WEBVTT

00:30.755 --> 00:36.502
« مِـیـر، از ایست‌تاون »
«فصل اول، قسمت سوم»

00:36.815 --> 00:46.815
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:46.840 --> 00:51.839
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:51.863 --> 00:55.763
Sync: AliNet

00:55.849 --> 00:58.766
‫مرحوم ارین کاترین مک منامین هستش

00:58.849 --> 01:02.683
‫یه دختر 50 کیلویی
‫با قد یک متر و نیمی

01:02.766 --> 01:06.806
‫زمان تقریبی مرگ بین نیمه‌شب
‫و ساعت 2 بامداده

01:07.435 --> 01:17.568
»» تــرجــمــه: تـورج پاکاری و ســـروش ««
:.:.: SuRouSH_AbG & Stef@n :.:.:

01:20.847 --> 01:22.097
‫متاسفم، جانی

01:22.181 --> 01:23.723
‫دیشب خیلی خسته بودم، فقط...

01:23.805 --> 01:25.181
‫هی بیلی، تقصیر تو نیست

01:25.264 --> 01:26.598
‫اون اسلحه رو برده

01:27.556 --> 01:28.889
‫یا خدا

01:28.972 --> 01:30.930
‫احتمالا تا الان خودشو کشته

01:32.263 --> 01:34.597
‫بدون پارگی بافت، خراش،
‫خون‌مردگی

01:35.221 --> 01:36.388
‫نشانه‌ای تجاوز هست؟

01:36.472 --> 01:38.096
‫مدرکی وجود نداره که...

01:38.180 --> 01:39.305
‫حاکی از این باشه که
‫مورد تجاوز جنسی قرار گرفته

01:39.388 --> 01:41.430
‫تو بدن مَنی‌ای پیدا نشد

01:41.513 --> 01:44.763
‫مدرکی از فعالیت واژنی
‫یا مقعدی‌ وجود نداره

01:44.846 --> 01:46.928
‫کبودی‌های روی بدنش بصورت مداوم هستن،

01:47.012 --> 01:48.429
‫یعنی به نظر میاد...

01:48.512 --> 01:49.928
‫همه‌شون تقریباً یه موقع بوجود اومدن

01:50.012 --> 01:52.012
‫صبر کن. وقتی که تو جنگل
‫براش کمین کرده بودن؟

01:52.095 --> 01:55.262
‫- یا کمی بعدش
‫- انگشت مفقود شده چی؟

01:55.345 --> 01:57.721
‫به نظر میاد با یه گلوله جدا شده

01:57.803 --> 02:00.136
‫خراشه‌های ناخن رو همراه با...

02:00.219 --> 02:01.595
‫لباس زیرش فرستادم به آزمایشگاه،

02:01.678 --> 02:03.761
‫ولی فکر نکنم چیزه زیادی
‫دستگیرمون بشه

02:03.844 --> 02:05.886
‫اصلا اینجا چیکار میکنیم؟

02:05.969 --> 02:07.511
‫گراهام گفت دیده که ماشینش...

02:07.595 --> 02:09.678
‫دیشب آخر وقت تو جاده ادموند پارک بوده

02:09.761 --> 02:10.927
‫باید یه جایی همین‌ورا باشه

02:11.011 --> 02:13.218
‫جان. کن. کن

02:14.801 --> 02:16.010
‫- هی، کن!
‫- کنی!

02:17.218 --> 02:18.218
‫کنی!

02:23.885 --> 02:25.510
‫اونجا چه غلطی میکنی؟

02:28.050 --> 02:29.176
‫گرفتمش

02:30.301 --> 02:31.676
‫گرفتمش، جانی

02:32.759 --> 02:33.842
‫کی رو گرفتی؟

02:34.718 --> 02:35.759
‫دیلن

02:36.884 --> 02:38.217
‫حرومزاده رو کشتم

02:44.924 --> 02:48.883
‫اگه حمله جنسی نیست،
‫چرا لباس‌هاش رو در آورده؟

02:50.175 --> 02:52.091
‫شاید میخواسته طوری جلوه کنه
‫که تجاوز بوده

02:53.216 --> 02:54.383
‫ممکنه باهم قرار داشتن
‫و درست پیش نرفته

02:54.467 --> 02:56.132
‫شروع به سکس کردن،
‫دختره جلوش رو گرفته

02:56.215 --> 02:58.757
‫- که یارو رو عصبی کرده
‫- نه

02:58.840 --> 03:00.840
‫بیخیال. اون شب دما 28 درجه بوده

03:00.923 --> 03:02.174
‫وقتی میتونی بری...

03:02.257 --> 03:04.757
‫رو صندلی عقب گرم یه ماشین سکس کنی،
‫چرا باید بری تو سرما؟

03:06.174 --> 03:07.798
‫درست میگی

03:07.882 --> 03:11.256
‫پس، پزشک قانونی گفت که اون
‫بین ساعت 12 و 2 نصف شب کشته شده

03:11.339 --> 03:13.047
‫اون موقع هنوزم نوجوون‌ها
‫تو اون جنگل بودن

03:13.131 --> 03:14.797
‫و میدونیم که کسی صدای شلیک نشنیده

03:14.881 --> 03:18.673
‫نه. ارین تو جنگل به قتل نرسیده

03:18.756 --> 03:21.423
‫یه جای دیگه اونو کشتن
‫و جسدش رو اونجا انداختن

03:22.548 --> 03:24.505
‫این اینو توضیح میده که...

03:24.589 --> 03:26.213
‫چرا هنوز دوچرخه‌اش گم شده

03:26.297 --> 03:27.672
‫اون شب با دوچرخه‌اش از اونجا رفته

03:29.589 --> 03:30.589
‫سلام، جان

03:32.921 --> 03:33.921
‫خیلی‌خب

03:36.213 --> 03:38.588
‫خیلی‌خب.
‫تو اداره میبینم‌تون

03:40.920 --> 03:43.546
‫حالا که حق و حقوق‌هات رو بهت توضیح دادم
‫و ازشون مطلعی و میفهمی که چیا هستن،

03:43.629 --> 03:45.254
‫حاضری امروز بدون حضور وکیل...

03:45.337 --> 03:46.795
‫باهامون حرف بزنی؟

03:49.296 --> 03:51.628
‫- آره
‫- خیلی‌خب، کنی

03:51.712 --> 03:53.836
‫بهمون بگو چرا امروز به اداره اومدی

03:53.919 --> 03:55.587
‫دیشب، دیلن هینچی رو...

03:55.670 --> 03:58.794
‫بیرونِ پمپ بنزین خیابون بریج سوار کردم

04:00.253 --> 04:02.170
‫اسلحه‌ام همراهم بود

04:02.253 --> 04:05.003
‫وادارش کردم تا جاده لیهی بره،

04:05.086 --> 04:06.127
‫و من...

04:10.960 --> 04:12.127
‫بهش شلیک کردم

04:13.169 --> 04:14.294
‫کشتمش

04:15.544 --> 04:16.793
‫کشتمش...

04:18.461 --> 04:20.084
‫بخاطر اینکه دختر کوچولوم رو کشته بود

04:22.792 --> 04:24.293
‫تو اونو نکشتی، کنی

04:26.293 --> 04:27.876
‫دیلن هینچی زنده‌‎ست

04:31.917 --> 04:34.083
‫گلوله از جناح پُشتیش رد شده

04:34.167 --> 04:36.083
‫خوشبختانه، به ارگان‌های داخلیش اصابت نکرده

04:36.167 --> 04:39.333
‫پس یه عمل لامینکتومی انجام دادیم
‫و گلوله رو خارج کردیم

04:41.500 --> 04:43.292
‫دوباره میتونه راه بره؟

04:43.875 --> 04:44.833
‫نمیدونیم

04:44.916 --> 04:46.000
‫وقتی بهوش بیاد،

04:46.083 --> 04:48.583
‫برای یافتن هرگونه نقصی
‫ارزیابی رو شروع میکنیم

04:48.666 --> 04:51.374
‫پسرتون خیلی خوش شانسه
‫که آوردنش به بیمارستان

04:51.458 --> 04:52.832
‫اگه بیشتر اون بیرون میموند

04:52.915 --> 04:55.416
‫مطمئن نیستم که زنده میموند

05:03.457 --> 05:04.415
‫شیوان

05:04.498 --> 05:07.707
‫کوین، خواهرت خیلی رو مُخه

05:08.123 --> 05:09.457
‫ای خدا

05:10.415 --> 05:11.623
‫گورت رو گم کن

05:11.707 --> 05:12.831
‫ادب داشته باش

05:12.914 --> 05:14.789
‫اوه. بخاطر بچه؟

05:14.873 --> 05:16.164
‫آره

05:28.205 --> 05:30.455
‫اولین باری که فهمیدم
‫برادرم فرق داشت

05:30.538 --> 05:33.621
‫موقعی بود که مامانم ما رو برد
‫تا فیلم هری پاتر رو تماشا کنیم

05:33.705 --> 05:38.288
‫تیک‌های کوین اون روز بد بودن.
‫شروع به خرناس کردن کرد

05:38.371 --> 05:40.037
‫بچه‌های جلومون روشون
‫رو برگردوندن،

05:40.121 --> 05:43.079
‫و یکی‌شون گفت، "پسره‌ی عجیب و غریب"

05:44.537 --> 05:45.704
‫مامانم اونقدر خجالت‌زده بود،

05:45.786 --> 05:47.412
‫که قبل از تموم شدن پیش‌نمایش
‫از سینما رفتیم

05:55.495 --> 05:57.495
‫خیلی‌خب، همگی،
‫یادتون نره...

05:57.579 --> 05:59.744
‫تا جمعه ویرایش‌های مستندی‌تون
‫رو ارائه کنین

05:59.827 --> 06:02.536
‫ممنون.
‫روز خوبی داشته باشین

06:04.327 --> 06:05.827
‫آخی! درد داره

06:05.910 --> 06:06.994
‫آخ. آخ

06:07.077 --> 06:08.327
‫هی، هی، هی.
‫نکن

06:08.411 --> 06:11.744
‫تکون نخور، خب؟
‫بهت آسیب نمیزنم

06:12.702 --> 06:16.868
‫با چشم کوچولوم،
‫یواشکی یه یوکللی میبینم

06:18.993 --> 06:20.743
‫درسته

06:20.826 --> 06:22.118
‫یکی دیگه.
‫بازم بگو

06:22.201 --> 06:26.701
‫با چشم کوچولوم،
‫یواشکی یه لاکپشت میبینم

06:27.534 --> 06:28.659
‫- پیداش کردم
‫- درسته

06:28.742 --> 06:29.867
‫اسمش کوینه

06:29.950 --> 06:31.284
‫درست گفتی

06:31.367 --> 06:34.783
‫مامان‌جون گفت که شاید نیاز باشه
‫پیش مامانم زندگی کنم

06:40.782 --> 06:43.907
‫خب، اون خیلی خنگوله

06:44.991 --> 06:47.533
‫این اتفاق نمیوفته، خب؟

06:47.616 --> 06:49.866
‫همینجا پیش ما میمونی

06:49.949 --> 06:51.450
‫همیشه. مامان؟

06:52.949 --> 06:53.949
‫خیلی‎‌خب. بگو

06:54.032 --> 06:56.282
‫با چشم کوچولوم، یواشکی...

06:57.449 --> 06:59.365
‫پنجره عالی شده، ها؟

06:59.449 --> 07:03.115
‫آره. جوون‌ترین پسر الن کلارک
‫امروز صبح اومد درستش کرد

07:03.198 --> 07:04.574
‫خیلی‌‎‌خب.
‫میرم خونه بابا

07:04.657 --> 07:05.823
‫- خدافظ
‫- خدافظ

07:09.072 --> 07:10.531
‫یعنی چی؟
‫چرا داری بهش میگی...

07:10.614 --> 07:12.156
‫ممکنه مجبور باشه
‫بره پیش مامانش زندگی کنه؟

07:12.239 --> 07:14.364
‫چون ممکنه مجبور باشه
‫بره پیش مامانش زندگی کنه

07:14.448 --> 07:16.905
‫لعنت، مامان.
‫خدایا

07:16.989 --> 07:18.030
‫اون چهار سالشه، مامان

07:18.114 --> 07:19.531
‫ما که نمیدونیم قراره چی بشه، خب؟

07:19.614 --> 07:21.156
‫اینجور چیزها رو بهش نگو

07:21.239 --> 07:23.071
‫اون کل عمرش رو تو این خونه زندگی کرده، مامان

07:23.155 --> 07:24.863
‫واسه همینم باید آماده‌اش کنی

07:24.946 --> 07:26.572
‫وگرنه احساس میکنه زمین...

07:26.655 --> 07:27.863
‫داره زیر پاش فرو میریزه

07:27.946 --> 07:29.988
‫- امروز به کتی درایرز زنگ زدم
‫- چیکار کردی؟

07:30.071 --> 07:32.071
‫تو اداره خدمات کودک و نوجوان کار میکنه

07:32.155 --> 07:33.572
‫و با خودم گفتم که ممکنه...

07:33.655 --> 07:35.280
‫میدونم کتی درایرز کجا کار میکنه.
‫چرا بهش زنگ زدی؟

07:35.363 --> 07:37.612
‫چون میخوام بدونم این قضیه حضانت
‫جریانش از چه قراره

07:37.696 --> 07:39.903
‫- ولی این جایگاه تو نیست، مامان. خب؟
‫- اون بهم گفت، کری...

07:39.987 --> 07:43.070
‫- یه خونه و شغل داره...
‫- پات رو از گلیمت درازتر کردی که این چیزها...

07:43.154 --> 07:45.195
‫- رو بهم میگی، مامان
‫- و پاکم مونده و داروهاش رو هم میخوره!

07:45.279 --> 07:46.696
‫اون مادرشه!

07:49.154 --> 07:52.819
‫اون مادرشه.
‫حضانت رو میگیره

07:52.902 --> 07:56.194
‫و کاری از دست من یا تو برنمیاد

07:58.236 --> 07:59.403
‫یه فکری میکنم

07:59.486 --> 08:00.777
‫فکر چی رو میکنی؟

08:00.861 --> 08:02.069
‫سلام؟

08:02.153 --> 08:03.736
‫تو قیم اون نیستی، خب؟

08:03.819 --> 08:05.617
‫اینو میدونم!
‫نیازی نیست اینو بگی!

08:05.618 --> 08:06.444
‫مامان.
‫تو این قضیه دخالت نکن

08:06.527 --> 08:07.694
‫- سلام
‫- فهمیدی؟

08:07.776 --> 08:08.818
‫سلام، سلام

08:09.360 --> 08:10.527
‫هی. سلام

08:11.860 --> 08:14.068
‫- آبجو میخوای؟
‫- حتما

08:17.527 --> 08:19.526
‫انرژی‌ عجیبی اینجا حس میکنم

08:19.609 --> 08:21.693
‫آره. انرژی خیانته

08:21.775 --> 08:24.443
‫اوه بیخیال، مری.
‫خدایا

08:24.526 --> 08:26.192
‫میشه یه دقیقه باهات حرف بزنم؟

08:26.276 --> 08:28.276
‫یعنی گورت رو گم کن

08:28.359 --> 08:31.151
‫- اوه خدایا. شرمنده
‫- موفق باشی

08:31.234 --> 08:33.692
‫امشب بدجور عوضی‌بازیش گل کرده

08:33.774 --> 08:36.733
‫- میدونی چیه؟ کون لقت
‫- آره، کون لق تو هم دیگه

08:39.150 --> 08:41.650
‫خدای من

08:41.733 --> 08:43.024
‫دفعه بعدی که بره کلیسا،

08:43.108 --> 08:44.899
‫به خدا قسم،
‫تمام وسایلش رو بر میدارم

08:44.983 --> 08:46.940
‫و میسوزونم‌شون

08:48.149 --> 08:49.399
‫قضیه چیه؟

08:51.274 --> 08:54.482
‫جس رایلی دیشب دیر وقت
‫اومد خونه‌ام

08:54.566 --> 08:56.149
‫میدونی، اون دوست ارین بود

08:56.232 --> 08:57.441
‫اوهوم. آره

08:57.524 --> 09:02.897
‫و بهم گفت که دیلن هینچی
‫پدر واقعی دی‌جی نیست

09:05.356 --> 09:06.690
‫چی؟

09:08.897 --> 09:10.814
‫چی؟
‫چرا به جای پلیس باید بیاد...

09:10.897 --> 09:11.856
‫همچین اطلاعاتی رو به تو بگه؟

09:11.939 --> 09:13.814
‫خب، منم همینو ازش پرسیدم،
‫و اون گفت...

09:13.897 --> 09:16.397
‫نمیخواست بیاد پیش تو چون...

09:16.896 --> 09:17.896
‫چی؟

09:19.980 --> 09:22.147
‫فکر میکنه پدر واقعی بچه فرانکه

09:24.188 --> 09:25.272
‫فرانک؟

09:26.689 --> 09:28.439
‫فرانک من... چی؟

09:30.729 --> 09:32.396
‫نه لور، این...
‫امکان نداره...

09:32.479 --> 09:33.979
‫منم همینو گفتم،
‫ولی اون گفت...

09:34.062 --> 09:35.937
‫اونا رو باهم دیده

09:36.020 --> 09:38.979
‫باهم؟ این یعنی چی؟

09:39.062 --> 09:42.187
‫- چطور؟ لور؟ یعنی...
‫- دو باره تو خونه ارین...

09:42.271 --> 09:43.562
‫بعد از مدرسه...

09:44.520 --> 09:46.520
‫دیده که فرانک با ماشین
‫جلوی خونه وایساده

09:46.603 --> 09:48.395
‫و ارین تو ماشین بوده

09:48.478 --> 09:51.853
‫و گفت که فرانک پوشک...

09:51.936 --> 09:55.853
‫و دستمال مرطوب و شیر خشک دستش بوده
‫و براش برده داخل

09:55.936 --> 09:58.519
‫و من فقط...

09:58.602 --> 10:02.018
‫چرا باید فرانک این کارها رو بکنه؟

10:06.644 --> 10:07.893
‫میرم بفهمم

10:07.977 --> 10:11.976
‫هی. میر، آروم.
‫الان نرو

10:12.059 --> 10:13.643
‫- میر
‫- جلوم رو نگیر، لطفا

10:13.726 --> 10:16.685
‫- لطفا جلوم رو نگیر
‫- اوه، لعنتی. میر

10:16.767 --> 10:18.059
‫- نه، نه، نه...
‫- اوه!

10:18.143 --> 10:19.518
‫- متقلب
‫- از اول

10:27.225 --> 10:28.559
‫سلام، میر

10:28.642 --> 10:30.559
‫میشه حرف بزنیم؟

10:30.642 --> 10:34.267
‫یادته، این پسر فی هستش، پاتریک

10:34.350 --> 10:36.392
‫و دوست دخترش، رز؟

10:36.475 --> 10:37.891
‫میر؟

10:37.975 --> 10:39.474
‫فقط یه دقیقه بیشتر طول نمیکشه

10:39.558 --> 10:40.890
‫خب، میشه فردا حرف بزنیم؟

10:40.974 --> 10:42.224
‫الان وسط بازی‌ایم

10:42.307 --> 10:44.683
‫ترجیح میدم الان حرف بزنیم

10:44.765 --> 10:46.099
‫وسط یه کاری هستیم، میر

10:46.182 --> 10:49.641
‫- میشه فردا حرف بزنیم؟
‫- اون شب بهم دروغ گفتی

10:49.724 --> 10:52.224
‫مک منامین، گفتی که
‫خیلی باهاش حرف نزدی

10:53.182 --> 10:54.223
‫یه دروغ بود

10:58.515 --> 11:00.515
‫میشه یه دقیقه منو ببخشین؟

11:10.888 --> 11:13.514
‫پس بیشتر از اون چیزی که گفتی
‫اونو میشناختی، ها؟

11:13.597 --> 11:14.597
‫آره

11:14.681 --> 11:16.431
‫ولی میتونستیم یه جور دیگه...

11:16.514 --> 11:17.597
‫این گفتگو رو انجام بدیم

11:17.681 --> 11:19.722
‫چه جور دیگه‌ای؟
‫من مسئول تحقیقات قتل اونم

11:19.805 --> 11:22.221
‫یا وقتی که پسر فی اینجا نبود حرف میزدیم،
‫که تازه هم از کالیفرنیا رسیده!

11:22.304 --> 11:23.929
‫ببخشید که بی‌ادبی کردم!

11:24.012 --> 11:25.304
‫مامان! جریان چیه؟

11:25.388 --> 11:27.638
‫از پدرت بپرس.
‫بهم دروغ گفت

11:27.721 --> 11:31.638
‫ارین مک منامین رو میشناخت
‫و بهم گفت که نمیشناخته

11:31.721 --> 11:33.971
‫و شایعه شده که اون پدر بچه اونه

11:34.054 --> 11:35.554
‫چی؟ یعنی چی...

11:38.637 --> 11:41.011
‫خب حقیقت چیه، ها؟

11:46.387 --> 11:48.095
‫آره، من بهش کمک کردم

11:50.969 --> 11:52.844
‫بعد از مرگ کوین بود و...

11:56.094 --> 11:57.927
‫یه روز بعد از تموم شدن کلاس
‫سفره دلش رو برام باز کرد

11:58.010 --> 12:00.719
‫ناراحت بود.
‫اوضاع تو خونه‌اش خوب نبود

12:01.719 --> 12:03.511
‫واسه بچه‌اش وسایل نیاز داشت و...

12:04.968 --> 12:08.260
‫دلم براش سوخت،
‫پس یه چندتا چیز میز براش گرفتم

12:09.759 --> 12:10.884
‫باهاش سکس کردی؟

12:10.968 --> 12:12.801
‫مامان، این حرفِ که میزنی؟

12:12.884 --> 12:14.051
‫برگرد تو خونه، شیوان

12:14.135 --> 12:15.510
‫- نه، سر جات بمون
‫- نه. گمشو

12:15.593 --> 12:17.260
‫- اینطوری باهام حرف نزن
‫- من نمیترسم... بمون...

12:17.343 --> 12:20.217
‫- لطفا، برگرد تو خونه
‫- نه، سر جات بمون

12:21.925 --> 12:25.800
‫نه. هیچوقت باهاش سکس نداشتم

12:25.883 --> 12:28.134
‫و خودتم میدونی که نداشتم.
‫خودتم میدونی که هیچوقت حاضر به اینکار نمیشم

12:29.592 --> 12:31.050
‫از این گذشته، اصلا از کجا...

12:31.134 --> 12:33.216
‫- همچین چرت و پرتی رو شنیدی؟
‫- لوری

12:34.049 --> 12:35.216
‫یکی به لوری گفته

12:39.508 --> 12:40.841
‫عجب

12:40.924 --> 12:43.882
‫حاضری آزمایش دی‌ان‌ای بدی؟

12:46.715 --> 12:49.006
‫حتما، میر.
‫آزمایشت رو میدم

12:50.173 --> 12:51.715
‫بگو آدمای آزمایشگاهی‌تون بیان خونه‌ام

12:51.798 --> 12:54.840
‫- اینجوریا نیست
‫- خب، تو بهم بگو چطوریاست

12:54.923 --> 12:56.090
‫من از آزمایششون ترسی ندارم،

12:56.173 --> 12:58.465
‫درست همونطوری که ترسی از
‫حرف زدن درمورد پسرمون ندارم!

13:21.213 --> 13:22.463
‫یالا. بیا بریم داخل

13:24.921 --> 13:27.171
‫هی بچه‌ها، بابت اون صحبت‌ها شرمنده

13:30.254 --> 13:32.795
‫اون مادر خوبی بود، ارین

13:32.878 --> 13:36.421
‫وقتی آخر هفته‌ها بچه پیش ما بود،
‫بهم زنگ میزد و میگفت،

13:36.504 --> 13:38.920
‫"دلم لک زده که ببینمش"

13:39.003 --> 13:40.753
‫و یواشکی از خونه میبردمش بیرون،

13:40.837 --> 13:42.336
‫و تو ماشین باباش...

13:42.420 --> 13:44.336
‫جلوی خونه منتظر وای‌میستاد

13:45.420 --> 13:47.503
‫یه لحظه بغلش میکرد

13:49.002 --> 13:51.336
‫دیلن خوشش نمیومد که میذارم
‫بغلش کنه، ولی...

13:51.420 --> 13:54.086
‫به عنوان یه مادر، درک میکردم
‫میدونی؟

13:54.169 --> 13:57.377
‫واقعا بابت اتفاقی که واسه
‫پسرتون افتاد، متاسفم

13:57.460 --> 13:59.293
‫چه کمکی از دستمون برمیاد، کاراگاه؟

14:00.210 --> 14:02.876
‫میخوام دیلن یه نمونه دی‌ان‌ای بده

14:05.335 --> 14:07.335
‫اون ارین رو نکشته

14:08.960 --> 14:09.960
‫اطلاعاتی به دستمون رسیده...

14:10.043 --> 14:12.084
‫که اون ممکنه پدر واقعی دی‌‎جی نباشه

14:14.584 --> 14:15.626
‫چی؟

14:15.709 --> 14:17.792
‫نه. این غیرممکنه.
‫اصلا کی اینو بهتون گفته؟

14:17.875 --> 14:19.084
‫- یعنی...
‫- ممکنه فقط یه شایعه باشه

14:19.167 --> 14:21.792
‫اونا مطمئن نیستن که
‫اون دوباره بتونه راه بره

14:21.875 --> 14:22.875
‫درک میکنم

14:22.959 --> 14:25.542
‫ولی الان دارم درمورد
‫یه قتل تحقیق میکنم

14:27.250 --> 14:30.333
‫پس، متاسفم
‫ولی باید مطمئن بشم

14:31.125 --> 14:32.708
‫این ممکنه به وضعیت دیلن کمک کنه

14:35.125 --> 14:36.999
‫باشه. باشه.
‫با دیلن حرف میزنیم

14:37.958 --> 14:39.873
‫شب جمعه، دهم ماه

14:39.957 --> 14:41.082
‫کجا بودی؟

14:41.165 --> 14:43.541
‫داشتم نامزدیم رو جشن میگرفتم

14:43.624 --> 14:45.416
‫تو خونه‌ام یه جشن کوچیک گرفته بودیم،

14:45.499 --> 14:47.165
‫همرا با دوستان و خانواده

14:47.249 --> 14:50.040
‫حدود ساعت 10،
‫به کلبه جنگلی رفتیم

14:50.124 --> 14:54.665
‫دور و بر ساعت 2:30 نصف شب رسیدم خونه

14:54.747 --> 14:55.997
‫چطوری اومدی خونه؟

14:56.081 --> 14:57.164
‫یکی از دوستام منو رسوند

14:57.248 --> 14:59.373
‫- کدوم دوست؟
‫- جان راس

15:00.914 --> 15:02.206
‫و جان راس کیه؟

15:02.289 --> 15:04.456
‫میر میشناستش.
‫با دوستش صمیمیش ازدواج کرده

15:06.580 --> 15:08.414
‫البته

15:08.955 --> 15:10.080
‫آم...

15:10.996 --> 15:13.497
‫حاضری نمونه دی‌ان‌ای میدی؟

15:13.580 --> 15:17.247
‫بله. ولی میخوام یه چیزی رو بدونی، کاراگاه

15:17.330 --> 15:19.996
‫من هرگز با ارین مک منامین سکس نداشتم

15:20.080 --> 15:21.745
‫و بدون شک هم اونو نکشتم

15:31.246 --> 15:33.329
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

15:33.413 --> 15:36.120
‫سوابق گوشی ارین مک منامین
‫تازه رسید

15:36.203 --> 15:37.828
‫گذاشتم‌شون روی میزت

15:37.911 --> 15:39.161
‫باشه

15:39.245 --> 15:43.453
‫فران اینجاست...
‫همراه با فی

15:44.537 --> 15:47.412
‫- خیلی‌خب. ممنون که بهم گفتی
‫- اوهوم

15:54.827 --> 15:55.910
‫صبح بخیر

16:12.493 --> 16:14.742
‫خیلی‌‍‌خب.
‫کارمون تموم شد

16:39.782 --> 16:42.782
‫خب، تو بیمارستان با خانواده هینچی
‫چطور پیش رفت؟

16:42.865 --> 16:44.574
‫قراره وقتی دیلن بهوش اومد
‫درمورد اینکه...

16:44.658 --> 16:46.698
‫بهمون یه نمونه دی‌ان‌ای بده،
‫حرف بزنن

16:48.115 --> 16:51.073
‫سوابق برچسب‌زمان شده
‫گوشی ارین مک منامین

16:51.156 --> 16:54.657
‫آخرین تماس ساعت 10:55 بوده

16:54.739 --> 16:56.407
‫بعد از دعوای تو جنگل؟

16:56.490 --> 16:59.489
‫- به کی زنگ زده؟
‫- شماس مارک بورتون

17:00.406 --> 17:03.280
‫کشیشِ کلیسای سنت مایکله

17:13.446 --> 17:14.571
‫سلام

17:14.655 --> 17:16.696
‫بالاخره ندای خدا رو شنیدی؟

17:17.696 --> 17:20.279
‫کاراگاه زیبل، پدر هیستینگز

17:20.363 --> 17:21.530
‫شراب منهتن‌خور قهار...

17:21.613 --> 17:22.862
‫و شبانِ کلیسای سنت مایکل هستش

17:22.946 --> 17:25.029
‫و پسرخاله‌ام هم هست

17:26.446 --> 17:27.445
‫خوشوقتم، پدر

17:27.529 --> 17:28.820
‫همچنین، کاراگاه

17:28.903 --> 17:30.654
‫با شماس مارک کار داریم.
‫اینجاست؟

17:30.736 --> 17:33.654
‫آره. خب، اون تو کلیساست

17:33.736 --> 17:35.404
‫- تا اونجا باهاتون میام
‫- نه. نیازی نیست

17:35.487 --> 17:37.028
‫بمون. خودمون میریم پیشش

17:39.861 --> 17:41.735
‫اصلا کسی هست که
‫نسبتی باهاش نداشته باشی؟

17:41.819 --> 17:43.528
‫نه

17:43.611 --> 17:45.653
‫خب، چیکار کنیم؟
‫ببریمش اداره؟

17:45.735 --> 17:47.777
‫نه. همینجا ازش بازجویی میکنیم

17:49.236 --> 17:50.944
‫تو خونه خدا؟

17:51.027 --> 17:52.735
‫دروغ گفتن براش سخت‌تر میشه

17:53.611 --> 17:55.818
‫از اونجایی که...

17:55.901 --> 17:58.193
‫در شب به قتل رسیدن ارین مک منامین...

17:58.276 --> 17:59.859
‫آخرین تماس اون به شما بوده،
‫موافقین که مهمه...

17:59.943 --> 18:02.734
‫که ما از محتوای اون گفتگو مطلع بشیم

18:02.818 --> 18:05.151
‫- مشکلی که نداره، شماس؟
‫- اصلا. به هیچ‌وجه

18:05.235 --> 18:06.901
‫خیلی‌خب

18:09.817 --> 18:11.983
‫شب دهم ماه ژانویه کجا بودین؟

18:12.067 --> 18:15.109
‫تمام شب رو همراه با پدر پیتر
‫اینجا تو خانه روحانیت بودم

18:15.192 --> 18:17.858
‫میشه بهمون بگین شما و ارین
‫پشت گوشی درمورد چی صحبت کردین؟

18:17.942 --> 18:20.401
‫یکم بیشتر حرف نزدیم.
‫فکر کنم یه دو دقیقه بود

18:20.484 --> 18:23.691
‫و خیلی ناراحت بود.
‫برام مشخص بود که گریه کرده بوده

18:23.774 --> 18:25.274
‫انگار یه قضیه خیانت تو کار بود

18:25.358 --> 18:26.691
‫ولی وارد جزئیات نشدم

18:26.774 --> 18:29.274
‫- چرا باید به شما زنگ بزنه؟
‫- ببخشید؟

18:29.358 --> 18:31.233
‫خب، یه دختر 16 ساله که دوست و رفیق
‫و بابا داره

18:31.316 --> 18:32.982
‫یعنی، چرا باید به شماس مارک
‫کلیسای سنت مایکل زنگ بزنه؟

18:33.066 --> 18:35.066
‫یه جورایی به نظر انتخاب عجیبی میاد، نه؟

18:35.149 --> 18:38.607
‫به نظر من که عجیب نیست. نه.
‫ما رابطه‌ای باهم داشتیم

18:40.065 --> 18:41.773
‫یه دوستی‌ای که وقتی اینجا...

18:41.856 --> 18:43.357
‫تو گروه جوانانِ محلی‌مون بود،
‫شکل گرفت

18:43.440 --> 18:46.440
‫من خودمو در دسترس تمام اعضای
‫اهل محل‌مون قرار میدم

18:46.524 --> 18:48.273
‫ولی به خصوص جوانان‌مون

18:48.357 --> 18:49.731
‫به نظرم اونا از همه بیشتر بهم نیاز دارن

18:49.815 --> 18:51.356
‫بقیه اعضاء گروه جوانان...

18:51.439 --> 18:54.481
‫- ساعت 11 شب بهت زنگ میزنن؟
‫- نه. معمولاً نه

18:54.564 --> 18:56.356
‫ولی اگه تماس بگیرن،
‫جواب میدم

18:56.439 --> 18:58.272
‫تا حالا با ارین تنها بودین؟

18:59.648 --> 19:01.980
‫بله. طی سال‌ها، مواقعی بوده که...

19:02.064 --> 19:03.523
‫ما تنها بودیم

19:03.606 --> 19:06.854
‫این اصلا نگرانتون نمیکنه، جناب شماس؟

19:06.938 --> 19:08.896
‫یعنی، میدونین
‫اینکه با یه بچه تنها باشین

19:08.979 --> 19:12.355
‫اونم با تمام گزارشات اخیری که
‫از کشیش‌ها شده که...

19:12.438 --> 19:14.105
‫البته. جای نگرانی داشت، آره

19:14.188 --> 19:18.146
‫ولی نمیتونم اجازه بدم
‫این مسئله جلوی انجام کارم رو بگیره

19:18.230 --> 19:19.895
‫این نبردی هستش که نمیتونم ازش طفره برم.
‫حاضر به اینکار نمیشم

19:19.978 --> 19:21.479
‫و شما با چی...

19:22.312 --> 19:23.978
‫با چی در نبردی، دقیقا؟

19:25.479 --> 19:26.895
‫ضعف انسان

19:26.978 --> 19:30.104
‫تنهایی، شک، تنفر، تردید

19:30.187 --> 19:32.728
‫نبرد من نیست.
‫نبرد مسیحه

19:32.812 --> 19:35.561
‫پس از دید من،
‫اونی که رحمت ارائه میکنه من نیستم

19:35.645 --> 19:38.561
‫خود مسیحه که از طریق من کار میکنه

19:38.645 --> 19:39.811
‫من وسیله ایشونم

19:40.936 --> 19:42.228
‫فقط واسه اینکه قضیه روشن بشه،
‫شما...

19:42.311 --> 19:44.603
‫پشت گوشی با ارین حرف زدین
‫یا خود مسیح بود؟

19:46.686 --> 19:49.768
‫- من بودم، کاراگاه
‫- اوهوم

19:49.851 --> 19:51.810
‫و نگفت کجا داره میره؟

19:53.227 --> 19:54.352
‫نه

19:54.435 --> 19:56.935
‫به نظر عجیب میاد که
‫بهمون زنگ نزنین تا بگین که...

19:57.018 --> 20:01.352
‫همون شبی که اون به قتل رسیده
‫با شما تماس گرفته

20:01.435 --> 20:03.476
‫اون تماس رو چطوری تموم کرد؟

20:05.059 --> 20:07.101
‫بهش گفتم که اون دوست داشتنی بوده

20:07.184 --> 20:09.309
‫و گفتم، "خدا به همراهت"

20:13.850 --> 20:15.434
‫- ممنون
‫- خیلی‌خب

20:15.518 --> 20:16.558
‫ممنون از شما

20:19.683 --> 20:21.100
‫بابت وقتتون ممنون، جناب شماس

20:21.183 --> 20:23.141
‫بله. البته.
‫هرکاری که واسه کمک از دستم بر بیاد

20:23.225 --> 20:25.183
‫اوه. اوه، آخرین چیز

20:25.266 --> 20:27.724
‫رضایت میدین که تو گوشی‌تون بگردیم؟

20:28.642 --> 20:29.932
‫یا میتونیم برگردیم اداره،

20:30.015 --> 20:31.265
‫حکم بگیریم، برگردم دنبال گوشی

20:31.349 --> 20:34.682
‫- با خودتونه
‫- نیاز نیست

20:36.349 --> 20:39.682
‫- رمزتون چنده؟
‫- چهار، هشت، پنج، دو

20:41.557 --> 20:42.723
‫روز خوبی داشته باشین

20:49.056 --> 20:50.431
‫همه‌چی بدون مشکل پیش رفت؟

20:59.888 --> 21:00.971
‫شیوان کجاست؟

21:01.055 --> 21:02.639
‫مامان؟

21:02.721 --> 21:06.013
‫اتاقش بدجور بهم ریخته‌ست،
‫و بوی ماری میده

21:08.971 --> 21:13.762
‫گروه موسیقی‌شون یه برنامه رادیویی
‫تو دانشگاه هاورفورد داره

21:15.137 --> 21:17.513
‫شیک شدی.
‫کجا داری میری؟

21:17.596 --> 21:18.804
‫قرار دارم

21:19.887 --> 21:21.179
‫نه بابا

21:21.262 --> 21:23.638
‫خیلی‌خب.
‫اینقدر غافلگیرانه واکنش نشون نده

21:23.720 --> 21:26.637
‫خب، یعنی...
‫طرف رو میشناسم؟

21:27.261 --> 21:29.053
‫نه. اسمش ریچارده

21:29.136 --> 21:32.719
‫و یه نویسنده‌ست

21:32.803 --> 21:36.387
‫- این فوق‌العاده‌ست، میر
‫- خیلی‌خب. فقط... مثلا...

21:36.470 --> 21:38.387
‫هنوز که ندیدیش، میدونی؟

21:38.470 --> 21:41.594
‫یعنی اگه یهو ببینی "مرد فیل‌نما"ست چی؟

21:41.677 --> 21:44.219
‫فقط خوشحالم که وجود داره

21:44.302 --> 21:46.885
‫و اینکه داری میری بیرون و...

21:47.885 --> 21:49.260
‫به زندگیت میرسی

21:51.135 --> 21:52.885
‫هی، میدونی باید چیکار کنی؟

21:52.968 --> 21:55.551
‫از بغل خونه فرانک باهاش قدم بزن

21:55.635 --> 21:57.343
‫میدونی، شاید دستت هم
‫رو کون طرف باشه

21:57.426 --> 21:58.551
‫آره

21:58.635 --> 22:00.426
‫فکر نکنم الان عاقلانه باشه

22:00.510 --> 22:02.635
‫احتمالا خودشه

22:09.092 --> 22:10.217
‫- سلام
‫- سلام

22:10.300 --> 22:11.175
‫عالی شدی

22:11.258 --> 22:12.675
‫- اوه، مرسی
‫- ریچارد

22:12.758 --> 22:14.800
‫- آه، بیا تو
‫- سلام

22:14.883 --> 22:17.133
‫میر، نمیخوای ما رو بهم معرفی کنی؟

22:17.217 --> 22:20.883
‫ریچارد، این مادرمه.
‫خانوم فهی

22:20.966 --> 22:22.757
‫خوشوقتم، خانوم فهی

22:22.840 --> 22:24.549
‫حالا فهمیدم میر زیباییش
‫رو از کی به ارث برده

22:24.633 --> 22:27.174
‫خب، منم خوشوقتم

22:27.257 --> 22:30.049
‫- و لطفا، منو هلن صدا کن
‫- هلن. البته

22:30.132 --> 22:31.466
‫میر خیلی کلی درمورد بهم گفته

22:31.549 --> 22:32.924
‫- دروغ میگه
‫- واقعا؟

22:33.007 --> 22:35.508
‫خدایی همین 30 ثانیه پیش
‫درموردش بهت گفتم. مامان!

22:35.591 --> 22:36.964
‫خب، کجا باهم آشنا شدین؟

22:37.048 --> 22:39.048
‫- بار فورِست
‫- ولی تونستم...

22:39.131 --> 22:40.714
‫راضیش کنم تا امشب
‫به یه رستوران ببرمش

22:40.798 --> 22:44.673
‫اوه، شرط میبندم نیازی نبوده
‫خیلی زور بزنی

22:44.756 --> 22:46.090
‫خیلی‌خب. ما دیگه میریم

22:46.173 --> 22:48.382
‫- بریم. بریم
‫- خیلی‌خب. باشه

22:48.465 --> 22:51.255
‫- شب بخیر، هلن
‫- شب بخیر. خدافظ، ریچارد

22:55.172 --> 23:00.464
‫خیلی‌خب، من اَن هریس‌ام
‫و شما دارین به رادیوی "و.و.ایکس.یو" دانشگاه هاورفورد گوش میدین

23:00.547 --> 23:02.214
‫اون آهنگ گروه "مانکن پوسی" بود

23:02.297 --> 23:05.088
‫آهنگ بعدی،
‫چند هفته پیش اجرای اینا رو دیدم

23:05.171 --> 23:07.879
‫و اجراشون واقعا منو انگشت به دهن گذاشت

23:07.962 --> 23:11.754
‫پس واسه یه گروه محلی
‫که آینده درخشانی دارن، آماده بشین

23:11.837 --> 23:15.296
‫آندروجینی، که بصورت زنده
‫از استودیوی ما پخش میشه

23:19.920 --> 23:21.003
‫بکا؟

23:21.711 --> 23:23.253
‫بکا، دو دقیقه دیگه اجرا میکنیم

23:23.337 --> 23:24.920
‫ردیفی؟

23:25.003 --> 23:28.212
‫خوبم. کاملا خوبم

23:28.295 --> 23:30.212
‫فقط دارم استراحت میکنم

23:31.961 --> 23:34.336
‫فکر میکردم حرف زده بودیم که
‫این فرصت بزرگیه

23:34.419 --> 23:36.169
‫و شماها قرار نبود نعشه کنین

23:36.252 --> 23:37.960
‫خب، ما نعشه نکردیم

23:38.044 --> 23:41.044
‫ولی آره، بکا بدون شک
‫قبل از اینکه بیایم اینجا...

23:41.127 --> 23:42.127
‫یه مشت خوراکی حشیشی خورد

23:42.211 --> 23:43.919
‫حالا که حرفش شد،
‫داشتم فکر میکردم...

23:44.002 --> 23:45.461
‫که اگه ما الان بخوریم،

23:45.544 --> 23:48.335
‫درست بعد از اجرا تاثیر میذارن

23:48.418 --> 23:50.126
‫نه. نه

23:50.210 --> 23:51.335
‫ای خدا

23:51.418 --> 23:53.460
‫- سلام، بچه‌ها
‫- سلام

23:55.001 --> 23:58.168
‫هی، پس میخواستم قبلش بهت بگم
‫که قضیه قراره چطوری پیش بره

23:58.251 --> 23:59.834
‫پس، اول یکم معرفی‌تون میکنم

23:59.918 --> 24:01.167
‫و بعد...

24:01.250 --> 24:02.792
‫میسپارمش به...

24:05.250 --> 24:06.542
‫- به من، آره
‫- خیلی‌خب

24:06.626 --> 24:08.250
‫- مطمئن نبودم، پس...
‫- ممنون

24:08.334 --> 24:09.875
‫- خیلی‌‍‌خب. فقط مطمئن نبودم
‫- آره

24:11.417 --> 24:12.792
‫- اوه، خدای من
‫- اوه

24:12.875 --> 24:15.375
‫اوه، خدایا.
‫لعنت. لعنت

24:15.458 --> 24:17.832
‫دهنت سرویس.
‫خدایا

24:17.916 --> 24:19.666
‫معذرت میخوام.
‫خیلی خیلی عذر میخوام

24:19.749 --> 24:21.916
‫- خیلی شرمنده
‫- عیب نداره، فکر کنم یه سویی‌‎شرت اضافه دارم

24:21.999 --> 24:23.166
‫گیب‌هارت، بهمون کمک کن پسر

24:23.249 --> 24:25.583
‫نه. نه. نخواستم

24:25.666 --> 24:27.541
‫بیا. اینو تنش کن،
‫منم میرم حوله میارم

24:27.625 --> 24:30.040
‫ممنون. خیلی ممنون.
‫خیلی معذرت میخوام

24:30.123 --> 24:31.624
‫شرمنده، اَن

24:31.706 --> 24:34.207
‫- دست‌ها بالا. دست‌هات رو ببر بالا، بکا. یالا
‫- بچه‌ها؟ باید برم بشاشم

24:36.998 --> 24:39.123
‫الان خیلی بامزه‌ست.
‫اون... خدایا، خیلی نازه

24:39.207 --> 24:42.706
‫یه دندون لق داره.
‫بالاخره شب‌ها پوشک نمیپوشه

24:42.789 --> 24:43.955
‫دخترم باهاش رابطه عالی‌ای داره

24:44.039 --> 24:45.498
‫آخرین سال دبیرستانشه

24:45.581 --> 24:47.498
‫- اسمش چیه؟
‫- شیوان

24:50.498 --> 24:52.373
‫خب، چرا نویسنده شدی؟

24:52.456 --> 24:55.414
‫اوه، خب...

24:56.331 --> 24:58.038
‫دوران زندگی پیش والدینم ریدمان بود، میدونی؟

24:58.121 --> 25:00.871
‫مامانم اساساً...

25:00.954 --> 25:04.038
‫همش تو حالت‌های بد جورِ افسردگی بود، میدونی؟

25:04.121 --> 25:05.954
...هم بود، هم نبود. و

25:07.538 --> 25:10.121
...و پدرم

25:14.204 --> 25:15.662
تو با پدرت صمیمی هستی؟

25:17.204 --> 25:20.371
اون.. صمیمی‌ترین رفیقم بود

25:20.454 --> 25:22.565
و وقتی 13 سالم بود، عمرشـو داد به تو

25:24.120 --> 25:25.328
اونم کارآگاه بود

25:26.620 --> 25:27.661
جدی؟ -
آره -

25:27.744 --> 25:28.911
می‌دونی، اون اگه متصدیِ بار بود

25:28.994 --> 25:30.328
منم متصدی بار می‌شدم

25:30.411 --> 25:32.911
،اگه اون مدفوع جمع می‌کرد
احتمالاً منم

25:32.994 --> 25:35.036
همین کارو می‌کردم، می‌دونی؟

25:35.119 --> 25:38.119
پس حتماً خیلی دلتنگ‌شی؟ -
آره خیلی -

25:38.203 --> 25:40.118
خب، لااقل هنوز مادرتـو داری

25:40.202 --> 25:44.535
وای نه، ما حال‌مون از هم بهم می‌خوره -
بی‌خیال بابا. شما که با هم زندگی می‌کنید -

25:44.619 --> 25:49.202
،خب، موقعی که فرانک رفت
...اون اومد پیشم یه کمکی بکنه

25:49.285 --> 25:51.785
و از درو مراقبت کنه
...بعد از

25:53.368 --> 25:55.493
فوتِ... پسرم

25:57.076 --> 26:00.159
وای، میر. من واقعاً متأسفم
نمی‌دونستم

26:00.242 --> 26:02.700
...خب بهت نگفته بودم

26:02.784 --> 26:04.326
بیماری داشت؟

26:06.326 --> 26:07.367
آره

26:10.158 --> 26:11.283
...آره. و حالا هم

26:11.367 --> 26:13.991
،دوست‌دخترش، یعنی مادر درو
دنبالِ حضانت‌شـه

26:14.702 --> 26:16.387
،ولی اون همیشه پیش ما زندگی کرده

26:16.412 --> 26:19.186
و مادره هم مدام
...تو این مراکز ترک اعتیاد بوده و

26:20.241 --> 26:22.199
دارم فکر می‌کنم ببینم
چطوری می‌تونیم نگه‌ش داریم

26:22.282 --> 26:24.865
آره. فعلاً خیلی اوضاع خیتـه

26:26.532 --> 26:27.657
آره

26:29.657 --> 26:31.990
همسر سابق منم پسرمـو ازم گرفت
...و

26:32.948 --> 26:34.782
البته اون‌موقع حق هم داشت

26:34.865 --> 26:38.073
می‌دونی.. من آمادگیِ پدر شدنـو نداشتم

26:38.156 --> 26:43.323
،خب، این قضیه مال سال 96 ـه
و.. لوک 2 سالش بود

26:43.406 --> 26:46.345
و می‌دونی، منم اون کتابـه رو نوشته بودم
و همه عاشقش شده بودن

26:47.198 --> 26:49.821
مخصوصاً زن‌ها.. عاشقش شده بودن

26:49.905 --> 26:53.072
و منم با این حال می‌کردم
...که می‌خواستن

26:53.155 --> 26:55.905
به حرفای من گوش بدن
...واسه همین

26:57.405 --> 27:00.030
در همین حد بگم که
من سال‌ها از عمرمـو صرفِ

27:00.113 --> 27:03.113
بیدار شدن کنار زن‌هایی کردم
که نمی‌خواستم دوباره ببینم‌شون

27:03.197 --> 27:06.737
چی.. خب، پسرت چی شد؟

27:06.820 --> 27:09.613
یعنی.. الان می‌تونی ببینی‌ش یا چی؟

27:09.695 --> 27:13.029
آره. اوکیه، می‌دونی؟
..ما

27:13.112 --> 27:15.029
اوکی‌ایم
الان رابطۀ خوبی داریم

27:15.112 --> 27:16.279
آره

27:18.028 --> 27:20.653
...می‌دونم که با قضیۀ من فرق داره، ولی

27:20.736 --> 27:22.612
به‌نظرم باید بری سراغ مادر درو

27:22.694 --> 27:25.111
..و... بهش بگی که

27:25.195 --> 27:27.375
دلت می‌خواد تو زندگیِ درو نقش داشته باشی

27:28.903 --> 27:30.861
...و اگه این حس رو داری که
داری باخت می‌دی

27:30.944 --> 27:32.569
یا هر چی، این‌طور نیست

27:34.152 --> 27:35.652
باشه؟ اون نوه‌تـه

27:37.152 --> 27:39.277
اصلاً دلت نمی‌خواد از دستش بدی

27:44.444 --> 27:46.651
ببخشید، کیف‌مـو جا گذاشته بودم -
کیفت دیگه؟ -

27:46.734 --> 27:48.234
آره، پیش منه

27:48.318 --> 27:49.526
آره

27:52.734 --> 27:53.942
بفرما

27:54.026 --> 27:56.193
مرسی -
..آم -

27:56.276 --> 27:57.401
حالش خوبه؟

27:57.485 --> 27:59.485
آره. آره، خوب می‌شه

27:59.568 --> 28:03.317
فقط باید کمتر عشق‌وحال کنه
خیلی کمتر

28:05.108 --> 28:08.400
به‌نظرم شماها تو «برین مار» عالی بودین

28:08.484 --> 28:09.816
لطف داری

28:10.816 --> 28:12.858
تو صدات خیلی قشنگـه

28:16.559 --> 28:17.794
عه ببخشید

28:18.232 --> 28:20.524
خب، ببینم این هفته اجرا دارید؟

28:20.608 --> 28:22.107
نه. نه، بیکاریم

28:23.732 --> 28:27.024
خب، من یه بلیت اضافی داشتم
«واسه کنسرت «بوی‌جینیس

28:27.107 --> 28:29.190
جمعه شب تو موزۀ هنر

28:30.565 --> 28:31.731
...عه

28:33.231 --> 28:36.534
آها بله. الان دارم بیرون
باهات قرار می‌ذارم، شیوان

28:40.440 --> 28:42.022
نمی‌تونم والا

28:42.105 --> 28:45.522
ببخشید -
نه بابا، عیبی نداره -

28:46.356 --> 28:48.897
مرسی -
آره. قربونت -

29:00.812 --> 29:03.832
یه‌سری بچه داشتن فوتبال بازی می‌کردن
که پیداش کردن

29:06.771 --> 29:09.729
سگ پلیس رو آوردیم؟ -
الان همین‌جاست -

29:09.812 --> 29:12.354
یه‌چیزی دم آمفی‌تئاتر پیدا کرده

29:17.604 --> 29:19.312
باید دنبالِ دوچرخۀ ارین باشیم؟

29:20.604 --> 29:23.770
پزشکی قانونی گفت که اون
مابین نیمه‌شب و 2 بامداد کشته شده

29:23.853 --> 29:26.519
ما هم الان 22 کیلومتر
با «نهر کریدم» فاصله داریم

29:26.603 --> 29:29.102
محاله تا اونجا رو با دوچرخه رفته باشه

29:29.186 --> 29:30.835
یکی حتماً با ماشین بردتش

29:34.144 --> 29:38.060
سلام. کارآگاه شیهان هستم
ایشون هم کارآگاه زیبل

29:38.143 --> 29:39.602
خب چی دستگیرمون شده؟

29:39.684 --> 29:42.018
سگ‌مون دو جا بو به مشامش خورده

29:42.101 --> 29:44.060
،اونجا، که اثرانگشت کشف شد

29:44.143 --> 29:46.643
و اینجا، در امتداد این پل

29:51.726 --> 29:53.392
باشه، مرسی

29:53.476 --> 29:56.892
بویل، می‌خوام کل این محوطه
،رو نوار زرد بزنیم

29:56.975 --> 29:59.309
از دور برکه تا شعاع 45 متری

29:59.392 --> 30:01.642
ورود و خروج ممنوع، به‌جز تیم تحلیل جرم

30:01.725 --> 30:03.683
باشه؟ هیچکس -
حله، میر -

30:05.725 --> 30:08.391
خیله‌خب. فکر کنم صحنۀ جرم‌مون رو پیدا کردیم

30:13.391 --> 30:14.849
خب، زیبل

30:14.932 --> 30:18.224
قاتل اینجا بهش شلیک کرده
چرا جسدشـو برده اون‌طرف؟

30:18.641 --> 30:19.766
بگو ببینم

30:20.515 --> 30:22.390
واسه این‌که جنازه رو قایم کنه

30:22.474 --> 30:25.515
،مَرده می‌ذارتش اونجا
...و میره ماشینش رو بیاره

30:25.599 --> 30:27.140
بعدم برمی‌گرده و سوارش می‌کنه

30:27.223 --> 30:28.681
جنازه‌شـو می‌بره می‌ذاره نهر کریدم

30:28.765 --> 30:30.599
مَرده؟ -
زنـه -

30:30.681 --> 30:33.515
توی بدن ارین که گلوله‌ای نبوده، درسته؟

30:33.599 --> 30:35.306
خدا می‌دونه کجا رفته -
آره -

30:35.389 --> 30:36.722
احتمالاً این‌طرفا گلوله و پرتابه

30:36.805 --> 30:38.764
وجود داشته باشه -
آره -

30:38.847 --> 30:40.639
و می‌دونیم که حداقل دو تا گلوله وجود داره

30:40.722 --> 30:42.014
چون دوبار بهش شلیک کرده

30:42.097 --> 30:44.847
نه، دو بار تیر خورده
،شایدم فقط یه‌بار

30:44.930 --> 30:47.139
اگه با دستش از صورتش
محافظت کرده باشه

30:47.222 --> 30:50.305
اصلاً ممکنه صدبار بهش شلیک شده باشه

30:50.388 --> 30:52.763
ممکنه سرتاسر این پارک
پر از خُرده‌گلوله باشه

30:52.846 --> 30:54.971
آره، درسته

30:58.013 --> 30:59.721
،می‌تونیم فلزیاب بیاریم اینجا

30:59.804 --> 31:04.429
،ولی با توجه به زاویۀ شلیک
خیلی.. محوطۀ بزرگیـه

31:04.512 --> 31:07.637
آره. برای همین سگ‌های گلوله‌یاب رو خبر می‌کنیم

31:07.720 --> 31:09.554
شماها اصلاً سگ گلوله‌یاب دارین؟

31:09.637 --> 31:12.137
نه. نه. ولی پلیس شهرک داره

31:13.512 --> 31:16.553
،سگ‌های درجه‌یکی هم هستن
تا اونجایی که شنیدم

31:16.636 --> 31:19.178
فقط یکی باید یه زنگ بهشون بزنه

31:21.677 --> 31:25.132
اون گلوله‌ها ممکنه تو
شعاع یک کیلومتری و هر جهتی باشن

31:27.053 --> 31:28.886
واقعاً می‌خوای همه‌ی سگ‌های اینجا رو

31:28.969 --> 31:31.146
برای.. همچین تیری تو تاریکی
جمع کنم؟

31:32.218 --> 31:35.968
..مگه این‌که خودت ایده‌ی بهتری داشته باشی
کارآگاه قهرمان

31:49.634 --> 31:52.426
بله، زیبل هستم

31:52.509 --> 31:54.704
..میشه به واحد شهرک بگی که می‌خوام

31:56.717 --> 32:01.125
هر 6 تا سگِ گلوله‌یاب‌شون
الساعه بیان پارک برندی‌واین؟

32:03.425 --> 32:05.091
حاجی به تخمم که الان تایمِ استراحتتـه

32:05.175 --> 32:06.758
باید این سگ‌ها رو واسه‌م جور کنی

32:06.841 --> 32:08.008
مرسی بچه‌ها

32:08.091 --> 32:10.883
اضافه کاری‌تون رو گرفتید -
حله -

32:18.632 --> 32:20.007
چه غلطی می‌کنه؟

32:29.714 --> 32:31.714
بیا دیگه امشب رو بی‌خیال شیم، ها؟

32:31.797 --> 32:33.631
الان 5 ساعتـه که اینجاییم

32:33.714 --> 32:36.214
اون سگ‌ها اینجاها یه‌چیزی پیدا کردن

32:36.922 --> 32:38.964
خودت پارس‌شون رو شنیدی

32:39.048 --> 32:43.299
خب، بعضی‌وقتا اشتباه می‌کنن
حتی سگ‌های درجه‌یکِ شهرک

32:44.505 --> 32:45.589
ناموساً خیلی سرده

32:45.671 --> 32:48.005
،ما مو به موی اینجا رو گشتیم
اونم دوبار

32:48.796 --> 32:50.796
سرده؟ -
آره -

32:50.880 --> 32:52.838
خب باید کُت گرم‌تری می‌پوشیدی

32:52.921 --> 32:54.213
اینجا رو نگاه

32:57.546 --> 32:59.421
اونجا. اون شکستگی رو می‌بینی؟

33:00.379 --> 33:02.087
آره -
اثر گلوله‌ست -

33:05.338 --> 33:06.463
چی؟

33:11.669 --> 33:12.753
چی؟

33:37.501 --> 33:38.626
زیبل

33:50.126 --> 33:51.958
دست مریزاد، کارآگاه قهرمان

33:55.875 --> 33:57.459
اینو حس می‌کنی؟ -
اوهوم -

33:57.542 --> 33:59.708
ببین می‌تونی به کف دست من
فشاری بیاری

33:59.791 --> 34:01.750
عالیه

34:03.417 --> 34:06.458
دیلن، تو خیلی پسر خوش‌شانسی هستی

34:06.541 --> 34:08.832
الان بهترین کاری که می‌تونی بکنی
استراحت‌کردنـه، خب؟

34:08.915 --> 34:10.675
باشه -
ممنون -

34:10.700 --> 34:12.356
مرسی، دکتر

34:15.291 --> 34:17.749
من می‌رم یه دوری باهاش بزنم
ببینم خوابش می‌بره یا نه

34:17.832 --> 34:20.582
دکتر ایوانز به بخش ریکاوری، لطفاً

34:20.664 --> 34:22.664
دکتر ایوانز به ریکاوری

34:22.748 --> 34:23.956
هیس

34:26.332 --> 34:27.623
ببین

34:28.165 --> 34:29.206
...دی

34:29.914 --> 34:31.332
...یه.. کارآگاه

34:32.332 --> 34:33.830
پریروز اومد بیمارستان

34:33.913 --> 34:37.705
گفت یه شایعاتی درمورد دی‌جی
پخش شده

34:38.331 --> 34:40.164
چه‌جور شایعه‌ای؟

34:41.830 --> 34:42.872
...درمورد این‌که اون

34:44.122 --> 34:45.164
..شاید

34:45.997 --> 34:47.371
پسر تو نباشه

34:48.204 --> 34:50.246
چی میگی؟

34:50.330 --> 34:52.413
معلومه که اون پسر منه -
منم همینو گفتم -

34:52.496 --> 34:53.871
..می‌دونم -
یعنی این الان آخرین چیزیـه -

34:53.954 --> 34:55.912
که می‌خوام بشنوم -
می‌فهمم. چرت و پرته. می‌دونم -

34:55.996 --> 34:57.288
اصلاً کی رفته همچین حرفی زده؟

34:57.371 --> 35:00.079
هی، هی. ببخشید که
اصلاً چیزی گفتم، خب؟

35:00.163 --> 35:02.738
ولی به‌نظرم بهتره محض اطمینان آزمایش بدی

35:08.203 --> 35:12.329
همگی به 37 اُمین چالش سالانۀ
غذای زمستانی خوش‌آمدید

35:12.412 --> 35:14.620
غذا و بلیت لاتاری رو می‌تونید

35:14.703 --> 35:17.369
از چادر اصلی روبروی نیمکت‌های غربی
سفارش بدید

35:21.369 --> 35:23.660
سلام، ممنون
عه، شلوار سوپرمن

35:23.744 --> 35:25.619
جهت اطلاع‌تون
تمامی کمک‌ها به بانک غذاییِ

35:25.702 --> 35:27.369
ایست‌تاون اختصاص داده می‌شه
ممنونم

35:27.453 --> 35:30.285
،بله، شام اسپاگتی برای شما
دونه‌ای پنج دلار

35:30.368 --> 35:33.368
به‌خدا قسم که
پلیس بهتره مراقبش باشه

35:33.909 --> 35:34.951
کی؟ اون کیه؟

35:35.035 --> 35:37.243
پسرِ کتی لیهی

35:37.327 --> 35:41.035
دقیقاً پشت خونۀ ما زندگی می‌کنن و پسره خیلی عجیب‌وغریبـه -
ممنونم -

35:41.118 --> 35:42.784
به‌نظر من که عجیب‌وغریب نیست، بتی

35:42.868 --> 35:44.451
چندتا؟ -
دو تا کافیه -

35:44.534 --> 35:46.950
خب، پسره.. از اون آدماست که
...از شهر میره

35:47.034 --> 35:48.617
بفرمایید -
خیلی ممنون -

35:48.700 --> 35:50.326
بعد ده سال بعد می‌فهمی که...

35:50.409 --> 35:53.451
زده یکی رو تو فلوریدا کُشته

35:53.534 --> 35:55.326
می‌شه بس کنی؟
بچه اینجاست

35:55.409 --> 35:57.242
«!بعد با خودت میگی: «آره

35:57.267 --> 36:00.885
یه‌دونه.. آها دوتا؟ باشه -
«تعجبی هم نداشت» -

36:04.533 --> 36:06.158
ممنونم. بفرمایید

36:06.241 --> 36:07.699
داره به من نگاه می‌کنه؟

36:09.199 --> 36:11.781
آره -
هنوزم؟ -

36:12.574 --> 36:13.865
بله

36:13.948 --> 36:16.240
دوتا دیگه همبرگر -
بله حتماً، دوتا بلیت -

36:16.324 --> 36:19.282
با دوتا هات‌داگِ دیگه -
یه آب لطفاً. ممنون -

36:19.365 --> 36:20.532
خیلی ممنونم

36:20.615 --> 36:22.449
...هی، لور

36:22.532 --> 36:23.823
یه‌دونه از اونا به من بده

36:23.906 --> 36:25.407
گرمـه

36:27.072 --> 36:29.323
پنیر لازم دارم
تموم شده

36:29.406 --> 36:31.406
میر، من که مسئولِ پنیر نیستم

36:32.281 --> 36:34.239
چته اصلاً تو؟

36:34.323 --> 36:35.364
دو قدمیِ هم وایسادیم

36:35.448 --> 36:37.369
و از صبح تا حالا یه کلمه هم
باهام حرف نزدی

36:37.416 --> 36:40.071
خب، فرانک بهم گفت که مجبورش کردی
آزمایش دی‌ان‌ای بده

36:42.280 --> 36:44.530
من به هیچ‌کاری مجبورش نکردم، خب؟

36:44.613 --> 36:46.447
با اختیار خودش اومد اداره

36:47.946 --> 36:51.006
میر، تو واقعاً فکر می‌کنی
فرانک نقشی تو این قضیه داشته؟

36:53.324 --> 36:55.697
...خب، اگه شاهدی لازم داره

36:56.612 --> 36:58.862
،من رسوندمش خونه، ساعت 2:30 صبح

36:58.945 --> 37:00.969
در حالی که آهنگ «آپ‌تاون گرل» رو می‌خوندیم

37:00.994 --> 37:03.050
بعدش رفت تو کمد شاشید

37:06.571 --> 37:08.861
باشه؟ -
!هی، میر -

37:17.111 --> 37:18.320
سلام -
سلام -

37:18.403 --> 37:19.652
یه پیام رو خط مردمی اومده

37:19.736 --> 37:22.027
شخص ناشناسی ازمون خواسته که
درمورد شرایط انتقالِ

37:22.110 --> 37:24.235
کشیش مارک به کلیسای سنت مایکل تحقیق کنیم

37:24.319 --> 37:25.651
شرایط انتقال؟

37:25.735 --> 37:26.985
یعنی چی؟

37:27.068 --> 37:29.610
یعنی طرف تو یه کلیسا بوده
و به یه کلیسای دیگه منتقل شده

37:29.693 --> 37:31.360
و این دلیل داشته

37:31.444 --> 37:32.693
پسرخاله‌ت چیزی درمورد این‌که

37:32.776 --> 37:34.651
چرا کشیش مارک منتقل شده، نگفته؟

37:36.151 --> 37:37.192
نه

37:38.775 --> 37:40.192
ولی منم ازش نپرسیدم

38:04.190 --> 38:05.357
چراغ‌هاش روشنـه

38:09.690 --> 38:11.524
اون کوکتل‌های منهتن رو کجا می‌خوره؟

38:12.815 --> 38:14.024
مهم نیست

38:25.356 --> 38:27.939
چیه؟
می‌خوای بذاریش اونجا؟

38:28.023 --> 38:29.689
چندتاشونـو بذاری اون طرف؟

38:30.356 --> 38:31.523
آره

38:31.647 --> 38:33.688
میشه بیاریش اینجا، بابا؟

38:33.771 --> 38:36.397
بذارش روی پام

38:36.480 --> 38:39.648
...دکتر گفت نباید چیزی روی -
تو فقط بذارش روی پام -

38:43.605 --> 38:45.062
بیا اینجا

38:47.021 --> 38:48.187
برو بابایی رو ببین

38:49.396 --> 38:50.937
بیا

39:15.284 --> 39:17.367
محض رضای خدا

39:17.436 --> 39:20.254
می‌خوام اونا سریع پاک بشن
[ بیاید اینجا ممه‌های بتی رو فشار بدید ]

39:20.279 --> 39:22.477
آروم باش بابا، بی -
آروم باشم؟ -

39:22.561 --> 39:25.311
اگه آلتِ تو رو اونجا کشیده بودن چی؟

39:25.394 --> 39:27.185
نمی‌فهمم مشکل چیه

39:27.269 --> 39:29.310
اون که اصلاً شبیه سینۀ تو هم نیست

39:30.601 --> 39:32.268
تازه می‌دونمم کار کی بوده

39:32.351 --> 39:34.684
همون تخم‌سگی که اونجا نشسته

39:34.767 --> 39:37.566
نه، ما که نمی‌دونیم
ممکنه کار هر کسی بوده باشه

39:37.591 --> 39:40.184
اون دوربین مداربسته‌ـه رو
نصب کردین، آقای کارول؟

39:40.268 --> 39:42.476
آره، آره
بذار عینکم رو بیارم

39:45.058 --> 39:46.225
اَه، خیلی بده

39:46.309 --> 39:48.350
خب، نباید درمورد پسره

39:48.434 --> 39:50.475
شایعه‌پراکنی می‌کردی، بتی
حقته

39:50.559 --> 39:53.600
خیلی آبروریزیـه

39:53.683 --> 39:56.058
فکر نکنم دیگه بتونم
تو این محل راه برم

39:56.142 --> 39:58.807
نمی‌تونم پامـو تو کلیسا بذارم
خیلی خیته

40:00.765 --> 40:01.974
آوردمش، میر

40:03.214 --> 40:04.401
[ حذف ]

40:04.932 --> 40:06.765
چیزی پیدا کردی؟ -
نه -

40:06.849 --> 40:08.599
به‌نظر هنوزم کار نمی‌کنه، آقای کارول

40:08.682 --> 40:10.349
یعنی چی کار نمی‌کنه؟

40:10.433 --> 40:12.931
تعجبی هم نداره

40:13.015 --> 40:17.098
هیچ‌کاری رو نمی‌تونی درست انجام بدی؟ -
میشه از ما بکشی بیرون؟ -

40:18.889 --> 40:20.639
اوضاع چطوره؟

40:21.639 --> 40:23.557
می‌گذره

40:23.639 --> 40:25.680
امروز یه‌سری دیگه هم‌اتاقی اومده برامون

40:25.763 --> 40:28.264
یکی‌شونم با خودش ساس آورده

40:28.347 --> 40:30.055
همه رد دادن

40:30.139 --> 40:32.805
تا الان چهار بار ملحفه‌هامـو شستم

40:36.680 --> 40:40.437
حدس می‌زنم چون‌که احضاریۀ دادگاه
رسیده دستت، اومدی اینجا

40:41.762 --> 40:44.389
حتماً می‌دونستی که میام سراغ پسرم

40:47.346 --> 40:49.179
...آره فقط

40:50.471 --> 40:51.430
امیدوار بودم بتونیم

40:51.513 --> 40:53.053
حداقل تا پایان سال تحصیلی
صبر کنیم

40:53.137 --> 40:54.761
من به‌قدر کافی صبر کردم

40:54.845 --> 40:57.636
الانشـم خیلی از زندگیش جا موندم

40:57.720 --> 41:00.262
امروز یه آپارتمان جدید اجاره کردم

41:00.345 --> 41:03.845
آخه فکر می‌کنم الان همچین تغییری
ممکنه خیلی آشفته‌ش کنه

41:03.928 --> 41:06.053
بچه‌ها پوست‌کلفتن بابا

41:06.137 --> 41:07.219
تو چیزی از

41:07.303 --> 41:09.581
چهار سالگی‌ت یادته؟
چون من که یادم نمیاد

41:10.303 --> 41:11.992
،به‌زودی زندگی‌مون میفته رو غلتک

41:12.017 --> 41:14.230
و بعد دیگه زندگی بدون منـو یادش نمیاد

41:17.927 --> 41:19.219
فرانک درمورد تیک‌هایی که

41:19.303 --> 41:20.673
جدیداً متوجه‌شون شدیم
بهت گفته؟

41:20.698 --> 41:22.552
این چیزا واسه من مهم نیست

41:25.343 --> 41:26.884
خب، من از خیرِ اون پسر نمی‌گذرم

41:27.510 --> 41:28.634
،پس اگه می‌خوای بریم دادگاه

41:28.718 --> 41:30.552
به قاضی میگم که تو مادر بی‌کفایتی هستی

41:30.634 --> 41:32.843
و حملۀ روانی بهت دست میده

41:32.926 --> 41:34.468
و اگه به جونت هم بند باشه

41:34.552 --> 41:35.758
نمی‌تونی بچه بزرگ کنی

41:35.842 --> 41:38.967
و این‌که تو درخت‌ها روح می‌بینی

41:39.050 --> 41:42.217
و با آدم‌هایی که وجود خارجی ندارن
صحبت می‌کنی

41:42.301 --> 41:45.467
منم به قاضی میگم که
الان دارم دارو مصرف می‌کنم

41:45.551 --> 41:48.509
و 16 ماهـه که حمله‌ای بهم دست نداده

41:48.592 --> 41:51.466
!و این‌که اون پسر منه، لعنتی
!من

41:51.550 --> 41:52.716
!نه تو

41:59.757 --> 42:01.591
کوین حالش ازت بهم می‌خورد

42:03.590 --> 42:05.590
اصلاً می‌دونی چقدر ازت بیزار بود؟

42:07.798 --> 42:10.965
و اگه خبر داشت که
...تو داری پسرمون رو بزرگ می‌کنی

42:13.007 --> 42:16.437
پس آره، من به‌خاطر خودم می‌خوام
پسرمـو پس بگیرم، ولی به‌خاطر کوین هم هست

42:17.339 --> 42:19.755
چون لیاقتِ اون خیلی بیشتر از توئه

42:34.963 --> 42:37.213
گزارش «ای‌تریس» اومد
[ سیستم ردیابی سلاح‌های گرم ]

42:37.297 --> 42:39.921
به غیر از کِنی، کس دیگه‌ای
،اسلحه به اسمش ثبت نشده

42:40.005 --> 42:42.380
از جمله دیلن و پدر مادر بریانا

42:42.463 --> 42:43.879
،و درمورد مظنونین

42:43.963 --> 42:47.296
یکی از اعضای خانواده یا
شریک جنسی‌ش بوده

42:47.379 --> 42:50.628
که می‌شه دیلن و کِنی

42:50.712 --> 42:52.962
نمی‌تونیم تأیید کنیم که
کِنی کل شب رو کجا بوده

42:54.212 --> 42:56.476
شاید سر یه جرّ بحث دربارۀ بچه

42:56.501 --> 42:58.413
ارین رو می‌کُشه
و بعد از عصبانیت میره مست می‌کنه

42:58.438 --> 43:00.557
و میره به دیلن شلیک می‌کنه

43:02.378 --> 43:04.711
چرا به شلیک به دیلن اعتراف کرد
ولی به ارین نه؟

43:04.794 --> 43:06.044
غافلگیر می‌شی اگه بفهمی

43:06.128 --> 43:08.378
ملت به چه چیزایی اعتراف می‌کنن
و به چه چیزایی نمی‌کنن

43:08.461 --> 43:09.669
خب، بریانا چی؟

43:09.752 --> 43:11.760
می‌دونیم که اون با اِرین خصومت شخصی داشته

43:12.461 --> 43:15.002
جسد ارین رو از پارک برندی‌واین برده بودن

43:15.085 --> 43:17.835
و انداخته بودن تو نهر کریدم

43:17.918 --> 43:20.664
به‌نظرت ممکنه بریانا دست‌تنها
همه‌ی این کارا رو کرده باشه؟

43:21.335 --> 43:22.626
،تنهایی نه

43:22.710 --> 43:24.210
...ولی اگه دیلن کمکش کرده باشه -
خب، ممکنه دیلن کمکش کرده باشه -

43:24.294 --> 43:27.002
جینکس! یه نوشابه باید برام بگیری

43:31.334 --> 43:32.959
بعد هم کشیش رو داریم

43:33.042 --> 43:34.625
موبایلش رو چک کردی؟

43:34.709 --> 43:37.418
آره. چیز خاصی توش نبود

43:37.501 --> 43:40.792
چندتا پیام به ارین داده بود

43:40.875 --> 43:43.208
بیشتر طرفای زمانی که زایمان کرده بود

43:43.292 --> 43:46.666
می‌خوای دوباره بریم سراغش؟ -
نه. هنوز نه -

43:47.624 --> 43:49.450
ممکنه فقط یه فرصت دیگه داشته باشیم

43:49.475 --> 43:51.123
همین که اسقف اعظم بفهمه
،داریم فضولی می‌کنیم

43:51.148 --> 43:52.467
وکیل می‌گیرن

43:56.832 --> 43:58.040
همه‌چی روبراهه؟

43:58.999 --> 44:02.582
فقط خسته شدم از بس
به اینا نگاه کردم

44:02.665 --> 44:03.999
به‌دنبالِ یه جواب

44:09.831 --> 44:11.164
چطوری حلش کردی؟

44:12.248 --> 44:15.206
اون پروندۀ دختر 10 ساله
تو داربی شمالی رو

44:15.290 --> 44:17.373
..والا

44:19.998 --> 44:21.456
جادو جمبل که نبود

44:21.540 --> 44:25.205
فقط.. رو پرونده کار کردم

44:25.289 --> 44:28.621
شب و روزم رو گذاشتم
تمام فکر و ذکرم شد

44:28.705 --> 44:31.330
اظهارنامه‌ها رو می‌خوندم
باز دوباره می‌خوندم

44:31.414 --> 44:35.080
برمی‌گشتم با مردم و همسایه‌ها
و دوست و آشناها مصاحبه می‌کردم

44:36.038 --> 44:38.037
...با همه. و

44:39.329 --> 44:40.829
هِی ادامه دادم

44:40.912 --> 44:44.288
که ببینم داستانِ کی عوض می‌شه
و زمان‌بندی کی تغییر می‌کنه

44:44.371 --> 44:46.870
...دنبال تناقض می‌گشتم

44:46.954 --> 44:49.454
دوباره و دوباره و دوباره
..تا این‌که

44:53.453 --> 44:54.828
حل شد

44:54.911 --> 44:56.995
تو اون پرونده، همسایه‌ش بود

44:57.078 --> 44:59.161
واسه یه ساعتش شاهدی نداشت

44:59.245 --> 45:01.964
«می‌دونستم که تو «ریج‌پایک
کارگر ساختمونی بود

45:02.995 --> 45:04.744
اون سمتـا هم یه گورستان زایدات بود

45:05.744 --> 45:07.411
جسدشـو اونجا کشف کردید؟

45:12.369 --> 45:13.577
برش گردوندیم خونه

45:15.577 --> 45:16.785
فقط همین مهمه

46:26.406 --> 46:28.239
برادرم یک ماه قبل از خودکشی‌اش

46:28.322 --> 46:30.280
یه روز صبح از خونه زد بیرون

46:31.821 --> 46:35.571
خداحافظی نکرد
پسرش رو نبوسید

46:35.654 --> 46:38.071
یه وافلِ سوخته هم تو تُستر به‌جا گذاشت

46:38.154 --> 46:40.696
بعدش دو سال بعد، یه ویدئویی برام فرستاد

46:40.779 --> 46:44.113
آخرش یه‌چیزی میگه، ولی ویدئو قطع میشه

46:44.196 --> 46:46.153
اون آخرین دفعه‌ای بود که صداشـو شنیدم

46:47.570 --> 46:50.070
اون‌موقع اون و کری با هم کنار نمی‌اومدن

46:50.153 --> 46:53.007
و همیشه می‌خواستم بدونم
که کی همراهش بود

46:53.611 --> 46:54.695
یعنی تنها بود؟

47:40.484 --> 47:41.525
سلام

47:41.816 --> 47:42.857
علیک سلام

47:44.899 --> 47:47.024
فقط می‌خواستم اینو برگردونم

47:47.691 --> 47:49.233
مرسی

47:54.108 --> 47:55.315
...میگم اون

47:55.399 --> 47:57.898
اون بلیت کنسرتـه هنوزم هست؟

47:59.274 --> 48:02.399
آره. آره، هنوزم هستش

48:02.482 --> 48:03.731
بیا تو

48:12.135 --> 48:15.120
[ ریچارد: مادرِ درو چطور شد؟ ]

48:23.272 --> 48:25.688
خب، سلام علیکم، همکار

48:25.771 --> 48:28.438
چطور مطوری؟ -
سلام. تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟ -

48:29.146 --> 48:31.146
مشروب‌خوری

48:31.230 --> 48:34.688
با بچه‌ها بازی داشتیم

48:34.771 --> 48:36.021
امشب تو مک‌گیلین

48:36.105 --> 48:40.396
پونزدهمین سالگردِ
دورهمی دبیرستان‌مون بود

48:41.603 --> 48:45.271
،تیم «مهاجمین دبیرستان ریدلی» بودیم
کلاس 05

48:46.521 --> 48:48.396
خودت چی؟
تو چی کار می‌کنی؟

48:48.479 --> 48:49.479
چی شده؟

48:49.562 --> 48:52.243
دارم سعی می‌کنم با مشروب
بی‌خیالِ یه فکر بد بشم

48:53.936 --> 48:55.395
خب بذار کمکت کنم

48:56.336 --> 48:57.936
!آقای متصدی

48:58.019 --> 49:00.561
ببخشید، دیگه این‌کارو نمی‌کنم
...آم

49:00.644 --> 49:03.353
،میشه یه پیک دیگه برای بانو بیارید

49:03.436 --> 49:05.560
و منم از اونا می‌خوام

49:05.643 --> 49:06.768
..و

49:09.810 --> 49:11.477
یه شات جیمسون

49:12.310 --> 49:13.310
ممنون

49:15.768 --> 49:16.977
...خب

49:17.935 --> 49:21.184
چطور بود؟
دورهمی‌تون؟

49:23.476 --> 49:26.809
...خوب بود. والا

49:30.142 --> 49:31.309
خیلی تخمی بود

49:32.059 --> 49:33.522
دوست‌دختر سابقم اومده بود

49:34.058 --> 49:36.267
تقریباً همسر سابق

49:37.933 --> 49:40.350
...اون

49:41.641 --> 49:43.891
دو هفته قبل از ازدواج‌مون
عروسی رو کنسل کرد

49:43.975 --> 49:47.182
ولی.. خب چه میشه کرد؟

49:49.099 --> 49:52.932
متأسفم، زیبل
واقعاً.. متأسفم

49:53.015 --> 49:54.974
...عیب نداره. فقط

49:57.266 --> 49:59.015
می‌دونی دیگه؟

49:59.099 --> 50:01.597
...هی. بزنیم به‌سلامتیِ

50:01.681 --> 50:04.556
به‌سلامتی.. خودمون

50:12.515 --> 50:13.431
...من هنوز

50:13.515 --> 50:15.680
هنوزم نمی‌دونم که چی شد، می‌دونی؟

50:17.222 --> 50:21.430
یه روز صبح بیدار شدم
و اون گفت بهم: «نه

50:21.514 --> 50:23.222
«دیگه عاشقت نیستم

50:26.514 --> 50:29.554
...باشه. خب»

50:30.179 --> 50:32.221
«بذار دوناتم رو بذارم زمین

50:33.471 --> 50:34.971
می‌دونی چی میگم؟

50:38.054 --> 50:41.595
من.. نمی‌دونم والا

50:43.054 --> 50:45.428
الان دارم به اون سن می‌رسم، خب؟

50:45.512 --> 50:48.011
ببخشیدهـا، ولی دارم
به اون سنی می‌رسم که

50:48.095 --> 50:50.719
...کم‌کم یه نگاهی به زندگیم می‌ندازم و میگم

50:52.345 --> 50:54.428
..خب، فکر می‌کردم این‌طوری بشه»

50:55.594 --> 50:57.053
...و

50:59.885 --> 51:01.718
«در اصل این‌طوریـه

51:08.427 --> 51:10.427
حرفام اصلاً با عقل جور در میاد؟

51:11.344 --> 51:12.385
..خب

51:13.426 --> 51:15.218
منم همیشه تصور می‌کردم که پلیس بشم

51:15.301 --> 51:18.134
فقط این زندگیِ دور و برمـه
که توقع نداشتم انقدر عالی

51:18.218 --> 51:19.634
از هم بپاشه

51:26.259 --> 51:27.883
بابت پسرت متأسفم

51:33.259 --> 51:34.967
شرط می‌بندم که مادر خوبی بودی

51:36.758 --> 51:38.008
نه

51:40.466 --> 51:41.590
نه، نبودم

51:42.674 --> 51:45.549
!زیبز، زیبز، بیا شات

51:45.632 --> 51:47.632
!ای جان

51:49.882 --> 51:51.966
ببخشید

51:53.132 --> 51:54.298
ببخشید

51:55.215 --> 51:56.382
برو

51:56.465 --> 51:58.589
برگرد پیش دوستات

52:01.423 --> 52:04.382
فکر نکنم بخوام برگردم پیش اونا

52:04.465 --> 52:06.631
فکر کنم ترجیح میدم اینجا پیش تو بمونم

52:25.296 --> 52:27.505
راستی، از اون فکرِ بد منصرفت کردم؟

52:27.587 --> 52:29.421
آره -
آره؟ -

52:29.505 --> 52:33.129
آره، مرسی -
خب، خداروشکر -

52:34.671 --> 52:38.670
باشه. خب.. به‌سلامتی

52:39.254 --> 52:40.337
به‌سلامتیِ آجیل

52:41.504 --> 52:43.878
به‌سلامتی فندوق

52:50.503 --> 52:53.086
ببخشید، شرمنده

54:11.539 --> 54:14.288
صبح به‌خیر، رئیس
چی شده؟

54:14.372 --> 54:15.746
بیا بیرون صحبت کنیم

54:17.038 --> 54:17.996
برای چی؟

54:18.080 --> 54:20.247
کاپشن‌تـو بپوش بیا بیرون

54:32.454 --> 54:33.995
چی شده؟

54:34.079 --> 54:36.371
تو دیشب کجا رفتی؟

54:36.454 --> 54:40.828
دیشب؟ خونه.. بودم
گرفتم خوابیدم

54:40.912 --> 54:43.370
امروز صبح زود یه دختر خانمی
به‌اسم کری لیدن

54:43.453 --> 54:46.119
زنگ زده بود اداره
برات آشناست؟

54:47.453 --> 54:48.286
آره

54:48.370 --> 54:50.119
گفت که دیشب تو فلکۀ کِنت

54:50.203 --> 54:52.536
ماشینش رو نگه داشتن

54:52.619 --> 54:55.536
پلیس‌ها دو پاکت هروئین
تو داشبوردش پیدا کردن

54:55.619 --> 54:57.826
خدایا -
قسم خورد که موادها مال خودش نبودن -

54:57.910 --> 55:01.035
پس حتماً تو اونا رو تو ماشینش جاساز کردی

55:01.118 --> 55:04.160
چون‌که می‌خواستی مطمئن شی
هیچ‌وقت حضانتِ درو رو نگیره

55:04.244 --> 55:06.285
اون دختره.. معتاده

55:06.369 --> 55:09.160
هر چیزی می‌گه، اون دختر -
منم همین فکرو کردم -

55:09.244 --> 55:12.575
تا وقتی که بهم گفت استامپِ روی
پاکت‌های هروئین چه‌شکلی بوده

55:12.659 --> 55:16.742
استامپی که از پروندۀ پارسالِ بارنت یادم بود

55:16.825 --> 55:20.117
بعدش یه‌سر به خزانۀ مدارک زدم

55:20.201 --> 55:24.409
و متوجه شدم که یکی
گزارش بایگانی رو دستکاری کرده

55:24.492 --> 55:28.950
دیروز عصر
از 66 پاکت شده 64 تا

55:29.033 --> 55:30.699
و.. فکر می‌کنی که کارِ من بوده؟

55:30.783 --> 55:32.522
شر و ور تحویلِ من نده، میر

55:33.616 --> 55:34.866
می‌دونم که کار تو بوده

55:37.283 --> 55:39.074
من یه صحبتی با دادستان می‌کنم

55:39.157 --> 55:41.491
که اتهامات کری رو لغو کنن

55:42.990 --> 55:47.407
بخشی از وجودم.. می‌خواد کاری کنه که
دیگه هیچ‌وقت نشان پلیس دستت نگیری

55:47.491 --> 55:48.740
...نه، بی‌خیال، رئیس، من

55:48.823 --> 55:51.865
مرخصی با حقوق برات رد کردم

55:51.949 --> 55:54.989
چی؟ نه -
قصه‌شـم اینه که زیادی کار کردی -

55:55.073 --> 55:56.490
،این دوتا پرونده فاجعه بودن

55:56.572 --> 55:58.989
و تو هم هنوز در حال
دست‌وپنجه نرم‌کردن با فوتِ پسرتی

55:59.073 --> 56:01.531
...نه این -
من پیشنهاد کردم که بری مشاورۀ سوگ -

56:01.614 --> 56:05.031
و تو قبول کردی که این‌کار ضروریـه

56:07.821 --> 56:10.489
من الان دارم در حقت لطف می‌کنم، میر

56:10.571 --> 56:13.530
...چون می‌دونم چی کشیدی و

56:14.530 --> 56:16.489
می‌دونم که ارزشِ نجات‌دادن رو داری

56:18.280 --> 56:19.322
خواهش می‌کنم

56:22.904 --> 56:24.029
نشان و اسلحه‌ت

56:29.279 --> 56:30.987
نه، نه

57:17.900 --> 57:21.108
اگه یه‌وقت از ذهنت گذشت که
،باز بری سراغ پروندۀ مک منامین

57:21.608 --> 57:22.775
این‌کارو نکن، میر

57:23.942 --> 57:24.983
فکرشـم نکن

57:27.132 --> 57:37.131
»» تــرجــمــه: تـورج پاکاری و ســـروش ««
:.:.: SuRouSH_AbG & Stef@n :.:.:

57:37.156 --> 57:45.552
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

57:45.576 --> 57:55.575
Sync: AliNet

57:55.526 --> 59:37.506
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
