WEBVTT

00:01.361 --> 00:11.351
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:15.760 --> 00:18.400
‫یکشنبه
‫ساعت 11:40 شب

00:20.160 --> 00:21.520
‫واسه چی بهم زنگ نزدی، ها؟

00:21.640 --> 00:22.520
‫چرا؟

00:22.640 --> 00:23.840
‫کدوم گوری رفته بودی؟

00:24.200 --> 00:25.400
‫کدوم گوری بودی؟

00:25.560 --> 00:27.800
‫62 ساعت پس از شروع سرقت

00:28.560 --> 00:31.440
‫یه مجروح داریم! یه مجروح داریم! کمکم کنین!

00:32.560 --> 00:33.440
‫چی شده؟

00:34.320 --> 00:35.400
‫"هلسینکی"، چی شده؟

00:35.560 --> 00:36.640
‫گروگان‌ها فرار کردن

00:37.080 --> 00:39.160
‫ضربۀ محکمی به سرش زدن،
‫مغزش آسیب دیده

00:40.720 --> 00:42.640
‫"دنور"، می‌دونستی می‌خوان فرار کنن؟

00:43.400 --> 00:45.720
‫کدوم گروگان نقشۀ فرار رو ترتیب داد؟

00:48.360 --> 00:49.840
‫کدوم گروگان نقشۀ فرار رو ترتیب داد؟

00:50.480 --> 00:52.480
‫"آرتورو". اون بهم گفت، ولی من...

00:53.040 --> 00:54.480
‫به موقع نرسیدم اونجا

00:54.800 --> 00:55.680
‫"آرتورو"

01:07.240 --> 01:08.320
‫"هلسینکی"

01:08.600 --> 01:09.680
‫"هلسینکی"

01:12.320 --> 01:13.480
‫"اسلو" حالش خوب نیس

01:14.920 --> 01:15.800
‫نه

01:16.360 --> 01:17.520
‫بدجور صدمه دیده

01:17.920 --> 01:19.120
‫نه، نه

01:19.960 --> 01:21.120
‫بدجور صدمه ندیده

01:21.920 --> 01:23.000
‫بدجور صدمه ندیده

01:23.680 --> 01:26.480
‫فقط باید استراحت کنه و دارو مصرف کنه

01:27.040 --> 01:28.360
‫الانم وقت داروشه

01:29.800 --> 01:32.680
‫- واسه چی چشماش رو باز کرده آخه؟
‫- من الان بهش دارو میدم

01:33.080 --> 01:34.520
‫ضد التهاب

01:35.120 --> 01:36.000
‫"هپارین" هم بهش میدم
‫[ضد انعقاد خون]

01:36.600 --> 01:37.480
‫تا بعدش یه کمی بخوابه

01:39.640 --> 01:40.840
‫فردا، "اسلو" بهتر میشه

01:47.240 --> 01:49.600
‫"مسکو"، تو نگران نباش

01:49.960 --> 01:53.360
‫من و "اسلو" شرایط بدتر
‫از اینو هم داشتیم

01:54.960 --> 01:56.080
‫شرایط خیلی بدتری هم داشتیم

02:28.104 --> 02:30.504
‫♪ اگه باهات بمونم ♪

02:30.528 --> 02:32.728
‫♪ اگه اشتباه انتخاب کنم ♪

02:32.752 --> 02:35.252
‫♪ اصلاً واسم مهم نیست ♪

02:37.676 --> 02:39.976
‫♪ اگه قرار باشه الان ببازم ♪

02:40.000 --> 02:42.100
‫♪ ولی بعداً بِبَرم ♪

02:42.324 --> 02:45.824
‫♪ این تموم چیزی میشه که میخوام ♪

02:46.748 --> 02:51.248
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

02:52.072 --> 02:54.572
‫♪ راهمو گُم کردم ♪

02:56.296 --> 03:00.796
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

03:07.020 --> 03:08.820
‫♪ وقتمو هدر دادم ♪

03:08.844 --> 03:13.344
‫♪ ولی زندگیم همچنان ادامه داره ♪

03:13.568 --> 03:16.068
‫خانۀ اسکناس

03:19.360 --> 03:21.360
‫چشمای "اسلو" هیچ‌موقع حتی تکون هم نخورد

03:21.920 --> 03:25.800
‫ولی حالا دیگه ما هم چشمامون مثه اون
‫شده بود: غمگین و بی‌روح

03:26.920 --> 03:28.840
‫امید مثل دومینو میمونه،

03:28.920 --> 03:31.720
‫وقتی امید یه نفر از دست بره،
‫بقیه هم به پیروی از اون مأیوس میشن

03:32.440 --> 03:35.040
‫و گروگان‌ها هم متوجه شده بودن
‫که حسابی داغون شدیم

03:37.360 --> 03:39.120
‫دیشب صدای گلوله‌ها رو شنیدیم

03:40.040 --> 03:41.320
‫کسی زخمی شده؟

03:50.400 --> 03:51.480
‫من دهن‌ـمو نمی‌بندم

03:59.200 --> 04:01.440
‫- بگیر بشین
‫- یکی از شاگردام نیس،

04:01.600 --> 04:04.000
‫"پابلو روییز"،
‫الانم می‌خوام بدونم که کجاست

04:04.680 --> 04:05.560
‫بگیر بشین

04:06.280 --> 04:07.840
‫گفتم بگیر بشین!

04:12.840 --> 04:14.760
‫شاگردت با یه گروه از گروگان‌ها فرار کرد

04:16.400 --> 04:18.640
‫یکی از بمب‌ها رو منفجر کردن و فرار کردن

04:19.440 --> 04:21.400
‫لازم نیس نگران کسی باشی

04:22.560 --> 04:23.720
‫همه‌ـشون حال‌ـشون خوبه

04:44.520 --> 04:45.720
‫زنیکه داره چی‌کار می‌کنه؟

04:46.520 --> 04:48.240
‫خانم، بشینید و دست نزنید

04:49.560 --> 04:50.520
‫بشین

04:51.440 --> 04:52.520
‫همین الان بگیر بشین!

04:57.520 --> 04:58.920
‫خانم، بشینید!

05:00.800 --> 05:01.680
‫روی زمین

05:04.960 --> 05:05.960
‫بشینید روی زمین!

05:06.480 --> 05:08.440
‫لعنتیا بگیرید بشینید رو زمین دیگه!

05:10.680 --> 05:11.600
‫بشینید ببینم!

05:15.440 --> 05:16.480
‫بشینید!

05:17.640 --> 05:19.840
‫کثافتا، بشینید رو زمین!

05:23.280 --> 05:24.360
‫بهشون بگو بس کنن

05:24.560 --> 05:25.640
‫بس کنید!

05:27.560 --> 05:28.600
‫بس کنید!

05:28.760 --> 05:30.000
‫گفتم بس کنید!

05:39.000 --> 05:41.640
‫همه‌ـتون بگیرید بشینید

06:02.880 --> 06:03.760
‫بشین

06:07.920 --> 06:09.560
‫لطفاً بگیر بشین

06:25.680 --> 06:26.720
‫ببین چه کار کردم

06:28.280 --> 06:29.280
‫نه "مسکو" جان

06:29.560 --> 06:31.520
‫- چیه مگه؟
‫- اول، چشماتو باز کن

06:32.280 --> 06:33.560
‫ببین کجا داری شلیک می‌کنی

06:34.080 --> 06:34.960
‫اسلحه رو بگیر تو دستت

06:36.400 --> 06:37.280
‫آرنج رو شُل کن

06:37.880 --> 06:40.880
‫- ولی شما شورت‌بندی می‌پوشید دیگه، نه؟
‫- من که شورت نمی‌پوشم

06:40.960 --> 06:42.960
‫- نمی‌پوشم، گذاشتمش توی خونه
‫- نه بابا

06:44.360 --> 06:45.560
‫پس منم نمی‌پوشم دیگه

06:45.640 --> 06:48.000
‫- با کیر لخت میری دزدی
‫- ذهن‌ـت خیلی منحرفه‌ها

06:48.080 --> 06:50.520
‫- کیر لخت
‫- گروگان‌ها...

06:51.320 --> 06:52.200
‫ساکت باشید

06:52.360 --> 06:53.240
‫چی شده؟

06:56.920 --> 06:59.800
‫همینطور که زمان می‌گذره، گروگان‌ها
‫دیگه شروع می‌کنن به ساز مخالف زدن

07:00.640 --> 07:03.320
‫وقتی می‌بینن هیشکی آزاد نشده،
‫اینکه هیچ پیشرفتی توی کار نمی‌بینن،

07:03.480 --> 07:06.000
‫غریزۀ بقاءـشون باعث میشه که
‫دست به یه کارایی بزنن

07:06.880 --> 07:07.960
‫خب می‌خوان چه کار کنن؟

07:08.400 --> 07:10.680
‫سکه‌شناس‌هاشون یهو بروسلی میشن؟
‫[در واقع میگه بروس ویلیس = بازیگر اکشن]

07:11.200 --> 07:12.700
‫یه چیزی تو همون مایه‌ها، "نایروبی"

07:13.080 --> 07:14.080
‫سعی می‌کنن فرار کنن

07:15.040 --> 07:16.240
‫یا حتی فرار می‌کنن

07:16.400 --> 07:18.720
‫- نخیر
‫- امکانش هست، ممکنه اتفاق بیفته

07:18.880 --> 07:19.920
‫ما مسلح‌ـیم

07:20.080 --> 07:22.560
‫در اون لحظه، بقیۀ گروگان‌ها
‫دیگه ازمون نمی‌ترسن

07:22.640 --> 07:27.080
‫اگه یه چنین اتفاقی بیفته، خیلی مهم‌ـه که
‫دوباره کنترل رو به دست بگیرید و در اون حالت

07:27.360 --> 07:29.240
‫مجبوریم با یکدلی کنترل رو به دست بگیریم،

07:30.920 --> 07:32.360
‫یه جَوّی بسازیم

07:32.520 --> 07:37.020
،که بتونیم اعتماد راسخ‌تری از گروگان‌ها به خودمون جلب کنیم
‫حتی بیشتر از اون چیزی که تا اون‌موقع وجود داشته

07:42.200 --> 07:45.200
‫جلب اعتماد و ام16 خیلی
‫با همدیگه سازگار نیستن، هستن؟

07:46.000 --> 07:49.560
‫خب باید دنبال یه چیزایی باشیم که بتونه
‫ما رو به گروگان‌ها نزدیک‌تر کنه

07:50.560 --> 07:51.440
‫بذارید ببینم

07:51.880 --> 07:54.040
‫به نظرتون چی مردم رو با هم متحد می‌کنه، ها؟

07:54.120 --> 07:55.080
‫فوتبال

07:55.520 --> 07:57.680
‫فوتبال مثال خوبی‌‍ه

07:58.440 --> 08:01.060
‫ولی یه چیزی هست که
‫حتی بیشتر از فوتبال ملت رو با همدیگه

08:01.280 --> 08:02.440
‫متحد می‌کنه

08:04.280 --> 08:05.160
‫سکس؟

08:07.280 --> 08:09.600
‫آره، سکس ملت رو کنار هم میاره،
‫ولی واسه زوج‌ها کاربرد داره

08:09.760 --> 08:10.820
‫- یا شایدم نه
‫- حواست باشه

08:10.880 --> 08:11.840
‫معمولاً اینطوره

08:12.840 --> 08:14.040
‫خب یه موارد... موارد دیگه‌ای

08:15.280 --> 08:18.720
‫مثل سکس سه نفره یا
‫حتی چهارنفره هم وجود داره

08:19.200 --> 08:21.560
‫- یا حتی می‌تونه در ساختار گروهی هم باشه
‫- ساختار گروهی؟

08:21.840 --> 08:24.200
‫ولی خب لازم نیس بهتون بگم
‫که یه چنین گزینه‌ای توی برنامه‌ـمون

08:24.520 --> 08:26.320
‫- نداریم متأسفانه
‫- اِی بابا، ببخشید بچه‌ها

08:26.400 --> 08:27.280
‫خدا رو شکر

08:28.040 --> 08:30.760
‫با شانسی که من دارم،
‫اگه یه اُرجی هم ترتیب بدیم
‫[اُرجی: سکس گروهی]

08:30.960 --> 08:32.440
‫مطمئنم این یارو می‌اُفته پُشتم

08:33.800 --> 08:35.120
‫ولی پروفسور،

08:36.360 --> 08:38.160
‫چی ما رو بیشتر از سکس با هم متحد می‌کنه؟

08:38.880 --> 08:40.000
‫چی بهمون اتحاد میده؟

08:44.680 --> 08:46.200
‫منظورم همه‌ـمونه

08:46.360 --> 08:50.400
‫خب، من که با همه‌ـتون اُنس گرفتم،
‫ولی راستشو بخواید

08:51.840 --> 08:52.720
‫پول

08:54.560 --> 08:55.440
‫پول

08:56.440 --> 08:59.320
‫شاید چیز دیگه‌ای نداشته باشیم،
‫ولی تا دل‌ـتون بخواد پول داریم

09:00.680 --> 09:02.360
‫من خیلی در این مورد فکر کردم

09:02.560 --> 09:05.960
‫اینکه چطوری گروگان‌هامون رو به

09:07.400 --> 09:09.040
‫شریک کاری‌ـمون تبدیل کنیم

09:11.720 --> 09:13.800
‫و خب، به یه نتیجه‌ای هم رسیدم

09:18.840 --> 09:19.720
‫پول

09:22.280 --> 09:23.400
‫یا آزادی

09:24.200 --> 09:27.280
‫تا حالا به این فکر کردی که،
‫یعنی توی خیالاتت رو میگما

09:27.880 --> 09:28.960
‫که روی خودت قیمت بذاری؟

09:30.040 --> 09:31.120
‫دارم بهت میگم دیگه، من هستم

09:31.240 --> 09:33.480
‫دوباره بهش فکر کن آقای "تورِس"،
‫دو ساعت وقت داری

09:33.640 --> 09:34.920
‫لازم نیس دوباره بهش فکر کنم

09:35.080 --> 09:38.360
‫دارم در مورد درد و رنج قضیه حرف می‌زنم،
‫درد و رنج‌ـی که به شما متحمل می‌کنیم

09:38.420 --> 09:41.580
‫تا حالا هیچ‌موقع توی زندگی‌ـم
‫انقدر خوب کار نکرده بودم

09:41.640 --> 09:43.640
‫به نظرتون حقوق پایۀ یه گروگان
‫چقدر باشه خوبه؟

09:45.040 --> 09:47.920
‫داشتم به یه میلیون یورو فکر می‌کردم،
‫همینطوری بدون مالیات

09:48.080 --> 09:49.240
‫منو نمی‌تونی خَر کنی

09:49.720 --> 09:52.320
‫- دقیق می‌دونم می‌خوای چه کار کنی
‫- جدی؟

09:52.400 --> 09:55.040
‫می‌دونی که کارِت چقدر سخته،
‫ولی این رو هم می‌دونی که تخصص‌ـت

09:55.200 --> 09:56.920
‫یه جورایی تویِ خون‌ـته

09:57.080 --> 09:59.680
‫خانم "نایروبی"، من تا حالا هیچ‌وقت
‫رئیسی مثه شما نداشتم

09:59.840 --> 10:01.720
‫یا اینه یا این‌که میریم سراغ گزینۀ دوم

10:01.880 --> 10:04.800
‫- گزینۀ دوم چیه؟
‫- همینطوری آزادی‌ـم که بریم، بدون مشکلی؟

10:04.960 --> 10:07.760
‫آره خیلی راحت آزاد میشین،
‫ولی دستِ خالی میرین بیرون

10:07.920 --> 10:10.360
‫خب چطوری یه میلیون یورو رو
‫از اینجا می‌بریم بیرون؟

10:11.520 --> 10:13.080
‫توی شُرت‌ـمون قایم‌ـش می‌کنیم؟

10:13.240 --> 10:16.800
‫آدرس پسرعمویی، دخترعمویی، رفیقی،
‫یکی رو بهم میدی

10:16.960 --> 10:21.640
‫منم مطمئن میشم که تا پنج، شش ماه
‫دیگه یه نامه به همراه پول‌ـت دریافت کنی

10:21.720 --> 10:23.440
‫- البته بعد از اینکه از این‌جا خارج شدی
‫- بازم بهش فکر کن

10:23.600 --> 10:26.240
‫اینکه بتونی پسرت رو با یه میلیون
‫زیر بالش‌ـت بزرگ کنی، فرق می‌کنه

10:26.520 --> 10:27.400
‫پس...

10:27.560 --> 10:28.480
‫آزادی

10:30.680 --> 10:31.720
‫یا پول

10:32.120 --> 10:33.360
‫یک میلیون

10:37.920 --> 10:39.440
‫یه دوربینی توی ورودیِ

10:39.600 --> 10:41.000
‫دستشویی‌ها گذاشته بودن

10:41.840 --> 10:44.360
‫و توی این راهرو هم فکر کنم
‫یه دونه دیگه گذاشته بودن

10:44.720 --> 10:48.300
‫پس منظورت اینه که غیر از دوربین‌های ساختمون،
‫خودشون‌ـم چند تا دوربین اضافه‌تر نصب کردن

10:48.300 --> 10:49.780
‫بله، اون دوربینا فرق می‌کردن

10:49.840 --> 10:51.920
‫ما داشتیم براشون یه تونل می‌کَندیم

10:53.160 --> 10:54.240
‫تونل توی زیرزمین بود

10:55.120 --> 10:57.080
‫کلی هم مُهمّات داشتن

10:58.080 --> 11:00.500
‫انقدری بود که واسه یه جنگ کافی باشه،
‫کلی جعبه پُر از گلوله و

11:02.360 --> 11:04.320
‫مواد منفجره و بمب داشتن

11:06.760 --> 11:09.840
‫بله، این سه نفر جزئی از گروه‌ـشون بودن

11:11.120 --> 11:14.760
‫هشت نفر بودن، که دو نفرشون هم خارجی بودن

11:15.160 --> 11:17.280
‫می‌تونی بگی کدوم‌ـشون پروفسور بود؟

11:20.440 --> 11:22.720
‫اسم‌هاشون اسمِ شهرها بود

11:23.240 --> 11:24.120
‫"برلین"

11:24.280 --> 11:25.920
‫- "مسکو"
‫- "دنور"

11:26.080 --> 11:27.960
‫- "نایروبی"
‫- "هلسینکی"

11:28.120 --> 11:29.800
‫- این "توکیو"ـه
‫- این یکی "ریو"ـه

11:29.960 --> 11:31.680
‫از همه‌ـشون بی‌خطرتر بود

11:32.080 --> 11:33.320
‫معمولاً مراقب "الیسون" بود

11:35.680 --> 11:38.520
‫یعنی محل نگهداری "الیسون" با بقیۀ
‫گروگان‌ها متفاوت بود؟

11:38.880 --> 11:40.460
‫بله، بعضی اوقات جداش می‌کردن از بقیه

11:40.520 --> 11:42.560
‫یکی از خارجی‌ها زخمی شده

11:43.120 --> 11:44.280
‫یا شایدم مُرده

11:44.840 --> 11:46.880
‫ما با یه لوله محکم زدیم تویِ سرش

11:47.320 --> 11:48.720
‫اسمش "اسلو" بود

11:53.920 --> 11:55.840
‫باید منو ببخشید، می‌تونید
‫یه کمی استراحت کنید

11:55.920 --> 11:58.440
‫می‌تونید اگه خواستید یه مقداری قهوه
‫میل کنین یا یه چیزی بخورین

11:58.520 --> 12:00.080
‫- باشه
‫- "لوبو"، ببرش بیرون

12:06.400 --> 12:07.560
‫بیا بشین

12:19.000 --> 12:20.600
‫این عینکِ "آنجل"ـه

12:21.840 --> 12:24.680
‫یه دونه میکروفن داخل‌ـش گذاشته بودن،
‫یه مدل "کی‌لاک 20-10" بوده

12:24.760 --> 12:26.320
‫که بازۀ صوتی‌‍ش 1500 متری میشه

12:27.240 --> 12:29.840
‫یحتمل وقتی با بقیۀ امدادرسان‌ها
‫وارد اونجا شده بود، این کارو کردن

12:31.800 --> 12:33.040
‫"آنجل" خیانت‌کار نبوده

12:36.120 --> 12:37.000
‫"راکل"

12:39.440 --> 12:41.520
‫می‌دونم الان چی
‫توی ذهنت می‌گذره

12:42.640 --> 12:45.880
‫ولی تو فقط داشتی وظیفه‌ـت رو انجام
‫می‌دادی. ما هم بودیم همین‌کارو می‌کردیم

12:48.280 --> 12:49.960
‫تمومِ مدارک علیه "آنجل" بود

12:50.760 --> 12:52.280
‫من خودمم اشتباه کردم دیگه

12:57.640 --> 12:59.640
‫مسؤول دومِ بحران سرقتِ

12:59.720 --> 13:01.360
‫ضراب‌خانۀ ملی پول و تمبر پس از

13:01.440 --> 13:03.640
‫سانحۀ تصادف با اتومبیل‌ـش،
‫در کما رفته است

13:31.720 --> 13:33.520
‫شما یک پیام جدید دارید

13:34.120 --> 13:37.480
‫"راکل"، منم دوباره
‫بهم زنگ بزن، صندوق تماس‌هات پُر شده

13:37.560 --> 13:39.540
‫طرف رو پیدا کردیم،
‫گوش کن، طرف رو گیر انداختیم

13:39.620 --> 13:42.000
‫کسی که از بیرون بهشون کمک
‫می‌کرد رو پیداش کردیم

13:42.080 --> 13:44.840
‫آره، "سلوا"ـه، طرف "سلوا"ـه
‫"سلوا"، همون که شراب سیب درست می‌کنه

13:45.080 --> 13:47.920
‫اون بود که توی اسقاطی بود. اون بود
‫که اون یارو روسیه‌ای‌ـه رو تهدید کرد

13:48.000 --> 13:52.020
‫لعنتی داره ازت سوء استفاده می‌کنه. اثرِ
‫انگشت‌هاش رو تونستن توی ماشینِ گشت پیدا کنن

13:52.080 --> 13:54.520
‫بهت نزدیک‌تر شده تا در مورد تحقیقات‌‍مون
‫اطلاعات بیشتری بگیره

13:54.600 --> 13:55.480
‫داره ازت استفاده می‌کنه

13:56.080 --> 13:58.000
‫برای پاسخگویی به تماس، عدد...

14:05.520 --> 14:08.040
‫سلام، "راکل" هستم
‫در حال حاضر نمی‌تونم پاسخگوی تماس‌‍تون باشم

14:08.120 --> 14:10.800
‫اگه تماس‌‍تون ضروری‌‍ه،
‫بعد از شنیدنِ صدای بوق پیام بذارید

14:11.680 --> 14:14.760
‫صندوق پیام‌های صوتیِ شماره‌ای که
‫با آن تماس گرفته‌اید، پُر شده است

14:16.760 --> 14:18.680
‫"آنجل"، تموم شب رو داشت بهم زنگ می‌زد

14:20.000 --> 14:21.680
‫ولی من هیچ‌کدوم از تماس‌هاش رو جواب ندادم

14:23.760 --> 14:24.920
‫شونزده‌ بار بهم زنگ زده،

14:26.000 --> 14:27.480
‫16 بار!

14:27.920 --> 14:29.300
‫اون‌موقع من جواب تلفن‌‍ش رو ندادم

14:34.440 --> 14:35.360
‫"راکل"

14:37.080 --> 14:38.400
‫"راکل"، "آنجل"ـم

14:39.520 --> 14:41.400
‫گوش کن، ازت می‌خوام
‫تجدیدنظر کنی

14:42.320 --> 14:44.000
‫ببین، عصبانیتت رو درک می‌کنم

14:44.560 --> 14:47.520
‫- من خودمم...
‫- یا بلندگوها رو قطع کن یا صداشون رو کم کن

14:47.680 --> 14:50.560
‫...اولین دعوامون که نبوده.
‫شاید آدم عوضی‌ای باشم

14:50.960 --> 14:52.560
‫یا اصن هر چی که تو بگی،

14:53.000 --> 14:54.520
‫ولی من جاسوس نیستم

14:55.400 --> 14:57.240
‫به خدا من جاسوس نیستم

14:57.640 --> 14:59.200
‫راکل"، داری زندگی‌‍م رو به فنا میدی"

15:00.240 --> 15:01.200
‫باهام تماس بگیر

15:08.200 --> 15:09.080
‫"راکل"

15:10.400 --> 15:13.080
‫واسه چی جواب‌‍مو نمیدی؟

15:13.520 --> 15:16.440
‫ها؟ بعد از 15 سال که مثه یه احمق لعنتی،

15:16.600 --> 15:18.420
‫باهات بودم، پیش‌‍ت بودم
‫این کارو باهام می‌کنی

15:18.480 --> 15:21.300
‫واسه این نبوده که صرفاً بهت نزدیک‌تر
‫بشم، نه، به خاطر دوستی‌‍مون بوده

15:21.440 --> 15:22.920
‫واسه عشق بوده، می‌فهمی چی میگم؟

15:23.840 --> 15:24.720
‫واسه عشق بوده

15:30.240 --> 15:33.040
‫کارم به جایی رسیده بود که می‌خواستم
‫با همه‌چی و همه‌کس قطع رابطه کنم

15:33.120 --> 15:36.620
‫از شر "ماری کارمن" خلاص شم تا به یه
‫هرزه‌ای برسم که حتی "پریتو" هم نمی‌خواد بُکُنَتِش

15:36.680 --> 15:38.860
‫می‌فهمی چی میگم؟ آره، هرزه‌ای،

15:38.880 --> 15:42.720
‫یه هرزۀ خودخواه و عقده‌ای هستی
‫یه جندۀ لعنتی هستی، جندۀ عوضی

15:42.800 --> 15:44.160
‫یه کُس‌لیسِ

15:44.760 --> 15:46.400
‫بی‌روحی، لعنتی، خیلی...

16:02.360 --> 16:05.240
‫قبل از اینکه بیُفتی روی زمین،
‫چند تا مُشت رو می‌تونی تحمل کنی؟

16:07.280 --> 16:09.360
‫اگه "راکل موریو" باشی، خیلی

16:10.960 --> 16:14.220
‫اما وقتی که در برابر مشکلات، زیادی
‫انعطاف نشون بدی یه مشکلاتی هم به وجود میاد

16:14.300 --> 16:16.500
‫توجه، بازرس "موریو" دارن
‫به در ورودی نزدیک میشن

16:16.560 --> 16:19.360
‫اگه مُشت‌ها متوقف نشن، آخرش
‫صبر و تحمل‌ـت به سر میرسه و می‌خوری زمین

16:20.200 --> 16:21.520
‫و وقتی بخوری زمین،

16:21.600 --> 16:24.440
‫مثل این می‌مونه که تموم اون مُشت‌ها
‫همزمان بهت وارد شدن

16:24.640 --> 16:25.520
‫"راکل"!

16:26.280 --> 16:27.720
‫- "راکل"!
‫- "راکل"!

16:29.560 --> 16:30.440
‫"راکل"!

16:30.720 --> 16:32.080
‫"موریو" دیگه گوش نمی‌کرد

16:35.440 --> 16:36.320
‫دیگه فکر نمی‌کرد

16:37.600 --> 16:38.960
‫فقط داشت راه می‌رفت

16:46.320 --> 16:47.760
‫فقط جسم‌ـش اونجا بود

16:48.560 --> 16:50.520
‫و دنبال این بود که به همۀ
‫اون قضایا تمومی بده

16:50.960 --> 16:51.840
‫"راکل"!

16:58.480 --> 16:59.360
‫بیا بریم!

17:02.880 --> 17:03.960
‫بریم، بریم!

17:07.440 --> 17:10.200
‫معذرت می‌خوام، دقیقاً متوجه نشدم

17:14.680 --> 17:15.560
‫آزادی

17:18.600 --> 17:20.600
‫- گفتم می‌خوام...
‫- نه، نه

17:22.320 --> 17:25.440
‫وایسا، قبل اینکه یه جواب جدی
‫بهم بدی، می‌خوام...

17:25.680 --> 17:28.240
‫دوس دارم که چند تا مسأله رو
‫در نظر بگیری

17:29.760 --> 17:31.480
‫اولی‌‍ش اینه که...

17:32.880 --> 17:34.360
‫باید در نظر داشته باشی

17:35.680 --> 17:37.520
‫که من و تو با هم یه رابطه‌ای داریم

17:41.280 --> 17:42.600
‫و دومی‌‍ش اینه که

17:43.720 --> 17:47.120
‫آزادی می‌تونه موقعیت‌های
‫غیر قابل انتظاری رو رقم بزنه،

17:48.360 --> 17:52.920
‫شاید باعث ایجاد خطرات و چیزای
‫خیلی بدی بشه، که واسه من شخصاً، ترسناک‌‍ن

17:55.920 --> 17:57.880
‫می‌دونی که جوجه عقاب‌ها

17:58.960 --> 18:00.960
‫قبل از موعد مقرر سقوط می‌کنن

18:01.640 --> 18:04.200
‫و با تخته‌سنگ‌ها برخورد می‌کنن؟
‫من از یه همچین چیزایی می‌ترسم

18:04.920 --> 18:07.880
‫یا بچه‌خرگوش‌ها، خرگوشای کوچیک،
‫که توی لونه‌‍شون هستن

18:08.840 --> 18:10.720
‫طلوع آفتاب رو می‌بینن،

18:11.240 --> 18:12.160
‫و میان بیرون،

18:19.160 --> 18:23.360
‫اون‌موقع یه گُرگ‌‍م با یه گاز،
‫گردن‌‍شون رو می‌‍شکنه

18:29.400 --> 18:31.120
‫از یه همچین چیزایی هم می‌ترسم

18:32.920 --> 18:34.440
‫نه "آریادنا"؟ چون...

18:36.160 --> 18:40.080
‫شاید الان، توی این لحظات به خصوص،
‫ترک‌کردنِ اینجا...

18:40.160 --> 18:41.560
‫یه مقداری خطرناک‌تر از موندن

18:43.240 --> 18:44.240
‫توی اینجا به نظر برسه

18:47.520 --> 18:50.320
‫منم که اصلاً دوس ندارم خدایی نکرده
‫اتفاق بدی برات بیُفته، "آریادنا"

18:56.160 --> 18:58.240
‫البته اینو هم دوس ندارم که
‫خیلی تحت فشار بذارم‌‍ت

19:00.360 --> 19:03.120
‫یه همچین چیزی رو نمی‌خوام
‫بهت 2 ساعت وقت میدم که در موردش فکر کنی

19:14.040 --> 19:15.280
‫من باید برم

19:17.120 --> 19:19.000
‫من حامله‌‍م،
‫باید برم یه متخصص زنان رو ببینم

19:19.440 --> 19:21.160
‫خب البته باید یه جراح ارتوپد رو هم ببینم

19:21.240 --> 19:24.200
‫یا هر دکتری که لازم‌‍ه رو ببینم،
‫نمی‌دونم چه متخصصی رو واسۀ

19:24.280 --> 19:25.460
‫زخم گلوله توی پام باید ببینم

19:25.520 --> 19:28.000
‫باید یه پزشک‌داخلی رو ببینی، مگه نه؟
‫چه می‌دونم

19:28.600 --> 19:29.880
‫بذار ببینم، چه مشکلی هست؟

19:30.600 --> 19:32.580
‫یعنی چند میلیون یورو
‫واسه‌‍ت خیلی جذاب نیس؟

19:33.000 --> 19:35.320
‫- با اون پول می‌تونی واسه همیشه از اینجا بری
‫- بستگی داره

19:35.440 --> 19:37.760
‫اگه به خاطر زخمم "قانقاریا" بگیرم
‫و تا آخر عمرم لَنگ بزنم

19:37.820 --> 19:39.740
‫اگه یه همچین اتفاقی بیفته هم
‫در موردش یه تصمیمی می‌گیریم بالاخره

19:40.040 --> 19:41.800
‫لازم نیس انقدر بدبین باشی که

19:42.880 --> 19:43.760
‫تموم حرف‌‌‍م همین‌‍ه

19:44.560 --> 19:47.600
‫بعدشم، اینجا که وضع‌‍ت خیلی خوبه، نیس؟

19:48.200 --> 19:52.440
‫مگه اتاق‌خواب شخصی خودت، یعنی
‫سوییت سلطنتی "مونیکا گتمبید" رو نداری؟

19:57.120 --> 19:58.720
‫شاید اگه بری حتی دل‌‍ت برامون...

20:01.120 --> 20:02.240
‫تنگ بشه

20:03.840 --> 20:05.640
‫واسه چی اصرار داری بمونم؟

20:16.760 --> 20:18.440
‫عاشق‌‍م که نشدی، شدی؟

20:22.080 --> 20:23.160
‫نباید شده باشی

20:24.320 --> 20:26.360
‫گوش کن، منو ببین، جدی هستی؟

20:27.800 --> 20:30.280
‫- خب حالا اگه جدی باشم چی؟
‫- عجب

20:30.880 --> 20:33.920
‫- آخه نمیشه که توی 60 ساعت عاشق یه نفر شد
‫- خب، توی این 60 ساعت،

20:34.440 --> 20:37.880
‫توی این 60 ساعت بهت شلیک کردم،
‫گلوله رو ازت خارج کردم،

20:38.280 --> 20:41.020
‫تو فهمیدی که حامله‌ای، بعدش می‌خواستی
‫سقط کنی، بعدش گفتی نگه می‌داری

20:41.100 --> 20:42.620
‫تصمیم گرفتی با دوس‌پسرت به هم بزنی

20:43.760 --> 20:44.880
‫با من سکس کردی

20:46.240 --> 20:49.100
‫اگه 24 ساعت دیگه پیش هم باشیم،
‫بعید نیس ازت خواستگاری کنم که ازدواج کنیم

20:49.120 --> 20:51.360
‫دوباره 24 ساعت بعدش‌‍م، از هم طلاق می‌گیریم

20:52.760 --> 20:54.760
‫اصن زمان چه اهمیتی داره داخل اینجا؟

20:55.600 --> 20:57.560
‫- آخرش زمان چیزی‌‍ه که...
‫- خیلی‌خب

20:59.520 --> 21:00.400
‫خیلی‌خب، چی؟

21:01.280 --> 21:02.160
‫می‌مونم

21:06.760 --> 21:11.000
‫ولی واسه اینکه ازدواج کنیم و اینا
‫باید وقت بیشتری بهم بدی

21:11.600 --> 21:13.600
‫چه می‌دونم، مثلاً باید 16-17 دقیقه
‫بیشتر وقت بدی

21:37.240 --> 21:39.400
‫تلفن ناشناس "راکل"

22:18.440 --> 22:19.320
‫الو؟

22:20.320 --> 22:23.000
‫معذرت می‌خوام مجدداً باهاتون تماس گرفتم
‫مادر "راکل" هستم

22:23.080 --> 22:25.400
‫چون اون روز خیلی به دخترم
‫نزدیک بودین تماس گرفتم

22:25.480 --> 22:29.160
‫راستش یه پیام ضروری از طرف
‫کاراگاه "آنجل" براش دارم

22:29.840 --> 22:33.080
‫و هر کاری کردم نتونستم باهاش تماس بگیرم
‫الان نزدیک‌‍ش هستین؟

22:33.200 --> 22:35.320
‫الان که نه،
‫ولی تا چند لحظه دیگه قراره ببینم‌‍ش

22:35.480 --> 22:38.040
‫اگه بهم پیام رو بگین،
‫شاید بتونم بهش منتقل کنم و بهش بگم

22:38.120 --> 22:40.880
‫خیلی خیلی ازتون ممنونم،
‫چون این پیام‌‍ه به نظر میرسه مهم باشه

22:40.960 --> 22:42.040
‫چه پیامی؟

22:42.400 --> 22:43.520
‫الان براتون می‌خونمش

22:45.840 --> 22:49.560
‫بله، "طرف رو پیدا کردیم،
‫اون لعنتی رو پیداش کردیم"

22:49.720 --> 22:53.320
‫"کسی که از بیرون بهشون کمک می‌کرد رو پیداش
‫کردیم. همون‌‍ه که شراب سیب درست می‌کنه"

22:53.400 --> 22:56.680
‫"همونی که توی اسقاطی بود،
‫همونی که اون یارو روسیه‌ای‌ـه رو"

22:56.840 --> 22:58.440
‫"تهدید کرد"، یه لحظه صبر کنید

22:59.760 --> 23:02.920
‫"اثر انگشت‌‍ش رو توی ماشین گشت پیدا کردن.
‫طرف رو پیدا کردیم"

23:03.000 --> 23:06.120
‫"تو راه‌‍م که بیام پیش‌‍ت توی چادر
‫اون‌موقع همه‌چی رو بهت میگم"

23:07.480 --> 23:08.640
‫همۀ چیزایی که گفتم رو نوشتید؟

23:09.600 --> 23:11.560
‫بله، نگران نباشین

23:11.720 --> 23:14.640
‫- پیام رو به دستش می‌رسونم
‫- بازم ازتون خیلی ممنونم

23:14.800 --> 23:16.560
‫- واقعاً ممنونم
‫- خواهش می‌کنم

23:29.160 --> 23:32.120
‫پروفسور این نقشه رو با بالاترین جزئیات
‫ممکن طراحی کرده بود

23:32.640 --> 23:36.200
‫تمامی حرکات پلیس‌ها،
‫تمامی اشتباهات احتمالی گروه،

23:37.400 --> 23:41.400
‫رفتار گروگان‌ها، تمامی متغیرها،
‫و خلاصه همه‌چی رو در نظر گرفته بود

23:42.000 --> 23:44.880
‫اون‌موقع وقتی فکر می‌کرد همه چیز
‫تحت کنترل‌‍شه

23:44.960 --> 23:46.780
‫متوجه شد یه چیزایی هم هست
‫که فکرشون رو نکرده

23:46.800 --> 23:48.320
‫هیچ‌موقع به ذهن‌‍ش نرسیده بود

23:48.400 --> 23:50.880
‫که برای اینکه بخواد جلوی
‫به فنا رفتنِ کل نقشه رو بگیره

23:51.080 --> 23:52.400
‫احتمالاً مجبور بشه یه نفرو بُکُشه

23:58.160 --> 24:02.040
‫مادرِ زنی رو بُکُشه که کم‌کم
‫داشت عاشق‌‍ش می‌شد

24:03.160 --> 24:04.040
‫و البته

24:04.560 --> 24:06.320
‫هیچ‌کسی برای یه همچین
‫چیزی آمادگی نداره خب

24:18.600 --> 24:19.640
‫چی بهم تزریق کردی؟

24:20.480 --> 24:22.000
‫یه آرام‌بخش درون‌وریدی

24:22.480 --> 24:25.280
‫با گروگان‌ها حرف زدین دیگه؟
‫چی گفتن؟

24:27.440 --> 24:29.840
‫تا الان که تأیید کردن که
‫سارق‌ها دارن یه تونل می‌سازن

24:30.000 --> 24:32.120
‫داریم موقعیت دقیق‌‍ش رو پیدا می‌کنیم

24:33.560 --> 24:36.520
‫تا الان‌‍م چیزی که می‌دونیم،
‫اینه که تا دلت بخواد مسلح‌‍ن و مهمات دارن!

24:37.320 --> 24:38.200
‫"راکل"

24:39.480 --> 24:42.480
‫تو شایسته‌ترین آدمی هستی که
‫می‌تونه این عملیات رو هدایت و مدیریت بکنه

24:42.840 --> 24:44.880
‫ولی دیگه وقت‌‍شه که یه استراحتی به خودت بدی

24:50.160 --> 24:51.600
‫نگران هیچی نباش

24:51.960 --> 24:54.280
‫سرپرست داره میاد که جایگزین‌‍ت کنه که

24:54.960 --> 24:56.960
‫تو هم بتونی یه چند ساعتی رو بری خونه

24:57.520 --> 24:58.800
‫باید یه مقداری بخوابی

25:00.360 --> 25:01.640
‫می‌تونم یه تماس بگیرم؟

25:02.000 --> 25:02.880
‫حتماً

25:04.960 --> 25:05.840
‫بیا

25:20.280 --> 25:22.320
‫"سلوا"، "راکل"‍م

25:23.520 --> 25:27.360
‫ببین، باید بیای منو از اینجا ببری بیرون

25:28.400 --> 25:30.240
‫امروز بدترین روز زندگی‌‍مه

25:30.880 --> 25:33.760
‫باید از این چادر تا می‌تونم دور بشم،
‫از این شهر دور بشم

25:34.920 --> 25:36.600
‫"سلوا"، گوش میدی؟

25:36.760 --> 25:38.440
‫نمی‌تونم، یه کاری هست که باید انجام بدم

25:40.280 --> 25:41.800
‫باشه، مسأله‌ای نیس، متوجه‌‍م

25:42.200 --> 25:43.400
‫اینکه اینطوری زنگ بزنی

25:44.360 --> 25:45.640
‫یه مقداری...

25:55.680 --> 25:57.320
‫- صبح به خیر
‫- سلام

25:58.160 --> 25:59.200
‫بفرمایید؟

25:59.560 --> 26:02.000
‫"سلوا" هستم، دوستِ دخترتون

26:03.120 --> 26:06.000
‫- تلفنی با هم صحبت کرده بودیم
‫- آها، بله، بله

26:09.000 --> 26:10.080
‫بفرما داخل، بیا تو

26:10.360 --> 26:11.240
‫ممنون

26:11.680 --> 26:12.560
‫ممنون

26:21.680 --> 26:22.560
‫بیا داخل

26:33.880 --> 26:34.760
‫واکنشی نشون نمیده

26:37.000 --> 26:38.320
‫نمی‌خوام بدبین به نظر برسما،

26:38.400 --> 26:41.420
‫ولی فکر کنم آسیبی که به مغزش وارد شده،
‫یه آسیبی‌‍ه که دیگه نمیشه درستش کرد

26:42.200 --> 26:44.600
‫چی؟ مگه جراح مغز و اعصابی؟

26:44.760 --> 26:45.840
‫هنوز که نمی‌دونیم

26:46.280 --> 26:48.040
‫باید ببریم‌‍ش بیمارستان

26:48.200 --> 26:50.240
‫شاید هنوزم وقت باشه
‫که بتونن معالجه‌‍ش کنن

26:50.480 --> 26:51.840
‫هیشکی از اینجا خارج نمیشه

26:52.320 --> 26:55.120
‫می‌فهمی چی میگم؟ حالا چه اون سوراخ
‫حفاری شده باشه چه نشده باشه

26:55.180 --> 26:57.880
‫- خودت که می‌دونی پروفسور چی گفت
‫- گور بابای پروفسور

26:57.940 --> 27:00.400
‫وقتی اون 16تا گروگان داشتن فرار می‌کردن
‫پروفسور کجا بود؟

27:00.480 --> 27:03.120
‫وقتی که داشتن کلۀ "اسلو" رو
‫کُتلت می‌کردن کجا بود؟

27:03.960 --> 27:07.360
‫درها رو باز می‌کنیم، با پلیس تماس می‌گیریم
‫و میذاریم امدادرسان‌ها وارد بشن و ببرنش

27:07.520 --> 27:11.840
‫چی واسه خودت بلغور می‌کنی؟
‫قوانین واضح‌‍ن، هیشکی خارج نمیشه

27:11.920 --> 27:14.100
‫همه‌‍مون این قوانین رو قبول کردیم،
‫"اسلو" هم همینطور

27:14.160 --> 27:15.920
‫16 تا گروگان فرار کردن

27:16.000 --> 27:17.960
‫قوانین عوض شدن

27:18.120 --> 27:21.040
‫گروگان‌ها که نمی‌دونن اینجا
‫چه اتفاقی داره می‌اُفته، ولی "اسلو" می‌دونه

27:21.120 --> 27:23.460
‫خب که چی؟ وقتی که حتی نمی‌تونه حرف بزنه

27:23.480 --> 27:26.480
‫حتی اگه بتونه حرف‌‍م بزنه، بهمون
‫خیانت نمی‌کنه. اصن بیاین رأی‌گیری کنیم

27:26.680 --> 27:28.280
‫اینجا که قرار نیس همه‌پرسی داشته باشیم

27:28.340 --> 27:29.460
‫نه، قرار نیس داشته باشیم

27:31.400 --> 27:33.920
‫درها رو باز می‌کنیم

27:34.280 --> 27:35.880
‫بعدش‌‍م میذاریم "اسلو" خارج بشه

27:36.360 --> 27:38.160
‫هیشکی از اینجا خارج نمیشه

27:38.840 --> 27:39.720
‫"برلین"

27:45.040 --> 27:46.220
‫"اُسلو" از اینجا بیرون نمیره

27:56.760 --> 27:59.560
‫قبل از اینکه وارد اینجا بشیم
‫با "اسلو" حرف زدم

28:00.720 --> 28:02.680
‫زخمی‌شدن‌‍ش اهمیتی نداره براش

28:04.760 --> 28:06.280
‫ترجیح میده بمیره ولی وارد زندان نشه

28:08.400 --> 28:09.440
‫می‌فهمی؟

28:12.520 --> 28:13.400
‫آره

28:21.760 --> 28:23.040
‫من خودم از "اسلو" مراقبت می‌کنم

28:42.640 --> 28:45.560
‫خونۀ خیلی قشنگی دارینا

28:45.840 --> 28:46.920
‫خیلی ممنون، لطف داری

28:47.680 --> 28:51.600
‫"راکل" خونه نیستش
‫بیچاره خیلی کار می‌کنه

29:03.160 --> 29:05.480
‫می‌خواستم واسه خودم قهوه بریزم
‫تو هم می‌خوای برات بیارم؟

29:07.400 --> 29:10.200
‫- نمی‌خوام زحمتتون بدم
‫- فقط چند دقیقه وقت می‌گیره

29:10.560 --> 29:13.760
‫- خب، اگه اینطوره که خیلی ممنون میشم
‫- خیلی خب. بگیر بشین

29:50.840 --> 29:53.200
‫هزاران راه برای کُشتنِ
‫یه پیرزن وجود داره،

29:53.960 --> 29:55.920
‫ولی پروفسور که یه قاتل مزدور نبود که

29:57.080 --> 30:01.040
‫اون بیشتر یه بازیکن شطرنج بود
‫دنیای جرم و جنایت زیادی واسه‌‍ش بزرگ بود

30:04.800 --> 30:07.400
‫واسه همین یه راه تمیزتر و
‫هوشمندانه‌تری واسه این کار انتخاب کرد

30:09.440 --> 30:13.000
‫2.5 میلی‌گرم "دی‌اُکسین"
‫توی قهوۀ یه پیرزن می‌ریزی

30:16.120 --> 30:18.600
‫صبر می‌کنی تا به خاطر این دارو
‫ایست قلبی کنه

30:20.000 --> 30:21.040
‫بعدشم ناپدید میشی

30:23.640 --> 30:24.600
‫شکر می‌خواین؟

30:26.120 --> 30:27.720
‫بله لطفاً، سه قاشق

30:28.240 --> 30:29.720
‫پس دوس داری حسابی شیرین باشه، نه؟

30:31.800 --> 30:32.820
‫آره اینطوری دوس دارم

30:33.200 --> 30:34.280
‫خب نباید اینطوری باشه

30:44.760 --> 30:46.760
‫سه قاشق شکر و یه قاشق هم دی‌اُکسین

30:47.120 --> 30:49.600
‫توی یه رُبع وقت راحت سکته قلبی رو می‌زنه

30:49.960 --> 30:52.480
‫تا نیم‌ساعت بعدش‌‍م "راکل"
‫جسد مامانش رو پیدا می‌کنه

30:52.560 --> 30:54.640
‫یک ساعت بعدش، پزشک قانونی

30:54.720 --> 30:58.260
‫اجازۀ ترخیص جسد رو میده چون دلیل مرگ رو عارضۀ
‫قلبی عروقی و در نتیجه ایست قلبی تشخیص میده

30:58.340 --> 31:00.140
‫هیچ اثری از خشونت هم پیدا نمی‌کنه،

31:00.200 --> 31:02.600
‫قربانی کهولت سن داره، در هم بسته‌‍ست،
‫اونم توی خونه‌‍شه

31:02.680 --> 31:05.940
‫بنابراین کالبدشکافی‌ای هم در کار نخواهد
‫بود، و پروفسور هم همۀ اینا رو می‌دونه

31:06.020 --> 31:06.900
‫ممنونم

31:07.000 --> 31:08.200
‫ساده و تر و تمیز

31:29.080 --> 31:31.080
‫دخترم دیشب نیومد خونه

31:33.680 --> 31:34.920
‫پیشِ تو بود؟

31:36.800 --> 31:37.680
‫خب...

31:38.920 --> 31:40.200
‫خب راستش، آره پیش‌‍م بود

31:40.800 --> 31:42.760
‫دیروز همدیگه رو دیدیم

31:43.080 --> 31:43.960
‫خوبه

31:49.760 --> 31:50.960
‫با هم عشق‌بازی هم کردین؟

31:55.840 --> 31:56.720
‫خب...

31:58.920 --> 32:00.440
‫راستشو بخواین آره

32:01.280 --> 32:02.160
‫خوشحالم

32:03.480 --> 32:06.560
‫ببخشید انقدر فضولی می‌کنم توی زندگی‌‍تون،
‫ولی واقعاً خوشحال شدم از شنیدن‌‍ش

32:07.720 --> 32:12.480
‫دخترم شدیداً محتاج اینه که دوس داشته بشه
‫و یه نفرم باهاش عشق‌بازی کنه

32:15.920 --> 32:17.600
‫آدمی که آدمِ واقعاً خوبی باشه

32:20.560 --> 32:22.120
‫تو هم انگاری آدم خوبی هستی

32:24.560 --> 32:26.040
‫از چشمات معلوم‌‍ه

33:34.000 --> 33:35.200
‫خیلی ببخشید

33:35.880 --> 33:37.040
‫حواس‌‍م نبود انداختم‌‍ش زمین

33:37.200 --> 33:41.360
‫هر چی پیرتر میشیم،
‫دست‌ و پا چُلُفتی‌تر میشیم

33:41.800 --> 33:42.880
‫باید ببخشی

34:11.520 --> 34:13.120
‫"اُسلو" دیگه نمی‌تونه صحبت کنه

34:14.480 --> 34:15.760
‫من خیلی متأسفم، خیلی...

34:16.640 --> 34:18.720
‫- ناراحت‌کننده‌‍س شنیدن‌‍ش
‫- در مورد قضیۀ فرار چیزی می‌دونستی؟

34:19.680 --> 34:20.560
‫نه

34:21.880 --> 34:23.200
‫"دنور" بهم گفت

34:25.840 --> 34:27.080
‫گفت که تو از فرار خبر داشتی

34:28.200 --> 34:30.000
‫اونطوری که اون گفته که نمی‌دونستم

34:30.240 --> 34:32.800
‫حدس زدم می‌خوان فرار کنن،
‫واسه همین به "دنور" گفتم که کمک کنه

34:43.080 --> 34:44.960
‫با این لوله زدن‌‍ش

34:47.280 --> 34:48.320
‫از پُشتِ سر زدن‌‍ش

34:51.880 --> 34:53.040
‫"اسلو" دوست‌‍مه

34:54.600 --> 34:57.160
‫من و "اسلو"، با هم توی جنگ بودیم

34:58.160 --> 34:59.480
‫توی صلح بودیم،

35:01.000 --> 35:02.280
‫با هم دزدی می‌کردیم،

35:03.320 --> 35:04.800
‫با هم حبس می‌رفتیم

35:05.800 --> 35:06.960
‫"اسلو" دوستم‌‍ه

35:08.000 --> 35:09.320
‫می‌فهمی، "آرتورو"؟

35:12.880 --> 35:13.760
‫زانو بزن

35:46.400 --> 35:48.880
‫یعنی واقعاً فکر می‌کردی
‫که سعی نمی‌کنیم فرار کنیم؟

35:52.720 --> 35:54.240
‫که سعی نمی‌کنیم از خودمون دفاع کنیم؟

35:57.360 --> 36:00.280
‫که همینطوری اونجا می‌ایستیم
‫ببینیم چطوری ما رو می‌کُشین؟

36:02.120 --> 36:04.400
‫چطوری شکنجه‌‍مون می‌کنین،
‫چطوری بهمون تجاوز می‌کنین؟

36:09.680 --> 36:12.420
‫هزار و یک بار دیگه هم توی
‫چنین موقعیتی قرار بگیرم، همین کارو می‌کنم

36:12.480 --> 36:15.580
‫اگه قراره کاری کنی، کارَمو یه سره کن،
‫چون اگه تو منو نکُشی،

36:15.600 --> 36:17.400
‫ممکنه بعدش من تو رو بُکُشم

36:20.760 --> 36:22.120
‫اومده بودم اینجا کار کنم

36:25.600 --> 36:26.960
‫مثه روزای دیگه

36:30.000 --> 36:31.400
‫بدون اینکه به کسی آسیبی برسونم،

36:33.760 --> 36:35.500
‫صرفاً جهت اینکه وظیفه‌‍م رو
‫انجام داده باشم

36:37.200 --> 36:39.160
‫فکر کردی آدم خوبا کی هستن
‫توی این قضیه "هلسینکی"؟

36:41.600 --> 36:42.480
‫شمایین؟

36:43.840 --> 36:45.320
‫لطفاً کارمو سریع‌تر تموم کن

37:04.480 --> 37:07.680
‫لطف‌کن خاک‌انداز و تِی رو بردار بیار برام،
‫اونجا اون گوشه‌‍ن

37:07.760 --> 37:08.640
‫ممنون

37:09.560 --> 37:10.600
‫خودم تمیزش می‌کنم

37:22.680 --> 37:25.240
‫دیگه توی "آلماسان" زندگی نمی‌کنم،
‫الان توی "مادرید" زندگی می‌کنم

37:26.400 --> 37:28.600
‫دو تا دختر دارم: "راکل" و "لورا"

37:29.920 --> 37:31.840
‫هیچ‌وقت خونۀ آدمای پیر نمیرم

37:31.960 --> 37:34.360
‫"راکل" زنِ جدی‌ای‌‍ه، ولی منو
‫خیلی دوس داره

37:44.160 --> 37:45.040
‫ببخشید

37:48.960 --> 37:51.400
‫طرف رو پیدا کردیم، همون یاروئه
‫که شراب سیب درست می‌کرد

37:51.760 --> 37:54.080
‫اثرانگشت‌هاش رو توی ماشینِ گشت پیدا کردیم

37:54.800 --> 37:58.440
‫- میشه یه تماسی بگیرم با تلفن‌‍تون؟
‫- البته، مسأله‌ای نیس

38:09.600 --> 38:12.840
‫"راکل"، بازم منم
‫بهم زنگ بزن، صندوق پیام صوتی‌‍ت پُر شده

38:12.920 --> 38:14.800
‫طرف رو پیدا کردیم، گوش کن، پیداش کردیم

38:14.880 --> 38:17.440
‫اون یارویی که داره به سارق‌ها
‫از بیرون کمک می‌کنه رو پیدا کردیم

38:17.520 --> 38:20.440
‫آره، ،"اون یارو "سلوا"ـه، "سلوا"، "سلوا
‫همونی که شراب سیب درست می‌کنه

38:20.520 --> 38:23.200
‫توی اسقاطی هم همون بود، اون یارو
‫روسیه‌ای‌ـه رو هم تهدیدش کرده بود

38:23.280 --> 38:27.120
‫داره ازت سوء استفاده می‌کنه لعنتی
‫اثرانگشت‌هاش رو توی ماشینِ گشت پیدا کردن

38:27.200 --> 38:29.880
‫بهت نزدیک شده تا در مورد
‫تحقیقات‌ـمون، اطلاعات بگیره

38:31.160 --> 38:33.880
‫در صورتی که می‌خواهید پیام را دوباره
‫گوش کنید، عدد یک را فشار دهید

38:33.960 --> 38:35.920
‫برای حذف پیام، عدد 2

38:36.120 --> 38:38.480
‫برای ذخیره‌کردن پیام، عدد...

38:39.840 --> 38:42.040
‫پیام حذف شد
‫پیام جدیدی یافت نشد

38:49.080 --> 38:50.120
‫هیشکی جواب نمیده

39:02.200 --> 39:03.080
‫"سلوا"؟

39:04.920 --> 39:06.440
‫تو اینجا چه کار می‌کنی دیگه؟

39:09.520 --> 39:11.200
‫این کاری بود که باید انجام می‌دادم

39:13.080 --> 39:15.800
‫فقط مسأله اینه که باغچه‌‍ت رو
‫بد بلایی سَرِش آوردم

39:29.840 --> 39:31.120
‫دوست‌داشتنی نیس؟

39:33.400 --> 39:34.280
‫بهم گفت که

39:35.200 --> 39:36.560
‫با هم عشق‌بازی کردین

39:37.120 --> 39:38.840
‫- مامان
‫- چیه خب؟

39:39.200 --> 39:42.120
‫من که چیزی نگفتم،
‫احتمالاً خودشون فهمیدن

39:43.000 --> 39:43.880
‫وقت غذاس

39:48.080 --> 39:50.640
‫- یه کمی "پودینگ" دوس داری بخوری؟
‫- خب، بدم نمیاد امتحان کنم

39:50.720 --> 39:53.720
‫البته اگه اونم به اندازۀ این سوپ
‫خوشمزه باشه. بهترین سوپی بوده که

39:53.880 --> 39:56.000
‫- تا الان خوردم
‫- ممنونم

39:57.600 --> 40:00.240
‫عزیزم، انقدر با غذات بازی نکن دیگه
‫اصن هیچی نخوردی که

40:00.840 --> 40:02.000
‫به خاطر کارِشه

40:03.440 --> 40:04.960
‫خیلی بهش فشار وارد می‌کنه

40:05.120 --> 40:07.360
‫- گروگان‌گیری رو میگم، شنیدی که در موردش؟
‫- بله

40:07.440 --> 40:08.680
‫از کجاش براتون بگم

40:09.480 --> 40:12.360
‫مُدام پیگیرش‌‍م،
‫اخبارش رو کامل دنبال می‌کنم

40:13.600 --> 40:15.560
‫واقعاً اتفاقی که داره می‌اُفته وحشتناک‌‍ه

40:15.840 --> 40:17.120
‫خیلی نگران‌‍م می‌کنه

40:17.960 --> 40:19.860
‫دیروز هم داخل ساختمون
‫تیراندازی شده بود، درسته؟

40:20.040 --> 40:22.400
‫یه سری انفجارات هم صورت گرفته بود
‫نه، من واقعاً...

40:22.600 --> 40:25.120
‫اون آدما حسابی مسلح‌‍ن

40:25.200 --> 40:27.600
‫کی می‌دونه، یه روز ممکنه
‫یه اتفاق خیلی مخوف‌تر هم بیفته

40:28.320 --> 40:31.520
‫دیروز تیراندازی شده بود
‫حسابی مسلح‌‍ن

40:35.000 --> 40:36.680
‫حداقل سه تا ام16 دارن

40:36.840 --> 40:38.760
‫یه مسلسل زمینیِ "براونینگ" هم دارن

40:41.720 --> 40:43.520
‫"رتروکسیل"، دارویی‌‍ه که

40:43.680 --> 40:45.720
‫میزان خیلی غیرعادی‌ای‌‍ش رو
‫داخل "تولدو" سفارش دادن

40:45.780 --> 40:48.500
‫- آخرین فروش از کجا بوده؟
‫- اینجا، توی "پالمکه"

40:48.560 --> 40:49.760
‫هجدهم اکتبر

40:53.360 --> 40:55.280
‫معذرت می‌خوام، باید یه تماسی بگیرم

40:56.200 --> 40:57.080
‫ولی عزیزم...

40:58.880 --> 41:00.240
‫هر روز همینطوری‌‍ه

41:01.720 --> 41:04.360
‫"سوارز"، بذارم روی بلندگو

41:04.560 --> 41:07.600
‫گوشی‌‍م رو به بلندگوها وصل کن
‫با بازرس داریم صحبت می‌کنیم

41:07.680 --> 41:09.560
‫- صداشو بلند کن
‫- خب، همه گوش کنین

41:09.640 --> 41:10.960
‫ازتون می‌خوام که همۀ

41:11.120 --> 41:12.800
‫مناطق روستایی که اجازۀ
‫شکار داده میشه رو

41:12.960 --> 41:15.460
‫توی شعاعِ 100 کیلومتریِ اون
‫داروخونه توی "پالمکه" رو پیدا کنین

41:15.540 --> 41:17.760
‫همین الان یه نقشه از "تولِدو" می‌خوام
‫دنبال یه نقشه بگرد

41:17.840 --> 41:20.280
‫- محدودۀ "پالمکه"
‫- اگه داروها رو از اونجا خریده باشن،

41:20.440 --> 41:22.000
‫یعنی به اونجا نزدیک هم بودن

41:22.800 --> 41:26.240
‫لعنتی، چطوری همچین چیزی رو زودتر نفهمیدیم؟
‫چون به یه جایی نیاز دارن

41:26.320 --> 41:29.880
‫که بتونن خودشون رو سازماندهی کنن، که
‫بتونن نقشه‌‍شون رو مرحله به مرحله آماده کنن

41:30.360 --> 41:33.160
‫احتمالاً قبل از ورود به ضراب‌خونه
‫مجبور بودن تمرین تیراندازی داشته باشن

41:33.960 --> 41:36.520
‫یه جایی باشن که تیراندازی‌هاشون
‫و انفجارهاشون

41:36.680 --> 41:38.680
‫باعث جلبِ توجه کسی نشه

41:38.760 --> 41:40.780
‫می‌خوام یه سری از واحدها
‫منطقۀ "پالمکه" رو تا

41:40.860 --> 41:43.340
‫شعاع 100 کیلومتری‌‍ش بررسی کنن،
‫نتایج رو هم خیلی سریع می‌خوام

41:43.400 --> 41:44.400
‫مستندات رو نشون بده

41:44.560 --> 41:46.400
‫باید یه منطقۀ روستایی 100 هکتاری باشه

41:46.560 --> 41:48.700
‫بگرد ببین همچین چیزی توی
‫زمین‌های ثبت‌شده پیدا می‌کنی

41:48.760 --> 41:50.440
‫که یه خونه هم داخل‌‍ش باشه

41:50.440 --> 41:53.160
‫- "سوارز"، به محض اینکه چیزی پیدا کردی بهم زنگ بزن
‫- باشه

41:55.760 --> 41:58.720
‫شنیدین که چی گفت. وقت واسه هدر دادن نداریم،
‫بیاین بگیریم‌‍شون، باشه؟

41:58.800 --> 42:02.000
‫اون منطقه، اون واحدها. همه‌‍شون رو
‫می‌خوام، همه‌‍شون رو هم همین الان می‌خوام

42:08.360 --> 42:09.240
‫بله؟

42:13.560 --> 42:14.480
‫حالت خوبه؟

42:15.520 --> 42:17.440
‫آره، یه کمی خسته‌‍م. بیا تو

42:18.720 --> 42:22.360
‫یه کمی هم گیج‌‍م
‫مجبور شدن بهم آرام‌بخش تزریق کنن

42:22.840 --> 42:25.200
‫و راستشو بخوای، به اینجور
‫چیزا عادت ندارم

42:25.640 --> 42:27.960
‫می‌فهمم، خودمم امروز خیلی فکرم آزاد نیس

42:29.880 --> 42:33.640
‫باید منو ببخشی "سلوا"، ولی باید یه
‫کمی دراز بکشم. یه کمی بخوابم

42:33.720 --> 42:34.840
‫باشه، حتماً

42:45.440 --> 42:47.640
‫الان وقتشه که دیگه یه تصمیمی بگیرین

42:49.320 --> 42:53.080
‫انتخاب‌‍تون میتونه این باشه که باهامون
‫همکاری کنید و یه میلیون یورو هم بگیرید

42:53.800 --> 42:56.760
‫یا آدمای درست‌کاری باشین و از اینجا برین

42:59.280 --> 43:00.280
‫آزادی

43:03.520 --> 43:04.400
‫یا یک میلیون یورو

43:07.360 --> 43:09.720
‫اگه باهامون بمونید
‫تا پایان این قضیه رو ببینید،

43:09.880 --> 43:13.760
‫دَمِ دَرِ خونه‌‍تون، 20.000 اسکناس
‫50 یورویی دریافت می‌کنین

43:14.360 --> 43:16.160
‫که براتون می‌ذاریم‌‍ش
‫توی یه کیسۀ پلمپ شده

43:16.320 --> 43:17.760
‫مثه یه گوشتِ رونِ خوک درست و حسابی

43:19.240 --> 43:21.600
‫اونایی که می‌خوان از اینجا برن،
‫لطفاً از خط بیاید جلوتر

43:43.400 --> 43:45.520
‫با اونایی که آزادی‌‍شون رو انتخاب کنن
‫چه کار می‌کنیم؟

43:46.240 --> 43:48.120
‫می‌بَریدشون پایین

43:48.680 --> 43:50.800
‫توی زیرزمین ضراب‌خونه

43:50.960 --> 43:52.560
‫و اونجا حبس‌‍شون می‌کنید

43:56.080 --> 43:57.680
‫می‌دونم کار خیلی بدی به نظر میرسه،
‫ولی...

43:59.440 --> 44:02.000
‫دقیقاً این آدما همونایی هستن
‫که ممکنه واقعاً بخوان شورش به پا کنن

44:02.320 --> 44:03.560
‫یعنی یه شورش دیگه

44:05.800 --> 44:07.440
‫و منم باید از شماها محافظت کنم

44:07.800 --> 44:09.360
‫واسه چی من نمی‌تونم از اینجا برم؟

44:09.520 --> 44:11.600
‫چون تو بهترین گروگان‌‍مونی عزیزم

44:13.080 --> 44:13.960
‫واقعاً؟

44:14.680 --> 44:16.660
‫جدی باید یه همچین چیزی رو
‫دیگه بهت توضیح بدیم؟

44:17.120 --> 44:18.520
‫برو کنار، سَرِ راهی

44:32.800 --> 44:37.160
‫خیلی‌خب، زمان داره می‌گذره.
‫یا الان یا هیچ‌وقت

44:37.560 --> 44:39.120
‫یا می‌تونین از خط عبور کنین

44:39.480 --> 44:40.840
‫و از اینجا برین بیرون

44:41.200 --> 44:43.840
‫یا پیش‌‍مون بمونید

44:44.960 --> 44:46.160
‫و یه میلیون یورو رو بگیرید

44:48.400 --> 44:49.280
‫خیلی خب

44:50.360 --> 44:52.880
‫اونایی که می‌خوان از اینجا برن،
‫دست‌هاتون رو بذارید روی سَرِتون

44:53.640 --> 44:56.040
‫از این‌طرف برین، از در میرین
‫به سمت محل بارگیری

44:57.680 --> 45:00.640
‫چیزی که پروفسور تونسته بود
‫بهش برسه این بود که گروگان‌ها رو تقسیم کنه

45:01.680 --> 45:04.240
‫به آدمایی که می‌خواستن شریک ما بشن

45:05.080 --> 45:07.880
‫و اونایی که همچنان می‌خواستن
‫قضایا رو برامون بُغرَنج کنن

45:09.120 --> 45:10.400
‫یا حداقل اینطوری فکر می‌کردیم

45:31.960 --> 45:33.280
‫بله "سوارز"

45:33.560 --> 45:37.340
‫بازرس، یه منطقۀ روستایی پیدا کردیم. با
‫مشخصاتی که مدنظرمون‌‍ه کاملاً مطابقت داره

45:37.920 --> 45:39.520
‫- کجاست؟
‫- نزدیک "پالمکه"‌‍س

45:39.680 --> 45:41.800
‫یه شهر کوچیکی‌‍ه که داروخونه هم
‫همونجاس. 640 هکتاره

45:41.960 --> 45:44.520
‫و یه زمین شخصی برای شکاره
‫یه خونه هم داخل زمین هست

45:44.680 --> 45:47.560
‫انقدری بزرگ هست که بشه داخل‌‍ش
‫برنامۀ یه سرقت به اون بزرگی رو طراحی کرد

45:48.520 --> 45:50.760
‫- چطوری پیداش کردی؟
‫- یه همسایه توی اون محله

45:50.920 --> 45:53.240
‫یه گروه از جوونا رو شبِ
‫"سن خوان" دیده بود که

45:53.760 --> 45:56.080
‫خیلی شبیه شکارچی‌ها به نظر نمی‌رسیدن،
‫ولی کل تابستون

45:56.160 --> 45:58.240
‫- صدای انفجارات‌‍شون رو می‌شنیده
‫- انفجارات!

45:58.400 --> 46:00.440
‫آره، انفجارات
‫دقیقاً نمی‌دونه که چی بودن

46:00.520 --> 46:03.840
‫ولی طرف مطمئن‌‍ه که اسلحۀ تیراندازی نبودن،
‫یا حداقل چیزی که شلیک می‌شده گلوله نبوده

46:03.920 --> 46:06.520
‫الان چندتا واحد رو به محل می‌فرستم
‫و یه تیم مداخله هم تشکیل میدم

46:06.580 --> 46:08.760
‫- چون احتمال مداخلۀ نظامی وجود داره
‫- خیلی خب

46:08.840 --> 46:12.040
‫اطلاعات رو روی گوشی‌‍م بفرست
‫به محض اینکه بتونم خودمو می‌رسونم اونجا

46:13.920 --> 46:16.320
‫"لوبو"، هماهنگی‌ها انجام شده
‫می‌تونیم بریم اونجا

46:16.400 --> 46:18.400
‫واحدهای 1، 2 و 3 همین‌الان آماده باشین

46:20.440 --> 46:23.880
‫"سلوا"، ببین، حالم خیلی خوب نیس

46:24.240 --> 46:25.400
‫می‌تونی تو رانندگی کنی؟

46:27.240 --> 46:29.360
‫- بله
‫- می‌خوام منو یه جایی ببری

47:08.600 --> 47:09.920
‫همه‌چی فردا شروع میشه

47:15.000 --> 47:15.880
‫"سرجیو"

47:20.800 --> 47:22.520
‫ازت می‌خوام یه قولی بهم بدی

47:24.280 --> 47:25.720
‫اگه برنامه به هم ریخت

47:27.160 --> 47:28.200
‫فرار کنی

47:30.320 --> 47:32.240
‫توی پناهگاه هم منتظرمون نمی‌مونی

47:33.480 --> 47:34.760
‫برنامه به هم نمی‌ریزه

47:35.960 --> 47:38.120
‫خودت‌‍م خوب می‌دونی که کل
‫نقشه ممکنه به هم بریزه

47:40.800 --> 47:44.000
‫فقط به یه شرط وارد اون ساختمون میشم
‫که تو بهم قول بدی، اگه همه‌چی به فنا رفت،

47:45.560 --> 47:47.080
‫نمی‌ذاری هیچ‌جوره بگیرنت

47:52.640 --> 47:54.200
‫نمی‌تونم یه همچین قولی بهت بدم

47:58.280 --> 48:01.960
‫یا همین الان بهم قول میدی یا دیگه سرگروهی
‫که مسؤول گروه باشه، نداری

48:04.840 --> 48:06.000
‫تو که منو می‌شناسی

48:12.360 --> 48:13.920
‫به هیچ مشکلی برنمی‌خوریم، "آندره"

48:17.080 --> 48:18.680
‫ما گروه "مقاومت‌"‍یم، مگه نه؟

48:24.520 --> 48:27.080
‫تموم زندگیِ پروفسور حولِ
‫یه موضوع می‌چرخید:

48:30.000 --> 48:31.160
‫مقاومت

48:34.280 --> 48:35.240
‫پدربزرگ‌‍ش

48:35.760 --> 48:39.680
‫کنار گروه‌های چریکی ایستادگی و مقاومت کرده بود،
‫تا بتونه فاشیست‌های ایتالیایی رو شکست بده

48:39.760 --> 48:41.580
‫اون بود که این آهنگ رو بهش یاد داده بود

48:43.800 --> 48:44.760
‫و بعدها

48:45.920 --> 48:47.160
‫پروفسور هم اونو به ما یاد داد

49:53.680 --> 49:56.520
‫شش کیلومتر مستقیم میری، بعدش
‫اولین خروجی سمت راست رو می‌پیچی

50:00.200 --> 50:02.480
‫"سلوا"، می‌تونی یه کمی سریع‌تر بری؟

50:02.640 --> 50:05.700
‫وقتی با منی جریمه نمیشی دیگه. الان
‫داری با سرعت 40 کیلومتر رانندگی می‌کنی

50:05.720 --> 50:09.760
‫آره، راس میگی. معذرت می‌خوام
‫یه کمی امروز خِنگ شدم

50:47.280 --> 50:48.280
‫همین‌جا منتظرم بمون

50:55.560 --> 50:58.480
‫هم سمت چپ و هم سمت راست

51:35.560 --> 51:38.840
‫هیشکی بدون پوشیدنِ لباس مخصوص
‫وارد نمیشه. هر کسی که حضورش ضروری نیس

51:39.680 --> 51:40.760
‫وارد محدودۀ 1 نمیشه

51:40.920 --> 51:41.840
‫متوجه شدین؟

51:42.160 --> 51:43.160
‫بله فهمیدیم

51:48.520 --> 51:52.120
‫انگار لاتاری برنده شده باشیم!
‫هر نوع "دی‌ان‌ای"ای که بخوایم اینجا هست

51:55.920 --> 51:58.000
‫واحدهای آزمایشگاهی و عکاسی رو
‫می‌خوام بیارین اینجا

51:58.080 --> 51:59.080
‫از همه‌چی عکس‌برداری کنین

51:59.240 --> 52:01.640
‫کل خونه رو باید بررسی کنین،
‫همه‌جاش رو زیر و رو کنید

52:06.560 --> 52:08.360
‫ما طبقۀ اول‌‍یم

52:16.200 --> 52:18.280
‫اینجا یه اتاق زیرشیروانی‌‍ه. فوق‌العاده‌‍ست

52:18.680 --> 52:20.560
‫باورت نمیشه که چی پیدا کردیم

52:21.880 --> 52:22.760
‫بازرس

52:25.680 --> 52:26.760
‫باید اینو ببینین

52:36.760 --> 52:38.240
‫همه‌چی روی دیواره

52:38.800 --> 52:41.480
‫برنامه‌های زمانی، عکس‌ها، نقشه‌ها

52:42.840 --> 52:44.240
‫کل نقشه‌‍شون اینجاس!

52:44.400 --> 52:45.520
‫گیرشون انداختیم بچه‌ها

52:48.120 --> 52:49.400
‫کارِشون تموم‌‍ه

53:13.000 --> 53:15.560
‫این داستان ادامه دارد
‫[در ادامه ترانۀ ایتالیایی
‫خداحافظ ای زیبا را می‌شنویم]

53:15.784 --> 53:35.784
‫تـرجـمـه و زیـرنـویـس
‫Samya

53:39.400 --> 53:41.400
‫♪ و آنان که از کنار قبر من ♪

53:41.424 --> 53:43.424
‫♪ گذر می‌کنند ♪

53:43.748 --> 53:47.248
‫♪ آه خداحافظ ای زیبا،
‫خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا! ♪

53:47.272 --> 53:48.872
‫♪ خداحافظ! خداحافظ! ♪

53:48.896 --> 53:50.896
‫♪ و آنان که از کنار قبر من ♪

53:50.920 --> 53:52.920
‫♪ گذر می‌کنند ♪

53:53.144 --> 53:55.144
‫♪ به من خواهند گفت ♪

53:55.168 --> 53:57.668
‫♪ چه گل زیبایی ♪

54:20.110 --> 54:22.110
‫♪ این گل از مبارزی ♪

54:22.134 --> 54:24.134
‫♪ روییده است ♪

54:24.358 --> 54:27.858
‫♪ آه خداحافظ ای زیبا،
‫خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا! ♪

54:27.882 --> 54:29.482
‫♪ خداحافظ! خداحافظ! ♪

54:29.506 --> 54:31.506
‫♪ این گل از مبارزی ♪

54:31.530 --> 54:34.030
‫♪ روییده است ♪

54:34.054 --> 54:39.054
‫♪ که برای آزادی جان باخت ♪

54:39.278 --> 54:49.278
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
