WEBVTT

00:02.417 --> 00:06.834
‫امروز شنبه‌ست!

00:06.917 --> 00:08.625
‫و امروز چیش خاصه؟

00:08.709 --> 00:10.959
‫روز تولدمه!

00:11.474 --> 00:13.450
...آنچه گذشت

00:13.542 --> 00:15.041
‫میدونی، یه سری چیزا از اون شب هست

00:15.125 --> 00:17.333
‫من کل خونه رو گشتم
‫و تو اصلاً نبودی

00:17.417 --> 00:18.250
‫کجا رفته بودی، دیلن؟

00:18.333 --> 00:19.667
‫احتمالا بهتره بری

00:20.834 --> 00:22.917
‫من شبی که ارین کُشته شد،
‫پیشش بودم

00:23.000 --> 00:24.375
‫واسه چی نرفتی پیش پلیس؟

00:24.458 --> 00:26.208
‫سابقۀ اتهام داشتم،

00:26.291 --> 00:28.375
‫بعد دوچرخه‌ش تو صندوق‌عقبم بود

00:28.458 --> 00:29.583
‫- تو...؟
‫- اگه بگم نه،

00:29.667 --> 00:30.834
‫حرفم رو باور میکنی؟

00:31.792 --> 00:33.291
‫چرا داری می‌خونیش؟
‫بیارش اینجا

00:33.917 --> 00:36.583
‫یه وَن باربری آبی رنگ بود
‫و قبل از اینکه بتونیم کاری کنیم،

00:36.667 --> 00:37.709
‫دست‌هاش دور گردنم بود

00:37.792 --> 00:39.041
‫اون ون باربری «فورد» مال شماست؟

00:39.125 --> 00:41.250
‫آره. هنوز بهم نگفتید که جریان چیه

00:41.333 --> 00:43.500
‫یه کسایی اومدن.
‫انتظارشون رو نداشته

01:00.917 --> 01:03.583
‫دکتر کجاست؟

01:03.667 --> 01:05.208
‫داره با پرستار حرف میزنه

01:05.291 --> 01:08.750
‫کاش برمیگشت.
‫هیچوقت به آدم چیزی نمیگن

01:08.834 --> 01:11.250
‫- و درو باید غذا بخوره؟
‫- طوریش نیست

01:11.333 --> 01:12.917
‫- آه، اون چیزیش نیست
‫- خوابالوده

01:13.000 --> 01:15.166
‫- ناهار زیاد خورده
‫- آره

01:19.667 --> 01:21.667
‫- مامان...
‫- هی

01:22.959 --> 01:27.583
‫هی. ایناهاشی.
‫ایناهاشی

01:28.583 --> 01:31.208
‫- منو زهره ترک کردی
‫- سلام، مامان

01:32.417 --> 01:34.625
‫دیدی، بهت گفتم حال مامان‌بزرگ خوب میشه

01:34.709 --> 01:36.750
‫- روبراه میشی
‫- بگو، "سلام، مامان‌بزرگ"

01:36.834 --> 01:38.166
‫سلام، مامان‌بزرگ

01:38.250 --> 01:41.208
‫خیلی‌خب.
‫دوباره بگیر بخواب، باشه؟

01:41.532 --> 01:44.095
« مِـیـر، از ایست‌تاون »
«فصل اول، قسمت ششم»

01:44.379 --> 01:45.671
زودی خوب میشی

01:46.625 --> 01:49.041
‫امروز صبح وقتی کیتی بیلی...

01:49.125 --> 01:52.583
‫بعد از یک سال
‫به خونه‌ای که ازش ناپدید شده بود، برگشت

01:52.667 --> 01:54.250
‫صحنه‌‌ای بسیار احساساتی بوجود اومد

01:54.333 --> 01:57.083
‫کیتی بعد از اینکه از خانه وین پاتس
‫نجات داده شد...

01:57.166 --> 02:00.542
‫برای اولین بار با دختر خود دیدار کرد

02:00.625 --> 02:02.458
‫الان فقط خیلی خدا رو شاکرم که...

02:02.542 --> 02:04.834
‫کیتی برگشته خونه پیشم

02:04.917 --> 02:07.000
‫پلیس میگه که باید خیلی چیزها
‫رو بررسی کنه...

02:07.083 --> 02:10.000
‫که دقیقاً تو اون زیر شیرونی چه اتفاقی افتاد،

02:10.083 --> 02:12.583
‫و اینکه این پرونده ربطی به...

02:12.667 --> 02:14.500
‫قتل ارین مک منامین داشته یا خیر

02:14.583 --> 02:15.834
‫اداره پلیس ایست‌تاون...

02:15.917 --> 02:18.333
‫در این تحقیقات از کمک اف‌بی‌آی استقبال میکنه،

02:18.417 --> 02:22.500
‫که ادامه‌دار و تاثیر گذار خواهد بود

02:22.583 --> 02:25.500
‫و با اینکه امروز، روز خوبی برای خیلی‌هاست

02:25.583 --> 02:29.000
‫بیاین فراموش نکنیم که
‫یکی از آدم‌هامون رو از دست دادیم

02:29.083 --> 02:32.333
‫کاراگاه کالین زیبل، کاراگاه نمونه‌ای بود

02:32.417 --> 02:35.750
‫یه پسر. یه دوست.
‫یه محافظ

02:38.417 --> 02:40.291
‫خیلی‌خب، بیارش بالا!

02:52.750 --> 02:54.583
‫قبلاً تمام اتفاقاتی که افتاد
‫رو بهتون گفتم

02:54.667 --> 02:57.417
‫ارین رو رسوندم در پارک برندی‌واین

02:58.458 --> 03:00.458
‫و بعد برگشتم به خونه کشیش‌ها

03:02.458 --> 03:05.000
‫و به نظرت چرا تو رو آوردیم اینجا؟

03:05.083 --> 03:07.458
‫پدر دَن امروز پریشون اومد اینجا

03:07.542 --> 03:10.083
‫گفت شبی که ارین به قتل رسید
‫تو پیشش بودی

03:16.166 --> 03:17.625
‫این ماشین توئه؟

03:18.291 --> 03:20.000
‫دوچرخه ارین رو پیدا کردیم

03:21.208 --> 03:23.583
‫دوچرخه‌اش رو انداختی تو رودخونه، جناب شماس؟

03:26.000 --> 03:27.000
‫بله

03:28.750 --> 03:32.375
‫بله

03:32.458 --> 03:34.208
‫ولی من نکشتمش.
‫اینکارو نکردم

03:41.583 --> 03:43.166
‫صورتت چی شده؟

03:44.959 --> 03:46.000
‫زمین خوردم

03:47.166 --> 03:50.000
‫یه کلمه از حرفات رو هم باور نمیکنم

03:51.667 --> 03:53.333
‫درحال حاضر، بخاطر دستکاری مدارک...

03:53.417 --> 03:54.792
‫دستگیر میشی

03:54.875 --> 03:58.166
‫ازت میخوام وایسی،
‫دست‌هات رو ببری پشتت

03:59.837 --> 04:05.985
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

04:06.010 --> 04:09.010
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:09.035 --> 04:16.035
»» تــرجــمــه: تـورج پاکاری و ســـروش ««
:.:.: SuRouSH_AbG & Stef@n :.:.:

04:17.709 --> 04:19.834
‫ما رو ببخشید.
‫ما رو ببخشید

04:23.667 --> 04:27.500
‫فقط... فقط...

04:31.583 --> 04:33.125
‫- صبر کن، چی؟
‫- اوهوم

04:33.208 --> 04:35.125
‫جان دوباره داره با سندرا میخوابه؟

04:35.208 --> 04:37.083
‫آره

04:38.458 --> 04:40.542
‫- جنده
‫- اوه، خدای من

04:41.792 --> 04:43.166
‫کِی فهمیدی؟

04:44.709 --> 04:46.583
‫رایان، جان رو باهاش دیده

04:48.875 --> 04:51.333
‫بیچاره چند ماه اون راز
‫رو تو خودش نگه داشته بود

04:51.417 --> 04:53.250
‫حتما خیلی براش سخت بوده

04:54.500 --> 04:55.583
‫اوه، خدا

04:56.333 --> 04:57.583
‫خدایا. من...

04:59.166 --> 05:00.875
‫اوه لور، متاسفم

05:02.083 --> 05:04.875
‫متاسفم. این...

05:09.208 --> 05:12.417
‫آخرین باری که جان رابطه نامشروع داشت،
‫میتونستم حسش کنم

05:14.166 --> 05:15.625
‫تا آخر شب‌ها سر کار بود،

05:15.709 --> 05:18.291
‫طوری که واسه جواب دادن گوشی
‫از اتاق یواشکی میرفت بیرون

05:18.375 --> 05:22.291
‫ولی این دفعه، هیچی.
‫اصلا متوجه هیچی نشدم

05:22.375 --> 05:24.675
‫میدونی، این دفعه باید
‫سرسخت باشی، لور

05:24.699 --> 05:25.458
‫میدونم

05:25.542 --> 05:28.291
‫اون... میدونی،
‫شروع به دل‌ربایی کردن میکنه،

05:28.375 --> 05:30.166
‫- و بهت میگه که...
‫- میدونم

05:30.250 --> 05:31.792
‫- عوض میشه
‫- میدونم!

05:31.875 --> 05:35.333
‫میدونم. میدونم!
‫ولی هنوزم دوستش دارم

05:37.000 --> 05:38.750
‫نمیشه که فقط دکمه رو بزنی
‫و خاموشش کنی، خب؟

05:38.834 --> 05:40.125
‫مشکل هم همینه

05:43.291 --> 05:45.417
‫یعنی، اون پدر بچه‌هامه

05:46.542 --> 05:48.458
‫الان کجاست؟

05:48.542 --> 05:50.542
‫با بیلی خونه پدرشه

05:50.625 --> 05:53.000
‫خوبه. عوضی

05:59.041 --> 06:00.458
‫بیارش پایین، بابا

06:07.875 --> 06:09.458
‫حالت خوبه، بابا؟

06:09.542 --> 06:11.333
‫آره، خوبم.
‫همینطوری برو

06:11.417 --> 06:12.917
‫طوری نفس میکشی که
‫انگار تازه دوی ماراتون تموم کردی

06:13.000 --> 06:18.166
‫بیا. بشونش.
‫بشونش

06:21.208 --> 06:22.792
‫حالت خوبه؟

06:22.875 --> 06:25.125
‫میخوای بهم بگی این دفعه چی شده؟

06:29.333 --> 06:30.875
‫لور فکر میکنه من رابطه نامشروع داشتم

06:30.959 --> 06:34.083
‫فکر میکنه که رابطه نامشروع داشتی؟

06:34.166 --> 06:35.500
‫یا رابطه نامشروع داشتی؟

06:39.000 --> 06:42.291
‫خدای من!
‫بچه‌ها میدونن؟

06:43.583 --> 06:45.583
‫رایان میدونه

06:45.667 --> 06:48.417
‫به مویرا گفتیم که من قراره
‫یه مدت برم جایی

06:48.500 --> 06:50.875
‫این دقیقا اونطوری نیست...

06:50.959 --> 06:54.333
‫که گذروندن بازنشستگیم رو
‫با دو پسر بزرگم تصور میکردم

06:54.417 --> 06:55.917
‫میدونم، بابا.
‫میدونم. شرمنده

06:56.000 --> 06:58.125
‫هی. بیا بالا و کمکم کن
‫این تشت...

06:58.208 --> 07:00.083
‫رو ببرم تو اتاق خواب، لطفا

07:00.166 --> 07:03.041
‫خودت ببرش

07:04.041 --> 07:05.583
‫تو دیگه چته؟

07:07.041 --> 07:10.500
‫من هیچیم نیست.
‫تو زندگیت رو بخاطر اینکه نتونستی...

07:10.583 --> 07:13.291
‫کیرت رو تو شلوارت نگه داری
‫به گند کشیدی

07:13.375 --> 07:15.208
‫حالا، خودت تمیزش کن

07:15.291 --> 07:16.625
‫- بیل
‫- نه! نه

07:16.709 --> 07:18.542
‫نه، من اونو مسئول میدونم، بابا

07:18.625 --> 07:21.166
‫تو عمرش یه بارم که شده
‫یکی باید اونو مسئول بدونه

07:26.667 --> 07:28.667
‫نمیدونم اون چش شده

07:30.709 --> 07:33.375
‫داره زیاد مشروب میخوره، بابا

07:34.917 --> 07:36.208
‫باهاش حرف میزنم

07:37.041 --> 07:38.333
‫همه‌چی درست میشه

07:42.583 --> 07:46.250
‫یه دوست. یه محافظ،

07:46.333 --> 07:48.792
‫که زندگی خودش رو وقف نجات دیگران کرد

07:48.875 --> 07:51.166
‫ازتون میخوام، که برای خانواده کاراگاه زیبل...

07:51.250 --> 07:52.959
‫دعا کنید

07:53.041 --> 07:55.125
‫حالا، سوال جواب میدم

07:55.208 --> 07:56.792
‫از زمان کنفرانس مطبوعاتی
‫رئیس پلیس کارتر،

07:56.875 --> 07:59.542
‫اداره پلیس ایست‌تاون یه صندوق یادبود...

07:59.625 --> 08:02.458
‫برای گرامی‌داشت کاراگاه شهید
‫کالین زیبل بوجود آورده

08:54.542 --> 08:55.583
‫سلام

08:57.291 --> 08:58.291
‫خانوم زیبل

09:00.542 --> 09:02.709
‫من فقط...

09:02.792 --> 09:05.500
‫میخواستم بیام اینجا
‫و بگم که چقدر...

09:07.000 --> 09:08.291
‫بخاطر کالین متاسفم

09:10.959 --> 09:14.000
‫میخوام بدونین که اون کاراگاه فوق‌العاده‌ای بود

09:14.083 --> 09:15.959
‫و اون... جونم رو نجات داد

09:19.834 --> 09:21.792
‫چطور جرئت میکنی بیای در خونه‌ام

09:23.000 --> 09:25.125
‫فکر کردی کی هستی؟

09:28.208 --> 09:30.750
‫فکر کردی میتونی همینطوری زندگی بکنی،

09:30.834 --> 09:32.667
‫هرکاری که دلت خواست انجام بدی...

09:33.750 --> 09:36.333
‫و عاقبتی هم در کار نباشه؟

09:36.417 --> 09:38.917
‫اگه پسر من تا اون خونه
‫تو رو دنبال نکرده بود،

09:39.000 --> 09:40.500
‫الان هنوزم زنده بود

09:42.959 --> 09:44.667
‫دیگه هیچوقت نیا اینجا

10:17.709 --> 10:18.917
‫میر؟

10:19.000 --> 10:21.250
‫- مامان
‫- چطور پیش رفت؟

10:57.500 --> 11:01.125
‫دوتا پرونده بهم مربوط نیستن، میر

11:01.208 --> 11:03.208
‫وین پاتس ارین رو نکشته

11:04.083 --> 11:05.875
‫اون آخر هفته واسه دیدن مادرش...

11:05.959 --> 11:08.291
‫به آلتونا رفته بود

11:08.375 --> 11:11.041
‫اف‌بی‌آی از طریق سوابق عوارضی...

11:11.125 --> 11:13.375
‫و رسیدهای خرید
‫اینو تایید کرد

11:13.458 --> 11:15.750
‫جمعه رفت، تا یکشنبه شب برنگشت

11:15.834 --> 11:19.583
‫هوم. تا اینکه به گوش مردم برسونی
‫چقدر وقت هست؟

11:19.667 --> 11:21.875
‫به گمونم یه هفته وقت دارم...

11:21.959 --> 11:23.792
‫تا اینکه مجبور بشم اعلامش کنم

11:24.750 --> 11:27.041
‫چرا داری اینا رو بهم میگی، رئیس؟

11:27.125 --> 11:28.959
‫من که دیگه برات کار نمیکنم

11:30.291 --> 11:32.250
‫امروز صبح هاوزر رو فرستادم بره

11:33.875 --> 11:37.083
‫فردا صبح، تو دوباره پرونده
‫رو به دست میگیری

11:37.166 --> 11:39.208
‫مگه اینکه میخوای همینطوری
‫خونه پیش مامانت بمونی...

11:39.291 --> 11:41.458
‫و از بیکاری کونت رو بخارونی

11:42.500 --> 11:44.166
‫ممنون که نگهم داشتی

11:46.458 --> 11:47.625
‫یه چیزه دیگه

12:01.417 --> 12:02.917
‫- بلندش کن!
‫- دارم سعیم رو میکنم، مامان

12:03.000 --> 12:05.375
‫- محض رضای خدا، داره درد میکنه
‫- خیلی‌خب، یکی دیگه

12:05.458 --> 12:07.250
‫اوه، بچه بازی در نیار.
‫بذارش اینجا

12:07.333 --> 12:09.750
‫- بذارش بالا. بذار باشه، تکونش نده
‫- اوه، خدایا

12:09.834 --> 12:11.917
‫الان گوزیدی؟
‫گوزیدی، مامان؟

12:12.000 --> 12:13.000
‫صدای کفشم بود!

12:13.083 --> 12:15.583
‫کفش نو گرفتم!
‫صداش عین گوزیدنه

12:15.667 --> 12:18.083
‫آره. اوهوم. خدایا

12:18.166 --> 12:21.166
‫اوه، این دیگه کیه؟

12:23.500 --> 12:25.625
‫ساکت باش

12:27.500 --> 12:31.583
‫اوه، ببین کی اومده!
‫دارم میام. دارم میام

12:31.667 --> 12:33.709
‫ریچارد، بیا تو!

12:33.792 --> 12:35.542
‫سلام، هلن.
‫امیدوارم مزاحم نباشم

12:35.625 --> 12:36.959
‫- اوه، اصلاً و ابداً
‫- اون حالش خوبه؟

12:37.041 --> 12:38.959
‫اوه آره، خوبه.
‫فقط خیلی غر میزنه

12:39.041 --> 12:42.083
‫میدونی، نیازی نبود چیزی بیاری

12:42.166 --> 12:44.792
‫هی، میر!
‫ملاقاتی داری

12:47.625 --> 12:48.709
‫سلام

12:49.917 --> 12:51.583
‫سلام

12:51.667 --> 12:54.000
برات سبد هدیه آوردم

12:55.375 --> 12:56.792
آبجوی رولینگ‌راک، مشخصاً

12:56.875 --> 12:59.875
،ساندویچ غول از لاسپادا
و استیک پنیر از کوکو

13:01.625 --> 13:02.875
‫اونا تگری‌ان؟

13:03.333 --> 13:04.375
‫شک نکن

13:06.542 --> 13:08.250
‫خدایا، میر

13:08.333 --> 13:11.792
‫آره، من...
‫آره، خوش شانس بودم

13:11.875 --> 13:14.917
‫- ممکن بود خیلی بدتر بشه
‫- بخاطر همکارت متاسفم

13:15.583 --> 13:16.583
‫اون...

13:18.000 --> 13:21.208
‫- حتما سخته
‫- زیبل

13:21.291 --> 13:25.041
‫اسمش کالین زیبل بود

13:25.750 --> 13:26.750
‫آره

13:28.375 --> 13:29.417
‫سخته

13:30.417 --> 13:31.917
‫آره

13:33.250 --> 13:35.792
‫ولی تو اون دوتا دختر رو پیدا کردی

13:35.875 --> 13:38.458
‫یعنی، بابات بهت افتخار میکنه، هوم؟

13:43.041 --> 13:45.208
‫آره. آم...

13:45.291 --> 13:48.333
‫هی، میشه یه اعترافی کنم؟

13:48.417 --> 13:49.583
‫آره

13:49.667 --> 13:51.458
‫یادته شب تولدت...

13:51.542 --> 13:53.000
‫قرارمون رو کنسل کردم؟

13:53.083 --> 13:56.250
‫بخاطر این بود که با کالین
‫رفتم سر قرار

13:56.333 --> 13:58.083
‫اون فقط یه دوست بود، ولی...

13:59.792 --> 14:01.458
‫کار درستی نبود

14:02.792 --> 14:04.417
‫خب، عیب نداره

14:04.500 --> 14:06.417
‫ما که هیچوقت بهم قولی ندادیم، درسته؟

14:07.333 --> 14:08.834
‫آره، میدونم.
‫ولی...

14:10.291 --> 14:13.333
‫- میخواستم بهت بگم
‫- آره، عیب نداره

14:22.917 --> 14:25.166
‫باید دوباره سرپا بشم، ریچارد

14:29.709 --> 14:30.959
‫نمیتونم اینکارو بکنم

14:37.583 --> 14:38.667
‫بهت میگم چیکار کنیم

14:40.000 --> 14:42.375
‫چطوره وقتی احساس آمادگی کردی...

14:42.458 --> 14:43.667
‫اگه احساس آمادگی کردی...

14:45.709 --> 14:48.375
‫بهم زنگ بزنی و ازم بخوای باهم بریم سر قرار

14:49.750 --> 14:52.250
‫- باشه؟
‫- از کجا بدونم که...

14:52.333 --> 14:54.291
‫تا اون موقع با کس دیگه‌ای نباشی؟

14:54.917 --> 14:56.500
‫خب، نمیدونی

14:56.583 --> 14:58.959
‫ولی میدونی، من 52 سالمه

14:59.041 --> 15:01.542
‫و تو ایست‌تاون زندگی میکنم، پس...

15:01.625 --> 15:04.041
‫به نظرم شانست خیلی بالاست

15:10.208 --> 15:11.834
‫این شیارها رو میبینین؟

15:11.917 --> 15:14.458
‫تو بیشتر اسلحه‌ها،
‫خان اسلحه میره سمت راست

15:14.542 --> 15:16.250
‫ولی اسلحه‌های کلت خاصن

15:16.333 --> 15:17.917
‫پیچش لوله اسلحه با دست چپ دارن

15:18.000 --> 15:20.291
‫همونطور که روی گلوله‌ای که
‫داخل درخت...

15:20.375 --> 15:22.125
‫توی پارک برندی‌واین رفته بود،
‫مشاهده میکنیم

15:22.208 --> 15:25.333
‫یه سری مقایسه‌ انجام دادم.
‫اسلحه‌ای که باهاش ارین کشته شده

15:25.417 --> 15:27.458
‫یه هفت‌تیر ویژه کاراگاهی از برند کلت هستش

15:27.542 --> 15:28.625
‫یه اسلحه همراه پلیس قدیمی؟

15:28.709 --> 15:31.583
‫درسته.
‫تو دهه 1980 محبوب بود

15:31.667 --> 15:33.417
‫بابات احتمالا یکی داشت، میر

15:33.500 --> 15:34.625
‫هنوزم هستن؟

15:34.709 --> 15:38.000
‫- نه. تولیدشون سال 1995 متوقف شد
‫- ببخشید مزاحم شدم

15:38.083 --> 15:40.667
‫بریانا دلراسو پشت تلفن باهات کار داره، میر

15:43.792 --> 15:45.834
‫ساعت 2 شب بیدار شدم

15:46.709 --> 15:48.083
‫و دیلن روی تخت نبود

15:50.542 --> 15:52.709
‫پس تو خونه گشتم

15:52.792 --> 15:54.917
‫اصلا تو خونه هم نبود

15:55.000 --> 15:56.291
‫پس قبلا که بهمون گفتی...

15:56.375 --> 15:58.750
‫دیلن کل شب رو خونه بوده
‫بهمون دروغ گفتی

16:02.583 --> 16:04.625
‫میدونین که این چطور به نظر میاد، درسته؟

16:05.542 --> 16:07.917
‫این به نظر میاد
‫بخاطر این واسه کمک پا پیش گذاشتی...

16:08.000 --> 16:09.959
‫چون میخوای ما تو پرونده ضرب و شتم تو
‫بهت کمک کنیم

16:10.041 --> 16:11.750
‫نه، چیزی ازت نمیخوام

16:11.834 --> 16:13.750
‫- بیخیال
‫- قسم میخورم چیزی نمیخوام

16:14.834 --> 16:17.375
‫ببین، فقط دارم سعی میکنم
‫کار درست رو انجام بدم، خب؟

16:19.250 --> 16:21.375
‫بخاطر ارین و...
‫اون بچه

16:22.667 --> 16:24.250
‫خیلی‌خب

16:24.333 --> 16:27.208
‫خب، پیگیریش میکنیم

16:29.041 --> 16:32.000
‫و ممکنه مجبور بشی بیای به اداره...

16:32.083 --> 16:34.083
‫و یه بیانیه‌ای امضاء کنی

16:35.750 --> 16:37.417
‫ممنون که بهمون زنگ زدین

16:42.834 --> 16:44.166
‫میر

16:44.250 --> 16:47.625
‫گوش کن، میخوام بخاطر...

16:48.959 --> 16:50.458
‫طرز رفتار قبلنم عذر خواهی کنم

16:51.625 --> 16:53.083
‫کار شجاعانه‌ای کردی

16:54.125 --> 16:55.417
‫اون دخترا رو نجات دادی

16:57.041 --> 16:58.291
‫کتی رو برگردوندی خونه

17:05.709 --> 17:09.250
‫مطمئنم اخبار مربوط به وین پاتس رو دیدی

17:09.333 --> 17:10.375
‫آره

17:10.458 --> 17:12.041
‫پس بهت زنگ زدیم بیای اینجا...

17:12.125 --> 17:15.625
‫فقط واسه اینکه یه سری جزئیات
‫پرونده ارین به سرانجام برسونیم

17:15.709 --> 17:18.000
‫ازت میخوام کل جریان...

17:18.083 --> 17:19.375
‫شب دهم ژانویه رو برام بگی

17:19.458 --> 17:23.250
‫و منم بصورت یه بیانیه رسمی یادداشتش میکنم.
‫خب؟

17:23.333 --> 17:26.291
‫- واسه چی؟
‫- فقط باید...

17:26.375 --> 17:28.917
‫اظهارات مربوطه رو به دفتر دادستان بفرستیم

17:29.000 --> 17:31.125
‫باشه. خب...

17:31.208 --> 17:33.083
‫همونطور که تا الان ده بارم بهتون گفتم،

17:33.166 --> 17:37.166
‫ساعت 11:45 از جنگل رفتم.
‫دو رو بر نیمه‌شب رسیدم خونه

17:38.208 --> 17:39.083
‫رفتم بخوابم

17:39.166 --> 17:41.667
‫- با بریانا دلراسو؟
‫- آره

17:41.750 --> 17:44.333
‫و خواب شبانه خوبی بود؟

17:45.041 --> 17:46.834
‫یعنی، خوابت برد

17:46.917 --> 17:49.166
‫و تا صبح بیدار نشدی؟

17:49.959 --> 17:51.000
‫آره

17:52.250 --> 17:53.667
‫چون تازه با بریانا حرف زدیم

17:53.750 --> 17:56.250
‫و گفت که تو اون شب خونه نبودی

17:56.333 --> 17:58.125
‫اینکه وقتی ساعت 2
‫نصف شب بیدار شد

17:58.208 --> 18:00.792
‫تو بغلش نبودی
‫و تو خونه هم نبودی

18:03.500 --> 18:05.917
‫خوابم نمیبرد، پس یکم رانندگی کردم

18:06.041 --> 18:08.041
‫یکم ماری کشیدم

18:08.125 --> 18:10.792
‫- تنهایی؟
‫- آره. چطور مگه؟ یعنی، چی...

18:10.875 --> 18:12.750
‫اینا چه فرقی ایجاد میکنه؟

18:12.834 --> 18:13.959
‫خیلی‌خب، شماها که الان گفتین...

18:14.041 --> 18:16.709
‫فقط دارین جزئیات نصفه‌نیمه
‫رو جمع و جور میکنین، درسته؟

18:16.792 --> 18:19.333
‫وین پاتس، ارین رو نکشته

18:22.041 --> 18:24.000
‫ولی تو که اینو میدونستی، مگه نه؟

18:24.959 --> 18:27.083
‫تو دفترچه خاطرات ارین رو دزدیدی، دیلن؟

18:27.166 --> 18:29.000
‫چیزی توش نوشته شده بود...

18:29.083 --> 18:31.208
‫که میخواستی مخفیش کنی؟ ها؟

18:38.166 --> 18:39.500
‫فکر کنم وکیل میخوام

18:40.375 --> 18:43.542
‫هوشمندانه‌ست.
‫آره. منم بودم وکیل میخواستم

18:43.625 --> 18:46.041
‫و وقتی زنگ میزنی،
‫بهشون بگو دلیل موجهت داره به فنا میره...

18:46.125 --> 18:47.709
‫و اداره پلیس ایست‌تاون الان گفته که...

18:47.792 --> 18:50.291
‫تو مظنون اصلی تو یه پرونده قتل هستی

18:53.667 --> 18:55.500
‫پس، امروز صبح با اون استاد...

18:55.583 --> 18:58.834
‫- تو دانشگاه برکلی حرف زدم
‫- واقعا؟ خب؟

18:58.917 --> 19:02.834
‫اون حرف نداره. خیلی الهام‌بخشه.
‫همونطور که گفته بودی

19:02.917 --> 19:05.375
‫ازم میخواد برم اونجا
‫و از پردیس دانشگاهی دیدن کنم

19:05.458 --> 19:06.583
‫میخوای بری؟

19:07.625 --> 19:08.834
‫نمیدونم

19:08.917 --> 19:11.625
‫نمیدونم والدینم بخوان که من
‫به دانشگاهی به اون دوری برم

19:11.709 --> 19:13.125
‫خب، خودشون اینو گفتن؟

19:14.250 --> 19:17.375
‫- دقیقا که نه
‫- پس چی جلوت رو گرفته؟

19:19.333 --> 19:21.333
‫شاید تو جلوم رو گرفتی

19:21.417 --> 19:24.750
‫شیوان، ما تازه باهم دوست شدیم

19:24.834 --> 19:27.458
‫من سرماخوردگی‌هایی داشتم
‫که از رابطه ما طولانی‌تر بودن

19:27.542 --> 19:30.709
‫- اَخ. سرماخوردگی؟ خدایی. بیخیال
‫- نه، ببخشید. تشبیه بدی بود

19:30.792 --> 19:34.000
‫فقط دارم میگم...
‫شیوان، من ازت خوشم میاد

19:34.917 --> 19:36.250
‫پیش هم بهمون خوش میگذره

19:36.333 --> 19:38.291
‫سکس خوبه

19:39.709 --> 19:42.125
‫چیزها واسه اینکه اهمیت داشته باشن
‫نیازی نیست حتما تا ابد موندگار باشن

19:43.250 --> 19:46.083
‫من نمیتونم دلیل موندن تو باشم.
‫اینو نمیخوام

19:48.959 --> 19:51.458
‫اگه چاره‌ای برات نذارم چی؟

19:51.542 --> 19:53.834
‫اوه، خب...

20:03.959 --> 20:05.375
‫حالت خوبه؟

20:05.458 --> 20:09.083
‫فقط خسته‌ام.
‫دیشب سه ساعت خوابیدم

20:09.166 --> 20:10.792
‫تا ساعت 2 نصف شب هم اینجا شیفتم،
‫و بعد برمیگردم...

20:10.875 --> 20:13.208
‫- ساعت 6 دفترها رو تمیز کنم
‫- اووف

20:14.542 --> 20:15.709
‫یکم نیرو میخوای؟

20:16.834 --> 20:18.166
‫انرژی پُر کن

20:19.417 --> 20:20.500
‫چیزه خاصی نیست

20:21.667 --> 20:22.709
‫بردار

20:23.458 --> 20:25.375
‫- نه، ممنون
‫- باشه

20:36.792 --> 20:38.792
‫خب، فقط خیلی خوشحالم
‫دوباره میبینمت، میر

20:38.875 --> 20:39.959
‫من...

20:40.041 --> 20:43.375
‫تو کل اخبار میدیدمت.
‫یعنی...

20:43.458 --> 20:45.375
‫با توجهی که بهت هست
‫چطور کنار میای؟

20:45.458 --> 20:47.875
‫اوه، فکر نکنم اصلا کاری میکنم
‫من...

20:47.959 --> 20:50.917
‫- بیشتر دارم سعی میکنم ازش دوری کنی
‫- خب، چرا برگشتی؟

20:51.000 --> 20:53.750
‫اداره دیگه نیازی نداره
‫که تو اینجا باشی،

20:53.834 --> 20:55.834
‫پس این دفعه چه فرقی داره؟

20:56.709 --> 21:01.208
‫میتونم حس کنم که دوباره
‫داره اتفاق میوفته

21:02.250 --> 21:05.125
‫دقیقا حس میکنی چه اتفاقی داره میوفته؟

21:05.208 --> 21:06.625
‫انگار احساس وحشت میکنم

21:06.709 --> 21:10.333
‫مثلا این انتظار مردم که...

21:10.417 --> 21:13.792
‫میخوان چیزی باشم که
‫فکر نکنم براش به حد کافی خوب باشم

21:13.875 --> 21:14.917
‫و...

21:16.083 --> 21:18.458
‫خب، میتونی بهم بگی
‫چی باعث میشه احساس کنی...

21:18.542 --> 21:19.875
‫- که به اندازه کافی کارت خوبه؟
‫- نه

21:19.959 --> 21:22.208
‫آم...

21:24.333 --> 21:26.458
‫نه. من...

21:26.542 --> 21:30.208
‫چیزی به ذهنم نمیرسه...

21:32.458 --> 21:35.417
‫خب، اشکال نداره نظرهام رو بهت بگم؟

21:36.208 --> 21:37.250
‫حتما

21:38.000 --> 21:39.834
‫من نگرانم که...

21:39.917 --> 21:43.792
‫تو بطور موثر غصه مرگ پسرت رو نخوردی

21:46.542 --> 21:47.583
‫باشه

21:49.208 --> 21:50.542
‫به نظرم...

21:50.625 --> 21:54.542
‫یه راه‌حال خارجی
‫واسه درد درونیت پیدا کردی

21:54.625 --> 21:57.917
‫پشت غم دیگران مخفی شدی

22:00.750 --> 22:03.875
‫اول، کیتی بیلی.
‫حالا، ارین مک منامین

22:04.750 --> 22:08.083
‫ولی حتی بعد از اینکه
‫این پرونده‌ها حل بشن،

22:08.166 --> 22:10.083
‫بازم تا با غمت روبرو نشی

22:10.166 --> 22:13.291
‫ول کنت نیست

22:16.709 --> 22:17.792
‫به نظرت...

22:19.667 --> 22:24.250
‫میتونی جزئیات روزی که کوین مُرد
‫رو برام تعریف کنی؟

22:33.709 --> 22:34.750
‫خب...

22:35.709 --> 22:39.000
‫یکشنبه بود. هوم...

22:40.625 --> 22:42.583
‫همسایه زنگ زد و گفت که
‫کوین رو دیده...

22:42.667 --> 22:45.166
‫که رفته پشت خونه

22:45.250 --> 22:49.208
‫اون موقع، کوین یه مدت نصفِ نیمه...

22:49.291 --> 22:51.375
‫باهامون زندگی میکرد،
‫پس، میدونی...

22:51.458 --> 22:53.667
‫همسایه‌ها میدونستن که اگه اونو دیدن،
‫بهم زنگ بزنن

22:53.750 --> 22:58.709
‫چون اون قبلا یه سری چیز ازمون دزدیده بود

22:58.792 --> 23:01.458
‫و میدونی، باید به اهالی میگفتیم

23:01.542 --> 23:03.625
‫که اگه کسی اونو این طرفا دید
‫بهم زنگ بزنه

23:03.709 --> 23:05.500
‫فقط فکر میکردم بخاطر اینکه
‫پول مواد گیر بیاره میاد

23:05.583 --> 23:06.792
‫مثل همیشه

23:08.083 --> 23:09.166
‫آم...

23:11.458 --> 23:12.834
‫فرانک اون روز خونه نبود

23:12.917 --> 23:15.417
‫"درو" رو برده بود کلاس شنا،

23:15.500 --> 23:18.500
‫و میدونستم که شیوان رفته بود خونه دوستش
‫که خونه‌شون نزدیک ما بود

23:18.583 --> 23:20.333
‫پس به جای اینکه خودم برم خونه...

23:23.000 --> 23:26.709
‫از اون خواستم که بره بهش سر بزنه

23:31.500 --> 23:34.500
‫رفته بودم بیرون به یه سری
‫کارهام برسم و بعد...

23:39.917 --> 23:41.375
‫شیوان بهم زنگ زد

23:44.291 --> 23:46.417
‫احساسات وجودش رو گرفته بود.
‫اون...

23:47.875 --> 23:51.583
‫حتی نمیتونست حرف بزنه.
‫اون...

23:53.083 --> 23:54.166
‫آره

23:57.375 --> 23:59.500
‫حتی رانندگیه تا خونه رو یادم نمیاد

24:22.458 --> 24:23.959
‫تو زیر شیروونی پیداش کردم

24:25.208 --> 24:26.417
‫آویزون شده از...

24:29.125 --> 24:31.834
‫یکی از تیرهای خونه.
‫یه طناب یدک کشی از گاراژ آورده بود

24:37.709 --> 24:39.041
‫طناب رو بریدم و آوردمش پایین

24:49.000 --> 24:51.417
‫یادمه سعی کردم بگیرمش که نیوفته،
‫ولی اون...

24:52.458 --> 24:54.083
‫سنگین بود.
‫خیلی سنگین بود

25:00.542 --> 25:02.583
‫تا وقتی امدادگرها رسیدن
‫تو بغلم گرفتمش،

25:02.667 --> 25:03.917
‫و بعد...

25:08.291 --> 25:10.125
‫اونا مجبور بودن ازم بگیرن
‫و ببرنش

25:19.208 --> 25:20.625
‫میر، خیلی متاسفم

25:25.125 --> 25:26.250
‫خیلی متاسفم

25:29.917 --> 25:32.125
‫هنوزم تو همون خونه زندگی میکنی؟

25:35.208 --> 25:36.291
‫آره

25:38.458 --> 25:42.750
‫از اون موقع تونستی برگردی
‫به اتاق زیر شیروونی؟

25:46.500 --> 25:47.500
‫نه

25:49.333 --> 25:50.537
ما اونجا نمی‌ریم

25:53.583 --> 25:55.709
نه.. نه.. کسی نمیره اون بالا

26:18.500 --> 26:19.625
سلام

26:20.375 --> 26:21.750
سلام -
چی شده، بثی؟ -

26:21.834 --> 26:23.458
قضیه فردی‌ـه
الان سه روزی می‌شه که

26:23.542 --> 26:26.917
گوشی‌شـو جواب نمی‌ده
همه‌ی درهاشـم بسته‌ست

26:27.000 --> 26:28.125
مطمئنی که اون‌توئه؟

26:28.208 --> 26:29.375
آره، با یکی از همسایه‌ها حرف زدم

26:29.458 --> 26:31.417
گفتن که دیدن چند روز پیش رفته داخل

26:32.375 --> 26:33.834
...نمی‌دونم والا

26:34.792 --> 26:36.542
یه حس بدی دارم

26:36.625 --> 26:39.834
باشه، بذار پارک کنم
میام یه نگاهی می‌ندازم

26:52.458 --> 26:53.542
فِردی؟

27:03.500 --> 27:04.542
فردی؟

27:40.429 --> 27:42.233
[ مک منامین ]

27:51.852 --> 27:54.321
[ دورهمیِ خانوادۀ راس ]

27:55.633 --> 27:57.649
[ دریاچۀ هارمونی؛ مِه 2017  ]

28:01.000 --> 28:03.542
میر؟ -
!همون‌جا بمون، بثی -

28:03.625 --> 28:05.166
قضیه چیه؟
اونجاست؟

28:05.250 --> 28:06.583
الان میام بیرون

28:15.000 --> 28:16.125
اونجاست؟

28:20.750 --> 28:21.917
فوت کرده

28:23.750 --> 28:25.166
واقعاً متأسفم، بثی

29:00.000 --> 29:02.792
این شعرو واسه اولین دختری که

29:02.875 --> 29:04.286
دل‌مـو شکوند، نوشتم

29:23.542 --> 29:24.792
اَن هستم. پیغام بذارید

29:24.875 --> 29:27.125
شاید اگه شانس باهاتون یار بود، بهش گوش کردم
!خدافظ

29:28.101 --> 29:29.291
سلام، منم

29:29.375 --> 29:32.375
تصمیم گرفتم که اون کنسرتـه رو نرم

29:32.458 --> 29:35.917
داشتم به حرفی که اون‌شب زدی

29:36.000 --> 29:38.792
فکر می‌کردم.. نمی‌دونم

29:38.875 --> 29:40.959
خلاصه.. می‌دونم که امشب اجرا داری

29:41.041 --> 29:43.542
آم.. ولی خیلی خوشحال می‌شم ببینمت

29:44.208 --> 29:46.500
پس.. بهم زنگ بزن

29:53.605 --> 29:55.972
دانشگاه بارکلی، کالیفرنیا
دفتر پذیرش

30:25.834 --> 30:29.208
هی! میشه لطفاً بهم زنگ بزنی؟

30:33.914 --> 30:35.667
زنگ بزن.. زنگ بزن دیگه

30:35.750 --> 30:38.792
انقدر واسه‌ت سخته که بهم زنگ بزنی؟

30:39.387 --> 30:41.699
دوبار بهت زنگ زدم ]
[ حالت خوبه؟ الو؟ اَن؟؟؟ الووو؟؟؟

31:05.875 --> 31:08.917
بثی چطوره؟ -
خوبه بابا -

31:10.208 --> 31:13.959
حقیقتش فکر می‌کنم
خیالش تا حدی راحت هم شده باشه

31:14.041 --> 31:16.500
خیلی‌وقت بود اوضاع‌شون خوب نبود

31:16.583 --> 31:18.333
می‌دونی؟ -
هوم -

31:21.208 --> 31:22.500
باید یه سؤالی ازت بپرسم

31:22.583 --> 31:25.709
میر، من نمی‌خوام راجع‌به
زندگی مشترکم صحبت کنم، خب؟

31:25.792 --> 31:29.083
نه. اون دورهمیِ خونوادگی‌تون
لب دریاچۀ هارمونی

31:29.166 --> 31:31.166
ازش چی می‌دونی؟

31:34.959 --> 31:38.917
چندماه بعد از فوتِ مادر ارین بود

31:39.000 --> 31:41.417
می‌خواستیم خانوادگی واسه اون و کِنی

31:41.500 --> 31:44.166
یه‌کار قشنگ بکنیم، می‌دونی؟
که دوباره سرحال بیان

31:44.250 --> 31:48.932
خلاصه.. جان چندتا کلبه دم دریاچه کرایه کرد

31:50.750 --> 31:53.125
رفتیم شنا و ماهیگیری
و بیرون غذا پختیم

31:53.208 --> 31:54.291
خوش گذشت

31:55.500 --> 31:56.750
کی‌ها اومده بودن؟

31:56.834 --> 31:59.625
من و جان و بیلی و پت و کِنی

31:59.709 --> 32:03.709
بچه‌ها چی؟ -
آره، بچه‌ها هم بودن -

32:03.792 --> 32:06.083
ارین؟ -
ارین هم بود. آره -

32:06.166 --> 32:07.125
همین؟

32:07.208 --> 32:08.834
کس دیگه‌ای پیش‌تون نبود؟

32:08.917 --> 32:13.917
هوم. نه، نه تا جایی که یادمه
چطور؟

32:14.000 --> 32:16.709
خب.. بعداً بهت میگم
سلام، داون

32:16.792 --> 32:19.871
سلام
می‌شه ما یه دقیقه صحبت کنیم، لور؟

32:21.667 --> 32:22.709
آره

32:24.083 --> 32:25.709
حتماً

32:25.792 --> 32:29.625
آم.. ببخشید که زودتر نیومدم دیدنت

32:29.709 --> 32:32.000
آخه پیش کیتی بودم

32:32.083 --> 32:35.375
که کمکش کنم برگرده به روال سابقش -
حالش چطوره؟ -

32:36.208 --> 32:38.000
..مشکل داره

32:38.083 --> 32:39.792
نصفه‌شبی از خواب می‌پره

32:39.875 --> 32:41.709
و دست‌وپا می‌زنه و جیغ می‌زنه
..واقعاً

32:43.458 --> 32:45.875
نمی‌دونم دوباره خودش می‌شه یا نه

32:48.250 --> 32:49.542
البته، در حقیقت

32:49.625 --> 32:53.981
سال‌ها قبل از این‌که ازمون بگیرن‌شـم
اون خودش نبود

32:55.917 --> 32:59.250
ولی نمی‌خوام نمک‌نشناسی کنم، میر

32:59.333 --> 33:00.583
واقعاً میگم

33:01.792 --> 33:03.208
خیلی ازت ممنونم

33:03.917 --> 33:04.875
می‌دونم

33:04.959 --> 33:08.917
واقعاً ازت ممنونم که اونـو برگردوندی پیشم

33:09.959 --> 33:12.166
جدی میگم، میر -
می‌دونم -

33:12.250 --> 33:14.166
واقعاً میگم، میر -
می‌دونم، داون -

33:14.250 --> 33:18.959
آره. معذرت می‌خوام. فقط شرمنده‌م

33:20.542 --> 33:21.875
می‌شه یه کمکی بدی؟

33:21.959 --> 33:23.250
عه! وایسا -
هی، باشه -

33:23.333 --> 33:25.041
!شیوان، ساکت -
خوبم، من خوبم -

33:25.125 --> 33:26.709
خوبم، اوکی‌ام -
باشه -

33:26.792 --> 33:30.291
وای نه -
هی، هی. چی شده؟ -

33:30.375 --> 33:31.917
..هیچی، فقط

33:32.750 --> 33:34.792
داره با یه مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کنه

33:36.125 --> 33:37.500
آها.. باشه

33:37.583 --> 33:39.667
دیگه بسپریدش به خودم
شماها می‌تونید برید

33:40.625 --> 33:42.417
برید دیگه! بدوئید

33:42.500 --> 33:44.291
چشم، خانم -
یالا -

33:51.291 --> 33:53.750
بدبخت شدم که

33:56.542 --> 34:01.041
خیله‌خب، یالا
لعنتی

34:01.125 --> 34:03.000
خب. بیا

34:05.166 --> 34:08.542
وای خدا، چه بو گندی میدی
کدوم گوری رفته بودی؟

34:09.083 --> 34:10.542
خدایا

34:11.083 --> 34:12.166
بیا

34:14.417 --> 34:16.165
خودت باید می‌اومدی

34:17.458 --> 34:20.208
خدایا -
اون روز خودت باید می‌اومدی -

34:20.291 --> 34:22.333
چی؟

34:23.917 --> 34:27.547
به‌خاطرش ازت بدم میاد
ازت متنفرم که مجبورم کردی من پیداش کنم

34:27.572 --> 34:29.000
چی میگی واسه خودت؟

34:29.083 --> 34:31.750
ما اصلاً راجع‌به اون حرف هم نمی‌زنیم، مامان

34:31.834 --> 34:34.083
هیچ حرفی راجع‌بهش نمی‌زنیم -
از چی حرف می‌زنی، شیوان؟ -

34:34.166 --> 34:35.875
بی‌خیال -
ما دیگه یه کلمه هم دربارۀ اون حرف نمی‌زنیم -

34:35.959 --> 34:37.250
!و به‌خاطر این ازت متنفرم
!ازت بدم میاد

34:37.333 --> 34:38.959
!اون روز خودت باید پیداش می‌کردی -
!بس کن -

34:39.041 --> 34:40.291
!نه من! نه من

34:40.375 --> 34:42.625
بس کن. بسه -
نه! نه -

34:42.709 --> 34:44.275
..خودت باید می‌اومدی. خودت

34:44.276 --> 34:44.667
تمومش کن

34:44.750 --> 34:46.083
!ولم کن! نکن -
!بسه -

34:46.166 --> 34:47.792
!بسه دیگه -
!نکن! نکن -

34:47.875 --> 34:49.047
خودت باید می‌اومدی
خودت باید می‌اومدی

34:49.071 --> 34:50.000
باشه. شیوان، معذرت می‌خوام

34:50.083 --> 34:53.291
نه من -
ببخشید، ببخشید -

34:53.375 --> 34:55.500
من معذرت می‌خوام، معذرت می‌خوام

34:55.583 --> 34:58.625
شرمنده‌م، معذرت می‌خوام

35:14.542 --> 35:15.542
سلام، بابا

35:18.667 --> 35:20.500
بیل کو؟

35:20.583 --> 35:23.458
الان.. رفت سر کار

35:23.542 --> 35:25.166
خب، من استیک گرفتم، پیرمرد

35:25.250 --> 35:27.208
پس امیدوارم گرسنه‌ت باشه

35:30.198 --> 35:31.740
بابا؟

35:33.250 --> 35:35.792
خوبی؟ -
آره -

35:35.875 --> 35:38.834
ای خدایا
انگار که می‌خوای غش کنی

35:38.917 --> 35:40.375
الان زنگ می‌زنم دکتر مورگان

35:40.834 --> 35:42.166
نه، نه، نزن

35:42.250 --> 35:45.208
نه، زنگ می‌زنم دکتر مورگان -
گوشی‌تـو بذار کنار، جان -

35:48.000 --> 35:49.041
بگیر بشین

35:51.250 --> 35:53.944
باید یه مسئله‌ای رو بهت بگم

36:10.959 --> 36:12.500
اون شبی رو یادته

36:12.583 --> 36:14.917
که رفتی جشن نامزدیِ فرانک؟

36:16.917 --> 36:18.503
بیلی دیروقت اومد خونه

36:18.528 --> 36:20.766
فکر کنم ساعت 3 یا 4 صبح بود

36:22.625 --> 36:25.875
من.. بیدار شدم، و رفتم طبقۀ پایین

36:25.959 --> 36:27.667
یه سری بهش بزنم

36:30.583 --> 36:31.875
اون تو اتاق لباس‌شویی بود

36:31.959 --> 36:33.125
!بیل

36:36.792 --> 36:38.792
همه‌جاش خونین و مالین بود

36:40.792 --> 36:43.125
خون همه‌جا رو گرفته بود

36:45.500 --> 36:46.500
،صبح فرداش

36:46.583 --> 36:48.917
جسد ارین رو تو نهر کریدم پیدا کردن

36:51.792 --> 36:52.834
..یعنی

36:54.458 --> 36:55.875
..تو فکر می‌کنی که

36:57.750 --> 36:59.000
...که بیلی

37:02.959 --> 37:04.166
خدای من

37:07.792 --> 37:09.250
خب.. ازش پرسیدی؟

37:09.333 --> 37:11.412
نه، دیگه از اون شب
حرفی درباره‌ش نزدم

37:11.437 --> 37:12.917
..سعی کردم که

37:13.000 --> 37:16.667
خاطره‌شـو کلاً از حافظه‌م پاک کنم
...ولی

37:20.792 --> 37:22.458
باید چی‌کار کنیم، جان؟

37:31.554 --> 37:34.725
بعد فِردی هانلن
با لباس‌های ارین چی‌کار داشته؟

37:34.750 --> 37:36.792
خب، بهش گفتم می‌تونه برشون داره

37:36.875 --> 37:38.417
یه‌روز اومد اینجا دیدنم

37:38.500 --> 37:40.000
گفت تولد دخترشـو از دست داده

37:40.083 --> 37:42.583
،و پول نداشت براش کادو بخره

37:42.667 --> 37:43.917
و منم بهش گفتم می‌تونه بره

37:44.000 --> 37:45.875
یه‌چیزی از خرت‌وپرتـای ارین انتخاب کنه

37:45.959 --> 37:47.834
،گمونم یه‌کمی وحشتناک باشه
ولی نمی‌دونم

37:47.917 --> 37:48.917
یه‌جورایی دوست داشتم

37:49.000 --> 37:50.834
که یکی از وسایلش استفاده کنه
می‌دونی؟

37:54.375 --> 37:55.500
خب، کن

37:56.834 --> 37:58.881
درمورد این چی می‌تونی بهمون بگی؟

38:00.834 --> 38:03.208
دورهمی خانوادگی؟

38:03.291 --> 38:05.959
همه با هم آخر هفته رو رفتیم کوه

38:06.041 --> 38:07.208
چی‌کار می‌کردین؟

38:08.458 --> 38:10.709
خب، بیشتر فقط پیش هم بودیم

38:10.792 --> 38:13.208
من و جان و بیلی
یه‌کمی هم ماهیگیری کردیم

38:15.250 --> 38:16.458
و کلی مشروب خوردیم

38:17.917 --> 38:19.397
برای چی؟

38:19.875 --> 38:22.750
اصلاً این چیزا چه ربطی به قتلِ ارین داره؟

38:25.041 --> 38:29.864
..یادت هست که
دیده باشی ارین این رو انداخته باشه؟

38:31.625 --> 38:33.917
تو اتاق‌خوابش پیداش کردم

38:34.000 --> 38:35.834
همون‌جایی که دفترچه خاطرات‌شـو هم می‌ذاشت

38:35.917 --> 38:38.417
که این‌طور برداشت کردم که
براش مهم بوده

38:39.333 --> 38:41.125
شاید دیلن بهش کادو داده بوده

38:41.208 --> 38:43.041
نه. روش تاریخ داره

38:43.875 --> 38:45.533
با تاریخ دورهمی‌تون یکیـه

38:46.709 --> 38:48.375
اونجا با کسی آشنا شد؟

38:52.166 --> 38:54.166
کنی، یادت میاد که اونـو اونجا

38:54.250 --> 38:56.606
به‌جز خانواده
با کس دیگه‌ای هم دیده باشی؟

38:56.631 --> 38:58.333
نه، چیز خاصی یادم نمیاد
بارون زیاد اومد

38:58.417 --> 39:00.586
بیشترشـو تو کلبه بودیم

39:01.000 --> 39:04.542
تو کلبۀ شما کی‌ها بودن؟ -
من و ارین رفتیم پیش بیلی -

39:04.625 --> 39:06.208
،کلبۀ اون دوتا اتاق اضافی داشت

39:06.291 --> 39:09.125
و بهمون پیشنهاد داد که
من و ارین بریم کلبۀ اون

39:09.208 --> 39:11.834
بعد کلاً چند شب اونجا بودید؟

39:13.125 --> 39:14.875
می‌دونی که من چه‌قدر دوسِت دارم دیگه؟

39:14.959 --> 39:17.125
آره -
چه‌قدر؟ -

39:17.208 --> 39:19.166
!خیلی زیاد -
خیلی زیاد -

39:19.250 --> 39:21.542
خیلی زیاد. خب، عاشقتم

39:21.625 --> 39:23.542
یه ماچ بده
یه ماچ بده

39:23.625 --> 39:26.834
خیلی دوسِت دارم -
اوهوم -

39:28.291 --> 39:31.041
!سلام، رفیق -
!مامانی -

39:31.125 --> 39:32.834
بیا اینجا ببینم
!وای

39:32.917 --> 39:35.166
خوشحالی که می‌خوای امشب رو
با مامان بگذرونی؟

39:35.250 --> 39:37.458
آره -
آره! بیا اینجا -

39:37.542 --> 39:41.333
مرسی که رسوندیش -
مراقبش باش. خب؟ -

39:44.083 --> 39:47.125
یالا
!اول تو. اول تو

39:47.834 --> 39:49.575
خدافظ، پسرم

40:10.000 --> 40:11.125
می‌شه بیام تو؟

40:11.208 --> 40:13.458
می‌خوای بهم اتهامِ جرم و جنایت ببندی؟

40:13.542 --> 40:14.834
نه

40:17.500 --> 40:18.542
فِی کجاست؟

40:19.166 --> 40:20.375
رفته

40:21.125 --> 40:23.125
خونۀ مادرشـه

40:23.208 --> 40:24.917
چند وقته که این‌طوریـه؟

40:26.792 --> 40:28.291
یکی دو روزه

40:28.375 --> 40:32.250
بعد از جریان آزمایش دی‌ان‌ای
یه‌کم به مشکل برخوردیم

40:33.083 --> 40:34.166
شرمنده

40:35.709 --> 40:36.875
خودت چطوری؟

40:38.291 --> 40:39.375
خوبم

40:40.542 --> 40:45.500
مشروبی آبجویی چیزی می‌خوری؟ -
نه، مرسی -

40:48.625 --> 40:50.417
خونۀ کری رفتی چطور بود؟

40:50.500 --> 40:53.213
خوب بود
درو» سریع دست‌شـو گرفت»

40:53.238 --> 40:55.542
و رفت تو خونه‌ش

40:56.500 --> 40:57.750
پشت سرشـم نگاه نکرد

40:59.875 --> 41:01.542
عجب -
بله -

41:04.125 --> 41:06.166
می‌دونی، دیروز دوباره با وکیل حضانت

41:06.250 --> 41:07.917
صحبت کردم

41:08.000 --> 41:10.333
گفت که وضع‌مون خیلی خوب نیست

41:10.417 --> 41:12.792
ممکنه همین تابستون از دست بدیمش

41:13.208 --> 41:14.250
آره

41:15.083 --> 41:16.125
آره؟

41:18.041 --> 41:19.083
همین؟

41:19.917 --> 41:22.000
خب می‌خوای چی بگم؟

41:22.083 --> 41:24.917
...خب، انقدری که تو سرتقی

41:26.041 --> 41:28.298
انتظار نداشتم به این راحتی
باخت رو قبول کنی

41:28.323 --> 41:30.626
می‌خوای دوباره تو ماشینش مواد جاساز کنم؟

41:30.651 --> 41:33.026
همینـو ازم می‌خوای؟ -
نه -

41:34.417 --> 41:36.500
نه، منظورم این نبود

41:36.583 --> 41:41.095
باید یه فرصت بهش بدیم
که برای اون بچه مادری کنه، فرانک

41:42.709 --> 41:44.600
از کِی تا حالا انقدر در رابطه با این قضیه

41:44.625 --> 41:47.500
فلسفی فکر می‌کنی؟ -
نمی‌دونم -

41:49.125 --> 41:50.792
شاید دیگه دارم پیر می‌شم

41:53.875 --> 41:57.875
واردِ کارواش می‌شیم

41:57.959 --> 41:59.500
خب، حاضری؟ -
آره -

41:59.583 --> 42:01.834
خب.. باید چی بگی؟

42:01.917 --> 42:04.875
به مراسم وان حمام خوش‌آمدید

42:04.959 --> 42:05.917
آره

42:06.000 --> 42:08.542
!به مراسم وان حمام خوش‌آمدید

42:08.625 --> 42:12.166
خیله‌خب. با علامت تو

42:12.250 --> 42:15.041
!آماده. برو

42:18.458 --> 42:21.709
!بـوم -
من نجاتت میدم، مامانی -

42:21.792 --> 42:24.625
مرسی، رفیق -
ببین چه تند میرم -

42:27.709 --> 42:30.875
خیلی خفن بود، رفیق
دوباره برو

42:50.625 --> 42:52.291
چه‌خبرا، جس؟

42:52.375 --> 42:55.041
رفتی به اون کارآگاهـه گفتی
که ما دفترچه خاطراتِ ارین رو دزدیدیم؟

42:55.542 --> 42:56.709
آره؟

42:57.500 --> 42:58.709
برو تنهام بذار

42:59.542 --> 43:01.917
نه، نه
نه، این که شدنی نیست

43:02.000 --> 43:06.750
می‌دونی، چون ما سه‌تا
تا ابد بهم پیوند خوردیم

43:06.834 --> 43:08.750
پس چرا سوار ماشین نمیشی؟

43:13.125 --> 43:14.875
!گفتم سوار شو لامصب

43:24.834 --> 43:27.250
لعنتی

44:08.750 --> 44:10.667
مطمئنی دیدیش دیگه؟

44:10.750 --> 44:12.959
آره
باید همین طرفـا باشه

44:19.667 --> 44:22.283
بیا بی‌خیال شیم، حاجی
اینجا نیستش

44:30.375 --> 44:33.709
!پیدات کردم! بیا اینجا ببینم -
!کمک! کمک -

44:33.792 --> 44:35.125
!خفه.. خفه‌خون بگیر -
!کمک کنید -

44:35.208 --> 44:36.583
...خواهش می‌کنم

44:37.792 --> 44:39.166
ببین منو

44:39.250 --> 44:42.333
دیگه در دهنتو باز نمی‌کنی

44:42.417 --> 44:45.041
و گرنه تو هم عین ارین

44:45.125 --> 44:47.458
مُخت می‌پاچه رو زمین
گرفتی؟

44:47.542 --> 44:50.500
!یالا، دی! بدو بریم، پسر

45:06.000 --> 45:09.875
!درو
خوبی؟ حالت خوبه؟

45:09.959 --> 45:11.625
آره، من خوبم، مامان

45:14.125 --> 45:15.583
خوبی؟

45:15.667 --> 45:18.000
آره، من می‌تونم تا ابد نفس‌مـو حبس کنم، مامان

45:18.083 --> 45:20.041
عه، واقعاً؟

45:21.083 --> 45:22.667
حالت خوبه؟ -
آره -

45:26.625 --> 45:29.750
ببخشید، معذرت می‌خوام
واقعاً معذرت می‌خوام

45:29.834 --> 45:31.875
شبت به‌خیر، رای
شب به‌خیر، مویر

45:41.333 --> 45:42.834
مرسی که گذاشتی ببینم‌شون

45:48.041 --> 45:49.786
روی خودمون کار می‌کنیم، لور

45:51.583 --> 45:54.208
من.. دوباره دلتـو به‌دست میارم

45:55.000 --> 45:56.083
قول میدم

45:57.375 --> 45:59.291
اون دورهمی خانوادگی‌مون

45:59.375 --> 46:00.750
لب دریاچۀ هارمونی رو یادته؟

46:05.041 --> 46:06.250
آره آره. چطور؟

46:07.333 --> 46:09.000
اتفاقی واسه ارین افتاد؟

46:10.083 --> 46:11.583
..اتفاق؟ نه

46:11.667 --> 46:13.041
چیزی.. به ذهنم نمی‌رسه

46:13.125 --> 46:14.625
چرا.. اینو میگی؟

46:14.709 --> 46:16.083
میر ازم پرسید

46:18.583 --> 46:20.250
می‌شه واسه‌م از بیل پرس‌وجو کنی؟

46:20.333 --> 46:23.625
یادمه ارین اون آخر هفته رو
تو کابین اون موند

46:23.709 --> 46:27.709
...آره. درسته

46:29.583 --> 46:31.041
آره، باهاش حرف می‌زنم

46:33.792 --> 46:36.041
ممنون -
شب به‌خیر، لور -

47:08.375 --> 47:09.458
می‌فهمی؟

47:11.917 --> 47:14.625
بابا دیدتت

47:14.709 --> 47:18.041
حالا من چه گوهی بخورم؟
میر.. داره پرس‌وجو می‌کنه

47:18.125 --> 47:19.959
قضیۀ دورهمی رو فهمیده

47:20.625 --> 47:22.000
اینکه اونجا چی شد

47:27.667 --> 47:29.000
دیر یا زود متوجه می‌شه

47:32.792 --> 47:34.125
..بیلی

47:35.917 --> 47:37.250
..جان، من -
خواهش می‌کنم؟ -

47:40.834 --> 47:43.667
لطفاً -
آره -

47:43.750 --> 47:45.333
نه بیلی، باید به زبون بیاریش

47:45.417 --> 47:48.083
باید از زبون خودت بشنوم
،باید از خودت بشنومش

47:48.166 --> 47:49.837
«بگو: «من اونـو کُشتم

47:49.908 --> 47:53.625
لطفاً منو نگاه کن
هی، نگام کن

47:55.291 --> 47:57.792
نه، باید به زبون بیاریش، بیلی
باید بلند بلند بگی

47:58.667 --> 48:00.792
آره. من.. اونـو کشتم

48:01.583 --> 48:03.333
من.. کُشتمش

48:04.417 --> 48:07.917
..وای خدا
خدای من، جان

48:14.333 --> 48:18.166
نه. خدایا

48:19.542 --> 48:20.709
وای خدا

48:29.542 --> 48:30.542
بیلی؟

48:35.125 --> 48:36.542
حالا چه بلایی سرش میاد؟

48:38.291 --> 48:39.375
نمی‌دونم

48:45.208 --> 48:49.458
لور.. باید هر کاری از دست‌مون بر میاد بکنیم

48:49.542 --> 48:51.476
که میر از این قضیه بو نبره

48:55.083 --> 48:56.333
می‌تونی این‌کارو بکنی؟

48:59.125 --> 49:02.333
می‌تونی برای خانواده‌مون این‌کارو بکنی؟

49:17.083 --> 49:18.208
سلام

49:20.917 --> 49:22.041
حالت خوبه؟

49:29.500 --> 49:30.542
آماده‌ام

49:33.291 --> 49:34.583
آماده‌م که اعتراف کنم

49:41.667 --> 49:42.750
مطمئنی؟

49:58.333 --> 50:01.333
...هی. هی، ببین. بیا

50:01.417 --> 50:04.000
هی. بیا بریم کلبۀ بابا

50:06.125 --> 50:07.250
برای آخرین بار

50:09.166 --> 50:12.119
...مثل دوران بچگی‌مون
دوباره می‌ریم ماهیگیری

50:16.083 --> 50:17.610
دوست داری این‌کارو بکنیم؟

50:26.291 --> 50:27.291
آره

50:29.792 --> 50:30.792
آره

50:39.458 --> 50:41.000
صبح به‌خیر -
صبح به‌خیر -

50:41.083 --> 50:44.083
،کارآگاه شیهان هستم
از ادارۀ پلیس ایست‌تاون

50:44.166 --> 50:46.417
یه اطلاعاتی درمورد این گردنبند می‌خواستم

50:46.500 --> 50:49.083
می‌تونید بهم بگید که
شما فروختیدش یا نه؟

50:49.166 --> 50:52.166
بله. بله، صد درصد از کارای خودمونـه

50:52.250 --> 50:54.250
عه، یه دختر خانومی رو یادمه که اومدن

50:54.333 --> 50:56.375
و می‌خواستن به خودم بفروشنش

50:56.458 --> 50:58.083
بهشون گفتم که کاری ازمون بر نمیاد

50:58.166 --> 51:00.417
ما جواهراتی که حکاکی شده‌ن
رو پس نمی‌گیریم

51:01.543 --> 51:03.519
اون.. به‌نظر ناراحت می‌اومد

51:04.667 --> 51:06.628
باید بهم بگید که کی خریدتش

51:06.917 --> 51:08.208
حتماً

51:33.709 --> 51:34.875
آماده‌ای؟

51:35.333 --> 51:36.375
آره

51:41.667 --> 51:42.750
پیداش کردم

51:42.834 --> 51:46.131
پونزدهم ژوئن سال 2017 فروخته شده

51:46.156 --> 51:47.295
[ نام خریدار: راس ]

51:49.959 --> 51:51.000
ممنون

52:34.750 --> 52:36.750
اون جعبه‌ابزار رو بده من -
نه، نه -

52:37.750 --> 52:38.917
خودم میارم

52:46.583 --> 52:48.792
...سه، چهار، پنج -
لور؟ -

52:49.166 --> 52:50.208
سلام

52:51.959 --> 52:53.625
چی شده؟ -
بیلی رو ندیدی؟ -

52:53.709 --> 52:55.792
نه. چطور؟

52:58.625 --> 53:00.792
می‌شه صحبت کنیم؟ -
آره -

53:01.667 --> 53:03.458
خب، عزیزم، اینا رو ببر بالا

53:05.583 --> 53:08.500
رایان. تکالیفت رو برمی‌داری بری بالا؟

53:21.291 --> 53:23.542
می‌دونی بیلی کجاست؟
باید باهاش حرف بزنم

53:23.625 --> 53:26.125
نه. چرا باید باهاش حرف بزنی؟

53:42.208 --> 53:43.709
مسئله ارین‌ـه

53:46.834 --> 53:51.166
تو اون دورهمی خانوادگی
یه اتفاقی بین‌شون افتاده، لور

54:01.333 --> 54:02.667
موضوع چیه؟

54:02.750 --> 54:05.250
قبلاً که ازم پرسیدی نمی‌دونستم

54:05.333 --> 54:06.834
به‌خدا خبر نداشتم

54:08.875 --> 54:10.166
از چی؟

54:11.834 --> 54:14.083
جان امروز صبح اومد خونه
...و

54:15.333 --> 54:16.750
..بهم گفت که بیلی

54:18.875 --> 54:20.583
چی؟ -
،شبی که ارین به قتل رسید -

54:20.667 --> 54:22.709
بیلی خونین و مالین اومده بود خونه

54:25.208 --> 54:27.105
و این‌که بیلی به ارین شلیک کرده

54:32.834 --> 54:35.050
و بیلی پدر دی‌جی‌ـه

54:40.709 --> 54:42.917
و ارین تهدیدش کرده بوده
که میره به همه می‌گه

54:43.542 --> 54:44.542
خدای من

54:46.709 --> 54:48.792
بیلی ترسیده بوده
ارین بچه بوده

54:48.875 --> 54:52.250
و زنای محارم هم بوده
کنی، پسرعموی بیلی‌ـه

54:57.709 --> 54:59.917
رابطه‌شون از دورهمی شروع شد

55:00.917 --> 55:02.448
...یه شب تو کلبۀ بیلی

55:02.473 --> 55:03.598
بیلی الان کجاست؟

55:06.750 --> 55:07.792
میگم کجاست؟

55:09.917 --> 55:10.917
پیش جان‌ـه؟

55:12.667 --> 55:15.250
خدایا -
یالا، بهم بگو دیگه -

55:17.208 --> 55:18.875
باید بهم بگی، لور

55:22.686 --> 55:24.542
«رفتن پاتوق ماهیگیریِ «پت

55:25.417 --> 55:26.875
بالای رود لیهای

55:27.875 --> 55:29.041
باشه -
ببخشید -

55:29.959 --> 55:31.959
باشه، عیبی نداره

55:34.250 --> 55:36.417
کار درستی کردی، باشه؟

55:43.500 --> 55:44.625
رئیس؟

55:45.250 --> 55:46.792
بیلی راس، ارین رو کُشته

55:47.375 --> 55:48.500
مطمئنی؟

55:48.583 --> 55:50.041
آره. امروز صبح به برادرش اعتراف کرده

55:50.125 --> 55:51.959
و پدر بچۀ ارین هم خودشـه

55:52.041 --> 55:53.125
خب بیلی الان کجاست؟

55:53.208 --> 55:55.394
تو یه کلبۀ ماهیگیری دم رود لیهای

55:55.419 --> 55:56.500
من الان دارم میرم اونجا

55:56.583 --> 55:58.839
میر، بزن کنار و منتظرِ نیروی کمکی بمون

55:58.864 --> 56:00.153
باشه. اطاعت می‌شه

56:20.333 --> 56:22.625
یه لحظه وقت داری، رئیس؟ -
آره -

56:23.959 --> 56:25.250
چی شده؟

56:25.333 --> 56:26.959
یه دختری به‌اسم جس رایلی الان اومد

56:27.041 --> 56:28.417
سراغ میر رو گرفت
گفتم شما هستید

56:28.500 --> 56:30.986
میگه یه اطلاعاتی درمورد ارین مک منامین داره

56:32.834 --> 56:33.875
بفرست‌شون داخل

56:51.709 --> 56:54.750
بعد چرا دفترچه خاطرات ارین رو سوزوندین؟

56:54.834 --> 56:57.458
چی توش بود که می‌خواستید پنهون بمونه؟

56:57.542 --> 56:58.834
بهشون نشون بده

57:10.375 --> 57:11.542
بده ببینم

57:23.208 --> 57:24.542
با میر تماس بگیر

57:26.291 --> 57:27.375
فوراً

57:27.968 --> 57:39.968
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

57:59.713 --> 58:11.467
»» تــرجــمــه: تـورج پاکاری و ســـروش ««
:.:.: SuRouSH_AbG & Stef@n :.:.:

58:11.881 --> 58:15.881
[ ...ادامه دارد ]

01:00:18.542 --> 01:00:21.583
مرکز دلکام 7551
مأمورین در دسترس رو به منطقه اعزام کنید

01:00:21.719 --> 01:00:23.094
«قسمت پایانی»

01:00:33.125 --> 01:00:35.792
،شاید بتونی یه دو دقیقه برام مادری کنی

01:00:35.875 --> 01:00:37.458
و یه مشورتی بهم بدی

01:00:38.792 --> 01:00:40.583
یه مظنون از دستم فرار کرد

01:00:41.000 --> 01:00:43.000
اون سدّ راهِ یه پروندۀ قتل شده بود

01:00:44.276 --> 01:00:45.260
...یک

01:00:47.644 --> 01:00:48.533
...قسمت

01:00:50.697 --> 01:00:52.181
باقی مانده

01:00:52.384 --> 01:00:53.709
به‌نظرت الان آمادگی‌شـو پیدا کردی

01:00:53.792 --> 01:00:56.208
که  بالأخره با چیزی که ازش طفره میری
روبرو بشی؟

01:00:56.526 --> 01:01:03.506
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
