WEBVTT

00:15.208 --> 00:18.375
‫♪ برام مهم نیست که دوشنبه غمگینانه‎ست ♪

00:19.375 --> 00:22.083
‫♪ سه‌شنبه‌ها تیره و تارن ♪
‫♪ و چهار شنبه‌ها هم همینطور ♪

00:23.166 --> 00:29.541
‫♪ پنج شنبه، تو برام اهمیتی نداری ♪
‫♪ جمعه‌ست، من عاشقم ♪

00:31.083 --> 00:34.208
‫♪ دوشنبه میتونی از هم بپاشی ♪

00:34.833 --> 00:38.125
‫♪ سه‌شنبه، چهار شنبه، قلبم رو بشکون ♪

00:38.833 --> 00:41.458
‫♪ پنج شنبه حتی شروع نمیشه... ♪

00:43.958 --> 00:45.208
‫♪ جمعه‏ست، من عاشقم ♪

00:46.291 --> 00:49.166
‫♪ شنبه، صبر کن ♪

00:50.291 --> 00:53.666
‫♪ یکشنبه همیشه خیلی دیر میاد ♪

00:54.250 --> 00:57.541
‫♪ جمعه، هیچوقت تردید نمیکنه ♪

00:58.500 --> 01:02.375
‫♪ برام مهم نیست اگه دوشنبه تاریک باشه ♪

01:02.458 --> 01:07.708
‫♪ سه‌شنبه‌، چهار شنبه، سکته قلبی ♪
‫♪ اوه، پنج شنبه هیچوقت به عقب نگاه نمیکنه ♪

01:10.000 --> 01:12.625
‫♪ جمعه‏ست، من عاشقم ♪

01:29.458 --> 01:32.416
‫♪ دوشنبه، میتونی سرت رو نگه داری ♪

01:33.291 --> 01:34.666
‫♪ سه‌شنبه، چهار شنبه... ♪

01:34.750 --> 01:39.125
‫ صد ساعت زندانی شدم، گیر افتادم،
‫ چیزی نمونده بود کشته بشم

01:40.250 --> 01:44.833
‫ و یه دوست صمیمیم رو از دست دادم،
‫ انگار صد سال گذشته

01:44.916 --> 01:47.916
‫♪ شنبه، صبر کن... ♪

01:49.916 --> 01:51.416
‫ و همین بیرون رفتن...

01:51.916 --> 01:54.458
‫ انگار بزرگ‏ترین آزادی توی دنیا میمونه

01:55.750 --> 01:58.291
‫ مهم نیست که هزاران اسلحه
‫ سمتت نشونه گرفته شدن

01:59.375 --> 02:00.375
‫ غیر مسلح،

02:00.958 --> 02:01.958
‫ پابرهنه،

02:02.666 --> 02:05.833
‫ با نور خورشید روی صورتت،
‫ پیچیده‌شده در سکوت

02:07.083 --> 02:08.083
‫ احساس آزادی میکنی

02:08.166 --> 02:09.416
‫♪ به صدایی لبخند بزن ♪

02:09.500 --> 02:13.041
‫♪ به شفافی یه فریاد که پشت هم جریان داره ♪

02:13.125 --> 02:14.541
‫♪ همیشه یه لقمه بزرگ بگیر... ♪

02:14.625 --> 02:16.375
‫ داشتیم پیامی از امید میفرستادیم

02:18.041 --> 02:19.041
‫ اونجا بود،

02:20.333 --> 02:23.333
‫ لیسبون، باهامون از بانک خارج میشد

02:23.958 --> 02:28.041
‫ اونطوری که همه فکر میکردن
‫ تو دادگاه ملی یا تو زندان نبود

02:29.791 --> 02:31.458
‫سرهنگ تامایو!

02:32.458 --> 02:34.458
‫ما یه پرچم سفید داریم!

02:37.333 --> 02:41.375
‫ داشتیم بهشون نشون میدادیم
‫ که اگه ما قادر به این کار باشیم،

02:42.666 --> 02:44.500
‫پس هرکاری ازمون برمیاد

02:46.125 --> 02:49.708
‫ و مردم به معجزه‎‏ها باور پیدا کردن

03:24.250 --> 03:40.166
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:55.250 --> 03:58.166
‫یه دقیقه، سوارز!
‫تا یه دقیقه میخوام کل تیمت آماده بشه

03:58.250 --> 03:59.833
‫یه عملیات تر و تمیز میخوام!

03:59.916 --> 04:02.833
‫اولویت اون سه‏تا جنده‏هان.
‫بعد نگران گروگان‏ها باشین

04:02.916 --> 04:04.875
‫میخوام بیارین‏شون اینجا!
‫برام مهم نیست چطوری انجامش میدین!

04:04.958 --> 04:07.958
‫شنیدین که چی گفت. همگی واسه وارد شدن آماده بشین.
‫مطمئن بشین که...

04:08.041 --> 04:11.000
‫- نمیتونیم این کارو بکنیم، تامایو
‫- اون شاشیده تو صورتمون، آنجل

04:11.083 --> 04:13.583
‫باید از سر راه برشون‌ دارم،
‫مهم هم نیست به چه بهایی

04:13.666 --> 04:14.541
‫30 ثانیه، سوارز!

04:14.625 --> 04:18.166
‫دارن یه پرچم سفید تکون میدن.
‫از زمان جنگ‌های پونی پرچم سفید یعنی نماد صلح

04:18.250 --> 04:19.416
‫حتی نازی‏ها هم بهش احترام میذاشتن

04:20.000 --> 04:22.916
‫یعنی میخوایم جلوی کل دنیا
‫وانمود کنیم که ندیدیمش؟

04:23.000 --> 04:24.250
‫قربان، حاضر و آماده‏ایم

04:25.666 --> 04:29.166
‫- سرهنگ، دستورهاتون
‫- شنیدم بابا! دارم فکر میکنم

04:33.583 --> 04:36.291
‫- اگه واسه حرف زدن بریم، عین خنگ‏ها به نظر میایم
‫- نه

04:36.875 --> 04:38.541
‫ما باید به همه نشون بدیم که...

04:38.625 --> 04:41.125
‫توی این جنگ آدم خوب‌ها و بدها کیا هستن

04:41.208 --> 04:43.416
‫واسه اونا یه فرصته
‫ولی واسه ما هم همینطوره

04:44.208 --> 04:46.166
‫باید تصویر مُثبتی رو ارائه بدهیم

04:46.250 --> 04:50.000
‫بدون کراوات. بدون کُت. بدون جلیقه ضد گلوله.
‫و آستین‏هات رو هم بالا بزن

04:50.083 --> 04:51.583
‫ولی عین یه کونده میشم که

04:51.666 --> 04:55.458
‫خیلی کت و کلفت میشی، تامایو.
‫باید سرسخت باشی، باشه؟

04:55.541 --> 04:58.666
‫باهاشون اتمامِ حُجَت کن.
‫دو دقیقه دیگه وارد میشیم

04:59.166 --> 05:01.541
‫باید مطمئن بشیم که اونجا هول کنن

05:01.625 --> 05:03.083
‫باید بدونن که به فنا رفتن

05:03.708 --> 05:05.833
‫حشریم کردی، آنخلیتو

05:06.875 --> 05:10.458
‫یه تیم محافظتی بهم بده تا بتونم برم بیرون
‫و با اون سه‌نفر مذاکره کنم

05:17.833 --> 05:20.333
‫- برو سراغ‎شون
‫- موفق باشی

05:20.416 --> 05:21.416
‫فرماندار

05:22.666 --> 05:24.500
‫جریان ارتش چیه؟

05:25.541 --> 05:27.458
‫این دیگه یه درگیری داخلی نیست

05:28.750 --> 05:30.666
‫دو گردان، نیروهای ضربت...

05:31.583 --> 05:32.666
‫میخوان وارد بشن

05:32.750 --> 05:34.125
‫چه عجب

05:34.208 --> 05:35.875
‫نه، این خوب نیست

05:37.208 --> 05:39.166
‫پلیس ما رو به چشم گروگان میبینه

05:40.250 --> 05:42.500
‫ولی واسه ارتش، ما تلفات جانبی هستیم

05:47.416 --> 05:48.896
‫ دارن از محیط امنیتی خارج میشن

05:48.958 --> 05:51.041
‫دقیقا منظورت چیه؟

05:51.125 --> 05:54.166
‫یعنی اونا به هرکی که ماسک
‫به صورت داشته باشن، شلیک میکنن

05:57.458 --> 05:59.375
‫اولویت اونا کشتن اوناست،

05:59.875 --> 06:01.250
‫نه نجات ماها

06:11.500 --> 06:13.875
‫به نظر میاد سه الهه رحمت اومدن

06:13.958 --> 06:15.791
‫تا به سرقت لطافت ببخشن

06:16.291 --> 06:18.708
‫ما این بیرون بدون ماسک اومدیم
‫تا همه بتونن ببینن...

06:18.791 --> 06:20.875
‫که من تو دادگاه ملی نیستم

06:20.958 --> 06:23.833
‫و تو یه چادر واسه بازجویی
‫یا تو زندان نگه داشته نشدم

06:24.625 --> 06:27.291
‫- خیلی‏خب، چی میخوای؟
‫- گاندیا آسیب دیده

06:27.791 --> 06:29.333
‫باید اینو نشونت بدم

06:33.625 --> 06:36.666
‫دستت رو بالا ببر.
‫بذار ببینیم از دستوراتت پیروی میکنن یا نه

06:46.583 --> 06:47.583
‫پالرمو

06:48.000 --> 06:49.666
‫وقت نمایشه، مارمولک عزیزم

06:53.125 --> 06:55.625
‫یالا، یالا

06:57.583 --> 07:01.250
‫یه تیکه بین مهره‌های گردنی
‫نقطه سی3، 4 و 5 گیر کرده

07:01.333 --> 07:04.000
‫یه حرکت اشتباه کنه
‫اونوقت دستش تا ابد تکون خوردنی نیست

07:04.083 --> 07:07.291
‫یا شاید ریه‏هاش.
‫یه چیزی به اسم عصب میان‌بندی هستش

07:07.875 --> 07:10.041
‫هرچه سریع‏تر به جراح مغز و اعصاب نیاز داره

07:10.958 --> 07:13.375
‫شاید یه جراح ارتش.
‫یکی اینجا دارین

07:13.458 --> 07:17.333
‫یالا، منتظر چی هستیم؟
‫بیا فرار کنیم سمت چادر. همین الان!

07:18.208 --> 07:20.808
‫هیچکس بهمون شلیک نمیکنه.
‫نمیتونیم ریسک کنیم که برگردیم داخل بانک

07:20.875 --> 07:23.125
‫- معلومه که باید برگردیم
‫- ها؟

07:23.208 --> 07:24.958
‫بقیه گروگان‏ها روحشون هم خبر نداره

07:25.750 --> 07:27.333
‫خب، میفهمن دیگه

07:27.416 --> 07:29.666
‫اینجا هرکی به فکر خودشه، آقای فرماندار

07:29.750 --> 07:31.750
‫مجبوریم.
‫یه وظیفه اخلاقی به دوش داریم

07:33.875 --> 07:36.000
‫اومدی اینجا تا یه قهرمان باشی، غیر از اینه؟

07:37.166 --> 07:38.541
‫خب، حالا نوبت توئه

07:40.916 --> 07:44.208
‫اگه یه دکتر بفرستم داخل، باید سه تا چهار ساعت صبر کنم
‫تا ارتش رو بفرستم

07:44.291 --> 07:46.583
‫که میدونی این کاریه که حتما میکنم

07:46.666 --> 07:50.416
‫واسه همینم داری تنها کارتی که داری رو روی میکنی.
‫آسیب گاندیا

07:50.500 --> 07:53.500
‫میخوای اجازه بدی یکی که بهت وفادار بوده
‫فلج بشه؟

07:53.583 --> 07:55.625
‫هوم. بذار بیاد بیرون.
‫خودم بهش میرسم

07:55.708 --> 07:57.750
‫هیچی از این کار نصیبم نمیشه، تامایو

08:00.125 --> 08:01.250
‫بله نصیبت میشه

08:01.958 --> 08:03.625
‫بذار توضیح بدم

08:03.708 --> 08:06.250
‫اگه نذاری بیاد بیرون،
‫فوراً وارد بانک میشم

08:07.208 --> 08:09.000
‫ولی اگه بذاری بیاد بیرون،

08:09.083 --> 08:13.166
‫میتونم یه ساعت صبر کنم تا اون جزئیات
‫سیرک کوچیک‌تون رو برام تعریف میکنه

08:13.250 --> 08:14.250
‫تصمیمش با خودته

08:15.958 --> 08:18.750
‫یه دقیقه بهم وقت بده
‫تا با تیمم درموردش حرف بزنم

08:18.833 --> 08:19.833
‫ البته

08:19.875 --> 08:23.458
‫به نظر میاد من قبل از تو از اینجا میرم، ساندوکان
‫[شخصیت یک دزد دریایی در قرن 19 ام]

08:29.916 --> 08:31.916
‫چیکار میکنی، بوگوتا؟

08:32.625 --> 08:33.750
‫ در اون لحظه...

08:33.833 --> 08:36.916
‫باید گاندیا رو آزاد کنیم.
‫واقعا به اون یه ساعت نیاز داریم

08:37.000 --> 08:39.750
‫ لیسبون تنها کسی بود که
‫ متوجه یه جزء کوچیک شد

08:39.833 --> 08:40.666
‫لیسبون؟

08:40.750 --> 08:43.875
‫ چیزی که بطور کامل نحوه‌ی بازی کردنمون
‫ رو عوض میکرد

08:43.958 --> 08:45.625
‫اونا پروفسور رو ندارن

08:45.708 --> 08:47.416
‫- چی؟
‫- چی؟

08:48.625 --> 08:52.583
‫اون اومد اینجا تا باهامون اتمامِ حُجت کنه
‫ولی از بهترین حرکتش استفاده نکرد

08:52.666 --> 08:56.000
‫اگه بتونی طرف مقابل رو با یه حرکت کیش و مات کنی
‫و این کارو نکنی...

08:56.083 --> 08:58.416
‫بخاطر اینه که نمیدونی که میتونی

08:58.500 --> 08:59.500
‫دقیقا

09:00.083 --> 09:01.208
‫سیرا داره تنها کار میکنه

09:03.500 --> 09:05.333
‫کم کم داره از اون دیوونه خوشم میاد

09:06.416 --> 09:07.708
‫گاندیا رو آماده کنین

09:14.041 --> 09:16.750
‫یه دوتا مُشت نثار این کثافت میکنم

09:18.583 --> 09:19.791
‫بوگوتا، دست بردار!

09:21.041 --> 09:23.666
‫حتی با این تیکه‏های تو کمرم،
‫بازم میزنم دهنت رو سرویس میکنم

09:23.750 --> 09:25.291
‫محض رضای خدا، بوگوتا!

09:25.375 --> 09:27.416
‫داریم آزادش میکنیم.
‫نباید له و لَورده بشه

09:27.500 --> 09:29.500
‫آزادش نمیکنیم،
‫جسدش رو میدیم بره

09:29.583 --> 09:32.000
‫یالا، وزیر با یه مدال انتظارم رو میکِشه

09:32.083 --> 09:33.375
‫خفه شو، حرومزاده!

09:33.458 --> 09:35.583
‫هر دفعه‌ای که اونو بزنی،
‫انگار ما رو زدی

09:35.666 --> 09:37.750
‫بخاطر غرورت ما رو به فنا میدی

09:37.833 --> 09:39.250
‫ما همین الانشم به فنا رفتیم

09:40.541 --> 09:43.750
‫این هیچی رو عوض نمیکنه.
‫فقط وقارت‏مون برامون مونده

09:44.375 --> 09:45.791
‫تو میخوای انتقامت رو بگیری

09:46.291 --> 09:48.500
‫انتقام یه عمل خودخواهانه‏ست،
‫تو که اینو میدونی

09:48.583 --> 09:49.916
‫احترامه

09:51.291 --> 09:54.708
‫احترام واسه خودمونه.
‫احترام واسه کسیه که اون کُشته

09:54.791 --> 09:56.666
‫- همینه
‫- منم باهاش موافقم!

09:56.750 --> 09:58.500
‫زده به سر همه‏تون یا چی؟

09:58.583 --> 10:01.625
‫لیسبون بهمون گفت که داره آزادش میکنه.
‫رفته بیرون داره برامون وقت میخره

10:01.708 --> 10:04.083
‫من لیسبون رو نمیشناسم،
‫ولی نایروبی رو میشناختم

10:04.583 --> 10:07.416
‫اونا میخوان ما رو بکشن،
‫ولی قبلش ما شر اونو کم میکنیم

10:07.500 --> 10:09.708
‫اوه، حالا اونو میکُشی؟
‫حالا، ها؟

10:09.791 --> 10:12.458
‫حالا تو شدی همون عوضی‌ای
‫که عقب وایساده، داد میزنه "بکُشش"؟

10:12.541 --> 10:15.458
‫وقتی فرصتش رو داشتی، نتونستی.
‫تخمش رو نداشتی

10:15.541 --> 10:18.416
‫تخمش رو نداشتی.
‫همینطوری اونجا وایسادی، می‌لرزیدی

10:18.500 --> 10:19.833
‫چرت و پرت تف نده!

10:19.916 --> 10:22.416
‫حالا میخواین همدیگه رو هم بزنین؟

10:22.500 --> 10:24.500
‫باشه عوضی، حالا منو متهم میکنی؟

10:25.083 --> 10:28.083
‫اینجا تنها کسی که باید سرزنش بشه اونه.
‫اون ماشه رو کشید

10:28.666 --> 10:31.250
‫اون حرومزاده شلیک کرد
‫چون دلش میخواست

10:32.583 --> 10:34.750
‫پس بیخیال من شو

10:34.833 --> 10:37.708
‫میخوای با خودم به مرده‌شوی‌خونه گُل ببرم؟

10:38.500 --> 10:41.791
‫مطمئنم دوست کوچولوتون
‫هنوزم خوب و گرمه

10:42.458 --> 10:44.500
‫و هنوزم خیلی تنگه

10:44.583 --> 10:46.223
‫اگه استکهلم رو میکشت
‫چیکار میکردی؟

10:46.291 --> 10:49.000
‫تو فقط سر اینکه آرتورو سر به سرت گذاشت
‫بدجور کتکش زدی

10:49.916 --> 10:51.916
‫اون مادر جنده اونو کشت

10:52.000 --> 10:54.541
‫چیه، پس تو انجامش بدی اشکال نداره
‫ولی کس دیگه حق نداره؟

10:55.041 --> 10:56.958
‫هرکاری دلت میخواد بکن

11:00.250 --> 11:01.875
‫اینقدر برات مهمه؟

11:03.833 --> 11:04.833
‫رفیق،

11:06.291 --> 11:08.666
‫باید این کارو بکنم
‫وگرنه نمیتونم تو چشم‏هات نگاه کنم

11:10.750 --> 11:11.875
‫در اختیار خودته

11:26.875 --> 11:29.791
‫بیا قبل از اینکه دخترها برگردن
‫از زنگ تفریح لذت ببریم

11:31.291 --> 11:32.666
‫- بیا ببینیم چی میشه
‫- باشه

11:37.583 --> 11:38.916
‫ما گاندیا رو آزاد میکنیم

11:40.291 --> 11:42.458
‫قبل از این کار، باید از پروفسور سوال کنم

11:44.708 --> 11:47.041
‫برو هرچی نیاز داری بپرس

11:47.125 --> 11:48.750
‫چهار دقیقه وقت داری

11:49.416 --> 11:51.000
‫و میگی چیکار کنیم؟

11:51.500 --> 11:53.000
‫باید ترتیب یه فرار رو بدیم

11:53.791 --> 11:55.666
‫با 10، 15 یا 20 گروگان

11:55.750 --> 11:57.166
‫قبوله

12:01.916 --> 12:03.791
‫می‌بریمشون یه جای امن

12:11.833 --> 12:14.958
‫میدونی که اونجا چیزی به اسم
‫جای امن وجود نداره

12:15.041 --> 12:15.875
‫معلومه که هست

12:15.958 --> 12:17.416
‫یالا، یالا

12:17.916 --> 12:21.583
‫به عنوان مثال، هر کدوم از چهار خزانه‏ای که
‫که فقط با اثر انگشت‌های من باز میشن

12:21.666 --> 12:23.083
‫منو بزن

12:27.166 --> 12:28.541
‫گفتم منو بزن

12:32.166 --> 12:33.750
‫یالا، منو بزن!

12:39.625 --> 12:41.250
‫میدونی چرا میخوام بکُشمت؟

12:41.333 --> 12:43.416
‫چون کون خوشگل دوست دخترت
‫رو با دست گرفتم؟

12:43.500 --> 12:44.666
‫نه

12:44.750 --> 12:46.583
‫چون تو یه فاشیست هستی

12:49.458 --> 12:52.000
‫به محض اینکه واسه دفاع از کشورت
‫یه اسلحه بلند کنی،

12:52.083 --> 12:54.625
‫هر احمقی حاضره که
‫بهت بگه فاشیست

12:59.666 --> 13:00.666
‫ درها!

13:04.041 --> 13:05.708
‫چون بهش گفتی "سگ دورگه"

13:08.166 --> 13:09.291
‫"کولی"

13:11.333 --> 13:12.583
‫اوه، لعنتی!

13:13.166 --> 13:15.750
‫- درها رو ببندین! صف بگیرین!
‫- برگردین! یالا!

13:15.833 --> 13:17.666
‫- گفتم برین عقب!
‫- "خربزه فروش"!

13:18.375 --> 13:20.750
‫- بچسبین به دیوار! دست‏ها بالا!
‫- دیگه بسه!

13:20.833 --> 13:22.875
‫چون به پالرمو گفتی
‫"کوئیر یه چشم"

13:24.083 --> 13:25.083
‫فوراً!

13:26.500 --> 13:28.375
‫- دخالت نکن!
‫- بس کن!

13:28.458 --> 13:29.875
‫و "سوداکا"
‫[واژه توهین‌آمیز که به اهالی آمریکای جنوبی مقیم در اسپانیا گفته می‌شود]

13:29.958 --> 13:31.958
‫- چیکار میکنی؟
‫- تو نژاد پرستی!

13:32.041 --> 13:34.625
‫داریم سعی میکنیم یه معجزه ردیف کنیم
‫اونوقت شما دعوا میکنین؟

13:34.708 --> 13:35.791
‫تو جنسیت‌نگری!

13:35.875 --> 13:37.041
‫- جلوشون رو بگیر!
‫- نه!

13:37.125 --> 13:38.791
‫یه همجنس‌هراسی!

13:42.166 --> 13:44.000
‫و این واسه نایروبی‌ـه

13:44.458 --> 13:46.791
‫بوگوتا، بوگوتا، هی

13:47.583 --> 13:48.583
‫بوگوتا

13:49.041 --> 13:50.166
‫اون نایروبی رو کشت

13:50.250 --> 13:51.833
‫پروفسور پیش پلیس نیست

13:56.791 --> 13:58.250
‫نایروبی اگه زنده بود
‫اینو نمیخواست

13:59.625 --> 14:02.750
‫تامایو درمورد پروفسور نمیدونه.
‫کیش و مات نشدیم

14:02.833 --> 14:04.125
‫هنوزم شانس داریم

14:09.208 --> 14:10.500
‫- اون کُشتش
‫- ولش کن بره

14:12.000 --> 14:13.666
‫ولش کن

14:20.666 --> 14:22.666
‫من هنوزم حشریت میکنم، مگه نه؟

14:25.416 --> 14:26.500
‫توکیو...

14:29.041 --> 14:30.291
‫دلت براش تنگ شده

14:31.416 --> 14:32.416
‫بوم

14:42.666 --> 14:45.083
‫یالا، بچه‏ها.
‫بازی کردن تموم شد!

14:46.500 --> 14:48.833
‫- بخیه‏اش بزنین
‫- تیکه‌پاره‏ات میکنم، مادر جنده!

14:48.916 --> 14:51.708
‫دختره منو ناک‌اوت کرد، ساندوکان کیری!

14:51.791 --> 14:54.333
‫نه تو! نه تو!

14:54.416 --> 14:56.791
‫بخوابین روی زمین، تروریست‌های کوفتی!

15:06.333 --> 15:09.000
‫- بریم، یالا! عجله کنین!
‫- از اینجا ببرین‏شون بیرون!

15:13.583 --> 15:15.375
‫- دنور! حالت خوبه؟
‫- دنور!

15:20.500 --> 15:22.291
‫اون حرومزاده

15:24.541 --> 15:26.916
‫چیزی نیست، چیزی نیست،
‫طوری نیست

15:27.000 --> 15:28.000
‫آروم باش

15:30.875 --> 15:31.708
‫بذار زخمت رو ببینم

15:31.791 --> 15:33.541
‫نگران نباش

15:33.625 --> 15:34.750
‫طوری نیست

15:34.833 --> 15:36.916
‫جای خروج گلوله وجود داره،
‫کیت جراحی رو لازم دارم!

15:37.000 --> 15:37.833
‫- فوراً بیارش!
‫- باشه

15:37.916 --> 15:40.541
‫برو کیت رو بیار.
‫اسلحه‏ات، یالا!

15:41.125 --> 15:42.875
‫هلسینکی، مانیل، گروگان‏ها فرار کردن

15:42.958 --> 15:45.583
‫ به دنور و چندتا از خودشون شلیک کردن.
‫ مسلحن!

15:46.083 --> 15:47.083
‫دریافت شد

15:47.833 --> 15:48.833
‫یالا!

15:50.125 --> 15:52.708
‫ماتیاس، تو اینجا بمون
‫نذار کسی تکون بخوره

15:58.583 --> 15:59.583
‫بریم!

16:00.750 --> 16:01.916
‫بذار ببینم

16:07.666 --> 16:09.041
‫عوضی!

16:09.125 --> 16:10.750
‫صبر کن، دنور.
‫دنور

16:11.708 --> 16:13.958
‫به گاندیا برس، اون اولویت‌مونه!

16:14.041 --> 16:15.291
‫دنور!

16:16.750 --> 16:17.750
‫لعنتی!

16:17.791 --> 16:19.833
‫میخوام فوراً یه واحد پزشکی
‫بره جلوی در ورودی!

16:19.916 --> 16:23.500
‫رئیس حراست بانک اسپانیا داره میاد بیرون
‫و وضعیتش وخیمه

16:23.583 --> 16:24.416
‫بریم!

16:24.500 --> 16:26.416
‫بعدش، میخوام دست به کار بشی

16:26.500 --> 16:29.250
‫- مسئولیت مداخله با توئه
‫- اوهوم. با کدوم تیم؟

16:29.333 --> 16:32.000
‫یگان سوم نیروهای ویژه.
‫بیشترشون رو میشناسی. اونا بهترینن

16:32.083 --> 16:34.166
‫- کانیزو!
‫- در خدمت شمام، قربان!

16:34.250 --> 16:36.875
‫- افرادت رو واسه رقص آماده کن
‫- بله، قربان

16:38.000 --> 16:40.708
‫- از صداهای ضبط شده چیزی دستگیرت شد؟
‫- به نظر صدای شلیک میاد

16:40.791 --> 16:42.750
‫بهتون که گفتم با تیم خودم
‫وارد عمل میشم

16:43.541 --> 16:44.875
‫من اونا رو میخوام

16:44.958 --> 16:47.625
‫آدم‏هایی که خواستی
‫اصلا امکانش وجود نداره

16:50.375 --> 16:51.375
‫جناب سرهنگ،

16:52.041 --> 16:54.083
‫این قراره یه قتل‏عام باشه

16:54.166 --> 16:56.291
‫کسایی میخوام که وقتی مجبور بشن
‫ماشه رو بکِشن

16:56.375 --> 16:58.125
‫نپرسن که کی پشت ماسک هستش

16:59.625 --> 17:03.125
‫نیروهای ویژه سوال میپرسن
‫چون تو ذهن‏شون...

17:03.208 --> 17:05.791
‫مفهوم عمیق نجات گروگان‌ها نفهته شده

17:05.875 --> 17:10.375
‫آدمایی رو لازم دارم که وارد اونجا بشن و اونجا رو بدست بگیرن،
‫نه اینکه جون کسی رو نجات بدن

17:12.500 --> 17:14.916
‫منظورت چقدر تلفات غیرنظامی هستش؟

17:15.708 --> 17:18.375
‫خب، اگه جای شما بودم
‫رو بیشتر...

17:20.000 --> 17:21.458
‫از 30 درصد بازمانده حساب نمیکردم

17:23.958 --> 17:26.291
‫یا من با تیم خودم وارد عمل میشم
‫یا نمیرم

17:26.375 --> 17:27.375
‫تیم خودت؟

17:30.208 --> 17:31.375
‫متئو کانالخاس،

17:31.458 --> 17:33.541
‫به جرم رولت روسی بازی کردن...

17:33.625 --> 17:36.083
‫با اسلحه خدمتی خودش
‫تو یه بار در تفلیس دستگیر شده

17:36.166 --> 17:39.875
‫آرانتکسا آرتچ مبارزات میمون غیر قانونی
‫تو جبل طارق راه مینداخته

17:39.958 --> 17:41.041
‫محض رضای خدا

17:41.125 --> 17:44.125
‫سالوادور تورسیلا وانمود کرده که توسط
‫گروه بوکو حرام دزدیده شده

17:44.208 --> 17:47.666
‫بعد از اینکه 6 روز با دختر صدراعظم
‫تو مالی عشق و حال میکرده

17:47.750 --> 17:50.958
‫بازم بگم؟ چون تو به کارشناس بمب،
‫رامیرو وازکز اعتماد کردی

17:51.041 --> 17:52.708
‫که تو یه تیمارستان در موندراگون به سر میبره

17:52.791 --> 17:56.166
‫تمام جزئیات بهم گفته شده.
‫اگه میخواین اونا بیرونن

17:56.833 --> 17:59.583
‫وقتی پروفسور شروع به پول ریختن کرد
‫باهاشون تماس گرفتم

18:00.208 --> 18:01.375
‫برم بیارم‎‏شون،

18:02.583 --> 18:03.416
‫سرهنگ؟

18:09.916 --> 18:10.916
‫ساگاستا

18:13.041 --> 18:15.041
‫اینقدر سعی نکن منو عصبانی کنی

18:26.791 --> 18:28.000
‫برو سمت راست!

18:30.083 --> 18:32.666
‫پالرمو! نشون بده چقدر جرئت داری!

18:37.791 --> 18:38.791
‫لعنتی!

18:39.500 --> 18:40.500
‫حرومزاده!

18:42.125 --> 18:44.208
‫- به جلیقه‏هاشون شلیک کنین، برین!
‫- بجنبین!

18:51.916 --> 18:53.436
‫- بخوابین
‫- هلسینکی، دارن میان

18:53.500 --> 18:54.791
‫فوراً بخوابین روی زمین!

18:54.875 --> 18:56.333
‫شنیدی، چاقال؟

19:07.791 --> 19:08.791
‫منو پوشش بده!

19:13.666 --> 19:15.000
‫لیسبون!

19:21.125 --> 19:23.291
‫گیر افتادیم!
‫راه فرار نداریم!

19:27.875 --> 19:29.708
‫من نباید بمیرم!

19:33.750 --> 19:36.083
‫نمیتونیم خودمون رو به خزانه‏ها برسونیم،

19:36.166 --> 19:38.166
‫ولی میتونیم از جایگاه‌های بارگیری
‫ببریمشون بیرون

19:38.250 --> 19:40.500
‫- باشه، چطوری؟
‫- اون طرف در بعدیه

19:40.583 --> 19:43.041
‫شلیک پوششی بدین!
‫بریم!

19:52.750 --> 19:54.375
‫- مادر جنده!
‫- لعنتی!

19:56.916 --> 19:59.956
‫- دارن میرن سمت جایگاه‏های بارگیری
‫- توکیو، دنور، مانیل، برین دنبال‎شون!

20:00.000 --> 20:02.125
‫پالرمو، با من بیا.
‫ما از اون یکی در میریم

20:02.208 --> 20:03.541
‫هلسینکی، برو طبقه بالا

20:03.625 --> 20:07.416
‫هر گونه حرکت نیروهای مسلح رو گزارش بده،
‫سلاح، مهمات، افراد، هرچی بود

20:07.500 --> 20:09.708
‫- میخوام بدونم کِی میان
‫- بریم

20:13.375 --> 20:14.208
‫یالا

20:14.291 --> 20:16.583
‫ماتیاس، پنج‏تا از گروگان‌ها رو بردار!
‫بجنب!

20:17.208 --> 20:18.041
‫یالا!

20:18.125 --> 20:20.000
‫کتابخونه، فوراً!

20:20.083 --> 20:21.375
‫بریم!

20:21.458 --> 20:22.541
‫بازرس

20:23.458 --> 20:26.250
‫حق با ما بود.
‫تایید شد، یه تیراندازی بوده

20:49.500 --> 20:50.500
‫بیا

21:02.875 --> 21:03.708
‫لعنتی!

21:09.291 --> 21:10.541
‫بشینین، بشینین

21:10.625 --> 21:11.708
‫خیلی‏خب، بریم

21:11.791 --> 21:12.833
‫برین عقب!

21:14.291 --> 21:16.250
‫- به جلیقه‏هاشون شلیک کنین
‫- باشه

21:16.333 --> 21:17.208
‫برین داخل!

21:17.291 --> 21:18.333
‫یالا!

21:29.291 --> 21:30.125
‫لعنت

21:30.208 --> 21:31.541
‫بدجور به فنا رفتیم

21:31.625 --> 21:33.125
‫یالا بچه‏ها، همراه من

21:38.125 --> 21:41.500
‫- خروجی رو با فولاد...
‫- لعنتی

21:41.583 --> 21:42.750
‫و مواد منفجره مسدود کردن

21:45.958 --> 21:48.916
‫نه، اونا به فنا رفتن، آقای فرماندار

21:57.291 --> 21:59.500
‫به نظر میاد تمام مهماتشون افتاده دست ما

22:09.041 --> 22:10.791
‫ اسم من آلیسیا سیراست

22:10.875 --> 22:15.500
‫ من بازرس پلیس ملی‏ام.
‫ و حکم دستگیریم صادر شده

22:16.458 --> 22:20.041
‫ مجبور شدم این ویدئو رو ضبط کنم
‫ که یه وقت پلیس یا سی‌ان‌آی...

22:20.125 --> 22:23.541
‫ نتونن واقعیت وضعیت رو مخفی کنن
‫ یا تغییر و نادرست نشون بدن

22:26.166 --> 22:29.666
‫ اون قرار نیست حال منو بگیره،
‫ چون امروز روز جشن گرفتنه

22:30.333 --> 22:33.541
‫ ما اینجائیم. بذار ببینیم کی اینجا پیشمه

22:34.333 --> 22:35.583
‫ باورم نمیشه

22:35.666 --> 22:40.000
‫ الان، توی سوراخ پنهانی
‫ این حیوانِ کوچولو هستیم،

22:40.916 --> 22:41.916
‫ پرفسور معروف

22:43.500 --> 22:45.458
‫آقای مارکینا، به دوربین سلام کن

22:46.958 --> 22:47.958
‫آقای مارکینا؟

22:48.041 --> 22:50.541
‫- فکر نکنم لازم باشه
‫- هست

22:50.625 --> 22:53.791
‫باشه، بهمون بگو آقای پرفسور،
‫کی دستگیرت کرد؟

22:58.208 --> 22:59.458
‫- تو کردی
‫- تو، کی؟

22:59.541 --> 23:01.000
‫ازت میخوام نقشت رو اینجا ایفا کنی

23:01.583 --> 23:04.250
‫من توسط بازرس آلیسیا سیرا دستگیر شدم

23:05.416 --> 23:07.166
‫دقیقاً درسته

23:08.500 --> 23:10.166
‫ خدا رو شکر میکنم

23:10.250 --> 23:14.250
‫من، آلیسیا سیرا،
‫در 9:50 صبح، هشتم آپریل،

23:14.333 --> 23:17.333
‫مخزن آب متروکه‌ی پرفسور رو پیدا کردم

23:17.416 --> 23:19.666
‫در کیلومتر 21،
‫خیلی ساده از بزرگراه خارج شدم...

23:19.750 --> 23:20.916
‫میشه حقیقت رو بهت بگم؟

23:22.958 --> 23:24.541
‫دوست دارم حقیقت رو بهت بگم

23:26.666 --> 23:27.708
‫کاملاً

23:32.125 --> 23:36.833
‫به عنوان بخشی از برنامه‌مون برای پاریس،
‫یه نفر از پلیس رو به خدمت گرفتم

23:36.916 --> 23:39.875
‫و شخصی که اجیر کردیم
‫آقای بنیتو آنتونانزاس بود

23:39.958 --> 23:42.708
‫سرکار آنتونانزاس از طریق
‫یکی از پنجره‌های آپارتمانش

23:43.541 --> 23:45.666
‫پرید داخل استخر شنای ساختمونش،

23:45.750 --> 23:47.125
‫بهتر بگم، پنجره‌ی دستشویی

23:47.208 --> 23:51.125
‫آم.. و اون موقع بود که
‫شروع به کار کردن برای ما کرد

23:54.458 --> 23:55.500
‫در دفاع از اون،

23:55.583 --> 23:58.375
‫با تهدید زندگی خودش
‫و خانواده‌ش مجبورش کردیم

23:58.458 --> 24:02.250
‫محض رضای خدا خفه شو. جدی میگی؟
‫ناهار چی خوردی، طوطی؟

24:02.333 --> 24:03.750
‫چرا شروع کردی وراجی کردن؟

24:03.833 --> 24:06.791
‫سعی میکنم حقایق رو
‫ردیف کنم و حقیقت رو بگم

24:06.875 --> 24:08.541
‫حقیقت؟ چه حقیقتی؟

24:08.625 --> 24:11.333
‫حتی با برادر خودت هم صادق نبودی،
‫کثافت آشغال

24:11.416 --> 24:14.208
‫- چی کار میکنی؟
‫- واسه همینه که الان زمان خوبی برای...

24:14.958 --> 24:17.708
‫اُه، حرومزاده.
‫دهن وامونده رو بسته نگه دار!

24:17.791 --> 24:19.500
‫مارسی!

24:19.583 --> 24:23.000
‫گوش کن، کله کیریت رو می‌پاشم رو دیوار.
‫دهنت رو ببند

24:24.125 --> 24:27.291
‫هی، مارسی!
‫من اینجام، کُد قرمز!

24:28.833 --> 24:30.916
‫مارسی و بنجامین!

24:31.000 --> 24:32.416
‫مارسی، اینجا!

24:49.291 --> 24:50.583
‫آه، لعنت

24:54.250 --> 24:55.250
‫ایناهاش

24:57.458 --> 24:59.958
‫مارسی، پلیس‌ـه!

25:03.083 --> 25:06.708
‫مارسی، پلیس اینجاست!

25:08.500 --> 25:11.500
‫من پلیس نیستم، چهار چشمی

25:14.875 --> 25:16.750
‫مارسی...

25:16.833 --> 25:19.166
‫مارسی...

25:19.250 --> 25:21.541
‫مارس... مار...

25:34.958 --> 25:36.958
‫- باید ببندیش
‫- خوبم

25:45.791 --> 25:48.000
‫آماندا، میگل، تفنگ‌ها!
‫تفنگ‌ها رو بیارین!

25:48.791 --> 25:50.083
‫بیا دیگه، شما می‌تونید

25:50.666 --> 25:52.125
‫شما دو تا، بریم!

25:55.500 --> 25:56.708
‫پنجره‌ها

25:58.041 --> 25:59.041
‫شما دوتا، شما دوتا

25:59.125 --> 26:00.708
‫پنجره‌ها رو پوشش بدین

26:03.875 --> 26:07.583
‫- اصلاً میدونی داری چی کار میکنی؟
‫- کاملاً. کاری که لازمه

26:08.416 --> 26:09.416
‫فکر نکنم اینطوری باشه

26:31.375 --> 26:32.375
‫پنجره!

26:38.708 --> 26:40.666
‫برگردین عقب!
‫پناه بگیرین!

26:47.250 --> 26:49.583
‫همین الان تمومش کنید.
‫دو نفر رو اینجا زخمی کردی

26:49.666 --> 26:52.625
‫آره، ولی چهار تا دیگه رو نجات دادم،
‫و حالا تجهیزاتشون واسه ماست

26:52.708 --> 26:53.708
‫منو نگاه کن!

26:54.666 --> 26:56.916
‫هر دوشون پدر هستن.
‫جفتشون خانواده دارن

26:59.375 --> 27:03.083
‫تقصیر من نبود.
‫اسلحه‌ی وامونده لگدش زیاد بود

27:03.166 --> 27:04.958
‫فقط تلفات جانبی‌ـه

27:05.041 --> 27:09.000
‫وسط یه جنگ هستیم!
‫اگه چرچیل بود اینو یه پیروزی می‌دید

27:09.958 --> 27:11.291
‫فشنگ؟

27:14.666 --> 27:16.250
‫- فقط دو تا خشاب
‫- چی؟

27:16.333 --> 27:19.041
‫نمیشه تمام این راهرو رو با دو تا خشاب پوشش بدیم

27:19.125 --> 27:23.083
‫محض رضای خدا.
‫باید یکی از بمب‌ها رو منفجر کنیم

27:23.166 --> 27:27.125
‫اگه انبار اسلحه رو از داخل منفجر کنی،
‫تمام ساختمون خراب میشه

27:27.208 --> 27:28.583
‫ایده‌ی خیلی خوبی نیست

27:28.666 --> 27:29.833
‫چند تا نارنجک لازم داریم

27:29.916 --> 27:31.666
‫نارنجک از کدوم قبرستونی بیاریم؟

27:34.833 --> 27:37.083
‫میدونم کجا میشه نارنجک پیدا کرد.
‫حتی بیشتر از اون

27:37.166 --> 27:40.666
‫پالرمو، حواسشون رو پرت کن.
‫نذار شک کنن که نیستیم. لیسبون...

27:43.583 --> 27:44.750
‫موفق باشین!

27:55.666 --> 27:57.500
‫داخل ساختمون تیراندازی شده

27:57.583 --> 27:58.875
‫یه موضوع بحرانی در جریانه

27:58.958 --> 28:00.208
‫خودم بهت میگم چی در جریانه

28:00.291 --> 28:02.791
‫نقشه والنسیا یا پکن.
‫دارن فیلم بازی میکنن

28:02.875 --> 28:05.375
‫آتیش‌بازی راه اندختن تا استراتژی‌مون رو عوض کنیم

28:05.458 --> 28:08.666
‫اسلحه نظامی دارن. به پنجره‌ها شلیک شده.
‫اونجا غیرنظامی داریم

28:08.750 --> 28:10.000
‫- سوارز، لطفاً
‫- سرهنگ

28:10.791 --> 28:13.041
‫میخوای پشت سر من یه یورش انجام بدی؟

28:13.125 --> 28:16.750
‫- اگه اینطور بود چی؟ مشکلی‌ـه؟
‫- میشه یه درگیری داخلی

28:16.833 --> 28:18.583
‫خواسته‌م اینه که توی هر مداخله‌ی دخیل باشم

28:18.666 --> 28:21.500
‫خواسته؟
‫فکر کردی چه خری هستی؟

28:21.583 --> 28:25.125
‫قربان، من بازرس مسئول
‫تیم عملیات ویژه‌ی این کشورم

28:25.625 --> 28:27.333
‫و با اینکه سعی میکنی کوچیکمون کنی،

28:27.916 --> 28:30.076
‫بذار بهت یادآوری کنم
‫که تیمِ ما ترتیب برلین رو داد

28:30.125 --> 28:31.833
‫وقتی یه مسلسل داشت کارش رو ساختیم

28:38.333 --> 28:39.333
‫ساگاستا!

28:40.416 --> 28:42.791
‫ساگاستا، با افرادت برو داخل.
‫همین الان!

28:48.541 --> 28:50.041
‫چیزی نیست

28:52.000 --> 28:53.500
‫ریو! باهام بیا

29:02.958 --> 29:06.125
‫- خدا لعنتش کنه!
‫- صبر کن، صبر کن، وایسا!

29:06.208 --> 29:08.750
‫واقعاً حرومزاده‌ی بزرگی هستی، دنور

29:08.833 --> 29:09.833
‫ها؟

29:11.208 --> 29:14.625
‫اون یکی سرقته، همون خوبه...
‫باورم نمیشه منو ازش انداختی بیرون

29:14.708 --> 29:18.166
‫یه دفعه، حست اومد منو واسه
‫این یکی دعوت کنی، این فاجعه‌ی کیری!

29:18.250 --> 29:19.916
‫به خاطر اینکه آدم خوبیم
‫دارم این کارو میکنم

29:20.000 --> 29:22.416
‫جفتمون می‌دونیم که الان
‫باید تخم‌هات رو می‌کشیدم!

29:25.250 --> 29:26.708
‫از من فاصله بگیر!

29:39.208 --> 29:40.250
‫دنور!

29:40.333 --> 29:43.583
‫وقتی رفتی مثل سگ خون ازت می‌رفت.
‫باید برگردی

29:43.666 --> 29:47.250
‫باشه. بازوت یه کوچولو سِر میشه،
‫ولی چیزی نیست، خب؟

29:47.333 --> 29:48.958
‫یالا، برو

29:50.833 --> 29:53.500
‫- با اون چی کار میکنی؟
‫- میخوام برقصونمشون

29:53.583 --> 29:57.583
‫نگفتی که باید قهرمان باشیم؟
‫الان دارم دقیقاً همین کارو میکنم

29:57.666 --> 29:59.708
‫گروگان‌ها توی اسلحه خونه‌ن

30:00.500 --> 30:02.250
‫ و دو تا خشاب برامون باقی مونده

30:03.916 --> 30:05.166
‫من هیچ‌جا نمیرم

30:07.333 --> 30:10.333
‫الان حمله کردن بهشون فایده‌ای نداره.
‫همه‌ی سلاح‌هاشون دست ماست

30:10.916 --> 30:12.916
‫ارتش دیر یا زود بالاخره می‌رسه اینجا

30:13.000 --> 30:15.875
‫عزیزم. دنی، شیرین،
‫باید برگردی اینجا

30:15.958 --> 30:18.375
‫من خوبم، باشه؟
‫واقعاً خوبم

30:18.458 --> 30:19.541
‫خوب نیستی

30:22.000 --> 30:25.416
‫الان مأموریتمون اینه که با استفاده
‫از هوشمون از این موقعیت دفاع کنیم

30:27.458 --> 30:30.000
‫دفاع؟ مثل ایتالیایی‌ها؟ ها؟

30:30.500 --> 30:33.958
‫حتی با اینکه مسی کوچولو رو تو تیممون داریم؟

30:37.000 --> 30:38.083
‫و نیمار؟

30:38.583 --> 30:40.333
‫و کریستیانو رونالدو؟

30:40.833 --> 30:43.250
‫نه، فرماندار.
‫اینجا دفاع نمیکنم. ابداً نه

30:43.333 --> 30:44.666
‫تیکی تاکا بازی می‌کنیم!

30:46.166 --> 30:47.791
‫یالا، بچه‌ها. پناه بگیرین

30:57.250 --> 30:58.250
‫نوبت توـه

31:10.958 --> 31:12.666
‫- نارنجک!
‫- یه نارنجکه!

31:30.958 --> 31:31.958
‫تو خوبی؟

31:33.583 --> 31:34.875
‫حالت چطوره؟

31:35.375 --> 31:36.375
‫بد!

31:39.375 --> 31:41.375
‫آرتورو!

31:41.458 --> 31:43.833
‫تخم‌های کیریت رو می‌بُرم!

31:44.416 --> 31:46.958
‫همینجان، بیا بگیر دستت!

31:47.750 --> 31:49.375
‫وقت کردی یه سر بیا دیدنم

32:16.500 --> 32:17.500
‫لعنت

32:18.208 --> 32:20.500
‫- خوبی؟
‫- نه!

32:27.458 --> 32:29.916
‫اندازه پنج تا جنگ فشنگ دارن!

32:30.000 --> 32:31.333
‫بگا رفتیم!

32:32.041 --> 32:32.875
‫این چیه؟

32:32.958 --> 32:34.708
‫چی کار میکنی؟
‫شعله افکن‌ـه

32:36.125 --> 32:37.750
‫شعله افکن، ها؟

32:43.875 --> 32:46.666
‫تو این اتاق همه چیز آتش‌زا و انفجاری‌ـه!

32:47.666 --> 32:49.041
‫نگران نباش، آقای فرماندار

32:50.833 --> 32:52.625
‫کباب رو می‌برم بیرون می‌زنم

32:56.416 --> 32:58.625
‫.. برای شماست که این ماسک رو

32:58.708 --> 33:00.666
‫به عنوان نماد مقاومت می‌بینید

33:03.500 --> 33:04.708
‫بهتون احتیاج داریم

33:07.291 --> 33:09.333
‫دولت علیه ما اعلام جنگ کرده

33:10.916 --> 33:12.666
‫یه جنگِ کثیف

33:17.208 --> 33:18.208
‫پرفسور؟

33:19.375 --> 33:21.500
‫ما تصمیم گرفتیم مقابلشون بایستیم

33:24.500 --> 33:27.208
‫ پلیس یکی از ما رو در کشوری بیگانه بازداشت کرده

33:29.833 --> 33:30.833
‫ آنیبال کورتس

33:31.875 --> 33:34.208
‫ از بازداشتش بیش از دو ماه میگذره

33:36.416 --> 33:38.875
‫ و هیچ اتهام رسمی‌ای وارد نشده

33:40.000 --> 33:41.208
‫پرفسور؟

33:41.291 --> 33:42.958
‫ درخواست بازگشت مجرم ندادن

33:43.041 --> 33:45.166
‫مارسی. توالت

33:45.750 --> 33:48.125
‫- براش وکیل نگرفتن
‫- برو ببین

33:50.416 --> 33:51.875
‫ اون گروگان گرفته شده...

33:53.791 --> 33:56.833
‫سلام؟ کسی اونجاست؟

33:56.916 --> 33:58.333
‫ .. در یک مکان نامشخص.

33:58.416 --> 33:59.708
‫ و به احتمال زیاد،

34:01.125 --> 34:02.458
‫ اونو شکنجه میدن.

34:05.208 --> 34:06.750
‫ برای همین خواسته‌مون اینه که

34:08.250 --> 34:11.916
‫ این حبس غیرقانونی همین الان متوقف بشه

34:12.000 --> 34:15.791
‫ و عدالت با فرایندهای قانونی براش اجرا بشه

34:15.875 --> 34:18.208
‫ - دولت این جنگ رو شروع کرد...
‫- بنجامین

34:19.458 --> 34:21.000
‫ و ما قرار نیست قایم بشیم

34:21.083 --> 34:22.166
‫خوابیده

34:22.250 --> 34:24.458
‫ میخوایم بجنگیم...

34:26.291 --> 34:27.333
‫ قسمت

34:28.500 --> 34:29.750
‫ به قسمت

34:30.666 --> 34:31.666
‫ و این دفعه...

34:35.083 --> 34:37.083
‫ سرقت بزرگ‌تر هم میشه

34:37.958 --> 34:39.875
‫کارت خوب بود، پرفسور

35:45.750 --> 35:48.583
‫حرکت بعدیم اینه که
‫خشاب کامل رو روی در خالی کنم

35:48.666 --> 35:51.208
‫پیشنهاد میکنم تفنگت
‫رو سُر بدی و بیای بیرون

35:52.875 --> 35:54.000
‫خیلی خب

35:54.583 --> 35:57.000
‫سه، دو،

35:58.666 --> 36:00.041
‫یک

36:04.958 --> 36:06.333
‫تو کدوم خری هستی؟

36:07.375 --> 36:08.875
‫- لورونیو؟
‫- نه...

36:09.375 --> 36:10.875
‫اسم شهر نیست. نه...

36:11.500 --> 36:12.583
‫من اسمی ندارم

36:19.958 --> 36:23.041
‫لعنت!
‫سیلندرها اکسیژن تموم کردن. دارمش

36:26.708 --> 36:27.791
‫باشه، خب...

36:32.166 --> 36:34.208
‫داره پُر میشه. یه دقیقه طول می‌کشه

36:47.375 --> 36:49.458
‫میدونی که گذاشتم باهام بهم بزنی

36:51.041 --> 36:54.681
‫فرصت نشد حرف‌هام رو بشنوی

36:56.291 --> 36:57.931
‫بدون من از اینجا نمیری

36:59.000 --> 37:00.250
‫اینو که میدونی، درسته؟

37:03.833 --> 37:05.125
‫شاید مجبور بشی منو بدزدی

37:07.166 --> 37:10.083
‫واسه شروع دوباره رابطه شیوه قشنگی نیست

37:11.291 --> 37:13.416
‫اگرچه یه جورایی بامزه میشه

37:13.875 --> 37:16.166
‫تازه یه سری حُقه‌ی جدید
‫برای آدم رُبایی یاد گرفتم

37:16.250 --> 37:18.625
‫میدونی، مثل چطوری بستن دست و پا

37:21.791 --> 37:24.125
‫میخوای فولاد رو ببری یا با من لاس بزنی؟

37:28.958 --> 37:31.000
‫میتونم همزمان دو تا کار انجام بدم

37:34.083 --> 37:35.708
‫جهنم، شاید حتی سه تا کار همزمان

37:41.958 --> 37:45.541
‫شما سه تا، اون جیپ که جلوـه، زود!
‫بریم، برین، برین، برین!

37:46.125 --> 37:47.125
‫هلسینکی‌ـه

37:47.916 --> 37:49.625
‫ بیرون یه حرکاتی هست

37:50.208 --> 37:51.541
‫به نظر نیروهای ویژه میان

37:52.666 --> 37:54.750
‫ سنگین تجهیزات دارن، کُلی اسلحه هست

37:54.833 --> 37:58.791
‫ یه راکت لانچر سی 9،
‫ نارنجک انداز، سلاح‌های اتوماتیک،

37:59.291 --> 38:00.541
‫شاتگان، تک تیرانداز

38:01.125 --> 38:02.500
‫بجنبید، بریم!

38:03.458 --> 38:06.958
‫دارن با دو تا جیپ میان.
‫لعنت، همین الان دارن وارد میشن

38:08.958 --> 38:13.791
‫بوگوتا، لیسبون صحبت میکنه.
‫گاندیا رو فوراً آزاد کنید

38:14.625 --> 38:17.500
‫اگه الان بندازیمش بیرون،
‫بهشون میگه که دنبال گروگان‌هائیم

38:17.583 --> 38:19.500
‫اگه نکنیم، می‌ریزن داخل!

38:19.583 --> 38:22.250
‫سلاح نداریم.
‫گروگان‌ها همه رو بردن

38:31.041 --> 38:34.208
‫هی! منو پوشش بدین!
‫همه‌تون!

38:36.583 --> 38:37.500
‫لعنت!

38:37.583 --> 38:38.583
‫خدایا!

38:45.375 --> 38:46.375
‫لعنت!

38:49.041 --> 38:50.041
‫دنور!

38:51.500 --> 38:53.583
‫من پدرِ سینسیناتی هستم!

38:53.666 --> 38:55.166
‫مادرقحبه

38:55.250 --> 38:57.708
‫یه کادوی کوچولو برات دارم!

38:57.791 --> 39:01.291
‫- پدره کیه؟ نمی‌فهمم
‫- ببند وگرنه دهنت رو منگنه میکنم

39:01.375 --> 39:02.375
‫بیا اینجا!

39:10.666 --> 39:12.642
‫- منطقه پاکسازی شد
‫- امانه

39:12.666 --> 39:15.041
‫- برای ورورد حاضر بشین
‫- آماده‌ایم، سرهنگ

39:15.125 --> 39:16.875
‫ چراغ سبز. میتونیم ادامه بدیم

39:16.958 --> 39:17.791
‫همین الان!

39:21.708 --> 39:23.375
‫آماده‌ست

39:25.000 --> 39:26.000
‫زودباش

39:44.250 --> 39:45.625
‫حرومزاده!

39:45.708 --> 39:46.833
‫آرتوریتو!

39:46.916 --> 39:51.666
‫به زندگی مجدد اعتقاد داری؟
‫اگه نداری، بهتره مذاکره کنی

39:52.833 --> 39:54.291
‫چقدر میتونی نفست رو نگه داری؟

39:54.375 --> 39:58.708
‫اونقدری میتونیم نفسم رو
‫نگه دارم که بشه مادر جنده‌ت رو بگام

39:58.791 --> 40:01.458
‫بذار ببینیم کفایت میکنه یا نه

40:12.375 --> 40:13.416
‫فنتانیل
‫(داروی بیهوشی)

40:13.500 --> 40:15.583
‫دارن درها رو باز میکنن

40:17.250 --> 40:20.416
‫بذار ببینیم این یکی
‫بیهوشت میکنه یا نه، قهرمان

40:26.958 --> 40:30.083
‫گروگان‌ها! گروگان‌ها!

40:30.166 --> 40:33.541
‫- چه خبر شده؟
‫- گروگان‌ها...

40:37.333 --> 40:38.833
‫گروگان‌ها...

40:41.625 --> 40:43.625
‫یورش رو لغو کنید!

40:46.708 --> 40:48.625
‫گروگان‌ها...

40:58.291 --> 40:59.541
‫تأیید شد، سرهنگ

40:59.625 --> 41:02.500
‫ گاندیاست.
‫ گاندیاست، سرهنگ. گاندیاست

41:02.583 --> 41:05.291
‫ساگاستا، تا اطلاع ثانوی عملیات رو لغو کن

41:11.333 --> 41:14.333
‫گروگان‌ها...

41:17.750 --> 41:18.750
‫ دنور

41:20.208 --> 41:21.500
‫ میدونم داری گوش میکنی

41:22.000 --> 41:23.375
‫فکر میکنی دوستت داره؟

41:24.250 --> 41:25.333
‫دنور؟

41:26.666 --> 41:27.666
‫نه

41:28.916 --> 41:30.875
‫ واسه اون زن به اندازه کافی مرد نیستی

41:31.375 --> 41:33.083
‫ همیشه می‌گفت

41:33.166 --> 41:35.781
‫ که من یادش دادم عشق چیه

41:35.791 --> 41:38.083
‫ هیچوقت به تو همچین چیزی گفته؟ نه

41:39.000 --> 41:40.333
‫ میدونی چرا؟

41:41.041 --> 41:43.041
‫چون نصف من هم معامله نداری

41:43.125 --> 41:44.833
‫و هیچوقت نمیتونی تا
‫جایی که من رسیدم برسی

41:45.416 --> 41:48.916
‫این انتقامه، شخصی‌ـه.
‫داری همه‌مون رو به خطر می‌اندازی!

41:49.000 --> 41:50.000
‫ببند دهنو!

41:51.166 --> 41:53.291
‫جوری اون بچه رو می‌شناسم
‫که انگار خودم زائیدمش

41:53.375 --> 41:56.666
‫میدونم باید کجا رو انگولک کنم
‫تا خونسردیش رو از دست بده

41:56.750 --> 41:57.833
‫میخوام همین کار رو بکنم

41:57.916 --> 42:00.458
‫و وقتی که بیرون بیاد،
‫به خاکستر تبدیلش میکنم

42:05.750 --> 42:06.750
‫با من...

42:08.125 --> 42:11.375
‫با من هیچوقت فکر نکرد،
‫«با این مرد چی کار میکنم؟»

42:12.166 --> 42:13.041
‫ هرگز

42:13.125 --> 42:14.583
‫ و من متأهل هم بودم، میدونی؟

42:15.666 --> 42:16.666
‫ و میدونست

42:17.500 --> 42:19.460
‫ولی نمیتونستیم از هم دور بمونیم،
‫حتی برای یه دقیقه

42:19.541 --> 42:21.583
‫ واقعاً میشد جرقه‌های علاقه رو ببینی، مرد

42:22.500 --> 42:24.125
‫ درست اونجا، بین ما دوتا،

42:24.708 --> 42:26.750
‫ هر دفعه که همدیگه رو کنار قهوه‌ساز می‌دیدیم

42:26.833 --> 42:28.166
‫اسلحه‌ت رو بده من

42:28.250 --> 42:30.083
‫همیشه‌ی خدا سکس داشتیم

42:32.166 --> 42:33.916
‫توی هر گوشه

42:35.291 --> 42:36.291
‫ یه سال...

42:40.083 --> 42:41.291
‫و یکی دیگه

42:42.291 --> 42:44.458
‫ یعنی، همه‌جا عشق‌بازی کردیم، دنور

42:45.541 --> 42:47.041
‫ مهم نبود مکانش کجاست

42:48.166 --> 42:49.833
‫ زیر دستگاه چاپِ پول،

42:50.875 --> 42:52.833
‫ یا توی دستشویی کافه‌تریا،

42:53.791 --> 42:55.416
‫یا تو دفتر خودم.

42:58.583 --> 43:00.416
‫ یا روی کلکسیون سکه‌ها

43:03.083 --> 43:04.083
‫ مهم نبود

43:07.500 --> 43:08.541
‫ و هر شب...

43:10.458 --> 43:13.208
‫هر شب،
‫به محض اینکه می‌رسید خونه،

43:14.291 --> 43:17.375
‫این پیامک‌های قشنگ رو برام می‌فرستاد،

43:18.000 --> 43:20.208
‫برام عکس می‌فرستاد...

43:20.958 --> 43:24.250
‫و می‌گفت، برام قسم می‌خورد...

43:24.333 --> 43:27.500
‫که قبلاً هیچوقت همچین حسی
‫نداشته و نمیتونه بدون من زندگی کنه

43:29.000 --> 43:30.125
‫ دنور،

43:30.958 --> 43:32.833
‫هیچوقت همچین چیزی به تو گفته؟

43:33.416 --> 43:35.000
‫ ها؟
‫ میدونم که نگفته

43:35.500 --> 43:36.958
‫- بیسیم رو بده من
‫- دست نزن

43:37.041 --> 43:39.958
‫ چرا دوباره بچه دار نشدی، ها؟
‫ بچه‌ی خودت!

43:41.291 --> 43:45.083
‫اونو از من دزدیدی، حرومزاده!
‫حتماً باید می‌دزدیدیش!

43:45.166 --> 43:48.708
‫و وقتی که سر عقل اومد،
‫وسط ناکجاآباد بود،

43:48.791 --> 43:52.583
‫محکوم بود به اینکه تمام عمرش
‫رو با یه کودنِ لعنتی بگذرونه!

43:53.791 --> 43:54.958
‫دیوانه شدی کصخل؟

44:00.083 --> 44:01.875
‫بیا ببینم!

44:02.458 --> 44:05.291
‫- جوش نیار، دنور!
‫- لعنت!

44:09.250 --> 44:12.625
‫توکیو یه خورده دیگه با نارنجک میاد

44:13.250 --> 44:14.625
‫ آروم بگیر

44:14.708 --> 44:18.500
‫شرمنده، ببخشید. ببخشید. ببخشید

44:20.500 --> 44:21.500
‫اسلحه!

44:22.583 --> 44:23.958
‫بازم اسلحه دارن

44:24.041 --> 44:25.125
‫لعنت!

44:25.750 --> 44:26.875
‫برنامه عوض شد!

44:26.958 --> 44:28.916
‫شما دوتا، اون سپرها رو بردارین

44:29.000 --> 44:32.833
‫و مسلسل رو بذارین روی اون لیفت‌تراک. زود!

44:37.291 --> 44:40.083
‫رها کردنِ مکانمون هیچ منطق نظامی‌ای نداره

44:46.583 --> 44:48.791
‫اگه بریم هیچ شانسی برای شکست دادنشون نداریم

44:48.875 --> 44:51.250
‫خوب گوش بده چون دوباره نمیگم

44:55.208 --> 44:57.791
‫دارن ضد حمله می‌زنن،
‫خودت شنیدی

44:57.875 --> 44:58.791
‫بازم اسلحه‌ دارن

45:02.708 --> 45:05.750
‫به محض اینکه سلاح‌ها برسه،
‫اینجا میشه عین تله موش

45:05.833 --> 45:07.166
‫همه‌مون قشنگ گائیده میشیم!

45:12.166 --> 45:14.833
‫قبلاً گفتم، بذار الان دست به کار بشیم

45:18.083 --> 45:19.166
‫همین الان!

45:26.333 --> 45:27.500
‫بریم تو کارش

45:33.291 --> 45:36.250
‫پنجره‌ها رو پوشش ندادن.
‫نمیتونیم بیشتر از این صبر کنیم

45:36.333 --> 45:38.250
‫باید همین الان بریم داخل، بریم دیگه!

45:50.833 --> 45:53.083
‫- این چه کوفتیه؟
‫- پناه بگیر!

45:53.166 --> 45:54.583
‫باز!

46:02.208 --> 46:04.541
‫بسته!

46:13.041 --> 46:14.208
‫باز!

46:18.083 --> 46:20.000
‫من آخرین خشابمه!

46:30.000 --> 46:31.041
‫بسته!

46:32.583 --> 46:33.708
‫باز!

46:33.791 --> 46:35.000
‫لعنت!

46:37.541 --> 46:39.208
‫گلوله‌م تموم شد!

46:49.166 --> 46:50.083
‫آرتورو!

47:03.375 --> 47:04.375
‫مونیکا...

47:07.250 --> 47:08.250
‫آروم باش

47:08.666 --> 47:10.208
‫ها؟

47:12.916 --> 47:15.666
‫تکون نخورین وگرنه می‌کشمش!

47:16.750 --> 47:17.875
‫زانو بزنین!

47:17.958 --> 47:19.041
‫زود، روی زمین

47:20.708 --> 47:22.851
‫کار احمقانه‌ای نکن که پشیمون بشی

47:22.875 --> 47:25.625
‫اسلحه رو بذار زمین، لطفاً

47:30.750 --> 47:32.416
‫چون قرار نیست بهم شلیک کنی،

47:33.083 --> 47:34.083
‫درسته؟

47:34.791 --> 47:37.208
‫هیچوقت به پدرِ بچه‌ت شلیک نمیکنی

47:37.291 --> 47:38.708
‫میدونی از کجا میدونم؟

47:40.375 --> 47:43.541
‫وقتی تمام این داستان‌ها
‫تموم بشه من تنها کسی هستم

47:43.625 --> 47:45.291
‫که قراره هوای بچه‌ت رو داشته باشه

47:46.750 --> 47:50.000
‫- تنها کسی که قرار نیست باعث شرمش بشه
‫- رو زمین دراز بکش!

47:52.083 --> 47:53.708
‫متوجه نیستی؟

47:56.750 --> 47:57.916
‫نمی‌فهمی؟

47:59.000 --> 48:01.041
‫سعی نکن کسی که نیستی باشی

48:01.791 --> 48:06.666
‫تو هیچوقت یکی از اونا نمیشی

48:09.458 --> 48:11.178
‫تو همیشه یه راز می‌مونی...

48:11.458 --> 48:30.178
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
