WEBVTT

00:06.040 --> 00:08.360
‫کیت ابزار جراحی که پروفسور بهمون داد کجاست؟

00:08.440 --> 00:10.440
‫- یه دونه چاقوی جراحی داخل‌ـشه
‫- دستِ "برلین"‌ـه.

00:11.600 --> 00:14.600
‫جراحا! برو وسایل‌ـشون رو بردار بیا اینجا.
‫زود باش

00:14.680 --> 00:16.520
‫- باشه.
‫- صبر کن! وایسا!

00:17.200 --> 00:18.520
‫لطفاً این یادداشت رو هم بهش بده!

00:30.840 --> 00:33.520
‫شنبه
‫ساعت 6:31 بعد از ظهر

00:38.120 --> 00:40.800
‫سی ‌و سه ساعت پس از شروع سرقت

01:22.800 --> 01:23.720
‫چیه؟

01:25.600 --> 01:27.600
‫بعضی وقتا توی تلویزیون آدمایی مثه تو هستن

01:28.840 --> 01:29.960
‫مثه من؟ مگه من مثه کی هستم؟

01:30.640 --> 01:31.560
‫دزدا

01:33.120 --> 01:36.520
‫ولی شبیه‌ـشون نیستی‌ها.
‫مشخصه که کارِت این نیس.

01:36.920 --> 01:37.800
‫چطور مگه؟

01:39.560 --> 01:41.120
‫به خاطر شکلی که اسلحه رو دستت گرفتی.

01:48.520 --> 01:51.000
‫فکر می‌کردم دختر سفیر باشی،
‫نه دخترِ "رامبو".

01:51.280 --> 01:53.560
‫خب، بابام همیشه می‌خواست یه پسر داشته باشه

01:54.480 --> 01:57.920
‫و از وقتی پنج ساله‌ـم شد همیشه
‫منو می‌بره تیراندازی

01:58.400 --> 02:00.400
‫تیراندازی؟ به چی؟

02:01.200 --> 02:02.560
‫به اون چوب‌های داخل شهربازی؟

02:04.160 --> 02:05.920
‫گرازهای وحشی، گوزن‌های قرمز،

02:06.360 --> 02:07.360
‫بزهای کوهی...

02:08.400 --> 02:11.720
‫بابام هم که بیشتر دوس داره
‫بوم‌شناس‌ها رو شکار کنه!

02:18.960 --> 02:20.400
‫ولی از اسلحه‌ها خوشم نمیاد

02:22.040 --> 02:23.600
‫یه بار، توی "نورویچ"...
‫[شهری در شرق انگلستان]

02:24.440 --> 02:27.960
‫اسلحۀ دوست بابام خود به خود شلیک کرد،

02:30.160 --> 02:31.200
‫منم همه‌چی رو دیدم.

02:34.360 --> 02:36.760
‫تیری که به پشتش خورده بود،
‫مردمی که جیغ می‌زدن...

02:37.960 --> 02:39.080
‫مثه وقتی میمونه که...

02:40.800 --> 02:44.120
‫یه تصادفی رو توی جاده می‌بینی و واسه همیشه
‫توی ذهنت باقی میمونه‌، اون...

02:45.240 --> 02:46.400
‫رنگ خون.

02:50.920 --> 02:51.840
‫به هر حال...

02:57.640 --> 02:59.160
‫داخلش تیری نیست، ببین؟

03:02.040 --> 03:03.080
‫نترس

03:15.960 --> 03:17.200
‫نظرت چیه دکتر؟

03:18.320 --> 03:19.320
‫زنده می‌مونم؟

03:19.960 --> 03:22.720
‫گلوله داخلِ...

03:23.120 --> 03:24.480
‫قفسۀ سینه‌ـت هست

03:25.600 --> 03:27.720
‫به هیچ کدوم از اعضای اصلی‌ـت
‫آسیبی نرسونده

03:28.360 --> 03:30.200
‫و منم نمی‌تونم شکستگی استخونی رو...

03:31.000 --> 03:32.120
‫ببینم

03:33.720 --> 03:35.320
‫هیشکی از یه همچنین گلوله‌ای نمی‌میره

03:37.320 --> 03:38.320
‫زود باشین آمادۀ کار بشین

03:38.920 --> 03:41.040
‫دِنور زمانی واسه هدر دادن نداشت

03:42.000 --> 03:44.120
‫- داروی بی‌هوشی
‫- "مونیکا" داشت خون از دست می‌داد

03:45.840 --> 03:47.760
‫اگه خیلی زود چاقوی جراحی رو برنمی‌داشت،

03:48.400 --> 03:50.720
‫دیگه اینکه از جونِ "مونیکا" گذشته بود،
‫عملاً بی‌فایده می‌شد.

03:50.960 --> 03:52.400
‫چه جور داروی بی‌هوشی‌ای استفاده می‌کنی؟

03:52.480 --> 03:55.000
‫در حالت‌هایی مثل این بهتره که
‫بی‌هوشی به صورت کامل انجام بشه

03:55.240 --> 03:56.120
‫نه

03:57.640 --> 03:59.720
‫بهتره همون محل رو بی‌حس کنی،

04:00.360 --> 04:04.800
‫که من و رفیقم بتونیم حین جراحی با همدیگه
‫صحبت داشته باشیم، مگه نه، "آرتوریتو"؟

04:13.840 --> 04:14.720
‫آروم باش، آروم باش

04:23.720 --> 04:24.960
‫خیلی خب، خیلی خب، همینه.

04:34.120 --> 04:35.320
‫اون ساعت واسه چیه اون موقع؟

04:35.480 --> 04:39.040
‫تا بتونیم مدت زمان بی‌حسی‌ رو کنترل کنیم،
‫25 دقیقه

04:39.200 --> 04:41.280
‫اگه حین جراحی مشکلی پیش بیاد،

04:41.360 --> 04:43.080
‫باید یه دُزِ دیگه بهش تزریق کنیم

04:45.800 --> 04:47.500
‫ساعت رو طوری بذار که صفحه نمایشش رو ببینم

04:51.520 --> 04:53.280
‫اون عمل برنامه‌ریزی شده بود

04:53.640 --> 04:57.600
‫و اونا هم مجبور بودن همونطور که بازرس
‫بهشون دستور داده بود دقیقاً 25 دقیقه طولش بدن

04:58.040 --> 05:00.840
‫اون شمارشگر اجازه می‌داد که اون 2 افسر پلیس
‫که ماسک "دالی" گذاشته بودن،

05:00.920 --> 05:02.360
‫بتونن وارد ضراب‌خونه بشن

05:02.920 --> 05:06.760
‫یا اگه برنامه درست پیش نمی‌رفت، 2 تا جسد
‫توی کانال تهویه باقی میموندن

05:07.480 --> 05:08.800
‫اسلحۀ لعنتی رو بندازش زمین

05:12.840 --> 05:15.240
‫داخلش تیری نیست،
‫بذارش زمین قبل از اینکه حسابی عصبی بشم

05:17.280 --> 05:18.880
‫یه گلوله هنوز داخل اسلحه هست

05:29.704 --> 05:32.104
‫♪ اگه باهات بمونم ♪

05:32.128 --> 05:34.328
‫♪ اگه اشتباه انتخاب کنم ♪

05:34.352 --> 05:36.852
‫♪ اصلاً واسم مهم نیست ♪

05:39.276 --> 05:41.576
‫♪ اگه قرار باشه الان ببازم ♪

05:41.600 --> 05:43.700
‫♪ ولی بعداً بِبَرم ♪

05:44.024 --> 05:47.524
‫♪ این تموم چیزی میشه که میخوام ♪

05:48.248 --> 05:52.748
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

05:53.472 --> 05:55.972
‫♪ راهمو گُم کردم ♪

05:57.896 --> 06:02.396
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

06:08.620 --> 06:10.420
‫♪ وقتمو هدر دادم ♪

06:10.444 --> 06:14.944
‫♪ ولی زندگیم همچنان ادامه داره ♪

06:15.268 --> 06:17.768
‫خانۀ اسکناس

06:18.092 --> 06:25.092
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

06:26.760 --> 06:28.000
‫"سوارز"، صدامو داری؟

06:28.320 --> 06:29.240
‫داخل کانال هستیم

06:29.720 --> 06:31.120
‫داریم به سمت هدف حرکت می‌کنیم

06:43.880 --> 06:45.880
‫برگرد و دست‌هات رو بذار پشت سرت

06:48.640 --> 06:49.520
‫همین الان!

06:53.520 --> 06:54.400
‫همین حالا!

06:56.160 --> 06:57.040
‫خب

06:58.240 --> 07:00.440
‫حالا چی؟ دیگه گردن‌کلفتی نمی‌کنی، نه؟

07:00.920 --> 07:02.800
‫یه کاری کن دیگه، بجنب

07:03.680 --> 07:04.560
‫شلیک کن

07:05.240 --> 07:07.080
‫دخترۀ دیوونۀ لعنتی،
‫زانو بزن ببینم

07:09.440 --> 07:10.320
‫چاقوی جراحی

07:10.400 --> 07:13.320
‫صبر کن، وایسا بینم.
‫من وسایل رو در اختیارش میذارم.

07:15.080 --> 07:16.000
‫چاقوی جراحی

07:22.200 --> 07:24.080
‫تا الان که حرف نداشتی،
‫مگه نه "آرتوریتو"؟

07:24.240 --> 07:25.960
‫اسم زن‌ـت رو اشتباهی گفتی

07:28.720 --> 07:29.960
‫البته، اینکه عادی‌ـه

07:31.840 --> 07:34.000
‫صبح‌ها با "مونیکا" جون می‌خوابیدی،

07:34.520 --> 07:35.960
‫عصرا رو هم با "لورا" می‌گذروندی...

07:36.640 --> 07:37.840
‫عادی‌ـه که قاطی کنی

07:40.000 --> 07:41.600
‫ولی من هر دوشون رو دوس دارم

07:43.160 --> 07:44.320
‫واقعیت اینه.

07:44.560 --> 07:48.320
‫وقتی جای من نیستی،
‫خیلی راحت می‌تونی قضاوت کنی. همه...

07:49.760 --> 07:51.520
‫فکر می‌کنن چه آدم پَستی هستی تو،

07:52.160 --> 07:53.920
‫چه آدم حرومزاده‌ای هستی.

07:54.280 --> 07:57.240
‫از من به دوره که بخوام قضاوت‌های اخلاقی
‫نسبت به کسی داشته باشم

08:12.120 --> 08:13.760
‫همۀ مسائلی که میگی رو می‌تونم درک کنم

08:15.280 --> 08:19.680
‫می‌تونی آزادانه در مورد هر چیزی که
‫خواستی باهام صحبت کنی

08:20.400 --> 08:22.640
‫خب، واقعیتش اینه که خیلی بدبختم

08:25.560 --> 08:28.160
‫یه آدم بدبخت که عاشق دو زن‌ـه

08:29.800 --> 08:32.840
‫و جسارتش رو هم نداره که یکی‌ـشون
‫رو انتخاب کنه

08:34.040 --> 08:36.240
‫و بین اون صحبت‌هایی که در مورد
‫خیانت‌کردن صورت می‌گرفت،

08:36.440 --> 08:38.080
‫"دنور" تونست چاقویی که نیاز داره رو بگیره

08:38.280 --> 08:41.800
‫و اون یادداشتی هم که "مونیکا" نوشته بود رو
‫طوری دور انداخت که انگار اصلاً وجود نداشته

08:42.480 --> 08:44.280
‫یا حداقل تلاشش رو کرد، چون "نایروبی"،

08:44.360 --> 08:47.520
‫همیشه توجه خیلی زیادی به جزئیات داره،
‫و این دفعه هم تونست متوجه این قضیه بشه

08:48.960 --> 08:52.200
‫- واسه چی یه همچین کار احمقانه‌ای کردی؟
‫- نمی‌دونم، ببخشید.

08:58.040 --> 08:58.920
‫ببخشید

08:59.400 --> 09:00.280
‫بخواب روی زمین!

09:16.040 --> 09:18.880
‫- 11 متر با ورودی فاصله دارین
‫- دریافت شد

09:19.520 --> 09:20.400
‫در حال حرکتیم.

09:25.720 --> 09:27.880
‫آشغالِ لوسِ عوضی!

09:28.880 --> 09:31.040
‫- معذرت میخوام
‫- خفه‌خون بگیر!

09:31.200 --> 09:33.440
‫دیگه نمی‌خوام از
‫داستان‌های زندگی‌ـت چیزی بدونم، خب؟

09:33.520 --> 09:35.920
‫من رفیق وامونده‌ـت نیستم، شیرفهم شدی؟

09:36.760 --> 09:39.160
‫باید خیلی آدم بدبختی باشی که واسه
‫دوستی با گروگان‌گیرت

09:39.240 --> 09:40.760
‫مجبور باشی اینطوری رو دست و پات بیفتی

09:57.120 --> 09:58.320
‫می‌دونی چیه؟

10:00.600 --> 10:03.040
‫فقط شش هفته‌ـست حامله‌ـم و...

10:03.880 --> 10:06.300
‫بیشتر از اینکه نگران جونِ خودم باشم،
‫نگران جون این بچه‌ـم...

10:06.840 --> 10:08.760
‫حتی عفونت هم جلوی اینکه بچه‌ـت تمومِ

10:08.840 --> 10:12.000
‫زندگی‌ـت میشه رو نمی‌تونه بگیره عزیزم.

10:13.400 --> 10:14.560
‫ببین، اسمت چیه؟

10:16.400 --> 10:18.560
‫"مسکو"، به من میگن "مسکو".

10:18.840 --> 10:19.800
‫ببین، "مسکو".

10:21.440 --> 10:22.440
‫سرپرست یه...

10:23.400 --> 10:24.400
‫بچه بودن چطوری‌ـه...؟

10:25.240 --> 10:26.520
‫منظورم، مادری کردن‌ـه براش.

10:28.760 --> 10:30.060
‫اینکه بتونی پدر و مادرش باشی...

10:33.240 --> 10:38.720
‫ببین، مادر یا پدر بودن یعنی یهو کلی مشکل

10:39.040 --> 10:42.480
‫صاف بریزه رو سرت و
‫این مشکلات تا آخر عمرت باهات باشن

10:43.640 --> 10:47.360
‫خلاصه بگم، تا آخر عمرت باید
‫نگران بچه‌ـت باشی

10:49.120 --> 10:51.240
‫اولش، سرماخوردگی‌های بچه‌ـت شروع میشه

10:51.360 --> 10:54.240
‫یعنی هر هفته به جای اینکه بری مشروب بزنی،

10:54.360 --> 10:55.880
‫باید بری اتاق اورژانس

10:56.080 --> 10:57.920
‫واسه‌ـم مهم نیس، اهل مشروب نیستم

10:58.280 --> 11:02.120
‫نمی‌دونی داری چه چیزی رو از دست میدی،
‫نمی‌دونی "پاچاران" چه مزۀ خوبی میده

11:02.280 --> 11:05.300
‫وقتی که توی تختش می‌خوابونی‌ـش و از
‫پیشش می‌خوای بری، مثل فرشته‌ها میمونه.

11:06.760 --> 11:07.960
‫بعدشم که مدرسه‌ـش هست

11:09.880 --> 11:10.760
‫ترسی که...

11:11.480 --> 11:13.080
‫همۀ پدر و مادرا دارن...

11:13.360 --> 11:16.800
‫اینکه بچه‌ـت اون آدم احمق باشه و
‫کتک خورِ کل کلاس بشه

11:16.920 --> 11:18.680
‫همین کاری که الان اسمش رو
‫گذاشتن "قلدری" کردن

11:19.120 --> 11:20.720
‫در واقع برای من که این قضیه متفاوت بود

11:21.680 --> 11:24.080
‫بچۀ من بود که بقیه رو کتک می‌زد

11:25.720 --> 11:27.600
‫همه‌ـش اخراج میشد

11:28.040 --> 11:30.400
‫خدا میدونه چندبار مدرسه‌ـش رو عوض کرد،
‫این قضیه

11:31.600 --> 11:34.480
‫و بعدشم که مامانش، طفلکی،
‫عادتای بدش رو داشت...

11:34.560 --> 11:35.880
‫اونقدرا هم که طفلکی نبود

11:37.680 --> 11:40.000
‫منو به امونِ خدا ولم کرد...

11:40.600 --> 11:41.720
‫که بشم نگهبان بچه‌ـمون!

11:43.000 --> 11:44.840
‫چون آخرش، تموم چیزی که می‌خوای...

11:46.640 --> 11:48.200
‫اینه که بچه‌ـت عادی باشه،

11:48.800 --> 11:51.960
‫اینکه آخرش به جای اینکه بره مدرسه،

11:52.840 --> 11:54.560
‫یه گوشه نیفته و مواد مصرف کنه.

11:57.880 --> 11:59.040
‫ولی پدر یا مادر بودن...

12:00.240 --> 12:02.120
‫واقعاً خوبه. خیلی...

12:03.160 --> 12:05.760
‫هی، نه، نه! "مونیکا"، طاقت بیار!

12:06.320 --> 12:08.720
‫منو ببین، منو ببین!
‫طاقت بیار عزیزم

12:08.800 --> 12:10.000
‫- زود باش، منو ببین!
‫- بابا!

12:10.080 --> 12:11.040
‫- آفرین
‫- چی شده؟

12:11.200 --> 12:12.520
‫- چی شده؟
‫- هیچی نشده، همه‌چی مرتبه

12:12.600 --> 12:14.400
‫- آره؟
‫- دمای بدنش زیادی بالاست

12:14.480 --> 12:17.080
‫نه، فقط منو ببین.
‫بذار ببینم، منو ببین، آفرین.

12:18.560 --> 12:19.640
‫همه چی با خودم آوردم

12:25.480 --> 12:27.840
‫پنج دقیقه دیگه مونده تا دکترها خارج بشن

12:28.760 --> 12:29.760
‫دریافت شد

12:33.920 --> 12:34.800
‫گلوله خارج شد

12:40.360 --> 12:41.240
‫ممنون

12:44.560 --> 12:46.100
‫و حالا هم جنابعالی
‫باید بخیه‌ـش بزنی.

12:47.040 --> 12:47.920
‫کی، من؟

12:48.840 --> 12:50.520
‫بله، تو

12:51.000 --> 12:52.160
‫مگه پرستار نیستی؟

12:55.240 --> 12:57.400
‫- آره، هستم
‫- خب، دیگه.

12:59.800 --> 13:01.120
‫بی‌حسی موضعی‌ـه

13:02.080 --> 13:04.680
‫می‌زنیمش روی زخمت و
‫یه چشم به هم بزنی... دیگه دردی نداری

13:05.880 --> 13:06.760
‫آره

13:20.720 --> 13:22.240
‫بده به من، بذار خودم انجامش میدم

13:22.880 --> 13:25.240
‫- تو همینطور نبض‌ـش رو چک کن
‫- باشه

13:27.200 --> 13:31.440
‫همینه...
‫تموم شد، حالا، آفرین، همینه.

13:31.680 --> 13:34.880
‫می‌دونی بعد از اینکه از اینجا
‫رفتم بیرون... می‌خوام چه کار کنم؟

13:35.400 --> 13:37.560
‫می‌خوام از راه دور درس بخونم

13:38.480 --> 13:40.080
‫کل زندگی‌ـت درس نخوندی

13:40.200 --> 13:42.120
‫نمیگم میخوام پزشکی بخونم که،
‫ولی...

13:43.360 --> 13:45.440
‫از همونجایی که ول کردم ادامه میدم، میدونی؟

13:45.640 --> 13:47.760
‫این یه مقداری دردش بیشتره، باشه؟

13:47.920 --> 13:48.840
‫ببین، ببین. اُه!

13:49.680 --> 13:50.720
‫تموم شد

13:51.440 --> 13:52.480
‫آره، تموم شد

13:52.560 --> 13:53.800
‫- آماده‌ای
‫- آماده‌ـم

13:53.960 --> 13:57.000
‫حالا، تا پنج دقیقۀ دیگه
‫بی‌حس میشه و...

13:58.240 --> 13:59.680
‫ما هم می‌تونیم زخمت رو باز کنیم، خب؟

13:59.960 --> 14:01.080
‫- خیلی خب
‫- آماده

14:09.080 --> 14:12.160
‫- نزدیک 2 متریِ ورودی هستید
‫- هدف رو می‌تونیم ببینیم

14:34.640 --> 14:35.680
‫بذار ببینم...

14:35.760 --> 14:37.960
‫حالم خیلی خوب نیس.
‫فکر کنم دارم بالا میارم

14:38.040 --> 14:40.800
‫پرستاری یا رقاص باله‌ای؟
‫چه مرگته آخه تو؟

14:40.880 --> 14:41.960
‫پرستارم،

14:42.440 --> 14:44.880
‫ولی عادت ندارم جایی کار کنم
‫که این همه اسلحه باشه

14:44.960 --> 14:47.240
‫خیلی خب، کافی‌ـه. خودم بخیه‌ـش می‌زنم

14:47.560 --> 14:50.680
‫ولی از همه‌ـتون می‌خوام که خواهشاً
‫ساکت بمونین

14:51.040 --> 14:52.360
‫زود باش، شروع کن

14:55.600 --> 14:56.480
‫قیچی

15:03.840 --> 15:05.480
‫پروفسور می‌خواد باهات صحبت کنه

15:05.640 --> 15:08.200
‫خیلی خب. پرستار رو ببر دستشویی
‫که اونجا بالا بیاره.

15:08.320 --> 15:11.080
‫اگه بالا نیاورد، سرش رو انقدری
‫داخل مستراح کن، که بالاخره بالا بیاره

15:11.160 --> 15:12.760
‫می‌فهمی چی میگم؟ تا بالاخره بالا بیاره

15:14.000 --> 15:14.960
‫خدافظ، "آرتورو".

15:15.720 --> 15:16.720
‫یالا

15:17.400 --> 15:18.400
‫راه برو

15:18.600 --> 15:19.480
‫راه برو

15:25.720 --> 15:28.680
‫یه ارتباط رمزگذاری شده روی موج کوتاه
‫برقرار کردن، فکر کنم میخوان وارد بشن

15:28.760 --> 15:30.880
‫- ولی نمی‌دونم از کجا
‫- باشه، میریم سراغ نقشۀ دوم

15:30.960 --> 15:33.240
‫باشه، تو هم تیم پزشکی رو همین الان
‫از اونجا خارج‌ـشون کن

15:33.640 --> 15:34.520
‫همین الان

15:46.600 --> 15:50.560
‫عزیزم، قوی باش. من حالم خوبه.
‫دوستت دارم، "مونیکا".

16:12.520 --> 16:15.360
‫معاون بازرس "آنجل" می‌دونست
‫که تا کمتر از یه ثانیۀ دیگه

16:15.440 --> 16:17.080
‫یه نبرد دیگه رو قراره ببازن

16:17.200 --> 16:19.560
‫اون ماسک‌های گمراه‌کننده
‫به این معنی بود که قراره

16:19.640 --> 16:21.120
‫دو تا آدم رو بفرستن تو دهن شیر

16:21.200 --> 16:23.600
‫و اینکه می‌فهمیدن اون کسی که
‫نقشۀ این سرقت رو کشیده

16:23.680 --> 16:26.640
‫باهوش‌تر و آینده‌نگرتر از پلیس و

16:26.840 --> 16:29.280
‫سرویس اطلاعاتی و واحد مداخله‌ـست

16:29.680 --> 16:31.120
‫و وقتی می‌بینید حسابی چند قدمی

16:32.320 --> 16:33.560
‫ازتون جلوترن، بهتره فرار کنین.

16:33.840 --> 16:35.360
‫همین الان باید بریم

16:39.320 --> 16:42.520
‫خانم، عذر می‌خوام، ما کارِمون
‫اینجا تموم شد. می‌تونیم بریم خواهشاً؟

16:43.160 --> 16:44.280
‫- بله
‫- آره؟

16:44.360 --> 16:45.440
‫خیلی آروم

16:47.600 --> 16:48.800
‫تو، بیا دنبالم

16:54.240 --> 16:55.960
‫دکتر، دکتر!

16:57.280 --> 16:58.280
‫یه لحظه صبر کنید

16:58.520 --> 16:59.960
‫یک دقیقه و سی ثانیۀ دیگه

17:02.400 --> 17:04.320
‫- چی شده؟
‫- دارن روی فرکانس پارازیت میندازن

17:05.520 --> 17:06.840
‫"سوارز"، صدامو داری؟

17:07.200 --> 17:08.800
‫پارازیت‌انداز نصب کردن

17:09.040 --> 17:10.720
‫فکر کنم ارتباطمون داره قطع میشه

17:11.000 --> 17:12.760
‫صدامو داری؟

17:15.360 --> 17:18.000
‫روی فرکانس پارازیت‌ انداختن
‫داریم ارتباطمون رو از دست میدیم

17:18.160 --> 17:19.040
‫"سوارز"

17:19.600 --> 17:21.120
‫جراحی چطور انجام شد؟

17:21.920 --> 17:25.200
‫خوب بود، ولی باید تا 24 ساعت دیگه هم
‫دوباره برگردیم

17:26.880 --> 17:28.820
‫ممنونیم، ولی برای موارد بعد از عمل

17:28.900 --> 17:30.980
‫به اندازۀ کافی افرادی رو داریم
‫که بتونن رسیدگی کنن

17:32.640 --> 17:36.240
‫دوست خوبم، پرستار...
‫الان حالت بهتر شده یا نه؟

17:36.400 --> 17:38.280
‫- بله، بله، ممنونم
‫- از شنیدنش خوشحال شدم

17:38.400 --> 17:41.520
‫معذرت می‌خوام که نمی‌تونم بدرقه‌ـتون کنم،
‫ولی به دست آدمای خوبی می‌سپارم‌ـتون

17:41.960 --> 17:42.840
‫خداحافظ

17:43.120 --> 17:44.360
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

17:56.520 --> 17:58.720
‫سلام‌ـمون رو به بیرونی‌ها هم برسونین

18:06.000 --> 18:08.480
‫- به "آرتورو" گفتی حالم خوبه؟
‫- چی؟

18:08.880 --> 18:10.960
‫به "آرتورو" گفتی که زنده‌ـم؟

18:12.080 --> 18:15.400
‫- آره. نه... بهش نگفتم.
‫- گفتی یا نگفتی؟

18:15.480 --> 18:16.800
‫بهش یادداشت رو دادم دیگه

18:22.800 --> 18:23.960
‫اون چی گفت؟

18:24.960 --> 18:28.520
‫حسابی ذوق کرده بود. ذوق کرده بود،
‫دیگه چی می‌تونست بگه؟

18:28.600 --> 18:29.480
‫- اینکه...
‫- ادامه بده

18:29.560 --> 18:30.440
‫اینکه...

18:31.280 --> 18:33.640
‫- خیلی دوستت داره
‫- دیگه چی؟

18:34.240 --> 18:35.400
‫گفت که...

18:36.040 --> 18:39.480
‫وقتی هر دو از اینجا خارج بشین،
‫می‌خواد ببرتت استرالیا

18:42.280 --> 18:43.240
‫استرالیا؟

18:43.640 --> 18:44.520
‫آره

18:45.200 --> 18:46.080
‫نمی‌تونم گلوله رو پیداش کنم

18:47.000 --> 18:50.200
‫اینم بهم گفت که نمی‌دونه چی توی وجودش
‫دیدی که ازش خوشت اومده

18:51.000 --> 18:52.640
‫- گفت استرالیا؟
‫- آره، استرالیا

18:53.800 --> 18:55.640
‫مقصد رؤیایی زن‌ـشه

18:57.920 --> 19:00.080
‫بعدشم، "آرتورو" می‌دونه
‫که از پرواز می‌ترسم

19:02.320 --> 19:05.760
‫چی شد؟
‫زن‌ـش هم همراه دکترا وارد شد؟

19:07.320 --> 19:09.160
‫- "لورا" اومد اینجا؟
‫- نه

19:09.640 --> 19:11.720
‫- آره که اومده
‫- باهاش پشت تلفن صحبت کرد

19:28.080 --> 19:30.400
‫- "سوارز"!
‫- مرکز، صدامو دارین؟

19:31.480 --> 19:33.200
‫مرکز، صدامو دارین؟

19:35.360 --> 19:36.240
‫لعنتی

19:39.280 --> 19:41.920
‫بازرس، جراح‌ها دارن خارج میشن

19:52.000 --> 19:53.400
‫حرکت کنین

19:53.960 --> 19:55.600
‫راه برین

20:01.200 --> 20:05.560
‫بدویین، الان بدویین. زود بدویین.
‫بدویین! زود باشین!

20:06.840 --> 20:08.080
‫زود باشین، بریم!

20:08.520 --> 20:10.500
‫"آنجل" داره با سرعت میاد اینجا
‫یه مشکلی پیش اومده

20:13.400 --> 20:15.440
‫لغو کنید! ماسک صورتشون رو عوض کردن

20:15.520 --> 20:18.320
‫اونا ماسک‌های "دالی" رو نپوشیدن
‫مأمورهامون صاف دارن وارد کشتارگاه میشن

20:18.340 --> 20:19.220
‫چی؟

20:21.480 --> 20:23.760
‫گوش کنین، وارد نشید!

20:24.160 --> 20:25.520
‫"سوارز"، صدامو داری؟

20:30.920 --> 20:32.360
‫به هدف رسیدیم

20:32.920 --> 20:35.200
‫داریم دریچه رو برمی‌داریم
‫که بتونیم وارد بشیم

20:41.200 --> 20:42.240
‫چه کار دارین می‌کنین؟

20:42.800 --> 20:43.720
‫یه گلوله‌ـس

20:44.160 --> 20:45.480
‫زخم گلوله‌ـس

20:55.960 --> 20:59.840
‫خدا! خدا! خدایا، "مسکو"!
‫ببین چه حمام خونی راه انداختی!

20:59.920 --> 21:03.040
‫- برو اونور، بذار خودم انجامش بدم!
‫- بعدش یه اتفاق عجیبی افتاد

21:03.560 --> 21:07.800
‫به جای اینکه "نایروبی" بره قضیه رو لو بده،
‫تموم تلاشش رو کرد که دقت عمل‌ـش رو

21:08.800 --> 21:12.080
‫صرف یه کار بهتری کنه، اینکه به "مسکو"
‫کمک کنه که جونِ "مونیکا" رو نجات بده

21:12.160 --> 21:13.640
‫من میرم بیرون یه کمی هوا تازه کنم

21:13.760 --> 21:16.480
‫- یا حداقل پاش رو نجات بده
‫- تو رو خدا ببینا!

21:16.560 --> 21:18.600
‫واقعاً نیومده بود که کسی رو بکشه.

21:18.680 --> 21:20.880
‫- عجبا، یالا!
‫- و همونطور که قبلنم گفته بودم

21:21.400 --> 21:24.720
‫نمیذاشت چیزی نقشۀ پروفسور رو
‫به هم بریزه

21:27.040 --> 21:28.440
‫"سوارز"، صدامو داری؟

21:29.680 --> 21:30.960
‫ماسک‌هاشونو عوض کردن

21:32.360 --> 21:35.320
‫ارتباطمون تداخل داره. مرکز، صدامو داری؟
‫من صداتون رو ندارم

21:35.600 --> 21:38.280
‫ماسک‌های "دالی" رو نپوشیدن!
‫دارین میرین عملاً خودکشی کنین!

21:41.800 --> 21:43.760
‫وارد نشین، تکرار می‌کنم، وارد نشین!

21:45.000 --> 21:46.120
‫این یه دستوره!

21:46.240 --> 21:49.240
‫اونا ماسک‌هاشون رو عوض کردن
‫دیگه اون ماسک‌های "دالی" روی صورتشون نیست

21:49.760 --> 21:51.520
‫توجه کنید، صدامو دارین؟

21:51.680 --> 21:53.120
‫وارد نشید!

21:53.680 --> 21:55.400
‫- عملیات رو لغو می‌کنیم.
‫- لعنتی!

21:56.120 --> 21:57.320
‫عملیات رو لغو می‌کنیم!

22:10.680 --> 22:12.880
‫"برلین"، همه دیگه می‌تونن آروم باشن

22:13.240 --> 22:16.080
‫نقشۀ دوم مطابق برنامه پیش رفت.
‫دارن عقب‌نشینی می‌کنن.

22:18.760 --> 22:21.760
‫پشت یه صدای ماشینی با دوربین‌هاش و
‫استراتژی‌هاش قایم شده بود،

22:21.840 --> 22:25.320
‫در حالی که در مورد یه سرقت مذاکره می‌کرد،
‫پروفسور، کاملاً می‌دونست داره چه کار می‌کنه

22:25.440 --> 22:28.480
‫ولی توی بقیۀ چیزای زندگی،
‫کاملاً بی‌فایده بود

22:29.080 --> 22:32.440
‫دو شخصیت کاملاً متفاوت داشت،
‫مثل "کلارک کنت" و "سوپرمن".

22:33.240 --> 22:35.920
‫شاید واسه اینکه تموم دوران بچگی
‫و جوونی‌ـش رو توی یه تخت

22:36.000 --> 22:38.800
‫توی بیمارستان "سَن خوان دِ دیوس"
‫در شهر "سَن سباستین" سپری کرده بود.

22:39.480 --> 22:43.120
‫فقط با پرستارای پیر هم صحبت شده بود
‫و به کتاب خوندن مشغول بود

22:45.800 --> 22:48.360
‫نه چندان آدم عادی‌ای بود و
‫نه چندان آدم اجتماعی‌ای بود

22:49.040 --> 22:50.720
‫و قطعاً آدم دخترباز یا اغواگری هم نبود

22:51.080 --> 22:52.160
‫می‌تونم بشینم؟

22:54.360 --> 22:55.240
‫بله، حتماً.

22:55.600 --> 22:57.760
‫واسه همین منم دوس داشتم دست‌پاچه‌ـش کنم

23:00.880 --> 23:03.160
‫خب، وقتی دنبال کشیدنِ نقشۀ یه دزدی نیستی،
‫چه کار می‌کنی؟

23:05.160 --> 23:07.160
‫منظورت وقت آزادم یا یه همچین چیزی‌ـه؟

23:07.720 --> 23:08.800
‫مثلاً میری می‌رقصی یا...؟

23:08.880 --> 23:11.640
‫نه، نه، نه اصلاً. هیچی از آهنگ و
‫حرکات موزون حالی‌ـم نمیشه

23:13.520 --> 23:14.600
‫دوس‌دختر داری؟

23:15.800 --> 23:16.800
‫ازدواج کردی؟

23:18.400 --> 23:20.640
‫توافق کردیم که اطلاعات شخصی‌ـمون
‫رو به هم نگیم

23:22.480 --> 23:23.760
‫باکره که نیستی، نه؟

23:26.280 --> 23:27.920
‫یه ارتباطاتی داشتم

23:29.640 --> 23:30.600
‫به واقع چندتایی.

23:32.200 --> 23:35.000
‫نه خیلی زیاد، اونقدرا هم طول نکشیدن،
‫ولی چندتایی داشتم

23:35.080 --> 23:36.640
‫منظورم... رابطه‌ـست...

23:37.440 --> 23:38.640
‫روابطم پراکنده بودن
‫[منظورش اینه که متناوب بوده]

23:39.160 --> 23:42.020
‫منظورم از پراکنده این نیس که با
‫زنای خیابونی رابطه داشتما، اشتباه نکن

23:44.000 --> 23:45.640
‫والا، نمی‌دونم، شایدم گِی باشی

23:45.800 --> 23:47.160
‫ای بابا... نخیر

23:48.080 --> 23:49.160
‫نخیر، تا الان که همچین چیزی نبوده

23:49.240 --> 23:51.400
‫اینطور نیس که از بیان کردن گرایش‌ـم
‫خجالت بکشم و اینا

24:03.520 --> 24:05.560
‫آدما چیزای زیادی رو جذاب تلقی می‌کنن

24:06.160 --> 24:09.520
‫رقصیدن، عضلات، موهای قشنگ،

24:09.800 --> 24:10.960
‫یه لهجۀ فرانسوی رو حتی...

24:13.160 --> 24:14.840
‫می‌دونی از نظر من چی جذابه؟

24:19.360 --> 24:20.440
‫هوش و ذکاوت

24:22.600 --> 24:24.960
‫مردایی که باهات حرف می‌زنن و
‫نمی‌تونی متحیرشون نشی

24:25.040 --> 24:27.440
‫مهم نیس که دیگه قدبلند باشن یا قد کوتاه،
‫زشت باشن یا خوشگل

24:27.520 --> 24:30.320
‫وقتی در مورد چیزایی که نمی‌دونم باهام
‫حرف می‌زنن حسابی حشری‌ـم می‌کنن

24:35.520 --> 24:38.240
‫خب، یه ویژگی به خصوص‌ـه،
‫که توی دیکشنری‌ها هم در موردش نوشته شده

24:38.320 --> 24:39.840
‫بهش میگن "سافیوفیل".
‫[میل جنسی به افراد باهوش]

24:48.120 --> 24:49.360
‫همه‌چی رو می‌دونی، مگه نه؟

24:50.960 --> 24:53.320
‫خب دیگه، اگه ایرادی نداشته باشه،
‫از خدمتتون مرخص میشم.

24:55.160 --> 24:56.040
‫فقط یه چیزی

25:01.400 --> 25:03.600
‫چطوری یه همچین سرقتی
‫به فکرت رسید؟

25:04.680 --> 25:06.080
‫این قضیه ایدۀ من نبوده

25:07.600 --> 25:08.600
‫پس ایدۀ کی بوده؟

25:08.760 --> 25:10.400
‫ایدۀ من نبوده

25:13.040 --> 25:16.040
‫اون "سافیوفیل"‌ـی که گفتی هم
‫بیشتر معنی "به گا دادن یه وزغ" رو می‌داد

25:41.440 --> 25:44.280
‫- اون ماسک‌ها مالِ قیافۀ کی بودن دیگه؟
‫- نمی‌دونم

25:44.880 --> 25:47.760
‫دهن‌ ماسک‌ها یه جورایی باز بود،
‫یه حالت پریشونی داشت

25:48.120 --> 25:51.680
‫یه جوری که، نمی‌تونم بگم،
‫مثل تابلوی "جیغ" مونک. مثه اون

25:52.280 --> 25:55.440
‫مونک، نقاش سبک هیجان‌نمایی دیگه

26:06.520 --> 26:09.600
‫"دالی"، "مونک"... بعدی‌ـش قراره چی باشه؟

26:09.960 --> 26:13.080
‫نمی‌دونی چقدر از سؤالی که
‫پرسیدی خوشحال شدم، بازرس

26:14.760 --> 26:17.400
‫اگه بازم می‌خواستی عوضش کنی،
‫می‌رفتی سراغ کدوم نقاش؟

26:17.560 --> 26:20.080
‫ببخشید... نمی‌دونم، شاید پیکاسو مثلاً؟

26:20.840 --> 26:22.680
‫- "گویا"
‫- "گویا"
‫[فرانسیسکو گویا، نقاش اسپانیایی]

26:26.080 --> 26:27.000
‫"ولاسکوئز".
‫[دیه‌گو ولاسکوئز: نقاش اسپانیایی محبوب دربار فیلیپ چهارم]

26:27.400 --> 26:28.280
‫ولاسکوئز...

26:32.800 --> 26:34.920
‫"داوینچی". آره، با ریش‌هاش...

26:35.000 --> 26:38.120
‫- از ریش بدم نمیاد
‫- "اندی وارهول"
‫[هنرمند آمریکایی]

26:39.440 --> 26:42.520
‫- همون یارو که قوطی سوپ می‌کشید؟
‫- "اندی وارهول" رو میگی "آنجل"؟
‫[اشاره به قوطی‌های سوپ کمپبل اثر وارهول]

26:43.160 --> 26:46.000
‫آره، "اندی وارهول"،
‫همون که نقاشی "مریلین" رو کشیده بود
‫[اشاره به اثر "مریلین مونرو" که وارهول روی یه نوع چوب نقاشی کرد]

26:47.160 --> 26:48.120
‫طرف نقاش‌ـه دیگه...

26:49.480 --> 26:51.960
‫نقاش خیلی شناخته شده و نمادینی هم هست

26:53.640 --> 26:55.320
‫موهاش و عینک‌هاشو میگم

26:55.640 --> 26:58.120
‫"آنجل"، گولۀ غافلگیری هستی تو!

26:58.280 --> 27:00.960
‫گولۀ غافلگیری با یه میکروفن
‫توی عینک‌هاش

27:01.760 --> 27:04.020
‫می‌تونن هر روز تا یه ماه دیگه
‫چهرۀ ماسک‌ـشون رو تغییر بدن

27:04.040 --> 27:06.200
‫و اینطوری هیچ موقع نمی‌تونیم
‫ازشون جلو بیفتیم

27:06.280 --> 27:10.040
‫ولی معمای این مسأله که این نیست بازرس،
‫خودتونم می‌دونید

27:10.240 --> 27:12.240
‫ولی این مسأله مهم نیس، مهم اینه که...

27:12.400 --> 27:14.560
‫لعنتیا چطوری می‌دونستن که
‫ما داخل اونجاییم؟

27:15.360 --> 27:19.280
‫چقدر طول کشیده که هر لحظه از قدم‌های
‫بعدی‌ـمون رو تحقیق و بررسی کنن؟

27:19.760 --> 27:21.720
‫صادقانه بخوام بگم، نصف زندگی‌ـم

27:22.000 --> 27:24.080
‫میخوان تا کِی اون داخل بمونن؟

27:24.240 --> 27:27.080
‫خیلی زیاد طول نمی‌کشه، فقط 9 روز دیگه
‫حداکثر دیگه 10 یا 11 روز

27:27.160 --> 27:29.680
‫داریم باهاشون شطرنج بازی می‌کنیم

27:29.840 --> 27:30.880
‫و اونا هم دارن شکست‌ـمون میدن

27:30.960 --> 27:34.560
‫ولی من یه اسب تروجان دارم، بازرس
‫شانس‌ـت واسه شکست دادن من خیلی کمه

27:34.720 --> 27:36.680
‫وقتشه که با دقت بیشتری فکر کنیم...

27:37.840 --> 27:38.960
‫به عقب برگردیم،

27:40.240 --> 27:41.440
‫برگردیم به شروع ماجرا،

27:49.360 --> 27:51.240
‫همه‌ـمون می‌دونیم که قضیه خیلی وقت
‫پیش شروع شده

27:51.520 --> 27:54.160
‫می‌دونیم اونایی که الان داخل ضراب‌خونه هستن
‫قبلاً هم اونجا بودن

27:54.240 --> 27:57.280
‫یه فیلمایی رو تونستیم حین وارد شدن
‫"کورتس" و "اولیویرا" به موزه پیدا کنیم

27:57.720 --> 27:59.080
‫ولی آیا تنهایی وارد شدن؟

27:59.600 --> 28:01.920
‫بار اول‌ـشون بوده یا بار آخرشون؟

28:02.760 --> 28:04.360
‫چند بار دیگه به اونجا سر زدن؟

28:04.720 --> 28:07.320
‫با کسی صحبت کردن؟
‫یه نشونه‌ای، یه نگاهی...

28:07.840 --> 28:11.160
‫و مهم‌تر از همه، سرنخی به جا
‫گذاشتن که بشه ازش استفاده کرد یا نه؟

28:12.600 --> 28:15.760
‫ازتون می‌خوام که دوباره برید
‫سراغ دوربین‌های امنیتی

28:15.840 --> 28:18.200
‫و لحظه به لحظه‌ـشون رو بررسی کنید

28:18.360 --> 28:20.440
‫بقیه‌ـمون سعی می‌کنیم یه مقداری
‫استراحت کنیم

28:20.760 --> 28:23.200
‫بعضی از شماها هم بیشتر از
‫30 ساعته که نخوابیدین

28:23.440 --> 28:26.160
‫"سوارز"، اگه اتفاقی افتاد، بهم زنگ بزن

28:26.240 --> 28:27.320
‫مسؤول اینجا، تویی الان

28:28.560 --> 28:31.080
‫"افرا" هستم داخل "مارسلو یوسرا"
‫واحدی نزدیک اینجا هست؟

28:31.160 --> 28:32.120
‫خواهش می‌کنم،

28:32.520 --> 28:35.360
‫کانال هشت رو واسۀ قضیۀ
‫گروگان‌ها آزاد بذارید دیگه!

28:36.680 --> 28:38.920
‫هیشکی دیگه از کانال هشت
‫استفاده نکنه لطفاً!

28:39.520 --> 28:42.600
‫گوش کن "راکِل"، دوس داری قبل از اینکه
‫بری خونه یه چیزی بخوریم؟

28:42.960 --> 28:46.040
‫بین خوردن و خوابیدن، همیشه
‫خوردن رو انتخاب می‌کنم، ولی...

28:46.320 --> 28:47.480
‫حسابی خسته‌ـم، "آنجل".

28:47.800 --> 28:49.200
‫معذرت می‌خوام، ولی ممنون.

28:51.600 --> 28:54.760
‫تا حالا به این فکر کردین که اگه
‫می‌تونستین زمان رو به عقب برگردونین

28:54.840 --> 28:56.880
‫احتمالاً اون تصمیماتی که گرفتین
‫رو دیگه نمی‌گیرین؟

28:57.120 --> 29:00.760
‫اینکه با تصمیمات اشتباهی که می‌گیریم
‫کلی مشکلات دیگه واسه خودمون درست می‌کنیم

29:01.240 --> 29:05.200
‫مشکلاتی که بزرگتر و بزرگتر میشن، تا مثه
‫اون سنگ‌ـه بزرگ توی "ایندیانا جونز" بشن و

29:05.800 --> 29:08.680
‫از اون بالا قِل بخوره بیاد پایین دنبالت
‫تا لِهِت کنه

29:28.080 --> 29:30.640
‫تموم تصمیماتی که در گذشته گرفته بودیم

29:31.160 --> 29:33.560
‫بی‌وقفه ما رو تا آینده هدایت‌ـمون کردن

29:34.400 --> 29:37.720
‫"ریو" می‌خواست هر چه زودتر
‫یه دونه تلویزیونی

29:37.800 --> 29:40.320
‫که توی ضراب‌خونه مونده بود رو روشن کنه،

29:41.440 --> 29:44.480
‫تا اگه یه موقعی ارتباط‌مون رو با پروفسور
‫از دست دادیم، بفهمیم چی شده

29:45.680 --> 29:48.240
‫روشنش کن، بچه‌جون!
‫روشنش کن، ببینیم چی در موردمون میگن!

29:48.320 --> 29:50.080
‫این سرقتِ ما که از سرقت بزرگ گلاسگو
‫هم بزرگ‌تره!
‫[سرقت بزرگی که از یه قطار انجام شد]

29:50.160 --> 29:53.520
‫تعداد نامشخصی از سارقان
‫تونستن به...

29:53.600 --> 29:55.760
‫خواستۀ این سارق‌ها چیه؟

29:55.880 --> 29:57.520
‫این یکی خفن‌ـشونه

29:58.120 --> 30:00.680
‫آیا می‌خوان به نظام ضربه بزنن؟

30:03.240 --> 30:05.760
‫خدایِ من!
‫آمریکایی‌ها هم نمی‌تونستن همچین کاری بکنن!

30:05.840 --> 30:08.840
‫این کار ساخت اسپانیاست؛ فقط
‫این دفعه با ام16! روتون کم شد؟

30:09.640 --> 30:10.680
‫یا خدا، بابا و مامانم!

30:11.040 --> 30:13.760
‫یه نوجوون... که یه خرده عجیب بود

30:14.680 --> 30:16.160
‫خجالتی بود...
‫- خجالتی بود

30:17.160 --> 30:19.560
‫بچه‌ـمون همیشه توی اتاقش بود

30:20.240 --> 30:22.320
‫فکر می‌کردیم داره با کامپیوترش
‫بازی می‌کنه یا...

30:22.840 --> 30:25.140
‫ولی هیچ موقع نمی‌تونستیم فکرش
‫رو بکنیم که یه جنایتکاره

30:26.600 --> 30:29.900
‫بعدش... روی آنتن تلویزیون می‌بینی‌ـش که
‫با یه اسلحه توی دستش، داره تیراندازی می‌کنه

30:30.120 --> 30:31.840
‫اونم در حالی که 60 نفر آدمو گروگان گرفته

30:33.800 --> 30:36.960
‫- می‌بینی که شبیه "جهادی"‌ها شده
‫- "پاکو"...

30:37.920 --> 30:39.720
‫اون دیگه پسر ما نیس

30:40.400 --> 30:42.000
‫نزن این حرفا رو لطفاً

30:42.360 --> 30:45.280
‫واسه من... واسه من مثه این
‫میمونه که مُرده باشه

30:45.600 --> 30:46.800
‫ولی، "پاکو"...

30:47.280 --> 30:51.200
‫الان حرفای پدر و مادر یکی از سارق‌ها
‫رو می‌شنیدیم که قلب رو به درد می‌آورد...

30:53.440 --> 30:56.360
‫"پروفسور" گفته از بیرون خبری نگیریم

30:57.840 --> 31:01.920
‫ولی خب گفته بود که یه سرقت
‫بدون خشونت‌ـم می‌خواد،

31:02.600 --> 31:03.720
‫که هیچ قربانی‌ای نداشته باشه

31:54.680 --> 31:55.560
‫"آنجل"، چیه؟

31:56.080 --> 31:57.040
‫سلام، "راکِل"

31:58.080 --> 31:59.160
‫خواب بودی؟

31:59.920 --> 32:01.480
‫نه، نه، نه، چی شده؟

32:01.960 --> 32:04.840
‫نه، نه، نه، نه. هیچی، چیزی نشده

32:06.760 --> 32:10.520
‫ببین، داشتم فکر می‌کردم
‫یه دقیقه وقت داری؟

32:10.600 --> 32:12.600
‫یه ذره بی‌خیالش شو دیگه، بابا،
‫کلی خسته‌ـست خب

32:12.960 --> 32:14.120
‫آره، حتماً، آره

32:14.200 --> 32:18.080
‫ببخشید انقدر رُک میگم:
‫قضیۀ این "اندی وارهول" چی بود؟

32:19.440 --> 32:21.840
‫- چی؟
‫- اینکه هِی می‌گفتین پُر از غافل‌گیری‌ـم و اینا...

32:21.840 --> 32:25.800
‫مگه من چِمِه؟ نباید یعنی از موزه و
‫نقاشی‌های مدرن خوشم بیاد؟

32:26.560 --> 32:28.740
‫یعنی نباید از هیچی غیر از
‫"اتلتیکو مادرید" خوشم بیاد؟

32:28.960 --> 32:30.440
‫آره، البته که می‌تونی

32:30.680 --> 32:33.800
‫فقط یه جورایی... غافل‌گیرم کردی،
‫چون اینو در موردت نمی‌دونستم

32:33.960 --> 32:36.240
‫همونطور که اینم نمی‌دونستم
‫که طرفدار "اتلتیکو" هستی

32:36.320 --> 32:38.480
‫- ولی بهم میاد که طرفدارشون باشم، نه؟
‫- آره، بهت میاد

32:38.800 --> 32:39.680
‫آره، بهت میاد

32:40.280 --> 32:43.640
‫گوش کن، "آنجل"، من خیلی خسته‌ـم.
‫می‌تونیم فردا با هم صحبت کنیم؟

32:45.000 --> 32:47.920
‫اون آقایی که باهات دیده بودم،
‫که دستاشو گرفته بودی،

32:49.920 --> 32:51.240
‫باهاش می‌خوای رابطه داشته باشی؟

32:52.840 --> 32:56.480
‫- بهم بگو، می‌خوام بدونم.
‫- "آنجل"، واسه چی این سؤالا رو می‌پرسی؟

32:56.560 --> 32:58.640
‫می‌خوای باهاش رابطه داشته باشی یا نه؟

32:59.760 --> 33:00.760
‫جوابمو بده

33:03.280 --> 33:05.480
‫خب آره، می‌خوام، چرا که نه؟

33:06.360 --> 33:08.240
‫یه زن مجرد 40 ساله‌ـم

33:08.520 --> 33:10.920
‫و واقعیتش اینه که بدمم نمیاد
‫بعد این همه وقت یه حالی بکنم

33:11.720 --> 33:14.840
‫تا... به یه چیز متفاوت‌تر
‫فکر کنم

33:15.440 --> 33:17.120
‫واسه همین حتماً باهاش
‫رابطه برقرار می‌کنم

33:18.200 --> 33:19.080
‫خب حالا که چی؟

33:22.640 --> 33:23.640
‫درک می‌کنم

33:24.840 --> 33:27.480
‫به هر کسی یه فرصتی میدی.
‫درک می‌کنم

33:28.840 --> 33:29.720
‫"آنجل"...

33:31.000 --> 33:34.600
‫اتفاقی که بین من و تو توی "سرسدیلا" افتاد،
‫موقتی بود

33:35.280 --> 33:37.640
‫هشت سال از اون موقع گذشته و الان دیگه ببین

33:37.840 --> 33:39.840
‫قضیه رو کامل کنار گذاشتم،
‫چون با هم همکاری‌ـم

33:40.160 --> 33:42.800
‫- و دوستیم، "راکل"
‫- و دوستیم

33:43.560 --> 33:45.680
‫- و تو هم متأهلی، "آنجل"
‫- منم متأهلم

33:46.400 --> 33:49.320
‫چون تو بهم گفتی که یه همچین رابطه‌هایی
‫بین همکارا جواب نمیده

33:49.480 --> 33:51.960
‫بعدشم ازدواج کردی،
‫اونم با یکی از همکارات!

33:52.120 --> 33:55.080
‫و از اونجایی که منو به عنوان یه...
‫آدم برنده نمی‌بینی، و همیشه منو به عنوان

33:55.160 --> 33:58.240
‫یه آدم بازنده می‌بینی که قاعدتاً
‫نباید... از "اندی وارهول" خوشش بیاد

33:58.520 --> 34:01.360
‫ولی اگه واسه یه لحظه هم که شده
‫منو به عنوان یه مرد برای خودت می‌دیدی،

34:02.480 --> 34:05.520
‫بهت قول میدم توی کمتر از ده دقیقه
‫"کارمِن" رو ولش می‌کنم و میام پیشت

34:11.760 --> 34:16.360
‫ببخشید "راکل". معذرت می‌خوام. لعنتی،
‫دیگه نمی‌دونم این روزا چی دارم میگم!

34:17.440 --> 34:20.200
‫همه‌ـش به خاطر... این شغله،
‫که داره همه‌ـمون رو دیوونه می‌کنه

34:22.480 --> 34:25.080
‫آره، آره، درسته، همه‌ـمونو.

34:26.080 --> 34:30.720
‫"آنجل"، دیروقته. برو بخواب، باشه؟
‫فردا صحبت می‌کنیم

34:31.800 --> 34:34.520
‫- شب به خیر، "راکل"
‫- شب به خیر

35:02.440 --> 35:03.960
‫با کی داشتی حرف می‌زدی؟

35:05.000 --> 35:06.880
‫باورم نمیشه داشتی منو می‌پاییدی!

35:06.960 --> 35:08.680
‫خب چه کار کنم، صدات رو شنیدم دیگه

35:08.760 --> 35:10.200
‫برو بخواب، دیروقته

35:10.280 --> 35:12.160
‫دیگه الان دیره. خوابم نمی‌بره که

35:12.720 --> 35:15.240
‫بذار ببینم، بهم بگو، باز چی شده؟

35:15.440 --> 35:16.640
‫- چی؟
‫- گیرِ مثلث عشقی افتادی؟

35:16.720 --> 35:19.200
‫مثلث عشقی کدومه،
‫"آنجل" بود، همکارم

35:19.280 --> 35:21.680
‫آها، فکر می‌کردم داری یه کاری
‫می‌کنی که حسودی‌ـش بشه بهت

35:21.760 --> 35:24.400
‫که با غریبه‌ها میری توی مشروب فروشی،
‫باهاشون مشروب می‌زنی

35:25.120 --> 35:27.960
‫مامان، خواهش می‌کنم، نمی‌خواستم
‫حسودی‌ـش بشه که

35:28.040 --> 35:30.000
‫بعدشم... جلوی فرصت‌ها رو نگیر دیگه

35:30.160 --> 35:32.720
‫حالا که دیگه متأهل نیستی،
‫می‌تونی وارد بازی عشقی بشی و...

35:32.800 --> 35:34.640
‫- آها، وارد بازی بشم
‫- آره، وارد بازی شو

35:34.720 --> 35:35.600
‫البته

35:36.160 --> 35:39.360
‫دخترم، نهایتاً عشق‌ـه که...

35:40.320 --> 35:42.400
‫باعث میشه زندگی رو متفاوت ببینیم

35:44.880 --> 35:47.400
‫تو هم اخیراً بخش تاریک
‫همه‌چی رو دیدی

35:51.720 --> 35:55.080
‫یعنی شاید بی‌خیال همۀ این...
‫قضیه‌ها نشدی

35:55.160 --> 35:58.120
‫بذار ببینیم، مامان، بذار ببینیم که
‫از چه چیزایی نگذشتم...

35:58.600 --> 36:01.280
‫تو هم فکر می‌کنی شکایتم الکی بوده...

36:01.920 --> 36:05.000
‫و از اینکه شوهر سابقم با خواهرم
‫روی هم ریختن، اعصابم به هم ریخته

36:05.080 --> 36:06.420
‫و می‌خوام رابطه‌ـشون رو خراب کنم؟

36:06.480 --> 36:08.920
‫شوهرت با خواهرت با هم رابطه دارن؟

36:11.640 --> 36:13.160
‫مامان، چی داری میگی؟

36:17.640 --> 36:19.840
‫- چی؟
‫- هیچی. آره...

36:20.080 --> 36:21.720
‫یه لحظه نفهمیدم چی گفتی

36:22.720 --> 36:25.440
‫آخرشم اون مرد بالاخره تونست
‫با دو تا خواهر رابطه برقرار کنه

36:25.600 --> 36:28.360
‫مثه توی فیلما... از اون
‫شهوانی‌هاش رو منظورمه

36:30.320 --> 36:32.520
‫مامان. مامان، حالت خوبه؟

36:38.640 --> 36:40.680
‫چطوری با این قضیۀ
‫سرقت داری کنار میای، عزیزم؟

36:41.560 --> 36:44.640
‫ببخشید... خوب نیس، خوب نیس. اصلاً خوب نیس

36:45.400 --> 36:47.360
‫اونجا، تموم روز رو نشستم،

36:48.440 --> 36:50.640
‫در حالی که از جام تکون نمی‌خورم، و... آره

36:50.800 --> 36:52.760
‫یعنی سر جات نشستی تو عزیزم؟

36:53.080 --> 36:55.480
‫تو باید بری دنبالشون.

36:55.880 --> 36:59.440
‫فقط وقتی می‌تونی آدمای بد رو بگیری‌ که بری
‫دنبال‌ـشون. خودت که می‌دونی باید چه کار کنی

37:06.080 --> 37:07.400
‫شبت به خیر، عزیزم

37:50.520 --> 37:52.000
‫چه سورپرایز قشنگی!

38:04.400 --> 38:05.800
‫باید بیشتر بیای این طرفا

38:10.280 --> 38:12.580
‫می‌بینم یه دفتر کوچولوی خیلی خوشگل
‫واسه خودت آماده کردی

38:12.680 --> 38:15.020
‫- همینطوری‌ـشم که دو تا داری
‫- دفترها رو خیلی دوس دارم

38:15.920 --> 38:16.920
‫همیشه می‌خواستم که...

38:18.400 --> 38:21.080
‫یه دونه میز از چوب "ماهون" داشته باشم،

38:23.360 --> 38:26.000
‫ولی مجرم بودن و دفتر داشتن
‫خیلی با هم جور در نمیان

38:29.000 --> 38:30.080
‫گرمه، نه؟

38:34.680 --> 38:37.560
‫می‌بینم که جلیقۀ ضد گلوله‌ـت رو
‫پوشیدی که بیای بهم سر بزنی

38:40.320 --> 38:42.800
‫ترجیح می‌دادم با کُرسِت می‌اومدی،
‫از اون ونیزی‌هاش رو میگم

38:44.280 --> 38:45.160
‫ببین...

38:46.560 --> 38:48.120
‫خیلی برام قابل درک نیستی

38:48.760 --> 38:49.960
‫چرا اومدی اینجا، "توکیو"؟

38:54.680 --> 38:55.600
‫تا ازت بخوام

38:59.640 --> 39:00.640
‫خواهشاً

39:03.120 --> 39:04.680
‫به پروفسور زنگ بزنی

39:05.800 --> 39:07.400
‫و بهش بگی چه کار کردی،

39:08.360 --> 39:10.360
‫که دستور کُشتن یکی از گروگان‌ها رو دادی

39:12.560 --> 39:13.920
‫شیطون بلا

39:20.240 --> 39:21.680
‫می‌دونی چرا؟

39:24.240 --> 39:26.120
‫چون پروفسور، فرشتۀ نجات من‌ـه،

39:27.000 --> 39:29.720
‫و اگه تو بهش نگی،
‫خودم بهش میگم

39:29.800 --> 39:30.680
‫تو؟

39:32.560 --> 39:34.720
‫اینطوری میشی مثه همونی که
‫می‌گفت "بگم بگم"

39:34.720 --> 39:37.240
‫یه آدم خبرچین، یه موش کثیف

39:39.040 --> 39:41.520
‫من آدم متشخصی هستم،
‫نمی‌ذارم واست یه همچین اتفاقی بیفته

40:20.960 --> 40:21.840
‫بله؟

40:22.440 --> 40:24.120
‫من اولین قانون‌ـمون رو زیر پا گذاشتم

40:27.600 --> 40:28.920
‫یکی از گروگان‌ها رو کُشتم

40:30.880 --> 40:35.440
‫یعنی خودم که نه، "دِنوِر" کشته،
‫ولی اونش مهم نیست

40:35.840 --> 40:38.920
‫بذار اینطوری بگم که اون دقیقاً کاری
‫رو انجام داد که من بهش دستور داده بودم

40:40.040 --> 40:42.160
‫ترجیح دادم خودم بهت اطلاع بدم

40:54.040 --> 40:55.680
‫این تنها خط قرمزمون بود

40:58.680 --> 41:00.080
‫همه‌چی رو خراب کردی

41:02.560 --> 41:06.120
‫- می‌فهمم که شوکه شدی
‫- همه‌چی رو نابود کردی

41:06.760 --> 41:09.320
‫اون زن بین پاهاش یه دونه گوشی
‫گذاشته بود

41:10.800 --> 41:14.600
‫امکانش بود که با گوشی‌ـش به پسرعموش
‫"چلیتو" زنگ بزنه

41:15.280 --> 41:17.440
‫و بهش بگه که داره با مدیرکل‌ـش می‌خوابه،

41:17.520 --> 41:20.600
‫ولی من فکر کنم می‌خواسته با گوشی‌ـش
‫به پلیس زنگ بزنه

41:24.920 --> 41:28.600
‫دیگه در آینده گوشی‌ای در کار نخواهد بود
‫می‌تونی از این بابت مطمئن باشی

41:28.680 --> 41:29.600
‫طرف کی بود؟

41:31.280 --> 41:32.880
‫"مونیکا گتمبید"

41:44.560 --> 41:45.760
‫تنبیه‌ـم می‌کنی؟

41:47.920 --> 41:49.280
‫باید مجازاتم کنی

41:50.640 --> 41:52.360
‫می‌دونم که آدم آرمان‌گرایی هستی،

41:53.040 --> 41:56.240
‫که فکر می‌کنی با خواهش و
‫تمنا بهمون اسکناس میدن،

41:56.400 --> 41:59.440
‫اینکه می‌خوای تا آخر کار آدم نجیبی باشی
‫ولی در عین‌حال تفنگ و مواد منفجره در اختیارمون میذاری

41:59.520 --> 42:02.560
‫تا کل ساختمون رو منفجر کنیم،
‫ولی بازی بس‌ـه

42:03.760 --> 42:05.240
‫باید مجازاتم کنی،

42:05.800 --> 42:08.360
‫چون اگه جسارت همچین کاری رو
‫نداشته باشی، موفق نمی‌شیم

42:08.880 --> 42:11.480
‫طی چند سال گذشته چندین و چندبار
‫بهت گفتم:

42:14.200 --> 42:17.240
‫اونی که مشکل داره من نیستم، تویی

42:19.240 --> 42:22.720
‫باید مجازاتم کنی، چون اینطوری میتونم
‫بفهمم که ناخدایِ واقعیِ ما تویی

42:22.880 --> 42:24.880
‫کسی که بدون تردید، سُکان‌دارِ این کَشتی‌ـه

42:25.880 --> 42:28.280
‫اینکه قابل اطمینانی.

42:31.240 --> 42:33.480
‫فکر کنم نمی‌خوای الان
‫در موردش حرفی بزنی

42:34.440 --> 42:36.960
‫هنوز که فعلاً از اون بیرون، کسی
‫خبری از این قربانی نداره

42:37.040 --> 42:38.800
‫برای همین فعلاً طبق
‫برنامه پیش میریم

42:39.160 --> 42:41.800
‫تا 48 ساعت دیگه ازمون میخوان
‫که بهشون ثابت کنیم همه زنده‌ـن

42:50.024 --> 43:00.024
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
