1
00:00:12,000 --> 00:00:14,330
‫خیلی‌خب، بذار ببینم.

2
00:00:14,410 --> 00:00:17,540
‫یه پنکهٔ زنگ‌زده دارم،
‫درِ یخچال، یه لنگه کفش داغون.

3
00:00:17,620 --> 00:00:20,080
‫- رِی...
‫- همهٔ چیزهایی که دارم فقط دکوری‌ان.

4
00:00:20,160 --> 00:00:21,540
‫من وسایل ضروری لازم دارم.

5
00:00:21,620 --> 00:00:23,830
‫خدایا، چرا این خرت‌وپرت‌ها انقدر گرون شدن؟

6
00:00:23,910 --> 00:00:27,540
‫اه، کل صبح رو داشتیم خرید می‌کردیم.
‫میشه لطفاً بریم خونه؟

7
00:00:27,620 --> 00:00:29,370
.‫نه، باید دوباره خونه‌مو پر کنم

8
00:00:29,450 --> 00:00:32,700
‫از وقتی مامانم همه وسایلم رو برده،
.‫احساس می‌کنم یه بازنده‌ام

9
00:00:32,790 --> 00:00:36,450
‫خیلی‌خب، با کمال احترام،
‫من خیلی بیشتر از تو بازنده‌ام.

10
00:00:36,540 --> 00:00:39,950
‫- چی؟ نه!
‫- من نه پولی دارم نه آینده‌ای.

11
00:00:40,040 --> 00:00:42,830
‫همین الانش هم سربار ننه‌بابامم.
‫و ترسیدم.

12
00:00:42,910 --> 00:00:45,660
‫هه!
‫فکر کنم تو بازنده‌تر از منی.

13
00:00:45,750 --> 00:00:48,450
‫اوه، وای!

14
00:00:48,540 --> 00:00:51,330
‫اسب.

15
00:00:51,410 --> 00:00:52,910
‫اوه خدای من.

16
00:00:53,000 --> 00:00:55,250
‫اون خیلی باشکوهه.

17
00:00:55,330 --> 00:00:59,080
‫صورتش خیلی کشیده‌ست
‫و لثه‌هاش هم تا ابد ادامه دارن.

18
00:00:59,160 --> 00:01:00,250
‫آره...

19
00:01:00,330 --> 00:01:04,160
‫اه! فقط نگاه کردن بهش
‫باعث میشه بخوام خرس بهتری باشم.

20
00:01:04,250 --> 00:01:07,250
‫♪ نمی‌تونم چشم ازت بردارم... ♪

21
00:01:07,330 --> 00:01:09,700
‫- واو.
‫- خب، برو باهاش حرف بزن.

22
00:01:09,790 --> 00:01:11,450
‫اوه، اصلاً نمی‌تونم.

23
00:01:11,540 --> 00:01:13,540
‫اون مشخصاً از سطح من بالاتره.

24
00:01:13,620 --> 00:01:16,370
‫هی، هی، شالش افتاد!
‫اینم فرصتت.

25
00:01:16,450 --> 00:01:19,500
‫ببرش پیشش و بگو،
‫«ببخشید خانوم، میشه سوارتون بشم؟»

26
00:01:19,580 --> 00:01:21,330
‫- رِی!
‫- منظورم سکسی بود.

27
00:01:21,410 --> 00:01:24,370
‫نه، گرفتم چی شد.
‫ولی نیازی نیست انقدر بی‌ادب باشی.

28
00:01:24,450 --> 00:01:27,160
‫- ببخشید خانوم.
‫- آخ! صدا از پشت سر!

29
00:01:27,660 --> 00:01:28,950
.‫اوه، لعنتی

30
00:01:29,040 --> 00:01:30,700
‫وای خدای من، خیلی متاسفم.

31
00:01:30,790 --> 00:01:32,250
‫نه، تقصیر من بود.

32
00:01:32,330 --> 00:01:34,700
‫باید از بغل بهت نزدیک می‌شدم
‫و گردنتو نوازش می‌کردم.

33
00:01:34,790 --> 00:01:38,870
‫نه، نه، نه.
‫خیلی حس بدی دارم. صدمه ندیدی؟

34
00:01:38,950 --> 00:01:42,410
‫اوه، نه. عالی‌ام.
‫فقط دلم هری ریخت.

35
00:01:42,500 --> 00:01:43,870
‫اوه!

36
00:01:43,950 --> 00:01:45,080
‫من... من جاش هستم.

37
00:01:45,160 --> 00:01:46,750
‫من کلودیا هستم.

38
00:01:46,830 --> 00:01:49,910
‫اوه خدای من، اوه، ببخشید،
‫ادبم کجا رفته؟ من جاش هستم.

39
00:01:50,000 --> 00:01:52,660
‫- آره، گفتی.
‫- درسته.

40
00:01:52,750 --> 00:01:54,410
‫اوه! شالم!

41
00:01:54,500 --> 00:01:57,200
‫- اوه! اوه، آره.
‫- خیلی ممنونم.

42
00:01:57,290 --> 00:01:59,410
‫اوه، اگه گمش می‌کردم خیلی داغون می‌شدم.

43
00:01:59,500 --> 00:02:01,000
‫- مال عمه‌بزرگم بود.
‫- اوه.

44
00:02:01,080 --> 00:02:02,910
‫- حالا دیگه تبدیل به چسب شده.
‫- اوه خدای من.

45
00:02:03,000 --> 00:02:05,040
‫مچ پاش پیچ خورد
‫و اونا هم به صورتش شلیک کردن.

46
00:02:05,120 --> 00:02:06,750
این چطور به مچ پاش کمک می‌کنه؟

47
00:02:06,830 --> 00:02:09,200
‫لطفاً، اجازه بده
‫امشب دعوتت کنم یه نوشیدنی بخوریم؟

48
00:02:09,290 --> 00:02:10,790
‫- به عنوان تشکر.
‫- واقعاً؟

49
00:02:10,870 --> 00:02:14,370
‫و برای عذرخواهی بابت، می‌دونی،
‫جابه‌جا کردن اندام‌های داخلی‌ت.

50
00:02:14,450 --> 00:02:16,870
‫هر وقت بخوای می‌تونی
‫اندام‌های داخلی‌مو جابه‌جا کنی.

51
00:02:16,950 --> 00:02:20,370
‫- ببخشید؟
‫- اوه، نه. آره، حتماً میام.

52
00:02:20,450 --> 00:02:23,200
‫- هی، خانم اسبی، تو داری...
‫- آخ! صدا از پشت سر!

53
00:02:24,450 --> 00:02:27,750
‫- باید از بغل نزدیک بشی!
.فهمیدم -

54
00:02:27,770 --> 00:02:37,770
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

55
00:02:37,790 --> 00:02:43,790
(Sokka) ترجمه شده توسط ساکا

56
00:02:54,790 --> 00:02:55,790
‫و بعدش...

57
00:02:55,870 --> 00:02:59,330
‫و بعدش کارلوس گفت
‫که نمی‌خواد دوست‌پسر من باشه!

58
00:02:59,410 --> 00:03:00,750
.‫متاسفم. زیک، متوجه نمیشم

59
00:03:00,830 --> 00:03:03,250
کارلوس کیه؟
‫من به زور خودتو می‌شناسم.

60
00:03:03,330 --> 00:03:06,790
‫کارلوس همون گوزنیه که بهش کمک کرد
‫بفهمه گی‌ـه.

61
00:03:06,870 --> 00:03:10,040
‫- خیلی‌خب زیک، دقیقاً چی گفت؟
‫- اون گفت...

62
00:03:10,120 --> 00:03:11,910
.‫نمی‌خوام دوست‌پسرت باشم

63
00:03:12,000 --> 00:03:13,370
‫ولی من عاشقتم!

64
00:03:13,450 --> 00:03:16,040
‫نه، نیستی.
‫یه چیزی که درباره‌م دوست داری رو بگو.

65
00:03:16,120 --> 00:03:18,500
‫اینکه... اینکه گی هستی؟

66
00:03:18,580 --> 00:03:20,660
‫- خدای من، زیک.
‫- ولی خب هست!

67
00:03:20,750 --> 00:03:23,500
‫- خیلی‌خب، بعدش چی شد؟
‫- اون گفت...

68
00:03:23,580 --> 00:03:26,830
‫تو یه گیِ تازه‌کاری،
‫منم حوصله ندارم پوشک عوض کنم.

69
00:03:26,910 --> 00:03:28,290
‫این اصلاً یعنی چی؟

70
00:03:28,370 --> 00:03:30,540
.‫یعنی اینکه هوز نوبی

71
00:03:30,620 --> 00:03:34,000
‫باید بزنی به سیم آخر.
‫برو بیرون! سکس کن!

72
00:03:34,080 --> 00:03:37,120
‫ولی خودت گفتی من تازه‌کارم.
‫این اشتباهه.

73
00:03:37,200 --> 00:03:39,120
.‫زیک، ای گوزن کصخل

74
00:03:39,200 --> 00:03:41,620
‫- ها؟
‫- این! یه! فرصته!

75
00:03:41,700 --> 00:03:43,040
‫خواهش می‌کنم دیگه منو نزن.

76
00:03:43,120 --> 00:03:46,410
‫ببین، رِی درست میگه.
‫تو فقط با یه نفر خوابیدی.

77
00:03:46,500 --> 00:03:50,700
‫دقیقاً. باید بری بیرون
‫و کیرت رو بکنی تو کون‌شون.

78
00:03:50,790 --> 00:03:53,950
‫و بعد، اگه پایه بودن،
‫اونا هم کیرشون رو می‌کنن تو کون تو.

79
00:03:54,040 --> 00:03:56,540
‫و بعد، نمی‌دونم،
‫همگی با هم میرین باشگاه؟

80
00:03:56,620 --> 00:04:00,040
‫یعنی می‌خوای همین‌طوری برم بیرون
‫و کلی سکس بدِ تصادفی داشته باشم؟

81
00:04:00,120 --> 00:04:02,620
‫- آره!
‫- حتی سکس بد هم آموزنده‌ست.

82
00:04:02,700 --> 00:04:04,660
‫بهت یاد میده که سکس خوب چیه.

83
00:04:04,750 --> 00:04:06,450
‫ولی اصلاً چطوری اینا رو پیدا کنم؟

84
00:04:06,540 --> 00:04:09,040
‫- اوه! باید بریم «بون‌یارد».
‫- همون بارِ گی‌ها؟

85
00:04:09,120 --> 00:04:13,660
‫- گی‌ها عاشق منن! بله درسته!
‫- اِ، فان، قبلاً در این مورد حرف زدیم.

86
00:04:13,750 --> 00:04:14,750
‫- نکن.
‫- متاسفم.

87
00:04:14,830 --> 00:04:17,040
‫ولی خیلی‌خب. آره، بریم بون‌یارد.

88
00:04:17,120 --> 00:04:20,750
‫همینه! وقتشه که
.جوونی کنی و خوش بگذرونی

89
00:04:20,830 --> 00:04:22,950
‫کسی گفت «جوونی کنی»؟

90
00:04:23,040 --> 00:04:26,200
‫چون من امشب
‫با یه اسب قرار دارم.

91
00:04:26,290 --> 00:04:28,500
‫- چند وقته اونجا ایستادی؟
‫- آه، خیلی وقته!

92
00:04:28,580 --> 00:04:30,660
‫فقط منتظر بودم
‫یکی بگه،

93
00:04:30,750 --> 00:04:32,790
‫«انقدر اسب‌بازی در نیار»
‫یا «صدام اسبی گرفته»

94
00:04:32,870 --> 00:04:33,790
‫- آه.
‫- یا «اکوس».

95
00:04:34,450 --> 00:04:36,160
‫اصلاً چطوری توی جنگل
‫با یه اسب آشنا شدی؟

96
00:04:36,250 --> 00:04:39,160
‫نمی‌دونم فان.
‫شاید تقدیرم این بوده؟

97
00:04:39,250 --> 00:04:41,000
‫- ای بابا.
‫- تازه خیلی هم جذابه!

98
00:04:41,080 --> 00:04:42,870
‫باهوش و باکلاس هم هست.

99
00:04:42,950 --> 00:04:45,910
.‫اسمش کلودیاست. اسم منم جاش‌ـه

100
00:04:46,000 --> 00:04:47,250
‫خب جاش،

101
00:04:47,330 --> 00:04:51,500
‫قراره به کلودیا راجع‌به زندگیِ رقت‌انگیزت چی بگی؟

102
00:04:51,580 --> 00:04:53,620
‫- اوه، قراره تا می‌تونم دروغ ببافم.
‫- اوه خوبه.

103
00:04:53,700 --> 00:04:55,290
‫- آره، دروغ بگو.
‫- حق.

104
00:04:55,370 --> 00:04:58,160
‫نظرت چیه بهش بگم
‫سرآشپز مخصوص گارفیلدم؟

105
00:04:58,250 --> 00:05:02,080
‫خیلی‌خب. آره، اینو دوست دارم.
‫خیلی خاص و عجیبه که بخواد ساختگی باشه.

106
00:05:02,160 --> 00:05:06,410
‫شنیدم گارفیلد دیگه لازانیا نمی‌خوره
‫و کلی هم وزن کم کرده.

107
00:05:06,500 --> 00:05:08,500
‫الان قیافه‌ش عجیبه. سرش زیادی بزرگه.

108
00:05:08,580 --> 00:05:11,200
‫آره، انگار خدا هم می‌خواد اون چاق بمونه.

109
00:05:15,200 --> 00:05:18,750
‫- وای! اینجا خیلی دیوونه‌کننده‌ست.
‫- بوش جالبه.

110
00:05:18,830 --> 00:05:20,330
‫شبیه گُهه، ولی نه دقیقاً؟

111
00:05:20,410 --> 00:05:22,370
‫- یه چیزی تو مایه‌های گُهه.
‫- خوشم اومد!

112
00:05:22,450 --> 00:05:24,620
‫خب اصلاً باید چیکار کنم؟

113
00:05:24,700 --> 00:05:27,620
‫- من باید برم سمتشون، یا اونا میان پیشم؟
‫- چی؟

114
00:05:27,700 --> 00:05:30,410
‫اسم «سوراخ افتخاری» به گوشم خورده.
‫قراره الان همچین اتفاقی بیفته؟

115
00:05:27,700 --> 00:05:30,410
.سوراخ افتخاری: سوراخی در دیوار که برای لذت جنسی ازش استفاده میشه*

116
00:05:30,500 --> 00:05:31,950
.سلام -
.اوه، سلام -

117
00:05:32,040 --> 00:05:35,120
‫سلام. ام، اولین باره که میام بارِ گی‌ها.
‫قبلاً با یه زن ازدواج کرده بودم.

118
00:05:35,200 --> 00:05:38,830
‫- می‌خوای ببوسیم؟
‫- جدی؟ با من؟ همین الان؟

119
00:05:38,910 --> 00:05:42,080
‫- آره.
‫- اوکی، آره! آره! ممنون، قربان.

120
00:05:42,790 --> 00:05:45,580
‫لعنتی، برای گی‌ها چقدر همه‌چیز آسونه.

121
00:05:45,660 --> 00:05:48,250
‫- آره، خیلی کارآمدن.
‫- واو.

122
00:05:48,330 --> 00:05:50,540
‫- هی، خانم کوچولو.
‫- واو.

123
00:05:50,620 --> 00:05:51,790
‫«واو» به خودت.

124
00:05:51,870 --> 00:05:55,120
‫دو تا زن استریت
‫توی بارِ گی‌ها دارن جا اشغال می‌کنن.

125
00:05:55,200 --> 00:05:57,500
‫- اوه، من...
‫- این خیلی کلاسیک‌ـه!

126
00:05:57,580 --> 00:05:58,410
‫متاسفم.

127
00:05:58,500 --> 00:06:03,330
‫نترس هم‌جنس‌گرای عزیز،
‫چون منم گی هستم. از نوع لزبین.

128
00:06:03,410 --> 00:06:05,950
‫- ام، این که بدتره.
‫- چی؟ چطور؟

129
00:06:06,040 --> 00:06:09,750
‫- حداقل اون عاشق کیر ساک زدنه.
‫- نه، نیستم.

130
00:06:09,830 --> 00:06:13,870
‫عزیزم، تو کُص دوست داری،
‫اینجا هم بارِ گی‌هاست!

131
00:06:13,950 --> 00:06:16,580
‫ولی مگه همه‌مون
‫بخشی از یه جامعهٔ کوئیر نیستیم

132
00:06:16,660 --> 00:06:18,620
‫که بر پایهٔ پذیرش و صلح ساخته شده؟

133
00:06:18,700 --> 00:06:21,870
‫اه، خفه شو. شما مکان مخصوص‌تونو دارین.
‫ما هم مالِ خودمونو داریم.

134
00:06:21,950 --> 00:06:25,250
‫حالا برگرد به «بیور دَم»
‫و یه کم شراب طبیعی بنوش.

135
00:06:25,330 --> 00:06:27,540
‫- چی؟
‫- راستش، فکر خوبیه.

136
00:06:27,620 --> 00:06:29,830
‫نه! نه، این خیلی مزخرفه!

137
00:06:29,910 --> 00:06:31,660
‫نمی‌تونی همین‌طوری ما رو بندازی بیرون!

138
00:06:31,750 --> 00:06:35,620
‫- تیپیکالِ یه لزبینِ مغرور.
‫- چه گوهی خوردی؟

139
00:06:35,700 --> 00:06:39,370
‫من معمولاً خیلی شنگولم!
‫تو بودی که منو عصبی کردی!

140
00:06:39,450 --> 00:06:41,080
‫پن، ارزششو نداره.

141
00:06:41,160 --> 00:06:43,660
‫- اوه، این هنوز تموم نشده! شنیدی؟
‫- برو بابا.

142
00:06:43,750 --> 00:06:47,370
‫تو ساخت سد چوبی
‫موفق باشی، آشغالِ گُه‌خور!

143
00:06:47,450 --> 00:06:50,120
‫وای خدا، خیلی استرس‌زا بود، مگه نه؟

144
00:06:50,200 --> 00:06:52,790
‫باید ریلکس کنم.
‫عزیزم، شیشه داری؟

145
00:06:52,870 --> 00:06:56,370
‫و بعد گفتم:
‫«اگه اینجا خونه‌ایه که باید کفش‌هاتو دربیاری،

146
00:06:56,450 --> 00:06:58,450
«.این واسه من یه مشکل بزرگه

147
00:06:58,540 --> 00:07:00,830
‫چون کفش‌های تو
‫به سُم‌هات میخ شده!

148
00:07:00,910 --> 00:07:03,620
‫- آره، دقیقاً!
‫- خب، کلودیا،

149
00:07:03,700 --> 00:07:07,500
‫یه  خانمی مثل تو
‫توی جنگلی مثل اینجا چیکار می‌کنه؟

150
00:07:07,580 --> 00:07:08,620
‫خب...

151
00:07:08,700 --> 00:07:10,000
‫می‌تونی رازدار باشی؟

152
00:07:10,080 --> 00:07:13,120
‫آره معلومه!
‫یه بار دیدم بابام یه کوهنورد رو تیکه پاره کرد

153
00:07:13,200 --> 00:07:15,750
‫و با جسدش مثل یه کیسه
‫چوب‌ذرت بازی می‌کرد

154
00:07:15,830 --> 00:07:17,500
‫و من هیچ‌وقت اینو به کسی نگفتم.

155
00:07:17,580 --> 00:07:19,790
‫تا اینکه، می‌دونی، همین الان گفتم.

156
00:07:19,870 --> 00:07:23,660
‫خب، اسم واقعی من «کُلونی شوگر»ـه.

157
00:07:23,750 --> 00:07:27,410
‫- من در واقع یه اسب پرشی در سطح جهانی‌ام.
‫- می‌دونستم!

158
00:07:27,500 --> 00:07:30,870
‫از اون لگد محکمی که بهم زدی
‫فهمیدم ورزشکاری.

159
00:07:30,950 --> 00:07:34,200
‫راستش، من سه تا مدال طلا
‫توی المپیک پاریس بردم.

160
00:07:34,290 --> 00:07:35,290
‫وای خدای من.

161
00:07:35,370 --> 00:07:37,370
‫می‌تونست چهار تا باشه،
‫ولی سوارکارم اسهال شده بود.

162
00:07:37,450 --> 00:07:40,250
‫اوه! المپیک، پاریس، اسهال!

163
00:07:40,330 --> 00:07:42,700
‫- ولی خیلی هم طاقت‌فرساست.
.هوم، می‌تونم تصور کنم -

164
00:07:42,790 --> 00:07:47,160
‫تمرین‌های مداوم،
‫و سفر کردن، و آرام‌بخش زدن.

165
00:07:47,250 --> 00:07:48,950
‫اوه وای، خیلی وحشتناکه.

166
00:07:49,040 --> 00:07:51,120
‫هست. می‌ترسم اشتیاقم رو برای

167
00:07:51,200 --> 00:07:54,290
پریدن با یه زن لاغر و پولدار روی پشتم
.از دست داده باشم

168
00:07:54,370 --> 00:07:57,040
.تازه مطمئنم چند باری ارضاشم کردم

169
00:07:57,120 --> 00:08:00,500
‫- آره، شرط می‌بندم.
‫- که خب اصلاً اشکالی نداره، ولی خب یه تشکر کن!

170
00:08:00,580 --> 00:08:02,910
‫خب چی شد؟ چطور سر از اینجا درآوردی؟

171
00:08:03,000 --> 00:08:04,330
:چند روز پیش با خودم فکر کردم

172
00:08:04,410 --> 00:08:07,410
‫«اگه همین‌طوری از توی تریلرم
‫بپرم بیرون و فرار کنم چی؟»

173
00:08:07,500 --> 00:08:08,620
‫و خب همین کارو کردم.

174
00:08:08,700 --> 00:08:11,450
‫- دویدم و پشت سرمم نگاه نکردم.
‫- این خیلی شجاعانه‌ست.

175
00:08:11,540 --> 00:08:15,000
‫آه، ولی دارم پرحرفی می‌کنم.
‫تو چی؟ داستان تو چیه؟

176
00:08:15,080 --> 00:08:18,120
‫خب، ام... گارفیلد رو می‌شناسی؟

177
00:08:18,200 --> 00:08:20,620
‫همون گربه کوچولویی که از دوشنبه‌ها متنفره
‫و عاشق پاستاست؟

178
00:08:20,700 --> 00:08:22,290
...‫آره، من آم

179
00:08:26,370 --> 00:08:27,410

180
00:08:27,500 --> 00:08:29,660
‫می‌دونی چیه؟
‫می‌خواستم بهت یه دروغ مسخره بگم...

181
00:08:29,750 --> 00:08:32,120
...ولی تو باهام روراست بودی، واسه همین

182
00:08:32,200 --> 00:08:34,790
.می‌خوام حقیقت رو بهت بگم

183
00:08:34,870 --> 00:08:38,040
‫آره، خیلی‌خب، ام، من یه بازنده‌ام.
‫بیکارم.

184
00:08:38,120 --> 00:08:40,290
‫هم‌خونه دارم،
‫منظورم ننه‌بابامه.

185
00:08:40,370 --> 00:08:42,450
‫- و وقتی عطسه می‌کنم، یه کم جیش می‌کنم...
‫- ام...

186
00:08:42,540 --> 00:08:45,250
‫و تو خیلی بالاتر از سطح منی،
‫پس خودم می‌زنم به چاک.

187
00:08:45,330 --> 00:08:47,200
‫- ولی...
‫- و آره، خداحافظ برای همیشه.

188
00:08:47,290 --> 00:08:49,200
‫هی، هی، هی!

189
00:08:49,290 --> 00:08:53,410
‫ببین جاش، توی زندگی قبلیم،
‫حیواناتی که باهاشون بودم همه‌شون یکی بودن.

190
00:08:53,500 --> 00:08:55,950
.هوم. آره -
‫- جذاب، با اعتماد‌به‌نفس، پولدار...

191
00:08:56,040 --> 00:08:57,450
‫- منطقیه.
‫- و کیرهای بزرگی داشتن.

192
00:08:57,540 --> 00:08:59,830
‫- خیلی‌خب، آره، حدسشو می‌زدم.
‫- و می‌دونی چی؟

193
00:08:59,910 --> 00:09:03,410
‫اونا فقط یه مشت اسبِ لوس،
‫و متظاهرن!

194
00:09:03,500 --> 00:09:07,080
‫من تشنهٔ یه زندگی معمولی
‫با یه حیوان معمولی‌ام.

195
00:09:07,160 --> 00:09:09,080
‫خب، من خیلی معمولی‌ام!

196
00:09:09,160 --> 00:09:12,580
‫- از من عادی‌تر پیدا نمیشه!
‫- تو خیلی دوست‌داشتنی هستی.

197
00:09:12,660 --> 00:09:15,500
‫- من آشغالِ تهِ سبدِ حراجم!
‫- وای خدای من، عاشقشم!

198
00:09:15,580 --> 00:09:18,830
‫کلودیا کلونی شوگر،
‫میشه فردا دعوتت کنم بیرون؟

199
00:09:18,910 --> 00:09:22,700
‫می‌تونم بهت قول یه وقت‌گذرونیِ کاملاً معمولی
‫توی یه جنگلِ خیلی عادی رو بدم

200
00:09:22,790 --> 00:09:24,790
‫با یه خرسِ خیلی معمولی،

201
00:09:24,870 --> 00:09:29,290
‫و در آخر، اگه بدشانس باشی،
‫یه سکسِ خیلی معمولی هم گیرت میاد.

202
00:09:29,370 --> 00:09:30,790
.ارضا هم نمیشی

203
00:09:30,870 --> 00:09:33,160
.‫اوه، خب، دیگه بیا تا اونجاش نریم

204
00:09:33,250 --> 00:09:35,660
‫نه، من نمی‌تونم تا اونجاش برم.
‫باور کن.

205
00:09:35,750 --> 00:09:38,910
‫خب، به هر حال، اگه اجازه بدی،
‫میرم یه سر دستشویی

206
00:09:39,000 --> 00:09:41,660
‫و اون‌قدر با فشار می‌شاشم
‫که زمین از گرد و خاک دود کنه.

207
00:09:41,750 --> 00:09:44,410
.‫برو اون گل و لای رو درست کن، ماما

208
00:09:46,660 --> 00:09:47,620
.خیلی سکسی بود

209
00:09:47,700 --> 00:09:50,080
‫من حتی اسمتم نمی‌دونم،
‫و حالا داریم می‌بوسیم.

210
00:09:50,160 --> 00:09:51,160
‫آره، خب.

211
00:09:52,290 --> 00:09:54,700
‫- ولی خب، اسمت چیه اصلاً؟
‫- اه. برد.

212
00:09:54,790 --> 00:09:55,950
‫آره. خوبه، عالیه.

213
00:09:57,580 --> 00:10:00,080
‫خب برد، فامیلی نداری؟

214
00:10:00,160 --> 00:10:01,870
آم، تو خواهر برادر داری؟

215
00:10:01,950 --> 00:10:03,330
‫خیلی‌خب، این دیگه چه کوفتیه؟

216
00:10:03,410 --> 00:10:06,120
‫چون من یه جورایی
‫بچهٔ وسط خانواده‌ام...

217
00:10:06,200 --> 00:10:07,700
.‫و من دیگه میرم

218
00:10:07,790 --> 00:10:10,620
‫نه، چی؟ وایسا، متاسفم!
‫من تا حالا این کارو نکرده بودم!

219
00:10:10,700 --> 00:10:12,080
‫آره! معلوم هم بود!

220
00:10:12,160 --> 00:10:14,450
‫نه، نه، نه، نرو!
‫نرو، من کونتو می‌خورم!

221
00:10:14,540 --> 00:10:16,830
‫چرا نمی‌تونستی فقط خفه شی
‫و کونشو بخوری؟

222
00:10:16,910 --> 00:10:20,370
‫نمی‌دونم! فقط، انگار،
‫می‌خواستم یکم بشناسمش؟

223
00:10:20,450 --> 00:10:22,540
‫- اه! چرا؟
‫- متاسفم، چرا نه؟

224
00:10:22,620 --> 00:10:26,000
‫چون عزیزم، قرار بود
‫یه سکسِ بی‌معنی و گذری داشته باشی.

225
00:10:26,080 --> 00:10:29,500
‫- اه. واقعاً گند زدم، نه؟
‫- بله پسرم.

226
00:10:29,580 --> 00:10:32,500
‫خب، خبر خوب!
‫امشب برمی‌گردیم به «بون‌یارد».

227
00:10:32,580 --> 00:10:33,830
‫صبر کن، چی؟ چرا؟

228
00:10:33,910 --> 00:10:37,500
‫اون کودیِ عوضی فکر کردی می‌تونه بگه من
‫کجا باشم یا نباشم!

229
00:10:37,580 --> 00:10:39,660
‫- اون حق نداره واسه من تصمیم بگیره.
‫- حق با توئه.

230
00:10:39,750 --> 00:10:42,370
‫خیلی‌خب، امشب باید برگردم
‫و دوباره شانس‌م رو امتحان کنم.

231
00:10:42,450 --> 00:10:44,700
‫فقط باید خونسرد و آروم
‫و متین وارد بشم.

232
00:10:44,790 --> 00:10:46,080
.‫و بیست‌سوالی راه نندازی

233
00:10:46,160 --> 00:10:48,580
‫- پنج‌سوالی چطور؟
‫- صفر تا سوال!

234
00:10:48,660 --> 00:10:50,410
‫- سام‌عیلک، رفقا.
‫- چیه؟

235
00:10:50,500 --> 00:10:52,250
‫- رینال، رفیقِ عزیزم.
‫- صبر کن.

236
00:10:52,330 --> 00:10:54,660
.پنلوپی، خیلی جذاب شدی

237
00:10:54,750 --> 00:10:57,410
‫یعنی اون اسب دروغت رو باور کرد؟

238
00:10:57,500 --> 00:11:02,540
‫نه، اون حقیقتِ من رو خرید.
‫کلودیا اتفاقاً دوست داره که من یه بازنده‌ام!

239
00:11:02,620 --> 00:11:04,910
‫یا خدا، تو برندهٔ لاتاری شدی!

240
00:11:05,000 --> 00:11:07,290
‫امشب قراره بریم قرار دوم.

241
00:11:07,370 --> 00:11:10,580
‫خب، منم قراره با یه راسویِ پرحرف
‫برم قرار دوم!

242
00:11:10,660 --> 00:11:11,790
‫- اوه.
‫- یا عیسی مسیح.

243
00:11:11,870 --> 00:11:14,410
‫چیه؟ اون یه راسوئه.
‫من اجازه دارم بهش بگم یه راسویِ عوضی.

244
00:11:14,500 --> 00:11:15,500
.هوم. نه به این لحن

245
00:11:17,620 --> 00:11:21,950
‫خیلی‌خب، یادت باشه، چشم از هدف برندار.
‫سکسِ بی‌معنی و گذری.

246
00:11:22,040 --> 00:11:25,120
‫- دقیقاً، یه سکسِ بی‌نام و نشونِ سریع.
‫- برو اون بیرون و دلبری کن!

247
00:11:25,200 --> 00:11:27,200
‫هی! سلام!

248
00:11:27,790 --> 00:11:29,450
‫اوه، عجب کونِ خوش‌فرمی.

249
00:11:30,330 --> 00:11:31,540
‫آره.

250
00:11:32,330 --> 00:11:33,540
‫- چطوری؟
‫- هی، چه خبر؟

251
00:11:33,620 --> 00:11:35,200
‫خیلی‌خب، بزن بریم.

252
00:11:35,290 --> 00:11:36,450
‫اوه! اوه! ام...

253
00:11:36,540 --> 00:11:39,790
.سلام، من مارکوس‌ام -
‫- اوه، سلام؟

254
00:11:39,870 --> 00:11:41,790
‫و، ام، اسمت چیه؟

255
00:11:41,870 --> 00:11:43,870
‫- صبر کن، چه اتفاقی داره می‌افته؟
‫- منظورت چیه؟

256
00:11:43,950 --> 00:11:46,870
‫اصلاً اجازه داریم این کارو بکنیم؟
‫مثلاً، حرف بزنیم و اینا؟

257
00:11:46,950 --> 00:11:49,540
‫آره؟ فکر نمی‌کنم
‫قانون خاصی برای ممنوع بودنش باشه.

258
00:11:49,620 --> 00:11:51,700
.‫اوه! ام، خب پس، من زیک‌ام

259
00:11:51,790 --> 00:11:54,500
‫می‌خوای یه سکسِ همین‌جوری و بی‌قید و بند داشته باشیم؟

260
00:11:54,580 --> 00:11:56,540
‫بریم سراغِ سوراخِ باشکوه؟
‫شایدم همو خفه کنیم؟

261
00:11:56,620 --> 00:11:59,080
‫- نمی‌دونم! چیکار باید بکنیم؟
‫- نظرت چیه اول یه نوشیدنی بخوریم؟

262
00:11:59,160 --> 00:12:02,160
‫آره! مارکوس، دمت گرم.
‫این ایده خیلی بهتریه.

263
00:12:02,250 --> 00:12:05,160
‫- هی، جنده کوچولویِ کون‌سفید!
‫- بله؟ چی؟ می‌تونم کمکت کنم؟

264
00:12:05,250 --> 00:12:07,500
.‫بچه‌ها، فکر کنم منظورش منم

265
00:12:07,580 --> 00:12:11,250
‫برگشتم!
!و تمامِ دوست‌هایِ عشقِ کص‌ـمو با خودم آوردم

266
00:12:11,330 --> 00:12:14,330
‫- آره، ما عاشقشیم!
‫- کص! این غذایِ اصلیِ امشبه!

267
00:12:14,410 --> 00:12:18,040
‫واو، دیگه خط قرمزو رد کردی،
‫اونم تو شبِ مسابقه اطلاعات عمومی؟

268
00:12:18,120 --> 00:12:20,750
‫- لعنتی! امشب شبِ مسابقه‌ست؟
‫- مقدس‌ترین شبِ ما؟

269
00:12:20,830 --> 00:12:23,250
‫اوه پسر، من، ام... اینو نمی‌دونستم.

270
00:12:23,330 --> 00:12:26,200
‫متأسفم.
‫مگه مسابقه اطلاعات عمومی چیه؟

271
00:12:26,290 --> 00:12:28,700
‫- فان، بی‌خیال.
‫- مسابقه اطلاعات عمومی بخشی از فرهنگِ کوئیرهاست.

272
00:12:28,790 --> 00:12:32,250
‫♪ اگه چیزی بلد نباشی
‫عملاً یه آدمِ استریتی ♪

273
00:12:32,330 --> 00:12:34,660
‫لطفاً، لزبین‌ها تو مسابقه اطلاعات عمومی افتضاحن!

274
00:12:34,750 --> 00:12:37,330
‫نه! نه، اتفاقاً برعکسشه!

275
00:12:37,410 --> 00:12:39,250
‫اصلاً یه فکری دارم.

276
00:12:39,330 --> 00:12:41,540
«.تیم «بیور دَم» در برابر تیم «بون‌یارد

277
00:12:41,620 --> 00:12:44,790
‫- اگه شما بردین، ما میریم و دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گردیم.
‫- اوه واو!

278
00:12:44,870 --> 00:12:46,830
‫ولی اگه ما بردیم، ما حق داریم بمونیم.

279
00:12:46,910 --> 00:12:48,500
‫و اون هم باید با یه زن بخوابه.

280
00:12:48,580 --> 00:12:49,660
‫- یا خدا.
‫- فان، چی؟

281
00:12:49,750 --> 00:12:52,160
‫فقط فکر کردم اون واقعاً دلش
‫نمی‌خواد این کارو بکنه، چون گی‌ـه.

282
00:12:52,250 --> 00:12:54,330
‫- آره، می‌دونیم.
‫- کی اینو دعوت کرده؟

283
00:12:54,410 --> 00:12:55,950
‫خب، نظرته یا نه؟

284
00:12:56,040 --> 00:12:59,540
‫اوه، پایه‌ام، جادوگرِ سینه‌گنده.

285
00:12:59,620 --> 00:13:02,120
‫خیلی‌خب، زیستگاهِ جاش.

286
00:13:02,200 --> 00:13:06,410
‫پر از شگفتیه،
‫اما تو یه بعدازظهر میشه همه‌شو دید.

287
00:13:06,500 --> 00:13:08,290
‫فوق‌العاده دلرباست.

288
00:13:08,370 --> 00:13:10,790
‫اوه، اونجا یه کندویِ عسله. اینو ببین.

289
00:13:10,870 --> 00:13:14,200
‫- اوه! جاش، مواظب باش.
‫- نه، نگران نباش. من همیشه این کارو می‌کنم.

290
00:13:14,290 --> 00:13:17,080
‫هی، داری چیکار می‌کنی؟

291
00:13:17,160 --> 00:13:18,750
‫- چه مرگته، احمق؟
‫- اون خونه‌مون بود!

292
00:13:18,830 --> 00:13:21,250
‫- ما اونجا زندگی می‌کنیم!
‫- بچه‌ها، لطفاً، کمکم کنید!

293
00:13:21,330 --> 00:13:23,250
‫من واقعاً از این اسب خوشم میاد.

294
00:13:23,330 --> 00:13:24,750
‫هی، هی، هی!

295
00:13:24,830 --> 00:13:27,250
‫- نگفته بودی این برایِ عشقه.
‫- آره.

296
00:13:27,330 --> 00:13:30,580
‫خیلی‌خب، رفقا.
‫بذارید این یارو خونه‌مون رو سر بکشه.

297
00:13:30,660 --> 00:13:32,620
.موفق باشید، دیوونه‌ها

298
00:13:32,700 --> 00:13:36,830
‫جاش! اون‌طوری که بومی‌ها رو آواره کردی
‫تا منابع‌شونو غارت کنی.

299
00:13:36,910 --> 00:13:41,950
‫چیزی نبود. حالا فقط باید
‫درش رو باز کنیم، و تامام!

300
00:13:42,040 --> 00:13:44,410
‫شیرین‌ترین عسلی که تا حالا خوردی.

301
00:13:44,500 --> 00:13:48,040
‫اممم، این واقعاً بهشتیه.

302
00:13:48,120 --> 00:13:50,700
‫- بهت گفتم.
‫- خب، این عسل، همون مدفوع زنبوراست؟

303
00:13:50,790 --> 00:13:52,910
‫اوه، نه، نه، نه. این استفراغ‌شونه.

304
00:13:53,000 --> 00:13:58,540
‫وای، این خوشمزه‌ترین استفراغیه
‫که تا حالا خوردم.

305
00:13:59,080 --> 00:14:01,500
‫کلودیا، شاید من یه خرس معمولی باشم،

306
00:14:01,580 --> 00:14:04,870
‫ولی تو باعث میشی احساس فوق‌العاده بودن کنم.

307
00:14:04,950 --> 00:14:08,000
‫و تو، جاشوا،
‫باعث میشی احساس کنم کاملاً معمولی‌ام.

308
00:14:08,080 --> 00:14:09,580
.حالا، منو ببوس

309
00:14:10,700 --> 00:14:12,160
‫ولی زبونتو بیرون نیار،

310
00:14:12,250 --> 00:14:14,580
‫چون فکر می‌کنم انگشته
‫و گازش می‌گیرم و قطعش می‌کنم.

311
00:14:15,160 --> 00:14:18,080
.این دلیلشه رفقا، ما برای همین بالا میاریم

312
00:14:18,160 --> 00:14:21,120
‫هی، اون همون اسبِ
‫توی اون پوستر نیست؟

313
00:14:21,200 --> 00:14:22,950
‫نمی‌دونم.

314
00:14:21,680 --> 00:14:25,180
m -74 9 l 75 -48 95 -14 -57 42

315
00:14:21,680 --> 00:14:25,180
اسب گم‌شده

316
00:14:21,680 --> 00:14:25,180
m -57 56 l -75 12 100 -56 118 -9

317
00:14:21,680 --> 00:14:25,180
پاداش: ۱۰ هزار دلار

318
00:14:21,680 --> 00:14:25,180
اسمش کلونی شوگر‌ـه

319
00:14:23,040 --> 00:14:25,120
‫همۀ اسب‌ها از نظر من شبیه‌ همن.

320
00:14:26,790 --> 00:14:28,750
‫هی، کودی، کارت تمومه!

321
00:14:28,830 --> 00:14:30,120
.‫آره، با بابات

322
00:14:30,200 --> 00:14:33,410
‫خب، مامانت تحت پوشش بیمه درمانی منه،
‫چون ما ازدواج کردیم!

323
00:14:33,500 --> 00:14:36,330
‫- حرفتو پس بگیر!
‫- کودی، داره سعی می‌کنه بره رو مخت!

324
00:14:36,410 --> 00:14:37,450
!ولم کن

325
00:14:37,540 --> 00:14:39,910
‫خیلی‌خب!
‫کی واسه یه مسابقه اطلاعات عمومی آماده‌ست؟

326
00:14:40,000 --> 00:14:41,250
‫- کیرم توش!
‫- اوه نه!

327
00:14:41,330 --> 00:14:43,540
‫- تو مجری مسابقه‌ای؟
‫- دقیقاً!

328
00:14:43,620 --> 00:14:45,620
‫- ما جفری رو دوست داریم!
‫- معلومه که دوست دارین.

329
00:14:45,700 --> 00:14:49,250
‫چرا نمیری با اونا دوست بشی
‫و دست از سر ما برداری؟

330
00:14:50,540 --> 00:14:54,160
‫اونا در حد من نیستن.
‫خیلی محتاجِ توجه‌ان.

331
00:14:54,250 --> 00:14:55,790
‫اه! تو گوشم پچ‌پچ نکن!

332
00:14:55,870 --> 00:14:57,910
.اون حرکتِ سر رو انجام نده

333
00:14:58,000 --> 00:15:00,080
‫به هر حال، شروع کنیم!

334
00:15:00,160 --> 00:15:03,750
‫تنها انسانی که با یه حیوان ازدواج کرد کیه؟

335
00:15:03,830 --> 00:15:05,750
!‫جسیکا ربیت، یه افسانه‌ست

336
00:15:05,830 --> 00:15:06,790
‫درسته!

337
00:15:06,870 --> 00:15:08,870
کی دوستِ گی‌ـه یوگی خرسه‌ست؟

338
00:15:08,950 --> 00:15:10,330
‫- آها! بو بو.
‫- لعنتی.

339
00:15:10,410 --> 00:15:12,080
‫فکر می‌کردم بو بو و یوگی هم‌خونه‌ان.

340
00:15:12,160 --> 00:15:13,080
.‫عقب نمون، پا قشنگ

341
00:15:13,160 --> 00:15:16,370
‫موش پیتزاییِ افسانه‌ای نیویورک چطور مرد؟

342
00:15:16,450 --> 00:15:19,250
‫- خفگیِ ناشی از خودارضایی.
‫- یه درستِ دیگه!

343
00:15:19,330 --> 00:15:22,870
‫کدوم ستاره کودک در نهایت
‫به خاطر حمل سلاح زندانی شد؟

344
00:15:22,950 --> 00:15:25,080
‫- نمو!
‫- اوه خدای من، اون خیلی غم‌انگیز بود.

345
00:15:25,160 --> 00:15:29,250
‫کدوم کانگوروی پیشرو
‫اولین آجر رو به سمت استون‌وال پرتاب کرد؟

346
00:15:29,330 --> 00:15:31,200
‫♪ مارسوپیال پی. جانسون! ♪

347
00:15:31,290 --> 00:15:33,290
!‫تاریخچه‌ رو باید شناخت

348
00:15:33,370 --> 00:15:35,910
‫خب، به نظر میاد
‫تیم بون‌یارد دو امتیاز جلوئه.

349
00:15:36,000 --> 00:15:39,040
‫- لعنت بهش!
‫- ولی نگران نباشین، من طرفدار شمام.

350
00:15:39,120 --> 00:15:41,580
‫- شما دخترای منید.
‫- نه، نیستیم.

351
00:15:41,660 --> 00:15:45,950
‫اوه وای! داریم اون‌قدر بد شکست‌تون می‌دیم
‫که عملاً جنایت نفرت‌محوره.

352
00:15:46,040 --> 00:15:47,040
!‫می‌دونی چیه؟ کون لقش

353
00:15:47,120 --> 00:15:49,000
‫اگه انقدر مطمئنی،
‫چرا شرط رو سنگین‌تر نمی‌کنیم؟

354
00:15:49,080 --> 00:15:49,910
‫پنلوپی...

355
00:15:50,000 --> 00:15:53,660
‫هر کی ببازه
‫باید تمام پشماشو بزنه!

356
00:15:53,750 --> 00:15:55,870
‫آماده باش که کچل بشی، عزیزم!

357
00:15:55,950 --> 00:16:00,080
‫- پن، من نمی‌خوام کل بدنمو بزنم.
‫- پس سعی کن سوالا رو درست جواب بدی!

358
00:16:00,160 --> 00:16:01,540
‫سوال بعدی!

359
00:16:01,620 --> 00:16:04,580
‫باورم نمیشه که با یه خانم گوزن
‫ازدواج کرده بودی.

360
00:16:04,660 --> 00:16:06,870
.‫آره، ده سال. کاملاً استریت بودم

361
00:16:06,950 --> 00:16:09,330
‫حتی آبجوی دست‌ساز خودم رو هم می‌ساختم.

362
00:16:09,410 --> 00:16:10,870
‫اوه، بیچاره!

363
00:16:10,950 --> 00:16:15,000
‫یه گوزن سردرگم بودم.
.نمی‌تونستم شاخ‌هامو از کونم تشخیص بدم

364
00:16:15,080 --> 00:16:18,370
‫خب، شاخ‌های خیلی بامزه‌ای داری.

365
00:16:19,250 --> 00:16:23,580
‫هی، یادته اون موقع گفتی
‫«بزن بریم» و بهم حمله کردی؟

366
00:16:23,660 --> 00:16:26,910
‫آره. آره، یادمه. و، خب، عذر می‌خوام.

367
00:16:27,000 --> 00:16:29,290
‫خب، فکر کنم وقتشه که بریم سکس کنیم.

368
00:16:29,370 --> 00:16:31,410
‫وای خدای من. هورا!

369
00:16:31,500 --> 00:16:34,370
‫اینجا چقدر آرومه.

370
00:16:34,450 --> 00:16:36,830
‫زندگی قبلی من یه چرخ‌وفلک بی‌پایان

371
00:16:36,910 --> 00:16:40,540
‫از تمرین‌ها، مسابقات،
‫و گوزهای بلند و شل‌ووِل بود.

372
00:16:40,620 --> 00:16:42,540
‫اوه، خیلی استرس‌زا به نظر می‌رسه!

373
00:16:42,620 --> 00:16:44,410
‫به جز قسمت گوزهاش.
‫اون بخشش آرامش‌بخشه.

374
00:16:44,500 --> 00:16:49,160
‫بود! ولی باید بگم،
‫مسابقاتش خیلی هیجان‌انگیز بود.

375
00:16:49,250 --> 00:16:52,410
.‫کلودیا، خیلی دوست داشتم تو رو موقع پرش‌های بزرگت ببینم

376
00:16:52,500 --> 00:16:55,000
‫اوه! ای کاش می‌تونستی ببینی.

377
00:16:55,080 --> 00:16:58,120
‫آدرنالین. غرش تماشاگرها.

378
00:16:58,200 --> 00:17:02,660
‫و وقتی اون تاج گل بزرگ و
‫عجیب رو دور گردنم می‌انداختن…

379
00:17:02,750 --> 00:17:05,120
‫حس یه ملکه رو داشتم!

380
00:17:05,200 --> 00:17:10,080
‫واو. ای کاش منم به اندازهٔ تو
‫برای چیزی اشتیاق داشتم.

381
00:17:10,160 --> 00:17:13,160
‫اوه بی‌خیال. همه یه اشتیاقی دارن.

382
00:17:13,250 --> 00:17:16,370
‫خب، فکر کنم یه چیزی هست،

383
00:17:16,450 --> 00:17:17,540
‫ولی نه، مسخره‌ست.

384
00:17:17,620 --> 00:17:19,120
‫چرت‌وپرت نگو! بهم بگو!

385
00:17:19,200 --> 00:17:22,830
‫خب، من، اه…
‫قبلاً مجسمه‌های سنگی می‌ساختم؟

386
00:17:22,910 --> 00:17:26,080
‫اوه! تو با سنگ‌ها هنر خلق می‌کردی؟

387
00:17:26,160 --> 00:17:31,000
‫خب، نه. من، ام…
‫سنگ‌ها رو روی هم می‌چیدم.

388
00:17:31,080 --> 00:17:32,080
‫اوه! خب بعدش چی؟

389
00:17:32,160 --> 00:17:34,160
‫اوه، خب، بعدش این…

390
00:17:34,250 --> 00:17:36,910
‫بعدش قسمت خوبش بود،
‫که یعنی کلی تپه سنگی داشتم، آره.

391
00:17:37,000 --> 00:17:38,200
‫- از سنگ؟
‫- آره، آره!

392
00:17:38,290 --> 00:17:40,540
‫- خیلی خب! این که…
‫- می‌دونم. می‌دونم، احمقانه‌ست.

393
00:17:40,620 --> 00:17:44,000
‫- نه، نه، نه! تو یه عمقی توی وجودت داری.
‫- واقعاً؟

394
00:17:44,080 --> 00:17:48,160
‫اشتیاق لازم نیست چیزی باشه که
‫توش مهارت داری یا حتی جالب باشه.

395
00:17:48,250 --> 00:17:50,700
‫فقط مهمه که
‫داری کاری رو می‌کنی که دوست داری.

396
00:17:50,790 --> 00:17:52,160
‫می‌تونم صادق باشم؟

397
00:17:52,250 --> 00:17:55,870
‫فکر کنم شاید
‫چیزی که دوست دارم، بودن با توئه.

398
00:17:55,950 --> 00:17:58,250
‫اوه، جاشوا.

399
00:17:58,330 --> 00:18:00,120
‫تو خیلی رمانتیکی.

400
00:18:00,200 --> 00:18:02,830
‫با اون کیر متوسطت
‫با من عشق‌بازی کن.

401
00:18:02,910 --> 00:18:04,330
‫متوسط؟ ها!

402
00:18:04,950 --> 00:18:06,120
‫کاش بود.

403
00:18:07,160 --> 00:18:10,250
‫هیس! جاش! جاش! جاشی، بیا اینجا!

404
00:18:10,330 --> 00:18:13,660
‫- ام، میشه یه لحظه منو ببخشی؟
‫- آره، حتماً.

405
00:18:14,830 --> 00:18:16,120
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

406
00:18:16,200 --> 00:18:19,700
‫داشتم دنبال غذا می‌گشتم،
‫که این چیزه خورد تو صورتم.

407
00:18:19,790 --> 00:18:23,080
‫- نه. نه.
‫- اسب تو معروفه!

408
00:18:23,160 --> 00:18:25,660
‫اگه تحویلش بدیم
‫یه مژدگانی گنده میدن!

409
00:18:25,750 --> 00:18:27,040
‫چی؟ ما نمی‌تونیم!

410
00:18:27,120 --> 00:18:29,500
‫بی‌خیال، می‌تونیم پولدار بشیم!

411
00:18:29,580 --> 00:18:32,080
‫اگه از پول چیزی بفهمم،
‫که نمی‌فهمم…

412
00:18:32,160 --> 00:18:33,000
‫رِی.

413
00:18:33,080 --> 00:18:37,540
‫…۱۰ هزار دلار حداقل می‌تونه برامون،
‫نمی‌دونم، ۲۵ تا در یخچال بخره؟

414
00:18:37,620 --> 00:18:40,000
‫نه! کلودیا اسب رؤیاهای منه.

415
00:18:40,080 --> 00:18:42,410
‫- آره. خب، حتماً.
‫- فکر کنم عاشقشم، رِی.

416
00:18:42,500 --> 00:18:44,830
‫- ما می‌تونیم یه آینده واقعی با هم داشته باشیم.
‫- من که چیزی نمی‌بینم.

417
00:18:44,910 --> 00:18:47,540
‫و برای همینه که نمی‌ذارم
‫دوست‌دخترمو بفروشی.

418
00:18:47,620 --> 00:18:50,040
‫آخ! لعنت بهش، من اون پول رو می‌خوام!

419
00:18:50,120 --> 00:18:53,450
‫- ولی فکر کنم برات خوشحالم؟
‫- ممنونم، رِی.

420
00:18:53,540 --> 00:18:56,660
‫خفه‌شو، جاش.
‫آه، راستی، بهتره مواظب باشی.

421
00:18:56,750 --> 00:19:00,250
‫یه پرنده فلزی بزرگ همین الان داره
‫دنبال اسب رؤیاهات می‌گرده.

422
00:19:00,330 --> 00:19:02,500
‫«پرنده فلزی بزرگ»؟
‫اصلاً یعنی چی؟

423
00:19:02,580 --> 00:19:04,910
‫آخ! پرنده فلزی بزرگ!

424
00:19:05,000 --> 00:19:06,700
‫- کلودیا، دارن میان سراغت.
‫- خدای من.

425
00:19:06,790 --> 00:19:08,500
‫- سریع، بیا رو من.
‫- واقعاً؟ همین‌جا؟

426
00:19:08,580 --> 00:19:11,950
‫- چون حس می‌کنم باید فرار کنیم.
‫- منظورم همین بود. سوارم شو.

427
00:19:12,040 --> 00:19:14,120
‫اوه! حتماً!

428
00:19:15,330 --> 00:19:17,950
‫کدوم سگ معروف بعد از انتشار یه مقالهٔ افشاگرانه

429
00:19:18,040 --> 00:19:21,450
‫که توسط رونان اسپارو نوشته شده بود،
‫کنسل شد؟

430
00:19:21,540 --> 00:19:22,410
‫اوه، اسنوپی!

431
00:19:22,500 --> 00:19:23,910
‫- درسته!
‫- آره!

432
00:19:24,000 --> 00:19:26,000
‫اووه، دیگه اجازه نداریم
‫اسنوپی رو دوست داشته باشیم؟

433
00:19:26,080 --> 00:19:28,000
‫خب، این آخرین سؤالمون بود،

434
00:19:28,080 --> 00:19:32,500
‫و امتیازها برابره،
‫یعنی همه چیز بستگی داره به

435
00:19:32,580 --> 00:19:35,450
‫یه مرحله تعیین‌کنندهٔ خفن!

436
00:19:35,540 --> 00:19:38,200
‫خدای من،
‫فقط اون سؤال لعنتی رو بپرس!

437
00:19:38,290 --> 00:19:40,700
‫ایدهٔ عالی‌ای بود، ملکه!

438
00:19:42,910 --> 00:19:44,450
‫کدوم جوندهٔ فراموش‌شده

439
00:19:44,540 --> 00:19:47,450
‫یه کتاب خاطرات افشاگرانه
‫به اسم «پشت خنده‌ها» منتشر کرد،

440
00:19:47,540 --> 00:19:51,660
‫که مهمونی‌های کثیف شوهرش
‫تو کلاب ۳۳ رو لو می‌داد؟

441
00:19:51,750 --> 00:19:54,200
‫- اه، لعنتی، تو اینو می‌دونی؟
‫- من کتاب نمی‌خونم!

442
00:19:54,290 --> 00:19:56,750
‫لعنت بهت!
‫یکی از شما بچه‌ها جواب رو بهم بگه!

443
00:19:56,830 --> 00:19:58,580
‫خدای من، من واقعاً اینو می‌دونم.

444
00:19:58,660 --> 00:19:59,870
‫مینی ماوس!

445
00:19:59,950 --> 00:20:01,580
‫کاملاً درسته!

446
00:20:01,660 --> 00:20:04,250
‫بیور دَم برنده شد!

447
00:20:04,330 --> 00:20:07,910
‫اون به‌خاطر مرده کاتولیک شد،
‫بعد دو ست مادره رو حامله کرد!

448
00:20:08,000 --> 00:20:09,370
‫تو اینا رو از کجا می‌دونی؟

449
00:20:09,450 --> 00:20:12,120
‫عزیزم، من یه دخترِ استریتِ روانی‌ام!

450
00:20:12,200 --> 00:20:13,910
!همه‌مون دیوونه مینی ماوسیم

451
00:20:14,000 --> 00:20:18,370
!واو، واو، واو

452
00:20:18,450 --> 00:20:20,910
.‫خدای من، باید کودی رو ری‌استارت کنیم

453
00:20:21,000 --> 00:20:24,830
‫ولی اول، وقت
‫برای یه اصلاح موی جانانه‌ست.

454
00:20:24,910 --> 00:20:25,750
‫دخترا؟

455
00:20:25,830 --> 00:20:27,120
‫- آره!
‫- لعنت!

456
00:20:27,200 --> 00:20:31,370
‫ها ها! ما بازی رو بردیم
‫و یه قدم برای فراگیری برداشتیم!

457
00:20:31,450 --> 00:20:34,950
‫بارتندر، یه دور شراب طبیعی به حساب من!

458
00:20:35,040 --> 00:20:37,410
‫- عزیزم، اینجا فقط ودکا دارن.
‫- اوه.

459
00:20:37,500 --> 00:20:40,040
‫- صبر کن، این بار آشغاله؟
‫- به گمونم آره.

460
00:20:40,120 --> 00:20:44,330
‫اوه، کور خوندین جنده‌ها!
‫الان خیلی جذاب‌تر شدم.

461
00:20:44,410 --> 00:20:45,750
‫لعنت! واقعاً هم شده.

462
00:20:45,830 --> 00:20:48,290
!هشت تا نوک سینه‌مو دریابین

463
00:20:51,330 --> 00:20:53,870
‫- لعنتی! اون حرکت...
‫- خیلی خوب بود، نه؟

464
00:20:53,950 --> 00:20:56,540
‫اوه، آره! آره...
‫چطور اون کارو کردی که...

465
00:20:56,620 --> 00:20:59,370
‫اوه! یه بار تو گردنم
‫یه تیر خورد.

466
00:20:59,450 --> 00:21:02,620
‫بد جوش خورد،
‫ولی باعث شد گلوم پهن‌تر بشه.

467
00:21:02,700 --> 00:21:04,540
‫خب، باورنکردنی بود.

468
00:21:04,620 --> 00:21:08,500
‫و حالا من با سه تا حیوون سکس داشتم.
‫این حتی از دو تا هم بیشتره.

469
00:21:08,580 --> 00:21:11,910
‫اوه! هم سکسی‌ای هم تو ریاضی خوبی؟

470
00:21:12,660 --> 00:21:16,120
‫می‌دونی، اگه یه وقت دیگه هم
‫خواستی این کارو بکنیم، می‌تونیم...

471
00:21:16,200 --> 00:21:18,700
‫اوه، اوه، ام، خیلی متاسفم.

472
00:21:18,790 --> 00:21:23,750
‫فقط واسه اینکه رک باشم، من دارم
‫تجربیات جدید کسب می‌کنم،

473
00:21:23,830 --> 00:21:26,660
‫واسه همین دنبال این نیستم که
‫وارد یه رابطه جدی بشم.

474
00:21:26,750 --> 00:21:28,250
‫آره، رواله. منم همین‌طور.

475
00:21:28,330 --> 00:21:29,540
‫صبر کن، واقعاً؟

476
00:21:29,620 --> 00:21:31,870
‫- پس می‌تونیم همدیگه رو دوست داشته باشیم؟
‫- آره.

477
00:21:31,950 --> 00:21:33,620
‫- و گاهی هم سکس کنیم؟
‫- اوهوم.

478
00:21:33,700 --> 00:21:36,000
‫- و اسم همدیگه رو بدونیم؟
‫- دقیقاً، زیک.

479
00:21:36,080 --> 00:21:37,250
‫- ولی قرار نمی‌ذاریم؟
‫- نه!

480
00:21:37,330 --> 00:21:39,910
‫- و این قضیه ناراحتم نمی‌کنه؟
‫- نه، اصلاً.

481
00:21:40,000 --> 00:21:43,660
‫- تازه یه چیز فوق‌العاده کشف کردیم؟
‫- عزیزم، به این میگن «گی بودن»

482
00:21:43,750 --> 00:21:45,200
‫خب، من که طرفدارشم!

483
00:21:45,290 --> 00:21:47,330
‫منم همین‌طور، دختر.

484
00:21:50,330 --> 00:21:52,580
!دارن می‌رسن -
!سفت بچسب -

485
00:21:54,370 --> 00:21:56,200
‫مراقب باش!

486
00:21:56,290 --> 00:21:59,290
‫چه فرم خوبی!

487
00:21:59,370 --> 00:22:00,410
‫آخ!

488
00:22:01,000 --> 00:22:04,160
!فرود عالی‌ای بود

489
00:22:04,250 --> 00:22:05,500
‫اوه خدای من.

490
00:22:07,910 --> 00:22:09,290
‫محکم بگیر، جاشوا.

491
00:22:09,370 --> 00:22:11,410
‫کلودیا، نکن! ما هرگز موفق نمی‌شیم!

492
00:22:11,500 --> 00:22:13,540
‫کور خوندی.

493
00:22:23,330 --> 00:22:26,370
‫اوه خدای من!
‫تو فوق‌العاده‌ای! اون پرش‌ها.

494
00:22:26,450 --> 00:22:29,790
‫اون جهش آخرو دیدی؟
‫حتماً رکورد زدم. چه هیجانی داشتم.

495
00:22:29,870 --> 00:22:31,120
‫باورم نمیشه موفق شدیم!

496
00:22:31,200 --> 00:22:34,120
‫این واقعاً من رو برد
‫به دوران اوج زندگیم.

497
00:22:34,700 --> 00:22:36,000
‫این درست مثل پاریسه.

498
00:22:36,080 --> 00:22:38,790
‫اوه، جاش، باید منو می‌دیدی!

499
00:22:38,870 --> 00:22:45,330
‫وقتی پرچم بریتانیا رو بالا بردن،
‫قلبم از غرور ملی لبریز شد.

500
00:22:45,410 --> 00:22:47,290
‫من یه قهرمان بودم!

501
00:22:47,870 --> 00:22:49,290
‫من زنده بودم!

502
00:22:51,830 --> 00:22:53,700
‫- کلودیا؟
‫- بله عزیزم؟

503
00:22:53,790 --> 00:22:58,410
‫این زندگی توی جنگل،
‫فکر کنم شاید مناسب تو نباشه.

504
00:22:58,500 --> 00:23:01,040
‫- چی؟
‫- تو برای عظمت متولد شدی.

505
00:23:01,120 --> 00:23:03,120
‫تو به یه خرس معمولی
‫مثل من تعلق نداری.

506
00:23:03,200 --> 00:23:05,200
‫تو متعلق به دنیایی.

507
00:23:05,290 --> 00:23:07,540
‫ولی من واقعاً تو رو دوست دارم.

508
00:23:07,620 --> 00:23:09,200
‫منم واقعاً تو رو دوست دارم.

509
00:23:09,290 --> 00:23:12,080
‫و به خاطر همینه که باید بذارم بری.

510
00:23:15,330 --> 00:23:17,540
.تو در مورد یه چیز در اشتباهی

511
00:23:18,040 --> 00:23:19,750
‫تو یه خرس معمولی نیستی.

512
00:23:20,330 --> 00:23:22,290
‫تو یه خرس استثنایی هستی.

513
00:23:22,830 --> 00:23:24,910
‫و من این شب رو به یاد خواهم داشت

514
00:23:25,660 --> 00:23:27,200
‫تا آخر عمرم.

515
00:23:27,290 --> 00:23:28,500
‫خداحافظ، کلودیا.

516
00:23:28,580 --> 00:23:30,950
‫خداحافظ، جاش.

517
00:23:31,040 --> 00:23:33,700
‫من اینجام! آماده‌ام که...

518
00:23:35,830 --> 00:23:37,080
‫اوه، لعنتی!

519
00:23:37,160 --> 00:23:39,910
‫خیلی‌خب.
‫تصمیم درستی بود، نه؟

520
00:23:44,120 --> 00:23:46,580
‫اوه! وای! دیدنش واقعاً دردناکه.

521
00:23:46,660 --> 00:23:49,700
‫آره. نه، حالش خوب میشه.

522
00:23:49,790 --> 00:23:52,370
.آه، جاشی

523
00:23:52,450 --> 00:23:55,790
‫- واقعاً بابت کلودیا متاسفم.
‫- نه، نه. متاسف نباش.

524
00:23:55,870 --> 00:23:59,250
‫بهترین ۴۸ ساعت کل عمرم رو داشتم.

525
00:23:59,330 --> 00:24:01,620
‫و چون در واقع سکس نکردیم،

526
00:24:01,700 --> 00:24:04,450
‫کلودیا هنوز فکر می‌کنه
‫که کیرم اندازه متوسطی داره.

527
00:24:04,540 --> 00:24:06,830
‫- هی، این یه برد برای توئه!
‫- می‌دونم!

528
00:24:06,910 --> 00:24:07,870
‫به سلامتی کلودیا!

529
00:24:07,950 --> 00:24:11,500
‫و به سلامتی اینکه دیگه هیچ‌وقت
‫پامون رو تو «بون‌یارد» نذاریم.

530
00:24:11,580 --> 00:24:13,660
‫از طرف خودتون حرف بزنید.
‫من قراره اونجا پلاس شم.

531
00:24:13,750 --> 00:24:16,660
‫- آره، البته!
‫- اوه، یه سوراخ افتخاری هم اونجاست.

532
00:24:16,750 --> 00:24:18,500
‫یه سنجاب توشه.
‫اسمش آرتور‌ـه.

533
00:24:18,580 --> 00:24:20,080
.‫فکر کنم اونجا خونه‌شه

534
00:24:20,160 --> 00:24:23,250
‫خب، به هر حال،
‫این کوچولو مشتی ساک می‌زنه.

535
00:24:23,330 --> 00:24:24,580
‫به سلامتی آرتور!

536
00:24:24,660 --> 00:24:27,700
.البته، به سلامتی آرتور
‫عجب موجودیه.

537
00:24:27,720 --> 00:24:37,720
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
