WEBVTT

00:00.820 --> 00:04.083
،بیلی دیر وقت اومد خونه
فکر کنم سه، چهار صبح بود

00:04.792 --> 00:06.291
همه‌جاش خونین و مالین بود

00:06.486 --> 00:08.618
...آنچه گذشت

00:08.834 --> 00:10.458
‫جان دوباره داره با سندرا میخوابه؟

00:10.667 --> 00:13.083
‫- آره
‫- اوه لوری، متاسفم

00:14.250 --> 00:16.792
‫- واسه اعتراف آماده‌ام
‫- مطمئنی؟

00:18.375 --> 00:20.166
‫تو دفترچه خاطرات ارین رو دزدیدی

00:21.250 --> 00:22.417
‫فکر کنم وکیل میخوام

00:23.125 --> 00:24.834
‫بیا بریم به کلبه بابا

00:25.583 --> 00:27.625
‫واسه آخرین بار میریم ماهیگیری

00:28.333 --> 00:29.208
‫حاضری؟

00:29.500 --> 00:31.250
‫چرا دفترچه خاطرات ارین رو سوزوندی؟

00:32.917 --> 00:35.458
‫چی توش نوشته شده بود
‫که میخواستی مخفیش کنی؟

00:37.333 --> 00:38.667
‫به مِیر زنگ بزن

01:00.739 --> 01:06.368
« مِـیـر، از ایست‌تاون »
«فصل اول، قسمت پایانی»

01:06.392 --> 01:14.392
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:14.417 --> 01:18.417
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:18.442 --> 01:28.442
»» تــرجــمــه: تـورج پاکاری و ســـروش ««
:.:.: SuRouSH_AbG & Stef@n :.:.:

01:34.208 --> 01:35.625
‫خبری نیست

01:35.709 --> 01:37.166
‫هنوزم وصل نمیشه

01:37.250 --> 01:39.625
‫بیسیمش هم نمیگیره

01:39.709 --> 01:41.041
‫با پاسگاه اونجا تماس بگیر

01:41.125 --> 01:42.166
‫در جریان قرارشون بده،

01:42.250 --> 01:44.000
‫و بگو چندتا ماشین بفرستن اونجا

01:44.083 --> 01:46.000
‫- تا اون کلبه رو چک کنن
‫- مفهموم شد

01:57.792 --> 01:59.667
‫این عکس رو از کجا آوردی؟

01:59.750 --> 02:02.500
‫تو یکی از دفترچه‌های ارین پیداش کردم

02:02.583 --> 02:06.083
‫دیلن هینچی میدونه که
‫جان راس پدر واقعی دی‌جی هستش؟

02:06.166 --> 02:09.083
‫نه. عکس رو ازش مخفی کردم

02:10.500 --> 02:13.583
‫سوالم درمورد سوزوندن دفترچه خاطرات ارین
‫رو جواب ندادی

02:14.291 --> 02:15.625
‫فکر من بود

02:16.583 --> 02:17.792
‫با خودم فکر کردم اگه پلیس پیداش کنه،

02:17.875 --> 02:20.125
‫ممکنه یه چیزی توش نوشته شده باشه

02:21.041 --> 02:22.250
‫یه چیزی مثل؟

02:23.834 --> 02:24.875
‫مثل همین

02:25.583 --> 02:27.875
‫اینکه پدر واقعی دی‌جی کی بوده

02:27.959 --> 02:30.417
‫دیلن میخواست پدر و مادرش
‫دی‌جی رو نگه دارن

02:31.291 --> 02:32.834
‫بهمون گفت اگه اونو ازشون بگیرن...

02:32.917 --> 02:34.500
‫دل‌شون رو میشکنه

02:34.583 --> 02:35.917
‫این دلیل اون بود

02:36.417 --> 02:38.625
‫دلیل تو چی بود؟

02:38.709 --> 02:41.083
‫فکر میکردم ارین هم همینو میخواد

02:43.458 --> 02:45.458
‫فقط میخواستم احترام دوستم رو نگه دارم

03:50.500 --> 03:52.917
‫پس بخاطر این میخواستی منو بکشونی اینجا، ها؟

03:53.000 --> 03:55.166
‫طوری جلوه کنی که انگار خودکشی کردم

03:56.500 --> 03:58.208
‫تنها در این صورت میتونم مطمئن بشم

03:59.458 --> 04:00.750
‫درسته. درسته

04:00.834 --> 04:02.792
‫فقط منو پرت میکنی تو رودخونه
‫و به زندگیت ادامه میدی

04:04.041 --> 04:06.959
‫یالا، جان.
‫دقیقا اینجا، ها؟

04:07.041 --> 04:08.959
‫دقیقا بزن اینجا که شکی باقی نمونه

04:09.041 --> 04:10.792
‫در هر صورت همه فکر میکنن
‫من اونو کشتم،

04:10.875 --> 04:12.750
‫و هیچکس هم دلش واسه یه آدم
‫گند بالاآوری مثل من تنگ نمیشه

04:14.417 --> 04:16.709
‫- بزن، جان!
‫- لطفا ساکت باش، بیلی. فقط...

04:18.125 --> 04:20.208
‫- متاسفم
‫- متاسف نباش

04:20.291 --> 04:23.041
‫با این کارت بهم لطف میکنی، جان

04:24.792 --> 04:26.125
‫بزن، جان

04:26.208 --> 04:28.875
‫همونطور که گفتی تو یه خانواده داری
‫و من کسی رو ندارم

04:30.583 --> 04:31.834
‫فقط ماشه رو بکش

04:33.709 --> 04:35.625
‫خودم همینو میخوام

04:35.709 --> 04:38.500
‫ماشه رو بکش.
‫ماشه رو بکش، جان!

04:38.583 --> 04:40.750
‫- خفه‌خون بگیر، بیلی!
‫- بزن، جان!

04:42.041 --> 04:43.709
‫- بزن!
‫- دهنت رو ببند!

04:44.875 --> 04:48.542
‫- لعنتی!
‫- فقط شلیک کن جان، خب؟

04:48.625 --> 04:50.041
‫یا خدا

04:53.792 --> 04:55.125
‫بزن، جان

04:55.208 --> 04:57.667
‫بزن. فقط ماشه رو بکش، جان

04:57.750 --> 04:59.166
‫جان!

04:59.250 --> 05:02.500
‫اسلحه رو بنداز زمین!
‫اسلحه کوفتی رو بنداز زمین!

05:08.375 --> 05:10.208
‫اسلحه کوفتی رو بنداز زمین!

05:12.083 --> 05:13.083
‫نه!

05:16.625 --> 05:17.625
‫جان!

05:36.834 --> 05:37.834
‫جان!

05:51.083 --> 05:53.333
‫کار من نبود، میر

05:53.417 --> 05:54.917
‫فقط منو بکش، میر

05:55.000 --> 05:58.375
‫میر، لطفا.
‫لطفا منو بکش بره

05:58.458 --> 06:00.333
‫میر، خواهش میکنم

06:01.083 --> 06:03.125
‫فقط منو بکش، لطفا

06:04.792 --> 06:07.125
‫میر، فقط منو بکش، خواهش میکنم

06:18.000 --> 06:20.792
‫- میتونی نجاتش بدی؟
‫- نه

06:20.875 --> 06:24.125
‫همین الانشم بدجور میخاره
‫و بوی گند میده

06:27.166 --> 06:30.792
‫جس رایلی صبح اومد اداره

06:31.333 --> 06:32.333
‫اینو...

06:32.417 --> 06:35.208
‫وسط یکی از دفترچه‌های خاطرات
‫ارین مک منامین پیدا کرده بود

06:38.291 --> 06:40.500
‫میخواست تقصیر بیوفته گردن برادرش

06:52.625 --> 06:53.709
‫حالت خوبه؟

06:57.500 --> 06:58.542
‫نه والا

07:00.750 --> 07:02.250
‫ولی زنده میمونی

07:08.583 --> 07:09.583
‫خوبه

07:19.875 --> 07:21.208
‫میخوای از کجا شروع کنم؟

07:26.417 --> 07:29.166
‫از کِی شروع به...

07:29.250 --> 07:32.500
‫رابطه جنسی با ارین مک منامین کردی؟

07:32.583 --> 07:36.875
‫آخر یه شبِ دورهمی خانوادگی‌مون
‫بغل دریاچه هارمونی بود

07:36.959 --> 07:39.375
‫بیلی، اون...

07:40.250 --> 07:42.125
‫کل عصر رو مشروب خورده بود

07:43.333 --> 07:45.250
‫یکم مَست بود

07:45.333 --> 07:46.792
‫رفتم بهش سر بزنم

07:48.959 --> 07:51.041
‫تو یه کلبه با کنی و ارین بود

07:51.125 --> 07:54.750
‫و کنی و بیلی خواب رفته بودن

07:56.333 --> 07:57.875
‫ارین رو ایوون جلوی خونه بود

07:58.750 --> 08:00.500
‫و بعد فقط شروع به حرف زدن کردیم

08:00.583 --> 08:01.834
‫و اون گفت که خوابش نمیبره،

08:01.917 --> 08:04.417
‫و تصمیم گرفتیم بریم یه قدمی بزنیم

08:05.917 --> 08:09.291
‫آخر سر کل شب رو حرف زدیم

08:09.375 --> 08:10.417
‫و بعد...

08:13.166 --> 08:14.250
‫همدیگه رو بوسیدیم

08:15.417 --> 08:18.083
‫از اون موقع، وقت گذروندن‌مون باهم شروع شد

08:20.125 --> 08:21.417
‫سکس کردن‌تون شروع شد؟

08:23.834 --> 08:26.458
‫فقط سکس نبود، خب؟

08:27.458 --> 08:29.250
‫بله، سکس میکردیم

08:29.542 --> 08:31.041
‫اون...

08:31.125 --> 08:33.250
‫هر دومون اوضاع‌مون سخت بود

08:33.333 --> 08:36.250
‫اون...
‫یعنی، تو خونه مشکل داشت

08:36.333 --> 08:40.000
‫و اوضاع بین من و لور هم خیلی خوب نبود

08:41.417 --> 08:44.041
‫میتونستیم طوری باهم حرف بزنیم...

08:44.125 --> 08:47.041
‫که نمیتونستیم با کس دیگه‌ای
‫این حرفا رو بزنیم

08:47.125 --> 08:51.000
‫یعنی، یه ارتباطی بین‌مون بود

08:59.417 --> 09:02.959
‫ارین حامله شد و...

09:05.709 --> 09:08.792
‫ازش خواستم بچه رو سقط کنه

09:09.333 --> 09:10.625
‫حاضر نبود

09:10.709 --> 09:14.208
‫مشخصاً، حقیقت بی‌‍‌ایراد نبود

09:14.291 --> 09:16.250
‫و اون موقع با دیلن هینچی دوست بود،

09:16.333 --> 09:17.667
‫و ما فقط...

09:18.875 --> 09:23.083
‫گذاشتیم دیلن فکر کنه که بابای دی‌جی هستش

09:23.166 --> 09:26.208
‫شب دهم ژانویه رو برامون شرح بده

09:29.000 --> 09:33.959
‫تو کلبه جنگلی بودم.
‫جشن نامزدی فرانک

09:34.041 --> 09:36.792
‫ارین، کلی بهم زنگ زد

09:36.875 --> 09:38.583
‫صبرکن، هیچ...

09:38.667 --> 09:41.458
‫هیچ تماسی با شماره تو گرفته نشده بود
‫از...

09:41.542 --> 09:43.291
‫تو سوابق گوشیش نبود

09:43.375 --> 09:48.041
‫نه. گوشی پیش پرداخت شده
‫واسه استفاده کردن داشتیم

09:49.333 --> 09:51.458
‫تا بدون اینکه لوری بفهمه
‫باهم حرف بزنیم

09:51.542 --> 09:54.375
‫میدونست که نباید به خط اصلیم زنگ بزنه،

09:54.458 --> 09:56.667
‫ولی اون شب، زنگ زد.
‫ناراحت بود

09:56.750 --> 09:59.125
‫گفت اگه نرم پیشش...

09:59.208 --> 10:00.458
‫همه‎چی رو به لوری میگه

10:00.542 --> 10:03.959
‫پس از جشن رفتم،
‫با ماشین به پارک برندی‌واین رفتم

10:04.041 --> 10:10.709
‫و اون اونجا بود.
‫عصبانی بود

10:10.792 --> 10:13.291
‫میخواست پول عمل گوش دی‌‍‌جی رو بدم

10:13.375 --> 10:16.625
‫سعی کردم...
‫سعی کردم سر عقلش بیارم

10:16.709 --> 10:18.709
‫بهش گفتم به محض اینکه بتونم
‫پول رو جور میکنم،

10:18.792 --> 10:21.750
‫ولی اون...

10:22.917 --> 10:27.375
‫خسته شده بود.
‫فکر کنم دیگه بریده بود

10:28.792 --> 10:31.250
‫دیگه از دروغ‌هام خسته شده بود و...

10:36.667 --> 10:39.375
‫یه اسلحه داشت،
‫و داشت اینور و اونور تکونش میداد

10:39.458 --> 10:42.291
‫و داد میزد که من چطور زندگیش رو نابود کردم

10:42.375 --> 10:45.583
‫و اون میخواست به خودش شلیک کنه

10:45.959 --> 10:47.000
‫همونجا

10:47.083 --> 10:49.542
‫من تا حالا اونطوری ندیده بودمش

10:49.625 --> 10:50.959
‫دست پاچه شدم که میخواد اینکارو بکنه

10:51.041 --> 10:54.583
‫پس سعی کردم اسلحه
‫رو ازش بگیرم و...

10:56.125 --> 11:00.125
‫و ماشه‌اش در رفت
‫و گلوله خورد تو دستش

11:00.208 --> 11:01.500
‫و همه‌جا پر از خون بود

11:01.583 --> 11:02.709
‫و اون داشت داد میزد

11:06.959 --> 11:08.083
‫من هول کردم

11:09.333 --> 11:11.000
‫هول کردم و بهش شلیک کردم

11:12.959 --> 11:14.125
‫به کجاش شلیک کردی؟

11:21.458 --> 11:22.583
‫تو صورتش

11:27.792 --> 11:31.375
‫جسدش رو کشوندم تو جنگل اونجا

11:31.458 --> 11:34.959
‫خودم رو تر و تمیز کردم و بعدش
‫برگشتم به کلبه جنگلی

11:37.583 --> 11:38.625
‫چرا اینکارو کردی؟

11:40.291 --> 11:41.959
‫باید فرانک و فی رو میبردم خونه...

11:43.083 --> 11:44.625
‫تا دلیل موجه داشته باشم

11:45.375 --> 11:47.792
‫و به بیلی زنگ زدم

11:47.875 --> 11:49.041
‫اومد تو پارک پیشم

11:49.125 --> 11:52.291
‫و جسدش رو گذاشتیم پشت وانت

11:54.083 --> 11:56.458
‫چرا این همه راه رو تا جنگل شارپ بردیش؟

11:58.000 --> 11:59.917
‫ارین گفت که سر شب با چندتا
‫از بچه‌های دیگه

12:00.000 --> 12:02.417
‫اونجا بوده

12:02.500 --> 12:05.458
‫- با خودم گفتم شاید فکر کنین...
‫- میخواستی فکر کنیم کار یکی از اونا بوده

12:10.542 --> 12:11.792
‫و لوری میدونست؟

12:15.625 --> 12:18.458
‫متقاعدش کردم که برام بهتون دروغ بگه

12:18.542 --> 12:20.959
‫تا بهتون بگه بیلی ارین رو کشته

12:44.542 --> 12:49.667
‫جان راس دیشب به قتل
‫ارین مک منامین اعتراف کرد

12:51.291 --> 12:53.500
‫امروز صبح با دفتر دادستان تماس گرفتم

12:53.583 --> 12:55.333
‫و ازشون خواستم اتهاماتت
‫رو پس بگیرن

12:56.792 --> 12:58.125
‫تنها جرمی که مرتکب شدی

12:58.208 --> 12:59.834
‫دروغ گفتن درمورد دوچرخه ارین بود

13:03.875 --> 13:05.583
‫کاش جلوش رو میگرفتم

13:07.542 --> 13:09.583
‫ارین، وقتی از ماشینم پیاده شد
‫من...

13:11.417 --> 13:13.333
‫باید میکشوندمش داخل ماشین

13:13.417 --> 13:17.250
‫و بهش میگفتم نه...
‫به اون پارک نره

13:20.709 --> 13:23.792
‫پس، بعد از این جریان
‫هر کجا که میری...

13:28.500 --> 13:30.458
‫امیدوارم بهتر از ما باهات رفتار کنن

13:33.083 --> 13:35.250
‫من جایی واسه رفتن ندارم، کارآگاه

13:36.834 --> 13:38.375
‫ایست‌تاون خونه منه

13:43.542 --> 13:44.583
‫آره

14:03.792 --> 14:07.250
‫ماده یک بند 2501،

14:07.333 --> 14:11.208
‫که بیان میدارد شخصی به
‫قتل جنایی مجرم است

14:11.291 --> 14:16.500
‫که اگر او عمداً، آگاهانه،
‫با بی‌‍‌ملاحظگی یا با سهل انگاری...

14:16.583 --> 14:19.709
‫باعث مرگ یک انسان دیگر شود

14:19.792 --> 14:21.959
‫لطفا مدافع برخیزد

14:32.875 --> 14:34.458
‫دو دقیقه وقت داری

14:40.667 --> 14:42.458
‫ممنون که قبول کردی منو ببینی

14:42.542 --> 14:45.291
‫میدونم حق ندارم این کارو بکنم ولی...

14:45.875 --> 14:47.333
‫ازت میخوام...

14:49.875 --> 14:52.625
‫دی‌جی رو ببری پیشت

14:54.083 --> 14:58.667
‫بزرگش کنی، بهش زندگی خوبی بدی

14:58.750 --> 15:01.166
‫چاره دیگه‌ای ندارم

15:01.250 --> 15:04.667
‫چاره دیگه‌ای ندارم.
‫اون پسر منه

15:08.500 --> 15:12.208
‫پسرمه.
‫میتونی اینکارو بکنی؟

15:12.291 --> 15:13.291
‫وقت رفتنه

15:13.375 --> 15:14.709
‫- لطفا؟
‫- بریم

15:25.625 --> 15:26.667
‫میر؟

15:38.709 --> 15:40.166
‫راس امروز در رابطه با...

15:40.250 --> 15:43.125
‫مرگ ارین مک منامین
‫به دادگاه احضار شد

15:43.208 --> 15:44.917
‫ما اون شب پیشش بودیم

15:45.834 --> 15:47.208
‫شب نامزدی فرانک

15:47.875 --> 15:49.000
‫اون جانه

15:52.542 --> 15:54.458
‫اوه، لعنتی. میر اومد.
‫نمیخوام اینو بشنوه

15:54.542 --> 15:56.709
‫باید خاموشش کنم...
‫اوه، خدایا!

15:57.750 --> 16:00.000
‫خدای من

16:00.083 --> 16:01.834
‫دیگه چت شده؟

16:01.917 --> 16:05.125
‫هیچی

16:05.208 --> 16:07.625
‫اصلا چندتا منهتن خوردی؟

16:07.709 --> 16:11.959
‫اوه، محض رضای خدا بس کن

16:14.750 --> 16:16.166
‫چطوری، میر؟

16:16.250 --> 16:17.500
‫از این بهتر بودم

16:17.583 --> 16:20.458
‫اوه، لور رو تو دادگاه دیدی؟
‫حالش چطور بود؟

16:21.000 --> 16:22.166
‫باهم حرف نزدیم

16:22.250 --> 16:24.750
‫نتونستم از فکر اون در بیام

16:24.834 --> 16:26.834
‫نمیتونم تصور کنم چقدر الان براش سخته

16:26.917 --> 16:29.500
‫- اون بهم دروغ گفت، مامان
‫- خب، میتونی سرزنشش کنی؟

16:29.583 --> 16:31.917
‫آره. میتونم سرزنشش کنم، خب؟

16:32.000 --> 16:34.250
‫اون او مانع یه تحقیقات قتل شد

16:34.333 --> 16:38.750
‫مامان، زل زد تو چشم‌هام
‫و بهم گفت بیلی ارین رو کشته

16:38.834 --> 16:40.333
‫با اینکه میدونست کار جان بوده

16:40.417 --> 16:43.000
‫- میر، بیخیال
‫- میدونی چیه؟ من...

16:43.083 --> 16:44.542
‫اگه میخوای طرف اونو بگیری

16:44.625 --> 16:45.792
‫حاضر نیستم درموردش حرف بزنم

16:45.875 --> 16:47.709
‫باشه، معذرت میخوام.
‫ببخشید. ببخشید

16:47.792 --> 16:52.458
‫من همیشه طرف توئم.
‫حتی وقتی طوری رفتار میکنم که انگار نیستم

16:55.250 --> 16:56.834
‫ممنون

16:56.917 --> 17:00.542
‫دن، شماس مارک امروز عصر آزاد شد

17:00.625 --> 17:02.000
‫فکر کردم بخوای بدونی

17:02.750 --> 17:03.792
‫من میرم بخوابم

17:05.709 --> 17:06.792
‫شب بخیر

17:38.458 --> 17:41.166
‫چطوری؟

17:42.250 --> 17:43.291
‫سلام

17:44.667 --> 17:46.291
‫بیا

17:46.375 --> 17:49.083
‫امروز چطور پیش رفت؟
‫بهت فکر میکردم

17:49.166 --> 17:51.834
‫عالی بود. آره

17:55.125 --> 17:57.333
‫کِی میخواستی درمورد برکلی بهم بگی؟

18:01.083 --> 18:02.709
‫بابات بهم گفت

18:03.875 --> 18:06.166
‫خیلی از دستش عصبانی نباش.
‫فقط هیجان‌زده بود

18:07.834 --> 18:10.083
‫خب، به هرحال فکر نکنم برم، پس...

18:13.542 --> 18:14.542
‫باشه

18:16.875 --> 18:19.583
‫منظورت چیه؟

18:19.667 --> 18:22.500
‫یعنی...

18:23.875 --> 18:25.375
‫زندگی خودته، شیوان

18:27.208 --> 18:28.542
‫آره. ولی...

18:29.917 --> 18:32.417
‫شاید بتونی یه ثانیه مادرم باشی

18:32.500 --> 18:34.375
‫و یکم راهنماییم کنی

18:40.667 --> 18:42.041
‫به نظرم باید بری

18:48.041 --> 18:49.458
‫مطمئنی حالت خوبه؟

18:49.542 --> 18:52.750
‫به اندازه کافی راهنماییانه و اینا نبود؟

18:53.667 --> 18:56.083
‫آره، فقط یه تعطیلات نیاز دارم

18:58.208 --> 18:59.417
‫تو اصلا دروغ بلد نیستی، مامان

19:00.291 --> 19:02.667
‫عاشق اینی که تو ایست‌تاون باشی

19:02.750 --> 19:05.750
‫بخاطر اینکه تو اینجایی، جای بهتریه.
‫شب بخیر

19:09.041 --> 19:10.083
‫شب بخیر

19:30.000 --> 19:32.417
‫خب، چرا شوهرت جای گربه رو...

19:32.500 --> 19:34.709
‫میذاره تو کشوهای لباست؟

19:34.792 --> 19:37.041
‫نه، نه، نه.
‫فعلا کاری بهش نداشته باش

19:37.125 --> 19:39.417
‫یکی از افسرهامون فوراً میاد اونجا

19:40.667 --> 19:41.667
‫سلام

19:42.875 --> 19:46.625
‫- صبح بخیر، جن
‫- نه، من از گربه‌ها متنفر نیستم

19:46.709 --> 19:48.792
‫یه لحظه

19:51.542 --> 19:52.917
‫خیلی‎خب، چشم‌هات رو باز نکن

19:54.291 --> 19:57.500
‫چشم‌هات رو باز نکن.
‫چشم‌هات رو باز نکن

20:01.041 --> 20:03.333
‫خیلی‌خب.
‫حالا باز کن

20:04.834 --> 20:06.458
‫به خونه جدیدت خوش اومدی

20:08.208 --> 20:11.166
‫خون من؟
‫ولی چطوری؟

20:12.166 --> 20:15.000
‫آدم‌های زیادی دوستت دارن.
‫بخاطر همین

20:38.583 --> 20:40.375
‫مامان‌جون، چی زیر اونجاست؟

20:41.125 --> 20:42.750
‫زیر کجا؟
‫[شبیه به تلف شُرت]

20:42.834 --> 20:45.667
‫- تو گفتی شُرت!
‫- شُرت!

20:45.750 --> 20:48.625
‫اوه، راست میگی.
‫گفتم شُرت!

20:48.709 --> 20:51.458
‫خودش گفت!

21:12.750 --> 21:15.125
‫اوه خوبی، رفیق کوچولو؟

21:15.208 --> 21:16.542
‫چیزی نیست

21:18.792 --> 21:19.917
‫این پسرتونه؟

21:21.583 --> 21:22.583
‫بله

21:24.750 --> 21:26.041
‫میشه فقط چک کنین که...

21:26.125 --> 21:28.500
‫این اطلاعات درستن یا نه؟

21:33.125 --> 21:34.583
‫آره. درستن

21:34.667 --> 21:36.375
‫پس، من چند دقیقه دیگه برمیگردم

21:36.458 --> 21:38.125
‫و بعد واسه جراحی میبریمش

21:38.208 --> 21:39.166
‫نگران نباش، رفیق

21:39.250 --> 21:41.083
‫گوش‌هات رو خوب میکنیم

21:47.792 --> 21:49.500
‫هیس

21:49.583 --> 21:51.500
‫آقای رید، با موکل‌تون صحبت کردین...

21:51.583 --> 21:54.709
‫که کِی میخوان امروز صبح بیان؟

21:54.792 --> 21:58.041
‫میانجی‌گری قرار بود
‫20 دیگه پیش شروع بشه

21:58.125 --> 21:59.125
‫من معذرت میخوام

21:59.208 --> 22:00.834
‫جواب گوشی رو نمیده

22:00.917 --> 22:02.583
‫الان دوباره بهش زنگ میزنیم، آقا

22:11.041 --> 22:14.250
‫من میرم دستشویی.
‫ببخشید

22:23.333 --> 22:24.583
‫جریان چیه؟

22:25.959 --> 22:28.166
‫میانجی‌ بدجور اعصابش خورده

22:32.583 --> 22:33.792
‫نمیتونم ببرمش

22:37.333 --> 22:41.125
‫بخاطر این نیست که نمیخوام.
‫من فقط...

22:46.959 --> 22:48.458
‫چند وقته داری استفاده میکنی؟

22:51.375 --> 22:52.542
‫چند ماهی میشه

22:55.083 --> 22:57.333
‫بخاطر این شروع شد که
‫باید بیدار میموندم

22:59.917 --> 23:02.625
‫ولی اخیراً، بدتر شده پس...

23:06.875 --> 23:09.291
‫شرط میبندم از شنیدن اینا
‫خیلی خوشحالی

23:11.667 --> 23:13.667
‫من در صورتی خوشحالم
‫که درو شرایط خوبی داشته باشه

23:14.875 --> 23:16.834
‫و اگه به این معنی باشه که
‫پیش ما بمونه،

23:17.417 --> 23:19.166
‫پس آره

23:20.750 --> 23:21.959
‫آره، خوشحالم

23:26.458 --> 23:29.583
‫- نمیتونم هیچ‌کاری رو درست انجام بدم
‫- بیخیال. این حقیقت نداره

23:29.667 --> 23:31.792
‫چرا، حقیقت داره

23:31.875 --> 23:35.041
‫یعنی، این دفعه سعیم رو کردم.
‫میدونی، واقعا سعی کردم

23:36.041 --> 23:37.083
‫آره، میدونم

23:38.875 --> 23:40.000
‫میدونم سعیت رو کردی

23:44.583 --> 23:45.875
‫بهش بگو مریضم

23:47.375 --> 23:48.875
‫که بخاطر این نبوده
‫که اونو نمیخواستم...

23:48.959 --> 23:50.709
‫یا همچین چیزی

23:53.625 --> 23:55.041
‫آره. حتما

23:59.000 --> 24:00.834
‫من از قبل ترتیب همه‌چی رو دادم

24:00.917 --> 24:04.000
‫پس از همین‌جا میرم
‫به مرکز توان‌بخشی

24:07.875 --> 24:09.166
‫میدونم که دوستش داری

24:16.250 --> 24:21.417
‫بهم گفت که اون یکی
‫پروژکتورش شکست پس...

24:27.000 --> 24:28.041
‫ممنون

24:30.083 --> 24:31.083
‫بله

24:32.417 --> 24:33.458
‫خیلی‌خب

24:42.750 --> 24:45.291
‫برو!

24:47.375 --> 24:49.333
‫میدونین، من نظرم رو این یکیه

24:49.417 --> 24:51.000
‫- نظرتون چیه؟
‫- این یکی؟

24:51.083 --> 24:52.125
‫آره. چرا؟

24:52.208 --> 24:54.417
‫- جدی میگی؟
‫- چشه مگه؟

24:54.500 --> 24:55.792
‫به نظرم زشت نیست

24:55.875 --> 24:58.625
‫یعنی، دقیقا زشت نیست

24:59.125 --> 25:00.083
‫اوه، بیخیال

25:00.166 --> 25:02.208
‫از این تمام کت و شلوارهای تو این کاتالوگ،

25:02.291 --> 25:04.750
‫این آخرین کت و شلواریه
‫که فکر میکردم انتخاب کنی

25:04.834 --> 25:07.166
‫نه، این دفعه یه چیزه متفاوت میخوام

25:07.250 --> 25:08.875
‫به حرف اون گوش نده.
‫عروسی خودته

25:08.959 --> 25:10.375
‫اگه میخوای میتونی با شرت حضور پیدا کنی

25:10.458 --> 25:13.750
‫ممنون. فقط یه چیزی نمیخوام که،
‫میدونین...

25:14.458 --> 25:15.709
‫- جذاب باشه؟
‫- باشه بابا

25:18.625 --> 25:20.750
‫تو یادته سر عروسی‌ ما چی پوشیدم؟

25:20.834 --> 25:21.917
‫- نه
‫- دقیقا

25:22.000 --> 25:23.583
‫میخوام فی منو یادش بمونه

25:23.667 --> 25:27.000
‫و بایدم به خاطر داشته باشتت.
‫فقط نه به عنوان یه دیلره بلک‌جک
‫[مسئول بازی‌های پوکر که بازی رو اداره میکنه]

25:27.083 --> 25:28.542
‫باشه بابا

25:28.625 --> 25:31.083
‫میدونین، همه‌تون برین به درک

25:31.166 --> 25:32.959
‫کت و شلوار خیلی قشنگیه

25:35.667 --> 25:38.083
‫- لعنتی
‫- چیه؟ چی شده؟

25:38.166 --> 25:40.375
‫سندرا الیوته

25:40.458 --> 25:43.375
‫زنی که جان باهاش رابطه نامشروع داشت

25:45.834 --> 25:47.041
‫مامان. مامان

25:51.792 --> 25:54.875
‫فرانک، رفتی جان رو ببینی؟

25:54.959 --> 25:57.125
‫نه. آه...

25:59.166 --> 26:00.875
‫میدونین، چیزی که...

26:02.500 --> 26:04.417
‫زیاد اذیتم میکنه اینه که،
‫میدونین...

26:04.500 --> 26:08.458
‫اون شب بعد از اینکه ارین رو کشت
‫من و فی رو رسوند خونه

26:08.542 --> 26:10.709
‫و داشت داستان تعریف میکرد
‫و آهنگ میخوند و میخندید

26:10.792 --> 26:13.917
‫و من مَست بودم،
‫ولی اینو یادمه

26:14.000 --> 26:17.500
‫اینکه اون کار رو انجام بده
‫و بعد اونطوری رفتار کنه...

26:19.208 --> 26:22.542
‫انگار اصلا اتفاقی نیوفتاده،
‫اصلا برام جور در نمیاد

26:23.750 --> 26:26.709
‫مامان‌جون، چسب زخمم رو درست کن

26:26.792 --> 26:30.041
‫اوه، خدای من. حتما.
‫چه اتفاقی افتاده؟

26:30.667 --> 26:31.834
‫باز شده؟

26:32.709 --> 26:34.291
‫- بابابزرگ؟
‫- اوهوم؟

26:34.375 --> 26:36.041
‫میشه لطفا باهام بازی کنی؟

26:36.125 --> 26:38.625
‫اوه، من که خیلی دوست دارم
‫باهات بازی کنم

26:38.709 --> 26:41.917
‫- خیلی‌خب، بازی براهه
‫- برو دهن‌شون رو سرویس کن

26:42.875 --> 26:44.166
‫بریم تو کارش

26:46.041 --> 26:47.208
‫باورم نمیشه

26:48.041 --> 26:49.375
‫چیه؟

26:49.458 --> 26:50.875
‫اگه تو بچگی اون چسب زخم من بود،

26:50.959 --> 26:53.667
‫بهم میگفتی خفه شم و خودم درستش کن

26:56.417 --> 26:59.959
‫اوه، آره. سر جلسه روان‌کاویت
‫درمورد این چیزا حرف میزنی؟

27:00.041 --> 27:02.750
‫- اشکال نداره درموردش حرف بزنم؟
‫- ابداً

27:05.250 --> 27:07.625
‫حقیقت اینه که، من خیلی عصبانی بودم

27:07.709 --> 27:11.917
‫عصبانی بودم که پدرت...

27:12.000 --> 27:13.875
‫کسی نبود که فکر میکردم
‫باهاش ازدواج کردم

27:13.959 --> 27:17.000
‫و عصبانی بودم که نمیتونستم اصلاحش کنم

27:17.083 --> 27:21.542
‫و خیلی از اون خشم رو سر تو خالی کردم

27:23.500 --> 27:24.583
‫معذرت میخوام، میر

27:26.166 --> 27:27.500
‫خب...

27:27.583 --> 27:28.792
‫میبخشمت، مامان

27:30.250 --> 27:34.959
‫خوبه. چون من خیلی وقته
‫خودم رو بخشیدم

27:36.417 --> 27:38.333
‫- مامان
‫- مامان‌بزرگ

27:38.417 --> 27:40.291
‫مامان‌بزرگ، ناراحت نشو

27:40.375 --> 27:42.917
‫- مامان‌بزرگ، لطفا
‫- نه. بیخیال. بیا...

27:43.000 --> 27:46.125
‫- الان اینطوری نکنیم
‫- باشه. باشه، عذر میخوام

27:46.792 --> 27:47.792
‫متاسفم

27:52.834 --> 27:56.917
‫فقط همینو واسه تو میخوام، مارین

27:57.959 --> 28:00.083
‫فقط اینکه بتونی خودت رو ببخشی

28:01.250 --> 28:03.041
‫بخاطر کوین

28:03.125 --> 28:06.083
‫تقصیر تو نبود.
‫تقصیر تو نبود

28:12.041 --> 28:16.333
‫آره. من میرم دستشویی

28:21.125 --> 28:22.750
‫طوری نیست

28:38.000 --> 28:39.667
‫- سلام، میر
‫- گمشو بابا

28:40.500 --> 28:41.750
‫چی؟

28:41.834 --> 28:44.333
‫شوهرت میدونه که دوباره با جان راس
‫رو هم ریخته بودی؟

28:44.417 --> 28:47.375
‫- ببخشید؟
‫- خودتو به کوچه علی‌ چپ نزن

28:47.458 --> 28:49.792
‫نمیدونم چی داری میگی

28:49.875 --> 28:51.917
‫من پنج سال پیش...

28:52.000 --> 28:53.041
‫با جان راس یه اشتباهی کردم

28:53.125 --> 28:54.500
‫- آره
‫- برگشتم پیش شوهرم،

28:54.583 --> 28:57.542
‫و از اون موقع هر روز باهاش بودم.
‫هر روز

28:58.291 --> 29:01.000
‫- فهمیدی؟
‫- باشه

29:01.083 --> 29:04.458
‫نه، باشه ماشه نداریم.
‫حقیقت همینه

29:06.125 --> 29:07.542
‫حقیقت همینه

29:17.709 --> 29:19.709
‫چیزی از اسلحه یادت میاد؟

29:22.208 --> 29:26.208
‫من...
‫به نظر یه اسلحه دستی عادی میومد

29:26.291 --> 29:27.667
‫خب، تو اسلحه رو برداشتی
‫و گم و گورش کردی

29:27.750 --> 29:30.417
‫پس حداقل باید بتونی یادت بیاری
‫که چه شکلی بوده

29:31.500 --> 29:32.959
‫راستش یادم نمیاد، میر

29:33.041 --> 29:35.125
‫همونطور که گفتم،
‫همه‌چیز خیلی سریع رخ داد

29:35.208 --> 29:36.375
‫هی، میر

29:37.959 --> 29:38.750
‫هی

29:38.834 --> 29:40.709
‫تازه با دفتر دادستان حرف میزدم

29:41.542 --> 29:42.959
‫با توجه به اینکه اون کاملا همکاری کرده،

29:43.041 --> 29:45.291
‫بیلی راس قراره ماه ژوئن آینده
‫بصورت مشروط آزاد بشه

29:45.375 --> 29:47.709
‫فکر کردم بخوای بدونی

29:48.542 --> 29:50.083
‫آره، ممنون

29:50.166 --> 29:53.417
‫- هی، یه سوال سریع
‫- آره. یه لحظه

29:53.500 --> 29:56.166
‫این کارشناس بالستیک،
‫همونی که بهمون گفت...

29:56.250 --> 29:58.583
‫سلاحی که ارین باهاش کشته شده
‫یه هفت‌تیر ویژه کارآگاهی بوده؟

29:58.667 --> 30:00.166
‫نظرت درمورد یارو چیه؟

30:00.250 --> 30:03.750
‫اون بهترینه.
‫هر دفعه که بتونیم ازش استفاده میکنم

30:05.083 --> 30:07.291
‫چرا؟ چیزه دیگه‌ای دستگیرت شده؟

30:08.500 --> 30:09.834
‫نه. فقط...

30:09.917 --> 30:11.959
‫یکی از مارپل زنگ زد
‫گفت یکی بهش توصیه کنم

30:12.041 --> 30:14.250
‫خیلی‌خب.
‫بعداً حرف میزنیم

30:32.834 --> 30:35.458
‫- میتونم کمکت کنم؟
‫- آره، باید با مامانت حرف بزنم

30:37.542 --> 30:38.583
‫مامان

30:44.250 --> 30:45.917
‫میشه بری طبقه بالا، لطفا؟

30:47.959 --> 30:49.000
‫برو. برو

30:52.125 --> 30:54.375
‫- اینجا چیکار داری؟
‫- تو میدونستی؟

30:54.458 --> 30:56.291
‫میدونستی که اون پسر من نبود؟

30:58.542 --> 30:59.583
‫نه

31:02.458 --> 31:04.166
‫شنیدم که گوشش عمل شده

31:07.458 --> 31:10.000
‫خب...

31:10.083 --> 31:13.500
‫میخواستم اینو بیارم در خونه‌ت، ولی...

31:14.542 --> 31:16.125
‫حالا نمیدونم چیکارش کنم

31:16.208 --> 31:18.834
‫شاید بتونی یه چیزی براش بگیری...

31:19.959 --> 31:21.792
‫یا بذاریش تو یه حساب بانکی واسه بعداً

31:21.875 --> 31:24.375
‫- مجبور نبودی اینکارو بکنی
‫- آره، میدونم

31:26.333 --> 31:28.542
‫میدونم که مجبور نبودم
‫اینکارو بکنم پس...

31:29.709 --> 31:31.875
‫و اینم از طرف مامان واقعیشه

31:34.440 --> 31:36.610
[پول عمل جراحی گوش دی‌جی]

32:05.542 --> 32:07.333
‫یالا. پاشو ببینم

32:07.417 --> 32:09.834
‫نه، بیخیال.
‫پاهام خیلی درد میکنن

32:09.917 --> 32:11.458
‫همه باید سر آهنگ آخر برقصن

32:26.041 --> 32:27.375
‫بهت خوش گذشت؟

32:28.375 --> 32:29.959
‫آره. حتما

32:30.041 --> 32:31.834
‫همون‌قدر که یکی باید...

32:31.917 --> 32:34.375
‫سر عروسی شوهر سابقش بهش خوش بگذره

32:35.542 --> 32:37.500
‫خب، خیلی خوب از عهده‌اش بر اومدی

32:37.583 --> 32:39.667
‫آره. سه‌تا بلادی مری‌ای که
‫تا قبل از ظهر خوردم...

32:39.750 --> 32:41.625
‫- احتمالا کمک کرده
‫- اوه، لعنت

32:41.709 --> 32:43.125
‫فکر میکردم من بهت کمک کردم

32:44.375 --> 32:48.250
‫خب، تو هم کمک کردی.
‫یکمی

33:14.750 --> 33:17.417
‫هیچوقت اسم دانشگاه بیتس رو نشنیدم

33:17.500 --> 33:19.166
‫بخشی ازم فکر میکنه که
‫داری از خودت درش میاری

33:19.667 --> 33:20.917
‫آره، همینطوره

33:21.959 --> 33:23.625
‫به محض اینکه مستقر شدم
‫بهت زنگ میزنم، باشه؟

33:23.709 --> 33:25.458
‫به محض اینکه یه جای خوب
‫واسه آبجو گرفتن پیدا کردم

33:28.583 --> 33:30.375
‫چرا الان باید بری

33:30.458 --> 33:34.125
‫درست موقعی که اوضاع حس خوبی داشت، ها؟

33:35.041 --> 33:36.583
‫فقط یه قرارداد یه‌ ساله‌ست

33:37.917 --> 33:39.291
‫ما چی میشیم؟

33:40.458 --> 33:41.917
‫خدا میدونه

33:42.000 --> 33:44.333
‫من از خیلی وقت پیش
‫دیگه سعی نکردم زندگی رو پیش‌‍‌بینی کنم

33:46.083 --> 33:48.500
‫ولی چیزی که میدونم...

33:48.583 --> 33:50.291
‫اینه که تمام بهترین اتفاقات زندگیم...

33:51.125 --> 33:52.583
‫غیر منتظره رخ دادن

33:53.458 --> 33:55.792
‫کتاب، پسرم...

33:57.208 --> 33:58.250
‫تو

33:59.709 --> 34:00.959
‫نمیخوام اینو از دست بدم

34:28.417 --> 34:29.500
‫خدافظ، میر

34:54.166 --> 34:57.166
‫آقای کارول؟
‫همه‎چی روبراهه؟

35:02.083 --> 35:04.041
‫خیلی‎خب، دارم میام

35:08.041 --> 35:10.041
‫- آقای کارول؟
‫- بله

35:10.875 --> 35:13.291
‫شما بهم زنگ زدین که بیام، یادتونه؟

35:13.375 --> 35:16.417
‫اوه، آره. درسته.
‫شرمنده. بیا تو

35:20.583 --> 35:22.291
‫یه فنجون قهوه میخوای؟

35:23.333 --> 35:24.375
چرا که نه

35:39.375 --> 35:40.959
‫همه‌چی روبراهه، آقای کارول؟

35:42.208 --> 35:43.542
‫نه

35:45.750 --> 35:48.792
،می‌دونی، از.. وقتی بتی فوت کرد

35:48.875 --> 35:52.354
انگاری دیگه نمی‌تونم
هیچی رو جمع کنم

35:57.709 --> 35:59.764
تو هم تازه پسرت رو از دست دادی

36:01.875 --> 36:02.917
آره

36:04.709 --> 36:05.750
آره

36:06.834 --> 36:08.291
اصلاً راحت‌تر می‌شه؟

36:13.875 --> 36:14.917
نه

36:17.959 --> 36:22.917
ولی بعد از یه‌مدت
یاد می‌گیری با این حقیقت تلخ کنار بیای

36:24.625 --> 36:27.500
و متوجه می‌شی که هنوزم باید
،بری برای آشپزخونه خرید کنی

36:27.583 --> 36:32.212
،قبض برق رو پرداخت کنی
...و ملحفۀ تخت رو بشوری. خلاصه

36:34.000 --> 36:37.625
هر طور شده یه راهی پیدا می‌کنی
که باهاش کنار بیای

36:48.583 --> 36:50.375
پس گمونم هنوز بابت رابطه‌ام

36:50.458 --> 36:53.333
با مادرت، از دستم عصبانی‌ای؟

36:53.417 --> 36:56.458
نه والا. نه

36:58.458 --> 37:00.625
هلن چطور؟

37:00.709 --> 37:03.083
فکر کنم اون ترجیح بده که خصوصی

37:03.166 --> 37:05.583
...در این مورد صحبت بشه، ولی

37:05.667 --> 37:08.542
اون دیگه این‌روزا
زیاد کینه به‌دل نمی‌گیره

37:08.625 --> 37:11.000
،خب یعنی، اگه تو سوپری دیدمش

37:11.083 --> 37:13.500
می‌تونم بهش سلام کنم؟ -
آره -

37:14.709 --> 37:15.959
از دور

37:20.000 --> 37:22.333
خب، چرا گفتید بیام اینجا، آقای کارول؟

37:23.333 --> 37:28.959
،آم.. خب، از وقتی بتی عمرش رو داده به شما

37:29.041 --> 37:31.291
یه‌سری از وسایل خونه داره گم می‌شه

37:31.375 --> 37:35.625
.مثل لیوان «ایگلز»ـم از بازی فینال
غیب شده

37:35.709 --> 37:39.583
،یه چاقوی پیتزا هم داشتم
خیلی چاقوی خوبی بود. غیب شده

37:41.083 --> 37:44.542
و اسلحه‌م هم غیب شده بود -
خب -

37:44.625 --> 37:47.834
پس می‌خواید گزارش یه اسلحۀ گمشده رو بدید؟

37:47.917 --> 37:50.333
نه، نه. الان پیدا شده

37:50.417 --> 37:52.792
یعنی ندزدیده بودنش؟

37:52.875 --> 37:55.166
اون روز صبح رو یادتونـه که اومدید دنبالِ

37:55.250 --> 37:57.170
نوه‌م و اون ولگرده؟

37:57.195 --> 37:58.545
خب، من رفتم توی کلبه

37:58.570 --> 37:59.750
،و تفنگـه رو برداشتم

37:59.834 --> 38:03.041
پس می‌دونم که اون‌موقع پیشم بوده -
خب -

38:03.125 --> 38:06.625
،ولی اون شب یه صدایی از کلبه شنیدم

38:06.709 --> 38:11.166
و وقتی رفتم برش دارم، دیدم نیستش

38:11.250 --> 38:13.250
ولی الان برگشته سر جاش؟ -
بله -

38:13.333 --> 38:15.709
چند روز پیش رفتم چندتا ابزار بردارم

38:16.542 --> 38:17.750
و دیدم سر جاشـه

38:18.667 --> 38:20.000
...می‌دونید

38:20.083 --> 38:21.417
نمی‌دونم دارم چی میگم..

38:22.500 --> 38:25.333
باشه. مدل تفنگ‌تون چیه؟

38:25.417 --> 38:27.583
کُلت دیتکتیو اسپشیال‌ـه

38:31.291 --> 38:32.542
کُلت دیتکتیو اسپشیال؟

38:32.625 --> 38:35.125
آره. وقتی از نیروی ویژۀ ریدلی
،بازنشست شدم

38:35.208 --> 38:36.625
بهم اجازه دادن.. نگه‌ش دارم

38:40.166 --> 38:42.458
میشه من یه نگاهی به
تفنگ‌تون بندازم، آقای کارول؟

38:43.458 --> 38:44.959
بله، حتماً

38:56.959 --> 38:58.291
،قبلنا می‌ذاشتمش تو اتاق زیرشیروونی

38:58.375 --> 39:01.291
ولی نوه‌ها می‌رفتن اون بالا
...بازی می‌کردن، واسه همین

39:03.125 --> 39:04.709
گذاشتمش اینجا

39:04.792 --> 39:06.667
توی میز، توی اون کِشو

39:21.792 --> 39:24.458
نکتۀ عجیبش اینه که دوتا گلوله‌ش نیست

39:27.667 --> 39:30.959
کی به کلبه‌تون دسترسی داره؟ -
هیچکس -

39:31.041 --> 39:33.625
یعنی.. فقط من و اون پسری که
چمن‌ها رو می‌زنه

39:33.709 --> 39:34.834
کی چمن‌ها رو می‌زنه؟

39:34.917 --> 39:36.417
رایان راس

39:42.959 --> 39:44.000
میر؟

39:45.041 --> 39:46.125
!میر

40:48.041 --> 40:49.500
خیله‌خب، فعلاً

41:03.333 --> 41:04.417
!هی

41:06.417 --> 41:07.417
!رایان

41:11.041 --> 41:13.166
مرکز دلکام 7551

41:13.250 --> 41:15.057
همین‌الان یه سوژه از دستم فرار کرد

41:15.082 --> 41:16.957
توی دبیرستان ایست‌تاون

41:18.208 --> 41:22.333
یه پسر 13 ساله
با شلوار راحتی خاکستری

41:22.417 --> 41:24.333
و تی‌شرت تیره

41:24.417 --> 41:26.751
مأمورین در دسترس‌مون رو
به منطقه اعزام کنید

41:33.667 --> 41:36.726
مظنون در یک پروندۀ قتل
تحت‌تعقیب‌ـه

42:01.750 --> 42:03.750
!مامان! مامان

42:04.792 --> 42:06.625
!رایان -
!مامان! میر -

42:06.709 --> 42:08.625
اون می‌دونه. داره میاد اینجا

42:09.792 --> 42:11.750
فهمیده، فهمیده

42:16.709 --> 42:17.792
فهمیده

42:39.000 --> 42:42.333
کسی جلوتر از من حرکت نکنه. خب؟

42:57.834 --> 43:00.291
بیا اینجا

43:01.041 --> 43:02.208
ببخشید

43:04.041 --> 43:06.250
شرمنده‌م -
عیب نداره. چیزی نیست، رایان -

43:39.000 --> 43:41.333
هیس

43:43.010 --> 43:47.259
می‌دونی که مجبور نیستی
با ما حرف بزنی دیگه، رایان؟

43:49.458 --> 43:52.680
فقط.. می‌خوام قالِ این قضیه کنده بشه

43:56.625 --> 44:00.041
من از رابطۀ ارین و بابام خبر داشتم

44:01.959 --> 44:05.041
یه روز تو گوشی‌ش پیام‌هاشون رو دیدم

44:07.083 --> 44:09.458
رفتم بازخواستش کردم

44:11.250 --> 44:12.875
بهم گفت که اشتباه کرده

44:14.500 --> 44:19.250
بهش قول دادم اگه باهاش کات کنه
...رازش رو فاش نکنم

44:21.417 --> 44:23.417
..چون نمی‌خواستم خانواده‌مون از هم بپاشه

44:25.875 --> 44:29.417
مخصوصاً بعد از اتفاقی که دفعۀ پیش افتاد

44:30.458 --> 44:31.750
دفعۀ پیش؟

44:32.458 --> 44:33.917
جان قبلاً هم با زنی

44:34.000 --> 44:36.300
به‌اسم ساندرا الیوت بهم خیانت کرده بود

44:37.108 --> 44:38.430
،و یه‌مدتی از هم جدا شدیم

44:38.455 --> 44:40.536
و بعد دوباره توافق کردیم آشتی کنیم

44:41.959 --> 44:44.667
من فکر می‌کردم رابطه‌ش با ارین تموم شده بود

44:47.000 --> 44:50.125
...بعدش اون شب

44:51.417 --> 44:54.125
رفته بودیم خونۀ فرانک

45:07.166 --> 45:09.709
ببینم دیوونه شدی؟
الحق که بچه‌ای

45:09.792 --> 45:11.399
دیدم بابام داشت تلفنی حرف می‌زد

45:11.424 --> 45:12.917
دیگه به این شماره زنگ نزن

45:13.000 --> 45:15.000
دیگه به این شماره زنگ نمی‌زنی، گرفتی؟

45:20.000 --> 45:21.959
..بعداً که گوشیش رو چک کردم

45:33.836 --> 45:36.679
ارین: باید صحبت کنیم. امشب توی پارک ]
[ ساعت 12 بیا پارک برندی‌واین

45:36.703 --> 45:38.046
[ باشه میام ]

45:38.500 --> 45:39.959
..وقتی رسیدم خونه

45:41.667 --> 45:43.177
..دوچرخه‌مـو برداشتم و

45:44.291 --> 45:45.959
...رفتم خونۀ آقای کارول

45:48.125 --> 45:49.709
که اسلحه‌شـو بردارم

45:49.792 --> 45:54.385
می‌تونی بهمون بگی که از کجا می‌دونستی
ایشون تو کلبه‌ش اسلحه می‌ذاره؟

45:56.542 --> 45:58.923
..من تابستون هر سال چمن‌هاشون رو می‌زدم

45:59.834 --> 46:01.542
واسه همین قبلاً اونجا دیده بودمش

46:13.208 --> 46:17.750
بعد سوار دوچرخه‌م شدم
و رفتم پارک برندی‌واین

46:17.834 --> 46:19.166
و وایسادم تا بیاد

46:23.500 --> 46:26.542
بذار.. بذار ببرمت خونه دیگه -
من اوکی‌ام. جدی میگم -

46:28.542 --> 46:31.417
ارین، سوار ماشین شو دیگه
می‌برمت خونه‌تون

46:34.417 --> 46:36.875
سوار شو دیگه، ارین
!تا خونه می‌رسونمت. ارین

46:36.959 --> 46:39.125
برو! برو میگم

47:16.667 --> 47:18.625
فقط می‌خواستم بترسونمش

47:21.250 --> 47:23.625
و بگم به خونوادۀ ما نزدیک نشه

47:26.330 --> 47:28.247
...اصلاً قصد نداشتم

47:30.959 --> 47:32.750
می‌شه بگی بعدش چی شد؟

47:41.917 --> 47:44.625
!از خانوادۀ من دور شو -
چی؟ -

47:44.709 --> 47:46.959
برای چی این‌کارو کردی؟ -
...چی.. داری چی‌کار -

47:52.000 --> 47:55.500
به‌خدا فقط می‌خواستم بترسونمش

48:00.834 --> 48:03.750
،اون اومد تفنگ رو از دستم بگیره

48:03.834 --> 48:05.665
و سرش درگیر شدیم

48:11.542 --> 48:13.959
...بعد من

48:21.875 --> 48:22.959
رایان؟

48:29.333 --> 48:30.778
بهش شلیک کردم

48:48.291 --> 48:49.542
..تفنگ رو برداشتم

48:50.875 --> 48:53.750
..برگشتم خونۀ آقای کارول

48:55.250 --> 48:56.542
و گذاشتمش سر جاش

48:57.542 --> 48:59.375
چرا همچین تصمیمی گرفتی؟

48:59.458 --> 49:02.041
...نمی‌دونم، خب

49:03.709 --> 49:05.041
استرس گرفتم

49:06.375 --> 49:08.542
..که اگه بندازمش یه‌جایی

49:09.583 --> 49:10.959
،یا بخوام قایمش کنم

49:11.041 --> 49:13.792
یکی.. پیداش کنه

49:13.875 --> 49:16.667
..با خودم گفتم اگه ببرم بذارمش سر جاش

49:17.792 --> 49:20.792
اصلاً کسی نمی‌فهمه که برش داشتن

49:23.625 --> 49:26.917
بعد از اون، ترس برم داشت

49:27.875 --> 49:29.083
زنگ زدم به بابام

49:35.875 --> 49:38.750
چند ساعت بعد اومد خونه

49:38.834 --> 49:42.625
بهم گفت که همه‌چی رو
با عمو بیلی ردیف کردن

49:45.500 --> 49:47.354
که دیگه یه راز می‌مونه

49:49.875 --> 49:52.375
رازی که هرگز نمی‌تونیم به کسی بگیمش

49:54.875 --> 49:55.917
ابداً

49:58.291 --> 50:00.650
پس هیچ ارتباطی به ساندرا الیوت نداشت

50:06.125 --> 50:07.583
می‌دیدم که با خودش درگیر بود

50:08.875 --> 50:11.750
تو مدرسه دعواش می‌شد
گریه و زاری می‌کرد

50:14.542 --> 50:16.398
تنها موقع دیگه‌ای که انقدر ناراحت بود

50:16.423 --> 50:18.050
وقتی بود که فهمید باباش با ساندرا

50:18.075 --> 50:19.491
رابطۀ مخفی داشته

50:22.542 --> 50:24.786
منم گفتم حتماً باز داره تکرار می‌شه

50:24.859 --> 50:27.151
این دفعه هم همون زن قبلیه‌ست؟

50:37.792 --> 50:39.291
تو کِی فهمیدی، لور؟

50:42.125 --> 50:45.760
کِی فهمیدی که رایان، اِرین رو کشته بود؟

50:47.000 --> 50:49.579
صبحِ اون‌روزی که تو اومدی، جان بهم گفت

50:51.917 --> 50:54.409
«همون صبحی که رفتن کلبۀ ماهیگیریِ «پت

50:58.291 --> 51:01.319
من موافقت کردم دروغ بگم
که از پسرم محافظت کنم

51:04.959 --> 51:07.709
و این حقیقت رو با خودم به گور می‌بردم

51:07.792 --> 51:10.333
اگر تو امروز نیومده بودی خونه‌مون

51:19.375 --> 51:20.375
..آم

51:23.417 --> 51:24.750
..رایان، عزیزم

51:26.750 --> 51:29.287
چیز دیگه‌ای هم هست که
بخوای بهمون بگی؟

51:34.333 --> 51:35.834
فقط اینکه شرمنده‌ام

51:38.375 --> 51:40.572
به‌خاطر همه‌ی کارایی که کردم
معذرت می‌خوام

52:08.291 --> 52:09.417
خب، رایان

52:09.500 --> 52:12.500
ببین این مأمورین محترم الان می‌برنت

52:12.583 --> 52:14.959
کانون اصلاح و تربیت

52:15.041 --> 52:16.500
وقتی رسیدی اونجا، اونا

52:16.583 --> 52:19.500
اثرانگشت و این‌جور چیزا رو ازت می‌گیرن

52:19.583 --> 52:22.083
،و.. همین که مستقر شدی

52:22.166 --> 52:25.375
می‌تونی با مادر و خواهرت تماس بگیری

52:26.250 --> 52:27.583
باشه -
باشه -

52:29.458 --> 52:30.750
طوری نمی‌شه

53:25.041 --> 53:27.500
لور. لور -
نه. شروع نکن -

53:31.542 --> 53:33.792
ببین منو، لور -
نه.. دستِ عنتـو به من نزن -

53:33.875 --> 53:35.500
دستت به من نخوره

53:48.333 --> 53:49.959
چرا نیومدی پیش خودم؟

53:50.041 --> 53:51.250
...لور -
!نه -

53:51.333 --> 53:52.500
همین یک بار

53:53.667 --> 53:55.333
واسه چی بی‌خیالش نشدی؟

53:58.417 --> 53:59.834
جان رو که داشتین

53:59.917 --> 54:01.709
واسه چی بی‌خیال نشدی؟

54:01.792 --> 54:04.250
!رایان‌ـه بابا. رایان

54:04.333 --> 54:07.500
!رایان من! رایان عزیزم

54:11.166 --> 54:12.667
اتفاق بوده

54:14.208 --> 54:18.000
اون اصلاً بلد نبوده چطوری تفنگ بگیره دستش

54:18.083 --> 54:19.792
..لور -
آخه برای چی -

54:19.875 --> 54:21.667
از خیرش نگذشتی؟

54:25.166 --> 54:27.652
حالا کل خانواده‌م به‌خاطر تو از بین رفته

54:35.542 --> 54:38.000
از من دور شو
دیگه نمی‌خوام ببینمت

54:41.709 --> 54:43.125
...گم‌شو

54:43.208 --> 54:46.542
!گم‌شو.. گم‌شو از ماشین من بیرون

55:23.643 --> 55:25.583
بعد از دستگیریِ رایان

55:25.667 --> 55:27.125
با لوری صحبت کردی؟

55:29.750 --> 55:32.458
زنگ زدم، پیام دادم

55:34.500 --> 55:36.583
نه، اون نمی‌خواد با من صحبت کنه

55:37.834 --> 55:40.584
و فکر می‌کنی که دقیقاً از دست تو عصبانیـه

55:40.609 --> 55:43.484
..چون اگه پرونده رو حل نکرده بودی

55:45.792 --> 55:47.458
اون هنوز خانواده‌ش رو داشت

55:50.250 --> 55:53.208
قبلاً در این مورد صحبت کردیم
که تو چطور خودت رو

55:53.291 --> 55:55.250
غرقِ این پرونده‌ها کردی که یه‌جوری

55:55.333 --> 55:57.216
عزاداری برای کوین رو عقب بندازی

55:58.041 --> 55:59.959
به‌نظرت حالا آمادگی‌شـو پیدا کردی

55:59.984 --> 56:02.443
که بالأخره با چیزی که ازش طفره می‌رفتی
روبرو بشی؟

56:07.834 --> 56:09.291
درس‌هات چطور می‌گذره؟

56:09.792 --> 56:10.959
خیلی خوبه

56:11.041 --> 56:13.875
یه کلاس مقاله‌نویسی داریم
که خیلی دوستش دارم

56:14.000 --> 56:15.125
خب، خوبه

56:16.750 --> 56:18.709
مویرا یه‌چیزی برات آورده

56:19.667 --> 56:22.208
این کارت رو برای تولدت درست کردم

56:28.417 --> 56:29.500
ممنون

56:30.542 --> 56:33.000
می‌خوای به برادرت هم سلام بدی؟

56:33.083 --> 56:36.500
آره

56:38.000 --> 56:40.041
سلام، دی‌جی

56:42.000 --> 56:43.166
سلام

56:46.583 --> 56:49.083
درس‌هاتـو سفت بگیر، خب؟

56:49.166 --> 56:52.000
خیلی دوسِت دارم، باشه؟
ماچ به کلت

56:55.667 --> 56:57.299
مراقب خودت باش، خب؟ -
اوهوم -

56:57.504 --> 56:59.877
و هر شب از تو راه بهم زنگ بزن، باشه؟

57:10.208 --> 57:11.250
دوسِت دارم

57:15.875 --> 57:19.166
وای خدا. برو

57:22.250 --> 57:23.291
خدافظی کن

57:23.375 --> 57:24.792
خدافظ، شیوان -
خدافظ، شیوان -

57:24.875 --> 57:25.834
خدافظ

57:25.917 --> 57:28.041
بای. دوستِ دارم، شیوان

57:41.291 --> 57:43.208
اَی لعنتی

57:44.458 --> 57:46.166
خدای من

57:46.250 --> 57:48.208
رفتش

57:49.917 --> 57:51.041
عصر به‌خیر

57:52.375 --> 57:53.834
می‌دونم که برای بعضی‌هاتون

57:53.917 --> 57:56.726
دیدنِ دوباره‌ی من پشت تریبون معذب‌کننده‌ست

57:57.917 --> 58:00.125
خیلی‌هاتون دوباره تو کلیسا
،از من استقبال کردید

58:00.208 --> 58:02.709
در حالی که دیگران نگرانی‌هایی داشتن

58:02.792 --> 58:07.667
هشت ماه آزگار طول کشید تا بالأخره
جرئتش رو پیدا کنم

58:07.750 --> 58:09.875
که دوباره امروز مقابل‌تون بایستم

58:11.000 --> 58:13.875
،در طول این زمان مشاهداتِ زیادی داشتم

58:13.959 --> 58:18.500
و حس می‌کنم که بالأخره
،از یک تونل خارج شدیم

58:18.583 --> 58:21.125
و به مرحلۀ بعدیِ پروسۀ درمان رسیدیم

58:23.625 --> 58:26.875
و دوباره دارم بازگشتِ عنایت خداوند به ایست‌تاون

58:26.959 --> 58:29.458
رو حس می‌کنم. واقعاً حیرت‌آوره

58:31.208 --> 58:33.208
ولی یک‌سری از اعضای این اجتماع

58:33.291 --> 58:34.959
هنوز با ما همراه نشده‌ان

58:36.917 --> 58:38.709
اعضایی که فاجعه‌های سال جاری

58:38.792 --> 58:41.458
چیزی ازشون باقی نگذاشته

58:43.375 --> 58:46.166
اونا حالا خودشون رو خارج از دایره‌ای می‌بینن

58:46.250 --> 58:47.792
که زمانی جزءش بودن

58:49.333 --> 58:52.667
دایرۀ این اجتماع زمانی زندگیِ این افراد بوده

58:52.750 --> 58:54.543
و شاید پیش خودتون بگید لایقِ اینن که

58:54.568 --> 58:55.583
بیرونِ این دایره باشن

58:55.667 --> 58:57.475
،که تخطی‌هایی که مرتکب شدن

58:57.500 --> 59:00.583
،و دروغ‌هایی که گفتن
اینجا جایی نداره

59:02.417 --> 59:04.281
ولی لایق بودن یا نبودنِ اونا

59:04.306 --> 59:06.099
رو ما تعیین نمی‌کنیم

59:07.667 --> 59:11.542
تنها وظیفۀ ما عشق ورزیدنـه

59:15.000 --> 59:16.834
پس اصرار می‌کنم که برید سراغ‌شون

59:17.093 --> 59:19.108
اونا پس‌تون می‌زنن
در رو به روتون می‌بندن

59:19.133 --> 59:22.424
بهتون میگن که لایقِ بخشش شما نیستن

59:25.000 --> 59:26.724
ولی این اجازه رو بهشون ندید

59:30.041 --> 59:32.959
چرا داری دور و برِ اون سطل‌آشغالی می‌پلکی؟

59:33.041 --> 59:35.875
می‌خواستم یه جفت کفش پیدا کنم

59:35.959 --> 59:38.750
کفش می‌خوای چی‌کار؟
تو یه سموری

59:38.834 --> 59:41.083
گفتم شاید یه جفت کفش چرم

59:41.166 --> 59:43.834
منو یه جنتلمن واقعی بکنه

59:43.917 --> 59:46.000
،اگر می‌خوای جنتلمن بشی

59:46.083 --> 59:48.417
...باید

59:52.542 --> 59:54.542
من میرم بیرون -
کجا؟ -

59:55.667 --> 59:58.208
میرم.. یه هوایی بخورم

01:00:16.041 --> 01:00:18.000
سلام، میر -
سلام، مویرا -

01:00:18.083 --> 01:00:21.083
سلام. چطوری؟
من خوبم. تو چطوری؟ -

01:00:21.166 --> 01:00:22.709
منم خوبم، عزیز دلم

01:00:22.792 --> 01:00:24.959
مامانت خونه‌ست؟ -
بله -

01:00:27.083 --> 01:00:28.208
خیله‌خب

01:00:35.458 --> 01:00:36.458
سلام

01:00:37.583 --> 01:00:38.583
علیک

01:00:40.542 --> 01:00:42.542
مویرا، عزیزم، میشه لطفاً بری بالا؟

01:00:42.625 --> 01:00:46.083
باشه. خدافظ، میر -
می‌بینمت، عزیزم -

01:00:57.041 --> 01:00:59.625
چایی می‌خوری؟ -
آره -

01:01:33.333 --> 01:01:34.333
لور

01:01:46.625 --> 01:01:47.834
لور

01:02:58.417 --> 01:02:59.875
من پیشتم

01:03:21.051 --> 01:03:33.051
»» تــرجــمــه: تـورج پاکاری و ســـروش ««
:.:.: SuRouSH_AbG & Stef@n :.:.:

01:03:33.162 --> 01:03:46.162
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:05:07.330 --> 01:05:11.440
« پـایـان فـصـل اول »

01:05:11.526 --> 01:07:25.506
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
