WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:10.400 --> 01:13.400
« مشکلات مالی مارگو »
« فصل اول: قسمت اول »

01:22.291 --> 01:25.335
‫آقای ناشناس رو داریم،

01:26.461 --> 01:28.213
‫و آقای شلوار خوشگل

01:28.297 --> 01:29.923
‫کی می‌تونه برنده بشه؟

01:30.007 --> 01:32.426
‫وقتی مارگو بچه بود،
‫با عروسک‌ها بازی می‌کرد

01:32.509 --> 01:34.720
- ‫و نقش‌های تخیلی‌اش رو تمرین می‌کرد
- ‫نابودت می‌کنم...

01:34.803 --> 01:36.805
- ‫با حس کینه‌جویی...
- ‫آره تو اینجوری فکر می‌کنی، احمق

01:36.889 --> 01:38.640
‫تو مُردی رفیق

01:38.724 --> 01:40.642
‫بیا ببینم چی تو چنته داری، بازنده

01:41.894 --> 01:42.936
‫بمیر!

01:43.020 --> 01:45.189
‫بُکُشش و خُردش کن!

01:45.772 --> 01:49.109
‫یه بچه‌ی تنها باید
‫دنیای درونی و پیچیده‌ای رو گسترش بده،

01:49.193 --> 01:51.612
‫و این بچه می‌تونست
‫نقش هرچیزی رو بازی کنه

01:51.695 --> 01:54.698
‫اونا هنوز اون پایین،
‫دارن مبارزه می‌کنن...

01:54.781 --> 01:57.826
‫سرانجام، تصوراتش به هم‌بازی‌هاش تبدیل شدن

01:58.785 --> 02:02.122
‫کل دنیای بیگانگان
‫در ذهنش شکوفه کرد

02:02.915 --> 02:04.333
‫تصوراتی که نتونست
‫باهاشون زندگی کنه

02:04.917 --> 02:06.710
‫احتمالات غیرممکن

02:07.419 --> 02:09.128
‫بعضی‌اوقات با خودش
‫فکر می‌کرد که طلسمه یا نه

02:10.839 --> 02:15.302
‫آیا سبک زندگی سیار پدرش و شغلش
‫به عنوان یه قصه‌گو، توی خونش جریان داشت؟

02:21.183 --> 02:24.353
‫یا فقط می‌خواست با بازنویسی
‫از واقعیت دوری کنه؟

02:29.100 --> 02:32.100
‫« وقتی مارگو بچه بود »
‫« با عروسک‌ها بازی می‌کرد »

02:34.988 --> 02:39.785
‫اول داستان، وقتی شروع به خوندنش می‌کنی،
‫ممکنه مثل دیت اول باشه

02:39.868 --> 02:43.247
‫شما امیدوارید که از همون سطرهای اول،
‫جادو رقم بخوره

02:43.747 --> 02:46.667
‫و اینکه مثل یه حموم داغ
‫توی قصه فرو برید،

02:46.750 --> 02:48.877
‫و خودت رو کامل رها کنی
‫« دانشگاه فولرتون، کالیفرنیا »

02:50.587 --> 02:53.757
‫می‌خوای
‫که نویسنده دقیقاً در زمان

02:53.841 --> 02:55.467
‫تاریکی ذهن درهم تنیده‌ات بیاد

02:56.301 --> 02:58.387
‫و گلوت رو ببوسه

03:01.974 --> 03:02.975
‫خانم میلت

03:04.852 --> 03:06.228
‫میشه یه لحظه باهم حرف بزنیم؟

03:09.273 --> 03:10.524
‫من نوشتمش؟

03:11.108 --> 03:12.276
‫البته که من نوشتم

03:12.359 --> 03:14.111
‫من سرقت ادبی انجام نمیدم

03:14.611 --> 03:15.946
‫خودم نوشتمش

03:16.029 --> 03:17.447
‫خیلی‌خب، پس...

03:18.323 --> 03:21.201
‫سؤال دوم هم اینه که چرا اینجایی؟

03:25.163 --> 03:26.415
‫این مقاله عالیه

03:26.915 --> 03:29.293
‫چرا اومدی به فولرتون؟
‫می‌تونستی هرجایی بخوای بری

03:29.376 --> 03:31.420
‫آره، مثلاً هاروارد؟

03:32.087 --> 03:33.380
‫آره، هاروارد

03:34.089 --> 03:36.550
‫فکر نکنم به‌خاطر اینکه یه مقاله‌ی
‫انگلیسی نوشته باشه اونجا رات بدن

03:36.633 --> 03:39.052
‫دقیقاً برای همین اونجا رات میدن

03:46.185 --> 03:47.477
‫می‌خوام برم باهاش قهوه بخورم

03:48.103 --> 03:49.229
‫ببخشید، چی گفتی؟

03:49.313 --> 03:50.439
- ‫چرا؟
- ‫خب...

03:50.522 --> 03:53.025
‫مارگو، اگه یه استاد
‫از دانشجوش بخواد بیاد باهاش قهوه بخوره،

03:53.108 --> 03:54.693
‫یعنی اینکه می‌خواد اون رو بکنه

03:55.277 --> 03:56.361
‫بابت همین تحقیقاتی
‫هم انجام دادن

03:56.445 --> 03:58.947
‫اون زن داره -
‫تف توش، پس -

03:59.031 --> 04:01.742
‫می‌خوام برم باهاش قهوه بخورم، باشه؟

04:01.825 --> 04:03.118
‫چرا؟ کیوته؟

04:03.619 --> 04:05.704
‫فکر می‌کنه مهارت نوشتنم خیلی خوبه

04:06.830 --> 04:09.374
- ‫و واقعاً جدی هم می‌گفت
- ‫باشه. شوخیش رو نگرفتی؟

04:09.458 --> 04:12.044
‫اون با این جمله مخ‌ات رو می‌زنه،
‫«شخصیت‌های داخل کتاب واقعی نیستن»

04:12.127 --> 04:15.047
‫برای همینه کسایی که کتاب می‌خونن
‫گول می‌خورن، الانم تو داری گول می‌خوری،

04:15.130 --> 04:16.255
‫که اونم به همون
‫اندازه غیر واقعیه

04:16.339 --> 04:19.051
‫در حقیقت همون عنوان استاد
‫اون رو توی چشمات به‌طور مرموزی

04:19.134 --> 04:21.678
- ‫غیر انسان جلوه میده
- ‫میشه یه بارم که شده من رو تحلیل نکنی؟

04:21.762 --> 04:24.306
‫تحلیل‌ات نمی‌کنم. خوب می‌شناسمت

04:24.389 --> 04:26.642
‫و تو هم احتمالاً براش مثل
‫یکی از اون شخصیت‌های داخل کتابی

04:27.392 --> 04:28.894
‫یکی که کُسش چسبنده‌ست

04:28.977 --> 04:30.312
‫چندش نباش

04:30.395 --> 04:31.605
‫دارم نقش مادر رو برات بازی می‌کنم

04:31.688 --> 04:33.357
‫به مامانت زنگ بزنم؟

04:33.440 --> 04:36.068
‫قرار نیست باهاش بخوابم، باشه؟

04:37.986 --> 04:39.154
‫نمی‌خوابم

04:39.988 --> 04:42.199
‫امکانش هست که فتیش پا داشته باشم

04:44.535 --> 04:47.746
‫همیشه فکر می‌کردم
‫به‌خاطر این جای کوچولویی

04:47.829 --> 04:50.332
‫که بین بازو و ساعده فتیش ساعد دارم، ولی...

04:51.124 --> 04:53.043
‫وای خدا، پاها رو باش

04:53.126 --> 04:56.421
‫مامانم بهترین پاها رو توی تاریخ جهان داره

04:57.297 --> 04:59.800
‫همیشه دوست داشتم
‫پاهام مثل مامانم بشه

05:00.843 --> 05:02.553
- ‫پاهاش؟
- ‫و بعدش که فکر کردم، گفت نه

05:02.636 --> 05:05.097
‫دوست دارم مثل جوراب‌های
‫نازک و مشکی‌ایش باشم

05:05.681 --> 05:07.307
‫توی بلومینگزدل کار می‌کنه

05:09.017 --> 05:12.813
‫فکر کنم شاید مثل یه بچه اردک
‫به جوراب‌هاش جذب شده بودم

05:12.896 --> 05:15.440
‫اصلاً می‌تونی تصور کنی
‫که بخوای وقتی بزرگ شدی یه جوراب باشی؟

05:16.066 --> 05:17.818
‫خوبه که آرزوهات رو ریست کردی

05:20.237 --> 05:22.489
‫وقتی اولین بار
‫می‌خواستی نویسنده بشی رو یادته؟

05:22.573 --> 05:24.116
‫از وقتی بچه بودم
‫می‌خواستم نویسنده بشم

05:25.784 --> 05:27.494
‫احتمالاً به‌خاطر بابام بوده

05:27.578 --> 05:29.246
‫وقتی من بچه بودم کتاب می‌خوند

05:29.329 --> 05:30.330
‫واقعاً؟

05:31.039 --> 05:34.710
- ‫نظرش دربارهُ نویسندگی تو چیه؟
- ‫تا حالا چیزهایی که نوشتم رو نخونده

05:35.294 --> 05:39.131
‫من رو مامان مجردم بزرگ کرد
‫پدرم بعضی‌اوقات سر میزد و می‌رفت، ولی...

05:40.757 --> 05:43.135
‫اینجوریم نیست که می‌تونم
‫بگم کامل می‌شناسمش...

05:43.218 --> 05:46.138
‫خب، بنظرم بهتره یکی از مقاله‌هات
‫رو براش بفرستی

05:46.805 --> 05:48.932
‫احتمالاً از شناختنت خیلی خوشحال میشه

05:50.142 --> 05:53.020
‫خب، من برات یه شعر نوشتم

05:53.520 --> 05:55.480
‫« روح گرسنه »

05:56.940 --> 05:59.484
‫توی تاریکی، به سوی همدیگه می‌رویم

06:00.068 --> 06:02.070
‫مثل کبوترهای ناقص،

06:02.154 --> 06:04.114
‫که داشتن بدن ما رو گیج کرده.

06:05.073 --> 06:06.325
‫من هیچی رو حس نمی‌کنم.

06:07.117 --> 06:08.619
‫هی من رو لمس کن.

06:09.286 --> 06:10.454
‫من هیچی رو حس نمی‌کنم.

06:11.455 --> 06:13.248
‫من یه روح گرسنه‌ام.

06:18.670 --> 06:19.922
‫زیبا نبود؟

06:20.714 --> 06:23.425
- ‫خیلی ترسناکه
- ‫نه خیلی قشنگه

06:24.801 --> 06:26.303
‫شاید قند خون‌ات پایینه

06:26.386 --> 06:28.597
‫برو مغازه و یکمی آب پرتغال

06:28.680 --> 06:30.599
- ‫و چیپس پنیر چدار بخر
- ‫نه ممنون

06:30.682 --> 06:31.892
‫از این چیزها دوست ندارم

06:31.975 --> 06:34.978
‫راستش رو بخوای، مارگو، به‌نظرم
‫بهتره از این یارو فاصله بگیری

06:35.062 --> 06:36.897
‫کاری کن برات یه معرفی‌نامه بنویسه

06:36.980 --> 06:38.273
‫یا می‌نویسه یا میری گزارشش میدی

06:39.024 --> 06:41.276
‫شاید بتونه با پارتی‌بازی
‫بیارتت به دانشگاه نیویورک

06:41.360 --> 06:43.153
‫ما اینجا استاد‌هایی داریم که به‌جای،

06:43.237 --> 06:45.614
‫کردن دانشجوهاشون بیشتر
‫به درس اهمیت میدن

06:45.697 --> 06:47.199
‫خفه بمیر!

06:47.991 --> 06:50.452
‫الو؟ منو پرت کردی اینور؟

06:51.036 --> 06:52.496
‫مارگو، گوشی رو بگیر

06:52.996 --> 06:54.414
‫ازش دور بمون

06:54.498 --> 06:56.875
‫مارگو، از اون یارو دور بمون

07:14.059 --> 07:15.394
‫مرسی که اومدی

07:19.481 --> 07:21.358
‫نه. اینجا نه.

07:21.984 --> 07:23.819
‫اینجا مکان مقدسی‌ـه

07:23.902 --> 07:28.198
‫راستش برای همین
‫دیروز گفتم بیای اینجا دیدنم

07:32.619 --> 07:36.748
- ‫خب؟
- ‫خب، این مکان

07:36.832 --> 07:38.709
‫یه بخش مهمی از وجودم‌ـه

07:41.920 --> 07:44.715
‫تو هم هستی. خدا هم هست

07:45.424 --> 07:50.179
‫دوست دارم خدا رو بیشتر
‫وارد رابطه‌ی خودمون کنم

07:53.849 --> 07:56.018
- ‫خیلی‌خب
- ‫خیلی خوبه که یک‌شنبه‌ها

07:56.101 --> 07:57.186
‫پیش‌مونی

07:58.270 --> 08:00.439
‫می‌خوام که بیای پیش‌مون

08:07.863 --> 08:08.864
‫باشه

08:09.615 --> 08:10.616
‫گروه کُر؟

08:11.241 --> 08:13.035
‫قبول کردی که بری توی گروه کُر؟

08:13.118 --> 08:16.038
‫خب، دردش کمتر از بودن
‫توی کمیته‌ست

08:16.121 --> 08:18.790
- ‫این کلیسا، یه‌جور فرقه‌ست؟
- ‫نه

08:18.874 --> 08:24.046
‫کِنی ازم می‌خواد
‫که بین پیروان کلیسای اسقفی باشم

08:25.964 --> 08:27.299
‫دانشگاه چطوره؟

08:27.382 --> 08:30.302
‫هوش‌ات رشدی نکرده؟

08:30.385 --> 08:31.386
‫یکمی

08:32.971 --> 08:34.890
- ‫بیا اینجا
- ‫مامان!

08:35.390 --> 08:37.142
‫نمی‌تونی این کار رو با کسی بکنی

08:37.226 --> 08:40.062
‫فقط با تو این کار رو می‌کنم.
‫چشم‌های خوشگلی داری،

08:40.145 --> 08:43.190
‫و دیگه از اینکه فقط من
‫این رو می‌دونم خسته شدم

08:43.273 --> 08:45.901
- ‫حالا چی می‌خونی؟
- ‫خب،

08:46.944 --> 08:48.070
‫بیشتر روی
‫کلاس ادبیات زوم دارم

08:49.154 --> 08:51.490
‫چون یه استاد خیلی خفن دارم

08:51.573 --> 08:54.618
‫که خب، کی ازش خبر داره
‫اونم توی فولرتون، نه؟

08:54.701 --> 08:57.371
‫اون فکر می‌کنه آینده
‫درخشانی توی حوزه نویسندگی دارم

08:58.038 --> 09:00.832
‫می‌تونی من رو به عنوان
‫یه نویسنده واقعی تصور کنی؟

09:00.916 --> 09:03.126
‫آره، می‌تونم

09:03.877 --> 09:04.962
‫از اون برام بگو

09:05.879 --> 09:06.880
‫کی؟

09:08.382 --> 09:09.383
‫استادت دیگه

09:12.344 --> 09:15.138
‫خب، اون حرف نداره

09:16.807 --> 09:20.477
‫یه‌جوری درس میده
‫که آدم جذبش میشه

09:21.061 --> 09:24.147
‫یه روشی داره
‫که باهاش کاری می‌کنه که کتاب‌ها رو حس کنی

09:24.982 --> 09:26.441
‫شخصیت‌ها رو حس کنی

09:28.986 --> 09:30.279
‫بیشتر بگو

09:31.113 --> 09:34.992
‫همین دیگه.
‫چیز دیگه‌ای نیست

09:35.868 --> 09:37.035
‫الکی میگی دیگه، نه؟

09:41.331 --> 09:42.833
‫وای، خدایا

09:55.095 --> 09:56.346
‫خفه شو دیگه!

09:56.430 --> 09:58.223
- ‫صدای کی بود؟
- ‫یکی از هم اتاقی‌هام

09:58.307 --> 10:00.225
- ‫هم اتاقی؟
- ‫آره، بهت که گفتم هم اتاقی دارم

10:00.309 --> 10:02.853
- ‫نگفتی که خونه‌ان
- ‫خب، انگاری یکی‌شون خونه‌ست

10:02.936 --> 10:05.314
‫بریم اونجا، این دیوار ممکنه بریزه

10:09.026 --> 10:11.069
‫وایسا. شلوارم

10:13.113 --> 10:16.283
‫اون لطیف متفکر و بامزه‌ست

10:16.950 --> 10:18.660
‫ایمیل‌های خوشگلی هم می‌نویسه

10:19.328 --> 10:20.537
- ‫بذار یکیش رو برات بخونم
- ‫مارگو،

10:20.621 --> 10:24.208
‫اون یه استاد سی و نمی‌دونم چند ساله‌ست
‫که دانشجو‌هاش می‌ریزه رو هم

10:25.375 --> 10:26.919
‫لطفاً عاشقش نشو

10:27.002 --> 10:29.046
‫قرار نیست عاشقش بشم

10:29.129 --> 10:31.632
‫ولی داره یه‌ کاری می‌کنه
‫که عاشقش بشی

10:32.132 --> 10:33.800
‫و این یکی از قدیمی‌ترین
‫حقه‌های کتاب‌هاست

10:34.885 --> 10:36.011
‫تو زرنگ‌تر از این حرف‌هایی

10:51.193 --> 10:53.153
‫جینکس! جینکس! جینکس!

10:58.033 --> 10:59.493
‫وای، خدایا

11:01.245 --> 11:02.579
‫ببخشید

11:04.414 --> 11:05.707
‫من اینجوری...

11:05.791 --> 11:07.209
‫ورزش می‌کنم...

11:07.292 --> 11:09.461
- ‫با اون؟
- ‫آره

11:09.545 --> 11:12.673
‫عاشق کشتی‌کجم،
‫یکی از ورزش‌های مورد علاقمه

11:14.299 --> 11:15.425
‫مگه بازنشسته نشده؟

11:16.301 --> 11:17.386
‫تو هم مگه کشتی‌کج نگاه می‌کنی؟

11:19.263 --> 11:20.264
‫نه

11:21.014 --> 11:22.015
‫خب، آره

11:22.099 --> 11:24.017
‫اون خداترین صدای عربده زدن رو داره

11:24.101 --> 11:25.185
‫مثل تارزان می‌مونه

11:25.269 --> 11:28.438
‫جینکس! جینکس! جینکس!

11:37.739 --> 11:43.078
‫تولدت مبارک

11:43.161 --> 11:45.372
‫خب این جنده بِکا،

11:45.455 --> 11:46.790
‫اون احتمالاً حسودیش شده، می‌دونی؟

11:46.874 --> 11:48.542
‫رفقا اینجوری به هم حسودی می‌کنن

11:48.625 --> 11:50.919
‫و دقیقاً
‫اون به چی حسودی می‌کنه؟

11:51.003 --> 11:54.298
‫خب، اون توی نیویورک گیر افتاده
‫و داره توی یه دانشگاه خفن درس می‌خونه،

11:54.381 --> 11:57.801
‫درحالی که تو توی فولرتونی،
‫و باید شب‌ها هم بیای اینجا کار کنی

11:57.885 --> 12:00.137
- ‫اونم با تو
- ‫دقیقاً. با من

12:02.222 --> 12:04.433
- ‫هنوز حالت تهوع داری؟
- ‫فقط یه...

12:04.516 --> 12:07.186
‫نمی‌دونم، تاکوش خوب نبوده فکر کنم.
‫چیزی نیست

12:10.772 --> 12:13.859
- ‫دختر، این کار اصلاً باحال نیست
- ‫شرمنده

12:13.942 --> 12:16.570
‫سه روزه حالت تهوع داری، رفیق

12:16.653 --> 12:18.572
‫نمی‌خوای بری آزمایش بدی؟

12:19.072 --> 12:21.617
- ‫منظورت از آزمایش چیه؟
- ‫آزمایش دیگه

12:21.700 --> 12:24.494
‫از همونایی که نمی‌تونی
‫بابتش توی فولرتون درس بخونی

13:06.411 --> 13:08.038
‫وای، تف توش

13:10.123 --> 13:11.458
‫تف توش

13:13.961 --> 13:15.546
‫خیلی‌خب

13:17.256 --> 13:18.257
‫خیلی‌خب

13:20.092 --> 13:21.760
‫خب،

13:21.844 --> 13:25.472
‫می‌خوام پیشت باشم
‫و هرجوری که میشه ازت حمایت کنم

13:26.849 --> 13:27.933
‫آره، مثلاً،

13:28.517 --> 13:30.853
‫می‌خوام با تماس با یک کلینیک
‫برنامه‌ریزی خونواده شروع کنم

13:30.936 --> 13:33.564
‫نمی‌دونم دکتر شخصی این کار رو
‫می‌کنه یا کلینیک بهتره

13:33.647 --> 13:35.941
‫نمی‌خوام بذارم
‫بری توی این کلینیک‌های ارزون قیمت

13:41.488 --> 13:44.199
- ‫چیه؟
- ‫انگاری مشخص کردی باید چه تصمیمی بگیرم

13:45.117 --> 13:47.995
- ‫جانم؟
- ‫اینکه باید بچه رو سقط کنم

13:48.078 --> 13:49.079
‫چی؟

13:50.914 --> 13:54.585
‫من هیچ‌وقت چنین
‫تصمیمی رو برات نمی‌گیرم

13:54.668 --> 13:56.128
‫این تصمیمی که خودت باید بگیری

13:56.920 --> 13:59.089
‫منظورم، تصمیم ماست، باهمدیگه

13:59.173 --> 14:02.050
‫ولی، بدن یه زن، یعنی بدن خودته،
‫و حقشم با خودته

14:03.427 --> 14:05.137
‫کاملاً بهش احترام می‌ذارم

14:05.220 --> 14:06.972
‫البته، البته

14:10.350 --> 14:12.436
- ‫کاتولیکی؟
- ‫نه

14:14.897 --> 14:16.523
‫ولی پایان دادن به زندگی...

14:18.901 --> 14:20.235
‫یه‌چیزی که باید بهش فکر کنی

14:20.861 --> 14:24.865
‫این همون چیزیه که آینده‌ات
‫رو خراب می‌کنه، مارگو. خودت قول دادی

14:26.783 --> 14:28.452
‫تا بحال یکی از اینا داشتی؟

14:28.535 --> 14:29.536
‫نه

14:30.078 --> 14:32.331
‫خب، وقتی جنین اندازه‌ش اینقدر میشه،

14:32.414 --> 14:34.041
‫به خوبی نمی‌تونیم
‫از داخل شکم ببینیمش،

14:34.124 --> 14:36.793
‫پس باید یه نگاهی هم از داخل بهش بندازیم

14:36.877 --> 14:39.379
‫می‌خوای اینو بُکنی داخلم؟

14:39.463 --> 14:41.965
‫خب، ژل داغ داغ شده،
‫نباید اونقدرام بَد باشه

14:42.049 --> 14:43.717
‫چطور می‌تونه بَد نباشه؟

14:43.800 --> 14:46.053
‫قراره یه ربات کونم بذاره

14:47.804 --> 14:51.308
- ‫ببخشید، یدفعه‌ای دَر رفت
- ‫بدتر از اینا رو هم شنیدم

14:51.391 --> 14:52.392
‫آماده؟

14:53.519 --> 14:55.395
‫«آماده؟»
‫آره بریم.

14:55.479 --> 14:57.064
‫آره، فکر کنم آماده‌ایم

14:57.147 --> 14:58.482
‫شُل کن خودت رو

15:01.568 --> 15:02.611
‫برو که رفتیم

15:15.415 --> 15:16.458
‫این دیگه چیه؟

15:17.292 --> 15:18.710
‫این صدای قلبشه

15:25.300 --> 15:27.261
‫واقعاً؟ -
‫والا، -

15:27.761 --> 15:29.471
‫براساس این اندازه‌گیری‌ها،

15:29.555 --> 15:32.474
‫تو حدود 9 تا 10 هفته‌ست که بارداری

15:33.475 --> 15:35.018
- ‫چی؟
- ‫باید اینو ازت می‌پرسیدم

15:35.602 --> 15:36.854
‫یه کپی از عکسه می‌خواید؟

15:38.188 --> 15:39.273
‫آره

15:49.992 --> 15:51.743
‫می‌دونی می‌خوای درباره‌
‫بارداریت چیکار کنی؟

16:15.434 --> 16:16.685
‫از ناخون‌هات خوشم میاد

16:19.229 --> 16:20.230
‫مرسی

16:23.984 --> 16:24.985
‫حدود 10 هفته‌ست که باردارم

16:25.819 --> 16:27.362
‫می‌خوای عکس رو ببینی؟

16:28.071 --> 16:29.072
‫نه

16:33.869 --> 16:35.204
‫می‌خوای بچه رو نگه داری، مگه نه؟

16:38.415 --> 16:39.625
‫نمی‌دونم

16:52.804 --> 16:54.806
‫اگه بجه رو نگه داری،
‫باید ازش مراقبت کنی

16:55.349 --> 16:57.100
- ‫میشه بچه‌ی خودت
- ‫می‌دونم

16:59.645 --> 17:01.980
‫تف توش بره. مثلاً رفته بودی دانشگاه

17:02.648 --> 17:03.774
‫قرار بود برای خودت
‫کاره‌ای بشی

17:03.857 --> 17:05.776
- ‫می‌خواستم چیکاره بشم؟
- ‫خودت می‌دونی منظورم چیه

17:05.858 --> 17:09.655
‫قرار بود یه حرفه داشتی
‫و توش، فعالیت کنی، نمی‌دونم

17:09.738 --> 17:12.115
- ‫چه فعالیت‌هایی؟
- ‫هرچیزی که می‌خواستی

17:14.034 --> 17:15.243
‫وای، خدایا

17:15.327 --> 17:16.494
‫خدای من

17:17.621 --> 17:19.915
- ‫چطور این رو به کِنی بگم؟
- ‫کِنی؟

17:20.499 --> 17:21.791
‫اون مذهبیه

17:23.126 --> 17:25.337
‫یا از اینکه می‌خوای
‫سقط کنی شوکه میشه،

17:25.420 --> 17:27.631
‫یا همون اول می‌زنه دهنت
‫رو سرویس می‌کنه

17:27.714 --> 17:30.050
‫برام مهم نیست کِنی چه فکری می‌کنه

17:30.133 --> 17:35.097
‫خب، باید برات مهم باشه،
‫چون ممکنه اون بشه پدر ناتنیت

17:35.597 --> 17:38.475
‫تف توش، تف تف تف، تف توش!

17:41.019 --> 17:42.020
‫معذرت می‌خوام

17:45.774 --> 17:48.235
‫خوب می‌دونی وقتی می‌ترسم
‫چجوری میشم

17:49.945 --> 17:52.698
‫وای خدا، وقتی تو رو باردار شدم،
‫خیلی ترسیده بودم

17:52.781 --> 17:53.866
‫ولی تو من رو نگه داشتی

17:54.491 --> 17:56.827
‫یه رابطه‌ی یه شبه
‫با کسی که دمه هوترز اومد دنبالت

17:56.910 --> 17:58.161
‫خب، چی باعث شد همچین کاری کنی؟

18:02.708 --> 18:03.959
‫فکر کردم اون مرد زندگیمه

18:04.960 --> 18:06.879
- ‫بابات
- ‫تو حتی اسمش هم نمی‌دونی

18:07.629 --> 18:09.673
‫حدس می‌زنم، بهتره برم به بابا بگم،

18:09.756 --> 18:11.133
‫البته اگه قرار باشه
‫بچه رو نگه دارم

18:12.509 --> 18:15.220
‫قول دادم هرچی شد بهش خبر بدم

18:15.304 --> 18:17.639
‫ایول، ولی آخرین بار کی باهاش حرف زدی؟

18:19.600 --> 18:21.018
‫خیلی وقته

18:21.101 --> 18:22.978
‫به هیچ‌وقت نزدیک‌تره تا اخیراً

18:27.441 --> 18:30.027
‫وقتی باردار شدی چطور خبرش رو به بابا دادی؟

18:32.000 --> 18:39.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

18:40.245 --> 18:45.792
‫یه شب، اون و چند تا از رفقاش
‫اومدم توی رستوران و...

18:46.710 --> 18:48.378
‫مثل چی مَست کردن...

18:48.462 --> 18:53.300
‫و بعد از شیفت کارم،
‫اون من رو بُرد به هتلش

18:53.383 --> 18:54.885
‫و، می‌دونی، همونجا بهش گفتم

19:01.642 --> 19:05.270
‫انگاری خیلی خوشحال بود

19:05.354 --> 19:07.147
‫خیلی عجیب بود

19:07.231 --> 19:11.693
‫چون، اصلاً نمی‌تونست جلوی
‫خندش رو بگیره و هی داشت شکمم رو مالش می‌داد

19:11.777 --> 19:14.655
‫و بعدش بهم گفت که زن داره،

19:14.738 --> 19:19.451
‫و این حرفش قلبم رو شکست

19:20.661 --> 19:23.163
‫داشتم گریه می‌کردم،

19:23.247 --> 19:25.832
‫که اون گفت،

19:27.209 --> 19:31.088
‫«خیلی خوشحالم که با تو آشنا شدم»

19:31.672 --> 19:35.384
‫و فهمیدم که من...

19:37.344 --> 19:39.304
‫منم خیلی خوشحال بودم که باهاش آشنا شده بودم

19:39.388 --> 19:41.265
‫می‌دونی، چون می‌اومد شهر،
‫ما هی می‌رفتیم پیش هم دیگه

19:41.348 --> 19:44.685
‫بعضی‌اوقات برات اسباب‌بازی می‌آورد،
‫و روی زانوش تکونت می‌داد،

19:44.768 --> 19:47.729
‫و می‌دونم، هی می‌نداختت بالا پایین
‫و باهات بازی می‌کرد

19:49.231 --> 19:51.149
‫یکمیم من رو بالا پایین می‌نداخت و آره...

19:51.900 --> 19:54.736
‫آره، رفقام فکر می‌کردن
‫من کسخل‌ترین آدم روی کره‌زمینم،

19:54.820 --> 19:55.863
‫ولی من...

19:56.780 --> 19:57.823
‫عاشقش بودم

20:00.367 --> 20:01.827
‫تو انتخاب کردی تا من رو نگه داری

20:05.038 --> 20:06.331
‫آره

20:11.837 --> 20:13.964
‫باور داری که بعضی اتفاقا
‫یه دلیلی دارن که اتفاق میفتن؟

20:15.674 --> 20:17.092
‫نمی‌دونم

20:17.176 --> 20:18.969
‫ولی من فکر می‌کنم تو
‫می‌خوای زندگیت رو خراب کنی

20:19.678 --> 20:21.096
‫من زندگی تو رو خراب کردم

20:24.892 --> 20:27.477
‫آره خراب کردی ولی از نوع خوشگلش

20:39.573 --> 20:40.824
‫عاشقشی یا نه؟

20:41.658 --> 20:42.784
‫استادت رو میگم

20:42.868 --> 20:44.286
‫نه عاشقش نیستم

20:48.123 --> 20:49.625
‫و نمی‌خوامش

20:53.337 --> 20:55.005
‫ولی برای هر دلیلی که هست...

20:58.217 --> 20:59.635
‫من اینه بچه رو می‌خوام...

21:04.097 --> 21:06.725
‫بیشتر از هرچیزی
‫که تا حالا می‌خواستم می‌خوامش

21:19.988 --> 21:22.783
‫خیلی مهمه
‫که هول هولکی قضاوتش نکنی

21:23.450 --> 21:25.536
‫چرا باید این کار رو کنیم؟
‫ما که آدم‌ها رو قضاوت نمی‌کنیم

21:25.619 --> 21:27.496
‫کلاً میگم.
‫اون به یکمی حمایت نیاز داره

21:27.579 --> 21:30.499
‫قرار نیست از تصمیمی که
‫باهاش موافق نیستم حمایت کنم

21:30.582 --> 21:32.835
‫اون یه دانشجوئه، احتمالاً فمینیستم هست

21:32.918 --> 21:34.461
‫منظورم اینه، اصلاً چه
‫پیام‌هایی داره می‌فرسته؟

21:37.089 --> 21:38.423
‫سلام. چه‌خبرا؟

21:41.093 --> 21:42.803
‫داشتیم ترتیب جشن تولد بچه‌ات رو می‌دادیم

21:42.886 --> 21:44.179
‫راستکی؟

21:44.721 --> 21:45.931
‫جشن تولد بچه نمی‌خوام

21:46.014 --> 21:48.058
‫چه بخوای چه نخوای، برای بچه‌ات

21:48.141 --> 21:50.853
- ‫وسایل نیاز داری و این بهترین راهشه
- ‫هی، میشه بپرسم

21:51.770 --> 21:53.605
که اون قراره توی عکس‌مون باشه یا نه؟

21:54.231 --> 21:56.733
- ‫ظاهراً نه
- ‫منظورت از ظاهراً چیه؟

21:57.526 --> 22:00.487
‫وقتی بهش گفتم بچه دارم لال شده

22:02.281 --> 22:03.657
‫به کُل لال شده یا نه؟

22:04.283 --> 22:05.951
‫یه شعر دیگه برام فرستاده

23:35.123 --> 23:38.627
‫جینکس! جینکس! جینکس!

24:31.388 --> 24:33.265
‫من آدم جدی‌ای نیستم

24:34.266 --> 24:35.809
‫پس چجور آدمی هستی؟

24:37.603 --> 24:40.022
‫یه آدم بی‌مزه و لوس

24:40.105 --> 24:41.815
‫میشه ازت یه‌چیزی بپرسم؟

24:43.317 --> 24:45.986
‫چرا همیشه داستان‌هات
‫رو سوم شخص می‌نویسی؟

24:46.069 --> 24:51.074
‫چون فکر می‌کنم باعث میشه
‫همدردی بیشتری با شخصیت داشته باشم

24:52.159 --> 24:53.327
‫با شخصیتم

24:53.827 --> 24:55.954
‫کارم رو برای دوست داشتن خودم آسون می‌کنه

24:57.247 --> 24:59.750
‫تو عجیب‌ترین زنی هستی
‫که تا حالا دیدم

25:06.965 --> 25:08.800
- ‫سلام
- ‫سلام

25:09.760 --> 25:10.802
‫ردیفی؟

25:11.595 --> 25:12.763
‫چون صدات در نمی‌اومد

25:13.388 --> 25:16.308
‫اینجور سکوت‌های طولانی
‫من رو خیلی نگران می‌کنه

25:16.391 --> 25:17.684
‫چطور گذاشتم این اتفاق بیفته؟

25:18.435 --> 25:20.145
‫بِکا یه نظری داد اونم اینه که

25:20.229 --> 25:24.525
‫قضیه درباره
‫این نیست که من عاشقش میشم، درباره اینه که

25:25.025 --> 25:27.152
‫اون داره کاری می‌کنه من عاشق خودم بشم

25:28.278 --> 25:29.988
‫فکر کنم همین کار رو کرد

25:31.323 --> 25:32.574
‫اون کاری کرد حس کنم اهمیت دارم

25:34.576 --> 25:36.286
‫چیکار قراره بکنم؟

25:36.370 --> 25:40.040
‫حتی یه نفس عمیق نمی‌تونم بکشم.
‫جوری دردم می‌گیره که نگو

25:40.123 --> 25:45.671
‫کاری که من می‌کنم، اینه که
‫وانمود می‌کنم اینم یه چیز خیالیه

25:46.839 --> 25:49.466
‫برای همینه بجای بقیه
‫ورزش‌ها، کشتی‌کج می‌بینم،

25:49.550 --> 25:52.761
‫چون همه‌ش برنامه‌ریزی شده‌ست.
‫از قبل معلومه می‌خواد چی بشه

25:53.512 --> 25:54.721
‫وقتی نگاهش می‌کنم
‫احساس امنیت دارم

25:54.805 --> 25:57.808
‫این از قبل برنامه‌ریزی شده نیست،

25:58.600 --> 25:59.643
‫و من اصلاً احساس امنیت نمی‌کنم

26:00.394 --> 26:01.894
به‌نظرم برو دوباره
با بابات حرف بزن

26:03.230 --> 26:05.816
‫باباها همیشه توی اینکه کاری کنن
‫دخترشون احساس مهم بودن کنه خوبن

26:05.899 --> 26:08.026
‫هزار بار بهش پیام دادم

26:09.945 --> 26:10.988
‫مامانت چی؟

26:13.323 --> 26:16.034
‫می‌تونی بری فروشگاه گودویل.
‫شاید یه کالسکه پیدا کردی

26:16.118 --> 26:17.953
‫اون‌ها اینجا چیزی جز
‫آشغال ندارن

26:18.036 --> 26:20.122
‫پارچه‌ی قهوه‌ای گُل‌گُلی
‫با پلاستیک ارزون

26:20.205 --> 26:23.083
‫می‌خوای جوری بزرگش کنی
‫که از توی کامیون تُف کنه بیرون

26:23.166 --> 26:25.002
‫و به جوک‌های نژادپرستی بخنده؟

26:25.085 --> 26:26.295
‫بجنب. یه تخفیف هم می‌گیرم

26:26.962 --> 26:29.047
‫خدای من، این‌ها رو ببین

26:30.716 --> 26:32.676
‫چطور می‌تونن اینقدر گرون باشن؟

26:33.510 --> 26:34.928
‫1200 دلاره

26:35.012 --> 26:36.722
- ‫آره
- ‫قیمتش از ماشینم هم بیشتره

26:36.805 --> 26:39.850
‫خب، می‌دونی، این کیفیتش بهتره، پس...

26:42.644 --> 26:44.021
‫همه‌شون خیلی خوشگلن

26:44.730 --> 26:45.814
‫آره واقعاً

26:52.196 --> 26:53.322
‫چه غلطی می‌کنی؟

26:54.114 --> 26:56.992
‫این دنیاییه که بچه‌ام مستحقشه

26:57.701 --> 27:00.204
‫همون دنیایی که حتی توانایی پرداختش رو ندارم

27:00.287 --> 27:03.457
‫از روی زمین بلند شو

27:03.540 --> 27:04.833
‫این کار اشتباه‌ست

27:04.917 --> 27:07.169
‫الان همه بهت می‌خندن

27:07.878 --> 27:09.713
‫از روی زمین بلند شو، خانم جوان

27:11.798 --> 27:15.469
‫هیچ قربانی‌ای توی بلومینگزدل نیست

27:25.646 --> 27:26.647
‫باشه

27:33.320 --> 27:34.488
‫این یکی رو می‌خرم

27:35.239 --> 27:36.240
‫بزن بریم

27:42.412 --> 27:43.413
‫وای، خدایا

27:44.081 --> 27:45.082
‫مامان!

27:55.050 --> 27:59.346
‫این وزن من رو تحمل نمی‌کنه، ولش کن

27:59.429 --> 28:01.429
‫بیا، بذار من امتحان کنم،
‫بذار من امتحان کنم

28:03.684 --> 28:05.185
‫وای خدایا

28:10.983 --> 28:13.151
‫مرسی که خریدیش، مامان،
‫حتی با تخفیف

28:14.194 --> 28:15.320
‫برام مهم نیست

28:15.404 --> 28:18.782
‫هیچ‌کدوم از نوه‌هام
‫نباید سوار کالسکه‌های چرت و پرت بشن

28:21.952 --> 28:22.953
‫چی؟

28:27.583 --> 28:28.959
‫نگو که...

28:29.877 --> 28:32.171
‫آره. خودشه

28:33.005 --> 28:35.799
‫مامان، گوش بده

28:36.675 --> 28:37.843
‫من میرم باهاش حرف بزنم

28:39.011 --> 28:40.929
‫تو کالسکه رو ببر پیش ماشین

28:41.013 --> 28:43.891
‫فقط بذار برم فکش رو بیارم پایین.
‫سریع برمی‌گردم

28:43.974 --> 28:45.726
‫سرت تو کار خودت باشی

28:46.226 --> 28:48.187
- ‫این کار رو نمی‌کنم
- ‫دارم جدی میگم

28:49.104 --> 28:50.689
‫کالسکه رو بگیر ببر پیش ماشین

28:53.233 --> 28:54.318
‫من اوکیش می‌کنم

29:12.002 --> 29:13.253
‫استاد

29:14.004 --> 29:17.090
‫مارگو میلت، من توی کلاس ادبیاتتونم.
‫احتمالاً من رو یادتون نمیاد

29:18.091 --> 29:19.134
‫یادتونه؟

29:20.511 --> 29:21.512
‫آره

29:22.679 --> 29:24.515
- ‫ایشون همسرمه...
- ‫سلام

29:24.598 --> 29:25.599
‫سارا...

29:26.225 --> 29:27.726
- ‫دخترم، هیلی
- ‫سلام

29:27.809 --> 29:29.228
‫اینم پسرم، مکس

29:29.853 --> 29:31.021
‫سلام

29:31.522 --> 29:32.689
‫خب، ببخشید که مزاحم‌تون شدم،

29:32.773 --> 29:36.527
‫ولی هیچ زمانی مثل الان
‫برای اعتراض کردن خوب نیست، نه؟

29:38.737 --> 29:41.615
‫اون به‌خاطر نمره‌ی آخر ترم‌اش
‫واقعاً ناراحت شده بود

29:42.407 --> 29:44.409
‫حس کرد بهش به ناحق نمره دادید

29:45.494 --> 29:46.662
‫عزیزم،

29:46.745 --> 29:48.747
- ‫میشه چند لحظه بری داخل ماشین؟
- ‫آره

29:48.830 --> 29:50.123
- ‫البته
- ‫منم الان میام

29:50.207 --> 29:52.292
- ‫بجنبید، بچه‌ها
- ‫بابایی الان میاد پیش‌تون

29:52.376 --> 29:53.627
‫بابایی چند دقیقه دیگه میاد

29:57.548 --> 29:58.632
‫داشتی اینجا من رو تعقیب می‌کردی؟

29:59.132 --> 30:01.385
- ‫داری من رو می‌پایی؟
- ‫تو رو بپام؟

30:02.010 --> 30:03.178
‫اومده بودم خرید کنم

30:03.679 --> 30:05.514
‫ولی نه اونجوری که بتونم پولش رو بدم

30:06.139 --> 30:08.600
- ‫خیلی خوشحالم می‌بینم که تو می‌تونی
- ‫ببین، مارگو

30:09.309 --> 30:11.937
- ‫نمی‌دونم این کارها برای چیه، باشه؟
- ‫به من نگاه کن، مارک

30:12.604 --> 30:14.898
- ‫یه حدس بزن
- ‫من سعی کردم مسئولیت‌پذیر باشم،

30:14.982 --> 30:17.150
‫و مسئولیت‌پذیرترین کاری که
‫می‌تونستم انجام بدم،

30:17.234 --> 30:19.820
‫که انجام هم دادم، این بود که تو رو از
‫به‌دنیا آوردن این بچه منصرف کنم

30:20.404 --> 30:21.905
‫می‌خوای من پدر بچه‌ات باشم؟

30:21.989 --> 30:23.365
‫برای همین اومدی اینجا؟

30:23.448 --> 30:25.075
‫البته اگه بچه من باشه

30:26.034 --> 30:27.286
‫ببخشید؟

30:37.004 --> 30:38.505
‫چی ازم می‌خوای، مارگو؟

30:40.549 --> 30:41.842
‫می‌دونی چیه، مارک؟

30:43.260 --> 30:44.261
‫هیچی

30:46.930 --> 30:48.599
‫ازت هیچی نمی‌خوام

30:52.477 --> 30:56.064
‫اون اینکه این بچه
‫ماله خودشه یا نه رو زیر سوال بُرد

31:00.611 --> 31:01.778
‫اون تو رو دید زد

31:01.862 --> 31:03.071
‫همونطور که داشتی رد می‌شدی،

31:03.155 --> 31:07.534
‫پدر بچه‌ام یه نگاهی انداخت
‫تا مامانم رو دید بزنه

31:12.539 --> 31:13.916
‫گفتم که دخالت نکن

31:13.999 --> 31:15.667
‫دخالت نکردم خب

31:15.751 --> 31:17.419
‫من حتی بهت نگاهم نکردم

31:17.503 --> 31:20.297
- ‫فقط رفتم سمت ماشین
- ‫آره. ولی دقیقاً از کنارمون رد شدی

31:20.380 --> 31:23.091
‫خیلی‌خب، انگاری دنبال دعوایی، اونم
‫دعوا با اون،

31:23.175 --> 31:25.219
‫که الان اینجا نیست، پس خودم باهات دعوا می‌گیرم

31:25.302 --> 31:28.388
‫آره، هم از تو عصبانی‌ام هم از اون

31:29.723 --> 31:33.227
‫چون شاید این تصمیم احمقانه‌ای بوده،
‫و شاید حق با تو بوده

31:34.603 --> 31:37.856
‫ولی این تصمیمیه که خودم گرفتم،
‫من این بچه رو به‌دنیا میارم

31:37.940 --> 31:39.107
‫نوه‌ات رو

31:39.691 --> 31:42.903
‫تویی که حتی یه ذره
‫از خودت شور و اشتیاق نشون نمیدی

31:45.030 --> 31:46.573
‫چطور جرئت می‌کنی خوشحالی نکنی؟

31:47.491 --> 31:49.201
‫چون نمی‌کنم

31:49.284 --> 31:51.036
‫آیا عاشقش میشم؟ البته

31:51.119 --> 31:54.331
‫درست همونطور که عاشق تو بودم.
‫از همون روزی که به‌دنیا اومدی

31:55.916 --> 32:00.838
‫ولی نه، من برای این تراژدی حتی
‫یک ثانیه هم خوشحالی نمی‌کنم

32:01.547 --> 32:02.756
‫زندگیت همونطور که می‌دونی...

32:02.840 --> 32:04.967
‫نه، این رو گوش کن

32:06.009 --> 32:09.304
‫اونچه هیچ‌وقت نتونستی بشناسیش،
‫دیگه تمومه

32:10.097 --> 32:12.099
‫پس، نه، من بابتش خوشحالی نمی‌کنم

32:16.854 --> 32:19.690
‫زندگی آدم رو از پا در میاره

32:23.193 --> 32:26.029
‫هیچ‌کسی این رو بهت نمیگه،
‫و این حرف رو توی کتاب‌های

32:26.113 --> 32:28.699
‫انتظار چی چیزی رو داشته باشید»
‫وقتی در انتظار هستید» نمی‌خونی

32:28.782 --> 32:29.950
‫و این تو رو از پا در میاره

32:32.536 --> 32:33.537
‫من از پا در نیومدم

32:33.620 --> 32:34.830
‫من...

32:34.913 --> 32:37.124
‫میشه فقط دو ثانیه از ماشین بری بیرون؟

32:37.207 --> 32:40.127
- ‫ازم می‌خوای از ماشین برم بیرون؟
- ‫آره، چون می‌خوام جیغ بزنم

32:40.210 --> 32:41.670
‫و این جیغ برای بچه‌ات خوب نیست

32:42.171 --> 32:44.548
‫استرس من رو کاهش میده،
‫ولی استرس بچه‌ات رو نه

32:44.631 --> 32:46.800
‫پس، لطفاً برو بیرون

32:46.884 --> 32:48.218
‫فقط یه ثانیه طول می‌کشه

33:04.902 --> 33:06.653
- ‫اون داره اشتباه انجامش میده
- ‫خانم

33:08.780 --> 33:10.741
‫میشه بهش بی‌حسی اپیدورال بزنین؟

33:11.283 --> 33:13.785
- ‫لطفاً
- ‫محض رضای خدا، پس بدین به من

33:15.037 --> 33:16.872
- ‫زور بزن. زور بزن.
- ‫دیگه آخرشه

33:16.955 --> 33:18.498
‫یه زور محکمِ دیگه

33:18.582 --> 33:19.791
‫بجنب

33:19.875 --> 33:22.544
‫زور بزن!

33:45.108 --> 33:46.443
‫حالش خوبه؟

33:46.527 --> 33:47.861
‫حالش خوبه؟

33:47.945 --> 33:50.489
- ‫اون عالیه
- ‫خیلی هم خوشگله

33:51.198 --> 33:54.117
‫مامان، باورت میشه؟

33:54.660 --> 33:56.036
‫من تونستم

33:56.119 --> 33:57.454
‫تو تونستی، عزیزکم

33:58.121 --> 33:59.873
‫آره

33:59.957 --> 34:01.792
- ‫بچه‌ام
- ‫تو تونستی

34:02.500 --> 34:22.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
