1
00:00:00,000 --> 00:00:12,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:18,458 --> 00:00:19,583
‫عصرتون بخیر

3
00:00:19,666 --> 00:00:21,833
‫- عصر بخیر، ممنون
‫- عصر بخیر

4
00:00:24,000 --> 00:00:27,791
‫عالیه. خوراک شاه‌میگو هم دارن.

5
00:00:27,875 --> 00:00:30,583
‫امشب مثل خانواده سلطنتی غذا می‌خوریم، عزیزم

6
00:00:30,666 --> 00:00:32,500
‫آندرس، باید حرف بزنیم

7
00:00:37,041 --> 00:00:39,541
‫اصلاً از لحن اون جمله خوشم نیومد

8
00:00:39,625 --> 00:00:41,425
‫همیشه اول جدایی اینو میگن

9
00:00:41,500 --> 00:00:42,500
‫می‌دونم

10
00:00:42,875 --> 00:00:44,875
‫سعی کردم واسه گفتنش
‫مناسب‌ترین زمان رو پیدا کنم

11
00:00:44,958 --> 00:00:46,875
‫ولی فکر نکنم شدنی باشه.

12
00:00:48,041 --> 00:00:49,750
‫نگو که به‌خاطر بیماری منـه

13
00:00:51,916 --> 00:00:53,375
‫ببین، عشقم

14
00:00:54,208 --> 00:00:55,208
‫عشقم،

15
00:00:55,916 --> 00:00:59,791
‫این بهترین دلیل برای ماست که باهم بمونیم

16
00:01:00,458 --> 00:01:01,583
‫متوجه نیستی؟

17
00:01:01,666 --> 00:01:04,000
‫دیگه تعهدِ «تا آخر عمر» به دوش‌مون نیست

18
00:01:04,083 --> 00:01:06,333
‫مُعضل هر رابطه‌ای

19
00:01:06,416 --> 00:01:08,625
‫عشق ما فقط برای خوشی و لذتـه

20
00:01:09,208 --> 00:01:12,416
‫چون پر از حرارت و روشنایی‌ـه و زودگذره

21
00:01:13,750 --> 00:01:15,583
‫و مهم‌تر از همه، امید بخشـه. می‌دونی چرا؟

22
00:01:17,208 --> 00:01:20,208
‫چون دوست داشتن کسی که بیماری لاعلاج داره

23
00:01:20,291 --> 00:01:22,500
‫همیشه مسیر رو برای عشق بعدی باز می‌کنه

24
00:01:22,583 --> 00:01:23,916
‫البته...

25
00:01:24,000 --> 00:01:27,083
‫مثل یکی از اون سفرهای
‫محشری‌ـه که دور اروپا میری

26
00:01:27,166 --> 00:01:29,083
‫اول، میری به رُم، بعدش وین...

27
00:01:29,166 --> 00:01:32,541
‫از وین خوشت نمیاد؟ مشکلی نیست.
‫بعدش نوبت استانبولـه.

28
00:01:34,041 --> 00:01:35,583
‫اگه بهت بگم مشکل این نیست چی؟

29
00:01:36,458 --> 00:01:38,666
‫اگه بهت بگم رابطۀ ما تغییر کرده چی؟

30
00:01:39,250 --> 00:01:41,041
‫ما قبلاً رویاهای بزرگی داشتیم

31
00:01:41,625 --> 00:01:44,833
‫می‌خواستیم «گرینلند» رو ببینیم،
‫یا «شفق شمالی». ولی...

32
00:01:44,916 --> 00:01:47,416
‫بعد از تاکستان‌های کالیفرنیا

33
00:01:48,458 --> 00:01:49,458
‫اومدیم مادرید

34
00:01:50,750 --> 00:01:51,750
‫و دیگه جایی نرفتیم

35
00:01:53,833 --> 00:01:56,750
‫قبلاً رویامون سرقت ذخایر طلای اسپانیا بود

36
00:01:57,333 --> 00:02:00,458
‫ولی حالا فقط داریم بین شهرها
‫جا به جا میشیم. چیکار می‌کنیم؟

37
00:02:00,541 --> 00:02:02,875
‫از اینجا یه چندتا الماس می‌دزدیم،

38
00:02:03,375 --> 00:02:05,250
‫چندتا جام طلای وایکینگ از اونجا...

39
00:02:07,708 --> 00:02:10,666
‫تو همیشه بهترین دستت رو وقتی رو می‌کنی
‫که می‌خوای واسه کسی عشوه بیای

40
00:02:11,166 --> 00:02:13,625
‫ولی روشن نگه داشتن این شعله آسون نیست

41
00:02:21,125 --> 00:02:22,875
‫خب پس، طلاق می‌خوای

42
00:02:24,750 --> 00:02:25,750
‫آره

43
00:02:26,708 --> 00:02:28,208
‫هنوز تصمیم نگرفتید چی سفارش بدید؟

44
00:02:28,291 --> 00:02:29,333
‫نه، هنوز تصمیم نگرفتیم

45
00:02:29,416 --> 00:02:32,791
‫لازم نیست لیوان ایشون رو پر کنی.
‫انگار قراره این مشروب رو تنهایی بخورم.

46
00:02:39,791 --> 00:02:42,541
‫فقط یه چیز هست که می‌خوام بهم بگی

47
00:02:42,625 --> 00:02:44,916
‫چیزی نیست، فقط یه سوال. میشه بپرسم؟

48
00:02:47,958 --> 00:02:49,000
‫طرف کیه؟

49
00:02:52,541 --> 00:02:54,250
‫سخت‌ترش نکن

50
00:02:54,333 --> 00:02:57,541
‫نه، نه. بیخیال، باورم نمیشه.

51
00:02:57,625 --> 00:03:01,541
‫قراره آخرین چیزی که بهم بگی این باشه؟

52
00:03:02,333 --> 00:03:05,958
‫تاتیانا، من تمام زندگیم رو صرف گشتن به دنبال

53
00:03:06,041 --> 00:03:08,625
‫اصالت بودم، توی تمام تصمیماتم.

54
00:03:08,708 --> 00:03:10,791
‫و حالا تو داری منو با

55
00:03:10,875 --> 00:03:14,291
‫دو تا از رایج‌ترین جملات
‫تاریخ سینما ترک می‌کنی؟

56
00:03:14,375 --> 00:03:16,791
‫«باید حرف بزنیم» و «سخت‌ترش نکن»؟

57
00:03:55,708 --> 00:03:56,708
‫اون ماشین رو تعقیب کن

58
00:04:10,166 --> 00:04:11,666
‫نگه دار. همینجا نگه دار.

59
00:06:37,458 --> 00:06:38,916
‫آبمون داره تموم میشه

60
00:06:42,750 --> 00:06:44,791
‫از مخزن‌ آب صحبت می‌کنم

61
00:06:45,375 --> 00:06:46,791
‫مقدار ریزش آب کمتر شده

62
00:07:06,458 --> 00:07:09,208
‫همینه! آخرین دونۀ طلا از لوله بیرون اومد!

63
00:07:09,291 --> 00:07:10,875
‫همه‌ش خارج شد!

64
00:07:30,458 --> 00:07:31,500
‫سرهنگ

65
00:07:31,583 --> 00:07:34,875
‫به غیر از موتور، انگار دارم
‫صدای یه مَکنده‌ی خیلی قوی رو می‌شنوم

66
00:07:35,375 --> 00:07:38,250
‫منظورت از «مکنده» چیه؟
چه زری میزنی؟

67
00:07:38,333 --> 00:07:42,500
‫انگار یه جارو برقی داره آب رو
‫از لوله می‌کِشه، ولی در حجم زیاد

68
00:07:43,250 --> 00:07:45,833
‫اونا دارن آب رو بیرون می‌کشن. یه عالمه.

69
00:07:48,125 --> 00:07:49,125
‫نه...

70
00:07:50,583 --> 00:07:53,250
‫دوباره پخشش کن. تا جایی
‫که میشه سیگنال رو واضح کن

71
00:07:57,916 --> 00:08:00,208
‫آره انگار آب داره تخلیه میشه

72
00:08:00,875 --> 00:08:03,291
‫حدس می‌زنم گاوصندوق طلا رو خالی کرده باشن

73
00:08:03,375 --> 00:08:04,708
‫پس طلا رو بیرون بردن؟

74
00:08:05,208 --> 00:08:06,958
‫نمی‌دونم. امکانش هست.

75
00:08:08,375 --> 00:08:10,833
‫تو و اون یکی مهندس بهم گفتید امکانش نیست

76
00:08:10,916 --> 00:08:13,291
‫با استفاده از پمپ داخل
‫بانک اسپانیا امکانش وجود نداشت

77
00:08:13,375 --> 00:08:15,500
‫واسه خارج کردن اون طلا قدرت کافی نداشت

78
00:08:15,583 --> 00:08:18,083
‫مگه اینکه احتمالاً به قطعات کوچیک
‫تقسیمش کرده باشن

79
00:08:18,666 --> 00:08:21,000
‫با این حال، فکر نکنم تونسته باشن
‫90 تُن طلا رو خارج کنن

80
00:08:21,083 --> 00:08:23,500
‫تو نمی‌دونی چه کارایی از اون حروم‌زاده‌ها برمیاد

81
00:08:23,583 --> 00:08:25,541
‫اونا همین الان دارن
‫طلاهای لعنتی رو خارج می‌کنن!

82
00:08:25,625 --> 00:08:27,666
‫باید بهم بگی به کجا! سر در بیار!

83
00:08:34,375 --> 00:08:35,458
‫پروفسور؟

84
00:08:35,958 --> 00:08:39,166
‫بهمون نگفته بودی که خارج کردن
‫طلا اینقدر قراره سخت باشه

85
00:08:40,708 --> 00:08:42,375
‫بهتون هم نگفتم که قراره آسون باشه

86
00:08:42,458 --> 00:08:45,125
‫در غیر این صورت، شبیه
‫مغزمتفکر خلافکاری نبودم

87
00:08:45,208 --> 00:08:47,000
‫که شدیداً عاشقش شدی.

88
00:08:47,083 --> 00:08:49,083
‫عجب احمقی هستی

89
00:08:49,750 --> 00:08:51,333
‫تمام

90
00:09:08,583 --> 00:09:11,833
‫خب، انگار دیگه چیزی نمونده
‫کارمون تموم بشه، درسته؟

91
00:09:12,416 --> 00:09:13,625
‫آره

92
00:09:14,208 --> 00:09:15,458
‫وقتی از اینجا بریم بیرون...

93
00:09:18,000 --> 00:09:19,458
‫یه موتورسیکلت می‌خرم

94
00:09:19,541 --> 00:09:21,750
‫و یه صندلی سفارشی اندازۀ باسنم روش میذارم

95
00:09:21,833 --> 00:09:23,541
‫و دور دنیا رو می‌گردم

96
00:09:24,333 --> 00:09:25,875
‫خیلی هم خوب

97
00:09:27,666 --> 00:09:30,041
‫کدومش رو ترجیح میدی؟ ساحل یا استخر؟

98
00:09:33,500 --> 00:09:34,500
‫ساحل؟

99
00:09:34,583 --> 00:09:36,041
‫لباس شنای دو تیکه یا یه تیکه؟

100
00:09:40,625 --> 00:09:42,791
‫این سوالا چیه؟ واسه نظرسنجی مجله‌ست؟

101
00:09:42,875 --> 00:09:44,333
‫فقط... فقط دارم زر می‌زنم

102
00:09:47,958 --> 00:09:49,875
‫ولی اگه بخوای، وقتی رفتیم بیرون،

103
00:09:51,250 --> 00:09:52,958
‫می‌برمت سر قرار و یه مشروب برات می‌گیرم

104
00:09:53,958 --> 00:09:56,125
‫و می‌تونیم نظرسنجی رو تموم کنیم

105
00:11:14,333 --> 00:11:17,708
‫همۀ اون بغل کردن‌ها فقط واسه
‫جشن پیروزی‌مون نبود،

106
00:11:17,791 --> 00:11:20,875
‫یا ادای احترام بی‌ریا به اونایی که
‫در طول مسیر از دست دادیم.

107
00:11:21,375 --> 00:11:25,291
‫سر و صدای یه مشت آدم عادی بود که

108
00:11:25,875 --> 00:11:30,708
‫تونسته بودن 90 تُن طلا
‫رو از یه لوله خارج کنن

109
00:11:30,791 --> 00:11:34,416
‫این دستاورد یه پیغام امید برای دنیا بود

110
00:11:36,291 --> 00:11:38,333
‫«هیچ غیرممکنی وجود نداره»

111
00:11:39,875 --> 00:11:41,833
‫ولی سرقت هنوز تموم نشده بود

112
00:11:42,583 --> 00:11:47,916
‫و طی ساعات آینده، تمام اون امید،
‫عنصر حیاتی بود

113
00:11:49,250 --> 00:11:51,541
‫چون چیزی که قرار بود باهاش مواجه بشیم

114
00:11:51,625 --> 00:11:55,291
‫خشن‌ترین واقعیتی بود که می‌شد دید.

115
00:12:04,166 --> 00:12:06,125
‫شنیدم که موفق شدیم طلا رو بیرون ببریم

116
00:12:08,916 --> 00:12:10,166
‫من مانیل رو بوسیدم

117
00:12:15,125 --> 00:12:18,458
‫راستش، این زیاد مهم نیست

118
00:12:18,541 --> 00:12:22,875
‫مهم‌تر این که من الان واقعاً سردرگم شدم

119
00:12:27,166 --> 00:12:30,541
‫فکر می‌کنم با اون خیلی بیشتر از
‫تو درک مشترک داشته باشم

120
00:12:32,833 --> 00:12:35,416
‫می‌دونی توی اندونزی چیکار می‌کردم؟

121
00:12:36,125 --> 00:12:39,875
‫بهت می‌گفتم میرم چوب بخرم،
‫ولی دو روز می‌رفتم مهمونی و خوش گذرونی.

122
00:12:41,083 --> 00:12:44,541
‫درموردش دروغ می‌گفتم چون این حس رو داشتم
‫که همۀ چیزایی که می‌خواستم بد بودن

123
00:12:46,875 --> 00:12:48,250
‫نمی‌دونم

124
00:12:48,333 --> 00:12:50,750
‫و تجدید دیدار با مانیل،
‫واقعاً باعث شد بفهمم

125
00:12:50,833 --> 00:12:53,500
‫چیزی که من هستم بد نیست

126
00:13:02,583 --> 00:13:04,166
‫هیچی نمیگی؟

127
00:13:05,041 --> 00:13:07,541
‫راستش رو بخوای، ترجیح میدم
‫یه وقت دیگه حرف بزنیم، دنور

128
00:13:08,791 --> 00:13:10,375
‫سردرد وحشتناکی دارم و...

129
00:13:11,208 --> 00:13:12,708
‫ترجیح میدم یه‌کم استراحت کنم

130
00:13:13,416 --> 00:13:14,416
‫تنهایی

131
00:13:14,875 --> 00:13:15,875
‫حتماً

132
00:13:22,750 --> 00:13:26,030
‫اونا احتمالاً دارن از طریق آبراهی که
‫گاوصندوق رو پر کرده پمپ می‌زنن

133
00:13:26,416 --> 00:13:29,208
‫بعدش تمام اون آب توی دو تا
‫مجرای طبیعی جمع میشه،

134
00:13:29,291 --> 00:13:32,083
‫بعدش، تخلیه میشه داخل
‫یه مجرای دیگه توی جنوب

135
00:13:32,166 --> 00:13:33,791
‫اون حروم زاده‌های لعنتی

136
00:13:33,875 --> 00:13:36,416
‫اونا قرار بوده از طریق
‫مجرای فاضلاب یا آبراه خارجش کنن!

137
00:13:36,500 --> 00:13:39,041
‫اونا دارن از طریق اون مجرا
‫طلا رو به یه جای دور پمپاژ می‌کنن

138
00:13:39,125 --> 00:13:41,458
‫حتماً یه پمپ خیلی قوی‌تر با خودشون آوردن

139
00:13:42,041 --> 00:13:46,833
‫یعنی، حمل 90 تُن طلا از
‫حداقل 25 کیلومتر خط لوله

140
00:13:46,916 --> 00:13:49,291
‫احتمالاً به یه پمپ خط لوله‌ی نفتی نیاز دارن

141
00:13:49,375 --> 00:13:51,958
‫سوارز رو پیدا کن. باید وجب به وجب
‫اون مجرا رو بگردیم

142
00:13:52,041 --> 00:13:53,458
‫و نقشه‌ی خط لوله‌ها رو برام بیارید!

143
00:13:53,541 --> 00:13:56,208
‫می‌خوام بدونم تک تک
‫اون مجراها از کجا رد میشن،

144
00:13:56,291 --> 00:13:57,833
‫به کجا منتهی میشن، همه چی رو!

145
00:13:57,916 --> 00:13:59,916
‫یه واحد آماده کن. یه حمله ترتیب میدیم.

146
00:14:00,500 --> 00:14:01,708
‫حالا چی؟

147
00:14:02,208 --> 00:14:04,875
‫خب، حالا نوبتی نگهبانی میدیم
‫و بیرون رو زیر نظر می‌گیریم

148
00:14:04,958 --> 00:14:06,583
‫یه دوشی می‌گیریم. نظرت چیه؟

149
00:14:07,208 --> 00:14:08,833
‫بعدش منتظر جادوی پروفسور می‌مونیم

150
00:14:09,416 --> 00:14:11,625
‫فکر می‌کنی طلا رو دارن کجا می‌برن؟

151
00:14:11,708 --> 00:14:15,041
‫این مجراها به چندین کارخونه و
‫تصفیه‌خونه‌های فاضلاب

152
00:14:15,125 --> 00:14:18,416
‫و تأسیسات هیدرولیک و
‫مخازن آب زیرزمینی منتهی میشن...

153
00:14:18,500 --> 00:14:20,833
‫باید ردش رو پیدا کنیم!
‫گرم به گرمش رو!

154
00:14:20,916 --> 00:14:24,208
‫می‌خوام سربازا سانتی‌متر به سانتی‌متر مربع
‫آب تمام اون لوله‌ها رو بگردن!

155
00:14:24,291 --> 00:14:26,833
‫5 هزار تا سرباز بیرون بانک اسپانیا بودن

156
00:14:26,916 --> 00:14:29,333
‫و تعداد بیشتری توی «عملیات قفس»
‫برای پیدا کردن پروفسور.

157
00:14:29,416 --> 00:14:32,916
‫- رو چندتا پلیس می‌تونیم حساب کنیم؟
‫- حدوداً 480 واحد

158
00:14:33,000 --> 00:14:36,750
‫تو و افرادت، سوارز. تن لش‌تون رو
‫ببرید به اون مجراهای لعنتی! زود باشید!

159
00:14:37,500 --> 00:14:39,083
‫ارتباط دائمی برقرار باشه

160
00:14:41,291 --> 00:14:42,708
‫« متروی بانک اسپانیا »

161
00:14:46,208 --> 00:14:48,875
‫زود باشید، زود باشید!

162
00:15:00,750 --> 00:15:04,875
‫بیرون تحرکات چندانی نیست.
‫فقط چندتا ماشین دارن محوطه رو ترک می‌کنن.

163
00:15:04,958 --> 00:15:07,416
‫گوش به زنگ باش، ولی باید
‫تا مدتی سر و صداشون بخوابه

164
00:15:07,500 --> 00:15:09,791
‫پلیس هنوز داره توی
‫مرکز شهر مادرید دنبال من می‌گرده

165
00:15:09,875 --> 00:15:11,000
‫از این فرصت برای استراحت استفاده کن

166
00:15:23,583 --> 00:15:26,166
‫آرتچه، صدامو داری؟
‫آرتچه، صدامو داری؟

167
00:15:27,000 --> 00:15:28,250
‫آرتچه، قضیه چیه؟

168
00:15:28,875 --> 00:15:30,000
‫یه چند دقیقه وقت می‌خوام

169
00:15:30,583 --> 00:15:31,583
‫خیلی‌خب، دریافت شد

170
00:16:05,083 --> 00:16:06,333
‫استکهلم...

171
00:16:09,875 --> 00:16:11,458
‫استکهلم...

172
00:16:12,750 --> 00:16:14,750
‫استکهلم. منم توکیو.

173
00:16:17,041 --> 00:16:18,500
‫من اینجام

174
00:16:42,500 --> 00:16:44,708
‫چه خبر شده؟ مونیکا!

175
00:16:44,791 --> 00:16:46,583
‫مونیکا! مونیکا!

176
00:16:56,416 --> 00:16:59,333
‫چی شد؟ مشکل چیه؟

177
00:17:00,041 --> 00:17:01,125
‫چه مرگتـه؟

178
00:17:02,291 --> 00:17:03,291
‫هی

179
00:17:04,041 --> 00:17:05,458
‫دارم دیوونه میشم

180
00:17:05,541 --> 00:17:08,083
‫آرتورو رو دیدم. آرتورو باهام حرف می‌زنه

181
00:17:08,166 --> 00:17:11,541
‫و توکیو... توکیو اونجا...
‫اونجا توی آسانسور باربری‌ـه.

182
00:17:11,625 --> 00:17:13,333
‫چیزی نیست. چیزی نیست، خب؟

183
00:17:13,416 --> 00:17:15,416
‫فکر کنم دچار اختلال روانی شدم

184
00:17:16,250 --> 00:17:19,458
‫دارم چیزایی رو می‌بینم و بهشون شلیک می‌کنم.
‫من خطرناکم. باید از اینجا برم.

185
00:17:19,541 --> 00:17:21,916
‫- به کمک پزشکی نیاز دارم
‫- نه. نمی‌تونی از اینجا خارج بشی

186
00:17:22,000 --> 00:17:24,333
‫دنور، من تسلیم میشم. می‌خوام برم بیرون.

187
00:17:24,416 --> 00:17:26,000
‫چیزی نمونده بود بکشمت

188
00:17:26,083 --> 00:17:27,833
‫- من خطرناکم
‫- آهای، به من گوش کن

189
00:17:27,916 --> 00:17:30,208
‫گوش کن چی میگم، خب؟
‫قضیه از این قراره

190
00:17:31,333 --> 00:17:33,875
‫تو رو داخل یکی از گاوصندوق‌ها زندانی می‌کنیم

191
00:17:33,958 --> 00:17:35,708
‫- نه
‫- اینطوری نمی‌تونی به کسی صدمه بزنی

192
00:17:35,791 --> 00:17:38,208
‫- من خطرناکم. باید برم بیرون.
‫- من مراقبتم

193
00:17:39,083 --> 00:17:43,000
‫من مراقبت هستم.
‫اگه بهتر نشی، می‌برمت بیرون.

194
00:17:43,083 --> 00:17:44,125
‫باشه؟

195
00:17:46,166 --> 00:17:47,250
‫باشه

196
00:18:23,833 --> 00:18:26,458
‫سوارز، تمام موقعیت‌ها باید بررسی بشن

197
00:18:26,541 --> 00:18:28,625
‫واحد شما میره به تصفیه‌خونه‌ی فاضلاب

198
00:18:28,708 --> 00:18:30,875
‫بقیۀ واحدها راهشون رو به جنوب ادامه میدن

199
00:18:43,041 --> 00:18:44,041
‫« بانک اسپانیا »

200
00:18:44,375 --> 00:18:45,625
‫« مجرای تصفیه‌خانه‌ی فاضلاب »

201
00:18:45,708 --> 00:18:46,750
‫« مجرای آبراه جنوبی »

202
00:18:47,416 --> 00:18:48,875
‫« سیستم کنترل سطح آب »

203
00:18:48,958 --> 00:18:50,125
‫« سد هیدرولیک "لا دهسا" »

204
00:18:50,208 --> 00:18:52,583
‫« مخزن آب زیرزمینی "سانتا خوستا" »

205
00:18:59,583 --> 00:19:01,166
‫نباید چیزی می‌گفتم، شرمنده

206
00:19:02,000 --> 00:19:03,791
‫نمی‌دونم چرا درمورد مانیل بهت گفتم

207
00:19:04,291 --> 00:19:05,583
‫نه، دنور

208
00:19:06,750 --> 00:19:08,583
‫چیزی که گفتی دردناک بود ولی...

209
00:19:09,208 --> 00:19:10,833
‫به نوعی خوشحالم که گفتی

210
00:19:11,583 --> 00:19:14,791
‫گمونم خیلی وقت بود که همچین حرف صادقانه‌ای

211
00:19:14,875 --> 00:19:16,250
‫بهم نزده بودی

212
00:19:16,750 --> 00:19:19,125
‫و به‌هرحال، از ماجرای مانیل
‫خبر داشتم، پس مشکلی نیست.

213
00:19:19,625 --> 00:19:20,833
‫از قبل می‌دونستم

214
00:19:21,416 --> 00:19:22,958
‫یعنی چی از قبل می‌دونستی؟

215
00:19:23,458 --> 00:19:24,583
‫خودش به من گفت

216
00:19:28,833 --> 00:19:31,833
‫به‌علاوه، ماجرای اندونزی رو هم می‌دونستم.
‫یعنی، یه‌جورایی حدس زده بودم.

217
00:19:34,000 --> 00:19:35,833
‫چرا گذاشتی بهت دروغ بگم؟

218
00:19:36,416 --> 00:19:40,916
‫گمونم پذیرفتن اینکه
تو به یه راه فرار نیاز داشتی، آسون‌تر بود

219
00:19:42,125 --> 00:19:44,500
‫تا اینکه ازت بپرسم زندگی‌مون در کنار هم...

220
00:19:45,166 --> 00:19:48,125
‫برات خسته‌کننده‌ست،
‫مبادا تو هم بگی «آره»، دنور

221
00:19:48,208 --> 00:19:50,833
‫چون، خب، من زندگی‌مون
‫رو در کنار هم دوست داشتم

222
00:19:51,750 --> 00:19:52,750
‫خیلی

223
00:19:53,791 --> 00:19:54,875
‫منم دوستش داشتم

224
00:19:55,625 --> 00:19:57,083
‫پس چرا دروغ گفتی؟

225
00:19:57,166 --> 00:19:58,291
‫نمی‌دونم

226
00:19:59,458 --> 00:20:00,500
نمی‌دونم

227
00:20:01,875 --> 00:20:04,750
‫گمونم می‌ترسیدم که حق با پدرم باشه

228
00:20:08,125 --> 00:20:11,083
‫همیشه می‌گفت من برات اونقدر خوب نیستم

229
00:20:11,583 --> 00:20:13,666
‫که من در حد و اندازۀ تو نیستم

230
00:20:14,416 --> 00:20:15,416
‫حق با اون بود

231
00:20:16,791 --> 00:20:21,208
‫کی دلش می‌خواد با مردی باشه
‫که صد کیلومتر از خونه دور میشه

232
00:20:21,291 --> 00:20:23,666
‫فقط واسه اینکه بره توی یه کلوپ خوش‌ گذرونی
‫کنه و مثل دیوونه‌ها مشروب بخوره،

233
00:20:23,750 --> 00:20:26,416
‫و بزنه به سرش و با
‫هر کسی که ببینه دعوا کنه؟

234
00:20:28,500 --> 00:20:30,916
‫می‌ترسیدم که اون وجه‌ام رو نشونت بدم

235
00:20:32,625 --> 00:20:33,791
‫اون حیوون رو

236
00:20:36,416 --> 00:20:37,916
‫می‌ترسیدم ترکم کنی

237
00:20:47,458 --> 00:20:48,875
‫- اونا اینجان؟
‫- آره

238
00:20:49,666 --> 00:20:50,750
‫ارواح؟

239
00:20:52,208 --> 00:20:53,500
‫خنده دار نیست، دنور

240
00:20:53,583 --> 00:20:55,750
‫- نه، نه، نه... شوخی نمی‌کردم
‫- نه

241
00:20:56,250 --> 00:20:58,041
‫- می‌دونی چی عصبانیم می‌کنه؟
‫- چی؟

242
00:20:58,125 --> 00:21:00,333
‫اون آرتوروی عوضی.
‫موی دماغـه.

243
00:21:00,416 --> 00:21:03,583
‫خیلی آزاردهنده‌ست که
‫تونسته وارد توهماتت هم بشه

244
00:21:03,666 --> 00:21:04,892
‫می‌دونم اونا واقعی هستن

245
00:21:04,916 --> 00:21:08,875
‫چون این، اضطراب پس از
‫سانحه‌ست، تنش حین سرقت...

246
00:21:08,958 --> 00:21:10,958
‫یه اختلال روانی. می‌دونم.

247
00:21:12,041 --> 00:21:16,000
‫ولی این قضیه‌ی رویا دیدن...
‫فقط چیزای خوب رو تصور کن.

248
00:21:16,083 --> 00:21:19,208
‫- می‌خوای چی تصور کنم؟
‫- چیزی که لبخند به لبت بیاره

249
00:21:19,791 --> 00:21:22,151
‫هرچیزی که باعث نشه
‫بخوای اسلحه‌تو خالی کنی، خب؟

250
00:21:22,208 --> 00:21:24,208
‫چون چیزی نمونده بود منو بکشی

251
00:21:26,416 --> 00:21:28,416
‫می‌دونی می‌خوام چی رو تصور کنم؟

252
00:21:28,500 --> 00:21:29,541
‫چی؟

253
00:21:30,500 --> 00:21:31,333
‫تو رو

254
00:21:31,416 --> 00:21:33,541
‫توی یکی از اون کلوپ‌ها،
‫درحال رقصیدن مثل روانی‌ها

255
00:21:33,625 --> 00:21:36,625
‫مطمئن نیستم دلت همچین چیزی بخواد، باور کن

256
00:21:36,708 --> 00:21:37,708
‫جدی؟

257
00:21:38,333 --> 00:21:39,333
‫و تو؟

258
00:21:39,416 --> 00:21:40,791
‫- چی؟
‫- رقصیدن

259
00:21:40,875 --> 00:21:41,916
‫- اینجا؟
‫- آره

260
00:21:42,000 --> 00:21:44,083
‫- نه
‫- آره، برام برقص

261
00:21:44,166 --> 00:21:45,500
‫- نه، نمی‌تونم
‫- چرا نه؟

262
00:21:45,583 --> 00:21:48,708
‫منو ببین، سر تا پام با
‫این لباس قرمز کثیف شده. نه.

263
00:21:48,791 --> 00:21:49,958
‫من می‌تونم درستش کنم

264
00:21:50,041 --> 00:21:51,375
‫عاشقش میشی

265
00:22:02,750 --> 00:22:04,291
‫سرهنگ، سوارز صحبت می‌کنه

266
00:22:04,375 --> 00:22:06,208
‫داریم به تصفیه‌خونه فاضلاب نزدیک میشیم

267
00:22:08,541 --> 00:22:10,601
‫زود باشید افراد، بریم.
‫حواس‌تون رو جمع کنید، یالا!

268
00:22:20,583 --> 00:22:22,875
‫سرهنگ، داریم وارد طبقۀ زیرزمین میشیم

269
00:22:36,000 --> 00:22:37,208
‫پلیس!

270
00:22:37,291 --> 00:22:39,000
‫بی‌حرکت! دست‌ها بالا!

271
00:22:47,416 --> 00:22:48,875
‫سرهنگ، اینجا همه چی مرتبـه

272
00:22:52,083 --> 00:22:53,375
‫برید سراغ بعدی

273
00:22:54,625 --> 00:22:57,833
‫سد هیدرولیک. تکرار می‌کنم، سد هیدرولیک

274
00:23:01,875 --> 00:23:02,875
‫خب؟

275
00:23:14,791 --> 00:23:15,791
‫وای خدا

276
00:23:23,000 --> 00:23:28,000
♪ Why So Serious by Alice Merton ♪

277
00:24:39,500 --> 00:24:42,250
دارم میرم ورودی اصلی
بمب‌های آخری رو خنثی کنم

278
00:24:42,333 --> 00:24:44,041
.دریافت شد، آرتچه
من رو در جریان بذار

279
00:25:00,166 --> 00:25:02,500
واحد 2 به سد هیدرولیک نزدیک میشه

280
00:25:04,166 --> 00:25:06,416
زود باشید. راه بیفتید

281
00:25:09,375 --> 00:25:11,083
وارد سد شدیم، قربان

282
00:25:14,000 --> 00:25:15,125
حواستون به گوشه‌ها باشه

283
00:25:15,208 --> 00:25:16,916
دریافت شد -
دریافت شد -

284
00:25:21,166 --> 00:25:22,166
حالا

285
00:25:22,875 --> 00:25:25,708
!پلیس! تکون نخورید
!بخوابید رو زمین! بخوابید رو زمین

286
00:25:25,791 --> 00:25:27,000
دستاتون رو جایی بذارید که بتونم ببینم

287
00:25:27,083 --> 00:25:28,125
!دستا بالا

288
00:25:28,208 --> 00:25:30,250
مظنونین رو محاصره کردیم

289
00:25:30,333 --> 00:25:32,250
چی شده؟ -
!پشت سرت -

290
00:25:32,333 --> 00:25:33,500
!تکون نخور! بخواب روی زمین

291
00:25:35,791 --> 00:25:36,791
اون‌ها نیستن، سرهنگ

292
00:25:36,875 --> 00:25:37,875
!لعنتی

293
00:25:44,625 --> 00:25:45,875
بریم بعدی

294
00:25:48,000 --> 00:25:50,833
[ مخزن آب سانتا خوستا]

295
00:26:11,583 --> 00:26:15,166
نوش! به سلامتی 90 تن. آره جیگر -
به سلامتی 90 تن -

296
00:26:19,958 --> 00:26:20,958
...دوستان

297
00:26:22,666 --> 00:26:23,916
اسم یه شهر بگید

298
00:26:27,125 --> 00:26:28,291
چی؟ الان؟

299
00:26:28,875 --> 00:26:29,875
...زود باش، رفیق

300
00:26:30,500 --> 00:26:32,625
تصور کنید اگه اوضاع خراب بشه
و دستگیرمون کنن

301
00:26:33,458 --> 00:26:37,458
تو تلویزیون چی میگن؟
،پالرمو، ریو

302
00:26:38,125 --> 00:26:39,708
...مانیل، بوگوتا

303
00:26:39,791 --> 00:26:41,083
و ماتیاس کانیو رو دستگیر کردن

304
00:26:41,166 --> 00:26:42,500
مگه من کارآموزم؟

305
00:26:45,125 --> 00:26:46,875
باشه، بهتر نیست خودت بگی
چی مد نظر داری؟

306
00:26:47,666 --> 00:26:48,666
پامپلونا؟

307
00:26:52,666 --> 00:26:53,791
آره، زدی تو هدف

308
00:26:53,875 --> 00:26:56,500
شهر اسپانیا. اصلا انتظارش نمیره

309
00:26:56,583 --> 00:26:59,791
پامپلونا چه عیب و ایرادی داره؟

310
00:26:59,875 --> 00:27:01,875
.یه اسم واقعی جور کن
یه چیزی که افسانه‌ای باشه

311
00:27:01,958 --> 00:27:04,250
...یه چیزی که جلوهٔ خوبی داشته باشه مثلِ

312
00:27:04,333 --> 00:27:05,208
ریو

313
00:27:05,291 --> 00:27:06,375
اوهوم

314
00:27:06,458 --> 00:27:10,458
.عزیزم، مثل مانیل
...مانیل خارجیـه، جذابه، فریبنده‌ست

315
00:27:10,541 --> 00:27:12,000
سیدنی -
پالرمو -

316
00:27:12,083 --> 00:27:13,434
پالرمو -
...اسمشو گرفتن -

317
00:27:13,458 --> 00:27:15,250
مراکش -
چربونیر -

318
00:27:15,333 --> 00:27:17,291
تو رو خدا. یعنی هیچ‌کدومتون پامپلونا نرفتید؟

319
00:27:17,875 --> 00:27:21,916
ها؟ وحشیانه‌ترین و خفن‌ترین فستیوال دنیا
اونجا برگزار میشه، فستیوال سن‌فرمین

320
00:27:22,833 --> 00:27:24,833
حتی از ژاپن میان تا با گاوها فرار کنن

321
00:27:24,916 --> 00:27:26,583
تازه همینگوی درباره‌اش رمان نوشته

322
00:27:26,666 --> 00:27:28,541
حتی تو آمریکا درسش رو دارن

323
00:27:28,625 --> 00:27:31,125
می‌دونی تو اسپانیا چی میگن؟
ها؟ به رمانش چی میگن؟

324
00:27:31,208 --> 00:27:32,041
جشن

325
00:27:32,125 --> 00:27:33,833
!میگن جشن

326
00:27:33,916 --> 00:27:36,666
هوس جشن و مهمونی کردین؟
!پس برین سن‌فرمین

327
00:27:36,750 --> 00:27:39,541
باشه بابا. پامپلونا خوبه

328
00:27:39,625 --> 00:27:40,791
!به سلامتی پامپلونا

329
00:27:40,875 --> 00:27:42,750
.به سلامتی پامپلونا، نوش -
!نوش -

330
00:27:42,833 --> 00:27:45,250
پامپلونا خوبه -
درسته -

331
00:27:45,333 --> 00:27:46,833
خوبه

332
00:28:49,166 --> 00:28:52,416
نگران نباش، باشه؟
تاتیانا رفت بالا تو اتاقش

333
00:28:54,125 --> 00:28:55,250
شب بخیر

334
00:28:55,958 --> 00:28:57,041
یه کوکتل نگرونی لطفا

335
00:28:59,458 --> 00:29:01,125
می‌دونی لطافت و زیبایی چیه؟

336
00:29:03,416 --> 00:29:04,583
نگاهش کن

337
00:29:05,166 --> 00:29:08,333
وقتی یه مردی با همچین شکل و شمایلی می‌بینی
،که شیک و پیک کرده و همه‌چی تمومه

338
00:29:08,416 --> 00:29:10,416
پیش خودت فکر می‌کنی
الان میرم با زنش می‌خوابم

339
00:29:11,000 --> 00:29:12,458
بدون این‌که حتی زنش رو دیده باشی

340
00:29:12,541 --> 00:29:16,958
چون صد در صد مطمئن شدی
که زنش باید فوق العاده باشه

341
00:29:18,333 --> 00:29:21,041
واسه همین تصمیم گرفتی با زن من بخوابی

342
00:29:24,250 --> 00:29:28,041
قاعدتا، تو باید آدمی باشی
که زن‌ها رو از راه به‌در می‌کنه

343
00:29:28,125 --> 00:29:31,750
بعید می‌دونم بابات از طرف تو
بیاد زن‌ها رو گول بزنه

344
00:29:38,916 --> 00:29:40,250
دست خودم نبود

345
00:29:42,375 --> 00:29:44,666
...کاش می‌تونستم که

346
00:29:44,750 --> 00:29:46,708
...همه این جریان رو خودم بهت بگم، اما

347
00:29:48,125 --> 00:29:50,583
.دست خودم نبود، بابا
و معذرت می‌خوام

348
00:29:50,666 --> 00:29:52,583
...دست خودم نبود

349
00:29:59,791 --> 00:30:00,791
چند وقتـه؟

350
00:30:02,125 --> 00:30:03,583
...دو هفته میشه. آم

351
00:30:05,416 --> 00:30:06,416
سه هفته

352
00:30:07,708 --> 00:30:08,791
سه هفته

353
00:30:08,875 --> 00:30:12,708
پس رابطهٔ ما چندان قوی و محکم نبود

354
00:30:12,791 --> 00:30:17,125
که در برابر هوا و هوس یه عشق موقت تاب بیاره

355
00:30:18,041 --> 00:30:19,041
موقت؟

356
00:30:19,500 --> 00:30:20,541
جدی میگی، بابا؟

357
00:30:21,041 --> 00:30:22,458
موقت؟

358
00:30:24,875 --> 00:30:27,375
.شاید تاتیانا عاشقم باشه
بهش فکر کردی؟

359
00:30:27,458 --> 00:30:29,666
اینو در نظر نگرفتی، نه؟

360
00:30:29,750 --> 00:30:31,833
چون من با تمام وجودم دوستش دارم، بابا

361
00:30:33,250 --> 00:30:34,083
از ته‌دلم

362
00:30:34,166 --> 00:30:37,291
،و واسم مهم نیست بقیه چی فکر می‌کنن
این داستان عشق حقیقیـه

363
00:30:38,875 --> 00:30:40,083
حتمی بود

364
00:30:46,375 --> 00:30:48,125
نگاهش کن

365
00:30:48,750 --> 00:30:53,166
اولین باریه که راستش احساس می‌کنم
ممکنه از پس کاری بر اومده باشی

366
00:30:53,750 --> 00:30:56,791
و منم اگه عاشق زن بابام می‌شدم

367
00:30:56,875 --> 00:30:58,208
میرفتم دنبالش

368
00:30:58,291 --> 00:31:00,375
ثانیه‌ای تردید نمی‌کردم

369
00:31:01,166 --> 00:31:04,708
حد و حدود مقدس خانواده‌مون
،رو زیر پا می‌ذاشتم

370
00:31:05,625 --> 00:31:06,916
،احترامی که بین‌مون هست

371
00:31:07,416 --> 00:31:09,000
فقط واسه این‌که عشقم رو راضی کنم

372
00:31:14,583 --> 00:31:16,125
...از این زاویه، من

373
00:31:17,583 --> 00:31:18,708
خیلی بهت افتخار می‌کنم

374
00:31:24,416 --> 00:31:25,708
ببین کی اومده

375
00:31:27,625 --> 00:31:29,416
باید اعتراف کنم، با اون خوشبخت‌تری

376
00:31:29,500 --> 00:31:31,875
،جوونـه، جذابه

377
00:31:31,958 --> 00:31:33,666
،باهوشه

378
00:31:34,458 --> 00:31:36,958
،جاه‌طلبـه، و مثل باباش شرف نداره

379
00:31:37,041 --> 00:31:38,750
و ظاهرا سالمه و مریض نیست

380
00:31:38,833 --> 00:31:42,416
البته، جنبه منفیش رو نگاه کنی
،رابطه‌تون یک‌سال طول بکشه، شاید دو سال

381
00:31:42,500 --> 00:31:46,583
و این‌که حقوقِ بیوه شدن
و یه ارث بزرگ رو از دست میدی

382
00:31:57,083 --> 00:31:58,833
رابطه خوبی داشتیم

383
00:32:03,625 --> 00:32:05,125
بهترین‌ها رو واست آرزو دارم

384
00:32:24,583 --> 00:32:25,791
برو به سلامت

385
00:34:18,708 --> 00:34:21,708
این، اولین و آخرین باری بود
که برلین رفت زندان

386
00:34:22,291 --> 00:34:24,000
به جرم خرابکاری دستگیر شد

387
00:34:26,041 --> 00:34:28,708
و همه این‌ها به‌خاطر شکسته شدن قلبـش بود

388
00:34:29,750 --> 00:34:31,083
گذاشت دستگیرش کنن

389
00:34:31,958 --> 00:34:34,041
از همه مهم‌تر، اثر انگشتش رو

390
00:34:34,125 --> 00:34:35,875
با اثر انگشتی که توی سرقت دیگه
پیدا کردن مطابقت دادن

391
00:34:35,958 --> 00:34:37,958
واسه همین چند ماه بیشتر به حکمش اضافه شد

392
00:34:39,416 --> 00:34:41,583
اما زندان ذره‌ای واسش اهمیت نداشت

393
00:34:42,416 --> 00:34:44,708
نه وقتی قلبش خرد شده بود

394
00:34:50,250 --> 00:34:51,916
مخزن آب سانتا خوستا

395
00:34:52,000 --> 00:34:55,333
تکرار می‌کنم، مقصد بعدی
مخزن آب سانتا خوستاست

396
00:34:55,416 --> 00:34:58,375
.از واحد برنز به تامایو
داریم به سمت خروجی میریم

397
00:35:13,458 --> 00:35:14,791
سرهنگ، سوارز هستم

398
00:35:14,875 --> 00:35:17,083
داریم به سمت مخزن آب میریم

399
00:35:29,958 --> 00:35:33,208
.بزن بریم. زود باشید
!باید اینجا باشن! گرفتیمشون

400
00:35:45,333 --> 00:35:46,833
!پلیس

401
00:35:47,416 --> 00:35:48,666
!دارن میان

402
00:35:54,000 --> 00:35:55,541
!زود باشید! مسلح بشید

403
00:35:57,500 --> 00:35:58,500
!دارن میان

404
00:36:00,250 --> 00:36:01,541
!عجله کنید

405
00:36:25,958 --> 00:36:27,791
زود باشید، بجنبید

406
00:36:27,875 --> 00:36:30,375
زود باشید. محض رضای خدا اسلحه بردارید

407
00:36:34,500 --> 00:36:38,000
.پروفسور، پناه بگیر
اسلحه بردار. اسلحه بردار

408
00:36:38,083 --> 00:36:39,083
!بگیر

409
00:36:40,666 --> 00:36:42,791
!پروفسور! چِت شده؟ بلند شو

410
00:36:42,875 --> 00:36:44,458
!دارن میان! اسلحه رو بگیر

411
00:36:44,541 --> 00:36:47,458
!بگیر، پروفسور -
نه. نه، نه. اسلحه رو بنداز -

412
00:36:47,541 --> 00:36:48,916
!سلاح‌هاتون رو بندازید

413
00:36:49,000 --> 00:36:50,833
.چهار تا ماشین بیشتر نیست
می‌تونیم مقابله کنیم

414
00:36:50,916 --> 00:36:53,375
نه. الان چهار تا ماشینـه

415
00:36:54,791 --> 00:36:57,875
،بعدش میشه ده تا، بعد پنجاه تا
بعد ارتش رو میارن. متوجه نیستی؟

416
00:36:57,958 --> 00:37:00,958
.فهمیدن اینجاییم
کاری از دستمون برنمیاد، بنجامین

417
00:37:01,041 --> 00:37:03,458
می‌دونن اینجاییم. نمی‌تونیم کاری کنیم

418
00:37:04,125 --> 00:37:06,625
بنجامین، کاری نمی‌تونیم کنیم! می‌شنوی؟
سلاح‌هاتون رو بندازید

419
00:37:09,041 --> 00:37:11,101
!نشنیدید؟ سلاح‌هاتون رو بندازید

420
00:37:11,125 --> 00:37:12,500
!بیاید! بریم از خودمون دفاع کنیم

421
00:37:13,375 --> 00:37:16,208
نه! خواهش می‌کنم، مارسی، این‌کار رو نکن -
از سر راه برو کنار -

422
00:37:16,291 --> 00:37:17,416
گفتم از سر راه برو کنار

423
00:37:17,500 --> 00:37:20,208
وقتی لیسبون رو دستگیر کردن من تسلیم نشدم

424
00:37:20,291 --> 00:37:23,458
وقتی کلِ ارتش اسپانیا اومدن تو بانک
،من تسلیم نشدم

425
00:37:23,541 --> 00:37:25,833
یا وقتی اون حرومزاده گاندیا
!نایروبی رو کشت تسلیم نشدم

426
00:37:25,916 --> 00:37:27,541
باید الان تسلیم بشی -
نه -

427
00:37:27,625 --> 00:37:28,665
!این یه دستوره

428
00:37:28,708 --> 00:37:30,541
!سرجیو، اون‌ها توکیو رو کشتن

429
00:37:33,416 --> 00:37:34,541
مارسی، گوش کن

430
00:37:34,625 --> 00:37:36,583
گوش کن. گوش کن

431
00:37:38,125 --> 00:37:40,958
اجازه نمی‌دم کشت و کشتار بشه -
نه -

432
00:37:41,041 --> 00:37:43,641
اجازه نمی‌دم آدم‌ها بی‌گناه به‌خاطر چیزی
که همین الان از دست رفته، جونشون رو از دست بدن

433
00:37:43,708 --> 00:37:44,708
!نه

434
00:37:46,083 --> 00:37:47,250
از دست رفته

435
00:37:48,875 --> 00:37:50,125
از دست رفته

436
00:39:44,166 --> 00:39:45,791
تازه از زندان آزاد شدم

437
00:39:48,333 --> 00:39:51,125
،منو سوار کردی و آوردی اینجا

438
00:39:51,708 --> 00:39:55,833
و ۱۵۷ کیلومتر مونده بود به مقصد
لام تا کام حرف نزدی

439
00:39:58,208 --> 00:40:00,291
واقعا چیزی نمی‌خوای بدونی؟

440
00:40:01,541 --> 00:40:04,125
شاید تو حموم زندان بهم تجاوز کرده باشن

441
00:40:05,125 --> 00:40:09,083
یا شاید اسم مامانتو روی عضله‌هام تتو کردم

442
00:40:09,166 --> 00:40:10,541
گذاشتی دستگیرت کنن

443
00:40:11,125 --> 00:40:13,333
،نصف اروپا 27 بار دزدی کردی

444
00:40:13,916 --> 00:40:16,541
اما اون روز تصمیم گرفتی
بارِ مرکز شهر مادرید رو داغون کنی

445
00:40:16,625 --> 00:40:18,541
و گذاشتی دستگیرت کنن؟

446
00:40:18,625 --> 00:40:21,708
.کوکتل نگرونی‌شون افتضاح بود
نتونستم کار زشتشون رو تحمل کنم

447
00:40:24,500 --> 00:40:26,583
من پسرم رو از دست دادم و قلبم شکست

448
00:40:28,708 --> 00:40:31,541
این‌که زنم بهم خیانت کنه رو درک می‌کنم

449
00:40:34,458 --> 00:40:36,708
یا حتی شریکم یا حتی پسرم

450
00:40:37,708 --> 00:40:38,958
،اما از دستش دادم

451
00:40:40,250 --> 00:40:42,958
اونم درست وقتی تصمیم گرفتم

452
00:40:44,125 --> 00:40:46,500
تا وجودش رو برای اولین بار قبول کنم

453
00:40:49,208 --> 00:40:52,750
مثل این می‌مونه از شکست خودت یه مشت بخوری

454
00:40:52,833 --> 00:40:55,916
مطمئنا یه مشکلی تو زندگیت هست

455
00:40:56,416 --> 00:40:58,291
و مشکلت همینـه

456
00:40:58,375 --> 00:40:59,833
...شکستت

457
00:41:04,083 --> 00:41:05,750
مردیـه که تعریف می‌کنی

458
00:41:06,958 --> 00:41:09,541
عده‌ای مثل ترسوها قایم می‌کنن

459
00:41:10,375 --> 00:41:11,666
عده‌ای باهاش روبرو میشن

460
00:41:12,333 --> 00:41:14,125
،عده‌ای علیه‌اش شورش می‌کنن

461
00:41:15,750 --> 00:41:17,291
اما بدون شان و وقار

462
00:41:18,041 --> 00:41:19,041
و عده‌ای دیگه

463
00:41:20,583 --> 00:41:22,791
کاری نمی‌تونن کنن جز این‌که
همه‌چی رو نابود کنن

464
00:41:23,500 --> 00:41:25,583
تا یه زندگی دیگه رو شروع کنن

465
00:41:30,083 --> 00:41:31,083
...به جونـت قسم

466
00:41:33,666 --> 00:41:34,833
،من خیلی وقت ندارم

467
00:41:34,916 --> 00:41:39,000
،ولی از هر ثانیهٔ زندگیم استفاده می‌کنم
هر ثانیه‌اش تا وقتی چشم‌هام رو ببندم

468
00:41:42,791 --> 00:41:45,708
...واسه همین می‌خوام کمکت کنم

469
00:41:47,000 --> 00:41:49,708
تا سرقت جانانه‌ای رو انجام بدی

470
00:41:54,541 --> 00:42:00,041
قبل مرگم، من و تو قراره
از ضرابخانه سلطنتی دزدی کنیم

471
00:42:12,416 --> 00:42:15,958
!خدایا! خدایا

472
00:42:16,625 --> 00:42:18,625
!خدایا

473
00:42:19,333 --> 00:42:23,083
!خدایا

474
00:42:23,166 --> 00:42:25,666
!داداش کوچولو

475
00:42:26,375 --> 00:42:28,750
!خدایا

476
00:42:47,625 --> 00:42:49,125
چقدر حکم می‌گیریم؟

477
00:42:49,208 --> 00:42:52,000
هزار سال

478
00:43:06,833 --> 00:43:09,458
چند دقیقه‌ست تو ماشینیم؟ -
یه ربع، بیست دقیقه -

479
00:43:11,375 --> 00:43:14,041
باید تا الان می‌بردنمون بازداشتگاه

480
00:43:15,083 --> 00:43:16,125
دقیقا

481
00:43:17,625 --> 00:43:19,083
حتما منتظر پزشک قانونی‌ان

482
00:43:21,500 --> 00:43:23,208
صدای آژيرها رو می‌شنوم

483
00:43:25,125 --> 00:43:27,750
،صدای بی‌سیم‌ها رو می‌شنوم
اما صدای ماشین دیگه‌ای رو نمی‌شنوم

484
00:43:30,250 --> 00:43:32,125
چرا صدای هیچ ماشین دیگه‌ای رو نمی‌شنویم؟

485
00:43:38,500 --> 00:43:41,083
چرا پلیس اون‌طرف منتظر نباشه؟

486
00:43:41,166 --> 00:43:43,750
سوال محشری پرسیدی، سرجیو -
سوال خوبی بود -

487
00:43:43,833 --> 00:43:45,750
و جوابش رو هم داریم

488
00:43:46,666 --> 00:43:50,958
معلومه طلاها رو از تنها راهی
...که می‌تونیم خارج می‌کنیم، ولی

489
00:43:52,458 --> 00:43:54,625
نه از مسیری که پلیس انتظارش رو داره

490
00:43:55,416 --> 00:43:57,083
مخزن فاضلابـه

491
00:43:57,166 --> 00:43:59,791
!سوارز، تعلل نکن
!برو! همون‌جان

492
00:43:59,875 --> 00:44:01,333
!پلیس -
!گرفتیمشون -

493
00:44:05,500 --> 00:44:07,083
سرهنگ، اینجا خالیـه

494
00:44:07,166 --> 00:44:08,625
لعنتی! منطقی نیست

495
00:44:08,708 --> 00:44:11,208
منطقی‌ترین تصمیم اینه‌که

496
00:44:11,291 --> 00:44:14,083
از شیبِ ملایم رودخونه بهره ببریم
،و طلاها رو از این مسیر خارج کنیم، ولی

497
00:44:14,166 --> 00:44:16,208
مثل آب خوردن میشه

498
00:44:16,791 --> 00:44:20,333
!آخرین مسیر منتهی مجراهاست. نمی‌فهمم

499
00:44:20,416 --> 00:44:21,666
چطور ممکنه؟

500
00:44:21,750 --> 00:44:25,583
بعدش، از پمپ پنج هزار کیلو واتی‌مون
استفاده می‌کنیم

501
00:44:25,666 --> 00:44:28,291
تا طلاها تقریبا 18 کیلومتر

502
00:44:28,375 --> 00:44:30,541
بالای رودخونه بیاریم

503
00:44:30,625 --> 00:44:33,208
،مثل ماهی سالمون از رودخونه طلا می‌گیریم

504
00:44:33,291 --> 00:44:36,583
طلاها تا مخزن آب میان

505
00:44:36,666 --> 00:44:39,000
و این، دوست عزیزم، هیچ‌کس انتظارش رو نداره

506
00:44:39,083 --> 00:44:42,791
بیست و پنج کیلومتر لوله رو با فلزیاب گشتیم
و هیچی پیدا نکردیم

507
00:44:42,875 --> 00:44:44,875
،نه پلیس، نه سازمان اطلاعات

508
00:44:44,958 --> 00:44:47,541
نه انجمن تحقیقات ملی اسپانیا

509
00:44:47,625 --> 00:44:48,541
.هیچ‌کس

510
00:44:48,625 --> 00:44:51,125
نوزده تن طلا آب که نمیشه بره تو زمین

511
00:44:51,208 --> 00:44:53,541
!از این مسیر طلاها رو خارج نکردن، لعنتی
از این مسیر خارج نکردن

512
00:44:53,625 --> 00:44:55,125
پس طلاها کدوم گوریـه؟

513
00:44:55,208 --> 00:44:57,125
!امکان نداره از مسیر دیگه استفاده کردن

514
00:44:57,208 --> 00:44:59,833
!یکی بهم بگه طلاها کدوم گوریـه

515
00:45:02,000 --> 00:45:03,000
[ بانک اسپانیا ]

516
00:45:03,583 --> 00:45:05,083
[ مخزن آب لوس‌میگلس ]

517
00:45:07,458 --> 00:45:09,583
حتما شوخیت گرفته

518
00:45:15,916 --> 00:45:18,791
...ویکتوریا. ویکتوریا

519
00:45:18,875 --> 00:45:20,250
عزیزم

520
00:45:20,333 --> 00:45:21,625
!لعنتی

521
00:45:45,833 --> 00:45:47,666
ویکتوریا

522
00:45:54,083 --> 00:45:55,583
یه نفر طلاها رو دزدیده

523
00:46:18,583 --> 00:46:20,958
!جونمی‌جون! موفق شدیم

524
00:46:22,000 --> 00:46:35,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
