WEBVTT

00:05.960 --> 00:09.000
‫حواستون باشه، چون لحظه‌ای که حتی
‫یه قطره خون از کسی ریخته بشه،

00:09.080 --> 00:12.640
‫دیگه دست از رابین هود بودن برمی‌داریم و
‫خیلی ساده اون رویِ سگ‌ـمون بالا میاد

00:20.960 --> 00:22.360
‫"ریو"، "ریو"!

00:29.240 --> 00:30.520
‫یا خدا، پسر!

01:06.560 --> 01:08.400
‫تو روحت، "توکیو"!

01:08.480 --> 01:11.040
‫از این بدترم مگه میشد یه چنین
‫چیزی رو شروع کنیم آخه؟

01:11.200 --> 01:12.280
‫یا خدا!

01:15.480 --> 01:16.400
‫لعنتی!

01:18.720 --> 01:19.760
‫بذار ببینم...

01:20.720 --> 01:23.320
‫"پاولا"، یه دونه گل بنفش نیاز داری اونجا.

01:24.440 --> 01:25.320
‫"پاولا"

01:26.120 --> 01:27.080
‫"پاولا"

01:27.880 --> 01:30.800
‫نمی‌فهمم چرا بابا نمی‌تونه
‫فردا واسه جشن

01:30.880 --> 01:34.280
‫- تولدم بیاد.
‫- قبلاً که بهت گفتم، "پاولا".

01:34.440 --> 01:36.840
‫حق حضانتت رو یه قاضی ازش گرفته
‫و الان حق حضانتت دست منه.

01:36.920 --> 01:39.200
‫- کسی که قراره مواظبت باشه.
‫- نخیرم، قاضی این کارو نکرده.

01:39.260 --> 01:40.400
‫- جدی؟
‫- نخیر.

01:40.480 --> 01:41.560
‫پس کی این کارو کرده؟

01:41.640 --> 01:44.280
‫تو این کارو کردی. تو نمی‌خوای که اون
‫بیاد به جشنم.

01:44.800 --> 01:46.040
‫مگه راس نمیگم، مامان‌بزرگ؟

01:46.120 --> 01:50.120
‫هاه... ببین، گوش کن،
‫مامان و بابات الان عصبانی‌ـن.

01:51.080 --> 01:53.480
‫- همه‌چی درست میشه، حالا می‌بینی.
‫- مامان، خواهش می‌کنم!

02:00.240 --> 02:01.160
‫بازرس؟

02:02.160 --> 02:06.760
‫"راکِل"، می‌دونم امروز، روزِ تعطیل‌ـته،
‫ولی یه سرقت با گروگان‌گیری اتفاق افتاده

02:07.120 --> 02:10.400
‫سارق‌ها می‌خواستن با پولا فرار کنن،
‫ولی نتونستن.

02:10.600 --> 02:11.960
‫دو تا افسر پلیس رو هم زخمی کردن.

02:12.600 --> 02:14.920
‫توی ضراب‌خونۀ ملی پول و تمبر اتفاق افتاده.

02:15.000 --> 02:17.580
‫ازت می‌خوام که مسؤولیت مذاکره‌کردن
‫باهاشون رو تو به عهده بگیری.

02:23.040 --> 02:25.720
‫- واسم یه ماشین بفرست.
‫- بیرون پارک شده.

02:30.320 --> 02:32.960
‫بهم بگو اون چه گُهی بود خوردی؟

02:33.040 --> 02:35.840
‫واسم توضیح بده که چرا یه همچین غلطی کردی؟
‫مگه دیوونه‌ای؟

02:36.000 --> 02:38.760
‫8 ساعت پس از سرقت

02:38.920 --> 02:40.920
‫- دو تا افسر پلیس رو سوراخ سوراخ کردی.
‫- آروم باش.

02:41.280 --> 02:44.040
‫یه پلیس لعنتی یهو شروع کرد
‫شلیک کردن به سمت من

02:44.120 --> 02:45.920
‫خودت چی‌کار می‌کردی،
‫سمتش تُف پرت می‌کردی؟

02:46.000 --> 02:48.680
‫- لعنتیای کثافت!
‫- چه کار میشه کرد، پسر؟

02:48.760 --> 02:51.000
‫چه کار می‌کردی؟
‫طبق نقشه عمل می‌کردی خب!

02:51.080 --> 02:53.240
‫400 میلیون بار تکرار کرده بودیم نقشه رو!

02:53.400 --> 02:55.600
‫جمعه ساعت 6:25 عصر

02:55.680 --> 02:58.160
‫گفته بودیم، به هیچ‌کسی
‫شلیک نمی‌کنیم.

02:58.760 --> 03:01.520
‫- من افتادم روی زمین، ضربه خوردم
‫و نمی‌تونستم حرکت کنم
‫- تو خفه!

03:01.720 --> 03:04.440
‫ما داشتیم ازت محافظت می‌کردیم،
‫ولی قرار بود به سمت زمین شلیک کنیم

03:04.680 --> 03:06.480
‫نه صاف توی بدن‌هاشون تیر بزنیم!

03:14.160 --> 03:16.320
‫دارن پلیسای زخمی رو می‌برن

03:17.360 --> 03:19.040
‫تلفن‌ها وصل شدن؟

03:21.400 --> 03:23.960
‫هر ارتباط رادیویی یا بی‌سیم رو قطع کن.

03:26.320 --> 03:27.760
‫همه رو از مجاری آنالوگ عبور بده.

03:37.840 --> 03:39.240
‫به پروفسور زنگ بزن.

03:47.040 --> 03:48.800
‫چی پوشیدی؟

03:50.720 --> 03:52.160
‫چی پوشیدی؟

03:54.160 --> 03:55.520
‫چی پوشیدی؟

04:01.680 --> 04:04.200
‫- چی شد؟
‫- دو تا افسر پلیس زخمی شدن.

04:04.920 --> 04:06.240
‫کی بهشون شلیک کرد؟

04:06.800 --> 04:07.840
‫"توکیو".

04:09.040 --> 04:10.960
‫دوربین‌های پروفسور رو وصل کن.

04:11.480 --> 04:13.900
‫یه گلوله نزدیکای "ریو" رد شد و "توکیو"
‫شروع کرد به شلیک کردن.

04:15.400 --> 04:17.080
‫به نظر میرسه با هم دیگه رابطه دارن.

04:19.440 --> 04:20.440
‫گوشی رو بده بهش.

04:31.120 --> 04:32.840
‫- چیه؟
‫- راس میگه؟

04:33.720 --> 04:36.520
‫- پس یعنی با "ریو" رابطه داری؟
‫- چی داری واسه خودت میگی؟

04:37.360 --> 04:38.240
‫نخیر.

04:38.960 --> 04:40.680
‫عشق زندگی‌ـم به خاطر من مُرد.

04:40.760 --> 04:43.320
‫آخرین چیزی که بهش فکر می‌کنم اینه که
‫با یه بچه رابطه داشته باشم.

04:43.480 --> 04:46.680
‫شلیک کردم تا از خودم و همکارم
‫محافظت کرده باشم.

04:46.840 --> 04:50.280
‫و آقای پروفسور،
‫حتی اگه خیلی زیاد به یه سری چیزا فکر کنی،

04:50.440 --> 04:52.940
‫بعضی اوقات همه چیز همونطوری
‫که پیش‌بینی کردی اتفاق نمی‌افتن

05:12.064 --> 05:14.364
‫♪ اگه باهات بمونم ♪

05:14.388 --> 05:16.588
‫♪ اگه اشتباه انتخاب کنم ♪

05:16.612 --> 05:19.112
‫♪ اصلاً واسم مهم نیست ♪

05:22.036 --> 05:24.336
‫♪ اگه قرار باشه الان ببازم ♪

05:24.360 --> 05:26.460
‫♪ ولی بعداً بِبَرم ♪

05:26.484 --> 05:29.984
‫♪ این تموم چیزی میشه که میخوام ♪

05:30.808 --> 05:35.308
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

05:36.132 --> 05:38.632
‫♪ راهمو گُم کردم ♪

05:40.456 --> 05:44.956
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

05:51.080 --> 05:52.880
‫♪ وقتمو هدر دادم ♪

05:52.904 --> 05:57.404
‫♪ ولی زندگیم همچنان ادامه داره ♪

05:58.028 --> 06:00.528
‫خانۀ اسکناس

06:00.752 --> 06:04.752
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

06:09.920 --> 06:11.840
‫- چی شده؟
‫- یه گاوصندوق رو توی ضراب‌خونه.

06:11.920 --> 06:15.520
‫باز کردن تا آخرین
‫اسکناس‌ها رو ببرن.

06:15.640 --> 06:18.680
‫- واسه چی آژیرها به صدا در نیومدن؟
‫- آژیر دستی بوده.

06:18.760 --> 06:21.400
‫- حدس می‌زنیم کار یکی از کارکنان بوده باشه.
‫- چند تا گروگان گرفتن؟

06:21.480 --> 06:24.000
‫نمیشه فهمید،
‫موزه برای عُموم باز بوده.

06:24.080 --> 06:25.140
‫یه عدد بهم بده.

06:25.220 --> 06:29.960
‫چیزی که تأیید شده اینه: 35 تا کارمند،
‫11 تا محافظ امنیتی و 17 تا دانش آموز
‫از مدرسۀ بریتانیایی.

06:30.040 --> 06:32.820
‫- اونا دیگه چه غلطی می‌کردن اونجا؟
‫- اردوی مدرسه بوده واسه بازدید.

06:33.120 --> 06:35.200
‫- رسانه‌ها چیزی در موردش می‌دونن؟
‫- نه، هنوز نه.

06:35.880 --> 06:37.640
‫- سارق‌ها کی هستن؟
‫- هنوز نمی‌دونیم.

06:37.720 --> 06:40.440
‫داریم از مغازه‌های دور و بَر
‫تصاویر رو می‌گیریم.

06:40.520 --> 06:42.360
‫- کلی خون از دست داده.
‫- چند نفرن یعنی؟

06:42.440 --> 06:45.840
‫چهارتاشون اومدن بیرون، فکر می‌کنیم
‫حداقل شش نفری باشن.

06:46.360 --> 06:49.280
‫- اسلحه‌هاشون چیه؟
‫- می‌دونیم حداقل 3 تا ام16 دارن.

06:49.360 --> 06:52.160
‫- و حالت‌ـشون هم شدیداً تهاجمی‌ـه.
‫- گروه عملیات ویژه هم که اینجان.

06:52.240 --> 06:54.000
‫بله، اصن از همون اولم همینا اومده بودن.

06:56.280 --> 06:58.120
‫لطفاً، چند تا خبر خوبم بهم بده.

06:59.240 --> 07:02.800
‫افسرایی که بهشون شلیک شده بود،
‫زنده هستن.

07:04.960 --> 07:06.040
‫خدا رو شکر.

07:08.360 --> 07:09.240
‫بیا بریم.

07:15.520 --> 07:17.520
‫دوربینای داخل ساختمون چی شدن؟

07:17.600 --> 07:19.360
‫- سیگنال‌ـشون کجاست؟
‫- سیگنالی در کار نیست.

07:19.440 --> 07:21.080
‫- چرا نیست؟
‫- نیست دیگه، نمی‌دونم.

07:21.160 --> 07:23.920
‫شاید شکستن دوربینا رو یا منتقلشون کردن.
‫داریم روشون کار می‌کنیم.

07:24.000 --> 07:25.240
‫وضعیت شبکه در چه حالی‌ـه؟

07:25.320 --> 07:28.080
‫فیبر نوری رو قطع کردن،
‫نمی‌تونیم هکشون کنیم.

07:30.160 --> 07:33.520
‫خوب گوش بدین، با همه‌ـتونم،
‫چه پلیس، چه مدافعین غیرنظامی،

07:33.720 --> 07:36.080
‫ازتون میخوام همگی گوشی‌هاتون
‫رو خاموش کنید.

07:36.280 --> 07:39.000
‫می‌خوایم روی سقف ساختمون
‫یه دونه "تکرارگر" نصب کنیم

07:39.080 --> 07:40.720
‫تا اگه تماسی برقرار کردن بتونیم بفهمیم.

07:40.800 --> 07:42.680
‫می‌خوام تموم ارتباطات تلفنی این منطقه

07:42.760 --> 07:44.400
‫مستقیم بیاد اینجا.

07:45.240 --> 07:48.220
‫خیلی خب، تموم تحلیل‌گرایی که کارشون
‫گوش‌دادن هست رو می‌خوام تا 2 ثانیۀ دیگه

07:48.300 --> 07:49.700
‫اینجا باشن. باشه؟

07:49.920 --> 07:53.720
‫- طرح ساختمون رو داریم؟
‫- امکان مداخله رو دارم در نظر می‌گیرم.

08:00.640 --> 08:02.440
‫"وولوتو"ـی تلخ.
‫[یه نوع اسپرسو]

08:04.880 --> 08:07.280
‫حسابی از خادمای مردم
‫پذیرایی میشه‌ها.

08:08.240 --> 08:09.480
‫چه غلطی داری می‌کنی تو؟

08:10.680 --> 08:12.160
‫یه مقداری وقت آزاد داریم.

08:12.640 --> 08:16.480
‫اونا باید فعلاً چادر بزنن،
‫یه پهپاد بفرستن سمت ما،

08:16.720 --> 08:18.280
‫طرح ساختمون رو پیدا کنن.

08:18.360 --> 08:20.880
‫باید یه مقداری بهشون وقت بدیم
‫تا بتونن خودشون رو سازماندهی کنن.

08:23.440 --> 08:26.840
‫هی، چرا "توکیو" گفت که شماها
‫با همدیگه نیستین؟

08:27.920 --> 08:28.880
‫چون‌که با هم نیستیم!

08:31.480 --> 08:34.080
‫پس چرا من هر شب صدای
‫تختش رو می‌شنیدم که

08:34.160 --> 08:37.180
‫صدای چکش هیدرولیک می‌داد؟
‫نکنه داشته یاد می‌گرفته چطوری "سامبا" برقصه؟
‫[سامبا: رقصی برزیلی]

08:37.260 --> 08:38.740
‫- اونم ساعت 5 صبح؟
‫- نمی‌دونم،

08:38.820 --> 08:41.820
‫هیچی ازش نمی‌دونم. نمی‌دونم که
‫می‌رقصیده یا آروم و قرار نداشته.

08:44.760 --> 08:51.040
‫ببینم، نکنه از نظرت من یه نفهمِ دو زاری‌ـم؟
‫فکر می‌کنی می‌تونی اینطوری بی‌وقفه بهم دروغ بگی؟

08:57.440 --> 08:58.760
‫شوخی می‌کنم بابا.

09:04.760 --> 09:06.520
‫منم جای تو بودم ترتیبشو می‌دادم.

09:07.880 --> 09:09.360
‫فی‌الواقع، شایدم واقعاً ترتیبشو بدم.

09:10.360 --> 09:12.000
‫به نظرم غلط می‌کنی.

09:12.800 --> 09:14.560
‫رابطۀ من باهاش خیلی هم جدی‌ـه.

09:15.600 --> 09:16.600
‫خیلی جدی‌ـه؟

09:18.840 --> 09:22.560
‫یعنی در حدِ داشتن یه باغچه و
‫تعمیرکردن خونه، اونم روزای یکشنبه‌

09:22.640 --> 09:24.600
‫- جدی‌ـه؟
‫- آره.

09:25.120 --> 09:27.000
‫تازه میخوایم اون خونه
‫رو با کلی بچه پُر کنیم.

09:33.560 --> 09:34.520
‫بگیر بشین.

09:42.600 --> 09:46.400
‫ببین پسرجون، زن‌ها باهات
‫سکس می‌کنن و بهت حال میدن

09:46.480 --> 09:50.880
‫چون... برنامه‌ریزی شدن تا
‫تسلیم‌ـشون بشی و نهایتاً حامله‌ـشون کنی.

09:51.880 --> 09:53.580
‫بعدها دیگه حتی وجودتم به پایان میرسه

09:54.360 --> 09:56.200
‫حین زایمان این قضیه رو متوجه میشی.

09:57.560 --> 10:00.360
‫به دنیا آوردن بچه باید هیجان‌انگیزترین
‫رویداد زندگی یه پدر باشه

10:00.520 --> 10:04.280
‫حین زایمان، هر چیزی که از بین پاهای
‫اون زن بیاد بیرون،

10:04.360 --> 10:07.080
‫یه جور کلاهک هسته‌ای محسوب میشه
‫که همه چی رو از بین می‌بره.

10:08.760 --> 10:11.480
‫اول از همه، اون غار شگفت‌انگیزی که
‫سابقاً چیزِت رو داخلش می‌کردی،

10:11.560 --> 10:12.800
‫دیگه مثل قبلش نمی‌مونه.

10:13.520 --> 10:16.320
‫و حین اینکه داره بهت فحش میده
‫ازت میخواد که بهش اپیدورال بدی
‫[اپیدورال: یه جور بی حس‌کننده]

10:16.400 --> 10:17.960
‫حرکت روده پیدا می‌کنه

10:20.840 --> 10:23.540
‫می‌دونی این چیزایی که واسه‌ـش اتفاق
‫می‌افتن چه معنی‌ای میدن؟

10:23.720 --> 10:26.040
‫اینکه دیگه هیچ موقع قرار نیست
‫برات یه زن جذاب و سکسی باشه.

10:27.560 --> 10:29.680
‫و از اون به بعد تموم توجه‌ها معطوف

10:30.000 --> 10:32.080
‫اون کثافت احمق میشه.

10:33.280 --> 10:34.440
‫همه‌ـشون همینطوری هستن.

10:36.840 --> 10:40.440
‫باور کن، پنج بار تا حالا طلاق گرفتم.
‫می‌دونی پنج‌تا طلاق یعنی چی؟

10:43.360 --> 10:45.080
‫یعنی پنج بار عشق رو باور کردم.

10:49.280 --> 10:51.320
‫چی توی اون کلۀ زهرماری‌ـت می‌گذره؟

10:54.040 --> 10:54.920
‫ها؟

10:55.800 --> 10:58.040
‫چطوری پروفسور تو رو مسؤول
‫تیم گذاشته؟

11:00.960 --> 11:03.160
‫به خاطر اینکه با ملت،
‫با احساس برخورد می‌کنم.

11:09.560 --> 11:12.440
‫اون برّه کوچیک‌ـه رو از گروه خارج کن و
‫بردار ببرش توی یه دفتر

11:12.520 --> 11:13.640
‫و تنهاش نذار.

11:13.720 --> 11:15.800
‫حتی اگه خواست از حوله‌ـش هم
‫استفاده کنه، کنارش میمونی.

11:17.040 --> 11:17.920
‫باشه.

11:34.360 --> 11:37.200
‫تا 30 دقیقه دیگه برمی‌گردیم.
‫30 دقیقه، دِنور.

11:39.200 --> 11:40.200
‫معذرت می‌خوام.

11:47.360 --> 11:50.160
‫ها... خب، من میرم یه کمی بدوم

11:50.880 --> 11:52.240
‫تا یه کمی پاهام حال بیان.

11:52.760 --> 11:54.500
‫خب برو. این همه جا هست واسه دویدن.

11:54.560 --> 11:57.560
‫یاد گرفتن یه زبان، خیلی آسون‌تر از
‫اون چیزی هست که به نظر میرسه

11:57.640 --> 12:00.680
‫ولی باید بی‌خیال معنیِ کلمات بشی.

13:23.160 --> 13:24.040
‫بیا بریم.

13:25.320 --> 13:29.160
‫نگران نباش. دارم می‌برمت یه جای دیگه
‫تا بتونی یه کمی استراحت کنی، فقط همین.

13:29.240 --> 13:30.120
‫باشه؟

13:37.040 --> 13:39.600
‫"راکِل"، تموم ارتباطاتی که قراره داخل
‫اینجا انجام بدیم رو

13:39.760 --> 13:43.000
‫می‌بایست از طریق این تلفن یا بی‌سیم
‫انجام بدیم، تلفن همراهی در کار نباشه، باشه؟

13:43.440 --> 13:46.520
‫منو به داخل ضراب‌خونه وصل کن،
‫می‌خوام با سارق‌ها صحبت کنم.

13:47.520 --> 13:50.680
‫"آنجل"، سرهنگ "پریتو" دیگه اینجا
‫چه غلطی می‌کنه؟

13:52.200 --> 13:53.920
‫نمی‌دونم والا. نمی‌دونم.

13:55.760 --> 13:59.240
‫یه مُشت آدم دارن از یه جایی شلیک می‌کنن
‫که معمولاً از اونجا پول تولید میشه.

14:00.400 --> 14:02.680
‫به نظرت نباید سرویس اطلاعاتی از
‫این قضیه با خبر باشه؟

14:03.040 --> 14:05.440
‫داریم با ضرابخونۀ ملی پول و تمبر
‫تماس می‌گیریم، "راکل".

14:06.240 --> 14:08.320
‫رئیس، الان با داخل تونستیم تماس بگیریم.

14:35.120 --> 14:36.040
‫سلام

14:36.240 --> 14:38.400
‫- عصرتون به‌ خیر.
‫- من "راکل موریو" هستم

14:38.560 --> 14:41.360
‫بازرس مسؤول رسیدگی به سرقت.
‫با کی دارم صحبت می‌کنم؟

14:41.640 --> 14:43.880
‫با سارق مسؤول حمله به ضراب‌خونه.

14:44.520 --> 14:46.840
‫- مُبّدل صدا داره.
‫- داریم سیگنال رو صاف می‌کنیم.

14:46.920 --> 14:48.920
‫همکاراتون در چه حالن؟

14:51.760 --> 14:54.360
‫تا الان که تلفاتی نداشتیم.

14:55.280 --> 14:56.160
‫خوشحالم.

14:58.680 --> 15:00.040
‫واقعاً، صادقانه میگم.

15:03.600 --> 15:05.960
‫عذر می‌خوام، نمی‌تونم
‫صداتون رو خیلی خوب بشنوم.

15:06.200 --> 15:08.920
‫بله، معذرت می‌خوام بابت
‫این صدای منفور ماشینی.

15:09.200 --> 15:12.640
‫ولی خب باید درک کنین که منم مجبورم
‫یه جوری هویتم رو مخفی نگه دارم دیگه

15:12.720 --> 15:15.520
‫شاید یه موقع ازتون خواستیم بهمون یه
‫هلیکوپتر بدین تا بریم برزیل.

15:16.000 --> 15:18.200
‫یعنی چیزی که می‌خواین، یه هلیکوپتره؟

15:18.280 --> 15:20.480
‫چیزی من الان از شما می‌خوام اینه
‫که با کسی مذاکره کنم

15:20.640 --> 15:23.840
‫که طفره نره،
‫مجبور نباشه هِی از بالا دستی‌ـش سؤال بپرسه

15:23.920 --> 15:27.040
‫واسه یه بله یا نه گفتن مجبور نباشه
‫از سرویس اطلاعاتی یا مامانش اجازه بگیره

15:27.440 --> 15:31.920
‫خب اینطوری که باید با خودِ رئیس جمهور صحبت کنی،
‫ولی خب از اونجایی که ایشون مشغول کشورداری هستن،

15:32.000 --> 15:33.320
‫من از جانب ایشون در خدمتتون هستم،

15:33.480 --> 15:35.000
‫البته اگه از نظرتون ایرادی نداشته باشه

15:36.880 --> 15:39.360
‫- سؤال دیگه‌ای ندارید؟
‫- دارم.

15:41.760 --> 15:42.800
‫چی پوشیدین الان؟

15:46.880 --> 15:49.080
‫- عذر میخوام؟
‫- الان چی پوشیدین؟

15:50.160 --> 15:51.560
‫به نظرتون لباس‌هایی که تن‌ـمون هستن

15:51.720 --> 15:53.400
‫معمولاً بیانگر هویت‌ـمون نیستن؟

15:55.840 --> 15:59.120
‫ببین، من مشکلی ندارم که
‫سؤالت رو جواب بدم

15:59.200 --> 16:01.160
‫ولی فکر می‌کنم باید به اطلاعت برسونم

16:01.240 --> 16:04.120
‫این مکالمه داره توسط چندین نفر از اعضای
‫واحد جرم و جنایت مالی،

16:04.200 --> 16:06.000
‫مرکز ملی اطلاعات و یو آی تی،

16:06.160 --> 16:10.240
‫دفاتر مربوطه‌ـشون، رئیس گروه عملیات‌های
‫ویژه و یه سری افسر دیگه شنیده میشه.

16:11.440 --> 16:14.840
‫اگه اینطوری‌ـه، پس به نظرم باید بهشون
‫سلام بدم و خودمو واسه‌ـشون معرفی کنم

16:15.120 --> 16:16.960
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم.

16:17.120 --> 16:19.680
‫متأسفانه نمی‌تونم اسمم رو بهتون بگم،
‫ولی می‌تونید من رو "پروفسور"

16:19.760 --> 16:22.840
‫صدام کنید. همه همینطوری صدام می‌کنن.

16:27.880 --> 16:30.680
‫سلام. من "آنجل" هستم،
‫معاونت پلیس بازرسی.

16:30.760 --> 16:32.840
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم، "آنجل".
‫حالتون چطوره؟

16:34.320 --> 16:36.240
‫- سلام، صبح به خیر.
‫- صبح شما هم به خیر.

16:36.400 --> 16:37.720
‫سلام، حالتون چطوره؟

16:37.880 --> 16:40.760
‫خیلی خوب. خیلی خوبم،
‫ممنونم. شما چطور؟

16:42.400 --> 16:46.320
‫بعد از این لحظات عاطفی، بهم بگو،

16:47.360 --> 16:49.800
‫- چی میخوای؟
‫- زمان...

16:51.960 --> 16:53.400
‫تا بتونم قضیه رو برای خودم
‫حلاجی کنم.

16:53.560 --> 16:55.000
‫گوش کن، بازرس.

16:55.160 --> 16:57.640
‫ما نمی‌تونستیم در عرض چند ثانیه از
‫اونجا خارج بشیم، ولی ما

16:57.800 --> 17:00.120
‫کاملاً آماده‌ایم که از خودمون دفاع کنیم.

17:00.280 --> 17:02.920
‫پس بهتره جلوی هر نوع
‫مداخله‌ای رو بگیرید.

17:05.760 --> 17:08.200
‫- می‌تونم بهتون اعتماد داشته باشم؟
‫- البته.

17:10.000 --> 17:13.440
‫ولی واسه اینکه من به شما اعتماد کنم،
‫شما باید یه کاری واسه من انجام بدین.

17:14.960 --> 17:17.200
‫اون بچه‌های مدرسه‌ای رو آزاد کنین،
‫اونا زیر سن قانونی‌ـن.

17:17.280 --> 17:18.960
‫همه چی اونطوری بهتر میشه.

17:19.880 --> 17:23.000
‫ولی، بازرس، هنوز بهم نگفتید
‫که چی پوشیدین؟

17:26.680 --> 17:30.640
‫یه دست لباس خاکستری، یه پیراهن آبی،

17:31.720 --> 17:33.680
‫کفشای پاشنه بلند مشکلی و...

17:34.160 --> 17:36.760
‫خب، فکر کنم همین‌قدر کافی باشه دیگه، نه؟

17:36.840 --> 17:39.200
‫خب اینطوری خیلی بهتر می‌تونم
‫تصورتون کنم.

17:39.360 --> 17:43.720
‫ولی، بازرس، یه دست لباس برای خانم‌ها،
‫میتونه شامل کت و شلوار باشه یا کت و دامن.

17:43.880 --> 17:46.600
‫پس دفعۀ بعدی اگه ازتون سؤالی پرسیدم،

17:47.320 --> 17:49.380
‫لطفاً یه مقداری به جزئیات بیشتر
‫دقت داشته باشید.

17:51.400 --> 17:53.080
‫بذارید در مورد درخواستتون فکر کنم.

17:57.560 --> 17:59.680
‫بهم بگو، کدوم آدم دیوونه‌ای
‫با 60 تا گروگان

17:59.760 --> 18:01.560
‫به اذیت کردن مذاکره‌کننده‌ـش فکر می‌کنه؟

18:04.840 --> 18:08.760
‫نه، این آدم خیلی آروم‌تر از اون چیزی‌ـه
‫که بخواد دیوونه باشه.

18:09.920 --> 18:12.960
‫می‌خوام تموم هلیکوپترا کل روز رو
‫بالای سرشون پرواز داشته باشن

18:13.040 --> 18:16.840
‫نه غذا بهشون بدین، نه آب. هیچ
‫درخواست دیگه‌ای‌ـشون رو هم پاسخ ندین.
‫منظورمو واضح رسوندم؟

18:16.900 --> 18:18.380
‫معذرت می‌خوام، بازرس.

18:18.440 --> 18:21.720
‫چون فقط بهشون آب و غذا نمیدین که
‫تسلیم نمیشن که.

18:22.720 --> 18:25.080
‫هم بنده و هم رئیس گروه
‫عملیات ویژه که اینجا هستن،

18:25.520 --> 18:27.960
‫فکر می‌کنیم که یه مداخلۀ سریع
‫ضروری‌ـه.

18:29.240 --> 18:31.960
‫اگه یه کُشت و کشتار مثل
‫قضیۀ اُپرای مسکو می‌خواستن،

18:32.120 --> 18:34.000
‫مستقیماً با خودتون تماس می‌گرفتن

18:34.640 --> 18:37.600
‫ولی متأسفانه شما اینجایید که
‫فقط اظهار نظر کنید و گزارش بدین.

18:37.760 --> 18:41.080
‫خواهش می‌کنم، بازرس،
‫حالت تدافعی به خودتون نگیرید.

18:41.240 --> 18:42.560
‫من اینجام که بهتون کمک کنم.

18:42.840 --> 18:44.960
‫می‌دونم که الان در بهترین
‫حالتتون نیستید.

18:45.280 --> 18:49.160
‫اگه منظورتون پریودم‌ـه، که باید بگم
‫پریود نیستم، ولی ممنونم که پرسیدین.

18:49.760 --> 18:53.680
‫منظورم اون شکایت سوء رفتاری هست
‫که علیه شوهر سابق‌ـتون داشتید.

19:01.520 --> 19:03.920
‫عجب، می‌بینم که سرویس اطلاعاتی
‫حسابی درگیر زندگی‌ـم بوده.

19:04.840 --> 19:07.600
‫یعنی نشد ما یه جا بریم یا یه کاری بکنیم که
‫اینا فضولی نکنن، نه؟

19:07.680 --> 19:09.480
‫امور داخلی هم این کارا رو انجام میده.

19:10.120 --> 19:12.920
‫اونا فکر می‌کنن که شما گزارش غلط
‫بهشون دادین.

19:14.440 --> 19:16.040
‫شوهر سابق‌ـتون زندگی‌ـش رو از نو ساخته

19:16.120 --> 19:18.640
‫چه از لحاظ شخصی، و چه از لحاظ
‫حرفه‌ای توی نیروی پلیس.

19:19.560 --> 19:22.160
‫ولی بعضی از زن‌ها چندان حاضر نیستن
‫که یه شروع دوباره رو بپذیرن

19:23.320 --> 19:26.000
‫ببین، نمی‌دونم به بدبختی افتادی،

19:26.080 --> 19:28.760
‫یا... فقط احمقی

19:30.680 --> 19:33.080
‫اگه کسی به زندگیِ شخصیِ
‫من علاقه‌منده،

19:33.280 --> 19:36.040
‫باید بگم که اون قضیه
‫کلاً تموم شده‌ـس.

19:36.120 --> 19:37.600
‫و الانم سرنوشتش دستِ یه قاضی‌ـه.

19:41.480 --> 19:44.560
‫بابت حساسیت‌ـتون روی این موضوع،
‫ممنونم سرهنگ.

19:49.680 --> 19:52.240
‫یه تماس دریافتی از سمت
‫تکرارگَرِ موزه داریم

19:52.840 --> 19:54.400
‫- ضبطش کن.
‫- بله، داریم ضبطش می‌کنیم.

19:54.480 --> 19:57.200
‫صدا رو ببر بالا. ساکت باشین، لطفاً.

19:58.320 --> 20:00.560
‫- چرا واسه شام نمیای خونه؟
‫- دارم کار می‌کنم.

20:00.640 --> 20:03.080
‫از طرف من از مادر و خواهرت عذرخواهی کن.

20:03.160 --> 20:04.320
‫- چرا نمیای خب؟

20:04.400 --> 20:07.880
‫اینجا حسابی همه‌چی به هم ریخته.
‫از طرف من ازشون عذرخواهی کن. باور کن.

20:07.960 --> 20:10.400
‫- سرم داد نزن، عزیزم، لطفاً.
‫- "آلمانسا".

20:10.480 --> 20:12.280
‫باید برم، باشه، عزیزم؟

20:12.360 --> 20:14.880
‫باشه، خیلی دوستت دارم. خدافظ.

20:17.200 --> 20:18.160
‫قطعش کنین.

20:19.160 --> 20:20.360
‫"آلمانسا"ـه

20:51.800 --> 20:52.960
‫چرا منو آوردی اینجا؟

20:59.400 --> 21:00.660
‫چیزی نیست، نگران نباش.

21:01.280 --> 21:03.060
‫اونا گفتن بیارمت اینجا که ازت
‫محافظت کنم.

21:04.600 --> 21:05.680
‫فقط همین.

21:06.360 --> 21:08.860
‫وقتی لباسات رو درآوردی، لطفاً
‫اون لباس قرمز رو بپوش.

21:09.520 --> 21:10.400
‫باشه.

21:43.640 --> 21:44.960
‫اگه همه چی به فنا بره چی؟

21:45.280 --> 21:47.760
‫- خب مگه چی میشه اگه همه چی به فنا بره؟
‫- خب، عزیزم،

21:47.840 --> 21:50.240
‫طبق معمول: برمی‌گردیم زندان.

21:50.360 --> 21:54.320
‫توی حیاطش سیگار می‌کشیم،
‫واسه کریسمس هم 4 تا میگو بهمون میدن

21:54.680 --> 21:57.160
‫- بعضی اوقاتم، با بقیه درگیر میشیم.
‫- عملاً عیاشی می‌کنیم.

21:57.240 --> 22:00.560
‫اگه همه‌چی خوب پیش بره که بدتره.
‫با این همه پول می‌خوایم چه کار کنیم؟

22:00.640 --> 22:02.240
‫من که یه مازراتی می‌خرم،

22:02.400 --> 22:05.480
‫رنگشم رنگِ آبی آسمون پاک خدا، ها.

22:05.840 --> 22:07.760
‫- شصت درصد.
‫- و یه باشگاه هنرهای رزمی.

22:08.200 --> 22:09.080
‫می‌فهمم چی میگی.

22:09.200 --> 22:11.680
‫و یه مشروب‌فروشیِ سه طبقه، ها

22:11.760 --> 22:13.940
‫با بلندگوهای خفن که صداشون
‫باعث بشه از گوش‌هات خون بیاد

22:14.020 --> 22:17.160
‫- بوم، بوم، پام، پیم پام پام
‫- حتماً

22:17.240 --> 22:20.240
‫- اونم که سه میلیون واسه‌ـش کافی‌ـه
‫- و یه جفت ریه هم واسه تو،

22:20.320 --> 22:22.040
‫چون ریه‌هاتو توی معدن به فنا دادی.

22:22.200 --> 22:24.560
‫تو خودت پولات رو واسه خریدِ یه جفت
‫ریه خرج می‌کنی؟

22:24.720 --> 22:26.080
‫یا خدا!

22:26.880 --> 22:29.480
‫اون موقع از کجا می‌تونی ریه پیدا کنی تو؟

22:29.640 --> 22:32.480
‫بعضیا کلیه‌هاشونو می‌فروشن.
‫شاید یه سری هم بخوان ریه‌هاشونو بفروشن.

22:32.560 --> 22:33.440
‫فکر کنم

22:33.720 --> 22:36.720
‫خب، من... یه شراب‌سازی توی پرونس می‌خرم

22:36.880 --> 22:40.040
‫که شامل صد هکتار باغ انگور باشه
‫که شراب خودم رو باهاشون بسازم

22:41.800 --> 22:45.560
‫- مخازن بلوط...
‫- ولی، پسر، عملاً می‌تونی وارد هر سوپرمارکتی بشی و...

22:45.640 --> 22:47.600
‫یه بطری از هر چیزی که دوس داشتی بخری.

22:47.920 --> 22:51.120
‫- دیگه شراب‌سازی رو می‌خوای واسه چه کاری؟
‫- واسه هنرش.

22:53.080 --> 22:55.040
‫خب، من که یه جزیره می‌خوام.

22:56.200 --> 22:58.560
‫- منم یه دونه می‌خوام.
‫- سومی‌ـش مالِ من.

22:58.920 --> 23:01.440
‫- نه دیگه الان زیاد شدیم
‫- خب میشیم مجمع‌الجزایر

23:01.800 --> 23:05.640
‫نه، من یه جزیرۀ کوچیک میخوام که
‫یه خونۀ بزرگ داخلش باشه

23:05.800 --> 23:07.960
‫می‌دونی؟ یه بالکن کوچیکم
‫نزدیک دریا داشته باشه

23:08.600 --> 23:11.600
‫هر روز صبح از خواب پامیشم
‫صاف از بالکن شیرجه می‌زنم توی آب

23:11.680 --> 23:13.880
‫بالاخره یکی‌ـتون حرف حساب زد

23:13.960 --> 23:16.320
‫فکر می‌کنم بعضی‌هامون باید اول

23:16.400 --> 23:20.400
‫به یه سری مسائل رسیدگی کنیم، نه؟
‫خب، حداقل من که باید رسیدگی کنم.

23:20.960 --> 23:24.040
‫اون موقع، با هر چقدر پولی که باقی بمونه،
‫یه هواپیما می‌خرم

23:24.760 --> 23:27.400
‫- خودمم خلبانش میشم.
‫- می‌تونی یه خلبان جذاب بگیری واسه خودت.

23:27.560 --> 23:29.760
‫نخیر، تو نمی‌فهمی،
‫بهترین کار اینه که به اون آقاهه

23:29.840 --> 23:32.400
‫داخل برج مراقبت پُزِ خلبان بودنت رو بدی:
‫دنبال یه راه فرارم،

23:32.480 --> 23:34.020
‫تا برم به "برادوِی".
‫[خیابانی در منهتن نیویورک که به خاطر تئاترهایش معروف شده]

23:35.120 --> 23:38.480
‫اگه ما همۀ اون چیزا رو اینطور بگیم
‫که با یه قیمتی بخریم که...

23:38.560 --> 23:41.560
‫نمی‌دونم، با یه قیمت خیلی بالا باشه مثلاً،
‫قیمتش خیلی خیلی بالا باشه،

23:42.600 --> 23:46.280
‫بازم با این حال، کلی پول واسه‌ـمون
‫باقی میمونه.

23:46.560 --> 23:48.080
‫وقتی که سرقت به این بزرگی انجام میدیم،

23:50.600 --> 23:52.200
‫باید رؤیاهامون هم
‫در همون حد بزرگ باشه.

23:52.260 --> 23:54.780
‫من یه آلبوم ضبط می‌کنم،
‫می‌خوام "کوریدو" بخونم.
‫[کوریدو: یه شعر و آهنگ خیلی معروف که یه تصنیف رو تشکیل میدن]

23:55.040 --> 23:57.280
‫عکسمم میزنم روی کاوِرِ آلبومش

23:58.720 --> 24:01.520
‫مثل "برتین آزبورن" میشی،
‫فقط 30 کیلو چاق‌تر.
‫[خوانندۀ معروف اسپانیایی]

24:01.600 --> 24:03.320
‫- هووی!
‫- چی داری میگی واسه خودت؟

24:03.400 --> 24:05.480
‫"برتین"، "رانچرا" میخونه،
‫من گفتم "کوریدو".
‫[رانچرا: ژانری از موسیقی سنتی مکزیکی]

24:05.560 --> 24:06.960
‫خیلی با هم فرق می‌کنن.

24:07.040 --> 24:09.200
‫بابا بهش نشون بده "کوریدو" چیه.
‫نشونش بده.

24:09.280 --> 24:10.600
‫- راه نداره...
‫- بی‌خیال دیگه.

24:10.760 --> 24:11.880
‫- زود باش!
‫- بخون دیگه.

24:12.040 --> 24:14.480
‫- ولی تو که دوسش داری.
‫- خب نمیخوام بخونمش که الان.

24:14.640 --> 24:17.720
‫- بخون، بخون.
‫- بلند شد بالاخره.

24:18.520 --> 24:22.840
‫"چون که لب‌هات رو نداشتم،
‫واسه اولین بار گریه کردم"

24:23.240 --> 24:29.640
‫"خودمو از شناختنت لعن کردم
‫دیگه نمی‌تونستم عاشقت نباشم"

24:30.040 --> 24:32.680
‫"می‌خواستم همسرم باشی"

24:33.080 --> 24:35.920
‫"بدون عشق دنبال خوش‌شانسی بودم"

24:36.160 --> 24:39.080
‫"تفنگمو در آوردم"

24:39.520 --> 24:43.200
‫"و سرنوشت مرگو برام رقم زد"

24:43.960 --> 24:47.840
‫"ماریا، زندگیِ من، عشقِ من"

24:48.240 --> 24:52.480
‫"دست از عاشق بودنت بر نمی‌دارم"

24:52.600 --> 24:56.320
‫"تیر خوردم و تو رو از دست دادم"

24:56.800 --> 25:00.880
‫"دیگه منو نمی‌تونی ببینی"

25:21.240 --> 25:22.120
‫بلند شین

25:23.520 --> 25:25.400
‫زود باشین، زود باشین.

25:29.280 --> 25:30.960
‫چشم‌بندهاتون رو در بیارین.

25:32.760 --> 25:34.400
‫چشم بندهاتون رو در بیارین!

25:34.560 --> 25:35.720
‫چی شده؟

25:36.360 --> 25:37.720
‫کاری باهاتون نداریم.

25:40.680 --> 25:42.600
‫یه مسأله‌ای پیش اومده،

25:43.440 --> 25:45.280
‫ولی، علی‌رغم حضور هلی‌کوپترها،

25:45.360 --> 25:47.800
‫می‌دونم که چند ساعت آرومی
‫رو هم در پیش خواهیم داشت

25:48.240 --> 25:49.920
‫و اون موقع می‌تونید استراحت کنید.

25:50.640 --> 25:53.400
‫تا چند دقیقۀ دیگه بهتون
‫کیسۀ خواب، آب

25:53.840 --> 25:57.760
‫و ساندویچ میدیم.
‫اُه، و بذارید یه خواهشی ازتون داشته باشم

25:59.320 --> 26:01.140
‫ازتون می‌خوام که لباس‌هاتون رو در بیارید.

26:02.880 --> 26:05.440
‫می‌خوام یه لباس قرمز مثل
‫لباسای خودمون بهتون بدم

26:05.760 --> 26:07.360
‫تا یه کمی راحت‌تر باشید

26:07.920 --> 26:10.360
‫عذر می‌خوام، آقا،
‫نمی‌خوام اذیتتون کنم،

26:11.000 --> 26:14.640
‫بین ما افرادی هستن که عارضۀ قلبی دارن،

26:14.960 --> 26:18.280
‫زن حامله هست، دیابتی هست،
‫نوجوون هست

26:19.840 --> 26:22.920
‫ازتون خواهش می‌کنم، لطفاً،
‫اونایی که آسیب‌پذیرتر هستن رو آزاد کنین.

26:23.000 --> 26:25.560
‫بعید می‌دونم بتونن تموم شب رو
‫توی این اضطراب و نگرانی بگذرونن.

26:25.720 --> 26:29.040
‫- فکر می‌کنی گاندی هستی آخه؟
‫- دِنوِر، آروم باش.

26:29.200 --> 26:33.120
‫این آقا دوست منه.
‫جفتمون علاقۀ مشترکی به سینما داریم.

26:43.440 --> 26:44.520
‫تفنگو بگیر.

26:46.120 --> 26:47.680
‫ازت نپرسیدم که میخوای بگیری یا نه،

26:47.840 --> 26:51.320
‫بهت دارم میگم تفنگ رو بگیر.
‫تفنگو بگیر. تفنگو بگیر.

26:54.640 --> 26:56.580
‫- خب حالا به سمتم نشونه بگیر.
‫- نه، خواهش می‌کنم.

26:56.660 --> 26:58.180
‫دارم بهت میگم سمتم نشونه بگیر.

26:59.520 --> 27:01.320
‫دستوره لعنتی. نشونه بگیر، عجبا.

27:01.480 --> 27:03.040
‫- بگیر بابا. خوبه.
‫- نه، خواهش می‌کنم.

27:03.680 --> 27:05.040
‫حالا بهم شلیک کن.

27:05.200 --> 27:06.480
‫- معذرت میخوام؟
‫- شلیک کن.

27:07.600 --> 27:08.800
‫- شلیک کن.
‫- خواهش می‌کنم.

27:09.360 --> 27:11.640
‫- خواهش می‌کنم، نه.
‫- یا تو به من شلیک می‌کنی،

27:11.720 --> 27:13.640
‫یا من بهت شلیک می‌کنم.
‫بهت 10 ثانیه فرصت میدم.

27:13.720 --> 27:16.920
‫یک، دو، سه، چهار، پنج،

27:17.120 --> 27:19.280
‫شش، هفت، هشت، نه...

27:25.480 --> 27:27.960
‫قلابی‌ـه، "آرتوریتو"،
‫ولی کارِت رو خیلی خوب انجام دادی.

27:28.080 --> 27:31.280
‫کارِت حرف نداشت.
‫حالا این جایزته، می‌تونی نگهش داری.

27:31.360 --> 27:34.120
‫حالا ما بهتون یه سری تفنگ قلابی میدیم.

27:34.320 --> 27:36.640
‫تا چند ساعت دیگه،
‫به همکاری‌ـتون نیاز پیدا می‌کنیم.

27:37.160 --> 27:40.440
‫همونطور که قبلاً دیدین، تنها کاری
‫که باید انجام بدین، اینه که اطاعت کنید.

27:42.320 --> 27:45.760
‫بهمون اعتماد کنید... و ازمون پیروی کنید.

27:47.920 --> 27:49.480
‫زود باشین، لخت بشین.

27:50.760 --> 27:51.720
‫زود باشین.

28:01.760 --> 28:02.960
‫الان چی پوشیدین؟

28:03.320 --> 28:06.400
‫"راکل"، نه از بی‌سیم استفاده می‌کنن،
‫نه تلفن و نه هیچ دستگاه الکترونیکی‌ای

28:06.480 --> 28:08.920
‫هیچ فرکانس رادیویی‌ای نتونستیم
‫اون داخل پیدا کنیم.

28:09.360 --> 28:12.280
‫یعنی می‌خوای بگی که دارن از
‫کاسه ماست و نخ واسه ارتباط استفاده می‌کنن

28:12.360 --> 28:14.640
‫- که ما نتونیم ردشون رو بگیریم؟
‫- نمی‌دونم از کاسه ماست

28:14.720 --> 28:17.760
‫استفاده می‌کنن، یا یه گروه کَر و لالن،
‫ولی هیچ فرکانسی نتونستیم پیدا کنیم.

29:12.520 --> 29:14.760
‫اون ماشینای زرهی اینجا چه
‫غلطی می‌کنن دیگه؟

29:18.280 --> 29:20.320
‫می‌خوایم با تموم قُوا وارد بشیم.

29:21.640 --> 29:25.520
‫اگه بهتون دستور بدم، این کارو انجام میدین.
‫من مسؤول این قضیه‌ـم و هنوز چنین دستوری ندادم.

29:28.760 --> 29:30.380
‫ما دستورات رو از بچه‌های بالا میگیریم.

29:32.280 --> 29:34.680
‫یکی باید به من بگه
‫اینجا چه خبره؟

29:34.760 --> 29:37.080
‫یا حتماً باید خودم به وزیر امور داخلی
‫زنگ بزنم و بپرسم؟

29:40.160 --> 29:42.240
‫- چه خبره اینجا؟
‫- بیا بریم بیرون.

29:51.920 --> 29:53.800
‫اون داخل یه شخص با اولویت
‫خیلی بالا حضور داره.

29:53.880 --> 29:56.280
‫- نمی‌دونی شخص با اولویت خیلی بالا چیه؟
‫- نه.

29:56.360 --> 29:59.840
‫من که جزء گروه اطلاعاتی‌ـت نیستم،
‫نمی‌دونم.

30:00.080 --> 30:03.680
‫اونا وارد میشن. اونا میان داخل،
‫چون ما اون برّه کوچیک‌ـه رو داریم.

30:06.120 --> 30:07.440
‫"الیسون پارکر"

30:08.080 --> 30:10.520
‫دختر "سِر بنجامین پارکر".
‫اون دختر سفیر بریتانیاست

30:10.680 --> 30:12.880
‫که اون سفیر هم یکی از
‫دوستای نزدیک ملکۀ انگلستان‌ـه

30:12.960 --> 30:15.080
‫واسه همین هیچ راهی نداریم،
‫مگر اینکه وارد بشیم.

30:15.160 --> 30:18.400
‫چون، اگه الان این کارو انجام ندیم،
‫فردا کل کشور قضیه رو می‌فهمن.

30:19.360 --> 30:23.360
‫اونا فکر می‌کنن ما از قضیه با خبر نبودیم.
‫فکر می‌کنن سعی کردیم تموم این اطلاعات رو

30:23.440 --> 30:25.960
‫از اذهان عمومی مخفی نگه داریم.

30:26.160 --> 30:29.920
‫امروز اون دختره فقط یه گروگان دیگه‌ـست،
‫ولی فردا هدف اصلی اونا میشه

30:30.000 --> 30:32.440
‫و تموم اسلحه‌ها به سمت سَرِش نشونه میرن.

30:32.800 --> 30:34.640
‫نکنه این چیزی‌ـه که دنبالشی؟ ها؟

30:35.800 --> 30:40.480
‫واسه همین اونا همون شب اول وارد میشن.
‫ورودشون هم حتماً قبل از 4:15 صبح میشه

30:41.440 --> 30:44.080
‫چون دیگه طرفای ساعت 6:30، روز میشه

30:44.240 --> 30:47.280
‫می‌تونی تصور کنی اینکه اگه یه بحران
‫گروگان‌گیری توسط بریتانیا مدیریت بشه

30:47.360 --> 30:49.120
‫چهرۀ اسپانیا رو چه شکلی نشون میده؟

30:50.120 --> 30:52.560
‫و اگه زودتر دست به کار بشن و وارد بشن بهتره

30:52.640 --> 30:56.800
‫چون اینطوری احتمال برنده شدن‌ـمون
‫توی نبرد اولی که باهاشون داریم، خیلی بیشتره

31:04.800 --> 31:05.880
‫بازرس "موریو"،

31:05.960 --> 31:09.480
‫همین الان وارد میشیم و اون
‫دختر رو زنده میاریمش بیرون.

31:30.480 --> 31:34.000
‫باید باهات صحبت کنم...
‫تموم این مدت محل‌ـم نمی‌ذاشتی.

31:34.280 --> 31:36.320
‫خفه شو، اگه کُشتن‌ـمون،
‫مقصرش تو میشی‌ها.

31:38.240 --> 31:39.120
‫ببخشید.

31:55.720 --> 31:57.600
‫فکر کنم خیلی از رئیست
‫خوشت نمیاد، نه؟

32:00.000 --> 32:01.400
‫از کجا می‌دونی اون رئیسمه؟

32:04.880 --> 32:06.720
‫چون من همه‌چی رو در موردت می‌دونم.

32:07.480 --> 32:08.480
‫کلی تحقیق کردم روت.

32:10.760 --> 32:12.880
‫تازه تست حاملگی‌ـت رو هم روی میزت دیدم.

32:15.680 --> 32:17.720
‫و حالا می‌تونم حدس بزنم
‫پدر اون بچه کی می‌تونه باشه.

32:21.200 --> 32:23.020
‫از هدیه‌ای که قراره بهش بدی خوشش نیومده.

32:25.880 --> 32:26.840
‫چی بهت گفت؟

32:27.640 --> 32:29.000
‫نمی‌خواد این بچه رو داشته باشه؟

32:36.160 --> 32:38.080
‫خداحافظی کردن با یه بچه
‫کار آسونی نیست.

32:47.000 --> 32:48.240
‫چه کار می‌خوای بکنی؟

32:53.680 --> 32:54.700
‫سقط می‌کنم.

33:12.640 --> 33:15.360
‫واحدهای مداخله‌کننده 1، 2 و 3، آماده باشین

33:16.240 --> 33:18.080
‫- می‌خوایم وارد بشیم.
‫- بیاین بریم!

33:18.160 --> 33:20.800
‫- زود باشین، عجله کنین!
‫- "تیم‌های 1، 2 و 3، آماده هستن."

33:22.960 --> 33:23.840
‫حالا

33:37.000 --> 33:39.640
‫تیم 1، جلوی در ورودی مخفی شدن.

33:39.800 --> 33:41.640
‫حواس‌ـتون به سقف و طرف‌های بالا باشه

33:51.480 --> 33:52.400
‫الو؟

33:52.760 --> 33:53.720
‫"برلین"،

33:54.960 --> 33:57.080
‫- دارن وارد میشن.
‫- ایول.

33:59.240 --> 34:02.120
‫دوستان، زمان فرا رسیده!

34:02.600 --> 34:04.840
‫وقتشه که از دستوراتم تبعیت کنید!

34:12.920 --> 34:13.960
‫بیاید دنبال‌ـمون.

34:22.240 --> 34:25.040
‫و اینطوری شد که نیروهای امنیتی،

34:25.120 --> 34:28.280
‫دقیقاً همون کاری رو انجام دادن، که پروفسور
‫به ما گفته بود انجام میدن.

34:28.800 --> 34:30.840
‫فقط اون بعد از ظهر،
‫وقتی که داشت اون حرفا رو میزد

34:30.920 --> 34:33.300
‫ما حومۀ شهر بودیم و
‫فکرش رو نمی‌کردیم

34:33.360 --> 34:35.200
‫که قراره اونا به سمت کله‌ـمون شلیک کنن.

34:35.280 --> 34:38.360
‫اونا از چهار محلی که می‌تونن به ساختمون
‫دسترسی داشته باشن، وارد میشن:

34:38.440 --> 34:41.960
‫در اصلی، محل بارگیری،
‫در خروج اضطراری و از سقف.

34:42.120 --> 34:44.660
‫نیروهای آخر بعد از اینکه وارد شدین،
‫حواس‌ـتون به محل ورود باشه،

34:44.740 --> 34:46.240
‫نذارید کسی از اون طریق خارج بشه

34:46.680 --> 34:51.520
‫ولی اونا صبر می‌کنن. اونا منتظر
‫افسرای مداخله‌گر فنی میمونن

34:51.680 --> 34:53.440
‫تا محل رو مورد بررسی قرار بدن.

34:54.240 --> 34:56.040
‫اونا این کارو از طریق
‫محل بارگیری انجام میدن.

35:13.240 --> 35:14.480
‫زود باشین، زود باشین.

35:19.040 --> 35:20.600
‫زود باشین، دیگه الان دَمِ در هستن.

35:32.800 --> 35:33.760
‫حله؟

35:35.240 --> 35:36.800
‫پریسکوپ رو وارد کنین.
‫[دوربینی که اطرافش رو هم میتونه ببینه]

35:38.800 --> 35:39.880
‫بیاین بریم.

35:48.560 --> 35:51.680
‫"راکل"، یه تماس دریافتی از سمت
‫تلفن یکی از گروگان‌ها داریم.

35:51.760 --> 35:52.800
‫"الیسون پارکر"

35:53.000 --> 35:55.440
‫همونطور که می‌دونید، گروهی از گروگان‌گیرها...

35:55.760 --> 35:56.480
‫صداش رو بلند کن.

35:56.560 --> 36:00.080
‫یه شنوندۀ دیگه روی خط داریم
‫که می‌خواد نظرش رو در این مورد بگه.

36:00.160 --> 36:03.160
‫من شنونده نیستم.
‫من یه گروگان‌ـم که گروگان گرفته شدم.

36:03.320 --> 36:06.480
‫اسم من "الیسون پارکر"ـه. من دختر
‫سفیر بریتانیا هستم.

36:06.560 --> 36:08.480
‫- به صورت زنده داره روی "اوندا سِرو" پخش میشه
‫- من از داخل
‫[دومین شبکۀ معروف رادیویی اسپانیا]

36:08.560 --> 36:10.520
‫ضراب‌خونۀ ملی پول و تمبر
‫باهاتون تماس می‌گیرم.

36:10.600 --> 36:12.400
‫همین الان اون تماس رو قطعش کن.

36:12.560 --> 36:15.280
‫- همین الان! قطعش کن!
‫- تماسو قطع کن!

36:15.440 --> 36:17.520
‫ما دقیقاً مشابه گروگان‌گیرها لباس پوشیدیم.

36:18.120 --> 36:19.600
‫سرهنگ، الان تصویرو داریم.

36:22.960 --> 36:24.200
‫اون چه زهرماری‌ـه دیگه؟

36:28.640 --> 36:30.720
‫اونا بهمون تفنگ دادن
‫و ما مثل خودشون ماسک پوشیدیم.

36:30.800 --> 36:34.320
‫- تصویرو بزرگتر کن. همینجا خوبه.
‫- هیشکی نمی‌دونه کی به کیه.

36:34.680 --> 36:37.960
‫- یه مسلسل "براونینگ" داره.
‫- بی پدر و مادرا.

36:38.560 --> 36:40.480
‫اگه پلیس وارد بشه،
‫افراد بی‌گناهی آسیب می‌بینن.

36:40.560 --> 36:43.580
‫اینکه خودِ گروگان‌ها رو پشت سنگر گذاشتن،
‫اونم با لباسای مشابه خودشون،

36:43.660 --> 36:45.860
‫سخته که بفهمی دارن
‫به سمت کی شلیک می‌کنن.

36:46.280 --> 36:48.480
‫- وارد نشین.
‫- جلوش رو بگیر، "سوارز".

36:49.160 --> 36:50.160
‫جلوش رو بگیر!

36:54.000 --> 36:56.000
‫- وارد نشین جون هر کی دوس دارین.
‫- دست نگه دارین.

36:59.600 --> 37:02.040
‫موقعیت رو ترک کنید. مأموریت لغو شد.

37:20.440 --> 37:21.400
‫بازرس...

37:23.480 --> 37:25.120
‫چیزی که شروع کردی رو تمومش کن، سرهنگ.

37:28.120 --> 37:30.120
‫نمی‌خوام هیچ ارتباطی
‫با این قضیه داشته باشم.

37:41.920 --> 37:45.920
‫و اینطوری شد که همون شب اول
‫پیروز اولین نبردمون شدیم

37:46.600 --> 37:49.620
‫بدون اینکه واقعاً وارد نبردی بشیم
‫و البته باید شاکر قضاوت صحیح‌ـشون باشیم

37:50.520 --> 37:51.920
‫و 20 دقیقه بعدش...

37:52.960 --> 37:55.460
‫شروع کردیم کاری رو انجام بدیم که
‫از همون اول اومده بودیم سراغش.

37:56.240 --> 38:00.440
‫این قشنگ‌ترین بخش قضیه‌ـس،
‫قراره کار کنیم

38:01.080 --> 38:02.080
‫اونم با من:

38:02.520 --> 38:06.640
‫"تورس"، "سانچز"، "بیدما"،

38:07.440 --> 38:08.320
‫"لنون"،

38:09.000 --> 38:10.000
‫"گواتسانی"،

38:10.280 --> 38:12.800
‫"مولینا"، "گارسیا"،

38:13.200 --> 38:16.760
‫"دومینگو"، "دِ گُرزا"، "متئو".

38:16.840 --> 38:18.040
‫زود باشین، از اون طرف.

38:18.240 --> 38:20.560
‫"رودریگو"، "مویا"، "پرز".

38:21.320 --> 38:22.200
‫زود باشین.

38:26.400 --> 38:29.480
‫گوش کنین، ازتون می‌خوام که این دستگاه‌ها

38:29.640 --> 38:33.080
‫24 ساعت روز کار بکنن،
‫طوری که انگار "پوچولو" جار و جنجال راه انداخته

38:33.160 --> 38:34.080
‫می‌فهمین منظورم چیه؟

38:36.080 --> 38:39.800
‫هر لحظه‌ای که مکث کنیم، یه میلیون
‫از دست میدیم، واسه همین مکث نمی‌کنیم.

38:40.400 --> 38:43.080
‫تعمیرات فنی رو هر سه ساعت
‫یک بار انجام میدیم.

38:43.240 --> 38:44.680
‫هم واسۀ تنظیمات و هم واسۀ جوهر.

38:45.800 --> 38:50.000
‫واسه همین: لذت ببرید و عشق و حال کنید.

38:53.120 --> 38:55.800
‫بهترین شغل ممکن‌ بود؛ چون قرار بود به خاطرش

38:55.880 --> 38:59.000
‫2 میلیون و 400 هزار یورو دستمزد بگیریم،
‫شایدم بیشتر.

38:59.080 --> 39:01.800
‫همه‌ـش به این بستگی داشت، که
‫چقدر بتونیم زمان بخریم و داخل بمونیم.

39:01.880 --> 39:05.280
‫اُه خدای من! حرف نداره، پسر!

39:07.680 --> 39:10.320
‫فوق‌العاده‌ـست، عالیه!

39:10.600 --> 39:12.600
‫پول مائه، پسر!

39:13.320 --> 39:14.520
‫یا خدا!

39:19.120 --> 39:22.320
‫رفقا، داریم پول خودمون رو تولید می‌کنیم!

39:36.080 --> 39:38.080
‫می‌تونید یه قهوۀ
‫بدون کافئین بهم بدین لطفاً؟

39:44.040 --> 39:45.920
‫سلام. با پیامگیر
‫ماری‌وی‌ تماس گرفتین.

39:46.000 --> 39:48.160
‫وقتی صدای بوق رو شنیدین،
‫می‌تونید پیام‌ـتون رو بذارید.

39:49.320 --> 39:50.920
‫مامان، کارم الان تموم شد، ساعت شش...

39:56.360 --> 39:59.560
‫- عذر می‌خوام، شارژر تلفن ندارید؟
‫- نه.

40:05.240 --> 40:06.600
‫می‌خواید از تلفن من استفاده کنین؟

40:10.440 --> 40:11.760
‫واقعاً؟ مشکلی ندارید؟

40:11.960 --> 40:13.640
‫- نه.
‫- مطمئنین؟

40:15.240 --> 40:16.120
‫ممنونم.

40:17.400 --> 40:18.880
‫باید چندتا تماس بگیرم.

40:19.840 --> 40:21.360
‫- مشکلی نیست.
‫- خیلی ممنونم.

40:29.584 --> 40:39.584
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
