1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:01:10,400 --> 00:01:13,400
« مشکلات مالی مارگو »
« فصل اول: قسمت اول »

4
00:01:22,291 --> 00:01:25,335
‫آقای ناشناس رو داریم،

5
00:01:26,461 --> 00:01:28,213
‫و آقای شلوار خوشگل

6
00:01:28,297 --> 00:01:29,923
‫کی می‌تونه برنده بشه؟

7
00:01:30,007 --> 00:01:32,426
‫وقتی مارگو بچه بود،
‫با عروسک‌ها بازی می‌کرد

8
00:01:32,509 --> 00:01:34,720
- ‫و نقش‌های تخیلی‌اش رو تمرین می‌کرد
- ‫نابودت می‌کنم...

9
00:01:34,803 --> 00:01:36,805
- ‫با حس کینه‌جویی...
- ‫آره تو اینجوری فکر می‌کنی، احمق

10
00:01:36,889 --> 00:01:38,640
‫تو مُردی رفیق

11
00:01:38,724 --> 00:01:40,642
‫بیا ببینم چی تو چنته داری، بازنده

12
00:01:41,894 --> 00:01:42,936
‫بمیر!

13
00:01:43,020 --> 00:01:45,189
‫بُکُشش و خُردش کن!

14
00:01:45,772 --> 00:01:49,109
‫یه بچه‌ی تنها باید
‫دنیای درونی و پیچیده‌ای رو گسترش بده،

15
00:01:49,193 --> 00:01:51,612
‫و این بچه می‌تونست
‫نقش هرچیزی رو بازی کنه

16
00:01:51,695 --> 00:01:54,698
‫اونا هنوز اون پایین،
‫دارن مبارزه می‌کنن...

17
00:01:54,781 --> 00:01:57,826
‫سرانجام، تصوراتش به هم‌بازی‌هاش تبدیل شدن

18
00:01:58,785 --> 00:02:02,122
‫کل دنیای بیگانگان
‫در ذهنش شکوفه کرد

19
00:02:02,915 --> 00:02:04,333
‫تصوراتی که نتونست
‫باهاشون زندگی کنه

20
00:02:04,917 --> 00:02:06,710
‫احتمالات غیرممکن

21
00:02:07,419 --> 00:02:09,128
‫بعضی‌اوقات با خودش
‫فکر می‌کرد که طلسمه یا نه

22
00:02:10,839 --> 00:02:15,302
‫آیا سبک زندگی سیار پدرش و شغلش
‫به عنوان یه قصه‌گو، توی خونش جریان داشت؟

23
00:02:21,183 --> 00:02:24,353
‫یا فقط می‌خواست با بازنویسی
‫از واقعیت دوری کنه؟

24
00:02:29,100 --> 00:02:32,100
‫« وقتی مارگو بچه بود »
‫« با عروسک‌ها بازی می‌کرد »

25
00:02:34,988 --> 00:02:39,785
‫اول داستان، وقتی شروع به خوندنش می‌کنی،
‫ممکنه مثل دیت اول باشه

26
00:02:39,868 --> 00:02:43,247
‫شما امیدوارید که از همون سطرهای اول،
‫جادو رقم بخوره

27
00:02:43,747 --> 00:02:46,667
‫و اینکه مثل یه حموم داغ
‫توی قصه فرو برید،

28
00:02:46,750 --> 00:02:48,877
‫و خودت رو کامل رها کنی
‫« دانشگاه فولرتون، کالیفرنیا »

29
00:02:50,587 --> 00:02:53,757
‫می‌خوای
‫که نویسنده دقیقاً در زمان

30
00:02:53,841 --> 00:02:55,467
‫تاریکی ذهن درهم تنیده‌ات بیاد

31
00:02:56,301 --> 00:02:58,387
‫و گلوت رو ببوسه

32
00:03:01,974 --> 00:03:02,975
‫خانم میلت

33
00:03:04,852 --> 00:03:06,228
‫میشه یه لحظه باهم حرف بزنیم؟

34
00:03:09,273 --> 00:03:10,524
‫من نوشتمش؟

35
00:03:11,108 --> 00:03:12,276
‫البته که من نوشتم

36
00:03:12,359 --> 00:03:14,111
‫من سرقت ادبی انجام نمیدم

37
00:03:14,611 --> 00:03:15,946
‫خودم نوشتمش

38
00:03:16,029 --> 00:03:17,447
‫خیلی‌خب، پس...

39
00:03:18,323 --> 00:03:21,201
‫سؤال دوم هم اینه که چرا اینجایی؟

40
00:03:25,163 --> 00:03:26,415
‫این مقاله عالیه

41
00:03:26,915 --> 00:03:29,293
‫چرا اومدی به فولرتون؟
‫می‌تونستی هرجایی بخوای بری

42
00:03:29,376 --> 00:03:31,420
‫آره، مثلاً هاروارد؟

43
00:03:32,087 --> 00:03:33,380
‫آره، هاروارد

44
00:03:34,089 --> 00:03:36,550
‫فکر نکنم به‌خاطر اینکه یه مقاله‌ی
‫انگلیسی نوشته باشه اونجا رات بدن

45
00:03:36,633 --> 00:03:39,052
‫دقیقاً برای همین اونجا رات میدن

46
00:03:46,185 --> 00:03:47,477
‫می‌خوام برم باهاش قهوه بخورم

47
00:03:48,103 --> 00:03:49,229
‫ببخشید، چی گفتی؟

48
00:03:49,313 --> 00:03:50,439
- ‫چرا؟
- ‫خب...

49
00:03:50,522 --> 00:03:53,025
‫مارگو، اگه یه استاد
‫از دانشجوش بخواد بیاد باهاش قهوه بخوره،

50
00:03:53,108 --> 00:03:54,693
‫یعنی اینکه می‌خواد اون رو بکنه

51
00:03:55,277 --> 00:03:56,361
‫بابت همین تحقیقاتی
‫هم انجام دادن

52
00:03:56,445 --> 00:03:58,947
‫اون زن داره -
‫تف توش، پس -

53
00:03:59,031 --> 00:04:01,742
‫می‌خوام برم باهاش قهوه بخورم، باشه؟

54
00:04:01,825 --> 00:04:03,118
‫چرا؟ کیوته؟

55
00:04:03,619 --> 00:04:05,704
‫فکر می‌کنه مهارت نوشتنم خیلی خوبه

56
00:04:06,830 --> 00:04:09,374
- ‫و واقعاً جدی هم می‌گفت
- ‫باشه. شوخیش رو نگرفتی؟

57
00:04:09,458 --> 00:04:12,044
‫اون با این جمله مخ‌ات رو می‌زنه،
‫«شخصیت‌های داخل کتاب واقعی نیستن»

58
00:04:12,127 --> 00:04:15,047
‫برای همینه کسایی که کتاب می‌خونن
‫گول می‌خورن، الانم تو داری گول می‌خوری،

59
00:04:15,130 --> 00:04:16,255
‫که اونم به همون
‫اندازه غیر واقعیه

60
00:04:16,339 --> 00:04:19,051
‫در حقیقت همون عنوان استاد
‫اون رو توی چشمات به‌طور مرموزی

61
00:04:19,134 --> 00:04:21,678
- ‫غیر انسان جلوه میده
- ‫میشه یه بارم که شده من رو تحلیل نکنی؟

62
00:04:21,762 --> 00:04:24,306
‫تحلیل‌ات نمی‌کنم. خوب می‌شناسمت

63
00:04:24,389 --> 00:04:26,642
‫و تو هم احتمالاً براش مثل
‫یکی از اون شخصیت‌های داخل کتابی

64
00:04:27,392 --> 00:04:28,894
‫یکی که کُسش چسبنده‌ست

65
00:04:28,977 --> 00:04:30,312
‫چندش نباش

66
00:04:30,395 --> 00:04:31,605
‫دارم نقش مادر رو برات بازی می‌کنم

67
00:04:31,688 --> 00:04:33,357
‫به مامانت زنگ بزنم؟

68
00:04:33,440 --> 00:04:36,068
‫قرار نیست باهاش بخوابم، باشه؟

69
00:04:37,986 --> 00:04:39,154
‫نمی‌خوابم

70
00:04:39,988 --> 00:04:42,199
‫امکانش هست که فتیش پا داشته باشم

71
00:04:44,535 --> 00:04:47,746
‫همیشه فکر می‌کردم
‫به‌خاطر این جای کوچولویی

72
00:04:47,829 --> 00:04:50,332
‫که بین بازو و ساعده فتیش ساعد دارم، ولی...

73
00:04:51,124 --> 00:04:53,043
‫وای خدا، پاها رو باش

74
00:04:53,126 --> 00:04:56,421
‫مامانم بهترین پاها رو توی تاریخ جهان داره

75
00:04:57,297 --> 00:04:59,800
‫همیشه دوست داشتم
‫پاهام مثل مامانم بشه

76
00:05:00,843 --> 00:05:02,553
- ‫پاهاش؟
- ‫و بعدش که فکر کردم، گفت نه

77
00:05:02,636 --> 00:05:05,097
‫دوست دارم مثل جوراب‌های
‫نازک و مشکی‌ایش باشم

78
00:05:05,681 --> 00:05:07,307
‫توی بلومینگزدل کار می‌کنه

79
00:05:09,017 --> 00:05:12,813
‫فکر کنم شاید مثل یه بچه اردک
‫به جوراب‌هاش جذب شده بودم

80
00:05:12,896 --> 00:05:15,440
‫اصلاً می‌تونی تصور کنی
‫که بخوای وقتی بزرگ شدی یه جوراب باشی؟

81
00:05:16,066 --> 00:05:17,818
‫خوبه که آرزوهات رو ریست کردی

82
00:05:20,237 --> 00:05:22,489
‫وقتی اولین بار
‫می‌خواستی نویسنده بشی رو یادته؟

83
00:05:22,573 --> 00:05:24,116
‫از وقتی بچه بودم
‫می‌خواستم نویسنده بشم

84
00:05:25,784 --> 00:05:27,494
‫احتمالاً به‌خاطر بابام بوده

85
00:05:27,578 --> 00:05:29,246
‫وقتی من بچه بودم کتاب می‌خوند

86
00:05:29,329 --> 00:05:30,330
‫واقعاً؟

87
00:05:31,039 --> 00:05:34,710
- ‫نظرش دربارهُ نویسندگی تو چیه؟
- ‫تا حالا چیزهایی که نوشتم رو نخونده

88
00:05:35,294 --> 00:05:39,131
‫من رو مامان مجردم بزرگ کرد
‫پدرم بعضی‌اوقات سر میزد و می‌رفت، ولی...

89
00:05:40,757 --> 00:05:43,135
‫اینجوریم نیست که می‌تونم
‫بگم کامل می‌شناسمش...

90
00:05:43,218 --> 00:05:46,138
‫خب، بنظرم بهتره یکی از مقاله‌هات
‫رو براش بفرستی

91
00:05:46,805 --> 00:05:48,932
‫احتمالاً از شناختنت خیلی خوشحال میشه

92
00:05:50,142 --> 00:05:53,020
‫خب، من برات یه شعر نوشتم

93
00:05:53,520 --> 00:05:55,480
‫« روح گرسنه »

94
00:05:56,940 --> 00:05:59,484
‫توی تاریکی، به سوی همدیگه می‌رویم

95
00:06:00,068 --> 00:06:02,070
‫مثل کبوترهای ناقص،

96
00:06:02,154 --> 00:06:04,114
‫که داشتن بدن ما رو گیج کرده.

97
00:06:05,073 --> 00:06:06,325
‫من هیچی رو حس نمی‌کنم.

98
00:06:07,117 --> 00:06:08,619
‫هی من رو لمس کن.

99
00:06:09,286 --> 00:06:10,454
‫من هیچی رو حس نمی‌کنم.

100
00:06:11,455 --> 00:06:13,248
‫من یه روح گرسنه‌ام.

101
00:06:18,670 --> 00:06:19,922
‫زیبا نبود؟

102
00:06:20,714 --> 00:06:23,425
- ‫خیلی ترسناکه
- ‫نه خیلی قشنگه

103
00:06:24,801 --> 00:06:26,303
‫شاید قند خون‌ات پایینه

104
00:06:26,386 --> 00:06:28,597
‫برو مغازه و یکمی آب پرتغال

105
00:06:28,680 --> 00:06:30,599
- ‫و چیپس پنیر چدار بخر
- ‫نه ممنون

106
00:06:30,682 --> 00:06:31,892
‫از این چیزها دوست ندارم

107
00:06:31,975 --> 00:06:34,978
‫راستش رو بخوای، مارگو، به‌نظرم
‫بهتره از این یارو فاصله بگیری

108
00:06:35,062 --> 00:06:36,897
‫کاری کن برات یه معرفی‌نامه بنویسه

109
00:06:36,980 --> 00:06:38,273
‫یا می‌نویسه یا میری گزارشش میدی

110
00:06:39,024 --> 00:06:41,276
‫شاید بتونه با پارتی‌بازی
‫بیارتت به دانشگاه نیویورک

111
00:06:41,360 --> 00:06:43,153
‫ما اینجا استاد‌هایی داریم که به‌جای،

112
00:06:43,237 --> 00:06:45,614
‫کردن دانشجوهاشون بیشتر
‫به درس اهمیت میدن

113
00:06:45,697 --> 00:06:47,199
‫خفه بمیر!

114
00:06:47,991 --> 00:06:50,452
‫الو؟ منو پرت کردی اینور؟

115
00:06:51,036 --> 00:06:52,496
‫مارگو، گوشی رو بگیر

116
00:06:52,996 --> 00:06:54,414
‫ازش دور بمون

117
00:06:54,498 --> 00:06:56,875
‫مارگو، از اون یارو دور بمون

118
00:07:14,059 --> 00:07:15,394
‫مرسی که اومدی

119
00:07:19,481 --> 00:07:21,358
‫نه. اینجا نه.

120
00:07:21,984 --> 00:07:23,819
‫اینجا مکان مقدسی‌ـه

121
00:07:23,902 --> 00:07:28,198
‫راستش برای همین
‫دیروز گفتم بیای اینجا دیدنم

122
00:07:32,619 --> 00:07:36,748
- ‫خب؟
- ‫خب، این مکان

123
00:07:36,832 --> 00:07:38,709
‫یه بخش مهمی از وجودم‌ـه

124
00:07:41,920 --> 00:07:44,715
‫تو هم هستی. خدا هم هست

125
00:07:45,424 --> 00:07:50,179
‫دوست دارم خدا رو بیشتر
‫وارد رابطه‌ی خودمون کنم

126
00:07:53,849 --> 00:07:56,018
- ‫خیلی‌خب
- ‫خیلی خوبه که یک‌شنبه‌ها

127
00:07:56,101 --> 00:07:57,186
‫پیش‌مونی

128
00:07:58,270 --> 00:08:00,439
‫می‌خوام که بیای پیش‌مون

129
00:08:07,863 --> 00:08:08,864
‫باشه

130
00:08:09,615 --> 00:08:10,616
‫گروه کُر؟

131
00:08:11,241 --> 00:08:13,035
‫قبول کردی که بری توی گروه کُر؟

132
00:08:13,118 --> 00:08:16,038
‫خب، دردش کمتر از بودن
‫توی کمیته‌ست

133
00:08:16,121 --> 00:08:18,790
- ‫این کلیسا، یه‌جور فرقه‌ست؟
- ‫نه

134
00:08:18,874 --> 00:08:24,046
‫کِنی ازم می‌خواد
‫که بین پیروان کلیسای اسقفی باشم

135
00:08:25,964 --> 00:08:27,299
‫دانشگاه چطوره؟

136
00:08:27,382 --> 00:08:30,302
‫هوش‌ات رشدی نکرده؟

137
00:08:30,385 --> 00:08:31,386
‫یکمی

138
00:08:32,971 --> 00:08:34,890
- ‫بیا اینجا
- ‫مامان!

139
00:08:35,390 --> 00:08:37,142
‫نمی‌تونی این کار رو با کسی بکنی

140
00:08:37,226 --> 00:08:40,062
‫فقط با تو این کار رو می‌کنم.
‫چشم‌های خوشگلی داری،

141
00:08:40,145 --> 00:08:43,190
‫و دیگه از اینکه فقط من
‫این رو می‌دونم خسته شدم

142
00:08:43,273 --> 00:08:45,901
- ‫حالا چی می‌خونی؟
- ‫خب،

143
00:08:46,944 --> 00:08:48,070
‫بیشتر روی
‫کلاس ادبیات زوم دارم

144
00:08:49,154 --> 00:08:51,490
‫چون یه استاد خیلی خفن دارم

145
00:08:51,573 --> 00:08:54,618
‫که خب، کی ازش خبر داره
‫اونم توی فولرتون، نه؟

146
00:08:54,701 --> 00:08:57,371
‫اون فکر می‌کنه آینده
‫درخشانی توی حوزه نویسندگی دارم

147
00:08:58,038 --> 00:09:00,832
‫می‌تونی من رو به عنوان
‫یه نویسنده واقعی تصور کنی؟

148
00:09:00,916 --> 00:09:03,126
‫آره، می‌تونم

149
00:09:03,877 --> 00:09:04,962
‫از اون برام بگو

150
00:09:05,879 --> 00:09:06,880
‫کی؟

151
00:09:08,382 --> 00:09:09,383
‫استادت دیگه

152
00:09:12,344 --> 00:09:15,138
‫خب، اون حرف نداره

153
00:09:16,807 --> 00:09:20,477
‫یه‌جوری درس میده
‫که آدم جذبش میشه

154
00:09:21,061 --> 00:09:24,147
‫یه روشی داره
‫که باهاش کاری می‌کنه که کتاب‌ها رو حس کنی

155
00:09:24,982 --> 00:09:26,441
‫شخصیت‌ها رو حس کنی

156
00:09:28,986 --> 00:09:30,279
‫بیشتر بگو

157
00:09:31,113 --> 00:09:34,992
‫همین دیگه.
‫چیز دیگه‌ای نیست

158
00:09:35,868 --> 00:09:37,035
‫الکی میگی دیگه، نه؟

159
00:09:41,331 --> 00:09:42,833
‫وای، خدایا

160
00:09:55,095 --> 00:09:56,346
‫خفه شو دیگه!

161
00:09:56,430 --> 00:09:58,223
- ‫صدای کی بود؟
- ‫یکی از هم اتاقی‌هام

162
00:09:58,307 --> 00:10:00,225
- ‫هم اتاقی؟
- ‫آره، بهت که گفتم هم اتاقی دارم

163
00:10:00,309 --> 00:10:02,853
- ‫نگفتی که خونه‌ان
- ‫خب، انگاری یکی‌شون خونه‌ست

164
00:10:02,936 --> 00:10:05,314
‫بریم اونجا، این دیوار ممکنه بریزه

165
00:10:09,026 --> 00:10:11,069
‫وایسا. شلوارم

166
00:10:13,113 --> 00:10:16,283
‫اون لطیف متفکر و بامزه‌ست

167
00:10:16,950 --> 00:10:18,660
‫ایمیل‌های خوشگلی هم می‌نویسه

168
00:10:19,328 --> 00:10:20,537
- ‫بذار یکیش رو برات بخونم
- ‫مارگو،

169
00:10:20,621 --> 00:10:24,208
‫اون یه استاد سی و نمی‌دونم چند ساله‌ست
‫که دانشجو‌هاش می‌ریزه رو هم

170
00:10:25,375 --> 00:10:26,919
‫لطفاً عاشقش نشو

171
00:10:27,002 --> 00:10:29,046
‫قرار نیست عاشقش بشم

172
00:10:29,129 --> 00:10:31,632
‫ولی داره یه‌ کاری می‌کنه
‫که عاشقش بشی

173
00:10:32,132 --> 00:10:33,800
‫و این یکی از قدیمی‌ترین
‫حقه‌های کتاب‌هاست

174
00:10:34,885 --> 00:10:36,011
‫تو زرنگ‌تر از این حرف‌هایی

175
00:10:51,193 --> 00:10:53,153
‫جینکس! جینکس! جینکس!

176
00:10:58,033 --> 00:10:59,493
‫وای، خدایا

177
00:11:01,245 --> 00:11:02,579
‫ببخشید

178
00:11:04,414 --> 00:11:05,707
‫من اینجوری...

179
00:11:05,791 --> 00:11:07,209
‫ورزش می‌کنم...

180
00:11:07,292 --> 00:11:09,461
- ‫با اون؟
- ‫آره

181
00:11:09,545 --> 00:11:12,673
‫عاشق کشتی‌کجم،
‫یکی از ورزش‌های مورد علاقمه

182
00:11:14,299 --> 00:11:15,425
‫مگه بازنشسته نشده؟

183
00:11:16,301 --> 00:11:17,386
‫تو هم مگه کشتی‌کج نگاه می‌کنی؟

184
00:11:19,263 --> 00:11:20,264
‫نه

185
00:11:21,014 --> 00:11:22,015
‫خب، آره

186
00:11:22,099 --> 00:11:24,017
‫اون خداترین صدای عربده زدن رو داره

187
00:11:24,101 --> 00:11:25,185
‫مثل تارزان می‌مونه

188
00:11:25,269 --> 00:11:28,438
‫جینکس! جینکس! جینکس!

189
00:11:37,739 --> 00:11:43,078
‫تولدت مبارک

190
00:11:43,161 --> 00:11:45,372
‫خب این جنده بِکا،

191
00:11:45,455 --> 00:11:46,790
‫اون احتمالاً حسودیش شده، می‌دونی؟

192
00:11:46,874 --> 00:11:48,542
‫رفقا اینجوری به هم حسودی می‌کنن

193
00:11:48,625 --> 00:11:50,919
‫و دقیقاً
‫اون به چی حسودی می‌کنه؟

194
00:11:51,003 --> 00:11:54,298
‫خب، اون توی نیویورک گیر افتاده
‫و داره توی یه دانشگاه خفن درس می‌خونه،

195
00:11:54,381 --> 00:11:57,801
‫درحالی که تو توی فولرتونی،
‫و باید شب‌ها هم بیای اینجا کار کنی

196
00:11:57,885 --> 00:12:00,137
- ‫اونم با تو
- ‫دقیقاً. با من

197
00:12:02,222 --> 00:12:04,433
- ‫هنوز حالت تهوع داری؟
- ‫فقط یه...

198
00:12:04,516 --> 00:12:07,186
‫نمی‌دونم، تاکوش خوب نبوده فکر کنم.
‫چیزی نیست

199
00:12:10,772 --> 00:12:13,859
- ‫دختر، این کار اصلاً باحال نیست
- ‫شرمنده

200
00:12:13,942 --> 00:12:16,570
‫سه روزه حالت تهوع داری، رفیق

201
00:12:16,653 --> 00:12:18,572
‫نمی‌خوای بری آزمایش بدی؟

202
00:12:19,072 --> 00:12:21,617
- ‫منظورت از آزمایش چیه؟
- ‫آزمایش دیگه

203
00:12:21,700 --> 00:12:24,494
‫از همونایی که نمی‌تونی
‫بابتش توی فولرتون درس بخونی

204
00:13:06,411 --> 00:13:08,038
‫وای، تف توش

205
00:13:10,123 --> 00:13:11,458
‫تف توش

206
00:13:13,961 --> 00:13:15,546
‫خیلی‌خب

207
00:13:17,256 --> 00:13:18,257
‫خیلی‌خب

208
00:13:20,092 --> 00:13:21,760
‫خب،

209
00:13:21,844 --> 00:13:25,472
‫می‌خوام پیشت باشم
‫و هرجوری که میشه ازت حمایت کنم

210
00:13:26,849 --> 00:13:27,933
‫آره، مثلاً،

211
00:13:28,517 --> 00:13:30,853
‫می‌خوام با تماس با یک کلینیک
‫برنامه‌ریزی خونواده شروع کنم

212
00:13:30,936 --> 00:13:33,564
‫نمی‌دونم دکتر شخصی این کار رو
‫می‌کنه یا کلینیک بهتره

213
00:13:33,647 --> 00:13:35,941
‫نمی‌خوام بذارم
‫بری توی این کلینیک‌های ارزون قیمت

214
00:13:41,488 --> 00:13:44,199
- ‫چیه؟
- ‫انگاری مشخص کردی باید چه تصمیمی بگیرم

215
00:13:45,117 --> 00:13:47,995
- ‫جانم؟
- ‫اینکه باید بچه رو سقط کنم

216
00:13:48,078 --> 00:13:49,079
‫چی؟

217
00:13:50,914 --> 00:13:54,585
‫من هیچ‌وقت چنین
‫تصمیمی رو برات نمی‌گیرم

218
00:13:54,668 --> 00:13:56,128
‫این تصمیمی که خودت باید بگیری

219
00:13:56,920 --> 00:13:59,089
‫منظورم، تصمیم ماست، باهمدیگه

220
00:13:59,173 --> 00:14:02,050
‫ولی، بدن یه زن، یعنی بدن خودته،
‫و حقشم با خودته

221
00:14:03,427 --> 00:14:05,137
‫کاملاً بهش احترام می‌ذارم

222
00:14:05,220 --> 00:14:06,972
‫البته، البته

223
00:14:10,350 --> 00:14:12,436
- ‫کاتولیکی؟
- ‫نه

224
00:14:14,897 --> 00:14:16,523
‫ولی پایان دادن به زندگی...

225
00:14:18,901 --> 00:14:20,235
‫یه‌چیزی که باید بهش فکر کنی

226
00:14:20,861 --> 00:14:24,865
‫این همون چیزیه که آینده‌ات
‫رو خراب می‌کنه، مارگو. خودت قول دادی

227
00:14:26,783 --> 00:14:28,452
‫تا بحال یکی از اینا داشتی؟

228
00:14:28,535 --> 00:14:29,536
‫نه

229
00:14:30,078 --> 00:14:32,331
‫خب، وقتی جنین اندازه‌ش اینقدر میشه،

230
00:14:32,414 --> 00:14:34,041
‫به خوبی نمی‌تونیم
‫از داخل شکم ببینیمش،

231
00:14:34,124 --> 00:14:36,793
‫پس باید یه نگاهی هم از داخل بهش بندازیم

232
00:14:36,877 --> 00:14:39,379
‫می‌خوای اینو بُکنی داخلم؟

233
00:14:39,463 --> 00:14:41,965
‫خب، ژل داغ داغ شده،
‫نباید اونقدرام بَد باشه

234
00:14:42,049 --> 00:14:43,717
‫چطور می‌تونه بَد نباشه؟

235
00:14:43,800 --> 00:14:46,053
‫قراره یه ربات کونم بذاره

236
00:14:47,804 --> 00:14:51,308
- ‫ببخشید، یدفعه‌ای دَر رفت
- ‫بدتر از اینا رو هم شنیدم

237
00:14:51,391 --> 00:14:52,392
‫آماده؟

238
00:14:53,519 --> 00:14:55,395
‫«آماده؟»
‫آره بریم.

239
00:14:55,479 --> 00:14:57,064
‫آره، فکر کنم آماده‌ایم

240
00:14:57,147 --> 00:14:58,482
‫شُل کن خودت رو

241
00:15:01,568 --> 00:15:02,611
‫برو که رفتیم

242
00:15:15,415 --> 00:15:16,458
‫این دیگه چیه؟

243
00:15:17,292 --> 00:15:18,710
‫این صدای قلبشه

244
00:15:25,300 --> 00:15:27,261
‫واقعاً؟ -
‫والا، -

245
00:15:27,761 --> 00:15:29,471
‫براساس این اندازه‌گیری‌ها،

246
00:15:29,555 --> 00:15:32,474
‫تو حدود 9 تا 10 هفته‌ست که بارداری

247
00:15:33,475 --> 00:15:35,018
- ‫چی؟
- ‫باید اینو ازت می‌پرسیدم

248
00:15:35,602 --> 00:15:36,854
‫یه کپی از عکسه می‌خواید؟

249
00:15:38,188 --> 00:15:39,273
‫آره

250
00:15:49,992 --> 00:15:51,743
‫می‌دونی می‌خوای درباره‌
‫بارداریت چیکار کنی؟

251
00:16:15,434 --> 00:16:16,685
‫از ناخون‌هات خوشم میاد

252
00:16:19,229 --> 00:16:20,230
‫مرسی

253
00:16:23,984 --> 00:16:24,985
‫حدود 10 هفته‌ست که باردارم

254
00:16:25,819 --> 00:16:27,362
‫می‌خوای عکس رو ببینی؟

255
00:16:28,071 --> 00:16:29,072
‫نه

256
00:16:33,869 --> 00:16:35,204
‫می‌خوای بچه رو نگه داری، مگه نه؟

257
00:16:38,415 --> 00:16:39,625
‫نمی‌دونم

258
00:16:52,804 --> 00:16:54,806
‫اگه بجه رو نگه داری،
‫باید ازش مراقبت کنی

259
00:16:55,349 --> 00:16:57,100
- ‫میشه بچه‌ی خودت
- ‫می‌دونم

260
00:16:59,645 --> 00:17:01,980
‫تف توش بره. مثلاً رفته بودی دانشگاه

261
00:17:02,648 --> 00:17:03,774
‫قرار بود برای خودت
‫کاره‌ای بشی

262
00:17:03,857 --> 00:17:05,776
- ‫می‌خواستم چیکاره بشم؟
- ‫خودت می‌دونی منظورم چیه

263
00:17:05,858 --> 00:17:09,655
‫قرار بود یه حرفه داشتی
‫و توش، فعالیت کنی، نمی‌دونم

264
00:17:09,738 --> 00:17:12,115
- ‫چه فعالیت‌هایی؟
- ‫هرچیزی که می‌خواستی

265
00:17:14,034 --> 00:17:15,243
‫وای، خدایا

266
00:17:15,327 --> 00:17:16,494
‫خدای من

267
00:17:17,621 --> 00:17:19,915
- ‫چطور این رو به کِنی بگم؟
- ‫کِنی؟

268
00:17:20,499 --> 00:17:21,791
‫اون مذهبیه

269
00:17:23,126 --> 00:17:25,337
‫یا از اینکه می‌خوای
‫سقط کنی شوکه میشه،

270
00:17:25,420 --> 00:17:27,631
‫یا همون اول می‌زنه دهنت
‫رو سرویس می‌کنه

271
00:17:27,714 --> 00:17:30,050
‫برام مهم نیست کِنی چه فکری می‌کنه

272
00:17:30,133 --> 00:17:35,097
‫خب، باید برات مهم باشه،
‫چون ممکنه اون بشه پدر ناتنیت

273
00:17:35,597 --> 00:17:38,475
‫تف توش، تف تف تف، تف توش!

274
00:17:41,019 --> 00:17:42,020
‫معذرت می‌خوام

275
00:17:45,774 --> 00:17:48,235
‫خوب می‌دونی وقتی می‌ترسم
‫چجوری میشم

276
00:17:49,945 --> 00:17:52,698
‫وای خدا، وقتی تو رو باردار شدم،
‫خیلی ترسیده بودم

277
00:17:52,781 --> 00:17:53,866
‫ولی تو من رو نگه داشتی

278
00:17:54,491 --> 00:17:56,827
‫یه رابطه‌ی یه شبه
‫با کسی که دمه هوترز اومد دنبالت

279
00:17:56,910 --> 00:17:58,161
‫خب، چی باعث شد همچین کاری کنی؟

280
00:18:02,708 --> 00:18:03,959
‫فکر کردم اون مرد زندگیمه

281
00:18:04,960 --> 00:18:06,879
- ‫بابات
- ‫تو حتی اسمش هم نمی‌دونی

282
00:18:07,629 --> 00:18:09,673
‫حدس می‌زنم، بهتره برم به بابا بگم،

283
00:18:09,756 --> 00:18:11,133
‫البته اگه قرار باشه
‫بچه رو نگه دارم

284
00:18:12,509 --> 00:18:15,220
‫قول دادم هرچی شد بهش خبر بدم

285
00:18:15,304 --> 00:18:17,639
‫ایول، ولی آخرین بار کی باهاش حرف زدی؟

286
00:18:19,600 --> 00:18:21,018
‫خیلی وقته

287
00:18:21,101 --> 00:18:22,978
‫به هیچ‌وقت نزدیک‌تره تا اخیراً

288
00:18:27,441 --> 00:18:30,027
‫وقتی باردار شدی چطور خبرش رو به بابا دادی؟

289
00:18:32,000 --> 00:18:39,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

290
00:18:40,245 --> 00:18:45,792
‫یه شب، اون و چند تا از رفقاش
‫اومدم توی رستوران و...

291
00:18:46,710 --> 00:18:48,378
‫مثل چی مَست کردن...

292
00:18:48,462 --> 00:18:53,300
‫و بعد از شیفت کارم،
‫اون من رو بُرد به هتلش

293
00:18:53,383 --> 00:18:54,885
‫و، می‌دونی، همونجا بهش گفتم

294
00:19:01,642 --> 00:19:05,270
‫انگاری خیلی خوشحال بود

295
00:19:05,354 --> 00:19:07,147
‫خیلی عجیب بود

296
00:19:07,231 --> 00:19:11,693
‫چون، اصلاً نمی‌تونست جلوی
‫خندش رو بگیره و هی داشت شکمم رو مالش می‌داد

297
00:19:11,777 --> 00:19:14,655
‫و بعدش بهم گفت که زن داره،

298
00:19:14,738 --> 00:19:19,451
‫و این حرفش قلبم رو شکست

299
00:19:20,661 --> 00:19:23,163
‫داشتم گریه می‌کردم،

300
00:19:23,247 --> 00:19:25,832
‫که اون گفت،

301
00:19:27,209 --> 00:19:31,088
‫«خیلی خوشحالم که با تو آشنا شدم»

302
00:19:31,672 --> 00:19:35,384
‫و فهمیدم که من...

303
00:19:37,344 --> 00:19:39,304
‫منم خیلی خوشحال بودم که باهاش آشنا شده بودم

304
00:19:39,388 --> 00:19:41,265
‫می‌دونی، چون می‌اومد شهر،
‫ما هی می‌رفتیم پیش هم دیگه

305
00:19:41,348 --> 00:19:44,685
‫بعضی‌اوقات برات اسباب‌بازی می‌آورد،
‫و روی زانوش تکونت می‌داد،

306
00:19:44,768 --> 00:19:47,729
‫و می‌دونم، هی می‌نداختت بالا پایین
‫و باهات بازی می‌کرد

307
00:19:49,231 --> 00:19:51,149
‫یکمیم من رو بالا پایین می‌نداخت و آره...

308
00:19:51,900 --> 00:19:54,736
‫آره، رفقام فکر می‌کردن
‫من کسخل‌ترین آدم روی کره‌زمینم،

309
00:19:54,820 --> 00:19:55,863
‫ولی من...

310
00:19:56,780 --> 00:19:57,823
‫عاشقش بودم

311
00:20:00,367 --> 00:20:01,827
‫تو انتخاب کردی تا من رو نگه داری

312
00:20:05,038 --> 00:20:06,331
‫آره

313
00:20:11,837 --> 00:20:13,964
‫باور داری که بعضی اتفاقا
‫یه دلیلی دارن که اتفاق میفتن؟

314
00:20:15,674 --> 00:20:17,092
‫نمی‌دونم

315
00:20:17,176 --> 00:20:18,969
‫ولی من فکر می‌کنم تو
‫می‌خوای زندگیت رو خراب کنی

316
00:20:19,678 --> 00:20:21,096
‫من زندگی تو رو خراب کردم

317
00:20:24,892 --> 00:20:27,477
‫آره خراب کردی ولی از نوع خوشگلش

318
00:20:39,573 --> 00:20:40,824
‫عاشقشی یا نه؟

319
00:20:41,658 --> 00:20:42,784
‫استادت رو میگم

320
00:20:42,868 --> 00:20:44,286
‫نه عاشقش نیستم

321
00:20:48,123 --> 00:20:49,625
‫و نمی‌خوامش

322
00:20:53,337 --> 00:20:55,005
‫ولی برای هر دلیلی که هست...

323
00:20:58,217 --> 00:20:59,635
‫من اینه بچه رو می‌خوام...

324
00:21:04,097 --> 00:21:06,725
‫بیشتر از هرچیزی
‫که تا حالا می‌خواستم می‌خوامش

325
00:21:19,988 --> 00:21:22,783
‫خیلی مهمه
‫که هول هولکی قضاوتش نکنی

326
00:21:23,450 --> 00:21:25,536
‫چرا باید این کار رو کنیم؟
‫ما که آدم‌ها رو قضاوت نمی‌کنیم

327
00:21:25,619 --> 00:21:27,496
‫کلاً میگم.
‫اون به یکمی حمایت نیاز داره

328
00:21:27,579 --> 00:21:30,499
‫قرار نیست از تصمیمی که
‫باهاش موافق نیستم حمایت کنم

329
00:21:30,582 --> 00:21:32,835
‫اون یه دانشجوئه، احتمالاً فمینیستم هست

330
00:21:32,918 --> 00:21:34,461
‫منظورم اینه، اصلاً چه
‫پیام‌هایی داره می‌فرسته؟

331
00:21:37,089 --> 00:21:38,423
‫سلام. چه‌خبرا؟

332
00:21:41,093 --> 00:21:42,803
‫داشتیم ترتیب جشن تولد بچه‌ات رو می‌دادیم

333
00:21:42,886 --> 00:21:44,179
‫راستکی؟

334
00:21:44,721 --> 00:21:45,931
‫جشن تولد بچه نمی‌خوام

335
00:21:46,014 --> 00:21:48,058
‫چه بخوای چه نخوای، برای بچه‌ات

336
00:21:48,141 --> 00:21:50,853
- ‫وسایل نیاز داری و این بهترین راهشه
- ‫هی، میشه بپرسم

337
00:21:51,770 --> 00:21:53,605
که اون قراره توی عکس‌مون باشه یا نه؟

338
00:21:54,231 --> 00:21:56,733
- ‫ظاهراً نه
- ‫منظورت از ظاهراً چیه؟

339
00:21:57,526 --> 00:22:00,487
‫وقتی بهش گفتم بچه دارم لال شده

340
00:22:02,281 --> 00:22:03,657
‫به کُل لال شده یا نه؟

341
00:22:04,283 --> 00:22:05,951
‫یه شعر دیگه برام فرستاده

342
00:23:35,123 --> 00:23:38,627
‫جینکس! جینکس! جینکس!

343
00:24:31,388 --> 00:24:33,265
‫من آدم جدی‌ای نیستم

344
00:24:34,266 --> 00:24:35,809
‫پس چجور آدمی هستی؟

345
00:24:37,603 --> 00:24:40,022
‫یه آدم بی‌مزه و لوس

346
00:24:40,105 --> 00:24:41,815
‫میشه ازت یه‌چیزی بپرسم؟

347
00:24:43,317 --> 00:24:45,986
‫چرا همیشه داستان‌هات
‫رو سوم شخص می‌نویسی؟

348
00:24:46,069 --> 00:24:51,074
‫چون فکر می‌کنم باعث میشه
‫همدردی بیشتری با شخصیت داشته باشم

349
00:24:52,159 --> 00:24:53,327
‫با شخصیتم

350
00:24:53,827 --> 00:24:55,954
‫کارم رو برای دوست داشتن خودم آسون می‌کنه

351
00:24:57,247 --> 00:24:59,750
‫تو عجیب‌ترین زنی هستی
‫که تا حالا دیدم

352
00:25:06,965 --> 00:25:08,800
- ‫سلام
- ‫سلام

353
00:25:09,760 --> 00:25:10,802
‫ردیفی؟

354
00:25:11,595 --> 00:25:12,763
‫چون صدات در نمی‌اومد

355
00:25:13,388 --> 00:25:16,308
‫اینجور سکوت‌های طولانی
‫من رو خیلی نگران می‌کنه

356
00:25:16,391 --> 00:25:17,684
‫چطور گذاشتم این اتفاق بیفته؟

357
00:25:18,435 --> 00:25:20,145
‫بِکا یه نظری داد اونم اینه که

358
00:25:20,229 --> 00:25:24,525
‫قضیه درباره
‫این نیست که من عاشقش میشم، درباره اینه که

359
00:25:25,025 --> 00:25:27,152
‫اون داره کاری می‌کنه من عاشق خودم بشم

360
00:25:28,278 --> 00:25:29,988
‫فکر کنم همین کار رو کرد

361
00:25:31,323 --> 00:25:32,574
‫اون کاری کرد حس کنم اهمیت دارم

362
00:25:34,576 --> 00:25:36,286
‫چیکار قراره بکنم؟

363
00:25:36,370 --> 00:25:40,040
‫حتی یه نفس عمیق نمی‌تونم بکشم.
‫جوری دردم می‌گیره که نگو

364
00:25:40,123 --> 00:25:45,671
‫کاری که من می‌کنم، اینه که
‫وانمود می‌کنم اینم یه چیز خیالیه

365
00:25:46,839 --> 00:25:49,466
‫برای همینه بجای بقیه
‫ورزش‌ها، کشتی‌کج می‌بینم،

366
00:25:49,550 --> 00:25:52,761
‫چون همه‌ش برنامه‌ریزی شده‌ست.
‫از قبل معلومه می‌خواد چی بشه

367
00:25:53,512 --> 00:25:54,721
‫وقتی نگاهش می‌کنم
‫احساس امنیت دارم

368
00:25:54,805 --> 00:25:57,808
‫این از قبل برنامه‌ریزی شده نیست،

369
00:25:58,600 --> 00:25:59,643
‫و من اصلاً احساس امنیت نمی‌کنم

370
00:26:00,394 --> 00:26:01,894
به‌نظرم برو دوباره
با بابات حرف بزن

371
00:26:03,230 --> 00:26:05,816
‫باباها همیشه توی اینکه کاری کنن
‫دخترشون احساس مهم بودن کنه خوبن

372
00:26:05,899 --> 00:26:08,026
‫هزار بار بهش پیام دادم

373
00:26:09,945 --> 00:26:10,988
‫مامانت چی؟

374
00:26:13,323 --> 00:26:16,034
‫می‌تونی بری فروشگاه گودویل.
‫شاید یه کالسکه پیدا کردی

375
00:26:16,118 --> 00:26:17,953
‫اون‌ها اینجا چیزی جز
‫آشغال ندارن

376
00:26:18,036 --> 00:26:20,122
‫پارچه‌ی قهوه‌ای گُل‌گُلی
‫با پلاستیک ارزون

377
00:26:20,205 --> 00:26:23,083
‫می‌خوای جوری بزرگش کنی
‫که از توی کامیون تُف کنه بیرون

378
00:26:23,166 --> 00:26:25,002
‫و به جوک‌های نژادپرستی بخنده؟

379
00:26:25,085 --> 00:26:26,295
‫بجنب. یه تخفیف هم می‌گیرم

380
00:26:26,962 --> 00:26:29,047
‫خدای من، این‌ها رو ببین

381
00:26:30,716 --> 00:26:32,676
‫چطور می‌تونن اینقدر گرون باشن؟

382
00:26:33,510 --> 00:26:34,928
‫1200 دلاره

383
00:26:35,012 --> 00:26:36,722
- ‫آره
- ‫قیمتش از ماشینم هم بیشتره

384
00:26:36,805 --> 00:26:39,850
‫خب، می‌دونی، این کیفیتش بهتره، پس...

385
00:26:42,644 --> 00:26:44,021
‫همه‌شون خیلی خوشگلن

386
00:26:44,730 --> 00:26:45,814
‫آره واقعاً

387
00:26:52,196 --> 00:26:53,322
‫چه غلطی می‌کنی؟

388
00:26:54,114 --> 00:26:56,992
‫این دنیاییه که بچه‌ام مستحقشه

389
00:26:57,701 --> 00:27:00,204
‫همون دنیایی که حتی توانایی پرداختش رو ندارم

390
00:27:00,287 --> 00:27:03,457
‫از روی زمین بلند شو

391
00:27:03,540 --> 00:27:04,833
‫این کار اشتباه‌ست

392
00:27:04,917 --> 00:27:07,169
‫الان همه بهت می‌خندن

393
00:27:07,878 --> 00:27:09,713
‫از روی زمین بلند شو، خانم جوان

394
00:27:11,798 --> 00:27:15,469
‫هیچ قربانی‌ای توی بلومینگزدل نیست

395
00:27:25,646 --> 00:27:26,647
‫باشه

396
00:27:33,320 --> 00:27:34,488
‫این یکی رو می‌خرم

397
00:27:35,239 --> 00:27:36,240
‫بزن بریم

398
00:27:42,412 --> 00:27:43,413
‫وای، خدایا

399
00:27:44,081 --> 00:27:45,082
‫مامان!

400
00:27:55,050 --> 00:27:59,346
‫این وزن من رو تحمل نمی‌کنه، ولش کن

401
00:27:59,429 --> 00:28:01,429
‫بیا، بذار من امتحان کنم،
‫بذار من امتحان کنم

402
00:28:03,684 --> 00:28:05,185
‫وای خدایا

403
00:28:10,983 --> 00:28:13,151
‫مرسی که خریدیش، مامان،
‫حتی با تخفیف

404
00:28:14,194 --> 00:28:15,320
‫برام مهم نیست

405
00:28:15,404 --> 00:28:18,782
‫هیچ‌کدوم از نوه‌هام
‫نباید سوار کالسکه‌های چرت و پرت بشن

406
00:28:21,952 --> 00:28:22,953
‫چی؟

407
00:28:27,583 --> 00:28:28,959
‫نگو که...

408
00:28:29,877 --> 00:28:32,171
‫آره. خودشه

409
00:28:33,005 --> 00:28:35,799
‫مامان، گوش بده

410
00:28:36,675 --> 00:28:37,843
‫من میرم باهاش حرف بزنم

411
00:28:39,011 --> 00:28:40,929
‫تو کالسکه رو ببر پیش ماشین

412
00:28:41,013 --> 00:28:43,891
‫فقط بذار برم فکش رو بیارم پایین.
‫سریع برمی‌گردم

413
00:28:43,974 --> 00:28:45,726
‫سرت تو کار خودت باشی

414
00:28:46,226 --> 00:28:48,187
- ‫این کار رو نمی‌کنم
- ‫دارم جدی میگم

415
00:28:49,104 --> 00:28:50,689
‫کالسکه رو بگیر ببر پیش ماشین

416
00:28:53,233 --> 00:28:54,318
‫من اوکیش می‌کنم

417
00:29:12,002 --> 00:29:13,253
‫استاد

418
00:29:14,004 --> 00:29:17,090
‫مارگو میلت، من توی کلاس ادبیاتتونم.
‫احتمالاً من رو یادتون نمیاد

419
00:29:18,091 --> 00:29:19,134
‫یادتونه؟

420
00:29:20,511 --> 00:29:21,512
‫آره

421
00:29:22,679 --> 00:29:24,515
- ‫ایشون همسرمه...
- ‫سلام

422
00:29:24,598 --> 00:29:25,599
‫سارا...

423
00:29:26,225 --> 00:29:27,726
- ‫دخترم، هیلی
- ‫سلام

424
00:29:27,809 --> 00:29:29,228
‫اینم پسرم، مکس

425
00:29:29,853 --> 00:29:31,021
‫سلام

426
00:29:31,522 --> 00:29:32,689
‫خب، ببخشید که مزاحم‌تون شدم،

427
00:29:32,773 --> 00:29:36,527
‫ولی هیچ زمانی مثل الان
‫برای اعتراض کردن خوب نیست، نه؟

428
00:29:38,737 --> 00:29:41,615
‫اون به‌خاطر نمره‌ی آخر ترم‌اش
‫واقعاً ناراحت شده بود

429
00:29:42,407 --> 00:29:44,409
‫حس کرد بهش به ناحق نمره دادید

430
00:29:45,494 --> 00:29:46,662
‫عزیزم،

431
00:29:46,745 --> 00:29:48,747
- ‫میشه چند لحظه بری داخل ماشین؟
- ‫آره

432
00:29:48,830 --> 00:29:50,123
- ‫البته
- ‫منم الان میام

433
00:29:50,207 --> 00:29:52,292
- ‫بجنبید، بچه‌ها
- ‫بابایی الان میاد پیش‌تون

434
00:29:52,376 --> 00:29:53,627
‫بابایی چند دقیقه دیگه میاد

435
00:29:57,548 --> 00:29:58,632
‫داشتی اینجا من رو تعقیب می‌کردی؟

436
00:29:59,132 --> 00:30:01,385
- ‫داری من رو می‌پایی؟
- ‫تو رو بپام؟

437
00:30:02,010 --> 00:30:03,178
‫اومده بودم خرید کنم

438
00:30:03,679 --> 00:30:05,514
‫ولی نه اونجوری که بتونم پولش رو بدم

439
00:30:06,139 --> 00:30:08,600
- ‫خیلی خوشحالم می‌بینم که تو می‌تونی
- ‫ببین، مارگو

440
00:30:09,309 --> 00:30:11,937
- ‫نمی‌دونم این کارها برای چیه، باشه؟
- ‫به من نگاه کن، مارک

441
00:30:12,604 --> 00:30:14,898
- ‫یه حدس بزن
- ‫من سعی کردم مسئولیت‌پذیر باشم،

442
00:30:14,982 --> 00:30:17,150
‫و مسئولیت‌پذیرترین کاری که
‫می‌تونستم انجام بدم،

443
00:30:17,234 --> 00:30:19,820
‫که انجام هم دادم، این بود که تو رو از
‫به‌دنیا آوردن این بچه منصرف کنم

444
00:30:20,404 --> 00:30:21,905
‫می‌خوای من پدر بچه‌ات باشم؟

445
00:30:21,989 --> 00:30:23,365
‫برای همین اومدی اینجا؟

446
00:30:23,448 --> 00:30:25,075
‫البته اگه بچه من باشه

447
00:30:26,034 --> 00:30:27,286
‫ببخشید؟

448
00:30:37,004 --> 00:30:38,505
‫چی ازم می‌خوای، مارگو؟

449
00:30:40,549 --> 00:30:41,842
‫می‌دونی چیه، مارک؟

450
00:30:43,260 --> 00:30:44,261
‫هیچی

451
00:30:46,930 --> 00:30:48,599
‫ازت هیچی نمی‌خوام

452
00:30:52,477 --> 00:30:56,064
‫اون اینکه این بچه
‫ماله خودشه یا نه رو زیر سوال بُرد

453
00:31:00,611 --> 00:31:01,778
‫اون تو رو دید زد

454
00:31:01,862 --> 00:31:03,071
‫همونطور که داشتی رد می‌شدی،

455
00:31:03,155 --> 00:31:07,534
‫پدر بچه‌ام یه نگاهی انداخت
‫تا مامانم رو دید بزنه

456
00:31:12,539 --> 00:31:13,916
‫گفتم که دخالت نکن

457
00:31:13,999 --> 00:31:15,667
‫دخالت نکردم خب

458
00:31:15,751 --> 00:31:17,419
‫من حتی بهت نگاهم نکردم

459
00:31:17,503 --> 00:31:20,297
- ‫فقط رفتم سمت ماشین
- ‫آره. ولی دقیقاً از کنارمون رد شدی

460
00:31:20,380 --> 00:31:23,091
‫خیلی‌خب، انگاری دنبال دعوایی، اونم
‫دعوا با اون،

461
00:31:23,175 --> 00:31:25,219
‫که الان اینجا نیست، پس خودم باهات دعوا می‌گیرم

462
00:31:25,302 --> 00:31:28,388
‫آره، هم از تو عصبانی‌ام هم از اون

463
00:31:29,723 --> 00:31:33,227
‫چون شاید این تصمیم احمقانه‌ای بوده،
‫و شاید حق با تو بوده

464
00:31:34,603 --> 00:31:37,856
‫ولی این تصمیمیه که خودم گرفتم،
‫من این بچه رو به‌دنیا میارم

465
00:31:37,940 --> 00:31:39,107
‫نوه‌ات رو

466
00:31:39,691 --> 00:31:42,903
‫تویی که حتی یه ذره
‫از خودت شور و اشتیاق نشون نمیدی

467
00:31:45,030 --> 00:31:46,573
‫چطور جرئت می‌کنی خوشحالی نکنی؟

468
00:31:47,491 --> 00:31:49,201
‫چون نمی‌کنم

469
00:31:49,284 --> 00:31:51,036
‫آیا عاشقش میشم؟ البته

470
00:31:51,119 --> 00:31:54,331
‫درست همونطور که عاشق تو بودم.
‫از همون روزی که به‌دنیا اومدی

471
00:31:55,916 --> 00:32:00,838
‫ولی نه، من برای این تراژدی حتی
‫یک ثانیه هم خوشحالی نمی‌کنم

472
00:32:01,547 --> 00:32:02,756
‫زندگیت همونطور که می‌دونی...

473
00:32:02,840 --> 00:32:04,967
‫نه، این رو گوش کن

474
00:32:06,009 --> 00:32:09,304
‫اونچه هیچ‌وقت نتونستی بشناسیش،
‫دیگه تمومه

475
00:32:10,097 --> 00:32:12,099
‫پس، نه، من بابتش خوشحالی نمی‌کنم

476
00:32:16,854 --> 00:32:19,690
‫زندگی آدم رو از پا در میاره

477
00:32:23,193 --> 00:32:26,029
‫هیچ‌کسی این رو بهت نمیگه،
‫و این حرف رو توی کتاب‌های

478
00:32:26,113 --> 00:32:28,699
‫انتظار چی چیزی رو داشته باشید»
‫وقتی در انتظار هستید» نمی‌خونی

479
00:32:28,782 --> 00:32:29,950
‫و این تو رو از پا در میاره

480
00:32:32,536 --> 00:32:33,537
‫من از پا در نیومدم

481
00:32:33,620 --> 00:32:34,830
‫من...

482
00:32:34,913 --> 00:32:37,124
‫میشه فقط دو ثانیه از ماشین بری بیرون؟

483
00:32:37,207 --> 00:32:40,127
- ‫ازم می‌خوای از ماشین برم بیرون؟
- ‫آره، چون می‌خوام جیغ بزنم

484
00:32:40,210 --> 00:32:41,670
‫و این جیغ برای بچه‌ات خوب نیست

485
00:32:42,171 --> 00:32:44,548
‫استرس من رو کاهش میده،
‫ولی استرس بچه‌ات رو نه

486
00:32:44,631 --> 00:32:46,800
‫پس، لطفاً برو بیرون

487
00:32:46,884 --> 00:32:48,218
‫فقط یه ثانیه طول می‌کشه

488
00:33:04,902 --> 00:33:06,653
- ‫اون داره اشتباه انجامش میده
- ‫خانم

489
00:33:08,780 --> 00:33:10,741
‫میشه بهش بی‌حسی اپیدورال بزنین؟

490
00:33:11,283 --> 00:33:13,785
- ‫لطفاً
- ‫محض رضای خدا، پس بدین به من

491
00:33:15,037 --> 00:33:16,872
- ‫زور بزن. زور بزن.
- ‫دیگه آخرشه

492
00:33:16,955 --> 00:33:18,498
‫یه زور محکمِ دیگه

493
00:33:18,582 --> 00:33:19,791
‫بجنب

494
00:33:19,875 --> 00:33:22,544
‫زور بزن!

495
00:33:45,108 --> 00:33:46,443
‫حالش خوبه؟

496
00:33:46,527 --> 00:33:47,861
‫حالش خوبه؟

497
00:33:47,945 --> 00:33:50,489
- ‫اون عالیه
- ‫خیلی هم خوشگله

498
00:33:51,198 --> 00:33:54,117
‫مامان، باورت میشه؟

499
00:33:54,660 --> 00:33:56,036
‫من تونستم

500
00:33:56,119 --> 00:33:57,454
‫تو تونستی، عزیزکم

501
00:33:58,121 --> 00:33:59,873
‫آره

502
00:33:59,957 --> 00:34:01,792
- ‫بچه‌ام
- ‫تو تونستی

503
00:34:02,500 --> 00:34:22,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
