه سیستم امنیتی داریم.

00:43.105 --> 00:46.650
‫اون مرد، آلارم رو زد،
‫و بهم گفت گاوصندوق رو باز کنم.

00:46.734 --> 00:48.402
‫ولی دستـام می‌لرزید.

00:48.986 --> 00:52.823
‫می‌خواستم سریع انجامش بدم،
‫ولی خیلی ترسیده بودم.

00:52.907 --> 00:56.786
‫اومد نزدیک گوشم و گفت...

00:56.869 --> 00:59.997
‫- آروم روونه. روون سریعه.
‫- آروم روونه. روون سریعه.

01:02.374 --> 01:04.710
‫دیگه کی در حین سرقت باهات حرف زد؟

01:07.671 --> 01:08.714
‫اون دیوونهه.

01:08.798 --> 01:11.509
‫یهو گفت، ۱۰ هزارتا گذاشتم وسط مشتی.

01:11.592 --> 01:13.469
‫روی بازی بستم. کی می‌خواد شرط ببنده؟

01:13.552 --> 01:17.181
‫دیوونه می‌خواست قمار کنیم
‫وقتی اون دیوار لعنتی رو منفجر کرد.

01:18.224 --> 01:19.744
‫ولی کارشـو بلد بود.

01:19.809 --> 01:22.019
‫مشکلی با کار گذاشتنِ بمب نداشت.

01:23.062 --> 01:24.939
‫انگار قبلاً انجامش داده بود.

01:29.504 --> 01:31.504
‫« تراپی خانوادگی »

01:31.529 --> 01:34.281
‫- باید عقب می‌انداختمش.
‫- تو عاشق کندیس هستی، درسته؟

01:34.365 --> 01:36.617
‫معلومه عاشق کندیسـم، ولی عاشق کارم هم هستم.

01:36.700 --> 01:39.120
‫منـم عاشق کارمـم، و طلاق گرفتم.

01:39.203 --> 01:42.164
‫به خاطر حضانت مشترک، حتی واسه عید شکرگزاری هم پسرم رو نمی‌بینم.

01:42.665 --> 01:45.918
‫من درس عبرتـتم، داداش.
‫شبح شکرگزاریِ آینده.

01:46.001 --> 01:48.129
‫- جدی میگم، استایلز.
‫- باید برم.

01:51.549 --> 01:53.467
‫سلامم رو به کندیس برسون.

01:53.551 --> 01:56.554
‫تا برنگشتم به سیلی گزارش نده. خب؟

02:01.475 --> 02:02.560
‫اومدم. اومدم.

02:03.602 --> 02:05.604
‫می‌دونم. به ترافیک خوردم.

02:06.772 --> 02:08.190
‫چطوری پسر؟

02:08.274 --> 02:13.988
‫ایسایا، چی شده؟
‫کندیس میگه نوآ رو تو خیابون ول کردی.

02:14.071 --> 02:17.908
‫نه بابا، بیسیمم خاموش بود.
‫ولی وقتی ماشین گشت با سرعت از رستوران رد شد،

02:17.992 --> 02:19.743
‫نوآ خواست بدونه قضیه چیه.

02:19.827 --> 02:21.871
‫جدی داری نوآ رو به خاطر کارت مقصر می‌کنی؟

02:21.954 --> 02:24.874
‫کسی رو مقصر نکردم، کندیس.
‫دارم حقایق رو میگم.

02:24.957 --> 02:27.126
‫بابا راست میگه. من بهش گفتم.

02:27.209 --> 02:30.045
‫اگه تو نگفته بودی درخواست کمک رو نمی‌شنیدم.
‫آخه...

02:30.129 --> 02:32.173
‫باید چی کار می‌کردم؟
‫براش اوبر گرفتم.

02:32.256 --> 02:33.883
‫می‌بردمش صحنه جرم فعال؟

02:33.966 --> 02:37.761
‫قرار بود با پسرت ناهار بخوری
‫و بیاریش خونه، ولی...

02:37.845 --> 02:38.845
‫کندیس.

02:38.888 --> 02:41.265
‫می‌شه حس نوآ رو ازش بپرسیم؟

02:43.767 --> 02:44.767
‫آره.

02:45.186 --> 02:46.979
‫من می‌خواستم با تو وقت بگذرونم.

02:47.605 --> 02:49.773
‫و تو فلنگـو بستی.

02:51.650 --> 02:55.988
‫باشه، حالا پدرت می‌تونه چطوری برات جبران کنه؟

02:58.949 --> 03:00.201
‫می‌خوام پدربزرگم رو ببینم.

03:01.118 --> 03:02.118
‫نه.

03:03.162 --> 03:04.330
‫نوآ، نه. نه.

03:04.413 --> 03:05.748
‫شدنی نیست.

03:05.831 --> 03:07.249
‫من اِیمِس رو می‌بینم. همین.

03:07.333 --> 03:12.338
‫اگه می‌خوای حد و مرزت رو حفظ کنی،
‫چرا مصالحه نمی‌کنی؟

03:12.838 --> 03:14.590
‫نوآ رو ببر دیدنش.

03:14.673 --> 03:16.342
‫بهشون نظارت داشته باش.

03:22.139 --> 03:23.182
‫باشه.

03:23.766 --> 03:24.766
‫عالیه.

03:25.142 --> 03:28.896
‫نوآ، می‌شه چند دقیقه بهم وقت بدی
‫که تنهایی با والدینت صحبت کنم؟

03:28.979 --> 03:29.980
‫بله خانم.

03:30.648 --> 03:31.648
‫ممنون.

03:35.903 --> 03:39.156
‫حالا که نیازهای نوآ رو برطرف کردیم،

03:40.741 --> 03:43.994
‫کندیس، تو از ایسایا چی می‌خوای؟

03:44.078 --> 03:48.666
‫می‌خوام حس کنم... برام حضور داره.

03:49.208 --> 03:50.960
‫انگار توی یه تیم هستیم.

03:51.794 --> 03:53.128
‫مثل قبل.

03:54.088 --> 03:57.633
‫اون حالت برات چطوریه؟ دقیق بگو.

04:02.096 --> 04:06.016
‫می‌خوام ایسایا باهام به جشن بالدوین هیلز کِرز بیاد.

04:06.850 --> 04:08.560
‫ولی باید مسائل کاری رو توی کار جا بذاره.

04:08.644 --> 04:10.354
‫بدون تماس تلفنی، بدون مزاحمت.

04:10.437 --> 04:13.565
‫کار من اونجوری نیست.
‫همیشه در حال انجام وظیفه‌ام، عزیزم.

04:13.649 --> 04:15.985
‫این جشن خیلی برام مهمه، ایسایا.

04:16.068 --> 04:20.572
‫می‌دونم کار پلیسی نیست،
‫ولی کمک من به جامعه ماست.

04:20.656 --> 04:22.700
‫- جشن برای احترام به...
‫- باشه.

04:24.493 --> 04:25.786
‫میام.

04:27.413 --> 04:28.831
‫بدون گوشی.

04:30.457 --> 04:31.750
‫و ایسایا،

04:33.210 --> 04:35.713
‫تو در عوض از کندیس چی نیاز داری؟

04:41.135 --> 04:42.761
‫می‌خوام...

04:44.179 --> 04:49.018
‫به خونه‌ام برگردم و روی تختم کنار زنم بخوابم.

04:50.311 --> 04:52.563
‫کندیس، اکراهت رو درک می‌کنم.

04:53.897 --> 04:55.524
‫ولی ایسایا داره تلاش می‌کنه.

04:55.607 --> 04:56.859
‫منم همینطور.

04:57.651 --> 05:00.612
‫ایسایا هم میگه به جشن میاد.

05:00.696 --> 05:02.136
‫یه قدم در جهت درسته،

05:02.197 --> 05:04.116
‫ولی باید با اعمالش ادامه‌اش بده.

05:05.242 --> 05:08.412
‫بعدش می‌تونیم از برگشتنش به خونه صحبت کنیم.

05:10.331 --> 05:12.166
‫و پایان دادن به جدایی.

05:13.000 --> 05:20.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:21.592 --> 05:25.929
‫♪ اوه اوه اوه... ♪

05:26.013 --> 05:26.889
‫رفیق خودم.

05:26.972 --> 05:28.515
‫صبح بخیر آقای وایلدر.

05:28.599 --> 05:31.101
‫♪ صورتت رو نشون بده ♪

05:31.185 --> 05:34.104
‫♪ هرچقدر بخوای مخفی بشی... ♪

05:34.188 --> 05:35.356
‫سلام آبجی.

05:35.439 --> 05:36.439
‫اِلا.

05:36.982 --> 05:39.777
‫می‌شه کوتاه باشه؟
‫نیم ساعت دیگه باید کلاس درس بدم.

05:39.860 --> 05:42.363
‫لطفاً بیا دفترم. سلام.

05:44.073 --> 05:47.076
‫می‌دونی، با اینکه خیلی ممنونم
‫از اینکه شهریه‌ی کیرا رو میدی،

05:47.159 --> 05:49.370
‫معمولاً فقط پستش می‌کنی.

05:49.453 --> 05:50.829
‫خواستم خودتـو ببینم.

05:51.330 --> 05:53.791
‫♪ شانس‌مون خشکید ♪
‫♪ و باد نمی‌وزه... ♪

05:53.874 --> 05:55.084
‫سلام.

05:55.167 --> 05:56.710
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

06:00.089 --> 06:03.592
‫پس تو دردسر افتادی؟ واسه همین
‫خواستی حضوری باهام صحبت کنی؟

06:03.675 --> 06:06.136
‫تو دردسر نیفتادم. نیفتادم.

06:06.220 --> 06:10.933
‫فقط خواستم از تو و کیرا بخوام
‫واسه عید شکرگزاری بیاین.

06:11.016 --> 06:12.810
‫می‌تونستی با پیامک یا تماس بگی.

06:12.893 --> 06:16.188
‫- مطمئنی عذر موجه نمی‌خوای؟
‫- جدی؟

06:16.271 --> 06:19.566
‫سال‌هاست که به عذر موجه نیاز نداشتم.
‫من عوض شدم، اِلا.

06:20.859 --> 06:22.986
‫در واقع، اینقدر به خروج نزدیک شدم.

06:23.070 --> 06:27.199
‫بابا همیشه همینـو می‌گفت.
‫بعد باعث شد دستگیر بشه.

06:27.282 --> 06:29.201
‫اطراف رو ببین، اِلا.

06:29.284 --> 06:30.369
‫من مثل بابا نیستم.

06:31.578 --> 06:33.497
‫این فقط ظاهر ماجراست، ترین.

06:33.580 --> 06:35.582
‫حداقل اون بابت دزد بودن صادق بود.

06:35.666 --> 06:39.211
‫تو هنوز دفترش رو با خودت داری
‫مثل واعظی که انجیل دستشه.

06:39.294 --> 06:41.463
‫- هنوز عصبانی هستی که واسه من گذاشتش؟
‫- دست بردار.

06:41.547 --> 06:45.050
‫کاش می‌تونستم حرف‌هاش و فلسفه‌هاش رو فراموش کنم.

06:45.134 --> 06:48.178
‫نه، اون دفتر دست آدم درسته.

06:48.262 --> 06:50.681
‫به خاطر نوشته‌هاش معتادِ الکل شدم،

06:50.764 --> 06:53.434
‫در حالی که تو با خوش‌خیالی اجراشون کردی.

06:53.517 --> 06:56.145
‫می‌دونم چطوری واقعاً پولت رو در میاری.

06:57.187 --> 06:59.273
‫نقش من اینه که بازم بگیرمش.

07:10.451 --> 07:11.535
‫ببین،

07:12.786 --> 07:16.832
‫یه احتمال خیلی کوچیکی وجود داره
‫که پلیس بیاد سوالاتی از من بپرسه.

07:16.915 --> 07:17.749
‫اینه‌هاش.

07:17.833 --> 07:19.126
‫- گفتم احتمالش خیلی کمه...
‫- نباش.

07:20.210 --> 07:21.920
‫نگرانش نباش.

07:22.004 --> 07:24.548
‫بابا یادم داده که نباید هیچی به پلیس گبم.

07:26.258 --> 07:29.261
‫ابونی چه حسی به سرک‌کشیدن‌های پلیس داره؟

07:29.344 --> 07:31.305
‫اون خبر نداره.
‫نیاز نیست بدونه.

07:32.181 --> 07:34.766
‫ابونی بعد از زهیر آدم سابق نشده.

07:34.850 --> 07:36.768
‫اگه بعد از اینکه از دستش دادیم
‫به خودت زحمت می‌دادی که بهش سر بزنی،

07:36.852 --> 07:38.061
‫خودت می‌دونستی.

07:41.398 --> 07:42.941
‫اینـم پولت.

07:51.950 --> 07:53.285
‫خدافظ کولترین.

07:57.164 --> 07:59.708
‫کولترین میگه نگران نباشم. از پسش برمیاد.

07:59.791 --> 08:01.627
‫برمیاد، ولی تو کل اخبار پخش شدن؟

08:02.628 --> 08:05.047
‫بهتره بگه از سرِ اجبار به اون نگهبان‌ها شلیک کردن.

08:05.130 --> 08:06.423
‫مجبور بودن.

08:09.510 --> 08:10.510
‫بیشتر توضیح بده.

08:12.888 --> 08:15.641
‫دارم به عنوان خواهرم بهت میگم
‫و چون نگرانم،

08:15.724 --> 08:17.935
‫ولی نباید به کولترین بگی که حرف زدیم.

08:20.354 --> 08:21.354
‫خب،

08:21.855 --> 08:25.108
‫بهت گفته که دیون ساعتِ کارِ هالووین رو دزدیده، درسته؟

08:28.070 --> 08:30.447
‫واقعیتش هیجان‌زده نشدم.

08:31.740 --> 08:34.660
‫خب، ترین گفت دیون حواسش پرت شده،

08:34.743 --> 08:37.996
‫همین به نگهبان‌ها فرصت داده
‫که سلاح بکشن.

08:38.080 --> 08:40.207
‫اونجای کار، گروه چاره‌ای نداشته.

08:42.167 --> 08:44.294
‫حالا کولترین می‌خواد دیون رو چی کار کنه؟

08:44.378 --> 08:48.590
‫نمی‌دونم. هرکاری کنه،
‫باید توی خونه پیش من جاش رو امن نگه داره.

08:50.384 --> 08:52.104
‫قرار نیست چیزی بهش بگی، درسته؟

08:52.177 --> 08:53.428
‫هیچی.

08:58.517 --> 08:59.517
‫باید برم.

08:59.560 --> 09:02.104
‫باید واسه جشن خیریه‌ام منو درست کنم.

09:02.604 --> 09:05.482
‫- بعداً بهت زنگ می‌زنم.
‫- باشه. خدافظ.

09:17.119 --> 09:19.705
‫- الو؟
‫- تانیا. بله، با بیانکا حرف زدی؟

09:19.788 --> 09:21.081
‫از شهر خارج شد؟

09:22.291 --> 09:25.627
‫متوجه چیز به‌خصوصی درباره‌ی مظنونین نشدی، خانم داگلس؟

09:25.711 --> 09:29.006
‫چرا، وقتی به اونی که تفنگ داشت
‫و نگهبان شلیک کردن، متوجه شدم.

09:29.089 --> 09:30.632
‫نزدیک بود برینم به خودم.

09:31.883 --> 09:33.468
‫گفتم که، چیزی ندیدم.

09:33.552 --> 09:35.554
‫صورت‌شون پوشیده بود.

09:35.637 --> 09:37.357
‫با خانم مدیره رفتن عقب،

09:37.389 --> 09:39.808
‫به نگهبان‌ها شلیک کردن و در رفتن.

09:41.935 --> 09:45.397
‫از کجا می‌دونستی مدیره؟
‫گفت نپرسیدن.

09:45.480 --> 09:48.525
‫فقط دیوار رو منفجر کردن و رفتن سراغش.
‫انگار از قبل می‌دونستن کیه.

09:51.320 --> 09:53.155
‫قبلاً رفته بودم فروشگاه.

09:53.238 --> 09:54.238
‫کِی؟

09:55.198 --> 09:57.826
‫چرا با این سوالات وقتم رو هدر میدین؟

09:57.909 --> 09:59.911
‫معلومه که من چیزی برنداشتم.

09:59.995 --> 10:01.622
‫دیگه می‌تونم برم؟

10:05.542 --> 10:07.252
‫اظهاریه‌ات رو امضا کن و برو.

10:12.000 --> 10:19.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

10:23.435 --> 10:24.978
‫- چه خبر؟
‫- سلام.

10:25.062 --> 10:26.271
‫چطور بود؟

10:26.938 --> 10:27.939
‫اه...

10:28.023 --> 10:30.150
‫باید به یه داستان مسخره‌ی پرام بزرگسالان برم،

10:30.233 --> 10:31.735
‫نوآ هم می‌خواد بابامـو ببینه.

10:31.818 --> 10:34.446
‫و بعد شاید بتونم به خونه‌ام برگردم،

10:34.529 --> 10:36.073
‫جایی که کرایه‌اش رو میدم.

10:37.199 --> 10:39.743
‫من شاید خبر خوش داشته باشم.
‫یه سرنخ.

10:39.826 --> 10:41.370
‫اینجا رو می‌بینی؟

10:41.953 --> 10:45.123
‫بیانکا داگلس داره به افسرها نگاه می‌کنه،
‫نه خلافکاره، مثل بقیه.

10:45.207 --> 10:46.708
‫فکر کنم باید دوباره باهاش صحبت کنیم.

10:46.792 --> 10:49.086
‫اون یارو مراقب مدیرهای فروشگاه بوده.

10:49.169 --> 10:51.421
‫انگاری قدش ۱۸۰ باشه.

10:51.963 --> 10:54.716
‫آروم روونه. روون سریعه.

10:55.342 --> 10:56.176
‫می‌بینیش؟

10:56.259 --> 11:00.013
‫اون خلافکاره نگاهش به تلویزیون بود.
‫اخبار ورزشیه؟

11:00.806 --> 11:05.102
‫مواد منفجره رو روی دیوار کار گذاشته
‫و پرسیده کسی می‌خواد روش شرط ببنده یا نه.

11:05.185 --> 11:06.825
‫به نظرت ربطی به تلویزیون داره؟

11:06.853 --> 11:08.313
‫- حواسش پرتش بود.
‫- استایلز.

11:08.397 --> 11:10.107
‫گوش میدی چی میگم؟

11:10.190 --> 11:11.942
‫بیانکا رو دیدی؟

11:12.025 --> 11:14.152
‫اون بهشون هشدار داده که طرف تفنگ داره.

11:14.236 --> 11:16.780
‫- فکر کنم ممکنه نفوذی بوده باشه.
‫- فیلم به تنهایی ثابتش نمی‌کنه.

11:16.863 --> 11:20.951
‫باشه. خب، بیانکا اثر انگشتش رو
‫روی فرم اظهاریه گذاشت، پس بررسیش کردم.

11:21.034 --> 11:22.369
‫ایشون آنا کیت والاچک هستن.

11:22.452 --> 11:23.286
‫تحریک به ارتکاب جرم.

11:23.370 --> 11:25.872
‫در اختیار داشتن مواد. در اختیار داشتن مواد با قصد توزیع.
‫بازم تحریک به ارتکاب جرم.

11:25.956 --> 11:28.458
‫سه سال پیش اسمش رو به بیانکا داگلس تغییر داد،

11:28.542 --> 11:30.460
‫و به طرز معجزه‌آسایی یه شبه ترک کرد.

11:30.544 --> 11:31.378
‫چرنده.

11:31.461 --> 11:34.297
‫- به نظرت بخشی از گروهه؟
‫- به نظرم باید بفهمیم.

11:34.381 --> 11:37.968
‫می‌دونم فرد. مطلعم. حواسم هست.

11:39.302 --> 11:40.929
‫خدا لعنتت کنه، استایلز!

11:41.012 --> 11:43.640
‫معاون رئیس می‌خواد سریع این پرونده رو جمع کنم،

11:43.724 --> 11:45.604
‫به خاطر اون کنفرانس مطبوعاتی‌ای که داشتی.

11:45.684 --> 11:48.270
‫می‌تونم انجامش بدم، ولی به منابع نیاز دارم.

11:48.353 --> 11:49.938
‫یه کارگروه.

11:50.021 --> 11:52.232
‫- پرونده هالووین رو می‌خوام.
‫- باز شروع نکن!

11:52.315 --> 11:53.483
‫گوش کن.

11:53.984 --> 11:57.696
‫کروز میگه یه زنه به خلافکارها توی جواهرفروشی‌ها کمک می‌کرده.

11:57.779 --> 12:00.574
‫فیلمی که از هالووین بهم دادی رو نگاه کردم.

12:01.283 --> 12:04.703
‫فهمیدی پنج دقیقه کاملش نیست؟
‫ویجیانو فهمیده؟

12:04.786 --> 12:09.166
‫دوربین‌های امنیتی ساعت ۱۱:۴۷ غیرفعال شدن
‫و ساعت ۱۱:۵۲ دوباره فعال شدن.

12:09.249 --> 12:11.877
‫ولی قبلش، شاکی‌ای که ساعتش رو زدن، هاروی سوانسون...

12:11.960 --> 12:12.794
‫اوهوم.

12:12.878 --> 12:15.338
‫...به مدت ۴۵ دقیقه کامل توی اون فیلم نیست.

12:15.922 --> 12:17.424
‫آخرین باری که می‌بینیمش اینجاست.

12:21.178 --> 12:22.637
‫کجا دارن میرن؟

12:22.721 --> 12:25.807
‫اینجای شب، هاروی هنوز پتکش رو داره.

12:25.891 --> 12:27.726
‫اونی که توی گزارش پلیس هست.

12:27.809 --> 12:31.354
‫- و این زنه، دستش رو ببین.
‫- حداقل باید ۵ قیراط باشه.

12:31.438 --> 12:33.318
‫اگه سرقت وقتی که دوربین‌ها غیرفعال بودن رخ داده،

12:33.356 --> 12:35.626
‫وقتی بوده که هاروی و دوستـاش توی اتاق بودن.

12:35.650 --> 12:37.444
‫اگه هم ساعت هاروی رو بردن...

12:37.527 --> 12:40.822
‫- حلقه اون دختر رو بردن.
‫- فقط گزارش پلیسی نداریم.

12:40.906 --> 12:43.700
‫خودش اظهاریه‌ای نداشته.
‫یادداشت‌های ویجیانو رو هم گشتم.

12:43.784 --> 12:45.952
‫حتی حضور نداشته وقتی هاروی اظهاریه داده.

12:46.036 --> 12:50.207
‫داری میگی حلقه نامزدیش رو دزدیدن و حتی گزارشش نکرده؟

12:50.999 --> 12:54.085
‫- واسه چی یهو غیبش بزنه؟
‫- چون اون هم نفوذیه.

12:55.086 --> 12:58.673
‫گفتم که. اهداف یکسان نیستن، روش یکسانه.

12:58.757 --> 13:00.467
‫اگه اشتباه کنی، وقت رو هدر دادیم.

13:00.550 --> 13:04.095
‫اگه درست بگم، بهتون شانس بهتری میده
‫که هر دو تحقیقات رو تکمیل کنیم.

13:04.179 --> 13:08.183
‫معاون رئیس بیخیالت می‌شه،
‫و درست حسابی بازنشسته بشی. هوم؟

13:12.103 --> 13:15.774
‫باشه، واسه نیروی ضربت، میچل رو می‌خوام.

13:15.857 --> 13:17.400
‫- اوریبه.
‫- واشینگتن.

13:17.484 --> 13:19.069
‫کارگروه رو من انتخاب می‌کنم.

13:19.861 --> 13:22.739
‫اگه پرونده هالووین رو می‌خوای،
‫ویجیانو و هارپر رو نگه می‌داری...

13:22.823 --> 13:25.158
‫- لقِ ویجیانو بابا.
‫- جوخه خودمه، قوانینش با خودمه.

13:28.328 --> 13:30.664
‫- گمشو بیرون!
‫- بله قربان. بله قربان.

13:33.375 --> 13:35.836
‫پس بالای ۱۰۰تا حرومیِ پولدار اینجا بودن،

13:35.919 --> 13:37.599
‫و فقط از تو سرقت شد؟

13:37.629 --> 13:38.922
‫فقط من نیستم.

13:39.005 --> 13:43.343
‫فقط تویی که گزارش پلیس دادی،
‫ولی یه ساعت صبر کردی که بهمون زنگ بزنی.

13:43.426 --> 13:46.429
‫- از کجا فهمیدین؟
‫- برچسب‌های زمانی دروغ نمیگن، هاروی.

13:46.513 --> 13:50.141
‫درست قبل از نیمه‌شب ازتون سرقت شد
‫و تا ۱ صبح صبر کردی که به ۹۱۱ زنگ بزنی.

13:50.225 --> 13:53.037
‫شاید یه جریانی توی این اتاق بوده
‫که نخواستی ما بفهمیم؟

13:53.061 --> 13:55.522
‫چیزی که قبل از رسیدنِ ما جمع‌وجورش کنی.

13:56.022 --> 14:00.735
‫فکر می‌کنم اینجا یه بازی پوکر سنگین خصوصی راه انداخته بودی و بدجوری بهت دستبرد زدن.

14:00.819 --> 14:03.154
‫باید... به وکیلم زنگ بزنم.

14:03.238 --> 14:05.907
‫دوستـای بازنده‌ات برام مهم نیستن.

14:05.991 --> 14:07.534
‫فقط می‌خوام از این دختره بدونم.

14:08.410 --> 14:09.452
‫اون کیه؟

14:09.953 --> 14:13.456
‫جولیاست. چند ماهی می‌شه که ثابت میاد.

14:13.540 --> 14:15.375
‫زودباش، بگو چی شد.

14:15.458 --> 14:17.252
‫ببینید، اینجا داشتیم بازی می‌کردیم.

14:17.335 --> 14:19.671
‫بعدش چهار نفر با لباس گنگسترهای دهه ۳۰

14:19.754 --> 14:21.548
‫با تفنگ ریختن تو اتاق.

14:21.631 --> 14:23.091
‫و ساعتت رو هم... بردن.

14:23.842 --> 14:25.969
‫- که توی گزارش گفتم.
‫- باشه، به درک.

14:26.052 --> 14:29.347
‫- جولیا چی؟ اون چی کار کرد؟
‫- تفنگ‌ها رو به سمت همه گرفته بودن.

14:29.431 --> 14:31.308
‫من خواستم گرمیِ خودم رو بردارم که مجوز داره.

14:31.391 --> 14:33.393
‫بعد دختره داد زد که داری چی کار می‌کنی؟

14:33.852 --> 14:36.396
‫بعدش گندهه تفنگش رو گذاشت روی سرم.

14:36.479 --> 14:39.149
‫فکر می‌کنی داشت بهش هشدار می‌داد
‫که تو تفنگ داری؟

14:40.233 --> 14:43.153
‫- فکر می‌کنید اونـا رو می‌شناخته؟
‫- فکر کنم لوت داده.

14:43.653 --> 14:45.030
‫کی رئیس بود؟

14:45.655 --> 14:49.159
‫اونی که باهوش بود. گفت قصدش خیر نیست.

14:49.242 --> 14:52.037
‫هیچ سیاهپوستی نمی‌شناسم
‫که اونجوری صحبت کنه.

14:52.621 --> 14:54.915
‫چندتا سیاهپوست رو می‌شناسی، هاروی؟

14:56.082 --> 14:59.669
‫- حرفت درسته.
‫- می‌خوای با چندتاشون آشنات کنم؟

14:59.753 --> 15:03.632
‫خب، سه‌تاشون سیاهپوست بودن،
‫یکی‌شون هم آسیایی.

15:03.715 --> 15:07.093
‫باشه، چیز دیگه‌ای یادت میاد

15:07.177 --> 15:09.262
‫که کمک کنه تا ساعتت رو پس بگیریم؟

15:09.346 --> 15:12.390
‫اونی که کفش مجلسی سیاه و سفید پاش بود،

15:12.474 --> 15:15.226
‫یکی از سیاهپوست‌ها، پتک رو شناخت.

15:15.310 --> 15:18.813
‫گرفتش و گفت، این مال منه مشتی. روز شانسمه.

15:18.897 --> 15:20.857
‫روز شانسمه دیگه یعنی چی؟

15:20.941 --> 15:24.611
‫هم گفت مشتی و هم گفت روز شانسمه؟
‫کاملاً مطمئنی؟

15:24.694 --> 15:26.279
‫آره، چرا اینـو از خودم در بیارم؟

15:28.239 --> 15:30.033
‫یو یو، ایکا.

15:30.533 --> 15:33.078
‫چطوری ستون؟
‫در مورد یه مظنون توی پرونده‌ام به کمکت نیاز دارم.

15:33.161 --> 15:35.622
‫به مردم میگه مشتی و از روز شانسش حرف می‌زنه.

15:35.705 --> 15:37.958
‫می‌گیری که چی میگم.
‫خبرم کن.

15:44.673 --> 15:46.883
‫نفس کشیدنت روی الماس غبار می‌اندازه.

15:46.967 --> 15:48.593
‫- گه بخور بابا.
‫- ریلکس باش، مرد.

15:48.677 --> 15:51.388
‫هی، این نیگایی که توی اخبار از ما حرف می‌زنه،

15:51.471 --> 15:54.057
‫می‌دونم که دیدمش، ولی نمی‌دونم کجا.

15:55.141 --> 15:56.726
‫ایسایا استایلز.

15:56.810 --> 15:59.562
‫مرکز توزیع علفی که دو سال پیش زدیم.
‫نگرانش نباش.

15:59.646 --> 16:03.233
‫به محض اینکه الماس‌ها رو آب کنیم،
‫مشکلی نداریم. الماسی نباشه، استایلزی هم نیست.

16:05.068 --> 16:06.486
‫ولی یه مشکلی داریم.

16:07.529 --> 16:11.032
‫دیون هی ما رو می‌ذاره روی لبه‌ی تیغ.

16:14.119 --> 16:16.538
‫دیون حواسش پرت شد، داداش.
‫ممکن بود هرکدوم‌مون باشیم.

16:16.621 --> 16:20.291
‫ولی نبودیم. اول ماجرای ساعت، حالا هم این.
‫این چوب‌خط دوم بود، پسر.

16:20.375 --> 16:22.961
‫ببین، حالا که استایلز و پلیس لس آنجلس دنبال‌مونن،

16:23.044 --> 16:25.463
‫نباید هیچ سوتی‌ای بدیم وگرنه کار همه‌مون تمومه.

16:25.547 --> 16:29.009
‫اگه میگی هوام رو داری،
‫نباید بذاری دیون از این ماجرا قسر در بره، داداش.

16:32.178 --> 16:34.973
‫باشه ببین، سهمش رو کم می‌کنم.

16:35.056 --> 16:37.851
‫شاید اینجوری سر عقل بیاد
‫چون داداش‌مون بدجوری لنگِ پوله.

16:38.351 --> 16:40.770
‫رواله. من جنس‌ها رو آب می‌کنم.

16:44.107 --> 16:45.734
‫اوضاع چطوره، چوی؟

16:45.817 --> 16:49.112
‫به اینـا بگو سیدنی سوئینی،
‫چون سر تا پا طبیعی‌ان.

16:49.779 --> 16:52.365
‫شماره سریال ندارن.
‫از مری کاندو هم تمیزترن.

16:52.449 --> 16:55.994
‫پشمام، قراره چه پولی به جیب بزنیم.

17:02.042 --> 17:04.127
‫اصلاً چیزی برنداشتن.

17:04.210 --> 17:06.004
‫تمام الماس‌ها، یاقوت‌ها، زمردها،

17:06.087 --> 17:08.381
‫هرچیزی توی اموال‌مون بوده، هست.

17:08.465 --> 17:09.924
‫خودتون ببینید.

17:13.219 --> 17:18.475
‫می‌خواید باور کنم که سه‌تا مرد مسلح و نقابدار
‫وارد فروشگاه‌هاتون شدن،

17:18.558 --> 17:24.064
‫دیوارهای کوفتی رو منفجر کردن، دو نفر رو کشتن،
‫ولی دست‌خالی رفتن؟

17:24.773 --> 17:26.858
‫هرچی که مخفی کردین، پیداش می‌کنم.

17:26.941 --> 17:30.653
‫پس واسه آخرین بار می‌پرسم،
‫چی دزدیدن؟

17:32.113 --> 17:35.617
‫- اگه بگیم...
‫- هیچی. اصلاً چیزی ندزدیدن.

17:38.995 --> 17:39.996
‫دروغ میگن.

17:42.916 --> 17:45.210
‫آره موافقم. ولی تو دیگه کی هستی؟

17:45.293 --> 17:46.669
‫دیو سرولو.

17:46.753 --> 17:50.882
‫تازه منتقل شدم اینجا، ۱۶ سال سابقه کار
‫در پرونده‌های بزرگ سرقت در پلیس نیویورک.

17:50.965 --> 17:54.385
‫سروان سیلی منـو به کارگروه سرقت شما اضافه کرده.

17:54.469 --> 17:57.138
‫سرولو، به نظرت چرا دروغ میگن؟

17:57.222 --> 18:01.226
‫به محض اینکه فشار آوردی، زنه نذاشت مرده حرف بزنه.

18:01.851 --> 18:03.561
‫اونی که دل و جرات داره، زنه‌ست.

18:03.645 --> 18:06.689
‫فکر کنم ترسیده بودن. نه از ما.

18:07.315 --> 18:10.610
‫کارآگاه اول، جمال برینکلی.
‫خوشبختم، قربان.

18:12.529 --> 18:13.530
‫نه.

18:17.033 --> 18:21.037
‫- تیم می‌خواستی، بهت تیم دادم.
‫- نه. نه.

18:21.121 --> 18:24.290
‫از اون بچه پرستاری نمی‌کنم، جیمی.

18:24.374 --> 18:27.585
‫اون بچه هر پرونده‌ای که تا حالا بستی رو خونده.

18:27.669 --> 18:28.878
‫طرفدارته.

18:28.962 --> 18:30.630
‫گلدن رتریورها از همه خوش‌شون میاد.

18:32.465 --> 18:35.927
‫می‌دونم اولین بار بعد از منی شاو هست

18:36.010 --> 18:37.971
‫که یه کارآموز بهت سپرده شده.

18:38.054 --> 18:40.765
‫ببخشید مزاحم شدم.

18:40.849 --> 18:42.892
‫خواستم بگم قبل از اینکه از اتاق خارج شدین

18:42.976 --> 18:45.728
‫طبق تجربه من، اینجور فروشگاه‌هایی که پشتِ هم هستن،

18:45.812 --> 18:47.981
‫بدون لیست اموال ثابت،

18:48.064 --> 18:50.692
‫معمولاً بری ظاهرسازی هستن،
‫توسط جرایم سازمان‌یافته هدایت می‌شن.

18:50.775 --> 18:53.444
‫یکم بررسی کردم، یه تماسی گرفتم.

18:53.528 --> 18:56.364
‫روی برگه، خانواده‌ی پتری مالک اون فروشگاه‌هاست.

18:56.447 --> 19:01.119
‫ولی چک‌هاشون به شرکتی می‌رسه
‫که دوتا گنگستر ایرانی مالکشـه،

19:01.202 --> 19:02.579
‫به اسم فرید و امین.

19:02.662 --> 19:05.748
‫امیدوارم ایرادی نداشته باشه که یه مامور فرستادم تا بیارتشون.

19:05.832 --> 19:07.292
‫معلومه که مشکلی نداره.

19:07.375 --> 19:09.335
‫حالا که چی اگه ما مالک واقعی باشیم؟

19:09.419 --> 19:10.628
‫جرم نیست که.

19:10.712 --> 19:13.506
‫خانواده پتری واسه زحمت‌شون سهم می‌گیرن.

19:13.590 --> 19:18.261
‫تهدید کردن خودشون و بچه‌هاشون و زندگی‌شون میگی سهم گرفتن؟

19:18.344 --> 19:21.806
‫همونطور که گفتن، چیزی دزدیده نشده، خب؟

19:21.890 --> 19:25.727
‫شاید نمی‌خواید همکاری کنید
‫چون توی سرقت شریک بودین.

19:27.562 --> 19:30.440
‫می‌تونیم بهتون اتهام توطئه برای قتل بزنیم

19:30.523 --> 19:32.942
‫به خاطر افسر و نگهبانی که مُردن.
‫حکمش چیه، سرولو؟

19:33.026 --> 19:34.527
‫۲۵ سال تا ابد، ستوان.

19:34.611 --> 19:36.321
‫زر می‌زنی.

19:36.404 --> 19:38.364
‫- نمی‌تونید.
‫- حالا ببین.

19:38.448 --> 19:40.992
‫امین هیچی نگو. داره بلوف می‌زنه. هیچی نگو.

19:42.493 --> 19:44.704
‫امین، اگه جای تو بودم،

19:44.787 --> 19:46.497
‫به این فکر می‌کردم که چرا شریکت که اینجاست

19:46.581 --> 19:49.209
‫حاضره بذاره به جرم دو قتل گیر بیفتی.

19:51.461 --> 19:54.839
‫توی هر گاوصندوق یه کیسه‌ی بورگاندیِ مخملی
‫پُر از الماس‌های غیرقابل ردیابی بود.

19:54.923 --> 19:56.523
‫- داشتن برای مزایده توی بازار سیاه ارسال می‌شدن.
‫- امین!

19:56.549 --> 19:57.800
‫خفه شو پسر احمق!

19:57.884 --> 20:00.321
‫قاچاق الماس واسه خودش زندان داره بیشعور!

20:00.345 --> 20:03.032
‫ولی به خاطر قتل نیست.
‫اینـا همه ایده‌ی توئه.

20:03.056 --> 20:04.241
‫من به خاطر تو زندان نمیرم!

20:04.265 --> 20:05.808
‫خفه شو میگم.
‫می‌خوام با وکیلم صحبت کنم.

20:05.892 --> 20:09.854
‫امین، سه‌تا کیسه مخملی الماس.
‫دیگه کی ازش باخبر بود؟

20:09.938 --> 20:12.857
‫لن و پالینا هردوتاشون حواس‌پرتـن، خب؟

20:12.941 --> 20:15.443
‫هرکسی استخدام کرده باشن
‫می‌تونسته بفهمه چی اونجاست.

20:15.526 --> 20:18.404
‫معنیش این نیست که کار ما بوده لامصب.

20:18.488 --> 20:19.989
‫سرولو، اظهاریه‌شون رو بگیر.

20:20.698 --> 20:22.700
‫ایکا، چیزی برام گیر آوردی ستون؟

20:22.701 --> 20:24.510
‫پسره‌ی آشغال، میگم ببند این گاله رو!

20:24.535 --> 20:27.872
‫هی! خفه خون بگیرید!

20:28.373 --> 20:31.960
‫فکر کردم تو بهترین تیمم هستی، کولترین.
‫چی شد دقیقاً؟

20:33.169 --> 20:36.798
‫نگهبان مخفی اسلحه کشید.
‫چاره‌ای جز شلیک نداشتیم.

20:36.881 --> 20:38.841
‫می‌دونم کثیف شده، ولی تحت کنترلمه.

20:38.925 --> 20:40.051
‫خب؟

20:41.010 --> 20:44.514
‫می‌خوای از دیون بهم بگی و اینکه چطوری
‫به خاطر اون بود که نگهبان مخفیه تفنگ کشید؟

20:46.933 --> 20:48.518
‫چطوری ماجراش رو فهمیدی؟

20:49.644 --> 20:50.770
‫بیانکا.

20:54.857 --> 20:57.277
‫ببین، دیون به خاطر اشتباهش تاوان سنگینی میده.

20:57.360 --> 20:59.463
‫اینجوری واسه کار بعدی حواسش رو جمع می‌کنه.

20:59.487 --> 21:02.115
‫نمی‌تونی تضمین کنی که دیون دوباره گند نزنه.

21:02.198 --> 21:03.950
‫اگه هم گیر بیفتی، تو گیر می‌افتی.

21:06.077 --> 21:07.245
‫از پسش برمیای؟

21:07.328 --> 21:09.455
‫دیون تحت کنترله.

21:09.539 --> 21:12.166
‫وقتی پول بگیریم هم بیشتر تحت کنترل در میاد.

21:17.297 --> 21:21.342
‫به محض اینکه جسدها بیفتن زمین،
‫اون الماس‌ها رادیواکتیو می‌شن.

21:22.385 --> 21:23.678
‫می‌خوای پول بگیری؟

21:23.761 --> 21:27.056
‫تو و گروهت قراره معامله با خریدار رو انجام بدین.

21:28.391 --> 21:29.642
‫ما هیچوقت مشتری رو نمی‌بینیم.

21:29.726 --> 21:31.978
‫هیچوقت توی اخبار هم نیستید.

21:52.186 --> 21:54.186
‫« برنامه عوض شد. بیا سر قرار. »

21:57.211 --> 22:00.006
‫چارلی، هنوز برنامه‌ی فردا پابرجاست؟

22:00.089 --> 22:02.342
‫افرادم تحویل رو انجام میدن، ولی یه درخواستی دارم.

22:06.637 --> 22:07.930
‫می‌خوام اون یکی بمیره.

22:08.765 --> 22:12.310
‫بقیه باید زنده و سالم برن.

22:12.393 --> 22:13.895
‫بدون اشتباه، فرید.

22:15.730 --> 22:16.773
‫انجامش میدم.

22:17.523 --> 22:18.900
‫در عوض یه قیمتی.

22:19.692 --> 22:21.319
‫به شرطی که انجامش بدی.

22:33.873 --> 22:37.293
‫- سلام.
‫- اوه اوه. دردسر پیداش شد.

22:37.377 --> 22:39.420
‫ببین کی پیشرفت کرده.

22:40.088 --> 22:41.547
‫ایکا.

22:41.631 --> 22:42.799
‫رفیقم.

22:44.258 --> 22:46.260
‫چیزی که خواستی رو آوردم، ستون.

22:49.097 --> 22:51.349
‫نیگای خودمی. آره.

22:52.183 --> 22:54.102
‫ولی داستان خلافکارم به کجا رسید؟

22:55.353 --> 22:57.146
‫اوه.

22:57.855 --> 23:01.442
‫- آره، باحاله، درسته؟
‫- سرنخ‌هایی که برام فرستادی رو بررسی کردم.

23:01.526 --> 23:03.986
‫خلافکاره انگار با دوستـای پلیس‌مون آشناست.

23:04.070 --> 23:06.614
‫و فکر کنم در مورد قمار یه چیزی فهمیدی.

23:06.697 --> 23:07.697
‫چطور مگه؟

23:12.245 --> 23:15.581
‫دارم روی یه حکم تعقیب بزرگ
‫واسه یه تشکیلات خاص کار می‌کنم.

23:15.665 --> 23:19.335
‫هدف یه عضو رده‌بالاست
‫که تشکیلات قمار بزرگی رو می‌چرخونه.

23:19.419 --> 23:20.419
‫بیبی پلاس وان.

23:22.839 --> 23:26.134
‫فکر می‌کنی خلافکار من توی شرط‌های بیبی پلاس وان حضور داشته؟

23:26.217 --> 23:29.429
‫- بزرگترین تشکیلات قمارِ حالِ حاضره.
‫- باشه.

23:31.722 --> 23:33.683
‫خیلی طول کشید،

23:34.934 --> 23:37.311
‫ولی معاونش تای‌تای رو خبرچین کردم.

23:38.896 --> 23:40.857
‫پس ممکنه که این یارو تای‌تای،

23:40.940 --> 23:43.860
‫خلافکارم رو مستقیماً بشناسه و بتونه شناساییش کنه؟

23:43.943 --> 23:45.194
‫آره.

23:45.278 --> 23:48.406
‫ببین، می‌تونم بیارمش.
‫می‌تونی اظهاریه‌اش رو بگیری.

23:49.198 --> 23:52.910
‫- ولی چند روزی طول می‌کشه.
‫- نه، باید امروز با خبرچینت صحبت کنم.

23:52.994 --> 23:55.204
‫تای‌تای واسه پرونده‌ی دارودسته‌ایم خیلی مهمه.

23:55.788 --> 23:57.707
‫همه‌اش چند روزه.

24:03.921 --> 24:05.756
‫انگار تو این بین کار داری.

24:23.065 --> 24:25.318
‫خب، اینجا رو باش.

24:25.401 --> 24:27.069
‫پلیس اومده.

24:27.820 --> 24:30.781
‫- چطوری بابابزرگ؟
‫- نوآ! چطوری پسر؟

24:30.865 --> 24:33.117
‫- چه خبر؟
‫- چه خبر؟

24:33.201 --> 24:34.869
‫آره!

24:37.205 --> 24:38.915
‫چه سوپرایزی!

24:38.998 --> 24:40.500
‫می‌خواست ببینتت.

24:41.459 --> 24:43.377
‫بوی سیگار سوخته‌ی بلک اَند مایلد میدی.

24:49.884 --> 24:52.762
‫چند وقتی شده ندیدمت رفیق کوچولو.
‫اوضاعت چه طوره؟

24:52.845 --> 24:54.096
‫وضعم خوبه گمونم.

24:54.180 --> 24:56.849
‫ایول. به این زودی یکی دوتا دوست‌دختر گرفتی؟

24:56.933 --> 25:00.311
‫خب، یه دختره هست.
‫اسمش جینی‌ـه.

25:00.394 --> 25:02.188
‫توی کلاس هندسه‌ من‌ـه.

25:03.022 --> 25:05.900
‫ایول. بهم راجع بهش بگو.
‫چه شکلی‌ـه؟

25:05.983 --> 25:07.693
‫موی فر جیگر داره؟

25:07.777 --> 25:10.279
‫موی فر جیگر داره.

25:10.363 --> 25:11.864
‫بامزه و بانمک‌ـه.

25:11.948 --> 25:13.366
‫هی، باید این رو جواب بدم.

25:21.290 --> 25:22.124
‫هی.

25:22.208 --> 25:24.752
‫آدرس تبهکاری که می‌خواستی
‫راجع بهش جستجو کنم رو پیدا کردم.

25:24.835 --> 25:27.129
‫تایرل رینولدز که با اسم تای‌تای
‫شناخته میشه.

25:27.213 --> 25:29.549
‫توی دوره آزادی مشروطش
‫پیش دوست‌دخترش پرتیا می‌مونه.

25:29.632 --> 25:31.342
‫مطمئن نیستم چرا اجازه دادن بیاد بیرون.

25:31.425 --> 25:34.428
‫چندین جرم مرتکب شده،
‫از جمله حمل وسایل غیرقانونی، سرقت بزرگ و...

25:34.512 --> 25:36.764
‫این یکی باحال‌ـه. حمله با سلاحی مرگبار.

25:37.390 --> 25:39.100
‫چه طوری دوباره تای‌تای رو پیدا کردی؟

25:39.183 --> 25:42.895
‫دوست‌هایی توی واحد ضد گنگستری دارم کروز.
‫آدرس و عکس‌ بازداشت‌ش رو برام بفرست.

25:42.979 --> 25:44.438
‫حله.

25:44.522 --> 25:46.274
‫کاری می‌کنم تای‌تای همکاری کنه.

25:47.024 --> 25:49.860
‫بابا فکر می‌کنه که سه سال پیش
‫تو سعی کردی من رو چت کنی.

25:49.944 --> 25:52.780
‫هیچ‌وقت بهش نگفتم توی کریسمس
‫من بودم که ته بلانت‌ت رو پیدا کردم.

25:52.863 --> 25:54.907
‫و به من ندادیش.

25:56.158 --> 25:59.412
‫- چرا بهش نگفتی؟
‫- من خبرچینی نمی‌کنم رفیق کوچولو.

25:59.954 --> 26:02.164
‫اون هم خبرچینی نوه خودم.

26:03.499 --> 26:04.333
‫هیچ‌وقت.

26:08.212 --> 26:09.380
‫اون چی‌ـه؟

26:10.298 --> 26:13.426
‫این... چیزی‌ـه که از دوران قدیم باقی مونده.

26:14.343 --> 26:16.387
‫گروهم رو خودم پایه‌گذاری کردم، می‌دونی که.

26:18.681 --> 26:21.058
‫اکثرشون خیلی وقته که رفتن.

26:21.642 --> 26:22.727
‫مرده‌ن یا توی زندان‌ـن.

26:24.562 --> 26:28.899
‫رفیقم رمبو هفته‌ای که حکم اعدام
‫گرفت این رو برام فرستاد.

26:32.862 --> 26:34.405
‫«هی کابوس.»

26:34.488 --> 26:36.866
‫«کابوس.» این توـی؟

26:37.450 --> 26:39.577
‫نوا، کاری پیش اومده.

26:39.660 --> 26:42.580
‫باید خونه پیاده‌ت کنیم. ما باید بریم.

26:43.080 --> 26:43.956
‫همین الان.

26:44.457 --> 26:45.333
‫خیلی خب.

26:46.083 --> 26:47.209
‫خداحافظ بابابزرگ.

26:49.920 --> 26:50.755
‫هی، وایسا.

26:50.838 --> 26:54.133
‫کی می‌تونم نوه‌م رو دوباره ببینم؟

26:54.216 --> 26:56.135
‫این فقط برای یه دفعه‌ بود.

26:57.553 --> 27:00.097
‫روز شکرگزاری مبارک ایمس.

27:21.160 --> 27:24.163
‫- کیر توش مرد!
‫- اوه، وای.

27:24.246 --> 27:26.123
‫بشین نیگا. این کسشر رو بده به من.

27:27.667 --> 27:29.460
‫حمل یه سلاح گرم، قوانین
‫آزادی مشروط و توافق همکاری‌ت

27:29.543 --> 27:33.005
‫با رفیق ساموآیی ما رو زیر پا میذاره.

27:33.714 --> 27:35.591
‫اما امروز احساس سخاوتمندی می‌کنم.

27:36.217 --> 27:38.594
‫اگه چیزی که می‌خوام بدونم رو بهم بگی.

27:39.178 --> 27:41.639
‫- نیگا، به یه مجوز نیاز نداری؟
‫- این مجوز من‌ـه.

27:42.765 --> 27:43.974
‫کیرم توش!

27:44.058 --> 27:46.519
‫مردی که دنبالشم،
‫وابسته به گروه توـه.

27:46.602 --> 27:48.813
‫دوست داره با پول‌های بزرگی بازی کنه.

27:48.896 --> 27:52.316
‫ممکنه درحال به رخ کشیدن یه پتک فیلیپ جدید
‫یا خلاص شدن از شرش باشه.

27:52.400 --> 27:54.902
‫یه هفته پیش پول بیبی پلاس وان داد.

27:55.486 --> 27:57.530
‫اون روز وریرز، کلیپرز رو شکست داد.

27:58.489 --> 28:01.534
‫- یکم روی وریرز شرط بستیم.
‫- خیلی خب.

28:01.617 --> 28:06.038
‫فقط یه نفر انقدری احمق‌ـه
‫که روی کلیپرز شرط بزرگی ببنده.

28:06.539 --> 28:07.540
‫دیون.

28:08.833 --> 28:10.334
‫نیگای احمق.

28:10.418 --> 28:12.378
‫رفیق واقعاً نیاز به کمک داره.

28:13.838 --> 28:15.548
‫من که دولت‌ش نیستم.

28:16.924 --> 28:18.592
‫اما می‌دونم کجا زندگی می‌کنه.

28:20.052 --> 28:21.011
‫باشه.

28:22.555 --> 28:26.183
‫معمولاً از این کارها نمی‌کنیم.
‫مستقیم به خریدار تحویل بدیم؟

28:26.267 --> 28:30.020
‫جسدهای بدون برنامه‌ریزی هم تحویل
‫نمیدیم. نباید این کسشر دوباره پیش بیاد.

28:30.104 --> 28:31.105
‫همه‌ش حقایق‌ـن.

28:31.689 --> 28:34.859
‫- به نظرت واکنش‌ش چی‌ـه؟
‫- اهمیتی نمیدم.

28:38.112 --> 28:40.322
‫هی، دی، بذار یه لحظه باهات صحبت کنم.

28:42.324 --> 28:45.411
‫به خاطر این که سر کار گند زدی،
‫ما سهم‌ت از این الماس‌ها رو می‌گیریم.

28:45.494 --> 28:47.747
‫چی؟ نه خواهرزاده. بزن به چاک.

28:47.830 --> 28:50.207
‫تمرکزت رو از دست دادی دی.
‫چیزی نمونده بود تیر بخوری داداش.

28:50.291 --> 28:51.500
‫ولی تو حلش کردی.

28:52.376 --> 28:56.380
‫اما این کسشرات راجع به تنبیه کردن
‫کار ترین‌ـه، مگه نه؟

28:56.464 --> 28:58.549
‫نه، کار همه‌مون‌ـه.
‫چوی هم همین‌طور.

28:59.258 --> 29:02.136
‫حالا، قراره سر این طبق پروتکل پیش بریم.
‫این رو به همدیگه مدیون‌ـیم.

29:02.219 --> 29:04.597
‫من به هیچ کس دِینی ندارم.
‫مخصوصاً به اون نیگا ترین.

29:04.680 --> 29:07.349
‫عین چی عجیب‌ـه.
‫برام مهم نیست رفیق توـه.

29:07.433 --> 29:09.852
‫اون احترامی که به تو میذاره رو
‫به من نمیذاره.

29:10.352 --> 29:11.771
‫هی، ببین دایی.

29:11.854 --> 29:14.940
‫یه بار بیشتر این کسشر رو بهت نمیگم،
‫پس نیاز دارم به حرفم گوش بدی.

29:15.024 --> 29:17.359
‫دوباره گند بزنی، بیرون‌ـی.

29:17.443 --> 29:20.529
‫و این تصمیم من‌ـه. نه ترین.

29:27.953 --> 29:29.580
‫گیدین دیون دیویس.

29:29.663 --> 29:32.374
‫دیون به گروه محله ملحق شد،
‫سابقه زندان نوجوانان بلند بالایی جمع کرد.

29:32.458 --> 29:35.211
‫- بعد توی ارتش خدمت کرد.
‫- این تخصص‌ش توی انهدام رو توضیح میده.

29:35.294 --> 29:37.797
‫توی یه برنامه اصلاح‌سازی
‫برای خدمت ثبت نام کرد اما...

29:37.880 --> 29:41.717
‫سه سال پیش به خاطر قمار
‫یه شام مرغ بزرگ بهش دادن. مشخصه.

29:41.801 --> 29:44.512
‫- ببخشید. این یعنی چی؟
‫- اخراج به علت عدم صلاحیت بچه‌جون.

29:44.595 --> 29:46.639
‫بعد دیون یه کار توی کلوب شبانه گرفت.

29:47.473 --> 29:48.849
‫خواهرزاده‌ش، درن استرومن،

29:48.933 --> 29:51.561
‫خیلی تصادفی توی همون کلوب شبانه

29:51.586 --> 29:53.854
‫به جرم قتل غیر عمد
‫و تلاش برای دزدی دستگیر شد.

29:53.938 --> 29:56.065
‫اه، برای همین استرومن
‫توی لنکستر حبس کشید.

29:56.148 --> 29:58.317
‫- ثابت نشد که دیون هم دخیل بوده.
‫- اما معلومه که بوده.

29:58.400 --> 30:01.278
‫احتمالاً، اما استرومن دهنش رو
‫باز نکرد. تنهایی حبس رو کشید.

30:01.362 --> 30:03.239
‫این دوست‌های شناخته‌شده دیون هستن.

30:03.322 --> 30:05.658
‫یادم‌ میاد هاروی گفت یه مردی رئیس‌ـه.

30:05.741 --> 30:08.369
‫درست مثل تصاویر امنیتی سه مغازه.

30:08.452 --> 30:10.037
‫یه مردی رئیس‌ـه و تصمیم می‌گیره.

30:10.120 --> 30:11.622
‫حالا، حس من بهم میگه
‫که دیون و استرومن

30:11.705 --> 30:13.541
‫با اون‌ها هستن اما فقط سربازن.

30:13.624 --> 30:16.669
‫هاروی گفته بود یه مرد آسیایی هم بود.
‫اون‌جا هیچ مرد آسیایی‌ـی نمی‌بینم.

30:17.336 --> 30:21.841
‫اینستاگرم دیون نشون میده اون
‫با یه مرد کره‌ای به اسم کریس چوی می‌گشته.

30:21.924 --> 30:23.551
‫به نظر با همدیگه بزرگ شدن.

30:23.634 --> 30:25.928
‫اوه! چوی هم سابقه زندان نوجوانان داره.

30:26.011 --> 30:28.347
‫توی یه بازه زمانی
‫توی ارتش ثبت نام کردن.

30:28.430 --> 30:31.225
‫چوی توی بخش شناسایی خدمت کرد.
‫و اون یه تک‌ تیراندازـه.

30:31.308 --> 30:34.436
‫نه، وایسین. ببینین،
‫ما به یه ارتباط محکم‌تر نیاز داریم.

30:35.145 --> 30:37.940
‫من با سیلی صحبت می‌کنم.
‫با زندانبان لنکستر تماس می‌گیریم

30:38.023 --> 30:39.608
‫و اطلاعات بیشتری راجع
‫به گذشته استرومن پیدا می‌کنیم.

30:39.692 --> 30:43.487
‫چون باید این‌ها رو قبل از این
‫که اون الماس‌ها رو بفروشن، پیدا کنیم.

31:17.688 --> 31:19.982
‫پس تو اون مادرجنده‌ای هستی
‫که توی کل اخباره، ها؟

31:21.650 --> 31:23.527
‫محصولات رو می‌خواین یا نه؟

31:24.111 --> 31:25.446
‫مسائل مهم‌تر اول.

31:25.529 --> 31:26.488
‫چک‌شون کن.

31:27.573 --> 31:30.034
‫کون لقت. ما وسایل‌مون رو میدیم.
‫شما هم باید همین کار رو بکنین.

31:30.117 --> 31:33.829
‫تو کسی هستی که گند زد به این.
‫قبل از این که به ما بگی چی کار کنیم فکر کن.

31:33.913 --> 31:35.748
‫هی، وسیله‌ت رو بده دی.

31:39.627 --> 31:40.544
‫تو هم همین‌طور چوی.

31:46.967 --> 31:51.055
‫خوبه. حالا که این از سر راه
‫کنار رفت، پول پرداختی‌تون.

31:51.138 --> 31:52.139
‫بده بهش.

31:54.850 --> 31:56.894
‫آره. الماس‌هاتون.

31:59.229 --> 32:00.397
‫گرفتم‌شون.

32:00.481 --> 32:01.857
‫خوبه.

32:19.083 --> 32:20.084
‫کس‌مغزها.

32:21.585 --> 32:23.879
‫- هی، این رو بگیر رفیق.
‫- ممنون.

32:24.797 --> 32:28.467
‫این چه کسشری‌ـه؟ این مادرجنده سعی کرد
‫گول‌مون بزنه و یه میلیون کمتر گذاشت داداش.

32:31.470 --> 32:34.223
‫رفیق، رفیق، رفیق، اگه آتش‌شون بزنیم...
‫باید الماس‌ها رو بفروشیم.

32:34.306 --> 32:37.142
‫ول‌شون کن. پلیس‌ها این رو می‌بینن
‫و فکر می‌کنن یه معامله بود که بد پیش رفت.

32:38.602 --> 32:41.146
‫خیلی خب، بریم همگی.
‫استرو، یانگ، یالا.

32:56.036 --> 32:59.707
‫چهار جسد مساوی با چهار دزد،
‫از جمله یه مضنون، فرید،

32:59.790 --> 33:02.459
‫که انگیزه هم داشت و قبلاً هم
‫با سرولو بازجویی‌ش کردین.

33:02.543 --> 33:04.670
‫کیسه‌های سرخ با توصیفات امین جور در میاد.

33:04.753 --> 33:07.715
‫بهش اطلاع میدیم بیاد
‫تا کیسه‌ها و الماس‌ها رو تایید کنه.

33:07.798 --> 33:11.427
‫فرید ممکنه به امین نارو زده باشه
‫اما با نگاه به موقعیت جسدها،

33:12.386 --> 33:15.681
‫افراد اون بهش نارو زدن
‫و بعد به همدیگه.

33:15.764 --> 33:18.851
‫و این اوباش یه تک تیرانداز
‫استخدام کرده بودن؟

33:19.435 --> 33:20.894
‫خیلی تمیزه.

33:20.978 --> 33:23.897
‫مشخصات‌شون با توصیف هاروی از مجرمین
‫سر سرقت پوکر هم‌خونی نداره.

33:23.981 --> 33:28.485
‫مجرمین جواهرفروشی همه نقاب داشتن
‫و پوست‌شون هم به معرض نمایش نذاشتن.

33:28.569 --> 33:30.946
‫- شاید کار یه گروه دیگه بود.
‫- همون افرادن.

33:31.030 --> 33:33.699
‫همون گروه و افرادن.
‫من می‌دونم چه طوری کار می‌کنن.

33:33.782 --> 33:36.118
‫نمیشه همین‌طور یه پاپیون تمیز
‫به این تخمی بزنیم و جمعش کنیم.

33:36.201 --> 33:39.830
‫سیلی بهمون دستور داد این پرونده رو ببندیم.
‫دور و اطراف رو ببین. بسته شده.

33:43.125 --> 33:44.334
‫گیدین دیویس.

33:45.586 --> 33:48.380
‫- دیون هنوز یه سرنخ‌ـه.
‫- انا کیت ولچک هم همین‌طور.

33:48.964 --> 33:51.216
‫اما این پرونده بسته شده.

33:52.051 --> 33:53.302
‫می‌دونی سیلی اهمیتی نمیده.

33:53.385 --> 33:55.471
‫پس چون این تموم شده،
‫دست از پلیس بودن برداشتی؟

33:57.890 --> 33:59.391
‫مادرجنده، می‌دونی چی‌ـه؟

34:01.810 --> 34:02.811
‫بیا.

34:04.000 --> 34:11.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

34:13.614 --> 34:17.076
‫می‌دونم تازه‌کارم اما
‫من با شما موافقم ستوان.

34:17.659 --> 34:18.994
‫یه جای کار می‌لنگه.

34:21.955 --> 34:24.208
‫دوست دارم نظرت رو بشنوم.

34:25.292 --> 34:28.420
‫- برای شکرگزاری برنامه‌ای داری؟
‫- نه.

34:29.046 --> 34:30.130
‫الان داری.

34:32.341 --> 34:33.926
‫واقعاً؟

34:36.720 --> 34:39.223
‫فرید سعی کرد ما رو بکشه
‫و یه میلیون دلار هم کم داد.

34:39.306 --> 34:42.184
‫ما فرید رو کشتیم
‫و کار افرادش هم تموم شده.

34:43.560 --> 34:45.437
‫من الماس‌ها و تفنگ‌ها رو
‫همراه جسدها گذاشتم،

34:45.521 --> 34:47.940
‫برای پلیس لس آنجلس
‫با یه پاپیون خوشگل جمعش کردم.

34:49.108 --> 34:50.442
‫بدون هیچ چیز ناتمام.

34:50.526 --> 34:51.693
‫بعداً باهات صحبت می‌کنم.

34:57.616 --> 35:00.702
‫این‌جا چی کار می‌کنی؟
‫فکر کردم مستقیم میری سنت بارت.

35:00.786 --> 35:03.330
‫من هم فکر می‌کردم تو متوجه شدی
‫که بعد از جواهرفروشی باید فوراً بری.

35:03.997 --> 35:07.292
‫تصور کن وقتی فهمیدم که تو توی اداره پلیس
‫لس انجلس بودی چه قدر غافلگیر شدم.

35:07.793 --> 35:09.753
‫اثر انگشتت رو توی سیستم زدن انا کیت.

35:14.508 --> 35:18.720
‫فکر نکنم خونه‌ت رو هنوز دیده باشم.
‫مشکلی نیست بیام داخل؟

35:24.143 --> 35:27.187
‫این‌جا رو بوی خوبی گرفتی آقایون.

35:27.271 --> 35:29.148
‫ها ها!

35:29.231 --> 35:31.942
‫یه دقیقه وایسا. این پنیر دولتی‌ـه؟

35:32.025 --> 35:33.735
‫ماده اولیه مخفی‌م.

35:33.819 --> 35:36.238
‫ایکا از واحد ضد گنگستری بهم یاد داد.

35:36.321 --> 35:37.948
‫همیشه از ایکا خوشم میومد.

35:38.448 --> 35:41.118
‫تا الان.

35:41.201 --> 35:42.995
‫بیخیال جیمی. نه، دستت رو از گاز بکش.

35:43.078 --> 35:45.831
‫باید یکم استاک استخون گردن بریزی.

35:46.790 --> 35:48.584
‫شوالیه نگهبان لنکستر بهم زنگ زد.

35:48.667 --> 35:51.503
‫برای تعطیلات اومده توی شهر
‫و می‌خواد تو رو مرکز شهر ببینه.

35:51.587 --> 35:56.717
‫اما... الان لازم نیست بری دیگه، درسته؟
‫سرقت جواهرات دیشب حل شد.

35:56.800 --> 35:58.719
‫می‌تونم ازش چندتا سوال بپرسم.

36:02.472 --> 36:03.724
‫نه، می‌تونه صبر کنه.

36:04.766 --> 36:07.269
‫نوا، خودکار رو بده بهم. یالا.

36:07.352 --> 36:09.563
‫شکرگزاری تعطیلاتی نیست
‫که سعی کنی سالم پیش بری.

36:09.646 --> 36:11.064
‫جیمی، تو می‌تونی سال بعد آشپزی کنی.

36:11.148 --> 36:14.818
‫ابونی پای کیریش رو
‫کرده این داخل رفیق.

36:14.902 --> 36:17.988
‫باید یکی شبیهش رو پیدا کنم. عین چی
‫خوشگل باشه و بتونه آشپزی هم بکنه؟ لعنتی.

36:18.071 --> 36:20.699
‫داداش، همین الانش هم دوتا داری.
‫چندتا دیگه نیاز داری؟

36:20.782 --> 36:24.077
‫- مرد... درست میگی. درست میگی.
‫- می‌بینی؟ چوی حتی یه دونه هم نداره.

36:24.161 --> 36:25.495
‫- مرد.
‫- اه!

36:25.579 --> 36:27.581
‫منظوری نداشتم مرد.
‫فقط دارم شوخی می‌کنم.

36:27.664 --> 36:30.000
‫هی مرد. خب، کار بعدی‌مون کِی‌‌ـه؟

36:30.083 --> 36:32.044
‫دارم میگم بهتون که باید
‫یه قایق تفریحی بزرگ بدزدیم.

36:32.127 --> 36:33.587
‫تا حالا همچین کسشری اتفاق نیوفتاده.

36:33.670 --> 36:36.298
‫داداش، نزدیک‌ترین جا به اقیانوسی که رفتی

36:36.381 --> 36:38.091
‫رد لابستر توی اینگلوود دور از سنتری بود.

36:38.175 --> 36:40.010
‫عید شکرگزاری مبارک ترین.

36:40.093 --> 36:42.638
‫- عید شکرگزاری مبارک.
‫- هی.

36:42.721 --> 36:45.599
‫شماها شارلوت رو یادتون‌ـه؟
‫خواهر ابونی‌ـه.

36:45.682 --> 36:47.893
‫می‌بینم زیبایی توی کل خانواده جریان داره.

36:47.976 --> 36:51.688
‫- چه خبر؟
‫- شماها دارین راجع به چی صحبت می‌کنین؟

36:52.189 --> 36:54.608
‫- دارین میرین سوار قایق بشین؟
‫- فقط یه سفر پسرونه کوچولوـه.

36:54.691 --> 36:57.653
‫اه، پس گمونم من دعوت نیستم. هوم؟

36:57.736 --> 36:59.071
‫با کسی اومدی این‌جا؟

37:00.322 --> 37:02.157
‫یه لحظه می‌تونم باهات صحبت کنم؟

37:02.241 --> 37:04.284
‫آره. الان بر می‌گردم همگی.

37:07.079 --> 37:07.913
‫وای آره!

37:07.996 --> 37:09.665
‫منظورم دقیقاً همینه.

37:09.748 --> 37:13.293
‫هی.

37:13.377 --> 37:16.755
‫بابا، یادته دکتر قلب بهت گفت
‫که دیگه نباید گوشت بخوری؟

37:16.838 --> 37:18.465
‫آره عزیزم اما برسکت که حساب نیست.

37:18.548 --> 37:21.343
‫می‌بینی؟ می‌بینی باید با چی
‫سر و کله بزنم کندی؟ اه!

37:21.426 --> 37:22.469
‫بیخیال دیگه.

37:22.552 --> 37:24.638
‫ببین نوا، وقتی پدرت توی
‫تیم دانشگاه کالیفرنیا جنوبی بازی می‌کرد،

37:24.721 --> 37:27.307
‫خیلی سریع‌تر از این مثلاً مهاجم مزخرف بود.

37:27.391 --> 37:30.352
‫نه. واقعاً؟

37:30.435 --> 37:33.063
‫- منظورم دقیقاً همینه.
‫- خیلی خب.

37:33.146 --> 37:35.607
‫سیب‌زمینی له‌شده رو
‫همراه آب ‌گوشت بذار.

37:39.111 --> 37:40.112
‫خوشگل شده.

37:43.282 --> 37:45.033
‫تنها چیزی که خوشگل شده نیست.

37:45.617 --> 37:47.869
‫- عه، واقعاً؟
‫- کجا میری؟

37:47.953 --> 37:49.621
‫من همین‌جام.

37:49.705 --> 37:50.706
‫درست همین‌جا.

37:51.707 --> 37:55.627
‫♪ دقیقه، ساعت و روز و شبی نیست
‫که تو رو دوست نداشته باشم. ♪

37:55.711 --> 37:58.588
‫♪ تو اول فهرست من‌ـی
‫چون همیشه دارم به تو فکر می‌کنم ♪

38:00.340 --> 38:04.636
‫♪ هنوز روزهایی که لمس کردنت
‫می‌ترسیدم رو به یاد دارم ♪

38:04.720 --> 38:07.848
‫♪ که چه طور روزهام رو صرف رویاپردازی
‫و برنامه ریختن می‌کردم تا چه طور بگم... ♪

38:09.182 --> 38:11.977
‫♪ باید می‌دونستی احساساتم
‫به قدری عمیق‌‌ـن که... ♪

38:12.060 --> 38:13.979
‫ایمس، چرا این‌جاـی؟

38:14.062 --> 38:16.273
‫رفیق کوچولو من رو دعوت کرد.

38:16.356 --> 38:20.777
‫- بابابزرگ! درست سر موقع رسیدی.
‫- اه! بله قربان!

38:20.861 --> 38:21.945
‫ایمس!

38:23.322 --> 38:26.825
‫شام تقریبا! آماده شده، عه...
‫بیا روی ایوون پشتی یه نوشیدنی بزنیم.

38:26.908 --> 38:27.951
‫جیمی.

38:33.081 --> 38:34.750
‫چه خبر شده داداش؟

38:42.591 --> 38:45.302
‫این مادرجنده. نوا بدون این
‫که به من بگه دعوتش کرد.

38:45.385 --> 38:46.803
‫خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب.

38:46.887 --> 38:49.306
‫نوا فقط دلش برای بابابزرگ‌ش تنگ شده.

38:49.389 --> 38:51.266
‫لطفاً عید شکرگزاری رو خراب نکن.

38:51.975 --> 38:56.021
‫وقتش رسیده که کدورت‌هات
‫با ایمس رو کنار بذاری.

38:56.104 --> 38:59.024
‫به خاطر نوا، به خاطر خودت.

38:59.649 --> 39:02.569
‫دفعه قبلی که ما همدیگه رو دیدیم،
‫داشتم بهت دستبند می‌زدم.

39:03.362 --> 39:04.821
‫یادمه.

39:05.739 --> 39:07.491
‫و بعد از اون هر روز،

39:08.784 --> 39:12.579
‫وقت داشتم که... راجع به حرفی
‫که می‌خوام بهت بزنم فکر کنم.

39:16.083 --> 39:16.958
‫ممنون.

39:18.043 --> 39:20.837
‫ایسایا به یکی نیاز داشت
‫که بهش مرد بودن رو یاد بده.

39:22.422 --> 39:24.257
‫مطمئناً باید مردی بهتر از من باشه.

39:24.341 --> 39:27.719
‫پدر اون پسر بودن هنوز تموم نشده.
‫هنوز چیزهاـی برای یاد دادن بهش داری.

39:27.803 --> 39:32.391
‫کسشره. وقتی نشان پلیس رو گذاشت،
‫تصمیم گرفت که شبیه من نشه.

39:34.184 --> 39:36.061
‫ایسایا بیشتر از چیزی
‫که فکر ‌کنی شبیه توـه.

39:37.020 --> 39:38.438
‫ممکنه به زندان نیوفته

39:40.065 --> 39:43.235
‫اما تصمیماتش به همون شکل
‫باعث میشه خانواده‌ش رو از دست بده.

39:47.614 --> 39:50.075
‫- این نیگا خرفت داره میاد.
‫- خیلی خب. بس کن. یالا.

39:51.159 --> 39:53.578
‫توی یخچال باز هست.
‫فقط بذار در رو باز کنم.

39:56.748 --> 39:57.749
‫الا.

39:58.959 --> 40:00.961
‫فکر کردم تو نمیای.
‫کیرا کجاست؟

40:01.545 --> 40:04.256
‫اون خونه‌ی یه دوستی‌ـه
‫و من هم قرار نیست بمونم.

40:04.339 --> 40:06.049
‫اوه.

40:06.133 --> 40:11.805
‫این تلاش من برای جبران این‌ـه
‫که بعد سقط جنین‌ت نیومدم پیشت.

40:13.890 --> 40:14.891
‫متاسفم.

40:15.475 --> 40:18.979
‫راستش رو بگم، نزدیک نشدم
‫چون به خودم اعتماد نداشتم

40:19.062 --> 40:20.897
‫که چیزی که توی ذهنم‌ بود رو نگم.

40:20.981 --> 40:23.650
‫هرچی که بود، الان می‌تونی بهم بگی.

40:32.284 --> 40:34.327
‫این که بچه رو از دست دادی،
‫ممکنه اتفاق بهتری باشه.

40:35.662 --> 40:36.913
‫به دنیا آوردن یه زندگی دیگه

40:36.997 --> 40:40.834
‫به درون بچگی‌ـی که من
‫و برادرهام داشتیم اشتباه‌ـه.

40:42.127 --> 40:44.296
‫می‌دونی چی اشتباه‌ـه الا؟

40:44.880 --> 40:49.926
‫این که تو فکر می‌کنی بعد از هفت ماهی
‫که حتی یه دونه تماس هم نگرفتی،

40:50.010 --> 40:55.599
‫حق داری من و ترین رو بعد از
‫از دست دادن پسرمون و برادرزاده‌ت قضاوت کنی.

40:55.682 --> 40:59.436
‫اما از اون‌جایی که خیلی نگرانی
‫باید بهت بگم مثل بچگی من می‌شد.

40:59.519 --> 41:03.023
‫ترین داره اون زندگی رو ول می‌کنه،
‫همون‌طور که پدرم کرد.

41:03.899 --> 41:07.569
‫بهت گفت بهم هشدار داد که ممکنه
‫پلیس‌ها بیان سوال‌هایی بپرسن؟

41:09.362 --> 41:11.865
‫اخیراً چیزی بد پیش رفت ابونی؟

41:12.365 --> 41:15.744
‫چیزی برای نگرانی نیست.

41:15.827 --> 41:17.621
‫کلترین از قبل بهم گفته بود.

41:17.704 --> 41:19.206
‫حتماً گفته.

41:23.752 --> 41:25.170
‫عید شکرگزاری مبار.

41:35.722 --> 41:39.768
‫ایسایا، این درست طعم
‫غذاهای مامان‌ت رو داره.

41:43.688 --> 41:44.773
‫گیل؟

41:45.524 --> 41:48.652
‫برای سن‌ت خیلی خوشگلی دختر.

41:50.987 --> 41:53.949
‫قصد بی‌احترامی ندارم اتیس.
‫می‌دونم اون دوست‌دختر توـه.

41:55.700 --> 41:57.953
‫ولی خوشگله دیگه.
‫می‌دونی شبیه کی هستی؟

41:58.036 --> 41:59.579
‫این داره به کجا میره کندی؟

41:59.663 --> 42:00.580
‫هثر هانتر!

42:08.922 --> 42:10.799
‫- اون کی‌ـه؟
‫- اوه.

42:10.882 --> 42:14.261
‫- اون رو بده به من. بده.
‫- اوه.

42:15.387 --> 42:17.681
‫هی بابابزرگ، وقتی جوون‌تر
‫بودی لس آنجلس چه شکلی بود؟

42:17.764 --> 42:21.685
‫رفیق کوچولو، بذار این رو بهت بگم،
‫شبیه چیزی که این‌جا می‌بینی نبود.

42:21.768 --> 42:23.061
‫شهر تغییر کرده.

42:23.812 --> 42:24.896
‫حتی این‌جا؟

42:24.980 --> 42:29.150
‫نه، این‌جا همیشه برای قشر پایین بوده.
‫حتی قبل از این که سفیدپوست‌ها برن.

42:29.234 --> 42:32.654
‫من دارم راجع به خونه‌ای که بابات رو
‫توش بزرگ کردم صحبت می‌کنم رفیق کوچولو.

42:32.737 --> 42:36.741
‫دیدم که برای ساختن آزادراه توی محله‌مون
‫کلی خونه رو خراب کردن.

42:36.825 --> 42:38.535
‫اوضاع دیوونه‌وار بود کابوس کوچولو.

42:38.618 --> 42:41.746
‫اسمش این نیست.
‫اون اسم رو توی خونه من به زبون نمیاری.

42:50.463 --> 42:52.549
‫یه اشتباه بود ایسایا.

42:55.385 --> 42:58.513
‫اما من دیدمت.
‫فقط منتظر بودی تا گند بزنم.

42:58.597 --> 43:00.056
‫چون می‌شناسمت.

43:01.057 --> 43:03.893
‫کل زندگی‌م داشتی گند می‌زدی.

43:08.773 --> 43:09.774
‫می‌دونم.

43:12.277 --> 43:13.987
‫اما انقدری مرد هستم که به زبون بیارمش.

43:14.654 --> 43:16.573
‫تو هی جز خودت همه رو سرزنش می‌کنی

43:16.656 --> 43:19.117
‫اما الان تو هم داری مثل من
‫به خانواده خودت گند میزنی.

43:19.200 --> 43:20.910
‫از خونه‌ی من گمشو بیرون!

43:30.837 --> 43:33.048
‫لازم نیست دوباره بگی،

43:33.715 --> 43:35.133
‫افسر.

43:41.389 --> 43:42.932
‫عه... هی.

43:43.516 --> 43:45.935
‫جرعتش رو داری که راجع
‫به پدر بودن برای من سخنرانی کنی!

43:46.019 --> 43:48.521
‫انگار تو می‌دونی چه طور یه بابا باشی.
‫بابابزرگ راست میگه.

43:48.605 --> 43:51.566
‫تو اصلاً نمی‌دونی داری راجع به چی حرف میزنی.
‫بدون این که بهم بگی این مادرجنده رو دعوت کردی

43:51.650 --> 43:53.360
‫- هی. داری چه گوهی می‌خوری؟
‫- گاییدمت!

43:53.443 --> 43:55.028
‫- نوا!
‫- مرتیکه قدرنشناس...

43:55.111 --> 43:57.238
‫- وای خدای من.
‫- کندی، کت‌هامون رو کجا گذاشتی؟

43:57.322 --> 43:58.740
‫- مامان، وایسا.
‫- نه، ما میریم.

43:58.823 --> 44:00.158
‫- بابا.
‫- ما داریم میریم.

44:00.241 --> 44:02.452
‫- ممنون.
‫- آره. خیلی خب اتیس.

44:02.535 --> 44:06.081
‫سیلی، به شوالیه نگهبان زنگ بزن،
‫بگو مرکز شهر به دیدنم بیان.

44:06.164 --> 44:08.083
‫برینکلی، تو می‌رونی یا نه؟

44:08.625 --> 44:09.834
‫- بهتره نرونی.
‫- کندیس.

44:09.918 --> 44:12.921
‫وای نه، تو بعد از اون نمایش مزخرف
‫خانواده استایلز از پیشم نمیری.

44:14.964 --> 44:16.299
‫ایسایا.

44:17.050 --> 44:19.719
‫ایسایا! از من پیش من نرو!

44:23.098 --> 44:25.141
‫می‌دونی فویل رو کجا نگه می‌دارن؟

44:25.975 --> 44:27.435
‫هی استایلر، جواب بده.

44:27.519 --> 44:30.563
‫من دارم میرم خونه بیانکا.
‫یه جای کار می‌لنگه.

44:30.647 --> 44:33.149
‫بیانکا، کارآگاه کروز هستم.

44:34.275 --> 44:35.318
‫انا کیت.

44:38.196 --> 44:39.823
‫در جلوتون باز بود.

44:42.784 --> 44:44.285
‫من کارآگاه کروز‌م!

44:45.412 --> 44:47.664
‫چندتا سوال بیشتر ازتون داشتم.

44:47.747 --> 44:48.873
‫لعنتی.

45:04.597 --> 45:05.598
‫کیر توش!

45:07.726 --> 45:08.532
‫[به: مامان]

45:08.557 --> 45:11.816
‫[به: مامان]
‫[میرم خونه حکیم]

45:17.986 --> 45:19.237
‫رفیق کوچولو.

45:20.572 --> 45:23.867
‫- بابات کجاست؟
‫- فکر می‌کنی به تخمم‌ـه؟

45:27.078 --> 45:28.246
‫می‌تونم بیام داخل؟

45:46.514 --> 45:47.974
‫الا یه سر زد.

45:49.058 --> 45:51.478
‫نیومد داخل؟

45:51.561 --> 45:52.729
‫چی گفت؟

45:53.813 --> 45:56.399
‫چرا به اون راجع به پلیس‌ها گفتی
‫و به من نه؟ این پروتکل ما نیست.

45:56.483 --> 45:59.611
‫تو چیزی که بهت راجع به دیون گفتم رو
‫به چارلی گفتی. اون هم پروتکل ما نیست.

45:59.694 --> 46:03.281
‫اون خواهرم‌ـه. بخشی از زندگی مشترک‌مون‌ـه.
‫الا نیست.

46:03.364 --> 46:06.075
‫می‌خواستی بگی ابونی.
‫با پیروی از قوانین خودت.

46:06.159 --> 46:09.829
‫آره. من تغییر کردم، باشه؟
‫اما من رو ضعیف نمی‌کنه.

46:09.913 --> 46:13.291
‫فقط می‌دونم از دست دادن مهم‌ترین
‫چیز توی زندگی‌م چه حسی داره.

46:13.374 --> 46:14.334
‫گوش کن.

46:15.502 --> 46:17.045
‫من هم می‌دونم.

46:17.837 --> 46:22.217
‫برای همین باید بهم اعتماد کنی، باشه؟
‫به الا گفتم چون بخشی از زندگی ما نیست.

46:22.300 --> 46:23.551
‫به اون و کایرا انقدر رو مدیونم

46:24.135 --> 46:26.304
‫اما از قبل به مسئله پلیس رسیدگی کردم.

46:26.387 --> 46:29.474
‫از الان نباید هیچ فشاری روی ما باشه.
‫وضع‌مون کاملاً خوبه.

46:30.433 --> 46:31.309
‫کاملاً؟

46:31.392 --> 46:34.145
‫100 درصد. جوری که میگم
‫کاملاً رو مسخره می‌کنی؟

46:34.229 --> 46:35.480
‫- نه.
‫- هی ترین.

46:36.064 --> 46:37.607
‫نیگا، من فکر کردم تو رفتی.

46:37.690 --> 46:39.359
‫باید یه چیزی بهت نشون بدم داداش.

46:39.442 --> 46:43.488
‫این تای‌تای‌ـه که با اون کارآگاهه
‫ایسایا استایلر داره راجع به دیون حرف میزنه.

46:43.571 --> 46:46.074
‫- صبر کن، چی گفت؟
‫- من نمی‌دونم.

46:46.157 --> 46:47.659
‫بیبی پلاس وان ویدئو رو برام فرستاد.

46:47.742 --> 46:50.787
‫گفت که الان تای‌تای رو یه جایی
‫تو بخش شرقی نگه داشتن.

46:50.870 --> 46:54.123
‫دارن روی اون نیگا کار می‌کنن.
‫پس می‌دونی این یعنی چی.

46:54.791 --> 46:57.836
‫بهشون بگو زنده نگهش دارن.
‫کاری می‌کنم ارزش وقت گذاشتن داشته باشه.

46:57.919 --> 46:59.879
‫وسایلم توی ماشین‌ـه.

47:05.635 --> 47:08.012
‫واقعاً سر این قدردان‌تون هستم.

47:08.096 --> 47:10.306
‫اون موقع بهم لطف بزرگی کردی.

47:10.807 --> 47:14.477
‫اجازه نمیدم یه نیگا خبرچین
‫تو یا دایی کوچولوت رو لو بده.

47:16.563 --> 47:17.564
‫بیا مرد.

47:28.533 --> 47:30.410
‫نیگای کونی.

47:31.452 --> 47:32.662
‫داری به چی نگاه می‌کنی؟

47:38.126 --> 47:39.502
‫خوب نگاه کن.

47:41.004 --> 47:42.422
‫بابتش ممنونم لوک.

47:43.590 --> 47:45.842
‫این رفیق کوچولومون بود
‫که ویدئو رو ضبط کرد.

47:47.385 --> 47:49.053
‫بیا این‌جا نیگا کوچولو.

47:50.388 --> 47:52.932
‫نیاز دارم اون ویدئو
‫و سطل آشغالت رو پاک کنی.

47:53.016 --> 47:55.059
‫وقتی انجامش دادی بذار ببینم.

47:56.561 --> 47:57.395
‫عجله کن.

48:03.109 --> 48:04.027
‫آره.

48:09.324 --> 48:10.450
‫بگیرش.

48:16.205 --> 48:17.624
‫اتاق رو به تنهایی نیاز دارم.

48:17.707 --> 48:18.750
‫دیگه چیزی نگو.

48:19.876 --> 48:20.877
‫یالا.

48:23.504 --> 48:25.006
‫بی‌خایه.

48:47.320 --> 48:48.738
‫چند سالت‌ـه مرد؟

48:49.739 --> 48:52.283
‫25، 26 سالت‌ـه؟

48:52.367 --> 48:54.869
‫انقدر بزرگ شدی که بدونی
‫سیستم خیابون چه طور کار می‌کنه.

48:55.995 --> 48:57.914
‫تمام این‌ها تازه شروع‌ـه.

48:59.666 --> 49:04.379
‫یه میز پر از کسشرهایی دارن
‫که می‌خوان توی هرجا و همه‌جات فرو کنن.

49:05.964 --> 49:07.966
‫- تو متوجه نمیشی.
‫- نه مرد، متوجه میشم.

49:09.425 --> 49:10.510
‫متوجه میشم.

49:13.012 --> 49:14.347
‫تو یه خانواده داری.

49:15.306 --> 49:18.685
‫درسته؟ مامان‌بزرگ، مامان،
‫مامان بچه‌ت. کدوم‌شون؟

49:19.852 --> 49:21.187
‫من یه پسربچه دارم.

49:22.313 --> 49:24.691
‫نمی‌خوام هیچ اتفاقی براش بیوفته.

49:30.321 --> 49:31.322
‫گوش کن.

49:33.741 --> 49:36.494
‫اون پلیسی که باهاش حرف زدی،
‫اسمش استایلز‌ه.

49:37.453 --> 49:39.872
‫اون اهمیتی به پسربچه‌ت نمیده.

49:39.956 --> 49:42.417
‫اگه اهمیت می‌داد، تو رو
‫توی همچین موقعیتی قرار نمی‌داد.

49:43.334 --> 49:44.460
‫استایلز درت مالید.

49:46.045 --> 49:48.589
‫بهم بگو به استایلز چی گفتی

49:49.590 --> 49:52.593
‫و من می‌بینم چه کاری
‫از دستم بر میاد. قول میدم.

49:54.262 --> 49:55.888
‫از پسربچه‌ت محافظت می‌کنم.

49:58.016 --> 49:59.017
‫تای‌تای.

50:08.026 --> 50:10.695
‫بهم بگو راجع به دیون
‫به استایلز چی گفتی.

50:12.447 --> 50:13.781
‫به خاطر پسرت انجامش بده.

50:16.826 --> 50:19.162
‫بهش گفتم دیون روی کلیپرز شرط بست.

50:20.204 --> 50:22.206
‫می‌خواست بدونه کی شرط بسته.

50:22.290 --> 50:24.625
‫گفتم بعد از هالووین و یه هفته پیش.

50:26.169 --> 50:28.463
‫تمام چیزی که بهش گفتم
‫همین بود. به جون پسرم!

50:32.425 --> 50:33.801
‫همین بیش از حده.

50:43.686 --> 50:44.687
‫وایسا.

50:48.274 --> 50:51.110
‫تو همین الانش هم می‌دونی
‫وقتی بری قراره چه بلایی سرم بیارن.

50:52.236 --> 50:53.529
‫من این رو نمی‌خوام.

50:54.906 --> 50:56.824
‫نمی‌خوام اون طوری بمیرم.

51:02.997 --> 51:05.833
‫- این روزها حال کابوس چه طوره؟
‫- نمی‌خوام راجع بهش صحبت کنم.

51:05.917 --> 51:07.585
‫- کابوس کی‌ـه؟
‫- ایمس.

51:08.211 --> 51:11.172
‫بابات؟ همونی که همین تازه
‫سر شام باهاش آشنا شدم.

51:11.672 --> 51:13.800
‫- این یعنی تو کابوس کوچولویی؟
‫- همین‌طوره.

51:13.883 --> 51:15.885
‫لقب خوبی برای یه پلیس‌ـه.

51:15.968 --> 51:18.429
‫لقب برادر بزرگم جوسایاـه.
‫اون مرده.

51:22.517 --> 51:26.604
‫درن استرومن، ملقب به استرو.
‫همراه توبایس لامونت می‌گشت.

51:27.146 --> 51:29.440
‫استرو و توبایس خودشون رو
‫درگیر کلی دردسر کردن.

51:29.524 --> 51:32.151
‫توبایس سابقه سرقت مسلحانه
‫و ضرب و شتم داره.

51:32.235 --> 51:35.947
‫توی لنکستر چند بار دعوا کرد.
‫واقعاً بزن بهادره.

51:36.030 --> 51:39.408
‫بر اساس چیزی که سروان سیلی بهم گفت،
‫فکر کنم اون همونی‌ـه دنبالشی.

51:40.201 --> 51:42.662
‫نه. نه، این یارو با مشخصات جور در نمیاد.

51:42.745 --> 51:46.374
‫استرو و مجرم من سربازن مرد.
‫من یه ژنرال می‌خوام.

51:46.457 --> 51:48.709
‫یکی با قاعده و نظم داره
‫چراغ خاموش خارج از دید حرکت می‌کنه.

51:49.877 --> 51:54.465
‫خب، این‌ها تمام افرادی‌ـن که استرومن
‫وقتی داخل بود باهاشون ارتباط داشت.

51:57.885 --> 51:59.303
‫چی می‌تونی راجع بهش بهم بگی؟

51:59.387 --> 52:01.973
‫اون یکی بابت سرقت رفت زندان
‫و حرفی هم نزد.

52:02.056 --> 52:04.011
‫ساکت. از اون الگوهای نمونه.

52:04.036 --> 52:06.602
‫اکثراً داشت توی کتاب‌خونه
‫زندان شطرنج بازی می‌کرد.

52:06.686 --> 52:10.606
‫شایعه بود که توی زندان
‫به حساب چندتا مادرجنده بد رسید.

52:11.190 --> 52:12.441
‫فقط انجامش بده.

52:12.525 --> 52:14.735
‫یالا مرد.

52:14.819 --> 52:16.529
‫هیچ‌وقت مدرکی رو نشد.

52:16.612 --> 52:20.032
‫اگه از من بپرسی، داشت بهمون یه لطفی می‌کرد.

52:24.954 --> 52:26.622
‫کلترین وایلدر.

52:31.209 --> 52:32.249
‫« دشمن خونی »

52:33.000 --> 52:53.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
