1
00:00:04,172 --> 00:00:06,217
‫عجب لحظه‌ای.
‫ادی هریگن...

2
00:00:06,218 --> 00:00:08,261
‫با تامی استیونسون
‫توی یه تاکسی نشستن.

3
00:00:08,347 --> 00:00:09,523
‫اگه باباهاشون بفهمن، چی میگن!

4
00:00:10,006 --> 00:00:11,054
‫«آنچه گذشت»

5
00:00:11,478 --> 00:00:12,561
‫اون یه یارویی رو توی کلاب

6
00:00:12,647 --> 00:00:13,653
‫با چاقو زده.

7
00:00:13,739 --> 00:00:15,958
‫تو یه لاشی دیوونه‌ای، ادی.

8
00:00:15,959 --> 00:00:17,088
‫واسه‌ت جبران می‌کنم.

9
00:00:17,174 --> 00:00:18,915
‫اگه پدربزرگش خبردار بشه،

10
00:00:19,045 --> 00:00:20,176
‫هم اون رو می‌کُشن،
‫هم من رو!

11
00:00:20,306 --> 00:00:21,525
‫فرض رو بر این می‌گیرم که دربارۀ
‫هریگن‌ها شنیدی.

12
00:00:21,653 --> 00:00:24,307
‫این معامله باعث میشه
‫به یه سطح دیگه ارتقا پیدا کنیم.

13
00:00:24,308 --> 00:00:26,830
‫چطور این توسعه رو تأمین مالی کنیم؟

14
00:00:26,959 --> 00:00:27,916
‫با فنتانیل.

15
00:00:28,002 --> 00:00:29,003
‫راستش، من نمایندۀ...

16
00:00:29,089 --> 00:00:29,873
‫این خانواده‌ام.

17
00:00:30,002 --> 00:00:31,134
‫اگه همون کاری که گفتم رو بکنی...

18
00:00:31,220 --> 00:00:32,700
‫قول میدم دیگه من رو نمی‌بینی.

19
00:00:32,786 --> 00:00:35,091
‫ولی اگه انجامش ندی،
‫پیدات می‌کنم...

20
00:00:35,092 --> 00:00:36,614
‫مشکلمون حل شد.

21
00:00:36,700 --> 00:00:38,483
‫پسرت، ریچی!
‫نیومده خونه!

22
00:00:38,484 --> 00:00:40,005
‫و دربارۀ اینکه با کی بوده هم دروغ گفته.

23
00:00:40,135 --> 00:00:41,175
‫پیداش کن.

24
00:00:41,876 --> 00:00:43,179
‫اون با ادی هریگن بوده.

25
00:00:43,265 --> 00:00:44,484
‫اگه ریچی خواست سرکشی کنه...

26
00:00:44,570 --> 00:00:46,354
‫هروقت فرصتش رو داشتی
‫از سر راه برش‌دار.

27
00:00:46,483 --> 00:00:47,571
‫پسر من نیومده خونه.

28
00:00:47,657 --> 00:00:49,833
‫اگه اوضاع رو برام سخت کنی...

29
00:00:49,962 --> 00:00:51,441
‫عاقبت خوبی برات نداره هری.

30
00:00:51,571 --> 00:00:53,225
‫برای رفع هر گونه ابهام،

31
00:00:53,353 --> 00:00:54,659
‫می‌ذاریم ریچی زنده بمونه.

32
00:00:54,745 --> 00:00:56,355
‫می‌دونستی آرچی داره پشت سرت

33
00:00:56,484 --> 00:00:58,138
‫با «فایر» کار می‌کنه؟

34
00:00:58,267 --> 00:01:01,314
‫وقتی از پشت بهم خنجر می‌زنی
‫نتیجه‌ش این میشه

35
00:01:02,354 --> 00:01:04,139
‫بابا!

36
00:01:07,311 --> 00:01:08,399
‫مبل رو می‌سوزونیم.

37
00:01:08,529 --> 00:01:10,400
‫فرش رو هم می‌سوزونیم.

38
00:01:11,964 --> 00:01:14,139
‫مطمئن نیستم پرده‌ها کثیف شدن یا نه.
‫باید از شر اونا هم خلاص بشیم.

39
00:01:14,140 --> 00:01:17,924
‫این تیکه دیوار هم باید رنگش پاک بشه
‫و دوباره رنگ کنیم.

40
00:01:18,052 --> 00:01:19,619
‫پارکت کف هم باید عوض بشه
‫چون...

41
00:01:20,704 --> 00:01:22,749
‫چون یه سوراخ کیری توش درست شده.

42
00:01:24,095 --> 00:01:26,010
‫زوشا، کیکو.

43
00:01:26,182 --> 00:01:27,792
‫میشه از شر ماشین آرچی خلاص بشید، لطفاً؟

44
00:01:27,793 --> 00:01:29,706
‫دمتون گرم.

45
00:01:31,356 --> 00:01:32,793
‫- پال؟
‫- چیه؟

46
00:01:32,879 --> 00:01:34,967
‫میشه یکم کیسه پلاستیک،
‫با یه کیف برام بیاری؟

47
00:01:34,968 --> 00:01:36,184
‫کیسه پلاستیک، ردیفه.

48
00:01:36,314 --> 00:01:37,750
‫- یه سوال دارم.
‫- چیه بپرس.

49
00:01:39,053 --> 00:01:41,184
‫اونها از دهه 70 با هم رفیق بودن.

50
00:01:41,185 --> 00:01:43,881
‫آره ولی این که سوالی نبود
‫مگه نه؟

51
00:01:43,882 --> 00:01:46,271
‫نه، سوالم اینه که،
‫چرا؟

52
00:01:46,272 --> 00:01:49,969
‫منظورم اینه که، چرا اینکار رو کرد؟

53
00:01:49,970 --> 00:01:52,098
‫راستش متغیرها
‫و اتفاقات زیادی هست که...

54
00:01:52,227 --> 00:01:54,924
‫روزانه تو کل دنیا پیش میاد.

55
00:01:54,925 --> 00:01:56,969
‫پس نباید تعجب کنیم
‫که چرا این اتفاق‌ها میفته.

56
00:01:57,097 --> 00:01:59,751
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه
‫اون کیسه‌های تخمی رو...

57
00:01:59,752 --> 00:02:01,446
‫با یه کیف برام بیاری پال.

58
00:02:01,575 --> 00:02:04,012
‫- ممنون.
‫- درسته.

59
00:02:08,228 --> 00:02:10,491
‫عه...

60
00:02:10,619 --> 00:02:12,055
‫چی شدش؟

61
00:02:14,315 --> 00:02:15,968
‫هری.

62
00:02:15,969 --> 00:02:19,230
‫خب، بابا اونجا وایساده بود
‫داشت از طرح بزرگش بهمون می‌گفت

63
00:02:19,231 --> 00:02:21,577
‫چطوری این توسعه رو تأمین مالی کنیم؟

64
00:02:21,578 --> 00:02:25,405
‫و طرحش شامل مکزیکی‌ها،
‫استیونسون و فنتانیل بود.

65
00:02:25,533 --> 00:02:27,185
‫- آرچی پرید بین حرفش.
‫- میشه ما درباره‌اش...

66
00:02:27,186 --> 00:02:28,620
‫حرف بزنیم؟

67
00:02:28,621 --> 00:02:30,142
‫- ما؟
‫- بابام، حالتش عوض شد.

68
00:02:30,271 --> 00:02:32,186
‫- درباره‌اش حرف بزنیم؟
‫- یه چیزی این وسط ناراحتش کرده بود.

69
00:02:32,315 --> 00:02:36,840
‫بعد یه لحظه از پیشمون رفت.
‫ظاهراً رفته بود بشاشه.

70
00:02:36,841 --> 00:02:38,533
‫و همون موقع بود که دست آرچی رو شده بود.

71
00:02:38,534 --> 00:02:41,446
‫آرچی، تو توی چاپلوسی
‫خیلی بهتری تا خیانت کردن.

72
00:02:41,447 --> 00:02:43,925
‫مامانم به آرچی گفت خیانتکار.

73
00:02:45,532 --> 00:02:47,185
‫آرچی خیانتکار بوده؟

74
00:02:47,271 --> 00:02:49,186
‫آره.

75
00:02:49,314 --> 00:02:51,142
‫بعدش بابام برگشت داخل سالن.

76
00:02:51,270 --> 00:02:53,707
‫و کاملاً یکی دیگه شده بود.

77
00:02:53,708 --> 00:02:55,272
‫- نشست روبه‌روی اون.
‫- کجا؟ اینجا؟

78
00:02:55,401 --> 00:02:57,358
‫- خب آرچی.
‫- آره.

79
00:02:57,359 --> 00:02:59,358
‫- روبه‌روی آرچی نشست.
‫- خیلی‌خب.

80
00:02:59,359 --> 00:03:03,535
‫بعدش دست‌های آرچی رو گرفت،
‫و شروع کرد احساساتش رو به اون نشون دادن.

81
00:03:03,536 --> 00:03:05,184
‫می‌دونی، از همین مدل‌ها دیگه...

82
00:03:07,009 --> 00:03:09,358
‫منم اینجا نشسته بودم
‫و داشتم فکر می‌کردم که...

83
00:03:09,359 --> 00:03:10,749
‫خدا می‌دونه تهش قراره چی بشه.

84
00:03:10,750 --> 00:03:12,880
‫همون موقع بود که
‫سلاح مدل «دزرت ایگلش» رو دیدم.

85
00:03:12,881 --> 00:03:14,358
‫از پشت شلوار بابام معلوم بود.

86
00:03:14,487 --> 00:03:16,141
‫مامانت داشت چیکار می‌کرد؟

87
00:03:16,269 --> 00:03:18,096
‫اون می‌دونست چه اتفاقی قراره بیفته.

88
00:03:18,097 --> 00:03:19,575
‫چون از جاش پاشد و رفت.

89
00:03:19,661 --> 00:03:22,229
‫آخه روی اون صندلی نشسته بود.

90
00:03:22,356 --> 00:03:23,357
‫درسته.
‫بعدش چی؟

91
00:03:23,487 --> 00:03:24,793
‫بعدش دستور داد.

92
00:03:24,921 --> 00:03:26,488
‫بزنیم یا نزنیم، عزیزم؟
‫بزنیم یا نزنیم.

93
00:03:26,617 --> 00:03:28,357
‫بابام اون اسلحه‌اش رو...

94
00:03:28,486 --> 00:03:30,444
‫کشید بیرون.

95
00:03:30,573 --> 00:03:32,357
‫داری شوخی می‌کنی دیگه؟

96
00:03:32,486 --> 00:03:33,574
‫آره، آرچی.

97
00:03:35,355 --> 00:03:37,226
‫ولی شوخی دیگه تمومه.

98
00:03:37,227 --> 00:03:39,532
‫بوم!

99
00:03:39,660 --> 00:03:41,922
‫مستقیم به قلب آرچی شلیک کرد.

100
00:03:43,312 --> 00:03:45,400
‫خب، باشه.

101
00:03:45,401 --> 00:03:46,921
‫- بقیه‌اش رو می‌سپارم به خودت.
‫- آره، باشه.

102
00:03:47,007 --> 00:03:49,226
‫خیلی‌خب.
‫بیاید کار رو تموم کنیم.

103
00:03:49,227 --> 00:03:52,053
‫خب،
‫بذار اول یه نگاه به تو بندازم.

104
00:03:56,224 --> 00:03:59,182
‫بابت اتفاقی که افتاده متاسفم، آرچ.

105
00:03:59,183 --> 00:04:01,181
‫همیشه باهات حال می‌کردم.

106
00:04:04,744 --> 00:04:06,920
‫نمی‌تونم بخوابم.

107
00:04:07,049 --> 00:04:10,573
‫من قدیمی‌ترین رفیقم رو کُشتم، میو.

108
00:04:10,574 --> 00:04:14,443
‫تو وقتی آرچی رو می‌دیدی
‫رفیق قدیمیت میاد جلو چشمت.

109
00:04:14,570 --> 00:04:16,484
‫ولی من یه دروغگو می‌دیدمش.

110
00:04:16,485 --> 00:04:19,441
‫یه انگلِ دردسرساز!

111
00:04:19,569 --> 00:04:22,179
‫منم این مشکل رو شناسایی کردم
‫و تو...

112
00:04:22,180 --> 00:04:24,266
‫از پس مشکلمون بر اومدی.

113
00:04:30,046 --> 00:04:34,354
‫خب...فنتانیل!

114
00:04:34,480 --> 00:04:37,396
‫نظرت مثبته یا منفی؟

115
00:04:37,567 --> 00:04:42,179
‫صد در صد مثبت.

116
00:04:42,180 --> 00:04:44,482
‫هرجا پول هست باید بری همونجا.

117
00:04:51,587 --> 00:04:54,393
‫♪ ترانه Starburster از Fontaines D.C ♪

118
00:04:56,417 --> 00:05:07,417
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

119
00:05:40,762 --> 00:05:44,662
‫»<font color="#e80015">سرزمین تبهکاران</font>»
‫«قسمت دوم - جورچین»

120
00:05:56,961 --> 00:06:03,961
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

121
00:06:04,986 --> 00:06:07,986
‫مـــتـــرجـــمیـــــن
‫.:: مــریم صـرافـها و آریـــا ::.

122
00:06:13,466 --> 00:06:15,293
‫کار کی بود؟

123
00:06:15,294 --> 00:06:17,686
‫ندیدمش.
‫خیلی تاریک بود.

124
00:06:17,813 --> 00:06:20,033
‫راسپی تاوانش رو از همه میگیره‌ها!

125
00:06:20,813 --> 00:06:23,294
‫دارم میگم تاریک بود.

126
00:06:24,290 --> 00:06:25,204
‫من هری‌ام.

127
00:06:25,290 --> 00:06:26,639
‫کوین.

128
00:06:27,768 --> 00:06:29,552
‫اولین بارته اینجایی؟

129
00:06:29,681 --> 00:06:31,203
‫سومین.

130
00:06:32,551 --> 00:06:34,203
‫من و یه پسر دیگه

131
00:06:34,204 --> 00:06:36,682
‫- از یه اداره پست کوچیک دزدی کردیم.
‫- نه بابا.

132
00:06:36,683 --> 00:06:39,552
‫کوین، پس تو گنگت خیلی بالاست.
‫مگه نه؟

133
00:06:40,548 --> 00:06:42,244
‫خب، بابام اینجوری بود.

134
00:06:42,245 --> 00:06:44,071
‫برای همین من فقط سه ساله اینجام.

135
00:06:44,852 --> 00:06:46,201
‫بابات کیه؟

136
00:06:46,373 --> 00:06:48,418
‫کانرد هریگن.

137
00:06:48,504 --> 00:06:49,592
‫آره.

138
00:06:54,677 --> 00:06:55,677
‫چیزی درباره‌اش نشنیدم.

139
00:06:57,763 --> 00:06:58,981
‫چرا شنیدی.

140
00:07:19,194 --> 00:07:20,456
‫پلیس مسلحیم!
‫پلیس مسلحیم!

141
00:07:20,628 --> 00:07:22,064
‫- پلیس مسلحیم!
‫- هری؟

142
00:07:22,193 --> 00:07:23,368
‫چه خبر شده؟

143
00:07:25,062 --> 00:07:26,499
‫- پلیس مسلحیم!
‫- همه بیرون!

144
00:07:26,627 --> 00:07:27,758
‫جینا چیزی نیست عزیزم.
‫همه‌چیز مرتبه.

145
00:07:27,759 --> 00:07:28,975
‫خونمون زنگ داره، می‌دونین که!

146
00:07:29,061 --> 00:07:30,585
‫نگران نباش.
‫هیچی نیست.

147
00:07:30,713 --> 00:07:33,149
‫فیسک، صبح بخیر.
‫حالت چطوره؟

148
00:07:33,150 --> 00:07:34,453
‫خوبم.
‫برای یه کار خیر...

149
00:07:34,582 --> 00:07:35,583
‫این همه آدم اینجان.

150
00:07:35,669 --> 00:07:36,496
‫اون امروز صبح قراره...

151
00:07:36,625 --> 00:07:37,539
‫دیپلم ریاضیش رو بگیره.

152
00:07:37,625 --> 00:07:38,843
‫جدی؟
‫موفق باشی خوشگله.

153
00:07:38,844 --> 00:07:40,669
‫من خوشگلۀ تو نیستم.
‫با اون بوی بد دهنت.

154
00:07:40,670 --> 00:07:42,234
‫نه، منظوری نداشت.

155
00:07:42,363 --> 00:07:43,495
‫خب، کارت رو بکن جان.

156
00:07:43,581 --> 00:07:45,234
‫یالا جان، بیا کارت رو بکن.

157
00:07:45,363 --> 00:07:46,755
‫خیلی‌خب.

158
00:07:46,756 --> 00:07:48,232
‫ممنونم.

159
00:07:48,233 --> 00:07:50,581
‫خب دیگه بریم؟
‫بهت زنگ میزنم.

160
00:07:50,582 --> 00:07:51,884
‫خیلی‌خب.
‫باشه، باشه.

161
00:07:51,970 --> 00:07:53,493
‫توی گرفتن دیپلمت موفق باشی خوشگله.

162
00:07:53,494 --> 00:07:54,579
‫گور بابات، بی‌ناموس.

163
00:07:54,580 --> 00:07:56,362
‫نه، نه!

164
00:08:00,968 --> 00:08:03,057
‫بیشتر به صرفه است...
‫خانه‌های سراسر لندن...

165
00:08:30,223 --> 00:08:31,485
‫کوین.

166
00:08:31,486 --> 00:08:34,224
‫یکم بی‌احتیاط رانندگی می‌کنی، ریچی.

167
00:08:34,225 --> 00:08:35,572
‫تامی من کجاست؟

168
00:08:35,701 --> 00:08:39,225
‫چمی‌دونم.
‫من که پیشگو نیستم، مگه نه؟

169
00:08:39,226 --> 00:08:40,353
‫درضمن، هری رو گرفتن.

170
00:08:40,483 --> 00:08:43,397
‫گور بابای هری.
‫پسر من کجاست؟

171
00:08:43,398 --> 00:08:46,093
‫دیگه نگو گور بابای هری.

172
00:08:46,220 --> 00:08:47,526
‫خیلی بی‌ادبیه، ریچی.

173
00:08:49,176 --> 00:08:50,569
‫از ادی پرسیدم.

174
00:08:50,655 --> 00:08:52,656
‫هیچی دربارۀ تامی تو نمی‌دونست.

175
00:08:52,657 --> 00:08:55,307
‫نظرت چیه پسرت رو بیاری...

176
00:08:55,308 --> 00:08:57,960
‫تا همین حرف رو تو روی خودم بزنه؟

177
00:08:59,348 --> 00:09:00,741
‫اگه می‌خوای جنگ راه بندازی، ریچی...

178
00:09:00,870 --> 00:09:02,611
‫فقط کافیه لب تر کنی.

179
00:09:05,652 --> 00:09:08,872
‫اوهارا قراره
‫تا چند ساعت دیگه هری رو بیاره بیرون.

180
00:09:08,999 --> 00:09:13,351
‫یکم دندون رو جگر بذار،
‫مرتیکه عجول.

181
00:09:15,737 --> 00:09:20,089
‫یک ساعت وقت داری،
‫بعدش میام سراغ ادی.

182
00:09:28,690 --> 00:09:29,996
‫با بلا تماس بگیر.

183
00:09:30,082 --> 00:09:30,735
‫در حال تماس با بلا.

184
00:09:36,037 --> 00:09:38,692
‫بل، ادی رو ببر سمت کاتسولدز.

185
00:09:38,819 --> 00:09:40,473
‫دو تا از آدم‌های هری رو می‌فرستم

186
00:09:40,601 --> 00:09:41,602
‫سمت شما.

187
00:09:41,732 --> 00:09:43,297
‫بفهمه کلی ذوق می‌کنه.

188
00:09:43,298 --> 00:09:45,690
‫به کیرمم نیست خوشش میاد یا نه.

189
00:09:50,208 --> 00:09:51,558
‫آخرین باری که آرچی همند رو دیدی...

190
00:09:51,686 --> 00:09:53,775
‫- کی بوده؟
‫- ببین فیسک...

191
00:09:53,904 --> 00:09:57,821
‫الان از اون وقت‌هاست که باید بگم
‫برو درتو بذار، نه؟

192
00:09:57,946 --> 00:09:59,643
‫چون وکیلم تو راهه.

193
00:09:59,644 --> 00:10:01,165
‫هنوز که به چیزی متهم نشدی هری.

194
00:10:01,293 --> 00:10:02,991
‫- آروم باش بابا.
‫- پس چرا اینجام؟

195
00:10:04,684 --> 00:10:06,772
‫- من می‌تونم کمکت کنم هری.
‫- شک دارم بتونی.

196
00:10:06,773 --> 00:10:08,597
‫توام می‌تونی به ما کمک کنی.

197
00:10:08,598 --> 00:10:10,206
‫حالت خوبه فیسک؟

198
00:10:12,683 --> 00:10:15,643
‫هریگن‌ها دارن میرن ته دره و سقوط می‌کنن.

199
00:10:15,769 --> 00:10:19,032
‫وقتی این اتفاق بیفته،
‫کلی آدم از بین میرن.

200
00:10:19,033 --> 00:10:21,510
‫ولی من می‌تونم تو رو
‫با یه چترنجات از این وضع نجات بدم.

201
00:10:22,551 --> 00:10:24,901
‫رفیق، اصلاً از این استعاره‌هات،
‫سر در نمیارم.

202
00:10:26,593 --> 00:10:28,552
‫هریگن‌ها دارن میرن ته دره و سقوط می‌کنن.
‫خب؟

203
00:10:28,680 --> 00:10:31,508
‫تو هم می‌تونی من رو
‫با یه چترنجات از این وضع نجات بدی.

204
00:10:31,509 --> 00:10:32,811
‫از سقوطِ کجا نجاتم میدی؟
‫هواپیما یا قطار؟ یکم گیج شدم.

205
00:10:32,940 --> 00:10:34,419
‫- هری...
‫- نه، پیشنهاد میدم...

206
00:10:34,420 --> 00:10:36,419
‫استعاره‌ات مربوط به هواپیما باشه...

207
00:10:36,420 --> 00:10:37,985
‫سقوط هواپیما،
‫خیلی بدتر از سقوط با قطاره.

208
00:10:38,113 --> 00:10:40,507
‫تلفاتش بیشتره.

209
00:10:40,635 --> 00:10:42,549
‫می‌خوای بری بیرون
‫و روش فکر کنی؟

210
00:10:42,550 --> 00:10:44,288
‫شاید بعدش که برگشتی داخل،
‫بتونی از اول دوباره امتحان کنی.

211
00:10:46,677 --> 00:10:48,897
‫وکیلش اینجاست.

212
00:10:51,329 --> 00:10:52,634
‫فیسک.

213
00:10:52,635 --> 00:10:53,981
‫لطفاً بگو برای چی ریختی تو خونۀ...

214
00:10:53,982 --> 00:10:55,895
‫موکلم،
‫و جلوی خانواده‌اش...

215
00:10:56,023 --> 00:10:57,851
‫اون رو گرفتی آوردی اینجا؟

216
00:10:57,980 --> 00:11:00,722
‫گفتیم موکلت می‌تونه
‫توی تحقیقاتمون...

217
00:11:00,849 --> 00:11:02,937
‫مربوط به آرچی همند، کمکمون کنه.

218
00:11:02,938 --> 00:11:04,459
‫کی؟

219
00:11:04,587 --> 00:11:06,633
‫موکل دیگه‌ات،
‫یعنی شریک همیشگی کانرد هریگن...

220
00:11:06,761 --> 00:11:09,676
‫آرچی همند.

221
00:11:09,677 --> 00:11:11,719
‫برای چی دارین
‫درباره‌اش تحقیق می‌کنین؟

222
00:11:12,673 --> 00:11:14,631
‫خب در حال حاضر،
‫می‌خوایم بدونیم...

223
00:11:14,632 --> 00:11:16,806
‫موکلتون، آخرین بار کی آقای همند رو دیده.

224
00:11:16,933 --> 00:11:18,325
‫چه اهمیتی داره؟

225
00:11:18,326 --> 00:11:19,543
‫می‌خوایم باهاش حرف بزنیم.

226
00:11:19,629 --> 00:11:21,195
‫خب باهاش تماس بگیرید.

227
00:11:22,106 --> 00:11:24,369
‫آره خب. اینکار رو کردیم.
‫ولی جواب نداد.

228
00:11:24,455 --> 00:11:25,455
‫مسخره است.

229
00:11:25,456 --> 00:11:28,020
‫من باید همین الان از اینجا بزنم بیرون
‫خب؟

230
00:11:28,021 --> 00:11:29,890
‫من همین الان موکلم رو برمی‌گردونم خونه.

231
00:11:30,018 --> 00:11:31,671
‫برش می‌گردونم پیش خانواده‌اش.

232
00:11:31,672 --> 00:11:33,498
‫خیلی‌خب.

233
00:11:35,322 --> 00:11:37,279
‫دربارۀ حرفی که زدم فکر کن، هری.

234
00:11:37,280 --> 00:11:39,455
‫این کار و کاسبی داره جمع میشه.
‫خودت هم می‌دونی.

235
00:11:39,582 --> 00:11:42,932
‫شاید کانرد ندونه.
‫ولی تو می‌دونی.

236
00:11:42,933 --> 00:11:45,149
‫مگه نه رفیق؟

237
00:11:50,581 --> 00:11:53,670
‫آرچی.

238
00:11:55,233 --> 00:11:57,364
‫سعی کن زیاد پدربزرگت رو ناراحت نکنی.

239
00:12:04,884 --> 00:12:06,668
‫ادی؟
‫هنوز هم فوتبال بازی می‌کنی؟

240
00:12:06,840 --> 00:12:09,713
‫هربار که می‌بینمت
‫تو  این سوال رو از من می‌پرسی.

241
00:12:09,839 --> 00:12:12,014
‫از وقتی ده سالم بود
‫تا حالا دیگه فوتبال بازی نکردم.

242
00:12:12,015 --> 00:12:13,754
‫از فوتبال تخمی حالم بهم می‌خوره.

243
00:12:15,876 --> 00:12:17,320
‫خودمون باید ترتیب این بچه کونی رو بدیم.

244
00:12:17,344 --> 00:12:18,119
‫گل کفتی.

245
00:12:18,143 --> 00:12:19,361
‫لطفاً انگلیسی حرف بزنین.

246
00:12:19,491 --> 00:12:20,623
‫گفتم چقدر هوا

247
00:12:20,751 --> 00:12:21,839
‫این موقع از سال، خفن میشه.

248
00:12:21,925 --> 00:12:24,362
‫خیلی عالیه.

249
00:12:29,011 --> 00:12:30,230
‫ممکنه اتفاقی باشه.

250
00:12:30,316 --> 00:12:31,882
‫من که فکر نکنم اتفاقی باشه.

251
00:12:33,491 --> 00:12:35,447
‫- خیلی‌خب.
‫- اچ.

252
00:12:35,448 --> 00:12:36,708
‫ریچی اومد سراغم.

253
00:12:36,794 --> 00:12:38,535
‫اومده بود دنبال ادی.

254
00:12:38,663 --> 00:12:40,883
‫منم زوشا و کیکو رو فرستادم
‫تا اون رو به کاتسولدز ببرن.

255
00:12:41,010 --> 00:12:42,534
‫قرارمون اونجا باشه.

256
00:12:42,662 --> 00:12:43,620
‫باشه رفیق.

257
00:12:43,706 --> 00:12:46,186
‫خب،
‫بریم سمت کانرد، باشه؟

258
00:12:49,183 --> 00:12:51,447
‫خب، امکان نداره
‫فیسک از چیزی خبر نداشته باشه.

259
00:12:51,575 --> 00:12:54,883
‫- یه چیزایی می‌دونه.
‫- -خب تئوری اول اینه که...

260
00:12:55,009 --> 00:12:56,794
‫توی خونه شنود گذاشتن.

261
00:12:56,922 --> 00:12:58,881
‫خب اگه شرایط اینقدر جدی و
‫با برنامه باشه...

262
00:12:59,009 --> 00:13:01,751
‫توی پنج دقیقه می‌فهمیدن کانرد به قتل رسیده
‫درسته؟

263
00:13:01,879 --> 00:13:04,924
‫تئوری دوم اینکه آرچی جاسوس بوده

264
00:13:04,925 --> 00:13:07,532
‫و منتظر خبر از سمت اون بعد از جلسه بودن.

265
00:13:07,533 --> 00:13:10,882
‫خبری از اون نشده،
‫برای همین اومدن تو رو دستگیر کردن.

266
00:13:12,182 --> 00:13:14,663
‫- ظاهراً حریص شده بوده.
‫- کی گفته؟

267
00:13:15,878 --> 00:13:17,313
‫میو.

268
00:13:17,314 --> 00:13:19,792
‫الان مدرکت اینه؟ حرف‌های میو؟

269
00:13:19,793 --> 00:13:21,357
‫شاید هم به خودش شنود وصل کرده بوده.

270
00:13:21,486 --> 00:13:22,705
‫نه، شنود بهش وصل نبود.

271
00:13:22,877 --> 00:13:24,834
‫گشتمش.

272
00:13:26,966 --> 00:13:29,749
‫امروز صبح...
‫جسدش رو انداختم توی کیسه

273
00:13:29,877 --> 00:13:31,531
‫بردمش سمت بنگاه کفن و دفن پیت...

274
00:13:31,703 --> 00:13:33,747
‫و گذاشتمش توی تابوت یه عزیزِ قدیمی.

275
00:13:33,748 --> 00:13:35,138
‫شبیه زن قبلیش بود.

276
00:13:35,139 --> 00:13:36,834
‫- خدای من.
‫- قطعاً کلی حال می‌کنه.

277
00:13:38,180 --> 00:13:39,573
‫آخه کانردِ دیوونه...

278
00:13:39,703 --> 00:13:40,921
‫داشته چه فکری با خودش می‌کرده!

279
00:13:41,050 --> 00:13:43,052
‫منم سرنخی گیرم نیومد.

280
00:13:44,006 --> 00:13:45,355
‫ولی یکی رو می‌شناسم که یه چیزی می‌دونه.

281
00:13:47,442 --> 00:13:50,009
‫خب دیگه...

282
00:13:51,832 --> 00:13:53,834
‫- سلام جن، چطوری؟
‫- اومدی بیرون؟

283
00:13:53,963 --> 00:13:55,791
‫جینا چطوره؟
‫امتحانش چطور پیش رفت؟

284
00:13:55,919 --> 00:13:57,312
‫کجایی؟

285
00:13:57,398 --> 00:13:58,921
‫به محض اینکه بتونم میام خونه، باشه؟

286
00:13:59,093 --> 00:14:01,051
‫ولی اول باید به چند تا کار رسیدگی کنم.

287
00:14:01,052 --> 00:14:03,835
‫جلسه تراپی ساعت دو چی میشه پس؟

288
00:14:05,919 --> 00:14:10,924
‫می‌دونی که به شدت دلم می‌خواد
‫این جلسه رو بریم. هرچند فایده نداره.

289
00:14:12,528 --> 00:14:14,443
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.

290
00:14:17,571 --> 00:14:20,574
‫نه، حتماً یکی به فیسک خبر داده.

291
00:14:20,702 --> 00:14:22,921
‫قطعاً یه چیزایی می‌دونه.
‫می‌تونم حسش کنم.

292
00:14:23,050 --> 00:14:24,791
‫به نظرت کی امروز باهامون تماس گرفته بود؟

293
00:14:26,485 --> 00:14:29,053
‫یکی از افراد بینشون.

294
00:14:29,180 --> 00:14:32,008
‫- نقطه ضعفشون کیه؟
‫- نمی‌دونم، ولی از هری...

295
00:14:32,009 --> 00:14:33,747
‫برای کمک به خودمون استفاده می‌کنیم.

296
00:14:33,876 --> 00:14:35,659
‫جدی؟
‫چرا باید اینکار رو بکنه؟

297
00:14:35,660 --> 00:14:38,095
‫- شغلشه.
‫- منظورت چیه؟

298
00:14:38,224 --> 00:14:40,051
‫محافظت از هریگن‌ها!

299
00:14:40,052 --> 00:14:41,486
‫اگه فکر کنه یه خبرچین بینشونه،

300
00:14:41,616 --> 00:14:43,052
‫باید اون رو پیدا کنه.

301
00:14:45,267 --> 00:14:48,052
‫و وقتی پیداش کرد...

302
00:14:48,053 --> 00:14:49,573
‫یعنی ما هم پیداش کردیم.

303
00:15:01,790 --> 00:15:04,314
‫سرافینا؟

304
00:15:04,486 --> 00:15:06,880
‫یه نفر اومده شما رو ببینه.

305
00:15:09,747 --> 00:15:11,836
‫فکر کنم قراره دربارۀ این اتفاق حرف بزنیم!

306
00:15:11,965 --> 00:15:13,096
‫کاتسولدز؟

307
00:15:13,226 --> 00:15:15,183
‫چی؟
‫نه. راستش نه!

308
00:15:15,184 --> 00:15:16,923
‫نه، دارم میگم دیشب یه پیشنهاد بهم شد.

309
00:15:17,095 --> 00:15:18,619
‫پس حثمون دربارۀ اونه؟

310
00:15:18,705 --> 00:15:21,316
‫آره. پس فکر کردی دربارۀ چیه؟

311
00:15:21,444 --> 00:15:24,838
‫بابا!
یا مرگ غم‌انگیز آرچی!

312
00:15:24,966 --> 00:15:26,054
‫اوه...

313
00:15:26,183 --> 00:15:27,794
‫ببین، باباها همینجورین دیگه.

314
00:15:27,922 --> 00:15:29,315
‫همیشه همینطوری بوده.

315
00:15:29,401 --> 00:15:30,663
‫اگه قرار بود هربار که...

316
00:15:30,793 --> 00:15:32,797
‫کاری می‌کرد که
‫آدم‌های عادی خیلی باهاش اذیت می‌شدن

317
00:15:32,798 --> 00:15:34,068
‫من نتونم درست بخوابم...

318
00:15:34,097 --> 00:15:35,795
‫مثلاً وقتی مدرسه می‌رفتم،
‫اون رفت توی زمین ورزش

319
00:15:35,923 --> 00:15:37,750
‫و استاد ورزش راگبیمون رو...

320
00:15:37,751 --> 00:15:40,230
‫با یه چتر،
‫در حد مرگ کتک زد.

321
00:15:41,315 --> 00:15:43,056
‫حالا پیشنهادی که بهت شده چی هست؟

322
00:15:43,185 --> 00:15:45,317
‫آره، خب.
‫ببین...

323
00:15:45,318 --> 00:15:48,275
‫راستش جفتمون می‌دونیم
‫من یه مدت...

324
00:15:48,447 --> 00:15:51,058
‫از وقتی اون اتفاق افتاد،
‫من رو کنار گذاشته بودن.

325
00:15:51,185 --> 00:15:53,839
‫منظورت اتفاقات توی سوئیسه یا توی بلاروس؟

326
00:15:53,840 --> 00:15:56,928
‫راستش، جفتش.
‫فکر کنم میشه گفت جفتش.

327
00:15:57,056 --> 00:15:58,753
‫- حرفت رو ادامه بده.
‫- خب...

328
00:15:58,883 --> 00:16:01,667
‫دنبال یه راه بودم باز برگردم.

329
00:16:01,668 --> 00:16:05,102
‫می‌خواستم دوباره اعتماد بابام رو جلب کنم.

330
00:16:05,103 --> 00:16:07,712
‫و فکر کنم راهش رو پیدا کردم.

331
00:16:07,884 --> 00:16:09,537
‫و چه کسی بهتر از خواهرم برای کمک بهم هست؟

332
00:16:09,538 --> 00:16:11,668
‫نه گوش کن،
‫منظورم پول و خیره و اینا نیست.

333
00:16:11,841 --> 00:16:13,102
‫اعتماد...به هیچ وجه این چیزا نیست.

334
00:16:13,103 --> 00:16:16,016
‫وقتی پیشنهادم رو بشنوی...

335
00:16:16,017 --> 00:16:17,016
‫قراره حسابی ذوق کنی.

336
00:16:17,102 --> 00:16:19,061
‫سرافینا...

337
00:16:19,189 --> 00:16:23,019
‫قراره حسابی باهاش حشری بشی.

338
00:16:23,147 --> 00:16:24,801
‫- یه خبر و کار کوچیکه!
‫- آره.

339
00:16:24,887 --> 00:16:27,619
‫برای اینکه دوباره مورد توجه بابا قرار بگیری
‫بعد گند کاریت توی سوئیس و بلاروس

340
00:16:27,648 --> 00:16:28,714
‫و همینطور کار فرودگاه هیترو...

341
00:16:28,715 --> 00:16:30,802
‫باید با یه چیز خیلی فوق‌العاده

342
00:16:30,888 --> 00:16:32,542
‫دوباره خودی نشون بدی.

343
00:16:32,670 --> 00:16:34,150
‫یه چیز مقدس و خفن.

344
00:16:34,236 --> 00:16:37,805
‫درضمن بهتره اینقدر با شدت
‫دربارۀ حشری شدن من حرف نزنی.

345
00:16:37,932 --> 00:16:39,456
‫مثلاً خواهرتما، لعنتی.

346
00:16:39,585 --> 00:16:40,760
‫خب تو خواهر ناتنی منی...

347
00:16:40,846 --> 00:16:41,891
‫خیلی هم مناسب اینکاری.

348
00:16:41,977 --> 00:16:43,804
‫من یا مناسبم،
‫یا مناسب نیستم...

349
00:16:43,805 --> 00:16:46,195
‫کاملاً مناسب بودن، به کارمون نمیاد.

350
00:16:46,196 --> 00:16:48,196
‫بعدم هرجور که باشه،
‫من خواهرتم.

351
00:16:48,326 --> 00:16:49,806
‫- ناتنی‌ای!
‫- ثالثاً...

352
00:16:49,978 --> 00:16:51,719
‫وقتی یه پیشنهاد داری که
‫زندگیت رو تغیر میده، و قبولش می‌کنی

353
00:16:51,805 --> 00:16:55,024
‫باید به طرف ناهار بدی
‫نه اینکه ببریش کافه.

354
00:16:55,025 --> 00:16:57,024
‫می‌خوام یه لطفی بهت بکنم، برندن.

355
00:16:57,154 --> 00:16:59,024
‫من به بابا نمیگم که
‫اومدی سراغم و چیزی گفتی.

356
00:16:59,025 --> 00:17:00,198
‫برو پی کارت.

357
00:17:00,284 --> 00:17:02,069
‫دو سه سال برو یه کشور دیگه

358
00:17:02,155 --> 00:17:05,505
‫و این فکر کن که چرا اینقدر گند می‌زنی!

359
00:17:05,506 --> 00:17:08,157
‫که چرا این سبک زندگی مناسبت نیست!

360
00:17:08,158 --> 00:17:10,158
‫و واقعاً هم این سبک زندگی مناسبت نیست.

361
00:17:10,244 --> 00:17:12,027
‫شاید بهتر باشه بگردی و یه چیزی پیدا کنی

362
00:17:12,028 --> 00:17:14,419
‫که کمتر تو رو به چالش بکشه.

363
00:17:14,420 --> 00:17:17,247
‫من خیلی سرم شلوغه.
‫کلی کار دارم...

364
00:17:17,375 --> 00:17:18,942
‫- ناهارت با من.
‫- باشه.

365
00:17:19,028 --> 00:17:20,726
‫- مراقب خودت باش.
‫- خیلی‌خب.

366
00:17:21,855 --> 00:17:23,161
‫کاملاً مناسبم؟

367
00:17:23,247 --> 00:17:24,466
‫می‌خواستم بگم خیلی مناسبی!

368
00:17:24,595 --> 00:17:25,988
‫ولی گفتم شاید عجیب به نظر بیاد.

369
00:17:30,857 --> 00:17:34,077
‫آره، توماس هم باید اونجا باشه.

370
00:17:34,078 --> 00:17:36,470
‫گفت برای آخر هفته برنامه داره

371
00:17:36,598 --> 00:17:39,775
‫ولی اینجوری، مجبوره اینکار رو بکنه.

372
00:17:40,947 --> 00:17:42,775
‫تشریف آوردی!

373
00:17:42,861 --> 00:17:44,210
‫دیر کردی.

374
00:17:44,340 --> 00:17:46,342
‫- یک دقیقه دیر کردم.
‫- ساعت من چیز دیگه‌ای میگه.

375
00:17:46,514 --> 00:17:48,081
‫ممنون که قبول کردی ببینیم.

376
00:17:48,167 --> 00:17:49,995
‫باعث افتخارمه.

377
00:17:50,124 --> 00:17:52,344
‫خیلی وقته ندیده بودمت.

378
00:17:52,473 --> 00:17:53,822
‫دو سالی میشه.

379
00:17:54,777 --> 00:17:58,041
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت.

380
00:17:58,170 --> 00:18:00,912
‫توام همینطور بابا.

381
00:18:01,997 --> 00:18:03,477
‫خب، چطور می‌تونم کمکت کنم؟

382
00:18:04,433 --> 00:18:06,696
‫جایی هست بریم؟

383
00:18:06,825 --> 00:18:09,088
‫گفتم که،
‫خیلی سرم شلوغه.

384
00:18:09,217 --> 00:18:10,871
‫موضوع حساسیه.

385
00:18:11,740 --> 00:18:13,655
‫اگه چیزیه که باید پنهانش کنم...

386
00:18:13,741 --> 00:18:15,394
‫پس نمی‌خوام چیزی درباره‌اش بدونم.

387
00:18:15,481 --> 00:18:18,222
‫می‌خوام یکی از همکارام رو ببینی.

388
00:18:18,351 --> 00:18:19,308
‫همکارات؟

389
00:18:19,394 --> 00:18:20,917
‫یه مرد فرانسوی.

390
00:18:20,918 --> 00:18:22,222
‫پول خوبی میده

391
00:18:22,352 --> 00:18:24,789
‫اگه بتونی اون رو
‫به دوستات توی دولت معرفیش کنی.

392
00:18:24,875 --> 00:18:26,355
‫فهمیدم.

393
00:18:26,484 --> 00:18:30,357
‫چقدر بابت این حرفات به تو پول داده؟

394
00:18:30,486 --> 00:18:32,052
‫نصف چیزی که قراره به تو بده.

395
00:18:34,270 --> 00:18:37,882
‫می‌دونی چیه، ایزابلا.
‫تو همیشه دسیسه‌چینی می‌کردی

396
00:18:38,010 --> 00:18:40,752
‫آدم‌ها رو تیغ می‌زدی،
‫حتی شده اندازه یه پول کم!

397
00:18:40,881 --> 00:18:44,275
‫همیشه داشتی اینکار رو می‌کردی.

398
00:18:44,276 --> 00:18:46,189
‫پولش رو می‌خوای یا نه؟

399
00:18:48,144 --> 00:18:50,320
‫اطلاعاتش رو برام بفرست.

400
00:18:50,450 --> 00:18:51,756
‫به نظر خوب میای.

401
00:18:51,842 --> 00:18:53,626
‫زمان ما زن‌ها تو چهل‌سالگی،

402
00:18:53,712 --> 00:18:56,975
‫شبیه جنازه‌های آرایش‌کرده بودن.

403
00:18:56,976 --> 00:18:58,846
‫چقدر همه ‌چی عوض شده.

404
00:19:09,284 --> 00:19:11,286
‫اون موتور سیکلته یه مدته دنبالمونه.

405
00:19:12,633 --> 00:19:14,592
‫الانم یه بی‌ام‌و نقره‌ای بهش اضافه شده.

406
00:19:24,465 --> 00:19:26,945
‫- هنوز دارن میرن سمت غرب.
‫- ساعت دوازده و یک دقیقه‌س.

407
00:19:26,946 --> 00:19:30,164
‫گور بابای هری دِ سوزا و همه‌ی هریگن‌ها.

408
00:19:30,250 --> 00:19:32,122
‫ادی هریگن رو برام بیارید.

409
00:19:32,251 --> 00:19:36,516
‫سالم بیاریدش، با قلبی که هنوز می‌زنه.

410
00:19:36,517 --> 00:19:38,037
‫حله.

411
00:19:40,428 --> 00:19:41,604
‫پیت، عقب بکش.

412
00:19:41,691 --> 00:19:43,519
‫- می‌ریم بزنیم جلوشون.
‫- دریافت شد.

413
00:19:44,430 --> 00:19:45,475
‫می‌خوام همین ‌جا وایستم،

414
00:19:45,606 --> 00:19:47,521
‫ببینم اونا هم وایمیستن یا نه.

415
00:19:51,434 --> 00:19:53,698
‫خب، بیاین یه گپ بزنیم.

416
00:19:53,784 --> 00:19:56,047
‫می‌دونی داری چیکار می‌کنی؟

417
00:19:59,482 --> 00:20:00,614
‫خوبی، رفیق؟

418
00:20:00,700 --> 00:20:03,050
‫- آره، ما خوبیم.
‫- خوبه.

419
00:20:03,179 --> 00:20:05,530
‫ما از اون طرف می‌ریم.

420
00:20:06,441 --> 00:20:08,139
‫چرا شما نمی‌رید اونور؟

421
00:20:08,225 --> 00:20:09,487
‫نه.

422
00:20:09,618 --> 00:20:10,967
‫این بچه باید با ما بیاد.

423
00:20:51,378 --> 00:20:52,466
‫مواظب باش!

424
00:20:59,296 --> 00:21:00,602
‫لعنتی. پیت، بچسب دنبالشون.

425
00:21:00,732 --> 00:21:02,211
‫جلوشونو می‌گیریم.

426
00:21:14,435 --> 00:21:16,742
‫دارن سمت شما میان.

427
00:21:18,786 --> 00:21:20,701
‫دیدار به قیامت، اسکل‌ها.

428
00:21:20,787 --> 00:21:23,747
‫اونا اونجان. پشتت. بچرخ بیا عقب.

429
00:21:26,051 --> 00:21:28,966
‫دمت گرم زوش، رانندگیت عالیه.

430
00:21:28,967 --> 00:21:30,445
‫لعنتی هنوز تموم نشده.

431
00:21:30,532 --> 00:21:32,315
‫اگه می‌خواستن ما رو بکشن، تا حالا مرده بودیم.

432
00:21:34,621 --> 00:21:36,275
‫لعنتی، برگشتن.

433
00:21:40,407 --> 00:21:42,192
‫کیکو! اگه فرصت کشتنش رو داشتی،

434
00:21:42,321 --> 00:21:43,714
‫بکش!

435
00:21:51,413 --> 00:21:52,719
‫کیکو!

436
00:21:59,897 --> 00:22:01,290
‫وای، لعنتی

437
00:22:01,376 --> 00:22:03,291
‫چه گُهی خوردی
‫که همچین بلوایی راه افتاده؟

438
00:22:03,420 --> 00:22:05,988
‫که گفتی نمی‌خواستن بکشتت؟
‫دستت درد نکنه!

439
00:22:13,513 --> 00:22:16,691
‫خوبه که سالم می‌بینمت.

440
00:22:16,777 --> 00:22:18,256
‫بیا، برو تو.

441
00:22:18,342 --> 00:22:19,822
‫بجنب.

442
00:22:22,389 --> 00:22:23,695
‫چطوری، عزیز دلم؟

443
00:22:23,824 --> 00:22:26,305
‫باورت می‌شه؟ طرف رو موتور بود،

444
00:22:26,391 --> 00:22:28,567
‫کیکو یه تیر زد وسط صورتش.

445
00:22:28,653 --> 00:22:30,394
‫برو تو دیگه. بجنب.

446
00:22:30,524 --> 00:22:33,049
‫بیا تو. زود باش.

447
00:22:36,224 --> 00:22:38,443
‫خب، ماشین رو ببر اصطبل قدیمی.

448
00:22:38,529 --> 00:22:40,619
‫بعداً اوراقش می‌کنیم و میندازیم بره، باشه؟

449
00:22:40,705 --> 00:22:43,316
‫و کیکو، زوشا، کارتون عالی بود.

450
00:22:43,402 --> 00:22:45,665
‫خب، برید دیگه.

451
00:22:52,407 --> 00:22:54,278
‫- سلام، اچ.
‫- سلام، رفیق.

452
00:22:54,409 --> 00:22:57,237
‫- خانم اوهارا.
‫- پال.

453
00:22:57,238 --> 00:22:58,933
‫برید.

454
00:23:04,676 --> 00:23:07,765
‫هری، همه ‌چی رو رواله؟

455
00:23:07,766 --> 00:23:09,853
‫کانرد این دور و وراست؟

456
00:23:09,984 --> 00:23:12,682
‫تو آشپزخونه منتظرتونه.

457
00:23:21,077 --> 00:23:22,818
‫ماشین رو به رگبار بستن،

458
00:23:22,905 --> 00:23:26,082
‫پر از جای گلوله‌ست،

459
00:23:26,210 --> 00:23:28,212
‫- نوه‌م توش بود.
‫- یا خدا.

460
00:23:28,298 --> 00:23:30,866
‫- حالش خوبه؟
‫- اِدی کی حالش خوب بوده؟

461
00:23:30,952 --> 00:23:33,999
‫منظورم اینه که آسیب ندیده؟

462
00:23:36,913 --> 00:23:38,784
‫ریچی زده تو کرک و پَرِمون...

463
00:23:39,871 --> 00:23:41,307
‫باید جواب بدیم.

464
00:23:41,393 --> 00:23:43,831
‫و این طور ته‌ش جنگ میشه.

465
00:23:45,570 --> 00:23:49,313
‫کانرد، باید یه کم درباره آرچی باهات حرف بزنم.

466
00:23:53,488 --> 00:23:56,317
‫آرچی با استیونسون‌ها تو کار فنتانیل بود.

467
00:23:56,403 --> 00:23:58,014
‫یه درصدی می‌گرفت،

468
00:23:58,100 --> 00:24:00,798
‫که منو قانع کنه ولشون کنیم به حال خودشون.

469
00:24:00,884 --> 00:24:03,060
‫شرمنده، کانرد ولی...

470
00:24:03,146 --> 00:24:07,498
‫فکر نکنم این حرف درست باشه واقعاً.

471
00:24:07,627 --> 00:24:08,802
‫چی؟

472
00:24:08,889 --> 00:24:10,848
‫- یعنی می‌گی میو دروغ گفته؟
‫- نه.

473
00:24:10,977 --> 00:24:12,892
‫می‌گم شاید موضوع خیلی بدتر از ایناست.

474
00:24:12,978 --> 00:24:14,632
‫یعنی چطور؟

475
00:24:14,718 --> 00:24:17,721
‫خب منو امروز صبح کشوندن اونور،

476
00:24:17,807 --> 00:24:20,984
‫یه یارو به اسم فیسک.

477
00:24:21,070 --> 00:24:24,378
‫فقط راجب آرچی سوال می‌پرسید.

478
00:24:29,640 --> 00:24:32,077
‫خب...

479
00:24:32,207 --> 00:24:36,124
‫فکر می‌کنی فیسک چیزی درباره‌ی دیشب می‌دونه؟

480
00:24:37,297 --> 00:24:39,299
‫اگه می‌دونست، فکر کنم تا الان

481
00:24:39,386 --> 00:24:41,301
‫تیم جرمشناسی مثل مور و ملخ ریخته بودن اینجا.

482
00:24:41,387 --> 00:24:43,781
‫ولی این‌طور نیست، نه؟
‫یه کم مشکوکه.

483
00:24:44,780 --> 00:24:45,911
‫فکر می‌کنی آرچی خبرچین بوده؟

484
00:24:46,042 --> 00:24:47,478
‫نمی‌دونم، واقعاً نمی‌دونم.

485
00:24:49,783 --> 00:24:52,002
‫آرچی.

486
00:24:52,088 --> 00:24:53,524
‫خبرچین؟

487
00:24:57,091 --> 00:24:58,963
‫می‌تونم جنازه‌ی اون عوضی رو بکشم بیرون

488
00:24:59,049 --> 00:25:01,965
‫و دوباره همون بلا رو سرش بیارم!
‫باید این کار رو می‌کردم.

489
00:25:02,051 --> 00:25:04,053
‫می‌تونستم گلوشو ببُرم.

490
00:25:04,139 --> 00:25:06,663
‫زبونش رو بُبرم.

491
00:25:06,793 --> 00:25:09,534
‫باید این کارو می‌کردم؟
‫آخه چه فکری پیش خودم کردم؟

492
00:25:14,145 --> 00:25:17,670
‫کسی اگه راهی برای زمین زدنت پیدا کنه،
‫خب دمش گرم.

493
00:25:17,799 --> 00:25:20,062
‫ذات آدمه، تو طبیعت رحم و مروت نیست.

494
00:25:20,148 --> 00:25:21,540
‫واسه همینه که طبیعت رو دوست دارم.

495
00:25:21,627 --> 00:25:23,629
‫اگه ازت گنده‌تر باشم، قوی‌تر باشم،

496
00:25:23,716 --> 00:25:27,109
‫یا می‌خورمت یا اول ترتیبتو می‌دم
‫بعد می‌خورمت.

497
00:25:27,110 --> 00:25:29,676
‫ولی اگه از پشت خنجر بزنی؟
‫می‌فهمم.

498
00:25:29,762 --> 00:25:31,851
‫می‌فهمم.

499
00:25:33,547 --> 00:25:36,855
‫یه گلوله تو قلبت خالی می‌کنم،
‫ولی سرکوفتت نمی‌زنم.

500
00:25:38,941 --> 00:25:40,769
‫ولی خبرچین؟

501
00:25:40,855 --> 00:25:43,510
‫اگه دیروز اینو می‌گفتی،

502
00:25:43,639 --> 00:25:45,511
‫منم می‌خندیدم، ولی...

503
00:25:45,640 --> 00:25:47,904
‫عجیبه که دارن درباره‌ش سوال می‌پرسن، نه؟

504
00:25:47,990 --> 00:25:49,034
‫آره.

505
00:25:49,120 --> 00:25:51,427
‫من باور نمی‌کنم.

506
00:25:52,601 --> 00:25:53,820
‫مدرک می‌خوام.

507
00:25:53,906 --> 00:25:56,473
‫مدرک درست و حسابی می‌خوام.

508
00:25:56,603 --> 00:25:58,561
‫می‌تونی برام جورش کنی، هری؟

509
00:25:58,691 --> 00:26:00,127
‫اگه مدرکی باشه، خب،

510
00:26:00,257 --> 00:26:01,911
‫برات میارم، آره.

511
00:26:01,997 --> 00:26:03,650
‫باشه.

512
00:26:03,781 --> 00:26:05,087
‫با اِدی حرف بزن.

513
00:26:05,173 --> 00:26:07,479
‫ماجرای تامی رو ردیف کن.

514
00:26:07,609 --> 00:26:10,220
‫اگه لازم شد
‫یه کتک درست و ‌حسابی بهش بزن.

515
00:26:12,654 --> 00:26:14,656
‫باید زبونش رو می‌بریدم.

516
00:26:14,743 --> 00:26:16,440
‫باید این کار رو می‌کردم.

517
00:26:18,464 --> 00:26:25,464
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

518
00:26:29,751 --> 00:26:32,710
‫باید می‌گفتم «بفرما تو» قبل اینکه بیای تو.

519
00:26:32,839 --> 00:26:34,579
‫بشین، اِدی.

520
00:26:34,665 --> 00:26:36,755
‫- چرا؟
‫- بگیر بشین.

521
00:26:43,366 --> 00:26:45,150
‫یه مشکل کوچیک دارم.

522
00:26:48,237 --> 00:26:50,718
‫به کمکت نیاز دارم،

523
00:26:50,804 --> 00:26:53,764
‫چون راستش این مشکل خودته.

524
00:26:55,937 --> 00:26:58,809
‫فیلم دوربین مداربسته باشگاه رو دیدم.

525
00:26:58,895 --> 00:27:00,810
‫با سه تا پسر بودی.

526
00:27:02,592 --> 00:27:04,856
‫یکی‌شون تامی بود، نه؟

527
00:27:10,031 --> 00:27:12,250
‫می‌خوای خودت برام تعریف کنی چی شد؟

528
00:27:13,380 --> 00:27:15,034
‫آره.

529
00:27:15,120 --> 00:27:17,991
‫باشه.

530
00:27:17,992 --> 00:27:19,818
‫تامی رو دیدم.

531
00:27:19,904 --> 00:27:21,732
‫رفتیم چندتا نوشیدنی خوردیم.

532
00:27:21,818 --> 00:27:25,126
‫یه یارو خواست چاقو بکشه
‫من زودتر ازش زدم.

533
00:27:25,254 --> 00:27:27,517
‫تامی رید به خودش و فرار کرد.

534
00:27:27,647 --> 00:27:28,953
‫اون دوتا دیگه کی بودن؟

535
00:27:29,082 --> 00:27:30,257
‫دو تا الدنگ از وست‌مینستر.

536
00:27:30,343 --> 00:27:32,432
‫ولی می‌شناسی‌شون؟

537
00:27:32,518 --> 00:27:34,782
‫- آره، می‌شناسم.
‫- اسمشون؟

538
00:27:36,085 --> 00:27:38,304
‫یا می‌شناسی یا نمی‌شناسی.

539
00:27:38,305 --> 00:27:40,784
‫آلفی کینگ و جک وایلی.

540
00:27:42,087 --> 00:27:44,828
‫باشه.

541
00:27:44,829 --> 00:27:46,916
‫یه کثافت روی دماغته.

542
00:27:47,915 --> 00:27:50,135
‫کثافت نیست، پودر شیرینیه.

543
00:27:51,699 --> 00:27:55,225
‫کانرد می‌خواد یه حالی بهت بدم.

544
00:27:57,050 --> 00:27:59,312
‫فعلاً بی‌خیالش می‌شم.

545
00:27:59,313 --> 00:28:03,880
‫می‌رم با اون دوتا دوستت حرف می‌زنم،

546
00:28:03,881 --> 00:28:06,054
‫ببینم چی یادشونه.

547
00:28:12,751 --> 00:28:15,319
‫شماره‌هاشون رو لازم دارم.
‫برام بفرست.

548
00:28:23,276 --> 00:28:24,712
‫- هری.
‫- سلام، کوین.

549
00:28:24,799 --> 00:28:26,843
‫- ببین، وقت ندارم.
‫- کجا داری می‌ری؟

550
00:28:26,844 --> 00:28:29,366
‫باید برم پیش ریچی. اوضاع رو آروم کنم.

551
00:28:29,495 --> 00:28:31,192
‫موفق باشی، رفیق.

552
00:28:40,325 --> 00:28:41,630
‫سلام.

553
00:28:41,716 --> 00:28:42,979
‫سلام. الان پیش اِدی‌ام.

554
00:28:43,065 --> 00:28:45,676
‫- حالش خوبه.
‫- خوبه.

555
00:28:45,805 --> 00:28:47,197
‫میای اینجا؟

556
00:28:47,283 --> 00:28:48,850
‫محاله.

557
00:28:49,849 --> 00:28:51,111
‫قبلاً این‌جا رو دوست داشتی.

558
00:28:51,241 --> 00:28:52,677
‫مال قدیم بود.

559
00:28:53,763 --> 00:28:55,809
‫- خب، باید برم، عزیزم.
‫- باشه.

560
00:28:58,199 --> 00:28:59,853
‫فعلاً.

561
00:29:26,553 --> 00:29:28,904
‫خانم هریگن. بفرمایید بشینید.

562
00:29:29,076 --> 00:29:30,555
‫ممنون.

563
00:29:35,293 --> 00:29:37,513
‫خب، آنتوان.

564
00:29:38,425 --> 00:29:40,600
‫چی لازم داری؟

565
00:29:40,601 --> 00:29:42,992
‫موکل‌هام می‌خوان با پدرت حرف بزنن.

566
00:29:42,993 --> 00:29:45,558
‫هماهنگ کردنش نباید کار سختی باشه.

567
00:29:46,600 --> 00:29:48,297
‫نمی‌خوام فضولی کرده باشم،

568
00:29:48,426 --> 00:29:52,342
‫ولی تا جایی که می‌دونم
‫تو باهاش قطع ارتباط کردی، درسته؟

569
00:29:52,343 --> 00:29:56,038
‫از اون و از کل خانوادت.

570
00:29:56,039 --> 00:29:58,516
‫خب، من و خنواده‌م اختلافاتی داشتیم،

571
00:29:58,517 --> 00:30:00,733
‫ولی همه‌ش گذشته.

572
00:30:00,862 --> 00:30:04,561
‫راجب پدرم هم بگم، ما همیشه در ارتباطیم.

573
00:30:05,602 --> 00:30:07,386
‫موکل‌هام آدمای جدی‌ای هستن.

574
00:30:07,515 --> 00:30:09,646
‫- قضیه خیلی حساسه.
‫- آنتوان، وقتی من می‌گم

575
00:30:09,647 --> 00:30:11,560
‫یه چیزی درسته، یعنی درسته.

576
00:30:11,646 --> 00:30:14,648
‫حالا لطفاً بریم سراغ بحث پول.

577
00:30:14,649 --> 00:30:16,473
‫معتقدیم پیشنهادمون خیلی سخاوتمندانه بوده.

578
00:30:16,474 --> 00:30:18,518
‫آنتوان، پیشنهادت کصشعر بود،

579
00:30:18,646 --> 00:30:21,084
‫شرمنده بابت بی‌ادبی!

580
00:30:23,430 --> 00:30:25,300
‫خب، پس...

581
00:30:25,301 --> 00:30:26,822
‫معامله کنسل شد.

582
00:30:26,823 --> 00:30:29,258
‫- اونا بیشتر از این نمیدن.
‫- بذار حرفم رو تموم کنم.

583
00:30:32,343 --> 00:30:33,823
‫پیشنهاد رو قبول می‌کنم.

584
00:30:34,951 --> 00:30:36,953
‫راستش پولش برام مهم نیست.

585
00:30:37,082 --> 00:30:39,736
‫بیشتر دنبال یه نوع دیگه از معامله‌م.

586
00:30:39,865 --> 00:30:41,345
‫با بلا صحبت می‌کردم.

587
00:30:41,473 --> 00:30:44,085
‫نمیاد اینجا.

588
00:30:46,517 --> 00:30:49,214
‫حیف شد.

589
00:30:49,215 --> 00:30:50,865
‫خبر داره؟

590
00:30:50,866 --> 00:30:52,431
‫درباره‌ی دیشب بهش گفتی؟

591
00:30:52,517 --> 00:30:54,171
‫نه.

592
00:30:55,430 --> 00:30:56,387
‫یعنی به هیچ ‌کی نگفتی؟

593
00:30:56,473 --> 00:30:58,997
‫معلومه که نه.

594
00:31:01,038 --> 00:31:03,083
‫هری رو کشیدن بردن.

595
00:31:03,084 --> 00:31:04,561
‫درباره آرچی ازش پرسیدن.

596
00:31:04,690 --> 00:31:06,648
‫حتماً تصادفی بوده.

597
00:31:06,777 --> 00:31:09,954
‫هری فکر می‌کنه که آرچی...

598
00:31:11,559 --> 00:31:13,431
‫خبرچین بوده.

599
00:31:13,602 --> 00:31:15,647
‫خب، فکر می‌کردم میگی اون بهت نارو زده.

600
00:31:15,776 --> 00:31:18,125
‫- آره.
‫- کوین، عزیزم.

601
00:31:18,126 --> 00:31:21,082
‫یه بوس به مادرت نمی‌دی؟

602
00:31:21,083 --> 00:31:22,733
‫ماچ.

603
00:31:22,862 --> 00:31:25,909
‫- بلا کجاست؟
‫- نمیاد.

604
00:31:26,036 --> 00:31:28,430
‫چه خوبه، نه؟

605
00:31:28,557 --> 00:31:32,257
‫سه نسل زیر یه سقف.

606
00:31:32,383 --> 00:31:34,168
‫آره.

607
00:31:45,251 --> 00:31:46,730
‫خیلی‌خب.

608
00:31:48,945 --> 00:31:50,511
‫- همین ‌جا بمون.
‫- مطمئنی؟

609
00:31:50,512 --> 00:31:52,120
‫آره مطمئنم. فقط همین ‌جا باش.

610
00:31:57,813 --> 00:31:59,597
‫- سلام، فردی.
‫- چه خبر، اچ؟

611
00:31:59,725 --> 00:32:01,596
‫همه چی خوبه رفیق.
‫منتظرم هست.

612
00:32:01,597 --> 00:32:03,510
‫بیا ببرمت پیشش، رفیق.

613
00:32:07,858 --> 00:32:10,465
‫اچ، یه چیزی بگم.

614
00:32:10,592 --> 00:32:12,986
‫- حسابی کفریه.
‫- باشه.

615
00:32:13,113 --> 00:32:15,333
‫- یه بازرسی بدنی کوچیک انجام می‌دم.
‫- باشه، بفرما.

616
00:32:19,546 --> 00:32:21,547
‫- مشکلی نداره.
‫- مطمئنی؟

617
00:32:21,548 --> 00:32:23,024
‫همین الان بازرسیم کرد، نه؟

618
00:32:23,025 --> 00:32:24,155
‫اینور، هری.

619
00:32:24,284 --> 00:32:25,503
‫ای بابا.

620
00:32:25,631 --> 00:32:28,285
‫به مادرت بگو دیگه نگران نباشه.

621
00:32:28,286 --> 00:32:30,544
‫بگو براش دعا کنه.

622
00:32:30,545 --> 00:32:33,937
‫ببرش یه چرخی تو بازار بزنه.
‫چمیدونم.

623
00:32:34,064 --> 00:32:36,588
‫آره، بیا تو.

624
00:32:36,714 --> 00:32:38,629
‫ببین، باید برم.

625
00:32:40,192 --> 00:32:44,153
‫ورون، دیگه زاناکس نخور،
‫صدات داره تو دماغی میشه، عزیزم.

626
00:32:44,277 --> 00:32:47,367
‫باشه، دوستت دارم.

627
00:32:48,580 --> 00:32:49,842
‫دوستت دارم.

628
00:32:57,316 --> 00:32:58,534
‫وقتت تمومه.

629
00:32:59,531 --> 00:33:01,358
‫آره، منو گرفتن.

630
00:33:01,359 --> 00:33:03,881
‫مشکل من نیست.

631
00:33:03,882 --> 00:33:06,532
‫گفتی سرِ دوازده همه‌ چی رو ردیف می‌کنی.

632
00:33:06,659 --> 00:33:08,313
‫این قرارمون بود.

633
00:33:08,441 --> 00:33:10,139
‫آره، که یهو تیراندازی شد.

634
00:33:10,266 --> 00:33:14,705
‫چون دیگه واقعاً گندشو در آوردید.

635
00:33:14,829 --> 00:33:16,221
‫باشه گوش کن،

636
00:33:16,222 --> 00:33:19,440
‫فکر کنم همه باید یه قدم
‫برگردن عقب فعلاً، باشه؟

637
00:33:19,566 --> 00:33:21,916
‫- واقعاً؟
‫- آره.

638
00:33:22,043 --> 00:33:24,784
‫مگه اینکه بتونی آخرین نفری که

639
00:33:24,785 --> 00:33:29,176
‫پسر منو دیده،
‫همین الان بیاری جلو چشمم،

640
00:33:29,343 --> 00:33:30,780
‫وگرنه شدنی نیست.

641
00:33:32,733 --> 00:33:35,561
‫باشه. گوش کن.

642
00:33:35,562 --> 00:33:38,167
‫کانرد جنگ نمی‌خواد.

643
00:33:38,168 --> 00:33:42,168
‫آره؟ تو جنگ نمی‌خوای.

644
00:33:42,293 --> 00:33:43,510
‫تو پسرتو می‌خوای.

645
00:33:43,511 --> 00:33:46,338
‫من پسرت رو پیدا می‌کنم.

646
00:33:48,332 --> 00:33:49,812
‫چرا از من بدت میاد؟

647
00:33:50,635 --> 00:33:52,028
‫ببخشید؟

648
00:33:53,373 --> 00:33:57,158
‫اون روز گفتی که ازم خوشت نمیاد.

649
00:33:57,159 --> 00:33:59,067
‫فقط می‌خوام دلیلش رو بدونم.

650
00:33:59,068 --> 00:34:00,848
‫دلایلش زیاده، لیستش تمومی نداره،

651
00:34:00,849 --> 00:34:02,499
‫پس نمی‌خوام وقتتو تلف کنم.

652
00:34:02,628 --> 00:34:06,457
‫من پسرتو پیدا می‌کنم و برش می‌گردونم.

653
00:34:06,458 --> 00:34:08,670
‫علی، کتاب رو بده بهش.

654
00:34:10,665 --> 00:34:12,623
‫تو که داستان دوست داری، نه، اچ؟

655
00:34:12,624 --> 00:34:15,145
‫آخه کیه که داستان دوست نداشته باشه؟

656
00:34:15,271 --> 00:34:17,273
‫یه داستان دارم.

657
00:34:18,399 --> 00:34:20,531
‫یکی بود، یکی نبود...

658
00:34:20,532 --> 00:34:23,269
‫یه دختری بود.

659
00:34:23,270 --> 00:34:26,268
‫دختر خوبی بود. خوشگل بود.

660
00:34:26,393 --> 00:34:28,351
‫موهاش براق بود.

661
00:34:28,352 --> 00:34:30,871
‫خلاصه، رفت مدرسه.

662
00:34:30,872 --> 00:34:34,829
‫مدرسه‌ی خوب. خصوصی. حسابی.

663
00:34:35,734 --> 00:34:38,519
‫بعد از مدرسه، گرسنه‌ش می‌شه.

664
00:34:38,644 --> 00:34:40,297
‫اون و دوستاش،

665
00:34:40,298 --> 00:34:43,558
‫می‌رن سمت برگر کینگ.

666
00:34:43,559 --> 00:34:45,729
‫حدس بزن چی سفارش میده؟

667
00:34:48,766 --> 00:34:51,376
‫یکی چِلی چیز بایت می‌گیره،

668
00:34:51,377 --> 00:34:54,027
‫یکی سیب‌زمینی هالومی.

669
00:34:54,196 --> 00:34:57,546
‫بعد شخصیت اصلی داستان،

670
00:34:57,547 --> 00:34:59,368
‫یه واپر سفارش میده.

671
00:34:59,369 --> 00:35:02,367
‫با همه مخلفات.

672
00:35:02,368 --> 00:35:05,191
‫و اتفاقاً،

673
00:35:05,317 --> 00:35:08,146
‫اسم شخصیت اصلی هم جینا بوده.

674
00:35:08,270 --> 00:35:11,056
‫جینا دِ سوزا.

675
00:35:11,180 --> 00:35:15,271
‫و کارگردان این داستانم هری ـه.

676
00:35:15,394 --> 00:35:18,179
‫هری دِ سوزا.

677
00:35:18,999 --> 00:35:22,524
‫حالا اینکه این داستان چطوری تموم شه
‫دست کارگردانه.

678
00:35:22,648 --> 00:35:24,563
‫می‌تونه پایان خوش‌ باشه،

679
00:35:24,690 --> 00:35:28,432
‫یا خیلی بد تموم بشه.

680
00:35:28,555 --> 00:35:30,296
‫انتخاب با توئه.

681
00:35:31,465 --> 00:35:33,293
‫تو تصمیم بگیر.

682
00:35:35,374 --> 00:35:39,507
‫ولی بهت می‌گم، اگه دوباره غیبت بزنه

683
00:35:39,508 --> 00:35:41,676
‫یا بخوای بازی در بیاری...

684
00:35:43,626 --> 00:35:45,759
‫اونوقت بچه‌ی خودته که در خطره.

685
00:35:46,796 --> 00:35:50,495
‫اگه امشب پسرم رو برنگردونی اینجا،

686
00:35:50,618 --> 00:35:52,228
‫اونوقت امشب،

687
00:35:52,355 --> 00:35:55,923
‫قلب بی‌صاحابت رو می‌شکونم، هری.

688
00:35:55,924 --> 00:35:58,613
‫بعدش مثل آفت ملخ

689
00:35:58,614 --> 00:36:01,872
‫آوار میشم رو کاتسولدز
‫و همه‌ چی رو نابود می‌کنم.

690
00:36:15,415 --> 00:36:16,938
‫هری، حالت خوبه؟

691
00:36:19,105 --> 00:36:20,280
‫برگشتی پیش ما؟

692
00:36:22,666 --> 00:36:23,798
‫آره.

693
00:36:26,401 --> 00:36:28,621
‫یه صحنه دیدم.

694
00:36:31,177 --> 00:36:32,656
‫و پایانش...

695
00:36:32,657 --> 00:36:35,395
‫خیلی هم خوشایند نبود.

696
00:36:38,428 --> 00:36:40,387
‫در رو نشونش بدین، بچه‌ها.

697
00:36:51,325 --> 00:36:53,110
‫باشه، برسونم خونه.

698
00:36:58,236 --> 00:36:59,902
‫[بلا: باید حرف بزنیم. ضروریه. لطفاً.]

699
00:37:09,344 --> 00:37:12,042
‫- سلام، هری.
‫- سلام، عزیزم.

700
00:37:13,643 --> 00:37:15,035
‫اون چیه، شراب شاردنه‌ست؟

701
00:37:15,163 --> 00:37:16,207
‫مناسبت خاصی داری؟

702
00:37:16,335 --> 00:37:18,075
‫راستش نه، هری.

703
00:37:23,371 --> 00:37:25,282
‫جینا کجاست؟

704
00:37:25,283 --> 00:37:27,542
‫تو اتاقشه، داره درس می‌خونه.

705
00:37:30,446 --> 00:37:31,578
‫ماریا زنگ زد.

706
00:37:31,706 --> 00:37:33,185
‫پرسید با آسایشگاه تماس گرفتی یا نه.

707
00:37:33,312 --> 00:37:35,792
‫- نه، هنوز نه.
‫- می‌دونم سرت شلوغه،

708
00:37:35,793 --> 00:37:38,223
‫واسه همین خودم وقت گرفتم.

709
00:37:38,224 --> 00:37:41,307
‫فردا صبح ساعت ۱۰.

710
00:37:41,308 --> 00:37:42,911
‫باشه.

711
00:38:02,185 --> 00:38:03,273
‫هری.

712
00:38:03,400 --> 00:38:05,228
‫هوم؟

713
00:38:07,221 --> 00:38:09,528
‫اگه حامله نمی‌شدم، باهام می‌موندی؟

714
00:38:11,564 --> 00:38:13,566
‫آره. معلومه که می‌موندم.

715
00:38:16,122 --> 00:38:18,472
‫امروز رفتم پیش روانشناس.

716
00:38:18,473 --> 00:38:20,077
‫تنهایی رفتم، ولی...

717
00:38:20,204 --> 00:38:21,510
‫حالا خوب بود؟

718
00:38:21,637 --> 00:38:25,249
‫نه واقعاً، هری. مشاور زوج‌درمانی بود.

719
00:38:25,370 --> 00:38:27,068
‫باشه.

720
00:38:28,019 --> 00:38:29,064
‫متاسفم.

721
00:38:30,277 --> 00:38:32,278
‫فردا،

722
00:38:32,279 --> 00:38:34,538
‫با یه وکیل قرار دارم.

723
00:38:36,444 --> 00:38:38,402
‫چرا؟

724
00:38:38,571 --> 00:38:40,398
‫وکیل می‌خوای چی کار؟

725
00:38:40,399 --> 00:38:41,874
‫هری، جدی باش.

726
00:38:42,001 --> 00:38:43,525
‫نه، عزیزم.

727
00:38:44,693 --> 00:38:46,956
‫تو وکیل لازم نداری.

728
00:38:53,551 --> 00:38:55,074
‫چیزی خوردی؟

729
00:38:57,068 --> 00:38:58,243
‫نه.

730
00:39:00,455 --> 00:39:02,457
‫تامی استیونسون ناپدید شده.

731
00:39:03,625 --> 00:39:06,322
‫چی؟

732
00:39:06,323 --> 00:39:07,492
‫جدّیه؟

733
00:39:07,493 --> 00:39:09,055
‫ممکنه آره.

734
00:39:09,056 --> 00:39:11,185
‫واسه همین پرسیدی جینا کجاست؟

735
00:39:11,186 --> 00:39:13,312
‫نه.

736
00:39:13,313 --> 00:39:15,571
‫- راستشو بگو، هری.
‫- دارم راستشو می‌گم.

737
00:39:15,572 --> 00:39:18,003
‫- خطری تهدیدمون می‌کنه؟
‫- نه، نه.

738
00:39:18,004 --> 00:39:19,914
‫- جینا در خطره؟
‫- نه، هیچ خطری نیست.

739
00:39:20,040 --> 00:39:21,824
‫اصلاً و ابداً. هیچ خطری نیست.

740
00:39:21,825 --> 00:39:24,867
‫امیدوارم راست بگی، هری.

741
00:39:36,108 --> 00:39:37,414
‫سلام.

742
00:39:38,541 --> 00:39:40,542
‫- اِدی چطوره؟
‫- خوبه.

743
00:39:40,543 --> 00:39:42,147
‫- ماشین رو به رگبار بستن؟
‫- آره.

744
00:39:42,148 --> 00:39:43,451
‫چرا؟

745
00:39:43,578 --> 00:39:45,580
‫چون تو ماشین بوده.

746
00:39:45,706 --> 00:39:48,011
‫چی اینقدر ضروریه؟

747
00:39:48,012 --> 00:39:50,227
‫یعنی تقصیر منه

748
00:39:50,354 --> 00:39:52,093
‫که اینقدر...

749
00:39:52,094 --> 00:39:53,308
‫خراب‌کاره؟

750
00:39:53,309 --> 00:39:55,395
‫نه، من میگم

751
00:39:55,396 --> 00:39:57,741
‫یه خرده خراب‌کاره چون هنوز بچه‌ست، می‌دونی؟

752
00:39:58,606 --> 00:40:00,084
‫کار ضروریت همین بود؟

753
00:40:00,085 --> 00:40:00,995
‫می‌خوای درباره تأثیر ژن یا تربیت بحث کنیم؟

754
00:40:00,996 --> 00:40:02,604
‫نه.

755
00:40:02,605 --> 00:40:05,213
‫باید با اون فرانسویه یه جلسه ترتیب بدیم.

756
00:40:05,338 --> 00:40:08,210
‫فکر می‌کردم تصمیم گرفتیم کار اشتباهیه.

757
00:40:08,335 --> 00:40:09,378
‫تو اینو گفتی.

758
00:40:09,379 --> 00:40:11,683
‫- ولی امروز پدرم رو دیدم.
‫- خب؟

759
00:40:11,684 --> 00:40:13,377
‫فکر می‌کردم تصمیم گرفته بودیم
‫اونم فکر خیلی بدتریه.

760
00:40:13,504 --> 00:40:16,898
‫دیدمش و با خودم گفتم...

761
00:40:17,065 --> 00:40:20,111
‫«به درک، من این کارو می‌کنم.»

762
00:40:20,112 --> 00:40:22,063
‫پس...

763
00:40:22,064 --> 00:40:24,628
‫تو این هاگیر واگیری که

764
00:40:24,629 --> 00:40:27,060
‫با ریچی استیونسون داریم،
‫تو تصمیم گرفتی

765
00:40:27,061 --> 00:40:30,582
‫الان وقتشه که پدرتو وارد بازی کنی...

766
00:40:30,749 --> 00:40:32,402
‫تو اصلاً نمی‌دونی پدر من کیه.

767
00:40:32,403 --> 00:40:34,052
‫آره، نمی‌دونم.
‫و فهمیدنش هم اصلاً

768
00:40:34,053 --> 00:40:37,184
‫تو لیست کارهای فوری من نیست.

769
00:40:40,611 --> 00:40:42,221
‫اتاق داری اینجا؟

770
00:40:42,392 --> 00:40:44,307
‫فکر نمی‌کردم بپرسی.

771
00:40:46,259 --> 00:40:47,695
‫یکی بگیر.

772
00:40:47,823 --> 00:40:50,651
‫تا وقتی که ماجرای ریچی تموم بشه،
‫باید اینجا بمونی.

773
00:40:50,652 --> 00:40:54,128
‫باشه، اگه قول بدی باهام بمونی، می‌گیرم.

774
00:40:54,253 --> 00:40:55,733
‫که مراقبم باشی.

775
00:40:58,294 --> 00:41:02,298
‫زندگی متاهلی چطوره، هری؟

776
00:41:03,291 --> 00:41:06,989
‫برای من یه کم پیچیده‌ست.

777
00:41:09,982 --> 00:41:12,244
‫ببین، هر چی که

778
00:41:12,245 --> 00:41:16,899
‫با اون فرانسویه و پدرت داریمی‌چینی...
‫نکن.

779
00:41:18,630 --> 00:41:20,065
‫حق با توئه.

780
00:41:20,066 --> 00:41:22,065
‫می‌دونم.

781
00:41:22,066 --> 00:41:23,543
‫ممنون.

782
00:41:27,365 --> 00:41:30,106
‫نمی‌تونی بهم امر و نهی کنی.

783
00:41:52,096 --> 00:41:53,620
‫آلفی، جک. کی به کیه؟

784
00:41:53,748 --> 00:41:55,619
‫- جک.
‫- آلفی.

785
00:41:55,620 --> 00:41:58,359
‫خب رفقا، من هری‌ام.

786
00:41:58,360 --> 00:41:59,922
‫ببین رفیق، ما دنبال شر نیستیم.

787
00:42:00,008 --> 00:42:01,923
‫اولاً، من رفیق لعنتی‌تون نیستم.

788
00:42:03,051 --> 00:42:05,095
‫ثانیاً، شماها تا خرخره تو دردسرین.

789
00:42:05,096 --> 00:42:06,922
‫واسه همینه که دارین با من حرف می‌زنید.

790
00:42:07,616 --> 00:42:09,095
‫اگه درست بازی کنین،

791
00:42:09,181 --> 00:42:10,139
‫شاید بتونم از این هچل نجات‌تون بدم.

792
00:42:12,399 --> 00:42:14,053
‫باشه.

793
00:42:14,225 --> 00:42:15,444
‫می‌دونید تامی کجاست؟

794
00:42:15,572 --> 00:42:17,313
‫ازش خبری نداریم.

795
00:42:17,399 --> 00:42:19,532
‫خب، اونجا چی شد؟

796
00:42:19,660 --> 00:42:21,487
‫ادی یه یارو رو با چاقو زد.

797
00:42:21,488 --> 00:42:23,183
‫حسابی نشئه بود.

798
00:42:23,269 --> 00:42:25,400
‫راستش فکر نمی‌کردم زنده بیرون بیایم.

799
00:42:25,401 --> 00:42:27,488
‫تامی چی؟ باهاش رفتین بیرون؟

800
00:42:27,574 --> 00:42:30,098
‫من و آلفی یه طرف رفتیم، تامی یه طرف دیگه.

801
00:42:31,096 --> 00:42:32,315
‫ولی اومد بیرون؟

802
00:42:32,401 --> 00:42:33,707
‫آره، بیرون دیدمش، داشت می‌دوید.

803
00:42:33,836 --> 00:42:35,272
‫ادی باهاش بود؟

804
00:42:35,273 --> 00:42:38,011
‫- ندیدم.
‫- منم ندیدم.

805
00:42:38,012 --> 00:42:39,664
‫اصلاً چی شد که اونجا بودین؟

806
00:42:39,750 --> 00:42:41,491
‫- ادی اون یارو رو می‌شناخت.
‫- کدوم یارو؟

807
00:42:41,577 --> 00:42:43,492
‫صاحب‌کار، مدیر.

808
00:42:43,621 --> 00:42:46,014
‫آره، همون لاغره،

809
00:42:46,100 --> 00:42:48,364
‫موهاشو زده بود،
‫استخوون‌های صورتش معلوم بود

810
00:42:48,492 --> 00:42:51,060
‫چشمای آبی قشنگی داشت، نه؟

811
00:42:51,146 --> 00:42:52,626
‫آره.

812
00:42:52,712 --> 00:42:54,453
‫ادی می‌شناختش؟

813
00:42:54,539 --> 00:42:56,236
‫صد درصد.

814
00:42:56,322 --> 00:43:00,804
‫باشه. گوش کنید،
‫اگه درباره تامی چیزی شنیدید،

815
00:43:00,805 --> 00:43:03,371
‫بلافاصله با من تماس می‌گیرید، فهمیدید؟

816
00:43:03,500 --> 00:43:05,633
‫- شماره‌مو داری؟
‫- آره.

817
00:43:08,068 --> 00:43:10,375
‫یه تیکه چیزکیک خوشمزه واسه خودتون بگیرید.

818
00:43:10,504 --> 00:43:12,985
‫حالا از دم ماشینم گمشید کنار.

819
00:43:24,775 --> 00:43:26,647
‫سلام، خوش‌تیپ.

820
00:43:26,777 --> 00:43:30,128
‫نه دیگه، چرا اخم کردی؟

821
00:43:30,215 --> 00:43:31,826
‫هیچی.

822
00:43:34,393 --> 00:43:36,699
‫- حسودن.
‫- فکر می‌کنن یه آدم داغونم.

823
00:43:36,786 --> 00:43:38,092
‫هی هی.

824
00:43:38,222 --> 00:43:40,616
‫ما هریگن‌ها این‌ جوری حرف نمی‌زنن.

825
00:43:40,703 --> 00:43:43,402
‫بیا اینجا.

826
00:43:43,490 --> 00:43:45,361
‫بیا دیگه.

827
00:43:45,448 --> 00:43:48,408
‫آخی.

828
00:43:50,672 --> 00:43:52,935
‫آروم باش.

829
00:43:53,022 --> 00:43:55,807
‫می‌دونی که مادرت نیت خوبی داره،

830
00:43:55,895 --> 00:43:58,594
‫ولی خیلی سرد و خشکه.

831
00:43:58,724 --> 00:44:02,119
‫من بزرگت کردم، عزیزم،
‫درست هم بزرگت کردم.

832
00:44:02,208 --> 00:44:04,210
‫اگه یه مرد بهت بی‌احترامی کرد، حالشو بگیر.

833
00:44:04,297 --> 00:44:06,734
‫این سبک هریگنه.

834
00:44:09,304 --> 00:44:10,653
‫کارت خوب بود.

835
00:44:12,570 --> 00:44:13,963
‫آره.

836
00:44:17,883 --> 00:44:20,189
‫بگو ببینم چه حسی داشت؟

837
00:44:23,457 --> 00:44:26,634
‫وقتی چاقو رو فرو کردی تو بدنش؟

838
00:44:26,724 --> 00:44:29,204
‫چه حسی داشت؟

839
00:44:32,951 --> 00:44:34,953
‫عالی بود.

840
00:44:40,966 --> 00:44:42,533
‫کوکائین داری؟

841
00:44:42,622 --> 00:44:45,451
‫نه، همشو مصرف کردم.

842
00:44:45,541 --> 00:44:47,804
‫چه حیف.

843
00:44:51,423 --> 00:44:53,816
‫سلام.

844
00:44:53,950 --> 00:44:55,299
‫این چیه دیگه؟

845
00:44:56,477 --> 00:44:58,523
‫مادربزرگ نمونه سال.

846
00:45:02,490 --> 00:45:04,579
‫تا ده دقیقه دیگه می‌رسیم.

847
00:45:11,860 --> 00:45:14,080
‫- کجا بودی؟
‫- داشتم اِدی رو آروم می‌کردم.

848
00:45:14,170 --> 00:45:15,824
‫- ای وای.
‫- به عشق و محبت

849
00:45:15,914 --> 00:45:17,002
‫و درک شدن نیاز داره.

850
00:45:17,090 --> 00:45:18,831
‫اون یه هریگن اصیله.

851
00:45:19,008 --> 00:45:20,879
‫یه روز مرد بزرگی می‌شه، خودت می‌بینی.

852
00:45:20,969 --> 00:45:23,668
‫اون جوجه‌ی لعنتی فقط وبال گردنه.

853
00:45:23,760 --> 00:45:26,763
‫دردسره و بس. فقط دردسره.

854
00:45:26,898 --> 00:45:30,293
‫چپ چپ بهم نگاه نکن، دزد بدبحت بی‌عرضه.

855
00:45:30,386 --> 00:45:32,562
‫من ساختمت. همه‌تونو من ساختم.

856
00:45:33,613 --> 00:45:37,660
‫تو اصلاً نمی‌دونی اِدی هریگن کیه.

857
00:45:37,799 --> 00:45:40,018
‫نمی‌فهمی. هیچ ‌کدومتون نمی‌فهمید.

858
00:45:40,109 --> 00:45:42,285
‫من می‌فهمم.

859
00:45:42,377 --> 00:45:46,077
‫می‌دونی چرا؟
‫چون اون می‌دونه ما کی هستیم.

860
00:45:46,171 --> 00:45:50,001
‫یادت نره، تو اول یه گنگستر ایرلندی هستی

861
00:45:50,096 --> 00:45:52,794
‫و بعد یه جنتلمن انگلیسی.

862
00:45:52,931 --> 00:45:55,847
‫تو یه قاتل ایرلندی بیرحمی.

863
00:45:55,941 --> 00:45:58,683
‫آره، فهمیدم، میو.

864
00:45:58,776 --> 00:46:01,779
‫حرفت رو زدی، مثل دادگاه.
‫کیفرخواست رو شنیدم.

865
00:46:01,873 --> 00:46:03,875
‫ممکنه وکیل خوبی باشی،

866
00:46:04,055 --> 00:46:07,580
‫ولی یادت نره، من هنوز قاضی لعنتی اینجام.

867
00:46:18,191 --> 00:46:19,888
‫کیکو.

868
00:46:32,157 --> 00:46:33,549
‫همه چی ردیفه؟

869
00:46:33,640 --> 00:46:34,946
‫آره، رفیق، بزن بریم.

870
00:46:41,411 --> 00:46:43,326
‫باشه، پیش من باش.

871
00:46:51,060 --> 00:46:52,322
‫وایسا.

872
00:46:52,414 --> 00:46:54,851
‫داداش، این‌ور بیا.

873
00:46:54,990 --> 00:46:56,992
‫- جی.
‫- برو عقب، رفیق.

874
00:46:57,130 --> 00:46:58,915
‫جی.

875
00:46:59,008 --> 00:46:59,878
‫چی شده، داداش؟

876
00:46:59,969 --> 00:47:01,536
‫برو تو.

877
00:47:01,671 --> 00:47:03,630
‫تو هم جی. بیا بریم.

878
00:47:11,019 --> 00:47:13,152
‫دستتو بذار رو نرده‌ها.

879
00:47:14,951 --> 00:47:16,910
‫خب. اگه کسی از بالا اومد،

880
00:47:17,048 --> 00:47:19,355
‫بهش بگو گمشو.

881
00:47:19,451 --> 00:47:22,628
‫بیسیمت رو بده بهش.
‫وقتی برگشتم اینجا باش.

882
00:48:05,400 --> 00:48:07,402
‫تامی کجاست؟

883
00:48:20,537 --> 00:48:22,626
‫آره.

884
00:48:23,731 --> 00:48:25,515
‫بشینید زمین!

885
00:48:47,147 --> 00:48:49,279
‫زود باش.

886
00:48:51,088 --> 00:48:52,698
‫گمشو بابا.

887
00:49:06,065 --> 00:49:07,893
‫تامی کجاست؟

888
00:49:08,037 --> 00:49:10,909
‫گفتم تامی کجاست؟

889
00:49:13,645 --> 00:49:16,256
‫- می‌برمت پیشش...
‫- چی گفتی؟ ببخشید؟

890
00:49:16,361 --> 00:49:18,058
‫- می‌برمت پیشش.
‫- خیلی خب.

891
00:49:19,034 --> 00:49:20,035
‫خب، پاشو بریم دیگه.

892
00:49:28,455 --> 00:49:30,631
‫اینجا چیزی نیست جز یه مشت کتاب.

893
00:49:30,734 --> 00:49:32,605
‫بازش کن.

894
00:50:12,792 --> 00:50:14,620
‫کار تو بوده؟

895
00:50:17,707 --> 00:50:18,839
‫تنهایی انجامش دادی؟

896
00:50:22,852 --> 00:50:24,636
‫چقدر طول کشید؟

897
00:50:24,783 --> 00:50:27,524
‫- حدود سه ساعت.
‫- نه بابا.

898
00:50:28,953 --> 00:50:30,607
‫بابام قصاب بود.

899
00:50:33,256 --> 00:50:36,216
‫کیکو. یه نگاه به این بنداز.

900
00:50:45,421 --> 00:50:47,684
‫پناه بر خدا.

901
00:50:49,330 --> 00:50:51,071
‫شبیه کیر اسبه.

902
00:50:54,679 --> 00:50:57,421
‫می‌خوای برات ترجمه‌اش کنم؟

903
00:50:57,535 --> 00:51:00,190
‫شرط می‌بندم داشت
‫درباره اندازه کیرش حرف می‌زد.

904
00:51:01,351 --> 00:51:31,351
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
