WEBVTT

00:19.330 --> 00:23.620
!‫به این میگن یه خواب زمستونی
‫اوه! وقتشه یه شاش جانانه بکنم.

00:23.700 --> 00:26.830
‫وا! وا! وا، رفیق!

00:26.910 --> 00:31.950
‫اولین شاش بعد از خواب زمستونی،
‫درسته عزیزم؟ عزیزم؟

00:32.040 --> 00:34.250
‫اولیویا؟ کجایی؟

00:34.330 --> 00:37.200
‫اوه لعنتی! اوه، دارم روی همه چیز می‌شاشم!

00:37.290 --> 00:39.330
‫اولیویا؟ لیو؟

00:39.410 --> 00:41.450
!اوه! یاخدا، رِی -
‫- سلام رفیق.

00:41.540 --> 00:45.370
‫- ما حیونیم! کارمون همینه!
‫- آره، جو نده دیگه، مرد.

00:45.450 --> 00:48.660
‫اوه، معذرت می‌خوام!
‫نه، نمی‌خواستم کسی رو خجالت‌زده کنم!

00:48.750 --> 00:52.120
‫فقط دوست دارم تو تاریکی انجامش بدم.
‫مثلاً تو غار یا پشت سنگ.

00:52.200 --> 00:55.040
.‫اوه، خدا رو شکر، داره ارضا میشه

00:55.120 --> 00:56.790
‫اوه، اونم همین‌طور! چه عالی.

00:56.870 --> 01:00.620
!ارضای هم‌زمان -
‫- آخ! عجب حالی داد.

01:01.120 --> 01:03.870
‫- اون محشره، نه؟
‫- آره، خیلی پرانرژی به نظر می‌رسید.

01:03.950 --> 01:07.450
‫- ام، رِی، اولیویا رو ندیدی؟
‫- اوه، درسته، اولیویا.

01:07.540 --> 01:08.540
چیه؟ چی شده؟

01:08.620 --> 01:11.660
‫می‌دونی حدود دو هفته
‫بیشتر از حد خوابیدی، نه؟

01:11.750 --> 01:14.830
‫- ناموصاً؟
‫- آره، و اولیویا... اون رفته.

01:14.910 --> 01:16.450
‫اون رفته؟ کجا؟

01:16.540 --> 01:20.750
.اون دیگه یه خرس جدید پیدا کرده
.یه مادرجندهٔ گنده به اسم کارسن

01:20.830 --> 01:23.830
‫چی؟ چطور تونست ترکم کنه؟
‫الان فصل جفت‌گیریه!

01:23.910 --> 01:25.160
‫آره، می‌دونم.

01:25.250 --> 01:28.620
.همه دارن کیر تو هم می‌کنن

01:28.700 --> 01:31.410
‫می‌خوام ۱۰ تا ۱۵ تا بچه
‫بندازم تو شکمت!

01:31.500 --> 01:34.330
‫خب، مطمئن نیستم چطوری می‌خوایم
‫از نظر فیزیکی انجامش بدیم

01:34.410 --> 01:36.620
.ولی گور باباش، کیث، عاشقتم

01:36.700 --> 01:39.540
‫خب، شاید عشق کافی باشه.

01:40.250 --> 01:41.950
!‫اوه خدا! تنها موندم

01:42.040 --> 01:43.660
‫متاسفم رفیق.

01:43.750 --> 01:47.370
‫خب، من میرم با دست‌های کوچولوی راکونی‌م
‫کیرمو بشورم.

01:47.394 --> 01:57.394
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:14.500 --> 02:18.830
،‫شیلا یه ماده‌گوزن بود، یه گوزن، یه گوزنِ ماده

02:18.910 --> 02:22.410
‫که خیلی زود و تراژدیک از پیش ما رفت.

02:22.500 --> 02:27.000
‫اون همسر مهربونش، آلن،
‫و دخترشون، فلرن رو تنها گذاشت.

02:27.080 --> 02:28.450
!اسمم فان‌ـه

02:28.540 --> 02:29.830
.عذر می‌خوام

02:29.910 --> 02:33.410
‫توی جنگل،
‫زندگی ناپایداره و اسم‌ها هم گیج‌کننده‌ان.

02:33.500 --> 02:35.620
‫راستی،
‫خیلی بابت اولیویا متاسفم.

02:35.700 --> 02:37.620
‫فقط من بودم که ‫خبر نداشتم؟

02:37.700 --> 02:39.500
‫- واقعاً زیاد خوابیدی!
‫- می‌دونم!

02:39.580 --> 02:42.250
‫- باید زودتر بیدار می‌شدی، رفیق!
‫- اوه، ممنون، پنلوپی.

02:42.330 --> 02:43.370
‫فان چطوره؟

02:43.450 --> 02:47.410
‫به نظرت چطوره؟ مادرش توسط یه
.شکارچی کوفتی کشته شده! مثل بامبی‌ـه

02:47.500 --> 02:49.750
‫- خب، بامبی یه بچه بود.
‫- منظورم اینه که...

02:49.830 --> 02:52.790
‫- و اون شاهد قتل بود.
‫- اون آسیب روحیِ سنگینی بود.

02:52.870 --> 02:55.250
‫آره، و این موضوع کاملاً
‫روی دوران بزرگسالی‌ش اثر گذشت.

02:55.330 --> 02:58.370
.‫خب آره، بامبی رسماً تروماتایز شده بود

02:58.450 --> 03:01.700
‫با این حال، کاری که با اون سنجاب‌ها کرد
‫اصلاً قابل بخشش نیست.

03:01.790 --> 03:02.660
.البته

03:02.750 --> 03:05.500
.عملاً اون سنجاب‌ها رو آزار جنسی می‌داد -
.دقیقاً -

03:05.580 --> 03:07.830
...‫ولی به نظرم والدینشون نباید می‌ذاشتن

03:07.910 --> 03:09.790
‫اون بچه‌سنجاب‌های کوچولو
.تو مزرعه‌ش بمونن

03:09.870 --> 03:11.910
!آخ، والدینشون کفرمو در میاوردن

03:12.000 --> 03:15.830
‫من با مادرت کلاس سفالگری می‌رفتم.
.اون باثبات‌ترین سُم‌ها رو داشت

03:15.910 --> 03:17.870
‫اوه! ممنون که اینو گفتی.

03:17.950 --> 03:20.370
‫فانی عزیزم، این خیلی وحشتناکه.

03:20.450 --> 03:22.120
.لعنت به اون شکارچی‌ها

03:22.200 --> 03:25.330
‫مغز مادرت رو پاشیدن
‫توی کل جنگل! واقعاً...

03:25.410 --> 03:28.450
‫- خیلی چندش‌آوره.
‫- فقط... خیلی غم‌انگیزه، ما دوستت داریم.

03:28.540 --> 03:31.830
‫راستش بچه‌ها، تنها چیزی که الان
‫بهش فکر می‌کنم، پدرمه.

03:31.910 --> 03:33.450
.‫اوه، حتماً خیلی حالش بده

03:33.540 --> 03:36.830
.آره! اون‌قدر بده که تو مراسم ختم زنش دوست‌دختر آورده

03:36.910 --> 03:38.040
.جسارتش تو حلقم -
.درسته -

03:38.120 --> 03:40.540
.و تازه طرف نصف سنشه -
.واو -

03:40.620 --> 03:42.330
.انگار به سرپرستی گرفتتش

03:42.410 --> 03:44.330
‫اوه، دارن میان. وای، خیلی جوونه.

03:44.410 --> 03:46.870
‫- سلام عزیزم.
‫- اَه. برام «سلام عزیزم» نکنا.

03:46.950 --> 03:48.750
تو مراسم ختم مامان دوست‌دختر آوردی؟

03:48.830 --> 03:52.950
‫سلام! من کَسی هستم.
‫خیلی بابت مادرت متاسفم.

03:53.040 --> 03:56.120
‫- جلو نیا!
‫- عزیزم، می‌دونم که فکر می‌کنی زوده...

03:56.200 --> 03:58.160
.هنوز عملاً مامانو کامل نخوردن

03:58.250 --> 04:00.160
!‫پف! اَه! تو گلوم گیر کرد

04:01.620 --> 04:04.540
‫مادرت، خب، اون می‌خواست
‫که من خوشحال باشم.

04:04.620 --> 04:08.120
‫نخیرم.
‫خوشحالی تو هیچ‌وقت اولویت مامان نبود.

04:08.200 --> 04:09.540
‫- وای خدای من.
‫- چیه؟

04:09.620 --> 04:10.870
‫اون چارلز رولی نیست؟

04:10.950 --> 04:13.790
‫- خب که چی؟
‫- اون با مامانت هم‌دانشگاهی بود.

04:13.870 --> 04:16.790
‫عزیزم، ببخشید، من باید...
‫باید ازش بابت اومدنش تشکر کنم.

04:16.870 --> 04:20.000
‫- چارلز، خیلی وقته ندیدمت!
‫- آلن، تسلیت میگم.

04:20.080 --> 04:21.000
!آه

04:21.080 --> 04:22.660
‫اوه! اون جذابه.

04:22.750 --> 04:25.120
‫با کمال احترام کَسی، تو به نظر... خوب میای.

04:25.200 --> 04:26.120
‫اوه، ممنون!

04:26.200 --> 04:28.790
‫ولی آخه چه کوفتی
‫توی بابای پیرِ من دیدی؟

04:28.870 --> 04:31.500
‫- راستش، من عاشق رابطه با گوزن‌های مسن‌ترم.
‫- جدی؟

04:31.580 --> 04:32.750
‫- چرا؟
‫- آره، چرا؟

04:32.830 --> 04:34.200
‫- چون نرهای جوون افتضاحن!
‫- هی!

04:34.290 --> 04:35.700
حتی نمی‌تونن پول شامو بدن

04:35.790 --> 04:39.200
‫و اصلاً قابل‌اعتماد نیستن
‫یا از نظر عاطفی رشد نکردن.

04:39.290 --> 04:42.700
‫- اونا رقت‌انگیزن.
‫- وای خدا! واسه همینه که اولیویا ترکم کرده؟

04:42.790 --> 04:44.540
‫- معلومه که نه!
‫- شاید.

04:44.620 --> 04:47.080
!خب، راستش شما ریدین -
!کصشر نگو ها -

04:47.160 --> 04:49.910
.این که بچه‌ننه‌ست، تو هم که با مشکلات مامانی داری

04:50.000 --> 04:51.450
‫داری از چی حرف می‌زنی؟

04:51.540 --> 04:53.870
‫من بهترین و خوشگل‌ترین مامانِ
‫دنیا رو دارم!

04:53.950 --> 04:55.700
‫اون سعی کرد تو رو بخوره.

04:55.790 --> 04:58.040
‫- راکون‌ها کارشون همینه!
‫- ولی بازم.

04:58.120 --> 04:59.830
‫هی، مادر من یه قدیسه‌ست!

04:59.910 --> 05:01.580
‫اون منو به این دنیا آورد،

05:01.660 --> 05:04.290
‫پس کاملاً حق داره
‫دوباره منو ازش بیرون ببره!

05:04.370 --> 05:05.250
‫خیلی‌خب!

05:05.330 --> 05:09.500
‫به سلامتی پدرم و کَسی،
‫امیدوارم هر دوشون هاری بگیرن.

05:09.580 --> 05:12.160
‫هی، می‌دونم الان خیلی ناراحتی،
.فان، ولی این دعای بدیه

05:12.250 --> 05:14.330
.‫من واقعاً کلی از دوستامو سر هاری از دست دادم

05:14.410 --> 05:17.250
‫- اوه، نه. متاسفم.
‫- آره. هاری برای ما حکم ایدز رو داره.

05:17.330 --> 05:19.040
.‫در ضمن، ایدز گربه‌سانان هم همینه

05:19.120 --> 05:20.830
‫- اوه خدای من. اونجاست.
‫- کی؟

05:20.910 --> 05:23.500
‫- اوه، اولیویا.
‫- و کارسن.

05:23.580 --> 05:25.500
‫- اوه، چقدر به هم میان.
‫- چی؟

05:25.580 --> 05:28.040
...منظورم اینه که... نه، نه، نه، منظورم اینه که

05:28.120 --> 05:32.750
اونا نهایتاً فقط سکس وحشیانه و خیسِ محشر دارن، نه؟

05:32.830 --> 05:35.950
دیگه کافیه. میرم اونجا
‫و می‌زنم تو پرشون.

05:36.040 --> 05:38.500
‫- اوه، فکر بدیه.
‫- آره، مزاحمشون نشو.

05:38.580 --> 05:41.080
‫- مخالفم. همیشه مزاحم شو.
‫- آره، میرم مزاحم شم.

05:41.160 --> 05:42.830
.آفرین. داوش خودمی

05:42.910 --> 05:45.330
!هاها، درسته -
.آم، سلام -

05:45.410 --> 05:46.660
‫اولیویا، میشه حرف بزنیم؟

05:46.750 --> 05:49.370
.‫اوه، اه، کارسن، این جاش‌ـه

05:49.450 --> 05:53.410
‫آه، آقای خرسِ خوابالو!
‫اولیویا همه‌چیزو درباره‌ت بهم گفته.

05:53.500 --> 05:56.040
‫- خب، اون هیچی دربارهٔ تو به من نگفته!
‫- جاش، لطفاً.

05:56.120 --> 05:58.160
.‫نه! نه، نه! اولیویا، خواهش می‌کنم

05:58.250 --> 06:00.540
‫اووه. رفیق، باید آروم باشی.

06:00.620 --> 06:02.660
.‫اوه... چه هیکلی هم داره

06:02.750 --> 06:05.330
‫- چیزی نیست، عزیزم.
‫- «عزیزم»؟ تو لقب منو به اون دادی؟

06:05.410 --> 06:06.620
‫جاش، چی می‌خوای؟

06:06.700 --> 06:09.580
‫- نمی‌دونم، شاید یه توضیح؟
‫- تو خواب موندی.

06:09.660 --> 06:11.910
‫فقط همین؟
‫دفعه بعد یه آلارم می‌ذارم.

06:12.000 --> 06:14.500
‫موضوع این نیست.
‫تو از زندگی جا موندی.

06:14.580 --> 06:16.410
‫- ولی...
‫- تو یه خرسِ جدی نیستی.

06:16.500 --> 06:18.040
‫ولی ما خیلی خوشبخت بودیم.

06:18.120 --> 06:20.580
.‫امم، نه، ما فقط داشتیم می‌گذروندیم

06:20.660 --> 06:22.290
‫من تقریباً مطمئنم که خوشبخت بودم.

06:22.370 --> 06:24.120
.نخیرم، نبودی -
جدی؟ -

06:24.200 --> 06:26.700
.ولی با کارسن، مفهوم واقعی خوشبختی رو فهمیدم

06:26.790 --> 06:28.290
‫- و سکسمون هم معرکه‌ست.
‫- اوه خدا.

06:28.370 --> 06:30.040
.و اینو برای تو هم می‌خوام

06:30.120 --> 06:32.450
‫ولی من خوشبختی واقعی
‫یا سکسِ خوب نمی‌خوام.

06:32.540 --> 06:36.000
‫اینا برام جذابیتی ندارن.
‫من تو رو می‌خوام. لطفاً.

06:36.080 --> 06:37.830
‫- دیدنش واقعاً سخته.
‫- آره.

06:37.910 --> 06:41.200
!التماست می‌کنم -
.ناموصاً خیلی سریع میره تو مود التماس -

06:41.290 --> 06:43.870
‫سلام! اینجا چه خبره؟

06:43.950 --> 06:45.620
‫این آهنگِ منه!

06:45.700 --> 06:48.700
‫هو- هو! مستی و رقصیدن روی میز؟

06:48.790 --> 06:50.540
‫اینجا جشن تولد پونزده‌سالگی منه؟

06:50.620 --> 06:52.330
‫خانم، لطفاً. لطفاً بیاید پایین.

06:52.410 --> 06:55.450
‫متوجه حرفم نمیشی.
‫این آهنگِ موردعلاقمه!

06:55.540 --> 06:57.660
‫واقعاً؟ این چیزیه که بهش علاقه داری؟

06:57.750 --> 07:00.750
.‫ایول! عاشقِ یه راسوِی جنده‌ام

07:00.830 --> 07:05.500
‫اوه، فرشتهٔ بدبو! هی، این آهنگِ موردِ علاقهٔ منه!

07:05.580 --> 07:07.450
‫- هووو!
‫- سلام، خانومای سکسی.

07:07.540 --> 07:10.410
چیزی لازم ندارین؟ -
.من همه‌چی لازم دارم -

07:10.500 --> 07:13.750
‫دلم یه دوش می‌خواد.
‫یه بغل می‌خوام. یه دوست‌دختر می‌خوام.

07:13.830 --> 07:17.250
‫- من گی‌ام!
‫- خیلی‌خب، تو خیلی بامزه‌ای.

07:17.330 --> 07:20.910
‫- آره، فکر کنم نوشیدنی‌مون کافیه.
‫- ایول. خداحافظ، پنلوپی.

07:21.000 --> 07:23.790
‫وای خدای من، مخ زدم. چطور بود؟

07:23.870 --> 07:25.330
‫- خیلی بد بود.
‫- اوه، تف توش!

07:25.410 --> 07:28.120
.بابا بهش اعتراف کن بره. معلومه ازت خوشش میاد

07:28.200 --> 07:29.660
‫چی؟ نه، اصلاً این‌طور نیست.

07:29.750 --> 07:32.160
‫تو خودتو دست‌کم می‌گیری.
‫تو خیلی جذابی.

07:32.250 --> 07:35.700
خب، از نظر فنی مکار بودن تو ژنِ ماست
.ولی من همونم ندارم

07:35.790 --> 07:39.160
‫بلد نیستم مخ بزنم. اصلاً نمی‌دونم
‫مخ‌زنیِ خوب چه شکلیه.

07:39.250 --> 07:41.500
.‫ببخشید، شرمنده که حرفتونو قطع می‌کنم

07:41.580 --> 07:43.200
‫- من...
‫- چارلز رولی هستی، می‌دونم.

07:43.290 --> 07:47.290
‫فقط می‌خواستم تسلیت بگم.
‫من واقعاً مادرت رو دوست داشتم.

07:47.370 --> 07:49.250
‫- اون روحِ زیبایی داشت.
‫- ممنونم.

07:49.330 --> 07:55.290
‫خیلی از اون رو توی تو می‌بینم.
‫همون چشم‌ها، همون‌قدر باهوش، همون‌قدر... دور افتاده.

07:55.370 --> 07:58.080
‫مامان همیشه می‌گفت این چشم‌ها برای
‫دیدنِ شکارچی‌ها خیلی خوبن.

07:58.160 --> 08:00.410
‫خب، اگه یه وقتی خواستی
‫خاطره‌ای رو تعریف کنی

08:00.500 --> 08:03.000
‫یا فقط یه عالمه علف بخوری،
‫من کنارتم.

08:03.080 --> 08:05.700
.‫واقعاً لطف داری
‫ممنونم، چارلز.

08:05.790 --> 08:07.290
.بدرود -
.بدرود -

08:07.370 --> 08:09.500
‫اوه، مخ‌زنیِ خوب این شکلیه.

08:09.580 --> 08:12.080
.‫چی؟ نه، اون فقط داشت محترمانه رفتار می‌کرد

08:12.160 --> 08:13.500
!هرچی تو بگی

08:13.580 --> 08:15.950
.خب، شاید حق با کَسی باشه

08:16.040 --> 08:18.330
‫شاید یه چیزی توی
‫قرار گذاشتن با گوزن‌های مسن‌تر باشه.

08:18.410 --> 08:22.410
‫اوه، تو از اون پیرمرد خوشت اومده،
‫دخترهٔ شیطون!

08:22.500 --> 08:25.750
!شوخی می‌کنما ولی جوونا واقعاً افتضاحن

08:25.830 --> 08:27.700
!به خدا عوض میشم، لطفاً

08:27.790 --> 08:30.620
!آره، اون دُم رو بلرزون، جیگر

08:30.700 --> 08:33.450
‫تا حالا به لزبین بودن فکر کردی؟

08:36.870 --> 08:40.040
‫- اوه، می‌خوای روم اسپری کنی؟
‫- از این خوشت میاد، کوچولویِ دیوونه؟

08:40.120 --> 08:43.500
‫آره، غددِ مقعدت رو
‫روی کلِ پوستِ کوفتیم خالی کن.

08:44.750 --> 08:46.750
!‫اوه، جونم

08:46.830 --> 08:48.160
‫جندهٔ کثیف.

08:48.250 --> 08:49.950
!‫گند همه‌جامو گرفته

08:50.040 --> 08:52.080
!بیا توی من! بهم فرو کن

08:54.160 --> 08:57.410
‫فوق‌العاده بود.
‫خیلی خوب ارضا شدم.

08:58.580 --> 09:01.450
‫حالا، می‌خوام برم یه
‫آب بخورم و با احترام

09:01.540 --> 09:03.040
.بوی گندتو از روم پاک کنم

09:03.120 --> 09:05.870
‫آره،
‫این همون بویِ خاصِ راسوـه، جیگر.

09:08.500 --> 09:10.500
‫- این دیگه چه کوفتیه؟
‫- اوه! اینجارو!

09:10.580 --> 09:13.200
‫- ما اینجا یه گرهٔ جفت‌گیری داریم.
گرهٔ چی چی؟ -

09:13.290 --> 09:15.040
.گرهٔ جفت‌گیری -
یعنی چی؟ -

09:15.120 --> 09:18.120
.خب یعنی نوکِ کیرت ورم کرده

09:18.200 --> 09:21.120
‫- و عضلاتِ واژنم هم منقبض شدن.
‫- گرفتم! گرفتم!

09:21.200 --> 09:23.450
‫خب، دیگه نمی‌خوام این‌طوری باشه.

09:23.540 --> 09:25.330
...‫پس اگه واژنت رو شل کنی

09:25.410 --> 09:27.700
‫خب، چرا تو کیرت رو از حالتِ ورم‌کرده درنمیاری؟

09:27.790 --> 09:30.160
‫اوه! داری ‫می‌گی که این تقصیرِ منه؟

09:30.250 --> 09:34.580
‫- انقدر نکش! داری بدترش می‌کنی!
‫- اوه، لعنت به کیرِ کلفتم!

09:35.500 --> 09:38.540
‫اوه، خدای من. دارم برمی‌گردم پیشِ پدر و مادرم.

09:38.620 --> 09:41.370
‫- خیلی اوضاع خرابه.
‫- هی، هی، هی! خجالت نداره!

09:41.450 --> 09:43.580
.‫خیلی از حیوونای هم‌سنِ ما با والدینشونن

09:43.660 --> 09:44.700
‫راست میگه، عزیزم.

09:44.790 --> 09:48.290
‫توی خیلی از فرهنگ‌ها، توله‌ها تا وقتی بزرگ بشن
‫پیشِ والدینشون می‌خوابن.

09:48.370 --> 09:52.750
‫قراره به اونجا برسیم، اِلن؟
‫یه تختِ خانوادگی با پسرِ بزرگ‌سال‌مون؟

09:52.830 --> 09:55.870
‫نه بابا، این فقط موقتیه
‫تا وقتی اولیویا رو برگردونم.

09:55.950 --> 09:58.620
‫بچه جون، دوستت دارم، ولی اون دیگه فراموشت کرده.

09:58.700 --> 10:00.700
‫اوه! و اون کارسن واقعاً یه کیسِ عالیه.

10:00.790 --> 10:03.750
‫- ببخشید، لازم بود اینم با خودت بیاری؟
‫- متأسفانه، آره.

10:03.830 --> 10:06.620
‫- آره، منم از این بابت خوشحال نیستم.
‫- اوه، فکر کنم هستی!

10:06.700 --> 10:09.540
‫خیلی‌خب، دقیقاً چیِ کارسن انقدر عالیه؟

10:09.620 --> 10:11.250
‫- خب، خوش‌تیپه.
‫- موفق هم هست.

10:11.330 --> 10:12.330
‫خیلی گنده‌ست.

10:12.410 --> 10:14.500
.‫هیکلش خیلی رو فرمه، اونم از نوع تحریک‌کننده

10:14.580 --> 10:15.580
‫عضلاتش خشکه.

10:15.660 --> 10:19.250
‫خیلی‌خب. باشه. گرفتم.
.طرف هیکلش درشته، ولی نه حالا اون‌قدرا هم

10:19.330 --> 10:22.660
.معلومه که می‌تونم -
‫- آره، می‌تونی، جاشِ کوچولویِ شیرینم.

10:22.750 --> 10:24.160
‫اصلاً هم نمی‌تونه شکستش بده.

10:24.250 --> 10:26.700
.‫می‌دونی، من... من... منم تو وجودم خشم دارم

10:26.790 --> 10:30.660
مصمم که به اولیویا نشون بدم
‫که یه خرسِ واقعی‌ام. یه خرسِ جدی‌ام.

10:30.750 --> 10:33.410
‫خیلی‌خب، آره، این جاش رو دوست دارم.

10:33.500 --> 10:36.910
‫- انقدر عصبانی‌ام که می‌تونم تف بندازم.
‫- آره، از اشتیاقت خوشم اومد!

10:37.000 --> 10:38.330
.خب، من که چیزی نمی‌بینم

10:38.410 --> 10:40.580
.‫اوه خدای من، کیرمو ول کن

10:40.660 --> 10:42.750
!من ول کنم؟ خب تو کیرتو کوچیک کن

10:42.830 --> 10:44.750
!اوه، از خدامه اگه میشد -
!رفقا! رفقا -

10:44.830 --> 10:47.910
‫ممکنه که شاید
‫اینا همش تو سر خودتون باشه؟

10:48.000 --> 10:50.870
اینکه شاید دلتون می‌خواد به هم چسبیده باشین؟ -
.خیلی مسخره‌ست -

10:50.950 --> 10:53.660
.‫آره، من دیگه سکس نمی‌خوام
‫می‌خوام از دستش راحت بشم!

10:53.750 --> 10:56.450
.‫دقیقاً. هی دارم تویِ کونش می‌رینم

10:56.540 --> 10:58.580
.‫که اصلاً برام ناخوشایند نیست

10:58.660 --> 11:01.330
‫- خب، فان، حالت الان چطوره؟
‫- خوبم.

11:02.080 --> 11:05.660
‫یعنی، معلومه که بدم.
‫مادرم مرده، ولی می‌گذرونم.

11:05.750 --> 11:09.290
‫اون آدمایِ عوضی، واقعاً
‫از شلیک کردن به ما لذت می‌برن، نه؟

11:09.370 --> 11:10.870
.دقیقاً، همینو بگو

11:10.950 --> 11:13.200
‫هر بار صدایِ شکستنِ شاخه می‌شنوم،
‫با خودم میگم: نکنه شکارچیان؟

11:13.290 --> 11:14.790
‫زندگی خیلی ناپایداره.

11:14.870 --> 11:18.120
‫همون‌طور که دالایی لاما،
‫که خب، خودش یه لاما‌ست، یه بار گفت:

11:18.200 --> 11:21.700
‫«جنگل به گوزن غذا میده،
‫و اونم در عوض به جنگل غذا میده.»

11:21.790 --> 11:22.660
‫واو.

11:22.750 --> 11:25.580
‫خیلی خوبه که با کسی باشی
‫که حرفایِ قشنگ نقل‌قول می‌کنه.

11:25.660 --> 11:27.120
‫من عاشقِ نقل‌قول کردنم.

11:27.200 --> 11:28.910
‫پسرهای هم‌سنِ من احمقن.

11:29.000 --> 11:31.950
‫فقط می‌خوان کله‌شون رو بکوبن به هم
‫تا قدرتشونو به رخ بکشن.

11:32.040 --> 11:33.620
‫آه، اونا فقط ترسیدن.

11:33.700 --> 11:35.450
‫منم وقتی جوون بودم،
‫همین‌جوری بودم.

11:35.540 --> 11:37.700
‫- جدی؟
‫- آره. آره، گیج بودم.

11:37.790 --> 11:41.950
‫اعتماد به نفس نداشتم، نمی‌دونستم
‫توی این جنگلِ به‌هم‌ریخته جایگاهم کجاست.

11:42.040 --> 11:44.870
‫چارلز، تو چقدر پخته‌ای.

11:44.950 --> 11:47.000
‫آه، من یه عالمه تراپیِ حیوونی رفتم.

11:47.080 --> 11:48.870
‫آره، شرط می‌بندم که رفتی.

11:48.950 --> 11:51.040
!‫نه! من... این درست نیست

11:51.120 --> 11:53.870
‫تو عزاداری.
‫نمی‌خوام از این موقعیت سوءاستفاده کنم.

11:53.950 --> 11:58.000
‫تو سوءاستفاده نمی‌کنی.
‫من یه گوزنِ مادهٔ بالغم و واقعاً ازت خوشم میاد.

11:58.080 --> 12:00.620
‫اوه، منم واقعاً ازت خوشم میاد.

12:04.500 --> 12:07.500
‫- خیلی‌خب جاش، آماده‌ای رفیق؟
‫- نه، نمی‌دونم، رِی.

12:07.580 --> 12:09.660
‫نترس، باشه؟
‫تو خودتی. تو جاشی.

12:09.750 --> 12:12.160
‫- آره.
‫- و منم کارسن‌ام، باشه؟ بیا جلو!

12:12.250 --> 12:13.330
‫- نه، ولی رِی...
‫- چی؟

12:13.410 --> 12:15.250
‫تو نسبت به من خیلی کوچیکی،
‫واسه همین...

12:15.330 --> 12:17.580
‫رفیق، بهت میگم،
‫تو نمی‌تونی منو زخمی کنی.

12:17.660 --> 12:18.500
.مطمئن نیستم

12:18.580 --> 12:20.660
‫- داره از ترس می‌رینه.
‫- نه، من نمی‌ترسم!

12:20.750 --> 12:22.870
‫- پس نشون بده. بجنب.
‫- ولی زمان می‌بره...

12:22.950 --> 12:25.120
‫- بجنب دیگه بی‌خایه.
‫- فقط انجامش بده!

12:26.910 --> 12:28.790
!‫خیلی‌خب، ددی خرسه

12:28.870 --> 12:32.000
‫حالا برو به بهترین دوستت حمله کن!

12:33.200 --> 12:34.870
‫رِی!

12:36.250 --> 12:38.250
‫- آخ، چشمام!
‫- خوب جرش بده، عشقم!

12:38.330 --> 12:41.160
‫- جاش، داری می‌بازی.
‫- نمی‌تونم نفس بکشم.

12:41.250 --> 12:43.500
‫بخواب رفیق. بخواب.

12:43.580 --> 12:45.370
‫خوابایِ خوب ببینی، جنده.

12:45.450 --> 12:46.660
!داره میفته

12:48.660 --> 12:50.620
‫جاش؟ دخترجون؟

12:50.700 --> 12:51.950
بله، چی؟

12:52.040 --> 12:54.160
‫- خوبی؟
‫- دیدی، این کاریه که باید بکنی.

12:54.250 --> 12:57.120
‫- چیکار باید بکنم؟
‫- نمی‌تونی خرس‌وارانه با کارسن بجنگی.

12:57.200 --> 12:59.290
‫باید مثل یه راکون باهاش بجنگی.

12:59.370 --> 13:01.080
یعنی میگی مثل آشغالا باهاش بجنگم؟

13:01.160 --> 13:02.660
‫آره! خلاق باش.

13:02.750 --> 13:06.580
‫اگه خاک بریزی تو چشماش
‫و بعد کیرشو گاز بگیری چی؟

13:06.660 --> 13:09.700
‫نه رِی، قرار نیست بعد از اینکه
‫کورش کردم، کیرشو گاز بگیرم.

13:09.790 --> 13:11.370
‫آره، اون دیگه خیلی چندشه، رفیق.

13:11.450 --> 13:15.450
‫خیلی‌خب، اینو یادم می‌مونه.
‫اگه یه کندویِ عسل بکنی تو کونش چی؟

13:15.540 --> 13:17.330
.باز این یه پلقی بهتره

13:17.410 --> 13:19.580
‫نه، نه، بچه‌ها.
‫اولیویا یه راکون نمی‌خواد.

13:19.660 --> 13:21.580
‫اون یه خرس می‌خواد، و واسه همین...

13:21.660 --> 13:24.750
‫واسه همین باید
‫خرس‌وارانه با کارسن بجنگم.

13:24.830 --> 13:27.540
.اوی، می‌گیره جرت میده‌ها، پسر

13:27.620 --> 13:29.660
‫- عزیزم، الان نباید اینجوری بگی.
‫- ممنونم.

13:29.750 --> 13:30.660
.ولی دختره راست میگه

13:30.750 --> 13:34.830
‫اون مادرجندۀ جذاب
‫تو رو تیکه‌پاره می‌کنه.

13:34.910 --> 13:37.950
‫- اینجا چمنزارِ خیلی باصفایی‌ـه.
‫- آره!

13:38.040 --> 13:41.410
.به نظرم... آم... جای خوبی برای لاو ترکوندنه

13:41.500 --> 13:44.200
‫انگار ‫یکی قبلاً این فکر به سرش زده.

13:44.290 --> 13:45.450
چی فرمودی،‌ عزیزم؟

13:45.540 --> 13:50.080
‫- اوه چارلز!
‫- اوه فان. خیلی برات احترام قائلم.

13:50.160 --> 13:51.450
چه غلطی می‌کنین؟ -
!بابا -

13:51.540 --> 13:52.450
‫- آلن!
‫- چه ضایع.

13:52.540 --> 13:54.790
‫دوست عزیزم.
‫می‌دونم که خیلی شوک شدی.

13:54.870 --> 13:56.950
!چشم بسته گوه خوردی! دخترمه ها

13:57.040 --> 14:00.870
!خب تو هم کَسی رو می‌کنی! اونم دختر یکی‌ـه دیگه

14:00.950 --> 14:02.500
.تازه معلم یوگا هم هستم

14:02.580 --> 14:04.580
.همه خونسردی‌شونو حفظ کنن

14:04.660 --> 14:07.500
.فان یه بزرگساله. خودش می‌تونه تصمیم بگیره

14:07.580 --> 14:08.660
عه می‌تونه؟ -
.ممنون -

14:08.750 --> 14:10.120
‫- آلن...
‫- سنت دوبرابر دخترمه!

14:10.200 --> 14:11.830
!‫خدای من! تو چقدر رو داری

14:11.910 --> 14:15.330
‫خب تو هم، خانم کوچولو، یه... هرزه‌ای!

14:15.410 --> 14:16.910
‫- ببخشید؟
‫- بی‌ادب!

14:17.000 --> 14:19.830
‫- حق نداری این‌طوری باهاش حرف بزنی.
‫- اون دخترِ منه، چارلز.

14:19.910 --> 14:22.580
‫و هرجور بخوام باهاش حرف می‌زنم.

14:22.660 --> 14:26.120
عه، پس اینطوریه؟ -
!آره همینطوریه -

14:26.200 --> 14:29.160
‫خب، می‌دونی چیه؟
‫منم می‌تونم پامو بکشم زمین، مادرجنده.

14:29.250 --> 14:31.410
!جدی؟ می‌تونی؟ کصخل دارم می‌بینم

14:31.500 --> 14:33.370
!مث که جفتمون بلدیم -
!مث که -

14:33.450 --> 14:34.910
!مث که داستان همینه

14:35.000 --> 14:37.750
!پسرا، لطفاً شاخ‌به‌شاخ نشین

14:37.774 --> 14:41.774
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

14:42.500 --> 14:44.830
‫- آخ!
‫- آخ، زانوم! شنیدم که در رفت!

14:44.910 --> 14:47.540
‫خدا، تاندون پام! صدای تق شنیدم. تو هم ‫شنیدی؟

14:47.620 --> 14:50.330
!رباط پاره کردم، کیر تو پیری

14:50.410 --> 14:53.250
‫- نباید اون‌وری خم بشه!
‫- اوه، استخونش زده بیرون!

14:53.330 --> 14:55.330
خیلی رقت‌انگیز بود، نه؟

14:55.410 --> 14:59.000
.آره، دیگه سنی ازشون گذشته

15:00.250 --> 15:03.830
سلام،‌ رفقا. تخفیف‌ها 10 دقیقۀ دیگه
.برداشته میشن، گفتم بدونین

15:03.910 --> 15:07.330
.عه... خب پس ماهم ده دیقه دیگه رفع زحمت می‌کنیم

15:07.410 --> 15:08.660
‫آخ!

15:08.750 --> 15:11.080
‫- آخ! اون تو بودی! من نبودم.
‫- ایح.

15:11.160 --> 15:13.790
.شاید باورت نشه، ولی این ته لاس‌زدنش بود

15:13.870 --> 15:16.000
‫- یا خدا.
‫- اوه، خدای من. کارسن‌ـه که.

15:16.080 --> 15:18.790
...‫کیر توش
‫از دیروز تا حالا بزرگ‌تر شده؟

15:18.870 --> 15:22.120
‫- اوم...
‫- اوه، هی، نه! ناله نکن.

15:22.200 --> 15:23.910
‫- تو یه خرسی، جاش.
‫- مطمئنی؟

15:24.000 --> 15:27.540
‫- آره! تو بزرگی! و ترسناکی!
‫- آره.

15:27.620 --> 15:29.410
‫- تو حساسی با یه شکمِ بانمک...
‫- ریدی دیگه.

15:29.500 --> 15:33.120
‫- پنلوپی، حواستو جمع کن، باشه؟
‫- اوه، آره. نه، تو خیلی درنده‌ای.

15:33.200 --> 15:34.410
‫تو یه خرسِ درنده‌ای!

15:34.500 --> 15:36.410
‫- هوو! من از پسش برمیام!
‫- آره.

15:36.500 --> 15:38.250
.فهمیدم. می‌خوام بزنم به در کصخل بازی

15:38.330 --> 15:40.790
!بدجوری هم می‌زنم به در کصخل بازی

15:40.870 --> 15:42.870
‫وای خدا. نمی‌تونم نگاه کنم.

15:42.950 --> 15:46.750
‫آخی! واقعاً بهش اهمیت میدی.
‫چه دل گنجشکی‌ای داری.

15:46.830 --> 15:50.290
ببخشیدا، ولی تو الان خودتو دور کیرم تنگ‌تر کردی؟

15:50.370 --> 15:53.620
‫- چی؟ ام، نه.
‫- چون واقعاً حس کردم که این کارو کردی.

15:53.700 --> 15:55.290
‫لعنتی، تو واقعاً مشکل داری.

15:55.370 --> 15:57.370
‫- کی بهت آسیب زده؟
‫- هیچ‌کس به من آسیب نزده!

15:57.450 --> 15:59.790
‫چرا همه همیشه
‫حرف مادرم رو پیش می‌کشن؟

15:59.870 --> 16:01.620
من کِی اسم ننه‌تو آوردم؟

16:01.700 --> 16:04.370
‫اون سعی کرد منو بخوره، خب؟ من فرار کردم.

16:04.450 --> 16:05.660
‫- ذهن من کاملاً سالمه.
‫- اوه...

16:05.750 --> 16:08.790
‫حالا، لطفاً،
‫منو از چنگال‌های کصت آزاد کن!

16:09.540 --> 16:12.160
‫- تو واقعاً بهترینی.
‫- هی، رفیق! راه نداره!

16:12.250 --> 16:13.500
‫چی... ببخشید.

16:13.580 --> 16:15.580
‫- چی گفتی؟
‫- گفتم راه نداره، دوست عزیز.

16:15.660 --> 16:17.790
‫- وای خدای من. جاش، بس کن.
‫- دوست‌دختر منه!

16:17.870 --> 16:21.910
‫- بجنب! تو و من. خرس در برابر خرس.
‫- رفیق، من قرار نیست باهات بجنگم.

16:22.000 --> 16:24.750
‫- نه، تو نمی‌خوای با من در بیفتی.
‫- منصفانه نیست. می‌کشمت آخه.

16:24.830 --> 16:26.410
‫وای خدا، این خیلی تحقیرآمیزه.

16:26.500 --> 16:30.620
‫این مادرجنده فکر می‌کنه خیلی شاخه
‫که نمی‌خواد جرت بده، جاش؟

16:30.700 --> 16:33.410
.‫اوه، اصلاً! بزن کونشو پاره کن، جاش

16:33.500 --> 16:35.120
‫کونشو به خاک سیاه بشون!

16:35.200 --> 16:36.790
‫بچه‌ها، بس کنین!

16:38.080 --> 16:40.540
!خودت خواستی -
!جاش -

16:40.620 --> 16:43.200
‫خودتو به مردن بزن! نه!
‫نه، جاش، توپ شو.

16:43.290 --> 16:45.790
‫- خودتو با مدفوع خودت بپوشون.
‫- برین به خودت، جاش.

16:49.290 --> 16:50.750
‫- آخ! چشمام.
‫- اوه خدا.

16:50.830 --> 16:52.290
‫- نمی‌بینم!
‫- سبکِ آشغالی.

16:52.790 --> 16:54.500
‫آخ! وای، کیرم!

16:54.580 --> 16:56.700
‫اوه، عیسی مسیحِ جنگلی!

16:56.790 --> 16:59.290
‫- چی شد؟ نمی‌بینم.
‫- همون بهتر که ندیدی!

17:00.000 --> 17:01.700
‫آخ! چیکار کردی؟

17:01.790 --> 17:04.200
‫من فقط...
‫من فقط کیرشو گاز گرفتم، همون‌طور که گفتی.

17:04.290 --> 17:06.370
‫- نگفتم بکَنش!
‫- کندش؟

17:06.450 --> 17:09.500
!فکر می‌کردم محکم‌تر باشه، ولی انگار سیب‌زمینی گاز زدم

17:09.580 --> 17:12.120
‫جاش، فقط قرار بود
‫یه گاز کوچیک از خایه‌هاش بگیری.

17:12.200 --> 17:14.290
‫باید برسونیمش بیمارستان!

17:14.370 --> 17:16.660
‫- خیلی‌خب، من کیرشو پیدا می‌کنم.
‫- هیچ‌کس تکون نخوره.

17:16.750 --> 17:20.500
،همه زیر پاشونو بگردن
.دنبال یه کیر گند و چاق خرسی می‌گردیم

17:21.250 --> 17:23.540
‫با این جراحت‌ها،
‫برای حموم کردن، غذا خوردن،

17:23.620 --> 17:25.160
‫و دستشویی رفتن به کمک نیاز دارن.

17:25.250 --> 17:26.700
‫شماره یک یا شماره دو؟

17:26.790 --> 17:28.620
‫- هر دو. آره.
‫- نه.

17:28.700 --> 17:30.830
‫و الان فصل بهاره، پس این گوزن‌های نرِ بالغ

17:30.910 --> 17:33.580
‫باید روزی حداقل ۲۰ تا ۳۰ بار
‫شکمشون کار کنه.

17:33.660 --> 17:34.660
‫ریدم به این زندگی.

17:34.750 --> 17:36.540
‫- آره، راه درازی در پیشه.
‫- اوه!

17:36.620 --> 17:38.660
‫- نه، ممنون.
‫- چی گفتی، عزیزم؟

17:38.750 --> 17:41.290
‫آره، آلن،
‫فکر کنم تو خیلی فوق‌العاده‌ای...

17:41.370 --> 17:42.200
‫اوه نه.

17:42.290 --> 17:45.580
‫…ولی حس می‌کنم شاید بهتره
‫با کسی هم‌سن‌وسال خودم باشم.

17:45.660 --> 17:46.750
.‫ببخشید، دروغ گفتم

17:46.830 --> 17:49.580
‫فقط نمی‌خوام کمکت کنم برینی.
‫ممنون که اجاره‌نامه‌ام رو امضا کردی!

17:49.660 --> 17:51.500
الان چی شد؟

17:51.580 --> 17:54.540
.فکر کنم باید از شما دوتا مشنگ مراقبت کنم

17:54.620 --> 17:56.830
‫- اوه، تو خیلی قوی هستی.
‫- اوکی.

17:56.910 --> 17:59.250
‫خب، اوضاع با اون پیرمردها چطوره؟

17:59.330 --> 18:01.500
‫اه، افتضاح. کارسن چطوره؟

18:01.580 --> 18:05.160
!نظر خودت چیه؟ جاش کیر طفلک رو کند
.اوضاعش تخمیه

18:05.250 --> 18:07.660
.بازم میگم، فکر نمی‌کردم کنده بشه

18:07.750 --> 18:08.950
.‫منم به اندازه بقیه تعجب کردم

18:09.040 --> 18:11.660
‫- خب، نه به اندازۀ کارسن.
‫- هی، بچه‌ها.

18:11.750 --> 18:13.950
.‫اوه، از لحن «هی بچه‌ها» اصلاً خوشم نمیاد

18:14.040 --> 18:17.790
‫واقعاً متأسفم. هر کاری از دستمون برمی‌اومد کردیم.

18:17.870 --> 18:20.700
‫توش برگ ریختیم.
‫توش خاک ریختیم.

18:20.790 --> 18:26.080
‫توش برگ خیس ریختیم.
‫که در واقع بدترش کرد، ولی، ام...

18:26.160 --> 18:27.410
‫کارسن ترکمون کرد.

18:27.500 --> 18:29.080
‫یعنی مُرده؟

18:29.160 --> 18:33.160
‫خون زیادی از دست داد.
‫ما هم برگامون تموم شد.

18:33.250 --> 18:36.330
‫- نه! کارسن!
‫- خدای من. من یه نفرو کشتم.

18:36.410 --> 18:39.250
‫ای وای. من، اوه... حالم اصلاً خوب نیست.

18:39.330 --> 18:40.830
‫- حالت خوبه؟
‫- نه.

18:40.910 --> 18:44.330
‫زندگی توی جنگل
‫کوتاه و شکننده‌ست. من...

18:44.410 --> 18:47.080
‫نمی‌خوام تنها بمیرم
‫اونم وقتی کیرم سه متر اون‌ورتره.

18:47.160 --> 18:49.540
‫- اوه، رِی، این‌طوری نگو.
‫- پنلوپی راست می‌گفت.

18:49.620 --> 18:53.000
‫شاید... شاید به یه دلیلی
‫گیرِ هم افتادیم.

18:53.080 --> 18:56.200
‫شاید... شاید کیر و کص‌مون
‫از خودمون باهوش‌ترن.

18:56.290 --> 18:59.910
این چی کصشر میگه؟ -
.بیا باهم یه زندگی رو شروع کنیم -

19:00.000 --> 19:02.750
‫یه آلونک کنار رودخونه می‌سازیم،
‫بچه دار می‌شیم.

19:02.830 --> 19:05.160
‫- حتی سعی هم نمی‌کنیم بخوریمشون.
‫- اوخی!

19:05.250 --> 19:07.250
‫و اگه خدا بخواد، یه روزی می‌میرم

19:07.330 --> 19:10.330
‫در حالی که کیرم هنوز
‫توی تو سیخ شده.

19:10.410 --> 19:12.120
.اوی

19:12.200 --> 19:14.370
‫چی شد... الان چی شد؟

19:14.450 --> 19:19.580
‫نمی‌دونم. فکر کنم آسیب‌پذیری تو
‫باعث شد اعضای زنونه‌م غمگین بشن.

19:19.660 --> 19:20.700
شوخیت گرفته؟

19:20.790 --> 19:24.620
به محض اینکه احساساتمو ابراز کردم، کصت منو تف کرد بیرون؟

19:24.700 --> 19:27.870
‫می‌دونی، بیا اسمش رو بذاریم
‫«باز شدن آگاهانۀ جفت‌گیری».

19:27.950 --> 19:31.080
...ولی من -
!مهروبن بمون، رِی! حمایت منو داری -

19:31.160 --> 19:33.500
.اه. مردک کصش خله

19:34.080 --> 19:35.620
‫- اوه، رفیق.
‫- اوف. شرمنده مرد.

19:35.700 --> 19:37.040
‫امروز یه روز افتضاحه.

19:37.120 --> 19:39.830
‫فان. عزیزم،
‫باید برم دستشویی.

19:39.910 --> 19:42.200
‫وای. می‌دونی چیه؟ رِی راست میگه.

19:42.290 --> 19:43.950
‫زندگی کوتاهه.

19:44.040 --> 19:47.160
‫و شاید مجبور باشم از پدرم پرستاری کنم،
‫ولی از تو نه.

19:47.250 --> 19:50.290
‫- پس کی قراره مراقب من باشه؟
‫- مگه تو بچه نداری؟

19:50.370 --> 19:53.040
‫- دخترام دیگه باهام حرف نمی‌زنن.
‫- خیلی‌خب!

19:53.120 --> 19:55.450
‫ولی فقط به خاطر اینکه
‫با مادرشون خیلی بد رفتار کردم.

19:55.540 --> 19:56.830
‫و خداحافظ.

19:56.910 --> 19:59.950
‫فان، عزیزم، واقعاً متاسفم.

20:00.040 --> 20:03.000
‫برای چی؟
‫اینکه با دوست‌دخترت اومدی مراسم ختم مامان؟

20:03.080 --> 20:04.620
‫اینکه بهم گفتی هرزه؟

20:04.700 --> 20:09.200
‫یا اینکه وقتی واقعاً به بابام نیاز داشتم،
‫یه جاکش خودخواه بودی؟

20:09.290 --> 20:11.160
‫خب، منظورم در مورد چارلز بود.

20:11.250 --> 20:14.830
‫ولی، آره، آره.
‫برای اون چیزا هم متاسفم.

20:14.910 --> 20:16.870
‫من فقط...

20:18.120 --> 20:19.330
‫دلم برای مامان تنگ شده.

20:19.410 --> 20:22.870
‫اوه، عزیزدلم. منم دلم براش تنگ شده. خیلی زیاد.

20:22.950 --> 20:25.370
.زر زر اضافی -
.می‌دونم. می‌دونم -

20:25.450 --> 20:27.790
‫من... من کصکش بازی درآوردم.

20:27.870 --> 20:32.410
فکر کنم داشتم با کَسی ور می‌رفتم
.تا با غم اصلی روبرو نشم

20:32.500 --> 20:36.120
‫آره، شاید منم داشتم
‫همین کارو با چارلز می‌کردم.

20:36.200 --> 20:40.830
‫خب، اگه هر وقت خواستی
‫درباره مامان یا هر چیز دیگه‌ای حرف بزنی،

20:40.910 --> 20:42.410
‫من همیشه کنارتم.

20:42.500 --> 20:44.580
‫اووه! اووه! آروم. آروم.

20:44.660 --> 20:46.830
‫اونا یکی از مهره‌های کمرم رو
‫با یه بلوط جایگزین کردن.

20:46.910 --> 20:50.250
‫خیلی‌خب، بیا، پیرمرد.
‫می‌برمت خونه.

20:50.330 --> 20:52.790
‫- کمکت می‌کنم پی‌پی کنی.
‫- اوه، چه مهربون.

20:52.870 --> 20:54.910
‫- آره!
‫- اوه نه.

20:55.000 --> 20:57.040
‫- چیه؟
‫- هیچی، فقط...

20:57.870 --> 21:00.660
‫من... فکر کنم
‫یه تیکه کیر لای دندونام گیر کرده.

21:00.750 --> 21:01.950
‫اوه، آره، می‌بینمش.

21:02.870 --> 21:07.370
‫کارسن یه خرس بود. یه خرس قدرتمند.

21:07.450 --> 21:13.870
‫که خیلی غم‌انگیز و زودتر از موعد،
‫اونم به خفت‌بارترین شکل از بین ما رفت.

21:13.950 --> 21:16.200
‫احساس می‌کنم همه اینجا ازم متنفرن.

21:16.290 --> 21:17.910
‫معلومه که ازت متنفرن.

21:18.000 --> 21:20.540
‫اینا عزیزان کارسن هستن،
‫و تو کشتیش.

21:20.620 --> 21:23.790
‫- به پدر و مادرش نگاه کن.
‫- خیلی عجیبه که اومدی.

21:23.870 --> 21:26.000
‫- باید برم؟
‫- وسط مراسم خاکسپاری؟

21:26.080 --> 21:27.120
‫این که بدتره.

21:27.200 --> 21:29.750
‫انگار فقط اومدی
‫مطمئن بشی که مرده.

21:29.830 --> 21:32.330
‫و حالا، بیاید همگی سرمون رو پایین بندازیم

21:32.410 --> 21:35.950
‫برای یه لحظه سکوت
‫تا یاد کارسن رو زنده نگه داریم.

21:36.040 --> 21:37.790
‫- باید یه چیزی بگم.
‫- چی؟ نه.

21:37.870 --> 21:39.120
‫- دیوونه شدی؟
‫- اوه!

21:39.200 --> 21:41.160
‫رفیق، حتی منم فکر می‌کنم این ایدۀ بدیه.

21:41.250 --> 21:44.500
‫سلام. اوه، سلام به همگی. من جاش هستم.

21:44.580 --> 21:45.700
چه گوهی می‌خوره؟

21:45.790 --> 21:50.040
‫برای اونایی که منو نمی‌شناسن،
‫من همون خرسی هستم که، ام...

21:50.120 --> 21:51.330
.کارسن رو زخمی کرد

21:51.410 --> 21:53.830
‫تو آلت تناسلیش رو گاز گرفتی و کندی، هیولا!

21:53.910 --> 21:56.120
.بله. کار من بود. بله

21:56.200 --> 22:00.660
‫و می‌دونم شاید دیوونگی به نظر برسه،
‫ولی به خاطر عشق انجامش دادم.

22:00.750 --> 22:02.370
.باورت نمیشه چه گوهایی که نمی‌خوره

22:02.450 --> 22:03.370
‫درسته.

22:03.450 --> 22:06.830
‫اولیویا ماریگولد ریویرا، عاشقتم.

22:06.910 --> 22:10.250
.عاشق وقتی‌ام که حین ریدن توی جنگل دماغتو چین میدی

22:10.330 --> 22:13.660
عاشق وقتی‌ام که وقتی ملت ماشین‌شونو می‌ذارن میرن

22:13.750 --> 22:16.830
.ماشینو جر میدی و به هوای غذا فقط لوسیون گیرت میاد

22:16.910 --> 22:19.580
‫عاشق تک‌تک جزئیات وجودتم.

22:19.660 --> 22:24.330
‫و حق با تو بود.
‫من تمام عمرم توی خواب زمستونی بودم.

22:24.410 --> 22:27.790
‫اما حالا کاملاً بیدارم.

22:27.870 --> 22:31.330
‫و آماده‌ام که همون خرسی باشم
‫که لیاقتش رو داری.

22:31.410 --> 22:32.750
‫اوه، جاش.

22:32.830 --> 22:36.330
‫خب نظرت چیه؟
‫نمی‌خوایم دوباره به این رابطه فرصت بدیم؟

22:36.410 --> 22:38.660
‫نه! معلومه که نه.

22:38.750 --> 22:39.620
‫اوه، واقعاً؟

22:39.700 --> 22:41.870
‫تو عشق زندگی منو کشتی!

22:41.950 --> 22:44.120
‫خیلی‌خب، یعنی...
‫این دلیلیه که نمی‌تونی ببخشی؟

22:44.200 --> 22:46.910
‫بشین سر جات، احمق! عوضی!

22:47.000 --> 22:51.290
‫صبر کن.
‫می‌خوام از طرف دوستم حرف بزنم.

22:51.370 --> 22:53.290
‫آره، اشتباه کرد، قبول.

22:53.370 --> 22:55.830
‫همینه. همه‌مون جوونیم و ترسیدیم.

22:55.910 --> 22:59.040
‫توی تاریکی دست‌وپا می‌زنیم،
‫با اینکه دید در شب فوق‌العاده‌ای داریم.

22:59.120 --> 23:02.040
‫فقط دنبال کسی می‌گردیم
‫که زندگیمون رو باهاش شریک بشیم.

23:02.120 --> 23:07.750
‫آره، و لاس زدن سخت و عجیبه،
‫ولی فکر کنم مجبوری انجامش بدی.

23:07.830 --> 23:11.000
‫و بعضی وقتا مامانت،
‫سعی می‌کنه صورت کوچولوت رو بخوره!

23:11.080 --> 23:15.750
‫- رِی...
‫- حرفم اینه که تنها بودن ترسناکه.

23:15.830 --> 23:19.540
‫ولی ما تنها نیستیم، مگه نه؟
‫ما همدیگه رو داریم.

23:19.620 --> 23:21.830
‫ممنون، بچه‌ها.

23:21.910 --> 23:22.910
‫آره!

23:23.000 --> 23:25.450
‫نه! چه گوها! همدیگه رو بغل می‌کنین؟

23:25.540 --> 23:28.370
!گمشین باو! همه‌تون

23:28.450 --> 23:29.620
‫- باید بریم.
‫- حتماً.

23:29.700 --> 23:32.250
‫- ببخشید.
‫- اوه، پوزش می‌خوام.

23:32.330 --> 23:33.620
‫و طبق معمول،

23:33.700 --> 23:36.910
‫بیاید کرکس‌ها
‫و موجودات عجیب و غریب دیگه رو دعوت کنیم

23:37.000 --> 23:38.700
‫که بیان این جنازه رو بخورن.

23:39.410 --> 23:41.700
‫اوه خدای من. این هیچ‌وقت آسون نمیشه.

23:44.000 --> 23:46.540
‫خب کسی هست بخواد یه چیزی بخوره؟

23:46.620 --> 23:49.200
‫نه. نمی‌دونم، هنوز از کیر کارسن
‫یه جورایی سیرم.

23:49.290 --> 23:50.950
‫اوه، آره. اون لعنتی خیلی بزرگ بود.

23:51.040 --> 23:52.950
‫باورم نمیشه
‫همه‌ش رو یه لقمه کردی.

23:53.040 --> 23:55.250
‫می‌دونی، وقتی داشتم می‌خوردمش
‫همین فکرو می‌کردم.

23:55.330 --> 23:57.870
‫مسئله این بود که حجمش زیاد بود،
‫ولی چگالی‌ش بالا نبود.

23:57.950 --> 24:00.040
‫اوه! مثل اون دفعه که اسفنج خوردم.

24:00.120 --> 24:02.910
‫آره، نزدیک بود بمیری!

24:03.000 --> 24:04.750
.‫عاشق خودمونم

24:04.774 --> 24:14.774
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
