1
00:00:09,040 --> 00:00:12,160
‫کی نون عسلی
‫و یه فنجون چای زنجبیل می‌خواد؟

2
00:00:12,250 --> 00:00:14,450
...‫آخ! می‌دونی که من عاشقـ

3
00:00:14,540 --> 00:00:16,450
‫اوه، خامه نداریم؟

4
00:00:16,540 --> 00:00:19,750
‫خیلی متأسفم عزیزم. همین الان
‫یه‌کم خامهٔ تازه برات درست می‌کنم.

5
00:00:19,830 --> 00:00:22,120
.‫اون یه خرس بالغ‌‌ـه
‫نیازی به خامه قنادی نداره.

6
00:00:22,200 --> 00:00:24,910
‫این خامه قنادی نیست، بابا.
.این خامهٔ تازه‌ست

7
00:00:25,000 --> 00:00:27,290
‫- جفتشون یه چیزن.
‫- داری شوخی می‌کنی؟

8
00:00:27,370 --> 00:00:30,040
‫من هیچ‌وقت روی نون عسلی،
.خامه قنادی نمی‌ریزم. شیرینی رو شیرینی چندشه

9
00:00:30,120 --> 00:00:32,370
‫می‌دونی که بعضی از خرس‌ها
‫خانواده‌شونو می‌کشن، نه؟

10
00:00:32,450 --> 00:00:35,910
‫اوه، رابی، مهربون باش!
‫جاش الان شرایط سختی رو می‌گذرونه.

11
00:00:36,000 --> 00:00:37,450
‫آره، شرایط سختِ خامه قنادی.

12
00:00:37,540 --> 00:00:39,700
.این خامهٔ تازه‌ست. طعمش لذیذ و غیرشیرینه

13
00:00:39,790 --> 00:00:43,000
‫غلظتش بیشتره. شیرینی نون رو با
‫بافت متراکم‌ش متعادل می‌کنه.

14
00:00:43,080 --> 00:00:44,950
‫تو اصلاً چرا تو غار منی؟

15
00:00:45,040 --> 00:00:46,950
‫باید بری بیرون
‫دنبال یه جفت بگردی،

16
00:00:47,040 --> 00:00:49,160
‫که وقتی زمستون شد،
‫مجبور نباشیم تحملت کنیم!

17
00:00:49,250 --> 00:00:51,580
‫- اون فعلاً از قرار گذاشتن فاصله گرفته.
‫- قلبم نیاز به ترمیم داره.

18
00:00:51,660 --> 00:00:53,160
.داره روی خودش کار می‌کنه

19
00:00:53,250 --> 00:00:55,250
‫- هر چقدر دوست داری بمون.
‫- خدایا خودت بکشش.

20
00:00:55,330 --> 00:00:58,290
‫- ما عاشقتیم، عزیزکم.
‫- منم عاشقتم، مامان! شب بخیر، رابرت.

21
00:00:58,370 --> 00:00:59,450
‫برو یه کار پیدا کن!

22
00:01:00,040 --> 00:01:01,910
.داری لوسش می‌کنی

23
00:01:02,000 --> 00:01:04,500
‫وقتی هم‌سن اون بودم،
.توی جنگ‌ ماهیِ سالمون بودم

24
00:01:04,580 --> 00:01:05,870
.اون اصلاً جنگ محسوب نمیشه

25
00:01:05,950 --> 00:01:08,120
‫توی اون رودخونه، خیلی از
‫دوستای خوبمو از دست دادم.

26
00:01:08,200 --> 00:01:11,120
‫آخی!
‫بابا خرس‌مون یه‌کم...

27
00:01:11,200 --> 00:01:12,830
‫یه‌کم نیاز به شفای جنسی داره؟

28
00:01:12,910 --> 00:01:14,540
‫- چی؟
‫- شاید.

29
00:01:14,620 --> 00:01:16,500
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

30
00:01:16,580 --> 00:01:18,870
.بکن داخلم، رابی -
.اوه، نه -

31
00:01:18,950 --> 00:01:20,410
‫نه، نه، نه!

32
00:01:20,500 --> 00:01:22,290
‫خامهٔ تازهٔ منو می‌خوای، هان؟

33
00:01:22,370 --> 00:01:24,910
‫- پس می‌دونه خامهٔ تازه چیه!
‫- اوه، بابا خرسه!

34
00:01:24,930 --> 00:01:34,930
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

35
00:01:34,950 --> 00:01:40,950
(Sokka) ترجمه شده توسط ساکا

36
00:01:51,950 --> 00:01:53,580
‫خیلی‌خب، باشه.

37
00:01:53,660 --> 00:01:57,870
‫فکر کنم با آلوین سکس کنم،
‫با سایمون ازدواج کنم و تئودور رو بکشم؟

38
00:01:57,950 --> 00:02:00,410
‫تئودور رو می‌کشی؟ اون از همه‌شون بامزه‌تره.

39
00:02:00,500 --> 00:02:03,660
‫یکی از اون سنجاب‌ها باید بمیره.
‫قوانین اینه.

40
00:02:04,250 --> 00:02:05,580
‫قوانین اینه.

41
00:02:06,410 --> 00:02:09,700
‫- صبر کن، یه لحظه وایسا. یه چیزی... رو صورتته.
‫- چی؟ واقعاً؟

42
00:02:09,790 --> 00:02:12,410
.‫آه، فقط یه کنهٔ کوچیک روی پوزه‌ته

43
00:02:12,500 --> 00:02:14,040
‫- اوه!
‫- گرفتمش.

44
00:02:14,120 --> 00:02:15,410
‫آرزو کن.

45
00:02:16,290 --> 00:02:18,830
‫خب، چی آرزو کردی؟

46
00:02:18,910 --> 00:02:21,580
‫زیک، اگه بهت بگم، برآورده نمیشه.

47
00:02:22,160 --> 00:02:23,660
‫خب...

48
00:02:23,750 --> 00:02:25,580
‫خب...

49
00:02:26,370 --> 00:02:28,000
‫- خب؟
‫- آره، خب بعدش چی شد؟

50
00:02:28,080 --> 00:02:31,450
‫خب هیچی! هیچی نشد.
‫قرار توی اون سکوتِ معذب‌کننده تموم شد.

51
00:02:31,540 --> 00:02:33,250
‫- سکوتِ معذب‌کننده؟
‫- می‌دونی دیگه.

52
00:02:33,330 --> 00:02:36,000
‫همون لحظه‌ای که
‫حرف‌ها تموم میشه.

53
00:02:36,080 --> 00:02:39,450
‫- درست قبل از اینکه طرف بخواد حرکتی بزنه.
‫- ولی این یارو، هیچ حرکتی نزد.

54
00:02:39,540 --> 00:02:40,950
‫- فقط سکوت؟
‫- فقط سکوت.

55
00:02:41,040 --> 00:02:43,410
‫- مطمئنی این گوزنه تو رو می‌خواد؟
‫- آره!

56
00:02:43,500 --> 00:02:45,080
‫ما شش بار با هم بیرون رفتیم.

57
00:02:45,160 --> 00:02:46,700
‫خیلی بهمون خوش می‌گذره.

58
00:02:46,790 --> 00:02:50,080
‫هفتهٔ پیش هم جلوی درِ خونه‌م
‫یه گودال کند.

59
00:02:50,160 --> 00:02:52,200
‫- بعدشم توش جیش کرد. می‌دونم.
‫- اوه.

60
00:02:52,290 --> 00:02:54,200
.‫این توی فرهنگ گوزن‌ها خیلی حرکت خاصیه

61
00:02:54,290 --> 00:02:55,790
‫پس مشکل این یارو چیه؟

62
00:02:55,870 --> 00:02:59,660
‫خب، تازه طلاق گرفته. می‌دونم
‫که خیلی زود ازدواج کرده بود.

63
00:02:59,750 --> 00:03:02,830
‫اوه نه! نکنه معلمش
‫رو حامله کرده بوده؟

64
00:03:02,910 --> 00:03:04,910
‫بررسی کردم، ولی خداروشکر نه.

65
00:03:05,000 --> 00:03:07,450
به گمونم شاید از من خجالت می‌کشه؟

66
00:03:07,540 --> 00:03:10,370
‫- چون خیلی جذابی؟
‫- راستش، آره.

67
00:03:10,450 --> 00:03:14,290
‫- خب چرا خودت حرکت نمی‌زنی؟
‫- تا حالا مجبور نشدم حرکت بزنم.

68
00:03:14,370 --> 00:03:15,700
‫- گور بابات.
‫- خیلی راحته!

69
00:03:15,790 --> 00:03:18,200
‫وقتی دوباره سکوت برقرار شد،
‫بیا جلو.

70
00:03:18,290 --> 00:03:21,250
‫اگه عقب نکشید،
‫خیارشو بخارون.

71
00:03:21,330 --> 00:03:22,370
‫اگه عقب کشید چی؟

72
00:03:22,450 --> 00:03:25,040
‫اون‌وقت تنها می‌میری
‫و دعا می‌کنی دوستات ولت نکنن.

73
00:03:25,120 --> 00:03:27,450
‫آره، نمی‌خوام این‌طور بشه.
‫همون قضیهٔ خیار بهتره.

74
00:03:27,540 --> 00:03:29,200
‫- خب؟
‫- اه! خیلی‌خب.

75
00:03:29,290 --> 00:03:31,700
‫حرکت می‌زنم،
‫ولی اصلاً از این بابت خوشحال نیستم.

76
00:03:31,790 --> 00:03:34,330
‫- راستش، من واسه یه لحظه سکوت می‌میرم.
‫- جدی؟

77
00:03:34,410 --> 00:03:36,660
‫آره، با یه خرگوش به اسم مک‌کیلی ‫می‌پرم.

78
00:03:36,750 --> 00:03:39,250
‫- چه اسم مسخره‌ای.
‫- خیلی هم دوستش دارم.

79
00:03:39,330 --> 00:03:42,370
‫- ولی سیرمونی نداره.
‫- خب، خرگوشه دیگه.

80
00:03:42,450 --> 00:03:44,410
‫باشه، ولی دفعه پنجم یا ششم،

81
00:03:44,500 --> 00:03:47,580
‫«رِی کوچولو» دیگه،
.می‌دونی، دیگه توانی براش نمی‌مونه

82
00:03:47,660 --> 00:03:48,830
‫نمی‌تونم پا‌به‌پاش بیام!

83
00:03:48,910 --> 00:03:50,660
‫ولی سکس که کل زندگیِ توئه.

84
00:03:50,750 --> 00:03:53,700
‫دقیقاً. کل هویتِ منه.
‫ذاتم همینه.

85
00:03:53,790 --> 00:03:56,160
.‫بدون اون، فقط یه قیافهٔ خوشگلم

86
00:03:56,250 --> 00:03:58,040
‫- هی، بچه‌ها.
‫- چی شده؟

87
00:03:58,120 --> 00:04:02,580
‫اه، نخوابیدم. پدر و مادرم کل
‫شب داشتن تقهٔ همو می‌زدن.

88
00:04:02,660 --> 00:04:03,660
.واو -
.خوش به حالشون -

89
00:04:03,750 --> 00:04:07,410
!نخیرم! اصلاً هم خوب نیست
!مخصوصاً برای بنده

90
00:04:07,500 --> 00:04:10,620
‫باورم نمیشه بابات تو این
‫سن هنوز تو کاره، بابا ایول.

91
00:04:10,700 --> 00:04:13,500
‫- احتمالاً داره علف افزایش میل جنسی می‌خوره.
‫- جدی؟

92
00:04:13,580 --> 00:04:15,500
‫آره! خیلی از پیرمردها می‌خورن.

93
00:04:15,580 --> 00:04:19,580
‫مطمئنم بابای منم می‌خوره چون
‫همش داره پُز استقامتش رو میده.

94
00:04:19,660 --> 00:04:22,290
‫- اه، کاش بابات به‌جای ننه‌ت می‌مُرد.
‫- ممنون.

95
00:04:22,370 --> 00:04:25,370
هی رِی، شاید تو هم باید
‫کمی از اون علف افزایش میل جنسی بخوری

96
00:04:25,450 --> 00:04:27,250
‫واسه اون مشکل کوچولوت.

97
00:04:27,330 --> 00:04:29,540
!چی؟ مواظب حرف زدنت باش

98
00:04:29,620 --> 00:04:31,160
.‫من نیازی به دارو ندارم

99
00:04:31,250 --> 00:04:32,790
.‫جوانم. تو اوج دورانمم

100
00:04:32,870 --> 00:04:35,250
‫- تو می‌میری!
‫- جانم؟

101
00:04:35,330 --> 00:04:37,370
.‫من سلستِ فالگیر هستم

102
00:04:37,450 --> 00:04:39,620
.‫هشدار منو جدی بگیر، گربهٔ آشغالی

103
00:04:39,700 --> 00:04:43,000
‫تو قبل از اینکه این هفته تموم شه می‌میری.

104
00:04:43,080 --> 00:04:44,870
‫- مگر اینکه...
‫- مگر اینکه چی؟

105
00:04:44,950 --> 00:04:47,120
‫مگر اینکه بهم پول بدی تا کارت‌هاتو برات بخونم.

106
00:04:47,200 --> 00:04:48,410
.ریدم تو کلاه‌برداریت

107
00:04:48,500 --> 00:04:51,290
‫- خجالت بکش، موش کثیفِ کلاهبردار.
‫- هی، هی، صبر کن.

108
00:04:51,370 --> 00:04:55,120
‫شماها باور نمی‌کنین که بعضی حیوون‌ها
‫با موهبت غیب‌گویی به دنیا میان؟

109
00:04:55,200 --> 00:04:57,450
‫غیب‌گوها واقعی نیستن، پنلوپی.

110
00:04:57,540 --> 00:05:01,330
‫وای خدای من. تو الان دقیقا
.مثل یه مهر ماهی رفتار می‌کنی. دیوونه‌کننده‌ست

111
00:05:01,410 --> 00:05:05,620
‫شاید بهتر باشه بیای پیش من،
‫تا طالعت رو برات آشکار کنم.

112
00:05:05,700 --> 00:05:07,040
‫اووه، کارت ویزیت!

113
00:05:07,120 --> 00:05:10,080
‫اون یه شیاده.
‫نگاه کن، عصاش یه خلال‌دندونه.

114
00:05:10,160 --> 00:05:13,910
‫امیدوارم مرگت دردناک
‫و جلوی چشم همه باشه، گربه آشغالی.

115
00:05:14,000 --> 00:05:15,620
.‫آه، گمشو باو

116
00:05:17,120 --> 00:05:21,200
‫باورت میشه اون کلاهبردار
‫ادعا می‌کرد آینده رو می‌بینه؟

117
00:05:21,290 --> 00:05:23,160
‫خب، من که آینده‌م رو می‌دونم.

118
00:05:23,250 --> 00:05:26,580
‫شنیدم پدر و مادرم می‌گفتن می‌خوان
‫امشب نقش انسان‌ها رو بازی کنن.

119
00:05:26,660 --> 00:05:28,080
‫- چندش‌آوره.
‫- می‌دونی چی شنیدم؟

120
00:05:28,160 --> 00:05:30,830
‫بعضی انسان‌ها موقع سکس
‫مثل ما لباس می‌پوشن.

121
00:05:30,910 --> 00:05:33,250
‫- نه، از این کار خوشم نمیاد.
‫- به خودشون میگن حیوون‌نما.

122
00:05:33,330 --> 00:05:35,700
‫و یکیشون هم
‫ثروتمندترین مرد دنیاست.

123
00:05:35,790 --> 00:05:37,000
‫آره، منم اینو شنیده بودم.

124
00:05:37,080 --> 00:05:40,290
‫آره، آره، آره!

125
00:05:40,370 --> 00:05:43,620
‫و تموم شد!

126
00:05:46,250 --> 00:05:49,750
‫- وای، مک‌کیلی، خیلی حال داد.
‫- وای.

127
00:05:49,830 --> 00:05:51,620
‫خیلی حال داد. خیلی خوب بود.

128
00:05:51,700 --> 00:05:53,790
‫آره، مخصوصاً اون آخرش، نه؟

129
00:05:53,870 --> 00:05:56,500
‫عاشق وقتی بودم که صورتت رو
‫فرو کردی تو بالش و گفتی...

130
00:05:56,580 --> 00:05:59,700
‫- «بجنب رِی، تمرکز کن!»
‫- آره، خانوم‌ها عاشق اینن.

131
00:05:59,790 --> 00:06:02,700
‫به هر حال، فکر کنم
‫چون جفتمون حسابی ارضا شدیم،

132
00:06:02,790 --> 00:06:04,330
‫دیگه می‌تونیم بخوابیم، مگه نه؟

133
00:06:04,410 --> 00:06:07,080
.آم، خب نمی‌دونم. من که می‌تونم دوباره انجامش بدم

134
00:06:07,160 --> 00:06:09,910
دوباره؟
!می‌تونیم بهتر تمومش کنیم

135
00:06:10,000 --> 00:06:12,450
‫من می‌تونم خیلی بیشتر از اینا ادامه بدم!

136
00:06:12,540 --> 00:06:14,080
...‫فقط باید

137
00:06:14,160 --> 00:06:15,790
‫- یه لحظه صبر کن.
‫- زود برگرد!

138
00:06:15,870 --> 00:06:18,580
!گوش کن، کیرِ کصخل

139
00:06:18,660 --> 00:06:20,830
‫من بهت غذا میدم، حمومت می‌کنم،
‫بهت خونه و زندگی دادم.

140
00:06:20,910 --> 00:06:24,000
‫حالا هم ازت می‌خوام پر از خون بشی
‫و راست بشی.

141
00:06:24,080 --> 00:06:26,000
‫آخ! نه، نه، نه، کوچیک نشو!

142
00:06:26,080 --> 00:06:28,450
‫هی عزیزم!
‫داری برمی‌گردی تو تخت؟

143
00:06:28,540 --> 00:06:30,450
.‫معلومه عزیزم! یه ثانیه بصبر

144
00:06:30,540 --> 00:06:33,200
‫ببین رفیق، ببخش که سرت داد زدم.

145
00:06:33,290 --> 00:06:36,250
‫می‌دونی که دوستت دارم.
‫ولی بیخیال، تو می‌تونی!

146
00:06:36,330 --> 00:06:39,080
‫بجنب، تو می‌تونی.
‫می‌تونی یه حرکتی بزنی.

147
00:06:39,160 --> 00:06:43,080
‫تو که میگی فمینیستی، پس برو
‫جلو و خودت رو بنداز به طرف.

148
00:06:43,160 --> 00:06:44,290
‫- هی!
‫- هی.

149
00:06:44,370 --> 00:06:45,790
‫آقای گوزنِ گنده.

150
00:06:45,870 --> 00:06:49,000
‫خب، می‌دونی که من واسه یه گوزن،
‫اندازه‌م کاملاً معمولیه.

151
00:06:49,080 --> 00:06:51,290
‫- وای خدای من! تو خیلی بامزه‌ای.
‫- اوه!

152
00:06:51,370 --> 00:06:53,950
‫- بازم چیزای بامزه بگو.
‫- ام...

153
00:06:54,040 --> 00:06:56,080
‫یه دوقلو داشتم که مُرد؟

154
00:06:56,160 --> 00:06:59,290
‫اوه! به یه روش بامزه؟

155
00:06:59,370 --> 00:07:01,750
‫- نه، نه، سرطان استخوان داشت.
‫- اوه.

156
00:07:01,830 --> 00:07:04,370
‫آره. آره، خیلی داغون‌کننده بود.

157
00:07:04,950 --> 00:07:08,540
‫انگار یه جورایی
‫تو یه سکوت گیر افتادیم.

158
00:07:08,620 --> 00:07:10,000
سکوت؟

159
00:07:10,080 --> 00:07:12,500
‫- اوه! اوه، متاسفم.
‫- خدای من، گند زدم!

160
00:07:12,580 --> 00:07:14,450
‫نه، نه، نه، نه، نه!

161
00:07:14,540 --> 00:07:17,500
‫خیلی وقته که این کارو نکردم.
‫واقعاً...

162
00:07:17,580 --> 00:07:19,410
‫اگه فکر می‌کنی چندشم،
‫می‌تونی بهم بگی.

163
00:07:19,500 --> 00:07:22,000
‫شوخی می‌کنی؟ نه! تو فوق‌العاده‌ای.

164
00:07:22,080 --> 00:07:24,000
...گفتنش یه جورایی خودزنیه ولی

165
00:07:24,080 --> 00:07:25,500
!تو خیلی از من سرتری

166
00:07:25,580 --> 00:07:29,160
‫آره! منم همین فکرو می‌کردم!
‫خب چی کار کنیم؟ چه حرکتی بزنیم؟

167
00:07:29,250 --> 00:07:32,080
‫نمی‌دونم! فقط...
‫منظورم اینه که، یه کاری هست...

168
00:07:32,160 --> 00:07:33,000
‫چی؟

169
00:07:33,080 --> 00:07:36,700
‫که خیلی از گوزن‌ها انجام میدن
‫و می‌تونیم امتحانش کنیم، ولی خیلی گوزنیه.

170
00:07:36,790 --> 00:07:38,250
‫خدای من، سکس مقعدیه؟

171
00:07:38,330 --> 00:07:40,500
‫چی؟ نه! اون، ام...

172
00:07:40,580 --> 00:07:44,370
‫خیلی‌خب، تا حالا دیدی که
‫دو تا نر شاخ‌به‌شاخ میشن؟

173
00:07:44,450 --> 00:07:47,080
‫- آره، یه جورایی کشتی می‌گیرن؟
‫- آره.

174
00:07:47,160 --> 00:07:51,580
‫آره، ما نرها این کارو می‌کنیم تا به یه
‫جفت احتمالی نشون بدیم چقدر قوی هستیم.

175
00:07:51,660 --> 00:07:53,660
.و باعث میشه تستوسترونمون بره بالا

176
00:07:53,750 --> 00:07:55,120
.‫خب، چیز خوبی به‌نظر میاد

177
00:07:55,200 --> 00:07:57,830
.ولی من تا حالا واقعاً انجامش ندادم

178
00:07:57,910 --> 00:08:00,660
‫چون وقتی همسر سابقم رو دیدم،
‫شاخ‌هام هنوز در نیومده بودن.

179
00:08:00,750 --> 00:08:03,660
‫- خیلی‌خب! پس شاید با هم انجامش بدیم.
‫- واقعاً؟

180
00:08:03,750 --> 00:08:06,330
‫آره!
‫بیا بریم یه رقیب پیدا کنیم تا باهاش کشتی بگیری.

181
00:08:06,410 --> 00:08:07,790
‫تا بتونم بکنمت!

182
00:08:07,870 --> 00:08:10,910
‫راستش، خیلی رمانتیک به نظر می‌رسه.

183
00:08:11,000 --> 00:08:12,870
‫پس قراره همین کارو بکنیم.

184
00:08:12,950 --> 00:08:16,700
‫امشب میریم به یه دشت
‫و یه گوزن پیدا می‌کنیم تا زیک باهاش بجنگه.

185
00:08:16,790 --> 00:08:19,540
‫آره، این خوبه.
‫منم خیره میشم به سقف،

186
00:08:19,620 --> 00:08:22,910
‫و به صدای تلمبه زدن بابام به مامانم گوش میدم
‫تا وقتی هوا روشن بشه.

187
00:08:23,000 --> 00:08:25,330
‫- تو چی پنلوپی؟
‫- آه، چیز خاصی نیست.

188
00:08:25,410 --> 00:08:28,450
‫قطعاً نمی‌خوام بزنم تو کارِ جق زدن
‫و بعد برم پیش اون رمال.

189
00:08:28,540 --> 00:08:30,290
‫و بعد، البته، دو تا شام بخورم.

190
00:08:30,370 --> 00:08:32,620
‫هی، جاش، باید باهات حرف بزنم.

191
00:08:32,700 --> 00:08:34,330
‫در... خفا.

192
00:08:34,410 --> 00:08:36,580
‫شما دو تا خل و چل
‫چی دارین که از ما مخفی کنین؟

193
00:08:36,660 --> 00:08:39,500
‫ام، مسائل مردونه.
‫می‌دونی، جنگ، ورزش، پروستات.

194
00:08:39,580 --> 00:08:41,700
‫- آره، نه، مرسی.
‫- ما پروستات نداریم؟

195
00:08:41,790 --> 00:08:45,500
‫رِی، ما باید در مورد
‫سلامت مقعد توی جمع حرف بزنیم.

196
00:08:45,580 --> 00:08:47,870
‫- عادی‌سازیش کنیم.
‫- سلامت مقعد کجا بود!

197
00:08:47,950 --> 00:08:50,000
‫من به اون داروی نعوظ بابات نیاز دارم.

198
00:08:50,080 --> 00:08:53,750
‫چی؟ من از بابام دزدی نمی‌کنم.
‫برو نسخهٔ خودتو بگیر.

199
00:08:53,830 --> 00:08:56,250
.نباید کسی ببینه علف افزایش میل جنسی دستمه

200
00:08:56,330 --> 00:08:59,040
!من متخصص سکسم! الگوی همه‌ام

201
00:08:59,120 --> 00:09:02,080
آخه کی تو رو الگوش می‌بینه؟ -
!خب، خودت! جامعه -

202
00:09:02,160 --> 00:09:03,660
‫- جامعه اصلاً...
‫- ببین جاش.

203
00:09:03,750 --> 00:09:05,910
،اگه جادوی باباتو ازش کش بری

204
00:09:06,000 --> 00:09:10,500
‫اون‌وقت نمی‌تونه عصای جادوییش رو
‫توی کصِ خرسیِ مامانت فرو کنه.

205
00:09:10,580 --> 00:09:12,750
‫و اون‌وقت جاشی می‌تونه بخوابه!

206
00:09:12,830 --> 00:09:16,160
‫دقیقاً!
‫یه ذره طول می‌کشه، ولی همیشه می‌فهمی!

207
00:09:16,250 --> 00:09:17,870
‫- زود باش، بریم!
‫- کصِ خرسی؟

208
00:09:17,950 --> 00:09:18,950
‫می‌دونم.

209
00:09:19,040 --> 00:09:20,450
‫من بهترینم!

210
00:09:20,540 --> 00:09:23,540
‫خیلی‌خب، یادت باشه،
‫تو به یه شمع دیگه نیاز نداری.

211
00:09:23,620 --> 00:09:25,410
‫تو اینجایی که پیش فالگیر بری.

212
00:09:25,500 --> 00:09:28,080
‫روباه کوچولو، منتظرت بودم.

213
00:09:28,160 --> 00:09:30,000
‫واو! تو واقعاً فالگیری!

214
00:09:30,080 --> 00:09:33,330
‫حالا، وقتی از بین
‫کارت‌های «ریشه تارو»م انتخاب می‌کنم...

215
00:09:33,410 --> 00:09:34,290
‫بامزه‌ست!

216
00:09:34,370 --> 00:09:37,370
‫باید تمرکز کنی روی چیزی که
‫قلبت بیشتر از همه آرزوشو داره.

217
00:09:40,790 --> 00:09:43,410
‫اوه، حوصله‌سربره. تازه، خیلی دیره.

218
00:09:43,500 --> 00:09:44,580
‫اوه، چه بد.

219
00:09:44,660 --> 00:09:49,200
‫خیلی‌خب، خب...
‫شاید قلبم عشق می‌خواد؟

220
00:09:49,290 --> 00:09:51,910
.‫یه ذره کلیشه‌ایه، ولی با «عشق» موافقم

221
00:09:52,410 --> 00:09:53,700
‫جالبه.

222
00:09:53,790 --> 00:09:54,950
‫چی؟ چی می‌بینی؟

223
00:09:55,040 --> 00:09:57,910
‫یه دشت، برگ‌های افرا...

224
00:09:58,000 --> 00:10:00,080
‫چیزی به اسم کِرلینگ؟

225
00:10:00,160 --> 00:10:02,330
‫توی کانادا چه اتفاقی افتاده؟

226
00:10:02,410 --> 00:10:03,620
‫کانادا؟

227
00:10:06,790 --> 00:10:08,830
‫از کجا فهمیدی اهل کانادام؟

228
00:10:08,910 --> 00:10:12,040
‫کارت‌ها!
‫و البته از لهجه‌تم معلومه.

229
00:10:12,120 --> 00:10:13,750
‫متاسفم. این فکر بدی بود.

230
00:10:13,830 --> 00:10:17,040
‫ولی، صبر کن، کجا داری میری؟
‫باید از فرار کردن دست برداری!

231
00:10:17,120 --> 00:10:19,410
‫نمی‌دونم داری در مورد چی حرف می‌زنی.
‫من فرار نمی‌کنم.

232
00:10:19,500 --> 00:10:22,450
‫فقط دارم میرم
‫چون تو یه کلاهبرداری

233
00:10:22,540 --> 00:10:25,040
‫و هیچ اتفاقی توی کانادا نیفتاده!

234
00:10:25,120 --> 00:10:27,660
‫خیلی‌خب، قطعاً یه اتفاقی
‫توی کانادا افتاده.

235
00:10:27,750 --> 00:10:29,080
‫اوه، آره، صد در صد.

236
00:10:29,160 --> 00:10:31,950
‫شرط می‌بندم سقط جنین کرده.
‫می‌دونی که اونجا رایگانه.

237
00:10:32,040 --> 00:10:33,910
‫مامان، بابا!

238
00:10:34,000 --> 00:10:36,290
‫الن، رابی؟

239
00:10:36,370 --> 00:10:37,660
.‫خیلی‌خب، امنه

240
00:10:37,750 --> 00:10:40,250
‫حالا، چطور قراره
‫مخفیگاه بابام رو پیدا کنیم؟

241
00:10:40,330 --> 00:10:44,500
‫اوه رفیق، ریلکس باش. من یه راکونم.
‫گشتن توی آشغالا تو خونمه.

242
00:10:45,540 --> 00:10:48,040
‫- نوم، نوم، نوم...
‫- متنفرم وقتی این کارو می‌کنی.

243
00:10:52,620 --> 00:10:54,410
‫- براقه!
‫- رِی، تمرکز کن.

244
00:10:54,500 --> 00:10:58,200
‫- خیلی براقه.
‫- رِی! می‌دونم، براقه، خیلی‌خب.

245
00:10:58,290 --> 00:11:01,450
‫- اوه، رابرت.
‫- اوه، لعنتی! اونا خونه‌ان!

246
00:11:02,040 --> 00:11:02,910
‫واو!

247
00:11:03,000 --> 00:11:04,370
‫به نظر میاد پسر بزرگمون

248
00:11:04,450 --> 00:11:06,620
‫هنوز بیرون داره با دوستای
‫جنگلی کوچولوش بازی می‌کنه.

249
00:11:06,700 --> 00:11:07,950
...می‌خوای آم

250
00:11:08,040 --> 00:11:10,910
بده‌بستون کنیم؟

251
00:11:11,000 --> 00:11:12,950
‫اوه، تو خیلی خرس شیطونی هستی!

252
00:11:13,040 --> 00:11:15,540
‫فقط یه ثانیه بهم وقت بده
‫که خودمو مرتب کنم، باشه؟

253
00:11:15,620 --> 00:11:17,200
‫عجله نکن عزیزم.

254
00:11:17,290 --> 00:11:20,580
.منم کتمو می‌ذارم اینجا، تو کمد

255
00:11:20,660 --> 00:11:22,540
‫اینم از این.

256
00:11:22,620 --> 00:11:27,040
‫اوه، نه! خاکستر میماو نه!
‫اون زن فوق‌العاده‌ای بود.

257
00:11:27,120 --> 00:11:29,330
‫و حالا یه جای مخفیِ عالیه.

258
00:11:29,410 --> 00:11:31,450
‫خب، کجا بودیم؟

259
00:11:31,540 --> 00:11:35,910
.‫فکر کنم داشتیم نقش آدما رو بازی می‌کردیم

260
00:11:36,000 --> 00:11:37,750
‫- اوه، نه.
‫- گرفتمش!

261
00:11:37,830 --> 00:11:42,870
‫من یه آدمم.
‫می‌دونی رمز وای‌فای چیه؟

262
00:11:42,950 --> 00:11:46,450
.درش بیار، بکن توم -
‫- باید از اینجا بزنیم بیرون.

263
00:11:46,540 --> 00:11:48,290
‫هشت، علامت دلار...

264
00:11:48,370 --> 00:11:50,660
‫- می‌خوام یه ایمیل بفرستم.
‫- نه! اوه، توروخدا نکن.

265
00:11:50,750 --> 00:11:54,290
‫- آره، می‌فرستمش. «اینترنت عزیز...»
‫- توروخدا نکن! ایمیل رو نفرست!

266
00:11:54,370 --> 00:11:58,080
‫«دارم از مادر پسرم ‫ساک می‌گیرم!»

267
00:11:58,160 --> 00:11:59,620
‫داره به کی ایمیل می‌زنه؟

268
00:11:59,700 --> 00:12:03,330
‫نمی‌دونم، ولی شاید بهتره
‫هردومون یه قرص بخوریم و تماشا کنیم.

269
00:12:04,500 --> 00:12:07,450
‫خیلی‌خب.
‫عزیزم، دقیقاً دارم چی می‌بینم؟

270
00:12:07,540 --> 00:12:10,250
‫خب، اون گوزن شمالیِ قدبلند
‫از دوران دبیرستان

271
00:12:10,330 --> 00:12:11,330
‫دنبال اون ماده بوده.

272
00:12:11,410 --> 00:12:13,580
‫- اوه!
‫- ولی اون گوزنی که موهایِ فرِ سفت داره

273
00:12:13,660 --> 00:12:14,950
‫- موی فر دوباره مد شده؟
‫- اوه آره.

274
00:12:15,040 --> 00:12:18,580
‫به‌هرحال، جفت‌شون می‌خوانش
‫واسه همین دارن سرش با هم می‌جنگن.

275
00:12:18,660 --> 00:12:21,830
‫لعنتی،
‫من یه پرنسسِ والامقامم یا چی؟

276
00:12:21,910 --> 00:12:26,700
!‫خیلی‌خب، پس بیا شروع کنیم
‫نظرت راجع‌به اون چیه؟

277
00:12:27,870 --> 00:12:30,660
‫چی؟ شوخی می‌کنی؟ نه.
‫نه، اون منو می‌کشه.

278
00:12:30,750 --> 00:12:34,160
‫وای خدا. صبر کن، اگه ببازم چی؟
‫فان، من این یارو رو برات نمی‌پسندم.

279
00:12:34,250 --> 00:12:38,200
‫زیک، عزیزم، نگران نباش!
‫هر اتفاقی بیفته، من با تو میام خونه.

280
00:12:38,290 --> 00:12:41,830
‫- درسته. نه، معلومه. حتماً. آره.
‫- اون یکی چی؟ بهتره، نه؟

281
00:12:41,910 --> 00:12:45,080
‫آره. خیلی‌خب، آره.
‫آره، هیکلش خوبه، ولی نه خیلی زیاد.

282
00:12:45,160 --> 00:12:46,450
‫- فکر کنم بتونم حریفش بشم.
‫- آره!

283
00:12:46,540 --> 00:12:48,830
‫- و چشم‌های مهربونی داره. ازش خوشم میاد.
‫- حله.

284
00:12:48,910 --> 00:12:51,370
‫این دیوانه‌کننده‌ست. این دیوانه‌کننده‌ست.

285
00:12:51,450 --> 00:12:53,910
‫- هی. سلام. من فان هستم.
‫- کارلوس‌ـم، چه خبرا؟

286
00:12:54,000 --> 00:12:57,660
‫خب، شاید یه‌کم عجیب به نظر بیاد،
‫ولی من و دوستم...

287
00:12:57,750 --> 00:12:58,750
‫سلام!

288
00:12:58,830 --> 00:13:01,500
‫ما خیلی از تیپت خوشمون اومده
‫و می‌خواستیم ببینیم...

289
00:13:01,580 --> 00:13:05,540
‫بذار حدس بزنم. می‌خوای
‫باهاش کشتی بگیرم تا شما دوتا بتونین همو بکنین.

290
00:13:05,620 --> 00:13:08,370
‫آره! وای، این واقعاً یه چیزِ عادیه، نه؟

291
00:13:08,450 --> 00:13:10,120
‫آره. این فرهنگِ ماست.

292
00:13:10,200 --> 00:13:14,290
.‫زیک، عزیزم، این کارلوس‌ـه
‫اون قراره باهات بجنگه.

293
00:13:14,370 --> 00:13:16,580
‫خیلی ممنون. واقعاً لطف کردی.

294
00:13:35,950 --> 00:13:37,370
‫- آه! رِی!
.‫- جونم

295
00:13:37,450 --> 00:13:38,450
.محشری

296
00:13:38,540 --> 00:13:39,950
‫اوه.

297
00:13:40,040 --> 00:13:42,200
‫خب، اونا میگن من معشوق فوق‌العاده‌ای‌ام.

298
00:13:43,040 --> 00:13:45,330
‫- اونا کی‌ان؟
‫- جاش، کلِ جامعه.

299
00:13:45,410 --> 00:13:47,500
‫خیلی‌خب، دیگه پرحرفی بسه. دوباره شروع کنیم.

300
00:13:47,580 --> 00:13:51,410
‫تا صبح پایه‌ام، عزیزم.
‫فقط بذار یه جیشِ سریع بکنم.

301
00:13:51,500 --> 00:13:53,790
‫می‌دونی، سلامتِ پروستات
‫خیلی مهمه.

302
00:13:53,870 --> 00:13:55,700
‫اوه، داری عالی کار می‌کنی، رفیق.

303
00:13:55,790 --> 00:13:57,410
.‫همه دارن در موردت می‌حرفن

304
00:13:57,500 --> 00:14:01,830
‫فقط باید ویتامینِ مخصوصت رو بدم
‫که یه پسرِ بزرگ بشی.

305
00:14:01,910 --> 00:14:05,540
‫البته، اگه با یه قرص انقدر شاخ شدم،

306
00:14:05,620 --> 00:14:08,450
‫اگه همه‌شونو باهم بخورم چی میشه؟

307
00:14:08,540 --> 00:14:11,950
!‫اوه! اون‌وقت دیگه خدای سکس میشم

308
00:14:15,660 --> 00:14:19,330
‫اصلاً «بری» چیه؟
‫میوه‌ست یا یه جور آجیلِ نرم؟

309
00:14:19,410 --> 00:14:21,450
‫- روباه جوان.
‫- آه! سرِ شناور!

310
00:14:21,540 --> 00:14:24,540
‫این سوالی نیست که
‫باید از خودت بپرسی.

311
00:14:24,620 --> 00:14:27,700
‫سوالی که باید از خودت بپرسی اینه که:

312
00:14:27,790 --> 00:14:30,540
‫«توی کانادا چی شد؟»

313
00:14:30,620 --> 00:14:33,950
‫کانادا، کانادا، کانادا...

314
00:14:39,040 --> 00:14:42,290
‫امم! اوه، آره.
‫اینا چیزای حقی‌ان، نه؟

315
00:14:42,370 --> 00:14:44,370
بابایی میگه اجازه نداریم
‫این بری‌ها رو بخوریم.

316
00:14:44,450 --> 00:14:45,750
‫چرا بهش میگی بابایی؟

317
00:14:45,830 --> 00:14:47,290
‫داشتم سعی می‌کردم عامیانه حرف بزنم.

318
00:14:47,370 --> 00:14:52,000
‫هرجور راحتی، بتانی.
‫ولی اینا خیلی‌خیلی خوشمزه‌ان!

319
00:14:52,080 --> 00:14:53,080
‫اوه...

320
00:14:53,160 --> 00:14:55,080
‫- اوه- اوه.
‫- رفیق، چه مرگته؟

321
00:14:56,910 --> 00:15:01,250
‫- هی، دوستای جدید! چه خبر؟
‫- اوه، پنلوپی؟

322
00:15:01,330 --> 00:15:03,000
‫فرار کن، بتانی! فرار کن!

323
00:15:08,950 --> 00:15:10,370
‫من حواسشونو پرت می‌کنم!

324
00:15:10,950 --> 00:15:15,200
‫هی، این‌طرف!
‫این کونِ خوشمزه رو ببینین!

325
00:15:16,500 --> 00:15:18,910
‫آه!

326
00:15:22,370 --> 00:15:23,410
‫آه!

327
00:15:23,500 --> 00:15:26,660
‫توی کانادا هیچ اتفاقی نیفتاد.

328
00:15:27,160 --> 00:15:28,830
‫اوه، خرسِ عسلیِ من.

329
00:15:28,910 --> 00:15:31,120
‫اجازه نده اون طوفانِ کوچیک
.جلوی خوابتو بگیره

330
00:15:31,200 --> 00:15:33,370
‫آره، حس می‌کنم
‫امشب قراره خیلی راحت بخوابم.

331
00:15:33,450 --> 00:15:36,200
‫- الن، وقتِ خوابه.
‫- اوه!

332
00:15:36,290 --> 00:15:38,700
.‫انگار یکی خیلی مشتاق خوابیدنه

333
00:15:38,790 --> 00:15:39,950
‫شب بخیر، عزیزم.

334
00:15:40,040 --> 00:15:42,450
‫شب بخیر مامان. تو هم همین‌طور، بابا.

335
00:15:42,540 --> 00:15:45,620
‫رابرت، یه خبرِ بد دارم.

336
00:15:45,700 --> 00:15:47,250
‫اوه، آره؟

337
00:15:47,330 --> 00:15:48,950
‫من خرسِ شیطونی بودم.

338
00:15:49,040 --> 00:15:51,200
‫اون پیشاهنگ‌ها رو خوردی؟

339
00:15:51,290 --> 00:15:54,540
‫شاید خورده باشمشون،
‫ولی هنوزم خیلی گشنمه.

340
00:15:54,620 --> 00:15:58,330
‫آره. فقط یه ثانیه بهم وقت بده
‫تا بهت غذا بدم.

341
00:15:58,410 --> 00:16:02,000
‫امم! نمی‌تونم صبر کنم!
‫خیلی گشنمه، گشنمه، گشنمه!

342
00:16:02,080 --> 00:16:05,040
‫دنبالِ قرص‌ها می‌گردی؟

343
00:16:05,120 --> 00:16:08,080
توی خاکستر ننه‌بزرگ؟ -
یعنی چی؟ -

344
00:16:08,160 --> 00:16:12,790
‫اوه، نه! کسی قرص‌های سکس‌تو
دزدیده، جندهٔ پیرِ احمق؟

345
00:16:12,870 --> 00:16:16,410
‫- می‌کشمش!
‫- اوه لعنتی! منظورش منم!

346
00:16:20,830 --> 00:16:22,290
.سلام زیک‌ام -
.سلام، کارلوس‌ام -

347
00:16:22,370 --> 00:16:23,450
تو آم، شنا بلدی؟

348
00:16:23,540 --> 00:16:26,910
‫اون‌قدر که دوست دارم نه،
‫ولی هر وقت بتونم از رودخونه رد میشم.

349
00:16:27,000 --> 00:16:29,950
‫باحاله، باحاله! آره، نه، من، امم...
‫قیافه‌ت به شناگرا می‌خوره.

350
00:16:30,040 --> 00:16:31,830
‫خیلی‌خب، گوزن‌های جنتلمن.

351
00:16:31,910 --> 00:16:33,660
‫یه مبارزهٔ خوب و تمیز می‌خوام

352
00:16:33,750 --> 00:16:37,000
‫تا من و زیک بتونیم برگردیم خونهٔ من
‫و بالاخره بریم رو کار.

353
00:16:37,080 --> 00:16:38,200
‫بزن بریم!

354
00:16:38,290 --> 00:16:40,120
‫- اوه!
‫- انگار خیلی پرانرژیه.

355
00:16:40,200 --> 00:16:41,370
‫- اون فوق‌العاده‌ست.
‫- شروع کنیم؟

356
00:16:41,450 --> 00:16:42,370
‫اوه، آره، بزن بریم.

357
00:16:46,750 --> 00:16:47,830
‫ووو!

358
00:16:47,910 --> 00:16:50,120
‫بجنب زیک! واسه من بجنگ!

359
00:16:50,910 --> 00:16:53,830
‫من تا حالا این کارو نکردم.
‫شاخ‌هام دیر دراومدن.

360
00:16:53,910 --> 00:16:56,700
‫- خب، داری عالی کار می‌کنی.
‫- خیلی ممنونم.

361
00:16:57,620 --> 00:16:59,200
.‫واو، این واقعاً جذابه

362
00:16:59,290 --> 00:17:01,200
.‫باید سلطه‌گر باشم

363
00:17:01,290 --> 00:17:04,910
‫باید لیاقتم رو ثابت کنم!

364
00:17:08,290 --> 00:17:11,330
‫واو! خیلی‌خب، بردی! تسلیمم.

365
00:17:11,410 --> 00:17:13,000
!‫عزیزم، تو تونستی

366
00:17:13,080 --> 00:17:14,750
‫من تونستم؟ من تونستم!

367
00:17:14,830 --> 00:17:16,120
‫آره، تو بردی!

368
00:17:16,200 --> 00:17:18,620
‫- فوق‌العاده بودی! و بدنت!
‫- حسابی غرقش شده بودم!

369
00:17:18,700 --> 00:17:21,620
‫- یهو، بهم الهام شد.
‫- حالا، بالاخره می‌تونیم انجامش بدیم!

370
00:17:21,700 --> 00:17:23,330
!من گی‌ام -
جانم؟ -

371
00:17:23,410 --> 00:17:24,790
‫فان، من...

372
00:17:25,580 --> 00:17:26,660
.‫من گِی‌ام

373
00:17:26,750 --> 00:17:28,580
‫تو گی‌ای؟

374
00:17:28,660 --> 00:17:30,450
‫اوه خدای من، منم همین‌طور!

375
00:17:32,830 --> 00:17:36,000
‫آره، آره، آره! ادامه بده، رِی!

376
00:17:36,080 --> 00:17:39,660
!نمی‌تونم تمومش کنم. نمی‌خوام تمومش کنم -
‫- ادامه بده! ادامه بده! ادامه بده!

377
00:17:42,790 --> 00:17:44,950
‫رِی؟ رِی!

378
00:17:45,540 --> 00:17:48,200
‫- رِی؟ رِی؟
‫- رِی؟ رِی.

379
00:17:48,290 --> 00:17:49,870
‫- رِی؟
‫- رِی.

380
00:17:49,950 --> 00:17:52,120
‫آخ! سرِ شناور!

381
00:17:52,200 --> 00:17:53,200
‫اوه خدا، اون...

382
00:17:53,290 --> 00:17:55,540
‫اون فال‌گیرِ کسکش راست می‌گفت؟
‫من مُردم؟

383
00:17:55,620 --> 00:17:58,540
‫نه رِی. تو زنده‌ای.

384
00:17:58,620 --> 00:18:00,040
‫تو کی هستی؟

385
00:18:00,120 --> 00:18:02,200
‫من بُن هستم...

386
00:18:02,290 --> 00:18:05,500
‫خدایِ
‫تمامِ موجوداتِ حشری!

387
00:18:05,580 --> 00:18:06,750
!ایول

388
00:18:08,790 --> 00:18:12,250
‫- سلست! سلست!
‫- روباهِ جوان، می‌دونستم برمی‌گردی.

389
00:18:12,330 --> 00:18:14,580
‫واو، حیرت‌انگیزه که چقدر کارت درسته.

390
00:18:14,660 --> 00:18:17,910
‫- من همه چیزو می‌بینم. این موهبت و نفرین منه.
‫- آره.

391
00:18:18,000 --> 00:18:19,580
‫- ولی بیشتر موهبتمه.
‫- خیلی‌خب.

392
00:18:19,660 --> 00:18:21,000
‫ولی نفرینم هم هست.

393
00:18:21,080 --> 00:18:23,250
‫- می‌تونم تصور کنم.
‫- ولی باز هم میگم، بیشتر موهبته.

394
00:18:23,330 --> 00:18:26,330
‫آره، خب ببین،
‫تو در مورد کانادا راست می‌گفتی.

395
00:18:26,410 --> 00:18:27,410
‫به کمکت نیاز دارم.

396
00:18:27,500 --> 00:18:30,000
‫- از قبل می‌دونستم!
‫- آه، البته، موهبتت.

397
00:18:30,080 --> 00:18:31,660
.‫ولی نفرینمم هست

398
00:18:31,750 --> 00:18:36,540
‫همون‌طور که ارواح رو فرا می‌خونیم،
‫نشون بده آینده چی برامون داره.

399
00:18:36,620 --> 00:18:38,540
.‫آره، بجنبین، ارواح

400
00:18:38,620 --> 00:18:41,500
‫دارم یه چیزی می‌بینم.

401
00:18:41,580 --> 00:18:43,160
‫- اوه، نه!
‫- چی؟ چیه؟

402
00:18:43,250 --> 00:18:46,290
‫- یه خطر بزرگ نزدیکه!
‫- خطر بزرگ؟

403
00:18:46,370 --> 00:18:48,450
‫از بالا؟

404
00:18:48,540 --> 00:18:51,580
‫- آخ!
‫- اوه خدای من! تو خیلی خوبی!

405
00:18:51,660 --> 00:18:53,790
‫ولی حالا باید چیکار کنم؟

406
00:18:53,870 --> 00:18:56,540
‫نمی‌دونم! برو پیش یه تراپیست!

407
00:18:56,620 --> 00:18:58,450
‫اوه، دلم نمی‌خواد.

408
00:18:58,540 --> 00:19:01,370
ای انگلِ مفت‌خور، اونا کجان؟ -
‫- چی؟ من...

409
00:19:01,450 --> 00:19:04,750
.نمی‌دونم درمورد چی حرف می‌زنی -
!می‌دونم که علف افزایش میل جنسی‌مو دزدیدی -

410
00:19:04,830 --> 00:19:08,120
‫من اصلاً نمی‌دونم اون چیه.
‫اون همون ک‌ش‌پ‌م‌ست؟

411
00:19:08,200 --> 00:19:09,370
‫ک‌ش‌پ‌م دیگه چه کوفتیه؟

412
00:19:09,450 --> 00:19:11,950
‫فکر کنم مخففِ، امم،
‫«کیرِ شلِ پیرمرد» باشه؟

413
00:19:12,040 --> 00:19:13,660
‫می‌کُشمت!

414
00:19:13,750 --> 00:19:16,500
‫رابرت، حق نداری با فرشتهٔ کوچولومون
‫این‌طوری حرف بزنی!

415
00:19:16,580 --> 00:19:19,330
‫- اون فرشته نیست! اون یه دزده!
‫- چی دزدیده؟

416
00:19:19,410 --> 00:19:21,330
.اون... خب، اونش مهم نیست

417
00:19:21,410 --> 00:19:22,910
!بابا قرص راست‌کننده می‌خوره

418
00:19:24,200 --> 00:19:26,040
.خودم می‌دونستم

419
00:19:26,120 --> 00:19:28,120
‫- می‌دونستی؟
‫- معلومه که می‌دونستم!

420
00:19:28,200 --> 00:19:30,910
‫هر بار که سکس می‌کنیم، میری
.تو خاکستر ننه‌بزرگ دنبالشون می‌گردی

421
00:19:31,000 --> 00:19:34,700
‫اوه، لعنتی! این خیلی تحقیرآمیزه.

422
00:19:34,790 --> 00:19:36,120
‫اوه، احمق نباش.

423
00:19:36,200 --> 00:19:38,120
‫ببین، به عنوانِ یه ماده در یه سنِ خاص،

424
00:19:38,200 --> 00:19:40,410
‫بخش‌هایِ خرسیِ منم
‫دیگه مثل قدیما کار نمی‌کنه.

425
00:19:40,500 --> 00:19:42,700
‫- اوه نه، کدوم بخش‌ها؟
‫- و می دونی چیه؟

426
00:19:42,790 --> 00:19:45,540
‫- حالا اون پایین از مخاطِ حلزون استفاده می‌کنم.
‫- نه، نه، نه، نه، نه...

427
00:19:45,620 --> 00:19:48,790
‫ مخاطِ حلزونِ من باعث شده
‫برات کمتر جذاب باشم، رابی؟

428
00:19:48,870 --> 00:19:51,620
.‫چی؟ نه عزیزم

429
00:19:51,700 --> 00:19:53,160
‫تو برای من بهترینی!

430
00:19:53,250 --> 00:19:55,540
‫اوه، همه‌مون داریم پیر می‌شیم.

431
00:19:55,620 --> 00:19:59,290
‫تو به قرص‌هات نیاز داری و منم
‫به مرطوب‌کنندهٔ واژینالِ طولانی‌مدتم.

432
00:19:59,370 --> 00:20:01,580
‫- کارِ دیگه!
‫- وای خدا! صبر کن، اون کیه؟

433
00:20:01,660 --> 00:20:03,750
‫- من سمی‌ام.
‫- با من حرف نزن.

434
00:20:03,830 --> 00:20:05,910
‫و تو هم، آقا، باید بزرگ بشی.

435
00:20:06,000 --> 00:20:08,450
‫- چی؟
‫- اینجا غارِ ماست، پسرِ جوان.

436
00:20:08,540 --> 00:20:11,870
‫شاید من مادرت باشم،
‫ولی جندهٔ پدرتم هستم.

437
00:20:11,950 --> 00:20:14,120
‫- اَه.
‫- اوه، اِلن، عزیزم...

438
00:20:14,200 --> 00:20:18,700
‫طوری که سرِ پسرِ بزرگمون داد زدی،
‫فکر نکنم امشب به قرص نیاز داشته باشم.

439
00:20:18,790 --> 00:20:21,660
‫- الان بدجوری تحریک شدم.
‫- خیلی‌خب!

440
00:20:21,750 --> 00:20:24,160
‫ولی من هنوزم
‫به مخاطِ حلزونم نیاز دارم.

441
00:20:24,250 --> 00:20:26,620
‫- نوبتِ توئه، سمی.
‫- برگشتیم تو کار!

442
00:20:26,700 --> 00:20:28,200
‫- آه!
‫- اَه.

443
00:20:29,370 --> 00:20:31,500
‫- هی، جاشی، دمت گرم.
‫- واسه چی؟

444
00:20:31,580 --> 00:20:34,830
‫- واسه اون شق‌شدنِ طبیعی.
‫- اوه! چندش!

445
00:20:35,830 --> 00:20:39,830
‫در ابتدا،
‫نور با تاریکی سکس کرد.

446
00:20:39,910 --> 00:20:43,660
‫واو! نمی‌دونستم
‫قراره جازِ تصویری ببینیم.

447
00:20:43,750 --> 00:20:46,370
‫همه راضی بودن.

448
00:20:46,450 --> 00:20:50,870
‫یه آرمان‌شهرِ شهوانی بود...

449
00:20:50,950 --> 00:20:53,660
‫آره، این شد آرمان‌شهرِ من.

450
00:20:53,750 --> 00:20:58,000
‫اما بعد از میلیاردها سال،
‫اون جرقه،

451
00:20:58,080 --> 00:20:59,870
‫هوم، اون چیزی نبود که باید باشه.

452
00:20:59,950 --> 00:21:02,120
‫اوه، کیرهایِ شل و ول.

453
00:21:02,200 --> 00:21:07,950
‫ولی بعد «بُن» اون علف رو خلق کرد.

454
00:21:08,040 --> 00:21:11,450
‫و اون علف، سرزندگی رو برگردوند.

455
00:21:11,540 --> 00:21:13,200
‫- ایول!
‫- که اعتمادبه‌نفس رو برگردوند.

456
00:21:13,290 --> 00:21:16,330
.که اونم به نوبهٔ خودش، سرزندگی رو آورد

457
00:21:16,410 --> 00:21:19,040
‫هی، لازم نیست
‫علفِ بز رو بهم قالب کنی، بُن.

458
00:21:19,120 --> 00:21:20,660
‫من مشتریِ دائمتم.

459
00:21:20,750 --> 00:21:25,620
‫ولی تو، رِی، تو به اون علف نیازی نداری.

460
00:21:25,700 --> 00:21:26,620
نـ ـ ندارم؟

461
00:21:26,700 --> 00:21:30,660
‫چون تو چیزی فراتر از سکسی.

462
00:21:30,750 --> 00:21:34,790
‫- واقعاً؟
‫- تو ابعادِ زیادی داری.

463
00:21:34,870 --> 00:21:37,080
‫اوه، واو. ممنونم، بُن.

464
00:21:37,160 --> 00:21:39,000
‫حالا باید بزنی به چاک

465
00:21:39,080 --> 00:21:42,080
‫چون قراره همین الان
‫بندازنت تو رودخونه.

466
00:21:42,160 --> 00:21:44,000
‫چی؟ آخ!

467
00:21:44,080 --> 00:21:47,040
‫اوه، لعنتی.
‫واقعاً دارن می‌ندازنم تو رودخونه.

468
00:21:47,120 --> 00:21:48,870
‫یا خدا، رِی!

469
00:21:48,950 --> 00:21:51,580
‫- فکر کردم مُردی!
‫- منم همین فکرو کردم.

470
00:21:51,660 --> 00:21:54,910
‫ولی فکر کنم یکی از اون
‫تجربه‌هایِ نزدیک به مرگ رو داشتم.

471
00:21:55,000 --> 00:21:57,290
‫- اوه آره، منم یه بار داشتم.
‫- آره؟

472
00:21:57,370 --> 00:21:59,830
‫ولی فقط،
‫یه تاریکیِ ابدی بود.

473
00:21:59,910 --> 00:22:03,120
‫- هیچی حس نکردم.
‫- خب، اطلاعات مفیدی دادی، مک‌کیل.

474
00:22:03,200 --> 00:22:06,410
‫- آره، قربونت.
.ببین، من... من عاشقِ سکس با توئم

475
00:22:06,500 --> 00:22:09,410
‫ولی بعد از پنج یا شیش بار،
‫دیگه می‌بُرم.

476
00:22:09,500 --> 00:22:11,200
‫- اوه، واقعاً؟
‫- آره.

477
00:22:11,290 --> 00:22:15,790
‫خب، مسئله اینه که من یه خرگوشم.
‫همیشه بهش نیاز دارم.

478
00:22:15,870 --> 00:22:17,160
‫یه جور... مشکلِ پزشکیه؟

479
00:22:17,250 --> 00:22:19,500
‫پس یعنی کارمون تمومه؟

480
00:22:19,580 --> 00:22:21,000
‫آره، فکر کنم همین‌طوره.

481
00:22:21,080 --> 00:22:23,000
‫می‌دونی چیه؟ اشکالی نداره!

482
00:22:23,080 --> 00:22:25,080
‫چون من ابعادِ زیادی دارم.

483
00:22:25,160 --> 00:22:29,120
من بازیگوشم، مالک یه کسب‌وکار کوچیکم
.و میزبان کلی انگلِ جورواجورم

484
00:22:29,200 --> 00:22:30,200
.عالیه. رِی

485
00:22:30,290 --> 00:22:33,910
‫و فقط برای اینکه کاملاً شفاف باشه،
‫قصد داشتی جنازه‌م رو بندازی توی رودخونه

486
00:22:34,000 --> 00:22:35,200
‫و به هیچ‌کس هم نگی، درسته؟

487
00:22:35,290 --> 00:22:38,870
‫آره! می‌خواستم دهنتو پر از سنگ کنم
‫که بره تهِ آب.

488
00:22:38,950 --> 00:22:41,000
.‫آره، که برم کف رودخونه

489
00:22:41,080 --> 00:22:42,700
‫آره، حتماً. نقشهٔ محکمی بود.

490
00:22:42,790 --> 00:22:45,830
‫- پس، تو گی‌ای.
‫- آره.

491
00:22:45,910 --> 00:22:48,370
‫و برای همینه که هیچ‌وقت پا پیش نذاشتی.

492
00:22:48,450 --> 00:22:49,580
.فـ ـ فکر کنم همین‌طوره

493
00:22:49,660 --> 00:22:52,330
‫و برای همینه که مثل یه آدمِ برابر باهام رفتار کردی.

494
00:22:52,410 --> 00:22:55,290
‫- این یه چیزِ گی‌طوره؟
‫- یه چیزِ استریت‌طور که نیست!

495
00:22:55,370 --> 00:22:57,040
...‫اوه! شما دوتا می‌خواین

496
00:22:57,120 --> 00:22:58,660
‫اوه، نمی‌دونم.

497
00:22:58,750 --> 00:23:00,580
‫- آها! خودت می‌دونی.
‫- اوه.

498
00:23:00,660 --> 00:23:03,830
‫پس فکر کنم برات خوشحالم، ولی...
‫برای خودم ناراحتم.

499
00:23:03,910 --> 00:23:05,120
‫ما خیلی با هم جور بودیم!

500
00:23:05,200 --> 00:23:08,950
‫می‌دونم! می‌دونم.
‫ولی شاید هنوزم بتونیم دوست بمونیم؟

501
00:23:09,040 --> 00:23:11,160
‫من هیچ‌وقت با دوست‌پسرهای سابقم دوست نبودم.

502
00:23:11,250 --> 00:23:15,250
‫- دخترم، مگه ما اِکسِ همیم؟
‫- اوه، خیلی سریع جنده شدی!

503
00:23:16,330 --> 00:23:19,500
‫فان، گوزنِ عزیزم.

504
00:23:19,580 --> 00:23:21,370
‫میشه «استگ هگ» من باشی؟

505
00:23:19,580 --> 00:23:21,370
.ساکا: استگ هگ یعنی دوستِ صمیمیِ مونث یک مرد گِی*

506
00:23:21,450 --> 00:23:23,250
‫اوه، زیک.

507
00:23:23,330 --> 00:23:24,540
.‫بله، میشم

508
00:23:24,620 --> 00:23:27,080
‫هزار بار، بله.

509
00:23:27,160 --> 00:23:29,450
‫- مطمئن نیستم کسی دیگه واقعاً اینو بگه.
‫- نه، میگن.

510
00:23:29,540 --> 00:23:31,330
‫- ولی، خب، ممنون، فان.
‫- بابت چی؟

511
00:23:31,410 --> 00:23:33,500
‫بابت اینکه کمکم کردی خودم باشم.

512
00:23:33,580 --> 00:23:34,910
.منظورم گِی‌ـه

513
00:23:35,000 --> 00:23:38,580
‫- اوه، گوزنِ گی!
‫- دقیقاً، گوزنِ گی.

514
00:23:38,660 --> 00:23:40,580
‫- تبریک میگم، برادر.
‫- می‌دونی، ظاهرتم گِی می‌زنه.

515
00:23:40,660 --> 00:23:44,700
‫حالا که فکر می‌کنم، باید همون موقعی که گفتی
‫می‌خوای منو «بکنی» می‌فهمیدم.

516
00:23:44,790 --> 00:23:48,080
‫صبر کن، چطور اینکه یه پسر بخواد دخترو بکنه، گِی محسوب میشه؟

517
00:23:48,160 --> 00:23:49,540
‫نمی‌دونم، فقط همین‌طوریه.

518
00:23:49,620 --> 00:23:50,830
.‫به خاطرِ کلمهٔ «بکنی»‌ـه

519
00:23:50,910 --> 00:23:54,080
‫- یه‌کمی خودنمایانه‌ست.
‫- در ضمن، وقتی ازش پرسیدی شنا بلده یا نه.

520
00:23:54,160 --> 00:23:57,330
‫- آره. آره، وقتی گفتمش حسِ گی بودن بهم دست داد.
‫- صبر کنین، بچه‌ها، یه سوال فرعی.

521
00:23:57,410 --> 00:23:58,660
‫آیا دوست داشتنِ خامهٔ تازه، گِی‌طوره؟

522
00:23:58,750 --> 00:24:00,370
!معلومه -
.شدیداً گی‌طوره -

523
00:24:00,450 --> 00:24:02,700
‫نمی‌دونم.
‫می‌خوای کیرمو ساک بزنی و بفهمی؟

524
00:24:02,790 --> 00:24:05,200
‫- رِی!
‫- چیه؟ من ابعادِ زیادی دارم، درسته؟

525
00:24:05,220 --> 00:24:15,220
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
