WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:10.001 --> 00:14.001
‫فصل چهارم، قسمت پایانی
‫«پادشاه جدید جهنم کیه؟»

00:15.002 --> 00:23.002
‫ترجمه از «رضا حضرتی و حسین رضایی»
‫HosseinTL , DeathStroke

00:30.739 --> 00:33.159
‫دو تا شدین که!

01:52.487 --> 01:54.007
‫صبح بخیر کارآگاه

01:54.405 --> 01:55.985
‫خیلی شنگولی!

01:56.074 --> 01:59.494
‫خب، دنیا نابود نمیشه
‫بخاطر اینکه خودم رو بخشیدم

01:59.577 --> 02:03.577
‫پس میگم که واقعا توی این موضوع برای من و همه‌ی
‫انسان‌ها روز خوبیه

02:03.665 --> 02:05.075
‫پس «خواهش می‌کنم»

02:05.583 --> 02:07.463
‫خب...همش...

02:07.877 --> 02:08.877
‫کاملا از بین رفته؟

02:09.629 --> 02:13.799
‫پوست قرمز، بالهای شیطان
‫دیگه آمپر نمیزنی بالا؟

02:14.801 --> 02:16.431
‫اینکه هموروئید نیست، کارآگاه

02:16.511 --> 02:21.471
‫خب، آره، عذر میخوام فقط هنوز نمیدونم
‫که اینجور چیزا چجوری هستن، ولی...

02:22.350 --> 02:23.270
‫

02:23.351 --> 02:26.811
‫شاید بهتر باشه یه چند وقتی مرخصی بگیری
‫یه مقدار استراحت کنی، تا دوباره مثل قبل بشی

02:27.605 --> 02:30.015
‫این کار لازم نیست
‫هیچوقت حالم بهتر از الان نبوده

02:30.608 --> 02:32.688
‫تازه، «کینلی» هنوز آزاده

02:32.777 --> 02:34.697
‫خب، الان دیگه مارشال‌های ایالتی
‫مسئولیت جستجو رو بر عهده دارن

02:34.779 --> 02:36.199
‫پس هیچ کاری از دست ما بر نمیاد

02:36.281 --> 02:39.241
‫پس یه پرونده چطور؟ حتما باید یه پرونده‌ی قتل باحال
‫وجود داشته باشه که حلش کنیم

02:39.325 --> 02:40.325
‫نه، نه

02:40.410 --> 02:43.500
‫خب همونطور که گفتم شاید بهتر باشه
‫یه مقدار وقت بگذاری، بهبود پیدا کنی

02:44.122 --> 02:45.832
‫میدونی، خیلی سختی کشیدی

02:46.166 --> 02:46.996
‫باشه

02:47.083 --> 02:49.213
‫خب، اگه پرونده‌ای بالا اومد بهم زنگ بزن

02:49.419 --> 02:51.209
‫یا ترجیحا اگه پایین اومد

02:51.296 --> 02:53.456
‫باشه، آره. حتما این کار رو میکنم
‫ولی خودم جات رو پر میکنم

02:53.840 --> 02:55.630
‫- خوبه
‫- آره، همه چیز خوبه

03:01.890 --> 03:04.890
‫

03:04.976 --> 03:06.346
‫

03:07.061 --> 03:09.441
‫«حوا» میزاری بیام داخل؟

03:12.859 --> 03:13.899
‫«میز» هستی؟

03:13.985 --> 03:16.945
‫- اینجا چیکار میکنی؟
‫- خب، من اینجا زندگی می‌کنم

03:18.281 --> 03:19.121
‫درسته

03:19.199 --> 03:21.619
‫چیکار می‌کنی؟
‫میتونی در رو باز کنی؟

03:21.701 --> 03:25.331
‫باید «کینلی» رو برگردونم زندان
‫آزاد کردنش یه اشتباه بود

03:26.497 --> 03:28.287
‫در لعنتی رو باز کن، «حوا»

03:28.666 --> 03:30.166
‫

03:30.960 --> 03:31.960
‫سلام

03:32.754 --> 03:33.754
‫چه خبرا؟

03:34.130 --> 03:34.960
‫«کینلی» کجاست؟

03:35.048 --> 03:36.048
‫اوه

03:37.050 --> 03:38.430
‫خب، اون رفتش

03:38.509 --> 03:39.509
‫چی شد؟

03:40.970 --> 03:42.260
‫بهم حمله کرد

03:42.764 --> 03:43.764
‫خیلی ترسناک بود

03:44.307 --> 03:46.307
‫اون یه آدم گنده، ترسناک...

03:46.976 --> 03:48.896
‫ریشو و کشیش ـه

03:49.479 --> 03:50.479
‫من ...

03:50.772 --> 03:54.232
‫رفتم پایین تا زنجیراش رو باز کنم،
‫تا بتونه بره به دستشویی

03:54.317 --> 03:56.237
‫و اون سعی کرد خفه‌م کنه

03:56.319 --> 03:57.529
‫ببین، میبینی؟

04:00.448 --> 04:01.618
‫- میرم بگیرمش
‫- نه!

04:03.201 --> 04:04.041
‫چرا نه؟

04:04.118 --> 04:07.868
‫خب، بخاطر اینکه فهمیدم دیگه بهش نیازی ندارم

04:08.456 --> 04:10.576
‫میدونی، درباره‌ی چیزی که گفتی فکر کردم

04:10.750 --> 04:13.040
‫باید قبول کنم که...

04:14.295 --> 04:16.375
‫«لوسیفر» هیچ احساسی نسبت به من نداره

04:17.757 --> 04:18.757
‫خب، خوش به حال تو

04:21.886 --> 04:22.886
‫صبر کن

04:23.513 --> 04:24.513
‫حالت خوبه؟

04:26.057 --> 04:28.307
‫فکر کردم تو طرف من هستی

04:32.188 --> 04:33.188
‫بودم!

04:37.277 --> 04:38.277
‫

04:46.995 --> 04:49.745
‫حالا فقط...
‫باید مواظب سرش باشی

04:50.957 --> 04:53.287
‫بیا به عمو «لوسی» سلام کن

04:54.085 --> 04:55.085
‫آره

04:56.212 --> 04:58.212
‫

04:59.590 --> 05:03.850
‫خیییلی خب!

05:04.762 --> 05:07.182
‫دیگه میرم «لیندا» رو ببینم

05:08.599 --> 05:09.599
‫صبر کن صبر کن صبر کن

05:10.310 --> 05:11.310
‫هی، من ...

05:12.270 --> 05:15.520
‫- میخواستم درباره‌ی یه چیزی باهات صحبت کنم
‫-اوه... بله؟

05:17.025 --> 05:19.935
‫خیلی خب ببین، جدیدا من یه تصمیمی درباره‌ی
‫پسرم گرفتم

05:21.237 --> 05:23.197
‫و با وجود اینکه تو قلبم...

05:23.531 --> 05:24.701
‫باور دارم که درسته...

05:25.825 --> 05:27.285
‫میدونم که دردناک ـه

05:27.869 --> 05:29.289
‫اوه، درسته، اون رو میگی

05:29.954 --> 05:33.424
‫خب، %79 پسرهای آمریکایی ختنه میشن

05:33.499 --> 05:35.129
‫پس اگه این کار رو بکنی جزو اکثریت‌ها قرار میگیره

05:35.209 --> 05:38.919
‫اگرچه غریضه‌ش حدود %32.8 درصد کم میشه

05:39.005 --> 05:40.085
‫طبق چیزی که دکتر «آز» گفته!

05:40.715 --> 05:42.375
‫ولی فقط... سبک و سنگین کن

05:42.467 --> 05:44.677
‫چه بخوای بچینیش، چه بخوای بذاری باشه
‫مطمئنم که خوش‌تیپ میشه

05:47.680 --> 05:48.680
‫«لوسی»...

05:51.267 --> 05:52.267
‫خدانگهدار

05:52.769 --> 05:53.979
‫آره، میبینمت

05:54.228 --> 05:55.228
‫

05:57.148 --> 05:58.148
‫

05:58.858 --> 06:01.188
‫«شهر نقره‌ای» ما داریم میایم

06:01.986 --> 06:03.856
‫

06:05.782 --> 06:08.532
‫اوه، نه، نه
‫این کار رو با پسرم نمیکنی!

06:08.618 --> 06:10.618
‫خب، ببخشید ولی این ضروریه

06:10.703 --> 06:12.873
‫هر نوزاد تازه به دنیا اومده‌ای یه
‫«ردیاب نوزادی» بهش وصل میشه

06:12.955 --> 06:15.075
‫- ببخشید، چی؟
‫- یه دستگاه امنیتی ـه

06:15.166 --> 06:18.916
‫یه پابند کوچولو ـه که هروقت یه نفر از جاش
‫برش داره، شروع به سر و صدا میکنه

06:19.003 --> 06:23.133
‫اونوقت تو میتونی با خیال راحت استراحت کنی
‫که فرشته کوچولوت صحیح و سالمه

06:23.216 --> 06:24.796
‫بیا

06:25.426 --> 06:27.596
‫سلام، مشکلی نداره

06:28.262 --> 06:29.262
‫«لوسیفر»

06:30.640 --> 06:31.970
‫این کارا چیه آخه؟

06:33.184 --> 06:34.234
‫ولی ممنونم

06:36.187 --> 06:37.517
‫مطمئنم که «چارلی»...

06:39.774 --> 06:41.574
‫- ...دوستش خواهد داشت
‫- این برای بچه نیست

06:41.651 --> 06:42.651
‫نه، برای توئه

06:43.319 --> 06:45.489
‫دفترچه خاطرات شخصی «سیگموند فروید» ـه

06:45.905 --> 06:49.155
‫فقط یه یادگاری کوچولو برای جشن گرفتن
‫پایان دوره‌ی درمانی منه

06:50.326 --> 06:51.326
‫صبر کن چی؟

06:51.452 --> 06:52.832
‫ببخشید، بی‌مقدمه شروع کردم

06:53.121 --> 06:54.911
‫من درمان شدم!
‫این فوق العاده نیست؟

06:56.624 --> 06:59.174
‫- آهان!
‫- آره، میبینی؟ من خودم رو بخشیدم

06:59.794 --> 07:02.344
‫و میدونی؟ از اونجایی که تو توی این قضیه
‫دست داشتی...

07:02.422 --> 07:05.132
‫با خودم فکر کردم که حتی اگه خودت نخوای
‫باید ازت تقدیر کنم. ممنونم، دکتر

07:05.842 --> 07:08.262
‫و از کجا میگی که درمان شدی؟

07:09.929 --> 07:13.559
‫خب، بخاطر اینکه همه‌ی بخش‌های شیطانیم رو
‫دوباره تحت کنترلم گرفتم

07:13.641 --> 07:15.771
‫میبینی؟ سر تا پام سفید رنگه!

07:16.853 --> 07:18.773
‫«کلویی» درباره‌ی این جریان چی فکر میکنه؟

07:19.647 --> 07:21.767
‫فکر میکنه که شاید به یه ذره استراحت و آرامش
‫نیاز داشته باشم

07:21.858 --> 07:24.278
‫ولی در کل میشه گفت، اونم به اندازه‌ی من خوشحاله

07:24.652 --> 07:26.902
‫بگذریم! فکر کنم دیگه این آخرشه

07:27.071 --> 07:28.071
‫

07:28.114 --> 07:30.244
‫اوه، با بچه‌ت خوش باشی

07:30.408 --> 07:32.728
‫وقتی که به اندازه‌ی کافی بزرگ شد تا بتونه
‫کلوپ لختی بیاد، بهش بگو بهم زنگ بزنه

07:33.411 --> 07:35.001
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

07:35.371 --> 07:36.581
‫بخشیدن خودت...

07:37.957 --> 07:39.537
‫به اون آسونی که فکر میکنی نیست

07:39.792 --> 07:41.292
‫یه شبه اتفاق نمیوفته

07:41.377 --> 07:43.707
‫اگه هنوزم روانپزشک من بودی
‫ممکن بود به حرفت گوش کنم

07:43.963 --> 07:46.223
‫- نه نمیکردی!
‫- ولی از اونجایی که نیستی...

07:46.299 --> 07:47.379
‫بای بای!

07:49.051 --> 07:50.051
‫

07:51.971 --> 07:54.971
‫خیلی خب، گوش کنین
‫حاجی‌تون «هالا بی» هستم! زنده اجرا میکنم

07:55.057 --> 07:57.387
‫و قرار پشمای همتون رو بریزونم

07:57.477 --> 07:59.687
‫یه مهمون دارم که داره به استودیو میاد

08:00.229 --> 08:01.229
‫شما میشناسیدش

08:01.856 --> 08:03.066
‫و ازش متنفرین

08:03.900 --> 08:05.690
‫

08:05.818 --> 08:09.278
‫نه، شوخی میکنم، شوخی میکنم
‫همتون دوستش دارین

08:09.363 --> 08:10.363
‫من قبلا ازش متنفر بودم

08:11.073 --> 08:13.135
‫ولی قراره برای تورم که فردا شب توی «مایان»
‫اجرا میشه...

08:13.159 --> 08:16.749
‫بیانیه‌ای داشته باشیم
‫و همه‌ی این اختلافات رو تموم کنیم

08:16.829 --> 08:20.119
‫من و این رفیقمون توی گذشته با هم واقعا
‫مشکل داشتیم

08:20.374 --> 08:23.634
‫ولی قراره همه‌ی این مشکلات رو تمومش کنیم
‫دیگه غرغر نکنیم

08:24.253 --> 08:27.513
‫و کم کم شروع کنیم تا پول در بیاریم

08:30.927 --> 08:32.217
‫برای عشق آماده‌این؟

08:37.517 --> 08:38.887
‫وحشتناکه، مگه نه؟

08:39.101 --> 08:40.271
‫خب، حالا بدن «هالو» کجاست؟

08:40.353 --> 08:42.403
‫نمیدونم. حتما قاتل بردتش

08:42.480 --> 08:44.520
‫به این جای کفش‌های قدیمی خونی نگاه کنین

08:44.607 --> 08:46.897
‫- کلی خونه!
‫- تقریبا 2.5 لیتر خون

08:46.984 --> 08:49.364
‫دوست من این یه خونریزی درجه‌ی چهاره!

08:49.445 --> 08:51.855
‫پس «هالا» هرجا که باشه، اون مُرده

08:51.948 --> 08:52.948
‫میدونم کی این کار رو کرده

08:53.658 --> 08:54.778
‫- میدونی؟
‫- آره

08:55.034 --> 08:56.794
‫بر اساس چیزی که «هالا» توی این ویدیو گفت

08:56.869 --> 08:58.829
‫اون یارو که داشت میومد
‫قطعا باید یه...

08:58.913 --> 09:01.293
‫- «موناپولایز» باشه
‫- دقیقا «موناپولایز»

09:01.874 --> 09:02.884
‫اون کیه؟

09:03.334 --> 09:05.254
‫تا حالا اسم «مو-هالا-اسکوالا» رو نشنیدی؟

09:05.711 --> 09:07.261
‫خب، اون یه رپره

09:08.089 --> 09:09.589
‫- موناپولایز!
‫- آره

09:09.840 --> 09:11.840
‫♪ مو ، موناپولایز! ♪

09:11.926 --> 09:13.716
‫♪ عذرخواهی نکن ♪

09:13.803 --> 09:15.563
‫♪ مو ، موناپولایز! ♪

09:15.638 --> 09:17.178
‫♪ اندازه‌ی من رو نپرس ♪

09:17.265 --> 09:21.055
‫♪ وقتی که توی **** مادرت باشم ♪
‫♪ ازم تشکر میکنی ♪

09:21.143 --> 09:22.813
‫- یادم نیومد نه؟
‫- من هیچوقت... نه!

09:22.895 --> 09:26.565
‫اون رو به اینکه بهترین دوستش رو کشته، متهم کرد

09:26.649 --> 09:30.819
‫هنوز چیزی ثابت نشده ولی با این وجود بزرگترین کینه‌
‫بوده که بعد از «بیگی» و «توپاک» وجود داشته

09:31.737 --> 09:32.737
‫اوه

09:33.155 --> 09:34.525
‫آره

09:34.615 --> 09:37.195
‫کارآگاه! کارآگاه!

09:38.035 --> 09:39.325
‫چرا بهم زنگ نزدی؟

09:39.912 --> 09:43.792
‫- بهت گفتم که باید استراحت کنی
‫- منم بهت گفتم همه چیز تحت کنترله

09:44.083 --> 09:46.713
‫فعلا اینطوریه
‫ولی از کجا میدونی که برنمیگرده؟

09:46.794 --> 09:48.924
‫برنمیگرده. بهم اعتماد کن

09:49.213 --> 09:50.303
‫ببین، بهت قول میدم...

09:50.715 --> 09:53.465
‫هیچوقت لازم نیست که دوباره
‫یه چیز هیولایی ببینی

09:54.468 --> 09:55.468
‫باشه

10:13.946 --> 10:15.106
‫

10:15.990 --> 10:16.990
‫

10:21.912 --> 10:24.122
‫شیوه‌ی زندگی پولداران بی‌سلیقه!

10:24.832 --> 10:26.882
‫انگار «لیبراس» حیاطش رو گذاشته برای فروش

10:27.627 --> 10:30.667
‫آره، خب مدیر کارهای «مو»
‫یعنی «آیزک» اینجا زندگی میکنه

10:30.755 --> 10:32.585
‫به نظر میاد که خونه باشه
‫شاید «مو» هم اینجا باشه

10:32.673 --> 10:33.763
‫چیکار میکنی؟

10:34.842 --> 10:37.392
‫نگران نباش، کارآگاه
‫حالا که همه چیز راست و ریس شده

10:37.470 --> 10:39.760
‫من همه‌ی شیطنت‌هام رو بدون اینکه روم تاثیری
‫داشته باشه، میتونم استفاده کنم

10:39.847 --> 10:42.477
‫پس خیالت راحت باشه
‫هیچ چیز شیطانی‌ای خارج نمیشه

10:42.558 --> 10:43.478
‫

10:43.559 --> 10:44.979
‫

10:45.061 --> 10:47.231
‫لعنت!

10:47.730 --> 10:48.940
‫پلیس لس آنجلس!

10:49.523 --> 10:50.523
‫دست نگه دار!

10:50.566 --> 10:51.566
‫پلیس لس آنجلس؟

10:52.860 --> 10:54.240
‫چرا نگفتی؟

10:54.320 --> 10:57.070
‫آره، قبل از اینکه دروازه‌ی لامصب من رو بشکونین

10:58.783 --> 11:01.293
‫بخاطر شلیک به سمتتون عذر میخوام
‫جدی میگم

11:02.036 --> 11:03.326
‫من مرد خشنی نیستم

11:03.412 --> 11:07.212
‫خب، اون جهنمی که الان به ما نشون دادین
‫چیز دیگه‌ای میگه

11:08.292 --> 11:09.212
‫ساندویچ؟

11:09.293 --> 11:10.293
‫اوه، نه ممنونم

11:10.711 --> 11:14.131
‫ببین، «هالا» و من با هم مشکل داشتیم

11:14.215 --> 11:17.175
‫ولی داشتیم کینه‌هامون رو از بین میبردیم
‫قرار بود امروز صبح با هم ملاقات کنیم

11:17.259 --> 11:19.969
‫که اعلام کنیم قراره یه آلبوم مشترک و تور بدیم

11:20.054 --> 11:21.974
‫درعوض اون کسی بود که تور نهاییش رو داد

11:22.807 --> 11:25.097
‫بدو «مو»...
‫باید همونی که به من گفتی رو بهشون بگی

11:25.184 --> 11:26.314
‫حقیقت رو بگو، داداش

11:27.395 --> 11:30.055
‫ببخشید، ببینید، این شاید احمقانه به نظر بیاد

11:30.272 --> 11:32.322
‫ولی «هالا» واقعا نمرده

11:32.400 --> 11:34.530
‫خب، این غیر ممکنه
‫پزشکی قانونی میگه اون مُرده

11:34.610 --> 11:36.780
‫نه، من اهمیتی نمیدم اونا چی میگن
‫دارم بهت میگم

11:36.862 --> 11:38.322
‫داشتم میرفتم توی استودیو...

11:38.406 --> 11:40.656
‫و یه مرد رو توی درگاه در دیدم که
‫لباس چرمی داشت

11:40.741 --> 11:43.331
‫دیدم که دستاش پر خونه
‫پس سریع برگشتم

11:43.411 --> 11:45.501
‫بعدش یه چند ثانیه بعد،
‫«هالا» اومد بیرون

11:45.579 --> 11:48.329
‫پر خون بود و یه چاقو هم داخل سینه‌ش بود

11:48.541 --> 11:50.961
‫- مثل گوسفند شاد بود!
‫- مثل خر!

11:51.043 --> 11:52.173
‫باید بگی مثل خر، داداش

11:52.253 --> 11:55.463
‫اونکه در مورد ماشین بهم گفتی هم بگو
‫اونم خیلی مهمه، مگه نه؟

11:55.548 --> 11:58.628
‫مگه نگفتی که سوار یه ماشین تحویل پیتزا یا
‫یه چیز تو این مایه‌ها شدن؟

11:58.718 --> 12:01.138
‫آره آره
‫پیتزای «پازو پاپولو»

12:01.220 --> 12:03.720
‫درسته
‫قبل از اینکه بری یه ذره از اینا کشیده بودی؟

12:05.266 --> 12:07.886
‫یه ذره!
‫ولی قسم میخورم دروغ نمیگم

12:08.352 --> 12:11.652
‫ازت میخوایم که بیای به ایستگاه تا
‫داستانت رو تایید کنیم

12:11.731 --> 12:13.191
‫با کمال میل
‫از اینجا که امن‌تره

12:13.649 --> 12:16.529
‫

12:20.781 --> 12:21.781
‫هی بچه‌ها

12:22.283 --> 12:25.163
‫خب من شبکه‌های اجتماعی رو دنبال میکردم
‫که ببینم اشاره‌ای به «هالا» شده یا نه

12:25.244 --> 12:27.044
‫و یه طرفدار همین الان این رو پست کرد

12:27.204 --> 12:28.204
‫ببینش...

12:28.831 --> 12:30.921
‫به نظر میاد «موناپولایز» داشت راستش رو میگفت

12:31.000 --> 12:32.380
‫آره. ببین...

12:32.460 --> 12:35.460
‫زدن «هشتگ مرگ الکی»
‫«هشتگ بدلکاری نمایشی»

12:35.588 --> 12:37.838
‫چی؟ پس کل این جریان یه مسخره بازیه؟
‫هیچ مرگی در کار نیست؟

12:38.424 --> 12:40.054
‫پس این یعنی پرونده بسته میشه؟

12:40.134 --> 12:41.934
‫خب، بازم باید «هالا» رو پیدا کنیم

12:42.011 --> 12:43.891
‫- یه سری چیزها رو باید توضیح بده
‫- نه آره!

12:44.680 --> 12:46.180
‫آره، درسته
‫پرونده بسته میشه

12:46.265 --> 12:48.725
‫پس میدونی؟ بهتره بری خونه «لوسیفر»

12:48.809 --> 12:50.599
‫بخاطر اینکه اگه هیچ قربانی‌ای نباشه
‫پرونده‌ای هم نیست

12:50.686 --> 12:53.856
‫اوه خیلی خب
‫به گمانم فردا یه قتل دیگه صورت بگیره

12:53.939 --> 12:54.939
‫ایشالا!

13:06.744 --> 13:09.754
‫

13:13.459 --> 13:14.459
‫«هالا»؟

13:15.211 --> 13:16.211
‫«هالا بی»؟

13:18.547 --> 13:19.547
‫پدر «کینلی»؟

13:20.549 --> 13:21.629
‫

13:43.072 --> 13:44.072
‫

13:44.782 --> 13:45.782
‫

13:52.623 --> 13:53.543
‫

13:53.624 --> 13:54.794
‫- «کلویی»
‫- «میز»

13:55.042 --> 13:56.542
‫اینجا چیکار میکنی؟

13:56.752 --> 13:58.132
‫داشتم دنبال «کینلی» میگشتم

13:58.212 --> 14:00.972
‫مطمئن بودم که اینجائه
‫ولی الان دیگه اثری ازش نیست

14:01.173 --> 14:02.173
‫حالا تو بگو

14:03.217 --> 14:04.217
‫من دارم روی یه پرونده کار میکنم

14:04.802 --> 14:06.012
‫یه رپر مُرده

14:06.095 --> 14:08.305
‫خب، الان به نظر میاد که دیگه نمرده

14:08.389 --> 14:10.809
‫ولی یه شاهد وجود داره که بهمون
‫یه داستان عجیب گفت

14:10.891 --> 14:13.061
‫که اون دیده که چاقو توی سینه‌‎ی قربانی بوده

14:13.143 --> 14:15.023
‫- اصلا نمیدونم چه خبره!
‫- صبر کن...

14:15.104 --> 14:16.524
‫مُرده ولی نمرده؟

14:17.982 --> 14:18.982
‫فکر کنم من بدونم

14:20.985 --> 14:24.855
‫

14:25.614 --> 14:26.744
‫«لوسیفر»

14:28.659 --> 14:29.659
‫«لوسیفر»

14:30.619 --> 14:31.619
‫«لوسیفر»!

14:32.037 --> 14:33.037
‫«لوسیفر»

14:33.914 --> 14:35.124
‫

14:35.207 --> 14:37.537
‫«لوسیفر» اوه

14:37.793 --> 14:38.793
‫اوه

14:39.628 --> 14:41.708
‫خیلی دلمون واست تنگ شده بود

14:44.341 --> 14:45.841
‫

14:45.926 --> 14:47.086
‫ولم کن!

14:48.679 --> 14:50.719
‫من رو ببخش، پادشاه من!

14:51.849 --> 14:52.849
‫هی...

14:53.517 --> 14:55.307
‫واقعا خیلی خوبه که میبینمت

15:02.026 --> 15:03.356
‫«دروموس»؟

15:05.988 --> 15:08.988
‫دیدی «اسکویی»؟
‫بهت که گفتم من رو یادش میاد

15:09.491 --> 15:10.491
‫ولی...

15:11.201 --> 15:12.411
‫اینجا چیکار میکنین؟

15:13.162 --> 15:14.662
‫خب معلومه، برای تو اومدیم اینجا

15:15.164 --> 15:16.504
‫که کمکت کنیم برگردی خونه

15:19.335 --> 15:20.335
‫

15:22.338 --> 15:27.758
‫پس داری میگی که دوتا اهریمن آدم‌کش
‫توی «لس آنجلس» آزاد هستن؟

15:27.968 --> 15:30.718
‫آره، و به نظر میاد یکیشون به بدن «کینلی»
‫وارد شده باشه

15:31.305 --> 15:33.015
‫و اونا، یا تو...

15:33.933 --> 15:36.313
‫هروقت که بخواین میتونین توی بدن یه انسان
‫بپرین؟

15:36.644 --> 15:37.644
‫نه

15:38.228 --> 15:41.728
‫بدن باید متعلق به یه روح نفرین شده‌ی مرده باشه

15:41.815 --> 15:45.355
‫وگرنه یه اهریمن نمیتونه بفهمه که کِی و کجا
‫یه بدن با ظرفیت خالی بوجود میاد

15:45.527 --> 15:46.817
‫پس یه نفر «کینلی» رو کشته

15:47.196 --> 15:49.756
‫حداقل نباید نگران این باشم که اون به «لوسیفر»
‫صدمه‌ای بزنه

15:49.949 --> 15:50.949
‫نه

15:51.075 --> 15:54.035
‫ولی هر اهریمنی که بدن اون رو گرفته
‫باید نگران باشه

15:54.453 --> 15:57.793
‫«لوسیفر» خیلی از این موضوع عصبی میشه
‫اون تسخیر کردن رو سال‌ها پیش ممنوع کرد

15:59.541 --> 16:01.291
‫خب، مشخصه یه چیزی تغییر کرده

16:01.543 --> 16:04.213
‫خب من اونجا... توی جهنم دارم میچرخم

16:05.005 --> 16:07.675
‫مثل هر سه شنبه دارم چشم‌ها رو از حدقه در میارم

16:07.758 --> 16:08.758
‫که ناگهان یه کشیش...

16:09.343 --> 16:11.433
‫یهویی دم دفترم پیداش میشه

16:11.512 --> 16:14.432
‫این یکی از اون جوک‌هاست که توش
‫کشیش وارد بار میشه؟ من عاشقشونم!

16:14.640 --> 16:16.850
‫اون یارو خسته کننده بود

16:16.934 --> 16:20.854
‫منظورم اینه که، همش میگفت،
‫این پیشگویی... اون پیشگویی...

16:20.938 --> 16:24.228
‫عجب لهجه‌ی احمقانه‌ای دارم
‫من رو شبیه به یه دزد دریایی میکنه!

16:24.316 --> 16:25.316
‫

16:25.651 --> 16:29.451
‫بگذریم... اون گفت که برای برگردوندن تو
‫به جهنم کمک نیاز داره، پس...

16:30.197 --> 16:31.197
‫البته ...

16:31.365 --> 16:33.365
‫من، «دروموس» همیشه وفادار

16:33.993 --> 16:35.043
‫هیچ تعللی نکردم

16:35.494 --> 16:37.584
‫بخاطر تماسی که گرفتی مستقیم اومدم اینجا

16:38.038 --> 16:39.538
‫

16:39.623 --> 16:40.623
‫البته!

16:41.250 --> 16:43.460
‫این تلاش دقیقه‌نودی «کینلی» ـه

16:43.544 --> 16:48.424
‫تلاش آخرش برای جلوگیری از وقوع پیشگویی،
‫بوسیله‌ی برگردوندن من!

16:48.507 --> 16:50.837
‫اونم داوطلبانه!

16:51.552 --> 16:54.392
‫‌خب این نقشه‌ی تحسین برانگیزیه
‫ولی لزومی نداشت که اینقدر زحمت بکشه

16:54.471 --> 16:56.471
‫به تازگی خودم پیشگویی رو از بین بردم

16:57.307 --> 16:58.307
‫تازه...

16:59.059 --> 17:00.939
‫عمرا اگه من من برگردم به...

17:01.687 --> 17:03.107
‫خب، میدونی؟...

17:03.856 --> 17:04.856
‫«لوسیفر»

17:05.733 --> 17:07.743
‫خیلی وقته که توی تعطیلات بودی

17:09.153 --> 17:10.903
‫نه نامه نوشتی، نه تماس گرفتی!

17:11.572 --> 17:14.532
‫حتی یه «قربانی سوخته» هم نفرستادی
‫اهریمن‌های جهنم...

17:15.868 --> 17:17.158
‫اونا به یه پادشاه نیاز دارن

17:18.203 --> 17:19.203
‫خیلی خب

17:20.414 --> 17:21.874
‫«دروموس» اهل لیلیم

17:22.458 --> 17:25.088
‫با قدرتی که به «جمجمه خاکستری»
‫و فلان و فلان و فلان و فلان داده شده

17:25.169 --> 17:27.499
‫بدینوسیله تو را به عنوان پادشاه جهنم
‫نامگذاری میکنم

17:27.588 --> 17:29.128
‫بفرمایین
‫تاج و تخت واسه شماست

17:30.090 --> 17:32.550
‫آره، این واقعا خیلی خنده داره

17:33.302 --> 17:35.142
‫ولی هممون میدونیم که پادشاه...

17:35.929 --> 17:37.139
‫باید یه فرشته باشه

17:39.058 --> 17:40.478
‫نکته‌ی خوبی بود، آره!

17:40.559 --> 17:41.559
‫«لوسیفر»

17:42.436 --> 17:45.556
‫از زمانی‌که رفتی، جهنم خیلی بد بوده

17:46.315 --> 17:49.775
‫اوه، واقعا حیف شد
‫بخاطر اینکه قبلا یه پایگاه گردشگری بود!

17:50.861 --> 17:52.701
‫حالا چیِ این زمین اینقدر خوبه؟

17:52.780 --> 17:55.530
‫خب توهین نباشه ولی همنشینی‌ها
‫به شدت بهتر هستن

17:55.616 --> 17:59.036
‫کار، جالب‌تره...
‫و مشروب واقعا بهتره

17:59.286 --> 18:00.286
‫

18:00.954 --> 18:04.214
‫و اینکه به تازگی عمو شدم و یه نفر باید باشه
‫تا به برادر زاده‌م درباره‌ی سکس یاد بده

18:04.291 --> 18:06.591
‫بخاطر اینکه...
‫قطعا برادرم قادر به این کار نیست

18:07.586 --> 18:08.586
‫پس،

18:09.088 --> 18:10.758
‫به نظر میاد خودت باید برگردی به جهنم

18:11.840 --> 18:13.930
‫اون چشم‌ها که خودشون از حدقه در نمیان

18:16.845 --> 18:17.925
‫باشه

18:18.430 --> 18:20.390
‫فکر کنم یه ذره دیگه بمونیم

18:21.391 --> 18:22.561
‫هیچوقت یه دونه...

18:23.060 --> 18:24.060
‫زنده‌شون رو شکنجه نکردم

18:25.854 --> 18:27.234
‫

18:27.314 --> 18:30.154
‫دست روی کسی بلند نمیکنی

18:30.859 --> 18:33.699
‫خوش‌شانسی که همین الانشم برای سرپیچی
‫از دستوراتم نسوزوندمت

18:33.779 --> 18:35.949
‫گفتم دیگه کسی تسخیر انجام نده

18:37.908 --> 18:40.038
‫وقتشه که همه‌ی اهریمن‌های خوب...

18:40.536 --> 18:41.616
‫برن خونه

18:42.746 --> 18:43.746
‫همین الان

18:47.668 --> 18:48.668
‫باشه...

18:49.461 --> 18:50.591
‫سرورم

18:58.345 --> 19:04.935
‫

19:05.769 --> 19:06.849
‫این چیه؟

19:08.063 --> 19:09.823
‫ملودی یک وال گوژپشت

19:10.232 --> 19:11.232
‫فوق العاده نیست؟

19:12.025 --> 19:14.105
‫و برای یه حموم خوب و آرامش‌بخش، عالیه

19:14.194 --> 19:17.114
‫که همین الان قرعه به نام تو در اومد، پس...

19:17.906 --> 19:20.526
‫اگه از نظر تو مشکلی نباشه و اون
‫«چارلی» کوچولو رو بدی به من...

19:20.659 --> 19:22.539
‫میدونی؟ من خوبم... ولی ممنونم ازت

19:23.370 --> 19:24.370
‫خیلی خب

19:27.124 --> 19:30.344
‫«لیندا» بالاخره یه موقع باید بزاریش زمین
‫دستات ضعف میکنن

19:30.419 --> 19:31.589
‫گمونم درست میگی

19:32.880 --> 19:34.170
‫واقعا چرت لازمم!

19:37.009 --> 19:38.719
‫یا شاید دوباره باید بهش شیر بدم؟!

19:40.137 --> 19:42.097
‫یا یه ملافه‌ی دیگه روش بکشم؟!

19:42.514 --> 19:43.684
‫یا این ملافه رو بردارم؟!

19:43.765 --> 19:46.685
‫وقتی بچه‌ها نمیتونن حرف بزنن، از کجا باید بدونی
‫که چه دمایی رو دوست دارن؟

19:47.978 --> 19:50.978
‫باشه، اعتراف میکنم که یه ذره دارم...

19:51.690 --> 19:53.900
‫سخت‌گیری میکنم، ولی فقط...

19:53.984 --> 19:54.984
‫

19:56.361 --> 19:58.991
‫فقط خیلی دوستش دارم

20:00.115 --> 20:01.115
‫

20:01.909 --> 20:04.999
‫خیلی وقته که نگرانم

20:06.955 --> 20:08.075
‫ولی تو درست میگفتی

20:09.416 --> 20:10.416
‫ما از پس اینکار بر میایم

20:11.752 --> 20:14.342
‫و قراره بهش زندگی زیبایی رو بدیم
‫مگه نه؟

20:16.256 --> 20:17.256
‫آره

20:18.634 --> 20:20.474
‫

20:23.805 --> 20:25.175
‫بیا بگیرم، بابایی

20:29.436 --> 20:30.476
‫خیلی خب

20:31.563 --> 20:33.443
‫اوه، میدونی چیه؟ داشت یادم میرفت

20:33.523 --> 20:35.073
‫یه پرستار شب استخدام کردم

20:35.651 --> 20:38.571
‫اسمش «کیم» ـه و هر لحظه ممکنه برسه

20:39.738 --> 20:41.988
‫اونموقع جفتمون میتونیم یه ذره استراحت کنیم

20:43.283 --> 20:45.163
‫آره، بیا بابایی

20:46.370 --> 20:47.370
‫

21:04.263 --> 21:05.103
‫«لوسیفر»

21:05.180 --> 21:07.600
‫

21:08.308 --> 21:09.308
‫دارم خواب میبینم؟

21:09.643 --> 21:11.313
‫نه نمیبینم چون جفتتون لباس پوشیدین

21:11.395 --> 21:14.725
‫یه وضعیتی پیش اومده
‫اهریمن‌ها دارن روی زمین ول میچرخن

21:14.982 --> 21:16.232
‫اوه، همین؟

21:17.025 --> 21:18.935
‫خب، من خودم میدونستم
‫همین چند ساعت پیش دیدمشون

21:19.027 --> 21:22.357
‫به نظر میاد «کینلی» احضارشون کرده
‫تا من رو به جهنم برگردونن

21:22.698 --> 21:25.158
‫آخرین تلاشش برای نابود کردن پیشگویی

21:25.242 --> 21:28.332
‫ولی نگران نباشین، بحران تموم شد
‫فرستادمشون برن

21:29.037 --> 21:32.417
‫تازه، اهریمن‌های سوال پرس، یعنی «دروموس»
‫و «اسکویی»...

21:32.499 --> 21:35.789
‫خودشون هم توی آتیش جهنم
‫خیلی حرفشون برو نداره

21:36.044 --> 21:37.844
‫از اون دوتا متنفرم
‫مخصوصا «اسکویی»

21:37.921 --> 21:39.421
‫خب، همه از «اسکویی» متنفرن

21:39.840 --> 21:41.380
‫بگذریم، من میرم چاقوهام رو بردارم

21:41.717 --> 21:44.717
‫محض احتیاط اگه یه موقع اون دوتا احمق
‫راه خونه‌شون رو گم کنن

21:44.803 --> 21:45.803
‫همین‌کار رو بکن

21:46.763 --> 21:49.143
‫«لوسیفر» اگه ما اشتباه میکنیم چی؟

21:50.058 --> 21:53.768
‫اگه ما در مورد پیشگویی اشتباه میکنیم و
‫«شرارت آزاد خواهد گشت»...

21:53.854 --> 21:56.274
‫در واقع یعنی اهریمن‌ها قراره هی بیان و برن؟

21:56.356 --> 21:57.356
‫میدونی؟ شاید...

21:58.358 --> 22:01.108
‫شاید باید از شهر خارج بشی
‫تا بفهمیم چیکار باید بکنیم

22:01.570 --> 22:04.160
‫ضمانت میکنم که نیازی نیست
‫من از شهر فرار کنم و ...

22:05.073 --> 22:08.993
‫- اصلا «میز» چطوری پای تو رو توی این قضیه وارد کرد؟
‫- یه جورایی اتفاقی بهش برخوردم

22:09.953 --> 22:11.293
‫داشتم یه سرنخ درباره‌ی «کینلی» رو دنبال میکردم

22:12.331 --> 22:13.331
‫بدون من؟

22:16.001 --> 22:17.671
‫آره. میترسیدم

22:19.129 --> 22:20.589
‫که اون ممکنه چی رو توی تو بیدار کنه؟!

22:21.590 --> 22:23.970
‫میترسیدی که اون ممکنه من رو دوباره
‫به یه هیولا تبدیل کنه!

22:24.384 --> 22:25.384
‫آره

22:26.094 --> 22:26.934
‫ولی نه...

22:27.012 --> 22:29.102
‫نیازی نیست توضیح بدی
‫خودم متوجهم

22:30.265 --> 22:32.095
‫شاید بهتر باشی برید، کارآگاه

22:32.934 --> 22:35.194
‫منظورم اینه که آدم هیچوقت نمیتونه مطمئن بشه
‫که چه چیزی توش بیدار میشه!؟

22:35.270 --> 22:36.440
‫

22:36.521 --> 22:37.521
‫

22:37.647 --> 22:39.607
‫باید بریم خونه‌ی «لیندا»
‫همین حالا

22:39.691 --> 22:42.241
‫

22:42.319 --> 22:43.319
‫«لیندا»

22:48.784 --> 22:50.084
‫

22:50.202 --> 22:51.202
‫چی شد؟

22:56.208 --> 22:57.128
‫«چارلی»...

22:57.209 --> 22:58.209
‫

22:58.251 --> 22:59.961
‫اون...

23:01.880 --> 23:02.960
‫اون نیستش

23:05.092 --> 23:07.302
‫

23:10.097 --> 23:12.617
‫همین الان از «کیم فیشر»، پرستار شبی که «لیندا»
‫منتظرش بود، بازجویی کردم

23:12.641 --> 23:14.311
‫مشخص شد که اون هیچوقت اصلا به خونه نرسیده

23:14.393 --> 23:16.773
‫آژانسشون زنگ زده و گفته که خانواده آخرین دقیقه
‫برنامه رو لغو کرده

23:16.853 --> 23:19.023
‫و هنوز هیچ‌کس خبری از «آمندیل» نداره؟

23:19.648 --> 23:22.778
‫ولی هنوز هیچ دلیلی مبنی بر اینکه بچه
‫همراه اون نیست، وجود نداره، درسته؟

23:22.859 --> 23:25.359
‫آره، مطمئنم که یه دلیل کاملا منطقی وجود داره

23:25.445 --> 23:28.525
‫که چرا اون چندین ساعت گذاشته رفته،
‫بدون اینکه تلفنش رو جواب بده

23:28.740 --> 23:30.200
‫الان به «کلویی» زنگ میزنم

23:33.578 --> 23:35.748
‫نه من به آژانس زنگی نزدم
‫پس این یعنی...

23:35.831 --> 23:37.541
‫- احتمالا «آمندیل» این کار رو کرده
‫- آره

23:37.958 --> 23:40.038
‫آره، مطمئنم که «آمندیل» پرستار رو کنسل کرده

23:40.127 --> 23:44.627
‫بخاطر اینکه میخواسته
‫زمان بیشتری رو با بچه بگذرونه

23:44.923 --> 23:46.173
‫و بعدش «چارلی»...

23:46.967 --> 23:48.757
‫احتمالا شروع کرده به غر زدن و ...

23:49.136 --> 23:51.346
‫و...و نمیخواسته من رو بیدار کنه

23:52.347 --> 23:53.347
‫و...

23:54.057 --> 23:56.935
‫احتمالاً بردتش با ماشین
‫یه دوری بزنه

24:00.313 --> 24:02.732
‫مطمئنم صحیح و سالمن، نه؟

24:03.483 --> 24:04.483
‫آره حتماً

24:05.402 --> 24:06.402
‫لیندا...

24:07.195 --> 24:09.573
‫یه چیزی هست که
‫فکر کنم باید بهت بگم

24:09.948 --> 24:14.536
‫خبر خوب اینه که فکر کنم درست میگی،
‫بنظرم بچه جاش پیش آمندیل امنه

24:15.203 --> 24:17.956
‫خبر بد اینه که بردتش
‫جایی که اصلاً ازش خوشم نمیاد

24:18.832 --> 24:19.832
‫بهشت

24:23.962 --> 24:26.256
‫منظورت اینه که چارلی...

24:26.339 --> 24:28.884
‫عه، نه! نه نه. اصلاً

24:29.009 --> 24:30.260
‫اون بچه نیمه‌فرشته‌ست

24:30.343 --> 24:33.096
‫میتونه آزادانه بره بهشت و بیاد. فقط...

24:33.180 --> 24:34.514
‫یکی رو لازم داره که بیاردش

24:37.309 --> 24:40.187
‫پس آمندیل بچه‌مون رو ازم گرفته؟

24:42.689 --> 24:43.689
‫که بره بهشت زندگی کنه؟

24:43.940 --> 24:44.940
‫می‌کشمش

24:45.400 --> 24:46.776
‫خیلی عذر میخوام لیندا

24:46.860 --> 24:49.279
‫باید زودتر میفهمم چی تو سر آمندیل ـه

24:49.362 --> 24:50.762
‫فکر کنم تو بیمارستان میخواست بهم بگه

24:50.822 --> 24:54.409
‫ولی من فکر کردم میخواد درباره
‫بهتر بودن یقه گرد یا یقه اسکی حرف بزنه
‫(اشاره به ختنه!)

24:54.493 --> 24:56.036
‫ولی اگه آرومت میکنه

24:56.119 --> 24:59.456
‫بگم که واقعاً فکر میکنم آمندیل
‫فقط میخواد چارلی رو در امان نگه داره

25:03.251 --> 25:04.251
‫سلام

25:05.337 --> 25:07.297
‫چطور تونستی؟

25:07.881 --> 25:09.216
‫برگرد برو بیارش!

25:09.508 --> 25:10.508
‫برگرد!

25:10.717 --> 25:13.470
‫- چی میگی؟ من که چارلی رو جایی...
‫- شنیدی چی گفتم. زودباش!

25:13.553 --> 25:14.553
‫وایسا ببینم

25:15.847 --> 25:17.849
‫- صبر کن ببینم. اینجا نیست؟
‫- نه

25:17.933 --> 25:20.977
‫- چون تو بردیش بهشت
‫- نه لیندا، قسم میخورم نبردم

25:22.729 --> 25:24.898
‫ببین، میخواستم ببرم

25:24.981 --> 25:25.982
‫ولی بعد...

25:26.149 --> 25:27.149
‫دلم نیومد

25:27.192 --> 25:29.736
‫حرفی که قبل خواب بهم زدی

25:30.487 --> 25:34.491
‫خیلی گیجم کرد، منم خواستم
‫ذهنم رو آروم کنم واسه همین...

25:35.534 --> 25:37.202
‫گفتم برم یه مدت قدم بزنم

25:37.285 --> 25:39.287
‫ولی چارلی رو دادم پرستار شبونه

25:39.371 --> 25:41.957
‫پرستار خونه نیومده آمندیل

25:42.541 --> 25:43.625
‫چی؟

25:44.125 --> 25:47.963
‫چرا. چرا، اومد. وقتی رفتم داشت
‫چارلی رو میخوابوند

25:50.674 --> 25:52.884
‫چارلی رو دادی به این خانم؟

25:55.053 --> 25:56.053
‫نه

25:56.555 --> 25:57.764
‫نه، این نبود

26:05.397 --> 26:07.649
‫هی، کلویی.
‫رد تماسی که با آژانس گرفتن رو زدیم

26:07.732 --> 26:10.777
‫- همونی که زنگ زده پرستار رو کنسل کرده
‫- خط به نام کسیه به اسم لایلا کلیبورن

26:10.902 --> 26:12.445
‫نیروی ویژه الان داره میره خونه‌ش

26:12.529 --> 26:13.363
‫ باشه

26:13.446 --> 26:14.739
‫میشه یه عکس از لایلا بفرستی؟

26:14.823 --> 26:17.742
‫میخوام ببینم آمندیل بچه
‫رو داده به اون یا نه

26:17.826 --> 26:18.660
‫حتماً

26:18.743 --> 26:20.787
‫کلویی، میشه به لیندا
‫و آمندیل بگی

26:20.870 --> 26:24.124
‫که اینجا همه دارن دعاشون...
‫چیزه، تلاششون رو میکنن

26:25.166 --> 26:26.251
‫باشه ممنون

26:31.840 --> 26:32.840
‫الا، حالت خوبه؟

26:34.926 --> 26:37.387
‫هی... امیدوارم بدونی که من پیشتم

26:37.762 --> 26:38.762
‫تنها نیستی

26:39.180 --> 26:42.475
‫مسئله دقیقاً همینه.
‫من هیچوقت حس تنهایی نمیکردم

26:44.144 --> 26:45.895
‫چون همیشه اوستا کریم رو داشتم

26:47.272 --> 26:48.690
‫خیلی دلم براش تنگ شده

26:49.065 --> 26:51.192
‫خیلی عصبانی بودم

26:52.736 --> 26:54.029
‫خیلی عصبی بودم بعد از...

26:54.404 --> 26:56.197
‫میدونی، شارلوت

26:57.407 --> 26:58.491
‫منم عصبانی بودم

27:00.201 --> 27:01.286
‫خیلی عصبانی

27:01.953 --> 27:03.413
‫آخه خیلی سخته

27:04.331 --> 27:06.124
‫- آره
‫- ولی فکر نکنم درست باشه که

27:06.207 --> 27:08.585
‫اساس اعتقاداتم
‫این باشه که همه‌چی...

27:09.169 --> 27:12.088
‫خوب و گل و بلبل و بستنی ـه

27:13.256 --> 27:16.259
‫فکر نکنم کار خدا این باشه
‫که جلوی بدی‌ها رو بگیره

27:18.845 --> 27:19.929
‫اتفاقاً فکر میکنم...

27:21.181 --> 27:23.850
‫اون هست که برای گذروندن
‫بدی‌ها بهمون قدرت بده

27:35.528 --> 27:36.528
‫آمندیل...

27:38.865 --> 27:39.865
‫خودشه

27:43.745 --> 27:45.830
‫این لایلا ـه؟
‫این چارلی رو برده؟

27:46.414 --> 27:48.416
‫کاراگاه، دیشب تو لاکس دیدمش

27:49.918 --> 27:51.544
‫فکر کنم بدونم بچه دست کیه

27:56.549 --> 27:57.967
‫هیس

27:59.719 --> 28:02.013
‫چه گوگولی هستی تو

28:02.097 --> 28:05.016
‫خیلی چیزا قراره یادت بدم

28:05.225 --> 28:06.225
‫بله

28:06.476 --> 28:07.936
‫هر چی که بلدم یادت میدم

28:08.144 --> 28:09.145
‫هیس

28:12.273 --> 28:14.192
‫آره فرشته کوچولوی من

28:15.735 --> 28:18.780
‫پادشاه جدید جهنم کیه؟

28:18.988 --> 28:20.240
‫آره، خودتی

28:20.865 --> 28:22.867
‫خود خودتی

28:23.451 --> 28:24.577
‫میتونی بگی...

28:25.370 --> 28:26.871
‫« لوسیفر چی چی؟»

28:28.623 --> 28:31.251
‫لوسیفر چی چی؟ هیس

28:35.088 --> 28:37.215
‫نیروی ویژه خونه‌ی لایلا رو بررسی کرد

28:37.298 --> 28:38.216
‫لایلا چی شد؟

28:38.299 --> 28:41.469
‫اونم اونجا نیست. ولی
‫اتاق خوابش شده استخر خون

28:42.929 --> 28:44.389
‫یه استخر خون دیگه بدون جسد

28:44.472 --> 28:48.268
‫هنوز نتونستم ارتباطی بین کینلی،
‫هالا بی و لایلا کلیبورن پیدا کنم

28:48.351 --> 28:50.061
‫شاید کینلی دو تای دیگه رو
‫شستشوی مغزی داده

28:50.145 --> 28:51.688
‫مثل اون گروه لوس اکس، یادتونه؟

28:51.771 --> 28:55.984
‫خیلی خیلی عجیبه که اونا رو بعنوان
‫نوچه‌های جدیدش انتخاب کرده ولی آره، شاید

28:56.151 --> 28:58.570
‫و شاید دستور بازداشتی که
‫صادر کردیم یه نتیجه‌ای بده

28:58.945 --> 29:01.030
‫کاراگاه... میشه خصوصی صحبت کنیم؟

29:01.823 --> 29:02.823
‫ببخشید

29:08.204 --> 29:11.040
‫کاراگاه، یه استخر خون دیگه
‫بدون جسد یعنی یه اهریمن دیگه اومده

29:11.124 --> 29:14.169
‫آره. میشه حقیقت رو به دن و الا بگیم

29:14.252 --> 29:16.671
‫درباره اینکه این آدمرباها دقیقاً
‫کی یا چی‌ان؟

29:16.755 --> 29:20.175
‫هر چی یارهامون بیشتر
‫اصل قضیه رو بدونن بهتره، نه؟

29:20.258 --> 29:23.178
‫نه. حرفمون رو باور نمیکنن

29:23.511 --> 29:25.305
‫البته مگه اینکه نشونشون بدم

29:25.388 --> 29:29.434
‫و تو یکی خوب میدونی چقدر طول میکشه
‫که هضمش کنی، یا اصلاً نکنی

29:30.018 --> 29:34.272
‫آره. تو پنت‌هاوس میخواستم بهت بگم که...

29:34.355 --> 29:35.916
‫کاراگاه، باورم نمیشه دارم اینو میگم

29:35.940 --> 29:38.060
‫ولی الان مسائل مهمتر از من داریم

29:38.651 --> 29:39.527
‫باشه

29:39.611 --> 29:40.987
‫خیلی‌خب پس باید بفهمیم

29:41.070 --> 29:44.240
‫که چرا اهریمن کینلی و گروهش
‫چارلی رو دزدیدن

29:44.991 --> 29:48.077
‫خب، معلومه که بخاطر منه.
‫بهشون دستور دادم برن خونه

29:48.161 --> 29:50.622
‫اونا هم عصبانی شدن و
‫دارن این کارا رو برای تلافی میکنن

29:50.705 --> 29:52.832
‫چجوری سه تا اهریمن و یه بچه رو پیدا کنیم؟

29:52.957 --> 29:56.419
‫سه تا اهریمن و یه بچه؟
‫یکی از فیلمای موردعلاقه منه

29:56.503 --> 29:59.547
‫- البته نه به اندازه اصلش
‫- آی گفتی، آی گفتی

30:00.215 --> 30:03.343
‫چطوره برگردیم پنت‌هاوسم و
‫راحت نقشه بکشیم؟

30:03.426 --> 30:04.426
‫آره آره

30:04.803 --> 30:05.803
‫آره

30:12.143 --> 30:14.103
‫دروموس، اینجا چیکار میکنی؟

30:15.772 --> 30:17.148
‫لوسیفر رو پیدا کردی؟

30:17.941 --> 30:20.652
‫راضیش کردی که برگرده جهنم؟

30:21.528 --> 30:22.987
‫تو چطوری پیدام کردی؟

30:23.446 --> 30:24.948
‫از برنامه «گوشیم رو پیدا کن» استفاده کردم

30:25.532 --> 30:27.200
‫چون گوشی من هنوز دست توئه

30:27.283 --> 30:30.620
‫یادته؟ همونی که بهت دادم
‫که باهاش منو در جریان بذاری

30:30.703 --> 30:32.580
‫همونی که جواب نمیدی

30:32.664 --> 30:35.959
‫آها. آره، منطقیه.
‫شراب میزنی؟

30:36.459 --> 30:37.459
‫نه!

30:37.752 --> 30:38.878
‫شراب نمیخوام

30:39.128 --> 30:41.172
‫میخوام بدونم چی تو سرته

30:41.923 --> 30:44.676
‫- اصلاً با لوسیفر حرف زدی؟
‫- آره

30:45.426 --> 30:46.553
‫خوب پیش نرفت

30:49.430 --> 30:52.976
‫خب، آره بعضی وقتا کله‌شق میشه

30:54.352 --> 30:57.230
‫- شاید بتونیم با هم باهاش حرف بزنیم
‫- نه

30:57.981 --> 30:58.981
‫برنامه عوض شد

31:00.149 --> 31:01.149
‫دروموس...

31:02.235 --> 31:03.486
‫فکر کنم دیگه برامون کافیه

31:04.696 --> 31:07.282
‫- برای مایان حاضریم
‫- تو کی هستی؟

31:14.122 --> 31:16.499
‫دروموس، این موجود مسخره خفه نمیشه

31:17.000 --> 31:18.459
‫میشه زبونش رو ببرم؟

31:18.543 --> 31:20.545
‫نه. نمیتونی

31:20.628 --> 31:21.628
‫چه خبره؟

31:22.130 --> 31:23.214
‫همونطور که گفتم

31:23.965 --> 31:24.965
‫برنامه عوض شد

31:25.425 --> 31:28.761
‫ببین، من اینجا احضارت کردم
‫که لوسیفر رو ببری

31:28.845 --> 31:32.640
‫نه اینکه یه بچه معصوم و بیچاره رو بترسونی

31:32.724 --> 31:33.724
‫گوش کن چی میگم

31:34.601 --> 31:35.601
‫من...

31:36.436 --> 31:37.604
‫بهت دستور میدم

31:37.687 --> 31:39.314
‫انقدر زر نزن!

31:48.072 --> 31:50.658
‫من از تو دستور نمیگیرم

31:51.993 --> 31:55.622
‫تو پادشاه ما نیستی

31:58.166 --> 32:00.835
‫حالا که صحبتش شد،
‫دیگه به لوسیفرم نیاز نداریم

32:02.337 --> 32:04.255
‫و همینطور تو

32:13.431 --> 32:16.351
‫خبری از برادرم یا میز نیست.
‫شاید بهتره اونا رو هم خبر کنم بیان

32:18.478 --> 32:20.146
‫لوسیفر!

32:21.189 --> 32:22.398
‫کار اوناست

32:22.815 --> 32:26.444
‫اهریمن‌های پست میخوان با
‫خرابی بی‌هدف سرم تلافی کنن

32:26.527 --> 32:27.737
‫بی‌هدف نبوده

32:28.571 --> 32:29.948
‫دنبال یه چیزی میگشتن

32:31.866 --> 32:32.992
‫کاراگاه، گاوصندوقم بازه

32:33.910 --> 32:35.662
‫چی؟ چیزی گم شده؟

32:35.745 --> 32:37.205
‫اینطور بنظر میاد

32:37.747 --> 32:39.082
‫پولا همه هستن

32:40.458 --> 32:41.459
‫وای نه

32:42.961 --> 32:44.170
‫شیشه نیست

32:45.880 --> 32:46.965
‫شیشه کینلی؟

32:47.382 --> 32:48.257
‫نگهش داشته بودی؟

32:48.341 --> 32:51.094
‫فکر نمیکردم چیزی باشه که
‫بتونم بریزم تو چاه فاضلاب

32:52.053 --> 32:55.056
‫میخواستم با باتری‌های خالی
‫بندازمش دور

32:55.598 --> 32:57.350
‫میخوان باهاش چیکار کنن؟

32:59.852 --> 33:01.354
‫نمیخوان سرم تلافی کنن

33:01.854 --> 33:03.314
‫میخوان جایگزینم کنن

33:05.650 --> 33:07.151
‫چجوری میتونن همچین کاری بکنن؟

33:07.402 --> 33:11.114
‫جهنم ساخته شده که هیچ اهریمنی
‫نتونه صاحب تخت پادشاهی بشه

33:11.197 --> 33:12.323
‫فقط یه موجود الهی میتونه فرمانروایی کنه

33:12.949 --> 33:14.033
‫یه فرشته. ولی...

33:14.784 --> 33:16.494
‫گمونم نیمه‌فرشته هم کفایت میکنه

33:17.245 --> 33:18.246
‫چارلی

33:19.330 --> 33:20.707
‫چون من قبول نکردم برگردم

33:20.790 --> 33:23.251
‫بنظر میاد میخوان پادشاه
‫خودشون رو بزرگ کنن

33:24.293 --> 33:26.754
‫لوس، خدا رو شکر اینجایی.
‫یه اتفاق خیلی بد...

33:26.838 --> 33:29.173
‫الان وقتش نیست حوا!
‫خودمون بدبختی داریم الان

33:29.257 --> 33:30.633
‫درباره کینلی ـه

33:31.718 --> 33:35.346
‫یا حداقل بدنی که قبلاً اسمش کینلی بود

33:35.430 --> 33:37.015
‫چی میدونی ازش؟

33:37.932 --> 33:40.393
‫من بودم که فراریش دادم. آره

33:40.935 --> 33:43.312
‫بعدشم بهم حمله کرد

33:44.230 --> 33:45.773
‫منم، خب...

33:46.733 --> 33:47.942
‫کشتمش

33:49.360 --> 33:53.114
‫و بعد یه جورایی، یه نمه...

33:53.656 --> 33:56.701
‫یه اهریمن رو از جهنم
‫به بدنش احضار کردم

33:58.453 --> 33:59.328
‫چی؟

33:59.412 --> 34:01.664
‫اون موقع فکر خوبی بنظر میومد

34:02.832 --> 34:06.169
‫گفتم شاید بتونه قانعت کنه
‫که پیشگویی چرت و پرته

34:07.128 --> 34:09.797
‫ولی تکون نمیخورد،
‫بعدم این فکرو تو سرم انداخت

34:09.881 --> 34:12.800
‫که شاید اگه از اینجا ببرمت جهنم

34:12.884 --> 34:14.719
‫اون موقع همه‌چی دوباره درست بشه

34:15.636 --> 34:17.513
‫نمیخواستم کسی آسیب ببینه

34:18.139 --> 34:21.476
‫- بخصوص اون طفلکی
‫- اون برادرزاده منه حوا

34:21.559 --> 34:23.269
‫حوا، چجوری تونستی اینکارو بکنی؟

34:23.352 --> 34:26.856
‫چجوری تونستی انقدر خودخواه باشی؟
‫انقدر ساده‌لوح باشی؟

34:26.939 --> 34:28.608
‫الان بچه کجاست حوا؟

34:29.901 --> 34:31.110
‫نمیدونم

34:31.444 --> 34:35.239
‫نمیدونم. تو کلیسا بودن و
‫منو بیهوش کردن

34:35.323 --> 34:37.992
‫و وقتی به هوش اومدم، اونجا نبودن

34:42.872 --> 34:43.872
‫خیلی‌خب

34:44.082 --> 34:45.666
‫خیلی‌خب، اگه اون شیشه رو بردن

34:45.750 --> 34:48.795
‫احتمالاً میخوان همون تشریفاتی رو اجرا کنن...

34:49.170 --> 34:51.172
‫- که کینلی میخواست روی...
‫- روی من اجرا کنه؟

34:51.255 --> 34:53.382
‫- آره
‫- خب یالا بگو کاراگاه

34:53.841 --> 34:56.010
‫قرار بود وقتی این مسکن
‫مقدس و تدهین شده رو به خوردم دادی

34:56.094 --> 34:59.597
‫برای انجام تشریفات بری کجا؟
‫اون موقع که میخواستی منو بندازی جهنم

35:00.723 --> 35:01.974
‫خب همونطور که میدونی

35:02.475 --> 35:03.893
‫کامل انجامش ندادم

35:05.019 --> 35:06.646
‫فقط میدونم یه کلیسا رو گفت

35:07.188 --> 35:10.441
‫عالیه. فقط هم دو سه هزار تا
‫کلیسا تو لس‌آنجلس هست دیگه؟

35:12.360 --> 35:16.572
‫گفت که حتماً باید مکان عبادت باشه

35:16.656 --> 35:18.282
‫و همچنین لانه‌ی گناه

35:18.783 --> 35:22.745
‫یکی از اهریمن‌ها یه چیزی
‫درباره یکی از تمدن‌های قدیم گفت

35:24.580 --> 35:26.916
‫آزتک؟ یا اینکا؟

35:26.999 --> 35:30.628
‫بنظرتون احتمالش هست بخوان
‫برن یه معبد باستانی

35:30.711 --> 35:32.922
‫که توش انسان قربانی میکردن؟

35:33.506 --> 35:34.423
‫- عاشقشم
‫- گوش کنین

35:34.507 --> 35:35.507
‫قبلاً نمیخواستم سر به تنش باشه

35:35.925 --> 35:38.511
‫ولی فردا درباره شروع تورم
‫یه خبر رو اعلام میکنم

35:38.594 --> 35:39.887
‫فردا شب تو مایان

35:40.138 --> 35:41.139
‫مایان، خودشه!

35:41.222 --> 35:44.392
‫خیلی‌خب، یه تالاره.
‫برای برگزاری کنسرت کرایه‌ش میدن ولی...

35:44.642 --> 35:45.852
‫فکر کنم گروه کلیسایی هم دارن

35:45.935 --> 35:47.645
‫سکس، مواد، راک اند رول و بابام

35:47.728 --> 35:49.856
‫بنظر همون تالار تضادآمیزیه
‫که دنبالشیم

35:49.939 --> 35:51.649
‫الان خالی و در دسترسم هست

35:51.732 --> 35:54.277
‫بخصوص الان که هالا هم اجرا نداره

35:56.362 --> 35:57.446
‫تو اینجا بمون

35:57.947 --> 35:58.948
‫به قدر کافی گند زدی

35:59.699 --> 36:00.699
‫ولی...

36:18.384 --> 36:20.887
‫اگه میخواستم صدای جیغ
‫و داد بشنوم همون جهنم میموندم

36:21.512 --> 36:23.472
‫پسره گشنشه خب

36:28.060 --> 36:29.228
‫احمق

36:29.312 --> 36:31.189
‫زیادی داغه

36:32.231 --> 36:35.735
‫نمیخوایم پادشاه جدید
‫و گوگولی‌مون رو بسوزونیم

36:36.485 --> 36:37.695
‫بذار سرد بشه

36:40.531 --> 36:42.283
‫به گرماش عادت نداره

36:44.160 --> 36:44.994
‫البته هنوز

36:47.496 --> 36:48.539
‫آره

36:51.042 --> 36:52.042
‫هیس

36:55.922 --> 36:58.466
‫برای مبارزه با اهریمن‌ها
‫چیزی هست که باید بدونم؟

36:58.549 --> 37:01.719
‫نه زیاد. فقط اینکه خیلی قوی،
‫ترسناک و بدجنسن

37:01.802 --> 37:02.802
‫مثل میز

37:02.845 --> 37:05.806
‫با این تفاوت که درد رو حس نمیکنن
‫چون بدنشون قرضیه

37:05.890 --> 37:07.058
‫- بله
‫- خبر خوب اینه که

37:07.475 --> 37:09.769
‫قابل کشتن هستن.
‫فقط یه مقدار نیروی بیشتر میطلبه

37:09.852 --> 37:12.813
‫ولی لازم نیست به فکر این چیزا باشی
‫چون قرار نیست بیای تو

37:13.189 --> 37:14.190
‫چرا، قراره بیام

37:14.565 --> 37:17.902
‫اهریمن و غیراهریمن نداره،
‫راه نداره کمک نکنم

37:17.985 --> 37:21.572
‫بذار بهت یادآوری کنم کاراگاه،
‫بودنت کارمون رو سخت‌ترم میکنه

37:21.781 --> 37:23.449
‫باعث میشی من آسیب‌پذیر بشم، یادته؟

37:24.659 --> 37:25.701
‫ولی من نه

37:26.452 --> 37:27.452
‫حوا

37:28.120 --> 37:30.206
‫- قرار بود تو پنت‌هاوس بمونی
‫- آره

37:31.165 --> 37:34.627
‫ولی باید عذرخواهی میکردم...
‫بابت همه‌چی

37:35.836 --> 37:38.130
‫و هر مشکلی که برات درست کردم

37:40.174 --> 37:45.179
‫ولی فهمیدم تو اون مرد بی‌نقصی
‫نیستی که تصورش رو داشتم

37:45.263 --> 37:46.722
‫عذرخواهی هم بلد نیستی

37:48.266 --> 37:49.308
‫منظورم اینه که...

37:51.811 --> 37:54.272
‫فکر میکردم خودت رو میخوام

37:54.563 --> 37:56.565
‫ولی متوجه شدم که...

37:57.733 --> 38:00.945
‫فقط دلم برای کسی که
‫پیش تو بودم تنگ شده بود

38:02.905 --> 38:06.534
‫خب امیدوارم چیزی که میخوای رو پیدا کنی حوا،
‫ولی ای کاش قبل از اینکه

38:06.617 --> 38:08.953
‫اهریمن‌ها رو تو لس‌آنجلس ول کنی
‫دچار این تحول شده بودی

38:09.370 --> 38:10.830
‫خودمم همین نظرو دارم

38:10.997 --> 38:12.456
‫ببین، من متوجهم که...

38:13.374 --> 38:16.085
‫هیچ کاری نمیتونم برای
‫جبران خطام بکنم

38:17.295 --> 38:19.171
‫ولی باید سعیم رو بکنم واسه همین...

38:19.839 --> 38:22.800
‫بخاطر همینم هیچ جوره نمیتونی
‫جلوم رو بگیری که نیام داخل

38:25.886 --> 38:26.886
‫بسیارخب

38:27.555 --> 38:30.391
‫فقط باید منتظر باشیم که
‫برادرم و میز برسن اینجا

38:33.561 --> 38:34.854
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

38:35.438 --> 38:37.898
‫آره، لوسیفر بهمون گفت چیکار کردی

38:37.982 --> 38:39.900
‫الان شاخ و شونه نکشین.
‫وقت این کارا رو نداریم

38:40.943 --> 38:42.611
‫کمک هر چی بیشتر باشه بهتره

38:55.666 --> 38:56.667
‫

39:01.505 --> 39:03.841
‫خود خودشه

39:24.737 --> 39:25.737
‫دروموس!

39:27.281 --> 39:29.992
‫حتماً شنیدی شیر مادر بهتره

39:35.289 --> 39:36.289
‫ببین...

39:36.665 --> 39:37.665
‫مسئله اینه که...

39:38.834 --> 39:41.003
‫دیگه از تو دستور نمیگیرم

39:42.338 --> 39:45.549
‫از وقتی که کناره‌گیری کردی

39:46.133 --> 39:47.133
‫پس...

39:47.551 --> 39:49.387
‫زنده باد پادشاه چارلی

39:51.263 --> 39:53.015
‫آخرت فرمانروا میشه

39:54.350 --> 39:55.350
‫ایهام داشت

39:56.560 --> 40:01.816
‫چون میخوام دقیقاً همونی
‫رو ازش بسازم که میخوام

40:02.316 --> 40:05.653
‫میدونی، اقرار کن که
‫یه مقدار پادشاه خودخواهی بودی

40:06.362 --> 40:08.572
‫که زمین رو فقط واسه خودت میخوای

40:08.656 --> 40:10.157
‫پسرم رو بهم بده!

40:10.491 --> 40:11.659
‫مگه از رو جنازه‌ام رد شی

40:12.618 --> 40:16.080
‫آها، حواسم نبود. همینجوری
‫هم جنازه‌ام پس...

40:16.956 --> 40:18.624
‫باید یکم خلاقیت به خرج بدین

40:40.729 --> 40:41.897
‫بیا پادشاه من

40:54.452 --> 40:57.371
‫اگه جات بودم جلوتر نمیومدم

41:01.542 --> 41:03.169
‫تقاص پس میدی دروموس

41:04.170 --> 41:05.087
‫جدی؟

41:05.171 --> 41:06.338
‫من که میگم خودم پیروزم

41:10.634 --> 41:11.677
‫داری دل‌رحم میشی

41:12.761 --> 41:15.306
‫پیش انسان‌ها داری احساساتی میشی

41:15.514 --> 41:16.932
‫حال‌بهم‌زنه

41:24.982 --> 41:27.067
‫این روزا خوب میزنی تو تخم ملت

41:29.111 --> 41:30.529
‫برو. فرار کن. فرار کن!

41:50.382 --> 41:51.926
‫بدو!

42:11.320 --> 42:13.322
‫هیس، هیس

42:59.493 --> 43:00.703
‫کارت حرف نداشت

43:12.089 --> 43:13.215
‫ردیفش کردم

43:30.774 --> 43:33.068
‫دیگه کسی نمونده دروموس

43:33.652 --> 43:34.652
‫مهمونی تمومه

43:35.738 --> 43:37.448
‫بنظرم وقتشه که بری خونه

43:39.617 --> 43:40.617
‫مجبورم کن

43:43.329 --> 43:44.329
‫بسیارخب

43:53.422 --> 43:55.090
‫عه، ببین کی اومده

43:58.218 --> 43:59.218
‫لعنتی

44:02.181 --> 44:04.266
‫کاراگاه، داری چیکار میکنی؟

44:04.350 --> 44:05.851
‫ببخشید، میدونم...

44:06.268 --> 44:07.186
‫باید...

44:07.269 --> 44:09.914
‫بنظر میرسید همه‌چی روبراهه.
‫فقط میخوام مطمئن شم حالت خوبه. حالت خوبه؟

44:09.938 --> 44:11.857
‫باید بری کاراگاه

44:12.316 --> 44:14.735
‫میدونم... باعث میشم آسیب‌پذیر بشی

44:15.361 --> 44:16.570
‫نه، مسئله این نیست

44:17.237 --> 44:19.114
‫نمیخوام منو اینجوری ببینی

44:20.407 --> 44:21.492
‫میدونم میترسوندت

44:21.784 --> 44:24.912
‫نه میخواستم همینو بهت بگم. دیگه...

44:25.913 --> 44:27.164
‫دیگه ازت نمیترسم

44:27.748 --> 44:28.748
‫نمیترسی؟

44:30.042 --> 44:33.462
‫می‌بینی؟ همینو میگم. انقدر
‫قشنگ و رمانتیکه که میخوام بالا بیارم

44:34.546 --> 44:36.382
‫پس چرا انقدر نگران بودی؟

44:36.507 --> 44:39.593
‫نگران صورتم،
‫نگران برگشتن ظاهر قبلیم

44:39.760 --> 44:41.011
‫از خودت نمی‌ترسیدم

44:42.554 --> 44:43.931
‫از این می‌ترسیدم که از دستت بدم

44:45.265 --> 44:48.644
‫از اینکه وقتی مثل قبلت بشی
‫اینجا رو یادت بره و...

44:50.813 --> 44:52.398
‫و منو از یاد ببری

44:54.400 --> 44:55.400
‫لوسیفر...

44:56.151 --> 44:57.152
‫من...

45:01.824 --> 45:05.536
‫باورت نمیشه از یه اعتراف کلیسایی ساده

45:05.619 --> 45:07.705
‫میشه به چند تا روح اهریمنی بدن رسوند

45:07.788 --> 45:09.998
‫کمک!

45:15.838 --> 45:16.964
‫لوسیفر!

45:17.965 --> 45:20.092
‫نه!

45:22.344 --> 45:26.807
‫بسه!

45:40.988 --> 45:42.531
‫تعظیم کنید...

45:43.991 --> 45:45.409
‫به پادشاهتون

45:53.125 --> 45:55.627
‫شما به اینجا تعلق ندارین

45:57.838 --> 45:59.506
‫برگردید خونه!

46:35.793 --> 46:36.793
‫حوا!

46:40.047 --> 46:41.924
‫پسرم

46:43.050 --> 46:44.092
‫خیلی عذر میخوام

46:52.351 --> 46:53.351
‫حالت خوبه؟

46:54.645 --> 46:56.021
‫نه اینکه برام مهم باشه‌ها

47:00.943 --> 47:02.110
‫میدونم اینطور نیست

47:04.863 --> 47:06.281
‫بنظرم خیلی هم برات مهمه

47:07.282 --> 47:08.282
‫ولی...

47:08.992 --> 47:10.410
‫کور بودم و نمی‌دیدم

47:11.453 --> 47:14.248
‫آره، منم فکر میکردم یه
‫چیزایی بینمون هست ولی...

47:15.499 --> 47:16.499
‫میز...

47:18.794 --> 47:20.921
‫توهم نزدی

47:21.713 --> 47:23.090
‫یه حسی بینمون وجود داره

47:24.174 --> 47:27.427
‫ولی فهمیدم این رفتاری
‫که با لوسیفر داشتم

47:27.511 --> 47:30.472
‫دقیقاً همون رفتاریه که با آدم داشتم

47:31.265 --> 47:32.432
‫میدونی، همش...

47:33.016 --> 47:34.768
‫سعی میکنم خودمو عوض کنم

47:35.644 --> 47:37.980
‫که کسی باشم که فکر میکنم اونا میخوان

47:38.063 --> 47:40.274
‫من هیچوقت نمیخوام خودتو عوض کنی حوا

47:41.441 --> 47:43.610
‫من خودت رو دوست دارم

47:46.363 --> 47:48.365
‫آخه هنوز خودم خودمو نمی‌شناسم

47:51.285 --> 47:52.619
‫باید بفهمم کی‌ام

47:56.331 --> 47:58.292
‫بایدم تنها برم دنبالش

48:12.431 --> 48:14.850
‫

48:16.059 --> 48:20.939
‫

48:21.023 --> 48:23.775
‫

48:24.818 --> 48:29.531
‫

48:31.116 --> 48:38.081
‫

48:39.625 --> 48:46.590
‫

49:18.664 --> 49:19.664
‫حق با تو بود

49:20.165 --> 49:22.084
‫اینجا جاش امن نیست

49:25.337 --> 49:27.089
‫باید ببریش

49:29.967 --> 49:30.967
‫نه

49:33.261 --> 49:35.305
‫هیچکس حاضر نیست اونجوری
‫برای فداکاری کنه

49:35.389 --> 49:37.224
‫که الان تو میخواستی

49:40.560 --> 49:42.437
‫هیچکس مثل ما ازش محافظت نمیکنه

49:58.203 --> 50:01.790
‫خب، چارلی برگشت پیش لیندا و آمندیل

50:02.541 --> 50:03.541
‫پس...

50:03.959 --> 50:05.377
‫میدونی، دیگه تموم شد

50:13.010 --> 50:15.095
‫نشد؟ تموم شده؟

50:15.637 --> 50:18.932
‫میخواستم بگم آره کاراگاه،
‫ولی دروغه و...

50:20.058 --> 50:21.685
‫جفتمون میدونیم من دروغ نمیگم

50:24.312 --> 50:27.858
‫امشب ما پیروز شدیم ولی فقط
‫یه سوراخ یه قایق سست رو پر کردیم

50:28.859 --> 50:31.486
‫حالا که اهریمن‌ها میدونن
‫من قصد برگشتن ندارم

50:32.612 --> 50:34.031
‫به جنگ باهام ادامه میدن

50:34.740 --> 50:37.075
‫دیر یا زود دوباره میان رو زمین

50:37.159 --> 50:38.493
‫کی میدونه مقصد بعدیشون کجاست؟

50:39.036 --> 50:41.496
‫یا شایدم برگردن دنبال چارلی یا...

50:44.166 --> 50:45.166
‫شاید تو

50:47.627 --> 50:48.712
‫متوجهم. حالا...

50:49.421 --> 50:50.422
‫منظورت چیه؟

50:55.177 --> 50:56.428
‫باید برگردم

50:59.765 --> 51:01.600
‫خب چند وقت؟ مثلاً دو...

51:02.934 --> 51:04.895
‫دو هفته یا ماه یا...

51:08.148 --> 51:09.191
‫حق با تو بود

51:10.358 --> 51:12.694
‫درباره پیشگویی. اشتباه ازش
‫برداشت کرده بودیم

51:13.904 --> 51:15.697
‫منظورش اومدنِ جهنم روی زمینه

51:15.781 --> 51:18.408
‫و شاید الان جلوش رو گرفته باشیم،
‫ولی چقدر میخواد دووم بیاره؟

51:19.576 --> 51:23.246
‫باید سر جاشون نگهشون دارم.
‫باید یه پادشاه داشته باشن

51:24.331 --> 51:25.331
‫نه

51:25.791 --> 51:27.084
‫نه نه

51:29.836 --> 51:31.755
‫نه، ببین، منظورم...

51:33.131 --> 51:35.467
‫منظورم همین بود لوسیفر، وقتی گفتم...

51:35.967 --> 51:37.427
‫نباید منو تنها بذاری

51:40.806 --> 51:42.307
‫ببین، خیلی عذر میخوام که...

51:42.724 --> 51:44.935
‫وقتی صورتت رو دیدم اونجوری
‫رفتار کردم...

51:46.269 --> 51:47.687
‫احمقانه بود و...

51:48.897 --> 51:49.897
‫خواهش میکنم

51:50.774 --> 51:51.942
‫خواهش میکنم نرو. من...

51:54.861 --> 51:55.862
‫من دوستت دارم

51:59.658 --> 52:03.161
‫دوستت دارم. خواهش میکنم نرو

52:08.792 --> 52:09.793
‫ببین...

52:10.377 --> 52:12.754
‫یه چیز دیگه‌ی پیشگویی
‫رو اشتباه گرفته بودیم

52:16.258 --> 52:17.926
‫عشق اول من حوا نبود

52:22.139 --> 52:23.265
‫تو بودی کلویی

52:25.058 --> 52:26.351
‫همیشه تو بودی

52:39.239 --> 52:40.239
‫خواهش میکنم

52:41.616 --> 52:42.616
‫نرو

52:43.702 --> 52:44.702
‫خداحافظ

53:01.094 --> 53:02.094
‫خداحافظ

53:20.095 --> 53:28.095
‫ترجمه از «رضا حضرتی و حسین رضایی»
‫HosseinTL , DeathStroke

54:10.596 --> 54:20.096
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
