WEBVTT

00:01.900 --> 00:10.361
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:11.344 --> 00:12.971
‫دیدی؟
‫ایناهاشش

00:13.054 --> 00:16.474
‫اثبات قطعی که قوانین طبعیت دارن
‫زیره پا گذاشته میشن،

00:16.558 --> 00:19.811
‫و اون زمینی که ما میشناسیم
‫رسما به فنا رفته

00:24.107 --> 00:25.108
‫درسته

00:26.276 --> 00:29.904
‫آره، می‌بینم که چطور ممکنه
‫بعضی از این چیزها مشکل‌ساز باشه

00:29.988 --> 00:31.823
‫افتادن قورباغه‌‎ها از آسمون،

00:31.906 --> 00:34.576
‫پخش شدن مریضی‌ها،
‫سقوط هواپیماهای تصادفی

00:34.659 --> 00:37.662
‫ولی کاهش سکسکه
‫و ناپدید شدن پشه‏ها؟

00:37.746 --> 00:40.081
‫یعنی، بدون شک دو مورد آخر باید...

00:40.165 --> 00:41.833
‫جزء موارد آزار دهنده جدا باشن؟

00:41.916 --> 00:43.126
‫خیلی‎خب، باشه

00:43.209 --> 00:46.671
‫شاید هنوز نفهمیدم که
‫سکسکه چه نقشی...

00:46.755 --> 00:51.134
‫تو آخرین نمایش دنیا داره،
‫ولی کاهش میزان پشه‏ها؟

00:51.217 --> 00:53.511
‫اوه، خدای من!

00:54.012 --> 00:56.598
‫اگه تعداد پشه‌ها به اندازه کافی پایین بیاد،

00:56.681 --> 00:58.391
‫کل اکوسیستم از کار میوفته

00:58.475 --> 01:00.477
‫مثل یه بستنی سه طبقه‌ای
‫تو یه روز گرم تابستونی

01:00.560 --> 01:04.689
‫منظورمون آبزیان‌ـه، پرنده‏ها،
‫همه تحت تاثیرش قرار میگیرن

01:04.773 --> 01:08.985
‫پشه از دست بدیم...
‫انسان‌ها رو از دست دادیم

01:09.986 --> 01:10.986
‫اوه

01:11.404 --> 01:13.948
‫من قرار بود از بشریت محافظت کنم

01:14.032 --> 01:18.119
‫چطور تونستم متوجه چیزی
‫به این بزرگی نشم؟

01:18.203 --> 01:21.539
‫- خب، راستش رو بخوای، هیچ کدوم‌مون متوجه نشدیم
‫- من متوجه شدم. باشه؟ من متوجه شدم

01:21.623 --> 01:23.833
‫و اگه شماها منو تو جمع آسمانی‌ کوچولوتون راه میدادین

01:23.917 --> 01:28.004
‫خیلی زودتر بهش پی می‌بردم

01:28.088 --> 01:29.214
‫ولی نه!

01:29.297 --> 01:32.717
‫شماها باید مثل بقیه پنهون‌کاری میکردین

01:32.801 --> 01:35.762
‫تو باید خدا بشی، همین الان

01:35.845 --> 01:37.013
‫صبر کن

01:37.097 --> 01:39.390
‫فکر میکردم باباتون خدا بود

01:40.308 --> 01:42.727
‫پدر فرشتگان، بهترین بغل کننده تو دنیا

01:42.811 --> 01:45.480
‫چون به معنای واقعی اون بغل رو بوجود آورده

01:46.064 --> 01:47.065
‫همه‎چی جور در میومد

01:47.148 --> 01:50.568
‫بابا خدا بود، ولی بعد بازنشست شد
‫و به دنیای مامان رفت

01:50.652 --> 01:52.028
‫مثل همیشه قطع ارتباط کرده

01:52.737 --> 01:56.157
‫احتمالا فکر میکنه آخرالزمان
‫یه‌جور لحظه‌ی آموزنده‏ست

01:56.241 --> 02:00.328
‫پس چی، تو همینطوری خدای جدید میشی؟

02:00.411 --> 02:02.372
‫اون همینطوری چیزی نمیشه، الا

02:03.414 --> 02:06.709
‫کل جنگ فرشتگان سر بدست آوردن اون مقام
‫واسه لوسیفر بود

02:07.377 --> 02:09.295
‫رمیل براش مُرد

02:09.379 --> 02:10.964
‫کلویی براش مُرد

02:11.047 --> 02:11.965
‫تو چی چی؟

02:12.048 --> 02:14.551
‫هنوزم یه چیزهایی هست که
‫باید توضیح بدیم

02:14.634 --> 02:18.012
‫گوش کن، راه طولانی و دردناکی
‫واسه همه‏مون بوده

02:19.180 --> 02:22.392
‫ولی وقتش رسیده که لوسیفر
‫به تخت فرمانروایی بره

02:26.146 --> 02:27.480
‫حق با توئه، برادر

02:29.149 --> 02:30.191
‫وقتشه

02:38.867 --> 02:41.619
‫دفعه بعدی‏ای که منو می‎بینین،
‫من دیگه خدام

02:41.703 --> 02:44.497
‫فرمانروای آسمان و زمین

02:53.965 --> 02:54.965
‫زمین...

02:55.508 --> 02:59.304
‫چرا داره اینطوری شونه‏هاش رو تکون میده؟

02:59.387 --> 03:01.097
‫فقط خیلی عجیبه

03:01.181 --> 03:04.225
‫میتونم بال‏هام رو داخل حس کنم،
‫ولی اصلا...

03:04.934 --> 03:07.228
‫نمیخوان بیان بیرون

03:07.312 --> 03:10.607
‫تا حالا این اتفاق سر نیوفتاده بود.
‫من...

03:11.357 --> 03:13.693
‫برام فضا ایجاد کنین!
‫یه شروع پرش بهش میدم

03:14.277 --> 03:15.945
‫- برام فضا ایجاد کنین!
‫- باشه!

03:19.157 --> 03:20.200
‫لوسیفر...

03:20.283 --> 03:21.784
‫- یالا!
‫- می‌فهمم!

03:24.162 --> 03:24.996
‫منو برسون

03:25.079 --> 03:26.414
‫با توجه به اتفاقی که دفعه پیش افتاد،

03:26.497 --> 03:29.918
‫به نظرم احتمالا بهتره قبل از اینکه بری بالا
‫هرچی که این هست رو حلش کنی

03:30.501 --> 03:31.419
‫نکته خوبی بود

03:31.502 --> 03:35.256
‫لوسیفر، بدنت خودشکوفایی میکنه

03:35.340 --> 03:38.885
‫پس با جریاناتی که درکاره،
‫اگه بال‏هات به این خاطر بیرون نمیان...

03:38.968 --> 03:41.930
‫چون حس میکنی که واسه خدا بودن
‫آماده نیستی؟

03:42.013 --> 03:44.933
‫- ولی آماده‏ام
‫- گوش کن، ما واسه این وقت نداریم

03:45.016 --> 03:47.769
‫من به شهر نقره‏ای میرم
‫و سعی میکنم بفهمم قضیه از چه قراره...

03:47.852 --> 03:49.604
‫و سعی میکنم هر اتفاقی داره میوفته
‫رو معطلش کنم

03:49.687 --> 03:51.147
‫تو هم، برادر

03:51.231 --> 03:53.650
‫باید فکرت بیاد سر جاش

03:53.733 --> 03:55.360
‫شهر نقره‏ای؟

04:04.869 --> 04:05.870
‫اوه، خدای من

04:06.454 --> 04:07.747
‫آمندیل!

04:24.681 --> 04:25.807
‫اوه

04:26.474 --> 04:28.977
‫پس باید اینطوری باشه

04:37.860 --> 04:39.404
‫- یالا!
‫- خیلی‏خب!

04:40.738 --> 04:42.031
‫خب، حالا چی؟

04:42.115 --> 04:44.867
‫خیلی‌خب، اگه باید دست فکر کنی،

04:45.994 --> 04:46.994
‫پس...

04:48.246 --> 04:49.246
‫درسته

04:50.498 --> 04:51.498
‫دکتر!

04:54.002 --> 04:55.295
‫دکتر!

04:57.839 --> 04:59.841
‫اوه، ای بابا.
‫دکتر!

05:02.719 --> 05:03.919
‫- آه!
‫- نگران نباش

05:03.970 --> 05:05.513
‫چیزی نیست که تا حالا ندیده باشم

05:05.596 --> 05:08.391
‫ببین، ببخشید که بیدارت کردم
‫ولی یه مورد اضطراریه

05:09.017 --> 05:11.185
‫اوه. سلام

05:11.853 --> 05:13.771
‫پیشخدمت توی عروسی

05:13.855 --> 05:15.398
‫سلیقه عالی‎‏ای داری، مثل همیشه

05:15.481 --> 05:18.359
‫چه‌جور مسئله اضطراری‏ای،

05:18.943 --> 05:20.737
‫به جزء پایان دنیا؟

05:20.820 --> 05:22.572
‫وقتشه، دکتر

05:23.323 --> 05:24.824
‫وقت چیه؟

05:24.907 --> 05:27.535
‫واسه آخرین جلسه روانکاوی لوسیفر مورنینگ‏استار

05:29.454 --> 05:30.663
‫این دفعه واقعا میگم

05:43.051 --> 05:47.930
‫خیلی‏خب، میدونم که باید سریعا
‫به احتمال پایان دنیا رسیدگی بشه

05:48.014 --> 05:52.643
‫حتی نصف شب،
‫ولی چرا باید به دفترم میومدیم؟

05:52.727 --> 05:55.521
‫چون من اینجا بهترین پردازش احساسیم
‫رو انجام میدم

05:55.605 --> 05:56.898
‫درسته، البته

05:59.859 --> 06:01.152
‫خیلی‏خب، مشکل چیه؟

06:01.235 --> 06:03.738
‫خب، تا روی تخت فرمانروایی بابا نشینم
‫نمیتونم دنیا رو نجات بدم

06:03.821 --> 06:07.033
‫و نمیتونم برم به تخت فرمانروایی بابا
‫چون بال‏هام کار نمیکنن

06:07.533 --> 06:11.287
‫- خیلی‏خب، مگه آمندیل نمیتونست ببرتت؟
‫- خب فرضاً آره

06:13.122 --> 06:15.875
‫ولی از کجا معلوم که بدنم
‫یه‌جور دیگه خود تخریبی نکنه؟

06:15.958 --> 06:17.558
‫یعنی، دوباره ممکنه آتیش بگیرم

06:17.585 --> 06:19.670
‫و نه از لحاظ، "ایول، من با ارزش‏ام"

06:21.339 --> 06:24.300
‫لوسیفر، حق با توئه
‫بیشتر مشکلات عملکردی...

06:24.384 --> 06:26.260
‫ریشه‌شون تو ذهنه

06:26.344 --> 06:27.595
‫ببخشید

06:27.678 --> 06:31.140
‫تو دیگه باید بدونی که من هیچوقت
‫مشکل عملکردی نداشتم

06:32.558 --> 06:34.352
‫- اوه، منظورت بال‏هاست
‫- آره

06:34.435 --> 06:38.189
‫درسته بله، خب به احتمال زیاد مشکل روانی باشه،
‫به جای اینکه جسمانی باشه

06:38.773 --> 06:42.318
‫که برای همینم سرنوشت دنیا
‫به معنای واقعی در دستان توانای توئه

06:42.402 --> 06:44.195
‫پس، یالا

06:44.862 --> 06:45.863
‫روانکاویم کن

06:47.698 --> 06:48.991
‫خیلی‌خب، فقط...

06:50.076 --> 06:52.578
‫فقط یه لحظه بهم وقت بده
‫تا فکر کنم

06:55.915 --> 06:57.291
‫بذار ببینم...

07:00.545 --> 07:02.213
‫- اون چیه؟
‫- هیچی

07:04.924 --> 07:08.177
‫"دل‌سوزی برای شیطان:
‫زمانم با لوسیفر مورنینگ‎استار"

07:08.261 --> 07:09.846
‫به نظر من که "هیچی" نمیاد

07:12.932 --> 07:13.932
‫خیلی‌خب

07:15.935 --> 07:17.395
‫این اتفاق داره میوفته

07:18.146 --> 07:19.188
‫ساعت 3 بامداد

07:20.064 --> 07:21.064
‫بدون سوتین

07:22.233 --> 07:23.693
‫آم...

07:26.237 --> 07:27.822
‫من داشتم یه کتاب...

07:28.948 --> 07:30.324
‫درمورد تو می‌نوشتم

07:33.494 --> 07:34.494
‫خب...

07:37.290 --> 07:38.499
‫این...

07:39.792 --> 07:40.918
‫فوق‌العاده‏ست!

07:41.627 --> 07:45.214
‫یعنی، ادبیات غربی قرن‌ها منو
‫بصورت وحشتناک به تصویر کشیده

07:45.298 --> 07:48.384
‫با اون کتاب پر فروش همیشگی شروع کردم
‫که نیازی نیست اسمش رو ببرم

07:48.468 --> 07:49.969
‫بابت هیچی ممنون، گوتنبرگ
‫[اولین مخترع ماشین چاپ و صنعت چاپ]

07:50.052 --> 07:54.182
‫آره خب، این پیش‌نویس اوله

07:54.265 --> 07:56.392
‫درواقع دست‌نویسِ قبل از
‫پیش‌نویس اوله

07:56.476 --> 08:00.021
‫فقط داشتم مرورش میکردم تا ببینم
‫چیزه مفیدی توش پیدا میشه، میدونی

08:00.521 --> 08:03.232
‫از یکی از جلسه‌های گذشته‏ات

08:03.316 --> 08:05.693
‫میدونی، با توجه به اینکه خواب نداشتم

08:05.776 --> 08:07.236
‫یا قهوه نخوردم

08:07.320 --> 08:09.113
‫گذشته

08:09.197 --> 08:11.491
‫- دکتر همینه
‫- چی همینه؟

08:11.574 --> 08:13.254
‫اگه تمام کارهایی که
‫طی پنج سال گذشته...

08:13.284 --> 08:15.369
‫باهم انجام دادیم
‫تو این کتابه،

08:15.453 --> 08:17.955
‫پس حتما جواب مشکل بال‏ام
‫باید توی این باشه

08:18.039 --> 08:20.666
‫پس فقط باید پیداش کنیم

08:20.750 --> 08:22.585
‫اوه، فکر نکنم فکر خوبی باشه، لوسیفر

08:22.668 --> 08:24.148
‫تو این زمان قرضی، خیلی واسه خوندن زیاده

08:24.212 --> 08:26.047
‫اون فقط بخش اوله

08:36.015 --> 08:37.391
‫این کتابه

08:38.601 --> 08:41.687
‫صحیح. میخواستی از جون مایه بذاری
‫و کلمه‏ای دستمزد بگیری؟

08:41.771 --> 08:45.316
‫دشواره، نه؟ که واسه همینم به نظرم
‫باید راه‌حل دیگه‌ای پیدا کنیم

08:45.399 --> 08:48.194
‫هیپنوتیزم، مصورسازی

08:48.277 --> 08:51.697
‫یه داروساز تو تارزنا میشناسم
‫که با آیاواسکا معجزه میکنه

08:51.781 --> 08:53.941
‫خب، با اینکه مواد روان‌گردان خیلی دوست دارم
‫ولی نیازی نیست، دکتر

08:53.991 --> 08:56.591
‫چون فقط باید هرچی که
‫نوشتی رو بخونیم،

08:56.661 --> 08:59.580
‫خط به خط، تا به جواب برسیم

08:59.664 --> 09:02.083
‫یه دفتر بزرگتری نیاز داریم

09:03.876 --> 09:06.637
‫حالا فکر نکنین که این یعنی
‫هنوزم از دستتون عصبانی نیستم، باشه؟

09:06.712 --> 09:08.047
‫چون کاملا عصبانی‏ام

09:09.006 --> 09:10.508
‫ولی نمیشه بدون دمپایی پشمی...

09:10.591 --> 09:13.427
‫و ماسک صورت کره‏ای مهمونی پیژامه داشت.
‫اصلا نمیشه

09:14.428 --> 09:16.138
‫صبر کن.
‫تو که گفتی ما پنج نفریم

09:17.682 --> 09:18.683
‫اوه

09:21.102 --> 09:22.603
‫♪ چند قدم دیگه بردار ♪

09:25.273 --> 09:26.107
‫چیه؟

09:26.190 --> 09:29.485
‫شب عروسی مزاحم یه اهریمن شدین،
‫همینه که هست

09:30.820 --> 09:32.405
‫♪ چند قدم دیگه بردار ♪

09:33.781 --> 09:35.658
‫پس در نتیجه،

09:35.741 --> 09:38.578
‫اگه کتاب دکتر که بدون شک فوق‌العاده میشه
‫رو تقسیم و بخونیم

09:38.661 --> 09:42.206
‫اونوقت میتونیم سریعاً
‫مشکل بال‏ام رو حل کنیم

09:42.290 --> 09:44.750
‫"با نجات شیطان، دنیا رو نجات بدین"
‫بدون اینکه آسیبی ببینه

09:44.834 --> 09:47.420
‫شاید مشکل لوسیفر اینه که
‫اون قول میده به آدما کمک کنه

09:47.503 --> 09:51.007
‫- ولی بعد بیخیال‌شون میشه
‫- آره. نکته خوبی بود، دن

09:51.591 --> 09:53.551
‫دن؟ چی؟
‫نه... امکان نداره!

09:53.634 --> 09:57.972
‫دارین میگین که دن اینجاست،
‫یعنی تو این اتاقه؟

09:58.055 --> 10:00.641
‫آره، اون یه روحه

10:01.142 --> 10:02.518
‫انسان‌ها نمیتونن اونو ببینن

10:03.102 --> 10:04.604
‫اوه!

10:04.687 --> 10:06.439
‫خب، شاید مشکلت اینه که...

10:06.522 --> 10:08.941
‫تو همش از آدمایی راز مخفی میکنی

10:09.025 --> 10:10.359
‫که بهت اهمیت میدن!

10:11.360 --> 10:13.255
‫- میز، یه پیغام از طرفم به الا برسون
‫- نه!

10:13.279 --> 10:16.866
‫نه، من شب عروسم راه نیوفتادم
‫بیام اینجا...

10:16.949 --> 10:18.242
‫که ووپی گلدبرگ تو باشم

10:18.326 --> 10:19.493
‫هی نگاه کنین، بچه‌ها

10:19.577 --> 10:22.913
‫اسم همه تو این صفحه هست،
‫پس ممکنه نقطه شروع خوبی باشه

10:23.998 --> 10:27.960
‫"لوسیفر وارد اداره پلیس شد،
‫به همه دوست‏هاش می‏کرد"

10:28.044 --> 10:30.254
‫سلام، اداره پلیس!

10:30.338 --> 10:33.758
‫بله منم، شیطان جنایت حل کنه موردعلاقه‏‎تون

10:33.841 --> 10:35.760
‫- صبح بخیر، کارآگاه
‫- صبح بخیر

10:35.843 --> 10:37.595
‫این پرونده‌ست، بسته شد رفت

10:37.678 --> 10:41.641
‫سرنخ، مظنون، سرنخ جدید، دستگیری.
‫یه قتل دیگه حل شد

10:42.224 --> 10:45.144
‫دیوونه‏واره که قاتل
‫اولین کسی بود که دیدیم

10:45.728 --> 10:47.980
‫- مگه چقدر احتمال داره؟
‫- میدونم!

10:48.064 --> 10:50.232
‫روز خیلی عالی‏ای نیست؟

10:50.316 --> 10:52.234
‫همینطورم، برات اطلاعات دارم

10:52.318 --> 10:53.569
‫علم، گَک
‫[نوعی ژن]

10:53.653 --> 10:56.447
‫گَک علمی خیلی جالب

10:56.530 --> 10:58.199
‫- الان گفتی علم؟
‫- اوهوم

10:58.282 --> 11:00.868
‫این منو به فکر میندازه.
‫آره، الان یه قتل دیگه رو حل کردم

11:00.951 --> 11:02.578
‫- باورم نمیشه
‫- هی، کلویی!

11:02.662 --> 11:05.373
‫اینم از مدارکی که خواسته بودی

11:05.456 --> 11:06.624
‫اوه، دن

11:06.707 --> 11:09.043
‫فکر کنم اشتباه کردی

11:09.126 --> 11:11.587
‫ولی نگران نباش، من درستش میکنم.
‫دوباره

11:14.006 --> 11:16.425
‫آره

11:16.509 --> 11:17.426
‫قابلتون رو نداشت

11:17.510 --> 11:20.179
‫- رفتی دنبال یه مجرم جایزه‏دار، دو نفر رو گفتی. ایول
‫- دو نفر و نیم

11:23.641 --> 11:25.434
‫آروم باش، پسر

11:25.518 --> 11:28.312
‫وقتی پیداش کردم همینطوری بود

11:28.396 --> 11:31.065
‫دن، چیزی از کیسه مدارک کم شده؟

11:34.610 --> 11:35.736
‫آخی

11:35.820 --> 11:36.987
‫دنیل

11:41.617 --> 11:42.535
‫اوه

11:42.618 --> 11:45.371
‫کاکوزا!
‫کل مدت اون زیر بودی؟

11:47.748 --> 11:50.084
‫"زیر".
‫منو به فکر میندازه

11:50.918 --> 11:54.171
‫- الان یه قتل دیگه رو حل کردم
‫- چطور این کارو میکنی، کارآگاه؟

11:54.255 --> 11:56.716
‫تو خیلی باهوش و زیبا و بی‌‌نقصی

11:56.799 --> 11:59.593
‫و ما بهترین همکارهاییم، مگه نه؟

11:59.677 --> 12:00.761
‫بله

12:00.845 --> 12:02.304
‫اوه، این یه چیزی رو یادم انداخت

12:02.388 --> 12:04.574
‫باید درمورد یه مسئله مهم
‫باهات حرف بزنم

12:04.598 --> 12:06.267
‫یه چیزی با ذات آسمانی

12:06.350 --> 12:08.686
‫خانوم لوپز، میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟

12:08.769 --> 12:11.647
‫بله، بله
‫بازم گَک علمی دوست دارم

12:11.731 --> 12:14.900
‫حله دکر، چون من خیلی خوشحالم
‫و همه‏چی عالیه!

12:14.984 --> 12:16.527
‫واقعا همینطوره نه؟

12:17.361 --> 12:18.988
‫نیست، یه مشکلی داریم

12:19.071 --> 12:22.241
‫نه! نه، تو این صفحه خبری از
‫اپیفانی لوسیفر نیست

12:22.324 --> 12:24.535
‫به گمونم بهتره ازش بگذریم!

12:24.618 --> 12:25.786
‫خیلی‏خب

12:30.166 --> 12:34.003
‫گفته بودم که این پیش‌نویس اوله
‫و اصلا ویرایش نشده؟

12:34.086 --> 12:37.798
‫که یعنی لوسیفر دقیقا
‫همینو درمورد ما گفته...

12:37.882 --> 12:39.675
‫از نظر فنی، نه دقیقا

12:39.759 --> 12:42.928
‫ظاهرا، اون فکر میکنه که
‫من فقط آفتاب و رنگین‌کمون‌ام!

12:43.512 --> 12:46.474
‫الان که خیلی "آفتاب و رنگین‌کمون" نیستم، مگه نه؟

12:46.557 --> 12:47.557
‫خانوم لوپز

12:47.600 --> 12:51.228
‫به گمونم واقعا منو نمیشناسی
‫همونقدر که من فکر میکردم می‌شناسمت

12:52.521 --> 12:57.109
‫خب منصفانه باشیم،
‫تو رفتار مثبتی داری

12:57.193 --> 12:58.778
‫پس به نظرم کتاب تقریبا دقیق هستش

12:58.861 --> 13:02.198
‫آره، معلومه که تو اینو میگی.
‫یعنی، تو توش فوق‌العاده بودی

13:02.281 --> 13:03.866
‫خب، به گمونم

13:03.949 --> 13:07.161
‫نمیدونم والا.
‫فکر کنم لوسیفر با من زد تو خال

13:07.244 --> 13:10.414
‫سکس، خشونت، لباس خفن

13:10.498 --> 13:12.500
‫یعنی، آهای!

13:12.583 --> 13:14.960
‫آره، منو هم دست شرح داده

13:15.669 --> 13:19.131
‫هیچوقت فکر نمیکردم درمورد یه کتاب اینو بگم،
‫ولی بدجور مشتاقم بخونمش

13:19.215 --> 13:22.051
‫هوهو! منم همینطور

13:26.305 --> 13:27.305
‫آه...

13:27.348 --> 13:30.935
‫دکتر، کم کم دلم داره شک میکنه
‫که باید قبل از اینکه دست‌نویس رو...

13:31.018 --> 13:33.145
‫با بقیه به اشتراک میذاشتی
‫ویرایش انجام میدادی

13:34.230 --> 13:35.231
‫نه بابا؟

13:46.325 --> 13:48.452
‫ها!

13:49.370 --> 13:51.580
‫باورم نمیشه اینو ازم مخفی کردی

13:52.665 --> 13:53.707
‫و این!

13:54.583 --> 13:55.583
‫و...

13:57.753 --> 14:02.591
‫من یه پَر فرشته تو دستم گرفتم

14:02.675 --> 14:06.095
‫و تو گذاشتی باور کنم که پر شترمرغ بوده؟

14:06.178 --> 14:08.848
‫اوه خب، من بودم سر این
‫خیلی ناراحت نمیشدم

14:08.931 --> 14:11.326
‫یعنی، با توجه به اطلاعاتی که
‫اون موقع داشتی

14:11.350 --> 14:14.895
‫به نظرم "پر شترمرغ"
‫منطقی‌ترین توضیح بود

14:14.979 --> 14:18.190
‫حالا میشه رو اصل قضیه
‫تمرکز کنیم، لطفا؟

14:18.274 --> 14:20.109
‫ها؟ من، بال‏ها...

14:24.655 --> 14:25.781
‫اسپانیایی نه

14:33.080 --> 14:38.085
‫میدونی، من عادت دارم که از روند درمانی
‫منحصر به فرد لوسیفر لذت ببرم

14:38.168 --> 14:39.253
‫ولی...

14:40.337 --> 14:43.007
‫کم کم دارم حس میکنم که
‫این یه اشتباهه

14:43.090 --> 14:44.675
‫اوه، خدایا

14:45.301 --> 14:49.930
‫به نظرت باید دوباره بهشون یادآوری کنم که
‫این فقط یه پیش‌نویس ویرایش نشده‏ست؟

14:50.014 --> 14:51.390
‫نمیدونم

14:51.473 --> 14:52.975
‫حداقل تو رو دارم

14:53.058 --> 14:55.936
‫کلوییِ منطقی و معقول

14:56.020 --> 14:57.146
‫همیشه حواسش جَمعه

14:57.938 --> 14:59.648
‫آره، خودمم

15:16.916 --> 15:20.002
‫سریع‏تر بخونم یا یواش‌تر؟

15:20.085 --> 15:21.378
‫میتونی بخونی، درسته؟

15:21.462 --> 15:24.256
‫مهم نیست.
‫تو این سورپرایزی درمورد من وجود نداره

15:24.340 --> 15:27.551
‫من فقط "پلیس فاسد"، "شخص عوضی" ام.
‫لب کلامش رو گرفتم

15:27.635 --> 15:30.262
‫تو شخص عوضی‏ای نیستی، دن

15:30.346 --> 15:33.307
‫تو به معنای واقعی داری درمورد موقعی میخونی
‫که ما یه نفر رو کشتیم، میز

15:38.812 --> 15:42.650
‫"میز و دن راهیِ مرکز شهر شدن،
‫تشنه عدالت بودن"

15:57.748 --> 15:59.500
‫همه اینا تقصیر منه

16:02.127 --> 16:05.589
‫آره دن، همه اینا تقصیر توئه

16:05.673 --> 16:09.259
‫قاتلی که بابای کلویی رو کشت
‫هنوزم واسه خودش آزاد می‌گرده...

16:11.220 --> 16:12.596
‫و همش بخاطر منه

16:14.431 --> 16:15.849
‫باید یه کاری بکنیم

16:17.643 --> 16:18.894
‫نمیتونیم اونو بکُشیم

16:19.478 --> 16:20.771
‫حق با توئه، میز

16:22.147 --> 16:23.357
‫ما نمیتونیم

16:37.079 --> 16:38.079
‫روس‏ها!

16:40.249 --> 16:42.835
‫این کاریه که باید بکنیم

16:44.586 --> 16:49.591
‫ فکر میکنی تو بودی که دادی روس‏ها
‫ اون یارو رو به قتل برسونن؟

16:49.675 --> 16:52.469
‫ نه، بیخیال.
‫ داری کامل اشتباه میخونیش

17:07.276 --> 17:08.610
‫همه اینا تقصیر منه

17:08.694 --> 17:11.822
‫آره دن، همه اینا تقصیر توئه

17:11.905 --> 17:15.034
‫قاتلی که بابای کلویی رو کشت
‫هنوزم واسه خودش آزاد می‌گرده...

17:16.785 --> 17:19.621
‫و همش بخاطر منه

17:19.705 --> 17:21.165
‫باید یه کاری بکنیم

17:21.248 --> 17:22.916
‫خب، ما نمیتونیم اونو بکُشیم

17:23.000 --> 17:24.752
‫آره حق باتوئه، میز.
‫ما نمیتونیم

17:33.010 --> 17:34.178
‫روس‏ها؟

17:35.012 --> 17:37.347
‫این کاریه که باید بکنیم.
‫بیا

17:39.224 --> 17:40.684
‫خیلی‏خب، خیلی‏خب

17:41.852 --> 17:43.604
‫تو نسخه خودتو داری.
‫منم نسخه خودمو

17:44.438 --> 17:46.523
‫درکل، واقعا مهم نیست

17:46.607 --> 17:48.442
‫کاری که اون موقع کردیم
‫درست نبود

17:49.109 --> 17:52.237
‫خب؟ ولی من تو این چند هزار سال
‫باهاش کنار اومدم

17:52.321 --> 17:55.908
‫و فکر نکنم اون منبع گناه من باشه.
‫فقط...

17:55.991 --> 17:58.911
‫فقط کاش میتونستم بفهمم
‫گناه واقعیم چیه

17:58.994 --> 18:01.497
‫خب، تو چرخه‌ی جهنمیت چی بود؟

18:01.580 --> 18:02.706
‫نمیدونم

18:03.457 --> 18:04.792
‫بیدار شدم، من...

18:05.542 --> 18:06.919
‫یکم مرگم رو دوباره تجربه کردم

18:07.002 --> 18:09.202
‫بعد لوسیفر بهم دست زد
‫تا با بلیوس پینگ پنگ بازی کنم

18:09.254 --> 18:11.131
‫اوه، خدایا...

18:11.215 --> 18:13.383
‫صبر کن، این بده؟

18:13.467 --> 18:15.010
‫آره، بده

18:15.094 --> 18:17.596
‫بزرگ‏ترین منبع گناه هر روح معلون
‫هرچی که باشه

18:17.679 --> 18:19.723
‫همون تو چرخه‎‏ی جهنمیش نشون داده میشه

18:19.807 --> 18:21.683
‫چرخه‌ی جهنمی نباشه، جوابی هم نمی‎‏گیری

18:21.767 --> 18:25.312
‫پس، وقتی لوسیفر منو از
‫شکنجه جهنم نجات داد، اون...

18:25.395 --> 18:27.564
‫کامل درت مالید

18:28.482 --> 18:31.944
‫هی، ولی نگران نباش.
‫من میتونم درستش کنم

18:33.570 --> 18:34.404
‫میتونی؟

18:34.488 --> 18:36.532
‫عجبا! آره، من یه اهریمن‏ام!

18:36.615 --> 18:38.909
‫یعنی، من درکل یه تشخیص دهنده‏ی دروغ مُتحرک‏ام

18:38.992 --> 18:40.994
‫سرخوش باش، پسر

18:41.078 --> 18:43.664
‫اونقدر شکنجه‌ات میدم که
‫روونه‏ی بهشت بشی

18:46.583 --> 18:49.002
‫شارلوت ریچاردز یه الهه بوده؟

18:50.546 --> 18:52.506
‫فقط بعضی مواقع

18:55.676 --> 18:56.676
‫ببین...

18:58.387 --> 19:01.306
‫در دفاع از خودم...

19:01.932 --> 19:03.976
‫همیشه حقیقت رو بهت گفتم

19:04.059 --> 19:06.228
‫فکر میکردم نقش بازی میکردی

19:08.021 --> 19:09.731
‫بهتون حال میداد،

19:10.649 --> 19:13.277
‫منو ببینین که بی اطلاعم؟

19:17.406 --> 19:20.117
‫ببین، راستش رو بخوای، خانوم لوپز

19:20.200 --> 19:24.955
‫من همیشه به تواناییت بر اینکه بدون مدرک
‫الهی رو می‌پذیرفتی، حسادت میکردم

19:26.206 --> 19:28.625
‫به گمونم ایمان همینه، نه؟

19:29.418 --> 19:31.378
‫من ایمانم رو از دست دادم، لوسیفر

19:32.796 --> 19:35.340
‫بعد از مرگ شارلوت ایمانم رو از دست دادم

19:36.341 --> 19:37.968
‫و حتی یکی از شماها...

19:38.969 --> 19:42.097
‫بهم نگفت که میدونستین
‫اون جای بهتریه

19:43.348 --> 19:47.394
‫بهم نگفتین که اصل کاری هنوزم اون بالاست،
‫که هنوزم اهمیت میداد

19:49.521 --> 19:52.608
‫تک رد پای تو شن...

19:54.318 --> 19:56.236
‫من بودم

19:56.320 --> 19:57.946
‫تنها راه میرفتم

19:58.030 --> 20:00.908
‫ولی تو تنها نبودی

20:00.991 --> 20:03.619
‫یعنی، ممکنه بهت نگفته بودیم

20:03.702 --> 20:06.705
‫ولی همه‏مون اونجا کنارت بودیم،
‫تو کل مسیر

20:07.289 --> 20:08.957
‫تو کل مسیر

20:10.042 --> 20:13.503
‫تازه نگم که طی سال‌های اخیر...

20:13.587 --> 20:15.631
‫تو چه دوست عالی‏ای
‫واسه ما آسمانی‏ها بودی

20:16.632 --> 20:19.718
‫حتی قبل از اینکه با بقیه ماها آشنا بشی
‫با فرشته‏ی مرگ می‏گشتی

20:19.801 --> 20:22.596
‫تو و عزرائیل عملا رفیق‌های صمیمی‎‏این

20:24.973 --> 20:26.266
‫صبر کن، چی؟

20:29.353 --> 20:32.105
‫اوه، هنوز به اون قسمت کتاب نرسیدی.
‫بیا

20:32.689 --> 20:36.818
‫ری‌ری فرشته‏ی مرگه؟

20:37.611 --> 20:38.654
‫آه...

20:43.033 --> 20:47.663
‫این بدترین ایده‏ایه که
‫دکتر تا به حال داشته

20:56.797 --> 20:57.798
‫تا حالا فکر کردی...

20:58.674 --> 21:01.969
‫که اگه چرخه‏ی جهنمی داشته باشی
‫چه شکلی میشه؟

21:02.886 --> 21:03.886
‫هوم

21:07.599 --> 21:09.393
‫مال من میشه...

21:10.435 --> 21:12.312
‫یه اتاق پر از دوست‏هام...

21:13.313 --> 21:15.482
‫که دارن پیش‌نویس اول...

21:15.565 --> 21:18.986
‫بزرگ‏ترین دستاورد حرفه‌ای
‫که تا به حال داشتم رو میخونن...

21:20.070 --> 21:22.155
‫و اونقدر ازش بدشون میاد

21:23.156 --> 21:25.492
‫که حاضرن به جای نجات دادن دنیا

21:26.451 --> 21:28.161
‫بخاطرش گِله کنن

21:29.246 --> 21:31.957
‫لطفا بگو که چیزی پیدا کردی

21:33.000 --> 21:36.503
‫هرچی، هر فهمی که باشه

21:39.464 --> 21:41.341
‫آره، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

21:57.274 --> 21:58.775
‫لوسیفر

22:00.944 --> 22:03.113
‫- صبر. داری میری؟
‫- آره، بعداً بهت زنگ میزنم

22:03.196 --> 22:04.197
‫صبر کن!

22:04.281 --> 22:05.615
‫تو فقط همینجا بمون!

22:07.075 --> 22:08.285
‫امروز تولدمه

22:09.077 --> 22:10.329
‫باید برگردم

22:10.412 --> 22:12.289
‫نرو

22:12.372 --> 22:13.457
‫خداحافظ

22:17.753 --> 22:20.047
‫- هی، اوه خدای من، حالت خوبه؟
‫- لوسیفر رو ندیدی؟

22:20.130 --> 22:21.506
‫نه، شرمنده

22:22.090 --> 22:23.383
‫اون کجاست؟

22:23.467 --> 22:26.720
‫تو در بستر مرگِتی و اون اونجا نیست

22:26.803 --> 22:27.971
‫اون هیچوقت نیست

22:31.725 --> 22:32.768
‫اوه، خدا جون

22:49.201 --> 22:50.911
‫شارلوت ریچاردز

22:51.495 --> 22:54.206
‫آره، اون بخاطر تو مُرده

22:55.290 --> 22:58.710
‫بهت تکیه کرد که ازش محافظت کنی،
‫و تو ناامیدش کردی

23:02.923 --> 23:04.758
‫آره، این نیست

23:05.801 --> 23:09.888
‫یعنی، یه مدت بخاطرش خودم رو سرزنش میکردم
‫ولی مرگ شارلوت تقصیر من نبود

23:09.971 --> 23:13.100
‫و راستش رو بخوای، یه‌جورایی آرامش‏بخشه
‫که میدونم حداقل اون تو بهشته

23:13.183 --> 23:15.477
‫خب، والدینت چی؟ هوم؟

23:15.560 --> 23:17.521
‫احتمالا خیلی ازت سرافکنده شدن

23:18.105 --> 23:19.356
‫یعنی، خودتو ببین

23:19.940 --> 23:23.527
‫بخاطر مسائل چِرت غمگینانه‏ات
‫از روی دل‏شکستگی مُردی

23:24.403 --> 23:28.365
‫راستش، والدینم خیلی بهم افتخار میکنن
‫و خیلی هم زنده‏ان

23:28.448 --> 23:31.368
‫درواقع قراره به یاد من
‫اسپانسر یه گروه بداهه بشن

23:31.451 --> 23:35.455
‫بامزه‏های دنیمال

23:38.208 --> 23:39.709
‫خواهر و برادر چی؟

23:40.252 --> 23:43.755
‫من تک فرزنده‏ام، میز.
‫خدایی چطور این چیزا رو نمیدونی؟

23:52.472 --> 23:55.767
‫ولی یکی رو داری که در حد
‫یه خواهر بهش اهمیت میدی

23:58.478 --> 23:59.478
‫چی؟

24:00.313 --> 24:02.274
‫- من هیچوقت به الا آسیب نمیرسونم
‫- نه

24:02.357 --> 24:04.359
‫ولی بهش کمک هم نکردی، مگه نه؟

24:05.110 --> 24:09.197
‫اگه حقیقت رو زودتر بهش میگفتی،
‫میتونستی ازش حمایت کنی

24:09.739 --> 24:11.032
‫کنارش می‌بودی

24:12.451 --> 24:14.161
‫موقعی که هنوز زنده بودی

24:15.370 --> 24:17.038
‫آره، دیوونه نیستی

24:17.122 --> 24:21.501
‫نه، نه، تو...
‫فقط با یه فرشته دوست بودی

24:21.585 --> 24:24.337
‫فرشته‎ی مرگ

24:24.421 --> 24:27.716
‫که کاملا عادیه

24:27.799 --> 24:31.595
‫آره، درست مثل رفیق روحِت دن،

24:31.678 --> 24:34.931
‫که نه میتونی ببینیش
‫و نه باهاش حرف بزنی

24:35.015 --> 24:37.976
‫آه، دن میخواد باهات حرف بزنه

24:41.188 --> 24:42.772
‫اوه، آه...

24:43.565 --> 24:45.400
‫وای. خیلی‏خب، خوبه

24:46.943 --> 24:48.778
‫سلام، دن

24:49.696 --> 24:51.281
‫آم...

24:51.990 --> 24:57.412
‫خیلی عذر میخوام که زودتر اینو نگفتم،
‫ولی واقعا خیلی دلم برات تنگ شده

24:57.496 --> 25:00.415
‫و حتی اسمت رو روی یه قورباغه گذاشتم

25:00.499 --> 25:03.668
‫بهش بگو قورباغه دن رو دیدم

25:04.461 --> 25:08.381
‫و خوشحال هم شدم،
‫و بهش بگو که واقعا دلم براش تنگ شده

25:08.465 --> 25:10.634
‫همینطورم بهش بگو که بـِشِر موردعلاقه‎اش...

25:10.717 --> 25:12.636
‫هفته پیش قِل خورد
‫رفت پشت کمد بایگانی

25:12.719 --> 25:15.514
‫- داشت دنبالش می‌گشت
‫- گفت، "هی"

25:16.223 --> 25:18.642
‫- یعنی، چی؟
‫- دارم خلاصه‏اش میکنم

25:20.060 --> 25:22.437
‫فقط برگه رو نشونش بده،
‫باشه لطفا؟

25:23.021 --> 25:24.814
‫دن میخواد اینو بخونی

25:26.441 --> 25:28.693
‫اوه، باشه

25:30.612 --> 25:32.864
‫بچه‏ها، این خیلی عجیبه

25:32.948 --> 25:36.409
‫پس فرقه‌ای که توسط کشیش قاتل رهبری میشده
‫دست به خودکشی جمعی میزنن

25:36.493 --> 25:37.994
‫- حالا، اینو می‌فهمم
‫- هوم

25:38.078 --> 25:42.040
‫یعنی، واقعا ازش سر در نمیارم،
‫ولی فرقه، خودکشی، جور در میاد

25:42.123 --> 25:46.419
‫حالا، اینو نمی‌فهمم که بعضی از
‫این جسدها کبودن

25:46.503 --> 25:50.632
‫آره، آره، فکر کنم به کارهای
‫خیلی عجیبی علاقه داشتن

25:50.715 --> 25:53.510
‫آره، به نظرم کارهای خیلی شیطانی‏ای بوده

25:54.094 --> 25:55.303
‫نمیدونم والا

25:55.387 --> 26:00.183
‫انگار بعضی از این اجساد دو بار مُردن

26:00.767 --> 26:02.811
‫دو بار؟
‫چی...

26:02.894 --> 26:05.230
‫دو بار؟
‫این غیرممکنه، درسته لوسیفر؟

26:05.313 --> 26:07.107
‫یعنی...

26:09.359 --> 26:11.778
‫آره، آره، این...

26:11.861 --> 26:14.656
‫حتما امروز دارم گیج میزنم

26:15.323 --> 26:17.951
‫فقط این بخش رو تو گزارش قید نمیکنم

26:18.034 --> 26:20.495
‫آره. خدایا

26:22.581 --> 26:23.873
‫اوه!

26:25.041 --> 26:26.668
‫اوه باشه، می‎فهمم

26:26.751 --> 26:30.755
‫پس من فقط یه گول‏خوره خیلی خنگم...

26:30.839 --> 26:34.634
‫که سال‌هاست نابکاری‌های آسمانی شما
‫رو لاپوشونی میکرده

26:34.718 --> 26:38.346
‫الا، همدست ناخواسته،
‫دوباره دست به کار میشه!

26:38.430 --> 26:41.474
‫دن میخواد به خوندن ادامه بدی

26:44.394 --> 26:45.895
‫لطفا

26:50.150 --> 26:53.028
‫ما بدون الا چیکار میکردیم، ها؟

26:53.111 --> 26:56.031
‫خب، اول اینکه
‫یه برادر زاده‏ی نیمه‌فرشته کم داشتم

26:56.114 --> 26:58.116
‫فقط کاش می‌تونستیم حقیقت رو بهش بگیم

26:58.199 --> 27:02.037
‫خب منم دلم میخواد، ولی همونطور که ثابت شده
‫وقتی انسان‌ها بفهمن که...

27:02.120 --> 27:05.665
‫فرشته‏ها و اهریمن‏ها در بین‏شون هستن
‫خوب واکنش نشون نمیدن

27:06.333 --> 27:08.918
‫حتی اگه از قبل تو دل‌شون
‫حقیقت رو بدونن

27:12.130 --> 27:13.298
‫آره، باشه

27:14.090 --> 27:16.718
‫پس بعد از اینکه چارلی دزدیده شد
‫کمک کردم نجات پیدا کنه

27:16.801 --> 27:18.970
‫این به معنای واقعی شغل منه

27:19.721 --> 27:22.015
‫میدونی، کل این مدت

27:22.807 --> 27:25.435
‫واقعا فکر میکردم من جزئی از
‫دایره داخلی‏‎ام
‫ [جمع خودمونی]

27:27.520 --> 27:28.688
‫ولی نبودم

27:29.230 --> 27:32.609
‫فقط یه خط مماس تنها بودم

27:36.488 --> 27:38.531
‫آره...

27:39.491 --> 27:43.995
‫دن میگه که، درحالی که شاید
‫جزئیات رو نمیدونستی

27:45.038 --> 27:47.832
‫همه کسایی که اینجان همیشه تو رو
‫دوست و بهت اعتماد داشتن، الا

27:49.959 --> 27:51.461
‫نه، اینو نمیگم

27:57.300 --> 28:00.679
‫دن میگه تو خودت دایره داخلی هستی

28:05.100 --> 28:09.145
‫اگه شماها واقعا بهم اعتماد داشتین،
‫حقیقت رو بهم می‌گفتین

28:13.316 --> 28:14.316
‫الا...

28:19.239 --> 28:20.239
‫کلویی!

28:22.200 --> 28:23.618
‫من اینجام

28:27.622 --> 28:28.748
‫چی شده؟

28:31.209 --> 28:32.209
‫خب، آه...

28:34.379 --> 28:37.173
‫تو کتاب، تو منو فوق‌العاده...

28:37.924 --> 28:39.008
‫جلوه میدی

28:40.760 --> 28:43.722
‫بله، مشخصه که این چطور
‫ممکنه ناراحت کننده باشه

28:46.182 --> 28:50.729
‫اگه به این بخاطر فکر میکنی که
‫من باهوش و زیبا...

28:50.812 --> 28:52.355
‫و "بی‌نقص‌ام"

28:53.606 --> 28:57.193
‫چون هیچوقت به اندازه کافی پیشم نموندی
‫که بدترین روی منو ببینی؟

28:57.277 --> 28:59.612
‫اوه خب، حالا داری از خودت
‫اراجیف می‌بافی

29:03.199 --> 29:06.828
‫وقتی روری گفت که در بستر مرگم کنارم نبودی،

29:07.829 --> 29:09.706
‫میدونی، فکر کردم

29:10.457 --> 29:11.666
‫"این غیرممکنه"

29:12.500 --> 29:15.545
‫"لوسیفر هیچوقت تنهام نمیذاره"

29:16.129 --> 29:17.797
‫ولی اینو که میخونم، می‌فهمم...

29:17.881 --> 29:19.549
‫معلومه که این کارو میکنی

29:19.632 --> 29:21.843
‫تا الان بارها این کارو کردی

29:23.052 --> 29:24.721
‫- واقعا؟
‫- بله!

29:24.804 --> 29:27.515
‫هر دفعه که پیشرفت احساسی‏‎ای داشتیم،

29:27.599 --> 29:30.560
‫تو فوراً رفتی و غیبت زده

29:30.643 --> 29:33.480
‫اوه بیخیال،
‫ممکن نیست این حقیقت داشته باشه

29:33.563 --> 29:34.773
‫نه، گوش بده

29:35.940 --> 29:37.192
‫و الان...

29:38.026 --> 29:39.527
‫تو بهم گفتی که دوستم داری

29:39.611 --> 29:43.490
‫این بزرگ‏ترین پیشرفتیه که
‫تا حالا داشتیم

29:44.657 --> 29:48.119
‫پس فقط تو فکرم که از کجا بدونم...

29:50.205 --> 29:52.332
‫که با بزرگ‌ترین ناپدیدیم
‫همون کار رو ادامه‏اش نمیدم

29:55.210 --> 29:56.669
‫کلویی...

29:59.214 --> 30:02.342
‫من هیچوقت به خواست خودم
‫تنهات نمیذارم

30:03.092 --> 30:05.345
‫- ولی نمیتونی اینو بدونی
‫- چرا، میتونم

30:06.179 --> 30:07.722
‫چون انتخاب خودمه

30:10.600 --> 30:11.684
‫خیلی‏خب...

30:12.727 --> 30:17.190
‫همونطوری که انتخاب خودته
‫که الان بال‌هات رو در بیاری؟

30:18.566 --> 30:21.361
‫همونطور که انتخابش با خودته که
‫منو توی دلت راه بدی یا نه؟

30:33.081 --> 30:34.081
‫لوسیفر

30:36.501 --> 30:38.044
‫چه اتفاقی داره برام میوفته؟

30:45.635 --> 30:47.637
‫میدونی، من خیلی سال اینو پوشیدم

30:47.720 --> 30:52.600
‫چون ثابت میکرد که تو خواستی
‫کنار من آسیب‎پذیر باشی ولی...

30:54.352 --> 30:57.730
‫ولی الان تو نبودی که اون تصمیم رو گرفتی،
‫ناخودآگاه توئه

30:57.814 --> 31:02.110
‫ناخودآگاه تو خواست که
‫یه صورت شیطانی داشته باشه...

31:02.193 --> 31:04.571
‫یا اینکه بال‏هات رو بیاره بیرون

31:04.654 --> 31:07.740
‫و حالا که همه اینا رو میخونم،
‫یعنی، همه‏چی رو کنار هم می‌بینم

31:08.324 --> 31:09.325
‫فقط تو فکرم...

31:11.452 --> 31:14.205
‫ناخودآگاهت شاید نخواد که بمونه

31:15.665 --> 31:16.665
‫نه

31:19.002 --> 31:21.337
‫نه متاسفم، ولی اینو قبول ندارم

31:22.672 --> 31:23.548
‫من عوض شدم

31:23.631 --> 31:27.594
‫بزرگ شدم.
‫یعنی، همش تو این هست، مگه نه؟

31:27.677 --> 31:28.677
‫این...

31:31.431 --> 31:32.431
‫چیه؟

31:33.391 --> 31:34.475
‫چیه؟

31:37.270 --> 31:39.063
‫این کتاب یه مشکلی داره

31:45.028 --> 31:46.738
‫جمع بشین، ملت

31:47.822 --> 31:49.699
‫دکتر همه‌مون رو فریب داده

31:49.782 --> 31:52.869
‫دست نویسی که اون آورده
‫وسط جمله تموم میشه

31:53.536 --> 31:57.165
‫چون تو آخر کتاب رو با خودت نیاوردی، مگه نه؟

31:57.874 --> 31:58.875
‫میدونین چیه؟

31:59.792 --> 32:00.792
‫حقیقت داره

32:01.294 --> 32:03.254
‫آخر کتاب رو توی دفترم نگه داشتم

32:04.255 --> 32:06.758
‫ولی اگه این کتاب یه موردپژوهی بروی لوسیفره،

32:06.841 --> 32:08.718
‫همه بینش‌های مهم روانشناختی...

32:08.801 --> 32:10.553
‫تو بخش آخرن، درسته؟

32:10.637 --> 32:12.305
‫پس داری مخفیش میکنی؟

32:12.388 --> 32:14.933
‫شغل من اینه که بیمارهام
‫رو در مسیرشون راهنمایی کنم

32:15.016 --> 32:16.851
‫نه اینکه جواب رو بهشون بدم

32:16.935 --> 32:19.520
‫یه لحظه صبر کنین،
‫دنیا داره به اتمام میرسه

32:19.604 --> 32:22.440
‫اونوقت شماها هنوزم دارین
‫از همدیگه راز مخفی می‌کنین؟

32:22.523 --> 32:24.859
‫- شماها چتونه؟
‫- نه

32:24.943 --> 32:27.695
‫هیچ کدوم از اینا ایده من نبود

32:27.779 --> 32:30.031
‫هیچکس قرار نبود دست نویس منو بخونه

32:30.114 --> 32:32.909
‫بیماری که روش مطالعه میکردم
‫که دیگه اصلا

32:32.992 --> 32:34.744
‫چون پیش‌نویس اوله

32:35.328 --> 32:38.039
‫شاید سال‎‏ها دیگه که کتاب منتشر شد...

32:38.122 --> 32:40.416
‫میخواد منتشرش کنه؟
‫والدین‏ام اینو می‌بینن!

32:40.500 --> 32:42.620
‫خفه شو دنیل، این به تو مربوط نیست!
‫درمورد منه

32:48.383 --> 32:50.969
‫تو آخر کتاب رو پیش خودت نگه داشتی...

32:51.970 --> 32:54.514
‫چون فکر میکنی من موفق نمیشم، مگه نه؟

32:56.057 --> 32:58.851
‫روانکاو خودم باور نداره که
‫من خدا میشم

33:11.447 --> 33:14.784
‫- به گمونم مهمونی تموم شد، ها؟
‫- آره

33:16.744 --> 33:20.707
‫پسر، خدایی این افسرده کننده‎ترین چیزیه
‫که تا حالا دیدم

33:20.790 --> 33:23.126
‫کاشف به عمل اومد که
‫جای دیگه‌ای واسه رفتن نداشتم

33:23.209 --> 33:24.419
‫آره خب، من که دارم

33:25.211 --> 33:26.212
‫آره

33:32.844 --> 33:33.845
‫خیلی‏خب

33:34.846 --> 33:38.057
‫پس بیا مقدمه‏‎چینی رو بیخیال بشیم
‫و یه‏راست بریم سر اصل قضیه

33:38.683 --> 33:39.683
‫باشه؟

33:40.143 --> 33:44.355
‫اگه تو لحظه‌ی مرگت رو تو جهنم دیدی،

33:44.439 --> 33:45.523
‫اون کلیده

33:45.606 --> 33:48.651
‫مرگت رو دوباره تجربه میکنی،
‫گناهت رو پیدا میکنی

33:48.735 --> 33:51.070
‫آره، اونجا بودم، انجامش دادم

33:51.154 --> 33:53.448
‫- هیچی یاد نگرفتم
‫- اوهوم

33:54.490 --> 33:57.535
‫اون ترسِ سرد و دل‌شوره‌‎آوره
‫توی دلت...

33:58.870 --> 33:59.870
‫حسش میکنی؟

34:00.872 --> 34:01.872
‫آره

34:01.914 --> 34:03.207
‫اون گناه توئه

34:04.625 --> 34:08.921
‫حالا میتونی عین یه آدم ضعیف
‫هزار سال آینده رو ازش فرار کنی،

34:10.798 --> 34:12.175
‫یا میتونی درونت رو بشکافی...

34:13.301 --> 34:15.553
‫و عین یه اهریمن بوش رو دنبال کنی!

34:38.576 --> 34:39.952
‫میز، فکر کنم قفلش رو باز کردی

34:41.746 --> 34:43.539
‫میدونم که باید چیکار کنم

34:50.588 --> 34:52.131
‫اوه، هی

34:52.215 --> 34:55.676
‫حتی نمیدونم که چرا دکتر داره به خودش زحمت میده
‫که بقیه کتاب رو بیاره

34:56.803 --> 34:58.805
‫من توانایی تغییر واقعی رو ندارم

34:59.931 --> 35:02.058
‫- لوسیفر، این حقیقت نداره
‫- واقعا نداره؟

35:03.226 --> 35:05.436
‫یعنی، حداقل من فکر نمیکنم که
‫حقیقت داشته باشه

35:07.271 --> 35:09.899
‫اینو میدونم که از وقتی که دیدمت
‫چقدر اصلاح شدی

35:09.982 --> 35:11.192
‫ولی کافی نیست

35:12.401 --> 35:15.780
‫راستش، نمیدونم کافیه یا نه

35:16.781 --> 35:20.118
‫حرفی که اونجا زدم، ترسیده بودم

35:20.201 --> 35:21.577
‫میدونی، ترسیدم

35:23.579 --> 35:27.291
‫میدونم فکر نمیکنی که غیبت میزنه
‫و میخوام اینو باور کنم

35:27.375 --> 35:28.709
‫ولی اگه اشتباه میکنی

35:29.460 --> 35:32.088
‫و من قراره مامان دو تا دختر باشم

35:32.713 --> 35:34.257
‫تو اداره پلیس هم کار میکنم

35:34.340 --> 35:38.302
‫میخوای به نیروی پلیس برگردی؟

35:40.054 --> 35:41.054
‫میدونم

35:41.889 --> 35:45.351
‫میدونم برنامه‏مون نبود،
‫و اگه ناراحتی درک میکنم

35:46.519 --> 35:47.519
‫نه

35:48.563 --> 35:49.897
‫نه، درک میکنم

35:52.108 --> 35:55.945
‫یعنی، ذاتت همینه، مگه نه؟
‫هوم؟

35:57.613 --> 35:59.365
‫کارآگاه من

35:59.448 --> 36:01.993
‫هیچوقت نمیتونم سر این
‫از دستت ناراحت باشم

36:04.162 --> 36:07.748
‫و با اینکه احتمال کمی وجود داره که...

36:07.832 --> 36:12.962
‫شاید من زیادی تو رو تحسین میکنم

36:13.045 --> 36:15.047
‫اینو میدونم که تو مادر فوق‌العاده‎ای هستی

36:17.216 --> 36:19.510
‫واسه روری که مادر فوق‌العاده‌ای نبودم

36:20.094 --> 36:22.847
‫- منظورت چیه؟
‫- فقط بال‌هاش رو ببین، لوسیفر

36:22.930 --> 36:24.015
‫یعنی...

36:25.349 --> 36:27.518
‫فقط فکر میکنم، به اندازه کافی
‫ازش محافظت نکردم؟

36:27.602 --> 36:29.187
‫باعث نشدم که احساس امنیت کنه؟

36:29.270 --> 36:30.813
‫اینکه چقدر بد گند زدم...

36:30.897 --> 36:33.608
‫که باعث شدم دخترمون
‫خودش رو یه سلاح بدونه؟

36:33.691 --> 36:34.942
‫اوه درسته، بله

36:35.026 --> 36:38.112
‫واقعا موندم حس آزار پنداریِ روری به کی رفته

36:38.196 --> 36:42.325
‫بدون شک از فرشته‏ای نیست که به معنای واقعی
‫سرکشی نووجون‌ها رو بوجود آورده

36:42.408 --> 36:45.328
‫بال‌های خنجری؟
‫صورت شیطانی؟

36:45.411 --> 36:47.538
‫همه‏‎‌اش یه جوره، مگه نه؟

36:47.622 --> 36:48.956
‫نه، نیست

36:52.251 --> 36:53.294
‫روری

36:53.961 --> 36:55.004
‫روری!

36:55.630 --> 36:57.757
‫- آه...
‫- سلام!

36:57.840 --> 37:01.469
‫- تو اینجا چیکار میکنی؟
‫- مامان گفت که شماها دارین دنیا رو نجات میدین

37:01.552 --> 37:04.180
‫با خودم گفتم یه سر بیام
‫ببینم چطور پیش میره

37:04.263 --> 37:06.515
‫باید بگم، یه‏جورایی آرزو میکردم
‫کاش نمیومدم

37:06.599 --> 37:08.309
‫گرایش گذشته‌نگارانه خیلی ضدحاله، ها؟

37:08.392 --> 37:11.145
‫- روری
‫- صبر کن روری، وایسا

37:12.230 --> 37:16.359
‫من فکر میکنم... ما فکر میکنیم
‫که بال‏های تو حرف ندارن

37:16.943 --> 37:18.903
‫فقط... امیدوارم که...

37:19.695 --> 37:22.823
‫وقتی سنت کمتر بوده؛ نیاز نبوده که
‫احساس کنی که باید...

37:22.907 --> 37:24.325
‫مبارزه کنی یا از خودت محافظت کنی

37:25.493 --> 37:29.497
‫به عنوان مامانت، امیدوارم که همیشه
‫باعث شده باشم که احساس امنیت کنی

37:31.374 --> 37:35.044
‫من بال‌هام بخاطر این نیست که
‫تو کار اشتباهی کردی

37:36.504 --> 37:39.257
‫بخاطر اینه که تو یه کاری
‫رو درست انجام دادی

37:40.466 --> 37:42.176
‫یعنی، کل زندگیم

37:42.260 --> 37:44.845
‫تو رو تماشا کردم که واسه عدالت
‫ایستادگی میکردی

37:45.554 --> 37:48.099
‫من عاشق این بال‏های خفنم

37:48.182 --> 37:52.103
‫چون اونا منو یاد شخصی میندازن
‫که از همه بیشتر تحسین میکنم

37:53.729 --> 37:54.730
‫مامانم

37:55.940 --> 37:57.900
‫واقعا؟

37:58.484 --> 37:59.484
‫واقعا؟

38:00.569 --> 38:04.115
‫این بال‌ها یکی از میلیون‌ها...

38:04.198 --> 38:07.243
‫چیزهای فوق‌العاده و قدرتمندی هستن
‫که بهم دادی

38:08.744 --> 38:10.288
‫برخلاف اون

38:11.038 --> 38:14.834
‫خب، بابای فرشته‏ات احتمالا
‫تأثیری توی بال‌هات داشته

38:14.917 --> 38:17.420
‫- درسته
‫- لوسیفر هر دومون رو ترک کرد

38:18.212 --> 38:20.089
‫چطور هنوز میتونی ازش دفاع کنی؟

38:21.007 --> 38:24.385
‫خب روری، یعنی...
‫بابای تو نقص داره

38:24.468 --> 38:25.678
‫همه‌مون نقص داریم و...

38:27.013 --> 38:30.516
‫یعنی با اینکه نگران آینده هستم،
‫من...

38:31.017 --> 38:34.103
‫به گمونم، در اعماق وجود
‫واقعا بهش اعتماد دارم

38:34.186 --> 38:38.107
‫چرا؟ اون خودش به خودش اعتماد نداره.
‫احساسات خودش رو نمی‌فهمه

38:38.190 --> 38:41.694
‫باید گلوله میخورد تا بفهمه که
‫بهت اهمیت میداده

38:41.777 --> 38:43.904
‫آره، حرف‏هاتون رو شنیدم

38:43.988 --> 38:46.449
‫- این لزوماً منصفانه نیست
‫- نه

38:47.158 --> 38:49.535
‫حق با اونه

38:50.286 --> 38:52.997
‫حق با اونه

38:57.251 --> 38:59.503
‫لوسیفر، چیکار میکنی؟

39:03.341 --> 39:04.592
‫این مثلا قراره چی باشه؟

39:06.510 --> 39:10.014
‫میدونم که چه حسی درمورد تو دارم،
‫و میخوام ثابتش کنم، خانوم جوون

39:10.097 --> 39:14.477
‫همینجا، همین الان خودم رو آسیب‌پذیر میکنم
‫واسه تو

39:14.560 --> 39:16.395
‫پس یالا، بهم شلیک کن

39:16.979 --> 39:19.899
‫خیلی‏خب، ما تو این خانواده
‫به کسی شلیک نمیکنیم

39:19.982 --> 39:22.443
‫والا نمیدونم، مامان.
‫به نظرم ثابت شده که این کارو میکنیم

39:22.526 --> 39:25.321
‫فکر کنم با این حرف خوب جوابت رو داد.
‫برو کنار، لطفا

39:25.404 --> 39:28.949
‫من پدرتم و دارم بهت میگم که
‫بهم شلیک کنی!

39:29.033 --> 39:31.577
‫روری، به حرفش گوش نده.
‫فقط اسلحه رو بذار زمین

39:31.660 --> 39:34.288
‫آآآآ!
‫فقط اینطوری حرفم رو باور میکنه

39:34.372 --> 39:35.623
‫یالا، روری

39:35.706 --> 39:37.875
‫از وقتی که رسیدی اینجا
‫میخوای بهم صدمه بزنی

39:37.958 --> 39:39.835
‫حالا فرصتش رو داری.
‫ماشه رو بکِش

39:42.171 --> 39:43.714
‫یالا

39:43.798 --> 39:46.675
‫بزن، بهم شلیک کن!

39:54.308 --> 39:55.976
‫میدونستم که این توانایی رو نداره

40:10.616 --> 40:11.784
‫لوسیفر

40:17.957 --> 40:22.211
‫شما دو نفر دیگه هیچوقت
‫همچین کاری نکنین

40:22.795 --> 40:24.296
‫قول میدم

40:25.214 --> 40:27.550
‫- جواب داد
‫- معلومه که جواب داد

40:28.467 --> 40:29.718
‫تو دخترمی

40:30.428 --> 40:31.554
‫و من دوستت دارم

40:34.515 --> 40:37.309
‫خودت خواستی؟
‫خب، آوردمش!

40:37.977 --> 40:38.977
‫لوسیفر

40:40.521 --> 40:41.689
‫خون‏ریزی داری؟

40:41.772 --> 40:44.233
‫بله، همینطوره!

40:44.316 --> 40:45.693
‫ولی نگرانش نباش

40:46.444 --> 40:47.486
‫بدش بیاد

40:48.237 --> 40:50.865
‫وقتشه ببینیم این داستان
‫واقعا چطور تموم میشه

41:12.511 --> 41:14.430
‫ممنون، دکتر لیندا

41:16.515 --> 41:18.350
‫طی پنج سالی که باهم کار کردیم،

41:18.434 --> 41:21.604
‫تو بودی که بهم بینش، خِردی دادی

41:22.188 --> 41:23.731
‫که به تخت فرمانروایی بهشت برسم

41:25.774 --> 41:29.487
‫بعضی‌ها ممکنه بگن تو رحمت خدایی

41:55.804 --> 41:59.517
‫من، لوسیفر مورنینگ‎استار،
‫شیطان

42:00.518 --> 42:04.897
‫به بهشت برگشتم تا به عنوان
‫خدای متعال فرمانروایی کنم

42:06.732 --> 42:08.901
‫و همش به لطف یه زنه

42:10.319 --> 42:12.404
‫زنی که ذهن نابغه‏ای داره،

42:13.280 --> 42:14.990
‫صبر یه قدیس رو داره

42:16.408 --> 42:20.162
‫زنی که با تمام وجودم
‫اونو ستایش میکنم

42:21.914 --> 42:26.168
‫بهترین روان‌کاوی که دنیا به خودش دیده

42:26.252 --> 42:29.380
‫دکتر لیندا مارتین، دکترای پزشکی

42:29.463 --> 42:35.219
‫دکترای روانشناسی، دکترا علوم،
‫کارشناسی ارشد، ام‌فیل

42:35.302 --> 42:38.389
‫کارشناسی ارشد علوم،
‫کارشناسی ارشد فناوری

42:38.472 --> 42:40.140
‫استاد جهان، خانوم...

42:40.849 --> 42:43.477
‫ این مسخره‏ست

42:43.561 --> 42:45.854
‫یعنی، صندل با جوراب؟

42:45.938 --> 42:47.565
‫چیه؟ بابات که می‌پوشید

42:47.648 --> 42:50.484
‫ولی لیندا، واقعا فکر میکنی
‫این اتفاقیه که میوفته؟

42:51.110 --> 42:53.320
‫من نمیدونم چه اتفاقی قراره بیوفته

42:53.904 --> 42:56.865
‫و طی پنج سال اخیر
‫روان‌پزشک شیطان بودم

42:56.949 --> 42:58.784
‫و هنوزم نتونستم واسه خدا بودن
‫آماده‏اش کنم

42:59.535 --> 43:02.705
‫من یه شکست‏ام

43:02.788 --> 43:05.583
‫پس یه پایان الکی نوشتم
‫تا حالم رو بهتر کنم

43:05.666 --> 43:08.294
‫خیلی‏خب، خدایی میگم
‫چرا خون‏ریزی داری؟

43:08.377 --> 43:10.129
‫اوه، دخترم بهم شلیک کرد

43:10.212 --> 43:11.338
‫چی؟

43:11.422 --> 43:13.799
‫نه، نگران نباش.
‫کاملا توافقی بود

43:13.882 --> 43:16.385
‫من آسیب‎‏پذیریم رو عملی کردم
‫تا چیزی رو ثابت کنم

43:18.762 --> 43:19.763
‫لوسیفر...

43:21.015 --> 43:23.225
‫ذهن خودآگاه و ناخودآگاه تو...

43:23.934 --> 43:25.728
‫بالاخره دارن هماهنگ کار میکنن

43:27.229 --> 43:28.522
‫میدونی این یعنی چی؟

43:29.982 --> 43:30.982
‫که...

43:31.650 --> 43:35.988
‫دیگه نیازی نیست اجازه بدم بال‌هام
‫تصمیم بگیرن که من خدا میشم یا نه

43:50.502 --> 43:51.545
‫پس...

43:53.672 --> 43:55.591
‫بالاخره واسه خدا بودن آماده‏‎ای

43:57.426 --> 43:58.426
‫آره

43:59.928 --> 44:02.723
‫آماده‏ام که خدا باشم

44:09.938 --> 44:11.440
‫ولی انتخاب میکنم که نباشم

44:13.192 --> 44:14.276
‫چی؟

44:14.360 --> 44:17.237
‫خوندن پایان مسخره دکتر،

44:17.321 --> 44:21.033
‫زنده کردن یاد تمام چیزهایی که
‫روی زمین گذروندیم،

44:21.700 --> 44:26.163
‫اینکه دیدم تو چقدر نسبت به کسی که هستی،
‫چیزی که هستی مطمئنی...

44:26.872 --> 44:28.624
‫باعث شدم بفهمم که...

44:29.541 --> 44:31.460
‫نمیخوام خدا باشم

44:33.045 --> 44:34.672
‫پس نمیشم

44:35.714 --> 44:38.384
‫یعنی فکر کن، در عمق وجود

44:39.134 --> 44:41.845
‫همیشه میدونستم که اون
‫واقعا ندای من نیست

44:42.429 --> 44:43.429
‫من... من...

44:43.972 --> 44:46.141
‫نمیدونم ندای من چیه،

44:46.225 --> 44:48.352
‫ولی میدونم که خدا شدنم نیست

44:50.020 --> 44:52.189
‫امیدوارم که خیلی بخاطرش
‫ناامید نشده باشی

44:52.272 --> 44:54.358
‫نه، ناامید نشدم

44:55.984 --> 44:58.487
‫هیچوقت نمیتونم بخاطر
‫کسی که هستی ناامید بشم

44:59.571 --> 45:00.989
‫بهت که گفتم، بهت اعتماد دارم

45:02.908 --> 45:07.246
‫واقعا نمیدونم چرا همیشه
‫اینقدر بهم ایمان داری

45:12.000 --> 45:13.000
‫من میدونم

45:18.048 --> 45:23.095
‫یعنی، کل زندگیم به مامان گوش کردم که میگفت
‫چقدر تو رو دوست داشت

45:25.055 --> 45:28.183
‫راستش رو بخوای، یه‏جورایی دلم براش می‏سوخت

45:29.643 --> 45:34.481
‫ولی اینو که میخونم،
‫میتونم اون‏ور تصویر رو ببینم

45:35.149 --> 45:37.359
‫کلویی

45:37.443 --> 45:38.861
‫نمیخوام بمیرم

45:38.944 --> 45:40.070
‫نمیذارم بمیری

45:43.157 --> 45:48.036
‫اگه اون بالایی،
‫فقط میخوام از کلویی محافظت کنی

45:55.127 --> 45:56.920
‫کارآگاه! نه!

45:59.089 --> 46:00.382
‫چیزیت نشده

46:10.434 --> 46:14.813
‫ ♪ چه چیزی در سوراخ داخل زمین بگذارم؟ ♪

46:16.690 --> 46:18.984
‫ ♪ اوه، دارم از ارتفاع بلندتری میوفتم ♪

46:21.320 --> 46:23.572
‫ ♪ عمیق‏تر پرواز میکنم ♪

46:23.655 --> 46:26.658
‫ ♪ اوه، عشقی که پیدا کردم ♪

46:30.120 --> 46:35.000
‫ ♪ با این لبخندی که تو دهنم گیر کرده چیکار کنم؟ ♪

46:38.128 --> 46:42.883
‫ ♪ چطور ثابت کنم که این دفعه یه روح هست؟ ♪

46:44.343 --> 46:47.054
‫ ♪ عین آتیش گرفتن می‏مونه ♪

46:48.680 --> 46:51.350
‫ ♪ راه رفتن روی آب ♪

46:51.433 --> 46:55.270
‫ ♪ اوه، عشقی که پیدا کردم ♪

46:57.731 --> 47:02.611
‫ ♪ فقط لب تر کن، منم همش رو می‌سوزونم ♪

47:05.781 --> 47:10.369
‫ ♪ آکورد رو بنواز، منم بیشتر خون میریزم ♪

47:13.705 --> 47:17.209
‫تو رو انتخاب میکنم، کلویی

47:19.461 --> 47:21.755
‫چون دوستت دارم

47:24.883 --> 47:27.970
‫خوب شد که فهمیدم
‫اون دوستت داشته...

47:29.388 --> 47:31.348
‫اونم دوستت داره

47:31.932 --> 47:34.768
‫روری، امیدوارم که الان بدونی...

47:34.852 --> 47:38.063
‫که اونم دقیقا همین حس
‫رو نسبت به تو داره

47:41.233 --> 47:43.068
‫آره، فکر کنم بدونم

47:43.819 --> 47:49.199
‫پیشرفت احساسی‎‏ای که اینجا دارین میکنین
‫واقعا خیلی زیباست

47:49.283 --> 47:51.159
‫ولی میدونین، تقریبا باعث میشه...

47:51.243 --> 47:53.412
‫وضعیت پایان دنیا رو یادم بره

47:53.495 --> 47:56.957
‫اوه درسته، اون.
‫دکتر ضد حال

47:57.040 --> 47:58.584
‫خب، نگران نباش

47:58.667 --> 48:02.546
‫مطمئنم که آمندیل
‫یه فکری براش میکنه

48:02.629 --> 48:03.714
‫اون همیشه حلش میکنه

48:11.054 --> 48:12.890
‫- سلام
‫- سلام

48:17.227 --> 48:18.228
‫خب...

48:22.524 --> 48:24.026
‫ممنون که اومدی دنبالم

48:25.736 --> 48:26.736
‫خواهش

48:28.614 --> 48:29.615
‫ببخشید

48:30.574 --> 48:32.784
‫یه‌جورایی تو عروسی قالت گذاشتم

48:34.703 --> 48:36.163
‫مورد اضطراری بزرگی پیش اومد

48:38.707 --> 48:42.502
‫تا حالا یکی از اون دوست‌هایی داشتی که
‫هر دفعه مشکلی دارن...

48:42.586 --> 48:43.837
‫آخر میشه...

48:43.921 --> 48:45.297
‫پایان دنیا؟

48:45.380 --> 48:48.342
‫آره خب، واقعا خوشحالم که می‌فهمی

48:48.425 --> 48:52.804
‫چون من پنج‌تا از اونا دارم

48:54.932 --> 48:56.892
‫به گمونم، 6 تان

48:58.435 --> 49:00.395
‫فقط واسه اینکه بدونی

49:01.063 --> 49:02.063
‫باشه

49:03.857 --> 49:05.400
‫خب چی شد؟

49:05.484 --> 49:08.195
‫بحران جلوگیری شد یا...؟

49:08.278 --> 49:09.488
‫هنوز نه

49:11.823 --> 49:14.534
‫ولی میدونی، با توجه به چیزهایی که
‫پشت سر گذاشتیم،

49:14.618 --> 49:18.413
‫میتونم بگم که محتاطانه خوشبین‏ام

49:19.831 --> 49:21.291
‫خوبه

49:22.751 --> 49:24.628
‫خیلی متاسفم، میدونم...

49:25.963 --> 49:29.466
‫میدونم این مثل این می‌‎مونه که
‫"به شهر مبهم خوش اومدی، جمعیت فقط تو"

49:30.842 --> 49:34.596
‫کارول، واقعا کاش میتونستم
‫بیشتر بهت بگم

49:34.680 --> 49:36.139
‫واقعا میگم، ولی...

49:38.809 --> 49:40.978
‫این راز من نیست که به دیگران بگم

49:41.061 --> 49:42.562
‫الا...

49:45.107 --> 49:46.358
‫عیب نداره

49:47.150 --> 49:48.360
‫من میدونم تو کی هستی

49:49.152 --> 49:52.656
‫و به رابطه‏مون اعتماد دارم،
‫پس نیازی نیست...

49:54.366 --> 49:56.451
‫نیازی نیست نگرانش باشی.
‫مشکلی نداریم

49:58.495 --> 50:04.042
‫گوش کن، تا موقعی که قلب یکی رو میشناسی
‫نیازی نیست...

50:04.126 --> 50:07.629
‫تک تک جزئیات رو درموردش بدونی

50:09.047 --> 50:10.048
‫درسته

50:11.049 --> 50:12.050
‫درسته

50:29.109 --> 50:30.610
‫نتونستم دنیا رو نجات بدم

50:34.031 --> 50:36.950
‫حتی نفهمیدم که مراجعه کننده
‫پنج ساله‏ام...

50:37.034 --> 50:39.077
‫نمیخواست خدا بشه

50:40.287 --> 50:42.414
‫بهترین روان‏پزشک دنیا،
‫آره جون خودم

50:42.497 --> 50:47.919
‫- بیشتر میخوره "بزرگ‏ترین شیاد دنیا" باشم
‫- دکتر، بشین

50:50.005 --> 50:53.508
‫حالا، ممکنه بهم کمک نکرده باشی که
‫تخت فرمانروایی بهشت رو بگیرم

50:54.009 --> 50:55.177
‫ولی کمک کردی

50:57.012 --> 50:58.472
‫- واقعا؟
‫- بله

50:59.765 --> 51:04.269
‫بهم کمک کردی که یاد بگیرم
‫بقیه رو اولویت قرار بدم

51:05.645 --> 51:09.066
‫کمکم کردی رابطه‎هایی رو ترمیم کنم که
‫درهم شکسته بودن از زمان...

51:09.649 --> 51:11.818
‫خب، هزاران سال پیش

51:13.195 --> 51:17.240
‫کمکم کردی که واقعا بتونم با عشق زندگیم
‫ارتباط برقرار کنم

51:19.993 --> 51:22.079
‫دکتر لیندا مارتین،

51:23.830 --> 51:27.042
‫دکترا دار و اینا

51:27.626 --> 51:29.252
‫در زمانی که باهم داشتیم،

51:29.336 --> 51:32.839
‫تونستی کاری رو بکنی که حتی خدای متعال
‫هم نمیتونست انجام بده

51:35.050 --> 51:36.802
‫تو منو مَرد بهتری کردی

51:44.142 --> 51:45.769
‫ممنون، لوسیفر

51:48.897 --> 51:51.983
‫این بهترین تعریفی هستش که
‫یه روان‏پزشک میتونه دریافت کنه

52:01.243 --> 52:03.829
‫هوم

52:05.372 --> 52:06.498
‫دکتر

52:07.666 --> 52:11.419
‫- دکتر!
‫- ببخشید. اوه. معذر...

52:13.630 --> 52:16.883
‫- فقط روز خیلی طولانی‏ای بوده
‫- واقعا بوده، نه؟

52:16.967 --> 52:18.343
‫پس اگه منو ببخشی،

52:18.426 --> 52:22.556
‫یه قرار خیلی مهم
‫با یه تختِ گرم و نرم دارم

52:23.640 --> 52:24.933
‫یه استراحتی که واقعا مستحقش هستی

52:48.165 --> 52:49.082
‫ ♪ من... ♪

52:51.543 --> 52:53.503
‫ ♪ فقط میخوام ازت تشکر کنم ♪

52:55.046 --> 53:00.218
‫ ♪ بابت این احساسی که دارم ♪

53:01.887 --> 53:04.181
‫ ♪ من... ♪

53:05.265 --> 53:07.726
‫ ♪ فقط میخوام ازت تشکر کنم ♪

53:15.400 --> 53:17.861
‫ ♪ فقط میخوام ازت تشکر کنم ♪

53:18.862 --> 53:20.780
‫میدونم چرا دنیا داره به پایان میرسه

53:22.115 --> 53:23.408
‫باید حرف بزنیم

53:25.535 --> 53:27.621
‫اوه، گندش بزنن

53:32.632 --> 53:37.621
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
