WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:18.458 --> 00:19.583
‫عصرتون بخیر

00:19.666 --> 00:21.833
‫- عصر بخیر، ممنون
‫- عصر بخیر

00:24.000 --> 00:27.791
‫عالیه. خوراک شاه‌میگو هم دارن.

00:27.875 --> 00:30.583
‫امشب مثل خانواده سلطنتی غذا می‌خوریم، عزیزم

00:30.666 --> 00:32.500
‫آندرس، باید حرف بزنیم

00:37.041 --> 00:39.541
‫اصلاً از لحن اون جمله خوشم نیومد

00:39.625 --> 00:41.425
‫همیشه اول جدایی اینو میگن

00:41.500 --> 00:42.500
‫می‌دونم

00:42.875 --> 00:44.875
‫سعی کردم واسه گفتنش
‫مناسب‌ترین زمان رو پیدا کنم

00:44.958 --> 00:46.875
‫ولی فکر نکنم شدنی باشه.

00:48.041 --> 00:49.750
‫نگو که به‌خاطر بیماری منـه

00:51.916 --> 00:53.375
‫ببین، عشقم

00:54.208 --> 00:55.208
‫عشقم،

00:55.916 --> 00:59.791
‫این بهترین دلیل برای ماست که باهم بمونیم

01:00.458 --> 01:01.583
‫متوجه نیستی؟

01:01.666 --> 01:04.000
‫دیگه تعهدِ «تا آخر عمر» به دوش‌مون نیست

01:04.083 --> 01:06.333
‫مُعضل هر رابطه‌ای

01:06.416 --> 01:08.625
‫عشق ما فقط برای خوشی و لذتـه

01:09.208 --> 01:12.416
‫چون پر از حرارت و روشنایی‌ـه و زودگذره

01:13.750 --> 01:15.583
‫و مهم‌تر از همه، امید بخشـه. می‌دونی چرا؟

01:17.208 --> 01:20.208
‫چون دوست داشتن کسی که بیماری لاعلاج داره

01:20.291 --> 01:22.500
‫همیشه مسیر رو برای عشق بعدی باز می‌کنه

01:22.583 --> 01:23.916
‫البته...

01:24.000 --> 01:27.083
‫مثل یکی از اون سفرهای
‫محشری‌ـه که دور اروپا میری

01:27.166 --> 01:29.083
‫اول، میری به رُم، بعدش وین...

01:29.166 --> 01:32.541
‫از وین خوشت نمیاد؟ مشکلی نیست.
‫بعدش نوبت استانبولـه.

01:34.041 --> 01:35.583
‫اگه بهت بگم مشکل این نیست چی؟

01:36.458 --> 01:38.666
‫اگه بهت بگم رابطۀ ما تغییر کرده چی؟

01:39.250 --> 01:41.041
‫ما قبلاً رویاهای بزرگی داشتیم

01:41.625 --> 01:44.833
‫می‌خواستیم «گرینلند» رو ببینیم،
‫یا «شفق شمالی». ولی...

01:44.916 --> 01:47.416
‫بعد از تاکستان‌های کالیفرنیا

01:48.458 --> 01:49.458
‫اومدیم مادرید

01:50.750 --> 01:51.750
‫و دیگه جایی نرفتیم

01:53.833 --> 01:56.750
‫قبلاً رویامون سرقت ذخایر طلای اسپانیا بود

01:57.333 --> 02:00.458
‫ولی حالا فقط داریم بین شهرها
‫جا به جا میشیم. چیکار می‌کنیم؟

02:00.541 --> 02:02.875
‫از اینجا یه چندتا الماس می‌دزدیم،

02:03.375 --> 02:05.250
‫چندتا جام طلای وایکینگ از اونجا...

02:07.708 --> 02:10.666
‫تو همیشه بهترین دستت رو وقتی رو می‌کنی
‫که می‌خوای واسه کسی عشوه بیای

02:11.166 --> 02:13.625
‫ولی روشن نگه داشتن این شعله آسون نیست

02:21.125 --> 02:22.875
‫خب پس، طلاق می‌خوای

02:24.750 --> 02:25.750
‫آره

02:26.708 --> 02:28.208
‫هنوز تصمیم نگرفتید چی سفارش بدید؟

02:28.291 --> 02:29.333
‫نه، هنوز تصمیم نگرفتیم

02:29.416 --> 02:32.791
‫لازم نیست لیوان ایشون رو پر کنی.
‫انگار قراره این مشروب رو تنهایی بخورم.

02:39.791 --> 02:42.541
‫فقط یه چیز هست که می‌خوام بهم بگی

02:42.625 --> 02:44.916
‫چیزی نیست، فقط یه سوال. میشه بپرسم؟

02:47.958 --> 02:49.000
‫طرف کیه؟

02:52.541 --> 02:54.250
‫سخت‌ترش نکن

02:54.333 --> 02:57.541
‫نه، نه. بیخیال، باورم نمیشه.

02:57.625 --> 03:01.541
‫قراره آخرین چیزی که بهم بگی این باشه؟

03:02.333 --> 03:05.958
‫تاتیانا، من تمام زندگیم رو صرف گشتن به دنبال

03:06.041 --> 03:08.625
‫اصالت بودم، توی تمام تصمیماتم.

03:08.708 --> 03:10.791
‫و حالا تو داری منو با

03:10.875 --> 03:14.291
‫دو تا از رایج‌ترین جملات
‫تاریخ سینما ترک می‌کنی؟

03:14.375 --> 03:16.791
‫«باید حرف بزنیم» و «سخت‌ترش نکن»؟

03:55.708 --> 03:56.708
‫اون ماشین رو تعقیب کن

04:10.166 --> 04:11.666
‫نگه دار. همینجا نگه دار.

06:37.458 --> 06:38.916
‫آبمون داره تموم میشه

06:42.750 --> 06:44.791
‫از مخزن‌ آب صحبت می‌کنم

06:45.375 --> 06:46.791
‫مقدار ریزش آب کمتر شده

07:06.458 --> 07:09.208
‫همینه! آخرین دونۀ طلا از لوله بیرون اومد!

07:09.291 --> 07:10.875
‫همه‌ش خارج شد!

07:30.458 --> 07:31.500
‫سرهنگ

07:31.583 --> 07:34.875
‫به غیر از موتور، انگار دارم
‫صدای یه مَکنده‌ی خیلی قوی رو می‌شنوم

07:35.375 --> 07:38.250
‫منظورت از «مکنده» چیه؟
چه زری میزنی؟

07:38.333 --> 07:42.500
‫انگار یه جارو برقی داره آب رو
‫از لوله می‌کِشه، ولی در حجم زیاد

07:43.250 --> 07:45.833
‫اونا دارن آب رو بیرون می‌کشن. یه عالمه.

07:48.125 --> 07:49.125
‫نه...

07:50.583 --> 07:53.250
‫دوباره پخشش کن. تا جایی
‫که میشه سیگنال رو واضح کن

07:57.916 --> 08:00.208
‫آره انگار آب داره تخلیه میشه

08:00.875 --> 08:03.291
‫حدس می‌زنم گاوصندوق طلا رو خالی کرده باشن

08:03.375 --> 08:04.708
‫پس طلا رو بیرون بردن؟

08:05.208 --> 08:06.958
‫نمی‌دونم. امکانش هست.

08:08.375 --> 08:10.833
‫تو و اون یکی مهندس بهم گفتید امکانش نیست

08:10.916 --> 08:13.291
‫با استفاده از پمپ داخل
‫بانک اسپانیا امکانش وجود نداشت

08:13.375 --> 08:15.500
‫واسه خارج کردن اون طلا قدرت کافی نداشت

08:15.583 --> 08:18.083
‫مگه اینکه احتمالاً به قطعات کوچیک
‫تقسیمش کرده باشن

08:18.666 --> 08:21.000
‫با این حال، فکر نکنم تونسته باشن
‫90 تُن طلا رو خارج کنن

08:21.083 --> 08:23.500
‫تو نمی‌دونی چه کارایی از اون حروم‌زاده‌ها برمیاد

08:23.583 --> 08:25.541
‫اونا همین الان دارن
‫طلاهای لعنتی رو خارج می‌کنن!

08:25.625 --> 08:27.666
‫باید بهم بگی به کجا! سر در بیار!

08:34.375 --> 08:35.458
‫پروفسور؟

08:35.958 --> 08:39.166
‫بهمون نگفته بودی که خارج کردن
‫طلا اینقدر قراره سخت باشه

08:40.708 --> 08:42.375
‫بهتون هم نگفتم که قراره آسون باشه

08:42.458 --> 08:45.125
‫در غیر این صورت، شبیه
‫مغزمتفکر خلافکاری نبودم

08:45.208 --> 08:47.000
‫که شدیداً عاشقش شدی.

08:47.083 --> 08:49.083
‫عجب احمقی هستی

08:49.750 --> 08:51.333
‫تمام

09:08.583 --> 09:11.833
‫خب، انگار دیگه چیزی نمونده
‫کارمون تموم بشه، درسته؟

09:12.416 --> 09:13.625
‫آره

09:14.208 --> 09:15.458
‫وقتی از اینجا بریم بیرون...

09:18.000 --> 09:19.458
‫یه موتورسیکلت می‌خرم

09:19.541 --> 09:21.750
‫و یه صندلی سفارشی اندازۀ باسنم روش میذارم

09:21.833 --> 09:23.541
‫و دور دنیا رو می‌گردم

09:24.333 --> 09:25.875
‫خیلی هم خوب

09:27.666 --> 09:30.041
‫کدومش رو ترجیح میدی؟ ساحل یا استخر؟

09:33.500 --> 09:34.500
‫ساحل؟

09:34.583 --> 09:36.041
‫لباس شنای دو تیکه یا یه تیکه؟

09:40.625 --> 09:42.791
‫این سوالا چیه؟ واسه نظرسنجی مجله‌ست؟

09:42.875 --> 09:44.333
‫فقط... فقط دارم زر می‌زنم

09:47.958 --> 09:49.875
‫ولی اگه بخوای، وقتی رفتیم بیرون،

09:51.250 --> 09:52.958
‫می‌برمت سر قرار و یه مشروب برات می‌گیرم

09:53.958 --> 09:56.125
‫و می‌تونیم نظرسنجی رو تموم کنیم

11:14.333 --> 11:17.708
‫همۀ اون بغل کردن‌ها فقط واسه
‫جشن پیروزی‌مون نبود،

11:17.791 --> 11:20.875
‫یا ادای احترام بی‌ریا به اونایی که
‫در طول مسیر از دست دادیم.

11:21.375 --> 11:25.291
‫سر و صدای یه مشت آدم عادی بود که

11:25.875 --> 11:30.708
‫تونسته بودن 90 تُن طلا
‫رو از یه لوله خارج کنن

11:30.791 --> 11:34.416
‫این دستاورد یه پیغام امید برای دنیا بود

11:36.291 --> 11:38.333
‫«هیچ غیرممکنی وجود نداره»

11:39.875 --> 11:41.833
‫ولی سرقت هنوز تموم نشده بود

11:42.583 --> 11:47.916
‫و طی ساعات آینده، تمام اون امید،
‫عنصر حیاتی بود

11:49.250 --> 11:51.541
‫چون چیزی که قرار بود باهاش مواجه بشیم

11:51.625 --> 11:55.291
‫خشن‌ترین واقعیتی بود که می‌شد دید.

12:04.166 --> 12:06.125
‫شنیدم که موفق شدیم طلا رو بیرون ببریم

12:08.916 --> 12:10.166
‫من مانیل رو بوسیدم

12:15.125 --> 12:18.458
‫راستش، این زیاد مهم نیست

12:18.541 --> 12:22.875
‫مهم‌تر این که من الان واقعاً سردرگم شدم

12:27.166 --> 12:30.541
‫فکر می‌کنم با اون خیلی بیشتر از
‫تو درک مشترک داشته باشم

12:32.833 --> 12:35.416
‫می‌دونی توی اندونزی چیکار می‌کردم؟

12:36.125 --> 12:39.875
‫بهت می‌گفتم میرم چوب بخرم،
‫ولی دو روز می‌رفتم مهمونی و خوش گذرونی.

12:41.083 --> 12:44.541
‫درموردش دروغ می‌گفتم چون این حس رو داشتم
‫که همۀ چیزایی که می‌خواستم بد بودن

12:46.875 --> 12:48.250
‫نمی‌دونم

12:48.333 --> 12:50.750
‫و تجدید دیدار با مانیل،
‫واقعاً باعث شد بفهمم

12:50.833 --> 12:53.500
‫چیزی که من هستم بد نیست

13:02.583 --> 13:04.166
‫هیچی نمیگی؟

13:05.041 --> 13:07.541
‫راستش رو بخوای، ترجیح میدم
‫یه وقت دیگه حرف بزنیم، دنور

13:08.791 --> 13:10.375
‫سردرد وحشتناکی دارم و...

13:11.208 --> 13:12.708
‫ترجیح میدم یه‌کم استراحت کنم

13:13.416 --> 13:14.416
‫تنهایی

13:14.875 --> 13:15.875
‫حتماً

13:22.750 --> 13:26.030
‫اونا احتمالاً دارن از طریق آبراهی که
‫گاوصندوق رو پر کرده پمپ می‌زنن

13:26.416 --> 13:29.208
‫بعدش تمام اون آب توی دو تا
‫مجرای طبیعی جمع میشه،

13:29.291 --> 13:32.083
‫بعدش، تخلیه میشه داخل
‫یه مجرای دیگه توی جنوب

13:32.166 --> 13:33.791
‫اون حروم زاده‌های لعنتی

13:33.875 --> 13:36.416
‫اونا قرار بوده از طریق
‫مجرای فاضلاب یا آبراه خارجش کنن!

13:36.500 --> 13:39.041
‫اونا دارن از طریق اون مجرا
‫طلا رو به یه جای دور پمپاژ می‌کنن

13:39.125 --> 13:41.458
‫حتماً یه پمپ خیلی قوی‌تر با خودشون آوردن

13:42.041 --> 13:46.833
‫یعنی، حمل 90 تُن طلا از
‫حداقل 25 کیلومتر خط لوله

13:46.916 --> 13:49.291
‫احتمالاً به یه پمپ خط لوله‌ی نفتی نیاز دارن

13:49.375 --> 13:51.958
‫سوارز رو پیدا کن. باید وجب به وجب
‫اون مجرا رو بگردیم

13:52.041 --> 13:53.458
‫و نقشه‌ی خط لوله‌ها رو برام بیارید!

13:53.541 --> 13:56.208
‫می‌خوام بدونم تک تک
‫اون مجراها از کجا رد میشن،

13:56.291 --> 13:57.833
‫به کجا منتهی میشن، همه چی رو!

13:57.916 --> 13:59.916
‫یه واحد آماده کن. یه حمله ترتیب میدیم.

14:00.500 --> 14:01.708
‫حالا چی؟

14:02.208 --> 14:04.875
‫خب، حالا نوبتی نگهبانی میدیم
‫و بیرون رو زیر نظر می‌گیریم

14:04.958 --> 14:06.583
‫یه دوشی می‌گیریم. نظرت چیه؟

14:07.208 --> 14:08.833
‫بعدش منتظر جادوی پروفسور می‌مونیم

14:09.416 --> 14:11.625
‫فکر می‌کنی طلا رو دارن کجا می‌برن؟

14:11.708 --> 14:15.041
‫این مجراها به چندین کارخونه و
‫تصفیه‌خونه‌های فاضلاب

14:15.125 --> 14:18.416
‫و تأسیسات هیدرولیک و
‫مخازن آب زیرزمینی منتهی میشن...

14:18.500 --> 14:20.833
‫باید ردش رو پیدا کنیم!
‫گرم به گرمش رو!

14:20.916 --> 14:24.208
‫می‌خوام سربازا سانتی‌متر به سانتی‌متر مربع
‫آب تمام اون لوله‌ها رو بگردن!

14:24.291 --> 14:26.833
‫5 هزار تا سرباز بیرون بانک اسپانیا بودن

14:26.916 --> 14:29.333
‫و تعداد بیشتری توی «عملیات قفس»
‫برای پیدا کردن پروفسور.

14:29.416 --> 14:32.916
‫- رو چندتا پلیس می‌تونیم حساب کنیم؟
‫- حدوداً 480 واحد

14:33.000 --> 14:36.750
‫تو و افرادت، سوارز. تن لش‌تون رو
‫ببرید به اون مجراهای لعنتی! زود باشید!

14:37.500 --> 14:39.083
‫ارتباط دائمی برقرار باشه

14:41.291 --> 14:42.708
‫« متروی بانک اسپانیا »

14:46.208 --> 14:48.875
‫زود باشید، زود باشید!

15:00.750 --> 15:04.875
‫بیرون تحرکات چندانی نیست.
‫فقط چندتا ماشین دارن محوطه رو ترک می‌کنن.

15:04.958 --> 15:07.416
‫گوش به زنگ باش، ولی باید
‫تا مدتی سر و صداشون بخوابه

15:07.500 --> 15:09.791
‫پلیس هنوز داره توی
‫مرکز شهر مادرید دنبال من می‌گرده

15:09.875 --> 15:11.000
‫از این فرصت برای استراحت استفاده کن

15:23.583 --> 15:26.166
‫آرتچه، صدامو داری؟
‫آرتچه، صدامو داری؟

15:27.000 --> 15:28.250
‫آرتچه، قضیه چیه؟

15:28.875 --> 15:30.000
‫یه چند دقیقه وقت می‌خوام

15:30.583 --> 15:31.583
‫خیلی‌خب، دریافت شد

16:05.083 --> 16:06.333
‫استکهلم...

16:09.875 --> 16:11.458
‫استکهلم...

16:12.750 --> 16:14.750
‫استکهلم. منم توکیو.

16:17.041 --> 16:18.500
‫من اینجام

16:42.500 --> 16:44.708
‫چه خبر شده؟ مونیکا!

16:44.791 --> 16:46.583
‫مونیکا! مونیکا!

16:56.416 --> 16:59.333
‫چی شد؟ مشکل چیه؟

17:00.041 --> 17:01.125
‫چه مرگتـه؟

17:02.291 --> 17:03.291
‫هی

17:04.041 --> 17:05.458
‫دارم دیوونه میشم

17:05.541 --> 17:08.083
‫آرتورو رو دیدم. آرتورو باهام حرف می‌زنه

17:08.166 --> 17:11.541
‫و توکیو... توکیو اونجا...
‫اونجا توی آسانسور باربری‌ـه.

17:11.625 --> 17:13.333
‫چیزی نیست. چیزی نیست، خب؟

17:13.416 --> 17:15.416
‫فکر کنم دچار اختلال روانی شدم

17:16.250 --> 17:19.458
‫دارم چیزایی رو می‌بینم و بهشون شلیک می‌کنم.
‫من خطرناکم. باید از اینجا برم.

17:19.541 --> 17:21.916
‫- به کمک پزشکی نیاز دارم
‫- نه. نمی‌تونی از اینجا خارج بشی

17:22.000 --> 17:24.333
‫دنور، من تسلیم میشم. می‌خوام برم بیرون.

17:24.416 --> 17:26.000
‫چیزی نمونده بود بکشمت

17:26.083 --> 17:27.833
‫- من خطرناکم
‫- آهای، به من گوش کن

17:27.916 --> 17:30.208
‫گوش کن چی میگم، خب؟
‫قضیه از این قراره

17:31.333 --> 17:33.875
‫تو رو داخل یکی از گاوصندوق‌ها زندانی می‌کنیم

17:33.958 --> 17:35.708
‫- نه
‫- اینطوری نمی‌تونی به کسی صدمه بزنی

17:35.791 --> 17:38.208
‫- من خطرناکم. باید برم بیرون.
‫- من مراقبتم

17:39.083 --> 17:43.000
‫من مراقبت هستم.
‫اگه بهتر نشی، می‌برمت بیرون.

17:43.083 --> 17:44.125
‫باشه؟

17:46.166 --> 17:47.250
‫باشه

18:23.833 --> 18:26.458
‫سوارز، تمام موقعیت‌ها باید بررسی بشن

18:26.541 --> 18:28.625
‫واحد شما میره به تصفیه‌خونه‌ی فاضلاب

18:28.708 --> 18:30.875
‫بقیۀ واحدها راهشون رو به جنوب ادامه میدن

18:43.041 --> 18:44.041
‫« بانک اسپانیا »

18:44.375 --> 18:45.625
‫« مجرای تصفیه‌خانه‌ی فاضلاب »

18:45.708 --> 18:46.750
‫« مجرای آبراه جنوبی »

18:47.416 --> 18:48.875
‫« سیستم کنترل سطح آب »

18:48.958 --> 18:50.125
‫« سد هیدرولیک "لا دهسا" »

18:50.208 --> 18:52.583
‫« مخزن آب زیرزمینی "سانتا خوستا" »

18:59.583 --> 19:01.166
‫نباید چیزی می‌گفتم، شرمنده

19:02.000 --> 19:03.791
‫نمی‌دونم چرا درمورد مانیل بهت گفتم

19:04.291 --> 19:05.583
‫نه، دنور

19:06.750 --> 19:08.583
‫چیزی که گفتی دردناک بود ولی...

19:09.208 --> 19:10.833
‫به نوعی خوشحالم که گفتی

19:11.583 --> 19:14.791
‫گمونم خیلی وقت بود که همچین حرف صادقانه‌ای

19:14.875 --> 19:16.250
‫بهم نزده بودی

19:16.750 --> 19:19.125
‫و به‌هرحال، از ماجرای مانیل
‫خبر داشتم، پس مشکلی نیست.

19:19.625 --> 19:20.833
‫از قبل می‌دونستم

19:21.416 --> 19:22.958
‫یعنی چی از قبل می‌دونستی؟

19:23.458 --> 19:24.583
‫خودش به من گفت

19:28.833 --> 19:31.833
‫به‌علاوه، ماجرای اندونزی رو هم می‌دونستم.
‫یعنی، یه‌جورایی حدس زده بودم.

19:34.000 --> 19:35.833
‫چرا گذاشتی بهت دروغ بگم؟

19:36.416 --> 19:40.916
‫گمونم پذیرفتن اینکه
تو به یه راه فرار نیاز داشتی، آسون‌تر بود

19:42.125 --> 19:44.500
‫تا اینکه ازت بپرسم زندگی‌مون در کنار هم...

19:45.166 --> 19:48.125
‫برات خسته‌کننده‌ست،
‫مبادا تو هم بگی «آره»، دنور

19:48.208 --> 19:50.833
‫چون، خب، من زندگی‌مون
‫رو در کنار هم دوست داشتم

19:51.750 --> 19:52.750
‫خیلی

19:53.791 --> 19:54.875
‫منم دوستش داشتم

19:55.625 --> 19:57.083
‫پس چرا دروغ گفتی؟

19:57.166 --> 19:58.291
‫نمی‌دونم

19:59.458 --> 20:00.500
نمی‌دونم

20:01.875 --> 20:04.750
‫گمونم می‌ترسیدم که حق با پدرم باشه

20:08.125 --> 20:11.083
‫همیشه می‌گفت من برات اونقدر خوب نیستم

20:11.583 --> 20:13.666
‫که من در حد و اندازۀ تو نیستم

20:14.416 --> 20:15.416
‫حق با اون بود

20:16.791 --> 20:21.208
‫کی دلش می‌خواد با مردی باشه
‫که صد کیلومتر از خونه دور میشه

20:21.291 --> 20:23.666
‫فقط واسه اینکه بره توی یه کلوپ خوش‌ گذرونی
‫کنه و مثل دیوونه‌ها مشروب بخوره،

20:23.750 --> 20:26.416
‫و بزنه به سرش و با
‫هر کسی که ببینه دعوا کنه؟

20:28.500 --> 20:30.916
‫می‌ترسیدم که اون وجه‌ام رو نشونت بدم

20:32.625 --> 20:33.791
‫اون حیوون رو

20:36.416 --> 20:37.916
‫می‌ترسیدم ترکم کنی

20:47.458 --> 20:48.875
‫- اونا اینجان؟
‫- آره

20:49.666 --> 20:50.750
‫ارواح؟

20:52.208 --> 20:53.500
‫خنده دار نیست، دنور

20:53.583 --> 20:55.750
‫- نه، نه، نه... شوخی نمی‌کردم
‫- نه

20:56.250 --> 20:58.041
‫- می‌دونی چی عصبانیم می‌کنه؟
‫- چی؟

20:58.125 --> 21:00.333
‫اون آرتوروی عوضی.
‫موی دماغـه.

21:00.416 --> 21:03.583
‫خیلی آزاردهنده‌ست که
‫تونسته وارد توهماتت هم بشه

21:03.666 --> 21:04.892
‫می‌دونم اونا واقعی هستن

21:04.916 --> 21:08.875
‫چون این، اضطراب پس از
‫سانحه‌ست، تنش حین سرقت...

21:08.958 --> 21:10.958
‫یه اختلال روانی. می‌دونم.

21:12.041 --> 21:16.000
‫ولی این قضیه‌ی رویا دیدن...
‫فقط چیزای خوب رو تصور کن.

21:16.083 --> 21:19.208
‫- می‌خوای چی تصور کنم؟
‫- چیزی که لبخند به لبت بیاره

21:19.791 --> 21:22.151
‫هرچیزی که باعث نشه
‫بخوای اسلحه‌تو خالی کنی، خب؟

21:22.208 --> 21:24.208
‫چون چیزی نمونده بود منو بکشی

21:26.416 --> 21:28.416
‫می‌دونی می‌خوام چی رو تصور کنم؟

21:28.500 --> 21:29.541
‫چی؟

21:30.500 --> 21:31.333
‫تو رو

21:31.416 --> 21:33.541
‫توی یکی از اون کلوپ‌ها،
‫درحال رقصیدن مثل روانی‌ها

21:33.625 --> 21:36.625
‫مطمئن نیستم دلت همچین چیزی بخواد، باور کن

21:36.708 --> 21:37.708
‫جدی؟

21:38.333 --> 21:39.333
‫و تو؟

21:39.416 --> 21:40.791
‫- چی؟
‫- رقصیدن

21:40.875 --> 21:41.916
‫- اینجا؟
‫- آره

21:42.000 --> 21:44.083
‫- نه
‫- آره، برام برقص

21:44.166 --> 21:45.500
‫- نه، نمی‌تونم
‫- چرا نه؟

21:45.583 --> 21:48.708
‫منو ببین، سر تا پام با
‫این لباس قرمز کثیف شده. نه.

21:48.791 --> 21:49.958
‫من می‌تونم درستش کنم

21:50.041 --> 21:51.375
‫عاشقش میشی

22:02.750 --> 22:04.291
‫سرهنگ، سوارز صحبت می‌کنه

22:04.375 --> 22:06.208
‫داریم به تصفیه‌خونه فاضلاب نزدیک میشیم

22:08.541 --> 22:10.601
‫زود باشید افراد، بریم.
‫حواس‌تون رو جمع کنید، یالا!

22:20.583 --> 22:22.875
‫سرهنگ، داریم وارد طبقۀ زیرزمین میشیم

22:36.000 --> 22:37.208
‫پلیس!

22:37.291 --> 22:39.000
‫بی‌حرکت! دست‌ها بالا!

22:47.416 --> 22:48.875
‫سرهنگ، اینجا همه چی مرتبـه

22:52.083 --> 22:53.375
‫برید سراغ بعدی

22:54.625 --> 22:57.833
‫سد هیدرولیک. تکرار می‌کنم، سد هیدرولیک

23:01.875 --> 23:02.875
‫خب؟

23:14.791 --> 23:15.791
‫وای خدا

23:23.000 --> 23:28.000
♪ Why So Serious by Alice Merton ♪

24:39.500 --> 24:42.250
دارم میرم ورودی اصلی
بمب‌های آخری رو خنثی کنم

24:42.333 --> 24:44.041
.دریافت شد، آرتچه
من رو در جریان بذار

25:00.166 --> 25:02.500
واحد 2 به سد هیدرولیک نزدیک میشه

25:04.166 --> 25:06.416
زود باشید. راه بیفتید

25:09.375 --> 25:11.083
وارد سد شدیم، قربان

25:14.000 --> 25:15.125
حواستون به گوشه‌ها باشه

25:15.208 --> 25:16.916
دریافت شد -
دریافت شد -

25:21.166 --> 25:22.166
حالا

25:22.875 --> 25:25.708
!پلیس! تکون نخورید
!بخوابید رو زمین! بخوابید رو زمین

25:25.791 --> 25:27.000
دستاتون رو جایی بذارید که بتونم ببینم

25:27.083 --> 25:28.125
!دستا بالا

25:28.208 --> 25:30.250
مظنونین رو محاصره کردیم

25:30.333 --> 25:32.250
چی شده؟ -
!پشت سرت -

25:32.333 --> 25:33.500
!تکون نخور! بخواب روی زمین

25:35.791 --> 25:36.791
اون‌ها نیستن، سرهنگ

25:36.875 --> 25:37.875
!لعنتی

25:44.625 --> 25:45.875
بریم بعدی

25:48.000 --> 25:50.833
[ مخزن آب سانتا خوستا]

26:11.583 --> 26:15.166
نوش! به سلامتی 90 تن. آره جیگر -
به سلامتی 90 تن -

26:19.958 --> 26:20.958
...دوستان

26:22.666 --> 26:23.916
اسم یه شهر بگید

26:27.125 --> 26:28.291
چی؟ الان؟

26:28.875 --> 26:29.875
...زود باش، رفیق

26:30.500 --> 26:32.625
تصور کنید اگه اوضاع خراب بشه
و دستگیرمون کنن

26:33.458 --> 26:37.458
تو تلویزیون چی میگن؟
،پالرمو، ریو

26:38.125 --> 26:39.708
...مانیل، بوگوتا

26:39.791 --> 26:41.083
و ماتیاس کانیو رو دستگیر کردن

26:41.166 --> 26:42.500
مگه من کارآموزم؟

26:45.125 --> 26:46.875
باشه، بهتر نیست خودت بگی
چی مد نظر داری؟

26:47.666 --> 26:48.666
پامپلونا؟

26:52.666 --> 26:53.791
آره، زدی تو هدف

26:53.875 --> 26:56.500
شهر اسپانیا. اصلا انتظارش نمیره

26:56.583 --> 26:59.791
پامپلونا چه عیب و ایرادی داره؟

26:59.875 --> 27:01.875
.یه اسم واقعی جور کن
یه چیزی که افسانه‌ای باشه

27:01.958 --> 27:04.250
...یه چیزی که جلوهٔ خوبی داشته باشه مثلِ

27:04.333 --> 27:05.208
ریو

27:05.291 --> 27:06.375
اوهوم

27:06.458 --> 27:10.458
.عزیزم، مثل مانیل
...مانیل خارجیـه، جذابه، فریبنده‌ست

27:10.541 --> 27:12.000
سیدنی -
پالرمو -

27:12.083 --> 27:13.434
پالرمو -
...اسمشو گرفتن -

27:13.458 --> 27:15.250
مراکش -
چربونیر -

27:15.333 --> 27:17.291
تو رو خدا. یعنی هیچ‌کدومتون پامپلونا نرفتید؟

27:17.875 --> 27:21.916
ها؟ وحشیانه‌ترین و خفن‌ترین فستیوال دنیا
اونجا برگزار میشه، فستیوال سن‌فرمین

27:22.833 --> 27:24.833
حتی از ژاپن میان تا با گاوها فرار کنن

27:24.916 --> 27:26.583
تازه همینگوی درباره‌اش رمان نوشته

27:26.666 --> 27:28.541
حتی تو آمریکا درسش رو دارن

27:28.625 --> 27:31.125
می‌دونی تو اسپانیا چی میگن؟
ها؟ به رمانش چی میگن؟

27:31.208 --> 27:32.041
جشن

27:32.125 --> 27:33.833
!میگن جشن

27:33.916 --> 27:36.666
هوس جشن و مهمونی کردین؟
!پس برین سن‌فرمین

27:36.750 --> 27:39.541
باشه بابا. پامپلونا خوبه

27:39.625 --> 27:40.791
!به سلامتی پامپلونا

27:40.875 --> 27:42.750
.به سلامتی پامپلونا، نوش -
!نوش -

27:42.833 --> 27:45.250
پامپلونا خوبه -
درسته -

27:45.333 --> 27:46.833
خوبه

28:49.166 --> 28:52.416
نگران نباش، باشه؟
تاتیانا رفت بالا تو اتاقش

28:54.125 --> 28:55.250
شب بخیر

28:55.958 --> 28:57.041
یه کوکتل نگرونی لطفا

28:59.458 --> 29:01.125
می‌دونی لطافت و زیبایی چیه؟

29:03.416 --> 29:04.583
نگاهش کن

29:05.166 --> 29:08.333
وقتی یه مردی با همچین شکل و شمایلی می‌بینی
،که شیک و پیک کرده و همه‌چی تمومه

29:08.416 --> 29:10.416
پیش خودت فکر می‌کنی
الان میرم با زنش می‌خوابم

29:11.000 --> 29:12.458
بدون این‌که حتی زنش رو دیده باشی

29:12.541 --> 29:16.958
چون صد در صد مطمئن شدی
که زنش باید فوق العاده باشه

29:18.333 --> 29:21.041
واسه همین تصمیم گرفتی با زن من بخوابی

29:24.250 --> 29:28.041
قاعدتا، تو باید آدمی باشی
که زن‌ها رو از راه به‌در می‌کنه

29:28.125 --> 29:31.750
بعید می‌دونم بابات از طرف تو
بیاد زن‌ها رو گول بزنه

29:38.916 --> 29:40.250
دست خودم نبود

29:42.375 --> 29:44.666
...کاش می‌تونستم که

29:44.750 --> 29:46.708
...همه این جریان رو خودم بهت بگم، اما

29:48.125 --> 29:50.583
.دست خودم نبود، بابا
و معذرت می‌خوام

29:50.666 --> 29:52.583
...دست خودم نبود

29:59.791 --> 30:00.791
چند وقتـه؟

30:02.125 --> 30:03.583
...دو هفته میشه. آم

30:05.416 --> 30:06.416
سه هفته

30:07.708 --> 30:08.791
سه هفته

30:08.875 --> 30:12.708
پس رابطهٔ ما چندان قوی و محکم نبود

30:12.791 --> 30:17.125
که در برابر هوا و هوس یه عشق موقت تاب بیاره

30:18.041 --> 30:19.041
موقت؟

30:19.500 --> 30:20.541
جدی میگی، بابا؟

30:21.041 --> 30:22.458
موقت؟

30:24.875 --> 30:27.375
.شاید تاتیانا عاشقم باشه
بهش فکر کردی؟

30:27.458 --> 30:29.666
اینو در نظر نگرفتی، نه؟

30:29.750 --> 30:31.833
چون من با تمام وجودم دوستش دارم، بابا

30:33.250 --> 30:34.083
از ته‌دلم

30:34.166 --> 30:37.291
،و واسم مهم نیست بقیه چی فکر می‌کنن
این داستان عشق حقیقیـه

30:38.875 --> 30:40.083
حتمی بود

30:46.375 --> 30:48.125
نگاهش کن

30:48.750 --> 30:53.166
اولین باریه که راستش احساس می‌کنم
ممکنه از پس کاری بر اومده باشی

30:53.750 --> 30:56.791
و منم اگه عاشق زن بابام می‌شدم

30:56.875 --> 30:58.208
میرفتم دنبالش

30:58.291 --> 31:00.375
ثانیه‌ای تردید نمی‌کردم

31:01.166 --> 31:04.708
حد و حدود مقدس خانواده‌مون
،رو زیر پا می‌ذاشتم

31:05.625 --> 31:06.916
،احترامی که بین‌مون هست

31:07.416 --> 31:09.000
فقط واسه این‌که عشقم رو راضی کنم

31:14.583 --> 31:16.125
...از این زاویه، من

31:17.583 --> 31:18.708
خیلی بهت افتخار می‌کنم

31:24.416 --> 31:25.708
ببین کی اومده

31:27.625 --> 31:29.416
باید اعتراف کنم، با اون خوشبخت‌تری

31:29.500 --> 31:31.875
،جوونـه، جذابه

31:31.958 --> 31:33.666
،باهوشه

31:34.458 --> 31:36.958
،جاه‌طلبـه، و مثل باباش شرف نداره

31:37.041 --> 31:38.750
و ظاهرا سالمه و مریض نیست

31:38.833 --> 31:42.416
البته، جنبه منفیش رو نگاه کنی
،رابطه‌تون یک‌سال طول بکشه، شاید دو سال

31:42.500 --> 31:46.583
و این‌که حقوقِ بیوه شدن
و یه ارث بزرگ رو از دست میدی

31:57.083 --> 31:58.833
رابطه خوبی داشتیم

32:03.625 --> 32:05.125
بهترین‌ها رو واست آرزو دارم

32:24.583 --> 32:25.791
برو به سلامت

34:18.708 --> 34:21.708
این، اولین و آخرین باری بود
که برلین رفت زندان

34:22.291 --> 34:24.000
به جرم خرابکاری دستگیر شد

34:26.041 --> 34:28.708
و همه این‌ها به‌خاطر شکسته شدن قلبـش بود

34:29.750 --> 34:31.083
گذاشت دستگیرش کنن

34:31.958 --> 34:34.041
از همه مهم‌تر، اثر انگشتش رو

34:34.125 --> 34:35.875
با اثر انگشتی که توی سرقت دیگه
پیدا کردن مطابقت دادن

34:35.958 --> 34:37.958
واسه همین چند ماه بیشتر به حکمش اضافه شد

34:39.416 --> 34:41.583
اما زندان ذره‌ای واسش اهمیت نداشت

34:42.416 --> 34:44.708
نه وقتی قلبش خرد شده بود

34:50.250 --> 34:51.916
مخزن آب سانتا خوستا

34:52.000 --> 34:55.333
تکرار می‌کنم، مقصد بعدی
مخزن آب سانتا خوستاست

34:55.416 --> 34:58.375
.از واحد برنز به تامایو
داریم به سمت خروجی میریم

35:13.458 --> 35:14.791
سرهنگ، سوارز هستم

35:14.875 --> 35:17.083
داریم به سمت مخزن آب میریم

35:29.958 --> 35:33.208
.بزن بریم. زود باشید
!باید اینجا باشن! گرفتیمشون

35:45.333 --> 35:46.833
!پلیس

35:47.416 --> 35:48.666
!دارن میان

35:54.000 --> 35:55.541
!زود باشید! مسلح بشید

35:57.500 --> 35:58.500
!دارن میان

36:00.250 --> 36:01.541
!عجله کنید

36:25.958 --> 36:27.791
زود باشید، بجنبید

36:27.875 --> 36:30.375
زود باشید. محض رضای خدا اسلحه بردارید

36:34.500 --> 36:38.000
.پروفسور، پناه بگیر
اسلحه بردار. اسلحه بردار

36:38.083 --> 36:39.083
!بگیر

36:40.666 --> 36:42.791
!پروفسور! چِت شده؟ بلند شو

36:42.875 --> 36:44.458
!دارن میان! اسلحه رو بگیر

36:44.541 --> 36:47.458
!بگیر، پروفسور -
نه. نه، نه. اسلحه رو بنداز -

36:47.541 --> 36:48.916
!سلاح‌هاتون رو بندازید

36:49.000 --> 36:50.833
.چهار تا ماشین بیشتر نیست
می‌تونیم مقابله کنیم

36:50.916 --> 36:53.375
نه. الان چهار تا ماشینـه

36:54.791 --> 36:57.875
،بعدش میشه ده تا، بعد پنجاه تا
بعد ارتش رو میارن. متوجه نیستی؟

36:57.958 --> 37:00.958
.فهمیدن اینجاییم
کاری از دستمون برنمیاد، بنجامین

37:01.041 --> 37:03.458
می‌دونن اینجاییم. نمی‌تونیم کاری کنیم

37:04.125 --> 37:06.625
بنجامین، کاری نمی‌تونیم کنیم! می‌شنوی؟
سلاح‌هاتون رو بندازید

37:09.041 --> 37:11.101
!نشنیدید؟ سلاح‌هاتون رو بندازید

37:11.125 --> 37:12.500
!بیاید! بریم از خودمون دفاع کنیم

37:13.375 --> 37:16.208
نه! خواهش می‌کنم، مارسی، این‌کار رو نکن -
از سر راه برو کنار -

37:16.291 --> 37:17.416
گفتم از سر راه برو کنار

37:17.500 --> 37:20.208
وقتی لیسبون رو دستگیر کردن من تسلیم نشدم

37:20.291 --> 37:23.458
وقتی کلِ ارتش اسپانیا اومدن تو بانک
،من تسلیم نشدم

37:23.541 --> 37:25.833
یا وقتی اون حرومزاده گاندیا
!نایروبی رو کشت تسلیم نشدم

37:25.916 --> 37:27.541
باید الان تسلیم بشی -
نه -

37:27.625 --> 37:28.665
!این یه دستوره

37:28.708 --> 37:30.541
!سرجیو، اون‌ها توکیو رو کشتن

37:33.416 --> 37:34.541
مارسی، گوش کن

37:34.625 --> 37:36.583
گوش کن. گوش کن

37:38.125 --> 37:40.958
اجازه نمی‌دم کشت و کشتار بشه -
نه -

37:41.041 --> 37:43.641
اجازه نمی‌دم آدم‌ها بی‌گناه به‌خاطر چیزی
که همین الان از دست رفته، جونشون رو از دست بدن

37:43.708 --> 37:44.708
!نه

37:46.083 --> 37:47.250
از دست رفته

37:48.875 --> 37:50.125
از دست رفته

39:44.166 --> 39:45.791
تازه از زندان آزاد شدم

39:48.333 --> 39:51.125
،منو سوار کردی و آوردی اینجا

39:51.708 --> 39:55.833
و ۱۵۷ کیلومتر مونده بود به مقصد
لام تا کام حرف نزدی

39:58.208 --> 40:00.291
واقعا چیزی نمی‌خوای بدونی؟

40:01.541 --> 40:04.125
شاید تو حموم زندان بهم تجاوز کرده باشن

40:05.125 --> 40:09.083
یا شاید اسم مامانتو روی عضله‌هام تتو کردم

40:09.166 --> 40:10.541
گذاشتی دستگیرت کنن

40:11.125 --> 40:13.333
،نصف اروپا 27 بار دزدی کردی

40:13.916 --> 40:16.541
اما اون روز تصمیم گرفتی
بارِ مرکز شهر مادرید رو داغون کنی

40:16.625 --> 40:18.541
و گذاشتی دستگیرت کنن؟

40:18.625 --> 40:21.708
.کوکتل نگرونی‌شون افتضاح بود
نتونستم کار زشتشون رو تحمل کنم

40:24.500 --> 40:26.583
من پسرم رو از دست دادم و قلبم شکست

40:28.708 --> 40:31.541
این‌که زنم بهم خیانت کنه رو درک می‌کنم

40:34.458 --> 40:36.708
یا حتی شریکم یا حتی پسرم

40:37.708 --> 40:38.958
،اما از دستش دادم

40:40.250 --> 40:42.958
اونم درست وقتی تصمیم گرفتم

40:44.125 --> 40:46.500
تا وجودش رو برای اولین بار قبول کنم

40:49.208 --> 40:52.750
مثل این می‌مونه از شکست خودت یه مشت بخوری

40:52.833 --> 40:55.916
مطمئنا یه مشکلی تو زندگیت هست

40:56.416 --> 40:58.291
و مشکلت همینـه

40:58.375 --> 40:59.833
...شکستت

41:04.083 --> 41:05.750
مردیـه که تعریف می‌کنی

41:06.958 --> 41:09.541
عده‌ای مثل ترسوها قایم می‌کنن

41:10.375 --> 41:11.666
عده‌ای باهاش روبرو میشن

41:12.333 --> 41:14.125
،عده‌ای علیه‌اش شورش می‌کنن

41:15.750 --> 41:17.291
اما بدون شان و وقار

41:18.041 --> 41:19.041
و عده‌ای دیگه

41:20.583 --> 41:22.791
کاری نمی‌تونن کنن جز این‌که
همه‌چی رو نابود کنن

41:23.500 --> 41:25.583
تا یه زندگی دیگه رو شروع کنن

41:30.083 --> 41:31.083
...به جونـت قسم

41:33.666 --> 41:34.833
،من خیلی وقت ندارم

41:34.916 --> 41:39.000
،ولی از هر ثانیهٔ زندگیم استفاده می‌کنم
هر ثانیه‌اش تا وقتی چشم‌هام رو ببندم

41:42.791 --> 41:45.708
...واسه همین می‌خوام کمکت کنم

41:47.000 --> 41:49.708
تا سرقت جانانه‌ای رو انجام بدی

41:54.541 --> 42:00.041
قبل مرگم، من و تو قراره
از ضرابخانه سلطنتی دزدی کنیم

42:12.416 --> 42:15.958
!خدایا! خدایا

42:16.625 --> 42:18.625
!خدایا

42:19.333 --> 42:23.083
!خدایا

42:23.166 --> 42:25.666
!داداش کوچولو

42:26.375 --> 42:28.750
!خدایا

42:47.625 --> 42:49.125
چقدر حکم می‌گیریم؟

42:49.208 --> 42:52.000
هزار سال

43:06.833 --> 43:09.458
چند دقیقه‌ست تو ماشینیم؟ -
یه ربع، بیست دقیقه -

43:11.375 --> 43:14.041
باید تا الان می‌بردنمون بازداشتگاه

43:15.083 --> 43:16.125
دقیقا

43:17.625 --> 43:19.083
حتما منتظر پزشک قانونی‌ان

43:21.500 --> 43:23.208
صدای آژيرها رو می‌شنوم

43:25.125 --> 43:27.750
،صدای بی‌سیم‌ها رو می‌شنوم
اما صدای ماشین دیگه‌ای رو نمی‌شنوم

43:30.250 --> 43:32.125
چرا صدای هیچ ماشین دیگه‌ای رو نمی‌شنویم؟

43:38.500 --> 43:41.083
چرا پلیس اون‌طرف منتظر نباشه؟

43:41.166 --> 43:43.750
سوال محشری پرسیدی، سرجیو -
سوال خوبی بود -

43:43.833 --> 43:45.750
و جوابش رو هم داریم

43:46.666 --> 43:50.958
معلومه طلاها رو از تنها راهی
...که می‌تونیم خارج می‌کنیم، ولی

43:52.458 --> 43:54.625
نه از مسیری که پلیس انتظارش رو داره

43:55.416 --> 43:57.083
مخزن فاضلابـه

43:57.166 --> 43:59.791
!سوارز، تعلل نکن
!برو! همون‌جان

43:59.875 --> 44:01.333
!پلیس -
!گرفتیمشون -

44:05.500 --> 44:07.083
سرهنگ، اینجا خالیـه

44:07.166 --> 44:08.625
لعنتی! منطقی نیست

44:08.708 --> 44:11.208
منطقی‌ترین تصمیم اینه‌که

44:11.291 --> 44:14.083
از شیبِ ملایم رودخونه بهره ببریم
،و طلاها رو از این مسیر خارج کنیم، ولی

44:14.166 --> 44:16.208
مثل آب خوردن میشه

44:16.791 --> 44:20.333
!آخرین مسیر منتهی مجراهاست. نمی‌فهمم

44:20.416 --> 44:21.666
چطور ممکنه؟

44:21.750 --> 44:25.583
بعدش، از پمپ پنج هزار کیلو واتی‌مون
استفاده می‌کنیم

44:25.666 --> 44:28.291
تا طلاها تقریبا 18 کیلومتر

44:28.375 --> 44:30.541
بالای رودخونه بیاریم

44:30.625 --> 44:33.208
،مثل ماهی سالمون از رودخونه طلا می‌گیریم

44:33.291 --> 44:36.583
طلاها تا مخزن آب میان

44:36.666 --> 44:39.000
و این، دوست عزیزم، هیچ‌کس انتظارش رو نداره

44:39.083 --> 44:42.791
بیست و پنج کیلومتر لوله رو با فلزیاب گشتیم
و هیچی پیدا نکردیم

44:42.875 --> 44:44.875
،نه پلیس، نه سازمان اطلاعات

44:44.958 --> 44:47.541
نه انجمن تحقیقات ملی اسپانیا

44:47.625 --> 44:48.541
.هیچ‌کس

44:48.625 --> 44:51.125
نوزده تن طلا آب که نمیشه بره تو زمین

44:51.208 --> 44:53.541
!از این مسیر طلاها رو خارج نکردن، لعنتی
از این مسیر خارج نکردن

44:53.625 --> 44:55.125
پس طلاها کدوم گوریـه؟

44:55.208 --> 44:57.125
!امکان نداره از مسیر دیگه استفاده کردن

44:57.208 --> 44:59.833
!یکی بهم بگه طلاها کدوم گوریـه

45:02.000 --> 45:03.000
[ بانک اسپانیا ]

45:03.583 --> 45:05.083
[ مخزن آب لوس‌میگلس ]

45:07.458 --> 45:09.583
حتما شوخیت گرفته

45:15.916 --> 45:18.791
...ویکتوریا. ویکتوریا

45:18.875 --> 45:20.250
عزیزم

45:20.333 --> 45:21.625
!لعنتی

45:45.833 --> 45:47.666
ویکتوریا

45:54.083 --> 45:55.583
یه نفر طلاها رو دزدیده

46:18.583 --> 46:20.958
!جونمی‌جون! موفق شدیم

46:22.000 --> 46:35.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
