WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:15.654 --> 03:17.173
‫مطمئنی رفیق؟‬

03:17.197 --> 03:19.408
‫موج‌ها رو نگاه کن! هیچ‌کس‬
‫دیگه‌ای هم اینجا نیست داداش.‬

03:19.908 --> 03:22.971
‫آره، هیچ‌کس اینجا نیست‬
‫چون هشدارِ هیولا دادن.‬

03:22.995 --> 03:24.806
‫برو بابا. گودزیلا که موج‌سواری نمی‌کنه.‬

03:24.830 --> 03:26.248
‫آره، امیدوارم.‬

03:27.841 --> 03:29.192
‫[ساحل اوفو - ساموای آمریکا]

03:39.428 --> 03:41.555
‫- آره.‬
‫- فکر کنم اوکیه. بیا بریم.‬

03:51.523 --> 03:55.753
‫چی بهت گفتم؟ تا صدها کیلومتر‬
‫فقط ما هستیم و طبیعت.‬

03:55.777 --> 03:57.779
‫شوخیت گرفته؟‬

03:59.862 --> 04:01.551
‫توجه، موج‌سوارانی که توی آب هستید.‬

04:01.575 --> 04:04.220
‫توجه، موج‌سواران. ساحل بسته‌ست.‬

04:04.244 --> 04:06.139
‫برای امنیتِ خودتون از آب خارج بشید.‬

04:06.163 --> 04:07.223
‫آره، بهت که گفته بودم داداش.‬

04:07.247 --> 04:08.874
‫فقط یه موج. مگه می‌خوان چیکار کنن؟‬

04:09.458 --> 04:12.479
‫همین الان، بچه‌ها. اینجا‬
‫منطقه‌ی هشدارِ جدی تایتانه.‬

04:12.503 --> 04:15.797
‫- بیخیال پسر. بیا بریم.‬
‫- خیلی خب، داریم میریم، رفتیم.‬

04:27.142 --> 04:28.286
‫- پسر.‬
‫- چی؟‬

04:28.310 --> 04:29.645
‫این دیگه چه صدای کوفتی‌ایه؟‬

04:30.187 --> 04:31.647
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

04:32.898 --> 04:34.274
‫کمکم کنید!‬

04:42.449 --> 04:44.743
‫- بپیچید! سریع بپیچید!‬
‫- مِیدِی، مِیدِی.‬

04:58.674 --> 05:00.259
‫با تموم سرعت به جلو!‬

06:44.091 --> 06:46.611
‫مشاهده در نزدیکیِ ساحلِ اوفو،‬
‫ساموآی آمریکا.‬

06:46.721 --> 06:49.117
‫یه کشتی گشتیِ مونارک باهاش‬
‫تماس داشته و احتمالاً موردِ حمله قرار گرفته.‬

06:49.243 --> 06:50.386
‫هی، ممکنه همون رفیق‌مون باشه.‬

06:50.410 --> 06:52.013
‫به رئیس زنگ بزن و‬
‫بهش خبر بده.‬

06:52.037 --> 06:53.640
‫و همین‌طور به تیمِ مشترکِ واکنش به تایتان.‬

06:53.664 --> 06:55.350
‫هی، برگشتی. ندیدمت.‬

06:55.374 --> 06:56.893
‫درست به موقع شد.‬

06:56.917 --> 07:00.480
‫این بهترین فرصته تا تجهیزاتِ‬
‫جدیدمون رو کالیبره کنیم. حواست بهش باشه.‬

07:00.505 --> 07:02.745
‫تونستیم با اون کشتی گشتی‬
‫تماس بگیریم؟‬

07:03.131 --> 07:04.734
‫منفیه. هیچ جوابی نمیاد.‬

07:04.758 --> 07:06.528
‫خب، توی یه همچین کشتی‌ای چند نفر خدمه هست؟‬

07:06.552 --> 07:09.030
‫تعدادِ معمولش ۱۴ نفره، قربان.‬

07:09.054 --> 07:12.242
‫آره، و مطمئنم که تیمِ جست‌وجو‬
‫و نجات دارن پیگیری می‌کنن.‬

07:12.266 --> 07:14.077
‫اوکی؟ بچه‌ها، روی ماموریت تمرکز کنید.‬

07:14.101 --> 07:15.703
‫هنوز تایتان رو رویت نکردیم؟‬

07:15.727 --> 07:19.666
‫منتظر بمونید. الگوریتمِ پیش‌بینی‬
‫داره داده‌های سونار رو پردازش می‌کنه.‬

07:19.690 --> 07:24.712
‫پیداش کردیم. یه چیزِ بزرگ درست زیرِ‬
‫سطحِ آب داره حرکت می‌کنه. به سمتِ صفر-دو-صفر.‬

07:24.736 --> 07:27.423
‫الگوریتم‌ت می‌تونه بر اساسِ مسیرِ فعلیش،‬
‫مقصدش رو پیش‌بینی کنه؟‬

07:27.447 --> 07:29.801
‫قراره... قراره به جایی که‬
‫آدم‌ها زندگی می‌کنن برسه؟‬

07:29.825 --> 07:32.136
‫مدلِ ما نشون می‌ده که‬
‫محتمل‌ترین نقطه برای عبور‬

07:32.160 --> 07:37.332
‫۳۷.۷۵ درجه‌ی شمالی در‬
‫۱۲۲.۸ درجه‌ی غربی هست.‬

07:37.916 --> 07:38.977
‫اونجا سان‌فرانسیسکوئه.‬

07:39.001 --> 07:40.145
‫چقدر وقت داریم؟‬

07:40.169 --> 07:43.773
‫واقعاً داره با سرعت میاد. بر اساسِ‬
‫سرعتِ فعلیش، ۲۳ ساعت.‬

07:43.797 --> 07:45.650
‫بفرما، اینم اثباتِ ادعای ما.‬

07:45.674 --> 07:47.861
‫- داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬
‫- دارم میگم که چرا اینجاییم.‬

07:47.885 --> 07:51.114
‫دارم میگم که چرا به‬
‫شراکت با ایپکس سایبرنتیکس نیاز دارید.‬

07:51.138 --> 07:52.514
‫بیا، اینو نگاه کن.‬

07:52.992 --> 07:54.826
‫این هنوز توی مرحله‌ی آزمایشیه،‬

07:54.850 --> 07:56.828
‫و ما همون دفعه‌ی اول زدیم به هدف.‬

07:56.852 --> 07:59.080
‫حالا، باید به باریس زنگ بزنی‬

07:59.104 --> 08:02.167
‫و بهشون بگی که ۲۰ هزار تن دردسر‬
‫داره به سمت‌شون میاد،‬

08:02.191 --> 08:04.610
‫و تو امروز می‌تونی یه قهرمان باشی.‬

08:05.174 --> 08:06.952
‫به بازارِ آزاد خوش اومدی.‬

08:13.608 --> 08:14.595
‫[پنساکولا، فلوریدا]

08:14.620 --> 08:17.307
‫خیلی خب، مِی فکر می‌کنه
‫دستگاهِ هیرو‬ تو همین خیابونه،‬

08:17.331 --> 08:19.053
‫توی مرکزِ تحقیقاتیِ ایپکس.‬

08:20.501 --> 08:23.271
‫پنج ستاره‌ست واقعاً! کی اینجا رو انتخاب کرده؟‬

08:23.295 --> 08:26.524
‫قبلاً مجبور شدیم توی جاهای بدتری‬
‫بمونیم. اینم بخشی از کاره.‬

08:26.548 --> 08:28.627
‫آره، یادت نره که بعضی از ما‬
‫هنوز فراری هستیم.‬

08:28.670 --> 08:30.797
‫لامصب، فردا همین موقع ممکنه همه‌مون فراری باشیم.‬

08:33.537 --> 08:35.616
‫خیلی خب، تونستی هر چی‬
‫خواسته بودم رو جور کنی؟‬

08:35.640 --> 08:38.578
‫اگه تا الان توی لیستِ تحت‌نظرِ اف‌بی‌آی نبودم،‬

08:38.602 --> 08:40.580
‫- قطعاً الان هستم. پس...‬
‫- این خوبه.‬

08:40.604 --> 08:42.272
‫خیلی خب، آسپرینِ بچه کجاست؟‬

08:44.734 --> 08:47.378
‫هی، خبری نشد که دستگاهِ من رو‬
‫کجا نگه می‌دارن؟‬

08:47.402 --> 08:51.448
‫نمی‌دونم، اما به احتمالِ زیاد توی‬
‫بخشِ فنیِ طبقه‌ی زیرزمینه.‬

08:53.511 --> 08:56.803
‫هی بچه‌ها، دارن تایتانِ ایکس رو ردیابی می‌کنن.‬
‫داره می‌ره سمتِ سان‌فرانسیسکو.‬

08:56.828 --> 08:59.349
‫- چی؟‬
‫- ۲۳ ساعت وقت داریم تا برسه به خشکی.‬

08:59.373 --> 09:00.934
‫کسی از کیت خبری نداره؟‬

09:00.958 --> 09:03.085
‫من... آره. بهم زنگ زد‬
‫اما نتونستم حرف بزنم.‬

09:07.297 --> 09:09.091
‫سلام، پدرت هستم.‬

09:09.325 --> 09:10.743
‫فوراً بهم زنگ بزن.‬

09:11.243 --> 09:13.154
‫صداش چطوری بود؟‬
‫چیزی لازم داشت؟‬

09:13.178 --> 09:14.572
‫نمی‌دونم... نمی‌دونم... نمی‌دونم.‬

09:14.596 --> 09:16.324
‫لازم داشت حرف بزنه و‬
‫من مشغولِ انجامِ این کار بودم.‬

09:16.348 --> 09:18.618
‫- من می‌رم دنبالش.‬
‫- هووی، هووی! هی، هیروشی...‬

09:18.642 --> 09:19.702
‫این خانواده‌ی منه، نه تو.‬

09:19.726 --> 09:24.731
‫نه. درسته. اما فقط یه لحظه فکر کن.‬
‫واقعاً این هوشمندانه‌ترین کاره؟‬

09:25.357 --> 09:28.294
‫کلِ کشور رو پرواز کنی تا‬
‫سعی کنی کیت رو پیدا کنی،‬

09:28.318 --> 09:29.570
‫بعدش که چی؟‬

09:30.737 --> 09:34.092
‫یا اینکه طبقِ نقشه پیش بریم و اون تایتان رو‬
‫قبل از اینکه به ساحل برسه، بکشونیم یه جای دیگه.‬

09:34.116 --> 09:35.426
‫نمی‌تونیم همین‌طوری به حالِ خودش رهاش کنیم.‬

09:35.450 --> 09:37.170
‫ما رهاش نکردیم. خودش گذاشت رفت.‬

09:37.327 --> 09:38.537
‫اون خواهرته.‬

09:39.400 --> 09:41.002
‫مگه عاقل و بالغ نیست؟!؟‬

09:41.027 --> 09:43.016
‫- پس برات مهم نیست چه بلایی سرش میاد؟‬
‫- من همچین حرفی نزدم!‬

09:43.041 --> 09:44.185
‫ولی اینطوری به نظر می‌رسه!‬

09:44.209 --> 09:45.395
‫الان وقتِ این حرفا نیست...‬

09:45.419 --> 09:47.379
‫با پدرت اینطوری حرف نزن.‬

09:50.858 --> 09:53.027
‫ببینید بچه‌ها، این بحثا اصلاً کمکی نمی‌کنه.‬

09:53.051 --> 09:55.780
‫بهتره یکم آروم باشیم
‫و دوباره روی کارمون تمرکز کنیم، باشه؟‬

09:55.804 --> 09:57.782
‫دیگه بحثِ مخفی نگه داشتنِ این موضوع نیست.‬

09:57.806 --> 09:59.099
‫بحثِ نجات دادنِ جونِ آدم‌هاست.‬

09:59.600 --> 10:02.120
‫اگه کیت تو خطره، این بهترین
‫راهیه که می‌تونیم بهش کمک کنیم.‬

10:02.144 --> 10:04.271
‫منحرف کردنِ اون تایتان،
‫قبل از اینکه اصلا به اونجا برسه.‬

10:05.576 --> 10:08.913
‫اما می‌خوام همین الان همه یه چیزی رو بفهمن.‬

10:09.568 --> 10:11.153
‫هیچ تضمینی وجود نداره.‬

10:12.070 --> 10:13.756
‫آره، ممکنه اوضاع بیریخت بشه،‬

10:13.780 --> 10:17.910
‫ولی اگه با هم همکاری کنیم،
‫می‌تونیم ظرفِ ۲۳ ساعت تمومش کنیم.‬

10:19.536 --> 10:20.537
‫باشه.‬

10:23.582 --> 10:27.252
‫توجه، مونارک وضعیتِ تایتان رو
‫از حالتِ دیدبانی به هشدار تغییر داده.‬

10:29.922 --> 10:32.525
‫...تخلیه در حالِ انجامه.‬

10:32.549 --> 10:35.260
‫خانمِ راندا؟ خانمِ راندا!‬

10:36.136 --> 10:39.782
‫فکر کردم خودتی. حالت خوبه؟‬

10:39.806 --> 10:42.410
‫آره، ببخشید، من...‬

10:42.434 --> 10:46.313
‫استر کین هستم. پسرم مایکل توی کلاسِ شما بود.‬

10:46.813 --> 10:50.609
‫اون روز توی اتوبوس بود. روی پل.‬

10:53.320 --> 10:54.380
‫متأسفم.‬

10:54.404 --> 10:55.781
‫نه. ممنونم.‬

10:57.407 --> 10:58.492
‫ازت ممنونم.‬

10:59.201 --> 11:01.453
‫مایکل، مایکل! خانمِ رانداست.‬

11:02.329 --> 11:03.389
‫خانمِ راندا!‬

11:03.413 --> 11:04.748
‫خدای من. مایکل؟‬

11:08.544 --> 11:12.774
‫اگه تو نبودی، اون الان یه نوجوان نبود.
‫ تو از اون اتوبوس نجاتش دادی.‬

11:12.798 --> 11:14.234
‫کاش می‌تونستم کارِ بیشتری بکنم.‬

11:14.258 --> 11:18.488
‫می‌تونستی فرار کنی و خودت رو نجات بدی. گکاری که اکثرِ مردم اون روز کردن.‬

11:18.512 --> 11:23.225
‫ولی تو... تو یه کاری کردی. ممنونم.‬

11:37.865 --> 11:40.301
‫خب، اولین چیزی که لازم داریم دسترسیه.‬

11:40.325 --> 11:41.386
‫می، چی داری؟‬

11:41.410 --> 11:43.429
‫کسی رو پیدا کردم که به طبقه‌های زیرزمین دسترسی داره.‬

11:43.453 --> 11:45.765
‫همون‌جایی که ایپکس احتمالاً دستگاه رو نگه می‌داره.‬

11:45.789 --> 11:46.850
‫می‌شه یه کاریش کرد.‬

11:46.874 --> 11:49.185
‫هیرو، ازت می‌خوایم یه حواس‌پرتی درست کنی، یه چیزِ بزرگ.‬

11:49.209 --> 11:51.271
‫- حله.‬
‫- بعدش، نیاز به دسترسی

11:51.295 --> 11:53.273
‫ زیرزمین نیاز داریم،
‫که می‌دونیم امنیتش خیلی بالاست.‬

11:53.297 --> 11:56.568
‫پس می باید ما رو بدونِ اینکه لو بریم، ببره تو و بیاره بیرون.‬

11:56.592 --> 11:58.945
‫می، یه بارِ دیگه هدف رو بهمون نشون بده.‬

11:58.969 --> 11:59.970
‫باشه.‬

12:00.679 --> 12:01.739
‫همه ردیفن؟‬

12:01.763 --> 12:03.491
‫آخه تا حالا توی دعوای بار نبودم.‬

12:03.515 --> 12:06.075
‫خب، اگه همه‌چی طبقِ نقشه پیش بره، نیازی نیست باشی.

12:07.519 --> 12:09.229
‫اینجا عجب غوغاییه.‬

12:12.733 --> 12:14.127
‫آره.‬

12:14.151 --> 12:15.545
‫تمومش کنین. بیاین از اینجا بریم.‬

12:15.569 --> 12:17.738
‫نه، نه. ما خونه نمی‌ریم.‬

12:21.074 --> 12:23.094
‫خدایا. یه لحظه صبر کن.‬

12:23.118 --> 12:25.329
‫این چیه؟ چی... چی داری اینجا؟‬

12:27.241 --> 12:29.726
‫- این دیگه چه صیغه‌ایه؟‬
‫- آدم عروسکی، آره.‬

12:29.750 --> 12:32.343
‫دمشون گرم که اسمِ یه نوشیدنی رو از روی شماها گذاشتن.‬

12:32.898 --> 12:37.608
‫هی پسرخاله. دوتا آدمک
‫واسه عموباب و برادرزاده‌ی زن‌ذلیلش بیار.‬

12:37.633 --> 12:39.152
‫شرمنده داداش، یکی اینجا نشسته.‬

12:39.176 --> 12:43.114
‫- آره، نشسته. منم.‬
‫- جدی می‌گم رفیق، این صندلی رزرو شده.‬

12:43.138 --> 12:44.657
‫- جدی می‌گم، بکش عقب.‬
‫- هی، هی.‬

12:44.681 --> 12:46.359
‫بیاین بریم سرِ یه میز بشینیم، باشه.‬

12:46.474 --> 12:47.809
‫من همین‌جا می‌شینم.‬

12:48.399 --> 12:51.495
‫هی رفیق، چقدر طول می‌کشه
‫یه آدمکِ تستِ تصادف درست کنی؟‬

12:52.439 --> 12:54.775
‫می‌شه بلند شی؟ روی صندلیِ من نشستی.‬

12:56.276 --> 12:58.195
‫اینجا چی داریم؟‬

13:01.323 --> 13:02.449
‫هی، دختر.‬

13:03.283 --> 13:05.762
‫می‌دونی، اگه حدودِ نیم قرن جوون‌تر بودم‬

13:05.786 --> 13:08.330
‫و یکم پول توی جیبم بود، می‌خریدمت.‬

13:08.997 --> 13:10.874
‫فکر کنم وقتشه که بری، پیرمرد.‬

13:11.959 --> 13:13.353
‫- بیخیال.‬
‫- بیخیال دیگه مرد.‬

13:13.377 --> 13:16.481
‫باشه. باشه، مرتیکه‌ی فلان‌فلان‌شده.‬

13:16.505 --> 13:18.525
‫بیا... عمو باب.‬

13:18.549 --> 13:20.026
‫- لعنتی.‬
‫- خدای من.‬

13:20.050 --> 13:21.402
‫یکی کمک کنه. داره سکته‌ی قلبی می‌کنه.‬

13:21.426 --> 13:23.655
‫- کی احیای قلبی بلده؟‬
‫- من غریق‌نجات بودم.‬

13:23.679 --> 13:25.406
‫- من غریق‌نجات بودم.‬
‫- زود باش. بیا کمکش کن.‬

13:25.430 --> 13:27.575
‫واسه چی بروبر نگاه می‌کنین؟ زنگ بزنین اورژانس!‬

13:27.599 --> 13:28.892
‫می‌شه برین عقب؟‬

13:29.393 --> 13:32.229
‫یکی زنگ بزنه اورژانس. زنگ بزنین اورژانس!‬

13:36.567 --> 13:37.568
‫برو، برو، برو، برو.‬

13:54.835 --> 13:55.875
‫خب، راهِ تنفسیش بازه.‬

13:58.088 --> 13:59.339
‫می‌تونیم تنفسِ دهان‌به‌دهان رو امتحان کنیم.‬

14:02.843 --> 14:04.094
‫یه لحظه صبر کن.‬

14:06.597 --> 14:08.199
‫- درسته؟ باشه.‬
‫- تو انجامش بده.‬

14:08.223 --> 14:09.224
‫قرص‌ها!‬

14:10.017 --> 14:11.185
‫نیتروگلیسیرین.‬

14:16.148 --> 14:17.441
‫لعنتی. شرمنده رفیق.‬

14:19.151 --> 14:21.945
‫بیا، بیا، بیا. مراقب باش. مراقب باش.‬

14:22.738 --> 14:24.781
‫منو می‌بینی؟ عمو باب. بیا از اینجا بریم.‬

14:25.741 --> 14:27.701
‫بیا از اینجا بریم. بدشگونه.‬

14:27.726 --> 14:28.687
‫بآمابین

14:29.453 --> 14:31.514
‫مونارک بیانیه‌ای صادر کرده‬

14:31.538 --> 14:34.642
‫که یک تایتان به سمت این منطقه ردیابی شده.‬

14:34.666 --> 14:36.227
‫ناوگانِ اقیانوس آرام ایالات متحده‬
‫در سن‌دیگو...‬

14:36.251 --> 14:38.730
‫می‌شه تمومش کنی؟ فقط‬
‫خاموشش کن، خواهش می‌کنم.‬

14:38.754 --> 14:40.190
‫اصلاً به باریس زنگ زدی؟‬

14:40.214 --> 14:42.567
‫آره، تخلیه توی سن‌فرانسیسکو‬
‫داره انجام می‌شه.‬

14:42.591 --> 14:44.819
‫ولی اینطوری نیست که‬
‫نه میلیون آدم‬

14:44.843 --> 14:46.988
‫بتونن بپرن تو ماشین‌هاشون‬
‫و برن سمت نوادا.‬

14:47.012 --> 14:49.741
‫آره، خب خوشبختانه کل ناوگانِ‬
‫اقیانوس آرام همون‌جا مستقره.‬

14:49.765 --> 14:51.534
‫تنها اتفاقی که قراره واسه‬
‫ناوگانِ اقیانوس آرام بیفته‬

14:51.558 --> 14:53.119
‫اینه که ته اقیانوس غرق می‌شه.‬

14:53.143 --> 14:54.287
‫خب، پس پیشنهادت چیه؟‬

14:54.311 --> 14:56.873
‫بذاریم این هیولاها‬
‫همین‌طوری با هم بجنگن‬

14:56.897 --> 14:58.583
‫- و امیدوار باشیم زیر پا له نشیم؟‬
‫- نه.‬

14:58.607 --> 14:59.918
‫بیخیال. این... این...‬

14:59.942 --> 15:01.294
‫- این نقشه‌ته؟‬
‫- نه.‬

15:01.318 --> 15:03.004
‫چون نقشه‌ی سریزاوا هم همین بود.‬

15:03.028 --> 15:06.031
‫- خب، سریزاوا درست می‌گفت.‬
‫- آره حتماً. یه بار.‬

15:07.407 --> 15:10.094
‫یه بار. دفعه‌ی بعد و‬
‫دفعه‌های بعدش چی؟‬

15:10.118 --> 15:12.204
‫اونم به شرطی که‬
‫از این یکی جون سالم به در ببریم.‬

15:12.788 --> 15:15.725
‫آره، درسته. ایپکس، ما داریم‬
‫واسه آینده‌ی دور نقشه می‌کشیم.‬

15:15.749 --> 15:17.936
‫شما... هی، ایپکس داره واسه آینده...‬

15:17.960 --> 15:19.521
‫خب روشنم کن.‬
‫این نقشه‌ی بلندمدت چیه؟‬

15:19.545 --> 15:23.006
‫همزیستی. از اون چیزی که‬
‫فکر می‌کنی نزدیک‌تریم.‬

15:24.174 --> 15:27.052
‫فکر می‌کنی رئیس من‬
‫چه پیشنهادی به رئیس تو داده؟‬

15:27.803 --> 15:30.156
‫اگه نمی‌تونیم این موجودات رو بکشیم،‬
‫چه چاره‌ای داریم‬

15:30.180 --> 15:32.492
‫جز اینکه بفهمیم چطوری‬
‫می‌تونیم باهاشون زندگی کنیم؟‬

15:32.516 --> 15:36.770
‫ردیابی‌شون کنیم، مطالعه‌شون کنیم و‬
‫بفهمیم مغزشون چطوری کار می‌کنه.‬

15:37.646 --> 15:39.940
‫بیخیال. این شعار خودتونه.‬
‫شعار. شعارتون چیه؟‬

15:40.983 --> 15:42.234
‫کشف و دفاع.‬

15:42.734 --> 15:47.549
‫آره، کشف کردن دفاعِ ماست.‬

15:47.573 --> 15:50.242
‫این فرصتِ ماست که ثابتش کنیم.‬

15:52.119 --> 15:53.805
‫باتری‌های زاپاس‬
‫توی رخت‌شوی‌خونه‌ست.‬

15:53.829 --> 15:54.955
‫حله.‬

15:56.915 --> 15:58.333
‫کیت، برگشتی.‬

15:58.834 --> 16:01.712
‫کیت. خدای من. کجا بودی؟‬

16:02.212 --> 16:03.630
‫کلی بهت زنگ زدیم.

16:04.882 --> 16:06.192
‫باید برم.‬

16:06.216 --> 16:08.361
‫آره، داریم می‌ریم سمت کوه‌های سیرا.‬

16:08.385 --> 16:10.145
‫- منتظر بودیم تو برگردی.‬
‫- نه.‬

16:11.346 --> 16:12.347
‫باید برگردم.‬

16:14.933 --> 16:15.934
‫بهشون نیاز دارم.‬

16:16.768 --> 16:17.769
‫جیمز.‬

16:23.442 --> 16:24.878
‫- نه. نه.‬
‫- مامان.‬

16:24.902 --> 16:26.296
‫تنهاشون گذاشتم.‬

16:26.320 --> 16:27.696
‫تو منو تنها گذاشتی.‬

16:28.739 --> 16:30.258
‫تو غیبت زد، کیت.‬

16:30.282 --> 16:31.575
‫اول پدرت و بعدش هم تو.‬

16:32.951 --> 16:34.286
‫خدای من، ما برات...‬

16:35.370 --> 16:38.874
‫برات مراسمِ یادبود گرفتیم.‬
‫فکر کردم مردی.‬

16:40.959 --> 16:44.063
‫و حالا دوباره قراره نگرانم کنی‬
‫که اصلاً برمی‌گردی یا نه؟‬

16:44.087 --> 16:45.148
‫نه.‬

16:45.172 --> 16:47.591
‫روز جی دنیا رو عوض کرد.‬
‫منو هم عوض کرد.‬

16:48.091 --> 16:51.428
‫بله، فاجعه‌ی وحشتناکی بود،‬
‫ولی چشمام رو هم باز کرد.‬

16:52.471 --> 16:55.950
‫نمیتونم دوباره همون آدمی بشم
‫که قبل این ماجراها بوده.

16:55.974 --> 16:58.185
‫پس اصلاً چرا برگشتی اینجا؟‬

16:59.353 --> 17:01.789
‫د-داشتم فرار می‌کردم.‬

17:01.813 --> 17:04.858
‫حق با تو بود. نمی‌تونم از‬
‫کاری که کردم فرار کنم.‬

17:05.483 --> 17:07.444
‫دلیلِ اینکه تایتان اینجاست منم.‬

17:09.070 --> 17:12.257
‫مسئولیتش با منه. باید درستش کنم.‬

17:12.281 --> 17:13.367
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.‬

17:14.242 --> 17:17.514
‫چطور ممکنه مسئولیتش با تو باشه؟‬
‫چطوری می‌خوای درستش کنی؟‬

17:17.538 --> 17:20.790
‫فقط اینو می‌دونم که دوستام اون بیرونن‬
‫و دارن سعی می‌کنن جلوی این موجود رو بگیرن.‬

17:21.375 --> 17:22.685
‫باید کمک کنم.‬

17:22.709 --> 17:24.127
‫پس می‌خوام بهشون ملحق شم.‬

17:26.797 --> 17:27.798
‫دوستت دارم.‬

17:35.889 --> 17:37.432
‫تا چشم به هم بزنی برمی‌گردم.‬

17:38.350 --> 17:40.811
‫چهار ساعت تا رسیدنِ تایتان وقت داریم.‬

17:42.396 --> 17:43.647
‫اونجاست.‬

17:44.982 --> 17:47.442
‫خب، کنتارو، می‌دونی باید چیکار کنی.‬

17:48.068 --> 17:49.069
‫فکر کنم.‬

17:51.446 --> 17:53.049
‫خب. توی اینترنت چکش کردم.‬

17:53.073 --> 17:55.284
‫خب، پس چه اشتباهی ممکنه پیش بیاد؟

17:56.118 --> 17:57.286
‫هی، هی، هی.‬

17:58.328 --> 17:59.722
‫میتونیم یه فکر دیگه بکنیم.

17:59.746 --> 18:01.206
‫مشکلی نیست. بلدم.‬

18:13.802 --> 18:16.805
‫می‌خواد کاری کنه پدرش بهش افتخار کنه...‬

18:17.472 --> 18:18.848
‫میکنم.‬

18:21.476 --> 18:22.936
‫ولی...‬

18:24.897 --> 18:26.190
‫اون اینو می‌دونه؟‬

18:51.173 --> 18:52.174
‫یه لحظه صبر کنید، خانم.‬

18:54.384 --> 18:55.969
‫- می‌شه نشان‌تون رو ببینم، لطفاً؟‬
‫- آره.‬

18:57.971 --> 19:00.682
‫چی شده، مشکلی پیش اومده؟‬

19:03.310 --> 19:05.812
‫من یه جلسه‌ی خیلی مهم‬
‫با برندا هالند دارم.‬

19:06.522 --> 19:07.707
‫این...‬

19:07.731 --> 19:10.752
‫فقط اسمتون توی سیستم جدیده.‬
‫بعضی وقتا پیش میاد.‬

19:10.776 --> 19:11.985
‫آره. ممنون.‬

19:12.527 --> 19:13.587
‫روز خوبی داشته باشید.‬

19:13.612 --> 19:14.821
‫آره، شما هم همین‌طور.‬

19:21.735 --> 19:23.806
‫- لیام.‬
‫- خب، ببین کی اینجاست.‬

19:23.830 --> 19:25.058
‫تحت‌تعقیب‌ترین آدمِ ایپکس؟‬

19:25.082 --> 19:27.185
‫نه، ببین. دیگه رسمی شدم.‬

19:27.209 --> 19:30.379
‫- صبر کن. اون نشانِ کیه؟‬
‫- بسه دیگه. اون توئه یا...‬

19:30.676 --> 19:33.053
‫این ساعت؟ نه، هنوز کلاسِ‬
‫اسپینینگش هم تموم نشده.‬

19:35.509 --> 19:36.885
‫اوکی...‬

19:38.220 --> 19:40.907
‫می‌دونی چیه؟ تا بخوام برگردم‬
‫به میزم خیلی راهه.‬

19:40.931 --> 19:43.851
‫اشکالی نداره همین جا... تلپ شم‬
‫تا برگرده، نه؟‬

19:44.332 --> 19:45.333
‫اصلاً راه نداره.‬

19:45.978 --> 19:48.063
‫لیام... منم‌ها.‬

19:48.515 --> 19:51.149
‫بی‌خیال. من دوره‌ی آزمایشی‌ام.‬
‫خودت که می‌دونی اون چطوریه.‬

19:51.879 --> 19:53.255
‫روحت هم خبر نداره.‬

19:55.445 --> 19:56.779
‫ممنون.‬

19:58.699 --> 20:01.243
‫ببین، اصلاً نمی‌فهمی من اینجام.‬

20:01.659 --> 20:02.702
‫حواسم بهت هست.‬

20:34.985 --> 20:36.320
‫- کسی دیدت؟‬
‫- نه.‬

20:38.238 --> 20:40.449
‫- این باید یکم برامون زمان بخره.‬
‫- باریکلا پسرم.‬

21:01.136 --> 21:02.137
‫لعنتی.‬

21:21.031 --> 21:22.509
‫- قهوه؟‬
‫- نه، نریز... من...‬

21:22.533 --> 21:25.178
‫ببخشید. همین الانشم کلی کافئین تو خونمه.‬

21:25.202 --> 21:27.412
‫- خوبم، مرسی.‬
‫- باشه. پس همه‌اش مالِ خودم.‬

21:35.000 --> 21:42.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:51.186 --> 21:52.497
‫اون چیه؟ آتیش‌سوزیه؟‬

21:52.521 --> 21:54.541
‫- نه، این یکی جدیده.‬
‫- باید...‬

21:54.565 --> 21:56.668
‫نشتِ تشعشعاته. زود باش.‬
‫باید از اینجا بزنیم بیرون.‬

21:56.692 --> 21:57.752
‫- یا خدا.‬
‫- همین الان!‬

21:57.776 --> 21:58.986
‫باید از اینجا بریم بیرون!‬

21:59.486 --> 22:01.130
‫- بزن بریم!‬
‫- منظورت چیه تشعشـ... بریم.‬

22:01.154 --> 22:02.715
‫زود باش، زود باش، زود باش.‬

22:02.739 --> 22:03.740
‫یالا.‬

22:07.244 --> 22:09.472
‫توجه، تمامِ پرسنلِ ایپکس.‬

22:09.496 --> 22:12.499
‫سطحِ خطرناکی از تشعشعات‬
‫شناسایی شده.‬

22:13.417 --> 22:14.459
‫بدو. عجله کن.‬

22:24.636 --> 22:27.407
‫آره، درسته. همه خارج شدن.‬
‫آره، تیمِ مقابله با تشعشعات دارن می‌رن تو.‬

22:27.431 --> 22:28.432
‫برو.‬

22:29.057 --> 22:30.058
‫همه جا امنه.‬

22:31.685 --> 22:32.686
‫امنه.‬

22:33.729 --> 22:36.416
‫فکر می‌کنی با دستگاهِ هیروشی‬
‫اینجا چیکار می‌کنن؟‬

22:36.440 --> 22:37.608
‫ازمون مخفیش کردن.‬

22:41.278 --> 22:42.988
‫دوربین‌ها و ضبط‌کننده‌ها، کنتارو.‬

22:48.243 --> 22:49.286
‫ردیفیم.‬

22:55.792 --> 22:56.960
‫اون چیه؟‬

22:59.630 --> 23:00.690
‫خدای من.‬

23:00.714 --> 23:04.694
‫انگار دوستامون توی ایپکس توی جزیره‌ی جمجمه‬
‫دارن یه کارایی بیشتر از‬

23:04.718 --> 23:05.987
‫فقط نجات دادنِ ما انجام می‌دن.‬

23:06.011 --> 23:08.573
‫ایپکس مدام تیم‌هایی داشت که‬
‫می‌رفتن و می‌اومدن.‬

23:08.597 --> 23:11.075
‫حتماً داشتن قاچاقی از‬
‫جزیره خارجشون می‌کردن.‬

23:11.099 --> 23:14.120
‫فکر می‌کردم توی اکسیس ماندی همه چی دیدم،‬
‫ولی اینارو تا حالا ندیده بودم،‬

23:14.144 --> 23:15.663
‫- تو دیدی؟‬
‫- نه.‬

23:15.687 --> 23:16.847
‫خب، اینا نیدل‌واکر هستن.‬

23:17.290 --> 23:18.732
‫خیلی بد چپوندنشون اون تو.‬

23:19.233 --> 23:20.585
‫این وحشیانه‌ست.‬

23:20.609 --> 23:24.738
‫خب، حالا داریم بهتر می‌فهمیم‬
‫دقیقاً با کی طرفیم.‬

23:25.614 --> 23:27.258
‫بسیار خب، کی، هیروشی،‬

23:27.282 --> 23:29.660
‫اینارو روی کانالِ سه و ولومِ دو نگه دارید.‬

23:31.245 --> 23:33.539
‫- من و کنتارو بهتون آدرس می‌دیم.‬
‫- صبر کن.‬

23:34.112 --> 23:35.572
‫نمی‌خوایم برای این کاری بکنیم؟‬

23:36.103 --> 23:37.998
‫اون بمونه برای یه وقتِ دیگه.‬

23:38.023 --> 23:39.959
‫- خب، همه وظیفه‌شون رو می‌دونن؟‬
‫- آره.‬

23:40.045 --> 23:41.356
‫- اوکی.‬
‫- ردیفیم؟‬

23:41.380 --> 23:43.316
‫- آره، ردیفیم. بزن بریم.‬
‫- بریم.‬

23:43.340 --> 23:45.151
‫هی، ببین می‌تونی یه شبکه‌ی خبری بگیری‬

23:45.175 --> 23:46.986
‫تا بفهمیم اون بیرون چه خبره.‬

23:47.010 --> 23:49.137
‫- شاو، اونجایی؟ ‬
‫- دقیقاً به موقع.‬

23:50.764 --> 23:53.076
‫آره، صداتو دارم، می. اوضاع چطوره؟‬

23:53.100 --> 23:56.061
‫تأیید کردی که دستگاهِ سوزوکی‬
‫توی زیرزمینه؟ ‬

23:57.729 --> 23:59.958
‫اوکی، من رسماً توی دفترِ هالند هستم.‬

23:59.982 --> 24:03.485
‫دارم واردِ کامپیوترش می‌شم.‬
‫تا یه لحظه‌ی دیگه تأیید می‌کنم.‬

24:21.920 --> 24:22.921
‫می؟ ‬

24:25.007 --> 24:26.067
‫می.‬

24:26.091 --> 24:27.593
‫دارم روش کار می‌کنم.‬

24:30.012 --> 24:31.364
‫رسماً واردِ شبکه‌ی برندا شدم.‬

24:31.388 --> 24:34.075
‫الان دیگه باید بتونم جای‬
‫دستگاه رو تأیید کنم.‬

24:34.099 --> 24:37.203
‫قفلِ امنیتی می‌گه باید توی طبقه‌ی منفیِ ده‬
‫باشه، مگر اینکه جابه‌جاش کرده باشن.‬

24:37.227 --> 24:39.289
‫- سفت و سخت قفل شده.‬
‫- باید بتونم‬

24:39.313 --> 24:41.773
‫امنیتش رو دور بزنم، فکر کنم.‬

24:45.527 --> 24:47.672
‫- با من حرف بزن، می.‬
‫- فقط یه دقیقه بهم وقت بده.‬

24:47.696 --> 24:49.716
‫خب، کلاً دو ساعت تا‬
‫رسیدنِ تایتان وقت داریم‬

24:49.740 --> 24:51.950
‫و هیروشی باید اون دستگاه رو‬
‫به دست بیاره.‬

24:57.087 --> 24:58.214
‫واردم شدم.‬

24:58.714 --> 25:03.511
‫اوکی، الان باید درِ امنیتیِ‬
‫جناحِ شرقی رو باز کنی.‬

25:06.048 --> 25:09.248
‫مستقیم برو تهِ راهرو، دومین خروجی سمتِ‬
‫راست. می‌رسی به آسانسورها.‬

25:09.565 --> 25:12.252
‫شاید اگه همه‌ی درهای اینجا رو‬
‫باز کنم سریع‌تر باشه.‬

25:12.346 --> 25:14.056
‫فکرِ خوبی نیست، می.‬

25:17.566 --> 25:19.561
‫- ما جلوی آسانسورهاییم.‬
‫- اونجا.‬

25:21.612 --> 25:24.107
‫برو طبقه‌ی منفیِ دو،‬
‫بعد از پورتاپک استفاده کن.‬

25:37.538 --> 25:38.765
‫خیلی عجیبه.‬

25:38.789 --> 25:40.624
‫من و تو داریم این کارو با هم انجام می‌دیم.‬

25:41.260 --> 25:45.073
‫وقتی بچه بودم، همیشه خوابِ این لحظه رو می‌دیدم.‬

25:45.128 --> 25:48.715
‫که با مامان و بابام توی یه مأموریتِ‬
‫مخفی برای نجاتِ دنیا همراه بشم.‬

25:49.472 --> 25:51.486
‫از کجا می‌دونستی داریم دنیا رو نجات می‌دیم؟‬

25:51.510 --> 25:54.072
‫باید باور می‌کردم که فقط به‌خاطر این منو‬
‫ول می‌کنی و می‌ری‬

25:54.096 --> 25:56.181
‫که پای یه چیز به این مهمی وسط باشه.‬

26:08.777 --> 26:10.445
‫- این باید اینطوری باشه.‬
‫- آره.‬

26:22.666 --> 26:25.145
‫ناوگان اقیانوس آرام تو راهِ‬
‫سان‌فرانسیسکوئه.‬

26:25.169 --> 26:27.171
‫- چقدر وقت داریم؟‬
‫- نود و شش دقیقه.‬

26:28.046 --> 26:29.107
‫خبر فوری.‬

26:29.131 --> 26:31.818
‫تایتانی که هفت کشته و پنج‬
‫مفقودی به جا گذاشته...‬

26:31.842 --> 26:34.487
‫واقعاً امیدوارم این آشغالای ایپکس جواب بده.‬

26:34.511 --> 26:35.554
‫الانه که بفهمیم.‬

26:42.436 --> 26:43.604
‫کجا دارن می‌رن؟‬

26:49.026 --> 26:50.420
‫نه. مشکلی نیست.‬

26:50.444 --> 26:51.921
‫هی، هی!‬

26:51.945 --> 26:53.006
‫هی، چه خبر؟‬

26:53.030 --> 26:55.925
‫بیست هزار تُن تایتان داره می‌ره که‬
‫بخوره به پنج هزار تا ملوان.‬

26:55.949 --> 26:57.677
‫خبر اینه. کدوم گوری‬
‫داری می‌ری؟‬

26:57.701 --> 26:58.761
‫چی؟ اوه، اوه، وایسا.‬

26:58.785 --> 27:01.848
‫دارم می‌رم تیم اصلیِ ایپکس رو‬
‫توی سان‌فرانسیسکو ببینم،‬

27:01.872 --> 27:03.683
‫تا وقتی نیروی دریایی این موجود رو منفجر کرد،‬

27:03.707 --> 27:05.560
‫ما بریم اونجا رو جمع‌وجور کنیم‬
‫و یه سری آنالیز انجام بدیم.‬

27:05.584 --> 27:07.353
‫نه، نه، نه، نیروی دریایی‬
‫نمی‌تونه اینو منفجر کنه.‬

27:07.377 --> 27:09.577
‫صاف از وسط اون کشتی‌ها رد می‌شه، بعدش چی؟‬

27:10.589 --> 27:12.317
‫خب، اون‌وقت باید منو برای آنالیز‬
‫از رو زمین جمع کنی.‬

27:12.341 --> 27:14.652
‫- فکر می‌کنی شوخیه؟‬
‫- نه، نه. این یه بیزنسه.‬

27:14.676 --> 27:16.070
‫ریسک در برابر پاداش.‬

27:16.094 --> 27:19.532
‫دارم ریسک خیلی بزرگی می‌کنم چون‬
‫معتقدیم پاداشش ارزشش رو داره.‬

27:19.556 --> 27:21.576
‫- چی؟‬
‫- ناراحتی؟‬

27:21.601 --> 27:24.479
‫تو که در هر صورت منو توی کشتیت نمی‌خوای،‬
‫پس دیگه مزاحمت نمی‌شم.‬

27:24.978 --> 27:27.874
‫چی بود که تو پیشتازان فضا‬
‫می‌گفتن؟ فرماندهی با شماست.‬

27:27.898 --> 27:29.501
‫کان. کان با شماست.‬

27:29.525 --> 27:30.567
‫هر چی تو بگی، همون کان.‬

27:39.952 --> 27:41.620
‫آره، باید همین جلو باشه.‬

27:43.080 --> 27:44.390
‫چی شده؟‬

27:44.414 --> 27:47.042
‫مِی باید بهمون دسترسی بده.‬

27:47.751 --> 27:49.187
‫هی، چه خبره؟‬

27:49.211 --> 27:51.523
‫- مِی، اونا دمِ آخرین درن. بازش کن.‬
‫- باشه.‬

27:51.547 --> 27:53.707
‫یه کد امنیتیِ اضافه هست. فقط یه دقیقه بهم وقت بده.‬

27:54.883 --> 27:57.195
‫توجه، کارکنانِ ایپکس سایبرنتیک.‬

27:57.219 --> 28:00.156
‫- لعنتی.‬
‫- هشدار تشعشعات لغو شد.‬

28:00.180 --> 28:02.992
‫زودتر از چیزی که فکر می‌کردیم فهمیدن‬
‫تشعشعات الکی بوده.‬

28:03.016 --> 28:04.452
‫- آره.‬
‫- لی؟ ‬

28:04.476 --> 28:06.395
‫- اون بالا چه خبره؟‬
‫- لی؟ ‬

28:07.688 --> 28:09.290
‫هی، شاو.‬

28:09.314 --> 28:10.816
‫منتظر بمون، هیروشی.‬

28:11.942 --> 28:14.152
‫مِی، یکی داره میاد. هالنده.‬

28:24.079 --> 28:26.057
‫هی. وای. خدای من.‬

28:26.081 --> 28:29.018
‫پسر. چقدر خوب شدی. عالی به نظر می‌رسی.‬

28:29.042 --> 28:31.604
‫ببخشید، مگه قرار قبلی داشتیم؟‬

28:31.628 --> 28:33.606
‫نه، من... ببخشید. همین‌طوری اومدم یه سری بزنم.‬

28:33.630 --> 28:35.984
‫می‌خواستم، می‌خواستم درباره‌ی یه چیزی حرف بزنم.‬

28:36.008 --> 28:38.528
‫خب، دیشب یکی داشت با کدها ور می‌رفت.‬

28:38.552 --> 28:39.636
‫زود باش.‬

28:42.430 --> 28:44.408
‫لی، می‌تونی بگی اوضاع چطوره؟‬

28:44.433 --> 28:46.995
‫- لی؟ ‬
‫- صبر کن، کِی. مِی داره روش کار می‌کنه.‬

28:47.019 --> 28:49.146
‫خب، بیا بریم سر اصل مطلب.‬

28:50.647 --> 28:53.668
‫نباید از اینجا بریم؟ زیاد امن نیست.‬
‫تشعشعات هست...‬

28:53.692 --> 28:55.319
‫انگار هشدارِ اشتباه بوده.‬

28:55.819 --> 28:58.590
‫تیم واکنش گفتن حتماً نقص فنیِ‬
‫دستگاهِ ردیاب بوده.‬

28:58.614 --> 29:00.508
‫پسر. این نگران‌کننده‌ست.‬

29:00.532 --> 29:03.493
‫شرکتِ تکنولوژی بدونِ چند تا باگ‬
‫که نمی‌شه، مگه نه؟‬

29:06.914 --> 29:08.123
‫باید از اونجا بیاریمشون بیرون.‬

29:10.453 --> 29:11.454
‫سرهنگ؟‬

29:13.367 --> 29:15.899
‫- یه دقیقه بهش وقت بده.‬
‫- باشه، دو تا از این خط‌ها‬

29:15.923 --> 29:18.818
‫قراره با رابط‌های کاربریِ‬
‫خیلی پیچیده‌ای وصل بشن.‬

29:18.842 --> 29:19.885
‫منظورم اینه که...‬

29:20.886 --> 29:25.098
‫تو فقط داری یه باگ رو رفع نمی‌کنی،‬
‫داری بخش بزرگی ازش رو از اول می‌نویسی.‬

29:28.060 --> 29:29.061
‫کورا.‬

29:29.645 --> 29:30.646
‫ببخشید.‬

29:31.396 --> 29:32.814
‫اتفاقایی تو راهه.‬

29:33.275 --> 29:35.668
‫و با این تایتانِ جدیدی که دنیا رو تهدید می‌کنه،‬

29:35.692 --> 29:38.362
‫اون اتفاقا باید خیلی سریع بیفتن.‬

29:39.238 --> 29:40.239
‫آره.‬

29:40.661 --> 29:43.325
‫- سریع حرکت کن. همه چیزو بهم بریز.‬
‫- سریع حرکت کن، قطعاً.‬

29:44.617 --> 29:46.702
‫ولی ما نمی‌خوایم چیزی رو خراب کنیم.‬

29:48.705 --> 29:49.706
‫ما می‌خوایم...‬

29:52.626 --> 29:53.961
‫بازسازیش کنیم.‬

29:55.796 --> 29:57.506
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.‬

30:02.177 --> 30:03.321
‫کجا داره می‌ره؟‬

30:03.345 --> 30:04.656
‫سلام.‬

30:04.680 --> 30:05.740
‫یکی داره میاد.‬

30:05.764 --> 30:07.909
‫- بهمون بگو چه خبره.‬
‫- هی. یـ... یکی داره میاد.‬

30:07.933 --> 30:10.245
‫- همین الان باید بدونیم اوضاع چطوره.‬
‫- دندون رو جگر بذار، کِی.‬

30:10.269 --> 30:12.914
‫- داریم ردیفش می‌کنیم.‬
‫- چیو ردیف می‌کنید؟ ‬

30:12.938 --> 30:14.749
‫- چه خبره؟ ‬
‫- باید یه کاری بکنیم.‬

30:14.773 --> 30:16.543
‫- آره، باید بکنیم.‬
‫- به یه نقشه‌ی انحرافی نیاز داریم.‬

30:16.567 --> 30:17.985
‫آره، دقیقاً.‬

30:18.568 --> 30:20.003
‫- ادامه بده.‬
‫- لی.‬

30:20.028 --> 30:21.714
‫- هر چی به ذهنت می‌رسه بگو.‬
‫- چی شده؟ ‬

30:21.738 --> 30:23.466
‫- هر ایده‌ای داری بگو.‬
‫- کنتارو.‬

30:23.490 --> 30:25.868
‫- هر ایده‌ای باشه خوبه.‬
‫- لی.‬

30:26.967 --> 30:29.052
‫- شاو. الو.‬
‫- من یه ایده دارم.‬

30:39.339 --> 30:41.091
‫صبر کن، این مالِ جزیره‌ی جمجمه‌ست.‬

30:43.148 --> 30:46.360
‫طفلکی از لونه‌اش افتاده بود‬
‫و مادرش هم طردش کرده بود.‬

30:47.723 --> 30:50.577
‫مطمئنم مونارک می‌ذاشت‬
‫طبیعت کارِ خودش رو بکنه،‬

30:50.601 --> 30:53.562
‫اما کی گفته که طبیعت همیشه راهِ درست رو می‌ره؟‬

30:56.106 --> 30:58.793
‫باز داری همون کثافت‌کاری‌هایی رو می‌کنی‬
‫که توی سیاتل می‌کردی.‬

30:58.817 --> 31:00.027
‫نه، کورا.‬

31:01.514 --> 31:02.807
‫اصلاً مثل اون موقع نیست.‬

31:18.587 --> 31:20.088
‫تو اینو ممکن کردی، کورا.‬

31:21.173 --> 31:22.174
‫کدِ تو.‬

31:23.800 --> 31:27.429
‫اون به ما اجازه داد پرخاشگریِ طبیعیِ‬
‫این موجود رو دور بزنیم‬

31:29.139 --> 31:32.518
‫اونم با جدا کردنِ مسیرهای عصبی‬
‫توی قشرِ مغزش.‬

31:34.520 --> 31:35.938
‫کثافت‌کاری نیست.‬

31:36.897 --> 31:38.732
‫ولی متأسفانه، به بن‌بست خوردیم.‬

31:40.692 --> 31:43.904
‫وقتی کدِت رو پاک کردی،‬
‫برگشتیم سرِ خونه‌ی اول.‬

31:44.780 --> 31:47.324
‫نتونستیم اون اثر رو حفظ کنیم.‬

31:48.700 --> 31:53.038
‫کدِ تو کلیدِ این ماجراست.‬
‫فکر کن به چه چیزایی می‌تونیم برسیم.‬

31:56.875 --> 31:58.710
‫می‌خوای این موجودات رو‬
‫حیوونِ خونگیِ خودت کنی؟‬

32:00.511 --> 32:03.198
‫همزیستی یعنی این،‬

32:03.223 --> 32:06.518
‫و ما تنها کسایی هستیم که داریم سعی می‌کنیم‬
‫عملیش کنیم، نه مونارک.‬

32:07.302 --> 32:11.682
‫اگه می‌خوای دنیا رو نجات بدی،‬
‫کورا، ایپکس این اجازه رو بهت می‌ده.‬

32:29.074 --> 32:30.075
‫وضعیت؟‬

32:30.659 --> 32:31.719
‫تغییری نکرده.‬

32:31.743 --> 32:33.304
‫تایتان داره با همون‬
‫سرعت و مسیر ادامه می‌ده.‬

32:33.328 --> 32:35.098
‫چقدر مونده تا به ناوگان برسن؟‬

32:35.122 --> 32:36.456
‫بیست و شش دقیقه.‬

32:38.292 --> 32:40.294
‫واقعاً فکر می‌کنی‬
‫بتونن جلوش رو بگیرن؟‬

32:42.254 --> 32:43.338
‫نه.‬

32:49.678 --> 32:50.679
‫چای می‌خوری؟‬

32:52.055 --> 32:54.075
‫نه، ممنون.‬

32:54.099 --> 32:58.037
‫می‌دونم دارم بهت فشار میارم،‬
‫کورا، ولی وقت داره از دست می‌ره.‬

32:58.061 --> 33:00.563
‫سرنوشتِ دنیا‬
‫می‌تونه توی دست‌هایِ تو باشه.‬

33:06.403 --> 33:07.404
‫خیلی خب.‬

33:14.661 --> 33:16.079
‫می‌دونم چرا اینجایی.‬

33:19.166 --> 33:21.811
‫فکر می‌کنی ما دستگاهِ‬
‫سوزوکیِ دوستت رو برداشتیم.‬

33:21.835 --> 33:23.128
‫داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

33:23.712 --> 33:24.856
‫آره، برداشتیم.‬

33:24.880 --> 33:27.549
‫به یه مشکل نیاز داشتیم،‬
‫تا بتونیم خودمون راهِ حل باشیم.‬

33:36.975 --> 33:39.496
‫کنتارو، از این بابت مطمئنی؟‬

33:39.520 --> 33:40.604
‫نه، اون... اون یکی نه.‬

33:41.855 --> 33:43.690
‫اونا قلمروطلب هستن ولی شکارچی نه.‬

33:44.691 --> 33:46.920
‫مطمئنم دکتر راندایِ عزیز و دوست‌هات‬

33:46.944 --> 33:48.463
‫فکر می‌کنن دارن کارِ درست رو انجام می‌دن،‬

33:48.487 --> 33:52.509
‫که دار و دسته‌ی کوچیک و درب‌وداغونشون می‌تونه‬
‫تنهایی از پسِ یه تایتان بربیاد،‬

33:52.533 --> 33:56.161
‫و این حق رو دارن که برای‬
‫کلِ دنیا تصمیم بگیرن.‬

33:56.787 --> 33:58.681
‫ما نقشه‌ی بزرگ‌تری داریم،‬

33:58.705 --> 34:00.791
‫و می‌خوام تو هم بخشی از اون باشی.‬

34:02.125 --> 34:05.021
‫ولی باید همین الان‬
‫تصمیمت رو بگیری.‬

34:05.045 --> 34:07.464
‫می‌خوای بخشی از راهِ حل باشی؟‬

34:11.467 --> 34:12.553
‫- آماده‌ای؟‬
‫- آره.‬

34:15.013 --> 34:16.014
‫برو.‬

34:20.226 --> 34:21.311
‫برو، برو!‬

34:29.194 --> 34:30.195
‫حالا چی؟‬

34:30.821 --> 34:33.061
‫توی طبقه‌ی منفیِ سه،‬
‫نشتِ زیستی رخ داده.‬

34:54.928 --> 34:56.865
‫توجه، تمامِ پرسنلِ ایپکس.‬

34:56.889 --> 34:59.826
‫ نشتِ زیستی‬
‫شناسایی شده.‬

34:59.850 --> 35:03.270
‫این تمرین نیست. لطفاً‬
‫فوراً تخلیه کنید.‬

35:03.812 --> 35:06.207
‫زود باش. بیا بریم.‬

35:06.231 --> 35:09.043
‫مِی، هنوز وقت داریم‬
‫دستگاه رو دوباره تنظیم کنیم.‬

35:09.067 --> 35:10.837
‫فقط ده دقیقه وقت می‌خوام.‬

35:10.861 --> 35:12.196
‫همین الان در رو باز کن.‬

35:20.204 --> 35:21.371
‫هیروشی.‬

35:24.499 --> 35:25.876
‫چرا باید همچین کاری بکنن؟‬

35:26.627 --> 35:28.045
‫که ببینن چطوری کار می‌کنه؟‬

35:29.379 --> 35:30.923
‫کاری از دستمون برنمیاد.‬

35:32.257 --> 35:34.652
‫ردیابیِ ایپکس هدفِ بعدیِ‬
‫تایتان رو تأیید می‌کنه.‬

35:34.676 --> 35:35.737
‫۱۱ کیلومتر مانده.‬

35:35.761 --> 35:38.990
‫چکِ پروازِ وایپر. وایپر-۰۲۵۵۵.‬

35:39.014 --> 35:40.617
‫زود باش، زود باش.‬

35:40.641 --> 35:43.060
‫...هدف‌گیری شد. ۷.۵ کیلومتر مانده.‬

35:44.478 --> 35:45.914
‫۳.۷ کیلومتر مانده و داره نزدیک‌تر می‌شه.‬

35:45.938 --> 35:47.207
‫مفهومه، پایگاهِ ۱۸.‬

35:47.231 --> 35:48.899
‫رهبرِ وایپر در مرحله‌ی نهاییِ تقرب.‬

35:49.650 --> 35:51.902
‫۱۸۰۰ متریِ هدف.‬

35:54.238 --> 35:55.239
‫کجاست؟‬

35:56.156 --> 35:59.427
‫رهبرِ وایپر به پایگاهِ ۱۸،‬
‫دیدِ بصری روی هدف ندارم.‬

35:59.451 --> 36:01.912
‫تکرار می‌کنم، دیدِ بصری روی هدف ندارم.‬

36:03.705 --> 36:05.600
‫چطور نمی‌تونن ببیننش؟‬
‫دقیقاً بالای سرشونه.‬

36:05.624 --> 36:07.459
‫بچه‌ها، اینجا هیچی نیست.‬

36:15.676 --> 36:17.052
‫تمامِ تجهیزاتِ ایپکس رو خاموش کن.‬

36:17.803 --> 36:20.240
‫همه‌ی دستگاه‌های ایپکس رو از کار بنداز.‬

36:20.264 --> 36:21.598
‫سیستمِ مونارک رو روشن کن.‬

36:22.933 --> 36:25.036
‫سونارمون چی نشون می‌ده؟‬

36:25.060 --> 36:27.330
‫- باشه، رفتم سراغش.‬
‫- زود باش!‬

36:27.354 --> 36:29.194
‫خب، قطعاً یه چیزی‬
‫اونجا هست، اما...‬

36:31.358 --> 36:33.151
‫اون‌قدری بزرگ نیست که تایتان باشه.‬

36:34.486 --> 36:38.866
‫پایگاهِ ۱۸. دیدِ بصری داریم.‬
‫باورتون نمی‌شه.‬

36:39.616 --> 36:40.541
‫بیا بریم.‬

36:53.380 --> 36:54.381
‫یه نهنگه.‬

36:54.923 --> 36:55.924
‫چی؟‬

36:59.803 --> 37:01.096
‫داریم یه نهنگ رو تعقیب می‌کنیم.‬

37:02.646 --> 37:05.125
‫شاید یه جور نویزِ دیجیتالی باشه...‬

37:05.235 --> 37:07.130
‫یه بازگشتِ شبح‌وار، یه باگِ نرم‌افزاری.‬

37:07.186 --> 37:09.188
‫باگ نیست، قابلیتشه.‬

37:11.565 --> 37:12.566
‫قربان؟‬

37:16.195 --> 37:17.196
‫سرمون کلاه رفته.‬

37:25.829 --> 37:28.040
‫- می‌تونی درستش کنی؟ می‌تونی سرِ همش کنی؟‬
‫- نه.‬

37:28.540 --> 37:32.395
‫کیت رو ناامید کردیم.
‫وقتمون تمومه. دیگه فایده‌ای نداره.‬

37:32.419 --> 37:34.213
‫اصلاً نباید به حرفت گوش می‌دادم.‬

37:35.088 --> 37:37.192
‫باید می‌رفتم و کیت رو پیدا می‌کردم.‬

37:37.216 --> 37:39.051
‫اون می‌خواست به کیت کمک کنه.‬

37:39.927 --> 37:41.446
‫می‌خواست به همه‌مون کمک کنه.‬

37:41.470 --> 37:43.156
‫مونارک می‌خواد وضعیتِ هشدارِ تایتان رو لغو کنه.‬

37:43.180 --> 37:44.616
‫چی... - چرا؟‬

37:44.640 --> 37:45.849
‫هشدارِ اشتباه بوده.‬

37:51.772 --> 37:53.357
‫حالش خوبه.‬

37:56.151 --> 37:57.754
‫خیلی خب، بیاین از اینجا بریم.‬

37:57.778 --> 37:59.255
‫کنتارو، بگو که تو راهیم.‬

37:59.279 --> 38:01.698
‫بچه‌ها، باید اینو ببینید.‬

38:09.665 --> 38:11.124
‫این چیه؟‬

38:13.710 --> 38:15.480
‫این‌همه وسیله رو از کجا آوردن؟‬

38:15.504 --> 38:17.005
‫شوخی می‌کنی.‬

38:17.631 --> 38:18.799
‫چطوری...‬

38:19.299 --> 38:22.469
‫یعنی... موندم چه نقشه‌ای دارن.‬

38:29.518 --> 38:31.520
‫این کارِ بیلیه.‬

38:41.363 --> 38:42.364
‫بابا.‬

38:47.341 --> 38:48.342
‫بابا.‬

38:53.208 --> 38:54.209
‫نمی‌خوام برم.‬

39:02.426 --> 39:04.136
‫ببین، می‌دونم نمی‌خوای، ولی...‬

39:05.637 --> 39:09.409
‫یه مأموریتِ خیلی مهم دارم که باید برم.‬

39:09.433 --> 39:11.744
‫پس بذار منم باهات بیام. منم می‌تونم کار کنم.‬

39:11.768 --> 39:12.936
‫حتماً همین‌طوره.‬

39:13.896 --> 39:15.707
‫ولی باید تنها برم، خب؟‬

39:15.731 --> 39:19.210
‫یه موضوعِ فوق‌فوقِ سریه.‬

39:19.234 --> 39:21.195
‫تا چشم به هم بزنی برمی‌گردم، باشه؟‬

39:22.237 --> 39:23.715
‫همیشه همینو می‌گی.‬

39:23.739 --> 39:25.782
‫و همیشه هم برمی‌گردم، مگه نه؟‬

39:26.408 --> 39:28.344
‫مامان برنگشت.‬

39:28.368 --> 39:29.745
‫عمو لی هم همین‌طور.‬

39:32.539 --> 39:35.101
‫آره، آره، این... این‌دفعه فرق می‌کنه، خب؟‬

39:35.125 --> 39:36.877
‫هیروشی، آماده‌ای؟‬

39:37.753 --> 39:38.795
‫وقتِ رفتنه!‬

39:42.966 --> 39:44.676
‫شاید، شاید سفرِ بعدی، باشه؟‬

39:45.469 --> 39:46.887
‫راستش، من فقط...‬

39:50.265 --> 39:51.993
‫نقشه‌کشی رو خوب یاد بگیر.‬

39:52.017 --> 39:53.852
‫شاید بتونی بهم کمک کنی، باشه؟‬

39:58.232 --> 39:59.525
‫داریم با هواپیما می‌ریم.‬

40:01.818 --> 40:03.529
‫یه هواپیمای بزرگ!‬

40:05.531 --> 40:07.658
‫کِی، اینو ببین.‬

40:34.393 --> 40:35.954
‫نقشه‌اش رو کامل کرده.‬

40:35.978 --> 40:36.979
‫آره.‬

40:38.480 --> 40:39.707
‫نقشه‌ی چی؟‬

40:39.731 --> 40:43.294
‫همونی که سالِ ۱۹۵۷ شروع کرد،‬
‫مسیرِ مهاجرتِ تایتان‌ها.‬

40:43.318 --> 40:47.948
‫تو زیرزمینِ ایپکس نشستن، در حالی که‬
‫بقیه‌ی دنیا تو زیرزمین‌های خودشون قایم شدن.‬

40:48.782 --> 40:50.908
‫تمامِ این مدت می‌دونستن اون داره کجا می‌ره.‬

40:52.056 --> 40:53.408
‫مقصدِ بعدیش کجاست؟‬

40:53.495 --> 40:54.705
‫سانتا سولداد.‬

40:55.873 --> 40:57.291
‫اولین جایی که دیدیمش.‬

41:02.963 --> 41:05.382
‫بیاین بالا، یه سری از این
‫وسایل رو بردارین. راه بیفتیم.‬

41:13.682 --> 41:15.743
‫- هی. مِی کجاست؟‬
‫- جواب نمی‌ده.‬

41:15.767 --> 41:17.847
‫- قرار بود داخلِ ساختمون همو ببینیم.‬
‫- باید بریم.‬

41:17.872 --> 41:19.791
‫هی، هیروشی، ما اینجا ولش نمی‌کنیم.‬

41:23.150 --> 41:25.277
‫- می‌دونه کجا باید بیاد؟‬
‫- آره، می‌دونه.‬

41:26.403 --> 41:28.214
‫- دوباره بهش زنگ بزن، کنتارو.‬
‫- اون نمیاد.‬

41:28.238 --> 41:29.299
‫- چی؟‬
‫- چی؟‬

41:29.324 --> 41:31.492
‫- جالبه. چرا نمیاد؟‬
‫- چی؟‬

41:33.076 --> 41:34.661
‫من پیشِ هالند می‌مونم.‬

41:35.245 --> 41:37.599
‫اون چیزی بهم نشون داد که‬
‫می‌تونه تایتانِ ایکس رو متوقف کنه.‬

41:37.623 --> 41:39.225
‫شما طبقِ نقشه‌ی خودتون پیش برین.‬

41:39.249 --> 41:40.685
‫من باید نقشه‌ی اونو امتحان کنم.‬

41:40.709 --> 41:42.920
‫موفق باشین و مراقبِ خودتون باشین.‬

41:58.977 --> 41:59.978
‫کیت!‬

42:19.289 --> 42:21.208
‫- کی این خراب‌شده رو انتخاب کرده؟‬
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟‬

42:25.087 --> 42:26.380
‫ببخشید که رفتم.‬

42:27.381 --> 42:31.468
‫ترسیده بودم و نمی‌خواستم کسِ دیگه‌ای‬
‫به‌خاطرِ من آسیب ببینه.‬

42:32.135 --> 42:34.096
‫ولی تایتان اون بیرونه و...‬

42:36.890 --> 42:38.117
‫فکر کنم بتونم کمک کنم.‬

42:38.141 --> 42:40.394
‫خیلی خب، می‌تونی
‫تو خالی کردنِ بار کمکمون کنی.‬

42:40.954 --> 43:00.954
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
