WEBVTT

00:18.250 --> 00:23.879
« مِـیـر، از ایست‌تاون »
«فصل اول، قسمت پایانی»

00:23.903 --> 00:31.904
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:31.929 --> 00:35.929
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:35.954 --> 00:45.954
»» تــرجــمــه: تـورج پاکاری و ســـروش ««
:.:.: SuRouSH_AbG & Stef@n :.:.:

00:45.978 --> 00:50.978
Sync: AliNet

00:51.720 --> 00:53.137
‫خبری نیست

00:53.221 --> 00:54.678
‫هنوزم وصل نمیشه

00:54.762 --> 00:57.137
‫بیسیمش هم نمیگیره

00:57.221 --> 00:58.553
‫با پاسگاه اونجا تماس بگیر

00:58.637 --> 00:59.678
‫در جریان قرارشون بده،

00:59.762 --> 01:01.512
‫و بگو چندتا ماشین بفرستن اونجا

01:01.595 --> 01:03.512
‫- تا اون کلبه رو چک کنن
‫- مفهموم شد

01:15.304 --> 01:17.179
‫این عکس رو از کجا آوردی؟

01:17.262 --> 01:20.013
‫تو یکی از دفترچه‌های ارین پیداش کردم

01:20.096 --> 01:23.596
‫دیلن هینچی میدونه که
‫جان راس پدر واقعی دی‌جی هستش؟

01:23.679 --> 01:26.596
‫نه. عکس رو ازش مخفی کردم

01:28.013 --> 01:31.096
‫سوالم درمورد سوزوندن دفترچه خاطرات ارین
‫رو جواب ندادی

01:31.804 --> 01:33.138
‫فکر من بود

01:34.096 --> 01:35.305
‫با خودم فکر کردم اگه پلیس پیداش کنه،

01:35.388 --> 01:37.638
‫ممکنه یه چیزی توش نوشته شده باشه

01:38.554 --> 01:39.763
‫یه چیزی مثل؟

01:41.347 --> 01:42.388
‫مثل همین

01:43.096 --> 01:45.388
‫اینکه پدر واقعی دی‌جی کی بوده

01:45.472 --> 01:47.930
‫دیلن میخواست پدر و مادرش
‫دی‌جی رو نگه دارن

01:48.804 --> 01:50.347
‫بهمون گفت اگه اونو ازشون بگیرن...

01:50.430 --> 01:52.013
‫دل‌شون رو میشکنه

01:52.096 --> 01:53.430
‫این دلیل اون بود

01:53.930 --> 01:56.138
‫دلیل تو چی بود؟

01:56.222 --> 01:58.596
‫فکر میکردم ارین هم همینو میخواد

02:00.971 --> 02:02.971
‫فقط میخواستم احترام دوستم رو نگه دارم

03:08.015 --> 03:10.432
‫پس بخاطر این میخواستی منو بکشونی اینجا، ها؟

03:10.515 --> 03:12.681
‫طوری جلوه کنی که انگار خودکشی کردم

03:14.015 --> 03:15.723
‫تنها در این صورت میتونم مطمئن بشم

03:16.973 --> 03:18.265
‫درسته. درسته

03:18.349 --> 03:20.307
‫فقط منو پرت میکنی تو رودخونه
‫و به زندگیت ادامه میدی

03:21.556 --> 03:24.474
‫یالا، جان.
‫دقیقا اینجا، ها؟

03:24.556 --> 03:26.474
‫دقیقا بزن اینجا که شکی باقی نمونه

03:26.556 --> 03:28.307
‫در هر صورت همه فکر میکنن
‫من اونو کشتم،

03:28.390 --> 03:30.265
‫و هیچکس هم دلش واسه یه آدم
‫گند بالاآوری مثل من تنگ نمیشه

03:31.932 --> 03:34.224
‫- بزن، جان!
‫- لطفا ساکت باش، بیلی. فقط...

03:35.640 --> 03:37.723
‫- متاسفم
‫- متاسف نباش

03:37.806 --> 03:40.556
‫با این کارت بهم لطف میکنی، جان

03:42.307 --> 03:43.640
‫بزن، جان

03:43.723 --> 03:46.390
‫همونطور که گفتی تو یه خانواده داری
‫و من کسی رو ندارم

03:48.098 --> 03:49.349
‫فقط ماشه رو بکش

03:51.224 --> 03:53.140
‫خودم همینو میخوام

03:53.224 --> 03:56.015
‫ماشه رو بکش.
‫ماشه رو بکش، جان!

03:56.098 --> 03:58.265
‫- خفه‌خون بگیر، بیلی!
‫- بزن، جان!

03:59.556 --> 04:01.225
‫- بزن!
‫- دهنت رو ببند!

04:02.391 --> 04:06.058
‫- لعنتی!
‫- فقط شلیک کن جان، خب؟

04:06.141 --> 04:07.557
‫یا خدا

04:11.308 --> 04:12.641
‫بزن، جان

04:12.724 --> 04:15.183
‫بزن. فقط ماشه رو بکش، جان

04:15.266 --> 04:16.682
‫جان!

04:16.766 --> 04:20.016
‫اسلحه رو بنداز زمین!
‫اسلحه کوفتی رو بنداز زمین!

04:25.891 --> 04:27.724
‫اسلحه کوفتی رو بنداز زمین!

04:29.599 --> 04:30.599
‫نه!

04:34.141 --> 04:35.141
‫جان!

04:54.351 --> 04:55.351
‫جان!

05:08.600 --> 05:10.850
‫کار من نبود، میر

05:10.934 --> 05:12.434
‫فقط منو بکش، میر

05:12.517 --> 05:15.892
‫میر، لطفا.
‫لطفا منو بکش بره

05:15.975 --> 05:17.850
‫میر، خواهش میکنم

05:18.600 --> 05:20.642
‫فقط منو بکش، لطفا

05:22.309 --> 05:24.642
‫میر، فقط منو بکش، خواهش میکنم

05:35.517 --> 05:38.309
‫- میتونی نجاتش بدی؟
‫- نه

05:38.392 --> 05:41.642
‫همین الانشم بدجور میخاره
‫و بوی گند میده

05:44.683 --> 05:48.310
‫جس رایلی صبح اومد اداره

05:48.851 --> 05:49.851
‫اینو...

05:49.935 --> 05:52.726
‫وسط یکی از دفترچه‌های خاطرات
‫ارین مک منامین پیدا کرده بود

05:55.809 --> 05:58.018
‫میخواست تقصیر بیوفته گردن برادرش

06:10.143 --> 06:11.227
‫حالت خوبه؟

06:15.018 --> 06:16.060
‫نه والا

06:18.268 --> 06:19.768
‫ولی زنده میمونی

06:26.101 --> 06:27.101
‫خوبه

06:37.393 --> 06:38.726
‫میخوای از کجا شروع کنم؟

06:43.936 --> 06:46.685
‫از کِی شروع به...

06:46.769 --> 06:50.019
‫رابطه جنسی با ارین مک منامین کردی؟

06:50.102 --> 06:54.394
‫آخر یه شبِ دورهمی خانوادگی‌مون
‫بغل دریاچه هارمونی بود

06:54.478 --> 06:56.894
‫بیلی، اون...

06:57.769 --> 06:59.644
‫کل عصر رو مشروب خورده بود

07:00.852 --> 07:02.769
‫یکم مَست بود

07:02.852 --> 07:04.311
‫رفتم بهش سر بزنم

07:06.478 --> 07:08.560
‫تو یه کلبه با کنی و ارین بود

07:08.644 --> 07:12.269
‫و کنی و بیلی خواب رفته بودن

07:13.852 --> 07:15.394
‫ارین رو ایوون جلوی خونه بود

07:16.269 --> 07:18.019
‫و بعد فقط شروع به حرف زدن کردیم

07:18.102 --> 07:19.353
‫و اون گفت که خوابش نمیبره،

07:19.436 --> 07:21.936
‫و تصمیم گرفتیم بریم یه قدمی بزنیم

07:23.436 --> 07:26.810
‫آخر سر کل شب رو حرف زدیم

07:26.894 --> 07:27.936
‫و بعد...

07:30.685 --> 07:31.769
‫همدیگه رو بوسیدیم

07:32.936 --> 07:35.602
‫از اون موقع، وقت گذروندن‌مون باهم شروع شد

07:37.645 --> 07:38.937
‫سکس کردن‌تون شروع شد؟

07:41.354 --> 07:43.978
‫فقط سکس نبود، خب؟

07:44.978 --> 07:46.770
‫بله، سکس میکردیم

07:47.062 --> 07:48.561
‫اون...

07:48.645 --> 07:50.770
‫هر دومون اوضاع‌مون سخت بود

07:50.853 --> 07:53.770
‫اون...
‫یعنی، تو خونه مشکل داشت

07:53.853 --> 07:57.520
‫و اوضاع بین من و لور هم خیلی خوب نبود

07:58.937 --> 08:01.561
‫میتونستیم طوری باهم حرف بزنیم...

08:01.645 --> 08:04.561
‫که نمیتونستیم با کس دیگه‌ای
‫این حرفا رو بزنیم

08:04.645 --> 08:08.520
‫یعنی، یه ارتباطی بین‌مون بود

08:16.937 --> 08:20.479
‫ارین حامله شد و...

08:23.229 --> 08:26.312
‫ازش خواستم بچه رو سقط کنه

08:26.853 --> 08:28.145
‫حاضر نبود

08:28.229 --> 08:31.729
‫مشخصاً، حقیقت بی‌‍‌ایراد نبود

08:31.812 --> 08:33.771
‫و اون موقع با دیلن هینچی دوست بود،

08:33.854 --> 08:35.188
‫و ما فقط...

08:36.396 --> 08:40.604
‫گذاشتیم دیلن فکر کنه که بابای دی‌جی هستش

08:40.687 --> 08:43.729
‫شب دهم ژانویه رو برامون شرح بده

08:46.521 --> 08:51.480
‫تو کلبه جنگلی بودم.
‫جشن نامزدی فرانک

08:51.562 --> 08:54.313
‫ارین، کلی بهم زنگ زد

08:54.396 --> 08:56.104
‫صبرکن، هیچ...

08:56.188 --> 08:58.979
‫هیچ تماسی با شماره تو گرفته نشده بود
‫از...

08:59.063 --> 09:00.812
‫تو سوابق گوشیش نبود

09:00.896 --> 09:05.562
‫نه. گوشی پیش پرداخت شده
‫واسه استفاده کردن داشتیم

09:06.854 --> 09:08.979
‫تا بدون اینکه لوری بفهمه
‫باهم حرف بزنیم

09:09.063 --> 09:11.896
‫میدونست که نباید به خط اصلیم زنگ بزنه،

09:11.979 --> 09:14.188
‫ولی اون شب، زنگ زد.
‫ناراحت بود

09:14.271 --> 09:16.646
‫گفت اگه نرم پیشش...

09:16.729 --> 09:17.979
‫همه‎چی رو به لوری میگه

09:18.063 --> 09:21.480
‫پس از جشن رفتم،
‫با ماشین به پارک برندی‌واین رفتم

09:21.562 --> 09:28.231
‫و اون اونجا بود.
‫عصبانی بود

09:28.314 --> 09:30.813
‫میخواست پول عمل گوش دی‌‍‌جی رو بدم

09:30.897 --> 09:34.147
‫سعی کردم...
‫سعی کردم سر عقلش بیارم

09:34.231 --> 09:36.231
‫بهش گفتم به محض اینکه بتونم
‫پول رو جور میکنم،

09:36.314 --> 09:39.272
‫ولی اون...

09:40.439 --> 09:44.897
‫خسته شده بود.
‫فکر کنم دیگه بریده بود

09:46.314 --> 09:48.772
‫دیگه از دروغ‌هام خسته شده بود و...

09:54.189 --> 09:56.897
‫یه اسلحه داشت،
‫و داشت اینور و اونور تکونش میداد

09:56.980 --> 09:59.813
‫و داد میزد که من چطور زندگیش رو نابود کردم

09:59.897 --> 10:03.105
‫و اون میخواست به خودش شلیک کنه

10:03.481 --> 10:04.522
‫همونجا

10:04.605 --> 10:07.064
‫من تا حالا اونطوری ندیده بودمش

10:07.147 --> 10:08.481
‫دست پاچه شدم که میخواد اینکارو بکنه

10:08.563 --> 10:12.105
‫پس سعی کردم اسلحه
‫رو ازش بگیرم و...

10:13.647 --> 10:17.647
‫و ماشه‌اش در رفت
‫و گلوله خورد تو دستش

10:17.730 --> 10:19.023
‫و همه‌جا پر از خون بود

10:19.106 --> 10:20.232
‫و اون داشت داد میزد

10:24.482 --> 10:25.606
‫من هول کردم

10:26.856 --> 10:28.523
‫هول کردم و بهش شلیک کردم

10:30.482 --> 10:31.648
‫به کجاش شلیک کردی؟

10:38.981 --> 10:40.106
‫تو صورتش

10:45.315 --> 10:48.898
‫جسدش رو کشوندم تو جنگل اونجا

10:48.981 --> 10:52.482
‫خودم رو تر و تمیز کردم و بعدش
‫برگشتم به کلبه جنگلی

10:55.106 --> 10:56.148
‫چرا اینکارو کردی؟

10:57.814 --> 10:59.482
‫باید فرانک و فی رو میبردم خونه...

11:00.606 --> 11:02.148
‫تا دلیل موجه داشته باشم

11:02.898 --> 11:05.315
‫و به بیلی زنگ زدم

11:05.398 --> 11:06.564
‫اومد تو پارک پیشم

11:06.648 --> 11:09.814
‫و جسدش رو گذاشتیم پشت وانت

11:11.606 --> 11:13.982
‫چرا این همه راه رو تا جنگل شارپ بردیش؟

11:15.524 --> 11:17.441
‫ارین گفت که سر شب با چندتا
‫از بچه‌های دیگه

11:17.524 --> 11:19.941
‫اونجا بوده

11:20.024 --> 11:22.982
‫- با خودم گفتم شاید فکر کنین...
‫- میخواستی فکر کنیم کار یکی از اونا بوده

11:28.066 --> 11:29.316
‫و لوری میدونست؟

11:33.149 --> 11:35.982
‫متقاعدش کردم که برام بهتون دروغ بگه

11:36.066 --> 11:38.483
‫تا بهتون بگه بیلی ارین رو کشته

12:02.066 --> 12:07.192
‫جان راس دیشب به قتل
‫ارین مک منامین اعتراف کرد

12:08.816 --> 12:11.025
‫امروز صبح با دفتر دادستان تماس گرفتم

12:11.108 --> 12:12.858
‫و ازشون خواستم اتهاماتت
‫رو پس بگیرن

12:14.317 --> 12:15.650
‫تنها جرمی که مرتکب شدی

12:15.733 --> 12:17.359
‫دروغ گفتن درمورد دوچرخه ارین بود

12:21.400 --> 12:23.108
‫کاش جلوش رو میگرفتم

12:25.067 --> 12:27.108
‫ارین، وقتی از ماشینم پیاده شد
‫من...

12:28.942 --> 12:30.858
‫باید میکشوندمش داخل ماشین

12:30.942 --> 12:34.775
‫و بهش میگفتم نه...
‫به اون پارک نره

12:38.234 --> 12:41.317
‫پس، بعد از این جریان
‫هر کجا که میری...

12:46.025 --> 12:47.983
‫امیدوارم بهتر از ما باهات رفتار کنن

12:50.608 --> 12:52.775
‫من جایی واسه رفتن ندارم، کارآگاه

12:54.359 --> 12:55.900
‫ایست‌تاون خونه منه

13:01.068 --> 13:02.109
‫آره

13:21.318 --> 13:24.776
‫ماده یک بند 2501،

13:24.859 --> 13:28.734
‫که بیان میدارد شخصی به
‫قتل جنایی مجرم است

13:28.817 --> 13:34.026
‫که اگر او عمداً، آگاهانه،
‫با بی‌‍‌ملاحظگی یا با سهل انگاری...

13:34.109 --> 13:37.235
‫باعث مرگ یک انسان دیگر شود

13:37.318 --> 13:39.485
‫لطفا مدافع برخیزد

13:50.401 --> 13:51.984
‫دو دقیقه وقت داری

13:58.194 --> 13:59.985
‫ممنون که قبول کردی منو ببینی

14:00.069 --> 14:02.818
‫میدونم حق ندارم این کارو بکنم ولی...

14:03.402 --> 14:04.860
‫ازت میخوام...

14:07.402 --> 14:10.152
‫دی‌جی رو ببری پیشت

14:11.610 --> 14:16.194
‫بزرگش کنی، بهش زندگی خوبی بدی

14:16.277 --> 14:18.693
‫چاره دیگه‌ای ندارم

14:18.777 --> 14:22.194
‫چاره دیگه‌ای ندارم.
‫اون پسر منه

14:26.027 --> 14:29.735
‫پسرمه.
‫میتونی اینکارو بکنی؟

14:29.818 --> 14:30.818
‫وقت رفتنه

14:30.902 --> 14:32.236
‫- لطفا؟
‫- بریم

14:43.152 --> 14:44.194
‫میر؟

14:56.237 --> 14:57.694
‫راس امروز در رابطه با...

14:57.778 --> 15:00.653
‫مرگ ارین مک منامین
‫به دادگاه احضار شد

15:00.736 --> 15:02.445
‫ما اون شب پیشش بودیم

15:03.362 --> 15:04.736
‫شب نامزدی فرانک

15:05.403 --> 15:06.528
‫اون جانه

15:10.070 --> 15:11.986
‫اوه، لعنتی. میر اومد.
‫نمیخوام اینو بشنوه

15:12.070 --> 15:14.237
‫باید خاموشش کنم...
‫اوه، خدایا!

15:15.278 --> 15:17.528
‫خدای من

15:17.611 --> 15:19.362
‫دیگه چت شده؟

15:19.445 --> 15:22.653
‫هیچی

15:22.736 --> 15:25.153
‫اصلا چندتا منهتن خوردی؟

15:25.237 --> 15:29.487
‫اوه، محض رضای خدا بس کن

15:32.278 --> 15:33.694
‫چطوری، میر؟

15:33.778 --> 15:35.028
‫از این بهتر بودم

15:35.111 --> 15:37.986
‫اوه، لور رو تو دادگاه دیدی؟
‫حالش چطور بود؟

15:38.528 --> 15:39.694
‫باهم حرف نزدیم

15:39.778 --> 15:42.279
‫نتونستم از فکر اون در بیام

15:42.363 --> 15:44.363
‫نمیتونم تصور کنم چقدر الان براش سخته

15:44.446 --> 15:47.029
‫- اون بهم دروغ گفت، مامان
‫- خب، میتونی سرزنشش کنی؟

15:47.112 --> 15:49.446
‫آره. میتونم سرزنشش کنم، خب؟

15:49.529 --> 15:51.779
‫اون او مانع یه تحقیقات قتل شد

15:51.862 --> 15:56.279
‫مامان، زل زد تو چشم‌هام
‫و بهم گفت بیلی ارین رو کشته

15:56.363 --> 15:57.862
‫با اینکه میدونست کار جان بوده

15:57.946 --> 16:00.529
‫- میر، بیخیال
‫- میدونی چیه؟ من...

16:00.612 --> 16:02.071
‫اگه میخوای طرف اونو بگیری

16:02.154 --> 16:03.321
‫حاضر نیستم درموردش حرف بزنم

16:03.404 --> 16:05.238
‫باشه، معذرت میخوام.
‫ببخشید. ببخشید

16:05.321 --> 16:09.987
‫من همیشه طرف توئم.
‫حتی وقتی طوری رفتار میکنم که انگار نیستم

16:12.779 --> 16:14.363
‫ممنون

16:14.446 --> 16:18.071
‫دن، شماس مارک امروز عصر آزاد شد

16:18.154 --> 16:19.529
‫فکر کردم بخوای بدونی

16:20.279 --> 16:21.321
‫من میرم بخوابم

16:23.238 --> 16:24.321
‫شب بخیر

16:55.988 --> 16:58.696
‫چطوری؟

16:59.780 --> 17:00.821
‫سلام

17:02.197 --> 17:03.821
‫بیا

17:03.905 --> 17:06.613
‫امروز چطور پیش رفت؟
‫بهت فکر میکردم

17:06.696 --> 17:09.364
‫عالی بود. آره

17:12.655 --> 17:14.863
‫کِی میخواستی درمورد برکلی بهم بگی؟

17:18.613 --> 17:20.239
‫بابات بهم گفت

17:21.405 --> 17:23.696
‫خیلی از دستش عصبانی نباش.
‫فقط هیجان‌زده بود

17:25.364 --> 17:27.613
‫خب، به هرحال فکر نکنم برم، پس...

17:31.073 --> 17:32.073
‫باشه

17:34.406 --> 17:37.114
‫منظورت چیه؟

17:37.198 --> 17:40.031
‫یعنی...

17:41.406 --> 17:42.906
‫زندگی خودته، شیوان

17:44.739 --> 17:46.073
‫آره. ولی...

17:47.448 --> 17:49.948
‫شاید بتونی یه ثانیه مادرم باشی

17:50.031 --> 17:51.906
‫و یکم راهنماییم کنی

17:58.198 --> 17:59.572
‫به نظرم باید بری

18:05.572 --> 18:06.989
‫مطمئنی حالت خوبه؟

18:07.073 --> 18:10.281
‫به اندازه کافی راهنماییانه و اینا نبود؟

18:11.198 --> 18:13.614
‫آره، فقط یه تعطیلات نیاز دارم

18:15.739 --> 18:16.948
‫تو اصلا دروغ بلد نیستی، مامان

18:17.822 --> 18:20.198
‫عاشق اینی که تو ایست‌تاون باشی

18:20.281 --> 18:23.282
‫بخاطر اینکه تو اینجایی، جای بهتریه.
‫شب بخیر

18:26.573 --> 18:27.615
‫شب بخیر

18:47.532 --> 18:49.949
‫خب، چرا شوهرت جای گربه رو...

18:50.032 --> 18:52.241
‫میذاره تو کشوهای لباست؟

18:52.324 --> 18:54.573
‫نه، نه، نه.
‫فعلا کاری بهش نداشته باش

18:54.657 --> 18:56.949
‫یکی از افسرهامون فوراً میاد اونجا

18:58.199 --> 18:59.199
‫سلام

19:00.407 --> 19:04.157
‫- صبح بخیر، جن
‫- نه، من از گربه‌ها متنفر نیستم

19:04.241 --> 19:06.324
‫یه لحظه

19:09.074 --> 19:10.449
‫خیلی‎خب، چشم‌هات رو باز نکن

19:11.823 --> 19:15.032
‫چشم‌هات رو باز نکن.
‫چشم‌هات رو باز نکن

19:18.574 --> 19:20.866
‫خیلی‌خب.
‫حالا باز کن

19:22.367 --> 19:23.991
‫به خونه جدیدت خوش اومدی

19:25.741 --> 19:28.699
‫خون من؟
‫ولی چطوری؟

19:29.699 --> 19:32.533
‫آدم‌های زیادی دوستت دارن.
‫بخاطر همین

19:56.116 --> 19:57.908
‫مامان‌جون، چی زیر اونجاست؟

19:58.658 --> 20:00.283
‫زیر کجا؟
‫[شبیه به تلف شُرت]

20:00.367 --> 20:03.200
‫- تو گفتی شُرت!
‫- شُرت!

20:03.283 --> 20:06.158
‫اوه، راست میگی.
‫گفتم شُرت!

20:06.242 --> 20:08.991
‫خودش گفت!

20:30.284 --> 20:32.659
‫اوه خوبی، رفیق کوچولو؟

20:32.742 --> 20:34.076
‫چیزی نیست

20:36.326 --> 20:37.451
‫این پسرتونه؟

20:39.117 --> 20:40.117
‫بله

20:42.284 --> 20:43.575
‫میشه فقط چک کنین که...

20:43.659 --> 20:46.034
‫این اطلاعات درستن یا نه؟

20:50.659 --> 20:52.117
‫آره. درستن

20:52.201 --> 20:53.909
‫پس، من چند دقیقه دیگه برمیگردم

20:53.992 --> 20:55.659
‫و بعد واسه جراحی میبریمش

20:55.742 --> 20:56.700
‫نگران نباش، رفیق

20:56.784 --> 20:58.617
‫گوش‌هات رو خوب میکنیم

21:05.327 --> 21:07.035
‫هیس

21:07.118 --> 21:09.035
‫آقای رید، با موکل‌تون صحبت کردین...

21:09.118 --> 21:12.244
‫که کِی میخوان امروز صبح بیان؟

21:12.327 --> 21:15.576
‫میانجی‌گری قرار بود
‫20 دیگه پیش شروع بشه

21:15.660 --> 21:16.660
‫من معذرت میخوام

21:16.743 --> 21:18.369
‫جواب گوشی رو نمیده

21:18.452 --> 21:20.118
‫الان دوباره بهش زنگ میزنیم، آقا

21:28.576 --> 21:31.785
‫من میرم دستشویی.
‫ببخشید

21:40.868 --> 21:42.118
‫جریان چیه؟

21:43.494 --> 21:45.701
‫میانجی‌ بدجور اعصابش خورده

21:50.118 --> 21:51.327
‫نمیتونم ببرمش

21:54.868 --> 21:58.660
‫بخاطر این نیست که نمیخوام.
‫من فقط...

22:04.495 --> 22:05.994
‫چند وقته داری استفاده میکنی؟

22:08.911 --> 22:10.078
‫چند ماهی میشه

22:12.619 --> 22:14.869
‫بخاطر این شروع شد که
‫باید بیدار میموندم

22:17.453 --> 22:20.161
‫ولی اخیراً، بدتر شده پس...

22:24.411 --> 22:26.827
‫شرط میبندم از شنیدن اینا
‫خیلی خوشحالی

22:29.203 --> 22:31.203
‫من در صورتی خوشحالم
‫که درو شرایط خوبی داشته باشه

22:32.411 --> 22:34.370
‫و اگه به این معنی باشه که
‫پیش ما بمونه،

22:34.953 --> 22:36.702
‫پس آره

22:38.286 --> 22:39.495
‫آره، خوشحالم

22:43.994 --> 22:47.119
‫- نمیتونم هیچ‌کاری رو درست انجام بدم
‫- بیخیال. این حقیقت نداره

22:47.203 --> 22:49.328
‫چرا، حقیقت داره

22:49.411 --> 22:52.577
‫یعنی، این دفعه سعیم رو کردم.
‫میدونی، واقعا سعی کردم

22:53.578 --> 22:54.620
‫آره، میدونم

22:56.412 --> 22:57.537
‫میدونم سعیت رو کردی

23:02.120 --> 23:03.412
‫بهش بگو مریضم

23:04.912 --> 23:06.412
‫که بخاطر این نبوده
‫که اونو نمیخواستم...

23:06.496 --> 23:08.246
‫یا همچین چیزی

23:11.162 --> 23:12.578
‫آره. حتما

23:16.537 --> 23:18.371
‫من از قبل ترتیب همه‌چی رو دادم

23:18.454 --> 23:21.537
‫پس از همین‌جا میرم
‫به مرکز توان‌بخشی

23:25.412 --> 23:26.703
‫میدونم که دوستش داری

23:33.787 --> 23:38.954
‫بهم گفت که اون یکی
‫پروژکتورش شکست پس...

23:44.537 --> 23:45.578
‫ممنون

23:47.621 --> 23:48.621
‫بله

23:49.955 --> 23:50.996
‫خیلی‌خب

24:00.288 --> 24:02.829
‫برو!

24:04.913 --> 24:06.871
‫میدونین، من نظرم رو این یکیه

24:06.955 --> 24:08.538
‫- نظرتون چیه؟
‫- این یکی؟

24:08.621 --> 24:09.663
‫آره. چرا؟

24:09.746 --> 24:11.955
‫- جدی میگی؟
‫- چشه مگه؟

24:12.038 --> 24:13.330
‫به نظرم زشت نیست

24:13.413 --> 24:16.163
‫یعنی، دقیقا زشت نیست

24:16.663 --> 24:17.621
‫اوه، بیخیال

24:17.704 --> 24:19.746
‫از این تمام کت و شلوارهای تو این کاتالوگ،

24:19.829 --> 24:22.288
‫این آخرین کت و شلواریه
‫که فکر میکردم انتخاب کنی

24:22.372 --> 24:24.704
‫نه، این دفعه یه چیزه متفاوت میخوام

24:24.788 --> 24:26.413
‫به حرف اون گوش نده.
‫عروسی خودته

24:26.497 --> 24:27.913
‫اگه میخوای میتونی با شرت حضور پیدا کنی

24:27.996 --> 24:31.288
‫ممنون. فقط یه چیزی نمیخوام که،
‫میدونین...

24:31.996 --> 24:33.247
‫- جذاب باشه؟
‫- باشه بابا

24:36.163 --> 24:38.288
‫تو یادته سر عروسی‌ ما چی پوشیدم؟

24:38.372 --> 24:39.455
‫- نه
‫- دقیقا

24:39.538 --> 24:41.122
‫میخوام فی منو یادش بمونه

24:41.206 --> 24:44.539
‫و بایدم به خاطر داشته باشتت.
‫فقط نه به عنوان یه دیلره بلک‌جک
‫[مسئول بازی‌های پوکر که بازی رو اداره میکنه]

24:44.622 --> 24:46.081
‫باشه بابا

24:46.164 --> 24:48.622
‫میدونین، همه‌تون برین به درک

24:48.705 --> 24:50.498
‫کت و شلوار خیلی قشنگیه

24:53.206 --> 24:55.622
‫- لعنتی
‫- چیه؟ چی شده؟

24:55.705 --> 24:57.914
‫ساندرا الیوته

24:57.997 --> 25:00.914
‫زنی که جان باهاش رابطه نامشروع داشت

25:03.373 --> 25:04.580
‫مامان. مامان

25:09.331 --> 25:12.414
‫فرانک، رفتی جان رو ببینی؟

25:12.498 --> 25:14.664
‫نه. آه...

25:16.705 --> 25:18.414
‫میدونین، چیزی که...

25:20.039 --> 25:21.956
‫زیاد اذیتم میکنه اینه که،
‫میدونین...

25:22.039 --> 25:25.997
‫اون شب بعد از اینکه ارین رو کشت
‫من و فی رو رسوند خونه

25:26.081 --> 25:28.248
‫و داشت داستان تعریف میکرد
‫و آهنگ میخوند و میخندید

25:28.331 --> 25:31.456
‫و من مَست بودم،
‫ولی اینو یادمه

25:31.539 --> 25:35.040
‫اینکه اون کار رو انجام بده
‫و بعد اونطوری رفتار کنه...

25:36.748 --> 25:40.082
‫انگار اصلا اتفاقی نیوفتاده،
‫اصلا برام جور در نمیاد

25:41.290 --> 25:44.249
‫مامان‌جون، چسب زخمم رو درست کن

25:44.332 --> 25:47.581
‫اوه، خدای من. حتما.
‫چه اتفاقی افتاده؟

25:48.207 --> 25:49.374
‫باز شده؟

25:50.249 --> 25:51.831
‫- بابابزرگ؟
‫- اوهوم؟

25:51.915 --> 25:53.581
‫میشه لطفا باهام بازی کنی؟

25:53.665 --> 25:56.165
‫اوه، من که خیلی دوست دارم
‫باهات بازی کنم

25:56.249 --> 25:59.457
‫- خیلی‌خب، بازی براهه
‫- برو دهن‌شون رو سرویس کن

26:00.415 --> 26:01.706
‫بریم تو کارش

26:03.581 --> 26:04.748
‫باورم نمیشه

26:05.581 --> 26:06.915
‫چیه؟

26:06.998 --> 26:08.415
‫اگه تو بچگی اون چسب زخم من بود،

26:08.499 --> 26:11.207
‫بهم میگفتی خفه شم و خودم درستش کن

26:13.957 --> 26:17.499
‫اوه، آره. سر جلسه روان‌کاویت
‫درمورد این چیزا حرف میزنی؟

26:17.581 --> 26:20.290
‫- اشکال نداره درموردش حرف بزنم؟
‫- ابداً

26:22.790 --> 26:25.165
‫حقیقت اینه که، من خیلی عصبانی بودم

26:25.249 --> 26:29.458
‫عصبانی بودم که پدرت...

26:29.541 --> 26:31.416
‫کسی نبود که فکر میکردم
‫باهاش ازدواج کردم

26:31.500 --> 26:34.541
‫و عصبانی بودم که نمیتونستم اصلاحش کنم

26:34.624 --> 26:39.083
‫و خیلی از اون خشم رو سر تو خالی کردم

26:41.041 --> 26:42.124
‫معذرت میخوام، میر

26:43.707 --> 26:45.041
‫خب...

26:45.124 --> 26:46.333
‫میبخشمت، مامان

26:47.791 --> 26:52.500
‫خوبه. چون من خیلی وقته
‫خودم رو بخشیدم

26:53.958 --> 26:55.874
‫- مامان
‫- مامان‌بزرگ

26:55.958 --> 26:57.832
‫مامان‌بزرگ، ناراحت نشو

26:57.916 --> 27:00.458
‫- مامان‌بزرگ، لطفا
‫- نه. بیخیال. بیا...

27:00.541 --> 27:03.666
‫- الان اینطوری نکنیم
‫- باشه. باشه، عذر میخوام

27:04.333 --> 27:05.333
‫متاسفم

27:10.375 --> 27:14.458
‫فقط همینو واسه تو میخوام، مارین

27:15.500 --> 27:17.624
‫فقط اینکه بتونی خودت رو ببخشی

27:18.791 --> 27:20.582
‫بخاطر کوین

27:20.666 --> 27:23.625
‫تقصیر تو نبود.
‫تقصیر تو نبود

27:29.583 --> 27:33.875
‫آره. من میرم دستشویی

27:38.667 --> 27:40.292
‫طوری نیست

27:55.542 --> 27:57.209
‫- سلام، میر
‫- گمشو بابا

27:58.042 --> 27:59.292
‫چی؟

27:59.376 --> 28:01.875
‫شوهرت میدونه که دوباره با جان راس
‫رو هم ریخته بودی؟

28:01.959 --> 28:04.917
‫- ببخشید؟
‫- خودتو به کوچه علی‌ چپ نزن

28:05.000 --> 28:07.334
‫نمیدونم چی داری میگی

28:07.417 --> 28:09.459
‫من پنج سال پیش...

28:09.542 --> 28:10.583
‫با جان راس یه اشتباهی کردم

28:10.667 --> 28:12.042
‫- آره
‫- برگشتم پیش شوهرم،

28:12.125 --> 28:15.084
‫و از اون موقع هر روز باهاش بودم.
‫هر روز

28:15.833 --> 28:18.543
‫- فهمیدی؟
‫- باشه

28:18.626 --> 28:22.001
‫نه، باشه ماشه نداریم.
‫حقیقت همینه

28:23.668 --> 28:25.085
‫حقیقت همینه

28:35.252 --> 28:37.252
‫چیزی از اسلحه یادت میاد؟

28:39.751 --> 28:43.751
‫من...
‫به نظر یه اسلحه دستی عادی میومد

28:43.834 --> 28:45.210
‫خب، تو اسلحه رو برداشتی
‫و گم و گورش کردی

28:45.293 --> 28:47.960
‫پس حداقل باید بتونی یادت بیاری
‫که چه شکلی بوده

28:49.043 --> 28:50.502
‫راستش یادم نمیاد، میر

28:50.584 --> 28:52.668
‫همونطور که گفتم،
‫همه‌چیز خیلی سریع رخ داد

28:52.751 --> 28:53.918
‫هی، میر

28:55.502 --> 28:56.293
‫هی

28:56.377 --> 28:58.252
‫تازه با دفتر دادستان حرف میزدم

28:59.085 --> 29:00.502
‫با توجه به اینکه اون کاملا همکاری کرده،

29:00.584 --> 29:02.834
‫بیلی راس قراره ماه ژوئن آینده
‫بصورت مشروط آزاد بشه

29:02.918 --> 29:05.252
‫فکر کردم بخوای بدونی

29:06.085 --> 29:07.626
‫آره، ممنون

29:07.709 --> 29:10.961
‫- هی، یه سوال سریع
‫- آره. یه لحظه

29:11.044 --> 29:13.710
‫این کارشناس بالستیک،
‫همونی که بهمون گفت...

29:13.794 --> 29:16.127
‫سلاحی که ارین باهاش کشته شده
‫یه هفت‌تیر ویژه کارآگاهی بوده؟

29:16.211 --> 29:17.710
‫نظرت درمورد یارو چیه؟

29:17.794 --> 29:21.294
‫اون بهترینه.
‫هر دفعه که بتونیم ازش استفاده میکنم

29:22.627 --> 29:24.835
‫چرا؟ چیزه دیگه‌ای دستگیرت شده؟

29:26.044 --> 29:27.378
‫نه. فقط...

29:27.461 --> 29:29.503
‫یکی از مارپل زنگ زد
‫گفت یکی بهش توصیه کنم

29:29.585 --> 29:31.794
‫خیلی‌خب.
‫بعداً حرف میزنیم

29:50.378 --> 29:53.002
‫- میتونم کمکت کنم؟
‫- آره، باید با مامانت حرف بزنم

29:55.086 --> 29:56.127
‫مامان

30:01.794 --> 30:03.461
‫میشه بری طبقه بالا، لطفا؟

30:05.504 --> 30:06.545
‫برو. برو

30:09.670 --> 30:11.920
‫- اینجا چیکار داری؟
‫- تو میدونستی؟

30:12.003 --> 30:13.836
‫میدونستی که اون پسر من نبود؟

30:16.087 --> 30:17.128
‫نه

30:20.003 --> 30:21.711
‫شنیدم که گوشش عمل شده

30:25.003 --> 30:27.545
‫خب...

30:27.628 --> 30:31.045
‫میخواستم اینو بیارم در خونه‌ت، ولی...

30:32.087 --> 30:33.670
‫حالا نمیدونم چیکارش کنم

30:33.753 --> 30:36.379
‫شاید بتونی یه چیزی براش بگیری...

30:37.504 --> 30:39.337
‫یا بذاریش تو یه حساب بانکی واسه بعداً

30:39.420 --> 30:41.920
‫- مجبور نبودی اینکارو بکنی
‫- آره، میدونم

30:43.878 --> 30:46.087
‫میدونم که مجبور نبودم
‫اینکارو بکنم پس...

30:47.254 --> 30:49.420
‫و اینم از طرف مامان واقعیشه

30:51.985 --> 30:54.155
[پول عمل جراحی گوش دی‌جی]

31:23.088 --> 31:24.879
‫یالا. پاشو ببینم

31:24.963 --> 31:27.380
‫نه، بیخیال.
‫پاهام خیلی درد میکنن

31:27.463 --> 31:29.004
‫همه باید سر آهنگ آخر برقصن

31:43.587 --> 31:44.921
‫بهت خوش گذشت؟

31:45.921 --> 31:47.505
‫آره. حتما

31:47.587 --> 31:49.380
‫همون‌قدر که یکی باید...

31:49.463 --> 31:51.922
‫سر عروسی شوهر سابقش بهش خوش بگذره

31:53.089 --> 31:55.047
‫خب، خیلی خوب از عهده‌اش بر اومدی

31:55.130 --> 31:57.214
‫آره. سه‌تا بلادی مری‌ای که
‫تا قبل از ظهر خوردم...

31:57.297 --> 31:59.172
‫- احتمالا کمک کرده
‫- اوه، لعنت

31:59.256 --> 32:00.672
‫فکر میکردم من بهت کمک کردم

32:01.922 --> 32:05.797
‫خب، تو هم کمک کردی.
‫یکمی

32:32.297 --> 32:34.964
‫هیچوقت اسم دانشگاه بیتس رو نشنیدم

32:35.047 --> 32:36.713
‫بخشی ازم فکر میکنه که
‫داری از خودت درش میاری

32:37.214 --> 32:38.464
‫آره، همینطوره

32:39.506 --> 32:41.172
‫به محض اینکه مستقر شدم
‫بهت زنگ میزنم، باشه؟

32:41.256 --> 32:43.005
‫به محض اینکه یه جای خوب
‫واسه آبجو گرفتن پیدا کردم

32:46.131 --> 32:47.923
‫چرا الان باید بری

32:48.006 --> 32:51.673
‫درست موقعی که اوضاع حس خوبی داشت، ها؟

32:52.589 --> 32:54.131
‫فقط یه قرارداد یه‌ ساله‌ست

32:55.465 --> 32:56.839
‫ما چی میشیم؟

32:58.006 --> 32:59.465
‫خدا میدونه

32:59.548 --> 33:01.881
‫من از خیلی وقت پیش
‫دیگه سعی نکردم زندگی رو پیش‌‍‌بینی کنم

33:03.631 --> 33:06.048
‫ولی چیزی که میدونم...

33:06.131 --> 33:07.839
‫اینه که تمام بهترین اتفاقات زندگیم...

33:08.673 --> 33:10.131
‫غیر منتظره رخ دادن

33:11.006 --> 33:13.340
‫کتاب، پسرم...

33:14.756 --> 33:15.798
‫تو

33:17.257 --> 33:18.507
‫نمیخوام اینو از دست بدم

33:45.966 --> 33:47.049
‫خدافظ، میر

34:11.715 --> 34:14.715
‫آقای کارول؟
‫همه‎چی روبراهه؟

34:19.632 --> 34:21.590
‫خیلی‎خب، دارم میام

34:25.590 --> 34:27.590
‫- آقای کارول؟
‫- بله

34:28.424 --> 34:30.840
‫شما بهم زنگ زدین که بیام، یادتونه؟

34:30.924 --> 34:33.967
‫اوه، آره. درسته.
‫شرمنده. بیا تو

34:38.133 --> 34:39.841
‫یه فنجون قهوه میخوای؟

34:40.883 --> 34:41.925
چرا که نه

34:56.925 --> 34:58.509
‫همه‌چی روبراهه، آقای کارول؟

34:59.758 --> 35:01.092
‫نه

35:03.300 --> 35:06.342
،می‌دونی، از.. وقتی بتی فوت کرد

35:06.425 --> 35:09.904
انگاری دیگه نمی‌تونم
هیچی رو جمع کنم

35:15.259 --> 35:17.314
تو هم تازه پسرت رو از دست دادی

35:19.425 --> 35:20.467
آره

35:22.259 --> 35:23.300
آره

35:24.384 --> 35:25.841
اصلاً راحت‌تر می‌شه؟

35:31.426 --> 35:32.468
نه

35:35.510 --> 35:40.468
ولی بعد از یه‌مدت
یاد می‌گیری با این حقیقت تلخ کنار بیای

35:42.176 --> 35:45.051
و متوجه می‌شی که هنوزم باید
،بری برای آشپزخونه خرید کنی

35:45.134 --> 35:49.763
،قبض برق رو پرداخت کنی
...و ملحفۀ تخت رو بشوری. خلاصه

35:51.551 --> 35:55.176
هر طور شده یه راهی پیدا می‌کنی
که باهاش کنار بیای

36:06.134 --> 36:07.926
پس گمونم هنوز بابت رابطه‌ام

36:08.009 --> 36:10.884
با مادرت، از دستم عصبانی‌ای؟

36:10.968 --> 36:14.009
نه والا. نه

36:16.009 --> 36:18.176
هلن چطور؟

36:18.260 --> 36:20.634
فکر کنم اون ترجیح بده که خصوصی

36:20.717 --> 36:23.135
...در این مورد صحبت بشه، ولی

36:23.219 --> 36:26.094
اون دیگه این‌روزا
زیاد کینه به‌دل نمی‌گیره

36:26.177 --> 36:28.552
،خب یعنی، اگه تو سوپری دیدمش

36:28.635 --> 36:31.052
می‌تونم بهش سلام کنم؟ -
آره -

36:32.261 --> 36:33.511
از دور

36:37.552 --> 36:39.885
خب، چرا گفتید بیام اینجا، آقای کارول؟

36:40.885 --> 36:46.511
،آم.. خب، از وقتی بتی عمرش رو داده به شما

36:46.593 --> 36:48.843
یه‌سری از وسایل خونه داره گم می‌شه

36:48.927 --> 36:53.177
.مثل لیوان «ایگلز»ـم از بازی فینال
غیب شده

36:53.261 --> 36:57.135
،یه چاقوی پیتزا هم داشتم
خیلی چاقوی خوبی بود. غیب شده

36:58.635 --> 37:02.094
و اسلحه‌م هم غیب شده بود -
خب -

37:02.177 --> 37:05.386
پس می‌خواید گزارش یه اسلحۀ گمشده رو بدید؟

37:05.469 --> 37:07.885
نه، نه. الان پیدا شده

37:07.969 --> 37:10.344
یعنی ندزدیده بودنش؟

37:10.427 --> 37:12.718
اون روز صبح رو یادتونـه که اومدید دنبالِ

37:12.802 --> 37:14.722
نوه‌م و اون ولگرده؟

37:14.747 --> 37:16.098
خب، من رفتم توی کلبه

37:16.123 --> 37:17.303
،و تفنگـه رو برداشتم

37:17.387 --> 37:20.594
پس می‌دونم که اون‌موقع پیشم بوده -
خب -

37:20.678 --> 37:24.178
،ولی اون شب یه صدایی از کلبه شنیدم

37:24.262 --> 37:28.719
و وقتی رفتم برش دارم، دیدم نیستش

37:28.803 --> 37:30.803
ولی الان برگشته سر جاش؟ -
بله -

37:30.886 --> 37:33.262
چند روز پیش رفتم چندتا ابزار بردارم

37:34.095 --> 37:35.303
و دیدم سر جاشـه

37:36.220 --> 37:37.553
...می‌دونید

37:37.636 --> 37:38.970
نمی‌دونم دارم چی میگم..

37:40.053 --> 37:42.886
باشه. مدل تفنگ‌تون چیه؟

37:42.970 --> 37:45.136
کُلت دیتکتیو اسپشیال‌ـه

37:48.844 --> 37:50.095
کُلت دیتکتیو اسپشیال؟

37:50.178 --> 37:52.678
آره. وقتی از نیروی ویژۀ ریدلی
،بازنشست شدم

37:52.761 --> 37:54.178
بهم اجازه دادن.. نگه‌ش دارم

37:57.719 --> 38:00.011
میشه من یه نگاهی به
تفنگ‌تون بندازم، آقای کارول؟

38:01.011 --> 38:02.512
بله، حتماً

38:14.513 --> 38:15.845
،قبلنا می‌ذاشتمش تو اتاق زیرشیروونی

38:15.929 --> 38:18.845
ولی نوه‌ها می‌رفتن اون بالا
...بازی می‌کردن، واسه همین

38:20.679 --> 38:22.263
گذاشتمش اینجا

38:22.346 --> 38:24.221
توی میز، توی اون کِشو

38:39.346 --> 38:42.012
نکتۀ عجیبش اینه که دوتا گلوله‌ش نیست

38:45.221 --> 38:48.513
کی به کلبه‌تون دسترسی داره؟ -
هیچکس -

38:48.595 --> 38:51.179
یعنی.. فقط من و اون پسری که
چمن‌ها رو می‌زنه

38:51.263 --> 38:52.388
کی چمن‌ها رو می‌زنه؟

38:52.471 --> 38:53.971
رایان راس

39:00.513 --> 39:01.554
میر؟

39:02.595 --> 39:03.680
!میر

40:05.597 --> 40:07.056
خیله‌خب، فعلاً

40:20.889 --> 40:21.973
!هی

40:23.973 --> 40:24.973
!رایان

40:28.597 --> 40:30.722
مرکز دلکام 7551

40:30.806 --> 40:32.613
همین‌الان یه سوژه از دستم فرار کرد

40:32.638 --> 40:34.513
توی دبیرستان ایست‌تاون

40:35.764 --> 40:39.889
یه پسر 13 ساله
با شلوار راحتی خاکستری

40:39.973 --> 40:41.889
و تی‌شرت تیره

40:41.973 --> 40:44.307
مأمورین در دسترس‌مون رو
به منطقه اعزام کنید

40:51.224 --> 40:54.283
مظنون در یک پروندۀ قتل
تحت‌تعقیب‌ـه

41:19.307 --> 41:21.307
!مامان! مامان

41:22.349 --> 41:24.182
!رایان -
!مامان! میر -

41:24.266 --> 41:26.182
اون می‌دونه. داره میاد اینجا

41:27.349 --> 41:29.307
فهمیده، فهمیده

41:34.266 --> 41:35.349
فهمیده

41:56.558 --> 41:59.891
کسی جلوتر از من حرکت نکنه. خب؟

42:15.392 --> 42:17.849
بیا اینجا

42:18.599 --> 42:19.766
ببخشید

42:21.599 --> 42:23.808
شرمنده‌م -
عیب نداره. چیزی نیست، رایان -

42:56.559 --> 42:58.892
هیس

43:00.569 --> 43:04.818
می‌دونی که مجبور نیستی
با ما حرف بزنی دیگه، رایان؟

43:07.017 --> 43:10.239
فقط.. می‌خوام قالِ این قضیه کنده بشه

43:14.184 --> 43:17.600
من از رابطۀ ارین و بابام خبر داشتم

43:19.518 --> 43:22.600
یه روز تو گوشی‌ش پیام‌هاشون رو دیدم

43:24.642 --> 43:27.017
رفتم بازخواستش کردم

43:28.809 --> 43:30.434
بهم گفت که اشتباه کرده

43:32.059 --> 43:36.810
بهش قول دادم اگه باهاش کات کنه
...رازش رو فاش نکنم

43:38.977 --> 43:40.977
..چون نمی‌خواستم خانواده‌مون از هم بپاشه

43:43.435 --> 43:46.977
مخصوصاً بعد از اتفاقی که دفعۀ پیش افتاد

43:48.018 --> 43:49.310
دفعۀ پیش؟

43:50.018 --> 43:51.477
جان قبلاً هم با زنی

43:51.560 --> 43:53.860
به‌اسم ساندرا الیوت بهم خیانت کرده بود

43:54.668 --> 43:55.990
،و یه‌مدتی از هم جدا شدیم

43:56.015 --> 43:58.096
و بعد دوباره توافق کردیم آشتی کنیم

43:59.519 --> 44:02.227
من فکر می‌کردم رابطه‌ش با ارین تموم شده بود

44:04.560 --> 44:07.685
...بعدش اون شب

44:08.977 --> 44:11.685
رفته بودیم خونۀ فرانک

44:24.726 --> 44:27.270
ببینم دیوونه شدی؟
الحق که بچه‌ای

44:27.353 --> 44:28.960
دیدم بابام داشت تلفنی حرف می‌زد

44:28.985 --> 44:30.478
دیگه به این شماره زنگ نزن

44:30.561 --> 44:32.561
دیگه به این شماره زنگ نمی‌زنی، گرفتی؟

44:37.561 --> 44:39.520
..بعداً که گوشیش رو چک کردم

44:51.397 --> 44:54.240
ارین: باید صحبت کنیم. امشب توی پارک ]
[ ساعت 12 بیا پارک برندی‌واین

44:54.264 --> 44:55.607
[ باشه میام ]

44:56.061 --> 44:57.520
..وقتی رسیدم خونه

44:59.228 --> 45:00.738
..دوچرخه‌مـو برداشتم و

45:01.852 --> 45:03.520
...رفتم خونۀ آقای کارول

45:05.686 --> 45:07.270
که اسلحه‌شـو بردارم

45:07.353 --> 45:11.946
می‌تونی بهمون بگی که از کجا می‌دونستی
ایشون تو کلبه‌ش اسلحه می‌ذاره؟

45:14.103 --> 45:16.484
..من تابستون هر سال چمن‌هاشون رو می‌زدم

45:17.395 --> 45:19.103
واسه همین قبلاً اونجا دیده بودمش

45:30.770 --> 45:35.312
بعد سوار دوچرخه‌م شدم
و رفتم پارک برندی‌واین

45:35.396 --> 45:36.728
و وایسادم تا بیاد

45:41.062 --> 45:44.104
بذار.. بذار ببرمت خونه دیگه -
من اوکی‌ام. جدی میگم -

45:46.104 --> 45:48.979
ارین، سوار ماشین شو دیگه
می‌برمت خونه‌تون

45:51.979 --> 45:54.437
سوار شو دیگه، ارین
!تا خونه می‌رسونمت. ارین

45:54.521 --> 45:56.687
برو! برو میگم

46:34.230 --> 46:36.188
فقط می‌خواستم بترسونمش

46:38.813 --> 46:41.188
و بگم به خونوادۀ ما نزدیک نشه

46:43.893 --> 46:45.810
...اصلاً قصد نداشتم

46:48.522 --> 46:50.313
می‌شه بگی بعدش چی شد؟

46:59.480 --> 47:02.188
!از خانوادۀ من دور شو -
چی؟ -

47:02.272 --> 47:04.522
برای چی این‌کارو کردی؟ -
...چی.. داری چی‌کار -

47:09.564 --> 47:13.064
به‌خدا فقط می‌خواستم بترسونمش

47:18.398 --> 47:21.314
،اون اومد تفنگ رو از دستم بگیره

47:21.398 --> 47:23.229
و سرش درگیر شدیم

47:29.106 --> 47:31.523
...بعد من

47:39.439 --> 47:40.523
رایان؟

47:46.897 --> 47:48.342
بهش شلیک کردم

48:05.856 --> 48:07.107
..تفنگ رو برداشتم

48:08.440 --> 48:11.315
..برگشتم خونۀ آقای کارول

48:12.815 --> 48:14.107
و گذاشتمش سر جاش

48:15.107 --> 48:16.940
چرا همچین تصمیمی گرفتی؟

48:17.023 --> 48:19.606
...نمی‌دونم، خب

48:21.274 --> 48:22.606
استرس گرفتم

48:23.940 --> 48:26.107
..که اگه بندازمش یه‌جایی

48:27.148 --> 48:28.524
،یا بخوام قایمش کنم

48:28.606 --> 48:31.357
یکی.. پیداش کنه

48:31.440 --> 48:34.232
..با خودم گفتم اگه ببرم بذارمش سر جاش

48:35.357 --> 48:38.357
اصلاً کسی نمی‌فهمه که برش داشتن

48:41.190 --> 48:44.482
بعد از اون، ترس برم داشت

48:45.440 --> 48:46.648
زنگ زدم به بابام

48:53.440 --> 48:56.316
چند ساعت بعد اومد خونه

48:56.400 --> 49:00.191
بهم گفت که همه‌چی رو
با عمو بیلی ردیف کردن

49:03.066 --> 49:04.920
که دیگه یه راز می‌مونه

49:07.441 --> 49:09.941
رازی که هرگز نمی‌تونیم به کسی بگیمش

49:12.441 --> 49:13.483
ابداً

49:15.857 --> 49:18.216
پس هیچ ارتباطی به ساندرا الیوت نداشت

49:23.691 --> 49:25.149
می‌دیدم که با خودش درگیر بود

49:26.441 --> 49:29.316
تو مدرسه دعواش می‌شد
گریه و زاری می‌کرد

49:32.108 --> 49:33.964
تنها موقع دیگه‌ای که انقدر ناراحت بود

49:33.989 --> 49:35.616
وقتی بود که فهمید باباش با ساندرا

49:35.641 --> 49:37.057
رابطۀ مخفی داشته

49:40.108 --> 49:42.352
منم گفتم حتماً باز داره تکرار می‌شه

49:42.425 --> 49:44.717
این دفعه هم همون زن قبلیه‌ست؟

49:55.359 --> 49:56.858
تو کِی فهمیدی، لور؟

49:59.692 --> 50:03.327
کِی فهمیدی که رایان، اِرین رو کشته بود؟

50:04.567 --> 50:07.146
صبحِ اون‌روزی که تو اومدی، جان بهم گفت

50:09.484 --> 50:11.976
«همون صبحی که رفتن کلبۀ ماهیگیریِ «پت

50:15.858 --> 50:18.886
من موافقت کردم دروغ بگم
که از پسرم محافظت کنم

50:22.526 --> 50:25.276
و این حقیقت رو با خودم به گور می‌بردم

50:25.359 --> 50:27.900
اگر تو امروز نیومده بودی خونه‌مون

50:36.942 --> 50:37.942
..آم

50:40.984 --> 50:42.317
..رایان، عزیزم

50:44.318 --> 50:46.855
چیز دیگه‌ای هم هست که
بخوای بهمون بگی؟

50:51.901 --> 50:53.402
فقط اینکه شرمنده‌ام

50:55.943 --> 50:58.140
به‌خاطر همه‌ی کارایی که کردم
معذرت می‌خوام

51:25.859 --> 51:26.985
خب، رایان

51:27.068 --> 51:30.068
ببین این مأمورین محترم الان می‌برنت

51:30.151 --> 51:32.527
کانون اصلاح و تربیت

51:32.609 --> 51:34.068
وقتی رسیدی اونجا، اونا

51:34.151 --> 51:37.068
اثرانگشت و این‌جور چیزا رو ازت می‌گیرن

51:37.151 --> 51:39.652
،و.. همین که مستقر شدی

51:39.735 --> 51:42.944
می‌تونی با مادر و خواهرت تماس بگیری

51:43.819 --> 51:45.152
باشه -
باشه -

51:47.027 --> 51:48.319
طوری نمی‌شه

52:42.611 --> 52:45.070
لور. لور -
نه. شروع نکن -

52:49.112 --> 52:51.362
ببین منو، لور -
نه.. دستِ عنتـو به من نزن -

52:51.445 --> 52:53.070
دستت به من نخوره

53:05.903 --> 53:07.529
چرا نیومدی پیش خودم؟

53:07.611 --> 53:08.820
...لور -
!نه -

53:08.903 --> 53:10.070
همین یک بار

53:11.237 --> 53:12.903
واسه چی بی‌خیالش نشدی؟

53:15.987 --> 53:17.404
جان رو که داشتین

53:17.487 --> 53:19.279
واسه چی بی‌خیال نشدی؟

53:19.362 --> 53:21.820
!رایان‌ـه بابا. رایان

53:21.903 --> 53:25.070
!رایان من! رایان عزیزم

53:28.737 --> 53:30.238
اتفاق بوده

53:31.779 --> 53:35.571
اون اصلاً بلد نبوده چطوری تفنگ بگیره دستش

53:35.654 --> 53:37.363
..لور -
آخه برای چی -

53:37.446 --> 53:39.238
از خیرش نگذشتی؟

53:42.737 --> 53:45.223
حالا کل خانواده‌م به‌خاطر تو از بین رفته

53:53.113 --> 53:55.571
از من دور شو
دیگه نمی‌خوام ببینمت

53:59.280 --> 54:00.696
...گم‌شو

54:00.779 --> 54:04.113
!گم‌شو.. گم‌شو از ماشین من بیرون

54:41.215 --> 54:43.155
بعد از دستگیریِ رایان

54:43.239 --> 54:44.697
با لوری صحبت کردی؟

54:47.322 --> 54:50.030
زنگ زدم، پیام دادم

54:52.072 --> 54:54.155
نه، اون نمی‌خواد با من صحبت کنه

54:55.406 --> 54:58.156
و فکر می‌کنی که دقیقاً از دست تو عصبانیـه

54:58.181 --> 55:01.056
..چون اگه پرونده رو حل نکرده بودی

55:03.364 --> 55:05.030
اون هنوز خانواده‌ش رو داشت

55:07.822 --> 55:10.780
قبلاً در این مورد صحبت کردیم
که تو چطور خودت رو

55:10.863 --> 55:12.822
غرقِ این پرونده‌ها کردی که یه‌جوری

55:12.905 --> 55:14.789
عزاداری برای کوین رو عقب بندازی

55:15.614 --> 55:17.532
به‌نظرت حالا آمادگی‌شـو پیدا کردی

55:17.557 --> 55:20.016
که بالأخره با چیزی که ازش طفره می‌رفتی
روبرو بشی؟

55:25.407 --> 55:26.864
درس‌هات چطور می‌گذره؟

55:27.365 --> 55:28.532
خیلی خوبه

55:28.614 --> 55:31.448
یه کلاس مقاله‌نویسی داریم
که خیلی دوستش دارم

55:31.573 --> 55:32.698
خب، خوبه

55:34.323 --> 55:36.282
مویرا یه‌چیزی برات آورده

55:37.240 --> 55:39.781
این کارت رو برای تولدت درست کردم

55:45.990 --> 55:47.073
ممنون

55:48.115 --> 55:50.573
می‌خوای به برادرت هم سلام بدی؟

55:50.656 --> 55:54.073
آره

55:55.573 --> 55:57.614
سلام، دی‌جی

55:59.573 --> 56:00.739
سلام

56:04.156 --> 56:06.656
درس‌هاتـو سفت بگیر، خب؟

56:06.739 --> 56:09.574
خیلی دوسِت دارم، باشه؟
ماچ به کلت

56:13.241 --> 56:14.873
مراقب خودت باش، خب؟ -
اوهوم -

56:15.078 --> 56:17.451
و هر شب از تو راه بهم زنگ بزن، باشه؟

56:27.782 --> 56:28.824
دوسِت دارم

56:33.449 --> 56:36.740
وای خدا. برو

56:39.824 --> 56:40.865
خدافظی کن

56:40.949 --> 56:42.366
خدافظ، شیوان -
خدافظ، شیوان -

56:42.449 --> 56:43.408
خدافظ

56:43.491 --> 56:45.615
بای. دوستِ دارم، شیوان

56:58.865 --> 57:00.782
اَی لعنتی

57:02.033 --> 57:03.741
خدای من

57:03.825 --> 57:05.783
رفتش

57:07.492 --> 57:08.616
عصر به‌خیر

57:09.950 --> 57:11.409
می‌دونم که برای بعضی‌هاتون

57:11.492 --> 57:14.301
دیدنِ دوباره‌ی من پشت تریبون معذب‌کننده‌ست

57:15.492 --> 57:17.700
خیلی‌هاتون دوباره تو کلیسا
،از من استقبال کردید

57:17.783 --> 57:20.284
در حالی که دیگران نگرانی‌هایی داشتن

57:20.367 --> 57:25.242
هشت ماه آزگار طول کشید تا بالأخره
جرئتش رو پیدا کنم

57:25.325 --> 57:27.450
که دوباره امروز مقابل‌تون بایستم

57:28.575 --> 57:31.450
،در طول این زمان مشاهداتِ زیادی داشتم

57:31.534 --> 57:36.075
و حس می‌کنم که بالأخره
،از یک تونل خارج شدیم

57:36.158 --> 57:38.700
و به مرحلۀ بعدیِ پروسۀ درمان رسیدیم

57:41.200 --> 57:44.450
و دوباره دارم بازگشتِ عنایت خداوند به ایست‌تاون

57:44.534 --> 57:47.033
رو حس می‌کنم. واقعاً حیرت‌آوره

57:48.783 --> 57:50.783
ولی یک‌سری از اعضای این اجتماع

57:50.866 --> 57:52.534
هنوز با ما همراه نشده‌ان

57:54.492 --> 57:56.285
اعضایی که فاجعه‌های سال جاری

57:56.368 --> 57:59.034
چیزی ازشون باقی نگذاشته

58:00.951 --> 58:03.742
اونا حالا خودشون رو خارج از دایره‌ای می‌بینن

58:03.826 --> 58:05.368
که زمانی جزءش بودن

58:06.909 --> 58:10.243
دایرۀ این اجتماع زمانی زندگیِ این افراد بوده

58:10.326 --> 58:12.119
و شاید پیش خودتون بگید لایقِ اینن که

58:12.144 --> 58:13.159
بیرونِ این دایره باشن

58:13.243 --> 58:15.051
،که تخطی‌هایی که مرتکب شدن

58:15.076 --> 58:18.159
،و دروغ‌هایی که گفتن
اینجا جایی نداره

58:19.993 --> 58:21.857
ولی لایق بودن یا نبودنِ اونا

58:21.882 --> 58:23.675
رو ما تعیین نمی‌کنیم

58:25.243 --> 58:29.118
تنها وظیفۀ ما عشق ورزیدنـه

58:32.576 --> 58:34.410
پس اصرار می‌کنم که برید سراغ‌شون

58:34.669 --> 58:36.684
اونا پس‌تون می‌زنن
در رو به روتون می‌بندن

58:36.709 --> 58:40.000
بهتون میگن که لایقِ بخشش شما نیستن

58:42.576 --> 58:44.300
ولی این اجازه رو بهشون ندید

58:47.617 --> 58:50.536
چرا داری دور و برِ اون سطل‌آشغالی می‌پلکی؟

58:50.618 --> 58:53.452
می‌خواستم یه جفت کفش پیدا کنم

58:53.536 --> 58:56.327
کفش می‌خوای چی‌کار؟
تو یه سموری

58:56.411 --> 58:58.660
گفتم شاید یه جفت کفش چرم

58:58.743 --> 59:01.411
منو یه جنتلمن واقعی بکنه

59:01.494 --> 59:03.577
،اگر می‌خوای جنتلمن بشی

59:03.660 --> 59:05.994
باید قر دادنو یاد بگیری

59:06.077 --> 59:08.785
قر؟
آره، این‌شکلی

59:10.119 --> 59:12.119
من میرم بیرون -
کجا؟ -

59:13.244 --> 59:15.785
میرم.. یه هوایی بخورم

59:33.618 --> 59:35.577
سلام، میر -
سلام، مویرا -

59:35.660 --> 59:38.660
سلام. چطوری؟
من خوبم. تو چطوری؟ -

59:38.743 --> 59:40.286
منم خوبم، عزیز دلم

59:40.369 --> 59:42.536
مامانت خونه‌ست؟ -
بله -

59:44.661 --> 59:45.786
خیله‌خب

59:53.036 --> 59:54.036
سلام

59:55.161 --> 59:56.161
علیک

59:58.120 --> 01:00:00.120
مویرا، عزیزم، میشه لطفاً بری بالا؟

01:00:00.203 --> 01:00:03.661
باشه. خدافظ، میر -
می‌بینمت، عزیزم -

01:00:14.619 --> 01:00:17.203
چایی می‌خوری؟ -
آره -

01:00:50.912 --> 01:00:51.912
لور

01:01:04.204 --> 01:01:05.413
لور

01:02:15.997 --> 01:02:17.455
من پیشتم

01:02:38.632 --> 01:02:50.632
»» تــرجــمــه: تـورج پاکاری و ســـروش ««
:.:.: SuRouSH_AbG & Stef@n :.:.:

01:02:50.743 --> 01:03:03.743
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:03:03.767 --> 01:03:15.767
Sync: AliNet

01:04:24.913 --> 01:04:29.023
« پـایـان فـصـل اول »

01:04:29.526 --> 01:06:47.506
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
