1
00:00:00,497 --> 00:00:08,497
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:08,921 --> 00:00:09,661
‫- کو.
‫- ریچی...

3
00:00:09,792 --> 00:00:11,272
‫اومده سراغمون.

4
00:00:11,428 --> 00:00:12,468
« <font color="#e80015">آنچه گذشت</font> »

5
00:00:12,778 --> 00:00:13,510
‫چی شده؟

6
00:00:14,340 --> 00:00:15,559
‫هری، تامی رو پیدا کرده.

7
00:00:15,646 --> 00:00:17,605
‫پشمام.

8
00:00:19,258 --> 00:00:20,521
‫چقدر بهت پول داده‌اش؟

9
00:00:20,608 --> 00:00:22,000
‫ده هزار تا.

10
00:00:22,174 --> 00:00:23,219
‫مثل سگ دروغ میگه.

11
00:00:23,349 --> 00:00:25,221
‫تبریک میگم.

12
00:00:25,395 --> 00:00:26,352
‫جنگ راه انداختی.

13
00:00:26,483 --> 00:00:28,572
‫ادی، تامی استیونسون رو کُشته؟

14
00:00:28,703 --> 00:00:30,618
‫ریچی همون چیزی رو باور می‌کنه
‫که من بخوام باور کنه.

15
00:00:32,445 --> 00:00:33,359
‫یه راه داریم.

16
00:00:33,490 --> 00:00:34,926
‫ممکنه جواب بده.

17
00:00:35,057 --> 00:00:36,667
‫- خب؟
‫- ولجان پیش ماست، درسته؟

18
00:00:38,103 --> 00:00:40,149
‫مرسی که این یارو رو آوردی پیشم.

19
00:00:40,236 --> 00:00:42,064
‫دیگه می‌تونی بری.

20
00:00:42,194 --> 00:00:43,369
‫می‌خوام با این رفیقمون...

21
00:00:43,456 --> 00:00:45,502
‫یه گفت‌وگوی خیلی مفصل داشته باشم.

22
00:00:45,633 --> 00:00:47,591
‫و اگه یه ذره هم از حرفاش مشکوک باشه،

23
00:00:47,722 --> 00:00:49,375
‫کوچک‌ترین تردید یا شکی باشه...

24
00:00:49,506 --> 00:00:50,899
‫اونوقت دوباره میام سر وقتت.

25
00:00:50,986 --> 00:00:52,161
‫تو کَتش رفت؟

26
00:00:52,291 --> 00:00:53,641
‫نمی‌دونم.

27
00:00:55,425 --> 00:00:57,296
‫قربان، مرکز تماس
‫یه تماس ناشناس دریافت کرده.

28
00:00:57,470 --> 00:01:00,299
‫راجع به محل دفن جسد آرچی همندـه.

29
00:01:02,040 --> 00:01:03,564
‫سلام آرچی.

30
00:01:29,241 --> 00:01:30,939
‫صبح بخیر، دلبندم.

31
00:01:37,510 --> 00:01:39,817
‫یه چیزی داری که بدجور می‌خوامش.

32
00:01:40,688 --> 00:01:42,864
‫فلش من پیش توئه.

33
00:01:44,692 --> 00:01:46,389
‫نمی‌دونم درباره‌ی چی داری حرف می‌زنی.

34
00:01:46,519 --> 00:01:49,392
‫جدی؟ خب بیا،
‫بذار کمکت کنم بلند بشی، پاشو دیگه.

35
00:01:49,566 --> 00:01:51,524
‫احتمالاً قبلاً این کار رو نکردی، خب؟
‫ولی من کردم.

36
00:01:51,655 --> 00:01:53,309
‫بذار بهت بگم
‫قراره چجوری پیش بره، باشه؟

37
00:01:53,396 --> 00:01:55,659
‫تو حالت عادی،
‫یه وسیله‌ی خفن بر میدارم...

38
00:01:55,833 --> 00:01:57,792
‫و باهاش دندونای تخمیت رو خُرد می‌کنم.

39
00:01:57,922 --> 00:01:59,794
‫و دنده و پات رو هم می‌شکنم.

40
00:01:59,924 --> 00:02:01,273
‫همینطور بازوت رو، خب؟

41
00:02:01,404 --> 00:02:03,972
‫زانوی کیریت رو از جاش در میارم
‫و جفت پاهات رو قلم می‌کنم.

42
00:02:04,102 --> 00:02:06,844
‫نظرت چیه، کاری کنی که
‫یه هفته تو بخش مراقبت‌های ویژه نری

43
00:02:06,975 --> 00:02:08,624
‫و چیزی که می‌خوام رو
‫بهم تحویل بدی؟

44
00:02:12,894 --> 00:02:14,025
‫خوبه.

45
00:02:21,616 --> 00:02:23,395
‫ممنونم.
‫میشه لطفاً نسخه کپی‌اش رو هم بهم بدی؟

46
00:02:23,426 --> 00:02:25,428
‫نه، کلش همینه.

47
00:02:25,558 --> 00:02:27,438
‫با غذای بیمارستان حال می‌کنی؟

48
00:02:28,953 --> 00:02:30,781
‫آره؟

49
00:02:38,571 --> 00:02:39,790
‫مرسی.

50
00:02:40,835 --> 00:02:42,488
‫خیلی‌خب.
‫حالا خوب گوش کن.

51
00:02:42,619 --> 00:02:46,667
‫دیگه نباید خبری از این
‫کثافت‌کاریا، زد و بندا...

52
00:02:46,797 --> 00:02:50,845
‫قرار و مدار این چیزا
‫با بلا هریگن باشه.

53
00:02:51,933 --> 00:02:54,152
‫- باشه؟
‫- باشه.

54
00:02:54,283 --> 00:02:55,458
‫خیلی‌خب.

55
00:02:56,764 --> 00:02:58,461
‫روز قشنگی داشته باشی.

56
00:03:00,811 --> 00:03:02,813
‫آدم پولداری هستی؟

57
00:03:02,944 --> 00:03:04,641
‫دوباره بگو.

58
00:03:04,728 --> 00:03:07,949
‫فلش پیشت باشه،
‫ولی این معامله باید انجام بشه.

59
00:03:09,341 --> 00:03:11,604
‫وایسا...

60
00:03:11,735 --> 00:03:13,955
‫اینا برای توئه.

61
00:03:14,085 --> 00:03:15,478
‫پشمام، چقدره؟

62
00:03:15,652 --> 00:03:17,393
‫- چهل هزارتاست.
‫- چهل هزار تا؟

63
00:03:17,480 --> 00:03:20,483
‫اندازه‌ی پول رهن خونه‌مه رفیق.

64
00:03:20,613 --> 00:03:22,485
‫اگه بخوام خیلی بریز و بپاش کنم
‫با این پول تا چند هفته...

65
00:03:22,615 --> 00:03:24,400
‫میشه رفت مالدیو.

66
00:03:25,314 --> 00:03:27,142
‫وای!

67
00:03:27,272 --> 00:03:29,448
‫تو بودی چیکار می‌کردی؟
‫می‌رفتی مالدیو یا رهنتو می‌دادی رفیق؟

68
00:03:29,579 --> 00:03:32,843
‫خب...

69
00:03:33,017 --> 00:03:34,453
‫وای پشمام!

70
00:03:34,540 --> 00:03:35,846
‫برای رشوه گرفتن نیومدم اینجا.

71
00:03:35,977 --> 00:03:39,371
‫اومدم اینجا تا خیالم راحت بشه.

72
00:03:41,025 --> 00:03:44,463
‫این برای توئه، مگه نه؟

73
00:03:45,587 --> 00:03:50,787
‫♪ ترانه Starburster از Fontaines D.C ♪

74
00:03:53,887 --> 00:04:00,887
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

75
00:04:01,911 --> 00:04:04,911
‫مـــتـــرجـــمیـــــن
‫.:: مــریم صـرافـها و آریـــا ::.

76
00:04:40,947 --> 00:04:44,647
‫»<font color="#e80015">سرزمین تبهکاران</font>»
‫«قسمت چهارم - تله موش»

77
00:05:04,717 --> 00:05:05,718
‫بگو.

78
00:05:10,506 --> 00:05:12,203
‫خیلی‌خب.

79
00:05:30,178 --> 00:05:32,833
‫امان از دست تو هری.

80
00:05:37,968 --> 00:05:40,362
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

81
00:05:40,492 --> 00:05:43,844
‫سلام من...
‫یکی از دوستان مایک هستم.

82
00:05:43,974 --> 00:05:45,976
‫مایک نیستش.
‫و وندی هم...

83
00:05:46,107 --> 00:05:48,544
‫آره اسپانیاست، می‌دونم.
‫من و زنم و دخترم...

84
00:05:48,631 --> 00:05:50,763
‫تو قایق می‌مونیم.
‫از بچه گربه‌هاشون مراقبت می‌کنیم.

85
00:05:50,938 --> 00:05:52,765
‫فهمیدم.

86
00:05:52,940 --> 00:05:53,810
‫اسمتون چیه؟

87
00:05:53,984 --> 00:05:54,985
‫کارن.

88
00:05:55,159 --> 00:05:56,944
‫- برو به سلامت.
‫- ممنونم.

89
00:06:00,034 --> 00:06:01,774
‫مثل سگ ترسوندیم.

90
00:06:01,862 --> 00:06:04,560
‫اینجا خیلی خفنه نه؟
‫اوه، بوی چیه؟

91
00:06:04,647 --> 00:06:06,257
‫دستشویی بچه گربه‌ها.

92
00:06:06,388 --> 00:06:08,651
‫- کجا بودی؟
‫- سرم شلوغ بود.

93
00:06:08,825 --> 00:06:11,436
‫- دیشب کجا بودی؟
‫- منظورت چیه؟

94
00:06:11,567 --> 00:06:13,656
‫منظورم اینه که کجا می‌خوابی، هری؟

95
00:06:13,830 --> 00:06:16,833
‫خدای من جن.
‫یه فنجون چایی بهم بده، ممنون.

96
00:06:17,007 --> 00:06:18,835
‫- هری.
‫- هیچ‌جا.

97
00:06:18,966 --> 00:06:20,837
‫- هیچ‌جا؟
‫- آره.

98
00:06:20,968 --> 00:06:22,186
‫هنوز وقت نکردم بخوابم.

99
00:06:22,317 --> 00:06:25,015
‫- خب کجا بودی؟
‫- سر کار.

100
00:06:31,108 --> 00:06:33,110
‫یهو غیبت می‌زنه،
‫ما باید بریم یه جای دیگه بمونیم،

101
00:06:33,241 --> 00:06:35,025
‫و صبح یه جوری پیدات میشه
‫انگار اتفاقی نیفتاده.

102
00:06:35,112 --> 00:06:36,809
‫بذار یه چیزی بگم.
‫نظرت چیه بری بیرون...

103
00:06:36,897 --> 00:06:38,289
‫یکم زیر نور آفتاب بشینی، هوم؟

104
00:06:38,420 --> 00:06:40,596
‫منم برات یه لیوان چاییِ خوشمزه درست می‌کنم.

105
00:06:40,770 --> 00:06:42,511
‫چطوره؟

106
00:06:49,648 --> 00:06:51,999
‫خبری نشد؟

107
00:06:52,129 --> 00:06:54,653
‫هیچی.
‫حتی یه ذره.

108
00:06:54,740 --> 00:06:56,438
‫امیدوارم دفعه بعدی موفق باشی.

109
00:06:56,568 --> 00:06:58,744
‫یه تماس داشتم.

110
00:06:58,831 --> 00:07:02,748
‫از مرده شور بی آزارمون،

111
00:07:02,879 --> 00:07:05,055
‫پیت از بنگاه کفن و دفن زنگ زد.

112
00:07:05,186 --> 00:07:07,536
‫چه حرفی برای گفتن داشته؟

113
00:07:08,667 --> 00:07:10,756
‫انگاری آرچی رو پیدا کردن.

114
00:07:12,976 --> 00:07:14,847
‫میرم کتری رو بذارم رو گاز.

115
00:07:14,978 --> 00:07:18,634
‫فکر خوبیه.
‫یالا بیا.

116
00:07:20,288 --> 00:07:23,291
‫بفرما.

117
00:07:26,337 --> 00:07:30,776
‫چهار شب پیش، ادی هریگن،
‫تامی استیونسون رو به قتل می‌رسونه.

118
00:07:30,863 --> 00:07:31,952
‫آره.

119
00:07:32,082 --> 00:07:34,693
‫ادی 60 ضربه چاقو به تامی زده.

120
00:07:34,824 --> 00:07:37,827
‫بعدش به ولجان پول داده
‫تا اون رو تیکه تیکه کنه.

121
00:07:39,829 --> 00:07:41,352
‫ریچی استیونسون

122
00:07:41,483 --> 00:07:45,748
‫بابای تامی‌ـه، خب؟
‫بهم 24 ساعت وقت داد تا تامی رو پیدا کنم.

123
00:07:45,878 --> 00:07:48,316
‫ادی اینا رو انکار می‌کرد،
‫کوین هم قاتی کرده بود.

124
00:07:48,446 --> 00:07:50,405
‫بعدش یه تماس داشتم که
‫بهم گفتن، کانرد...

125
00:07:50,535 --> 00:07:53,103
‫به رفیق بچگیش تیر زده و خلاصش کرده
‫درسته؟

126
00:07:53,234 --> 00:07:55,888
‫اون هم جلوی کل اعضای خانواده‌اش.
‫و اون مُرده بود.

127
00:07:56,019 --> 00:07:58,587
‫منم رفتم،
‫اونجا رو پاک‌سازی کردم

128
00:07:58,761 --> 00:08:01,155
‫برگشتم خونه، دستگیرم کردن
‫بعد آزاد شدم.

129
00:08:01,285 --> 00:08:03,722
‫و همین باعث شد
‫برای پیدا کردن تامی یکم دیرم بشه.

130
00:08:03,896 --> 00:08:06,029
‫ریچی هم حسابی از کوره در رفت

131
00:08:06,116 --> 00:08:08,205
‫زد خونه‌ی کو رو ترکوند.

132
00:08:08,336 --> 00:08:11,034
‫منم شماها رو برداشتم آوردم اینجا.
‫برگشتم سمت انبار.

133
00:08:11,165 --> 00:08:13,950
‫و سعی کردم ولجان رو راضی کنم
‫تا قتل تامی رو...

134
00:08:14,124 --> 00:08:16,170
‫گردن بگیره.

135
00:08:16,344 --> 00:08:18,128
‫بعدم بردمش پیش ریچی،

136
00:08:18,302 --> 00:08:20,087
‫که البته هنوزم پیش ریچی‌ـه.

137
00:08:23,916 --> 00:08:25,875
‫از طرفی هم
‫رفتم با مدیر خانه سالمندان حرف زدم

138
00:08:26,006 --> 00:08:28,747
‫تا یه اتاق به مامان ماریا بدن.

139
00:08:34,971 --> 00:08:37,060
‫هری...

140
00:08:40,803 --> 00:08:43,632
‫توی این 20 سال عجیب و غریبی که
‫با هم بودیم...

141
00:08:44,937 --> 00:08:47,810
‫سه تا موضوع بود که
‫کاملاً برامون جا افتاد.

142
00:08:47,940 --> 00:08:50,813
‫یک اینکه، من از گربه‌ها متنفرم.

143
00:08:50,943 --> 00:08:54,382
‫دو اینکه، نمی‌تونم شنا کنم.

144
00:08:54,512 --> 00:08:55,731
‫سه...

145
00:08:56,514 --> 00:08:59,082
‫دلم نمی‌خواد بدونم در روز چیکار می‌کنی.

146
00:09:00,779 --> 00:09:03,217
‫برام مهم نیست، دکتری...

147
00:09:03,391 --> 00:09:06,829
‫رفتگری یا شیشه پاک می‌کنی.

148
00:09:06,959 --> 00:09:10,224
‫کارت، مربوط به خودته.

149
00:09:10,354 --> 00:09:14,010
‫دوستش ندارم.
‫ولی باهاش کنار اومدم.

150
00:09:18,319 --> 00:09:20,234
‫هری.

151
00:09:21,974 --> 00:09:24,194
‫می‌خوام برم خونه.

152
00:09:27,980 --> 00:09:29,547
‫خب، برو چمدونت رو جمع کن.

153
00:09:33,856 --> 00:09:35,205
‫چطوری مجبورش کردی؟

154
00:09:35,336 --> 00:09:36,554
‫چی؟ ولجان رو میگی؟

155
00:09:36,685 --> 00:09:37,990
‫نه.

156
00:09:39,775 --> 00:09:41,472
‫خانه سالمندان رو میگم.

157
00:09:41,603 --> 00:09:43,648
‫چطوری قانعشون کردی مامان ماریا رو قبول کنن.

158
00:09:44,562 --> 00:09:47,217
‫خب، شغلمه دیگه
‫مگه نه؟

159
00:09:50,351 --> 00:09:52,004
‫مطمئنن؟

160
00:09:52,135 --> 00:09:54,703
‫- از چی؟
‫- که آرچی‌ـه.

161
00:09:54,833 --> 00:09:57,140
‫خب آرچی‌ـه دیگه.

162
00:09:57,271 --> 00:10:00,187
‫آره، ولی 100% مطمئنی کانرد؟

163
00:10:01,275 --> 00:10:04,278
‫توی یه تابوت، کنار جنازه‌ی
‫یه زنِ پیر اسکاتلندی پیداش کردن.

164
00:10:04,408 --> 00:10:07,019
‫لباس‌های آرچی تنش بوده،
‫دست‌های آرچی بوده.

165
00:10:07,107 --> 00:10:09,805
‫اثر انگشت آرچی بوده،
‫با دی‌ان‌ای آرچی.

166
00:10:09,892 --> 00:10:13,243
‫دقیقاً همونجای کوفتی که
‫بهشون آمار دادن، بوده.

167
00:10:13,417 --> 00:10:17,160
‫من زیاد سر در نمیارم،
‫ولی این اتفاق خیلی شبیه کارهای آرچی‌ـه.

168
00:10:20,946 --> 00:10:25,037
‫پال میشه بری توی راهرو منتظر بمونی
‫لطفاً؟

169
00:10:25,168 --> 00:10:26,648
‫البته.

170
00:10:29,259 --> 00:10:32,523
‫ممکنه آرچی جاسوس بوده باشه،

171
00:10:32,610 --> 00:10:35,918
‫ولی آرچی که نمی‌تونه
‫لو داده باشه که جسد خودش کجاست.

172
00:10:36,092 --> 00:10:38,050
‫یکی اونشب اونجا بوده،

173
00:10:38,181 --> 00:10:41,489
‫یکی به جز آرچی،
‫یه جاسوس!

174
00:10:50,802 --> 00:10:54,937
‫هرکسی که اونشب اینجا بوده
‫می‌تونسته به پلیس آمار داده باشه.

175
00:10:55,111 --> 00:10:58,854
‫و فقط دو نفر خبر داشتن که
‫جسد آرچی رو کجا دفن کردیم.

176
00:10:58,984 --> 00:11:01,509
‫- کیا؟
‫- من و هری.

177
00:11:01,639 --> 00:11:05,339
‫خب، آرچی رو خلاص کردیم...

178
00:11:05,469 --> 00:11:07,079
‫هری جسدش رو برد سمت بنگاه کفن و دفن.

179
00:11:07,210 --> 00:11:10,344
‫و گذاشتش کنار اون زنیکه‌ی تخمی.

180
00:11:10,474 --> 00:11:11,736
‫بعدش چی شد؟

181
00:11:11,867 --> 00:11:13,782
‫هری رو دستگیر کردن.

182
00:11:13,869 --> 00:11:16,306
‫اونم خیلی سریع.

183
00:11:16,437 --> 00:11:19,048
‫دقیقاً صبح روز بعدش.

184
00:11:22,051 --> 00:11:24,706
‫- کار هری نیست.
‫- بیخیال کان.

185
00:11:24,880 --> 00:11:26,751
‫خیلی قشنگ داشته ادا در میاورده.

186
00:11:26,925 --> 00:11:30,146
‫- کار هری نیست.
‫- پس کار کدوم کسکشی‌ـه؟

187
00:11:30,277 --> 00:11:35,586
‫کارِ...هری...نیست!

188
00:11:35,717 --> 00:11:38,328
‫خودت میگی فقط دو نفر خبر داشتن.
‫تو و هری.

189
00:11:38,459 --> 00:11:41,157
‫فرض کنیم کار تو نبوده.

190
00:11:42,854 --> 00:11:44,900
‫پال!

191
00:11:47,772 --> 00:11:49,209
‫بله کانرد؟

192
00:11:49,339 --> 00:11:51,689
‫می‌خوام یه کاری برام بکنی.

193
00:12:29,336 --> 00:12:30,859
‫خب کجای کاریم؟

194
00:12:30,989 --> 00:12:32,774
‫باید منتظر باشیم رفیق.

195
00:12:32,904 --> 00:12:34,645
‫خبری از ریچی نشده؟

196
00:12:34,776 --> 00:12:36,865
‫هیچی.

197
00:12:37,648 --> 00:12:40,172
‫اونا الان دارن
‫ولجان رو سوال و جواب می‌کنن.

198
00:12:40,347 --> 00:12:42,523
‫اگه زیر حرفش بزنه چی؟

199
00:12:44,786 --> 00:12:47,092
‫اون‌موقع نمیشه شرایط رو پیش‌بینی کرد
‫مگه نه؟

200
00:13:04,893 --> 00:13:06,895
‫صبح بخیر.

201
00:13:07,025 --> 00:13:09,419
‫می‌تونم کمکت کنم؟

202
00:13:09,550 --> 00:13:12,117
‫آره، دنبال یکی از دوستامم.

203
00:13:12,204 --> 00:13:13,771
‫هری دِ سوزا.

204
00:13:15,207 --> 00:13:16,296
‫شرمنده، نمی‌شناسمش.

205
00:13:16,426 --> 00:13:18,298
‫یه خبر خوب براش دارم.

206
00:13:18,428 --> 00:13:19,429
‫برای اون؟

207
00:13:21,213 --> 00:13:23,738
‫آره، باور کن بدجور دلش می‌خواد
‫این خبر رو بشنوه.

208
00:13:23,912 --> 00:13:28,395
‫توام باور کن وقتی بهت میگم گورتو گم کن
‫چون نمی‌شناسمش.

209
00:13:30,266 --> 00:13:32,486
‫درسته...
‫خب...

210
00:13:32,616 --> 00:13:36,272
‫چطوره بهش بگی با دانی یه تماس بگیره.

211
00:13:36,403 --> 00:13:38,100
‫شرمنده.
‫این دانی دیگه خر کیه؟

212
00:13:42,147 --> 00:13:44,106
‫- من باید برم.
‫- صبر کن.

213
00:13:44,236 --> 00:13:46,238
‫بگو سیب، دانی.

214
00:13:49,372 --> 00:13:50,330
‫ممنونم.

215
00:13:51,461 --> 00:13:53,507
‫روز خوبی داشته باشی زوشا.

216
00:14:06,215 --> 00:14:07,303
‫سلام.

217
00:14:07,477 --> 00:14:09,000
‫دانی می‌شناسی؟

218
00:14:09,087 --> 00:14:10,350
‫نه، کیه؟

219
00:14:11,481 --> 00:14:13,265
‫یه یارویی به اسم دانی اومد اینجا.

220
00:14:13,396 --> 00:14:15,442
‫گفت رفیقته،
‫و یه خبر خوب برات داره.

221
00:14:15,529 --> 00:14:17,444
‫شماره‌اش رو گذاشت.

222
00:14:17,531 --> 00:14:18,967
‫چه شکلی بود؟

223
00:14:19,054 --> 00:14:20,185
‫وایسا.

224
00:14:26,366 --> 00:14:30,631
‫نه، نمی‌شناسمش.
‫بذار بگم چیکار کنی، میشه...

225
00:14:30,761 --> 00:14:33,024
‫اگه باز پیداش شد،
‫باهامون تماس بگیر.

226
00:14:33,155 --> 00:14:34,939
‫مرسی دخترک.
‫فعلاً.

227
00:14:35,723 --> 00:14:38,334
‫این هفته چطور بود؟

228
00:14:39,466 --> 00:14:41,424
‫چرا تو اول شروع نمی‌کنی هری؟

229
00:14:42,469 --> 00:14:45,385
‫وایسا ببینم.
‫تو که اینجا نیستی.

230
00:14:48,344 --> 00:14:50,955
‫آره خب...

231
00:14:51,129 --> 00:14:52,348
‫کلی اتفاق افتاد.

232
00:14:52,522 --> 00:14:54,785
‫واقعاً میگم کلی اتفاق افتادا!

233
00:14:56,570 --> 00:15:00,269
‫چیزایی که بدجوری ناراحتم کرد
‫یا...

234
00:15:00,400 --> 00:15:03,315
‫میشه گفت نگرانم کرد
‫ولی...

235
00:15:05,013 --> 00:15:06,667
‫ولی چی؟

236
00:15:11,498 --> 00:15:13,108
‫هیچ حسی ندارم.

237
00:15:13,238 --> 00:15:15,458
‫- چرا؟
‫- چون...

238
00:15:15,545 --> 00:15:17,721
‫هیچ انتظاری ندارم.

239
00:15:19,549 --> 00:15:21,508
‫پس حسی هم ندارم.

240
00:15:24,162 --> 00:15:26,600
‫از هری می‌ترسی؟

241
00:15:27,731 --> 00:15:29,820
‫بذار یه موضوعی رو روشن کنم.

242
00:15:31,126 --> 00:15:35,565
‫هری ترجیح میده خایه‌های خودشو بکنه
‫ولی دستش به من

243
00:15:35,696 --> 00:15:37,785
‫یا جینا نخوره.

244
00:15:37,915 --> 00:15:40,352
‫خابه‌های هرکسی هم که دستش به ما بخوره
‫رو هم می‌کنه.

245
00:15:40,527 --> 00:15:45,270
‫ولی زندگی کردن با هری...

246
00:15:45,401 --> 00:15:46,881
‫گاهی اوقات ترسناکه.

247
00:15:49,840 --> 00:15:51,625
‫میشه یه سوال سخت ازت بپرسم؟

248
00:15:51,799 --> 00:15:53,453
‫همه‌ی سوالات سخته.

249
00:15:56,238 --> 00:15:58,632
‫از رابطه‌ای که بین هری و کوین هست...

250
00:15:58,806 --> 00:16:00,068
‫احساس خطر می‌کنی؟

251
00:16:00,198 --> 00:16:03,288
‫نه. از کوین خوشم میاد.
‫همیشه دوستش داشتم.

252
00:16:03,463 --> 00:16:06,901
‫بخاطر اون احساس خطر نمی‌کنم.
‫بخاطر...

253
00:16:06,988 --> 00:16:08,250
‫بخاطر چی؟

254
00:16:09,947 --> 00:16:14,256
‫وقتی جفتمون توی یه زندان بودیم
‫نگهبانش رو یادته؟

255
00:16:14,386 --> 00:16:16,606
‫همون حرومزاده‌ی کسکش رو.

256
00:16:16,737 --> 00:16:20,088
‫خیلی درست توصیفش نکردی.
‫مگه نه؟

257
00:16:20,262 --> 00:16:21,376
‫چون همشون کسکش بودن.

258
00:16:21,463 --> 00:16:24,161
‫آره، همون که اسمش رازبی بود رو میگم.

259
00:16:25,310 --> 00:16:26,486
‫رازبی؟

260
00:16:29,010 --> 00:16:30,620
‫تنهام بذار.

261
00:16:37,584 --> 00:16:39,411
‫خب، چیزی یادم نیومد.

262
00:16:39,586 --> 00:16:41,065
‫خدایی اون رو یادت نمیاد؟

263
00:16:41,196 --> 00:16:42,719
‫باید یادم بیاد؟

264
00:16:42,850 --> 00:16:44,286
‫رازبی.

265
00:16:46,636 --> 00:16:48,246
‫گفتم که نمی‌شناسمش.

266
00:16:48,333 --> 00:16:50,553
‫اگه میگم نمی‌شناسمش
‫یعنی واقعاً اون عن رو نمی‌شناسم.

267
00:16:52,773 --> 00:16:54,644
‫عجبا.

268
00:16:59,257 --> 00:17:00,694
‫مامان؟

269
00:17:00,824 --> 00:17:01,608
‫کجای کاریم؟

270
00:17:01,738 --> 00:17:03,435
‫هنوز منتظریم.

271
00:17:03,566 --> 00:17:04,524
‫هری اونجاست؟

272
00:17:04,654 --> 00:17:06,351
‫آره، همینجاست.

273
00:17:06,526 --> 00:17:08,658
‫- چطور؟ لازمش دارید؟
‫- نه، نه.

274
00:17:08,789 --> 00:17:10,747
‫بهش بگو میو سلام می‌رسونه.

275
00:17:15,099 --> 00:17:17,232
‫مامانم سلام رسوند.

276
00:17:20,278 --> 00:17:23,107
‫خانواده‌ای که همسرم براشون کار می‌کنه...

277
00:17:26,546 --> 00:17:28,722
‫اگه اهل این دور و اطراف بودی...

278
00:17:28,809 --> 00:17:32,116
‫و دکتر یا حالا هرچی که هستی،
‫نبودی...

279
00:17:32,290 --> 00:17:34,466
‫اگه اطراف ما بزرگ شده بودی...

280
00:17:34,597 --> 00:17:38,732
‫و اسمشون رو بهت می‌گفتم،
‫تو فوراً می‌شناختیشون.

281
00:17:38,862 --> 00:17:41,822
‫راستش هری انگار دو تا خانواده داره.

282
00:17:41,909 --> 00:17:44,520
‫و مطمئن نیستم کدومش براش اولویت داره.

283
00:17:46,914 --> 00:17:48,350
‫راستش، چرا می‌دونم.

284
00:17:49,917 --> 00:17:52,136
‫و تمام مشکلم همینه.

285
00:17:52,267 --> 00:17:55,357
‫آخه...الان کجاست؟

286
00:17:55,487 --> 00:17:57,751
‫اون بیرون
‫داره به مشکلات اونا رسیدگی می‌کنه.

287
00:17:59,927 --> 00:18:02,364
‫پس این یکی خانواده‌اش چی میشه؟

288
00:18:02,494 --> 00:18:04,758
‫مشکلی که اینجا هست چی میشه؟

289
00:18:06,940 --> 00:18:07,540
‫[آلیس: خوشحال شدم باهات حرف زدم]

290
00:18:07,564 --> 00:18:09,464
‫[مرسی آلیس خیلی خوب بود،
‫بازم از اینکارا بکنیم]

291
00:18:09,488 --> 00:18:10,388
‫[حتماً.]

292
00:18:10,412 --> 00:18:12,412
‫[کمک! وقت داری قهوه بخوریم؟]

293
00:18:16,354 --> 00:18:17,354
‫[دارم میام.]

294
00:18:22,471 --> 00:18:24,212
‫کانرد.
‫داره میره.

295
00:18:24,995 --> 00:18:27,389
‫هرجا بره بهت خبر میدم.

296
00:18:27,519 --> 00:18:29,347
‫خیلی‌خب.

297
00:18:29,478 --> 00:18:31,393
‫آدرسش رو برام بفرست.

298
00:18:34,918 --> 00:18:37,355
‫با بلا حرف زدی؟

299
00:18:37,442 --> 00:18:40,837
‫آره.
‫هنوز توی هتل‌ـه.

300
00:18:41,011 --> 00:18:43,797
‫ازش خواستم بیاد خونه‌ی بابا.
‫ولی راضی نشد.

301
00:18:45,146 --> 00:18:46,756
‫- برای چی؟
‫- چمیدونم.

302
00:18:46,887 --> 00:18:49,541
‫شاید چون قبلاً بابا می‌گاییدتش.

303
00:19:00,814 --> 00:19:02,685
‫می‌دونستی؟

304
00:19:03,860 --> 00:19:05,775
‫می‌دونستم؟ لعنت بهش.

305
00:19:05,906 --> 00:19:07,298
‫خب از کجا فهمیدی؟

306
00:19:07,429 --> 00:19:10,171
‫مامانم یه شب که عصبی بود بهم گفت.

307
00:19:12,216 --> 00:19:14,392
‫منم مستقیم رفتم سراغ بلا
‫و ازش پرسیدم.

308
00:19:15,567 --> 00:19:17,395
‫اونم گفت حقیقت داره.

309
00:19:18,419 --> 00:19:24,419
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

310
00:19:25,882 --> 00:19:28,755
‫آره، توی چلتنهام هم رو می‌دیدن.

311
00:19:28,842 --> 00:19:30,452
‫زمان مسابقات.

312
00:19:30,582 --> 00:19:35,892
‫اون موقع بابام 50 سالش بود.
‫بلا هم 20-21 سالش بود.

313
00:19:36,023 --> 00:19:40,680
‫اون موقع‌ها، همزمان
‫6-7 تا دوست دختر داشته.

314
00:19:40,810 --> 00:19:44,422
‫فکر کنم بلا ششمی یا هفتمیشون بوده.

315
00:19:44,509 --> 00:19:49,384
‫بعدش تلاش کرد شد سوم،
‫دوم و بعدش هم دوست دختر برتر شد.

316
00:19:49,471 --> 00:19:51,342
‫اون موقع بود که مامانم فهمید.

317
00:19:52,604 --> 00:19:54,868
‫خب بابات چیکار کرد؟

318
00:19:55,042 --> 00:19:56,391
‫به من معرفیش کرد.

319
00:20:04,616 --> 00:20:06,923
‫منم بدجور عاشقش شدم.

320
00:20:08,577 --> 00:20:10,666
‫بیخیال شدم و به اوضاع رسیدگی کردم.

321
00:20:10,797 --> 00:20:13,277
‫مجبور بودم خب.
‫می‌گیری چی میگم؟

322
00:20:13,408 --> 00:20:15,932
‫تقریباً همه‌چیز رو بیخیال شدم.

323
00:20:19,066 --> 00:20:21,895
‫درضمن، همون موقع‌ها ادی هم دنیا اومد.

324
00:20:23,766 --> 00:20:26,334
‫هنوز هم هری برات جذابه؟

325
00:20:26,464 --> 00:20:29,337
‫از لحاظ تئوری آره.

326
00:20:29,467 --> 00:20:31,426
‫چی؟

327
00:20:31,556 --> 00:20:34,037
‫خب راستش، از اول شروع بشریت تا الان،
‫جن...

328
00:20:34,124 --> 00:20:37,911
‫انسان‌ها توی غار و چادر
‫و خونه با هم سکس کردن.

329
00:20:37,998 --> 00:20:40,827
‫تاحالا نشنیدم کسی
‫از لحاظ تئوری با اون یکی سکس کنه.

330
00:20:40,957 --> 00:20:43,438
‫خب من هیچ‌وقت اهلش نبودم...
‫می‌دونی چی میگم!

331
00:20:43,668 --> 00:20:46,889
‫نه، نمی‌دونم. بگو.

332
00:20:47,020 --> 00:20:49,979
‫همیشه باید طرف رو خوب بشناسم

333
00:20:50,110 --> 00:20:52,329
‫تا حتی یه کم ازش خوشم بیاد.

334
00:20:52,460 --> 00:20:54,331
‫من که اینطوری نیستم.

335
00:20:54,418 --> 00:20:56,464
‫اگه خیلی درمونده باشم
‫با طرف می‌خوابم.

336
00:20:57,727 --> 00:21:00,555
‫نمی‌دونم چرا بهت گفتم.
‫فقط، من لعنتی...

337
00:21:00,685 --> 00:21:03,645
‫نمی‌دونم، شاید باید
‫چند سال پیش بهت می‌گفتم.

338
00:21:03,775 --> 00:21:07,214
‫فقط بگم و تموم شه.
‫سبک شم.

339
00:21:09,738 --> 00:21:11,609
‫فکر کنم خجالت می‌کشیدم، نه؟

340
00:21:11,740 --> 00:21:14,003
‫راستشو بخوای تعجبی نداره.

341
00:21:14,090 --> 00:21:18,529
‫مشاورم میگه یه چیزی هست به اسم عاطفه‌‌محوری.

342
00:21:18,660 --> 00:21:20,792
‫یعنی وقتی از یه نفر خوشت میاد

343
00:21:20,923 --> 00:21:24,013
‫که یه ارتباط عاطفی خیلی قوی بین‌تون باشه.

344
00:21:24,144 --> 00:21:26,886
‫از جهنم که بدتره.

345
00:21:27,060 --> 00:21:30,541
‫خلاصه، یعنی اگه از هری دور شم،

346
00:21:30,672 --> 00:21:32,239
‫دیگه ازش خوشم نمیاد.

347
00:21:32,369 --> 00:21:36,373
‫آره، به نظرم دیگه لازم نیست اسم روش بذاری.

348
00:21:36,547 --> 00:21:39,855
‫واقعاً خیلی عقب‌مونده‌ست اگه فکرش رو بکنی، نه؟

349
00:21:41,161 --> 00:21:45,295
‫مثل کارای هنری هشتمه.

350
00:21:48,342 --> 00:21:50,431
‫فکر نکنم هنری هشتم نصف کارایی

351
00:21:50,561 --> 00:21:52,215
‫که کانرد کرده رو باور می‌کرد.

352
00:21:52,302 --> 00:21:53,782
‫آره، حق میگی.

353
00:21:56,176 --> 00:21:59,222
‫این خونه فوق‌العاده‌س، جان.
‫این منظره.

354
00:21:59,309 --> 00:22:01,921
‫کل آپارتمان. هری چیکاره‌ست؟

355
00:22:02,051 --> 00:22:04,358
‫حراست.

356
00:22:04,488 --> 00:22:06,142
‫حراست فروشگاه که نیست؟

357
00:22:06,273 --> 00:22:10,538
‫نه، تو شرکت خانوادگی‌شون مشاوره امنیتی میده.

358
00:22:10,668 --> 00:22:12,453
‫- شغل...
‫- جیسون.

359
00:22:12,540 --> 00:22:15,064
‫آره جیسون، ببخشید.
‫شغل جیسون چیه؟

360
00:22:15,195 --> 00:22:16,587
‫حسابدار پروژه‌های ساخت‌وسازه.

361
00:22:16,718 --> 00:22:19,939
‫نگران نباش، خودمم
‫هیچی ازش سر در نمیارم.

362
00:22:20,069 --> 00:22:23,420
‫- خب، به سلامتی.
‫- به سلامتی.

363
00:22:27,120 --> 00:22:28,773
‫کانرد.

364
00:22:28,904 --> 00:22:31,559
‫هری. خبری شد؟

365
00:22:31,733 --> 00:22:33,169
‫نه، هنوز که نه.

366
00:22:33,300 --> 00:22:34,910
‫باشه.

367
00:22:35,084 --> 00:22:36,956
‫منو در جریان بذار.

368
00:22:37,086 --> 00:22:38,740
‫چیش اینقدر ترسناکه
‫که بخوای کنار کسی که دوستش داری

369
00:22:38,870 --> 00:22:40,960
‫بشینی و صادق باشی؟

370
00:22:41,090 --> 00:22:42,744
‫فقط همینو ازش بپرس.

371
00:22:48,750 --> 00:22:50,143
‫اینو از جیسون پرسیدی؟

372
00:22:50,317 --> 00:22:52,319
‫آره، وقتی داشت
‫بازی فولهام رو می‌دید.

373
00:22:52,493 --> 00:22:54,234
‫شاید زمان خوبی برای پرسیدن نبود.

374
00:22:54,364 --> 00:22:55,975
‫چی گفت؟

375
00:22:56,105 --> 00:22:58,716
‫گفت، «ال، به خدا خسته‌م کردی،
‫سه هیچ عقبیم!»

376
00:23:09,771 --> 00:23:11,512
‫یعنی چی؟

377
00:23:20,003 --> 00:23:21,309
‫کانرد.

378
00:23:21,483 --> 00:23:22,559
‫امیدوارم بدموقع نباشه.

379
00:23:22,559 --> 00:23:25,574
‫نه، اصلاً. بیا تو.

380
00:23:27,576 --> 00:23:30,710
‫این دوستم آلیسه.
‫آلیس، اینم کانرد.

381
00:23:30,884 --> 00:23:32,712
‫دوست خانوادگیه.

382
00:23:32,842 --> 00:23:35,410
‫- خوشوقتم.
‫- منم همین‌طور.

383
00:23:35,540 --> 00:23:38,195
‫خیلی خوبه. جمعه‌س. شراب داریم.

384
00:23:38,326 --> 00:23:40,023
‫حالام یه مهمون خوش‌تیپ هم اومده.

385
00:23:40,110 --> 00:23:43,853
‫قبل از اینکه حرف دیگه‌ای بزنی، آلیس،

386
00:23:43,984 --> 00:23:45,725
‫باید بهت هشدار بدم،

387
00:23:45,899 --> 00:23:48,902
‫من یه پولدار چندش‌آورم.

388
00:23:49,032 --> 00:23:50,512
‫آلیس داشت می‌رفت.

389
00:23:50,686 --> 00:23:52,514
‫یه پیک واسه راه؟

390
00:23:54,690 --> 00:23:56,779
‫خب، خیلی خوش گذشت.

391
00:23:56,910 --> 00:23:58,868
‫بازم همدیگه رو ببینیم.

392
00:23:58,955 --> 00:24:01,523
‫دیگه مزاحمتون نمی‌شم.

393
00:24:07,790 --> 00:24:10,619
‫شنیدم اوضاع بین تو و هری

394
00:24:10,750 --> 00:24:12,708
‫خیلی خوب نیست؟

395
00:24:12,839 --> 00:24:14,101
‫کی اینو بهت گفته؟

396
00:24:14,188 --> 00:24:16,538
‫بیخیال، شنیدم دیگه.

397
00:24:16,712 --> 00:24:17,713
‫یعنی کوین گفته؟

398
00:24:17,844 --> 00:24:19,149
‫در واقع نه.

399
00:24:22,344 --> 00:24:23,345
‫جان.

400
00:24:25,521 --> 00:24:27,915
‫کوین و هری برادرن.

401
00:24:29,917 --> 00:24:32,615
‫یعنی هری پسرمه.

402
00:24:32,789 --> 00:24:35,226
‫مثل هر پدری،
‫فقط بهترینا رو واسه‌ش می‌خوام.

403
00:24:35,400 --> 00:24:37,838
‫شاید بهترین چیز برای هری اینه که ما جدا شیم.

404
00:24:37,968 --> 00:24:41,189
‫- هری بهت نیاز داره.
‫- هری به خانواده‌ی هریگن نیاز داره.

405
00:24:41,363 --> 00:24:45,759
‫همیشه میگه هریگن‌ها خانواده‌شن.

406
00:24:45,889 --> 00:24:49,197
‫در حالی که یه خانواده‌ی دیگه هم داره،

407
00:24:49,327 --> 00:24:50,938
‫خانواده‌ی واقعیش.

408
00:24:51,025 --> 00:24:53,201
‫ما که بهش یه دختر زیبا ندادیم.

409
00:24:53,331 --> 00:24:54,724
‫خونه هم ندادیم.

410
00:24:55,856 --> 00:24:58,772
‫هری بهت نیاز داره،

411
00:24:58,902 --> 00:25:00,904
‫و منم به هری تیز و بز نیاز دارم.

412
00:25:00,991 --> 00:25:03,690
‫آره، من فقط خودِ هری رو می‌خوام.

413
00:25:05,779 --> 00:25:07,519
‫دارم وقتمو تلف می‌کنم، جان؟

414
00:25:07,650 --> 00:25:09,173
‫نه، کانرد.

415
00:25:10,305 --> 00:25:12,524
‫من و تو

416
00:25:12,655 --> 00:25:15,789
‫یه چیز مشترک داریم، جان.

417
00:25:15,919 --> 00:25:17,355
‫بپرس چیه.

418
00:25:17,486 --> 00:25:18,748
‫کانرد...

419
00:25:20,271 --> 00:25:21,577
‫بپرس دیگه.

420
00:25:22,752 --> 00:25:24,362
‫بپرس.

421
00:25:27,670 --> 00:25:29,672
‫گفتم بپرس.

422
00:25:31,456 --> 00:25:33,284
‫چیه؟

423
00:25:33,371 --> 00:25:35,678
‫هر دومون هری رو دوست داریم.

424
00:25:38,333 --> 00:25:40,248
‫حالا یه لطفی بکن.

425
00:25:40,378 --> 00:25:43,033
‫هیچ وقت هیچ وقت

426
00:25:43,164 --> 00:25:47,342
‫راجع به هری با کسی
‫غیر از خانواده حرف نزن.

427
00:25:48,604 --> 00:25:49,997
‫به هیچ‌کس نگو.

428
00:25:53,043 --> 00:25:55,002
‫حرفم روشنه؟

429
00:25:57,395 --> 00:25:59,528
‫آره. آره.

430
00:25:59,615 --> 00:26:00,877
‫خوبه.

431
00:26:04,272 --> 00:26:08,189
‫راستی یه کلمه هم
‫به هری چیزی نگو، باشه؟

432
00:26:09,451 --> 00:26:11,192
‫حله دیگه.

433
00:26:25,380 --> 00:26:27,034
‫الو؟

434
00:26:27,164 --> 00:26:28,731
‫هری، منم ریچی.

435
00:26:29,950 --> 00:26:31,778
‫سلام، ریچی.

436
00:26:33,649 --> 00:26:36,696
‫نیمه‌شب امشب بیا کلاب مانکی.

437
00:26:36,783 --> 00:26:39,481
‫- هری؟
‫- بله، ریچی؟

438
00:26:39,611 --> 00:26:41,135
‫تنها بیا.

439
00:26:47,794 --> 00:26:48,751
‫هری.

440
00:26:48,882 --> 00:26:50,448
‫کلاب سینفول مانکی.

441
00:26:50,535 --> 00:26:53,364
‫امشب. نیمه‌شب.

442
00:26:53,451 --> 00:26:54,888
‫کی؟

443
00:26:55,062 --> 00:26:56,672
‫فقط من.

444
00:26:57,586 --> 00:26:59,327
‫فقط تو؟

445
00:27:01,851 --> 00:27:02,809
‫خیلی‌خب.

446
00:27:14,168 --> 00:27:17,345
‫هری، گرفتی چی گفتم؟
‫اگه نه بگو.

447
00:27:17,519 --> 00:27:18,868
‫بسپرش به من.

448
00:27:24,091 --> 00:27:25,875
‫این سیب‌زمینی به اندازه کافی بزرگه، عزیزم؟

449
00:27:26,006 --> 00:27:27,703
‫عالیه.

450
00:27:29,661 --> 00:27:32,403
‫- چی شده، ادی؟
‫- هیچی.

451
00:27:32,534 --> 00:27:34,536
‫- فقط...
‫- فقط چی؟

452
00:27:35,929 --> 00:27:37,713
‫همه فکر می‌کنن من عوضیم.

453
00:27:37,800 --> 00:27:39,889
‫هیچ‌ کی اینو نمیگه، ادی.

454
00:27:39,976 --> 00:27:41,848
‫این خانواده، همه‌شون،
‫بهت احترام می‌ذارن.

455
00:27:41,978 --> 00:27:43,023
‫بابا که اینطور فکر نمی‌کنه.

456
00:27:43,153 --> 00:27:44,938
‫بابات دوستت داره و بهت احترام می‌ذاره.

457
00:27:45,068 --> 00:27:46,940
‫هری. هری اصلاً برام تره هم خرد نمی‌کنه.

458
00:27:47,027 --> 00:27:49,986
‫هری؟ کی به اون کله‌پوک اهمیت میده؟

459
00:27:51,118 --> 00:27:54,774
‫شوخی کردم. من عاشق هریم.
‫همه‌مون دوستش داریم.

460
00:27:54,904 --> 00:27:56,863
‫بدون اون کجای این دنیا بودیم؟

461
00:27:58,865 --> 00:28:01,476
‫یه چیزی بپرسم، راستشو می‌گی؟

462
00:28:03,304 --> 00:28:05,045
‫آره، حتماً.

463
00:28:11,878 --> 00:28:13,749
‫اشتباه بود؟

464
00:28:14,968 --> 00:28:16,186
‫کاری که کردیم؟

465
00:28:19,189 --> 00:28:23,106
‫الان همه دقیقاً اونجایی‌ هستن که ما می‌خوایم.

466
00:28:25,021 --> 00:28:27,415
‫و استیونسون‌ها دارن بهت نگاه می‌کنن،

467
00:28:27,589 --> 00:28:29,417
‫و یه آدم قوی می‌بینن.

468
00:28:29,547 --> 00:28:32,028
‫خیلی خیلی قوی.

469
00:28:32,812 --> 00:28:34,596
‫پدربزرگت رو که می‌شناسی،

470
00:28:34,726 --> 00:28:37,729
‫تمام عمرش فقط به سه چیز باور داشت...

471
00:28:37,817 --> 00:28:39,819
‫ماهیگیری، سکس و دعوا.

472
00:28:39,906 --> 00:28:42,778
‫یه زمانی بود که بدون اسلحه
‫یا چاقو از خونه بیرون نمی‌رفت.

473
00:28:42,909 --> 00:28:44,954
‫حالا نشسته با آیفون جدیدش

474
00:28:45,085 --> 00:28:47,174
‫به بورسش ور می‌ره.

475
00:28:47,304 --> 00:28:51,134
‫نگاه کن به این خونه.
‫فکر می‌کنه کیه؟

476
00:28:51,308 --> 00:28:54,398
‫لرد کانرد بزرگ از کصشرآباد؟

477
00:28:54,485 --> 00:28:57,488
‫در حالی که استیونسون‌ها دارن پولدارتر

478
00:28:57,619 --> 00:28:59,055
‫و چاق‌تر می‌شن.

479
00:28:59,229 --> 00:29:02,102
‫چه حلالزاده‌س.

480
00:29:03,886 --> 00:29:05,714
‫تو هنوز کلی چیز باید یاد بگیری، ادی.

481
00:29:05,888 --> 00:29:09,457
‫ولی وقتی تامی رو تیکه تیکه کردی
‫گوشی دستشون اومد.

482
00:29:11,894 --> 00:29:14,592
‫و حالا وقتشه یه پیام جدید بفرستیم.

483
00:29:16,116 --> 00:29:17,247
‫سلام.

484
00:29:19,859 --> 00:29:20,816
‫خوبی؟

485
00:29:20,990 --> 00:29:22,600
‫خب...

486
00:29:24,994 --> 00:29:26,517
‫آره، خوبم.

487
00:29:27,954 --> 00:29:29,346
‫روزت چطور بود؟

488
00:29:29,433 --> 00:29:30,913
‫رفتم مشاوره.

489
00:29:31,044 --> 00:29:32,393
‫همون مشاوری...

490
00:29:33,829 --> 00:29:36,049
‫که درباره‌ی ما صحبت می‌کنید؟

491
00:29:36,179 --> 00:29:37,528
‫آره.

492
00:29:39,748 --> 00:29:41,532
‫از خودمون چی گفتی؟

493
00:29:43,665 --> 00:29:44,971
‫یه چیزایی، این و اون.

494
00:29:46,668 --> 00:29:47,930
‫جان.

495
00:29:51,151 --> 00:29:53,718
‫از خودمون چی گفتی؟

496
00:30:00,725 --> 00:30:03,119
‫درباره‌ی خانواده‌ی هریگن صحبت کردی؟

497
00:30:03,250 --> 00:30:06,253
‫نه، معلومه که نه.

498
00:30:09,647 --> 00:30:11,258
‫دیگه نمی‌تونی بری.

499
00:30:11,388 --> 00:30:13,129
‫چرا؟

500
00:30:14,217 --> 00:30:16,698
‫چون کانرد می‌فهمه.

501
00:30:22,182 --> 00:30:23,444
‫جان؟

502
00:30:24,836 --> 00:30:25,925
‫چیه؟

503
00:30:28,101 --> 00:30:29,493
‫هیچی نشده.

504
00:30:31,017 --> 00:30:33,715
‫چیزی رو ازم پنهون می‌کنی؟

505
00:30:39,199 --> 00:30:41,331
‫کانرد امروز اومد اینجا.

506
00:30:47,294 --> 00:30:48,773
‫لعنتی.

507
00:31:01,482 --> 00:31:03,136
‫کارت عالی بود.

508
00:31:04,224 --> 00:31:07,140
‫پس کانرد. شانس آوردیم.

509
00:31:07,314 --> 00:31:08,924
‫شانس؟ نزدیک بود خودمو خیس کنم.

510
00:31:09,055 --> 00:31:10,143
‫خوبی؟

511
00:31:10,273 --> 00:31:11,622
‫آره.

512
00:31:11,753 --> 00:31:13,233
‫فکر می‌کنی می‌تونی بهش نزدیک‌تر بشی؟

513
00:31:13,363 --> 00:31:16,062
‫ترمز بگیر.
‫یه اشتباه کنم کارم تمومه.

514
00:31:16,192 --> 00:31:18,629
‫باشه، قبول.

515
00:31:18,760 --> 00:31:20,240
‫ببین، نمی‌ذارم تو خطر بیفتی.

516
00:31:20,414 --> 00:31:22,198
‫ازت چیزی نمی‌خوام که
‫خودم حاضر نباشم انجام بدم.

517
00:31:22,372 --> 00:31:25,114
‫خب پس خودت برو برای کانرد هریگن دم بجنبون.

518
00:31:31,555 --> 00:31:33,122
‫هری.

519
00:31:36,212 --> 00:31:38,388
‫- هری.
‫- نگو. اصلاً هیچی نگو.

520
00:31:38,562 --> 00:31:40,434
‫- چی رو نگم؟
‫- اصلاً می‌دونی

521
00:31:40,564 --> 00:31:42,175
‫الان چه غلطی کردی؟

522
00:31:42,305 --> 00:31:45,047
‫من که کاری نکردم.
‫چیزی هم نگفتم.

523
00:31:45,178 --> 00:31:47,049
‫مهم نیست.

524
00:31:47,180 --> 00:31:48,398
‫برای کسی مهم نیست گفتی یا نکردی.

525
00:31:48,572 --> 00:31:51,227
‫ظاهر قضیه مهمه.

526
00:31:51,401 --> 00:31:53,838
‫یه لحظه به حرفات گوش کن.

527
00:31:53,969 --> 00:31:55,753
‫قضیه چیه؟ طالبانیم مگه؟

528
00:31:55,927 --> 00:31:57,146
‫نه. نه، نه.

529
00:31:57,233 --> 00:31:59,235
‫نه، هریگن‌ها طالبان نیستن.

530
00:32:00,410 --> 00:32:02,456
‫ولی خوب گوش کن، جان.

531
00:32:02,586 --> 00:32:04,110
‫وقتی کانرد خودش دست به کار میشه، خب؟

532
00:32:04,284 --> 00:32:07,896
‫یعنی واقعاً، واقعاً تا ته‌ش میره...

533
00:32:09,637 --> 00:32:12,161
‫اون موقع آرزو می‌کنی طالبان بود.

534
00:32:14,337 --> 00:32:16,209
‫باید برم.

535
00:32:28,873 --> 00:32:30,223
‫- عصر بخیر.
‫- عصر بخیر.

536
00:32:30,353 --> 00:32:31,528
‫بیا تو.

537
00:32:33,008 --> 00:32:35,924
‫- نوشیدنی؟
‫- نه، ممنون. نمی‌خوام.

538
00:32:36,011 --> 00:32:37,969
‫باشه.

539
00:32:38,057 --> 00:32:39,188
‫از طرف آنتوانه.

540
00:32:39,275 --> 00:32:42,496
‫یکی... و دو تا.

541
00:32:42,626 --> 00:32:44,889
‫- مرسی.
‫- قابلی نداشت.

542
00:32:46,543 --> 00:32:49,068
‫یعنی دیگه تموم شد، آره؟

543
00:32:49,242 --> 00:32:51,200
‫تمومه.

544
00:32:51,331 --> 00:32:53,115
‫از کجا اینو فهمیدی؟

545
00:32:54,856 --> 00:32:57,598
‫بلا، بچه‌بازی در نیار. تمومه دیگه. تمومه.

546
00:32:57,685 --> 00:32:59,643
‫فقط خواستم صداهای ضبط ‌شده رو بیاری.

547
00:32:59,774 --> 00:33:02,081
‫نخواستم معامله رو بهم بزنی.

548
00:33:02,255 --> 00:33:04,213
‫به نظرم خودت معامله رو بهم زدی.

549
00:33:04,344 --> 00:33:06,607
‫به من نگو چطوری باید تجارت کنم، هری.

550
00:33:13,135 --> 00:33:14,310
‫به کی زنگ می‌زنی؟

551
00:33:14,484 --> 00:33:16,312
‫به کی زنگ زدی، بلا؟

552
00:33:16,443 --> 00:33:19,359
‫آنتوان، سلام. بلا هستم.

553
00:33:20,838 --> 00:33:23,406
‫داری پاتو از گلیمت درازتر می‌کنی، هری.

554
00:33:23,580 --> 00:33:26,235
‫تو واسه هریگن‌ها کار می‌کنی،
‫یعنی واسه من کار می‌کنی.

555
00:33:26,322 --> 00:33:28,237
‫یادت رفته یا چی؟

556
00:33:36,115 --> 00:33:37,899
‫نباید الان یه جا دیگه باشی؟

557
00:33:50,041 --> 00:33:51,695
‫- هری؟
‫- سلام، رفیق.

558
00:33:51,826 --> 00:33:53,306
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

559
00:33:53,436 --> 00:33:54,916
‫چیزه...

560
00:33:55,046 --> 00:33:57,397
‫اومدم بلا رو ببینم.

561
00:33:57,527 --> 00:33:59,268
‫بهش گفتم بهتره برگرده پیشت.

562
00:33:59,355 --> 00:34:02,010
‫باشه. خوبی؟

563
00:34:02,141 --> 00:34:03,011
‫آره.

564
00:34:03,098 --> 00:34:05,144
‫چی گفت؟

565
00:34:05,274 --> 00:34:07,407
‫خوشحال نبود، رفیق.

566
00:34:10,105 --> 00:34:12,368
‫خب، اگه اون پا پیش نمیذاره من میذارم؟

567
00:34:12,499 --> 00:34:15,284
‫درسته، آره. حرفت متینه، رفیق. باشه.

568
00:34:15,415 --> 00:34:17,373
‫- مراقب خودت باش.
‫- تو هم همین‌طور، رفیق.

569
00:34:17,547 --> 00:34:18,809
‫موفق باشی.

570
00:34:23,249 --> 00:34:25,860
‫ببین آنتوان، هر چی شده دیگه گذشته.

571
00:34:26,902 --> 00:34:28,568
‫[هری]

572
00:34:31,170 --> 00:34:32,083
‫نه، کاملاً درک می‌کنم.

573
00:34:40,004 --> 00:34:42,006
‫پدرم هنوز پای کاره، منم هستم.

574
00:34:48,535 --> 00:34:49,710
‫حتماً.

575
00:34:53,366 --> 00:34:55,368
‫آنتوان، باید برم.

576
00:34:59,372 --> 00:35:01,374
‫- سلام.
‫- سلام.

577
00:35:01,504 --> 00:35:02,984
‫بیا تو.

578
00:35:07,380 --> 00:35:08,772
‫چیزی برات بیارم بخوری؟

579
00:35:10,209 --> 00:35:12,428
‫حداقل اول یه بغل بده دیگه؟

580
00:35:19,261 --> 00:35:21,785
‫یه لیوان اسکاتچ خوبه.

581
00:35:21,959 --> 00:35:23,004
‫حتماً.

582
00:35:27,008 --> 00:35:28,357
‫هری رو دیدم وقتی داشت می‌رفت.

583
00:35:28,488 --> 00:35:29,880
‫آره.

584
00:35:31,055 --> 00:35:34,189
‫می‌خواست یه چیزی برای جان بخره،
‫واسه همین اومد نظر منو بپرسه.

585
00:35:34,363 --> 00:35:36,017
‫نمی‌تونست زنگ بزنه؟

586
00:35:36,147 --> 00:35:38,019
‫منم همینو گفتم.

587
00:35:38,106 --> 00:35:41,414
‫فکر کردم اومده ببینه چی‌ کار می‌کنم.

588
00:35:41,544 --> 00:35:43,981
‫حدس زدم تو فرستادیش.

589
00:35:44,112 --> 00:35:46,680
‫- نه، نفرستادم.
‫- خب، آره...

590
00:35:46,810 --> 00:35:49,204
‫واسه همینه که حقوق می‌گیره،
‫که یهو بیاد وسط کار

591
00:35:49,335 --> 00:35:51,989
‫تو وقتای خیلی ناجور.
‫خیلی ناجور.

592
00:35:52,120 --> 00:35:54,470
‫دیگه درباره‌ی چی صحبت کردید؟

593
00:35:54,601 --> 00:35:56,559
‫چرا این جور رفتار می‌کنی، کوین؟

594
00:35:58,474 --> 00:35:59,606
‫جوری نیستم.

595
00:36:00,998 --> 00:36:04,132
‫فقط می‌خوام با من بیای خونه‌ی بابا.

596
00:36:04,263 --> 00:36:05,481
‫می‌خوام مطمئن شم در امانی.

597
00:36:07,483 --> 00:36:10,051
‫ببین، می‌دونی که نمی‌تونم.

598
00:36:10,181 --> 00:36:11,922
‫اون خانواده‌ی توئه.

599
00:36:14,316 --> 00:36:16,187
‫ببخشید، فقط...

600
00:36:17,319 --> 00:36:19,016
‫فقط یه کم زمان می‌خوام.

601
00:36:47,610 --> 00:36:49,046
‫ولم کنید.

602
00:36:50,178 --> 00:36:51,701
‫خواهش می‌کنم.

603
00:36:53,399 --> 00:36:54,835
‫نه!

604
00:36:55,009 --> 00:36:56,227
‫نه! نه، خواهش می‌کنم!

605
00:37:41,708 --> 00:37:43,100
‫هری.

606
00:37:43,231 --> 00:37:45,015
‫ریچی.

607
00:37:45,189 --> 00:37:47,104
‫یادته گفتم حالا فکرامو می‌کنم؟

608
00:37:47,235 --> 00:37:49,803
‫صبح رفتم خونه، ولی نتونستم فکر کنم.

609
00:37:49,933 --> 00:37:53,589
‫می‌دونی، یه چیزی تو این قضیه هست

610
00:37:53,720 --> 00:37:55,330
‫که به دلم نمی‌شینه.

611
00:37:56,549 --> 00:37:57,985
‫ازت خوشم میاد، اچ.

612
00:37:59,290 --> 00:38:01,641
‫واسه همین حاضرم حرفتو باور کنم.

613
00:38:03,207 --> 00:38:05,688
‫خب، ولجان خودش می‌دونست چی کار کرده،

614
00:38:05,862 --> 00:38:08,474
‫فکر نکنم انتظار چیزی غیر از اون برخورد رو داشت.

615
00:38:11,651 --> 00:38:13,304
‫می‌خوام یه کاری برام بکنی.

616
00:38:13,392 --> 00:38:15,219
‫چی؟

617
00:38:15,350 --> 00:38:18,484
‫دوستت، ولجان. اون پشته.

618
00:38:19,659 --> 00:38:22,183
‫هنوز زنده‌س؟

619
00:38:22,313 --> 00:38:24,490
‫بیا ببین.

620
00:38:24,577 --> 00:38:25,839
‫اُلی.

621
00:38:29,886 --> 00:38:31,932
‫- عصر بخیر، هری.
‫- سلام، اُلی.

622
00:38:33,194 --> 00:38:34,587
‫می‌خوام این قضیه رو جمعش کنی.

623
00:38:34,964 --> 00:38:36,545
‫یعنی چی؟

624
00:38:36,632 --> 00:38:39,156
‫یعنی مشکل رو حل کن.

625
00:38:39,287 --> 00:38:42,159
‫من نگاهت می‌کنم.
‫دوست‌مون رو هم نگاه می‌کنم.

626
00:38:43,291 --> 00:38:47,382
‫و همزمان فقط به یه چیز گوش می‌دم،

627
00:38:47,556 --> 00:38:49,166
‫حس درونیم.

628
00:38:50,864 --> 00:38:53,127
‫و بعد هر چی حسم گفت، خب،

629
00:38:53,257 --> 00:38:55,434
‫اون می‌شه حقیقت.

630
00:38:55,608 --> 00:38:56,739
‫باشه. کجاست؟

631
00:38:56,870 --> 00:38:58,393
‫اُل.

632
00:39:52,273 --> 00:39:54,710
‫برات تمیزش می‌کنم.

633
00:39:54,797 --> 00:39:57,887
‫نه، نمی‌خواد. خودمون می‌کنیم، اچ.

634
00:39:58,018 --> 00:40:00,542
‫نه، باشه، ریچی. من تمیزش می‌کنم.

635
00:40:02,675 --> 00:40:04,459
‫دستشویی داری؟

636
00:40:04,590 --> 00:40:06,113
‫اُلی.

637
00:40:07,506 --> 00:40:08,289
‫آره.

638
00:40:11,466 --> 00:40:12,511
‫هری.

639
00:40:14,774 --> 00:40:16,819
‫یه چیز دیگه هم هست.

640
00:40:23,913 --> 00:40:25,524
‫بله. بگو، هری.

641
00:40:25,698 --> 00:40:28,962
‫کوین باور کرد.

642
00:40:29,092 --> 00:40:34,228
‫نه بابا. خدایا شکرت!

643
00:40:34,358 --> 00:40:36,186
‫آره، عالیه.

644
00:40:36,317 --> 00:40:37,492
‫بابا خبر داره؟

645
00:40:37,666 --> 00:40:38,841
‫می‌ذارم به عهده‌ی تو.

646
00:40:38,972 --> 00:40:42,323
‫رفیق. پس باور کرد؟

647
00:40:42,453 --> 00:40:45,413
‫تو نابغه‌ای، هری.

648
00:40:45,544 --> 00:40:47,676
‫دمت گرم.

649
00:40:47,763 --> 00:40:49,286
‫یه چیز دیگه هم هست.

650
00:40:49,460 --> 00:40:50,592
‫بگو.

651
00:40:52,463 --> 00:40:54,857
‫ریچی می‌خواد هریگن‌ها
‫تو مراسم خاکسپاری تامی شرکت کنن.

652
00:40:57,077 --> 00:40:58,557
‫گمشو بابا.

653
00:40:59,368 --> 00:41:19,368
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
