1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,001 --> 00:00:14,001
‫فصل چهارم، قسمت پایانی
‫«پادشاه جدید جهنم کیه؟»

3
00:00:15,002 --> 00:00:23,002
‫ترجمه از «رضا حضرتی و حسین رضایی»
‫HosseinTL , DeathStroke

4
00:00:30,739 --> 00:00:33,159
‫دو تا شدین که!

5
00:01:52,487 --> 00:01:54,007
‫صبح بخیر کارآگاه

6
00:01:54,405 --> 00:01:55,985
‫خیلی شنگولی!

7
00:01:56,074 --> 00:01:59,494
‫خب، دنیا نابود نمیشه
‫بخاطر اینکه خودم رو بخشیدم

8
00:01:59,577 --> 00:02:03,577
‫پس میگم که واقعا توی این موضوع برای من و همه‌ی
‫انسان‌ها روز خوبیه

9
00:02:03,665 --> 00:02:05,075
‫پس «خواهش می‌کنم»

10
00:02:05,583 --> 00:02:07,463
‫خب...همش...

11
00:02:07,877 --> 00:02:08,877
‫کاملا از بین رفته؟

12
00:02:09,629 --> 00:02:13,799
‫پوست قرمز، بالهای شیطان
‫دیگه آمپر نمیزنی بالا؟

13
00:02:14,801 --> 00:02:16,431
‫اینکه هموروئید نیست، کارآگاه

14
00:02:16,511 --> 00:02:21,471
‫خب، آره، عذر میخوام فقط هنوز نمیدونم
‫که اینجور چیزا چجوری هستن، ولی...

15
00:02:22,350 --> 00:02:23,270
‫

16
00:02:23,351 --> 00:02:26,811
‫شاید بهتر باشه یه چند وقتی مرخصی بگیری
‫یه مقدار استراحت کنی، تا دوباره مثل قبل بشی

17
00:02:27,605 --> 00:02:30,015
‫این کار لازم نیست
‫هیچوقت حالم بهتر از الان نبوده

18
00:02:30,608 --> 00:02:32,688
‫تازه، «کینلی» هنوز آزاده

19
00:02:32,777 --> 00:02:34,697
‫خب، الان دیگه مارشال‌های ایالتی
‫مسئولیت جستجو رو بر عهده دارن

20
00:02:34,779 --> 00:02:36,199
‫پس هیچ کاری از دست ما بر نمیاد

21
00:02:36,281 --> 00:02:39,241
‫پس یه پرونده چطور؟ حتما باید یه پرونده‌ی قتل باحال
‫وجود داشته باشه که حلش کنیم

22
00:02:39,325 --> 00:02:40,325
‫نه، نه

23
00:02:40,410 --> 00:02:43,500
‫خب همونطور که گفتم شاید بهتر باشه
‫یه مقدار وقت بگذاری، بهبود پیدا کنی

24
00:02:44,122 --> 00:02:45,832
‫میدونی، خیلی سختی کشیدی

25
00:02:46,166 --> 00:02:46,996
‫باشه

26
00:02:47,083 --> 00:02:49,213
‫خب، اگه پرونده‌ای بالا اومد بهم زنگ بزن

27
00:02:49,419 --> 00:02:51,209
‫یا ترجیحا اگه پایین اومد

28
00:02:51,296 --> 00:02:53,456
‫باشه، آره. حتما این کار رو میکنم
‫ولی خودم جات رو پر میکنم

29
00:02:53,840 --> 00:02:55,630
‫- خوبه
‫- آره، همه چیز خوبه

30
00:03:01,890 --> 00:03:04,890
‫

31
00:03:04,976 --> 00:03:06,346
‫

32
00:03:07,061 --> 00:03:09,441
‫«حوا» میزاری بیام داخل؟

33
00:03:12,859 --> 00:03:13,899
‫«میز» هستی؟

34
00:03:13,985 --> 00:03:16,945
‫- اینجا چیکار میکنی؟
‫- خب، من اینجا زندگی می‌کنم

35
00:03:18,281 --> 00:03:19,121
‫درسته

36
00:03:19,199 --> 00:03:21,619
‫چیکار می‌کنی؟
‫میتونی در رو باز کنی؟

37
00:03:21,701 --> 00:03:25,331
‫باید «کینلی» رو برگردونم زندان
‫آزاد کردنش یه اشتباه بود

38
00:03:26,497 --> 00:03:28,287
‫در لعنتی رو باز کن، «حوا»

39
00:03:28,666 --> 00:03:30,166
‫

40
00:03:30,960 --> 00:03:31,960
‫سلام

41
00:03:32,754 --> 00:03:33,754
‫چه خبرا؟

42
00:03:34,130 --> 00:03:34,960
‫«کینلی» کجاست؟

43
00:03:35,048 --> 00:03:36,048
‫اوه

44
00:03:37,050 --> 00:03:38,430
‫خب، اون رفتش

45
00:03:38,509 --> 00:03:39,509
‫چی شد؟

46
00:03:40,970 --> 00:03:42,260
‫بهم حمله کرد

47
00:03:42,764 --> 00:03:43,764
‫خیلی ترسناک بود

48
00:03:44,307 --> 00:03:46,307
‫اون یه آدم گنده، ترسناک...

49
00:03:46,976 --> 00:03:48,896
‫ریشو و کشیش ـه

50
00:03:49,479 --> 00:03:50,479
‫من ...

51
00:03:50,772 --> 00:03:54,232
‫رفتم پایین تا زنجیراش رو باز کنم،
‫تا بتونه بره به دستشویی

52
00:03:54,317 --> 00:03:56,237
‫و اون سعی کرد خفه‌م کنه

53
00:03:56,319 --> 00:03:57,529
‫ببین، میبینی؟

54
00:04:00,448 --> 00:04:01,618
‫- میرم بگیرمش
‫- نه!

55
00:04:03,201 --> 00:04:04,041
‫چرا نه؟

56
00:04:04,118 --> 00:04:07,868
‫خب، بخاطر اینکه فهمیدم دیگه بهش نیازی ندارم

57
00:04:08,456 --> 00:04:10,576
‫میدونی، درباره‌ی چیزی که گفتی فکر کردم

58
00:04:10,750 --> 00:04:13,040
‫باید قبول کنم که...

59
00:04:14,295 --> 00:04:16,375
‫«لوسیفر» هیچ احساسی نسبت به من نداره

60
00:04:17,757 --> 00:04:18,757
‫خب، خوش به حال تو

61
00:04:21,886 --> 00:04:22,886
‫صبر کن

62
00:04:23,513 --> 00:04:24,513
‫حالت خوبه؟

63
00:04:26,057 --> 00:04:28,307
‫فکر کردم تو طرف من هستی

64
00:04:32,188 --> 00:04:33,188
‫بودم!

65
00:04:37,277 --> 00:04:38,277
‫

66
00:04:46,995 --> 00:04:49,745
‫حالا فقط...
‫باید مواظب سرش باشی

67
00:04:50,957 --> 00:04:53,287
‫بیا به عمو «لوسی» سلام کن

68
00:04:54,085 --> 00:04:55,085
‫آره

69
00:04:56,212 --> 00:04:58,212
‫

70
00:04:59,590 --> 00:05:03,850
‫خیییلی خب!

71
00:05:04,762 --> 00:05:07,182
‫دیگه میرم «لیندا» رو ببینم

72
00:05:08,599 --> 00:05:09,599
‫صبر کن صبر کن صبر کن

73
00:05:10,310 --> 00:05:11,310
‫هی، من ...

74
00:05:12,270 --> 00:05:15,520
‫- میخواستم درباره‌ی یه چیزی باهات صحبت کنم
‫-اوه... بله؟

75
00:05:17,025 --> 00:05:19,935
‫خیلی خب ببین، جدیدا من یه تصمیمی درباره‌ی
‫پسرم گرفتم

76
00:05:21,237 --> 00:05:23,197
‫و با وجود اینکه تو قلبم...

77
00:05:23,531 --> 00:05:24,701
‫باور دارم که درسته...

78
00:05:25,825 --> 00:05:27,285
‫میدونم که دردناک ـه

79
00:05:27,869 --> 00:05:29,289
‫اوه، درسته، اون رو میگی

80
00:05:29,954 --> 00:05:33,424
‫خب، %79 پسرهای آمریکایی ختنه میشن

81
00:05:33,499 --> 00:05:35,129
‫پس اگه این کار رو بکنی جزو اکثریت‌ها قرار میگیره

82
00:05:35,209 --> 00:05:38,919
‫اگرچه غریضه‌ش حدود %32.8 درصد کم میشه

83
00:05:39,005 --> 00:05:40,085
‫طبق چیزی که دکتر «آز» گفته!

84
00:05:40,715 --> 00:05:42,375
‫ولی فقط... سبک و سنگین کن

85
00:05:42,467 --> 00:05:44,677
‫چه بخوای بچینیش، چه بخوای بذاری باشه
‫مطمئنم که خوش‌تیپ میشه

86
00:05:47,680 --> 00:05:48,680
‫«لوسی»...

87
00:05:51,267 --> 00:05:52,267
‫خدانگهدار

88
00:05:52,769 --> 00:05:53,979
‫آره، میبینمت

89
00:05:54,228 --> 00:05:55,228
‫

90
00:05:57,148 --> 00:05:58,148
‫

91
00:05:58,858 --> 00:06:01,188
‫«شهر نقره‌ای» ما داریم میایم

92
00:06:01,986 --> 00:06:03,856
‫

93
00:06:05,782 --> 00:06:08,532
‫اوه، نه، نه
‫این کار رو با پسرم نمیکنی!

94
00:06:08,618 --> 00:06:10,618
‫خب، ببخشید ولی این ضروریه

95
00:06:10,703 --> 00:06:12,873
‫هر نوزاد تازه به دنیا اومده‌ای یه
‫«ردیاب نوزادی» بهش وصل میشه

96
00:06:12,955 --> 00:06:15,075
‫- ببخشید، چی؟
‫- یه دستگاه امنیتی ـه

97
00:06:15,166 --> 00:06:18,916
‫یه پابند کوچولو ـه که هروقت یه نفر از جاش
‫برش داره، شروع به سر و صدا میکنه

98
00:06:19,003 --> 00:06:23,133
‫اونوقت تو میتونی با خیال راحت استراحت کنی
‫که فرشته کوچولوت صحیح و سالمه

99
00:06:23,216 --> 00:06:24,796
‫بیا

100
00:06:25,426 --> 00:06:27,596
‫سلام، مشکلی نداره

101
00:06:28,262 --> 00:06:29,262
‫«لوسیفر»

102
00:06:30,640 --> 00:06:31,970
‫این کارا چیه آخه؟

103
00:06:33,184 --> 00:06:34,234
‫ولی ممنونم

104
00:06:36,187 --> 00:06:37,517
‫مطمئنم که «چارلی»...

105
00:06:39,774 --> 00:06:41,574
‫- ...دوستش خواهد داشت
‫- این برای بچه نیست

106
00:06:41,651 --> 00:06:42,651
‫نه، برای توئه

107
00:06:43,319 --> 00:06:45,489
‫دفترچه خاطرات شخصی «سیگموند فروید» ـه

108
00:06:45,905 --> 00:06:49,155
‫فقط یه یادگاری کوچولو برای جشن گرفتن
‫پایان دوره‌ی درمانی منه

109
00:06:50,326 --> 00:06:51,326
‫صبر کن چی؟

110
00:06:51,452 --> 00:06:52,832
‫ببخشید، بی‌مقدمه شروع کردم

111
00:06:53,121 --> 00:06:54,911
‫من درمان شدم!
‫این فوق العاده نیست؟

112
00:06:56,624 --> 00:06:59,174
‫- آهان!
‫- آره، میبینی؟ من خودم رو بخشیدم

113
00:06:59,794 --> 00:07:02,344
‫و میدونی؟ از اونجایی که تو توی این قضیه
‫دست داشتی...

114
00:07:02,422 --> 00:07:05,132
‫با خودم فکر کردم که حتی اگه خودت نخوای
‫باید ازت تقدیر کنم. ممنونم، دکتر

115
00:07:05,842 --> 00:07:08,262
‫و از کجا میگی که درمان شدی؟

116
00:07:09,929 --> 00:07:13,559
‫خب، بخاطر اینکه همه‌ی بخش‌های شیطانیم رو
‫دوباره تحت کنترلم گرفتم

117
00:07:13,641 --> 00:07:15,771
‫میبینی؟ سر تا پام سفید رنگه!

118
00:07:16,853 --> 00:07:18,773
‫«کلویی» درباره‌ی این جریان چی فکر میکنه؟

119
00:07:19,647 --> 00:07:21,767
‫فکر میکنه که شاید به یه ذره استراحت و آرامش
‫نیاز داشته باشم

120
00:07:21,858 --> 00:07:24,278
‫ولی در کل میشه گفت، اونم به اندازه‌ی من خوشحاله

121
00:07:24,652 --> 00:07:26,902
‫بگذریم! فکر کنم دیگه این آخرشه

122
00:07:27,071 --> 00:07:28,071
‫

123
00:07:28,114 --> 00:07:30,244
‫اوه، با بچه‌ت خوش باشی

124
00:07:30,408 --> 00:07:32,728
‫وقتی که به اندازه‌ی کافی بزرگ شد تا بتونه
‫کلوپ لختی بیاد، بهش بگو بهم زنگ بزنه

125
00:07:33,411 --> 00:07:35,001
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

126
00:07:35,371 --> 00:07:36,581
‫بخشیدن خودت...

127
00:07:37,957 --> 00:07:39,537
‫به اون آسونی که فکر میکنی نیست

128
00:07:39,792 --> 00:07:41,292
‫یه شبه اتفاق نمیوفته

129
00:07:41,377 --> 00:07:43,707
‫اگه هنوزم روانپزشک من بودی
‫ممکن بود به حرفت گوش کنم

130
00:07:43,963 --> 00:07:46,223
‫- نه نمیکردی!
‫- ولی از اونجایی که نیستی...

131
00:07:46,299 --> 00:07:47,379
‫بای بای!

132
00:07:49,051 --> 00:07:50,051
‫

133
00:07:51,971 --> 00:07:54,971
‫خیلی خب، گوش کنین
‫حاجی‌تون «هالا بی» هستم! زنده اجرا میکنم

134
00:07:55,057 --> 00:07:57,387
‫و قرار پشمای همتون رو بریزونم

135
00:07:57,477 --> 00:07:59,687
‫یه مهمون دارم که داره به استودیو میاد

136
00:08:00,229 --> 00:08:01,229
‫شما میشناسیدش

137
00:08:01,856 --> 00:08:03,066
‫و ازش متنفرین

138
00:08:03,900 --> 00:08:05,690
‫

139
00:08:05,818 --> 00:08:09,278
‫نه، شوخی میکنم، شوخی میکنم
‫همتون دوستش دارین

140
00:08:09,363 --> 00:08:10,363
‫من قبلا ازش متنفر بودم

141
00:08:11,073 --> 00:08:13,135
‫ولی قراره برای تورم که فردا شب توی «مایان»
‫اجرا میشه...

142
00:08:13,159 --> 00:08:16,749
‫بیانیه‌ای داشته باشیم
‫و همه‌ی این اختلافات رو تموم کنیم

143
00:08:16,829 --> 00:08:20,119
‫من و این رفیقمون توی گذشته با هم واقعا
‫مشکل داشتیم

144
00:08:20,374 --> 00:08:23,634
‫ولی قراره همه‌ی این مشکلات رو تمومش کنیم
‫دیگه غرغر نکنیم

145
00:08:24,253 --> 00:08:27,513
‫و کم کم شروع کنیم تا پول در بیاریم

146
00:08:30,927 --> 00:08:32,217
‫برای عشق آماده‌این؟

147
00:08:37,517 --> 00:08:38,887
‫وحشتناکه، مگه نه؟

148
00:08:39,101 --> 00:08:40,271
‫خب، حالا بدن «هالو» کجاست؟

149
00:08:40,353 --> 00:08:42,403
‫نمیدونم. حتما قاتل بردتش

150
00:08:42,480 --> 00:08:44,520
‫به این جای کفش‌های قدیمی خونی نگاه کنین

151
00:08:44,607 --> 00:08:46,897
‫- کلی خونه!
‫- تقریبا 2.5 لیتر خون

152
00:08:46,984 --> 00:08:49,364
‫دوست من این یه خونریزی درجه‌ی چهاره!

153
00:08:49,445 --> 00:08:51,855
‫پس «هالا» هرجا که باشه، اون مُرده

154
00:08:51,948 --> 00:08:52,948
‫میدونم کی این کار رو کرده

155
00:08:53,658 --> 00:08:54,778
‫- میدونی؟
‫- آره

156
00:08:55,034 --> 00:08:56,794
‫بر اساس چیزی که «هالا» توی این ویدیو گفت

157
00:08:56,869 --> 00:08:58,829
‫اون یارو که داشت میومد
‫قطعا باید یه...

158
00:08:58,913 --> 00:09:01,293
‫- «موناپولایز» باشه
‫- دقیقا «موناپولایز»

159
00:09:01,874 --> 00:09:02,884
‫اون کیه؟

160
00:09:03,334 --> 00:09:05,254
‫تا حالا اسم «مو-هالا-اسکوالا» رو نشنیدی؟

161
00:09:05,711 --> 00:09:07,261
‫خب، اون یه رپره

162
00:09:08,089 --> 00:09:09,589
‫- موناپولایز!
‫- آره

163
00:09:09,840 --> 00:09:11,840
‫♪ مو ، موناپولایز! ♪

164
00:09:11,926 --> 00:09:13,716
‫♪ عذرخواهی نکن ♪

165
00:09:13,803 --> 00:09:15,563
‫♪ مو ، موناپولایز! ♪

166
00:09:15,638 --> 00:09:17,178
‫♪ اندازه‌ی من رو نپرس ♪

167
00:09:17,265 --> 00:09:21,055
‫♪ وقتی که توی **** مادرت باشم ♪
‫♪ ازم تشکر میکنی ♪

168
00:09:21,143 --> 00:09:22,813
‫- یادم نیومد نه؟
‫- من هیچوقت... نه!

169
00:09:22,895 --> 00:09:26,565
‫اون رو به اینکه بهترین دوستش رو کشته، متهم کرد

170
00:09:26,649 --> 00:09:30,819
‫هنوز چیزی ثابت نشده ولی با این وجود بزرگترین کینه‌
‫بوده که بعد از «بیگی» و «توپاک» وجود داشته

171
00:09:31,737 --> 00:09:32,737
‫اوه

172
00:09:33,155 --> 00:09:34,525
‫آره

173
00:09:34,615 --> 00:09:37,195
‫کارآگاه! کارآگاه!

174
00:09:38,035 --> 00:09:39,325
‫چرا بهم زنگ نزدی؟

175
00:09:39,912 --> 00:09:43,792
‫- بهت گفتم که باید استراحت کنی
‫- منم بهت گفتم همه چیز تحت کنترله

176
00:09:44,083 --> 00:09:46,713
‫فعلا اینطوریه
‫ولی از کجا میدونی که برنمیگرده؟

177
00:09:46,794 --> 00:09:48,924
‫برنمیگرده. بهم اعتماد کن

178
00:09:49,213 --> 00:09:50,303
‫ببین، بهت قول میدم...

179
00:09:50,715 --> 00:09:53,465
‫هیچوقت لازم نیست که دوباره
‫یه چیز هیولایی ببینی

180
00:09:54,468 --> 00:09:55,468
‫باشه

181
00:10:13,946 --> 00:10:15,106
‫

182
00:10:15,990 --> 00:10:16,990
‫

183
00:10:21,912 --> 00:10:24,122
‫شیوه‌ی زندگی پولداران بی‌سلیقه!

184
00:10:24,832 --> 00:10:26,882
‫انگار «لیبراس» حیاطش رو گذاشته برای فروش

185
00:10:27,627 --> 00:10:30,667
‫آره، خب مدیر کارهای «مو»
‫یعنی «آیزک» اینجا زندگی میکنه

186
00:10:30,755 --> 00:10:32,585
‫به نظر میاد که خونه باشه
‫شاید «مو» هم اینجا باشه

187
00:10:32,673 --> 00:10:33,763
‫چیکار میکنی؟

188
00:10:34,842 --> 00:10:37,392
‫نگران نباش، کارآگاه
‫حالا که همه چیز راست و ریس شده

189
00:10:37,470 --> 00:10:39,760
‫من همه‌ی شیطنت‌هام رو بدون اینکه روم تاثیری
‫داشته باشه، میتونم استفاده کنم

190
00:10:39,847 --> 00:10:42,477
‫پس خیالت راحت باشه
‫هیچ چیز شیطانی‌ای خارج نمیشه

191
00:10:42,558 --> 00:10:43,478
‫

192
00:10:43,559 --> 00:10:44,979
‫

193
00:10:45,061 --> 00:10:47,231
‫لعنت!

194
00:10:47,730 --> 00:10:48,940
‫پلیس لس آنجلس!

195
00:10:49,523 --> 00:10:50,523
‫دست نگه دار!

196
00:10:50,566 --> 00:10:51,566
‫پلیس لس آنجلس؟

197
00:10:52,860 --> 00:10:54,240
‫چرا نگفتی؟

198
00:10:54,320 --> 00:10:57,070
‫آره، قبل از اینکه دروازه‌ی لامصب من رو بشکونین

199
00:10:58,783 --> 00:11:01,293
‫بخاطر شلیک به سمتتون عذر میخوام
‫جدی میگم

200
00:11:02,036 --> 00:11:03,326
‫من مرد خشنی نیستم

201
00:11:03,412 --> 00:11:07,212
‫خب، اون جهنمی که الان به ما نشون دادین
‫چیز دیگه‌ای میگه

202
00:11:08,292 --> 00:11:09,212
‫ساندویچ؟

203
00:11:09,293 --> 00:11:10,293
‫اوه، نه ممنونم

204
00:11:10,711 --> 00:11:14,131
‫ببین، «هالا» و من با هم مشکل داشتیم

205
00:11:14,215 --> 00:11:17,175
‫ولی داشتیم کینه‌هامون رو از بین میبردیم
‫قرار بود امروز صبح با هم ملاقات کنیم

206
00:11:17,259 --> 00:11:19,969
‫که اعلام کنیم قراره یه آلبوم مشترک و تور بدیم

207
00:11:20,054 --> 00:11:21,974
‫درعوض اون کسی بود که تور نهاییش رو داد

208
00:11:22,807 --> 00:11:25,097
‫بدو «مو»...
‫باید همونی که به من گفتی رو بهشون بگی

209
00:11:25,184 --> 00:11:26,314
‫حقیقت رو بگو، داداش

210
00:11:27,395 --> 00:11:30,055
‫ببخشید، ببینید، این شاید احمقانه به نظر بیاد

211
00:11:30,272 --> 00:11:32,322
‫ولی «هالا» واقعا نمرده

212
00:11:32,400 --> 00:11:34,530
‫خب، این غیر ممکنه
‫پزشکی قانونی میگه اون مُرده

213
00:11:34,610 --> 00:11:36,780
‫نه، من اهمیتی نمیدم اونا چی میگن
‫دارم بهت میگم

214
00:11:36,862 --> 00:11:38,322
‫داشتم میرفتم توی استودیو...

215
00:11:38,406 --> 00:11:40,656
‫و یه مرد رو توی درگاه در دیدم که
‫لباس چرمی داشت

216
00:11:40,741 --> 00:11:43,331
‫دیدم که دستاش پر خونه
‫پس سریع برگشتم

217
00:11:43,411 --> 00:11:45,501
‫بعدش یه چند ثانیه بعد،
‫«هالا» اومد بیرون

218
00:11:45,579 --> 00:11:48,329
‫پر خون بود و یه چاقو هم داخل سینه‌ش بود

219
00:11:48,541 --> 00:11:50,961
‫- مثل گوسفند شاد بود!
‫- مثل خر!

220
00:11:51,043 --> 00:11:52,173
‫باید بگی مثل خر، داداش

221
00:11:52,253 --> 00:11:55,463
‫اونکه در مورد ماشین بهم گفتی هم بگو
‫اونم خیلی مهمه، مگه نه؟

222
00:11:55,548 --> 00:11:58,628
‫مگه نگفتی که سوار یه ماشین تحویل پیتزا یا
‫یه چیز تو این مایه‌ها شدن؟

223
00:11:58,718 --> 00:12:01,138
‫آره آره
‫پیتزای «پازو پاپولو»

224
00:12:01,220 --> 00:12:03,720
‫درسته
‫قبل از اینکه بری یه ذره از اینا کشیده بودی؟

225
00:12:05,266 --> 00:12:07,886
‫یه ذره!
‫ولی قسم میخورم دروغ نمیگم

226
00:12:08,352 --> 00:12:11,652
‫ازت میخوایم که بیای به ایستگاه تا
‫داستانت رو تایید کنیم

227
00:12:11,731 --> 00:12:13,191
‫با کمال میل
‫از اینجا که امن‌تره

228
00:12:13,649 --> 00:12:16,529
‫

229
00:12:20,781 --> 00:12:21,781
‫هی بچه‌ها

230
00:12:22,283 --> 00:12:25,163
‫خب من شبکه‌های اجتماعی رو دنبال میکردم
‫که ببینم اشاره‌ای به «هالا» شده یا نه

231
00:12:25,244 --> 00:12:27,044
‫و یه طرفدار همین الان این رو پست کرد

232
00:12:27,204 --> 00:12:28,204
‫ببینش...

233
00:12:28,831 --> 00:12:30,921
‫به نظر میاد «موناپولایز» داشت راستش رو میگفت

234
00:12:31,000 --> 00:12:32,380
‫آره. ببین...

235
00:12:32,460 --> 00:12:35,460
‫زدن «هشتگ مرگ الکی»
‫«هشتگ بدلکاری نمایشی»

236
00:12:35,588 --> 00:12:37,838
‫چی؟ پس کل این جریان یه مسخره بازیه؟
‫هیچ مرگی در کار نیست؟

237
00:12:38,424 --> 00:12:40,054
‫پس این یعنی پرونده بسته میشه؟

238
00:12:40,134 --> 00:12:41,934
‫خب، بازم باید «هالا» رو پیدا کنیم

239
00:12:42,011 --> 00:12:43,891
‫- یه سری چیزها رو باید توضیح بده
‫- نه آره!

240
00:12:44,680 --> 00:12:46,180
‫آره، درسته
‫پرونده بسته میشه

241
00:12:46,265 --> 00:12:48,725
‫پس میدونی؟ بهتره بری خونه «لوسیفر»

242
00:12:48,809 --> 00:12:50,599
‫بخاطر اینکه اگه هیچ قربانی‌ای نباشه
‫پرونده‌ای هم نیست

243
00:12:50,686 --> 00:12:53,856
‫اوه خیلی خب
‫به گمانم فردا یه قتل دیگه صورت بگیره

244
00:12:53,939 --> 00:12:54,939
‫ایشالا!

245
00:13:06,744 --> 00:13:09,754
‫

246
00:13:13,459 --> 00:13:14,459
‫«هالا»؟

247
00:13:15,211 --> 00:13:16,211
‫«هالا بی»؟

248
00:13:18,547 --> 00:13:19,547
‫پدر «کینلی»؟

249
00:13:20,549 --> 00:13:21,629
‫

250
00:13:43,072 --> 00:13:44,072
‫

251
00:13:44,782 --> 00:13:45,782
‫

252
00:13:52,623 --> 00:13:53,543
‫

253
00:13:53,624 --> 00:13:54,794
‫- «کلویی»
‫- «میز»

254
00:13:55,042 --> 00:13:56,542
‫اینجا چیکار میکنی؟

255
00:13:56,752 --> 00:13:58,132
‫داشتم دنبال «کینلی» میگشتم

256
00:13:58,212 --> 00:14:00,972
‫مطمئن بودم که اینجائه
‫ولی الان دیگه اثری ازش نیست

257
00:14:01,173 --> 00:14:02,173
‫حالا تو بگو

258
00:14:03,217 --> 00:14:04,217
‫من دارم روی یه پرونده کار میکنم

259
00:14:04,802 --> 00:14:06,012
‫یه رپر مُرده

260
00:14:06,095 --> 00:14:08,305
‫خب، الان به نظر میاد که دیگه نمرده

261
00:14:08,389 --> 00:14:10,809
‫ولی یه شاهد وجود داره که بهمون
‫یه داستان عجیب گفت

262
00:14:10,891 --> 00:14:13,061
‫که اون دیده که چاقو توی سینه‌‎ی قربانی بوده

263
00:14:13,143 --> 00:14:15,023
‫- اصلا نمیدونم چه خبره!
‫- صبر کن...

264
00:14:15,104 --> 00:14:16,524
‫مُرده ولی نمرده؟

265
00:14:17,982 --> 00:14:18,982
‫فکر کنم من بدونم

266
00:14:20,985 --> 00:14:24,855
‫

267
00:14:25,614 --> 00:14:26,744
‫«لوسیفر»

268
00:14:28,659 --> 00:14:29,659
‫«لوسیفر»

269
00:14:30,619 --> 00:14:31,619
‫«لوسیفر»!

270
00:14:32,037 --> 00:14:33,037
‫«لوسیفر»

271
00:14:33,914 --> 00:14:35,124
‫

272
00:14:35,207 --> 00:14:37,537
‫«لوسیفر» اوه

273
00:14:37,793 --> 00:14:38,793
‫اوه

274
00:14:39,628 --> 00:14:41,708
‫خیلی دلمون واست تنگ شده بود

275
00:14:44,341 --> 00:14:45,841
‫

276
00:14:45,926 --> 00:14:47,086
‫ولم کن!

277
00:14:48,679 --> 00:14:50,719
‫من رو ببخش، پادشاه من!

278
00:14:51,849 --> 00:14:52,849
‫هی...

279
00:14:53,517 --> 00:14:55,307
‫واقعا خیلی خوبه که میبینمت

280
00:15:02,026 --> 00:15:03,356
‫«دروموس»؟

281
00:15:05,988 --> 00:15:08,988
‫دیدی «اسکویی»؟
‫بهت که گفتم من رو یادش میاد

282
00:15:09,491 --> 00:15:10,491
‫ولی...

283
00:15:11,201 --> 00:15:12,411
‫اینجا چیکار میکنین؟

284
00:15:13,162 --> 00:15:14,662
‫خب معلومه، برای تو اومدیم اینجا

285
00:15:15,164 --> 00:15:16,504
‫که کمکت کنیم برگردی خونه

286
00:15:19,335 --> 00:15:20,335
‫

287
00:15:22,338 --> 00:15:27,758
‫پس داری میگی که دوتا اهریمن آدم‌کش
‫توی «لس آنجلس» آزاد هستن؟

288
00:15:27,968 --> 00:15:30,718
‫آره، و به نظر میاد یکیشون به بدن «کینلی»
‫وارد شده باشه

289
00:15:31,305 --> 00:15:33,015
‫و اونا، یا تو...

290
00:15:33,933 --> 00:15:36,313
‫هروقت که بخواین میتونین توی بدن یه انسان
‫بپرین؟

291
00:15:36,644 --> 00:15:37,644
‫نه

292
00:15:38,228 --> 00:15:41,728
‫بدن باید متعلق به یه روح نفرین شده‌ی مرده باشه

293
00:15:41,815 --> 00:15:45,355
‫وگرنه یه اهریمن نمیتونه بفهمه که کِی و کجا
‫یه بدن با ظرفیت خالی بوجود میاد

294
00:15:45,527 --> 00:15:46,817
‫پس یه نفر «کینلی» رو کشته

295
00:15:47,196 --> 00:15:49,756
‫حداقل نباید نگران این باشم که اون به «لوسیفر»
‫صدمه‌ای بزنه

296
00:15:49,949 --> 00:15:50,949
‫نه

297
00:15:51,075 --> 00:15:54,035
‫ولی هر اهریمنی که بدن اون رو گرفته
‫باید نگران باشه

298
00:15:54,453 --> 00:15:57,793
‫«لوسیفر» خیلی از این موضوع عصبی میشه
‫اون تسخیر کردن رو سال‌ها پیش ممنوع کرد

299
00:15:59,541 --> 00:16:01,291
‫خب، مشخصه یه چیزی تغییر کرده

300
00:16:01,543 --> 00:16:04,213
‫خب من اونجا... توی جهنم دارم میچرخم

301
00:16:05,005 --> 00:16:07,675
‫مثل هر سه شنبه دارم چشم‌ها رو از حدقه در میارم

302
00:16:07,758 --> 00:16:08,758
‫که ناگهان یه کشیش...

303
00:16:09,343 --> 00:16:11,433
‫یهویی دم دفترم پیداش میشه

304
00:16:11,512 --> 00:16:14,432
‫این یکی از اون جوک‌هاست که توش
‫کشیش وارد بار میشه؟ من عاشقشونم!

305
00:16:14,640 --> 00:16:16,850
‫اون یارو خسته کننده بود

306
00:16:16,934 --> 00:16:20,854
‫منظورم اینه که، همش میگفت،
‫این پیشگویی... اون پیشگویی...

307
00:16:20,938 --> 00:16:24,228
‫عجب لهجه‌ی احمقانه‌ای دارم
‫من رو شبیه به یه دزد دریایی میکنه!

308
00:16:24,316 --> 00:16:25,316
‫

309
00:16:25,651 --> 00:16:29,451
‫بگذریم... اون گفت که برای برگردوندن تو
‫به جهنم کمک نیاز داره، پس...

310
00:16:30,197 --> 00:16:31,197
‫البته ...

311
00:16:31,365 --> 00:16:33,365
‫من، «دروموس» همیشه وفادار

312
00:16:33,993 --> 00:16:35,043
‫هیچ تعللی نکردم

313
00:16:35,494 --> 00:16:37,584
‫بخاطر تماسی که گرفتی مستقیم اومدم اینجا

314
00:16:38,038 --> 00:16:39,538
‫

315
00:16:39,623 --> 00:16:40,623
‫البته!

316
00:16:41,250 --> 00:16:43,460
‫این تلاش دقیقه‌نودی «کینلی» ـه

317
00:16:43,544 --> 00:16:48,424
‫تلاش آخرش برای جلوگیری از وقوع پیشگویی،
‫بوسیله‌ی برگردوندن من!

318
00:16:48,507 --> 00:16:50,837
‫اونم داوطلبانه!

319
00:16:51,552 --> 00:16:54,392
‫‌خب این نقشه‌ی تحسین برانگیزیه
‫ولی لزومی نداشت که اینقدر زحمت بکشه

320
00:16:54,471 --> 00:16:56,471
‫به تازگی خودم پیشگویی رو از بین بردم

321
00:16:57,307 --> 00:16:58,307
‫تازه...

322
00:16:59,059 --> 00:17:00,939
‫عمرا اگه من من برگردم به...

323
00:17:01,687 --> 00:17:03,107
‫خب، میدونی؟...

324
00:17:03,856 --> 00:17:04,856
‫«لوسیفر»

325
00:17:05,733 --> 00:17:07,743
‫خیلی وقته که توی تعطیلات بودی

326
00:17:09,153 --> 00:17:10,903
‫نه نامه نوشتی، نه تماس گرفتی!

327
00:17:11,572 --> 00:17:14,532
‫حتی یه «قربانی سوخته» هم نفرستادی
‫اهریمن‌های جهنم...

328
00:17:15,868 --> 00:17:17,158
‫اونا به یه پادشاه نیاز دارن

329
00:17:18,203 --> 00:17:19,203
‫خیلی خب

330
00:17:20,414 --> 00:17:21,874
‫«دروموس» اهل لیلیم

331
00:17:22,458 --> 00:17:25,088
‫با قدرتی که به «جمجمه خاکستری»
‫و فلان و فلان و فلان و فلان داده شده

332
00:17:25,169 --> 00:17:27,499
‫بدینوسیله تو را به عنوان پادشاه جهنم
‫نامگذاری میکنم

333
00:17:27,588 --> 00:17:29,128
‫بفرمایین
‫تاج و تخت واسه شماست

334
00:17:30,090 --> 00:17:32,550
‫آره، این واقعا خیلی خنده داره

335
00:17:33,302 --> 00:17:35,142
‫ولی هممون میدونیم که پادشاه...

336
00:17:35,929 --> 00:17:37,139
‫باید یه فرشته باشه

337
00:17:39,058 --> 00:17:40,478
‫نکته‌ی خوبی بود، آره!

338
00:17:40,559 --> 00:17:41,559
‫«لوسیفر»

339
00:17:42,436 --> 00:17:45,556
‫از زمانی‌که رفتی، جهنم خیلی بد بوده

340
00:17:46,315 --> 00:17:49,775
‫اوه، واقعا حیف شد
‫بخاطر اینکه قبلا یه پایگاه گردشگری بود!

341
00:17:50,861 --> 00:17:52,701
‫حالا چیِ این زمین اینقدر خوبه؟

342
00:17:52,780 --> 00:17:55,530
‫خب توهین نباشه ولی همنشینی‌ها
‫به شدت بهتر هستن

343
00:17:55,616 --> 00:17:59,036
‫کار، جالب‌تره...
‫و مشروب واقعا بهتره

344
00:17:59,286 --> 00:18:00,286
‫

345
00:18:00,954 --> 00:18:04,214
‫و اینکه به تازگی عمو شدم و یه نفر باید باشه
‫تا به برادر زاده‌م درباره‌ی سکس یاد بده

346
00:18:04,291 --> 00:18:06,591
‫بخاطر اینکه...
‫قطعا برادرم قادر به این کار نیست

347
00:18:07,586 --> 00:18:08,586
‫پس،

348
00:18:09,088 --> 00:18:10,758
‫به نظر میاد خودت باید برگردی به جهنم

349
00:18:11,840 --> 00:18:13,930
‫اون چشم‌ها که خودشون از حدقه در نمیان

350
00:18:16,845 --> 00:18:17,925
‫باشه

351
00:18:18,430 --> 00:18:20,390
‫فکر کنم یه ذره دیگه بمونیم

352
00:18:21,391 --> 00:18:22,561
‫هیچوقت یه دونه...

353
00:18:23,060 --> 00:18:24,060
‫زنده‌شون رو شکنجه نکردم

354
00:18:25,854 --> 00:18:27,234
‫

355
00:18:27,314 --> 00:18:30,154
‫دست روی کسی بلند نمیکنی

356
00:18:30,859 --> 00:18:33,699
‫خوش‌شانسی که همین الانشم برای سرپیچی
‫از دستوراتم نسوزوندمت

357
00:18:33,779 --> 00:18:35,949
‫گفتم دیگه کسی تسخیر انجام نده

358
00:18:37,908 --> 00:18:40,038
‫وقتشه که همه‌ی اهریمن‌های خوب...

359
00:18:40,536 --> 00:18:41,616
‫برن خونه

360
00:18:42,746 --> 00:18:43,746
‫همین الان

361
00:18:47,668 --> 00:18:48,668
‫باشه...

362
00:18:49,461 --> 00:18:50,591
‫سرورم

363
00:18:58,345 --> 00:19:04,935
‫

364
00:19:05,769 --> 00:19:06,849
‫این چیه؟

365
00:19:08,063 --> 00:19:09,823
‫ملودی یک وال گوژپشت

366
00:19:10,232 --> 00:19:11,232
‫فوق العاده نیست؟

367
00:19:12,025 --> 00:19:14,105
‫و برای یه حموم خوب و آرامش‌بخش، عالیه

368
00:19:14,194 --> 00:19:17,114
‫که همین الان قرعه به نام تو در اومد، پس...

369
00:19:17,906 --> 00:19:20,526
‫اگه از نظر تو مشکلی نباشه و اون
‫«چارلی» کوچولو رو بدی به من...

370
00:19:20,659 --> 00:19:22,539
‫میدونی؟ من خوبم... ولی ممنونم ازت

371
00:19:23,370 --> 00:19:24,370
‫خیلی خب

372
00:19:27,124 --> 00:19:30,344
‫«لیندا» بالاخره یه موقع باید بزاریش زمین
‫دستات ضعف میکنن

373
00:19:30,419 --> 00:19:31,589
‫گمونم درست میگی

374
00:19:32,880 --> 00:19:34,170
‫واقعا چرت لازمم!

375
00:19:37,009 --> 00:19:38,719
‫یا شاید دوباره باید بهش شیر بدم؟!

376
00:19:40,137 --> 00:19:42,097
‫یا یه ملافه‌ی دیگه روش بکشم؟!

377
00:19:42,514 --> 00:19:43,684
‫یا این ملافه رو بردارم؟!

378
00:19:43,765 --> 00:19:46,685
‫وقتی بچه‌ها نمیتونن حرف بزنن، از کجا باید بدونی
‫که چه دمایی رو دوست دارن؟

379
00:19:47,978 --> 00:19:50,978
‫باشه، اعتراف میکنم که یه ذره دارم...

380
00:19:51,690 --> 00:19:53,900
‫سخت‌گیری میکنم، ولی فقط...

381
00:19:53,984 --> 00:19:54,984
‫

382
00:19:56,361 --> 00:19:58,991
‫فقط خیلی دوستش دارم

383
00:20:00,115 --> 00:20:01,115
‫

384
00:20:01,909 --> 00:20:04,999
‫خیلی وقته که نگرانم

385
00:20:06,955 --> 00:20:08,075
‫ولی تو درست میگفتی

386
00:20:09,416 --> 00:20:10,416
‫ما از پس اینکار بر میایم

387
00:20:11,752 --> 00:20:14,342
‫و قراره بهش زندگی زیبایی رو بدیم
‫مگه نه؟

388
00:20:16,256 --> 00:20:17,256
‫آره

389
00:20:18,634 --> 00:20:20,474
‫

390
00:20:23,805 --> 00:20:25,175
‫بیا بگیرم، بابایی

391
00:20:29,436 --> 00:20:30,476
‫خیلی خب

392
00:20:31,563 --> 00:20:33,443
‫اوه، میدونی چیه؟ داشت یادم میرفت

393
00:20:33,523 --> 00:20:35,073
‫یه پرستار شب استخدام کردم

394
00:20:35,651 --> 00:20:38,571
‫اسمش «کیم» ـه و هر لحظه ممکنه برسه

395
00:20:39,738 --> 00:20:41,988
‫اونموقع جفتمون میتونیم یه ذره استراحت کنیم

396
00:20:43,283 --> 00:20:45,163
‫آره، بیا بابایی

397
00:20:46,370 --> 00:20:47,370
‫

398
00:21:04,263 --> 00:21:05,103
‫«لوسیفر»

399
00:21:05,180 --> 00:21:07,600
‫

400
00:21:08,308 --> 00:21:09,308
‫دارم خواب میبینم؟

401
00:21:09,643 --> 00:21:11,313
‫نه نمیبینم چون جفتتون لباس پوشیدین

402
00:21:11,395 --> 00:21:14,725
‫یه وضعیتی پیش اومده
‫اهریمن‌ها دارن روی زمین ول میچرخن

403
00:21:14,982 --> 00:21:16,232
‫اوه، همین؟

404
00:21:17,025 --> 00:21:18,935
‫خب، من خودم میدونستم
‫همین چند ساعت پیش دیدمشون

405
00:21:19,027 --> 00:21:22,357
‫به نظر میاد «کینلی» احضارشون کرده
‫تا من رو به جهنم برگردونن

406
00:21:22,698 --> 00:21:25,158
‫آخرین تلاشش برای نابود کردن پیشگویی

407
00:21:25,242 --> 00:21:28,332
‫ولی نگران نباشین، بحران تموم شد
‫فرستادمشون برن

408
00:21:29,037 --> 00:21:32,417
‫تازه، اهریمن‌های سوال پرس، یعنی «دروموس»
‫و «اسکویی»...

409
00:21:32,499 --> 00:21:35,789
‫خودشون هم توی آتیش جهنم
‫خیلی حرفشون برو نداره

410
00:21:36,044 --> 00:21:37,844
‫از اون دوتا متنفرم
‫مخصوصا «اسکویی»

411
00:21:37,921 --> 00:21:39,421
‫خب، همه از «اسکویی» متنفرن

412
00:21:39,840 --> 00:21:41,380
‫بگذریم، من میرم چاقوهام رو بردارم

413
00:21:41,717 --> 00:21:44,717
‫محض احتیاط اگه یه موقع اون دوتا احمق
‫راه خونه‌شون رو گم کنن

414
00:21:44,803 --> 00:21:45,803
‫همین‌کار رو بکن

415
00:21:46,763 --> 00:21:49,143
‫«لوسیفر» اگه ما اشتباه میکنیم چی؟

416
00:21:50,058 --> 00:21:53,768
‫اگه ما در مورد پیشگویی اشتباه میکنیم و
‫«شرارت آزاد خواهد گشت»...

417
00:21:53,854 --> 00:21:56,274
‫در واقع یعنی اهریمن‌ها قراره هی بیان و برن؟

418
00:21:56,356 --> 00:21:57,356
‫میدونی؟ شاید...

419
00:21:58,358 --> 00:22:01,108
‫شاید باید از شهر خارج بشی
‫تا بفهمیم چیکار باید بکنیم

420
00:22:01,570 --> 00:22:04,160
‫ضمانت میکنم که نیازی نیست
‫من از شهر فرار کنم و ...

421
00:22:05,073 --> 00:22:08,993
‫- اصلا «میز» چطوری پای تو رو توی این قضیه وارد کرد؟
‫- یه جورایی اتفاقی بهش برخوردم

422
00:22:09,953 --> 00:22:11,293
‫داشتم یه سرنخ درباره‌ی «کینلی» رو دنبال میکردم

423
00:22:12,331 --> 00:22:13,331
‫بدون من؟

424
00:22:16,001 --> 00:22:17,671
‫آره. میترسیدم

425
00:22:19,129 --> 00:22:20,589
‫که اون ممکنه چی رو توی تو بیدار کنه؟!

426
00:22:21,590 --> 00:22:23,970
‫میترسیدی که اون ممکنه من رو دوباره
‫به یه هیولا تبدیل کنه!

427
00:22:24,384 --> 00:22:25,384
‫آره

428
00:22:26,094 --> 00:22:26,934
‫ولی نه...

429
00:22:27,012 --> 00:22:29,102
‫نیازی نیست توضیح بدی
‫خودم متوجهم

430
00:22:30,265 --> 00:22:32,095
‫شاید بهتر باشی برید، کارآگاه

431
00:22:32,934 --> 00:22:35,194
‫منظورم اینه که آدم هیچوقت نمیتونه مطمئن بشه
‫که چه چیزی توش بیدار میشه!؟

432
00:22:35,270 --> 00:22:36,440
‫

433
00:22:36,521 --> 00:22:37,521
‫

434
00:22:37,647 --> 00:22:39,607
‫باید بریم خونه‌ی «لیندا»
‫همین حالا

435
00:22:39,691 --> 00:22:42,241
‫

436
00:22:42,319 --> 00:22:43,319
‫«لیندا»

437
00:22:48,784 --> 00:22:50,084
‫

438
00:22:50,202 --> 00:22:51,202
‫چی شد؟

439
00:22:56,208 --> 00:22:57,128
‫«چارلی»...

440
00:22:57,209 --> 00:22:58,209
‫

441
00:22:58,251 --> 00:22:59,961
‫اون...

442
00:23:01,880 --> 00:23:02,960
‫اون نیستش

443
00:23:05,092 --> 00:23:07,302
‫

444
00:23:10,097 --> 00:23:12,617
‫همین الان از «کیم فیشر»، پرستار شبی که «لیندا»
‫منتظرش بود، بازجویی کردم

445
00:23:12,641 --> 00:23:14,311
‫مشخص شد که اون هیچوقت اصلا به خونه نرسیده

446
00:23:14,393 --> 00:23:16,773
‫آژانسشون زنگ زده و گفته که خانواده آخرین دقیقه
‫برنامه رو لغو کرده

447
00:23:16,853 --> 00:23:19,023
‫و هنوز هیچ‌کس خبری از «آمندیل» نداره؟

448
00:23:19,648 --> 00:23:22,778
‫ولی هنوز هیچ دلیلی مبنی بر اینکه بچه
‫همراه اون نیست، وجود نداره، درسته؟

449
00:23:22,859 --> 00:23:25,359
‫آره، مطمئنم که یه دلیل کاملا منطقی وجود داره

450
00:23:25,445 --> 00:23:28,525
‫که چرا اون چندین ساعت گذاشته رفته،
‫بدون اینکه تلفنش رو جواب بده

451
00:23:28,740 --> 00:23:30,200
‫الان به «کلویی» زنگ میزنم

452
00:23:33,578 --> 00:23:35,748
‫نه من به آژانس زنگی نزدم
‫پس این یعنی...

453
00:23:35,831 --> 00:23:37,541
‫- احتمالا «آمندیل» این کار رو کرده
‫- آره

454
00:23:37,958 --> 00:23:40,038
‫آره، مطمئنم که «آمندیل» پرستار رو کنسل کرده

455
00:23:40,127 --> 00:23:44,627
‫بخاطر اینکه میخواسته
‫زمان بیشتری رو با بچه بگذرونه

456
00:23:44,923 --> 00:23:46,173
‫و بعدش «چارلی»...

457
00:23:46,967 --> 00:23:48,757
‫احتمالا شروع کرده به غر زدن و ...

458
00:23:49,136 --> 00:23:51,346
‫و...و نمیخواسته من رو بیدار کنه

459
00:23:52,347 --> 00:23:53,347
‫و...

460
00:23:54,057 --> 00:23:56,935
‫احتمالاً بردتش با ماشین
‫یه دوری بزنه

461
00:24:00,313 --> 00:24:02,732
‫مطمئنم صحیح و سالمن، نه؟

462
00:24:03,483 --> 00:24:04,483
‫آره حتماً

463
00:24:05,402 --> 00:24:06,402
‫لیندا...

464
00:24:07,195 --> 00:24:09,573
‫یه چیزی هست که
‫فکر کنم باید بهت بگم

465
00:24:09,948 --> 00:24:14,536
‫خبر خوب اینه که فکر کنم درست میگی،
‫بنظرم بچه جاش پیش آمندیل امنه

466
00:24:15,203 --> 00:24:17,956
‫خبر بد اینه که بردتش
‫جایی که اصلاً ازش خوشم نمیاد

467
00:24:18,832 --> 00:24:19,832
‫بهشت

468
00:24:23,962 --> 00:24:26,256
‫منظورت اینه که چارلی...

469
00:24:26,339 --> 00:24:28,884
‫عه، نه! نه نه. اصلاً

470
00:24:29,009 --> 00:24:30,260
‫اون بچه نیمه‌فرشته‌ست

471
00:24:30,343 --> 00:24:33,096
‫میتونه آزادانه بره بهشت و بیاد. فقط...

472
00:24:33,180 --> 00:24:34,514
‫یکی رو لازم داره که بیاردش

473
00:24:37,309 --> 00:24:40,187
‫پس آمندیل بچه‌مون رو ازم گرفته؟

474
00:24:42,689 --> 00:24:43,689
‫که بره بهشت زندگی کنه؟

475
00:24:43,940 --> 00:24:44,940
‫می‌کشمش

476
00:24:45,400 --> 00:24:46,776
‫خیلی عذر میخوام لیندا

477
00:24:46,860 --> 00:24:49,279
‫باید زودتر میفهمم چی تو سر آمندیل ـه

478
00:24:49,362 --> 00:24:50,762
‫فکر کنم تو بیمارستان میخواست بهم بگه

479
00:24:50,822 --> 00:24:54,409
‫ولی من فکر کردم میخواد درباره
‫بهتر بودن یقه گرد یا یقه اسکی حرف بزنه
‫(اشاره به ختنه!)

480
00:24:54,493 --> 00:24:56,036
‫ولی اگه آرومت میکنه

481
00:24:56,119 --> 00:24:59,456
‫بگم که واقعاً فکر میکنم آمندیل
‫فقط میخواد چارلی رو در امان نگه داره

482
00:25:03,251 --> 00:25:04,251
‫سلام

483
00:25:05,337 --> 00:25:07,297
‫چطور تونستی؟

484
00:25:07,881 --> 00:25:09,216
‫برگرد برو بیارش!

485
00:25:09,508 --> 00:25:10,508
‫برگرد!

486
00:25:10,717 --> 00:25:13,470
‫- چی میگی؟ من که چارلی رو جایی...
‫- شنیدی چی گفتم. زودباش!

487
00:25:13,553 --> 00:25:14,553
‫وایسا ببینم

488
00:25:15,847 --> 00:25:17,849
‫- صبر کن ببینم. اینجا نیست؟
‫- نه

489
00:25:17,933 --> 00:25:20,977
‫- چون تو بردیش بهشت
‫- نه لیندا، قسم میخورم نبردم

490
00:25:22,729 --> 00:25:24,898
‫ببین، میخواستم ببرم

491
00:25:24,981 --> 00:25:25,982
‫ولی بعد...

492
00:25:26,149 --> 00:25:27,149
‫دلم نیومد

493
00:25:27,192 --> 00:25:29,736
‫حرفی که قبل خواب بهم زدی

494
00:25:30,487 --> 00:25:34,491
‫خیلی گیجم کرد، منم خواستم
‫ذهنم رو آروم کنم واسه همین...

495
00:25:35,534 --> 00:25:37,202
‫گفتم برم یه مدت قدم بزنم

496
00:25:37,285 --> 00:25:39,287
‫ولی چارلی رو دادم پرستار شبونه

497
00:25:39,371 --> 00:25:41,957
‫پرستار خونه نیومده آمندیل

498
00:25:42,541 --> 00:25:43,625
‫چی؟

499
00:25:44,125 --> 00:25:47,963
‫چرا. چرا، اومد. وقتی رفتم داشت
‫چارلی رو میخوابوند

500
00:25:50,674 --> 00:25:52,884
‫چارلی رو دادی به این خانم؟

501
00:25:55,053 --> 00:25:56,053
‫نه

502
00:25:56,555 --> 00:25:57,764
‫نه، این نبود

503
00:26:05,397 --> 00:26:07,649
‫هی، کلویی.
‫رد تماسی که با آژانس گرفتن رو زدیم

504
00:26:07,732 --> 00:26:10,777
‫- همونی که زنگ زده پرستار رو کنسل کرده
‫- خط به نام کسیه به اسم لایلا کلیبورن

505
00:26:10,902 --> 00:26:12,445
‫نیروی ویژه الان داره میره خونه‌ش

506
00:26:12,529 --> 00:26:13,363
<i>‫ باشه </i>

507
00:26:13,446 --> 00:26:14,739
‫میشه یه عکس از لایلا بفرستی؟

508
00:26:14,823 --> 00:26:17,742
‫میخوام ببینم آمندیل بچه
‫رو داده به اون یا نه

509
00:26:17,826 --> 00:26:18,660
‫حتماً

510
00:26:18,743 --> 00:26:20,787
‫کلویی، میشه به لیندا
‫و آمندیل بگی

511
00:26:20,870 --> 00:26:24,124
‫که اینجا همه دارن دعاشون...
‫چیزه، تلاششون رو میکنن

512
00:26:25,166 --> 00:26:26,251
‫باشه ممنون

513
00:26:31,840 --> 00:26:32,840
‫الا، حالت خوبه؟

514
00:26:34,926 --> 00:26:37,387
‫هی... امیدوارم بدونی که من پیشتم

515
00:26:37,762 --> 00:26:38,762
‫تنها نیستی

516
00:26:39,180 --> 00:26:42,475
‫مسئله دقیقاً همینه.
‫من هیچوقت حس تنهایی نمیکردم

517
00:26:44,144 --> 00:26:45,895
‫چون همیشه اوستا کریم رو داشتم

518
00:26:47,272 --> 00:26:48,690
‫خیلی دلم براش تنگ شده

519
00:26:49,065 --> 00:26:51,192
‫خیلی عصبانی بودم

520
00:26:52,736 --> 00:26:54,029
‫خیلی عصبی بودم بعد از...

521
00:26:54,404 --> 00:26:56,197
‫میدونی، شارلوت

522
00:26:57,407 --> 00:26:58,491
‫منم عصبانی بودم

523
00:27:00,201 --> 00:27:01,286
‫خیلی عصبانی

524
00:27:01,953 --> 00:27:03,413
‫آخه خیلی سخته

525
00:27:04,331 --> 00:27:06,124
‫- آره
‫- ولی فکر نکنم درست باشه که

526
00:27:06,207 --> 00:27:08,585
‫اساس اعتقاداتم
‫این باشه که همه‌چی...

527
00:27:09,169 --> 00:27:12,088
‫خوب و گل و بلبل و بستنی ـه

528
00:27:13,256 --> 00:27:16,259
‫فکر نکنم کار خدا این باشه
‫که جلوی بدی‌ها رو بگیره

529
00:27:18,845 --> 00:27:19,929
‫اتفاقاً فکر میکنم...

530
00:27:21,181 --> 00:27:23,850
‫اون هست که برای گذروندن
‫بدی‌ها بهمون قدرت بده

531
00:27:35,528 --> 00:27:36,528
‫آمندیل...

532
00:27:38,865 --> 00:27:39,865
‫خودشه

533
00:27:43,745 --> 00:27:45,830
‫این لایلا ـه؟
‫این چارلی رو برده؟

534
00:27:46,414 --> 00:27:48,416
‫کاراگاه، دیشب تو لاکس دیدمش

535
00:27:49,918 --> 00:27:51,544
‫فکر کنم بدونم بچه دست کیه

536
00:27:56,549 --> 00:27:57,967
‫هیس

537
00:27:59,719 --> 00:28:02,013
‫چه گوگولی هستی تو

538
00:28:02,097 --> 00:28:05,016
‫خیلی چیزا قراره یادت بدم

539
00:28:05,225 --> 00:28:06,225
‫بله

540
00:28:06,476 --> 00:28:07,936
‫هر چی که بلدم یادت میدم

541
00:28:08,144 --> 00:28:09,145
‫هیس

542
00:28:12,273 --> 00:28:14,192
‫آره فرشته کوچولوی من

543
00:28:15,735 --> 00:28:18,780
‫پادشاه جدید جهنم کیه؟

544
00:28:18,988 --> 00:28:20,240
‫آره، خودتی

545
00:28:20,865 --> 00:28:22,867
‫خود خودتی

546
00:28:23,451 --> 00:28:24,577
‫میتونی بگی...

547
00:28:25,370 --> 00:28:26,871
‫« لوسیفر چی چی؟»

548
00:28:28,623 --> 00:28:31,251
‫لوسیفر چی چی؟ هیس

549
00:28:35,088 --> 00:28:37,215
‫نیروی ویژه خونه‌ی لایلا رو بررسی کرد

550
00:28:37,298 --> 00:28:38,216
‫لایلا چی شد؟

551
00:28:38,299 --> 00:28:41,469
‫اونم اونجا نیست. ولی
‫اتاق خوابش شده استخر خون

552
00:28:42,929 --> 00:28:44,389
‫یه استخر خون دیگه بدون جسد

553
00:28:44,472 --> 00:28:48,268
‫هنوز نتونستم ارتباطی بین کینلی،
‫هالا بی و لایلا کلیبورن پیدا کنم

554
00:28:48,351 --> 00:28:50,061
‫شاید کینلی دو تای دیگه رو
‫شستشوی مغزی داده

555
00:28:50,145 --> 00:28:51,688
‫مثل اون گروه لوس اکس، یادتونه؟

556
00:28:51,771 --> 00:28:55,984
‫خیلی خیلی عجیبه که اونا رو بعنوان
‫نوچه‌های جدیدش انتخاب کرده ولی آره، شاید

557
00:28:56,151 --> 00:28:58,570
‫و شاید دستور بازداشتی که
‫صادر کردیم یه نتیجه‌ای بده

558
00:28:58,945 --> 00:29:01,030
‫کاراگاه... میشه خصوصی صحبت کنیم؟

559
00:29:01,823 --> 00:29:02,823
‫ببخشید

560
00:29:08,204 --> 00:29:11,040
‫کاراگاه، یه استخر خون دیگه
‫بدون جسد یعنی یه اهریمن دیگه اومده

561
00:29:11,124 --> 00:29:14,169
‫آره. میشه حقیقت رو به دن و الا بگیم

562
00:29:14,252 --> 00:29:16,671
‫درباره اینکه این آدمرباها دقیقاً
‫کی یا چی‌ان؟

563
00:29:16,755 --> 00:29:20,175
‫هر چی یارهامون بیشتر
‫اصل قضیه رو بدونن بهتره، نه؟

564
00:29:20,258 --> 00:29:23,178
‫نه. حرفمون رو باور نمیکنن

565
00:29:23,511 --> 00:29:25,305
‫البته مگه اینکه نشونشون بدم

566
00:29:25,388 --> 00:29:29,434
‫و تو یکی خوب میدونی چقدر طول میکشه
‫که هضمش کنی، یا اصلاً نکنی

567
00:29:30,018 --> 00:29:34,272
‫آره. تو پنت‌هاوس میخواستم بهت بگم که...

568
00:29:34,355 --> 00:29:35,916
‫کاراگاه، باورم نمیشه دارم اینو میگم

569
00:29:35,940 --> 00:29:38,060
‫ولی الان مسائل مهمتر از من داریم

570
00:29:38,651 --> 00:29:39,527
‫باشه

571
00:29:39,611 --> 00:29:40,987
‫خیلی‌خب پس باید بفهمیم

572
00:29:41,070 --> 00:29:44,240
‫که چرا اهریمن کینلی و گروهش
‫چارلی رو دزدیدن

573
00:29:44,991 --> 00:29:48,077
‫خب، معلومه که بخاطر منه.
‫بهشون دستور دادم برن خونه

574
00:29:48,161 --> 00:29:50,622
‫اونا هم عصبانی شدن و
‫دارن این کارا رو برای تلافی میکنن

575
00:29:50,705 --> 00:29:52,832
‫چجوری سه تا اهریمن و یه بچه رو پیدا کنیم؟

576
00:29:52,957 --> 00:29:56,419
‫سه تا اهریمن و یه بچه؟
‫یکی از فیلمای موردعلاقه منه

577
00:29:56,503 --> 00:29:59,547
‫- البته نه به اندازه اصلش
‫- آی گفتی، آی گفتی

578
00:30:00,215 --> 00:30:03,343
‫چطوره برگردیم پنت‌هاوسم و
‫راحت نقشه بکشیم؟

579
00:30:03,426 --> 00:30:04,426
‫آره آره

580
00:30:04,803 --> 00:30:05,803
‫آره

581
00:30:12,143 --> 00:30:14,103
‫دروموس، اینجا چیکار میکنی؟

582
00:30:15,772 --> 00:30:17,148
‫لوسیفر رو پیدا کردی؟

583
00:30:17,941 --> 00:30:20,652
‫راضیش کردی که برگرده جهنم؟

584
00:30:21,528 --> 00:30:22,987
‫تو چطوری پیدام کردی؟

585
00:30:23,446 --> 00:30:24,948
‫از برنامه «گوشیم رو پیدا کن» استفاده کردم

586
00:30:25,532 --> 00:30:27,200
‫چون گوشی من هنوز دست توئه

587
00:30:27,283 --> 00:30:30,620
‫یادته؟ همونی که بهت دادم
‫که باهاش منو در جریان بذاری

588
00:30:30,703 --> 00:30:32,580
‫همونی که جواب نمیدی

589
00:30:32,664 --> 00:30:35,959
‫آها. آره، منطقیه.
‫شراب میزنی؟

590
00:30:36,459 --> 00:30:37,459
‫نه!

591
00:30:37,752 --> 00:30:38,878
‫شراب نمیخوام

592
00:30:39,128 --> 00:30:41,172
‫میخوام بدونم چی تو سرته

593
00:30:41,923 --> 00:30:44,676
‫- اصلاً با لوسیفر حرف زدی؟
‫- آره

594
00:30:45,426 --> 00:30:46,553
‫خوب پیش نرفت

595
00:30:49,430 --> 00:30:52,976
‫خب، آره بعضی وقتا کله‌شق میشه

596
00:30:54,352 --> 00:30:57,230
‫- شاید بتونیم با هم باهاش حرف بزنیم
‫- نه

597
00:30:57,981 --> 00:30:58,981
‫برنامه عوض شد

598
00:31:00,149 --> 00:31:01,149
‫دروموس...

599
00:31:02,235 --> 00:31:03,486
‫فکر کنم دیگه برامون کافیه

600
00:31:04,696 --> 00:31:07,282
‫- برای مایان حاضریم
‫- تو کی هستی؟

601
00:31:14,122 --> 00:31:16,499
‫دروموس، این موجود مسخره خفه نمیشه

602
00:31:17,000 --> 00:31:18,459
‫میشه زبونش رو ببرم؟

603
00:31:18,543 --> 00:31:20,545
‫نه. نمیتونی

604
00:31:20,628 --> 00:31:21,628
‫چه خبره؟

605
00:31:22,130 --> 00:31:23,214
‫همونطور که گفتم

606
00:31:23,965 --> 00:31:24,965
‫برنامه عوض شد

607
00:31:25,425 --> 00:31:28,761
‫ببین، من اینجا احضارت کردم
‫که لوسیفر رو ببری

608
00:31:28,845 --> 00:31:32,640
‫نه اینکه یه بچه معصوم و بیچاره رو بترسونی

609
00:31:32,724 --> 00:31:33,724
‫گوش کن چی میگم

610
00:31:34,601 --> 00:31:35,601
‫من...

611
00:31:36,436 --> 00:31:37,604
‫بهت دستور میدم

612
00:31:37,687 --> 00:31:39,314
‫انقدر زر نزن!

613
00:31:48,072 --> 00:31:50,658
‫من از تو دستور نمیگیرم

614
00:31:51,993 --> 00:31:55,622
‫تو پادشاه ما نیستی

615
00:31:58,166 --> 00:32:00,835
‫حالا که صحبتش شد،
‫دیگه به لوسیفرم نیاز نداریم

616
00:32:02,337 --> 00:32:04,255
‫و همینطور تو

617
00:32:13,431 --> 00:32:16,351
‫خبری از برادرم یا میز نیست.
‫شاید بهتره اونا رو هم خبر کنم بیان

618
00:32:18,478 --> 00:32:20,146
‫لوسیفر!

619
00:32:21,189 --> 00:32:22,398
‫کار اوناست

620
00:32:22,815 --> 00:32:26,444
‫اهریمن‌های پست میخوان با
‫خرابی بی‌هدف سرم تلافی کنن

621
00:32:26,527 --> 00:32:27,737
‫بی‌هدف نبوده

622
00:32:28,571 --> 00:32:29,948
‫دنبال یه چیزی میگشتن

623
00:32:31,866 --> 00:32:32,992
‫کاراگاه، گاوصندوقم بازه

624
00:32:33,910 --> 00:32:35,662
‫چی؟ چیزی گم شده؟

625
00:32:35,745 --> 00:32:37,205
‫اینطور بنظر میاد

626
00:32:37,747 --> 00:32:39,082
‫پولا همه هستن

627
00:32:40,458 --> 00:32:41,459
‫وای نه

628
00:32:42,961 --> 00:32:44,170
‫شیشه نیست

629
00:32:45,880 --> 00:32:46,965
‫شیشه کینلی؟

630
00:32:47,382 --> 00:32:48,257
‫نگهش داشته بودی؟

631
00:32:48,341 --> 00:32:51,094
‫فکر نمیکردم چیزی باشه که
‫بتونم بریزم تو چاه فاضلاب

632
00:32:52,053 --> 00:32:55,056
‫میخواستم با باتری‌های خالی
‫بندازمش دور

633
00:32:55,598 --> 00:32:57,350
‫میخوان باهاش چیکار کنن؟

634
00:32:59,852 --> 00:33:01,354
‫نمیخوان سرم تلافی کنن

635
00:33:01,854 --> 00:33:03,314
‫میخوان جایگزینم کنن

636
00:33:05,650 --> 00:33:07,151
‫چجوری میتونن همچین کاری بکنن؟

637
00:33:07,402 --> 00:33:11,114
‫جهنم ساخته شده که هیچ اهریمنی
‫نتونه صاحب تخت پادشاهی بشه

638
00:33:11,197 --> 00:33:12,323
‫فقط یه موجود الهی میتونه فرمانروایی کنه

639
00:33:12,949 --> 00:33:14,033
‫یه فرشته. ولی...

640
00:33:14,784 --> 00:33:16,494
‫گمونم نیمه‌فرشته هم کفایت میکنه

641
00:33:17,245 --> 00:33:18,246
‫چارلی

642
00:33:19,330 --> 00:33:20,707
‫چون من قبول نکردم برگردم

643
00:33:20,790 --> 00:33:23,251
‫بنظر میاد میخوان پادشاه
‫خودشون رو بزرگ کنن

644
00:33:24,293 --> 00:33:26,754
‫لوس، خدا رو شکر اینجایی.
‫یه اتفاق خیلی بد...

645
00:33:26,838 --> 00:33:29,173
‫الان وقتش نیست حوا!
‫خودمون بدبختی داریم الان

646
00:33:29,257 --> 00:33:30,633
‫درباره کینلی ـه

647
00:33:31,718 --> 00:33:35,346
‫یا حداقل بدنی که قبلاً اسمش کینلی بود

648
00:33:35,430 --> 00:33:37,015
‫چی میدونی ازش؟

649
00:33:37,932 --> 00:33:40,393
‫من بودم که فراریش دادم. آره

650
00:33:40,935 --> 00:33:43,312
‫بعدشم بهم حمله کرد

651
00:33:44,230 --> 00:33:45,773
‫منم، خب...

652
00:33:46,733 --> 00:33:47,942
‫کشتمش

653
00:33:49,360 --> 00:33:53,114
‫و بعد یه جورایی، یه نمه...

654
00:33:53,656 --> 00:33:56,701
‫یه اهریمن رو از جهنم
‫به بدنش احضار کردم

655
00:33:58,453 --> 00:33:59,328
‫چی؟

656
00:33:59,412 --> 00:34:01,664
‫اون موقع فکر خوبی بنظر میومد

657
00:34:02,832 --> 00:34:06,169
‫گفتم شاید بتونه قانعت کنه
‫که پیشگویی چرت و پرته

658
00:34:07,128 --> 00:34:09,797
‫ولی تکون نمیخورد،
‫بعدم این فکرو تو سرم انداخت

659
00:34:09,881 --> 00:34:12,800
‫که شاید اگه از اینجا ببرمت جهنم

660
00:34:12,884 --> 00:34:14,719
‫اون موقع همه‌چی دوباره درست بشه

661
00:34:15,636 --> 00:34:17,513
‫نمیخواستم کسی آسیب ببینه

662
00:34:18,139 --> 00:34:21,476
‫- بخصوص اون طفلکی
‫- اون برادرزاده منه حوا

663
00:34:21,559 --> 00:34:23,269
‫حوا، چجوری تونستی اینکارو بکنی؟

664
00:34:23,352 --> 00:34:26,856
‫چجوری تونستی انقدر خودخواه باشی؟
‫انقدر ساده‌لوح باشی؟

665
00:34:26,939 --> 00:34:28,608
‫الان بچه کجاست حوا؟

666
00:34:29,901 --> 00:34:31,110
‫نمیدونم

667
00:34:31,444 --> 00:34:35,239
‫نمیدونم. تو کلیسا بودن و
‫منو بیهوش کردن

668
00:34:35,323 --> 00:34:37,992
‫و وقتی به هوش اومدم، اونجا نبودن

669
00:34:42,872 --> 00:34:43,872
‫خیلی‌خب

670
00:34:44,082 --> 00:34:45,666
‫خیلی‌خب، اگه اون شیشه رو بردن

671
00:34:45,750 --> 00:34:48,795
‫احتمالاً میخوان همون تشریفاتی رو اجرا کنن...

672
00:34:49,170 --> 00:34:51,172
‫- که کینلی میخواست روی...
‫- روی من اجرا کنه؟

673
00:34:51,255 --> 00:34:53,382
‫- آره
‫- خب یالا بگو کاراگاه

674
00:34:53,841 --> 00:34:56,010
‫قرار بود وقتی این مسکن
‫مقدس و تدهین شده رو به خوردم دادی

675
00:34:56,094 --> 00:34:59,597
‫برای انجام تشریفات بری کجا؟
‫اون موقع که میخواستی منو بندازی جهنم

676
00:35:00,723 --> 00:35:01,974
‫خب همونطور که میدونی

677
00:35:02,475 --> 00:35:03,893
‫کامل انجامش ندادم

678
00:35:05,019 --> 00:35:06,646
‫فقط میدونم یه کلیسا رو گفت

679
00:35:07,188 --> 00:35:10,441
‫عالیه. فقط هم دو سه هزار تا
‫کلیسا تو لس‌آنجلس هست دیگه؟

680
00:35:12,360 --> 00:35:16,572
‫گفت که حتماً باید مکان عبادت باشه

681
00:35:16,656 --> 00:35:18,282
‫و همچنین لانه‌ی گناه

682
00:35:18,783 --> 00:35:22,745
‫یکی از اهریمن‌ها یه چیزی
‫درباره یکی از تمدن‌های قدیم گفت

683
00:35:24,580 --> 00:35:26,916
‫آزتک؟ یا اینکا؟

684
00:35:26,999 --> 00:35:30,628
‫بنظرتون احتمالش هست بخوان
‫برن یه معبد باستانی

685
00:35:30,711 --> 00:35:32,922
‫که توش انسان قربانی میکردن؟

686
00:35:33,506 --> 00:35:34,423
‫- عاشقشم
‫- گوش کنین

687
00:35:34,507 --> 00:35:35,507
‫قبلاً نمیخواستم سر به تنش باشه

688
00:35:35,925 --> 00:35:38,511
‫ولی فردا درباره شروع تورم
‫یه خبر رو اعلام میکنم

689
00:35:38,594 --> 00:35:39,887
‫فردا شب تو مایان

690
00:35:40,138 --> 00:35:41,139
‫مایان، خودشه!

691
00:35:41,222 --> 00:35:44,392
‫خیلی‌خب، یه تالاره.
‫برای برگزاری کنسرت کرایه‌ش میدن ولی...

692
00:35:44,642 --> 00:35:45,852
‫فکر کنم گروه کلیسایی هم دارن

693
00:35:45,935 --> 00:35:47,645
‫سکس، مواد، راک اند رول و بابام

694
00:35:47,728 --> 00:35:49,856
‫بنظر همون تالار تضادآمیزیه
‫که دنبالشیم

695
00:35:49,939 --> 00:35:51,649
‫الان خالی و در دسترسم هست

696
00:35:51,732 --> 00:35:54,277
‫بخصوص الان که هالا هم اجرا نداره

697
00:35:56,362 --> 00:35:57,446
‫تو اینجا بمون

698
00:35:57,947 --> 00:35:58,948
‫به قدر کافی گند زدی

699
00:35:59,699 --> 00:36:00,699
‫ولی...

700
00:36:18,384 --> 00:36:20,887
‫اگه میخواستم صدای جیغ
‫و داد بشنوم همون جهنم میموندم

701
00:36:21,512 --> 00:36:23,472
‫پسره گشنشه خب

702
00:36:28,060 --> 00:36:29,228
‫احمق

703
00:36:29,312 --> 00:36:31,189
‫زیادی داغه

704
00:36:32,231 --> 00:36:35,735
‫نمیخوایم پادشاه جدید
‫و گوگولی‌مون رو بسوزونیم

705
00:36:36,485 --> 00:36:37,695
‫بذار سرد بشه

706
00:36:40,531 --> 00:36:42,283
‫به گرماش عادت نداره

707
00:36:44,160 --> 00:36:44,994
‫البته هنوز

708
00:36:47,496 --> 00:36:48,539
‫آره

709
00:36:51,042 --> 00:36:52,042
‫هیس

710
00:36:55,922 --> 00:36:58,466
‫برای مبارزه با اهریمن‌ها
‫چیزی هست که باید بدونم؟

711
00:36:58,549 --> 00:37:01,719
‫نه زیاد. فقط اینکه خیلی قوی،
‫ترسناک و بدجنسن

712
00:37:01,802 --> 00:37:02,802
‫مثل میز

713
00:37:02,845 --> 00:37:05,806
‫با این تفاوت که درد رو حس نمیکنن
‫چون بدنشون قرضیه

714
00:37:05,890 --> 00:37:07,058
‫- بله
‫- خبر خوب اینه که

715
00:37:07,475 --> 00:37:09,769
‫قابل کشتن هستن.
‫فقط یه مقدار نیروی بیشتر میطلبه

716
00:37:09,852 --> 00:37:12,813
‫ولی لازم نیست به فکر این چیزا باشی
‫چون قرار نیست بیای تو

717
00:37:13,189 --> 00:37:14,190
‫چرا، قراره بیام

718
00:37:14,565 --> 00:37:17,902
‫اهریمن و غیراهریمن نداره،
‫راه نداره کمک نکنم

719
00:37:17,985 --> 00:37:21,572
‫بذار بهت یادآوری کنم کاراگاه،
‫بودنت کارمون رو سخت‌ترم میکنه

720
00:37:21,781 --> 00:37:23,449
‫باعث میشی من آسیب‌پذیر بشم، یادته؟

721
00:37:24,659 --> 00:37:25,701
‫ولی من نه

722
00:37:26,452 --> 00:37:27,452
‫حوا

723
00:37:28,120 --> 00:37:30,206
‫- قرار بود تو پنت‌هاوس بمونی
‫- آره

724
00:37:31,165 --> 00:37:34,627
‫ولی باید عذرخواهی میکردم...
‫بابت همه‌چی

725
00:37:35,836 --> 00:37:38,130
‫و هر مشکلی که برات درست کردم

726
00:37:40,174 --> 00:37:45,179
‫ولی فهمیدم تو اون مرد بی‌نقصی
‫نیستی که تصورش رو داشتم

727
00:37:45,263 --> 00:37:46,722
‫عذرخواهی هم بلد نیستی

728
00:37:48,266 --> 00:37:49,308
‫منظورم اینه که...

729
00:37:51,811 --> 00:37:54,272
‫فکر میکردم خودت رو میخوام

730
00:37:54,563 --> 00:37:56,565
‫ولی متوجه شدم که...

731
00:37:57,733 --> 00:38:00,945
‫فقط دلم برای کسی که
‫پیش تو بودم تنگ شده بود

732
00:38:02,905 --> 00:38:06,534
‫خب امیدوارم چیزی که میخوای رو پیدا کنی حوا،
‫ولی ای کاش قبل از اینکه

733
00:38:06,617 --> 00:38:08,953
‫اهریمن‌ها رو تو لس‌آنجلس ول کنی
‫دچار این تحول شده بودی

734
00:38:09,370 --> 00:38:10,830
‫خودمم همین نظرو دارم

735
00:38:10,997 --> 00:38:12,456
‫ببین، من متوجهم که...

736
00:38:13,374 --> 00:38:16,085
‫هیچ کاری نمیتونم برای
‫جبران خطام بکنم

737
00:38:17,295 --> 00:38:19,171
‫ولی باید سعیم رو بکنم واسه همین...

738
00:38:19,839 --> 00:38:22,800
‫بخاطر همینم هیچ جوره نمیتونی
‫جلوم رو بگیری که نیام داخل

739
00:38:25,886 --> 00:38:26,886
‫بسیارخب

740
00:38:27,555 --> 00:38:30,391
‫فقط باید منتظر باشیم که
‫برادرم و میز برسن اینجا

741
00:38:33,561 --> 00:38:34,854
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

742
00:38:35,438 --> 00:38:37,898
‫آره، لوسیفر بهمون گفت چیکار کردی

743
00:38:37,982 --> 00:38:39,900
‫الان شاخ و شونه نکشین.
‫وقت این کارا رو نداریم

744
00:38:40,943 --> 00:38:42,611
‫کمک هر چی بیشتر باشه بهتره

745
00:38:55,666 --> 00:38:56,667
‫

746
00:39:01,505 --> 00:39:03,841
‫خود خودشه

747
00:39:24,737 --> 00:39:25,737
‫دروموس!

748
00:39:27,281 --> 00:39:29,992
‫حتماً شنیدی شیر مادر بهتره

749
00:39:35,289 --> 00:39:36,289
‫ببین...

750
00:39:36,665 --> 00:39:37,665
‫مسئله اینه که...

751
00:39:38,834 --> 00:39:41,003
‫دیگه از تو دستور نمیگیرم

752
00:39:42,338 --> 00:39:45,549
‫از وقتی که کناره‌گیری کردی

753
00:39:46,133 --> 00:39:47,133
‫پس...

754
00:39:47,551 --> 00:39:49,387
‫زنده باد پادشاه چارلی

755
00:39:51,263 --> 00:39:53,015
‫آخرت فرمانروا میشه

756
00:39:54,350 --> 00:39:55,350
‫ایهام داشت

757
00:39:56,560 --> 00:40:01,816
‫چون میخوام دقیقاً همونی
‫رو ازش بسازم که میخوام

758
00:40:02,316 --> 00:40:05,653
‫میدونی، اقرار کن که
‫یه مقدار پادشاه خودخواهی بودی

759
00:40:06,362 --> 00:40:08,572
‫که زمین رو فقط واسه خودت میخوای

760
00:40:08,656 --> 00:40:10,157
‫پسرم رو بهم بده!

761
00:40:10,491 --> 00:40:11,659
‫مگه از رو جنازه‌ام رد شی

762
00:40:12,618 --> 00:40:16,080
‫آها، حواسم نبود. همینجوری
‫هم جنازه‌ام پس...

763
00:40:16,956 --> 00:40:18,624
‫باید یکم خلاقیت به خرج بدین

764
00:40:40,729 --> 00:40:41,897
‫بیا پادشاه من

765
00:40:54,452 --> 00:40:57,371
‫اگه جات بودم جلوتر نمیومدم

766
00:41:01,542 --> 00:41:03,169
‫تقاص پس میدی دروموس

767
00:41:04,170 --> 00:41:05,087
‫جدی؟

768
00:41:05,171 --> 00:41:06,338
‫من که میگم خودم پیروزم

769
00:41:10,634 --> 00:41:11,677
‫داری دل‌رحم میشی

770
00:41:12,761 --> 00:41:15,306
‫پیش انسان‌ها داری احساساتی میشی

771
00:41:15,514 --> 00:41:16,932
‫حال‌بهم‌زنه

772
00:41:24,982 --> 00:41:27,067
‫این روزا خوب میزنی تو تخم ملت

773
00:41:29,111 --> 00:41:30,529
‫برو. فرار کن. فرار کن!

774
00:41:50,382 --> 00:41:51,926
‫بدو!

775
00:42:11,320 --> 00:42:13,322
‫هیس، هیس

776
00:42:59,493 --> 00:43:00,703
‫کارت حرف نداشت

777
00:43:12,089 --> 00:43:13,215
‫ردیفش کردم

778
00:43:30,774 --> 00:43:33,068
‫دیگه کسی نمونده دروموس

779
00:43:33,652 --> 00:43:34,652
‫مهمونی تمومه

780
00:43:35,738 --> 00:43:37,448
‫بنظرم وقتشه که بری خونه

781
00:43:39,617 --> 00:43:40,617
‫مجبورم کن

782
00:43:43,329 --> 00:43:44,329
‫بسیارخب

783
00:43:53,422 --> 00:43:55,090
‫عه، ببین کی اومده

784
00:43:58,218 --> 00:43:59,218
‫لعنتی

785
00:44:02,181 --> 00:44:04,266
‫کاراگاه، داری چیکار میکنی؟

786
00:44:04,350 --> 00:44:05,851
‫ببخشید، میدونم...

787
00:44:06,268 --> 00:44:07,186
‫باید...

788
00:44:07,269 --> 00:44:09,914
‫بنظر میرسید همه‌چی روبراهه.
‫فقط میخوام مطمئن شم حالت خوبه. حالت خوبه؟

789
00:44:09,938 --> 00:44:11,857
‫باید بری کاراگاه

790
00:44:12,316 --> 00:44:14,735
‫میدونم... باعث میشم آسیب‌پذیر بشی

791
00:44:15,361 --> 00:44:16,570
‫نه، مسئله این نیست

792
00:44:17,237 --> 00:44:19,114
‫نمیخوام منو اینجوری ببینی

793
00:44:20,407 --> 00:44:21,492
‫میدونم میترسوندت

794
00:44:21,784 --> 00:44:24,912
‫نه میخواستم همینو بهت بگم. دیگه...

795
00:44:25,913 --> 00:44:27,164
‫دیگه ازت نمیترسم

796
00:44:27,748 --> 00:44:28,748
‫نمیترسی؟

797
00:44:30,042 --> 00:44:33,462
‫می‌بینی؟ همینو میگم. انقدر
‫قشنگ و رمانتیکه که میخوام بالا بیارم

798
00:44:34,546 --> 00:44:36,382
‫پس چرا انقدر نگران بودی؟

799
00:44:36,507 --> 00:44:39,593
‫نگران صورتم،
‫نگران برگشتن ظاهر قبلیم

800
00:44:39,760 --> 00:44:41,011
‫از خودت نمی‌ترسیدم

801
00:44:42,554 --> 00:44:43,931
‫از این می‌ترسیدم که از دستت بدم

802
00:44:45,265 --> 00:44:48,644
‫از اینکه وقتی مثل قبلت بشی
‫اینجا رو یادت بره و...

803
00:44:50,813 --> 00:44:52,398
‫و منو از یاد ببری

804
00:44:54,400 --> 00:44:55,400
‫لوسیفر...

805
00:44:56,151 --> 00:44:57,152
‫من...

806
00:45:01,824 --> 00:45:05,536
‫باورت نمیشه از یه اعتراف کلیسایی ساده

807
00:45:05,619 --> 00:45:07,705
‫میشه به چند تا روح اهریمنی بدن رسوند

808
00:45:07,788 --> 00:45:09,998
‫کمک!

809
00:45:15,838 --> 00:45:16,964
‫لوسیفر!

810
00:45:17,965 --> 00:45:20,092
‫نه!

811
00:45:22,344 --> 00:45:26,807
‫بسه!

812
00:45:40,988 --> 00:45:42,531
‫تعظیم کنید...

813
00:45:43,991 --> 00:45:45,409
‫به پادشاهتون

814
00:45:53,125 --> 00:45:55,627
‫شما به اینجا تعلق ندارین

815
00:45:57,838 --> 00:45:59,506
‫برگردید خونه!

816
00:46:35,793 --> 00:46:36,793
‫حوا!

817
00:46:40,047 --> 00:46:41,924
‫پسرم

818
00:46:43,050 --> 00:46:44,092
‫خیلی عذر میخوام

819
00:46:52,351 --> 00:46:53,351
‫حالت خوبه؟

820
00:46:54,645 --> 00:46:56,021
‫نه اینکه برام مهم باشه‌ها

821
00:47:00,943 --> 00:47:02,110
‫میدونم اینطور نیست

822
00:47:04,863 --> 00:47:06,281
‫بنظرم خیلی هم برات مهمه

823
00:47:07,282 --> 00:47:08,282
‫ولی...

824
00:47:08,992 --> 00:47:10,410
‫کور بودم و نمی‌دیدم

825
00:47:11,453 --> 00:47:14,248
‫آره، منم فکر میکردم یه
‫چیزایی بینمون هست ولی...

826
00:47:15,499 --> 00:47:16,499
‫میز...

827
00:47:18,794 --> 00:47:20,921
‫توهم نزدی

828
00:47:21,713 --> 00:47:23,090
‫یه حسی بینمون وجود داره

829
00:47:24,174 --> 00:47:27,427
‫ولی فهمیدم این رفتاری
‫که با لوسیفر داشتم

830
00:47:27,511 --> 00:47:30,472
‫دقیقاً همون رفتاریه که با آدم داشتم

831
00:47:31,265 --> 00:47:32,432
‫میدونی، همش...

832
00:47:33,016 --> 00:47:34,768
‫سعی میکنم خودمو عوض کنم

833
00:47:35,644 --> 00:47:37,980
‫که کسی باشم که فکر میکنم اونا میخوان

834
00:47:38,063 --> 00:47:40,274
‫من هیچوقت نمیخوام خودتو عوض کنی حوا

835
00:47:41,441 --> 00:47:43,610
‫من خودت رو دوست دارم

836
00:47:46,363 --> 00:47:48,365
‫آخه هنوز خودم خودمو نمی‌شناسم

837
00:47:51,285 --> 00:47:52,619
‫باید بفهمم کی‌ام

838
00:47:56,331 --> 00:47:58,292
‫بایدم تنها برم دنبالش

839
00:48:12,431 --> 00:48:14,850
‫

840
00:48:16,059 --> 00:48:20,939
‫

841
00:48:21,023 --> 00:48:23,775
‫

842
00:48:24,818 --> 00:48:29,531
‫

843
00:48:31,116 --> 00:48:38,081
‫

844
00:48:39,625 --> 00:48:46,590
‫

845
00:49:18,664 --> 00:49:19,664
‫حق با تو بود

846
00:49:20,165 --> 00:49:22,084
‫اینجا جاش امن نیست

847
00:49:25,337 --> 00:49:27,089
‫باید ببریش

848
00:49:29,967 --> 00:49:30,967
‫نه

849
00:49:33,261 --> 00:49:35,305
‫هیچکس حاضر نیست اونجوری
‫برای فداکاری کنه

850
00:49:35,389 --> 00:49:37,224
‫که الان تو میخواستی

851
00:49:40,560 --> 00:49:42,437
‫هیچکس مثل ما ازش محافظت نمیکنه

852
00:49:58,203 --> 00:50:01,790
‫خب، چارلی برگشت پیش لیندا و آمندیل

853
00:50:02,541 --> 00:50:03,541
‫پس...

854
00:50:03,959 --> 00:50:05,377
‫میدونی، دیگه تموم شد

855
00:50:13,010 --> 00:50:15,095
‫نشد؟ تموم شده؟

856
00:50:15,637 --> 00:50:18,932
‫میخواستم بگم آره کاراگاه،
‫ولی دروغه و...

857
00:50:20,058 --> 00:50:21,685
‫جفتمون میدونیم من دروغ نمیگم

858
00:50:24,312 --> 00:50:27,858
‫امشب ما پیروز شدیم ولی فقط
‫یه سوراخ یه قایق سست رو پر کردیم

859
00:50:28,859 --> 00:50:31,486
‫حالا که اهریمن‌ها میدونن
‫من قصد برگشتن ندارم

860
00:50:32,612 --> 00:50:34,031
‫به جنگ باهام ادامه میدن

861
00:50:34,740 --> 00:50:37,075
‫دیر یا زود دوباره میان رو زمین

862
00:50:37,159 --> 00:50:38,493
‫کی میدونه مقصد بعدیشون کجاست؟

863
00:50:39,036 --> 00:50:41,496
‫یا شایدم برگردن دنبال چارلی یا...

864
00:50:44,166 --> 00:50:45,166
‫شاید تو

865
00:50:47,627 --> 00:50:48,712
‫متوجهم. حالا...

866
00:50:49,421 --> 00:50:50,422
‫منظورت چیه؟

867
00:50:55,177 --> 00:50:56,428
‫باید برگردم

868
00:50:59,765 --> 00:51:01,600
‫خب چند وقت؟ مثلاً دو...

869
00:51:02,934 --> 00:51:04,895
‫دو هفته یا ماه یا...

870
00:51:08,148 --> 00:51:09,191
‫حق با تو بود

871
00:51:10,358 --> 00:51:12,694
‫درباره پیشگویی. اشتباه ازش
‫برداشت کرده بودیم

872
00:51:13,904 --> 00:51:15,697
‫منظورش اومدنِ جهنم روی زمینه

873
00:51:15,781 --> 00:51:18,408
‫و شاید الان جلوش رو گرفته باشیم،
‫ولی چقدر میخواد دووم بیاره؟

874
00:51:19,576 --> 00:51:23,246
‫باید سر جاشون نگهشون دارم.
‫باید یه پادشاه داشته باشن

875
00:51:24,331 --> 00:51:25,331
‫نه

876
00:51:25,791 --> 00:51:27,084
‫نه نه

877
00:51:29,836 --> 00:51:31,755
‫نه، ببین، منظورم...

878
00:51:33,131 --> 00:51:35,467
‫منظورم همین بود لوسیفر، وقتی گفتم...

879
00:51:35,967 --> 00:51:37,427
‫نباید منو تنها بذاری

880
00:51:40,806 --> 00:51:42,307
‫ببین، خیلی عذر میخوام که...

881
00:51:42,724 --> 00:51:44,935
‫وقتی صورتت رو دیدم اونجوری
‫رفتار کردم...

882
00:51:46,269 --> 00:51:47,687
‫احمقانه بود و...

883
00:51:48,897 --> 00:51:49,897
‫خواهش میکنم

884
00:51:50,774 --> 00:51:51,942
‫خواهش میکنم نرو. من...

885
00:51:54,861 --> 00:51:55,862
‫من دوستت دارم

886
00:51:59,658 --> 00:52:03,161
‫دوستت دارم. خواهش میکنم نرو

887
00:52:08,792 --> 00:52:09,793
‫ببین...

888
00:52:10,377 --> 00:52:12,754
‫یه چیز دیگه‌ی پیشگویی
‫رو اشتباه گرفته بودیم

889
00:52:16,258 --> 00:52:17,926
‫عشق اول من حوا نبود

890
00:52:22,139 --> 00:52:23,265
‫تو بودی کلویی

891
00:52:25,058 --> 00:52:26,351
‫همیشه تو بودی

892
00:52:39,239 --> 00:52:40,239
‫خواهش میکنم

893
00:52:41,616 --> 00:52:42,616
‫نرو

894
00:52:43,702 --> 00:52:44,702
‫خداحافظ

895
00:53:01,094 --> 00:53:02,094
‫خداحافظ

896
00:53:20,095 --> 00:53:28,095
‫ترجمه از «رضا حضرتی و حسین رضایی»
‫HosseinTL , DeathStroke

897
00:54:10,596 --> 00:54:20,096
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
