WEBVTT

00:05.920 --> 00:08.320
‫- منتظر دستورم
‫- گروگان‌گیر در تیررس‌ـه

00:08.400 --> 00:11.160
‫- چه غلطی داری می‌کنی تو؟
‫- اون‌طرف کلی تک‌تیرانداز وایساده!

00:11.320 --> 00:13.000
‫- زانو بزنین.
‫- دارن هدف‌گیری می‌کنن

00:13.680 --> 00:15.680
‫- بهم اجازۀ شلیک بدین
‫- میخوان بُکُشنشون

00:15.760 --> 00:17.680
‫- می‌خوان شلیک کنن
‫- بهم اجازه بدین شلیک کنم

00:17.760 --> 00:18.600
‫تفنگو بذار زمین!

00:19.560 --> 00:20.720
‫اونا می‌خوان بُکُشن‌ـشون

00:21.240 --> 00:22.080
‫اجازۀ شلیک رو بدین.

00:22.840 --> 00:25.080
‫- "کرکس 3"، می‌تونی شلیک کنی.
‫- پشت سرت!

00:47.000 --> 00:49.680
‫شنبه
‫ساعت 6 عصر

01:52.600 --> 01:55.320
‫خوبه! خوبه، آقای "تورِس". خوبه. خیلی خوبه!

01:55.720 --> 01:57.680
‫ولی حالا بیا سریال‌ها رو عوض کنیم، باشه؟

01:57.960 --> 01:59.920
‫بیا حرف رو عوض کنیم، خب؟

02:00.080 --> 02:02.080
‫یه کشور دیگه، خب
‫غُر نزن. بدو برو!

02:07.480 --> 02:09.800
‫"هلسینکی"! بیا پایین، زود باش!

02:09.880 --> 02:12.440
‫- ببین پایین چی داریم؟
‫- بدجور تیر خورده. زود باش!

02:12.760 --> 02:15.600
‫شماها کُشتینش، حرومزاده‌ها!

02:58.800 --> 02:59.640
‫زود باشین

03:11.880 --> 03:13.720
‫آب می‌خوام، آب بدین، لطفاً.

03:19.560 --> 03:21.480
‫آب، لطفاً. آب

03:24.200 --> 03:26.240
‫ممنون. "آرتورو"، تحمل کن. "ریو"، "ریو".

03:26.440 --> 03:27.680
‫الکل، الکل.

03:28.000 --> 03:29.680
‫ازت می‌خوام که دستت رو برداری...

03:31.720 --> 03:32.560
‫- "راکِل"

03:32.640 --> 03:34.760
‫کارمندان سابق ضراب‌خونۀ ملی پول

03:34.840 --> 03:38.120
‫تونستن هویت شخصی که توسط پلیس
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفت رو شناسایی کنن

03:38.280 --> 03:41.120
‫اون شخص "آرتورو رومَن" بوده،
‫که مدیریت کل ضراب‌خونه رو به عهده داشته.

03:41.200 --> 03:44.480
‫اون در حالی که همراه با بقیۀ سارق‌ها
‫روی سقف بود،

03:44.560 --> 03:47.360
‫ توسط نیروهای پلیس
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

03:47.920 --> 03:51.600
‫این اتفاقات بعد از 32 ساعت از شروع
‫گروگان‌گیری رخ دادند.

03:52.520 --> 03:55.200
‫32 ساعت پس از شروع سرقت

03:57.200 --> 03:59.200
‫خواهش می‌کنم، باید با زنم حرف بزنم.

03:59.640 --> 04:01.480
‫باید با همسرم صحبت کنم.

04:01.760 --> 04:05.280
‫میگن که وقتی دَمِ مرگ هستیم،

04:05.720 --> 04:08.280
‫بالاخره می‌تونیم کل زندگی‌ـمون رو
‫در لحظه‌ای به وضوح ببینیم

04:08.880 --> 04:12.000
‫و "آرتورو رومَن"، وقتی داشت
‫روی اون میز خون از دست می‌داد

04:12.240 --> 04:16.080
‫منتظر یه چنین چیزی بود:
‫"بصیرت مرگ"

04:16.160 --> 04:19.520
‫اینکه یه بار واسه همیشه بفهمه
‫بالاخره عشق زندگی‌ـش کی بوده؟

04:21.680 --> 04:24.320
‫"لورا"، زنی که باهاش 14 سال
‫از زندگی‌ـش رو سپری کرده

04:24.480 --> 04:26.320
‫و باهاش پیوندی مقدس مثل ازدواج داشته؟

04:27.280 --> 04:29.800
‫یا "مونیکا"، منشی و معشوقه‌ـش؟

04:29.880 --> 04:32.240
‫"مونیکا"یی که "آرتورو" باهاش احساس
‫جوون بودن می‌کرد؟

04:32.880 --> 04:35.640
‫متأسفانه تنها اطمینانی که "آرتورو"
‫در اون لحظه داشت،

04:35.720 --> 04:37.760
‫این بود که اگه اونا نتونن گلوله رو
‫از بدنش خارج کنن،

04:38.200 --> 04:40.520
‫تا بیاد این معما رو برای خودش
‫حل کنه، مُرده.

04:41.440 --> 04:45.800
‫و صادقانه بگم، اون تمریناتی که ما واسۀ کمک‌های اولیه داشتیم،
‫اطمینانی واسه زنده نگه داشتن یه نفر نبودن

04:46.840 --> 04:48.080
‫سیاهرگ پایینی

04:49.240 --> 04:50.480
‫کلیۀ راست

04:51.480 --> 04:52.320
‫چپ

04:53.040 --> 04:54.160
‫روده‌بند

04:54.840 --> 04:56.440
‫ریۀ سمت راست

04:56.960 --> 04:57.800
‫چپ

04:58.280 --> 04:59.480
‫این قلب‌ـه

04:59.760 --> 05:00.600
‫سیاهرگ

05:01.160 --> 05:05.080
‫زیر ترقوه، راست و چپ

05:05.960 --> 05:06.840
‫بازو

05:08.160 --> 05:09.080
‫استخوان بازو

05:11.120 --> 05:12.680
‫وداج (ژوگولار) داخلی

05:13.320 --> 05:14.680
‫ژوگولار (وداج) خارجی

05:15.840 --> 05:17.360
‫و این قرمزها هم سرخرگ‌های اصلی هستن

05:17.680 --> 05:19.240
‫هی، وایسا، صبر کن

05:19.760 --> 05:20.680
‫بذار ببینم

05:21.320 --> 05:24.040
‫تو می‌خوای ما اینطوری پزشکی یاد بگیریم؟
‫با دو تا ماژیک؟

05:24.240 --> 05:26.480
‫اگه یکی تیر بخوره،
‫نمی‌تونه که بره بیمارستان.

05:26.840 --> 05:28.460
‫خودتون باید اون داخل قضیه رو
‫مدیریت کنید

05:28.640 --> 05:30.680
‫- عملاً مثه خوکشی کردن میمونه دیگه.
‫- خفه پسرم.

05:30.760 --> 05:33.060
‫اینکه خودمون رو توی اون لونۀ موش
‫حبس کنیم، یه مسأله‌ـس

05:33.080 --> 05:34.860
‫- اینکه بمیریمم یه مسألۀ دیگه‌ـس.
‫- "دِنوِر"

05:35.400 --> 05:37.920
‫ما می‌خوایم یاد بگیریم که
‫چطوری یه گلوله رو از بدن خارج کنیم

05:38.520 --> 05:40.360
‫قرار نیس که موشک هوا کنیم

05:40.440 --> 05:41.640
‫اونقدرا هم کار سختی نیست.

05:41.720 --> 05:44.620
‫انبردستی رو برمی‌داری، بدون اینکه
‫گندی بالا بیاری، گلوله رو می‌کِشی بیرون

05:44.700 --> 05:46.740
‫- تموم شد رفت
‫- گلوله‌هه گند رو بالا آورده دیگه

05:46.820 --> 05:48.620
‫اگه تیر خوردم، منو ببرین بیمارستان

05:48.700 --> 05:49.860
‫پاسخ منفی‌ـه

05:49.880 --> 05:51.760
‫خب، من یکی که ترجیح میدم
‫چلاق باشم و آزاد باشم

05:51.840 --> 05:54.040
‫ولی حالم خوب باشه و
‫توی سلول یه زندان بپوسم

05:54.200 --> 05:55.160
‫هیشکی از اونجا خارج نمیشه

05:56.240 --> 05:58.400
‫هر کدوم‌ـتون سرنخی هستین
‫که میشه ازتون استفاده کرد

05:58.480 --> 06:00.280
‫اگه کسی میخواد از کار کنار بکشه،
‫الان وقتشه

06:01.040 --> 06:03.240
‫حین دزدی همین‌جا میمونه و
‫بعدشم میره پِیِ زندگی‌ـش

06:06.480 --> 06:07.900
‫این درس‌ـمون قراره تا کِی طول بکشه؟

06:08.560 --> 06:10.680
‫کیرم مثل کیر "هلسینکی" هِی داره
‫کوچیک و کوچیک‌تر میشه

06:10.760 --> 06:12.760
‫هِی! در مورد کیر من چی گفتی تو؟

06:14.920 --> 06:17.640
‫- بسه بابا. کافی‌ـه.
‫- می‌خوای کیرمو ببینی؟

06:17.720 --> 06:18.760
‫خواهش می‌کنم

06:19.600 --> 06:22.240
‫بلند شو لباساتو بپوش.
‫یکی دیگه بیاد اینجا بخوابه، لطفاً.

06:22.320 --> 06:23.500
‫- قضیب جان نوبت توئه
‫- زود باش

06:23.580 --> 06:24.480
‫برو دیگه

06:24.560 --> 06:27.320
‫- نه؟ نمیری، هیشکی نمیره...
‫- خب، خودم میرم

06:27.400 --> 06:29.640
‫- خب...
‫- زود باش، "نایروبی"

06:29.720 --> 06:32.480
‫- مشکلی نیست دیگه، نه؟
‫- زود باش، "نایروبی"

06:32.560 --> 06:33.960
‫چه تیکه‌ای‌ـه!

06:34.600 --> 06:36.760
‫- سیاهه
‫- سکسی و جذاب‌ـه

06:37.240 --> 06:38.600
‫- تو انجام بده
‫- واو! باشه

06:38.680 --> 06:39.680
‫بذار ببینیم چی یاد گرفتی

06:40.040 --> 06:41.960
‫این‌که "کاروتید"ـه...
‫[کاروتید: خواب رگ یا سبات]

06:42.240 --> 06:44.960
‫و خب، حین دکتر بازی کردن...

06:45.280 --> 06:48.000
‫فهمیدم "نایروبی" از اون چیزی که نشون
‫می‌داد آدم تودار تری‌ـه

06:48.320 --> 06:49.160
‫قلب

06:51.080 --> 06:52.160
‫سرخرگ بزرگ...

06:52.560 --> 06:54.740
‫و با اینکه هیشکی در مورد هیچ‌کس
‫دیگه اطلاعاتی نداشت...

06:54.820 --> 06:55.740
‫بزرگ‌سرخ‌رگ شکمی

06:55.820 --> 06:58.380
‫...چیزی که حتی فکرشم نمی‌کردم
‫این بود که "نایروبی" یه پسر داشته

06:58.800 --> 06:59.800
‫یا یه دختر

07:00.240 --> 07:03.200
‫از زخمای سزارین کردنش پیدا بود

07:03.280 --> 07:05.240
‫- چه کار داری می‌کنی؟ چه کار داری می‌کنی؟
‫- هی، هی!

07:05.320 --> 07:06.520
‫- کجا داری میری؟
‫- چی شده؟

07:06.600 --> 07:07.600
‫داری به چی نگاه می‌کنی؟

07:07.680 --> 07:08.520
‫- چی شده؟
‫- آروم باش

07:08.600 --> 07:10.200
‫نه. الان اون ماژیک رو می‌کنم توی حلق‌ـت

07:10.280 --> 07:11.880
‫- چی شده؟
‫- زنیکه لزبین‌ـه انگاری

07:11.960 --> 07:13.960
‫نمی‌دونه داره به چی نگاه می‌کنه

07:14.040 --> 07:16.920
‫خودت لزبین‌ـی. نوک پستون‌ـت
‫اندازۀ حبۀ قند سفت شده بود

07:17.000 --> 07:18.440
‫اندازه حبۀ قند؟ الان بهت میگم...

07:19.480 --> 07:20.320
‫بس کنین!

07:20.520 --> 07:22.960
‫و اینجوری بود که رفاقت‌ـمون شکل گرفت

07:33.784 --> 07:36.184
‫♪ اگه باهات بمونم ♪

07:36.208 --> 07:38.408
‫♪ اگه اشتباه انتخاب کنم ♪

07:38.432 --> 07:40.932
‫♪ اصلاً واسم مهم نیست ♪

07:43.456 --> 07:45.756
‫♪ اگه قرار باشه الان ببازم ♪

07:45.780 --> 07:47.880
‫♪ ولی بعداً بِبَرم ♪

07:48.204 --> 07:51.704
‫♪ این تموم چیزی میشه که میخوام ♪

07:52.428 --> 07:56.928
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

07:56.952 --> 07:59.452
‫♪ راهمو گُم کردم ♪

08:01.876 --> 08:06.376
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

08:12.800 --> 08:14.600
‫♪ وقتمو هدر دادم ♪

08:14.624 --> 08:19.124
‫♪ ولی زندگیم همچنان ادامه داره ♪

08:19.148 --> 08:21.648
‫خانۀ اسکناس

08:21.772 --> 08:35.772
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

08:39.640 --> 08:40.880
‫"راکل"، وزیر پشت خطه

08:40.960 --> 08:42.960
‫چی بهش بگم؟
‫"راکل"؟ چی بگم؟

08:43.040 --> 08:45.160
‫- "راکل"! چی بهش بگم؟
‫- چی؟

08:45.360 --> 08:48.360
‫- میگن دستور رو کی صادر کرده؟
‫- من دستورو دادم

08:50.160 --> 08:52.440
‫بهشون بگو... مرد زخمی شده
‫یه گروگان بوده

08:52.520 --> 08:55.400
‫- بعدشم تلفن لامصب رو قطع کن!
‫- طرف شبیه سارق‌ها بود دیگه

08:55.560 --> 08:57.560
‫من درخواست کردم که اجازۀ شلیک بدین
‫اصرار از من بود

08:57.580 --> 09:00.100
‫بازرس، مسؤولیت این قضیه
‫رو من به همراه‌ـتون به عهده می‌گیرم

09:01.080 --> 09:02.800
‫"بازرس"، آمبولانس آماده‌ـست

09:03.520 --> 09:05.040
‫بیاین با گروگان‌گیر صحبت کنیم

09:06.480 --> 09:08.960
‫داریم ارتباط رو باهاشون برقرار می‌کنیم

09:11.480 --> 09:13.640
‫باید یه تصمیمی می‌گرفتیم.
‫اونا داشتن...

09:13.720 --> 09:16.760
‫یه جوری بود که انگار داشتن می‌کُشتنشون،
‫باید تصمیم می‌گرفتیم، وقت نداشتیم

09:16.840 --> 09:18.120
‫ساکت باشین لطفاً!

09:45.840 --> 09:46.680
‫"پروفسور"؟

09:47.320 --> 09:49.040
‫به سمت گروگان‌ها شلیک کردین

09:49.280 --> 09:52.400
‫یکی‌ـشون بین مرگ و زندگی‌ـه.
‫فکر کنم واسه همین زنگ زدین

09:52.480 --> 09:54.280
‫یه آمبولانس می‌فرستم که
‫مجروح رو خارج کنه

09:54.720 --> 09:55.880
‫هیشکی از اینجا خارج نمیشه.

09:56.640 --> 09:59.880
‫- اون مرد داره خون‌ریزی می‌کنه
‫- به خاطر شلیکی که شما کردید

10:00.520 --> 10:01.800
‫یعنی می‌خوای بذاری بمیره؟

10:04.360 --> 10:06.200
‫بذار یه تیم پزشکی بفرستم اونجا

10:10.720 --> 10:12.680
‫پروفسور، گوش کن

10:13.640 --> 10:14.960
‫می‌دونم اشتباهِ من بوده

10:16.480 --> 10:20.400
‫ولی اگه یه گروگان بمیره، همونقدر که
‫واسه من بد میشه، واسه تو هم بد میشه

10:20.720 --> 10:22.160
‫باور کن، توی کمتر از

10:22.320 --> 10:25.080
‫پنج دقیقه افکار عمومی متوجه میشن

10:25.240 --> 10:26.320
‫که اون مرد به خاطر اینکه

10:26.400 --> 10:29.000
‫شما بهمون اجازه ندادین
‫وارد بشیم و نجاتش بدیم، مُرده

10:41.440 --> 10:44.120
‫دو تا جراح و یه دونه پرستار
‫با تجهیزات جراحی

10:44.400 --> 10:46.560
‫- وقتی رسیدن بهم اطلاع بدین
‫- ممنون

10:46.960 --> 10:48.760
‫یه درخواستی هم ازتون داشتم

10:50.120 --> 10:51.920
‫شخصی که مجروح شده می‌خواد
‫با همسرش صحبت کنه

10:52.400 --> 10:53.240
‫البته

10:54.640 --> 10:55.560
‫یا خدا

10:56.480 --> 10:58.160
‫همسر آقای "رومن" رو پیدا کنین

10:58.760 --> 11:01.040
‫تیم پزشکی کِی می‌تونن خودشونو
‫برسونن اینجا؟

11:01.120 --> 11:03.680
‫اگه از "لاپاز" با هلیکوپتر بیان،
‫10 تا 15 دقیقه طول می‌کشه

11:03.960 --> 11:05.880
‫- همین الان بیارشون اینجا!
‫- باشه

11:39.400 --> 11:41.040
‫همه توی موقعیتتون قرار بگیرین، زود باشین

11:44.200 --> 11:46.560
‫لطفاً توی موقعیتتون قرار بگیرید

12:09.920 --> 12:10.760
‫ببخشید

12:11.600 --> 12:12.720
‫می‌تونی رانندگی کنی؟

12:13.400 --> 12:14.240
‫بله، بله

12:14.320 --> 12:16.200
‫باید از اینجا برم بیرون، بریم یه دوری بزنیم

12:16.280 --> 12:17.600
‫- باشه
‫- ممنون

12:22.800 --> 12:23.800
‫هی، "راکل"

12:25.240 --> 12:26.240
‫چی شده؟

12:26.760 --> 12:28.000
‫باید فکر کنم

12:40.120 --> 12:41.000
‫برو

12:50.560 --> 12:52.760
‫اینطوری بهم نگاه نکن
‫تنهات که نمیذارم

13:14.280 --> 13:15.600
‫کدوم گوری رفته پس؟

13:17.080 --> 13:18.400
‫عوضی فرار کرده!

13:27.000 --> 13:28.160
‫بذار ببینم...

13:31.160 --> 13:32.160
‫یه لحظه

13:33.120 --> 13:34.520
‫اینم از این

13:39.360 --> 13:40.200
‫بگو دخترم

13:40.400 --> 13:42.280
‫امشب رو میتونی بیای خونه؟

13:42.360 --> 13:45.440
‫- نمی‌دونم، مامان
‫- چرا؟ چی شده مگه؟

13:47.800 --> 13:49.200
‫مامان، من...

13:50.320 --> 13:51.200
‫من...

13:52.360 --> 13:53.240
‫من با یه مشکل

13:53.320 --> 13:54.840
‫خیلی بزرگی سر کار مواجه شدم

13:54.920 --> 13:57.760
‫دخترم، کارِت سخته دیگه

13:58.600 --> 14:00.680
‫زود باش، بهم بگو، خودتو خالی کن

14:00.840 --> 14:03.440
‫هر مشکلی رو اگه به زبون بیاری،
‫آروم‌تر میشی

14:04.640 --> 14:07.640
‫یه کمی مشروب خورده بودم با...

14:07.720 --> 14:09.320
‫ایول. با کی؟

14:09.760 --> 14:10.600
‫می‌شناسمش؟

14:10.760 --> 14:13.560
‫نه، مامان. خودمم نمی‌شناسمش.

14:14.400 --> 14:17.480
‫مسأله اینه که...
‫وقتی برگشتم توی چادر،

14:17.560 --> 14:19.160
‫یه موقعیت خیلی جدی‌ای پیش اومد،

14:20.040 --> 14:23.200
‫یه موقعیت خطرناک
‫روی سقف ضراب‌خونه و...

14:23.760 --> 14:25.800
‫منم فکر کردم یکی از گروگان‌ها
‫توی خطره،

14:25.880 --> 14:27.240
‫واسه همین...

14:27.640 --> 14:29.040
‫دستور شلیک دادم و...

14:30.160 --> 14:32.240
‫یه مرد بی‌گناه تیر خورد.

14:32.400 --> 14:36.280
‫- آره. توی تلویزیون دیدم، دخترم.
‫- الانم نمی‌دونم چه کار کنم.

14:37.240 --> 14:39.800
‫نمی‌دونم به زنش زنگ بزنم،

14:40.160 --> 14:44.360
‫کنفرانس خبری برگزار کنم، استعفا بدم...
‫نمی‌دونم چه کار کنم، مامان.

14:44.680 --> 14:47.920
‫خب، اولاً، آروم باش
‫و خودتم سرزنش نکن

14:48.400 --> 14:51.600
‫اونا اونجا با ماسک و اسلحه وایسادن،

14:51.920 --> 14:53.720
‫حبس شدن و همه چی رو
‫دارن به هم می‌ریزن.

14:54.360 --> 14:57.280
‫تو فقط می‌خواستی که از گروگان‌ها
‫محافظت کنی، غیر از اینه؟

14:58.240 --> 15:00.760
‫عزیزم... اگه جون یه نفر رو نجات
‫داده بودی چی؟

15:00.960 --> 15:04.440
‫هان؟ دیگه به من که زنگ نمی‌زدی، مگه نه؟

15:04.640 --> 15:05.520
‫خب...،

15:06.040 --> 15:07.640
‫و حالا هم من...

15:07.920 --> 15:10.600
‫نمی‌تونستم بفهمم که جدیداً
‫داری با غریبه‌ها می‌پری و...

15:11.080 --> 15:12.400
‫باهاشون مشروب می‌زنی

15:13.280 --> 15:16.320
‫یا خدا! من... من که با غریبه‌ها نمی‌پرم!

15:17.440 --> 15:20.320
‫دخترم، دنیا دو روزه...

15:21.720 --> 15:24.040
‫باشه، مامان،
‫ولی الان مسأله این نیس که،

15:24.120 --> 15:26.720
‫مسأله اینه که من توی یه وضعیت
‫بحرانی سر کار هستم

15:26.880 --> 15:29.040
‫عزیزم، گور بابای اون شغلت

15:29.200 --> 15:32.220
‫چرا به جاش ازشون نمی‌خوای که بذارنت
‫توی یه سِمَتی که پاسپورت‌ها رو مُهر کنی؟

15:32.300 --> 15:34.260
‫اینطوری شاید یه کمی بتونی وقت واسه
‫خوشگذرونی هم داشته باشی!

15:34.340 --> 15:37.340
‫فکر می‌کنی وقتی بعدها رفتی خونۀ سالمندان،
‫گروگان‌گیرها میان دستتو میگیرن

15:37.420 --> 15:39.560
‫و میان بهت سر میزنن؟
‫نخیر، دخترم

15:39.640 --> 15:42.600
‫ولی شاید اون غریبه‌هه...

15:44.480 --> 15:48.480
‫نخند، می‌دونم چی دارم بهت میگم. من خودم...

15:48.640 --> 15:50.120
‫20 سال بیوه بودم و ...

15:53.080 --> 15:54.760
‫زمان رو نمیشه متوقف کرد، دخترم

15:55.800 --> 15:57.640
‫به عقب هم نمیشه برگردوندش، می‌فهمی؟

15:58.080 --> 16:01.240
‫- داریم وارد منقطه میشیم
‫- در موردش فکر می‌کنم، مامان.

16:01.800 --> 16:04.160
‫اگه دیدی دیروقت شد و نیومدم،
‫برو بخواب، باشه؟

16:04.320 --> 16:05.200
‫باشه

16:05.760 --> 16:07.000
‫گوش کن، تو هم با یه نفر دیگه

16:07.160 --> 16:08.360
‫برو توی تختت بخواب.

16:16.800 --> 16:20.000
‫"راکل" از یه غربیه خوشش میاد

16:32.720 --> 16:35.800
‫- تو دیگه چی می‌خوای؟
‫- نمی‌دونم. اون موقع یه چیزی رو دیدم و...

16:37.280 --> 16:38.600
‫توجهم رو جلب کرد

16:39.840 --> 16:41.040
‫نمی‌دونستم چیه

16:41.680 --> 16:44.720
‫- معذرت می‌خوام
‫- باشه، می‌بخشمت

16:45.200 --> 16:46.920
‫خیلی خب، بعداً می‌بینمت.

16:53.240 --> 16:54.200
‫چه کار داری می‌کنی؟

16:54.520 --> 16:56.320
‫برو دیگه، نمیری؟
‫حوصله حرف زدن ندارم

17:07.520 --> 17:08.680
‫چند سالشه؟

17:10.080 --> 17:10.920
‫پسرت رو میگم

17:15.640 --> 17:16.600
‫هفت سالشه

17:17.960 --> 17:18.920
‫هفت سالشه الان

17:19.720 --> 17:20.600
‫کجاست؟

17:21.080 --> 17:21.920
‫با باباشه؟

17:22.440 --> 17:25.120
‫باباش؟ نه بابا با اون نیس که.
‫هیچ موقع با باباش نبوده

17:25.520 --> 17:27.000
‫نمی‌دونیم باباش کیه اصن!

17:33.600 --> 17:34.440
‫اسمش چیه؟

17:37.520 --> 17:38.520
‫"اَکسل"

17:39.560 --> 17:41.000
‫اسمش "اکسل"‌ـه

17:42.880 --> 17:44.160
‫معنی‌ـش میشه "تبر".

17:44.840 --> 17:46.080
‫- تبر
‫- آره

17:47.280 --> 17:49.040
‫- پسر تکی‌ـه
‫- خوبه...

17:50.240 --> 17:51.280
‫درست مثل مامانش

17:55.200 --> 17:57.240
‫بچۀ جون سختی‌ـه، می‌دونی؟

17:57.840 --> 17:59.120
‫از همه‌چی جونِ سالم به در برده

18:00.040 --> 18:02.760
‫مثل چوب‌پنبه وسط دریا میمونه

18:03.240 --> 18:04.320
‫غرق نمیشه

18:06.120 --> 18:07.120
‫از اولشم همینطوری بود

18:09.040 --> 18:10.040
‫وقتی سه سالش بود...

18:10.880 --> 18:12.880
‫مجبور شدم از خونۀ مادرم
‫ببرمش بیرون

18:13.520 --> 18:14.680
‫چون شوهر مادرم...

18:15.640 --> 18:19.320
‫وقتی اونجا نبودم، بهش عرق می‌داد،
‫چون نمی‌تونست گریه‌هاشو تحمل کنه

18:20.720 --> 18:21.880
‫واسه همین از اونجا بردمش

18:22.360 --> 18:24.520
‫فقط خودمون دو تایی،
‫بدون نیاز به خونواده‌ای

18:25.880 --> 18:26.760
‫من و اون

18:28.360 --> 18:30.240
‫همه‌چی عالی بود

18:36.040 --> 18:37.200
‫ولی من همه‌چی رو خراب کردم

18:43.960 --> 18:44.800
‫یه روز...

18:47.160 --> 18:49.480
‫باید می‌رفتم یه کمی قرص
‫می‌گرفتم که بفروشم

18:51.040 --> 18:51.960
‫و...

18:53.960 --> 18:55.120
‫تنها گذاشتمش

18:58.240 --> 18:59.240
‫فقط پنج‌دقیقه‌ها

18:59.840 --> 19:01.520
‫فقط پنج دقیقه ولش کردم، خب؟

19:02.360 --> 19:03.440
‫اونم مسخره‌بازی‌ـش رو با اون

19:03.800 --> 19:06.320
‫مرد عنکبوتی‌بازی‌هاش شروع کرده بود

19:06.400 --> 19:07.680
‫شاشیدم به مرد عنکبوتی!

19:10.160 --> 19:12.160
‫چون می‌خواست ابرقهرمان باشه!

19:13.280 --> 19:16.160
‫از همه‌جا می‌رفت بالا
‫اتفاقاً از همه‌جا خیلی خوب می‌رفت بالا

19:20.160 --> 19:22.000
‫یه بارم از پنجره تونست وارد
‫تِراس بشه

19:27.560 --> 19:30.360
‫از اونجا یه صندلی برداشت،
‫رفت روی صندلی

19:30.720 --> 19:32.240
‫اون موقع داد زد: "مامانی!"

19:32.600 --> 19:33.840
‫"مامانی!"

19:35.440 --> 19:37.040
‫سه سال و نیم‌ـش بود

19:39.480 --> 19:40.880
‫خب، پنج دقیقه بعدشم

19:41.680 --> 19:46.400
‫به گشت پلیس زنگ زدیم، آتش نشان و...

19:47.680 --> 19:48.680
‫همه رو خبر کردیم

19:50.840 --> 19:53.080
‫اونا دیدن که من قرص دارم،

19:54.880 --> 19:56.160
‫سابقه هم دارم،

19:56.400 --> 19:57.400
‫کار هم ندارم

19:58.680 --> 19:59.680
‫فرستادنم زندون

20:00.920 --> 20:04.680
‫بچه‌ـم رو هم شروع کردن از یه خونواده
‫به یه خونوادۀ دیگه می‌فرستادن

20:04.960 --> 20:05.960
‫همینطوری دست به دست میشد

20:07.440 --> 20:08.800
‫اون موقع واسه من هیچ کاری نکردن

20:09.240 --> 20:10.080
‫هیچی، می‌فهمی؟

20:10.520 --> 20:13.880
‫حتی اجازه نداشتم یه بار
‫ببینمش، یه زنگ بزنم بهش

20:14.080 --> 20:15.000
‫هیچی

20:15.400 --> 20:16.720
‫بعدش از زندان آزاد شدم...

20:17.560 --> 20:18.440
‫بازم هیچ اتفاقی نیفتاد

20:19.240 --> 20:20.440
‫نذاشتن پسش بگیرم

20:23.200 --> 20:25.600
‫- دیگه از اون موقع ندیدی‌ـش؟
‫- نمیذارن ببینمش

20:27.240 --> 20:28.120
‫ولی...

20:29.480 --> 20:30.760
‫می‌دونم کجاست

20:31.360 --> 20:33.120
‫- جدی؟
‫- توی جزایر قناری‌ـه

20:33.760 --> 20:35.520
‫با یه خونواده‌ای‌ـه که صاحب یه هتل هستن

20:36.920 --> 20:37.760
‫حالش خوبه

20:39.960 --> 20:41.560
‫می‌خوای بری و بگیریش؟

20:41.960 --> 20:43.400
‫می‌گیرمش...

20:44.720 --> 20:45.920
‫حرفی توش نیس

20:46.760 --> 20:48.160
‫از اونجا هم می‌برمش اونور دنیا

20:48.600 --> 20:50.280
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم

20:51.000 --> 20:52.080
‫توی این سرقت

20:52.600 --> 20:55.160
‫هیشکی نباید برنامه رو به هم بریزه،
‫نه من، نه هیچکس دیگه

20:56.120 --> 20:59.880
‫اگه کسی بخواد برنامه رو به هم بریزه،
‫زندگی‌ـشو خراب می‌کنم

21:06.840 --> 21:08.960
‫از تموم این برنامه‌هایی که ماها داریم،

21:09.520 --> 21:10.520
‫برنامۀ تو...

21:11.200 --> 21:12.040
‫بهترین‌ـشه

21:15.960 --> 21:17.400
‫بذار یه چیز دیگه رو هم بهت بگم...

21:21.880 --> 21:22.880
‫"تکیلا" دوس داری؟

22:34.960 --> 22:37.600
‫4 و 3 دقیقۀ صبحه‌ها!

22:39.760 --> 22:41.360
‫فردا صبح زود کلاس داریم

22:44.120 --> 22:45.240
‫در مورد مواد منفجره

22:45.880 --> 22:46.720
‫ببخشید

22:47.800 --> 22:50.200
‫خیلی خوب میشد اگه استراحت می‌کردین
‫که سَرِ کلاس سرحال باشین

22:50.920 --> 22:52.640
‫- نتونستیم بخوابیم
‫- برین بخوابین

22:52.840 --> 22:55.000
‫- سه تامون با هم؟
‫- هر کی توی تخت خودش

22:55.160 --> 22:57.240
‫با پیژامه‌هات عجب چیزی شدی، پروفسور.

22:57.560 --> 22:58.440
‫همین الان

23:00.640 --> 23:01.480
‫برین بخوابین

23:07.680 --> 23:09.960
‫خودتو ببین... با این چراغا...

23:10.200 --> 23:12.880
‫این یارو حسابی حشری‌ـم می‌کنه،
‫واقعاً حشری‌ـم می‌کنه‌ها

23:12.960 --> 23:15.800
‫- خیلی حشری‌ـم می‌کنه
‫- جدی؟ من که نفهمیدم اصن

23:16.040 --> 23:16.920
‫جدی نفهمیدی؟

23:17.000 --> 23:18.400
‫- اصلاً
‫- بذار بهش بفهمونم

23:19.520 --> 23:20.640
‫چه سر و صدایی به پا کردیما!

23:39.680 --> 23:40.640
‫یا خدا...

23:43.040 --> 23:44.600
‫"مونیکا". هی... هی

23:46.520 --> 23:49.680
‫- اینجا چه کار می‌کنی تو؟ دیوونه شدی؟
‫- حالم خیلی خوب نبود

23:51.720 --> 23:53.960
‫فکر کنم به خاطر داروها بوده، حالمو بد کرده

23:54.800 --> 23:55.920
‫داروها

23:56.720 --> 23:59.200
‫به خاطر همونه، داروها
‫آره، بچه‌ـس. واسه اونه

24:03.480 --> 24:06.360
‫عجب، داری از تَب می‌سوزی که!

24:06.440 --> 24:08.360
‫باید از اینجا بره بیرون

24:08.680 --> 24:10.400
‫- بذار کمکت کنم
‫- صبر کن، وایسا

24:11.400 --> 24:12.600
‫می‌تونی چند لحظه

24:12.760 --> 24:13.600
‫- تنهام بذاری؟
‫- باشه

24:14.080 --> 24:14.960
‫خواهش می‌کنم

24:28.320 --> 24:29.400
‫چی فکر می‌کنی؟

24:33.720 --> 24:36.280
‫حالش که خیلی خوب نیس.
‫حالش خیلی بده.

24:37.680 --> 24:41.000
‫اگه اون گلوله رو خارج نکنیم،
‫کارش تمومه.

24:41.200 --> 24:42.800
‫بابا، آروم باش، باشه؟

24:43.240 --> 24:44.280
‫حالش خوب میشه

24:46.560 --> 24:48.160
‫واسه چی اصن بهش شلیک کردی؟

24:51.880 --> 24:55.360
‫چون "برلین" می‌خواست بُکُشتش
‫راه دیگه‌ای نداشتم

24:58.360 --> 24:59.440
‫اون حرومزاده

25:00.480 --> 25:03.200
‫اگه میخواد کسی رو بکشه،
‫خودش باید ماشه رو بچکونه، نه تو.

25:04.560 --> 25:05.960
‫ما واسه دزدی اومدیم

25:06.200 --> 25:08.560
‫نه اینکه ملت رو بُکُشیم.
‫یا کسی رو نجات بدیم

25:08.680 --> 25:10.240
‫عجب بدبختایی هستیم ما

25:10.320 --> 25:12.800
‫- بین همۀ این آدما...
‫- بابا، آروم باش

25:12.920 --> 25:14.000
‫آروم باش

25:20.880 --> 25:23.000
‫"مونیکا"، کارت هنوز تموم نشده؟

25:23.680 --> 25:24.520
‫تموم شد

25:36.920 --> 25:39.200
‫- بیا بریم
‫- "راکل"، یه لحظه صبر کن

25:41.120 --> 25:42.360
‫یه صحبتی باهات دارم

25:42.760 --> 25:44.320
‫می‌خوام وارد تیم پزشکی بشم

25:45.200 --> 25:47.440
‫نه. یه نفر وارد میشه، ولی تو
‫اون یه نفر نیستی

25:48.000 --> 25:51.120
‫حتماً! همیشه یه نفر بهتر از من
‫واسه هر کاری وجود داره

25:59.560 --> 26:01.720
‫"راکل"، من اسلحه‌ها رو خیلی خوب
‫می‌شناسم

26:02.240 --> 26:05.240
‫می‌تونم وارد اونجا بشم، و توی یه نگاه،
‫بفهمم چند تا اسحله دارن

26:05.320 --> 26:06.920
‫اسلحه‌ـشون از چه نوعی‌ـه؛ قلابی‌ـه یا نه؟

26:08.560 --> 26:10.480
‫شاید بتونم بفهمم دزدا کی هستن

26:13.440 --> 26:14.280
‫درست میگی

26:15.720 --> 26:17.760
‫باهاشون برو و مراقب تیم پزشکی هم باش

26:18.640 --> 26:20.400
‫حالا بهت میگم که چه کار قراره انجام بدیم

26:21.560 --> 26:23.000
‫صدای یه شلیکی رو شنیدم

26:23.560 --> 26:26.040
‫پلیس بود. به یکی از گروگان‌ها شلیک کردن

26:27.440 --> 26:28.920
‫- به یه گروگان؟
‫- آره

26:30.360 --> 26:31.320
‫کی؟

26:34.240 --> 26:35.080
‫کی؟

26:37.240 --> 26:38.920
‫پلیس به کی شلیک کرد؟

26:41.080 --> 26:42.320
‫به رئیس ضراب‌خونه

26:43.680 --> 26:44.600
‫"آرتورو"؟

26:46.520 --> 26:47.800
‫یعنی پلیس "آرتورو" رو کُشت؟

26:48.600 --> 26:50.160
‫نه. نکشتنش

26:50.840 --> 26:52.440
‫- حالش خوبه؟
‫- آره

26:52.560 --> 26:53.440
‫زنده‌ـست؟

26:54.760 --> 26:56.280
‫- حال "آرتورو" خوبه؟
‫- آره، خوبه.

26:56.440 --> 26:57.640
‫- مطمئنی؟
‫- مطمئنم

26:58.800 --> 27:00.400
‫- خوبه؟
‫- یه جراح با تیمش

27:00.560 --> 27:01.440
‫داره میاد اینجا

27:01.840 --> 27:03.480
‫یه جراحی روش انجام میدن و
‫نجاتش میدن

27:03.640 --> 27:04.880
‫- قراره روش جراحی انجام بدن؟
‫- آره

27:07.760 --> 27:09.200
‫باید بهش بگین که من زنده‌ـم

27:09.920 --> 27:11.440
‫باید به "آرتورو" بگین

27:12.000 --> 27:15.280
‫- می‌فهمین چی میگم؟
‫- هیشکی به هیشکی هیچی نمیگه

27:15.360 --> 27:17.880
‫چون هم تو حالت خوب میشه،
‫هم اون، خب؟

27:18.040 --> 27:20.000
‫زود باش. بیا یه نگاه به زخم بندازیم

27:20.720 --> 27:21.680
‫آروم باش

27:22.120 --> 27:25.960
‫الان داره خودشو سرزنش می‌کنه
‫اون بهم گفت که من گوشی رو بردارم

27:26.120 --> 27:27.920
‫و حالا هم فکر می‌کنه به خاطر
‫این قضیه من مُردم

27:29.640 --> 27:31.760
‫باید بهش بگین که من زنده‌ـم، باشه؟

27:34.440 --> 27:35.720
‫بهش بگین پسرشم سالمه

27:40.440 --> 27:41.560
‫حامله‌ای تو؟

27:47.520 --> 27:48.440
‫خیلی خب

27:49.760 --> 27:51.040
‫مبارک باشه

27:52.640 --> 27:54.720
‫- میشه یه خودکار بهم بدی؟
‫- باشه

28:00.200 --> 28:01.040
‫کِی؟

28:03.280 --> 28:04.120
‫ممنون

28:05.960 --> 28:06.800
‫"آنجل"!

28:15.800 --> 28:17.960
‫تصمیم گرفتم یکی از نیروهامون رو
‫وارد ساختمون کنم

28:18.200 --> 28:20.500
‫می‌خوام این کارو وقتی انجام بدم که
‫تیم پزشکی رو می‌فرستیم داخل

28:20.560 --> 28:23.440
‫از اینکه این تصمیمات رو حین سوار شدن
‫آمبولانس می‌گیری، تحسین‌ـت می‌کنم

28:24.240 --> 28:27.400
‫ولی حضور من اینجا فقط به خاطر
‫دولت هست که میخواد

28:27.560 --> 28:29.040
‫هیچ خروجی خشونت‌باری رخ نده

28:29.360 --> 28:30.200
‫عجب!

28:30.880 --> 28:33.400
‫افسر سرویس اطلاعاتی‌ـمون یهویی
‫صلح‌طلب شده!

28:33.760 --> 28:36.240
‫مگه تو نبودی که می‌خواستی
‫با تانک وارد اونجا بشی؟

28:36.400 --> 28:39.340
‫من می‌خواستم غافل‌گیرشون کنم و بگیرم‌ـشون
‫این قضیه رو هم زودتر تموم‌ـش کنم

28:39.440 --> 28:41.520
‫ولی الان اولویت اینه که هیچ
‫قربانی‌ای در کار نباشه

28:41.600 --> 28:44.440
‫بنابراین پیشنهاد می‌کنم صرفاً مذاکره کنید
‫و صبر کنید

28:45.760 --> 28:48.120
‫چقدر بده که کل روز رو اینجا باشی

28:48.200 --> 28:51.000
‫فکر کنی بهترینی، در عین حال
‫مجبورم نباشی هیچ تصمیمی بگیری، نه؟

28:52.160 --> 28:54.620
‫مثه این میمونه که توی نمایش تلویزیونی
‫بحران گروگان‌گیری هستیم!

28:54.700 --> 28:56.420
‫بازرس، نمی‌خوام نیش و کنایه بزنم

28:56.440 --> 29:00.760
‫چون توی یه مقطع سنی خاص هورمون‌ها
‫دیگه کنترل کل بدن رو می‌گیرن

29:01.560 --> 29:04.480
‫- مامانمم همین شکلی بود
‫- کجا داری میری؟

29:05.080 --> 29:07.800
‫همونطوری که می‌دونی،
‫باید همۀ این قضایا رو اطلاع بدم

29:08.280 --> 29:09.120
‫البته

29:13.360 --> 29:16.560
‫تا الان گروگان‌ها همیشه چند قدم
‫از ما جلوتر بودن

29:16.720 --> 29:19.280
‫همه‌چیزشون برنامه‌ریزی شده بود
‫غیر از این تیراندازی

29:19.720 --> 29:21.520
‫اولین چیزی‌ـه که مطابق
‫برنامه پیش نرفته

29:21.600 --> 29:23.000
‫ما هم باید از این قضیه استفاده کنیم

29:24.800 --> 29:27.520
‫تنها راهی که بتونیم وارد بشیم
‫بدون اینکه دوربین‌هاشون متوجه‌ـمون بشن

29:27.680 --> 29:30.120
‫اینه که از طریق این لوله‌ها که زیر خاک
‫هستن پیش بریم

29:30.200 --> 29:32.320
‫اینطوری مستقیم وارد زیرزمین میشیم

29:32.480 --> 29:34.040
‫اینجا هم دریچۀ تهویه هست

29:34.160 --> 29:37.020
‫هفت ماه پیش اینو گذاشتنش که
‫بتونن گرمای چاپ‌خونه رو از اینجا خارج کنن

29:37.100 --> 29:38.100
‫ولی هنوز کامل نشده

29:38.140 --> 29:42.940
‫- احتمالاً اصلاً از وجودش با خبر نیستن
‫- ازت می‌خوام دو تا نیروهات رو از اینجا بفرستی داخل

29:43.040 --> 29:46.000
‫من خودم با افسر "گارسیا لوبو" که اینجائه
‫میتونیم بریم

29:46.160 --> 29:48.120
‫باشه. معاون بازرس "روبیو" هم

29:48.280 --> 29:51.160
‫همراهِ دو تا جراح میره و به عنوان
‫پرستار وارد میشه

29:51.480 --> 29:53.960
‫الان ساعت 6:09 عصره،
‫ساعت‌ها رو تنظیم کنید

29:54.040 --> 29:56.640
‫رأس 6:15 عصر، تیم پزشکی وارد میشن.

29:56.800 --> 29:58.480
‫با توجه به گفته‌های رئیس داخلی تیم پزشکی،

29:58.600 --> 30:00.680
‫جراحی حداکثر 30 دقیقه زمان می‌بره.

30:01.320 --> 30:04.320
‫ولی می‌تونن تا ساعت 7 عصر طولش بدن.

30:04.880 --> 30:06.160
‫وقتی دکترها خارج میشن،

30:06.240 --> 30:08.960
‫اکثر گروگان‌گیرها مجبورن که
‫حواسشون بهشون باشه،

30:09.040 --> 30:12.280
‫اینجاست که "سوارز" و "لوبو" از
‫زیر خاک رد شدن و وارد میشن

30:13.640 --> 30:17.000
‫اونا با لباس قرمز و ماسک "دالی"
‫وارد کانال تهویه میشن

30:17.160 --> 30:18.760
‫بین گروگان‌ها نفوذ پیدا می‌کنن

30:19.160 --> 30:22.160
‫این نقشه زمانی جواب میده که
‫مطابق زمان برنامه‌ریزی شده پیش بریم

30:22.480 --> 30:23.640
‫بازرس!

30:23.920 --> 30:26.920
‫- همسر "آرتورو رومَن" اینجاست
‫- یه لحظه صبر کنید لطفاً

30:27.680 --> 30:28.960
‫"سوارز"، زود باش کارو شروع کن

30:30.440 --> 30:32.400
‫حواست به دکترها باشه
‫مراقب خودتم باش

30:32.680 --> 30:34.160
‫عملیات رو شروع کنین

30:35.280 --> 30:37.360
‫چی شده؟ شوهرم حالش خوبه؟

30:38.000 --> 30:39.640
‫شوهرت به هوش‌ـه و حالشم خوبه

30:39.920 --> 30:41.200
‫اشتباهاً سمتش شلیک شده

30:41.560 --> 30:44.840
‫- شلیک شده؟ منظورتون چیه؟
‫- زخمی شده، ولی زنده‌ـس.

30:45.560 --> 30:47.320
‫آروم باش. آروم باش

30:48.080 --> 30:50.720
‫گروگان‌گیرها بهمون اجازه دادن که
‫یه تیم جراحی رو وارد اونجا کنیم

30:50.800 --> 30:52.440
‫اونم سریعاً قراره جراحی بشه

30:53.680 --> 30:57.040
‫ببخشید، ولی...
‫نفهمیدم چی گفتین، ببخشین.

30:57.240 --> 30:58.080
‫آروم باش

30:58.760 --> 31:00.160
‫همه‌چیز قراره درست بشه

31:00.840 --> 31:02.480
‫- بگیر بشین، لطفاً
‫- ممنون

31:02.960 --> 31:04.800
‫- می‌تونی الان باهاش حرف بزنی؟
‫- بله

31:05.560 --> 31:06.680
‫اینو بگیر

31:08.120 --> 31:09.120
‫"آلمانسا"، ضبطش کن.

31:10.120 --> 31:12.160
‫همین الان باید یه جوری اون
‫گلوله رو خارجش کنیم

31:16.680 --> 31:17.760
‫تو انجامش بده، بابا

31:18.640 --> 31:20.120
‫تو خون‌سردتر می‌تونی انجامش بدی

31:24.240 --> 31:26.560
‫کیت جراحی که پروفسور بهمون داد کجاست؟

31:26.640 --> 31:28.580
‫- یه چاقوی جراحی کوچیک داخلش‌ـه
‫- دست "برلین"‌ـه

31:29.200 --> 31:30.040
‫عجبا!

31:30.120 --> 31:32.480
‫فکر نکنم ایدۀ خوبی باشه که
‫ازش کیت جراحی رو بخوایم

31:33.280 --> 31:35.920
‫جراح‌ها!
‫برو ابزارشون رو بدزد. زود باش!

31:36.080 --> 31:38.040
‫- باشه
‫- وایسا! صبر کن!

31:38.760 --> 31:40.040
‫لطفاً این یادداشت رو بهش بده!

31:50.720 --> 31:52.400
‫الان زخمت رو تمیز می‌کنم، باشه؟

31:53.280 --> 31:55.080
‫آروم باش. حالت خوب میشه.

31:59.520 --> 32:02.440
‫- الو؟
‫- پروفسور، همسر "آرتورو رومَن" اینجاست

32:03.480 --> 32:04.320
‫باشه

32:14.200 --> 32:15.120
‫"آرتورو"

32:16.560 --> 32:17.400
‫"آرتورو!"

32:19.960 --> 32:21.440
‫اسم زنت چیه؟

32:23.280 --> 32:24.120
‫"لورا"

32:25.160 --> 32:27.280
‫چه اسم قشنگی.
‫خب، الان می‌تونی با "لورا" صحبت کنی

32:28.600 --> 32:30.600
‫همسر واسه یه همچین لحظاتی خوبه دیگه

32:32.080 --> 32:33.240
‫آرام‌بخش‌ـن یه جورایی

32:33.840 --> 32:37.080
‫هیشکی وقتی توی دیسکو هست و
‫مثه چی توی فضاس

32:37.160 --> 32:40.000
‫یاد زنش نمی‌افته که، ولی...

32:40.680 --> 32:45.640
‫اگه به یه مشکلی بر بخوری، یه تصادفی یا...
‫مثه سگ می‌ترسی

32:46.400 --> 32:47.520
‫که همه‌چی عوض بشه

32:52.520 --> 32:54.840
‫الان داری به منشی‌ـت فکر می‌کنی؟

32:55.800 --> 32:57.000
‫ها؟ آره؟

32:59.120 --> 32:59.960
‫نه

33:00.640 --> 33:02.760
‫ولی کی میاد به معشوقه‌ـش فکر کنه

33:03.240 --> 33:05.760
‫اونم با بچه‌هایی که میشد سقط‌ـشون کرد...

33:06.280 --> 33:08.520
‫- یا اصن فکر نکنه؟
‫- میشه بی‌خیال سخنرانی بشی لطفاً؟

33:08.600 --> 33:09.440
‫گوش کن ببین چی میگم

33:10.640 --> 33:11.680
‫اگه چیز عجیبی بگی،

33:11.840 --> 33:13.200
‫یه جوری می‌کُشمت که

33:13.280 --> 33:15.320
‫زن‌ـت اون طرف خط به صورت زنده
‫قضیه رو بشنوه. فهمیدی؟

33:26.280 --> 33:27.200
‫بازرس!

33:27.720 --> 33:29.160
‫دارن یه تلفن رو روشن می‌کنن

33:30.120 --> 33:31.640
‫باید اون گوشی رو هک کنیم

33:31.880 --> 33:33.840
‫می‌خوام دوربین سلفی و دوربین اصلی‌ـش
‫رو ببینم

33:35.400 --> 33:36.880
‫بیا عزیزم، بیا.

33:37.240 --> 33:38.560
‫سلام عشقم

33:40.160 --> 33:41.800
‫"آرتورو"، عزیزم، حالت چطوره؟

33:42.080 --> 33:43.480
‫خوبم، خوب. حالم خوبه

33:43.800 --> 33:45.560
‫- گلوله به جای حیاتی نخورده
‫- تصویری نیس

33:45.800 --> 33:48.560
‫نه از دوربین اصلی و نه از دوربین سلفی.
‫روی دوربین‌هارو پوشوندن.

33:49.000 --> 33:50.960
‫اجازه دادن که چندتا جراح وارد بشه

33:52.960 --> 33:53.880
‫می‌دونم

33:54.760 --> 33:55.800
‫ببین، من...

33:56.560 --> 33:59.200
‫داشتم بهت فکر می‌کردم و...

33:59.720 --> 34:01.200
‫به تموم اشتباهاتی که کرده بودیم...

34:01.360 --> 34:03.240
‫بهش فکر نکن، عزیزم. الان وقتش نیس.

34:03.640 --> 34:04.600
‫الان وقتش نیس.

34:05.040 --> 34:06.640
‫بعدشم، همه‌ـش تقصیرِ من‌ـه.

34:08.600 --> 34:11.800
‫می‌دونم که وضعیت‌ـمون خوب نیس.
‫چند وقتی میشه که وضع مناسبی نداریم

34:12.080 --> 34:15.480
‫نسبت به تو و بچه‌هامون غفلت کردم
‫آدم خودخواهی بودم

34:17.120 --> 34:19.420
‫بهت قول میدم که همۀ این مسائل
‫عوض میشن، می‌فهمی چی میگم؟

34:19.840 --> 34:21.440
‫قول میدم همه چی عوض بشه.

34:22.480 --> 34:24.600
‫10 سالی میشه که بهم گفته بودی میخوای

34:24.720 --> 34:26.040
‫خواهرت رو توی استرالیا ببینی.

34:27.360 --> 34:29.760
‫از موقعیت هم استفاده کنی که
‫بچه‌ها هم انگلیسی یاد بگیرن

34:30.480 --> 34:32.240
‫و کانگوروها رو هم ببینن

34:33.480 --> 34:35.920
‫وقتی از اینجا بیام بیرون، اولین کاری
‫که انجام میدم همین‌ـه.

34:36.760 --> 34:37.800
‫اینو مدیون‌ـم بهت

34:39.400 --> 34:40.640
‫واست انجامش میدم.

34:41.120 --> 34:42.520
‫چون خیلی زیاد دوسِت دارم

34:42.760 --> 34:46.040
‫همۀ این سال‌ها به هدر رفتن، دنبال...

34:47.560 --> 34:50.600
‫فکر می‌کردم پول و منصب‌
‫از هر چیزی بیشتر اهمیت دارن

34:51.120 --> 34:52.960
‫ولی این تو بودی که از همه‌ـشون
‫برام مهم‌تر بودی

34:54.080 --> 34:55.480
‫همیشه هم خودت بودی

34:57.240 --> 34:58.880
‫از همون روزی که واسه اولین بار دیدمت

35:01.720 --> 35:03.320
‫قسم می‌خورم وقتایی بوده که...

35:03.840 --> 35:05.600
‫اون روز رو به یاد بیارم و...

35:06.600 --> 35:09.200
‫به خودم بگم تو چی تویِ من دیدی، "مونیکا"؟

35:15.360 --> 35:16.200
‫"لورا"

35:22.800 --> 35:24.440
‫تو فقط به فکر این باش
‫که از اونجا خارج بشی

35:28.120 --> 35:29.440
‫فقط به همین فکر کن

35:30.280 --> 35:31.200
‫دوستت دارم

35:32.040 --> 35:33.160
‫دوستت دارم، عزیزم.

35:41.200 --> 35:42.040
‫تو خوبی؟

35:43.080 --> 35:44.000
‫آروم باش.

35:46.200 --> 35:48.040
‫چقدر حرفه‌ای هستی تو، "آرتورو".

35:49.440 --> 35:52.640
‫منشی‌ـت... با اون شکمش...

35:53.840 --> 35:57.560
‫"لوریتا" هم که توی یه اتاق 4 در 4
‫با بچه‌ها منتظرته

35:57.840 --> 36:00.880
‫تو هم که دور تا دورت رو پول گرفته،
‫عملاً افسانه‌ای!

36:02.920 --> 36:03.760
‫"برلین"!

36:04.200 --> 36:05.560
‫دکترها بیرونن!

36:08.280 --> 36:09.960
‫باید منو ببخشی

36:15.880 --> 36:19.480
‫- همه می‌دونن که باید چه کار کنن دیگه؟
‫- می‌دونن! البته که می‌دونن!

36:19.640 --> 36:20.920
‫آماده‌این؟

36:22.280 --> 36:23.200
‫می‌بینی که، آماده‌ـن!

36:23.520 --> 36:24.360
‫"مرسدس"!

36:26.440 --> 36:27.320
‫آماده‌ای؟

36:28.520 --> 36:30.480
‫- بله، قربان
‫- اینو می‌خوام از اینجا ببری‌ـش بیرون.

36:30.760 --> 36:33.040
‫"ریو"، اینو ببرش توی یه دفتر.

36:36.280 --> 36:37.280
‫"نایروبی"

36:38.160 --> 36:41.000
‫ماسک‌هاتون رو بذارید!

36:42.800 --> 36:45.160
‫همه با من! به پیش!

36:59.400 --> 37:00.240
‫بیاین داخل

37:10.320 --> 37:11.840
‫همه چی رو بذارین روی زمین

37:13.280 --> 37:14.120
‫در رو ببندین

37:25.040 --> 37:26.160
‫بیاین جلو

37:34.200 --> 37:36.380
‫دست‌هاتون رو بذارید روی سرتون و
‫پاهاتون رو باز کنید

37:37.080 --> 37:38.320
‫می‌خوایم تفتیش‌ـتون کنیم

37:47.720 --> 37:49.400
‫لطفاً اینو از اینجا ببرش بیرون

38:06.360 --> 38:07.440
‫گوش کن ببین چی میگم

38:08.400 --> 38:10.520
‫یکی از پرستارها یه پلیس مخفی‌ـه

38:10.680 --> 38:12.680
‫- کدومشون؟
‫- اونی که عینک داره

38:13.120 --> 38:14.520
‫می‌دونی که باید چه کار کنی دیگه.

38:14.600 --> 38:16.640
‫- تمام و کمال. میریم سراغش.
‫- "برلین"!

38:17.800 --> 38:20.280
‫این کار باید با دقت فوق‌العاده بالایی
‫انجام بشه‌ها!

38:20.760 --> 38:21.760
‫می‌دونم

38:24.240 --> 38:25.080
‫رفقا!

38:25.480 --> 38:27.200
‫اونی که عینک داره، پلیس‌ـه!

38:29.120 --> 38:30.000
‫اونا وارد میشن

38:31.320 --> 38:34.320
‫شاید حین یه حمله باشه،
‫یا یه مسأله اورژانسی پیش بیاد

38:34.400 --> 38:36.800
‫ممکنه یکی از هلال احمر بیاد یا
‫یه نفر بیاد که بهتون پیتزا بده

38:36.960 --> 38:41.480
‫ولی مشخصه که سعی می‌کنن
‫یه نفر رو یه جوری وارد کنن

38:42.640 --> 38:46.760
‫و اینطوری واسه‌ـمون موقعیتی پیش میاد
‫که بتونیم بهشون یه اسب تروجان بدیم

38:47.240 --> 38:48.440
‫می‌دونین اسب تروجان چیه؟

38:48.600 --> 38:51.120
‫- نمی‌دونم چیه، ولی باهاش میشه قافیه رفت!
‫- نه!

38:52.360 --> 38:54.400
‫- اسب تروجان...
‫- می‌دهد جولان!

38:54.960 --> 38:57.240
‫خفه‌شو و حواستو جمع کن، بی‌شعور!

38:57.520 --> 38:58.360
‫ببخشید

39:00.760 --> 39:01.600
‫معذرت میخوام

39:04.280 --> 39:06.440
‫یونانی‌ها با "تروجان‌"ـی‌ها توی جنگ بودن

39:08.200 --> 39:11.280
‫یه روز "تروجان"ـی‌ها جلوی شهرشون

39:11.440 --> 39:13.960
‫یه اسب چوبی پیدا کردن،
‫یه اسب چوبی خیلی بزرگ

39:15.360 --> 39:16.440
‫و از سَرِ نفهمی و غرورشون،

39:16.520 --> 39:19.680
‫فکر کردن یونانی‌ها کادوی تسلیم شدن‌ـشون
‫رو اینطوری فرستادن

39:19.760 --> 39:21.240
‫واسه همین دروازه‌های شهرو باز کردن...

39:21.920 --> 39:23.200
‫و اسب رو بردن داخل.

39:24.080 --> 39:26.320
‫ولی نمی‌دونستن که اون اسب توخالی نیست و

39:27.400 --> 39:29.560
‫کلی جنگجوی یونانی داخل‌ـشه!

39:32.640 --> 39:34.680
‫اون شب "تروجان"ـی‌ها جنگ رو باختن

39:38.680 --> 39:41.280
‫و اینم دقیقاً همون کاری‌ـه
‫که ما قراره انجام بدیم

39:47.120 --> 39:48.560
‫وقتی میخوان وارد بشن

39:50.000 --> 39:52.120
‫در حالی که دارن فکر می‌کنن
‫که قراره برندۀ مبارزه بشن

40:09.800 --> 40:12.360
‫تموم اشیای فلزی‌ـتون رو بذارید
‫توی اون سینی.

40:13.480 --> 40:14.560
‫عینک‌هاتون

40:15.000 --> 40:15.840
‫ساعت‌هاتون

40:16.240 --> 40:17.520
‫اگه اسلحه‌ای دارید،

40:17.920 --> 40:20.400
‫میکروفونی دارید... پیشنهاد می‌کنم اونا رو
‫هم بذارید داخل سینی.

40:20.560 --> 40:22.960
‫رَدِ هرجور ارتباط رادیویی رو می‌گیریم

40:24.120 --> 40:26.440
‫کفش‌هاتون رو هم در بیارین لطفاً.

40:30.000 --> 40:31.280
‫حالا بخوابید

40:31.960 --> 40:32.800
‫روی زمین

40:37.080 --> 40:37.960
‫خیلی خب

40:38.200 --> 40:39.200
‫مثل سوسک‌ها.

41:09.400 --> 41:10.280
‫بلند شین

41:13.480 --> 41:14.680
‫کفش‌هاتون رو بپوشید

41:20.360 --> 41:21.360
‫فقط عینک‌ـت رو بردار

41:21.960 --> 41:22.960
‫بهشون نیاز پیدا می‌کنی

41:24.480 --> 41:28.800
‫و حالا... خوش اومدین.
‫وسایل‌ـتون رو بردارید و دنبالم بیاین.

41:29.000 --> 41:29.960
‫ممنونم

41:58.884 --> 42:08.884
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
