1
00:00:01,900 --> 00:00:10,361
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:11,344 --> 00:00:12,971
‫دیدی؟
‫ایناهاشش

3
00:00:13,054 --> 00:00:16,474
‫اثبات قطعی که قوانین طبعیت دارن
‫زیره پا گذاشته میشن،

4
00:00:16,558 --> 00:00:19,811
‫و اون زمینی که ما میشناسیم
‫رسما به فنا رفته

5
00:00:24,107 --> 00:00:25,108
‫درسته

6
00:00:26,276 --> 00:00:29,904
‫آره، می‌بینم که چطور ممکنه
‫بعضی از این چیزها مشکل‌ساز باشه

7
00:00:29,988 --> 00:00:31,823
‫افتادن قورباغه‌‎ها از آسمون،

8
00:00:31,906 --> 00:00:34,576
‫پخش شدن مریضی‌ها،
‫سقوط هواپیماهای تصادفی

9
00:00:34,659 --> 00:00:37,662
‫ولی کاهش سکسکه
‫و ناپدید شدن پشه‏ها؟

10
00:00:37,746 --> 00:00:40,081
‫یعنی، بدون شک دو مورد آخر باید...

11
00:00:40,165 --> 00:00:41,833
‫جزء موارد آزار دهنده جدا باشن؟

12
00:00:41,916 --> 00:00:43,126
‫خیلی‎خب، باشه

13
00:00:43,209 --> 00:00:46,671
‫شاید هنوز نفهمیدم که
‫سکسکه چه نقشی...

14
00:00:46,755 --> 00:00:51,134
‫تو آخرین نمایش دنیا داره،
‫ولی کاهش میزان پشه‏ها؟

15
00:00:51,217 --> 00:00:53,511
‫اوه، خدای من!

16
00:00:54,012 --> 00:00:56,598
‫اگه تعداد پشه‌ها به اندازه کافی پایین بیاد،

17
00:00:56,681 --> 00:00:58,391
‫کل اکوسیستم از کار میوفته

18
00:00:58,475 --> 00:01:00,477
‫مثل یه بستنی سه طبقه‌ای
‫تو یه روز گرم تابستونی

19
00:01:00,560 --> 00:01:04,689
‫منظورمون آبزیان‌ـه، پرنده‏ها،
‫همه تحت تاثیرش قرار میگیرن

20
00:01:04,773 --> 00:01:08,985
‫پشه از دست بدیم...
‫انسان‌ها رو از دست دادیم

21
00:01:09,986 --> 00:01:10,986
‫اوه

22
00:01:11,404 --> 00:01:13,948
‫من قرار بود از بشریت محافظت کنم

23
00:01:14,032 --> 00:01:18,119
‫چطور تونستم متوجه چیزی
‫به این بزرگی نشم؟

24
00:01:18,203 --> 00:01:21,539
‫- خب، راستش رو بخوای، هیچ کدوم‌مون متوجه نشدیم
‫- من متوجه شدم. باشه؟ من متوجه شدم

25
00:01:21,623 --> 00:01:23,833
‫و اگه شماها منو تو جمع آسمانی‌ کوچولوتون راه میدادین

26
00:01:23,917 --> 00:01:28,004
‫خیلی زودتر بهش پی می‌بردم

27
00:01:28,088 --> 00:01:29,214
‫ولی نه!

28
00:01:29,297 --> 00:01:32,717
‫شماها باید مثل بقیه پنهون‌کاری میکردین

29
00:01:32,801 --> 00:01:35,762
‫تو باید خدا بشی، همین الان

30
00:01:35,845 --> 00:01:37,013
‫صبر کن

31
00:01:37,097 --> 00:01:39,390
‫فکر میکردم باباتون خدا بود

32
00:01:40,308 --> 00:01:42,727
‫پدر فرشتگان، بهترین بغل کننده تو دنیا

33
00:01:42,811 --> 00:01:45,480
‫چون به معنای واقعی اون بغل رو بوجود آورده

34
00:01:46,064 --> 00:01:47,065
‫همه‎چی جور در میومد

35
00:01:47,148 --> 00:01:50,568
‫بابا خدا بود، ولی بعد بازنشست شد
‫و به دنیای مامان رفت

36
00:01:50,652 --> 00:01:52,028
‫مثل همیشه قطع ارتباط کرده

37
00:01:52,737 --> 00:01:56,157
‫احتمالا فکر میکنه آخرالزمان
‫یه‌جور لحظه‌ی آموزنده‏ست

38
00:01:56,241 --> 00:02:00,328
‫پس چی، تو همینطوری خدای جدید میشی؟

39
00:02:00,411 --> 00:02:02,372
‫اون همینطوری چیزی نمیشه، الا

40
00:02:03,414 --> 00:02:06,709
‫کل جنگ فرشتگان سر بدست آوردن اون مقام
‫واسه لوسیفر بود

41
00:02:07,377 --> 00:02:09,295
‫رمیل براش مُرد

42
00:02:09,379 --> 00:02:10,964
‫کلویی براش مُرد

43
00:02:11,047 --> 00:02:11,965
‫تو چی چی؟

44
00:02:12,048 --> 00:02:14,551
‫هنوزم یه چیزهایی هست که
‫باید توضیح بدیم

45
00:02:14,634 --> 00:02:18,012
‫گوش کن، راه طولانی و دردناکی
‫واسه همه‏مون بوده

46
00:02:19,180 --> 00:02:22,392
‫ولی وقتش رسیده که لوسیفر
‫به تخت فرمانروایی بره

47
00:02:26,146 --> 00:02:27,480
‫حق با توئه، برادر

48
00:02:29,149 --> 00:02:30,191
‫وقتشه

49
00:02:38,867 --> 00:02:41,619
‫دفعه بعدی‏ای که منو می‎بینین،
‫من دیگه خدام

50
00:02:41,703 --> 00:02:44,497
‫فرمانروای آسمان و زمین

51
00:02:53,965 --> 00:02:54,965
‫زمین...

52
00:02:55,508 --> 00:02:59,304
‫چرا داره اینطوری شونه‏هاش رو تکون میده؟

53
00:02:59,387 --> 00:03:01,097
‫فقط خیلی عجیبه

54
00:03:01,181 --> 00:03:04,225
‫میتونم بال‏هام رو داخل حس کنم،
‫ولی اصلا...

55
00:03:04,934 --> 00:03:07,228
‫نمیخوان بیان بیرون

56
00:03:07,312 --> 00:03:10,607
‫تا حالا این اتفاق سر نیوفتاده بود.
‫من...

57
00:03:11,357 --> 00:03:13,693
‫برام فضا ایجاد کنین!
‫یه شروع پرش بهش میدم

58
00:03:14,277 --> 00:03:15,945
‫- برام فضا ایجاد کنین!
‫- باشه!

59
00:03:19,157 --> 00:03:20,200
‫لوسیفر...

60
00:03:20,283 --> 00:03:21,784
‫- یالا!
‫- می‌فهمم!

61
00:03:24,162 --> 00:03:24,996
‫منو برسون

62
00:03:25,079 --> 00:03:26,414
‫با توجه به اتفاقی که دفعه پیش افتاد،

63
00:03:26,497 --> 00:03:29,918
‫به نظرم احتمالا بهتره قبل از اینکه بری بالا
‫هرچی که این هست رو حلش کنی

64
00:03:30,501 --> 00:03:31,419
‫نکته خوبی بود

65
00:03:31,502 --> 00:03:35,256
‫لوسیفر، بدنت خودشکوفایی میکنه

66
00:03:35,340 --> 00:03:38,885
‫پس با جریاناتی که درکاره،
‫اگه بال‏هات به این خاطر بیرون نمیان...

67
00:03:38,968 --> 00:03:41,930
‫چون حس میکنی که واسه خدا بودن
‫آماده نیستی؟

68
00:03:42,013 --> 00:03:44,933
‫- ولی آماده‏ام
‫- گوش کن، ما واسه این وقت نداریم

69
00:03:45,016 --> 00:03:47,769
‫من به شهر نقره‏ای میرم
‫و سعی میکنم بفهمم قضیه از چه قراره...

70
00:03:47,852 --> 00:03:49,604
‫و سعی میکنم هر اتفاقی داره میوفته
‫رو معطلش کنم

71
00:03:49,687 --> 00:03:51,147
‫تو هم، برادر

72
00:03:51,231 --> 00:03:53,650
‫باید فکرت بیاد سر جاش

73
00:03:53,733 --> 00:03:55,360
‫شهر نقره‏ای؟

74
00:04:04,869 --> 00:04:05,870
‫اوه، خدای من

75
00:04:06,454 --> 00:04:07,747
‫آمندیل!

76
00:04:24,681 --> 00:04:25,807
‫اوه

77
00:04:26,474 --> 00:04:28,977
‫پس باید اینطوری باشه

78
00:04:37,860 --> 00:04:39,404
‫- یالا!
‫- خیلی‏خب!

79
00:04:40,738 --> 00:04:42,031
‫خب، حالا چی؟

80
00:04:42,115 --> 00:04:44,867
‫خیلی‌خب، اگه باید دست فکر کنی،

81
00:04:45,994 --> 00:04:46,994
‫پس...

82
00:04:48,246 --> 00:04:49,246
‫درسته

83
00:04:50,498 --> 00:04:51,498
‫دکتر!

84
00:04:54,002 --> 00:04:55,295
‫دکتر!

85
00:04:57,839 --> 00:04:59,841
‫اوه، ای بابا.
‫دکتر!

86
00:05:02,719 --> 00:05:03,919
‫- آه!
‫- نگران نباش

87
00:05:03,970 --> 00:05:05,513
‫چیزی نیست که تا حالا ندیده باشم

88
00:05:05,596 --> 00:05:08,391
‫ببین، ببخشید که بیدارت کردم
‫ولی یه مورد اضطراریه

89
00:05:09,017 --> 00:05:11,185
‫اوه. سلام

90
00:05:11,853 --> 00:05:13,771
‫پیشخدمت توی عروسی

91
00:05:13,855 --> 00:05:15,398
‫سلیقه عالی‎‏ای داری، مثل همیشه

92
00:05:15,481 --> 00:05:18,359
‫چه‌جور مسئله اضطراری‏ای،

93
00:05:18,943 --> 00:05:20,737
‫به جزء پایان دنیا؟

94
00:05:20,820 --> 00:05:22,572
‫وقتشه، دکتر

95
00:05:23,323 --> 00:05:24,824
‫وقت چیه؟

96
00:05:24,907 --> 00:05:27,535
‫واسه آخرین جلسه روانکاوی لوسیفر مورنینگ‏استار

97
00:05:29,454 --> 00:05:30,663
‫این دفعه واقعا میگم

98
00:05:43,051 --> 00:05:47,930
‫خیلی‏خب، میدونم که باید سریعا
‫به احتمال پایان دنیا رسیدگی بشه

99
00:05:48,014 --> 00:05:52,643
‫حتی نصف شب،
‫ولی چرا باید به دفترم میومدیم؟

100
00:05:52,727 --> 00:05:55,521
‫چون من اینجا بهترین پردازش احساسیم
‫رو انجام میدم

101
00:05:55,605 --> 00:05:56,898
‫درسته، البته

102
00:05:59,859 --> 00:06:01,152
‫خیلی‏خب، مشکل چیه؟

103
00:06:01,235 --> 00:06:03,738
‫خب، تا روی تخت فرمانروایی بابا نشینم
‫نمیتونم دنیا رو نجات بدم

104
00:06:03,821 --> 00:06:07,033
‫و نمیتونم برم به تخت فرمانروایی بابا
‫چون بال‏هام کار نمیکنن

105
00:06:07,533 --> 00:06:11,287
‫- خیلی‏خب، مگه آمندیل نمیتونست ببرتت؟
‫- خب فرضاً آره

106
00:06:13,122 --> 00:06:15,875
‫ولی از کجا معلوم که بدنم
‫یه‌جور دیگه خود تخریبی نکنه؟

107
00:06:15,958 --> 00:06:17,558
‫یعنی، دوباره ممکنه آتیش بگیرم

108
00:06:17,585 --> 00:06:19,670
‫و نه از لحاظ، "ایول، من با ارزش‏ام"

109
00:06:21,339 --> 00:06:24,300
‫لوسیفر، حق با توئه
‫بیشتر مشکلات عملکردی...

110
00:06:24,384 --> 00:06:26,260
‫ریشه‌شون تو ذهنه

111
00:06:26,344 --> 00:06:27,595
‫ببخشید

112
00:06:27,678 --> 00:06:31,140
‫تو دیگه باید بدونی که من هیچوقت
‫مشکل عملکردی نداشتم

113
00:06:32,558 --> 00:06:34,352
‫- اوه، منظورت بال‏هاست
‫- آره

114
00:06:34,435 --> 00:06:38,189
‫درسته بله، خب به احتمال زیاد مشکل روانی باشه،
‫به جای اینکه جسمانی باشه

115
00:06:38,773 --> 00:06:42,318
‫که برای همینم سرنوشت دنیا
‫به معنای واقعی در دستان توانای توئه

116
00:06:42,402 --> 00:06:44,195
‫پس، یالا

117
00:06:44,862 --> 00:06:45,863
‫روانکاویم کن

118
00:06:47,698 --> 00:06:48,991
‫خیلی‌خب، فقط...

119
00:06:50,076 --> 00:06:52,578
‫فقط یه لحظه بهم وقت بده
‫تا فکر کنم

120
00:06:55,915 --> 00:06:57,291
‫بذار ببینم...

121
00:07:00,545 --> 00:07:02,213
‫- اون چیه؟
‫- هیچی

122
00:07:04,924 --> 00:07:08,177
‫"دل‌سوزی برای شیطان:
‫زمانم با لوسیفر مورنینگ‎استار"

123
00:07:08,261 --> 00:07:09,846
‫به نظر من که "هیچی" نمیاد

124
00:07:12,932 --> 00:07:13,932
‫خیلی‌خب

125
00:07:15,935 --> 00:07:17,395
‫این اتفاق داره میوفته

126
00:07:18,146 --> 00:07:19,188
‫ساعت 3 بامداد

127
00:07:20,064 --> 00:07:21,064
‫بدون سوتین

128
00:07:22,233 --> 00:07:23,693
‫آم...

129
00:07:26,237 --> 00:07:27,822
‫من داشتم یه کتاب...

130
00:07:28,948 --> 00:07:30,324
‫درمورد تو می‌نوشتم

131
00:07:33,494 --> 00:07:34,494
‫خب...

132
00:07:37,290 --> 00:07:38,499
‫این...

133
00:07:39,792 --> 00:07:40,918
‫فوق‌العاده‏ست!

134
00:07:41,627 --> 00:07:45,214
‫یعنی، ادبیات غربی قرن‌ها منو
‫بصورت وحشتناک به تصویر کشیده

135
00:07:45,298 --> 00:07:48,384
‫با اون کتاب پر فروش همیشگی شروع کردم
‫که نیازی نیست اسمش رو ببرم

136
00:07:48,468 --> 00:07:49,969
‫بابت هیچی ممنون، گوتنبرگ
‫[اولین مخترع ماشین چاپ و صنعت چاپ]

137
00:07:50,052 --> 00:07:54,182
‫آره خب، این پیش‌نویس اوله

138
00:07:54,265 --> 00:07:56,392
‫درواقع دست‌نویسِ قبل از
‫پیش‌نویس اوله

139
00:07:56,476 --> 00:08:00,021
‫فقط داشتم مرورش میکردم تا ببینم
‫چیزه مفیدی توش پیدا میشه، میدونی

140
00:08:00,521 --> 00:08:03,232
‫از یکی از جلسه‌های گذشته‏ات

141
00:08:03,316 --> 00:08:05,693
‫میدونی، با توجه به اینکه خواب نداشتم

142
00:08:05,776 --> 00:08:07,236
‫یا قهوه نخوردم

143
00:08:07,320 --> 00:08:09,113
‫گذشته

144
00:08:09,197 --> 00:08:11,491
‫- دکتر همینه
‫- چی همینه؟

145
00:08:11,574 --> 00:08:13,254
‫اگه تمام کارهایی که
‫طی پنج سال گذشته...

146
00:08:13,284 --> 00:08:15,369
‫باهم انجام دادیم
‫تو این کتابه،

147
00:08:15,453 --> 00:08:17,955
‫پس حتما جواب مشکل بال‏ام
‫باید توی این باشه

148
00:08:18,039 --> 00:08:20,666
‫پس فقط باید پیداش کنیم

149
00:08:20,750 --> 00:08:22,585
‫اوه، فکر نکنم فکر خوبی باشه، لوسیفر

150
00:08:22,668 --> 00:08:24,148
‫تو این زمان قرضی، خیلی واسه خوندن زیاده

151
00:08:24,212 --> 00:08:26,047
‫اون فقط بخش اوله

152
00:08:36,015 --> 00:08:37,391
‫این کتابه

153
00:08:38,601 --> 00:08:41,687
‫صحیح. میخواستی از جون مایه بذاری
‫و کلمه‏ای دستمزد بگیری؟

154
00:08:41,771 --> 00:08:45,316
‫دشواره، نه؟ که واسه همینم به نظرم
‫باید راه‌حل دیگه‌ای پیدا کنیم

155
00:08:45,399 --> 00:08:48,194
‫هیپنوتیزم، مصورسازی

156
00:08:48,277 --> 00:08:51,697
‫یه داروساز تو تارزنا میشناسم
‫که با آیاواسکا معجزه میکنه

157
00:08:51,781 --> 00:08:53,941
‫خب، با اینکه مواد روان‌گردان خیلی دوست دارم
‫ولی نیازی نیست، دکتر

158
00:08:53,991 --> 00:08:56,591
‫چون فقط باید هرچی که
‫نوشتی رو بخونیم،

159
00:08:56,661 --> 00:08:59,580
‫خط به خط، تا به جواب برسیم

160
00:08:59,664 --> 00:09:02,083
‫یه دفتر بزرگتری نیاز داریم

161
00:09:03,876 --> 00:09:06,637
‫حالا فکر نکنین که این یعنی
‫هنوزم از دستتون عصبانی نیستم، باشه؟

162
00:09:06,712 --> 00:09:08,047
‫چون کاملا عصبانی‏ام

163
00:09:09,006 --> 00:09:10,508
‫ولی نمیشه بدون دمپایی پشمی...

164
00:09:10,591 --> 00:09:13,427
‫و ماسک صورت کره‏ای مهمونی پیژامه داشت.
‫اصلا نمیشه

165
00:09:14,428 --> 00:09:16,138
‫صبر کن.
‫تو که گفتی ما پنج نفریم

166
00:09:17,682 --> 00:09:18,683
‫اوه

167
00:09:21,102 --> 00:09:22,603
‫♪ چند قدم دیگه بردار ♪

168
00:09:25,273 --> 00:09:26,107
‫چیه؟

169
00:09:26,190 --> 00:09:29,485
‫شب عروسی مزاحم یه اهریمن شدین،
‫همینه که هست

170
00:09:30,820 --> 00:09:32,405
‫♪ چند قدم دیگه بردار ♪

171
00:09:33,781 --> 00:09:35,658
‫پس در نتیجه،

172
00:09:35,741 --> 00:09:38,578
‫اگه کتاب دکتر که بدون شک فوق‌العاده میشه
‫رو تقسیم و بخونیم

173
00:09:38,661 --> 00:09:42,206
‫اونوقت میتونیم سریعاً
‫مشکل بال‏ام رو حل کنیم

174
00:09:42,290 --> 00:09:44,750
‫"با نجات شیطان، دنیا رو نجات بدین"
‫بدون اینکه آسیبی ببینه

175
00:09:44,834 --> 00:09:47,420
‫شاید مشکل لوسیفر اینه که
‫اون قول میده به آدما کمک کنه

176
00:09:47,503 --> 00:09:51,007
‫- ولی بعد بیخیال‌شون میشه
‫- آره. نکته خوبی بود، دن

177
00:09:51,591 --> 00:09:53,551
‫دن؟ چی؟
‫نه... امکان نداره!

178
00:09:53,634 --> 00:09:57,972
‫دارین میگین که دن اینجاست،
‫یعنی تو این اتاقه؟

179
00:09:58,055 --> 00:10:00,641
‫آره، اون یه روحه

180
00:10:01,142 --> 00:10:02,518
‫انسان‌ها نمیتونن اونو ببینن

181
00:10:03,102 --> 00:10:04,604
‫اوه!

182
00:10:04,687 --> 00:10:06,439
‫خب، شاید مشکلت اینه که...

183
00:10:06,522 --> 00:10:08,941
‫تو همش از آدمایی راز مخفی میکنی

184
00:10:09,025 --> 00:10:10,359
‫که بهت اهمیت میدن!

185
00:10:11,360 --> 00:10:13,255
‫- میز، یه پیغام از طرفم به الا برسون
‫- نه!

186
00:10:13,279 --> 00:10:16,866
‫نه، من شب عروسم راه نیوفتادم
‫بیام اینجا...

187
00:10:16,949 --> 00:10:18,242
‫که ووپی گلدبرگ تو باشم

188
00:10:18,326 --> 00:10:19,493
‫هی نگاه کنین، بچه‌ها

189
00:10:19,577 --> 00:10:22,913
‫اسم همه تو این صفحه هست،
‫پس ممکنه نقطه شروع خوبی باشه

190
00:10:23,998 --> 00:10:27,960
‫"لوسیفر وارد اداره پلیس شد،
‫به همه دوست‏هاش می‏کرد"

191
00:10:28,044 --> 00:10:30,254
‫سلام، اداره پلیس!

192
00:10:30,338 --> 00:10:33,758
‫بله منم، شیطان جنایت حل کنه موردعلاقه‏‎تون

193
00:10:33,841 --> 00:10:35,760
‫- صبح بخیر، کارآگاه
‫- صبح بخیر

194
00:10:35,843 --> 00:10:37,595
‫این پرونده‌ست، بسته شد رفت

195
00:10:37,678 --> 00:10:41,641
‫سرنخ، مظنون، سرنخ جدید، دستگیری.
‫یه قتل دیگه حل شد

196
00:10:42,224 --> 00:10:45,144
‫دیوونه‏واره که قاتل
‫اولین کسی بود که دیدیم

197
00:10:45,728 --> 00:10:47,980
‫- مگه چقدر احتمال داره؟
‫- میدونم!

198
00:10:48,064 --> 00:10:50,232
‫روز خیلی عالی‏ای نیست؟

199
00:10:50,316 --> 00:10:52,234
‫همینطورم، برات اطلاعات دارم

200
00:10:52,318 --> 00:10:53,569
‫علم، گَک
‫[نوعی ژن]

201
00:10:53,653 --> 00:10:56,447
‫گَک علمی خیلی جالب

202
00:10:56,530 --> 00:10:58,199
‫- الان گفتی علم؟
‫- اوهوم

203
00:10:58,282 --> 00:11:00,868
‫این منو به فکر میندازه.
‫آره، الان یه قتل دیگه رو حل کردم

204
00:11:00,951 --> 00:11:02,578
‫- باورم نمیشه
‫- هی، کلویی!

205
00:11:02,662 --> 00:11:05,373
‫اینم از مدارکی که خواسته بودی

206
00:11:05,456 --> 00:11:06,624
‫اوه، دن

207
00:11:06,707 --> 00:11:09,043
‫فکر کنم اشتباه کردی

208
00:11:09,126 --> 00:11:11,587
‫ولی نگران نباش، من درستش میکنم.
‫دوباره

209
00:11:14,006 --> 00:11:16,425
‫آره

210
00:11:16,509 --> 00:11:17,426
‫قابلتون رو نداشت

211
00:11:17,510 --> 00:11:20,179
‫- رفتی دنبال یه مجرم جایزه‏دار، دو نفر رو گفتی. ایول
‫- دو نفر و نیم

212
00:11:23,641 --> 00:11:25,434
‫آروم باش، پسر

213
00:11:25,518 --> 00:11:28,312
‫وقتی پیداش کردم همینطوری بود

214
00:11:28,396 --> 00:11:31,065
‫دن، چیزی از کیسه مدارک کم شده؟

215
00:11:34,610 --> 00:11:35,736
‫آخی

216
00:11:35,820 --> 00:11:36,987
‫دنیل

217
00:11:41,617 --> 00:11:42,535
‫اوه

218
00:11:42,618 --> 00:11:45,371
‫کاکوزا!
‫کل مدت اون زیر بودی؟

219
00:11:47,748 --> 00:11:50,084
‫"زیر".
‫منو به فکر میندازه

220
00:11:50,918 --> 00:11:54,171
‫- الان یه قتل دیگه رو حل کردم
‫- چطور این کارو میکنی، کارآگاه؟

221
00:11:54,255 --> 00:11:56,716
‫تو خیلی باهوش و زیبا و بی‌‌نقصی

222
00:11:56,799 --> 00:11:59,593
‫و ما بهترین همکارهاییم، مگه نه؟

223
00:11:59,677 --> 00:12:00,761
‫بله

224
00:12:00,845 --> 00:12:02,304
‫اوه، این یه چیزی رو یادم انداخت

225
00:12:02,388 --> 00:12:04,574
‫باید درمورد یه مسئله مهم
‫باهات حرف بزنم

226
00:12:04,598 --> 00:12:06,267
‫یه چیزی با ذات آسمانی

227
00:12:06,350 --> 00:12:08,686
‫خانوم لوپز، میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟

228
00:12:08,769 --> 00:12:11,647
‫بله، بله
‫بازم گَک علمی دوست دارم

229
00:12:11,731 --> 00:12:14,900
‫حله دکر، چون من خیلی خوشحالم
‫و همه‏چی عالیه!

230
00:12:14,984 --> 00:12:16,527
‫واقعا همینطوره نه؟

231
00:12:17,361 --> 00:12:18,988
‫نیست، یه مشکلی داریم

232
00:12:19,071 --> 00:12:22,241
‫نه! نه، تو این صفحه خبری از
‫اپیفانی لوسیفر نیست

233
00:12:22,324 --> 00:12:24,535
‫به گمونم بهتره ازش بگذریم!

234
00:12:24,618 --> 00:12:25,786
‫خیلی‏خب

235
00:12:30,166 --> 00:12:34,003
‫گفته بودم که این پیش‌نویس اوله
‫و اصلا ویرایش نشده؟

236
00:12:34,086 --> 00:12:37,798
‫که یعنی لوسیفر دقیقا
‫همینو درمورد ما گفته...

237
00:12:37,882 --> 00:12:39,675
‫از نظر فنی، نه دقیقا

238
00:12:39,759 --> 00:12:42,928
‫ظاهرا، اون فکر میکنه که
‫من فقط آفتاب و رنگین‌کمون‌ام!

239
00:12:43,512 --> 00:12:46,474
‫الان که خیلی "آفتاب و رنگین‌کمون" نیستم، مگه نه؟

240
00:12:46,557 --> 00:12:47,557
‫خانوم لوپز

241
00:12:47,600 --> 00:12:51,228
‫به گمونم واقعا منو نمیشناسی
‫همونقدر که من فکر میکردم می‌شناسمت

242
00:12:52,521 --> 00:12:57,109
‫خب منصفانه باشیم،
‫تو رفتار مثبتی داری

243
00:12:57,193 --> 00:12:58,778
‫پس به نظرم کتاب تقریبا دقیق هستش

244
00:12:58,861 --> 00:13:02,198
‫آره، معلومه که تو اینو میگی.
‫یعنی، تو توش فوق‌العاده بودی

245
00:13:02,281 --> 00:13:03,866
‫خب، به گمونم

246
00:13:03,949 --> 00:13:07,161
‫نمیدونم والا.
‫فکر کنم لوسیفر با من زد تو خال

247
00:13:07,244 --> 00:13:10,414
‫سکس، خشونت، لباس خفن

248
00:13:10,498 --> 00:13:12,500
‫یعنی، آهای!

249
00:13:12,583 --> 00:13:14,960
‫آره، منو هم دست شرح داده

250
00:13:15,669 --> 00:13:19,131
‫هیچوقت فکر نمیکردم درمورد یه کتاب اینو بگم،
‫ولی بدجور مشتاقم بخونمش

251
00:13:19,215 --> 00:13:22,051
‫هوهو! منم همینطور

252
00:13:26,305 --> 00:13:27,305
‫آه...

253
00:13:27,348 --> 00:13:30,935
‫دکتر، کم کم دلم داره شک میکنه
‫که باید قبل از اینکه دست‌نویس رو...

254
00:13:31,018 --> 00:13:33,145
‫با بقیه به اشتراک میذاشتی
‫ویرایش انجام میدادی

255
00:13:34,230 --> 00:13:35,231
‫نه بابا؟

256
00:13:46,325 --> 00:13:48,452
‫ها!

257
00:13:49,370 --> 00:13:51,580
‫باورم نمیشه اینو ازم مخفی کردی

258
00:13:52,665 --> 00:13:53,707
‫و این!

259
00:13:54,583 --> 00:13:55,583
‫و...

260
00:13:57,753 --> 00:14:02,591
‫من یه پَر فرشته تو دستم گرفتم

261
00:14:02,675 --> 00:14:06,095
‫و تو گذاشتی باور کنم که پر شترمرغ بوده؟

262
00:14:06,178 --> 00:14:08,848
‫اوه خب، من بودم سر این
‫خیلی ناراحت نمیشدم

263
00:14:08,931 --> 00:14:11,326
‫یعنی، با توجه به اطلاعاتی که
‫اون موقع داشتی

264
00:14:11,350 --> 00:14:14,895
‫به نظرم "پر شترمرغ"
‫منطقی‌ترین توضیح بود

265
00:14:14,979 --> 00:14:18,190
‫حالا میشه رو اصل قضیه
‫تمرکز کنیم، لطفا؟

266
00:14:18,274 --> 00:14:20,109
‫ها؟ من، بال‏ها...

267
00:14:24,655 --> 00:14:25,781
‫اسپانیایی نه

268
00:14:33,080 --> 00:14:38,085
‫میدونی، من عادت دارم که از روند درمانی
‫منحصر به فرد لوسیفر لذت ببرم

269
00:14:38,168 --> 00:14:39,253
‫ولی...

270
00:14:40,337 --> 00:14:43,007
‫کم کم دارم حس میکنم که
‫این یه اشتباهه

271
00:14:43,090 --> 00:14:44,675
‫اوه، خدایا

272
00:14:45,301 --> 00:14:49,930
‫به نظرت باید دوباره بهشون یادآوری کنم که
‫این فقط یه پیش‌نویس ویرایش نشده‏ست؟

273
00:14:50,014 --> 00:14:51,390
‫نمیدونم

274
00:14:51,473 --> 00:14:52,975
‫حداقل تو رو دارم

275
00:14:53,058 --> 00:14:55,936
‫کلوییِ منطقی و معقول

276
00:14:56,020 --> 00:14:57,146
‫همیشه حواسش جَمعه

277
00:14:57,938 --> 00:14:59,648
‫آره، خودمم

278
00:15:16,916 --> 00:15:20,002
‫سریع‏تر بخونم یا یواش‌تر؟

279
00:15:20,085 --> 00:15:21,378
‫میتونی بخونی، درسته؟

280
00:15:21,462 --> 00:15:24,256
‫مهم نیست.
‫تو این سورپرایزی درمورد من وجود نداره

281
00:15:24,340 --> 00:15:27,551
‫من فقط "پلیس فاسد"، "شخص عوضی" ام.
‫لب کلامش رو گرفتم

282
00:15:27,635 --> 00:15:30,262
‫تو شخص عوضی‏ای نیستی، دن

283
00:15:30,346 --> 00:15:33,307
‫تو به معنای واقعی داری درمورد موقعی میخونی
‫که ما یه نفر رو کشتیم، میز

284
00:15:38,812 --> 00:15:42,650
‫"میز و دن راهیِ مرکز شهر شدن،
‫تشنه عدالت بودن"

285
00:15:57,748 --> 00:15:59,500
‫همه اینا تقصیر منه

286
00:16:02,127 --> 00:16:05,589
‫آره دن، همه اینا تقصیر توئه

287
00:16:05,673 --> 00:16:09,259
‫قاتلی که بابای کلویی رو کشت
‫هنوزم واسه خودش آزاد می‌گرده...

288
00:16:11,220 --> 00:16:12,596
‫و همش بخاطر منه

289
00:16:14,431 --> 00:16:15,849
‫باید یه کاری بکنیم

290
00:16:17,643 --> 00:16:18,894
‫نمیتونیم اونو بکُشیم

291
00:16:19,478 --> 00:16:20,771
‫حق با توئه، میز

292
00:16:22,147 --> 00:16:23,357
‫ما نمیتونیم

293
00:16:37,079 --> 00:16:38,079
‫روس‏ها!

294
00:16:40,249 --> 00:16:42,835
‫این کاریه که باید بکنیم

295
00:16:44,586 --> 00:16:49,591
‫ فکر میکنی تو بودی که دادی روس‏ها
‫ اون یارو رو به قتل برسونن؟

296
00:16:49,675 --> 00:16:52,469
‫ نه، بیخیال.
‫ داری کامل اشتباه میخونیش

297
00:17:07,276 --> 00:17:08,610
‫همه اینا تقصیر منه

298
00:17:08,694 --> 00:17:11,822
‫آره دن، همه اینا تقصیر توئه

299
00:17:11,905 --> 00:17:15,034
‫قاتلی که بابای کلویی رو کشت
‫هنوزم واسه خودش آزاد می‌گرده...

300
00:17:16,785 --> 00:17:19,621
‫و همش بخاطر منه

301
00:17:19,705 --> 00:17:21,165
‫باید یه کاری بکنیم

302
00:17:21,248 --> 00:17:22,916
‫خب، ما نمیتونیم اونو بکُشیم

303
00:17:23,000 --> 00:17:24,752
‫آره حق باتوئه، میز.
‫ما نمیتونیم

304
00:17:33,010 --> 00:17:34,178
‫روس‏ها؟

305
00:17:35,012 --> 00:17:37,347
‫این کاریه که باید بکنیم.
‫بیا

306
00:17:39,224 --> 00:17:40,684
‫خیلی‏خب، خیلی‏خب

307
00:17:41,852 --> 00:17:43,604
‫تو نسخه خودتو داری.
‫منم نسخه خودمو

308
00:17:44,438 --> 00:17:46,523
‫درکل، واقعا مهم نیست

309
00:17:46,607 --> 00:17:48,442
‫کاری که اون موقع کردیم
‫درست نبود

310
00:17:49,109 --> 00:17:52,237
‫خب؟ ولی من تو این چند هزار سال
‫باهاش کنار اومدم

311
00:17:52,321 --> 00:17:55,908
‫و فکر نکنم اون منبع گناه من باشه.
‫فقط...

312
00:17:55,991 --> 00:17:58,911
‫فقط کاش میتونستم بفهمم
‫گناه واقعیم چیه

313
00:17:58,994 --> 00:18:01,497
‫خب، تو چرخه‌ی جهنمیت چی بود؟

314
00:18:01,580 --> 00:18:02,706
‫نمیدونم

315
00:18:03,457 --> 00:18:04,792
‫بیدار شدم، من...

316
00:18:05,542 --> 00:18:06,919
‫یکم مرگم رو دوباره تجربه کردم

317
00:18:07,002 --> 00:18:09,202
‫بعد لوسیفر بهم دست زد
‫تا با بلیوس پینگ پنگ بازی کنم

318
00:18:09,254 --> 00:18:11,131
‫اوه، خدایا...

319
00:18:11,215 --> 00:18:13,383
‫صبر کن، این بده؟

320
00:18:13,467 --> 00:18:15,010
‫آره، بده

321
00:18:15,094 --> 00:18:17,596
‫بزرگ‏ترین منبع گناه هر روح معلون
‫هرچی که باشه

322
00:18:17,679 --> 00:18:19,723
‫همون تو چرخه‎‏ی جهنمیش نشون داده میشه

323
00:18:19,807 --> 00:18:21,683
‫چرخه‌ی جهنمی نباشه، جوابی هم نمی‎‏گیری

324
00:18:21,767 --> 00:18:25,312
‫پس، وقتی لوسیفر منو از
‫شکنجه جهنم نجات داد، اون...

325
00:18:25,395 --> 00:18:27,564
‫کامل درت مالید

326
00:18:28,482 --> 00:18:31,944
‫هی، ولی نگران نباش.
‫من میتونم درستش کنم

327
00:18:33,570 --> 00:18:34,404
‫میتونی؟

328
00:18:34,488 --> 00:18:36,532
‫عجبا! آره، من یه اهریمن‏ام!

329
00:18:36,615 --> 00:18:38,909
‫یعنی، من درکل یه تشخیص دهنده‏ی دروغ مُتحرک‏ام

330
00:18:38,992 --> 00:18:40,994
‫سرخوش باش، پسر

331
00:18:41,078 --> 00:18:43,664
‫اونقدر شکنجه‌ات میدم که
‫روونه‏ی بهشت بشی

332
00:18:46,583 --> 00:18:49,002
‫شارلوت ریچاردز یه الهه بوده؟

333
00:18:50,546 --> 00:18:52,506
‫فقط بعضی مواقع

334
00:18:55,676 --> 00:18:56,676
‫ببین...

335
00:18:58,387 --> 00:19:01,306
‫در دفاع از خودم...

336
00:19:01,932 --> 00:19:03,976
‫همیشه حقیقت رو بهت گفتم

337
00:19:04,059 --> 00:19:06,228
‫فکر میکردم نقش بازی میکردی

338
00:19:08,021 --> 00:19:09,731
‫بهتون حال میداد،

339
00:19:10,649 --> 00:19:13,277
‫منو ببینین که بی اطلاعم؟

340
00:19:17,406 --> 00:19:20,117
‫ببین، راستش رو بخوای، خانوم لوپز

341
00:19:20,200 --> 00:19:24,955
‫من همیشه به تواناییت بر اینکه بدون مدرک
‫الهی رو می‌پذیرفتی، حسادت میکردم

342
00:19:26,206 --> 00:19:28,625
‫به گمونم ایمان همینه، نه؟

343
00:19:29,418 --> 00:19:31,378
‫من ایمانم رو از دست دادم، لوسیفر

344
00:19:32,796 --> 00:19:35,340
‫بعد از مرگ شارلوت ایمانم رو از دست دادم

345
00:19:36,341 --> 00:19:37,968
‫و حتی یکی از شماها...

346
00:19:38,969 --> 00:19:42,097
‫بهم نگفت که میدونستین
‫اون جای بهتریه

347
00:19:43,348 --> 00:19:47,394
‫بهم نگفتین که اصل کاری هنوزم اون بالاست،
‫که هنوزم اهمیت میداد

348
00:19:49,521 --> 00:19:52,608
‫تک رد پای تو شن...

349
00:19:54,318 --> 00:19:56,236
‫من بودم

350
00:19:56,320 --> 00:19:57,946
‫تنها راه میرفتم

351
00:19:58,030 --> 00:20:00,908
‫ولی تو تنها نبودی

352
00:20:00,991 --> 00:20:03,619
‫یعنی، ممکنه بهت نگفته بودیم

353
00:20:03,702 --> 00:20:06,705
‫ولی همه‏مون اونجا کنارت بودیم،
‫تو کل مسیر

354
00:20:07,289 --> 00:20:08,957
‫تو کل مسیر

355
00:20:10,042 --> 00:20:13,503
‫تازه نگم که طی سال‌های اخیر...

356
00:20:13,587 --> 00:20:15,631
‫تو چه دوست عالی‏ای
‫واسه ما آسمانی‏ها بودی

357
00:20:16,632 --> 00:20:19,718
‫حتی قبل از اینکه با بقیه ماها آشنا بشی
‫با فرشته‏ی مرگ می‏گشتی

358
00:20:19,801 --> 00:20:22,596
‫تو و عزرائیل عملا رفیق‌های صمیمی‎‏این

359
00:20:24,973 --> 00:20:26,266
‫صبر کن، چی؟

360
00:20:29,353 --> 00:20:32,105
‫اوه، هنوز به اون قسمت کتاب نرسیدی.
‫بیا

361
00:20:32,689 --> 00:20:36,818
‫ری‌ری فرشته‏ی مرگه؟

362
00:20:37,611 --> 00:20:38,654
‫آه...

363
00:20:43,033 --> 00:20:47,663
‫این بدترین ایده‏ایه که
‫دکتر تا به حال داشته

364
00:20:56,797 --> 00:20:57,798
‫تا حالا فکر کردی...

365
00:20:58,674 --> 00:21:01,969
‫که اگه چرخه‏ی جهنمی داشته باشی
‫چه شکلی میشه؟

366
00:21:02,886 --> 00:21:03,886
‫هوم

367
00:21:07,599 --> 00:21:09,393
‫مال من میشه...

368
00:21:10,435 --> 00:21:12,312
‫یه اتاق پر از دوست‏هام...

369
00:21:13,313 --> 00:21:15,482
‫که دارن پیش‌نویس اول...

370
00:21:15,565 --> 00:21:18,986
‫بزرگ‏ترین دستاورد حرفه‌ای
‫که تا به حال داشتم رو میخونن...

371
00:21:20,070 --> 00:21:22,155
‫و اونقدر ازش بدشون میاد

372
00:21:23,156 --> 00:21:25,492
‫که حاضرن به جای نجات دادن دنیا

373
00:21:26,451 --> 00:21:28,161
‫بخاطرش گِله کنن

374
00:21:29,246 --> 00:21:31,957
‫لطفا بگو که چیزی پیدا کردی

375
00:21:33,000 --> 00:21:36,503
‫هرچی، هر فهمی که باشه

376
00:21:39,464 --> 00:21:41,341
‫آره، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

377
00:21:57,274 --> 00:21:58,775
‫لوسیفر

378
00:22:00,944 --> 00:22:03,113
‫- صبر. داری میری؟
‫- آره، بعداً بهت زنگ میزنم

379
00:22:03,196 --> 00:22:04,197
‫صبر کن!

380
00:22:04,281 --> 00:22:05,615
‫تو فقط همینجا بمون!

381
00:22:07,075 --> 00:22:08,285
‫امروز تولدمه

382
00:22:09,077 --> 00:22:10,329
‫باید برگردم

383
00:22:10,412 --> 00:22:12,289
‫نرو

384
00:22:12,372 --> 00:22:13,457
‫خداحافظ

385
00:22:17,753 --> 00:22:20,047
‫- هی، اوه خدای من، حالت خوبه؟
‫- لوسیفر رو ندیدی؟

386
00:22:20,130 --> 00:22:21,506
‫نه، شرمنده

387
00:22:22,090 --> 00:22:23,383
‫اون کجاست؟

388
00:22:23,467 --> 00:22:26,720
‫تو در بستر مرگِتی و اون اونجا نیست

389
00:22:26,803 --> 00:22:27,971
‫اون هیچوقت نیست

390
00:22:31,725 --> 00:22:32,768
‫اوه، خدا جون

391
00:22:49,201 --> 00:22:50,911
‫شارلوت ریچاردز

392
00:22:51,495 --> 00:22:54,206
‫آره، اون بخاطر تو مُرده

393
00:22:55,290 --> 00:22:58,710
‫بهت تکیه کرد که ازش محافظت کنی،
‫و تو ناامیدش کردی

394
00:23:02,923 --> 00:23:04,758
‫آره، این نیست

395
00:23:05,801 --> 00:23:09,888
‫یعنی، یه مدت بخاطرش خودم رو سرزنش میکردم
‫ولی مرگ شارلوت تقصیر من نبود

396
00:23:09,971 --> 00:23:13,100
‫و راستش رو بخوای، یه‌جورایی آرامش‏بخشه
‫که میدونم حداقل اون تو بهشته

397
00:23:13,183 --> 00:23:15,477
‫خب، والدینت چی؟ هوم؟

398
00:23:15,560 --> 00:23:17,521
‫احتمالا خیلی ازت سرافکنده شدن

399
00:23:18,105 --> 00:23:19,356
‫یعنی، خودتو ببین

400
00:23:19,940 --> 00:23:23,527
‫بخاطر مسائل چِرت غمگینانه‏ات
‫از روی دل‏شکستگی مُردی

401
00:23:24,403 --> 00:23:28,365
‫راستش، والدینم خیلی بهم افتخار میکنن
‫و خیلی هم زنده‏ان

402
00:23:28,448 --> 00:23:31,368
‫درواقع قراره به یاد من
‫اسپانسر یه گروه بداهه بشن

403
00:23:31,451 --> 00:23:35,455
‫بامزه‏های دنیمال

404
00:23:38,208 --> 00:23:39,709
‫خواهر و برادر چی؟

405
00:23:40,252 --> 00:23:43,755
‫من تک فرزنده‏ام، میز.
‫خدایی چطور این چیزا رو نمیدونی؟

406
00:23:52,472 --> 00:23:55,767
‫ولی یکی رو داری که در حد
‫یه خواهر بهش اهمیت میدی

407
00:23:58,478 --> 00:23:59,478
‫چی؟

408
00:24:00,313 --> 00:24:02,274
‫- من هیچوقت به الا آسیب نمیرسونم
‫- نه

409
00:24:02,357 --> 00:24:04,359
‫ولی بهش کمک هم نکردی، مگه نه؟

410
00:24:05,110 --> 00:24:09,197
‫اگه حقیقت رو زودتر بهش میگفتی،
‫میتونستی ازش حمایت کنی

411
00:24:09,739 --> 00:24:11,032
‫کنارش می‌بودی

412
00:24:12,451 --> 00:24:14,161
‫موقعی که هنوز زنده بودی

413
00:24:15,370 --> 00:24:17,038
‫آره، دیوونه نیستی

414
00:24:17,122 --> 00:24:21,501
‫نه، نه، تو...
‫فقط با یه فرشته دوست بودی

415
00:24:21,585 --> 00:24:24,337
‫فرشته‎ی مرگ

416
00:24:24,421 --> 00:24:27,716
‫که کاملا عادیه

417
00:24:27,799 --> 00:24:31,595
‫آره، درست مثل رفیق روحِت دن،

418
00:24:31,678 --> 00:24:34,931
‫که نه میتونی ببینیش
‫و نه باهاش حرف بزنی

419
00:24:35,015 --> 00:24:37,976
‫آه، دن میخواد باهات حرف بزنه

420
00:24:41,188 --> 00:24:42,772
‫اوه، آه...

421
00:24:43,565 --> 00:24:45,400
‫وای. خیلی‏خب، خوبه

422
00:24:46,943 --> 00:24:48,778
‫سلام، دن

423
00:24:49,696 --> 00:24:51,281
‫آم...

424
00:24:51,990 --> 00:24:57,412
‫خیلی عذر میخوام که زودتر اینو نگفتم،
‫ولی واقعا خیلی دلم برات تنگ شده

425
00:24:57,496 --> 00:25:00,415
‫و حتی اسمت رو روی یه قورباغه گذاشتم

426
00:25:00,499 --> 00:25:03,668
‫بهش بگو قورباغه دن رو دیدم

427
00:25:04,461 --> 00:25:08,381
‫و خوشحال هم شدم،
‫و بهش بگو که واقعا دلم براش تنگ شده

428
00:25:08,465 --> 00:25:10,634
‫همینطورم بهش بگو که بـِشِر موردعلاقه‎اش...

429
00:25:10,717 --> 00:25:12,636
‫هفته پیش قِل خورد
‫رفت پشت کمد بایگانی

430
00:25:12,719 --> 00:25:15,514
‫- داشت دنبالش می‌گشت
‫- گفت، "هی"

431
00:25:16,223 --> 00:25:18,642
‫- یعنی، چی؟
‫- دارم خلاصه‏اش میکنم

432
00:25:20,060 --> 00:25:22,437
‫فقط برگه رو نشونش بده،
‫باشه لطفا؟

433
00:25:23,021 --> 00:25:24,814
‫دن میخواد اینو بخونی

434
00:25:26,441 --> 00:25:28,693
‫اوه، باشه

435
00:25:30,612 --> 00:25:32,864
‫بچه‏ها، این خیلی عجیبه

436
00:25:32,948 --> 00:25:36,409
‫پس فرقه‌ای که توسط کشیش قاتل رهبری میشده
‫دست به خودکشی جمعی میزنن

437
00:25:36,493 --> 00:25:37,994
‫- حالا، اینو می‌فهمم
‫- هوم

438
00:25:38,078 --> 00:25:42,040
‫یعنی، واقعا ازش سر در نمیارم،
‫ولی فرقه، خودکشی، جور در میاد

439
00:25:42,123 --> 00:25:46,419
‫حالا، اینو نمی‌فهمم که بعضی از
‫این جسدها کبودن

440
00:25:46,503 --> 00:25:50,632
‫آره، آره، فکر کنم به کارهای
‫خیلی عجیبی علاقه داشتن

441
00:25:50,715 --> 00:25:53,510
‫آره، به نظرم کارهای خیلی شیطانی‏ای بوده

442
00:25:54,094 --> 00:25:55,303
‫نمیدونم والا

443
00:25:55,387 --> 00:26:00,183
‫انگار بعضی از این اجساد دو بار مُردن

444
00:26:00,767 --> 00:26:02,811
‫دو بار؟
‫چی...

445
00:26:02,894 --> 00:26:05,230
‫دو بار؟
‫این غیرممکنه، درسته لوسیفر؟

446
00:26:05,313 --> 00:26:07,107
‫یعنی...

447
00:26:09,359 --> 00:26:11,778
‫آره، آره، این...

448
00:26:11,861 --> 00:26:14,656
‫حتما امروز دارم گیج میزنم

449
00:26:15,323 --> 00:26:17,951
‫فقط این بخش رو تو گزارش قید نمیکنم

450
00:26:18,034 --> 00:26:20,495
‫آره. خدایا

451
00:26:22,581 --> 00:26:23,873
‫اوه!

452
00:26:25,041 --> 00:26:26,668
‫اوه باشه، می‎فهمم

453
00:26:26,751 --> 00:26:30,755
‫پس من فقط یه گول‏خوره خیلی خنگم...

454
00:26:30,839 --> 00:26:34,634
‫که سال‌هاست نابکاری‌های آسمانی شما
‫رو لاپوشونی میکرده

455
00:26:34,718 --> 00:26:38,346
‫الا، همدست ناخواسته،
‫دوباره دست به کار میشه!

456
00:26:38,430 --> 00:26:41,474
‫دن میخواد به خوندن ادامه بدی

457
00:26:44,394 --> 00:26:45,895
‫لطفا

458
00:26:50,150 --> 00:26:53,028
‫ما بدون الا چیکار میکردیم، ها؟

459
00:26:53,111 --> 00:26:56,031
‫خب، اول اینکه
‫یه برادر زاده‏ی نیمه‌فرشته کم داشتم

460
00:26:56,114 --> 00:26:58,116
‫فقط کاش می‌تونستیم حقیقت رو بهش بگیم

461
00:26:58,199 --> 00:27:02,037
‫خب منم دلم میخواد، ولی همونطور که ثابت شده
‫وقتی انسان‌ها بفهمن که...

462
00:27:02,120 --> 00:27:05,665
‫فرشته‏ها و اهریمن‏ها در بین‏شون هستن
‫خوب واکنش نشون نمیدن

463
00:27:06,333 --> 00:27:08,918
‫حتی اگه از قبل تو دل‌شون
‫حقیقت رو بدونن

464
00:27:12,130 --> 00:27:13,298
‫آره، باشه

465
00:27:14,090 --> 00:27:16,718
‫پس بعد از اینکه چارلی دزدیده شد
‫کمک کردم نجات پیدا کنه

466
00:27:16,801 --> 00:27:18,970
‫این به معنای واقعی شغل منه

467
00:27:19,721 --> 00:27:22,015
‫میدونی، کل این مدت

468
00:27:22,807 --> 00:27:25,435
‫واقعا فکر میکردم من جزئی از
‫دایره داخلی‏‎ام
‫ [جمع خودمونی]

469
00:27:27,520 --> 00:27:28,688
‫ولی نبودم

470
00:27:29,230 --> 00:27:32,609
‫فقط یه خط مماس تنها بودم

471
00:27:36,488 --> 00:27:38,531
‫آره...

472
00:27:39,491 --> 00:27:43,995
‫دن میگه که، درحالی که شاید
‫جزئیات رو نمیدونستی

473
00:27:45,038 --> 00:27:47,832
‫همه کسایی که اینجان همیشه تو رو
‫دوست و بهت اعتماد داشتن، الا

474
00:27:49,959 --> 00:27:51,461
‫نه، اینو نمیگم

475
00:27:57,300 --> 00:28:00,679
‫دن میگه تو خودت دایره داخلی هستی

476
00:28:05,100 --> 00:28:09,145
‫اگه شماها واقعا بهم اعتماد داشتین،
‫حقیقت رو بهم می‌گفتین

477
00:28:13,316 --> 00:28:14,316
‫الا...

478
00:28:19,239 --> 00:28:20,239
‫کلویی!

479
00:28:22,200 --> 00:28:23,618
‫من اینجام

480
00:28:27,622 --> 00:28:28,748
‫چی شده؟

481
00:28:31,209 --> 00:28:32,209
‫خب، آه...

482
00:28:34,379 --> 00:28:37,173
‫تو کتاب، تو منو فوق‌العاده...

483
00:28:37,924 --> 00:28:39,008
‫جلوه میدی

484
00:28:40,760 --> 00:28:43,722
‫بله، مشخصه که این چطور
‫ممکنه ناراحت کننده باشه

485
00:28:46,182 --> 00:28:50,729
‫اگه به این بخاطر فکر میکنی که
‫من باهوش و زیبا...

486
00:28:50,812 --> 00:28:52,355
‫و "بی‌نقص‌ام"

487
00:28:53,606 --> 00:28:57,193
‫چون هیچوقت به اندازه کافی پیشم نموندی
‫که بدترین روی منو ببینی؟

488
00:28:57,277 --> 00:28:59,612
‫اوه خب، حالا داری از خودت
‫اراجیف می‌بافی

489
00:29:03,199 --> 00:29:06,828
‫وقتی روری گفت که در بستر مرگم کنارم نبودی،

490
00:29:07,829 --> 00:29:09,706
‫میدونی، فکر کردم

491
00:29:10,457 --> 00:29:11,666
‫"این غیرممکنه"

492
00:29:12,500 --> 00:29:15,545
‫"لوسیفر هیچوقت تنهام نمیذاره"

493
00:29:16,129 --> 00:29:17,797
‫ولی اینو که میخونم، می‌فهمم...

494
00:29:17,881 --> 00:29:19,549
‫معلومه که این کارو میکنی

495
00:29:19,632 --> 00:29:21,843
‫تا الان بارها این کارو کردی

496
00:29:23,052 --> 00:29:24,721
‫- واقعا؟
‫- بله!

497
00:29:24,804 --> 00:29:27,515
‫هر دفعه که پیشرفت احساسی‏‎ای داشتیم،

498
00:29:27,599 --> 00:29:30,560
‫تو فوراً رفتی و غیبت زده

499
00:29:30,643 --> 00:29:33,480
‫اوه بیخیال،
‫ممکن نیست این حقیقت داشته باشه

500
00:29:33,563 --> 00:29:34,773
‫نه، گوش بده

501
00:29:35,940 --> 00:29:37,192
‫و الان...

502
00:29:38,026 --> 00:29:39,527
‫تو بهم گفتی که دوستم داری

503
00:29:39,611 --> 00:29:43,490
‫این بزرگ‏ترین پیشرفتیه که
‫تا حالا داشتیم

504
00:29:44,657 --> 00:29:48,119
‫پس فقط تو فکرم که از کجا بدونم...

505
00:29:50,205 --> 00:29:52,332
‫که با بزرگ‌ترین ناپدیدیم
‫همون کار رو ادامه‏اش نمیدم

506
00:29:55,210 --> 00:29:56,669
‫کلویی...

507
00:29:59,214 --> 00:30:02,342
‫من هیچوقت به خواست خودم
‫تنهات نمیذارم

508
00:30:03,092 --> 00:30:05,345
‫- ولی نمیتونی اینو بدونی
‫- چرا، میتونم

509
00:30:06,179 --> 00:30:07,722
‫چون انتخاب خودمه

510
00:30:10,600 --> 00:30:11,684
‫خیلی‏خب...

511
00:30:12,727 --> 00:30:17,190
‫همونطوری که انتخاب خودته
‫که الان بال‌هات رو در بیاری؟

512
00:30:18,566 --> 00:30:21,361
‫همونطور که انتخابش با خودته که
‫منو توی دلت راه بدی یا نه؟

513
00:30:33,081 --> 00:30:34,081
‫لوسیفر

514
00:30:36,501 --> 00:30:38,044
‫چه اتفاقی داره برام میوفته؟

515
00:30:45,635 --> 00:30:47,637
‫میدونی، من خیلی سال اینو پوشیدم

516
00:30:47,720 --> 00:30:52,600
‫چون ثابت میکرد که تو خواستی
‫کنار من آسیب‎پذیر باشی ولی...

517
00:30:54,352 --> 00:30:57,730
‫ولی الان تو نبودی که اون تصمیم رو گرفتی،
‫ناخودآگاه توئه

518
00:30:57,814 --> 00:31:02,110
‫ناخودآگاه تو خواست که
‫یه صورت شیطانی داشته باشه...

519
00:31:02,193 --> 00:31:04,571
‫یا اینکه بال‏هات رو بیاره بیرون

520
00:31:04,654 --> 00:31:07,740
‫و حالا که همه اینا رو میخونم،
‫یعنی، همه‏چی رو کنار هم می‌بینم

521
00:31:08,324 --> 00:31:09,325
‫فقط تو فکرم...

522
00:31:11,452 --> 00:31:14,205
‫ناخودآگاهت شاید نخواد که بمونه

523
00:31:15,665 --> 00:31:16,665
‫نه

524
00:31:19,002 --> 00:31:21,337
‫نه متاسفم، ولی اینو قبول ندارم

525
00:31:22,672 --> 00:31:23,548
‫من عوض شدم

526
00:31:23,631 --> 00:31:27,594
‫بزرگ شدم.
‫یعنی، همش تو این هست، مگه نه؟

527
00:31:27,677 --> 00:31:28,677
‫این...

528
00:31:31,431 --> 00:31:32,431
‫چیه؟

529
00:31:33,391 --> 00:31:34,475
‫چیه؟

530
00:31:37,270 --> 00:31:39,063
‫این کتاب یه مشکلی داره

531
00:31:45,028 --> 00:31:46,738
‫جمع بشین، ملت

532
00:31:47,822 --> 00:31:49,699
‫دکتر همه‌مون رو فریب داده

533
00:31:49,782 --> 00:31:52,869
‫دست نویسی که اون آورده
‫وسط جمله تموم میشه

534
00:31:53,536 --> 00:31:57,165
‫چون تو آخر کتاب رو با خودت نیاوردی، مگه نه؟

535
00:31:57,874 --> 00:31:58,875
‫میدونین چیه؟

536
00:31:59,792 --> 00:32:00,792
‫حقیقت داره

537
00:32:01,294 --> 00:32:03,254
‫آخر کتاب رو توی دفترم نگه داشتم

538
00:32:04,255 --> 00:32:06,758
‫ولی اگه این کتاب یه موردپژوهی بروی لوسیفره،

539
00:32:06,841 --> 00:32:08,718
‫همه بینش‌های مهم روانشناختی...

540
00:32:08,801 --> 00:32:10,553
‫تو بخش آخرن، درسته؟

541
00:32:10,637 --> 00:32:12,305
‫پس داری مخفیش میکنی؟

542
00:32:12,388 --> 00:32:14,933
‫شغل من اینه که بیمارهام
‫رو در مسیرشون راهنمایی کنم

543
00:32:15,016 --> 00:32:16,851
‫نه اینکه جواب رو بهشون بدم

544
00:32:16,935 --> 00:32:19,520
‫یه لحظه صبر کنین،
‫دنیا داره به اتمام میرسه

545
00:32:19,604 --> 00:32:22,440
‫اونوقت شماها هنوزم دارین
‫از همدیگه راز مخفی می‌کنین؟

546
00:32:22,523 --> 00:32:24,859
‫- شماها چتونه؟
‫- نه

547
00:32:24,943 --> 00:32:27,695
‫هیچ کدوم از اینا ایده من نبود

548
00:32:27,779 --> 00:32:30,031
‫هیچکس قرار نبود دست نویس منو بخونه

549
00:32:30,114 --> 00:32:32,909
‫بیماری که روش مطالعه میکردم
‫که دیگه اصلا

550
00:32:32,992 --> 00:32:34,744
‫چون پیش‌نویس اوله

551
00:32:35,328 --> 00:32:38,039
‫شاید سال‎‏ها دیگه که کتاب منتشر شد...

552
00:32:38,122 --> 00:32:40,416
‫میخواد منتشرش کنه؟
‫والدین‏ام اینو می‌بینن!

553
00:32:40,500 --> 00:32:42,620
‫خفه شو دنیل، این به تو مربوط نیست!
‫درمورد منه

554
00:32:48,383 --> 00:32:50,969
‫تو آخر کتاب رو پیش خودت نگه داشتی...

555
00:32:51,970 --> 00:32:54,514
‫چون فکر میکنی من موفق نمیشم، مگه نه؟

556
00:32:56,057 --> 00:32:58,851
‫روانکاو خودم باور نداره که
‫من خدا میشم

557
00:33:11,447 --> 00:33:14,784
‫- به گمونم مهمونی تموم شد، ها؟
‫- آره

558
00:33:16,744 --> 00:33:20,707
‫پسر، خدایی این افسرده کننده‎ترین چیزیه
‫که تا حالا دیدم

559
00:33:20,790 --> 00:33:23,126
‫کاشف به عمل اومد که
‫جای دیگه‌ای واسه رفتن نداشتم

560
00:33:23,209 --> 00:33:24,419
‫آره خب، من که دارم

561
00:33:25,211 --> 00:33:26,212
‫آره

562
00:33:32,844 --> 00:33:33,845
‫خیلی‏خب

563
00:33:34,846 --> 00:33:38,057
‫پس بیا مقدمه‏‎چینی رو بیخیال بشیم
‫و یه‏راست بریم سر اصل قضیه

564
00:33:38,683 --> 00:33:39,683
‫باشه؟

565
00:33:40,143 --> 00:33:44,355
‫اگه تو لحظه‌ی مرگت رو تو جهنم دیدی،

566
00:33:44,439 --> 00:33:45,523
‫اون کلیده

567
00:33:45,606 --> 00:33:48,651
‫مرگت رو دوباره تجربه میکنی،
‫گناهت رو پیدا میکنی

568
00:33:48,735 --> 00:33:51,070
‫آره، اونجا بودم، انجامش دادم

569
00:33:51,154 --> 00:33:53,448
‫- هیچی یاد نگرفتم
‫- اوهوم

570
00:33:54,490 --> 00:33:57,535
‫اون ترسِ سرد و دل‌شوره‌‎آوره
‫توی دلت...

571
00:33:58,870 --> 00:33:59,870
‫حسش میکنی؟

572
00:34:00,872 --> 00:34:01,872
‫آره

573
00:34:01,914 --> 00:34:03,207
‫اون گناه توئه

574
00:34:04,625 --> 00:34:08,921
‫حالا میتونی عین یه آدم ضعیف
‫هزار سال آینده رو ازش فرار کنی،

575
00:34:10,798 --> 00:34:12,175
‫یا میتونی درونت رو بشکافی...

576
00:34:13,301 --> 00:34:15,553
‫و عین یه اهریمن بوش رو دنبال کنی!

577
00:34:38,576 --> 00:34:39,952
‫میز، فکر کنم قفلش رو باز کردی

578
00:34:41,746 --> 00:34:43,539
‫میدونم که باید چیکار کنم

579
00:34:50,588 --> 00:34:52,131
‫اوه، هی

580
00:34:52,215 --> 00:34:55,676
‫حتی نمیدونم که چرا دکتر داره به خودش زحمت میده
‫که بقیه کتاب رو بیاره

581
00:34:56,803 --> 00:34:58,805
‫من توانایی تغییر واقعی رو ندارم

582
00:34:59,931 --> 00:35:02,058
‫- لوسیفر، این حقیقت نداره
‫- واقعا نداره؟

583
00:35:03,226 --> 00:35:05,436
‫یعنی، حداقل من فکر نمیکنم که
‫حقیقت داشته باشه

584
00:35:07,271 --> 00:35:09,899
‫اینو میدونم که از وقتی که دیدمت
‫چقدر اصلاح شدی

585
00:35:09,982 --> 00:35:11,192
‫ولی کافی نیست

586
00:35:12,401 --> 00:35:15,780
‫راستش، نمیدونم کافیه یا نه

587
00:35:16,781 --> 00:35:20,118
‫حرفی که اونجا زدم، ترسیده بودم

588
00:35:20,201 --> 00:35:21,577
‫میدونی، ترسیدم

589
00:35:23,579 --> 00:35:27,291
‫میدونم فکر نمیکنی که غیبت میزنه
‫و میخوام اینو باور کنم

590
00:35:27,375 --> 00:35:28,709
‫ولی اگه اشتباه میکنی

591
00:35:29,460 --> 00:35:32,088
‫و من قراره مامان دو تا دختر باشم

592
00:35:32,713 --> 00:35:34,257
‫تو اداره پلیس هم کار میکنم

593
00:35:34,340 --> 00:35:38,302
‫میخوای به نیروی پلیس برگردی؟

594
00:35:40,054 --> 00:35:41,054
‫میدونم

595
00:35:41,889 --> 00:35:45,351
‫میدونم برنامه‏مون نبود،
‫و اگه ناراحتی درک میکنم

596
00:35:46,519 --> 00:35:47,519
‫نه

597
00:35:48,563 --> 00:35:49,897
‫نه، درک میکنم

598
00:35:52,108 --> 00:35:55,945
‫یعنی، ذاتت همینه، مگه نه؟
‫هوم؟

599
00:35:57,613 --> 00:35:59,365
‫کارآگاه من

600
00:35:59,448 --> 00:36:01,993
‫هیچوقت نمیتونم سر این
‫از دستت ناراحت باشم

601
00:36:04,162 --> 00:36:07,748
‫و با اینکه احتمال کمی وجود داره که...

602
00:36:07,832 --> 00:36:12,962
‫شاید من زیادی تو رو تحسین میکنم

603
00:36:13,045 --> 00:36:15,047
‫اینو میدونم که تو مادر فوق‌العاده‎ای هستی

604
00:36:17,216 --> 00:36:19,510
‫واسه روری که مادر فوق‌العاده‌ای نبودم

605
00:36:20,094 --> 00:36:22,847
‫- منظورت چیه؟
‫- فقط بال‌هاش رو ببین، لوسیفر

606
00:36:22,930 --> 00:36:24,015
‫یعنی...

607
00:36:25,349 --> 00:36:27,518
‫فقط فکر میکنم، به اندازه کافی
‫ازش محافظت نکردم؟

608
00:36:27,602 --> 00:36:29,187
‫باعث نشدم که احساس امنیت کنه؟

609
00:36:29,270 --> 00:36:30,813
‫اینکه چقدر بد گند زدم...

610
00:36:30,897 --> 00:36:33,608
‫که باعث شدم دخترمون
‫خودش رو یه سلاح بدونه؟

611
00:36:33,691 --> 00:36:34,942
‫اوه درسته، بله

612
00:36:35,026 --> 00:36:38,112
‫واقعا موندم حس آزار پنداریِ روری به کی رفته

613
00:36:38,196 --> 00:36:42,325
‫بدون شک از فرشته‏ای نیست که به معنای واقعی
‫سرکشی نووجون‌ها رو بوجود آورده

614
00:36:42,408 --> 00:36:45,328
‫بال‌های خنجری؟
‫صورت شیطانی؟

615
00:36:45,411 --> 00:36:47,538
‫همه‏‎‌اش یه جوره، مگه نه؟

616
00:36:47,622 --> 00:36:48,956
‫نه، نیست

617
00:36:52,251 --> 00:36:53,294
‫روری

618
00:36:53,961 --> 00:36:55,004
‫روری!

619
00:36:55,630 --> 00:36:57,757
‫- آه...
‫- سلام!

620
00:36:57,840 --> 00:37:01,469
‫- تو اینجا چیکار میکنی؟
‫- مامان گفت که شماها دارین دنیا رو نجات میدین

621
00:37:01,552 --> 00:37:04,180
‫با خودم گفتم یه سر بیام
‫ببینم چطور پیش میره

622
00:37:04,263 --> 00:37:06,515
‫باید بگم، یه‏جورایی آرزو میکردم
‫کاش نمیومدم

623
00:37:06,599 --> 00:37:08,309
‫گرایش گذشته‌نگارانه خیلی ضدحاله، ها؟

624
00:37:08,392 --> 00:37:11,145
‫- روری
‫- صبر کن روری، وایسا

625
00:37:12,230 --> 00:37:16,359
‫من فکر میکنم... ما فکر میکنیم
‫که بال‏های تو حرف ندارن

626
00:37:16,943 --> 00:37:18,903
‫فقط... امیدوارم که...

627
00:37:19,695 --> 00:37:22,823
‫وقتی سنت کمتر بوده؛ نیاز نبوده که
‫احساس کنی که باید...

628
00:37:22,907 --> 00:37:24,325
‫مبارزه کنی یا از خودت محافظت کنی

629
00:37:25,493 --> 00:37:29,497
‫به عنوان مامانت، امیدوارم که همیشه
‫باعث شده باشم که احساس امنیت کنی

630
00:37:31,374 --> 00:37:35,044
‫من بال‌هام بخاطر این نیست که
‫تو کار اشتباهی کردی

631
00:37:36,504 --> 00:37:39,257
‫بخاطر اینه که تو یه کاری
‫رو درست انجام دادی

632
00:37:40,466 --> 00:37:42,176
‫یعنی، کل زندگیم

633
00:37:42,260 --> 00:37:44,845
‫تو رو تماشا کردم که واسه عدالت
‫ایستادگی میکردی

634
00:37:45,554 --> 00:37:48,099
‫من عاشق این بال‏های خفنم

635
00:37:48,182 --> 00:37:52,103
‫چون اونا منو یاد شخصی میندازن
‫که از همه بیشتر تحسین میکنم

636
00:37:53,729 --> 00:37:54,730
‫مامانم

637
00:37:55,940 --> 00:37:57,900
‫واقعا؟

638
00:37:58,484 --> 00:37:59,484
‫واقعا؟

639
00:38:00,569 --> 00:38:04,115
‫این بال‌ها یکی از میلیون‌ها...

640
00:38:04,198 --> 00:38:07,243
‫چیزهای فوق‌العاده و قدرتمندی هستن
‫که بهم دادی

641
00:38:08,744 --> 00:38:10,288
‫برخلاف اون

642
00:38:11,038 --> 00:38:14,834
‫خب، بابای فرشته‏ات احتمالا
‫تأثیری توی بال‌هات داشته

643
00:38:14,917 --> 00:38:17,420
‫- درسته
‫- لوسیفر هر دومون رو ترک کرد

644
00:38:18,212 --> 00:38:20,089
‫چطور هنوز میتونی ازش دفاع کنی؟

645
00:38:21,007 --> 00:38:24,385
‫خب روری، یعنی...
‫بابای تو نقص داره

646
00:38:24,468 --> 00:38:25,678
‫همه‌مون نقص داریم و...

647
00:38:27,013 --> 00:38:30,516
‫یعنی با اینکه نگران آینده هستم،
‫من...

648
00:38:31,017 --> 00:38:34,103
‫به گمونم، در اعماق وجود
‫واقعا بهش اعتماد دارم

649
00:38:34,186 --> 00:38:38,107
‫چرا؟ اون خودش به خودش اعتماد نداره.
‫احساسات خودش رو نمی‌فهمه

650
00:38:38,190 --> 00:38:41,694
‫باید گلوله میخورد تا بفهمه که
‫بهت اهمیت میداده

651
00:38:41,777 --> 00:38:43,904
‫آره، حرف‏هاتون رو شنیدم

652
00:38:43,988 --> 00:38:46,449
‫- این لزوماً منصفانه نیست
‫- نه

653
00:38:47,158 --> 00:38:49,535
‫حق با اونه

654
00:38:50,286 --> 00:38:52,997
‫حق با اونه

655
00:38:57,251 --> 00:38:59,503
‫لوسیفر، چیکار میکنی؟

656
00:39:03,341 --> 00:39:04,592
‫این مثلا قراره چی باشه؟

657
00:39:06,510 --> 00:39:10,014
‫میدونم که چه حسی درمورد تو دارم،
‫و میخوام ثابتش کنم، خانوم جوون

658
00:39:10,097 --> 00:39:14,477
‫همینجا، همین الان خودم رو آسیب‌پذیر میکنم
‫واسه تو

659
00:39:14,560 --> 00:39:16,395
‫پس یالا، بهم شلیک کن

660
00:39:16,979 --> 00:39:19,899
‫خیلی‏خب، ما تو این خانواده
‫به کسی شلیک نمیکنیم

661
00:39:19,982 --> 00:39:22,443
‫والا نمیدونم، مامان.
‫به نظرم ثابت شده که این کارو میکنیم

662
00:39:22,526 --> 00:39:25,321
‫فکر کنم با این حرف خوب جوابت رو داد.
‫برو کنار، لطفا

663
00:39:25,404 --> 00:39:28,949
‫من پدرتم و دارم بهت میگم که
‫بهم شلیک کنی!

664
00:39:29,033 --> 00:39:31,577
‫روری، به حرفش گوش نده.
‫فقط اسلحه رو بذار زمین

665
00:39:31,660 --> 00:39:34,288
‫آآآآ!
‫فقط اینطوری حرفم رو باور میکنه

666
00:39:34,372 --> 00:39:35,623
‫یالا، روری

667
00:39:35,706 --> 00:39:37,875
‫از وقتی که رسیدی اینجا
‫میخوای بهم صدمه بزنی

668
00:39:37,958 --> 00:39:39,835
‫حالا فرصتش رو داری.
‫ماشه رو بکِش

669
00:39:42,171 --> 00:39:43,714
‫یالا

670
00:39:43,798 --> 00:39:46,675
‫بزن، بهم شلیک کن!

671
00:39:54,308 --> 00:39:55,976
‫میدونستم که این توانایی رو نداره

672
00:40:10,616 --> 00:40:11,784
‫لوسیفر

673
00:40:17,957 --> 00:40:22,211
‫شما دو نفر دیگه هیچوقت
‫همچین کاری نکنین

674
00:40:22,795 --> 00:40:24,296
‫قول میدم

675
00:40:25,214 --> 00:40:27,550
‫- جواب داد
‫- معلومه که جواب داد

676
00:40:28,467 --> 00:40:29,718
‫تو دخترمی

677
00:40:30,428 --> 00:40:31,554
‫و من دوستت دارم

678
00:40:34,515 --> 00:40:37,309
‫خودت خواستی؟
‫خب، آوردمش!

679
00:40:37,977 --> 00:40:38,977
‫لوسیفر

680
00:40:40,521 --> 00:40:41,689
‫خون‏ریزی داری؟

681
00:40:41,772 --> 00:40:44,233
‫بله، همینطوره!

682
00:40:44,316 --> 00:40:45,693
‫ولی نگرانش نباش

683
00:40:46,444 --> 00:40:47,486
‫بدش بیاد

684
00:40:48,237 --> 00:40:50,865
‫وقتشه ببینیم این داستان
‫واقعا چطور تموم میشه

685
00:41:12,511 --> 00:41:14,430
‫ممنون، دکتر لیندا

686
00:41:16,515 --> 00:41:18,350
‫طی پنج سالی که باهم کار کردیم،

687
00:41:18,434 --> 00:41:21,604
‫تو بودی که بهم بینش، خِردی دادی

688
00:41:22,188 --> 00:41:23,731
‫که به تخت فرمانروایی بهشت برسم

689
00:41:25,774 --> 00:41:29,487
‫بعضی‌ها ممکنه بگن تو رحمت خدایی

690
00:41:55,804 --> 00:41:59,517
‫من، لوسیفر مورنینگ‎استار،
‫شیطان

691
00:42:00,518 --> 00:42:04,897
‫به بهشت برگشتم تا به عنوان
‫خدای متعال فرمانروایی کنم

692
00:42:06,732 --> 00:42:08,901
‫و همش به لطف یه زنه

693
00:42:10,319 --> 00:42:12,404
‫زنی که ذهن نابغه‏ای داره،

694
00:42:13,280 --> 00:42:14,990
‫صبر یه قدیس رو داره

695
00:42:16,408 --> 00:42:20,162
‫زنی که با تمام وجودم
‫اونو ستایش میکنم

696
00:42:21,914 --> 00:42:26,168
‫بهترین روان‌کاوی که دنیا به خودش دیده

697
00:42:26,252 --> 00:42:29,380
‫دکتر لیندا مارتین، دکترای پزشکی

698
00:42:29,463 --> 00:42:35,219
‫دکترای روانشناسی، دکترا علوم،
‫کارشناسی ارشد، ام‌فیل

699
00:42:35,302 --> 00:42:38,389
‫کارشناسی ارشد علوم،
‫کارشناسی ارشد فناوری

700
00:42:38,472 --> 00:42:40,140
‫استاد جهان، خانوم...

701
00:42:40,849 --> 00:42:43,477
‫ این مسخره‏ست

702
00:42:43,561 --> 00:42:45,854
‫یعنی، صندل با جوراب؟

703
00:42:45,938 --> 00:42:47,565
‫چیه؟ بابات که می‌پوشید

704
00:42:47,648 --> 00:42:50,484
‫ولی لیندا، واقعا فکر میکنی
‫این اتفاقیه که میوفته؟

705
00:42:51,110 --> 00:42:53,320
‫من نمیدونم چه اتفاقی قراره بیوفته

706
00:42:53,904 --> 00:42:56,865
‫و طی پنج سال اخیر
‫روان‌پزشک شیطان بودم

707
00:42:56,949 --> 00:42:58,784
‫و هنوزم نتونستم واسه خدا بودن
‫آماده‏اش کنم

708
00:42:59,535 --> 00:43:02,705
‫من یه شکست‏ام

709
00:43:02,788 --> 00:43:05,583
‫پس یه پایان الکی نوشتم
‫تا حالم رو بهتر کنم

710
00:43:05,666 --> 00:43:08,294
‫خیلی‏خب، خدایی میگم
‫چرا خون‏ریزی داری؟

711
00:43:08,377 --> 00:43:10,129
‫اوه، دخترم بهم شلیک کرد

712
00:43:10,212 --> 00:43:11,338
‫چی؟

713
00:43:11,422 --> 00:43:13,799
‫نه، نگران نباش.
‫کاملا توافقی بود

714
00:43:13,882 --> 00:43:16,385
‫من آسیب‎‏پذیریم رو عملی کردم
‫تا چیزی رو ثابت کنم

715
00:43:18,762 --> 00:43:19,763
‫لوسیفر...

716
00:43:21,015 --> 00:43:23,225
‫ذهن خودآگاه و ناخودآگاه تو...

717
00:43:23,934 --> 00:43:25,728
‫بالاخره دارن هماهنگ کار میکنن

718
00:43:27,229 --> 00:43:28,522
‫میدونی این یعنی چی؟

719
00:43:29,982 --> 00:43:30,982
‫که...

720
00:43:31,650 --> 00:43:35,988
‫دیگه نیازی نیست اجازه بدم بال‌هام
‫تصمیم بگیرن که من خدا میشم یا نه

721
00:43:50,502 --> 00:43:51,545
‫پس...

722
00:43:53,672 --> 00:43:55,591
‫بالاخره واسه خدا بودن آماده‏‎ای

723
00:43:57,426 --> 00:43:58,426
‫آره

724
00:43:59,928 --> 00:44:02,723
‫آماده‏ام که خدا باشم

725
00:44:09,938 --> 00:44:11,440
‫ولی انتخاب میکنم که نباشم

726
00:44:13,192 --> 00:44:14,276
‫چی؟

727
00:44:14,360 --> 00:44:17,237
‫خوندن پایان مسخره دکتر،

728
00:44:17,321 --> 00:44:21,033
‫زنده کردن یاد تمام چیزهایی که
‫روی زمین گذروندیم،

729
00:44:21,700 --> 00:44:26,163
‫اینکه دیدم تو چقدر نسبت به کسی که هستی،
‫چیزی که هستی مطمئنی...

730
00:44:26,872 --> 00:44:28,624
‫باعث شدم بفهمم که...

731
00:44:29,541 --> 00:44:31,460
‫نمیخوام خدا باشم

732
00:44:33,045 --> 00:44:34,672
‫پس نمیشم

733
00:44:35,714 --> 00:44:38,384
‫یعنی فکر کن، در عمق وجود

734
00:44:39,134 --> 00:44:41,845
‫همیشه میدونستم که اون
‫واقعا ندای من نیست

735
00:44:42,429 --> 00:44:43,429
‫من... من...

736
00:44:43,972 --> 00:44:46,141
‫نمیدونم ندای من چیه،

737
00:44:46,225 --> 00:44:48,352
‫ولی میدونم که خدا شدنم نیست

738
00:44:50,020 --> 00:44:52,189
‫امیدوارم که خیلی بخاطرش
‫ناامید نشده باشی

739
00:44:52,272 --> 00:44:54,358
‫نه، ناامید نشدم

740
00:44:55,984 --> 00:44:58,487
‫هیچوقت نمیتونم بخاطر
‫کسی که هستی ناامید بشم

741
00:44:59,571 --> 00:45:00,989
‫بهت که گفتم، بهت اعتماد دارم

742
00:45:02,908 --> 00:45:07,246
‫واقعا نمیدونم چرا همیشه
‫اینقدر بهم ایمان داری

743
00:45:12,000 --> 00:45:13,000
‫من میدونم

744
00:45:18,048 --> 00:45:23,095
‫یعنی، کل زندگیم به مامان گوش کردم که میگفت
‫چقدر تو رو دوست داشت

745
00:45:25,055 --> 00:45:28,183
‫راستش رو بخوای، یه‏جورایی دلم براش می‏سوخت

746
00:45:29,643 --> 00:45:34,481
‫ولی اینو که میخونم،
‫میتونم اون‏ور تصویر رو ببینم

747
00:45:35,149 --> 00:45:37,359
‫کلویی

748
00:45:37,443 --> 00:45:38,861
‫نمیخوام بمیرم

749
00:45:38,944 --> 00:45:40,070
‫نمیذارم بمیری

750
00:45:43,157 --> 00:45:48,036
‫اگه اون بالایی،
‫فقط میخوام از کلویی محافظت کنی

751
00:45:55,127 --> 00:45:56,920
‫کارآگاه! نه!

752
00:45:59,089 --> 00:46:00,382
‫چیزیت نشده

753
00:46:10,434 --> 00:46:14,813
‫ ♪ چه چیزی در سوراخ داخل زمین بگذارم؟ ♪

754
00:46:16,690 --> 00:46:18,984
‫ ♪ اوه، دارم از ارتفاع بلندتری میوفتم ♪

755
00:46:21,320 --> 00:46:23,572
‫ ♪ عمیق‏تر پرواز میکنم ♪

756
00:46:23,655 --> 00:46:26,658
‫ ♪ اوه، عشقی که پیدا کردم ♪

757
00:46:30,120 --> 00:46:35,000
‫ ♪ با این لبخندی که تو دهنم گیر کرده چیکار کنم؟ ♪

758
00:46:38,128 --> 00:46:42,883
‫ ♪ چطور ثابت کنم که این دفعه یه روح هست؟ ♪

759
00:46:44,343 --> 00:46:47,054
‫ ♪ عین آتیش گرفتن می‏مونه ♪

760
00:46:48,680 --> 00:46:51,350
‫ ♪ راه رفتن روی آب ♪

761
00:46:51,433 --> 00:46:55,270
‫ ♪ اوه، عشقی که پیدا کردم ♪

762
00:46:57,731 --> 00:47:02,611
‫ ♪ فقط لب تر کن، منم همش رو می‌سوزونم ♪

763
00:47:05,781 --> 00:47:10,369
‫ ♪ آکورد رو بنواز، منم بیشتر خون میریزم ♪

764
00:47:13,705 --> 00:47:17,209
‫تو رو انتخاب میکنم، کلویی

765
00:47:19,461 --> 00:47:21,755
‫چون دوستت دارم

766
00:47:24,883 --> 00:47:27,970
‫خوب شد که فهمیدم
‫اون دوستت داشته...

767
00:47:29,388 --> 00:47:31,348
‫اونم دوستت داره

768
00:47:31,932 --> 00:47:34,768
‫روری، امیدوارم که الان بدونی...

769
00:47:34,852 --> 00:47:38,063
‫که اونم دقیقا همین حس
‫رو نسبت به تو داره

770
00:47:41,233 --> 00:47:43,068
‫آره، فکر کنم بدونم

771
00:47:43,819 --> 00:47:49,199
‫پیشرفت احساسی‎‏ای که اینجا دارین میکنین
‫واقعا خیلی زیباست

772
00:47:49,283 --> 00:47:51,159
‫ولی میدونین، تقریبا باعث میشه...

773
00:47:51,243 --> 00:47:53,412
‫وضعیت پایان دنیا رو یادم بره

774
00:47:53,495 --> 00:47:56,957
‫اوه درسته، اون.
‫دکتر ضد حال

775
00:47:57,040 --> 00:47:58,584
‫خب، نگران نباش

776
00:47:58,667 --> 00:48:02,546
‫مطمئنم که آمندیل
‫یه فکری براش میکنه

777
00:48:02,629 --> 00:48:03,714
‫اون همیشه حلش میکنه

778
00:48:11,054 --> 00:48:12,890
‫- سلام
‫- سلام

779
00:48:17,227 --> 00:48:18,228
‫خب...

780
00:48:22,524 --> 00:48:24,026
‫ممنون که اومدی دنبالم

781
00:48:25,736 --> 00:48:26,736
‫خواهش

782
00:48:28,614 --> 00:48:29,615
‫ببخشید

783
00:48:30,574 --> 00:48:32,784
‫یه‌جورایی تو عروسی قالت گذاشتم

784
00:48:34,703 --> 00:48:36,163
‫مورد اضطراری بزرگی پیش اومد

785
00:48:38,707 --> 00:48:42,502
‫تا حالا یکی از اون دوست‌هایی داشتی که
‫هر دفعه مشکلی دارن...

786
00:48:42,586 --> 00:48:43,837
‫آخر میشه...

787
00:48:43,921 --> 00:48:45,297
‫پایان دنیا؟

788
00:48:45,380 --> 00:48:48,342
‫آره خب، واقعا خوشحالم که می‌فهمی

789
00:48:48,425 --> 00:48:52,804
‫چون من پنج‌تا از اونا دارم

790
00:48:54,932 --> 00:48:56,892
‫به گمونم، 6 تان

791
00:48:58,435 --> 00:49:00,395
‫فقط واسه اینکه بدونی

792
00:49:01,063 --> 00:49:02,063
‫باشه

793
00:49:03,857 --> 00:49:05,400
‫خب چی شد؟

794
00:49:05,484 --> 00:49:08,195
‫بحران جلوگیری شد یا...؟

795
00:49:08,278 --> 00:49:09,488
‫هنوز نه

796
00:49:11,823 --> 00:49:14,534
‫ولی میدونی، با توجه به چیزهایی که
‫پشت سر گذاشتیم،

797
00:49:14,618 --> 00:49:18,413
‫میتونم بگم که محتاطانه خوشبین‏ام

798
00:49:19,831 --> 00:49:21,291
‫خوبه

799
00:49:22,751 --> 00:49:24,628
‫خیلی متاسفم، میدونم...

800
00:49:25,963 --> 00:49:29,466
‫میدونم این مثل این می‌‎مونه که
‫"به شهر مبهم خوش اومدی، جمعیت فقط تو"

801
00:49:30,842 --> 00:49:34,596
‫کارول، واقعا کاش میتونستم
‫بیشتر بهت بگم

802
00:49:34,680 --> 00:49:36,139
‫واقعا میگم، ولی...

803
00:49:38,809 --> 00:49:40,978
‫این راز من نیست که به دیگران بگم

804
00:49:41,061 --> 00:49:42,562
‫الا...

805
00:49:45,107 --> 00:49:46,358
‫عیب نداره

806
00:49:47,150 --> 00:49:48,360
‫من میدونم تو کی هستی

807
00:49:49,152 --> 00:49:52,656
‫و به رابطه‏مون اعتماد دارم،
‫پس نیازی نیست...

808
00:49:54,366 --> 00:49:56,451
‫نیازی نیست نگرانش باشی.
‫مشکلی نداریم

809
00:49:58,495 --> 00:50:04,042
‫گوش کن، تا موقعی که قلب یکی رو میشناسی
‫نیازی نیست...

810
00:50:04,126 --> 00:50:07,629
‫تک تک جزئیات رو درموردش بدونی

811
00:50:09,047 --> 00:50:10,048
‫درسته

812
00:50:11,049 --> 00:50:12,050
‫درسته

813
00:50:29,109 --> 00:50:30,610
‫نتونستم دنیا رو نجات بدم

814
00:50:34,031 --> 00:50:36,950
‫حتی نفهمیدم که مراجعه کننده
‫پنج ساله‏ام...

815
00:50:37,034 --> 00:50:39,077
‫نمیخواست خدا بشه

816
00:50:40,287 --> 00:50:42,414
‫بهترین روان‏پزشک دنیا،
‫آره جون خودم

817
00:50:42,497 --> 00:50:47,919
‫- بیشتر میخوره "بزرگ‏ترین شیاد دنیا" باشم
‫- دکتر، بشین

818
00:50:50,005 --> 00:50:53,508
‫حالا، ممکنه بهم کمک نکرده باشی که
‫تخت فرمانروایی بهشت رو بگیرم

819
00:50:54,009 --> 00:50:55,177
‫ولی کمک کردی

820
00:50:57,012 --> 00:50:58,472
‫- واقعا؟
‫- بله

821
00:50:59,765 --> 00:51:04,269
‫بهم کمک کردی که یاد بگیرم
‫بقیه رو اولویت قرار بدم

822
00:51:05,645 --> 00:51:09,066
‫کمکم کردی رابطه‎هایی رو ترمیم کنم که
‫درهم شکسته بودن از زمان...

823
00:51:09,649 --> 00:51:11,818
‫خب، هزاران سال پیش

824
00:51:13,195 --> 00:51:17,240
‫کمکم کردی که واقعا بتونم با عشق زندگیم
‫ارتباط برقرار کنم

825
00:51:19,993 --> 00:51:22,079
‫دکتر لیندا مارتین،

826
00:51:23,830 --> 00:51:27,042
‫دکترا دار و اینا

827
00:51:27,626 --> 00:51:29,252
‫در زمانی که باهم داشتیم،

828
00:51:29,336 --> 00:51:32,839
‫تونستی کاری رو بکنی که حتی خدای متعال
‫هم نمیتونست انجام بده

829
00:51:35,050 --> 00:51:36,802
‫تو منو مَرد بهتری کردی

830
00:51:44,142 --> 00:51:45,769
‫ممنون، لوسیفر

831
00:51:48,897 --> 00:51:51,983
‫این بهترین تعریفی هستش که
‫یه روان‏پزشک میتونه دریافت کنه

832
00:52:01,243 --> 00:52:03,829
‫هوم

833
00:52:05,372 --> 00:52:06,498
‫دکتر

834
00:52:07,666 --> 00:52:11,419
‫- دکتر!
‫- ببخشید. اوه. معذر...

835
00:52:13,630 --> 00:52:16,883
‫- فقط روز خیلی طولانی‏ای بوده
‫- واقعا بوده، نه؟

836
00:52:16,967 --> 00:52:18,343
‫پس اگه منو ببخشی،

837
00:52:18,426 --> 00:52:22,556
‫یه قرار خیلی مهم
‫با یه تختِ گرم و نرم دارم

838
00:52:23,640 --> 00:52:24,933
‫یه استراحتی که واقعا مستحقش هستی

839
00:52:48,165 --> 00:52:49,082
‫ ♪ من... ♪

840
00:52:51,543 --> 00:52:53,503
‫ ♪ فقط میخوام ازت تشکر کنم ♪

841
00:52:55,046 --> 00:53:00,218
‫ ♪ بابت این احساسی که دارم ♪

842
00:53:01,887 --> 00:53:04,181
‫ ♪ من... ♪

843
00:53:05,265 --> 00:53:07,726
‫ ♪ فقط میخوام ازت تشکر کنم ♪

844
00:53:15,400 --> 00:53:17,861
‫ ♪ فقط میخوام ازت تشکر کنم ♪

845
00:53:18,862 --> 00:53:20,780
‫میدونم چرا دنیا داره به پایان میرسه

846
00:53:22,115 --> 00:53:23,408
‫باید حرف بزنیم

847
00:53:25,535 --> 00:53:27,621
‫اوه، گندش بزنن

848
00:53:32,632 --> 00:53:37,621
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
