WEBVTT

00:06.900 --> 00:08.734
‫دیشب، دیلن هینچی رو...

00:08.817 --> 00:09.941
‫بخاطر کشتن دخترم، کشتمش

00:10.191 --> 00:13.191
‫تو اونو نکشتی، کنی.
‫دیلن هینچی زنده‌ست

00:15.941 --> 00:18.150
‫میخوام دیلن نمونه دی‌ان‌ای بده

00:18.358 --> 00:19.442
‫اطلاعاتی دریافت کردیم...

00:19.525 --> 00:21.233
‫که ممکنه اون پدر واقعی دی‌جی نباشه

00:22.567 --> 00:25.233
‫اگه پامون به دادگاه بکشه،
‫به قاضی میگم تو یه مادر نامناسبی

00:25.317 --> 00:27.567
‫اون پسر منه، لعنتی!
‫پسر من!

00:27.859 --> 00:29.817
‫اون مادرشه.
‫حضانت رو میگیره

00:29.900 --> 00:32.275
‫و هیچ کاری هم از دست من و تو بر نمیاد

00:32.650 --> 00:35.817
‫کنی گفت اون بین نیمه‌شب
‫و ساعت 2 بامداد کشته شده

00:36.567 --> 00:38.941
‫ما 22 کیلومتر از نهر کریدم فاصله داریم

00:39.191 --> 00:41.025
‫امکان نداره تونسته باشه
‫تا این مسافت با دوچرخه‌اش بیاد

00:41.525 --> 00:42.983
‫حتما یکی سوارش کرده

00:44.442 --> 00:46.442
‫کری لیدن با اداره تماس گرفت

00:46.525 --> 00:49.442
‫پلیس‌ها دو پاکت هروئین
‫تو داشبوردش پیدا کردن

00:49.692 --> 00:52.692
‫قسم خورد که حتماً تو اونا
‫رو تو ماشینش جاساز کردی

00:52.775 --> 00:54.817
‫اوه معتاده.
‫هرچیزی میگه

00:54.900 --> 00:56.692
‫- اسلحه و نشانت
‫- لطفا...

01:09.025 --> 01:10.358
‫میر؟

01:10.442 --> 01:12.775
‫میر، امشب میای خونه...

01:12.859 --> 01:15.191
‫یا قراره تا دیروقت کار کنی؟

01:15.275 --> 01:17.567
‫آره، باید خونه باشم

01:17.650 --> 01:20.650
‫باشه خب، پس یه مرغ میذارم تو فِر

01:20.734 --> 01:22.859
‫هی، دِرو...
‫با مامان‌بزرگت خداحافظی کن

01:22.941 --> 01:25.150
‫- خدافظ، مادرجون!
‫- باشه، خدافظ

01:30.817 --> 01:32.650
‫خدافظ، مامان

01:55.530 --> 02:05.530
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:05.555 --> 02:10.555
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:10.579 --> 02:20.579
»» تــرجــمــه: تـورج پاکاری و ســـروش ««
:.:.: SuRouSH_AbG & Stef@n :.:.:

02:21.090 --> 02:26.091
« مِـیـر، از ایست‌تاون »
«فصل اول، قسمت چهارم»

02:35.040 --> 02:37.149
به یادِ کارآگاه ادوارد فیهی ]
[ شوهر هلن و پدر میریان
«محافظ متعهد»

02:37.358 --> 02:39.233
بگیرش

02:39.317 --> 02:41.897
‫اگه یه نخ دیگه خواستم،
‫بهم بگو گمشو رد کارت

02:44.483 --> 02:46.358
‫هنوز به خانواده‌‎ات نگفتی؟

02:48.400 --> 02:49.483
‫مجبورم بگم؟

02:50.358 --> 02:52.567
‫یعنی، به گمونم بتونی تظاهر کنی...

02:52.650 --> 02:55.150
‫که هر روز میری سر کار

03:00.400 --> 03:04.150
‫رئیس داره مجبورم میکنه
‫به عنوان بخشی از تعلیق‌ام...

03:04.233 --> 03:07.650
‫یه روانکاو دوران غم‌دار بودن رو ببینم

03:09.525 --> 03:12.108
‫خب، میدونم اینو نمیخوای، میر

03:12.191 --> 03:15.525
‫ولی ممکنه برات خوب باشه
‫که یکم از کار دور باشی

03:16.817 --> 03:19.358
‫از کیتی بیلی، ارین...

03:23.191 --> 03:25.191
‫خانواده‌ات نگرانته

03:27.900 --> 03:29.817
‫دیگه حرف نمیزنی

03:30.859 --> 03:32.317
‫دیگه اصلاً درمورد اون حرف نمیزنی، میر

03:32.400 --> 03:34.692
‫آره، پسرم خودکشی کرد، لور

03:34.775 --> 03:38.650
‫شرمنده که آدم خیلی سر خوشی نیستم

03:38.734 --> 03:42.525
‫خب، اول از همه،
‫تو هیچوقت آدم سر خوشی نبودی

03:49.066 --> 03:50.734
‫داری همه رو از خودت میرونی

03:53.567 --> 03:54.734
‫از جمله تو؟

03:57.066 --> 03:58.400
‫نه، بهت اجازه نمیدم

04:18.859 --> 04:20.941
‫خیلی‌خب.
‫دو قاشق کرم قهوه، بدون شکر

04:25.275 --> 04:26.317
‫صبح بخیر، رئیس

04:27.609 --> 04:28.775
‫هاوزر

04:28.859 --> 04:31.941
‫- تو اینجا چیکار میکنی؟
‫- صبح بخیر، زیبل. در رو ببند

04:37.567 --> 04:40.233
‫قضیه چیه؟
‫میر کجاست؟

04:40.317 --> 04:42.859
‫اون داره از پرونده مک منامین کناره‌گیری میکنه،

04:42.941 --> 04:45.317
‫یکم زمان نیاز داره تا مسائل خصوصیش
‫رو راست و ریست کنه

04:45.400 --> 04:47.525
‫از الان به بعد کاراگاه مسئول پرونده تویی

04:47.609 --> 04:49.442
‫کاراگاه هاوزر کمکت میکنه

04:50.483 --> 04:53.275
‫امروز صبح نتایج دی‌ان‌ای رسید

04:53.358 --> 04:55.983
‫فرانک شیهان پدر اون بچه نیست

04:56.066 --> 04:57.983
‫دیلن هینچی هم پدرش نیست

04:59.900 --> 05:03.859
‫- خب، یه بنده خدایی که هست
‫- نه بابا، بچه

05:06.191 --> 05:09.191
‫اگه چیزی نیاز داشتی
‫من تو دفترم هستم

05:11.983 --> 05:13.775
‫اون واسه منه، اوستا؟

05:15.983 --> 05:17.983
‫آره. حتما

05:19.275 --> 05:20.817
‫شیر هم داری؟

05:22.817 --> 05:25.150
‫دقیقا اونجا یه آشپزخونه هست

05:35.775 --> 05:37.941
‫- "یه گوش و برادرش"
‫- اوه، خدای من

05:38.025 --> 05:40.567
‫- "یه دهن، یه دماغ گنده"
‫- اوه، خدای من

05:40.650 --> 05:42.525
‫"دوتا پا با یک، دو، سه، چهار...

05:42.609 --> 05:43.859
‫پنج، شیش، هفت، هشت،
‫نه، ده‌تا انگشت"

05:43.941 --> 05:45.734
‫چرا اینطوری باهاش رفتار میکنین؟

05:48.358 --> 05:49.775
‫چطوری باهاش رفتار میکنیم؟

05:49.859 --> 05:51.941
‫میبوسینش، و بغلش میکنین
‫و میخندین

05:52.025 --> 05:53.317
‫اون حتی بچه ما نیست

05:53.400 --> 05:54.567
‫تقصیر اون نیست، دی

05:54.650 --> 05:57.191
‫یه بچه‌ست.
‫باید ازش مراقبت کنیم

05:57.275 --> 05:58.734
‫از اینجا ببرینش

05:58.817 --> 06:00.025
‫دی، باید آروم باشی

06:00.108 --> 06:02.108
‫- دیلن، بس کن
‫- از اینجا ببرینش!

06:02.191 --> 06:03.859
‫- دیلن!
‫- بیرون!

06:08.275 --> 06:09.483
‫بیا

06:16.525 --> 06:18.567
‫سبزیجاتت رو بخور، لطفا

06:20.108 --> 06:22.317
‫از کلم بروکلی خوشم نمیاد، مامان‌بزرگ

06:22.400 --> 06:25.025
‫خب، مامانت عاشق کلم بروکلی بود

06:25.108 --> 06:26.859
‫قبلاً بهش میگفتم که آخر سر...

06:26.941 --> 06:29.150
‫خودشم تبدیل به یه تیکه بروکلی میشه،
‫از بس که از اونا میخورد

06:30.275 --> 06:36.775
‫یه تیکه سبز رنگِ گنده‌ی بروکلی

06:41.692 --> 06:42.650
‫الو؟

06:42.734 --> 06:44.609
‫دلت واسه دخترت تنگ شده، داون؟

06:44.692 --> 06:48.567
‫چون کیتی که دلش واسه تو تنگ شده.
‫گوش میدی؟

06:48.650 --> 06:50.859
‫تو کی هستی؟
‫چرا بهم زنگ زدی؟

06:50.941 --> 06:54.650
‫زنگ زدم تا بهت بگم
‫کیتی آماده‌ست تا بیاد خونه

06:54.734 --> 06:57.150
‫خب، اگه کیتی اونجاست،
‫گوشی رو بده بهش

06:57.233 --> 06:59.317
‫- نمیتونم اینکارو بکنم، داون
‫- حرفت رو باور نمیکنم

06:59.400 --> 07:01.317
‫اگه کیتی پیش توئه،
‫بهم ثابت کن که اون زنده‌ست

07:01.400 --> 07:02.650
‫پنج هزار دلار

07:02.734 --> 07:04.650
‫من پنج هزار دلار ندارم.
‫من...

07:04.734 --> 07:06.900
‫- کیتی بهت نیاز داره، داون
‫- اوه، صبر کن، صبر کن، صبر کن

07:06.983 --> 07:08.567
‫قطع نکن.
‫لطفا، لطفا، قطع نکن

07:08.650 --> 07:10.525
‫- باهات در تماسم
‫- الو؟

07:10.609 --> 07:14.066
‫الو؟

07:33.400 --> 07:35.191
‫- سلام
‫- سلام

07:35.275 --> 07:36.983
‫یه جلسه خانوادگی داریم

07:37.066 --> 07:38.400
‫یه چی؟

07:39.233 --> 07:42.275
‫درو. بیا

07:43.567 --> 07:44.692
‫آی‌پد مامان جونت

07:44.775 --> 07:47.400
‫بیا، برش دار برو تو اتاقم،
‫و بازی کن، باشه؟

07:47.483 --> 07:49.900
‫خیلی‌خب.
‫و در رو هم ببند. خیلی‌خب

07:49.983 --> 07:51.233
‫- مامان؟
‫- بله؟

07:51.317 --> 07:52.941
‫یه جلسه خانوادگی داریم

07:54.400 --> 07:56.233
‫جلسه خانوادگی دیگه چیه؟

07:56.317 --> 07:59.317
‫خیلی‌خب. جلسه خانوادگی
‫تو اتاق غذا خوری، باشه؟

08:10.442 --> 08:12.233
‫آم...

08:12.317 --> 08:15.859
‫من از تو کمدهای مدارکِ سر کار
‫دو بسته هروئین دزدیدم...

08:15.941 --> 08:18.567
‫و تو ماشین کری جاسازشون کردم

08:18.650 --> 08:20.525
‫امیدوار بودم پلیس جلوی ماشینش رو بگیره

08:20.609 --> 08:22.191
‫و بخاطر حمل مواد دستگیر بشه

08:24.941 --> 08:27.108
‫ولی برعکس از آب در اومد و...

08:27.191 --> 08:31.567
‫رئیس، فهمید کار من بوده،
‫و معلق شدم

08:34.233 --> 08:36.317
‫خدای من، ماریان

08:36.400 --> 08:38.650
‫نمیدونم چی بگم

08:40.983 --> 08:44.025
‫اوه، صبر کن. الان به ذهنم رسید چی بگم.
‫کارت احمقانه بوده

08:45.191 --> 08:47.025
‫خنگ خدا!

08:47.108 --> 08:49.983
‫به جای عقل تو سرت گچه
‫که میری همچین کاری میکنی

08:54.525 --> 08:55.525
‫ممنون، مامان

08:55.609 --> 08:57.609
‫کری میدونه کار تو بوده؟

08:57.692 --> 09:00.400
‫- نمیتونه ثابتش کنه، نه
‫- خب، خداروشکر

09:00.483 --> 09:02.692
‫وگرنه، درو رو تا ابد از دست میدادیم

09:10.817 --> 09:12.692
‫تو نظری داری؟

09:12.775 --> 09:16.066
‫به نظرم مامان‌بزرگ خوب
‫خلاصه کارت رو شرح داد

09:17.734 --> 09:21.734
‫ولی اگه قراره مسائل‌مون رو باهم در میون بذاریم،
‫من امروز از بکا جدا شدم

09:23.650 --> 09:26.233
‫تو...
‫با کس دیگه‌ای آشنا شدی؟

09:27.191 --> 09:30.442
‫نه. نه، فقط دوره‌اش تموم شد

09:31.567 --> 09:32.692
‫متاسفم

09:36.483 --> 09:38.983
‫تو چیزی داری که بخوای باهامون
‫در میون بذاری، مامان؟

09:39.066 --> 09:42.317
‫به نظر میاد میخوای یه چیزه دیگه بگی

09:42.400 --> 09:44.900
‫نه. فقط موندم حالا که قراره کل روز رو...

09:44.983 --> 09:46.734
‫تو خونه اسیر تو باشم،
‫چه خاکی باید تو سرم بریزم

10:00.108 --> 10:01.150
‫دکتر گراهام؟

10:02.775 --> 10:04.108
‫- میر شیهان
‫- سلام

10:06.233 --> 10:08.525
‫پس، شرط میبندم پلیس‌های زیادی
‫رو میبینی، ها؟

10:08.609 --> 10:10.983
‫اوه، طی سال‌ها چند تایی رو دیدم، بله

10:11.066 --> 10:14.525
‫موردهای سختی هستن، درسته؟
‫مثلاً، نمیخوان اینجا باشن

10:14.609 --> 10:16.191
‫به نظرشون نیازی به کمکت ندارن

10:16.275 --> 10:19.150
‫- اوه بعضی‌ها، ولی بیشترشون...
‫- میدونی، فقط میخوام بگم...

10:19.233 --> 10:20.900
‫با من نیازی نیست
‫نگران این مسئله باشی

10:20.983 --> 10:22.859
‫من هر دفعه، سر موقع میام

10:22.941 --> 10:24.775
‫- خیلی هم عالی
‫- ایول

10:24.859 --> 10:25.983
‫راستش یکم زود اومدی

10:26.066 --> 10:27.567
‫خب، قضیه دقیقاً چطوریاست؟

10:27.650 --> 10:31.025
‫یعنی، میدونی،
‫من میام، باهم حرف میزنیم

10:31.108 --> 10:32.692
‫بعدش یه گزارش به اداره میفرستی...

10:32.775 --> 10:33.859
‫که میگی من همکاری کردم،

10:33.941 --> 10:35.859
‫بعد یه مدت اینکارو میکنیم
‫و تموم میشه میره؟

10:37.066 --> 10:39.275
‫- اساساً، بله
‫- باشه

10:39.983 --> 10:41.817
‫فقط مسئله اینه که...

10:41.900 --> 10:44.941
‫میدونی، قبل از اینکه این کارها
‫رو شروع کنیم...

10:45.025 --> 10:47.692
‫نمیخوام تو دل‌سرد بشی.
‫همین

10:48.983 --> 10:50.150
‫دل‌سرد؟

10:50.233 --> 10:52.567
‫مثلاً میدونی، اینکه پیشرفت بزرگی حاصل نشه

10:52.650 --> 10:54.734
‫یا همچین چیزی، میدونی؟
‫مشکل از تو نیست

10:54.817 --> 10:56.191
‫قبلاً اینکارو کردم.
‫روان‌کاوی

10:56.275 --> 10:58.191
‫من و شوهرم،
‫رفتیم پیش یه مشاور ازدواج

10:58.275 --> 11:00.734
‫تجربه‌اش چطور بود؟

11:00.817 --> 11:02.983
‫- ما طلاق گرفتیم
‫- اوه

11:04.275 --> 11:08.066
‫درسته. پس، منظورم اینه.
‫میدونی؟

11:08.150 --> 11:10.066
‫یعنی، میفهمم این جور کاری...

11:10.150 --> 11:11.692
‫ممکنه به بعضی‌ها کمک کنه

11:11.775 --> 11:14.859
‫قبلاً با یه پلیسه کار میکردم، سوئینی
‫خیلی عوضی بود

11:14.941 --> 11:17.025
‫اون قبلاً، میدونی...

11:17.108 --> 11:19.191
‫یه شب رفته بود گشت

11:19.275 --> 11:21.567
‫و با ماشینش زد به یه پیرزن

11:21.650 --> 11:24.317
‫و اونو کشت، میدونی؟
‫بدجور روش تأثیر گذاشت

11:24.400 --> 11:25.900
‫پس رفت پیش یه روان‌پزشک

11:25.983 --> 11:29.983
‫دو ماه بعد، استعفاء داد،
‫یه سگ خرید

11:30.066 --> 11:32.400
‫دیگه همیشه زنش رو بغل میکرد

11:32.483 --> 11:35.233
‫و حالا یه راهنمای پارک
‫تو شهرک "ولی فورج" هستش

11:35.317 --> 11:37.442
‫خوش و خرمه.
‫نتیجه‌اش ردخور نداشت

11:39.442 --> 11:42.734
‫فقط واسه من، میدونی...

11:44.609 --> 11:47.150
‫- هنوز جواب نداده؟
‫- درسته

11:48.525 --> 11:51.317
‫درسته. میدونی

11:51.400 --> 11:55.191
‫بگذریم، پس فقط میخوام اینو بگم

11:55.275 --> 11:57.108
‫تا اگه...

11:57.191 --> 12:01.775
‫یه لحظه بزرگ معجزه‌سا رخ نداد،
‫یه وقت ناامید نشی

12:02.650 --> 12:06.066
‫متوجه شدم.
‫چطوره امتحان کنیم؟

12:12.941 --> 12:14.692
‫بیا التیام رو شروع کنیم

12:27.483 --> 12:29.483
‫شماس مارک، کاراگاه زیبل

12:29.567 --> 12:32.066
‫- بله. سلام
‫- سلام

12:32.150 --> 12:34.609
‫طی چند روز گذشته سعی میکردم
‫باهاتون تماس بگیرم

12:34.692 --> 12:36.066
‫پیغام‌های صوتیم به دستتون رسید؟

12:36.150 --> 12:37.775
‫بله. بله، رسید.
‫متاسفم. متاسفم

12:37.859 --> 12:39.233
‫تو کلیسا سرم شلوغ بوده

12:39.317 --> 12:41.233
‫دیگه کم کم داشتم فکر میکردم
‫که داری ازم دوری میکنی

12:42.191 --> 12:43.900
‫همینطوره؟

12:43.983 --> 12:47.859
‫چه کمکی میتونم بهتون بکنم، کاراگاه؟

12:47.941 --> 12:51.692
‫خب، فقط میخواستم چندتا سوال...

12:51.775 --> 12:52.775
‫درمورد شرایط...

12:52.859 --> 12:54.900
‫انتقال‌تون به کلیسای سنت مایکل
‫ازتون بپرسم

12:55.941 --> 12:58.025
‫خب، متاسفانه کمک زیادی ازم بر نمیاد

12:58.108 --> 12:59.525
‫انتقالی تمام آگوستینی‌ها...

12:59.609 --> 13:01.775
‫رو دفتر ایالتی انجام میده، پس...

13:01.859 --> 13:04.692
‫خب، به خصوص درمورد
‫شکایت سوء رفتار جنسی‌ای...

13:04.775 --> 13:06.567
‫که در قصبه قبلی‌تون توسط...

13:06.650 --> 13:09.358
‫والدین یه دختر 14 ساله
‫علیه‌تون صورت گرفته

13:09.442 --> 13:11.483
‫از حوزه کلیسا بهم امر شده که...

13:11.567 --> 13:13.275
‫در این مورد صحبت نکنم

13:14.692 --> 13:16.525
‫ببین، شماس
‫من کاتولیک بزرگ شدم

13:16.609 --> 13:18.066
‫دارم سعی میکنم طرف شما باشم

13:18.150 --> 13:20.734
‫ولی درک میکنین که چرا
‫باعث نگرانیم میشه، درسته؟

13:20.817 --> 13:22.066
‫پی میبرم که آخرین کسی...

13:22.150 --> 13:24.066
‫که در شب به قتل رسیدن ارین مک منامین
‫با اون صحبت کرده

13:24.150 --> 13:25.609
‫احتمال داره که یه رابطه نامناسبی...

13:25.692 --> 13:26.817
‫با یه دختر کم‌سن و سال دیگه
‫هم داشته باشه

13:26.900 --> 13:29.108
‫حوزه کلیسا درمورد حادثه تحقیق کرد، کاراگاه

13:29.191 --> 13:32.483
‫و معتقد بودن که هیچ اتفاقی نیوفتاده بود.
‫هیچی

13:34.358 --> 13:35.775
‫و به چی باید معتقد باشم؟

13:40.108 --> 13:42.358
‫بهتره داستانت رو سر راست کنی، مارک

13:42.442 --> 13:44.066
‫چون اگه منو از گذشته‌ات مطلع کردن،

13:44.150 --> 13:46.275
‫خیلی طول نمیکشه تا بقیه هم خبردار بشن

13:47.150 --> 13:48.191
‫ممنون

14:00.817 --> 14:02.775
‫خب، یعنی...
‫خیلی برام طول کشید

14:02.859 --> 14:04.775
‫تا اینو بفهمم،
‫ولی واقعیت اینه که...

14:04.859 --> 14:07.734
‫میدونی، شاید من نویسنده کاربلدی نیستم

14:07.817 --> 14:10.941
‫فقط یه کتاب تو وجودم داشتم، میدونی.
‫ولی میدونی چیه؟

14:11.025 --> 14:12.859
‫مشکلی هم باهاش ندارم

14:12.941 --> 14:14.900
‫خب، حداقل تو یه فرصتت رو داشتی

14:14.983 --> 14:16.775
‫بیشتر آدما حتی اینم گیرشون نمیاد

14:16.859 --> 14:19.900
‫گیر تو که اومد، شاهین‌بانو

14:19.983 --> 14:25.150
‫- از معلم بودن خوشت میاد؟
‫- خب، با گذر زمان بهش علاقه پیدا کردم

14:25.233 --> 14:27.692
‫قبلاً همیشه تدریس...

14:27.775 --> 14:29.609
‫رو به چشم کاری میدیدم...

14:29.692 --> 14:32.275
‫که اگه نتونی کار دل‌خواهت رو انجام بدی
‫میری سراغش

14:32.358 --> 14:34.567
‫پس یه جورایی یادآور خوبیه...

14:34.650 --> 14:36.275
‫که زندگیم به‌‍‌طور مداوم
‫به سمت پایین روونه‌ست
‫[پس‌رفت]

14:36.358 --> 14:40.650
‫چه خوش شانسم من.
‫پایین سرسره میگیرمت، ها؟

14:42.734 --> 14:44.941
‫هی، با مادر درو حرف زدی؟

14:45.025 --> 14:49.066
‫- آره. آره، حرف زدم
‫- خب؟ چطور پیش رفت؟

14:50.442 --> 14:53.150
‫یه...
‫یه تصادف بود

14:53.233 --> 14:56.734
‫اوه، لعنت. متاسفم.
‫چرا؟ چه اتفاقی افتاد؟

14:56.817 --> 15:00.567
‫من فقط، خرابش کردم،
‫و اون...

15:01.233 --> 15:02.609
‫اوه ببین، اون...

15:07.400 --> 15:08.442
‫فرانک چی؟

15:08.525 --> 15:10.734
‫اون، میدونی...
‫اون اصلاً باهاش حرف زده؟

15:10.817 --> 15:13.900
‫نه، اون پلیس خوبه‌ست

15:16.859 --> 15:18.609
‫تا حالا شده یه استراحتی به خودت بدی؟

15:21.900 --> 15:25.525
‫یعنی، اصلاً به خودت وقتت اختصاص میدی؟

15:25.609 --> 15:27.650
‫میخوای بهم بگی به نظر خسته میام؟

15:27.734 --> 15:28.859
‫نه. نه

15:28.941 --> 15:32.233
‫ولی به نظر میاد بار خیلی سنگینی
‫رو دوشه‌ات حمل میکنی،

15:32.317 --> 15:34.317
‫و من، میدونی
‫تو این فکرم که کسی بوده...

15:34.400 --> 15:35.983
‫که کاری واسه تو بکنه

15:37.900 --> 15:40.734
‫گوش کن...

15:41.900 --> 15:44.859
‫شنبه تولد منه.
‫نه اینکه انتظار کادو داشته باشم،

15:44.941 --> 15:47.775
‫ولی چرا نمیذاری ببریمت بیرون؟

15:50.734 --> 15:52.400
‫کجا قراره بریم؟

15:52.483 --> 15:54.400
‫نمیدونم، ولی بهش فکر میکنم

15:54.483 --> 15:56.567
‫و وقتی که ساعت 7 اومدم دنبالت

15:56.650 --> 15:58.108
‫سوپرایزت میکنم

16:16.150 --> 16:18.275
‫پس، یکی دیشب بهم زنگ زد

16:19.275 --> 16:21.233
‫و بهم گفت که کیتی زنده‌ست

16:21.317 --> 16:22.941
‫و اینکه میدونه اون کجاست

16:23.025 --> 16:24.692
‫اوه، خدای من.
‫خب، چی گفت؟

16:26.817 --> 16:28.150
‫اگه میخوام بدونم اون کجاست،

16:28.233 --> 16:30.317
‫باید پنج هزار دلار بهش بدم

16:30.400 --> 16:33.191
‫خیلی‌خب. این کلاهبرداریه.
‫این... ازش خوشم نمیاد

16:33.275 --> 16:35.066
‫باید در این مورد به میر بگی

16:35.150 --> 16:36.859
‫- آره
‫- آره

16:36.941 --> 16:38.483
‫آره، حق با توئه.
‫باید همین کارو بکنم

16:40.775 --> 16:42.775
‫ولی میر دیگه کار نمیکنه

16:42.859 --> 16:43.775
‫چی؟

16:43.859 --> 16:46.567
‫آره. تو فروشگاه کی‌مارت
‫جن کلی رو دیدم

16:47.692 --> 16:50.525
‫ظاهراً، وضعیت عاطفیش از هم پاشیده

16:51.734 --> 16:54.983
‫میدونی، مسائل خانوادگیش،
‫طلاقش

16:56.191 --> 16:57.775
‫کوین

16:57.859 --> 16:59.275
‫نمیدونم والا

16:59.358 --> 17:02.025
‫حس میکنم ممکنه
‫من نقشی تو این اتفاقات داشتم

17:02.108 --> 17:04.859
‫نه. تو دقیقاً کاری رو کردی که
‫هر مادری میکرد

17:06.108 --> 17:07.358
‫واقعاً میگم

17:10.525 --> 17:13.400
‫- سلام، داون
‫- سلام، فردی

17:19.692 --> 17:21.900
‫بهم نگفتی که دوباره اومده
‫پیشت زندگی میکنه

17:21.983 --> 17:25.317
‫آره. طی چند روز گذشته...

17:25.400 --> 17:27.983
‫تو زیرزمین زندگی میکرده

17:30.066 --> 17:31.941
‫جمعه اوردوز کرد

17:32.025 --> 17:34.400
‫درست روبه‌روی اغذیه‌فروشی دسانتوس

17:34.483 --> 17:36.108
‫پلیس با نالوکسان اومد
‫[دارویی که برای بلاک کردن اثرات مخدرها بکار میرود]

17:36.191 --> 17:38.609
‫و به معنای واقعی از مرگ
‫برش گردوندن

17:38.692 --> 17:40.692
‫خدایا. چرا بهم نگفتی؟

17:40.775 --> 17:42.692
‫با اوضاعی که تو داری؟
‫نه

17:42.775 --> 17:47.650
‫طوری نیست. طوری نیست.
‫اونم طوریش نیست

17:47.734 --> 17:50.400
‫- فقط...
‫- بثی، بیخیال

17:52.066 --> 17:56.233
‫خیلی‌خب.
‫ترنس...

17:59.150 --> 18:00.525
‫فکر کنم اون فقط...

18:03.358 --> 18:06.233
‫کل این قضیه داره
‫ازدواج ما رو نابود میکنه

18:07.692 --> 18:09.983
‫نمیدونم، فقط...
‫اون داداشمه،

18:10.066 --> 18:12.025
‫و حس میکنم اگه اینجا پیش من باشه،

18:12.108 --> 18:14.275
‫در اون صورت میدونم که
‫بیرون ولو نیست

18:23.150 --> 18:25.817
‫چیزی نیست.
‫خوبم. عذر میخوام

18:25.900 --> 18:27.983
‫الان آبغوره نمیگیرم

18:29.108 --> 18:31.775
‫شام حاضره

18:33.609 --> 18:35.609
‫اولین شب‌مون با همدیگه‌ست

18:40.400 --> 18:43.859
‫یک، دو، سه، تادا!

18:45.233 --> 18:48.191
‫نظرت چیه؟
‫بد نیست، درسته؟

18:48.275 --> 18:49.775
‫- درسته
‫- واسه فعلاً؟

18:50.650 --> 18:51.983
‫میخوای بری تختت رو ببینی؟

18:52.066 --> 18:53.150
‫- آره
‫- یالا

18:57.567 --> 19:01.191
‫حتی برات پروژکتور هم گرفتم.
‫واسه ستاره‌هات

19:01.275 --> 19:02.483
‫نظرت چیه؟

19:15.150 --> 19:17.650
‫خیلی خوشحالم که اینجایی

19:18.817 --> 19:19.817
‫هی، گرسنته؟

19:19.900 --> 19:21.983
‫- آره
‫- میخوای پیتزا بخوریم؟

19:22.066 --> 19:24.191
‫پیتزا، پیتزا، پیتزا

19:25.650 --> 19:28.191
‫خب، صبر کن
‫هنوزم پیتزا دوست داری، درسته؟

19:28.275 --> 19:29.983
‫- درسته
‫- درسته

19:30.859 --> 19:33.025
‫یالا، بذار ببینیم.
‫هوم

19:45.442 --> 19:48.650
‫دیروز اولین تولد دی‌جی بود و...

19:49.775 --> 19:52.025
‫و داشتم دفترچه خاطرات قدیمیم
‫رو نگاه میکردم،

19:52.108 --> 19:55.859
‫و دوباره چیزهایی که
‫طی سال‌ها نوشته بودم رو میخوندم و...

19:55.983 --> 19:57.333
[ دفترچه خاطرات ]

19:57.358 --> 20:01.400
‫فقط همیشه خدا
‫خیلی خسته و کوفته‌ام و...

20:03.941 --> 20:06.317
‫یعنی بعضی شب‌ها
‫واقعاً حس میکنم...

20:06.400 --> 20:07.941
‫مادر خیلی بدی‌ام

20:08.025 --> 20:09.941
‫میخوام اون زندگی عالی‌ای داشته باشه

20:10.025 --> 20:12.275
‫و دارم سعی میکنم
‫اینو براش فراهم کنم

20:12.358 --> 20:15.525
‫فقط خیلی دلم میخواد
‫اون همه‌چی داشته باشه...

20:23.859 --> 20:25.191
‫کوین!
‫کوین، در رو باز کن

20:25.275 --> 20:27.483
‫فقط میخوام ببینم پول داری!
‫بهم گفتی پول نداری،

20:27.567 --> 20:29.275
‫- پس میخوام ببینم داری دروغ میگی یا نه
‫- در رو باز کن، لعنتی!

20:29.358 --> 20:30.650
‫حق نداری با پول من مواد بخری!

20:30.734 --> 20:31.817
‫اینجا رو باش!

20:31.900 --> 20:34.650
‫تو یه دروغگویی،
‫همونطور که فکر میکردم

20:34.734 --> 20:35.900
‫لعنتی!

20:35.983 --> 20:38.066
‫قفلش کن! قفلش کن!
‫قفلش کن، قفلش کن، قفلش کن

20:40.567 --> 20:42.483
‫مشکلت چیه؟

20:42.567 --> 20:44.609
‫- کیفم رو بده من!
‫- برو! کری، بدو!

20:44.692 --> 20:45.900
‫و فکر هم نکن که...

20:45.983 --> 20:47.900
‫- بهش دست نزن!
‫- کوین، بس کن!

20:47.983 --> 20:49.650
‫تو چه مرگته؟

20:49.734 --> 20:52.650
‫لطفا، بس کن، کوین.
‫بس کن، کوین!

20:52.734 --> 20:57.108
‫ازت متنفرم!
‫ازت متنفرم

21:05.859 --> 21:07.983
‫جنده‌ی احمق

21:21.692 --> 21:22.775
‫سلام

21:24.275 --> 21:28.108
‫خوابش نمیبرد.
‫گفت دلش واسه لاکپشتش تنگ شده

21:28.900 --> 21:33.108
‫هی. سلام. خوبی؟

21:33.191 --> 21:34.983
‫- آره
‫- حالت خوبه؟

21:35.066 --> 21:37.025
‫- آره
‫- خیلی‌خب

21:37.108 --> 21:40.275
‫خب، برو رو تختت، باشه؟
‫باریکلا پسر خوب

21:45.734 --> 21:48.609
‫- ممنون
‫- میدونم کار تو بود

21:50.400 --> 21:51.650
‫موادها

21:52.650 --> 21:54.442
‫نمیدونم چی داری میگی

21:56.233 --> 21:59.317
‫میدونی، بدجور دارم سعی میکنم
‫زندگیم رو روبراه کنم

22:01.567 --> 22:02.983
‫پس بس کن

22:04.483 --> 22:05.859
‫فقط دست بردار

22:21.859 --> 22:22.983
‫مامان

22:25.275 --> 22:26.358
‫مامان!

22:27.734 --> 22:28.734
‫مامان!

22:32.025 --> 22:33.525
‫لطفا!

23:51.442 --> 23:54.775
‫از هوای سرد متنفرم

23:55.442 --> 23:58.609
‫یعنی، واقعا ازش متنفرم

24:01.775 --> 24:04.317
‫جالبه، حتی نمیدونستم فرقی هم داره

24:04.400 --> 24:07.442
‫تا اینکه وقتی ده سال‌ام اینا بود
‫به دیزنی ورلد رفتم

24:08.400 --> 24:11.191
‫و گفتم، عجب،

24:11.275 --> 24:14.734
‫واقعاً جاهایی وجود داره که
‫هیچوقت سرد نمیشن، میدونی؟

24:18.108 --> 24:22.317
‫من و خواهرم، حتما یه ده باری...

24:22.400 --> 24:25.066
‫سوار اون ترن کوهستان فضایی شدیم

24:25.150 --> 24:30.025
‫فقط سوار میشدیم، پیاده میشدیم
‫برمیگشتیم تو صف

24:30.108 --> 24:32.650
‫سوار میشدیم، پیاده میشدیم
‫برمیگشتیم تو صف

24:32.734 --> 24:34.233
‫بابا میگفت،

24:34.317 --> 24:36.442
‫"من این همه پول ندادم

24:36.525 --> 24:40.108
‫که شما دخترا سوار یه چیز بشین.
‫یه کار دیگه بکنین"

24:43.983 --> 24:45.941
‫اون واقعاً بخاطرش عصبانی بود

25:10.525 --> 25:12.317
‫اولین باره اینکارو میکنی؟

25:18.983 --> 25:21.734
‫از آخرین باری که میسی رو دیدیم
‫سه روز میگذره

25:21.817 --> 25:24.442
‫پنج شنبه شب دور و بر ساعت 7
‫از خونه رفت،

25:24.525 --> 25:27.025
‫و از اون موقع دیگه خبری ازش نداریم

25:27.108 --> 25:30.817
‫و فقط از هر کسی که
‫چیزی میدونه میخوایم...

25:30.900 --> 25:33.191
‫که خواهشاً اطلاع بده...

25:34.859 --> 25:36.775
‫و اونو بیاره خونه

25:36.859 --> 25:38.859
‫کانال 9 اخبار محلی خط گزارشی...

25:38.941 --> 25:40.191
‫برای هرکسی که اطلاعاتی...

25:40.275 --> 25:42.900
‫درمورد ناپدید شدن میسی سیگر
‫یا کیتی بیلی داره، ایجاد کرده

25:42.983 --> 25:44.483
‫اگه شما هر گونه...

25:47.567 --> 25:51.191
‫- شاید کار یه قاتل زنجیره‌ای باشه
‫- خدایا، مامان

25:52.191 --> 25:55.066
‫خب، یعنی،
‫این سومین دختریه که گم میشه، میر

25:57.609 --> 26:01.233
‫همین‌طوری میگم

26:03.692 --> 26:06.609
..میر، می‌شه -
شروع نکن، مامان. دوباره شروع نکن -

26:06.692 --> 26:07.650
چی رو شروع نکنم؟

26:07.734 --> 26:09.358
سعی نکن از بیرون رفتن

26:09.442 --> 26:11.317
و انجام‌دادنِ کارم منصرفم کنی، خب؟ -
میر -

26:11.400 --> 26:13.400
..قبل این‌که بهم بگی فکر بدیـه

26:13.483 --> 26:16.233
اصلاً تا حالا شده من به حرف تو گوش بدم؟

26:17.525 --> 26:18.983
فقط می‌خواستم قبل این‌که بری

26:19.066 --> 26:21.108
پاپ‌کورن رو از تو ماکروفر بهم بدی

26:27.025 --> 26:30.275
آی! داغـه

26:38.191 --> 26:41.191
سوزان فاسترو تو ابزارفروشی دیدمش

26:41.275 --> 26:44.442
چندماهی می‌شد همدیگه رو ندیده بودیم

26:44.525 --> 26:47.191
تعریف می‌کرد که مقالۀ راجع‌به تو

26:47.275 --> 26:49.317
رو خونده -
جدی؟ -

26:49.400 --> 26:53.442
دختر بزرگه‌ش الان تو ایست‌تاون زندگی می‌کنه

26:53.525 --> 26:56.007
و بهش گفتم که تو رو هم تازه فرستادن اینجا

26:56.032 --> 26:57.983
تو پروندۀ اون دختر بیچاره‌ای که

26:58.066 --> 26:59.983
تو نهر کریدم پیداش کردن، کمک بدی

27:00.066 --> 27:02.525
می‌گفت به‌نظر دخترش کار خوبی کردن

27:02.609 --> 27:03.443
واقعاً؟

27:03.468 --> 27:06.900
ظاهراً، پارسالـم یه دختر دیگه
گم شده بوده

27:06.983 --> 27:09.275
کیتی بیلی -
آره -

27:09.358 --> 27:10.692
و همه سر این‌که

27:10.775 --> 27:13.956
پلیس چطور داره اون پرونده رو پیش می‌بره
شاکی‌ان

27:15.191 --> 27:18.400
فکر نکنم متوجهِ این باشن که
اون پرونده چه‌قدر سخت بود

27:18.483 --> 27:20.442
میر کارآگاهِ خوبیـه

27:20.525 --> 27:23.127
میر همونیـه که تازه اخراجش کردن؟

27:23.692 --> 27:25.567
آره

27:25.650 --> 27:30.317
خب، این‌طور که معلومه این پرونده
گنده‌تر از دهنش بوده

27:31.066 --> 27:32.817
شانس آوردن که تو رو دارن

27:38.775 --> 27:39.983
..خدایا، ما

27:40.066 --> 27:43.650
...و این نعمتی که قراره میل کنیم رو

27:43.734 --> 27:48.317
به‌واسطۀ حضرت مسیح
قرین رحمت خود قرار ده

27:48.400 --> 27:50.284
آمین

28:00.066 --> 28:01.525
سلام -
سلام -

28:04.066 --> 28:07.108
تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟ -
اخبار رو دیدم -

28:07.191 --> 28:11.317
آها. بیا، بیا تو، بیا تو

28:12.859 --> 28:15.900
...مامان، این میرِ منـه
،یعنی همکار من، میر

28:15.983 --> 28:18.859
کارآگاه میر شیهان
ایشون هم مادرم، جودی

28:19.233 --> 28:20.191
سلام

28:20.275 --> 28:23.983
سلام، میر
همین‌الان ذکر خیرت بود

28:25.464 --> 28:27.734
گرسنه‌ت هست؟
غذا زیاد داریم

28:27.817 --> 28:30.150
نه، من.. سیرم، ممنون

28:31.525 --> 28:33.025
آبجو می‌خوری؟ -
آره -

28:33.108 --> 28:34.150
عالی

28:34.692 --> 28:35.692
مرسی

28:39.941 --> 28:41.406
،«خب. «میسی سیگر

28:41.431 --> 28:43.567
فارغ‌التحصیلِ دبیرستان سان‌ولی
به‌عنوان شاگرد اول

28:43.650 --> 28:46.108
ژیمناستیک، هاکی روی چمن، شورای دانش‌آموزی

28:46.191 --> 28:48.817
تو کلاس پرستاریِ دانشگاه کاتزتاون
هم ثبت‌نام کرده بوده

28:48.900 --> 28:50.633
،سال اول دانشگاه
،داشته از خیابون رد می‌شده

28:50.658 --> 28:54.066
یه پیرزنی تابلوی ایست رو رد می‌کنه
و می‌زنه بهش. لگنش می‌شکنه

28:54.150 --> 28:57.108
کمی بعد، شروع می‌کنه به مصرفِ
آکسی‌کدون، و بعد مورفین

28:57.191 --> 28:59.066
بقیه‌شـم که خودت می‌دونی

28:59.150 --> 29:01.734
گوشی‌ش ساعت 2:23 صبحِ جمعه
خاموش شده

29:01.817 --> 29:03.650
تمام صفحات مجازیش هم آفلاین می‌شن

29:03.734 --> 29:07.164
از اون‌موقع دیگه تماسی با
مادر، پدر، خواهر و یا دوستاش نداشته

29:09.775 --> 29:12.275
هاوزر فکر نمی‌کنه این پرونده‌ها
بهم مربوط باشن

29:12.358 --> 29:14.150
،میسی سیگر و کیتی بیلی شاید

29:14.233 --> 29:15.734
ولی اِرین نه

29:17.275 --> 29:18.900
هاوزر رو جایگزینِ من کردن؟

29:19.775 --> 29:21.983
اون تو دانشکدۀ افسری
مربی تناسب اندام‌مون بود

29:22.066 --> 29:23.176
،به‌عنوان هدیۀ فارغ‌التحصیلی

29:23.201 --> 29:25.349
شیش‌تایی رفتیم تو وانتش ریدیم

29:30.609 --> 29:33.817
خب بگو ببینم. نظر خودت چیه؟

29:36.483 --> 29:38.609
به‌نظر من سبک زندگی‌هاشون خیلی متفاوتـه

29:38.692 --> 29:39.941
کیتی و میسی اعتیادی داشتن

29:40.025 --> 29:42.191
که بعد برای حمایت از اعتیادشون
به تن‌فروشی رو آوردن

29:42.275 --> 29:44.984
جفت‌شون تو سایت «سایددور» حسابِ فعال داشتن
[ وب‌سایت تن‌فروشی ]

29:45.009 --> 29:48.322
ولی هیچ مدرکی دال بر
فعالیتِ ارن تو زمینۀ تن‌فروشی وجود نداره

29:49.358 --> 29:53.025
مدرکی وجود نداره
ولی احتمالش وجود داره

29:53.108 --> 29:54.859
از گوشی و کامپیوترش که چیزی پیدا نکردیم

29:54.941 --> 29:57.525
نه پُستی، و نه عکس یا ایمیلی

29:57.609 --> 30:00.483
اینو می‌دونیم که برای عمل گوش پسرش
پول لازم داشته

30:01.442 --> 30:04.191
منشی مطب بهم گفت که
،براش وقت گرفته بوده

30:04.275 --> 30:06.025
و کنسلش کرده، اونم دوبار

30:07.191 --> 30:08.900
،اگه یه دختر نوجوون باشی

30:08.983 --> 30:10.966
و یه بچه تو خونه
،و پدری مثل کِنی داشته باشی

30:10.991 --> 30:13.958
نمی‌ری با همچین عکس‌هایی

30:13.983 --> 30:17.025
و کامپیوتر خودت
حسابِ سایددور باز کنی

30:17.108 --> 30:21.108
باور کن، دخترای نوجوون آب‌زیرکاه‌تر از این‌حرفان

30:26.191 --> 30:28.696
می‌خوای بهم بگی
واقعاً واسه چی فرستادنت مرخصی؟

30:34.859 --> 30:38.661
یه روزی. ولی فعلاً
فقط می‌خوام این آبجوها رو بخورم

30:38.686 --> 30:41.853
و درمورد پیدا کردنِ این دخترا
صحبت کنیم، اگه مشکلی نیست

30:48.150 --> 30:49.650
خب، ما می‌خوایم بفهمیم که

30:49.734 --> 30:53.609
ارین چرا باید به دیلن دروغ بگه
که اون پدر بچه‌شـه؟

30:53.692 --> 30:56.108
چرا مثل آدم
حقیقت ماجرا رو بهش نگه؟

30:56.191 --> 30:59.862
چون همیشه می‌گفت که مامان‌وبابای دیلن
چه‌قدر باهاش مهربون بودن

31:00.317 --> 31:01.859
و این‌که آدمای خوبی بودن

31:03.191 --> 31:05.442
دوست داشت که دی‌جی همیشه

31:05.525 --> 31:08.650
،همچین عشقی تو زندگی‌ش داشته باشه
می‌دونین؟

31:08.734 --> 31:12.775
درمورد این‌که برای عمل گوشِ دی‌جی
پول لازم داشت هم حرفی می‌زد؟

31:12.859 --> 31:16.275
فقط این‌که می‌خواست دیلن پول‌شـو بده

31:16.358 --> 31:19.030
ولی همه‌ش بهش می‌گفته که پول نداره

31:19.741 --> 31:20.825
گفت که

31:20.850 --> 31:24.036
اگه دیلن پول‌شـو جور نمی‌کرد
می‌خواست از کجا پول بیاره؟

31:33.066 --> 31:34.066
جس

31:35.400 --> 31:39.025
می‌فهمم که می‌خوای از دوستت
مراقبت کنی، باشه؟

31:39.108 --> 31:40.862
خیلی هم کارت تحسین‌برانگیزه

31:41.692 --> 31:43.609
ولی ارین مُرده، عزیزم

31:43.692 --> 31:46.108
پس با سکوتت
به تنها کسی که کمک می‌کنی

31:46.191 --> 31:47.609
قاتلِ اونـه

31:48.817 --> 31:51.751
همون آدمی که ممکنه
دوتا دختر دیگه رو هم کشته باشه

31:53.859 --> 31:54.900
جس

31:58.692 --> 32:01.317
اون بهت گفت که چطوری می‌خواست

32:01.400 --> 32:03.609
پولِ اون عمل رو جور کنه؟

32:10.364 --> 32:12.622
[ وب‌سایت سایددور ]

32:12.859 --> 32:15.859
ازم خواست یه اکانت براش بسازم

32:15.941 --> 32:17.710
نمی‌خواست خودش تو خونه بسازه

32:17.735 --> 32:20.193
چون‌که نمی‌خواست باباش بفهمه

32:23.859 --> 32:26.417
اون عکس‌ها رو هم تو گرفتی، عزیزم؟

32:29.525 --> 32:30.567
اشکالی نداره

32:34.317 --> 32:35.400
آره

32:36.900 --> 32:39.817
ولی.. فقط می‌خواست یه‌مدت
از اون‌کارا بکنه

32:39.900 --> 32:42.275
تا وقتی‌که پولِ عمل رو جور کنه

32:42.358 --> 32:44.775
چه کارایی؟
سکس با مَردا؟

32:47.400 --> 32:49.692
خب آره. ولی هیچ‌وقت نکرد

32:51.233 --> 32:53.066
نه، به من گفت که

32:53.150 --> 32:55.775
هر کاری کرد روش نشد این‌کارو بکنه، می‌دونی

32:55.859 --> 32:56.983
جس

32:58.150 --> 32:59.734
این خیلی مهمه‌هـا

32:59.817 --> 33:03.233
مطمئنی که حتی یک‌دفعه هم نرفت

33:03.317 --> 33:07.317
و... حتی یکی از اون پسرایی که
بهش پیام می‌دادن

33:07.400 --> 33:09.317
رو ببینه؟ -
نه، مطمئنم -

33:13.191 --> 33:15.650
باشه. خیله‌خب

33:19.650 --> 33:22.317
یوزرنیم و پسوردشـو داری؟

33:23.817 --> 33:24.859
آره

33:33.859 --> 33:35.900
سگ توش -
چی شده؟ -

33:35.983 --> 33:38.525
گوشی‌مـو جا گذاشتم
یه‌لحظه وایسا

33:50.150 --> 33:53.609
سلام.. یادم رفت یه‌چیزی رو بپرسم

33:53.692 --> 33:55.191
باشه. جس؟

33:56.191 --> 33:59.191
جس، تو می‌دونی ارین دفترچه خاطراتش
رو کجا می‌ذاشت؟

34:02.275 --> 34:06.317
گوشۀ اتاقش.. یه کمد هست

34:06.400 --> 34:09.233
و دفترچه‌ش بین دوتا کشوی آخره

34:10.525 --> 34:12.692
باشه. مرسی. ممنون

34:26.941 --> 34:28.859
یه حکم تفتیش بگیر برو سایددور

34:28.941 --> 34:31.650
و همه‌ی یوزرنیم‌هایی که
به اکانت ارین پیام دادن رو بگیر

34:31.734 --> 34:33.191
بهت می‌گن که 5 روز کاری طول می‌کشه

34:33.275 --> 34:34.983
تو بگو تا فردا صبح می‌خوایش

34:35.066 --> 34:39.400
چشم، خانم -
ببخشید. از روی عادتـه -

34:54.983 --> 34:57.191
شنبه شب چی‌کاره‌ای؟

34:57.275 --> 35:00.025
...شنبۀ این هفته

35:00.108 --> 35:02.108
تولدِ یکی از دوستامـه

35:03.609 --> 35:04.609
باشه

35:06.525 --> 35:07.567
چطور؟

35:09.650 --> 35:13.525
هیچی، فقط.. یکی از دوستام
تازه رستوران باز کرده

35:13.609 --> 35:15.775
تو فلکۀ کنت، و منم چندوقتیـه

35:15.859 --> 35:19.275
می‌خوام برم ببینم چه‌جوریـه، می‌دونی

35:23.525 --> 35:25.483
ببینم داری بهم پیشنهاد دوستی میدی، زیبل؟

35:27.567 --> 35:30.275
فقط در صورتی که جوابت مثبت باشه

36:11.233 --> 36:13.525
یه دقیقه وقت داری؟ -
آره، بیا تو -

36:21.567 --> 36:24.025
«یه روزنامه‌نگار از روزنامۀ «تریبیون
الان بهم زنگ زد

36:27.108 --> 36:29.941
درمورد.. شرایط انتقالت به اینجا

36:30.025 --> 36:32.734
و کلیسای سنت مایکل، سین‌جینم کرد

36:32.817 --> 36:33.983
خب؟ تو بهش چی گفتی؟

36:34.066 --> 36:37.025
هر چی می‌دونستمـو بهش گفتم

36:38.817 --> 36:40.609
که قبل از موافقت با انتقالت

36:40.692 --> 36:42.329
مفصل با اسقف اعظم صحبت کردم

36:43.096 --> 36:45.165
قراره یه مقاله درباره‌ش بنویسه

36:46.358 --> 36:49.025
اهالی کلیسا خبردار می‌شن، مارک

36:54.968 --> 36:56.455
..من

36:57.609 --> 37:00.650
مسئولِ محافظت از اعضای این کلیسام

37:00.734 --> 37:02.609
نمی‌دونم دیگه چی می‌خوای ازم بشنوی، دن

37:02.692 --> 37:04.358
من هر اتفاقی بوده رو برات تعریف کردم

37:04.442 --> 37:07.191
همه‌چی رو؟ -
آره -

37:09.317 --> 37:11.442
مگه این‌که دیگه بهم اعتماد نداشته باشی

37:16.567 --> 37:19.233
معلومه که دارم. شبت به‌خیر

37:22.442 --> 37:23.609
شب به‌خیر

37:32.734 --> 37:35.233
!من نه. من نه

37:35.317 --> 37:36.859
نکن

37:37.734 --> 37:40.191
!بس کن -
عه، این همون مستنده‌ست؟ -

37:40.275 --> 37:42.859
آره -
لبخند قشنگی داری -

37:42.941 --> 37:45.066
خدای من. کوین اینجا چه‌قدر خوشحالـه

37:45.859 --> 37:47.663
پس شماها خیلی صمیمی بودین نه؟

37:48.609 --> 37:52.653
هوم. بعضی‌وقتا
حس می‌کردم اون بهترین‌دوستم بود

37:52.678 --> 37:56.567
و باقی اوقات، حس می‌کردم
اصلاً نمی‌شناسمش

37:57.173 --> 38:00.006
به نتیجه‌ای رسیدی که می‌خوای چی بگی؟

38:03.835 --> 38:07.108
فکر کنم سعی دارم با این مستند
متوجه بشم که

38:07.191 --> 38:09.108
چرا اون‌کارو کرد

38:09.983 --> 38:11.400
البته خیلی خوب پیش نمی‌ره

38:12.913 --> 38:15.413
اصلاً چطوری از اون ماجرا
عبور کردین؟ خدای من

38:16.191 --> 38:19.775
نکردیم. از هم پاشیدیم

38:23.817 --> 38:27.191
برای همین می‌خوای
واسه دانشگاه اینجا بمونی؟

38:27.900 --> 38:28.941
،می‌ترسی که اگه بری

38:29.025 --> 38:30.859
همه‌چیز دوباره از هم بپاشه؟

38:33.775 --> 38:36.066
واسه بقیه زندگی نکن، شیوان

38:41.775 --> 38:43.983
خب، دارم یه‌کمی پیشرفت می‌کنم

38:44.483 --> 38:45.609
واقعاً؟

38:45.692 --> 38:49.525
همیشه دوست داشتم
..با یه زن بزرگ‌تر از خودم دوست شم و

38:49.609 --> 38:53.025
...نه بابا
خب نه در واقع. این زر مفتـه

38:53.108 --> 38:56.066
من اول بهت پیشنهاد دادم

39:48.358 --> 39:49.567
سلام، هلن -
سلام -

39:49.650 --> 39:53.233
شیوان خونه‌ست؟ -
نه والا، رفته بیرون -

39:54.275 --> 39:55.734
می‌شه یه دقیقه بیام تو؟

39:58.525 --> 40:01.442
آره حتماً
حتماً، بیا تو

40:10.248 --> 40:12.108
...آم.. خب

40:12.191 --> 40:14.900
گمونم شنیدی که اون باهام کات کرده؟

40:15.817 --> 40:17.692
عیبی نداره، عزیزم

40:17.775 --> 40:21.983
آخه.. نمی‌خوام اونو از دست بدم، می‌دونی؟

40:22.066 --> 40:23.900
..اون

40:23.983 --> 40:26.817
تنها نکته‌ی مثبتِ این زندگی سگی‌مـه

40:28.150 --> 40:30.734
اون خیلی آدم خوبیه، شیوان

40:30.817 --> 40:32.692
آره، واقعاً کیری خوبه

40:32.775 --> 40:34.191
..ببخشید اون

40:34.275 --> 40:36.233
..آره یعنی.. واقعاً محشره و من

40:36.317 --> 40:38.650
آره، فکر کنم فقط می‌خواستم بیام اینجا

40:38.734 --> 40:40.609
که اینو بهش بگم

40:40.692 --> 40:46.233
آها.. خب
با هم قرار داشتین؟

40:47.150 --> 40:48.275
..آره

40:48.358 --> 40:50.941
آره، همین‌الان پیام داد
گفت که رفته خرید کنه

40:51.025 --> 40:52.525
و چند دقیقه دیگه میاد خونه

40:52.609 --> 40:55.025
،باشه، خب، درو تو اتاقش خوابیده

40:55.108 --> 40:58.108
پس.. چطوره بری زیرزمین منتظر بمونی؟

41:08.692 --> 41:09.817
سمت چپ

41:09.900 --> 41:12.734
آها آره. شرمنده

41:31.900 --> 41:33.983
..خب

41:34.983 --> 41:37.275
خیلی بهم خوش گذشت -
به منم -

41:58.233 --> 41:59.358
بیا بریم تو

42:42.692 --> 42:45.066
بکا؟

42:45.150 --> 42:47.400
!بکا. بکا! صبر کن، بکا

42:47.483 --> 42:49.191
نه، نه، نه، نه

42:52.567 --> 42:54.275
!خدایا. معذرت می‌خوام

42:57.983 --> 43:00.191
خدای من. مادرجون؟ مادرجون؟
مادرجون، خوبی؟

43:00.275 --> 43:02.650
میشه.. میشه لطفاً زنگ بزنی اورژانس؟

43:02.734 --> 43:04.692
صدامـو می‌شنوی، مادرجون؟

43:07.983 --> 43:12.191
وای خدا. خدایا
یا خدا

43:12.275 --> 43:13.483
چی شده؟

43:15.859 --> 43:18.483
!مامان
خدای من

43:19.692 --> 43:21.817
همین بود؟ -
یعنی چی همین بود؟ -

43:21.900 --> 43:23.358
خب، یعنی.. ببخشید، نه

43:23.442 --> 43:25.108
فقط اون‌طوری که شیوان پشت تلفن گفت

43:25.191 --> 43:26.232
فکر کردم وضع خیلی بدتره

43:26.256 --> 43:27.859
خب، ببخشید که بیشتر برات صدمه ندیدم

43:27.941 --> 43:29.483
بی‌خیال، ادی، بلندش کنید

43:29.567 --> 43:31.066
پیشونی‌ش کلاً یه خراش برداشته

43:31.150 --> 43:33.483
سرش ضربه خورده، میر
نمی‌دونست امسال چه سالیه

43:33.567 --> 43:35.358
خب، این که.. تازگی نداره

43:35.442 --> 43:37.815
می‌بریمش پیش ریدل
که وضعیتش رو ارزیابی کنه

43:37.840 --> 43:40.567
می‌خوای باهاش بری؟ -
نمی‌دونم. باشه -

43:40.650 --> 43:42.734
مامان، می‌خوای منم باهات بیام؟

43:44.358 --> 43:46.859
آره -
باشه -

43:46.941 --> 43:48.442
!مامان، صبر کن

43:48.525 --> 43:50.567
مادرجون کیف‌شـو خواسته بود

43:51.150 --> 43:52.233
باشه -
آره -

43:52.317 --> 43:54.442
تو ماشین رو جابه‌جا کن، عزیزم -
باشه -

43:54.525 --> 43:58.817
اون کیه؟ -
هیچی.. یکی از رفیقامـه -

44:00.150 --> 44:01.233
سلام، رفیق

44:01.317 --> 44:02.734
بعداً بهت زنگ می‌زنم -
باشه -

44:02.817 --> 44:05.150
خب. خیله‌خب

44:06.317 --> 44:08.442
اون زنـه کی بود؟ مامان -
ها؟ -

44:08.525 --> 44:10.442
اون زنـه کی بود که با شیوان بود؟

44:11.483 --> 44:14.775
خب.. بکا بود دیگه

44:14.859 --> 44:16.483
نه، اون بکا نبود

44:34.817 --> 44:35.983
الو؟

44:36.066 --> 44:38.567
نام میانی دختر کیتی، گریس‌ـه

44:38.650 --> 44:40.983
روی قوزک پاش
تتوی تولدش رو زده

44:41.900 --> 44:43.525
حالا حرف‌مـو باور می‌کنی، داون؟

44:44.900 --> 44:46.525
آره -
خوبه -

44:46.609 --> 44:50.191
پنج هزار دلار.. تا فردا شب

44:50.275 --> 44:53.859
بهت زنگ می‌زنم میگم که
پول‌ها رو بیاری کجا، داون

44:53.941 --> 44:56.609
،و اگه بری پیش پلیس

44:56.692 --> 44:59.525
تنها چیزی که از کیتی پیدا می‌کنی
استخوان‌هاشـه

47:13.358 --> 47:16.817
خبرِ گم‌شدن یک دختر دیگر
ترس به جان محله‌ای انداخته‌است

47:16.900 --> 47:19.567
که به‌خودیِ خود
در شوک قتل ارین مک منامین

47:19.650 --> 47:21.941
و ناپدید شدنِ کیتی بیلی
فرو رفته بودند

47:22.025 --> 47:23.609
،میسی سیگرِ 23 ساله

47:23.692 --> 47:26.609
،که زمانی فارغ‌التحصیلِ مستعد دبیرستان سان‌ولی بود

47:26.692 --> 47:29.066
و زندگی‌اش در سال‌های اخیر
،دستخوش تغییرات تلخی شده بود

47:29.150 --> 47:31.941
پنج‌شنبه شب خانه‌اش را ترک کرد
و هنوز به خانه برنگشته

47:32.025 --> 47:34.108
سلام -
الان چی میگن؟ -

47:34.191 --> 47:36.859
...مربوط به ناپدید شدن کیتی بیلی یا مرگِ

47:36.941 --> 47:38.734
فقط این‌که همه باید حواس‌شون
رو جمع کنن، پسرم

47:38.817 --> 47:40.400
..حال به گفتۀ پلیس

47:40.483 --> 47:42.941
نمی‌خوام دیگه تو و مویرا
از مدرسه پیاده بیاید خونه، خب؟

47:43.025 --> 47:44.859
یا من، یا باباتون میاد دنبال‌تون

47:44.941 --> 47:46.150
باشه

47:46.233 --> 47:48.442
،یا هر گونه اطلاعاتی من باب این پرونده دارند...

47:48.525 --> 47:50.941
لطفاً بلافاصله با پلیس تماس حاصل فرمایند

47:51.025 --> 47:53.483
پلیس به ما گفته‌است
که قصد دارند تعداد نیروهای گشتِ محل

47:53.567 --> 47:54.941
را افزایش دهند

47:55.025 --> 47:56.650
،ساعاتی پیش در کنفرانس مطبوعاتی

47:56.734 --> 47:59.400
،آقای کارتر، رئیس‌پلیسِ ادارۀ پلیس ایست‌تاون
اعلام نکردند که

47:59.483 --> 48:01.275
،تمام این پرونده‌ها بهم مربوط هستند

48:01.358 --> 48:03.066
اما همچنان از شهروندان خواهشمندند

48:03.150 --> 48:06.983
که در جلوگیری از حادثه‌ای دیگر کوشا باشند

48:17.941 --> 48:19.150
خوبی؟

48:19.233 --> 48:22.025
گفتن بهت سر بزنم
دستور دکتره

48:22.108 --> 48:24.650
که ببینم حالت بدتر نشه
حالا بدتر شده؟

48:24.734 --> 48:27.483
حالم از باقی اوقات که بدتر نیست

48:27.567 --> 48:29.650
خوبه همینم

48:29.734 --> 48:33.233
راستی، شنبه شب هستی مراقبِ درو باشی؟

48:34.817 --> 48:37.609
آره احتمالاً. چطور؟

48:37.692 --> 48:41.442
قرار دارم -
با نویسنده‌ـه؟ -

48:44.400 --> 48:47.275
هنوز نمی‌دونم
شب به‌خیر

48:49.567 --> 48:50.817
منظورت چیه؟

49:15.983 --> 49:19.483
خیله‌خب. پرستارتون تشریف آورد

49:19.567 --> 49:21.358
خب، از کمکت ممنونم، بثی

49:21.442 --> 49:23.900
تو فقط لب تر کن
حتی پیتزا هم آوردم

49:23.983 --> 49:26.400
اگه یه‌وقت گرسنه‌ت شد، کنز -
وای، پیتزا، کنز -

49:26.483 --> 49:29.317
شیفتم ساعت 12 تموم می‌شه، بث
دستت درد نکنه

49:30.817 --> 49:32.719
پسر خوبی باش، کنزی -
من الان میام، عزیزم -

49:34.983 --> 49:38.191
الو؟

49:38.275 --> 49:39.859
برو اتوبان

49:43.775 --> 49:47.609
از خروجیِ جادۀ ایالتی 903 برو

49:50.941 --> 49:53.358
رسیدی جادۀ هارلان، بپیچ چپ

49:53.442 --> 49:55.358
بعد پنج کیلومتر برو سمت غرب

50:01.358 --> 50:02.483
یه فنس چوبی می‌بینی

50:02.567 --> 50:04.646
که مرز ملک رو مشخص کرده

50:05.859 --> 50:07.150
اونجا یه خونه‌ای هست

50:09.191 --> 50:11.442
کیتی رو تو زیرزمینش پیدا می‌کنی

51:55.817 --> 51:59.191
لعنتی. تو روحش

51:59.275 --> 52:02.150
تف توش

52:07.108 --> 52:08.233
!تف توش

52:13.917 --> 52:15.576
!ریدم توش

52:16.983 --> 52:18.150
فِردی؟

52:19.108 --> 52:20.442
شرمنده، داون

52:21.524 --> 52:23.023
واقعاً شرمنده‌م

53:02.568 --> 53:04.609
گفتم که رو تخت من بخوابی

53:04.692 --> 53:07.066
..آره، سعی‌مـو کردم، ولی

53:08.483 --> 53:10.150
خدای من

53:10.233 --> 53:12.900
وای خدا. چی شده؟ -
خوبم -

53:12.983 --> 53:15.609
فقط بیرون فروشگاه یه لحظه خوردم زمین

53:15.692 --> 53:18.108
خدایا.. می‌خوای بریم دکتر؟

53:18.191 --> 53:19.483
نه بابا، نه، خوبم

53:19.567 --> 53:21.150
فقط بذار یه دقیقه بشینم

53:21.233 --> 53:22.609
..خب، می‌خوای برات یه‌چیزی

53:22.692 --> 53:24.859
بذار برات یه لیوان آبی چیزی بیارم

53:25.275 --> 53:26.358
مرسی

53:35.400 --> 53:40.775
به‌خاطر تشعشعاتـه
همه‌ش سرم گیج میره

53:40.859 --> 53:45.233
عه، نمی‌دونستم -
اوهوم -

53:45.817 --> 53:46.859
بیا

53:51.358 --> 53:53.983
مطمئنی نمی‌خوای ببرمت بیمارستان؟

53:54.066 --> 53:55.817
..آخه -
..بثی -

53:55.900 --> 53:58.853
من خوبم -
عزیزم، آخه خوب به‌نظر نمیای

53:59.734 --> 54:00.775
حالم خوبه

54:01.941 --> 54:03.191
باشه

54:07.817 --> 54:11.483
ببینم راستی به پلیس زنگ زدی
..راجع‌به اون یارو که

54:11.567 --> 54:14.283
،زنگ زد گفت می‌دونه کیتی کجاست
اطلاع بدی؟

54:16.442 --> 54:17.442
آره

54:18.317 --> 54:21.233
آره، اونا هم با تو هم‌نظر بودن

54:21.317 --> 54:23.400
و گفتن که احتمالاً یه کلاهبرداریـه که

54:23.483 --> 54:24.900
دنبال پولـه

54:25.609 --> 54:29.442
آره، متأسفم

54:33.046 --> 54:38.108
عیب نداره. طوری نیست. منم خوبم
ممنون، بثی

54:40.275 --> 54:41.775
ازت ممنونم

54:48.033 --> 54:51.969
«مِیخونه‌ی بنی»
مشروب خوب - موزیک خوب

54:52.104 --> 54:58.604
»» تــرجــمــه: تـورج پاکاری و ســـروش ««
:.:.: SuRouSH_AbG & Stef@n :.:.:

55:00.013 --> 55:02.028
!نه! نه

55:04.552 --> 55:05.650
!نه

55:08.817 --> 55:10.465
!هی

55:14.650 --> 55:16.150
!هی

55:19.692 --> 55:21.609
اینجا کسی صداتـو نمی‌شنوه

55:26.650 --> 55:28.650
تو کی هستی؟

55:29.650 --> 55:32.650
من کیتی‌ام. کیتی بیلی

55:34.357 --> 55:37.458
[ ...ادامه دارد ]

57:41.900 --> 57:43.066
خب چه کمکی ازم بر میاد، میر؟

57:43.150 --> 57:44.275
دوتا دختر دیگه ناپدید شدن

57:44.609 --> 57:46.692
لطفاً یه پرس‌وجو بکن
ببین کسی آدمِ مشکوکی دیده

57:46.775 --> 57:49.025
که بخواد تو خیابون سوارشون کنه؟

57:49.108 --> 57:50.150
آره آره، حتماً

57:50.311 --> 57:52.233
...آنچه خواهید دید -
برات یه سبد هدیه آوردم -

57:52.317 --> 57:55.191
،ساندویچ غول از لاسپادا
و استیک پنیر از کوکو

57:55.983 --> 57:58.941
می‌دونم که بهش علاقه داری
دیدم چطوری نگاهش می‌کنی

57:59.191 --> 58:02.442
میر.. من دارم همه‌چی‌مـو نشونت میدم

58:02.775 --> 58:04.400
و تو هیچی رو نمی‌کنی

58:04.483 --> 58:05.817
می‌خوام بهت کمک کنم

58:06.066 --> 58:06.983
به من؟

58:07.275 --> 58:08.356
یا به خودت؟

58:09.567 --> 58:11.609
این همون کشیشه‌ست که بهتون می‌گفتم

58:11.983 --> 58:15.358
هی پدر، شنیدم واسه خودت
یه دختر محرابی داری

58:15.442 --> 58:18.191
!هوی، با توئم، مرتیکه‌ی بچه‌باز

58:22.317 --> 58:24.025
چیزی درمورد اون خودرو یادتون هست؟

58:24.108 --> 58:25.604
از اون مَرد چی می‌تونی بهمون بگی؟

58:26.108 --> 58:27.692
سیگار وینستون می‌کشید

58:27.775 --> 58:28.983
میر

58:32.983 --> 58:35.066
حس می‌کنم که دوباره داره تکرار میشه

58:35.400 --> 58:38.900
،منظورم پنیک‌کردنـه
چون‌که فکر نمی‌کنم بتونم

58:39.150 --> 58:41.734
انتظاراتِ مردم رو برآورده کنم

58:42.609 --> 58:45.191
می‌تونی یه دقیقه مامانم باشی؟

58:45.442 --> 58:46.358
چی شده؟

58:46.692 --> 58:48.609
قبلاً که ازم پرسیدی، نمی‌دونستم

58:49.025 --> 58:50.483
به‌خدا خبر نداشتم

58:50.859 --> 58:51.817
از چی خبر نداشتی؟

58:52.650 --> 58:54.025
به اون کارآگاه چی گفتین؟

58:54.108 --> 58:55.150
هیچی

58:55.233 --> 58:57.650
ما سه‌تا
تا ابد بهم پیوند خوردیم

58:57.859 --> 58:59.941
!پس سوار شو ببینم

59:00.047 --> 59:00.741
...سه

59:01.203 --> 59:02.265
..قسمت دیگر

59:03.507 --> 59:04.405
باقی مانده

59:06.314 --> 59:16.314
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
