WEBVTT

00:11.000 --> 00:12.700
.گفتم چطوره انگشتای پامو ریمو کنم

00:12.790 --> 00:13.750
‫خفه شو! منم همین‌طور!

00:13.830 --> 00:16.330
‫- خیلی پاهامو شلوغ‌‌پلوغ نشون میدن.
‫- اگه تو برداری،‌ منم برمی‌دارم.

00:16.410 --> 00:17.830
‫- با هم انجامش بدیم؟
‫- آره.

00:17.910 --> 00:20.830
‫اه، اونا خیلی بی‌نقصن.

00:20.910 --> 00:22.200
‫کی؟ اون احمقا؟

00:22.290 --> 00:24.330
‫آره. روباه‌های کوچولوی خوشگل.

00:24.410 --> 00:28.040
.نگاهشون کن. چقدر نرم و صاف و خوشگلن

00:28.120 --> 00:30.700
‫اوه، می‌فهمم.
‫یه بار، همه‌شون بهم نگاه کردن،

00:30.790 --> 00:32.700
‫بعد خم شدن،
‫و بعد زدن زیر خنده.

00:32.790 --> 00:34.410
‫- وای!
‫- و من با اون صحنه جق می‌زنم.

00:34.500 --> 00:37.750
‫میشه لطفاً حیوونای بهتری رو انتخاب کنی
‫که بخوای باهاشون خودتو عذاب بدی؟

00:37.830 --> 00:39.250
.‫اون دخترها خیلی کصخلن

00:39.330 --> 00:43.000
‫خدایا، کاش منم کصخل بودم.
‫زندگی خیلی آسون‌تر میشد.

00:43.080 --> 00:45.040
‫ولم کن بابا، فکر می‌کنی زندگیِ تو سخته؟

00:45.120 --> 00:46.790
‫من مجبورم کله‌سحر بیدار شم

00:46.870 --> 00:49.250
‫و برم خونه دوستم مردیث
‫تا بچه‌ش رو ملاقات کنم.

00:49.330 --> 00:51.790
‫- فکر کنم منظورت اینه بچه‌شو ببینی؟
‫- اه، حالا هرچی!

00:51.870 --> 00:54.450
.من که زبان مامانی رو بلد نیستم -
.باشه -

00:54.540 --> 00:57.330
‫مردیث قبل از اینکه بچه‌دار بشه،
‫خیلی باحال بود.

00:57.410 --> 00:59.290
‫قدیما مست می‌کردیم
‫و توی سوراخ‌ موش‌ها می‌ریدیم.

00:59.370 --> 01:01.450
‫- آخی!
‫- حالا همش میگه: «هشتگ مامانِ پسر».

01:01.540 --> 01:04.910
‫- افتضاحه.
‫- بچه‌ها! یه خبر خیلی خفن دارم!

01:05.000 --> 01:08.290
.‫مامانم داره برای تولدم میاد اینجا

01:08.370 --> 01:10.660
‫ولی تولدت هفت ماه پیش بود.

01:10.750 --> 01:11.910
‫آره، خب، جاش،

01:12.000 --> 01:15.500
‫اون داره برای روزی میاد که
‫فکر می‌کنه روز تولدمه.

01:15.580 --> 01:16.830
‫اووف! رِی، این…

01:16.910 --> 01:18.040
‫…به‌شدت غم‌انگیزه.

01:18.120 --> 01:20.790
‫چی؟ چیش غم‌انگیزه؟
‫اینکه می‌تونم دو بار تولد بگیرم؟

01:20.870 --> 01:23.540
‫- اه.
‫- خب، بی‌صبرانه منتظرم اون خانمی رو ببینم

01:23.620 --> 01:27.120
‫که رِی رو به این بدبختِ
‫درب‌وداغونی که الان هست، تبدیل کرده.

01:27.200 --> 01:28.450
‫اوه! اون بهترینه.

01:28.540 --> 01:31.620
‫- ببین رِی، فقط یادت باشه...
‫- چی؟ فقط بگو دیگه، جاش.

01:31.700 --> 01:33.700
‫خب، از وقتی بچه بودیم،

01:33.790 --> 01:35.830
.مامانت همیشه یه جوری ناامیدت می‌کرد

01:35.910 --> 01:37.370
‫اون یه آزاده بود.

01:37.450 --> 01:41.410
‫اون دوران کودکی منو
‫با جادو و خیال‌پردازی پر کرد!

01:42.000 --> 01:45.500
‫اون اجازه می‌داد هر وقت بخوام
‫بیام خونه‌تون،

01:45.580 --> 01:48.120
‫و بهم جوری می‌رسید
‫انگار یه شاهزاده کوچولوئم.

01:48.200 --> 01:53.500
‫برات یه کیک تولد با آشغال و
‫تن ماهی می‌پزم چون دوستت دارم!

01:53.580 --> 01:55.750
.اصلاً هم اینطوری نبود

01:55.830 --> 01:58.040
پس تو خاطرات متفاوتی نسبت به اون زمان داری؟

01:58.120 --> 01:59.200
.دقیقاً

01:59.290 --> 02:01.750
‫بسیار خب، پس
‫تعریف کن رفیق.

02:01.830 --> 02:03.950
‫تو مجبور شدی بیای خونه ما زندگی کنی

02:04.040 --> 02:06.580
‫چون مامانت با خرگوشِ یه شعبده‌باز
‫فرار کرد و رفت وگاس.

02:06.660 --> 02:07.830
‫من همچین چیزی یادم نمیاد.

02:07.910 --> 02:10.910
‫من، اِم، دارم میرم بیرون کیک یا یه چیزی بگیرم.

02:11.000 --> 02:13.250
‫آره، زود برمی‌گردم.

02:13.330 --> 02:15.620
‫و وقتی گفت «زود برمی‌گردم»،

02:15.700 --> 02:18.080
‫منظورش یک سال بعد بود
‫که از سیفلیس کور شده بود.

02:15.700 --> 02:18.080
.ساکا: سیفلیس یه نوع بیماری مقاربتی که از رابطه جنسی منتقل میشه*

02:18.160 --> 02:19.500
‫- اَی.
‫- می‌دونی چیه جاش؟

02:19.580 --> 02:21.830
‫- چی؟ آخ!
‫- می‌کشمت کون‌کش!

02:21.850 --> 02:31.850
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:31.870 --> 02:37.870
(Sokka) ترجمه شده توسط ساکا

02:48.700 --> 02:52.290
‫♪ مامان جی داره میاد!
‫داره میاد به این شهر! ♪

02:52.370 --> 02:56.200
‫♪ انتظاراتم رفته بالا
‫و گارد دفاعیم اومده پایین! ♪

02:56.290 --> 02:58.950
‫هی! هی، هی، دست‌هات رو از روی جنس بکش کنار!

02:59.040 --> 03:00.910
‫چه مرگته؟
‫خیر سرت 16 تا شونه داریا.

03:01.000 --> 03:04.790
‫۱۸ تا شونه دارم، ولی اگه یکیش رو برداری،
‫دیگه فقط ۱۷ تا برام می‌مونه.

03:04.870 --> 03:09.040
‫نمی‌خوام مامانم فکر کنه که من
‫یه بازنده‌ام که فقط ۱۷ تا شونه داره.

03:09.120 --> 03:11.830
‫می‌دونی، خیلی سخت تلاش می‌کنی
‫که کسی رو تحت تأثیر قرار بدی

03:11.910 --> 03:13.330
‫که یه بار سعی کرده بود بخورتت.

03:13.410 --> 03:14.950
‫جینا دردسر بزرگیه.

03:15.040 --> 03:18.870
‫ کسی گفت دردسر؟

03:19.370 --> 03:20.580
‫سلام پسرا.

03:20.660 --> 03:22.330
‫- واو، اوف!
‫- آخ...

03:22.410 --> 03:24.250
‫الان واسه مامان خودت گفتی «واو، اوف»؟

03:24.330 --> 03:27.660
‫- آره!
‫- مامان؟ اه! جینا صدام کن.

03:27.750 --> 03:30.580
‫رِی، می‌شنوی چی میگه؟
‫از فکر مادر بودن حالش بد میشه.

03:30.660 --> 03:32.580
‫بیا اینجا جینا. یه ماچ به من بده.

03:32.660 --> 03:35.450
‫آخ! مراقب باش، صورتم. تازه بوتاکس کردم.

03:35.540 --> 03:38.500
‫اوه، ببخشید. راستی، عالی شده.

03:38.580 --> 03:43.160
‫اوه- هو! یه ثانیه صبر کن، چرب‌زبون.
‫اینا همه‌ش مال توئه؟

03:43.250 --> 03:44.160
‫بله، بانو.

03:44.250 --> 03:48.000
‫۱۸ تا شونه؟ چه تعداد چشمگیری.

03:48.080 --> 03:49.160
‫بهتر از ۱۷ تاست، نه؟

03:49.250 --> 03:52.160
‫داری خیلی خوب پیش میری، پسر خوبم.

03:52.250 --> 03:55.450
‫پسر خوب؟
‫این یعنی پسری که خوبه. اون منم.

03:55.540 --> 03:59.250
‫راستش، شاید بهتر باشه وقتی اینجام
‫پیش تو بمونم.

03:59.330 --> 04:02.330
‫واقعاً؟ نمی‌خوای
‫بری با یه مرد دیگه زندگی کنی؟

04:02.410 --> 04:06.580
‫رِی، دور و برت رو نگاه کن، عزیزم. تو خودت یه مردی.

04:06.660 --> 04:09.830
‫اوه، ماما ژونم منو دوج داله!

04:09.910 --> 04:12.870
‫جینا، اگه می‌خوای اینجا بمونی،
‫شاید بهتره برم کمی خرید کنم.

04:12.950 --> 04:16.250
‫می‌دونی، فقط برای اینکه گرسنه نشی
‫و دوباره سعی نکنی رِی رو بخوری.

04:16.330 --> 04:17.540
...جاش، به خدا که

04:17.620 --> 04:20.580
‫نه، نه، نه. اون راست میگه.
‫من قبلاً اشتباهاتی کردم.

04:20.660 --> 04:22.040
‫چی؟ نه، اصلاً!

04:22.120 --> 04:25.000
‫اما توی سال گذشته
‫خیلی تغییر کردم،

04:25.080 --> 04:28.120
‫و حالا می‌خوام برای رِی رِی کوچولوم جبران کنم.

04:28.200 --> 04:29.790
اه، باز خر شدی؟

04:29.870 --> 04:31.660
.سر تا پا خر شدم

04:31.750 --> 04:36.500
‫و می‌خوام با گرفتن یه جشن تولد بزرگ
‫برات جبران کنم!

04:36.580 --> 04:38.540
‫- هو هو هو!
‫- اصلاً تولدش نیست.

04:38.620 --> 04:40.660
‫جاش، داری دیوونه‌بازی درمیاری!

04:40.750 --> 04:42.870
‫- مامان؟
‫- نچ نچ، «جینا».

04:42.950 --> 04:46.450
.‫جینا، همین که اینجایی، انگار دارن تخمامو ساک می‌زنن

04:46.540 --> 04:48.250
‫ولی یه جشن؟ فوق‌العاده‌ست.

04:48.330 --> 04:51.370
‫رِی، نباید رابطه با
‫مادرت رو توی تخمات حس کنی.

04:51.450 --> 04:54.000
‫- خیلی‌خب فروید، برو یه اتاق بگیر.
‫- با خودم؟

04:54.080 --> 04:56.120
.خیلی‌خب، بزن بریم

04:56.200 --> 04:57.950
‫- ای جان! ببین کی اومده!
‫- سلام.

04:58.040 --> 05:01.830
.اوه، خاله فان اومده! فقط 20 دقیقه دیر کرده

05:01.910 --> 05:04.410
‫ببخشید، خواب موندم.

05:04.500 --> 05:08.120
‫خیلی‌خب، حسود! بیا تو.
‫ببخشید که ریخت‌وپاشه.

05:08.200 --> 05:10.000
‫این ریخت‌وپاشه؟ اوه، گاییدمت.

05:10.080 --> 05:11.750
‫- چی گفتی؟
‫- گفتم داری می‌درخشی!

05:11.830 --> 05:13.540
‫می‌دونم! باورنکردنیه.

05:13.620 --> 05:17.200
‫حتی نمی‌دونم قبل از اینکه این
‫معجزه کوچولو رو به دنیا بیارم کی بودم.

05:17.290 --> 05:20.580
‫- می‌خوای لوکا رو بغل کنی؟
‫- اوه! اوکی. خودش اومد.

05:20.660 --> 05:23.790
‫- ببین چطوری بچه رو بغل کردی.
‫- ام، اون داره سعی می‌کنه...

05:23.870 --> 05:25.750
‫کی می‌خوای سر و سامون بگیری، خانومی؟

05:25.830 --> 05:27.500
‫آره، اوضاع بیرون خیلی خرابه.

05:27.580 --> 05:29.250
‫آخ، خدا رو شکر که کیث رو پیدا کردم.

05:29.330 --> 05:32.790
‫اگه مجبور بودم دوباره قرار بذارم،
‫واقعاً خودکشی می‌کردم.

05:32.870 --> 05:34.750
‫- خیلی‌خب.
‫- مثلاً با تیرکمون می‌زدم تو مغزم.

05:34.830 --> 05:38.370
‫- بنگ، سوپ گوجه همه جا پخش میشد.
‫- ام، آره، نه، کاملاً!

05:38.450 --> 05:41.410
‫- ای جان، داره لاس می‌زنه!
‫- خیلی‌خب.

05:41.500 --> 05:44.000
‫ حالا که حرفش شد، دیت میت نمیری؟

05:44.080 --> 05:45.750
‫یه بار با یه گوزن گی قرار گذاشتم.

05:45.830 --> 05:48.370
‫اوه نه! گوزن گی؟

05:48.450 --> 05:52.410
‫آره، قبل اونم با یکی از
‫دوستای بابام خوابیدم.

05:52.500 --> 05:53.910
‫اه! بازم بگو!

05:54.000 --> 05:57.540
‫راستش، این بده، ولی گذاشتم
‫این جغدِ چندش برام بخوره،

05:57.620 --> 06:00.040
‫و حالا اون ول‌کنِ من و
‫دوستام نیست.

06:00.120 --> 06:02.620
!‫تو یه ریدمان جذابی

06:02.700 --> 06:04.120
‫خیلی عاشقشم!

06:04.200 --> 06:05.870
ریدمان... جذاب؟

06:05.950 --> 06:07.870
‫ اوپس! خنگیِ مادرانه.

06:07.950 --> 06:11.750
‫منظورم این بود که هیچ مسئولیتی نداری
‫و کارات هیچ اهمیتی نداره، می‌فهمی؟

06:11.830 --> 06:13.250
‫ببخشید، مِر، من...

06:13.330 --> 06:15.660
‫این بچه واقعاً داره
‫سعی می‌کنه ممه‌هام رو گاز بگیره.

06:15.750 --> 06:18.910
‫ای جان!
‫وقتِ میان‌وعده و چرتِ نیمروزیه، آقا.

06:19.000 --> 06:21.500
‫- آره.
‫- خیلی خوب شد که دیدمت.

06:21.580 --> 06:23.250
‫صبر کن... من تازه رسیدم.

06:23.330 --> 06:24.950
‫وقتِ چرت مقدسه.

06:25.040 --> 06:26.910
‫- یه روز می‌فهمی.
‫- خیلی‌خب.

06:27.000 --> 06:31.500
‫ولی فعلاً،
‫از اینکه هیچی و هیچ‌کس رو نداری لذت ببر.

06:31.580 --> 06:32.870
‫اوه خدای من.

06:32.950 --> 06:34.750
زندگیم انقدر بده؟

06:34.830 --> 06:36.660
‫هی عزیزم، میرم دوش بگیرم.

06:36.750 --> 06:39.000
‫اون دوستِ غمگینت با
‫زندگیِ نکبت‌بارش نرفته؟

06:39.080 --> 06:41.330
‫دارم میرم. خداحافظ، کیث.

06:41.410 --> 06:42.790
‫خداحافظ، فان.

06:42.870 --> 06:47.330
‫برای راکون‌های لوئیزیانا،
‫ماردی‌گرای واقعی روز بعدشه.

06:42.870 --> 06:47.330
.ساکا: ماردی‌گرا یا سه‌شنبۀ چرب عنوان دوره‌ای از جشن‌های سنتی سالانه‌ست*

06:47.410 --> 06:50.410
‫- هو هو هو!
‫- فقط آشغال، مهره و کون.

06:50.500 --> 06:53.120
‫- ترکیب عجیبیه.
‫- اوه، آره! به نظر بوگندو میاد.

06:53.200 --> 06:56.950
‫شاید این تمِ مهمونیِ تو باشه، رِی.
‫ماردی‌گرا.

06:57.040 --> 06:59.120
.همه‌مون می‌تونیم ممه‌هامونو بندازیم بیرون

06:57.040 --> 06:59.120
بزنیم به سیم آخر

06:59.200 --> 07:02.620
‫محل برگزاری به تعداد نفرات نیاز داره.
‫جینا، آمارِ دعوتیا چندتاست؟

07:02.700 --> 07:05.620
‫من همیشه بهترین مهمونی‌ها رو برات
‫می‌گرفتم، مگه نه؟

07:05.700 --> 07:07.660
‫تولد هشت‌سالگی‌ت رو یادته، عزیزم؟

07:07.750 --> 07:09.660
‫آره، یادمه. ولی تو براشون تعریف کن.

07:09.750 --> 07:13.080
‫من برات یه مهمونی کامل
‫با تم لاک‌پشت‌های نینجا گرفتم.

07:13.160 --> 07:15.750
‫با کاپ‌کیک‌های لاک‌پشتی و ریسه‌های لاک‌پشتی.

07:15.830 --> 07:19.750
‫حتی خودِ لاک‌پشت‌های نینجای واقعی رو
‫آوردم اونجا!

07:20.660 --> 07:22.250
‫کاوابانگا، رفیق!

07:20.660 --> 07:22.250
تیکه کلام مایکی

07:22.330 --> 07:25.200
‫- غذای ایتالیایی!
‫- اصلاً اون‌طور که میگه نبود.

07:25.290 --> 07:26.500
‫من مهمونی رو گرفتم.

07:26.580 --> 07:29.750
‫کاپ‌کیک‌ها رو من پختم،
‫و اونا لاک‌پشت‌های نینجا نبودن، جینا.

07:29.830 --> 07:32.830
‫اونا لاک‌پشت‌های یاکوزا بودن،
‫چون بهشون بدهکار بودی.

07:32.910 --> 07:34.250
‫فرار کن مامان، فرار کن!

07:34.330 --> 07:37.080
‫اونا رِی رو مجبور کردن که
‫کل کلاس سومش رو به عنوان

07:37.160 --> 07:38.330
!آشپز براشون کار کنه

07:38.410 --> 07:42.200
‫آره، و حالا من بهترین
‫آتشفشان پیازیِ کلِ جنگل رو درست می‌کنم.

07:42.290 --> 07:43.700
‫تو چی کار می‌تونی بکنی، جاش؟

07:43.790 --> 07:47.580
‫ غیر از اینکه یه جاکش حال‌به‌هم‌زنِ درجه یک باشی.

07:47.660 --> 07:49.500
‫- می‌دونی، فان؟
‫- ها؟ چی؟

07:49.580 --> 07:53.330
‫تو فرهنگ ما، وقتی چیزی خیلی خنده‌دار باشه،
‫می‌خندیم.

07:53.410 --> 07:57.950
‫ببخشید، فقط دوستم که یه جورایی
‫مادر نمونه‌ست بهم گفت «ریدمان جذاب».

07:58.040 --> 07:58.870
‫اوه.

07:58.950 --> 08:00.950
‫باعث شده به تمام انتخاب‌های
‫زندگی‌م شک کنم.

08:01.040 --> 08:02.700
‫- هی!
‫- آخ! چه مرگته؟

08:02.790 --> 08:05.540
‫به من گوش کن!
‫اون دوستِ کسل‌کننده‌ت بهت حسودی می‌کنه.

08:05.620 --> 08:06.790
‫آه! واقعاً؟

08:06.870 --> 08:09.500
‫- اون از آزادیِ تو متنفره!
‫- واقعاً؟

08:09.580 --> 08:12.290
‫تمام این دنیا می‌خواد
‫تو رو کسل‌کننده بار بیاره.

08:12.370 --> 08:15.410
‫- من با یه شعار زندگی می‌کنم.
‫- اه!

08:15.500 --> 08:17.660
‫ «روان بمون»؟

08:17.750 --> 08:20.910
‫نه، «روانی بمون!» چی نوشتن؟

08:21.000 --> 08:22.370
‫فان، به حرف جینا گوش نکن!

08:22.450 --> 08:24.580
‫اون همین الان تف انداخت کف زمین
‫و زد تو گوشِت.

08:24.660 --> 08:27.290
‫فان، امشب تو مهمونیِ رِی، من و تو،

08:27.370 --> 08:30.660
!ممه‌هامونو می‌ندازیم بیرون و آزادی‌تو جشن می‌گیریم

08:30.750 --> 08:34.870
‫آره! من کسل‌کننده نیستم!
‫می‌خوام به خاطر آزادی ممه‌هامو بندازم بیرون!

08:34.950 --> 08:35.790
!ها ها ها

08:35.870 --> 08:38.450
‫اوکی، تو واقعاً
‫باحال‌ترین روباهی هستی که دیدم.

08:38.540 --> 08:40.000
‫آره، ولی خیلی هم جذابم.

08:40.080 --> 08:43.330
‫اوه! برای مهمونی، می‌تونم
‫«روباه‌های کوچولوی خوشگل» رو دعوت کنم؟

08:43.410 --> 08:45.120
‫روباه‌های کوچولوی خوشگل دیگه کین؟

08:45.200 --> 08:50.160
‫اونا موجوداتِ بی‌نقص و آسمونی‌ان،
‫و من می‌خوام دقیقاً مثل اونا باشم.

08:50.250 --> 08:54.000
‫فاکسی، تو نمی‌خوای
‫مثل اون عروسک‌هایِ آرایش‌کرده باشی.

08:54.080 --> 08:56.370
‫- تو می‌خوای بکنی‌شون.
‫- اه، بی‌خیال!

08:56.450 --> 08:59.250
‫فکر می‌کنی همه می‌خوان
‫همه رو بکنن.

08:59.330 --> 09:01.160
‫نه، نه، نه! اون راست میگه.

09:01.250 --> 09:04.830
‫من واقعاً می‌خوام بکنمشون.
‫ولی اونا خیلی سطح‌شون بالاست.

09:04.910 --> 09:08.290
‫- می‌دونی چی لازم داری؟
‫- اوه، جینا، نه!

09:08.370 --> 09:11.750
‫- ولی آره.
‫- قراره «اون کار» رو یادت بدم.

09:11.830 --> 09:13.540
‫«اون کار» چیه؟

09:13.620 --> 09:17.700
‫اوه، این تکنیک مخ‌زنیِ ثبت‌شدۀ مامانمه
‫که همیشه جواب میده.

09:17.790 --> 09:20.290
‫آره! هر دفعه.

09:20.370 --> 09:22.290
‫خیلی‌خب! خوشم اومد.

09:22.370 --> 09:24.950
‫خیلی‌خب، همه برنامه‌شون رو دارن.

09:25.040 --> 09:27.080
‫من قراره به فاکسی «اون کار» رو یاد بدم.

09:27.160 --> 09:29.410
‫- اون قراره بکن‌بکن راه بندازه.
‫- خوشم اومد!

09:29.500 --> 09:32.750
‫- و فان هم قراره ممه‌هاشو بندازه بیرون.
‫- دقیقاً، هر شش تاشو.

09:32.830 --> 09:35.200
‫بهترین مامان دنیا رو دارم یا چی؟

09:35.290 --> 09:38.250
‫- کار دیگه‌ای هست که باید برنامه‌ریزی کنیم؟
‫- کلِ مهمونی!

09:38.330 --> 09:40.910
‫- کلِ مهمونی!
‫- و اون صداها رو هم درمیاره؟

09:41.000 --> 09:42.910
‫دقیقاً صدات همین‌طوریه.

09:43.000 --> 09:47.790
‫مهمونی رو می‌سپرم به تو جاش،
‫منم مسئولِ فوق‌العاده بودن میشم.

09:47.870 --> 09:50.700
‫ام، یه عروسک شکارچی، لطفاً.

09:52.040 --> 09:56.370
‫هِی، رِی، می‌تونی در رو باز کنی؟
‫دارم چند تا نمونه دستمال سفره رو بررسی می‌کنم.

09:56.450 --> 09:58.660
‫- اوه! لعنتی!
‫- کی اون توئه؟

09:58.750 --> 10:01.250
‫- گمشو برو بیرون!
‫- جینا؟ چه خبره؟

10:01.330 --> 10:03.120
‫- اوه! سلام جاش.
‫- آخ!

10:03.200 --> 10:06.040
‫ببخشید، نمی‌دونستم حوله دورته.

10:06.120 --> 10:07.410
.توقع نداشتم بیای

10:07.500 --> 10:10.830
‫اوه خوبه! ممنونم.
‫ام، یه کایوت اون توئه؟

10:10.910 --> 10:12.200
‫نه، فقط منم.

10:12.290 --> 10:14.410
‫رِی رفته کنار بزرگراه دنبال غذا بگرده.

10:14.500 --> 10:17.000
‫کسی هست؟

10:17.080 --> 10:18.500
‫کسی نیست؟

10:18.580 --> 10:20.950
‫کمکی از دستم برمیاد؟

10:21.040 --> 10:23.910
‫نمی‌دونم چه خبره جینا،
‫ولی می‌دونم داری یه غلطی می‌کنی.

10:24.000 --> 10:28.410
‫- و نمی‌خوام رِی دوباره آسیب ببینه.
‫- زر مفت؟ من مادرشم ها.

10:28.500 --> 10:30.330
‫منم نمی‌خوام اون آسیب ببینه!

10:30.410 --> 10:31.750
‫آخ! اون چی بود؟

10:31.830 --> 10:33.620
‫از من خوشت نمیاد، مگه نه؟

10:33.700 --> 10:35.910
‫هیچ‌وقت هم سعی نکردم پنهونش کنم.
.ازت متنفرم

10:36.000 --> 10:39.700
‫همیشه فکر می‌کردم بامزه‌ای جاش،
‫ولی واقعاً هیکلی شدی.

10:39.790 --> 10:41.910
.خیلی رو فرمی

10:42.000 --> 10:43.700
این حرفا قراره به چی برسه؟

10:43.790 --> 10:45.580
‫نمی‌دونم عزیزم.

10:45.660 --> 10:48.290
‫دوست داری به کجا بکشه؟

10:49.620 --> 10:52.790
خانم مامانِ رِی، می‌خوای مخ منو بزنی، ها؟

10:54.410 --> 10:55.830
‫بویِ پوستِ درخت میدی.

10:55.910 --> 10:58.370
‫اه! نه، نمی‌تونم! این کار اشتباهه.

10:58.450 --> 11:02.120
‫لازم نیست کسی بفهمه عزیزم.
‫هر دومون توافق‌نامه محرمانگی امضا می‌کنیم.

11:02.200 --> 11:04.120
‫خیلی وقته که کسی بهم دست نزده.

11:04.200 --> 11:06.830
‫بیا، خودت رو به من بسپار.

11:06.910 --> 11:08.080
.اوه، چقدر وول می‌خوری

11:08.160 --> 11:10.910
‫- بهم اعتماد کن، من تو این کار عالی‌ام.
‫- نه!

11:11.000 --> 11:13.540
‫خانم مامانِ رِی،
‫بیخیال، من باید برم.

11:13.620 --> 11:14.700
‫ضرر کردی رفیق!

11:14.790 --> 11:18.500
‫چنان کمرتو خالی می‌کردم که
‫مغزت از تو سرت می‌پاشید بیرون.

11:18.580 --> 11:20.040
‫چرا باید همچین چیزی بخوام؟

11:21.580 --> 11:22.580
‫خیلی‌خب، ام...

11:23.500 --> 11:27.120
‫بسیار خب، پایه کیک رو گرفتم،
‫کلاه‌های مهمونی، مهره‌هایِ ماردی‌گرا.

11:27.200 --> 11:30.410
‫فقط باید کمی جامبالایا پیدا کنم.
‫نوم، نوم، نوم، نوم...

11:30.500 --> 11:31.620
‫- رِی! رِی!
‫- آخ!

11:31.700 --> 11:35.500
‫یا عیسی مسیح، جاش، وقتی تو خلأ‌ام
‫نمی‌تونی سرم داد بزنی.

11:35.580 --> 11:36.910
‫- ببخشید.
‫- ممکنه عقلمو از دست بدم!

11:37.000 --> 11:38.700
‫همین بلا سر رندی کواید اومد.

11:38.790 --> 11:40.950
‫فقط اینکه یه نفر
‫توی خونه‌ت با مادرت بود.

11:41.040 --> 11:42.290
‫- بعد اون در موردش دروغ گفت.
‫- جاش.

11:42.370 --> 11:44.660
‫یه حوله اونجا بود،
‫و بعدش خداروشکر درش آورد،

11:44.750 --> 11:46.080
.ولی خیلی مشکوک میزد

11:46.160 --> 11:48.540
‫- چرا همیشه مجبوری این کارو بکنی؟
‫- چه کاری؟

11:48.620 --> 11:51.000
‫می‌دونی، می‌خوای حالِ خوبم با جینا رو خراب کنی.

11:51.080 --> 11:53.500
‫من نمی‌خوام حالِ خوبت رو خراب کنم،
‫دارم سعی می‌کنم ازت محافظت کنم.

11:53.580 --> 11:56.450
‫خب، کی ازت خواست؟
‫من هیچ‌وقت مادرمو نمی‌بینم! بذار لذت ببرم!

11:56.540 --> 12:00.290
‫ببین رِی، واقعاً نمی‌خواستم
‫مجبور بشم اینو بهت بگم، اما...

12:00.370 --> 12:03.750
‫مادرت، سعی کرد مخمو بزنه.

12:03.830 --> 12:05.870
‫- مامانمو گاییدی؟
‫- چی؟ نه، معلومه که نه!

12:05.950 --> 12:08.540
‫اوه! پس چی میگی؟
‫واسه گاییدن ننه‌م زیادی خوبی؟

12:08.620 --> 12:11.620
‫- چت شده؟ آخ!
!باید از خداتم باشه که انقدر خوش‌سانسی -

12:11.700 --> 12:14.950
‫- چیزهایی که اون می‌تونه بهت یاد بده!
‫- آره، مثلاً اینکه پنی‌سیلین چقدر معجزه‌ست؟

12:15.040 --> 12:17.700
‫- آره!
‫- خدای من! رِی، اون مادر بدیه!

12:17.790 --> 12:20.500
‫- خب، تو هم دوست بدی هستی!
‫- اوه!

12:20.580 --> 12:23.120
‫- خب، تو یه احمقی!
‫- اوه، واقعاً؟

12:23.200 --> 12:25.620
‫خیلی‌خب، پس تو به جشن تولدم
‫دعوت نیستی.

12:25.700 --> 12:28.370
‫خوبه، من نمی‌خوام
‫به جشن تولد یه احمق برم!

12:28.450 --> 12:30.160
!‫خوبه، چون منم دعوتت نکردم

12:30.250 --> 12:32.540
‫خب، موفق باشی که بدون من
‫برنامه‌ریزیش کنی،

12:32.620 --> 12:36.620
‫چون سر و کله زدن با مسئول مسئول پذیرایی
‫یه کابوس واقعیه!

12:37.540 --> 12:43.500
‫فاکسی، باید بهت هشدار بدم،
‫با «اون کار» نباید شوخی کرد.

12:43.580 --> 12:46.040
‫جینا، داری می‌ترسونی منو.

12:46.120 --> 12:47.620
‫باید هم بترسی!

12:47.700 --> 12:52.080
‫چیزی که قراره بهت یاد بدم، از یه
‫فاحشه به یه هرزه منتقل شده.

12:52.160 --> 12:53.660
‫- از هرزه به یه جنده.
‫- اوه! جنده؟

12:53.750 --> 12:55.410
‫- از جنده به یه مادرقحبه!
‫- واو.

12:55.500 --> 12:58.330
‫- آماده‌ای؟
‫- من... فکر کنم. شاید هم نباشم.

12:58.410 --> 12:59.500
‫شروع می‌کنیم.

12:59.580 --> 13:02.500
‫اول، دمر می‌خوابی، کونت رو میدی بالا.

13:02.580 --> 13:04.580
‫اوه، یکم تهاجمی به نظر می‌رسه.

13:04.660 --> 13:08.290
‫بعد دمت رو تکون میدی
‫تا توجه‌شون رو جلب کنی.

13:08.370 --> 13:09.500
‫این یه کم خوبه.

13:09.580 --> 13:13.700
‫بعد، و فقط بعد از اون،
‫مستقیم اشاره می‌کنی به سوراخ کونت.

13:13.790 --> 13:19.160
‫و این قراره چی... اوه
‫خدای من! بهشتِ شیرین!

13:19.250 --> 13:22.330
...‫به‌به، به‌به، مامان، منو بدوس

13:22.410 --> 13:24.540
‫- فاکسی! فاکسی!
‫- ها؟ چی شده؟

13:24.620 --> 13:26.290
‫دماغت رو کردی توی کونم.

13:26.370 --> 13:27.910
‫آره، کردم.

13:28.000 --> 13:29.580
‫همیشه جواب میده.

13:30.660 --> 13:31.660
.و بفرمایین

13:31.750 --> 13:34.870
‫رِی احمق. مهمونی احمقانه.

13:34.950 --> 13:37.500
‫اوه! سوپ خوشمزه! جینای احمق.

13:37.580 --> 13:40.330
‫جاش، شاید بهتر باشه اوضاع رو
‫از دید رِی نگاه کنی.

13:40.410 --> 13:43.450
‫- چی، مثلاً منحرف و کوتاه‌قد؟
‫- اون یه راکون خیلی مغروره.

13:43.540 --> 13:44.910
‫اون یه عوضیِ کوچیکِ رو مخه.

13:45.000 --> 13:47.500
‫خیلی‌خب، اگه کسی بهت می‌گفت
‫من یه تیکه گهم، چیکار می‌کردی؟

13:47.580 --> 13:50.200
‫خب، می‌گفتم «عصرت ریدمان»
‫به جای «صبح بخیر»

13:50.290 --> 13:53.250
‫چون حس می‌کردم توی یه
‫دنیای وارونه و دیوونه زندگی می‌کنم.

13:53.330 --> 13:54.790
‫جاش.

13:54.870 --> 13:57.790
‫- این اذیتم می‌کرد.
‫- دقیقاً، چون دوستم داری.

13:57.870 --> 14:00.750
‫- چون تو مامانمی.
‫- و جینا هم مامانِ رِی‌ـه.

14:00.830 --> 14:03.370
‫- ولی...
‫- می‌دونم، اون خودخواه و غیرقابل‌اعتماده.

14:03.450 --> 14:05.870
‫- یه بار اون رو تو یه بازی پوکر باخت!
‫- آره، باخت.

14:05.950 --> 14:08.040
‫اون پسر بیچاره تشنۀ عشقشه

14:08.120 --> 14:11.250
‫و اون به زور بهش خرده‌ریز میده،
‫و رِی هرچی گیرش بیاد رو می‌قاپه.

14:11.330 --> 14:15.700
‫و فکر کنم وقتی تمام چیزی که گیرت میاد خرده‌ریزه‌ست،
‫انگار یه وعده غذای کامل گیرت اومده؟

14:15.790 --> 14:16.870
‫دقیقاً!

14:16.950 --> 14:20.700
،‫جینا ممکنه یه کابوسِ سلیطهٔ رو مخ باشه

14:20.790 --> 14:22.000
‫ولی هنوزم مامانشه.

14:22.080 --> 14:25.290
‫و من دو روزِ گذشته رو
‫داشتم بهش می‌گفتم اون چقدر افتضاحه.

14:25.370 --> 14:27.790
‫- آره.
‫- وای، گند زدم.

14:27.870 --> 14:29.410
‫آره، مطمئنم گند زدی.

14:29.500 --> 14:32.790
‫آماده‌ای بریم مهمونی، اِلن؟
‫شنیدم تمِش «ممه لختی»ـه.

14:32.870 --> 14:34.870
‫شماها هم دعوتین؟ مسئول پذیرایی خبر داره؟

14:34.950 --> 14:37.450
‫تانیا روی تعداد نفرات
‫به شدت وسواسیه!

14:38.540 --> 14:41.500
‫ آهنگ بعدی تقدیم به رُی.

14:41.580 --> 14:43.410
‫پنجه‌هاتونو بیارید بالا، رفقا.

14:43.500 --> 14:45.040
‫جینا، من عاشق اینجام!

14:45.120 --> 14:48.080
‫این همون کلابیه که
‫گوفی برادرزاده‌ش رو زد، درسته؟

14:48.160 --> 14:49.660
‫- ظاهراً.
‫- بفرما.

14:49.750 --> 14:50.950
‫آرزو کن، عزیزم!

14:51.040 --> 14:52.370
‫دیگه چه آرزویی می‌تونم داشته باشم؟

14:52.450 --> 14:56.200
‫دارم تولدم رو با جذاب‌ترین
‫مامانِ جنگل می‌گذرونم.

14:56.290 --> 14:58.370
‫اوه، اون خودمم، عزیزم.

14:58.450 --> 14:59.830
‫اوه، چه تند و تیز.

14:59.910 --> 15:01.450
‫هی، جاش کجاست؟

15:01.540 --> 15:02.950
به کیر کیه که جاش کجاست؟

15:03.040 --> 15:05.080
‫من فقط خوشحالم
‫که دارم با مامانم جشن می‌گیرم.

15:05.160 --> 15:07.580
‫منم همین‌طور! می‌تونم برات نوشیدنی بخرم، جینا؟

15:07.660 --> 15:08.950
‫یا یه تیکه جواهر؟

15:09.040 --> 15:10.790
‫یا یه پلیور که روش نوشته باشه «پنلوپی»؟

15:10.870 --> 15:15.250
‫هی، فان، متوجه شدی؟
‫اینجا هیچ بچۀ کله‌کیری‌ای نیست، درسته؟

15:15.330 --> 15:17.620
!اوف، آره! بریم ممه‌هامونو بریزیم بیرون

15:17.700 --> 15:18.830
‫به افتخار آزادی!

15:18.910 --> 15:21.750
‫- زنده باد ممه!
‫- هووو!

15:22.500 --> 15:25.120
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، فقط میرم میگم،
‫«رِی، من یه عوضی بودم.»

15:25.200 --> 15:28.790
‫«متأسفم، و باید به خاطر رفاقتمون
‫با مامانت سکس می‌کردم.»

15:28.870 --> 15:31.700
‫این دیگه چیه...
‫اون همون کایوتیِ آپارتمانِ رِی نیست؟

15:31.790 --> 15:33.120
‫وای، حالا چیکار کنم؟

15:33.200 --> 15:35.910
‫از رِی عذرخواهی کنم یا دنبال اون کایوتی برم؟

15:36.000 --> 15:37.580
‫یا برم واسه ارشد درس بخونم؟

15:37.660 --> 15:41.040
‫نه! نه، این خیلی دردسر
‫داره! دنبال همون کایوتی میرم.

15:41.120 --> 15:42.620
‫- به سلامتی گریسی!
‫- به سلامتی گریسی.

15:42.700 --> 15:44.790
‫تنها پسر خوب زندگیم.

15:44.870 --> 15:47.500
‫پسر خوب، خودمم!

15:47.580 --> 15:50.250
‫ببخشید، می‌تونم
‫براتون یه نوشیدنی بگیرم؟

15:50.330 --> 15:52.290
‫اه! هیچ مرد جذابی اینجا نیست.

15:52.370 --> 15:55.000
‫خیلی مزخرفه!
‫واقعاً می‌خواستم امشب حال کنم.

15:55.080 --> 15:57.120
‫آره، همه مردهای اینجا باید غرق بشن.

15:57.200 --> 15:58.040
‫خیلی‌خب.

15:58.120 --> 16:01.700
‫به تراپیستم گفتم با یکی حرف می‌زنم،
‫پس یه برد کردم.

16:01.790 --> 16:04.750
‫- فاکسی، وقتشه.
‫- نمی‌دونم آماده‌ام یا نه.

16:04.830 --> 16:06.290
‫به تمریناتت اعتماد کن.

16:06.370 --> 16:09.160
‫خیلی‌خب! بزن بریم.

16:10.580 --> 16:13.160
‫بنداز! اوه، لعنتی! شت! گند زدم!

16:13.250 --> 16:14.370
‫داشت با ما حرف میزد؟

16:14.450 --> 16:16.450
‫- خیلی‌خب، مرحله دو، تکون بده! اوه!
‫- هی!

16:16.540 --> 16:17.870
‫اوم، داره چیکار می‌کنه؟

16:17.950 --> 16:19.500
‫و اشاره!

16:19.580 --> 16:20.540
‫- اییش.
‫- چه مرگشه؟

16:20.620 --> 16:23.250
‫وای خدای من!

16:23.330 --> 16:27.250
‫لعنتی، جواب داد! این کار اخلاقیه؟

16:27.330 --> 16:30.290
‫هوو! این آهنگ منه!

16:30.370 --> 16:32.120
‫این‌جوری باید ممه‌هاتو رو بندازی بیرون.

16:32.200 --> 16:34.250
‫اوه، آره! ممه‌هام بیرونن!

16:34.330 --> 16:35.250
‫آره، واقعاً بیرونن!

16:35.330 --> 16:38.080
‫- ولی اینا واسه بچه نیستن!
‫- اصلاً!

16:38.160 --> 16:40.330
‫اینا ممه‌های شیردهی نیستن!

16:40.410 --> 16:42.450
‫- اینا ممه‌های تفریحی‌ان!
‫- آره!

16:42.540 --> 16:44.500
‫این چیزیه که
‫دوستِ کسل‌کننده‌ت نمی‌فهمه!

16:44.580 --> 16:46.500
‫ممه‌هاش خیلی افتضاحن!

16:46.580 --> 16:48.410
‫باید بری اینو بهش بگی!

16:48.500 --> 16:52.950
‫آره! میرم ممه‌های تفریحیم رو
‫بکوبم تو صورت مامانیش!

16:53.040 --> 16:54.500
‫آره عزیزم!

16:54.580 --> 16:58.370
!هی، الن، دست بزن به کونم و تظاهر کن که داغه

16:58.450 --> 17:00.120
‫- تِـس!
‫- اوه آره!

17:00.200 --> 17:02.790
‫رابی کونِ داغی داره!

17:00.200 --> 17:02.790
‫سکسی

17:03.790 --> 17:06.790
‫خیلی‌خب، کایوتی،
‫نقشه‌ت چیه؟

17:07.410 --> 17:11.040
‫ها! درست حدس زده بودم!
‫یه کارِ کثیف در جریانه!

17:12.250 --> 17:14.700
‫- هی، رفیق! راه نداره!
‫- چی؟

17:14.790 --> 17:17.290
!‫گفتم: فاک یو

17:17.370 --> 17:20.910
‫- گفتی؟ فکر نکنم گفته باشی.
‫- اوه، تو ذهنم گفتم. فکر کنم تو ذهنم گفتم.

17:21.000 --> 17:23.200
‫چطوره سرت به کار خودت باشه؟

17:23.290 --> 17:24.830
‫تو کارِ منی، مردک دزد.

17:24.910 --> 17:28.120
‫رِی دوستِ منه، و نمی‌ذارم
‫آشغال‌های باارزشش رو بدزدی.

17:28.200 --> 17:30.120
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، مچمو گرفتی.
‫- چی؟

17:30.200 --> 17:31.410
‫خیلی احساس شرمندگی می‌کنم.

17:31.500 --> 17:34.700
‫- فکر کنم باید فقط... روانی بمونم!

17:43.580 --> 17:46.000
‫اوه، باورم نمیشه دارم این کارو می‌کنم.

17:46.080 --> 17:48.410
‫منم همین‌طور! واقعاً.

17:48.500 --> 17:51.540
‫هیچ‌وقت اون‌قدر جذب تو نشده بودم،
‫ولی بعد اون کارو با سوراخ کونت کردی.

17:51.620 --> 17:53.580
‫آره، «اون کار».

17:53.660 --> 17:57.370
‫از یه جنده خیلی حرفه‌ای یادش گرفتم.

17:57.450 --> 18:00.000
‫بنداز. تکون بده. اشاره.

18:00.080 --> 18:02.000
‫- اوه، حالت خوبه؟
‫- چی؟

18:02.080 --> 18:03.870
‫آره، آره، آره، خیلی خوبم.

18:03.950 --> 18:06.950
‫- پنلوپی...
‫- جینا.

18:07.040 --> 18:09.790
‫جردن!

18:09.870 --> 18:13.040
‫فاکسی، بهت هشدار داده بودم.

18:13.120 --> 18:17.410
‫جردن، باورم نمیشه دارم اینو میگم،
‫ولی نمی‌تونم باهات بخوابم.

18:17.500 --> 18:19.040
‫چی؟ چرا؟

18:19.120 --> 18:21.870
‫من عاشق سوراخ کونِ یه نفر دیگه‌م.

18:21.950 --> 18:24.250
‫ولی من عاشق سوراخ کونِ توئم!

18:24.330 --> 18:26.950
‫می‌دونم. قضیه «اون کار»‌ـه.

18:27.040 --> 18:29.660
‫همیشه جواب میده.

18:44.910 --> 18:46.870
‫چه خبره؟

18:46.950 --> 18:49.080
‫چرا رِی این‌همه سندان داره؟

18:46.950 --> 18:49.080
.ساکا: سندان یه ابزار فلزیه که آهنگرا اشیاء رو روش می‌کوبن*

18:49.160 --> 18:52.700
‫بی‌خیال شو دیگه کونی! باید قبل از اینکه
‫این مهمونیِ فیک تموم شه، بزنم بیرون.

18:52.790 --> 18:55.450
‫خیلی‌خب، آره، حق با توئه.
‫فکر کنم باید فقط...

18:55.540 --> 18:57.790
‫روانی بمون!

18:57.870 --> 19:00.450
‫چی شد...

19:05.700 --> 19:08.500
‫اه! مردیث!

19:08.580 --> 19:09.910
‫مردیث!

19:10.000 --> 19:11.870
‫فان؟ داری چیکار می‌کنی؟

19:11.950 --> 19:15.790
‫اومدم بهت بگم
‫که اینا ممه‌های تفریحی‌ان،

19:15.870 --> 19:18.000
‫و ممه‌های تو خیلی مزخرفن.

19:18.080 --> 19:21.450
‫ببخشید، منو بیدار کردی
‫که بگی ممه‌هام مزخرفن؟

19:21.540 --> 19:22.580
‫آره!

19:22.660 --> 19:25.160
‫اه! لعنتی، افتاد زمین.

19:25.250 --> 19:28.750
‫- تازه، جینا میگه «ریدمان جذاب» خوبه.
‫- جینا دیگه کیه؟

19:28.830 --> 19:33.500
‫و تو اونی هستی که با اون بچهٔ پخمه‌ت
‫و شوهرِ درب و داغونت، زندگیِ نکبت‌باری داری.

19:33.580 --> 19:36.660
‫- صبر کن، چی؟
‫- کیث، دهن اون بچه رو ببند!

19:36.750 --> 19:38.370
‫- باشه!
‫- سلام، کیث.

19:38.450 --> 19:41.120
‫- سلام، فان.
‫- تو انتخاب دومش برای شوهر بودی.

19:41.200 --> 19:43.660
‫- چه مرگته؟
‫- فکر کنم کارِ آنتی‌فائه!

19:43.750 --> 19:46.040
‫فان، داری آبروریزی می‌کنی.

19:46.120 --> 19:49.200
‫درسته، همگی. من آبروریزی می‌کنم.

19:49.290 --> 19:52.160
‫چون من یه ریدمان جذ...

19:54.290 --> 19:56.290
‫ها؟ چی؟ نه!

19:56.370 --> 19:59.160
‫نه، شونه‌های رِی، نه! اون
‫تعدادِ شونه‌هاش خیلی چشمگیرن!

19:59.250 --> 20:02.200
‫- دیگه نیستن.
‫- عجب مهمونی‌ای!

20:02.290 --> 20:04.410
‫آره! دمت گرم که
‫گذاشتی من حساب کنم.

20:04.500 --> 20:06.830
‫- اوه لعنتی، برگشتن!
‫- هی! این دیگه چه کوفتیه؟

20:06.910 --> 20:11.450
‫آره! تو کی هستی؟
‫و چرا داری وسایل رِی رو می‌بری؟

20:11.540 --> 20:13.450
‫اوه، این نمایش رو تموم کن، جینا!

20:13.540 --> 20:15.160
‫- چی؟
‫- این دو تا با هم همدستن.

20:15.250 --> 20:17.500
‫من این کایوت رو تا حالا
‫توی عمرم ندیدم.

20:17.580 --> 20:20.160
‫مهمونی برای حواس‌پرتی بود
.تا بتونن خونه‌تو غارت کنن

20:20.250 --> 20:21.330
‫تو دیوونه‌ای!

20:21.410 --> 20:25.620
‫حرف کی رو باور کنم؟ مادرِ بی‌نقصم
‫یا یه عوضیِ احمقِ شل و ولِ بی‌کیر؟

20:25.700 --> 20:30.160
‫ببین رِی، چه حرفم رو باور کنی چه نکنی،
‫باید ازت عذرخواهی کنم.

20:30.250 --> 20:33.370
‫جینا مادرته،
‫و هر طور که بخوای می‌تونی دوستش داشته باشی.

20:33.450 --> 20:35.620
‫متأسفم که انقدر کونی بودم.

20:35.700 --> 20:37.830
‫دیدی؟ اعتراف کرد. اون یه کونیه.

20:37.910 --> 20:41.950
‫آره. اوه لعنتی،
‫هضمش خیلی سخته.

20:42.040 --> 20:44.790
‫- می‌دونی چیه مامان؟
‫- چیه، رِی رِی؟

20:44.870 --> 20:47.290
‫- من واقعاً دوستت دارم، ولی...
‫- ولی چی؟

20:47.370 --> 20:50.450
.فکر کنم حرفای اونو باور می‌کنم -
.خداروشکر -

20:50.540 --> 20:53.160
‫آه، لعنتی، مچمو گرفتی.

20:53.250 --> 20:56.500
،این کایوتی کیرشو می‌کنه توم، می‌خواستیم به تو هم کیر بزنیم

20:56.580 --> 20:58.410
.‫چون، زندگی‌مون کیری شده

20:58.500 --> 21:01.370
‫ما بدجوری گیرِ این بوفالوی ترسناک
‫توی... بوفالو افتادیم.

21:01.450 --> 21:04.870
‫باید تا شنبه پول رو جور کنیم
‫وگرنه ممه‌هامو می‌برن.

21:04.950 --> 21:06.410
‫و ممه‌هاشم خیلی باحالن.

21:06.500 --> 21:08.620
‫اوه رفیق، واقعاً باحالن.

21:08.700 --> 21:10.660
‫آه، لعنتی، می‌دونی چیه؟

21:10.750 --> 21:13.080
‫- بی‌خیال، وسایل رو بردار.
‫- رِی، مطمئنی؟

21:13.160 --> 21:17.160
‫آره، شاید اون یه دروغگو و دزد باشه،
‫و شاید سعی کرده باشه منو بخوره...

21:17.250 --> 21:20.750
‫- اوه! و من یکی از کلیه‌هات رو فروختم.
‫- ولی اون هنوزم مامانته.

21:20.830 --> 21:22.250
‫آره، درسته.

21:22.330 --> 21:25.290
‫من وسایلم رو دوست دارم، ولی مامانمو بیشتر دوست دارم.

21:25.370 --> 21:26.790
‫ها! چه ساده‌لوح.

21:26.870 --> 21:30.700
‫اون ساده‌لوح نیست. اون پسر خوبِ منه.

21:30.790 --> 21:32.620
‫- شنیدی؟ پسر خوب.
‫- ای جان.

21:32.700 --> 21:34.450
.خودمم

21:34.540 --> 21:35.870
‫یه پسری که خوبه.

21:37.870 --> 21:40.120
‫مردیث، چرا توالتت انقدر کوچیکه؟

21:40.200 --> 21:42.620
‫اون توالت بچه‌ست.
‫برای آموزش دستشویی رفتنه.

21:42.700 --> 21:44.330
‫- من توی دستشویی‌ام؟
‫- نیستی.

21:44.410 --> 21:46.290
‫هی، مِر، پوشک‌ها کجان؟

21:46.370 --> 21:49.000
تو کشوی کیری پوشک‌ها. فکر کردی کجان پس؟

21:49.080 --> 21:51.160
!دارم صدمو می‌ذارم

21:51.250 --> 21:55.160
‫اوه نه، کل زندگیت رو به گند کشیدم.
‫همه چیز الان ریدمانه.

21:55.250 --> 21:58.700
‫فان، خونهٔ من ۹۹ درصدِ مواقع
‫این شکلیه.

21:58.790 --> 21:59.620
‫ها؟

21:59.700 --> 22:02.200
‫اون نمایش «خوشبختیِ خانوادگی»
‫که قبلاً دیدی؟

22:02.290 --> 22:03.450
‫همه‌ش بازی بود.

22:04.000 --> 22:05.830
‫مجبور بودیم خوابِ لوکا رو دقیق تنظیم کنیم،

22:05.910 --> 22:08.370
‫اون‌قدر بهش غذا بدیم
‫که بهونه نگیره،

22:08.450 --> 22:10.620
‫بعد هم همهٔ ظرف‌های کثیف رو
‫چپوندیم توی کمد،

22:10.700 --> 22:13.290
‫و کیث هم کل بدنم رو
‫با شامپو خشک اسپری کرد.

22:13.830 --> 22:16.500
‫وای، مِر،
‫فکر کردم واقعاً همون‌طوری هستی.

22:16.580 --> 22:18.910
‫- اصلاً اون‌طوری نیستم.
‫- اوه.

22:19.000 --> 22:21.200
‫متاسفم که سعی کردم فکر کنی هستم.

22:21.290 --> 22:24.370
‫خب، متاسفم که بالا آوردم،
‫و بچه‌ت رو بیدار کردم،

22:24.450 --> 22:28.410
‫و برای اینکه گفتم ممه‌هات مزخرفن،
‫و حس می‌کنم یه چیزای دیگه‌ای هم گفتم.

22:28.500 --> 22:31.160
‫گفتی بچه‌م پخمه‌ست،
‫و شوهرم درب‌وداغونه.

22:31.250 --> 22:35.250
‫درسته. و متاسفم
‫که گفتم حسودی می‌کنی.

22:35.330 --> 22:38.660
‫- فقط دلم برای دوست بودن باهات تنگ شده.
‫- منم دلم برات تنگ شده!

22:38.750 --> 22:41.250
‫و حق با توئه. من بهت حسودی می‌کنم.

22:41.330 --> 22:44.910
‫- به چیِ من حسودی می‌کنی، به آزادی‌هام؟
‫- آره!

22:45.000 --> 22:48.660
‫واسه همینه که لازم دارم تو اون بیرون
‫یه ریدمان جذاب به‌جای جفت‌مون باشی!

22:48.750 --> 22:52.080
‫صادقانه بگم، فکر کنم فعلاً
‫همین‌طوری «سرد و خشک» باشم بهتره.

22:52.160 --> 22:53.750
‫امشب خیلی خسته‌کننده بود.

22:53.830 --> 22:55.160
‫خاله فان؟

22:55.250 --> 22:58.580
‫- اوه خدای من، اولین کلماتش بود!
‫- واقعاً؟

22:58.660 --> 23:01.120
.‫نه، شوخی کردم

23:01.200 --> 23:04.000
‫اوه نه، بالا آوردم.

23:04.080 --> 23:05.370
‫- بالا آوردم.
‫- اوه.

23:05.450 --> 23:07.620
‫اوه...

23:07.700 --> 23:11.000
‫باد آورده را باد می‌برد. خداحافظ، وسایل.

23:11.080 --> 23:12.080
‫خداحافظ، رِی.

23:12.160 --> 23:14.080
‫هیچ‌وقت اون درخشش رو از دست نده.

23:14.160 --> 23:15.290
‫تو هم همین‌طور، جینا.

23:15.370 --> 23:17.410
.می‌تونی مامان صدام کنی

23:17.500 --> 23:20.290
‫- واقعاً دوستت دارم، می‌دونی؟
‫- آره، می‌دونم، مامان.

23:20.370 --> 23:22.370
‫صبر کن! جینا، نرو!

23:22.450 --> 23:24.500
‫پنلوپی، اون مجبوره بره.

23:24.580 --> 23:28.120
‫ولی تو روح و جسم منو طلسم کردی!

23:28.200 --> 23:29.830
‫آره، پیش میاد.

23:29.910 --> 23:33.330
‫باورتون میشه
‫این یارو نمی‌خواست با من سکس کنه؟

23:33.410 --> 23:34.950
تو جینا رو نکردی؟ -
‫- ببخشید!

23:35.040 --> 23:36.120
‫می‌کشمت!

23:36.200 --> 23:37.580
‫آخ!

23:37.660 --> 23:40.290
‫همیشه جواب میده.

23:42.580 --> 23:43.870
‫جینا رفت!

23:45.750 --> 23:47.330
‫هی، حالت خوبه رفیق؟

23:47.410 --> 23:50.660
‫آه، نمی‌دونم.
.آخه، من حاضر بودم هرچیزیو به مامانم بدم

23:50.750 --> 23:53.330
‫فقط فکر نمی‌کردم
‫مجبور بشم همه‌چیزم رو بدم.

23:53.410 --> 23:56.000
‫خب، نه همه‌چیز.

23:56.080 --> 23:58.200
‫یه شونه! جاشی!

23:58.290 --> 24:00.120
‫آره، وقتی حواسشون نبود
‫کش رفتمش.

24:00.200 --> 24:02.370
‫من همه‌چیزو دربارهٔ دزدی و غارت
‫از بهترین دوستم یاد گرفتم.

24:02.450 --> 24:04.040
‫- بهترین دوست! منو میگی؟
‫- آره.

24:04.120 --> 24:06.040
‫خب، ممنون، جاش.

24:06.120 --> 24:07.830
،گرچه، اگه می‌خواستم فقط یه شونه نجات بدم

24:07.910 --> 24:10.620
‫این قطعاً اون شونه‌ای نبود
‫که انتخاب می‌کردم، ولی خب نه.

24:10.700 --> 24:12.450
‫جاش، این... این عالیه.

24:12.540 --> 24:15.290
‫می‌دونی، برای کسی
‫که یه همچین مادر پیچیده‌ای داره،

24:15.370 --> 24:17.040
‫تو واقعاً پسر خوبی هستی.

24:17.120 --> 24:19.580
‫همینم دیگه، یه پسرِ خوب.

24:23.160 --> 24:24.450
‫تولدت مبارک، رِی.

24:24.540 --> 24:27.120
‫- تولدم نیست که.
‫- می‌دونم.

24:27.140 --> 24:37.140
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
