WEBVTT

00:01.704 --> 00:03.343
آنچه در لــوسـیـفـر گذشت

00:03.368 --> 00:06.132
‫دقیقاً قبلِ کشته شدنِ قاتل پدرت
‫در تعقیبش بودی

00:06.138 --> 00:07.300
‫می‌دونم ناجور به نظر میرسه

00:07.306 --> 00:09.101
‫هر کسی که جو فیلدز رو کشته
‫پدرم رو هم کشته

00:09.107 --> 00:10.503
‫چی؟ فکر می‌کنی کار رئیس زندان بوده؟

00:10.509 --> 00:12.138
‫این مرد پدرم رو کشته

00:12.144 --> 00:14.659
‫تو خانواده‌ام رو از هم پاشوندی

00:14.684 --> 00:16.309
‫هر چی که بخوای می‌تونم بهت بدم

00:16.315 --> 00:19.722
‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که بدونی
‫دختر جان دکر تو رو دستگیر کرد

00:19.747 --> 00:21.547
‫اسمش بوریس سوکولوفـه،
‫اون رابط خلافکارهاست

00:21.553 --> 00:22.882
‫ولی هیچوقت دست‌هاش رو آلوده نمی‌کنه

00:22.888 --> 00:24.831
‫مردم "دروغ‌سنج انسانی" صدام می‌کنن

00:24.856 --> 00:26.643
‫پس تو یا به مسیر درستی راهنماییم می‌کنی

00:26.668 --> 00:28.721
‫یا کاری می‌کنم که یه زندگی جهنمی داشته باشی

00:28.727 --> 00:31.123
‫مامان، این لوسیفره.
‫لوسیفر این مامانه

00:31.129 --> 00:32.198
‫ماما دکر

00:32.223 --> 00:37.096
‫تو باید همینجا روی زمین بمونی،
‫بین همون موجوداتی که خوار می‌شمری

00:37.102 --> 00:39.999
‫می‌خوای منو بفرستی سرِ
‫زندگیِ شارلوت ریچاردز؟

00:40.005 --> 00:42.301
‫تصمیم گرفتم غرق کارم بشم

00:42.307 --> 00:44.303
‫وقتی بهم زنگ زدی سوپرایز شدم

00:44.309 --> 00:46.042
‫تو هم نسبتاً جذابی

00:47.145 --> 00:50.764
‫تنها جایی که احساس کردم
‫منو می‌خوان و بهم احترام میذارن...

00:50.789 --> 00:52.611
‫اینجا با انسان‌هاست؟

00:52.617 --> 00:54.513
‫اینجا خونه‌ی منه!

00:54.519 --> 00:55.781
‫باهاش کنار بیا، مادر!

00:55.787 --> 01:00.086
‫به نظر، تو به این موجودات وابسته شدی
‫و من دلیلش رو متوجه نمیشم

01:00.092 --> 01:03.259
‫بذار حداقل امشب رو شام
‫مهمونت کنم

01:04.092 --> 01:29.259
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:30.471 --> 01:31.666
‫ببخشید

01:31.691 --> 01:32.497
‫- ممنون
‫- براتون میارمش

01:32.521 --> 01:34.053
‫ممنون

01:34.059 --> 01:38.290
‫نمی‌تونی اونو بکشی، مامان

01:38.296 --> 01:39.859
‫معلومه که می‌تونم

01:39.865 --> 01:41.660
‫فقط کافیه این دکمه رو فشار بدم

01:41.666 --> 01:44.463
‫مامان، خواهش می‌کنم چاشنی رو بهم بده

01:44.469 --> 01:48.768
‫نه. اون حشره‌ی کوچولو دلیلِ نیومدنِ
‫لوسیفر به خونه‌ست

01:48.774 --> 01:50.625
‫کارشو که بسازم مشکل حل میشه

01:50.650 --> 01:53.069
‫واقعاً می‌خوای به زور ازت بگیرمش؟

01:53.094 --> 01:56.108
‫باور کن که به نفعته این کارو نکنی

01:56.114 --> 01:57.943
‫ولی نمی‌تونم بهت اجازه بدم
‫کلویی رو بکشی، مامان

02:00.318 --> 02:01.447
‫از کی تاحالا می‌تونی...

02:01.453 --> 02:02.815
‫سعی کردم بهت هشدار بدم

02:02.821 --> 02:07.386
‫ظاهراً این جسم ناچیز بشری
‫نمی‌تونه الهی بودنم رو مهار کنه

02:07.392 --> 02:09.325
‫بفرما

02:11.163 --> 02:12.525
‫بمب توی ماشینه

02:12.531 --> 02:14.063
‫چه هیجان‌انگیز

02:19.471 --> 02:21.066
‫مامان دست نگه دار!

02:21.072 --> 02:23.502
‫دارم سعی می‌کنم کمکت کنم

02:23.508 --> 02:25.471
‫من لوسیفرو بهتر از خودش می‌شناسم

02:25.477 --> 02:29.074
‫اگه کلویی رو بکشی،
‫تا وقتی قاتلش رو پیدا نکنه دست برنمی‌داره

02:29.080 --> 02:30.709
‫وقتی هم که قاتل رو پیدا کنه، مامان

02:30.715 --> 02:32.311
‫برای همیشه ازت متنفر میشه

02:32.317 --> 02:33.913
‫بیخیال بابا

02:33.919 --> 02:37.216
‫عمراً یه انسان کوچولو براش
‫بیشتر از خانواده‌اش مهم باشه

02:37.222 --> 02:39.285
‫اون یوریل رو برای محافظت از کلویی کشت

02:39.291 --> 02:41.687
‫خب...

02:41.693 --> 02:43.656
‫مگه این یکی چه چیز خاصی داری؟

02:43.662 --> 02:45.191
‫اینو نمی‌دونم

02:45.197 --> 02:46.659
‫ولی مامان، لُب کلام اینه که

02:46.665 --> 02:48.661
‫اگه بخوایم لوسی با ما بیاد خونه

02:48.667 --> 02:52.702
‫اونوقت حتماً باید تصمیم خودش باشه
‫که کلویی رو ترک کنه

02:56.107 --> 02:58.938
‫این یکی خلاف انتظار بود

03:01.213 --> 03:05.878
‫پس باید راه زیرکانه‌تری برای پایان دادن
‫به این دلدادگی مسخره‌ی لوسیفر پیدا کنم

03:07.319 --> 03:08.848
‫همه چی رو بهم بگو

03:08.854 --> 03:11.667
‫خب راستش، چیزی واسه گفتن نیست

03:11.692 --> 03:13.366
‫تو یه قرار داشتی

03:13.391 --> 03:14.487
‫اونم با کلویی

03:14.493 --> 03:17.022
‫این مسئله‌ی مهمیه، لوسیفر

03:17.028 --> 03:19.325
‫باید برام تعریف کنی

03:19.331 --> 03:21.594
‫می‌دونی که؟ به عنوان روانپزشکت

03:21.600 --> 03:25.197
‫خب برای اولین بارم که شده
‫نمیگم مسئله مهمی نیست و...

03:25.203 --> 03:27.399
‫قرار که نبود، فقط شام...

03:27.405 --> 03:29.368
‫مثل یه غذای مختصر بین دو دوست

03:29.374 --> 03:30.436
‫غذا چطور بود؟

03:30.442 --> 03:32.208
‫شنیدم ماهی‌خاردارشون حرف نداره

03:33.111 --> 03:35.508
‫خب راستش... گفتنش سخته

03:35.514 --> 03:37.109
‫از همه خجالت می‌کشیدین؟

03:37.115 --> 03:38.882
‫درسته، خجالت، همون

03:40.485 --> 03:42.047
‫ترسیدی، نه؟

03:42.053 --> 03:44.083
‫چی؟

03:44.089 --> 03:45.518
‫من شیطانم، دکتر

03:45.524 --> 03:47.219
‫نمی‌ترسم

03:47.225 --> 03:51.790
‫پیش خودم فکر کردم که بهتره بدون
‫هیچ هواس‌پرتی‌ای از غذا لذت ببره

03:51.796 --> 03:53.592
‫گوش کن، درک می‌کنم

03:53.598 --> 03:55.628
‫با آخرین بحثی که داشتیم ترسیدی

03:55.634 --> 03:56.829
‫الانم نگران بعدش هستی

03:56.835 --> 03:59.632
‫نه می‌ترسم، نه نگران هستم

03:59.638 --> 04:01.467
‫کاملاً نه

04:01.473 --> 04:02.902
‫ولی داری از حقیقت طفره میری

04:02.908 --> 04:03.936
‫که بهش "دروغ" هم میگن

04:03.942 --> 04:06.138
‫عمراً دروغ بگم. محاله

04:06.144 --> 04:07.139
‫ولی بااینحال...

04:07.145 --> 04:09.241
‫داری دروغ میگی لوسیفر

04:10.382 --> 04:11.714
‫به خودت

04:25.330 --> 04:27.092
‫یه توضیح بهت بدهکارم

04:27.098 --> 04:29.595
‫جداً؟ چرا؟

04:29.601 --> 04:31.030
‫به خاطر اینکه...

04:31.036 --> 04:35.120
‫تموم شب رو توی رستوران در حالی که پیشخدمت
یه گیلاس رقت‌انگیز بهم داد قال گذاشتی؟

04:35.145 --> 04:38.604
‫می‌دونم چه بهونه‌ای داری و نمی‌خوام
‫اسم اون زنه رو هم بیاری، مخصوصاً امروز

04:38.610 --> 04:40.439
‫راستش کاراگاه، نمی‌خواستم اینو بگم...

04:40.445 --> 04:42.274
‫لوسیفر، واسه این کار وقت ندارم

04:42.280 --> 04:43.809
‫داشتم میرفتم بیرون

04:43.815 --> 04:45.411
‫بعلاوه، تقصیر من بود

04:45.417 --> 04:48.280
‫باید می‌دونستم که تو چقدر می‌تونی
‫خودخواه و بی‌ملاحظه باشی

04:48.286 --> 04:49.315
‫لوسیفر

04:50.355 --> 04:51.750
‫چقدر باملاحظه

04:51.756 --> 04:52.885
‫پنه‌لوپ

04:52.891 --> 04:54.720
‫خیلی لطف داری

04:54.726 --> 04:57.423
‫که در همچین روز سختی
‫برای حمایت از ما اومدی

04:57.429 --> 05:01.060
‫یه دست و پا باهات شرط می‌بندم که
‫اون نمیدونه امروز چه روزیه، مامان

05:01.066 --> 05:04.630
‫خب، راستش کارعاقلانه‌ای نیست که
‫اندام بی‌نظیرت رو شرط بندی کنی، کاراگاه

05:04.636 --> 05:07.132
‫مخصوصاً وقتی که می‌دونم امروز چه روزیه

05:07.138 --> 05:09.101
‫امروز روز خیلی سختیه

05:09.107 --> 05:10.135
‫چون...

05:10.141 --> 05:12.037
‫- امروز...
‫- امروز...

05:12.043 --> 05:13.706
‫- اولین روزِ...
‫- اولین روز...

05:13.712 --> 05:15.441
‫محا...

05:15.447 --> 05:17.576
‫- محاکمه‌ی...
‫- محاکمه‌ی...

05:17.582 --> 05:19.582
‫- قاتل پدرمه
‫- قاتل پدرمه!

05:20.154 --> 05:21.547
‫از نیچه نقل قول کردی؟
‫نه، وایسا ببینم

05:21.553 --> 05:23.115
‫قاتل پدر تو. درسته، خبر داشتم

05:23.121 --> 05:25.084
‫خبر داشتم. واسه همینه که اومدم.
‫برای حمایت از شما

05:25.090 --> 05:27.152
‫درمورد خودم چیزی نمیگم،
‫چون این خودخواهیم رو میرسونه

05:27.158 --> 05:28.220
‫- درسته
‫- پس...

05:28.226 --> 05:32.424
‫منو یه بیضه‌بند احساسی برای
‫گوهرهای خانواده‌ی دکر بدونید

05:35.333 --> 05:37.129
‫سلام

05:37.135 --> 05:40.246
‫صبح روز شنبه‌ست و زیادی سر حالی

05:40.271 --> 05:42.234
‫آره، سر حالم

05:42.240 --> 05:43.235
‫چرا؟

05:43.241 --> 05:44.303
‫قضیه چیه؟

05:44.309 --> 05:46.305
‫چیه؟ باید یه دلیل واسه
‫خوشحال بودنم بیارم؟

05:46.311 --> 05:48.707
‫آخه سوت میزنی

05:48.713 --> 05:50.976
‫اخیراً بدنسازی کار کردی

05:50.982 --> 05:52.077
‫

05:52.083 --> 05:54.947
‫لوسیون خوشبو

05:54.953 --> 05:56.515
‫تو...

05:56.521 --> 05:57.516
‫سکس کردی؟

05:58.456 --> 05:59.551
‫نه بابا

05:59.557 --> 06:01.320
‫نه، نه

06:01.326 --> 06:03.255
‫الکی اونطور خشک نگام نکن، جونم

06:03.261 --> 06:05.028
‫با این پوزخند آشنام

06:06.398 --> 06:07.393
‫هنوز تو شُک هستم

06:07.399 --> 06:08.293
‫می‌دونستم

06:08.299 --> 06:09.809
‫- خیلی خوشگله
‫- آره خب

06:09.834 --> 06:11.563
‫- نه که تو خودت شبیه هیولایی
‫- نه، نه، نه

06:11.569 --> 06:13.032
‫باور کن، خیلی بهتر از منه

06:13.038 --> 06:15.734
‫مثل یه الهه می‌مونه

06:15.740 --> 06:17.202
‫اصلاً کم نذاشت

06:17.208 --> 06:20.476
‫پس شاید اون همون کسی باشه که
‫این بسته‌ی عجیب رو برات فرستاده

06:22.580 --> 06:23.575
‫یه بسته‌ی عجیب؟

06:23.581 --> 06:25.481
‫

06:27.686 --> 06:30.620
‫آدرس فرستنده آشنا نمیاد

06:35.260 --> 06:38.490
‫پناه بر خدا

06:40.231 --> 06:43.399
‫کاش میشد بگم که اولین باره همچین چیزی می‌بینم

06:46.938 --> 06:49.168
‫اون بوریسه

06:49.174 --> 06:51.174
‫کلویی حسابی قاطی می‌کنه

06:56.214 --> 06:58.644
‫چه باوقار

06:58.650 --> 07:01.280
‫مسلماً کاراگاه ویژگیش رو از شما
‫به ارث برده

07:01.286 --> 07:02.715
‫اینجا رو میگی؟

07:02.721 --> 07:04.183
‫جادوی بازیگریه

07:04.189 --> 07:07.553
‫متأسفانه... قبلاً تمرین می‌کردم

07:07.559 --> 07:11.090
‫16 سال پیش این نقش رو بازی کردم

07:11.096 --> 07:13.529
‫خب شاید مثل مسائل کونیه

07:14.566 --> 07:16.065
‫دور دومش راحت‌تر میشه

07:18.970 --> 07:22.468
‫بسته‌ی محتوی سر جدا شده‌ی بوریس سوکولوف
‫چند لحظه پیش به اداره رسید

07:22.474 --> 07:24.169
‫چه وحشتناک!

07:24.175 --> 07:25.237
‫بوریس کیه؟

07:25.243 --> 07:26.672
‫شاهد کلیدی دادرسی

07:26.678 --> 07:28.107
‫شاهد کلیدی ماست

07:28.113 --> 07:31.877
‫اون تنها کسی بود که می‌تونست پری رو
‫به گروه روس‌ها ارتباط بده. الان بدون اون

07:31.883 --> 07:33.645
‫کل پرونده ممکنه نابود بشه

07:33.651 --> 07:34.780
‫وای خدا

07:34.786 --> 07:37.116
‫خوش به حال جناب پری میشه

07:43.995 --> 07:46.998
‫این بدترین اتفاقِ ممکنه

08:13.057 --> 08:14.820
‫الان دیگه چه نقشه‌ای تو سرت داری، مادر؟

08:14.826 --> 08:25.816
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

08:28.721 --> 08:32.018
‫خبر نداشتم شارلوت ریچاردز وکیل مدافعِ پریه

08:32.024 --> 08:34.054
‫دیگه کم کم آرزو می‌کنم کاش نجاتش نداده بودیم

08:34.060 --> 08:35.489
‫نگران نباش کاراگاه

08:35.495 --> 08:38.492
‫شنیدم شارلوت از وقتی که ناپدید شده بود
‫زنِ دیگه‌ای شده

08:38.498 --> 08:40.761
‫پس شاید دیگه اون کوسه‌ی قبلی نباشه

08:40.767 --> 08:42.662
‫حداقل نه توی دادگاه

08:42.668 --> 08:43.997
‫همه بر پا

08:44.003 --> 08:45.591
‫جلسه‌ی دادگاه شروع میشه

08:45.616 --> 08:47.234
‫قاضیِ محترم استرادا قضاوت رو به عهده دارن

08:47.240 --> 08:51.254
‫باتوجه به مرگ ناگهانی شاهد کلیدیِ شاکی

08:51.260 --> 08:54.074
‫به گمونم وکیل مدافع می‌خوان
‫اتهامات موکلش حذف بشن

08:54.080 --> 08:56.977
‫دادخواست حذف اتهامات؟

08:56.983 --> 08:58.378
‫چرا باید اینو بخوام، عالیجناب؟

08:58.384 --> 09:01.681
‫به نظر دندون‌های کوسه کُند شدن

09:01.687 --> 09:02.749
‫عذر می‌خوام

09:02.755 --> 09:04.518
‫یه مدت نبودم

09:06.159 --> 09:08.088
‫خب

09:08.094 --> 09:09.489
‫می‌فرمایید با مرگ بوریس

09:09.495 --> 09:12.292
‫شاکی شواهد کافی برای ادامه‌ی
‫رسیدگی به پرونده نداره؟

09:12.298 --> 09:14.161
‫پس اگه ما درخواستِ حذف اتهامات ندیم

09:14.167 --> 09:16.863
‫احتمالاً از خودش یه احمق تمام عیار می‌سازه؟

09:16.869 --> 09:20.066
‫عالیجناب، پرونده‌ی ما خدشه‌ناپذیر بوده و هست

09:20.072 --> 09:24.237
‫شاکی شواهد زیادی داره تا
‫ثابت کنه 16 سال پیش

09:24.243 --> 09:25.405
‫متهم، پری اسمیت

09:25.411 --> 09:27.174
‫افسر جان دکر رو کشته

09:27.180 --> 09:29.509
‫و به جو فیلدز پول داد که به اون جرم
‫بره زندان

09:29.515 --> 09:31.244
‫وقتی هم که فیلدز قصد به هم زدن قرارشون رو داشت

09:31.250 --> 09:32.179
‫پری اون رو هم کشت

09:32.185 --> 09:35.916
‫عالیجناب، با کمال احترام باید بگم
‫حذف اتهامات مسخره خواهد بود

09:35.922 --> 09:40.053
‫مرگ بوریس سوکولوف با اینکه بی‌شک غم‌انگیزه

09:40.059 --> 09:42.589
‫چیزی رو تغییر نمیده

09:42.595 --> 09:44.891
‫خب، متشاکی موافقه

09:44.897 --> 09:46.159
‫چی؟

09:46.165 --> 09:48.762
‫مرگ اون هیچی رو تغییر نمیده

09:48.768 --> 09:54.470
‫با یا بدون شهادت آقای سوکولوف
‫موکل من هیچوقت نباید متهم به این جرایم میشد

09:55.274 --> 09:58.805
‫خب حالا که هر دو طرف موافق هستن

09:58.811 --> 10:00.440
‫محاکمه فوراً شروع میشه

10:00.446 --> 10:03.009
‫راستش عالیجناب، شاکی مایل هستن

10:03.015 --> 10:04.077
‫درخواست چند جلسه‌ی دیگه رو بدن

10:04.083 --> 10:06.146
‫با توجه به شاهد کلیدیِ ما

10:06.152 --> 10:10.417
‫برای برسی دوباره‌ی استراتژیش وقت نیاز داره

10:10.423 --> 10:11.618
‫اما من که گیج شدم، عالیجناب

10:11.624 --> 10:15.622
‫مگه الان نگفتیم که پرونده‌شون
‫"خدشه‌دار نشدنیه"؟

10:15.628 --> 10:17.290
‫بله

10:17.296 --> 10:18.425
‫درخواست رد میشه

10:18.431 --> 10:22.032
‫جلسه بعد از ناهار ادامه پیدا می‌کنه

10:26.873 --> 10:28.735
‫چه غلطی می‌کنی، مادر؟

10:28.741 --> 10:30.003
‫آروم بگیر، لوسیفر

10:30.009 --> 10:31.371
‫برای منم خوشایند نیست

10:31.377 --> 10:33.573
‫درسته، می‌بینم که بدجور ناراحتی

10:33.579 --> 10:35.842
‫کارم آفرین داشت، نه؟

10:35.848 --> 10:38.278
‫مطمئن نیستم چرا آدما این همه مدت
‫توی دانشکده‌ی حقوقی درس می‌خونن

10:38.284 --> 10:39.279
‫به نظر دو شب هم زیادیه

10:39.285 --> 10:40.747
‫مامان

10:40.753 --> 10:43.516
‫باید یه راهی برای باز کردن چشمات
‫پیدا می‌کردم

10:43.522 --> 10:45.518
‫باید متوجه بشی که این کلویی که تحسینش می‌کنی

10:45.524 --> 10:46.486
‫ارزش تو رو نداره

10:47.593 --> 10:50.190
‫قبول دارم که باهاش کار می‌کنم،
‫ولی تحسین کردن یکم زیاده رویه

10:50.196 --> 10:54.451
‫بیخیال بابا. تو برای اون بیشتر از
‫هر کس دیگه‌ای فداکاری کردی

10:54.476 --> 10:58.708
‫یادت رفته؟ برای محافظت از اون
‫برادرت، پسر من رو کشتی

10:58.714 --> 11:03.246
‫خیال می‌کنی اون هم به خاطر تو حاضره
‫یه کار مشابه حتی ناچیز انجام بده؟

11:03.252 --> 11:05.314
‫به گمونم...

11:05.320 --> 11:06.716
‫نمی‌دونم

11:06.722 --> 11:10.086
‫خب، اگه توی دادگاه همه چی
‫طبق نقشه پیش بره، می‌فهمی

11:10.092 --> 11:11.687
‫اینو بدون که اون لیاقت تو رو نداره

11:11.693 --> 11:14.757
‫چون اونقدری که اون برات عزیزه
‫تو براش عزیز نیستی

11:14.763 --> 11:16.893
‫تو باید درک کنی که برای هم
‫ساخته نشدین

11:16.899 --> 11:18.861
‫تو متعلق به خانواده‌ات هستی

11:18.867 --> 11:20.630
‫برای همین هم باید کارم رو بکنم

11:20.636 --> 11:22.502
‫چیکار بکنی، مامان؟

11:25.040 --> 11:27.003
‫چه جور نقشه‌ی شرورانه‌ای
‫سوار کردی؟

11:27.009 --> 11:29.405
‫و خواهشاً نگو که نقشه‌ات
‫با کشتنِ بوریس شروع شده

11:29.411 --> 11:31.474
‫راستش قسمت اینطور شد

11:31.480 --> 11:34.076
‫می‌خواستم کلویی رو بفرستم هوا،
‫ولی آمندیل منصرفم کرد

11:34.082 --> 11:36.078
‫تو چی؟

11:36.084 --> 11:38.692
‫مادر، قسم می‌خورم اگه
‫یه مو از سرش کم بشه...

11:38.717 --> 11:41.388
‫خب، انگار برادرت راست می‌گفت

11:43.292 --> 11:45.859
‫قول بده که دست بهش نمیزنی

11:47.930 --> 11:50.397
‫من به کسی صدمه نمیزنم

11:56.104 --> 11:57.733
‫لوسیفر، بهم قول دادی که

11:57.739 --> 12:00.836
‫جریان هر چی که هست
‫روی دادرسی تأثیری نمیذاره

12:00.842 --> 12:02.905
‫اولاً کاراگاه، "جریانی" در کار نیست

12:02.911 --> 12:07.777
‫دوماً، خیالت راحت که
‫همه چی روبراه میشه

12:07.783 --> 12:09.382
‫ترتیبش رو میدم

12:17.392 --> 12:19.288
‫دنبال گزارش پزشکی قانونی بوریس میگردی؟

12:21.296 --> 12:22.491
‫هنوز نرسیده

12:22.497 --> 12:24.227
‫الا الاناست که ردیفش کنه

12:24.233 --> 12:27.363
‫می‌دونم که پرونده‌ی من نیست
‫ولی می‌ترسم، دن

12:27.369 --> 12:28.998
‫نباید بذارم پری از این جریان قسر در بره

12:29.004 --> 12:30.299
‫نمیذاری

12:30.305 --> 12:32.301
‫باید شارلوت ریچاردز رو امروز توی دادگاه میدیدی

12:32.307 --> 12:33.603
‫شار...

12:33.609 --> 12:34.604
‫شرمنده

12:34.610 --> 12:36.772
‫شارلوت ریچاردز وکیل مدافعِ پریه؟

12:36.778 --> 12:37.873
‫آره

12:37.879 --> 12:39.809
‫واقعاً؟ اینقدر کارش خوبه؟

12:39.815 --> 12:41.711
‫آره، کارش حرف نداره

12:41.717 --> 12:43.713
‫برای همین خیلی خوب میشه اگه بشه...

12:43.719 --> 12:45.781
‫خب بتونی یه ارتباطی بین پری
‫و مرگ بوریس پیدا کنی

12:45.787 --> 12:48.351
‫خب، انگیزه و روشش باهم جور درمیاد

12:48.357 --> 12:49.785
‫زبون بوریس بریده شده بود

12:49.791 --> 12:53.155
‫پس قاتل پیغام واضحی رو فرستاده

12:53.161 --> 12:54.857
‫دهن باز کنی، سرت جدا میشه

12:54.863 --> 12:57.860
‫پری این کارو کرد تا بوریس نتونه شهادت بده، میدونم

12:57.866 --> 13:00.296
‫مگه از وقتی بازداشتش کردی
‫زندون نبود؟

13:00.302 --> 13:01.631
‫آره، ولی میتونسته از داخل زندان
‫ترتیبش رو بده

13:01.637 --> 13:02.665
‫روشش همین هست

13:02.671 --> 13:04.700
‫دقیقاً، اگه پری توی یه کار خوب باشه

13:04.706 --> 13:06.402
‫وادار کردنِ بقیه برای قبول کردنِ
‫اتهام جرم خودشه

13:06.408 --> 13:08.371
‫خب هر کسی که پری برای انجام این کار اجیر کرده

13:08.377 --> 13:09.505
‫آدم زرنگی بوده

13:09.511 --> 13:12.208
‫برش گردن بوریس خیلی دقیقه

13:12.214 --> 13:15.177
‫به نظرم دستگاه برش صنعتی باشه

13:15.183 --> 13:18.981
‫گوش کن، هر کاری که در توانم باشه
‫انجام میدم تا پیداش کنم

13:18.987 --> 13:22.518
‫حتی اگه لازم باشه از تک تک صاحب‌های
‫کشتارگاه‌های لس آنجلس بازجویی کنم

13:22.524 --> 13:24.353
‫لازم نیست

13:24.359 --> 13:27.356
‫دی‌ان‌ای غیرانسانی هم روی بدن بوریس
‫وجود داشت

13:27.362 --> 13:29.225
‫دقیق بخواید بگم، دی‌ان‌ای یه خوک

13:29.231 --> 13:31.761
‫یه گونه‌ی پیوندی که به خاطر
‫گوش خوشمزه‌اش منحصر به فرده

13:31.767 --> 13:34.301
‫و فقط یه جا می‌فروشنش

13:39.107 --> 13:40.306
‫سلام

13:40.331 --> 13:42.438
‫لطف کردی اومدی
‫ولی لازم نیست اینقدر اینورا باشی

13:42.444 --> 13:45.007
‫- دادرسی ممکنه خسته کننده باشه
‫- خب، این یکی فرق داره

13:45.013 --> 13:45.941
‫منظورت چیه؟

13:45.947 --> 13:47.009
‫جناب مورنینگ استار

13:47.015 --> 13:48.678
‫منتظر شما هستیم

13:48.684 --> 13:50.780
‫چه عالی. خوبه، خب

13:50.786 --> 13:54.287
‫بریم که در برابر اون جنده‌ی حشری
‫محافظت کنم، کاراگاه

13:55.357 --> 13:56.552
‫لوسیفر، داری چیکار می‌کنی؟

13:56.558 --> 14:02.062
‫خب، پیش خودم گفتم که لازم نیست فقط
‫به‌خاطر اینکه بوریس مُرده، ما هم ناامید بشیم

14:03.371 --> 14:06.696
‫قسم می‌خورم حقیقت رو بگم،
‫کل حقیقت

14:06.702 --> 14:09.465
‫چیزی جز حقیقت نخواهم گفت

14:09.471 --> 14:11.183
‫پس بابا کمکم کن

14:19.157 --> 14:20.285
‫جناب مورنینگ استار

14:20.291 --> 14:23.221
‫وقتی بوریس بازداشت شد شما اونجا بودین

14:23.227 --> 14:25.323
‫درسته؟ با کاراگاه اسپینوزا همکاری می‌کردین

14:25.329 --> 14:27.192
‫درسته

14:27.198 --> 14:29.061
‫البته من اونو کاراگاه اسکل صدا میزنم

14:30.401 --> 14:31.934
‫اینم یه داستان دیگه داره

14:32.970 --> 14:36.168
‫پس میشه لطفاً برامون توضیح بدید
‫چه اتفاقی افتاد؟

14:36.174 --> 14:37.436
‫بله، با کمال میل

14:37.442 --> 14:38.603
‫میشه از اینجا بلند بشم؟

14:38.609 --> 14:39.571
‫چرا که نه

14:39.577 --> 14:41.306
‫ممنون

14:41.312 --> 14:43.341
‫یه چیز لازم دارم...

14:43.347 --> 14:45.310
‫سلام

14:45.316 --> 14:46.578
‫میشه شال‌تون رو بدید؟

14:46.584 --> 14:48.947
‫عالیجناب، این کار ضروریه؟

14:48.953 --> 14:51.249
‫خب، شما کل داستان رو می‌خواید بشنوید، نه؟

14:51.255 --> 14:53.218
‫میدونید که اسرار در جزئیات پنهانه

14:53.224 --> 14:55.257
‫خیلی ممنونم

14:56.360 --> 14:59.324
‫خب، بنده و کاراگاه اسکل

14:59.330 --> 15:00.759
‫شرمنده، کاراگاه اسپینوزا...

15:00.765 --> 15:04.229
‫اداره‌ی پلیس لس آنجلس از ما خواست
‫که یه عملیات استینگی انجام بدیم

15:04.235 --> 15:05.230
‫خواننده رو نمیگما

15:05.236 --> 15:09.501
‫برای همین مجبور بودیم در حمام بوریس
‫هویتمون رو مخفی کنیم

15:09.507 --> 15:10.669
‫اسلحه‌ی فولادیش...

15:10.675 --> 15:12.671
‫اینطوری شد...

15:12.677 --> 15:15.640
‫جوری راه میرفت که انگا
‫یه اسلحه بین پاهاشه...

15:15.646 --> 15:18.677
‫بوریس توی چشمام نگاه کرد و گفت:

15:18.683 --> 15:20.779
‫"مردم بهم میگن دروغ سنج انسانی"

15:20.785 --> 15:21.947
‫اون می‌خواست ما رو بکشه

15:21.953 --> 15:24.416
‫مثل یه جنگجوی رومی دستم رو گرفت

15:24.422 --> 15:29.888
‫وقتی که همه چی مشخص شد
‫تحقیقات رو به کاراگاه دکر واگذار کردم

15:29.894 --> 15:31.356
‫ممنون

15:39.437 --> 15:40.866
‫یه سوال دارم

15:40.872 --> 15:42.968
‫تاحالا حس کردی که ازت
‫سوءاستفاده کردن؟

15:42.974 --> 15:45.770
‫منظورت همون... چه‌میدونم...

15:45.776 --> 15:49.641
‫همون زنیه که از قاتل بابای
‫همسر سابقت دفاع می‌کنه؟

15:49.647 --> 15:50.709
‫چی؟

15:50.715 --> 15:53.745
‫شارلوت ریچاردز همون زن خوشگلیه که
‫باهاش خوابیدی، نه؟

15:53.751 --> 15:55.747
‫از کجا فهمیدی؟

15:55.753 --> 15:59.651
‫خب، یه موی بلوند روی کتت دیدم

15:59.657 --> 16:01.953
‫بیشتر از موی کلویی فر داشت

16:01.959 --> 16:05.157
‫یه لکه‌ی ماتیک هم روی دستبندت دیدم.
‫قرمز اناری

16:05.163 --> 16:08.860
‫پررنگ ولی نه خیلی سکسی.
‫رنگ مخصوص وکلا

16:08.866 --> 16:09.928
‫جداً؟

16:09.934 --> 16:15.400
‫نه بابا. صبح که کلویی اسمش رو برد
‫دیدم یه لحظه خودتو گم کردی

16:15.406 --> 16:17.135
‫یا خدا

16:17.141 --> 16:19.037
‫چرا اینقدر نگرانی؟

16:19.043 --> 16:22.707
‫تو که چیزی درمورد پرونده نگفتی که
‫بتونه توی دادگاه ازش استفاده کنه، نه؟

16:22.713 --> 16:25.777
‫- فکر نکنم ولی...
‫- بفرما

16:25.783 --> 16:27.078
‫شاید با کاکتیل میزکلی که حواسم نبوده

16:27.084 --> 16:29.181
‫خیلی زود رو آدم اثر میذارن

16:29.187 --> 16:31.283
‫همش می‌خواست درمورد
‫همسرای سابقمون حرف بزنیم

16:31.289 --> 16:33.485
‫به نظر خیلی عادی بود،
‫راستش درد دل کردن باهاش راحت بود

16:33.491 --> 16:34.619
‫همدردی می‌کرد

16:34.625 --> 16:35.987
‫خدایا، چقدر احمقم

16:35.993 --> 16:39.591
‫نه، اون پرونده‌ی پری رو بعد از اینکه ما...

16:39.597 --> 16:41.159
‫محاله تصادفی باشه

16:41.165 --> 16:43.195
‫چرا؟

16:43.201 --> 16:45.530
‫- شاید واقعاً ازت خوشش میاد
‫- آره

16:45.536 --> 16:47.254
‫- 44
‫- سلام

16:47.279 --> 16:49.838
‫بدن بدون سر یه یارویی
‫به اسم بوریس می‌خوایم

16:52.810 --> 16:54.272
‫می‌خواستم به شما زنگ بزنم

16:54.278 --> 16:56.041
‫ولی... ترسیدم

16:56.047 --> 16:58.977
‫چند روز پیش اون یارو بهم نزدیک شد

16:58.983 --> 17:00.312
‫یه آدم ترسناک و گنده

17:00.318 --> 17:02.347
‫اون کلیدهای اینجا رو خواست تا بتونه
‫بعد از کار از تجهیزات اینجا استفاده کنه

17:02.353 --> 17:05.951
‫سوالی نپرسیدم، مگه اینکه احیاناً
‫می‌خواستم خودم سوسیس بشم

17:05.957 --> 17:07.986
‫- اسمش رو میدونی؟
‫- نه

17:07.992 --> 17:10.055
‫آسیایی، گنده

17:10.061 --> 17:11.594
‫به شدت ترسناک

17:13.130 --> 17:17.197
‫ولی زخم گردنش تابلو بود

17:18.065 --> 17:19.497
‫ممنون جناب مورنینگ استار

17:19.503 --> 17:21.833
‫تصویر روشنی از اون اتفاق به ما نشون دادید

17:21.839 --> 17:24.636
‫انگار که خود بوریس شهادت داده باشه

17:24.642 --> 17:26.938
‫با این تفاوت که یه نسخه‌ی
‫خیلی خوشتیپ‌تر از اونه

17:26.944 --> 17:28.940
‫بس کن، قاضی جون

17:29.947 --> 17:31.443
‫ممنون

17:31.449 --> 17:34.079
‫راستش اگه اجازه باشه یه چیز دیگه هم
‫می‌خواستم به حرفام اضافه کنم

17:34.085 --> 17:36.815
‫به نظرم به قدر کافی شنیدیم، عالیجناب

17:36.821 --> 17:38.717
‫هیس!! بفرمایید

17:38.723 --> 17:40.819
‫ادامه بده لوسـ...

17:40.825 --> 17:43.255
‫جناب مورنینگ استار

17:43.261 --> 17:45.724
‫ممنون، عزیز دلم

17:45.730 --> 17:49.094
‫بله، می‌خواستم به عرضتون برسونم که
‫محض اطلاعتون...

17:49.100 --> 17:52.797
‫پلیس لس آنجلس و به ویژه کاراگاه دکر

17:52.803 --> 17:55.433
‫در این پرونده بی‌نقص عمل کردن

17:55.439 --> 18:01.273
‫کل این دادگاه، نه، کل این شهر خیالش راحت باشه
‫که یک شخص درستکار

18:01.279 --> 18:04.776
‫قابل اعتماد و قابل اطمینان مثل کاراگاه دکر

18:04.782 --> 18:07.112
‫اون بیرون داره ازشون محافظت می‌کنه

18:07.118 --> 18:11.716
‫اون واقعاً حرف نداره

18:11.722 --> 18:13.051
‫منظورم توی تخت نیست

18:13.057 --> 18:14.686
‫اینو نمی‌دونم

18:14.692 --> 18:16.158
‫اینقدر حرف نداره

18:17.498 --> 18:19.324
‫ممنون

18:19.330 --> 18:20.325
‫خانم ریچاردز؟

18:20.331 --> 18:22.965
‫شاهد در اختیار شماست

18:24.735 --> 18:27.970
‫فعلاً سوالی ندارم

18:40.951 --> 18:42.047
‫هی!

18:42.053 --> 18:43.081
‫اون ماشین کلوییه

18:43.087 --> 18:44.182
‫دنبال چی می‌گردی؟

18:44.188 --> 18:45.287
‫سلام

18:46.324 --> 18:48.053
‫من...

18:48.059 --> 18:49.054
‫دنبال تو

18:49.060 --> 18:50.922
‫دنبال تو می‌گشتم

18:50.928 --> 18:52.424
‫جداً؟

18:52.430 --> 18:53.962
‫آره، دلم برات تنگ شده بود

18:55.566 --> 18:58.330
‫جدی میگم، هنوزم تو فکرت هستم، میز

18:58.336 --> 19:02.137
‫هر روز. هر وقت تو رو می‌بینم...

19:04.041 --> 19:05.941
‫منم دلم برات تنگ شده

19:14.118 --> 19:15.447
‫مثل بازی با آتیشه، نه؟

19:17.588 --> 19:21.023
‫ولی مطمئنی دنبال این می‌گشتی؟

19:24.595 --> 19:27.080
‫یا این بود؟

19:31.235 --> 19:35.066
‫اولاً، به مامانت بگو هیچکی نمی‌تونه
‫زیرنظر من به کلویی صدمه بزنه

19:35.072 --> 19:36.401
‫و دوماً...

19:36.407 --> 19:38.040
‫دیگه هیچوقت اینطوری بهم دروغ نگو

19:55.494 --> 19:59.625
‫وقتی از بوریس بازجویی کردین
‫چی گفت؟

19:59.631 --> 20:01.794
‫اون اعتراف کرد که به صورت مکرر
‫آدم‌های گردن‌گیری رو برای

20:01.800 --> 20:04.597
‫گانگستر روسی که زندان رو اداره می‌کردن

20:04.603 --> 20:06.554
‫و متهم از اواخر دهه نود رئیس اونجا بود جور می‌کرد

20:06.579 --> 20:11.471
‫چیز خاصی در رابطه با این زندان وجود داره؟

20:11.477 --> 20:14.540
‫همون زندان فاسدی هست که جان دکر
‫16 سال پیش که درموردش

20:14.546 --> 20:16.242
‫درموردش تحقیق می‌کرد، به قتل رسید

20:16.248 --> 20:17.410
‫عجب

20:17.416 --> 20:20.650
‫همه‌اش تصادفی بود، نه؟

20:21.617 --> 20:24.250
‫دقیقاً مثل زمان عجیب مرگ بوریس

20:24.256 --> 20:26.519
‫بنده کارم تموم شد، عالیجناب

20:26.525 --> 20:27.754
‫سوالی ندارم

20:27.760 --> 20:29.926
‫ممنون کاراگاه

20:33.799 --> 20:35.795
‫من از این شاهد سوالی ندارم

20:35.801 --> 20:37.534
‫دادستان استراحت می‌کنه، عالیجناب

20:38.689 --> 20:40.700
‫نوبت شماست که بدرخشید، خانم ریچاردز

20:40.706 --> 20:43.036
‫به عنوان شاهد اول پرونده

20:43.042 --> 20:45.942
‫متشاکی مایله لوسیفر
‫مورنینگ استار رو احضار کنه

20:51.050 --> 20:53.183
‫چیزی نیست

20:55.154 --> 20:57.116
‫فقط یک سوال کوچیک دارم، آقای مورنینگ استار

20:57.122 --> 21:00.620
‫یادتون باشه که قسم‌تون هنوز پا برجاست

21:00.626 --> 21:02.488
‫اولین نفری که صحنه‌ی جرم اومد کی بود؟

21:02.494 --> 21:05.958
‫اولین نفر که به صحنه اومد
‫به گمونم کاراگاه بود

21:05.964 --> 21:07.983
‫عذر میخوام، کدوم کاراگاه؟

21:08.008 --> 21:09.310
‫کاراگاه دکر

21:09.335 --> 21:11.241
‫مطمئنید؟ از کجا میدونید؟

21:11.266 --> 21:12.799
‫کاملاً مطمئنم. خودش بهم گفت

21:12.805 --> 21:14.167
‫یکم عجیبه، نه؟

21:14.173 --> 21:15.968
‫اینکه مردی که به به جرم قتل جان دکر متهم شده

21:15.974 --> 21:19.272
‫جنازه‌اش به وسیله‌ی دخترش،
‫کلویی دکر پیدا بشه

21:19.278 --> 21:20.873
‫اعتراض دارم عالیجناب. چه ربطی داره؟

21:20.879 --> 21:21.941
‫به ربطش هم میرسم

21:21.947 --> 21:26.145
‫میشه لطفاً بخونید که
‫طبق گزارش رسمی پلیس

21:26.151 --> 21:27.984
‫اولین افسری که به صحنه جرم رسید کی بود؟

21:30.422 --> 21:31.517
‫چی شده؟

21:31.523 --> 21:32.752
‫بعداً بهت میگم

21:32.758 --> 21:35.254
‫خب، اینجا نوشته کاراگاه اسپینوزا

21:35.260 --> 21:38.357
‫فکر کردم گفتی کلویی دکر
‫کاراگاه بی‌نقصیه

21:38.363 --> 21:39.425
‫اعتراض دارم، عالیجناب!

21:39.431 --> 21:40.760
‫نه، می‌خوام جواب بدم

21:40.766 --> 21:44.764
‫بی‌نقص هست. برای همین هم بود
‫که فوراً از تحقیقات کنار کشید

21:44.770 --> 21:47.567
‫ولی بعد از اینکه جنازه‌ی
‫قاتل پدرش رو پیدا کرد؟

21:47.573 --> 21:49.001
‫اعتراض دارم!

21:49.007 --> 21:50.970
‫به چی اعتراض داره؟
‫حرکات دستم؟

21:50.976 --> 21:53.773
‫کاملاً واضح میگم اگه
‫چیزی که الان شنیدیم درست باشه

21:53.779 --> 21:58.177
‫پس داستان جایگزینی هم برای
‫داستانی که شاکی میگن وجود داره

21:58.183 --> 22:00.780
‫کلویی دکر انگیزه‌ی قتل و فرصت این کار

22:00.786 --> 22:03.449
‫و پلیس لس آنجلس هم برای محافظت
‫از خودش و کمک برای پاپوش دوختن

22:03.455 --> 22:05.918
‫یک مرد بی‌گناه به خاطر انتقام‌گیری شخصی
‫طرف خودش داشته

22:05.924 --> 22:07.153
‫با کمال احترام، عالیجناب

22:07.159 --> 22:09.222
‫متهم دادرسی کلویی دکر نیست

22:09.228 --> 22:11.224
‫موکل منم نباید متهم بشه

22:11.230 --> 22:14.731
‫چون ظاهراً اون قربانی بی‌کفایتی
‫پلس لس آنجلسه

22:16.702 --> 22:19.198
‫مگه اینکه گزارش درست باشه

22:19.204 --> 22:22.806
‫و شما دروغ بگید، جناب مورنینگ استار؟

22:24.443 --> 22:28.812
‫حرفی که میزنی خنده داره.
‫کاراگاه امکان نداره به کسی صدمه بزنه

22:32.951 --> 22:34.313
‫ولی بله

22:34.319 --> 22:36.182
‫چیزی که گفتم حقیقت داره

22:36.188 --> 22:38.484
‫چه قسم خورده باشم چه نه

22:38.490 --> 22:39.956
‫من دروغ نمیگم

22:45.464 --> 22:46.939
‫کاراگاه؟

22:46.947 --> 22:47.922
‫خواهش می‌کنم

22:47.947 --> 22:49.644
‫باور کن، به نفعته الان چیزی نگی

22:49.668 --> 22:51.330
‫حق با توئه، نباید حرف بزنم.
‫ترسناک شدی

22:51.336 --> 22:54.233
‫ولی به خاطر شهادت بحث‌برانگیزم عذر می‌خوام

22:54.239 --> 22:55.635
‫ولی به وضوح گول خوردم

22:55.641 --> 22:59.572
‫انتظار نداشتی که توی جایگاه
‫دروغ بگم، نه؟

22:59.578 --> 23:01.407
‫مسئله‌ی جواب‌های تو نیست

23:01.413 --> 23:03.276
‫مسئله سوال‌های شارلوته

23:03.282 --> 23:07.947
‫اگه نمی‌دونست که من اولین نفری بودم که به
‫صحنه‌ی جرم رسیدم اون سوال‌ها رو نمی‌پرسید

23:07.953 --> 23:09.415
‫خب، کی می‌تونست بهش گفته باشه؟

23:09.421 --> 23:10.616
‫کاراگاه، من بهش نگفتم

23:10.622 --> 23:15.588
‫تو میگی بهش نگفتی ولی قبلاً بهم گفتی که
‫رابطه‌ات با شارلوت روی دادرسی تأثیر نمیذاره

23:15.594 --> 23:17.727
‫ولی تأثیر گذاشت

23:20.265 --> 23:22.161
‫کاراگاه!

23:29.875 --> 23:30.903
‫شارلوت؟

23:30.909 --> 23:33.273
‫چطور تونستی این کارو باهام بکنی؟

23:33.298 --> 23:35.107
‫چیو میگی؟

23:35.113 --> 23:36.709
‫کارای زیادی باهات کردم

23:36.715 --> 23:38.644
‫باهام خوابیدی که از این پرونده
‫اطلاعات گیر بیاری؟

23:38.650 --> 23:41.714
‫معلومه که آره ولی تو هیچی رو لو ندادی

23:41.720 --> 23:43.950
‫به گمونم بهش میگین "توهم زایی"

23:43.956 --> 23:46.252
‫آره، ظاهراً

23:46.258 --> 23:49.722
‫ولی یادم نمیاد که چیزی درمورد
‫پرونده بهت گفته باشم

23:49.728 --> 23:52.491
‫- چیز خورم کردی؟
‫- لازم نبود

23:52.497 --> 23:55.595
‫یادگرفتم که سکس جنس مذکر رو
‫به یه کمای خفیف میبره

23:55.601 --> 23:57.997
‫وقت کافی جور شد که
‫بتونم تلفنت رو چک کنم

23:58.003 --> 23:59.165
‫پس شاید...

23:59.171 --> 24:03.069
‫دفعه بعد بهتر باشه قبل از سکس
‫تلفنت رو یه جای دور از دسترس بذاری

24:03.075 --> 24:04.003
‫دفعه بعد؟

24:05.010 --> 24:06.343
‫مغزت تاب برداشته؟

24:08.480 --> 24:10.046
‫تو بگو

24:18.023 --> 24:21.554
‫کاش می‌تونستم بگم
‫از اینکه میز ماشینت رو ترکونده سوپرایز شدم

24:21.560 --> 24:23.356
‫اون...

24:23.362 --> 24:24.690
‫میزه

24:24.696 --> 24:25.858
‫درسته، نه؟

24:25.864 --> 24:27.593
‫یکم که تحریکش کنی

24:27.599 --> 24:29.312
‫- تبدیل میشه به یه...
‫- موجود جهنمی؟

24:29.337 --> 24:31.397
‫دقیقاً

24:31.403 --> 24:32.798
‫یه سوال ازت دارم

24:32.804 --> 24:37.470
‫به نظرت چرا اون چرا اونقدر احساسی
‫واکنش نشون داد؟

24:37.476 --> 24:40.072
‫چون اون یه دیوونه‌ی تمام عیار
‫مملو از خشم و خشونته

24:40.078 --> 24:43.943
‫خب به عنوان دوستت، نه روانپزشکت

24:43.949 --> 24:47.780
‫هیچ کاری نکردی که عصبی بشه؟

24:47.786 --> 24:49.649
‫خب...

24:49.655 --> 24:51.884
‫شاید هیچی هم نه

24:51.890 --> 24:54.754
‫شاید یه کوچولو حقیقت رو پیچونده باشم

24:54.760 --> 24:56.355
‫- که بهش "دروغ" هم میگن
‫- لیندا

24:56.361 --> 24:58.958
‫من چاره‌ای نداشتم. باید درک کنی

24:58.964 --> 25:02.595
‫درک می‌کنم، درک می‌کنم
‫تو با مسائل خیلی مهمی سر و کار داری

25:02.601 --> 25:06.932
‫اونقدر مهم هستن که به نظرت
‫هر کاری که بکنی قابل توجیهه

25:06.938 --> 25:10.269
‫حتی اگه معنیش آسیب زدن
‫به کسایی باشه که برات عزیزن

25:10.275 --> 25:12.809
‫تو "کاری رو کردی که مجبور بودی"

25:15.647 --> 25:17.343
‫این...

25:17.349 --> 25:19.516
‫این کارو با تو هم کردم

25:20.852 --> 25:23.416
‫من با میز هم عین تو رفتار کردم

25:23.422 --> 25:25.685
‫آره، با این تفاوت که من دوست تو هستم

25:25.691 --> 25:28.120
‫ولی میز...

25:28.126 --> 25:30.456
‫خب یه چیزی بیشتر از دوسته

25:30.462 --> 25:32.024
‫پس خیلی بدتره

25:32.030 --> 25:34.660
‫به عنوان دوست من

25:34.666 --> 25:36.529
‫توصیه‌ات چیه؟

25:36.535 --> 25:38.130
‫برای نجات خودت معذرت خواهی کن

25:38.136 --> 25:40.099
‫وگرنه دفعه بعد خودت هم می‌ترکی

25:41.973 --> 25:44.303
‫شاید متوجه نیستی

25:44.309 --> 25:47.206
‫مامانی عزیزتر از جونت سعی داشت
‫کلویی رو بکشه

25:47.212 --> 25:49.175
‫متوجهم. خودش گفت

25:49.181 --> 25:51.744
‫- واقعاً؟
‫- آره. اینو بیخیال شدم

25:51.750 --> 25:53.237
‫چیزی که متوجه نمیشم اینه که

25:53.262 --> 25:58.050
‫چرا کاراگاه فکر می‌کنه من اونی هستم که
‫اطلاعات حساس پرونده رو به مامان گفتم

25:58.056 --> 25:59.385
‫چطور تونست؟

25:59.391 --> 26:01.387
‫آره، کلویی آدم بده‌ست

26:01.393 --> 26:02.955
‫اهوم

26:02.961 --> 26:05.641
‫کاش میشد بفهمم کی
‫اون اطلاعات رو به مامان داده

26:08.633 --> 26:10.930
‫صحیح. کاش

26:10.936 --> 26:13.332
‫خوب شد. اومدی

26:13.338 --> 26:15.401
‫آره، اومد

26:15.407 --> 26:16.936
‫ممنون که تشریف آوردی، دن

26:16.942 --> 26:18.437
‫خبری نشده؟

26:18.443 --> 26:19.772
‫نمیدونم. تو بهتر میدونی

26:19.778 --> 26:21.607
‫لوسیفر بهم زنگ زد

26:21.613 --> 26:23.743
‫بله. خب پیش خودم گفتم
‫حالا که شهادت من طبق برنامه

26:23.749 --> 26:28.647
‫پیش نرفت، شاید بتونم کمک کنم
‫ثابت کنی که پری در قتل بوریس دخیل بوده

26:28.653 --> 26:30.449
‫- دارم روش کار می‌کنم، پسر
‫- چه عالی!

26:30.455 --> 26:32.151
‫خب پس لطفاً با اون سخن‌های گوهر بار پلیسی

26:32.157 --> 26:34.720
‫بهم بگو چطور این مأموریت کوچیک رو
‫به سرانجام برسونیم

26:34.726 --> 26:38.324
‫خب، یارویی که گردن بوریس رو زده
‫این زخم رو داره

26:38.330 --> 26:39.458
‫راستش یه برند هست

26:39.464 --> 26:43.362
‫علامت مثلث الحمرا،
‫یه تشکیلات جنایتکارای چینیه

26:43.368 --> 26:44.897
‫خیلی‌هاشون توی زندونی بودن
‫که پری رئیسش بود

26:44.903 --> 26:47.032
‫تشکیلاتشون از روس‌ها متنفره، پس...

26:47.038 --> 26:48.701
‫بعید نیست که بزنن هم دیگه رو بکشن

26:48.707 --> 26:51.137
‫آره. باید اینجاش رو بفهمی

26:53.345 --> 26:56.108
‫شایعات میگن که از یه مرکز فرهنگی
‫به عنوان پوشش استفاده می‌کنن

26:56.114 --> 26:58.544
‫صحیح. خب بریم از اونجا شروع کنیم، خب؟

26:58.550 --> 27:01.747
‫این آدما به خشونت شهرت دارن،
‫پس باید سعی کنیم

27:01.753 --> 27:03.149
‫در حداقل زمان ممکن داخل و خارج بشیم، خب؟

27:03.155 --> 27:04.717
‫حالا که صحبت از "داخل و خارج شدن" شد

27:04.723 --> 27:07.920
‫این پرونده انگار بدجور ناراحتت کرده، دن

27:07.926 --> 27:09.822
‫می‌دونی، از لحاظ شخصی

27:09.828 --> 27:11.924
‫باشه آره. تابلوئه که مسئله شخصیه

27:11.930 --> 27:13.392
‫صدات رو بالا نبر، خب؟

27:13.398 --> 27:17.096
‫خب انگار که خودت می‌خوای
‫شارلوت رو بخوابونی زمین

27:17.102 --> 27:20.299
‫بدجور بخوابونیش و اذیتش کنی

27:20.305 --> 27:21.534
‫منظورت چیه، میز؟

27:21.540 --> 27:23.202
‫می‌خوای چه منظوری رو برسونی، میز؟

27:23.208 --> 27:24.303
‫منظوری رو برسونم؟

27:24.309 --> 27:25.504
‫خوب گفتی

27:25.510 --> 27:26.906
‫نه، من فقط...

27:26.912 --> 27:34.613
‫از اینکه چقدر دن دلش می‌خواد با هر پوزیشنی
‫به داخلش رسوخ کنه تحت تأثیر قرار گرفتم

27:34.619 --> 27:36.282
‫میدونی؟

27:36.288 --> 27:38.417
‫- آره بابا
‫- چیو میدونه؟

27:38.423 --> 27:40.319
‫شرط می‌بندم همینو گفتش، نه؟

27:40.325 --> 27:42.221
‫اوه، همینه!

27:42.227 --> 27:44.757
‫وای، دن!

27:44.763 --> 27:46.158
‫- پسر گنده!
‫- خیلی خب، کافیه!

27:46.164 --> 27:47.893
‫باشه

27:47.899 --> 27:50.062
‫بله. تقصیر منه

27:50.068 --> 27:52.331
‫من اطلاعات رو به شارلوت لو دادم

27:52.337 --> 27:53.699
‫یه چیزای دیگه هم بهش دادی

27:53.705 --> 27:56.176
‫به خاطر من بود که میدونست
‫کلویی نفر اول اومد به صحنه‌ی جرم

27:56.201 --> 27:58.871
‫حتماً به پیام‌های من نگاه کرده
‫بعد از اینکه ما...

27:58.877 --> 27:59.839
‫شما چی؟

27:59.845 --> 28:01.707
‫عشقبازی کردیم

28:01.713 --> 28:04.280
‫تو با ما...رلوت من خوابیدی؟

28:05.717 --> 28:06.846
‫حرومزاده!

28:14.434 --> 28:15.955
‫ببین چیکار کردی

28:15.961 --> 28:17.794
‫چی؟

28:24.610 --> 28:27.206
‫دن‌بازی در نیار

28:27.212 --> 28:29.309
‫ترتیبش رو میدم

28:29.315 --> 28:30.343
‫صحیح

28:30.349 --> 28:32.382
‫کدوم یکیتون رئیسه؟

28:33.419 --> 28:35.381
‫خیلی خب

28:37.590 --> 28:39.319
‫چینی بلدی؟

28:39.325 --> 28:41.551
‫- چی؟
‫- من شیطانم

28:41.576 --> 28:43.376
‫معلومه که چینی بلدم.
‫هر زبونی بلدم

28:49.301 --> 28:50.830
‫لوسیفر مورنینگ استار

28:58.277 --> 29:00.377
‫چه عالی

29:02.481 --> 29:04.103
‫لی چانهوا هستم

29:07.386 --> 29:08.648
‫...دنیل

29:08.654 --> 29:10.049
‫اونجا چی میگه؟

29:10.055 --> 29:11.284
‫نمیدونم

29:11.290 --> 29:13.620
‫ممنون

29:13.626 --> 29:17.056
‫خب بچه‌ها، فکر کنم یه معامله‌ی عادلانه کردم

29:17.062 --> 29:19.459
‫مادام لی اسم کسی که
‫بوریس رو کشته به ما میگه

29:19.465 --> 29:21.327
‫تنها کاری که باید بکنیم شکست دادن کنگه

29:21.333 --> 29:22.833
‫اونوقت کنگ کیه؟

29:31.577 --> 29:34.407
‫حالا کی قراره باهاش مبارزه کنه؟

29:34.413 --> 29:35.708
‫- عمراً
‫- نه، نه

29:35.714 --> 29:38.277
‫با اینکه خیلی دلم می‌خواد
‫ببر خیزان، اسکل مخفی رو ببینم

29:38.283 --> 29:40.513
‫دوست دارم مبارزه رو پیروز بشیم.

29:41.720 --> 29:42.882
‫چرا نه؟

29:42.888 --> 29:44.917
‫باشه، قبول

29:44.923 --> 29:46.252
‫اون ترسناکه

29:46.258 --> 29:47.420
‫اگه باختیم چی میشه؟

29:47.426 --> 29:48.621
‫ما رو میکشن

29:48.627 --> 29:49.622
‫خب تو رو

29:49.628 --> 29:50.990
‫چون من که جاودانم

29:50.996 --> 29:52.158
‫صحیح. شروع کنیم؟

29:56.669 --> 29:58.131
‫اسلحه‌ات رو انتخاب کن

29:58.137 --> 29:59.770
‫اونا رو انتخاب می‌کنم

30:06.478 --> 30:08.578
‫فیلمت تموم شد؟

30:47.086 --> 30:48.514
‫عشقِ اون حرکته

31:10.576 --> 31:11.571
‫دست نگه دار، دختر

31:11.577 --> 31:13.039
‫جدی میگی؟

31:13.045 --> 31:14.878
‫دو تا اسباب بازی جدید که گیر آوردی

31:19.251 --> 31:20.747
‫خب، ناجور شد

31:23.021 --> 31:24.417
‫ولی قرار قراره

31:24.423 --> 31:26.285
‫- درسته
‫- کسی که دنبالشی

31:26.291 --> 31:28.921
‫به خاطر کارکردن در خارج از
‫محدوده‌ی خانواده اخراج شد

31:28.927 --> 31:31.061
‫با غریبه‌ها هم سفره نمیشیم

31:33.681 --> 31:35.080
‫بری به این آدرس پیداش می‌کنی

31:36.902 --> 31:38.064
‫ممنون

31:38.070 --> 31:39.966
‫خواهش

31:39.972 --> 31:43.673
‫دیدی؟ مثل آب خوردن

31:44.576 --> 31:48.608
‫دن یه سرنخ از قاتل بوریس پیدا کرده
‫و شاید پری رو هم بهش ربط بده

31:48.614 --> 31:52.712
‫پس اگه اون مسئول مرگش باشه
‫هر جوری که بشه پیروز دادگاه میشیم

31:52.718 --> 31:54.881
‫خیلی خوب میشه چون رسماً
‫دهنمون داره سرویس میشه

31:54.887 --> 31:56.282
‫خب. نفر بعدی من باید شهادت بدم

31:56.288 --> 31:57.817
‫امیدوارم از این بدترش نکنم

31:57.823 --> 31:59.519
‫خوب شهادت میدی، عزیزم.
‫تو حرفه‌ای هستی

31:59.525 --> 32:01.788
‫درسته مامان. یه حرفه‌ای واقعی

32:01.794 --> 32:03.523
‫مثل همون موقعی که ون زندان رو تعقیب کردم

32:03.548 --> 32:06.125
‫مامان، اگه دلیل آزادی قاتل بابا باشم چی؟

32:06.131 --> 32:07.260
‫این حرفو نزن

32:07.266 --> 32:10.596
‫عمراً پدری پیدا بشه که اندازه‌ی اون
‫به دخترش افتخار کنه

32:10.602 --> 32:15.301
‫و هر کاری که توی اون دادگاه یا هر جای
‫دیگه‌ای بکنی، این حقیقت رو تغییر نمیده

32:16.842 --> 32:18.771
‫دلم براش تنگ شده

32:18.777 --> 32:21.774
‫می‌خوام عدالت رو در حقش اجرا کنم

32:21.780 --> 32:24.377
‫عدالت چیزیه که همه‌مون می‌خوایم، عزیزم

32:24.383 --> 32:27.884
‫برای پدر تو و موکل من

32:31.590 --> 32:32.785
‫تو هم یه مادری

32:32.791 --> 32:34.020
‫مگه نه؟

32:34.026 --> 32:35.121
‫بله

32:35.127 --> 32:37.260
‫پس خجالت بکش

32:42.701 --> 32:45.435
‫باید صحبت کنیم

32:50.075 --> 32:51.671
‫پسر، بهتره اونجا باشه

32:51.677 --> 32:53.139
‫اگه متقاعدش کنیم پری رو لو بده

32:53.145 --> 32:55.875
‫اونوقت احساس بدی نسبت به
‫خوابیدن با شار...

32:55.881 --> 32:59.645
‫لطفاً دیگه درمورد اون جرم حال به هم زن
‫صحبتی نباشه

32:59.651 --> 33:02.548
‫فکر می‌کردم گفتی که باهاش نخوابیدی

33:02.554 --> 33:05.351
‫باهاش نخوابیدم، عمراً هم بخوابم

33:05.357 --> 33:06.986
‫فقط نگران کاراگاه هستم

33:06.992 --> 33:08.054
‫فکر کردی من نگران نیستم؟

33:08.060 --> 33:09.288
‫حاضرم برای درست کردنش
‫هر کاری بکنم

33:09.294 --> 33:11.528
‫میدونم که حاضری هر کاری بکنی

33:17.603 --> 33:20.770
‫پلیس لس آنجلس! دست‌هات رو
‫بذار جایی که بتونم ببینمش!

33:28.046 --> 33:30.576
‫خب، به گمونم بوریس رو پیدا کردیم

33:30.582 --> 33:32.345
‫اونم سر میز غذا

33:32.351 --> 33:35.214
‫اون هم "دا یانگه".
‫حق با ما بود

33:35.220 --> 33:37.083
‫پری اونو اجیر کرده بود تا بدون اطلاعِ تشکیلاتش

33:37.089 --> 33:39.385
‫بوریس رو بکشه و می‌دونست که
‫به خاطر این کار مجازاتش می‌کنن

33:39.391 --> 33:42.021
‫پری باهوش، با یه سنگ دو پرنده رو کشت

33:42.027 --> 33:44.461
‫سه تا، البته اگه این جوجه رو هم حساب کنی

33:51.120 --> 33:52.697
‫چه جرئتی داری

33:52.722 --> 33:54.138
‫بله، قبلاً بهم گفتن

33:54.144 --> 33:55.272
‫اینم گفتن که جذاب هستم

33:55.278 --> 33:57.775
‫گوش کن چی میگم،
‫داری پرونده رو می‌بازی

33:57.781 --> 34:00.978
‫بدون بوریس، شواهد رسیدگی
‫به پرونده رو هوا هستن

34:00.984 --> 34:05.582
‫و متأسفانه شهادت لوسیفر
‫برام یه رأی بیگناهی جور کرد

34:05.588 --> 34:07.484
‫این محاکمه تموم شده‌ست

34:07.490 --> 34:09.219
‫شاید

34:09.225 --> 34:14.458
‫ولی تحقیقات علیه اون هیولایی که
‫بهش میگی موکل، هنوز در جریانه

34:14.464 --> 34:15.893
‫پس هر جوری که شده...

34:15.899 --> 34:18.662
‫اون...

34:20.437 --> 34:21.536
‫خبر بدی دادن؟

34:22.505 --> 34:24.038
‫شاید یه راه حلی داشته باشم

34:25.909 --> 34:28.639
‫موکل من حالیش نیست که داریم
‫توی محاکمه پیروز میشیم

34:28.645 --> 34:31.542
‫ولی بهتر از هر کس دیگه‌ای میدونه
‫که خیلی به طناب دار نزدیکه

34:31.548 --> 34:34.645
‫هردومون هم می‌دونیم که یه بزدله

34:34.651 --> 34:39.149
‫می‌تونم یه کاری بکنم که
‫مجبور بشه به گناهش اعتراف کنه

34:39.155 --> 34:40.350
‫تو باید طرف اون باشی

34:40.356 --> 34:41.318
‫چرا داری این‌کارو میکنی؟

34:41.324 --> 34:43.754
‫خب، یه شرط داره

34:43.760 --> 34:45.460
‫باید به لوسیفر خیانت کنی

34:47.464 --> 34:48.992
‫خب...

34:48.998 --> 34:51.728
‫اگه می‌خوای پری بره زندون

34:51.734 --> 34:53.630
‫به لوسیفر بگو دروغگو

34:53.636 --> 34:55.632
‫دروغگو؟

34:55.638 --> 34:59.603
‫اگه یه چیزی بیشتر از همه براش
‫مهم باشه

34:59.609 --> 35:02.176
‫شرف اونه

35:03.513 --> 35:04.946
‫دادگاه می‌بینمت

35:07.817 --> 35:09.079
‫کاراگاه دکر

35:09.104 --> 35:11.443
‫لوسیفر مورنینگ استار همکار شماست، درسته؟

35:11.449 --> 35:12.282
‫بله

35:12.288 --> 35:15.419
‫اون یه شهروند مشاور برای
‫پلیس لس آنجلسه

35:15.425 --> 35:16.553
‫ما باهم روی پرونده‌ها کار می‌کنیم

35:16.559 --> 35:18.722
‫برای این نقش صلاحیت داره؟

35:18.728 --> 35:22.426
‫قدرت شهودی بالایی داره

35:22.432 --> 35:25.529
‫خواسته‌های مردم رو درک می‌کنه

35:25.535 --> 35:28.870
‫میشه بپرسم برای اجرای قانون
‫تحصیلاتی داشته؟

35:31.241 --> 35:33.103
‫تاجایی که می‌دونم نه

35:33.109 --> 35:35.046
‫خیلی خب

35:35.071 --> 35:38.942
‫سابقه‌ای داره که یه جوری به اجرای قانون
‫مربوط باشه؟

35:38.948 --> 35:40.043
‫صاحب یه کلوب شبانه‌ست

35:40.049 --> 35:41.979
‫خیلی خب پس...

35:41.985 --> 35:46.650
‫مطمئنم که شغل قبلیش به نقشش به عنوان
‫شهروند مشاور پلیس لس آنجلس مربوط بوده

35:46.656 --> 35:48.552
‫درسته؟

35:48.558 --> 35:52.589
‫خب اگه ادعاش رو درمورد اینکه قبلاً
‫جهنم رو اداره می‌کرد باور کنید...

35:55.698 --> 35:59.730
‫پس بله، سابقه‌ی مجازات آدم بدا رو داره

36:01.070 --> 36:02.366
‫حقیقت داره

36:02.372 --> 36:04.067
‫من گیج شدم، کاراگاه

36:04.073 --> 36:09.544
‫میگید که همکارتون توهم داره یا دروغگوئه؟

36:14.317 --> 36:18.415
‫لوسیفر مورنینگ استار خیلی چیزاست

36:18.421 --> 36:20.717
‫ولی دروغگو نیست

36:20.723 --> 36:27.057
‫همه‌ی حرف‌هایی که آقای مورنینگ استار
‫در جایگاه گفت حقیقت داره

36:27.063 --> 36:29.993
‫من اولین نفری بودم که به صحنه‌ی جرم رسیدم

36:29.999 --> 36:32.763
‫و بله، نباید اصلاً نزدیکش هم می‌بودم

36:32.769 --> 36:35.632
‫ولی من...

36:35.638 --> 36:40.541
‫کنترلم رو به دست احساساتم دادم

36:45.215 --> 36:46.847
‫لوسیفر...

36:48.780 --> 36:53.283
‫بهترین همکاریه که تاحالا داشتم

36:53.289 --> 37:01.306
‫و فقط می‌تونم امیدوار باشم که بتونه به اندازه‌ای
‫که روش حساب می‌کنم روی من حساب کنه

37:01.331 --> 37:07.197
‫عالیجناب، از هیئت منصفه تقاضا داریم که
‫شهادت کامل کاراگاه دکر رو در نظر نگیرن

37:07.203 --> 37:09.637
‫ده دقیقه تنفس برای تنفس میریم

37:26.823 --> 37:29.186
‫هری، از رأی بی‌گناهی هیئت منصفه غافلگیر شدی؟

37:29.192 --> 37:31.255
‫نه. من هیچوقت از اجرای عدالت غافلگیر نشدم

37:31.261 --> 37:32.789
‫من به سیستم قضایی‌مون ایمان دارم

37:32.795 --> 37:34.224
‫حالا هم بالاخره مثل یه مرد آزاد
‫به آغوش گرم خونواده‌ام برگردم

37:34.230 --> 37:35.959
‫پس بااجازتون باید برم

38:03.860 --> 38:06.556
‫شرمنده که مزاحم میشم، من...

38:06.562 --> 38:08.825
‫دنبال میز میگردم

38:08.831 --> 38:10.060
‫می‌دونی کدوم آپارتمان زندگی می‌کنه؟

38:10.066 --> 38:13.434
‫بله، ولی خونه نیست

38:14.971 --> 38:16.933
‫چرا؟ دعواتون شده؟

38:18.585 --> 38:20.203
‫شرمنده، به من ربطی نداره

38:20.209 --> 38:25.042
‫فقط اینکه شوهر منم...

38:25.048 --> 38:27.711
‫همیشه بعد از اینکه بحثمون میشد
‫بهم گل میداد

38:27.717 --> 38:30.785
‫حالت خوبه؟

38:39.095 --> 38:43.293
‫قبلاً بر این باور بودم که هر اتفاقی
‫دلیلی داره

38:43.299 --> 38:46.530
‫ولی الان اونقدرا مطمئن نیستم

38:48.204 --> 38:49.503
‫منم همینطور

38:51.040 --> 38:53.970
‫ولی می‌دونم مهم نیست که اوضاع
‫چقدر سخت بشه

38:53.976 --> 39:00.043
‫امتحان اصلی اینه که چطور به دردی
‫که داریم واکنش نشون بدیم

39:00.049 --> 39:01.812
‫یا ضربه ببینیم

39:01.818 --> 39:04.381
‫حرف خوبی زدی

39:04.387 --> 39:06.387
‫میز دختر خوش شانسیه

39:08.057 --> 39:09.820
‫امیدوارم تو رو ببخشه

39:15.865 --> 39:19.429
‫ببخشید، چهره‌تون آشناست

39:19.435 --> 39:21.665
‫من مادر کلویی هستم

39:21.671 --> 39:23.170
‫قبلاً هم رو دیدیم؟

39:26.509 --> 39:29.506
‫نه، فکر نکنم

39:29.512 --> 39:32.380
‫هیچوقت چهره‌ی مردم رو فراموش نمی‌کنم

39:35.318 --> 39:37.848
‫با اجازتون باید برم

39:49.432 --> 39:51.294
‫شب خوش، رزی

39:59.008 --> 40:00.307
‫پری اسمیت

40:02.545 --> 40:05.212
‫می‌دونم که دادی بوریس رو بکشن

40:06.516 --> 40:11.581
‫اینم می‌دونم که تو مسئول قتل
‫جو فیلدز و جان دکری

40:11.587 --> 40:15.018
‫حیف که مدرکی نداری، نه؟

40:15.024 --> 40:17.854
‫سیستم قضایی مدرک نیاز داره

40:17.860 --> 40:19.956
‫آره

40:19.962 --> 40:22.559
‫تو کثیف کاریات رو تمیز کردی، ما هیچی گیرمون نیومد

40:22.565 --> 40:24.828
‫ولی میدونی کی با هیچی هم ردیفه؟

40:24.834 --> 40:26.667
‫یا بهتره بگم نیچدو؟
‫[به روسی]

40:28.167 --> 40:29.499
‫آره، درسته

40:29.505 --> 40:30.886
‫میدونی که روس‌ها

40:30.911 --> 40:35.439
‫دوست ندارن بدون اجازه‌شون
‫یکی از اعضاشون حذف بشه

40:35.445 --> 40:37.474
‫ولی از کجا معلوم؟

40:37.480 --> 40:39.113
‫شاید نفهمن

40:50.726 --> 40:52.422
‫باعث افتخاره، میشا

40:52.428 --> 40:54.228
‫خدافظ

41:06.476 --> 41:08.205
‫فکر نمی‌کردم دلش رو داشته باشی

41:08.211 --> 41:10.874
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

41:10.880 --> 41:11.975
‫حرکت کن

41:35.938 --> 41:38.502
‫حق با تو بود

41:38.508 --> 41:41.004
‫تو شبیه پدر نیست

41:41.010 --> 41:44.608
‫چی شد نظرت عوض شد؟

41:44.614 --> 41:48.078
‫اگه این موضوع رو بهت بگم
‫باید تو هم همه چی رو بهم بگی، مادر

41:48.084 --> 41:51.519
‫نه سری، نه دروغی، مامان

41:53.856 --> 41:55.723
‫باشه

41:57.093 --> 41:58.755
‫چی شده؟

41:58.761 --> 42:02.459
‫35 سال پیش، پدر...

42:02.465 --> 42:03.727
‫ازم خواست که بیام پایین

42:03.733 --> 42:05.962
‫و به یه زوج نازا نعمت و برکت بدم

42:05.968 --> 42:08.331
‫هیچوقت ازم نخواسته بود
‫همچین کاری بکنم

42:08.337 --> 42:11.067
‫و بعدش از اون هم هیچوقت ازم نخواست

42:11.073 --> 42:12.373
‫امروز...

42:13.910 --> 42:15.843
‫مادره رو دیدم

42:17.880 --> 42:21.682
‫و فهمیدم که حاصلِ اون معجزه چی بود

42:23.519 --> 42:25.248
‫یا بهتره بگم کی

42:28.190 --> 42:30.453
‫- سلام
‫- کاراگاه

42:30.459 --> 42:32.689
‫- شرمنده، تصمیم گرفتم...
‫- اینجا چیکار میکنی؟

42:32.695 --> 42:34.324
‫داشتی میرفتی بیرون؟

42:34.330 --> 42:36.092
‫درسته، بله

42:36.098 --> 42:37.527
‫راستش داشتم میومدم به دیدن تو

42:39.835 --> 42:42.799
‫به گمونم یه شام بدهکارم

42:42.805 --> 42:47.203
‫حالا میدونیم که چرا کلویی
‫اینقدر استثناییه

42:47.209 --> 42:49.773
‫مگه نه؟

42:49.779 --> 42:52.175
‫پدرت اونو فرستاد اینجا

42:52.181 --> 42:54.214
‫در مسیر لوسیفر

42:56.252 --> 42:57.714
‫میدونی معنیش چیه؟

42:57.720 --> 43:01.718
‫یعنی من یه مهره شطرنج بودم

43:05.328 --> 43:06.389
‫بگو چقدر

43:06.395 --> 43:07.691
‫بسه!

43:07.697 --> 43:09.292
‫بسه

43:09.298 --> 43:11.795
‫امیدوارم بدونی که رزرو اینجا
‫چند ماه هم طول می‌کشه

43:11.801 --> 43:14.064
‫آره. سیب زمینی سرخ کرده‌اش عالیه

43:14.070 --> 43:15.936
‫ممنون. دست‌پخت خودمه

43:18.500 --> 43:20.937
‫این یعنی کلویی یه مانع نیست

43:20.943 --> 43:23.974
‫با استفاده از اون می‌تونی بال‌هات رو پس بگیری

43:23.980 --> 43:26.876
‫با استفاده از اون همه چی رو پس می‌گیریم

43:30.748 --> 43:32.248
‫کاراگاه

43:32.254 --> 43:35.819
‫حرفی که امروز توی دادگاه گفتی...

43:35.825 --> 43:37.454
‫حقیقت بود

43:47.203 --> 43:50.033
‫ما میریم خونه، پسرم

43:50.039 --> 43:54.004
‫و کلویی کلیدشه

43:55.028 --> 44:10.018
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
