WEBVTT

00:01.187 --> 00:02.637
‫آنچه در لوسیفر گذشت...

00:02.662 --> 00:04.445
‫نگران بودم که دیگه نمی‌بینمت

00:04.470 --> 00:06.605
‫بیمارانی داشتم که صورت اصلیشون رو

00:06.611 --> 00:08.808
‫نشون دادن ولی خیلی پیش نیومده که

00:08.814 --> 00:10.876
‫واقعا شیطان باشن

00:10.882 --> 00:12.847
‫- ردیفیم نه؟
‫- آره. خیلی ردیف

00:12.872 --> 00:14.680
‫به عنوان دوست می‌تونیم سنگ صبور هم باشیم

00:14.686 --> 00:16.148
‫حتی اگه قضیه یه نفر دیگه باشه

00:16.154 --> 00:17.116
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

00:17.122 --> 00:19.051
‫شارلوت ریچاردز، وکیل مدافع

00:19.057 --> 00:21.287
‫پیش خودم گفتم توی کار غرق بشم

00:21.293 --> 00:22.721
‫به خاطر تو آدما دارن میمیرن

00:22.727 --> 00:24.523
‫من از اونی که فکر می‌کنی قویترم

00:24.529 --> 00:27.059
‫به نظر میرسه به این موجودات وابسته شدی

00:27.065 --> 00:29.495
‫و من نمی‌تونم دلیلش رو بفهمم

00:29.501 --> 00:31.397
‫ما نباید اینجا باشیم!

00:31.403 --> 00:35.201
‫تنها جایی که احساس کردم
‫منو می‌خوان و بهم احترام میذارن...

00:35.207 --> 00:36.836
‫اینجا با بشره؟

00:36.842 --> 00:38.846
‫اینجا خونه‌ی منه!

00:38.852 --> 00:40.076
‫باهاش کنار بیا، مادر!

00:41.852 --> 00:51.076
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:52.457 --> 00:55.521
‫مردمی قشنگ و خوشرو

00:55.527 --> 00:57.099
‫ماشین‌هایی گرون

00:57.124 --> 01:00.632
‫یه زندگی بی‌نظیر
‫برای دیدنِ لس آنجلس واقعی

01:00.657 --> 01:04.163
‫در این تور هیجان‌آور آماده باشید

01:04.169 --> 01:05.831
‫خب، ظاهراً گولم زدن

01:05.837 --> 01:07.533
‫هر کسی که این بروشور رو درست کرده

01:07.539 --> 01:09.301
‫باید توی جهنم به حسابش رسید

01:09.307 --> 01:11.770
‫لازم نکرده شهرو نشونم بدی

01:11.776 --> 01:13.405
‫البته که لازم کرده

01:13.411 --> 01:15.407
‫هیجان انگیزه، برادر

01:15.432 --> 01:17.351
‫الان که قراره لس آنجلس خونه‌مون بشه

01:17.376 --> 01:19.572
‫شهر فرشته‌ها می‌تونه لیاقت اسمش رو داشته باشه

01:19.597 --> 01:21.714
‫تو داری اینجا رو خونه میکنی

01:21.720 --> 01:24.416
‫من و مامان یه راهی برای برگشتن به
‫شهر نقره‌ای پیدا می‌کنیم

01:24.422 --> 01:26.685
‫- حالا هر جور که شده
‫- ولی چرا؟

01:26.710 --> 01:29.471
‫اونم درحالی که اینجا کُلی حال میده؟

01:29.496 --> 01:30.789
‫سمت راست...

01:30.795 --> 01:32.375
‫مغازه‌ی مشهور پوچ پاچ رو

01:32.400 --> 01:35.828
‫میتونید ببینید، مغازه‌ای که کیف‌هایی برای

01:35.834 --> 01:38.030
‫سگ‌هایی هم اندازه‌ی کیف‌ها میفروشه

01:38.036 --> 01:40.466
‫تابلوئه

01:40.472 --> 01:42.301
‫- با مغازه‌ای که سگ‌هایی
‫- ببخشید، شرمنده

01:42.307 --> 01:43.669
‫هم شکلِ کیف میفروشه اشتباهش نگیرید

01:43.675 --> 01:45.204
‫شرمنده، عذر میخوام

01:45.210 --> 01:47.206
‫- سمت چپ...
‫- ببخشید، ببخشید

01:47.212 --> 01:48.874
‫آره، ممنون

01:48.880 --> 01:50.209
‫لطفاً برو اون گوشه بشین

01:50.215 --> 01:54.313
‫صحیح. همه‌ی چرت و پرتایی که
‫خسته‌تون کرد رو فراموش کنید

01:54.319 --> 01:55.848
‫به لس آنجلس خوش اومدین

01:55.854 --> 01:58.183
‫شهر بازسازی، شهری که می‌تونید

01:58.189 --> 02:00.052
‫هر کسی که بخواید باشید

02:00.058 --> 02:01.754
‫یه این طرف رو نگاه کنید

02:01.760 --> 02:03.822
‫صاحب اون خونه‌ی بزرگی که اونجاست

02:03.828 --> 02:06.892
‫با ده دلار و یه رویا به این شهر اومد

02:06.898 --> 02:10.663
‫ظرف سه سال، صاحب بزرگترین
‫کلوب سکس زیرزمینی کشور شد

02:10.669 --> 02:13.465
‫لس آنجلس جاییه که هر کاری دلتون بخواد

02:13.471 --> 02:15.868
‫میتونید انجام بدید.
‫سمت راست رو ببنید

02:15.874 --> 02:18.537
‫اون مرد کچل اسمش پیت خوابالو هستش
‫سلام پیت

02:18.543 --> 02:19.905
‫برامون دست تکون بده

02:19.911 --> 02:20.940
‫همه برای پیت دست تکون بدن

02:22.781 --> 02:25.678
‫اون بهترین مولی شهرو میفروشه

02:27.099 --> 02:28.301
‫ولی ازش کوکائین نخرین

02:28.326 --> 02:30.440
‫اونقدر توش جوش شیرین داره که
‫میشه باهاش کیک پخت

02:30.465 --> 02:33.018
‫الان که فکرشو می‌کنم
‫ایده‌ی بدی هم نیست

02:33.024 --> 02:36.288
‫سمت راست شما... کلوب شبانه‌ی من
‫یعنی لاکس رو می‌تونید ببینید

02:36.294 --> 02:38.724
‫این شهر پر از موفقیته

02:38.730 --> 02:41.097
‫من و برادرم جشنِ...

02:46.438 --> 02:48.100
‫درکش نمی‌کنم

02:48.106 --> 02:51.103
‫چرا آمندیل شهرو مثل من
‫قبولش نمی‌کنه؟

02:51.109 --> 02:54.239
‫خب مردم معمولا برای وفق دادنِ
‫خودشون با تغییرات، زمان نیاز دارن

02:54.245 --> 02:56.308
‫اونم که فقط چند ماهیه که اینجاست

02:56.314 --> 02:57.676
‫و اگه چیزی که میگی درست باشه...

02:57.682 --> 02:59.912
‫چی؟ اینکه خیلی بدبخت و بی‌جنبه‌ست

02:59.918 --> 03:01.256
‫و قشنگ میشه متوجهش شد؟

03:01.281 --> 03:03.148
‫اینکه اون یه فرشته‌ی هبوط شده‌ست

03:03.154 --> 03:04.683
‫آره، اینم هست

03:04.689 --> 03:07.620
‫شاید این مسئله برای اون
‫مهمتر از پیدا کردن یه خونه باشه

03:07.626 --> 03:09.254
‫ولی ما اینجاییم که درمورد تو صحبت کنیم

03:09.260 --> 03:12.591
‫چرا اخیراً تصمیم گرفتی که
‫اینجا خونه‌ت باشه؟

03:12.597 --> 03:15.694
‫خب، اینو به خاطر این گفتم که
‫با مادرم مشکل داشتم

03:15.700 --> 03:18.808
‫نمی‌دونستم تا چه حد درسته
‫تااینکه سر مادرم داد زدم

03:18.833 --> 03:19.995
‫درسته، مادرت

03:20.020 --> 03:23.235
‫که الهه‌ی واقعی تمام مخلوقاته

03:23.241 --> 03:25.504
‫هنوز کاملاً این یکی رو درک نکردم

03:25.510 --> 03:27.139
‫بله خب، بگذریم. اون و آمندیل می‌خوان

03:27.145 --> 03:31.374
‫برگردن به شهر نقره‌ای
‫ولی اونجا دیگه خونه‌ی من نیست

03:31.399 --> 03:32.277
‫هیچوقت هم نبود

03:32.283 --> 03:33.579
‫جهنم هم همینطور

03:33.585 --> 03:36.582
‫نه، نه، اونجا جایی بود که
‫برای تنبیه شدن فرستاده شدم

03:36.588 --> 03:38.984
‫اداره وسایل نقلیه موتوری.
‫ولی جیغ و داد کمتری داره

03:38.990 --> 03:42.154
‫پس منظورت اینه که اینجا اولین خونه‌اته؟

03:42.160 --> 03:43.889
‫بله، به گمونم همینطوره

03:43.895 --> 03:45.591
‫برای چی فکر میکنی که دلیلش همینه؟

03:45.597 --> 03:48.447
‫نمیدونم دکتر، تو بگو

03:48.472 --> 03:52.998
‫به نظر مردم به دو دلیل لس آنجلس
‫رو خونه‌شون میدونن

03:53.004 --> 03:55.067
‫یا از چیزی فرار می‌کنن

03:55.073 --> 03:57.369
‫یا اینکه دنبال چیزی می‌گردن

03:57.375 --> 03:58.904
‫خودت با کدوم دلیل اینجایی؟

03:58.910 --> 04:00.773
‫من کسی نیستم که روانکاوی میشم، لوسیفر

04:00.779 --> 04:03.509
‫پس از خودت بپرس...

04:03.515 --> 04:05.611
‫به چه دلیل؟

04:05.617 --> 04:07.913
‫فرار می‌کنی یا در پی چیزی هستی؟

04:07.919 --> 04:10.716
‫لوسیفر؟ لوسیفر؟

04:10.722 --> 04:12.718
‫از صندلی پاشو

04:12.724 --> 04:14.053
‫بیخیال کاراگاه

04:14.059 --> 04:16.388
‫قرن‌هاست که روی تخت پادشاهی ننشستم

04:16.394 --> 04:18.657
‫خصوصیات شخصی زیادی اینجاست، نه؟

04:18.663 --> 04:20.325
‫خصوصیات ترسناک

04:20.331 --> 04:22.061
‫ولی به گمونم کمیت از کیفیت اولویت داره

04:23.802 --> 04:26.765
‫زره شوالیه‌های قرون وسطایی اصیل
‫در یه عمارت بل ایر؟

04:26.771 --> 04:29.034
‫قطعاً خونه‌ی این مرد قلعه‌اش بوده

04:29.040 --> 04:31.336
‫ولی قلعه نتونست از دست مهاجمین
‫اون رو در امان نگه داره

04:31.342 --> 04:34.110
‫صحنه‌ی جرم. یالا

04:35.747 --> 04:37.643
‫وایسا ببینم

04:37.649 --> 04:40.579
‫اون دین کوپر، سرمایه‌دار بزرگ املاک لس آنجلسه

04:40.585 --> 04:41.880
‫آره صاحب کل بلوک

04:41.886 --> 04:44.149
‫و بیشتر ساختمان‌های بزرگ شهره

04:44.155 --> 04:46.085
‫ازجمله کل بلوکی که لاکس توشه

04:46.091 --> 04:47.219
‫مرد بدخلقی بود

04:47.225 --> 04:50.556
‫باورت نمیشه چه معامله‌ای برای
‫اجاره‌ی لاکس کردم

04:50.562 --> 04:52.157
‫کاملاً قانونیه

04:52.163 --> 04:55.694
‫البته تا حدودی
‫میشه گفت "از لحاظ اخلاقی مبهمه"

04:55.700 --> 04:58.230
‫خب، این اخلاقاً مبهمش که بهش شهرت داشته

04:58.236 --> 04:59.898
‫بالاخره گریبان‌گیر خودش شده

04:59.904 --> 05:01.400
‫الا، علت مرگ چی بوده؟

05:01.406 --> 05:04.570
‫خونریزی تا سر حد مرگ

05:04.576 --> 05:06.305
‫از ریدگی شاهرگ

05:06.311 --> 05:10.075
‫به وسیله‌ی این

05:10.081 --> 05:11.643
‫مثل لیوان شامپاین

05:11.649 --> 05:14.113
‫یکی بدجور عصبی شده

05:14.119 --> 05:17.216
‫میدونی مثلا...

05:17.222 --> 05:19.051
‫خون رو شامپاین در نظر بگیرین

05:19.057 --> 05:21.453
‫وقتی در شامپاین رو باز میکنین،
‫خون گردنش هم...

05:21.459 --> 05:22.488
‫فهمیدیم

05:22.494 --> 05:24.256
‫اثر انگشتی پیدا کردی؟

05:24.262 --> 05:25.724
‫قاتل پاکش کرده

05:25.730 --> 05:27.192
‫خیلی خب

05:27.198 --> 05:28.694
‫شاید لیوان رو قبل از شکستنش

05:28.700 --> 05:30.362
‫پاک نکرده باشه

05:30.368 --> 05:32.998
‫الا، هیچکدوم این خرده شیشه‌ها اونقدری
‫بزرگ هستن که بشه اثرانگشت گرفت؟

05:33.004 --> 05:34.967
‫شاید نباشن

05:34.973 --> 05:39.260
‫ولی ساخت چسب یه دلیلی داشته، نه؟

05:39.285 --> 05:41.221
‫می‌خوای همه‌ی اون خرده شیشه‌ها
‫رو بچسبونی به هم؟

05:41.246 --> 05:43.375
‫کاملا مطمئنم الان توی جهنم آدمایی هستن که

05:43.381 --> 05:45.410
‫- مجبور شدن همین کارو بکنن
‫- من از اون دست بچه‌هایی

05:45.416 --> 05:47.846
‫بودم که مرتب پازل درست میکرد

05:47.871 --> 05:49.915
‫تحسین برانگیزه

05:49.921 --> 05:51.283
‫

05:51.289 --> 05:52.651
‫چی شده؟

05:52.657 --> 05:54.753
‫میزه. یه مشکلی توی لاکس پیش اومده

05:54.759 --> 05:56.922
‫مشکل؟ چی؟ یکی از دخترای بریتنیت
‫انگشتش رو کنده؟

05:56.928 --> 05:58.590
‫داری میری؟

05:58.596 --> 06:00.692
‫لوسیفر، کوپر یکی از منفورترین آدمای شهر بود

06:00.698 --> 06:03.128
‫هزاران مظنون داریم که بررسیشون کنیم

06:03.134 --> 06:04.763
‫اگه زود نرسم به لاکس

06:04.769 --> 06:07.299
‫میز مسلماً خودش مشکل رو حل می‌کنه

06:07.305 --> 06:08.500
‫- که معمولا با چاقو این کارو میکنه
‫- ولی...

06:08.506 --> 06:09.535
‫پس اگه نمی‌خوای برای یه بریتنی چهار انگشته

06:09.541 --> 06:12.275
‫مقصر بشی، من برم

06:19.884 --> 06:22.447
‫سلام؟

06:22.453 --> 06:23.882
‫تعطیلیم

06:23.888 --> 06:26.852
‫سلام، اینجا یه چند تا مشکل هست

06:26.858 --> 06:29.188
‫مخصوصا این...

06:29.194 --> 06:33.365
‫میز، یادت رفته این ماه به آقایون بازرس
‫رشوه بدی؟

06:33.390 --> 06:35.294
‫شما مالک اینجا هستین

06:35.300 --> 06:37.129
‫بله، خودمم

06:37.135 --> 06:39.965
‫و شما کی باشی که لم دادی انگار جای خودته؟

06:39.971 --> 06:42.334
‫درواقع صاحب اینجام

06:42.340 --> 06:45.204
‫لوسیفر مورنینگ استار

06:45.210 --> 06:46.943
‫شما یه قربانی بودین

06:59.104 --> 07:01.128
‫خیلی خب، دقیقاً منظورت رو از "تخلیه" بگو

07:01.134 --> 07:03.531
‫و جوری بگو که انگار جونت بهش بسته‌ست

07:03.537 --> 07:06.367
‫باشه آقای مورنینگ استار،
‫من اریک کوپر هستم

07:06.373 --> 07:09.103
‫همه‌ی املاک و دارایی‌های کوپر

07:09.109 --> 07:11.172
‫از جمله لاکس به من به ارث رسیده

07:11.178 --> 07:13.607
‫پسر دین کوپر

07:13.613 --> 07:16.310
‫پدرت به تازگی به طرز فجیعی کشته شده

07:16.316 --> 07:18.245
‫ولی تو چند ساعت بعد از مطلع شدن از مرگش

07:18.251 --> 07:19.780
‫اومدی دارایی و املاکش رو جمع کنی

07:19.786 --> 07:22.683
‫نمی‌دونم وحشت زده شدم یا تحت تأثیرقرار گرفتم

07:22.689 --> 07:25.853
‫اتفاقی که برای پدرم افتاد
‫مایه‌ی تأسف بود

07:25.859 --> 07:26.829
‫بله

07:26.854 --> 07:29.857
‫ولی تجارت تجارته

07:29.863 --> 07:33.360
‫خب، کاملا درسته

07:33.366 --> 07:36.263
‫من و پدرت یه معامله‌ای کردیم
‫تا اینجا زندگی کنم

07:36.269 --> 07:38.199
‫مطمئنم من و تو هم می‌تونیم
‫توافق کنیم

07:38.205 --> 07:42.336
‫بگو ببینم اریک، چه خواسته‌ای داری؟

07:43.643 --> 07:46.909
‫امیدوارم گور به گور بشه

07:46.934 --> 07:49.009
‫پیر مرد منفوری بود

07:49.015 --> 07:50.100
‫خب، منم باهات همدردی میکنم

07:50.125 --> 07:51.946
‫منم زیاد با پدرم برو بیا ندارم

07:51.952 --> 07:55.116
‫درواقع به اینجا نقل مکان کردم
‫تا ازش دور بشم

07:55.122 --> 07:57.118
‫مطمئناً می‌تونی درک کنی

07:57.124 --> 08:00.254
‫نه، اصلاً

08:00.260 --> 08:02.923
‫و اجاره‌ی شما رو دیدم

08:02.929 --> 08:06.327
‫با ماتیک روی شرت یه رقاص لختی نوشته شده بود

08:06.333 --> 08:09.563
‫از لحاظ قانونی اعتباری نداره

08:09.569 --> 08:11.298
‫خب شاید بتونیم یکی جدیدش رو
‫با خون بنویسیم

08:11.304 --> 08:12.800
‫به نظرم کاملا معتبره

08:12.806 --> 08:14.368
‫نه خیر

08:14.374 --> 08:16.137
‫تو برای اینجا موندن هیچ حق قانونی‌ای نداری

08:16.143 --> 08:17.872
‫پس اگه اینجا رو تخلیه نکنی

08:17.878 --> 08:18.973
‫میدم بندازنت بیرون

08:20.708 --> 08:22.843
‫بیرون انداختن من اونقدرا آسون نیست

08:22.849 --> 08:24.378
‫آخرین بار برای این کار قدرت خدا لازم شد

08:24.384 --> 08:26.872
‫اونوقت تو چی داری؟
‫یه مشت وکیل گرون قیمت؟

08:26.897 --> 08:29.183
‫یا می‌خوای خودت منو بندازی بیرون؟

08:29.189 --> 08:31.089
‫جلوی این همه بشر این کارو نکن

08:31.992 --> 08:35.456
‫اگه جای تو بودم میرفتم

08:35.462 --> 08:36.891
‫اشکالی نداره

08:36.897 --> 08:39.197
‫پلیسا خودشون انجام میدن

08:40.133 --> 08:42.496
‫بریم

08:42.502 --> 08:44.565
‫- خب بریم دیگه
‫- بریم پسر

08:44.571 --> 08:48.302
‫بهت نمیاد که جلوی یه
‫سلاخی بی‌نظیرو بگیری، میز

08:48.308 --> 08:49.197
‫قضیه چی بود؟

08:49.222 --> 08:52.206
‫اونوقت آدم اشتباهی رو سلاخی می‌کردی

08:52.212 --> 08:53.340
‫این کار مادرته

08:53.346 --> 08:56.076
‫مامان؟ چطور؟

08:56.082 --> 08:59.013
‫تو بهش گفتی که اینجا روی زمین میمونی

08:59.019 --> 09:01.982
‫حالا یه نفر اومده که می‌خواد
‫لاکس رو ازت بگیره

09:01.988 --> 09:03.217
‫مزخرف نگو، میز

09:03.223 --> 09:05.486
‫تازه پدرِ روانی آمریکایی رو دیدم

09:05.492 --> 09:07.955
‫الهه‌ی مخلوقات اونو نکشته بود

09:07.961 --> 09:10.324
‫اون رو یه انسان کشته که ازش
‫کینه داشته

09:10.330 --> 09:12.626
‫ولی اون موش کثیف راست می‌گفت

09:12.632 --> 09:14.562
‫این موضوع مربوط به پلیسه

09:14.568 --> 09:17.565
‫جوری رفتار نکن که انگار مادرت قادر به
‫همچین کاری نیست، لوسیفر

09:17.571 --> 09:20.000
‫امروز زیادی کمکم کردی میز، ممنون

09:20.006 --> 09:21.735
‫خیلی خب، باشه

09:21.741 --> 09:24.605
‫تو متوجهش نمیشی
‫میرم یکی رو پیدا کنم که متوجه بشه

09:24.711 --> 09:26.540
‫متوجه نمیشم

09:26.546 --> 09:28.676
‫معلومه که نمیشی

09:28.682 --> 09:31.345
‫بعد از اینکه گفتی "اوضاع رو درست میکنم"

09:31.351 --> 09:33.247
‫دوباره پشت مادرت قایم شدی؟

09:33.253 --> 09:35.115
‫دارم اوضاع رو درست میکنم، میز

09:35.121 --> 09:36.951
‫من و مامان سعی داریم یه راهی برای
‫رفتن به خونه پیدا کنیم

09:36.957 --> 09:38.686
‫چرا باید یه انسان رو بکشه؟

09:38.692 --> 09:42.890
‫اون زن خطرناک و دورو هست...

09:42.896 --> 09:45.263
‫و الانم پشت سرم ایستاده، نه؟

09:46.566 --> 09:47.728
‫شرمنده که مزاحم شدم

09:47.734 --> 09:49.596
‫الان دیگه واسه چه کاری
‫منو مقصر میدونین؟

09:49.602 --> 09:51.065
‫میدونم داری چیکار میکنی

09:51.071 --> 09:53.500
‫میخوای خونه‌ی لوسیفرو توی زمین ازش بگیری

09:53.506 --> 09:57.338
‫تا بهت کمک کنه برگردی به شهر نقره‌ای

09:57.344 --> 09:58.639
‫کارت جواب نمیده

09:58.645 --> 10:01.709
‫این اهریمن حرفاش اصلا با عقل جور درنمیان

10:01.715 --> 10:03.377
‫به نظرم براش عادیه

10:03.383 --> 10:07.081
‫اون فکر میکنه تو برای اینکه لوسیفر لاکس رو
‫تخلیه کنه مردی رو کشتی که صاحب اونجاست

10:09.556 --> 10:11.585
‫میزکین

10:11.591 --> 10:14.421
‫اگه همچین نقشه‌ای داشته باشم

10:14.427 --> 10:18.225
‫خیال می‌کنی تو از نقشه‌ام
‫خبردار میشی؟

10:18.231 --> 10:20.260
‫هر هدفی که داشته باشی...

10:20.266 --> 10:22.166
‫بالاخره میفهمم

10:28.341 --> 10:31.205
‫خیال میکنه باهوشه

10:31.211 --> 10:33.407
‫مامان؟

10:33.413 --> 10:35.542
‫تو که واقعاً توی جریان مرگ اون یارو
‫دخالتی نداشتی

10:35.567 --> 10:37.478
‫- نه؟
‫- معلومه که نه

10:37.484 --> 10:41.482
‫ولی این می‌تونه به نفع ما باشه

10:41.488 --> 10:46.053
‫شاید لوسیفر الان دیگه قبول کنه
‫که با ما بیاد خونه

10:46.059 --> 10:47.488
‫صحیح

10:47.494 --> 10:50.991
‫همه‌ی پسرام عزیز هستن

10:50.997 --> 10:53.027
‫مسئله لوسیفر نیست

10:53.033 --> 10:54.428
‫مسئله خونواده‌ی ماست

10:54.434 --> 10:56.830
‫همین الانشم یه پسرم رو از دست دادم

10:56.836 --> 11:00.601
‫عمراً یه پسر دیگه رو اینجا ول کنم

11:00.607 --> 11:02.736
‫اهمیتی نداره، مامان

11:02.742 --> 11:05.339
‫لوسیفر عاشق اینجاست

11:05.345 --> 11:07.041
‫و تاوقتی که اینجا سر پا باشه

11:07.047 --> 11:09.043
‫هیچ احدالناسی نمی‌تونه
‫کاری کنه ازش دست بکشه

11:09.049 --> 11:11.018
‫که اینطور؟

11:21.482 --> 11:23.716
‫مواظب باش

11:25.865 --> 11:28.362
‫اینطوری درستش میکنن!

11:28.368 --> 11:30.998
‫تا وانلو!

11:31.004 --> 11:32.900
‫تا چی چی؟

11:32.906 --> 11:35.035
‫زبون کلینگانیه به معنی "پادشاه به داه افتاد"

11:35.041 --> 11:37.905
‫توی استارترک، شطرنج سه بعدی بازی میکنن

11:37.911 --> 11:39.706
‫خیلی خب

11:39.712 --> 11:43.043
‫الانم روش دنبال اثر انگشت میگردم

11:43.068 --> 11:44.597
‫- عالیه
‫- مشکلی نیست

11:44.855 --> 11:45.950
‫هی

11:45.975 --> 11:47.781
‫همه‌ی اطلاعاتمون از دین کوپره

11:47.787 --> 11:52.086
‫بدون هیچ سوءسابقه‌ای. راستش رو بخوای
‫باتوجه به شهرتش شگفت انگیزه

11:52.092 --> 11:53.520
‫عالی شد. ممنون

11:53.526 --> 11:56.056
‫سرت شلوغه؟
‫یه همکار واسه این پرونده لازم دارم

11:56.062 --> 11:59.359
‫نه، وایس یه پرونده‌ی بمب‌سازی
‫بهم داده. باید سریع برگردم

11:59.365 --> 12:00.894
‫لوسیفر کجاست؟

12:00.900 --> 12:03.564
‫یه کاری توی کلویش پیش اومد.
‫فکر نکنم برگرده

12:03.570 --> 12:07.396
‫خب نگران نباش کلویی. هیچوقت نشده
‫که مدت زیادی این دور و ور نباشه، نه؟

12:07.421 --> 12:08.569
‫نگفتم؟

12:08.575 --> 12:10.404
‫

12:10.410 --> 12:14.575
‫سلام لوسیفر. پانسمانش کردی
‫یا بوسش کردی که حالش بهتر بشه؟

12:14.581 --> 12:17.954
‫خب، اینم تئوری جالبیه
‫ولی مدرکی دال بر اینکه

12:17.979 --> 12:19.446
‫اریک کوپر قاتل باشه نداریم

12:19.452 --> 12:22.116
‫راستش داریم

12:22.122 --> 12:23.502
‫نتیجه‌ی اثر انگشت‌ها اومد

12:24.390 --> 12:25.823
‫اریک کوپر

12:26.759 --> 12:28.021
‫از کجا...

12:28.027 --> 12:31.758
‫مهم نیست. جلوی آپارتمان کوپر می‌بینمت

12:37.704 --> 12:40.368
‫چقدر خوب شد که واسه یه بارم
‫که شده باهام موافق بودی، کاراگاه

12:40.393 --> 12:41.635
‫شاید داری باهوشتر میشی

12:41.641 --> 12:42.636
‫باهات موافق نیستم

12:42.642 --> 12:45.339
‫مدرک موثقی علیه اریک کوپر دارم
‫که باید برسیش کنم

12:45.345 --> 12:46.974
‫- تو چیا میدونی؟
‫- انگیزه‌ی قتل

12:46.980 --> 12:50.477
‫کوسه کوچولو کلک پدرش رو کنده
‫تا بتونه املاکش رو بفروشه

12:50.483 --> 12:52.146
‫از کجا میدونی که املاکش رو میفروشه؟

12:52.152 --> 12:53.881
‫چون میخواد از لاکس تخیلیه کنم

12:53.887 --> 12:55.949
‫و ساختمون رو بفروشه

12:55.955 --> 12:57.718
‫منظورت اینه که پسر دین کوپر

12:57.724 --> 12:59.286
‫چند ساعت بعد از مرگ پدرش

12:59.292 --> 13:01.255
‫- داره معامله میکنه؟
‫- دقیقا

13:01.261 --> 13:04.024
‫- چی از این مشکوک‌تر؟
‫- هی

13:04.030 --> 13:06.734
‫کِی میخواستی بگی که خودت هم
‫شخصاً توی این پرونده درگیر هستی؟

13:06.759 --> 13:08.028
‫هر موقع که میپرسیدی

13:08.034 --> 13:08.946
‫نه

13:08.971 --> 13:11.965
‫این پرونده به شدت حساسه.
‫باید طبق قانون عمل کنیم

13:11.971 --> 13:13.400
‫نمیتونم اجازه بدم اونو بکشی

13:13.406 --> 13:14.768
‫عمرا

13:14.774 --> 13:16.503
‫یا اینکه تهدیدش کنی دستش رو قطع میکنی

13:16.509 --> 13:17.871
‫اون یه مورد استثنا بود

13:17.877 --> 13:18.972
‫یا از پنجره آویزونش کنی

13:18.978 --> 13:22.062
‫قول مردونه میدم که پای یارو
‫روی زمین بمونه

13:25.718 --> 13:27.614
‫چی شد؟

13:27.620 --> 13:29.416
‫یه نفر آمبولانس خبر کنه

13:29.422 --> 13:30.617
‫اینجا رو ببینین

13:30.623 --> 13:32.553
‫یه نفر افتاده رو ماشین!

13:34.527 --> 13:35.689
‫زنده ست؟

13:37.830 --> 13:39.560
‫اریک کوپره

13:39.566 --> 13:42.333
‫محض اطمینان بگم، کار من نبود

13:52.326 --> 13:54.894
‫آخه کی از طبقه هفتم خودشو میندازه پایین؟

13:54.919 --> 13:57.892
‫حداقل باید از طبقه‌ی سیزدهم خودشو بندازه.
‫این همون یاروییه که منو از خونه‌ام بیرون میکرد

13:57.898 --> 13:59.727
‫ولی خودکشی هم بلد نیست

13:59.733 --> 14:02.216
‫- لوسیفر
‫- واقعا این کار ضروریه؟

14:02.241 --> 14:05.566
‫خب شاهدین دیدن که به خواست خودش
‫از بالکون خودشو انداخته پایین

14:05.572 --> 14:06.506
‫اون ناراحت بود

14:06.531 --> 14:08.036
‫این که دلیل نمیشه قاتل باشه

14:08.042 --> 14:09.989
‫خب، این اقدام به خودکشی
‫نشون میده عذاب وجدان گرفته

14:10.014 --> 14:12.040
‫کریستی، میدونم که شاید
‫شنیدنش سخت باشه ولی...

14:12.046 --> 14:15.743
‫مدرکی داریم که نشون میده اریک
‫قبل از مرگ باباش خونه‌اش بود

14:15.749 --> 14:17.211
‫ما توی یه محوطه زندگی میکنیم

14:17.217 --> 14:19.881
‫مطمئنم که دی‌ان‌ای اون یا هر چی که هست
‫همه جای خونه پیدا میشه

14:19.887 --> 14:23.151
‫نباید فکر کنین که اون پدر خودشو کشته

14:23.157 --> 14:24.953
‫خب...

14:24.959 --> 14:29.123
‫عطش سیری ناپذیر اریک
‫برای پول بابایی رو یادتون نره

14:29.129 --> 14:30.959
‫اگه حاضر بوده کار ظالمانه‌ای مثل

14:30.965 --> 14:31.993
‫انداختن من از خونه‌ام انجام بده

14:31.999 --> 14:35.096
‫پس جای تعجبی نداره که پدرشو بکشه، نه؟

14:36.670 --> 14:38.433
‫جناب آقا میخوان صحبت کنن

14:38.439 --> 14:39.434
‫نه...

14:39.440 --> 14:40.702
‫پول

14:40.708 --> 14:42.170
‫عزیزم

14:42.176 --> 14:43.338
‫حرف نزن

14:43.344 --> 14:44.739
‫میخوای چی بگی، اریک؟

14:44.745 --> 14:46.007
‫بابا...

14:46.013 --> 14:48.213
‫کسب و کارمون رو نابود کرد

14:49.350 --> 14:50.578
‫ما زیر بار بدهی بودیم

14:50.584 --> 14:52.380
‫پیش خودم گفتم فروش اضطراری

14:52.386 --> 14:54.082
‫ممکنه نجاتمون بده ولی...

14:54.088 --> 14:56.084
‫ولی چی عزیزم؟

14:56.090 --> 14:58.353
‫چی نمونده

14:58.359 --> 14:59.620
‫شرمنده

14:59.626 --> 15:01.589
‫نمیتونستم با مأیوس کردنت کنار بیام

15:01.595 --> 15:03.224
‫خب اگه مشکلت مالی بود

15:03.230 --> 15:06.494
‫باید اولش بهم زنگ میزدی
‫قبل از اینکه شیرجه بزنی

15:06.500 --> 15:08.129
‫احیانا الان نمیخوای مذاکره کنیم؟

15:08.135 --> 15:09.130
‫نمیتونم

15:09.136 --> 15:10.203
‫معامله انجام شده

15:10.228 --> 15:12.200
‫چطور به این زودی میشه
‫یه معامله فروش انجام داد؟

15:12.206 --> 15:13.868
‫دین کوپر دیروز مرده

15:13.874 --> 15:15.937
‫همون معامله‌ی تمام املاک منطقه؟

15:17.423 --> 15:19.707
‫چندین ساله که یه خریدار بهش علاقمنده

15:19.713 --> 15:22.910
‫بابای اریک کاغذبازیاشو کرده بود
‫و گذاشته بود خاک بخورن

15:22.916 --> 15:24.612
‫میخواست خریدار رو اذیت کنه

15:24.618 --> 15:28.216
‫پس تو به محض شنیدن خبر مرگ پدرت
‫قرارداد فروش رو بستی؟

15:28.222 --> 15:30.518
‫بابا بیشتر از این نمیتونست جلوشو بگیره

15:30.524 --> 15:32.553
‫ولی اهمیتی نداره

15:32.559 --> 15:34.555
‫کافی نبود

15:34.561 --> 15:36.624
‫اموال ما برامون کافی بود

15:36.630 --> 15:38.593
‫تو و من

15:38.599 --> 15:40.628
‫برای باهم بودنمون به پول نیازی نداریم

15:40.634 --> 15:41.896
‫چه روز بی‌نظیری

15:41.902 --> 15:44.499
‫احتمالا بی‌خانمان بشم و قطعا بالا میارم

15:44.505 --> 15:46.765
‫خب هر کسی که لاکس رو خریده منتظر مونده تا

15:46.790 --> 15:48.503
‫از مرگ دین کوپر بهره ببره

15:48.509 --> 15:50.371
‫بله. این مرد...

15:50.377 --> 15:52.173
‫همون شخصی که الان صاحب لاکسه،
‫اسمش چیه؟

15:52.179 --> 15:54.876
‫زنه. النور بلوم

15:54.882 --> 15:57.178
‫کاراگاه، تو هم به اون چیزی که
‫من فکر میکنم فکر میکنی؟

15:57.184 --> 15:58.613
‫شک دارم

15:58.619 --> 16:01.015
‫ولی بریم با النور بلوم صحبت کنیم

16:01.021 --> 16:02.150
‫- آره
‫- ممنون

16:02.156 --> 16:03.651
‫ممنون

16:04.758 --> 16:06.320
‫خدای من

16:18.539 --> 16:20.701
‫فکر کنم جای اشتباهی اومدی، خانم

16:20.707 --> 16:23.304
‫- تو کوین بورنیک هستی
‫- درسته

16:23.310 --> 16:26.340
‫چرا؟ اومدی به این اسطوره زیرچشمی نگاه کنی؟

16:26.346 --> 16:28.543
‫توی دفتر ثبت دعاوی نوشته که یکی از موکل‌های تو

16:28.549 --> 16:32.413
‫یه متخصص مواد منجره به اسم پاتریک اونیل بوده

16:32.419 --> 16:36.117
‫من برای برگردوندن پسرم به خونه
‫به کمک اون نیاز دارم

16:36.123 --> 16:38.853
‫تو جذاب به نظر میرسی ولی ظاهراً عقل هم نداری

16:38.859 --> 16:40.955
‫که کاملاً به سلیقه‌ام میخوره

16:40.961 --> 16:44.025
‫ولی بیرون از دادگاه درمورد موکل‌هام
‫صحبت نمیکنم

16:44.031 --> 16:45.493
‫یه مسئله‌ی وکیلیه

16:45.499 --> 16:48.129
‫سوءتفاهم شده

16:48.135 --> 16:49.564
‫الان من وکیل اون هستم

16:49.570 --> 16:51.032
‫میتونی بری خونه

16:51.038 --> 16:52.467
‫ببین خانم...

16:52.473 --> 16:54.268
‫نمیدونم که درمورد چیا شنیدی

16:54.274 --> 16:56.671
‫ولی وقتی سگ استخون گیر بیاره

16:56.677 --> 16:58.239
‫عمراً ولش کنه

16:58.245 --> 17:01.542
‫دستت بهم بخوره کاری میکنم...

17:16.363 --> 17:18.820
‫پس خیال میکنین من ارتباطی
‫با مرگ دین کوپر دارم؟

17:18.845 --> 17:21.629
‫خب یه ساعت از مرگش نگذشته قراردادی که

17:21.635 --> 17:23.231
‫سال‌ها مانعش میشد رو بستی

17:23.237 --> 17:24.180
‫به نظر متقاعد کننده‌ست

17:24.205 --> 17:26.567
‫- به نظر من که تجارت خوبیه
‫- کوپر از قصد

17:26.573 --> 17:29.971
‫برای اذیت کردنت برات مانع می‌تراشید

17:29.977 --> 17:31.405
‫- کمی ظالمانه‌ست
‫- و منم پارسال

17:31.411 --> 17:33.241
‫زمین گلف مورد علاقه‌ش رو خریدم

17:33.247 --> 17:35.109
‫و به محل دفن زباله‌های پزشکی تبدیلش کردم

17:35.115 --> 17:36.677
‫آفرین. کار خوبی کردی

17:36.683 --> 17:39.641
‫پس میگی که یه جور رو کم کنی
‫و شوخیِ مولتی میلیاردری بود؟

17:39.647 --> 17:42.016
‫منظورم اینه که سر یه معامله نکشتمش

17:42.022 --> 17:44.536
‫بعلاوه، همین بعداز ظهری از ماکائو با پرواز اومدم

17:44.561 --> 17:46.487
‫از فرودگاه میتونین بپرسین.
‫اگه سوال دیگه‌ای داشتین

17:46.493 --> 17:47.855
‫میتونین از وکیلم بپرسین

17:47.861 --> 17:49.390
‫کجا با این عجله، ماما میلیونر

17:49.396 --> 17:51.058
‫من از بابت خودم چند تا سوال ازت دارم

17:51.064 --> 17:52.648
‫لوسیفر، قول دادی که اونو...

17:52.672 --> 17:54.195
‫کاراگاه، این زن خونه‌ام رو صاحب شده

17:54.201 --> 17:56.030
‫اگه میخوای یه داستان غم انگیز تحویلم...

17:56.036 --> 17:57.331
‫اصلا

17:57.337 --> 18:00.935
‫من امثال تو رو میشناسم
‫ارعاب و احساسات روی تو اثر نمیذارن

18:00.941 --> 18:03.504
‫تنها چیزی که تحریکت میکنه
‫معامله‌ست

18:03.510 --> 18:05.410
‫پس بیا یه معامله بکنیم، خب؟

18:06.313 --> 18:08.309
‫چه خواسته‌ای داری؟

18:08.315 --> 18:10.048
‫بگو که ترتیبش رو بدم

18:10.887 --> 18:14.315
‫همه‌ی چیزای دین کوپرو میخوام

18:14.321 --> 18:16.217
‫خب، کوپر صاحب لاکس بود

18:16.223 --> 18:17.585
‫پس نظرت چیه که اونو خط بزنی؟

18:17.591 --> 18:18.452
‫همه چی

18:18.458 --> 18:21.189
‫تنها چیزی که می‌خوام همه‌چیز اونه

18:21.195 --> 18:23.157
‫و بعدش نابود کردن همه‌چیزش

18:23.163 --> 18:25.637
‫پس میخوای همه‌ی املاکش رو با خاک یکسان کنی؟

18:25.662 --> 18:27.662
‫من یه توسعه دهنده هستم.
‫همه چی رو خراب میکنم

18:27.668 --> 18:28.829
‫از نو میسازم

18:28.835 --> 18:29.754
‫حتی لاکس؟

18:29.779 --> 18:31.079
‫مخصوصا اونجا

18:31.104 --> 18:32.500
‫اونجا یه مکان مهمه

18:32.506 --> 18:34.202
‫یه بازار بزرگ میسازم

18:34.208 --> 18:35.303
‫بازار بزرگ؟

18:35.309 --> 18:36.913
‫آره دیگه، لباس فروشی، عینک آفتابی فروشی...

18:36.937 --> 18:40.474
‫به محض اینکه آدمام مردم رو از ساختمون‌ها
‫تخلیه کنن بلدوزر میفرستم

18:40.480 --> 18:45.784
‫میدونی که یه تحقیقاتِ قتل میتونه تا چندین سال
‫مانع توسعه دادنت بشه

18:46.786 --> 18:48.683
‫میدونم که بیشتر از اونی که میگی میدونی

18:48.689 --> 18:50.824
‫پس اگه راهی باشه

18:50.849 --> 18:53.588
‫که بتونی به این تحقیقات کمک کنی

18:53.594 --> 18:55.856
‫عالی میشه

18:55.862 --> 18:57.892
‫کارش خوبه

18:57.898 --> 18:59.914
‫چند تا از امثال اون به دردم میخوره

19:00.968 --> 19:03.864
‫حسابدارهام که معامله رو بررسی کردن

19:03.870 --> 19:06.234
‫چند پرداخت گزارش نشده پیدا کردن

19:06.240 --> 19:08.536
‫صدها هزار دلار

19:08.542 --> 19:10.037
‫آدم پولی به این اندازه رو مگه اینکه

19:10.043 --> 19:11.776
‫نخواد کسی پیدا کنه، مخفی نمیکنه

19:17.317 --> 19:19.447
‫حق با بلومه

19:19.453 --> 19:21.649
‫دین کوپر پرداخت‌های ثبت نشده‌ی بزرگی داشته

19:21.655 --> 19:23.784
‫و از شرکتش مخفی کرده

19:23.790 --> 19:25.253
‫خب، دلیلش هر چیزی میتونه باشه

19:25.259 --> 19:26.721
‫مواد، اخازی

19:26.727 --> 19:29.123
‫کوپر توی زندگیش هیچ کار بدی
‫نمونده که انجام نداده باشه

19:29.129 --> 19:31.459
‫میرم ببینم این پول‌ها کجا ریخته شدن

19:31.465 --> 19:33.194
‫شاید قاتل‌مون هم این وسط پیدا بشه

19:33.200 --> 19:34.354
‫خیلی هم خوب

19:34.379 --> 19:35.975
‫در همین حین، منم برمی‌گردم...

19:35.981 --> 19:38.411
‫به دفتر النور بلوم و خونه‌م رو پس می‌گیرم

19:38.417 --> 19:39.946
‫فکر نکنم به معامله علاقه‌ای داشته باشه

19:39.952 --> 19:41.747
‫خب، شاید نظرش عوض بشه،

19:41.753 --> 19:44.432
‫بعد از اینکه اسفنکترش رو شُل کردم

19:44.457 --> 19:46.252
‫چندش! لوسیفر...

19:46.258 --> 19:48.176
‫بخاطر خونه‌ت متاسفم، واقعاً میگم

19:48.201 --> 19:50.341
‫ولی باید بهم قول بدی که
‫به این زن آسیبی نمیزنی

19:50.365 --> 19:52.892
‫خب پس کمکم کم کارآگاه،
‫دستگیرش کن!

19:52.898 --> 19:54.527
‫یعنی، همکاری در بی‌خانمانی...

19:54.533 --> 19:56.162
‫توی لس‌آنجلس جرم به حساب نمیاد؟

19:56.168 --> 19:58.164
‫لوسیفر، قانون طرف بلوم‌ــه

19:58.170 --> 20:00.566
‫می‌خوام کمکت کنم،
‫ولی باید یه راه‌حل قانونی پیدا کنیم

20:00.572 --> 20:02.768
‫خیلی‌خب، پس خودم باید درستش کنم، نه؟

20:02.774 --> 20:03.840
‫منظورم این نبــ...

20:15.687 --> 20:19.652
‫می‌دونیم که برای خلافکارا بمب می‌سازی پاتریک

20:19.658 --> 20:21.187
‫مزخرفه

20:21.193 --> 20:23.293
‫من پیتزا تحویل میدم

20:23.906 --> 20:25.568
‫آره

20:25.739 --> 20:27.168
‫رمزت رو شکوندیم

20:27.299 --> 20:29.128
‫"امید است فردا شب...

20:29.134 --> 20:30.963
‫در اسلاوسن و لابریا تحویل انجام بشه

20:30.969 --> 20:34.133
‫برای سیر کردن یک خانواده‌ی 4 نفره،
‫پپرونی کافی هست"

20:34.139 --> 20:36.536
‫مافیا، کارتل،

20:36.542 --> 20:39.005
‫وقتی بشنون تو رو دستگیر کردیم،

20:39.011 --> 20:41.641
‫و یه لحظه به رمزت پیتزایی احمقانه‌ت...

20:41.647 --> 20:43.976
‫فکر کنن،

20:43.982 --> 20:46.345
‫می‌خوان دهنت رو ببندن

20:46.351 --> 20:47.580
‫خب...

20:47.586 --> 20:49.482
‫می‌تونی بهم کمک کنی، نه؟

20:49.488 --> 20:51.384
‫بستگی داره

20:51.390 --> 20:54.520
‫به موکلم دست نزنید سرکار

20:56.995 --> 20:59.325
‫شما وکیلش نیستی

20:59.331 --> 21:01.327
‫متهمین حق قانونی دارن که...

21:01.333 --> 21:04.196
‫وکیل‌شون رو خودشون انتخاب کنن

21:04.202 --> 21:05.769
‫می‌تونه وکیل من باشه

21:08.006 --> 21:10.002
‫متوجه سر در گمی‌تون هستم

21:10.008 --> 21:11.637
‫خیلی جذابید

21:11.643 --> 21:13.372
‫فهمیدم می‌تونه به این معنی هم باشه که...

21:13.378 --> 21:15.178
‫خیلی باهوش نیستید

21:27.526 --> 21:29.401
‫وثیقه‌ت رو از قبل دادم

21:29.426 --> 21:31.416
‫نه، وایسا، وایسا.
‫من پولش رو ندارم

21:31.441 --> 21:34.126
‫نگران نباش، با مبادله هم قبول می‌کنم

21:34.132 --> 21:36.933
‫درسته که بلدی بمب درست کنی؟

21:37.869 --> 21:40.399
‫برای همین متهم شدم

21:40.405 --> 21:41.601
‫مگه نه؟

21:41.607 --> 21:44.170
‫تا حالا یه ساختمون رو آوردی پایین؟

21:44.176 --> 21:46.439
‫می‌دونم چطوری انجام میشه

21:48.146 --> 21:51.514
‫می‌خوام یه کلاب شبانه رو برام داغون کنی

21:56.155 --> 21:58.273
‫بیاین بریم بچه‌ها

21:58.298 --> 22:00.092
‫به پیانوی من...

22:00.098 --> 22:02.127
‫- دست نزنید!
‫- سلام رفیق،

22:02.133 --> 22:04.162
‫فقط داریم کارمون رو انجام میدیم،
‫دنبال دردسر نیستیم

22:04.168 --> 22:06.131
‫فکر کردین می‌تونین بیاین اینجا
‫و زندگی منو بدون دردسر...

22:06.137 --> 22:07.532
‫از هم بپاشونین؟

22:08.029 --> 22:09.325
‫شما آقایون...

22:09.350 --> 22:11.403
‫نمی‌دونین با کی طرفین، نه؟

22:11.409 --> 22:12.804
‫خب...

22:12.810 --> 22:15.674
‫بذارین نشون‌تون بدم

22:45.610 --> 22:47.873
‫این ساختمون قرار بود خالی باشه

22:47.879 --> 22:49.641
‫لوسیفر رو که می‌شناسی مامان

22:49.647 --> 22:52.144
‫بدون جنگ و دعوا بیخیال اینجا نمی‌شد

22:52.150 --> 22:53.812
‫یا بدون مشروب

22:53.818 --> 22:55.447
‫این چیزیه که آدما بهش میگن...

22:55.453 --> 22:56.715
‫"تحصن"

22:56.721 --> 22:58.759
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

22:58.784 --> 23:01.052
‫خب، می‌خواستم ساختمون
‫رو با سی‌4 بترکونم

23:01.058 --> 23:02.521
‫- مامان، نباید اینکارو بکنی
‫- می‌دونم

23:02.527 --> 23:04.256
‫موکلم آدم ترسویی‌ــه

23:04.281 --> 23:06.921
‫خیلی سخته که متقاعدش کنی
‫این همه آدم رو بکشه

23:06.927 --> 23:09.628
‫- نه مامان، منظورم این نبــ...
‫- شاید بتونم...

23:09.634 --> 23:11.067
‫از این به نفع خودم استفاده کنم

23:29.287 --> 23:30.715
‫به چه دلیلی...

23:30.721 --> 23:32.284
‫افتخار دیدنت نصیبم شده؟

23:32.290 --> 23:35.103
‫تمام و کمال باهات مخالفم که می‌خوای...

23:35.128 --> 23:36.388
‫اینجا بمونی

23:36.394 --> 23:37.822
‫ولی یه مادر لازم نیست...

23:37.828 --> 23:41.259
‫برای حمایت از پسرش باهاش موافقت کنه

23:41.265 --> 23:43.228
‫پس...

23:43.234 --> 23:45.564
‫دقیقاً چطوری باید تحصن کنم؟

23:46.704 --> 23:48.166
‫مامان

23:48.172 --> 23:49.935
‫واقعاً داری مامان خوبی میشی

23:49.941 --> 23:52.604
‫شاید با هم مخالفت داشته باشیم،

23:52.610 --> 23:54.673
‫ولی بازم تو پسرمی

23:54.679 --> 23:57.042
‫نمی‌خوام دوباره از دستت بدم

23:58.282 --> 24:00.212
‫اِه، دکتر!

24:00.218 --> 24:03.014
‫مامان، ایشون روان‌پزشکم‌ــه،
‫دکتر لیندا

24:03.020 --> 24:05.917
‫دکتر، ایشون مامانم هستن
‫در یک بدن شدیداً جذاب

24:05.923 --> 24:06.752
‫لوسیفر،

24:06.777 --> 24:08.067
‫مطمئنم که این برای...

24:08.092 --> 24:09.721
‫یه مغز انسانی عجیبه

24:09.746 --> 24:12.145
‫نگران نباش مامان،
‫دکتر لیندا یه دوره‌ی فشرده...

24:12.151 --> 24:13.258
‫در مورد موجودات آسمانی گذرونده

24:13.264 --> 24:15.160
‫فقط حدود یه هفته به فنا داد

24:16.500 --> 24:17.629
‫حالا اگه منو ببخشید،

24:17.635 --> 24:19.631
‫باید برم به مهمونام برسم

24:19.637 --> 24:22.508
‫مطمئنم حسابی با هم گرم می‌گیرید

24:32.416 --> 24:34.579
‫خب... شما...

24:34.585 --> 24:36.014
‫همسر خدا هستین

24:36.020 --> 24:37.616
‫همسر سابق

24:38.589 --> 24:40.667
‫ترجیح میدم با اسم اون شناخته نشم

24:40.692 --> 24:43.722
‫البته، البته

24:43.728 --> 24:46.625
‫خب، فقط می‌خوام بگم،

24:46.631 --> 24:48.893
‫باعث افتخاره که شما رو می‌بینم

24:48.899 --> 24:51.830
‫ممنون بابت...

24:51.836 --> 24:56.572
‫بابت تمام اینا

24:58.409 --> 25:00.672
‫هستی

25:00.678 --> 25:03.008
‫و من می‌خوام ازت تشکر کنم...

25:03.014 --> 25:05.243
‫که انقدر خوب از پسرم مراقبت کردی

25:05.268 --> 25:07.795
‫قابلتون رو نداره

25:07.801 --> 25:11.016
‫ارتباط من و پسرم حتماً
‫کلی سوژه برای صحبت بهت داده

25:15.026 --> 25:18.460
‫چیزی در مورد جلسه‌هامون بهتون نمیگم

25:27.972 --> 25:32.304
‫سایمون هالبروکس،
‫از شرکت خصوصی "راه‌حل‌های تحقیقی"

25:32.310 --> 25:33.872
‫آره شرکت منه

25:33.878 --> 25:35.006
‫خودم ساختمش

25:35.012 --> 25:37.776
‫دین کوپر در چند هفته‌ی گذشته،
‫چندتا پرداختِ...

25:37.782 --> 25:40.045
‫شش رقمی و مخفیانه به شما داشته

25:40.051 --> 25:42.881
‫اون پرداختا برای خودش مخفیانه‌ست،
‫نه برای من

25:42.887 --> 25:43.758
‫من قانونی کار می‌کنم

25:43.783 --> 25:45.216
‫توی کدوم تجارت قانونی،

25:45.222 --> 25:46.618
‫مشتری‌ها پرداخت‌هاشون رو پنهان می‌کنن؟

25:46.624 --> 25:48.882
‫شما به افسرای همکارتون اعتماد دارین کارآگاه؟

25:48.907 --> 25:49.882
‫ببخشید؟

25:49.907 --> 25:51.723
‫مطمئنید که رشوه نمی‌گیرن؟

25:51.729 --> 25:53.692
‫برای یه قیمت خوب شما رو بفروشن؟

25:53.698 --> 25:56.294
‫از کجا می‌دونید به کی اعتماد کنید؟

25:56.300 --> 25:58.129
‫من آدمیم که به اون سوالا جواب میدم

25:58.135 --> 25:59.486
‫و چطور اینکارو می‌کنید؟

25:59.511 --> 26:03.234
‫منو یه اغواگر حرفه‌ای فرض کنید

26:03.240 --> 26:04.703
‫ملت منو استخدام می‌کنن تا بفهمم...

26:04.709 --> 26:07.072
‫مامور تحقیق و توسعه‌شون
‫دهن‌لقی می‌کنه یا نه

26:07.078 --> 26:08.982
‫یا پرستار بچه‌ی یه زوج معروف...

26:09.007 --> 26:11.910
‫برای عکسای بچه‌هاشون
‫رشوه می‌گیره یا نه

26:11.916 --> 26:14.412
‫خب توی شرکت کوپر وفاداری کی
‫رو آزمایش می‌کردین؟

26:14.418 --> 26:15.851
‫اون اطلاعات محرمانه‌ست

26:19.286 --> 26:21.128
‫گفتم شاید بخوای بدونی که
‫بهمون اطلاع دادن...

26:21.153 --> 26:23.587
‫توی لاکس یه مهمونی غیرقانونی گرفتن

26:24.395 --> 26:26.695
‫مرسی

26:42.646 --> 26:44.876
‫گروه ضربت اومدن ملت!

26:44.882 --> 26:46.845
‫نگران نباشید، من ترتیب لباس آبیا رو میدم

26:46.851 --> 26:49.025
‫شما لباس آبیا هستین، مگه نه؟

26:49.050 --> 26:51.282
‫رقاصه‌ها تا یه ساعت دیگه هستن

26:54.191 --> 26:55.787
‫کارآگاه

26:55.793 --> 26:57.389
‫تو برای چی همراهشونی؟

26:57.395 --> 26:59.424
‫من می‌شناسمش، خودم درستش می‌کنم

26:59.430 --> 27:00.425
‫مطمئنید کارآگاه؟

27:00.431 --> 27:01.926
‫می‌تونم راضیش کنم

27:01.932 --> 27:03.795
‫نیازی نیست صحنه‌ی جرم بشه،
‫باشه با من

27:03.801 --> 27:05.864
‫باشه، بچه‌ها بریم

27:05.870 --> 27:08.704
‫ممنون بچه‌ها

27:12.910 --> 27:15.911
‫لوسیفر، آخه چه فکری با خودت کردی؟

27:16.814 --> 27:18.710
‫من...

27:18.716 --> 27:22.680
‫موزیک رو دوباره راه بنداز،
‫اینجا سوت و کور شده

27:24.674 --> 27:26.389
‫خب، شنیدی که خانوم چی گفت

27:26.395 --> 27:27.352
‫راش بنداز!

27:29.093 --> 27:31.156
‫کارآگاه،

27:31.162 --> 27:32.757
‫این یعنی الان طرف منی؟

27:32.763 --> 27:36.027
‫لوسیفر، اینجا خونه‌ی توئه،
‫من همیشه طرف تو بودم

27:36.033 --> 27:37.395
‫خب،

27:37.401 --> 27:38.997
‫اگه می‌خوای بمونی، بیا بمون

27:39.003 --> 27:40.632
‫- نه، نمی‌خوام برقصم
‫- نه، نه، نه یالا

27:40.638 --> 27:42.066
‫- الان مهمون افتخاری هستی
‫- نمی‌خوام...

27:42.072 --> 27:43.268
‫یــالــا!

27:59.690 --> 28:02.220
‫واقعاً اینجا رو دوست داره، نه؟

28:02.226 --> 28:03.388
‫آره

28:03.394 --> 28:05.190
‫اینجا رو

28:19.410 --> 28:22.540
‫پسرم در موردت درست می‌گفت دکتر

28:22.546 --> 28:23.741
‫تو...

28:23.766 --> 28:25.581
‫خیلی درون‌بینی

28:32.761 --> 28:34.041
‫می‌دونی، برای یه لحظه،

28:34.047 --> 28:36.210
‫واقعاً داشتی خوش می‌گذروندی کارآگاه

28:37.351 --> 28:38.779
‫مشخصه که جنون موقتی بود...

28:38.785 --> 28:42.049
‫چون الان برگشتی سر کارت

28:42.055 --> 28:45.151
‫خب، همون‌طور که هر پدر مادری می‌دونه،
‫بهترین زمان برای انجام کارا...

28:45.152 --> 28:46.491
‫وقتیه که همه خوابن

28:47.694 --> 28:49.190
‫خب، چی داریم؟

28:49.196 --> 28:51.559
‫خب، این پرداخت‌ها به اغواگر حرفه‌ای‌مون...

28:51.565 --> 28:53.928
‫رو بررسی کردم و هیچکدومشون...

28:53.934 --> 28:57.164
‫با زمان استخدامی‌های جدید کوپر جور در نمیاد

28:57.170 --> 29:00.301
‫نمی‌تونم بفهمم روی کی تحقیق می‌کردن

29:00.307 --> 29:02.904
‫چه باحال، ولی منظورم این بود
‫چطوری اجازه ندیم کلابم...

29:02.910 --> 29:05.373
‫تبدیل به یه شیرینی‌پزی بشه؟

29:05.379 --> 29:09.110
‫لوسیفر، شرمنده ولی حقه‌ای که دیشب زدم...

29:09.116 --> 29:10.711
‫فقط یه بار جواب میده

29:10.717 --> 29:13.114
‫راه دیگه‌ای برای نجات اینجا نمی‌بینم

29:13.120 --> 29:16.150
‫خب پس باید بیشتر بگردیم کارآگاه

29:16.156 --> 29:17.718
‫موضوع فقط من نیستم

29:17.724 --> 29:20.221
‫یعنی، تاریخچه‌ی گناه اینجا رو می‌دونی؟

29:20.227 --> 29:21.622
‫دهه‌ها قبل از اینکه...

29:21.628 --> 29:23.891
‫من راهش بندازم، یه بنیاد بود

29:23.897 --> 29:24.959
‫اون شکاف...

29:24.965 --> 29:26.227
‫که روی اون آینه‌ست

29:26.233 --> 29:27.695
‫اون شکاف هنوز وجود داره...

29:27.701 --> 29:30.798
‫از زمانی که آوا گاردنر یه شیشه‌ی ویسکی
‫پرت کرد به سمت سر سیناترا

29:32.172 --> 29:34.969
‫زیر اینجا، پُر از تونل‌های ممنوعه‌ست

29:34.975 --> 29:37.004
‫هاوارد هیوز برای قایم کردن معشوقه‌هاش...

29:37.010 --> 29:39.240
‫از بقیه‌ی معشوقه‌هاش،
‫از این تونل‌ها استفاده می‌کرد

29:39.246 --> 29:40.741
‫و اون چارپایه‌ای که روش نشستی،

29:40.747 --> 29:42.376
‫همین چارپایه کارآگاه،

29:42.382 --> 29:43.844
‫که ممنکه آشفته و تحریکت کنه...

29:43.850 --> 29:45.646
‫باید بریم دوباره سایمون هالبروکس رو ببینیم

29:45.652 --> 29:46.781
‫گمونم بدونم...

29:46.787 --> 29:49.216
‫- اون می‌خواست کوپر دنبال کی بگرده
‫- خب ببخشیدا،

29:49.222 --> 29:51.185
‫نمی‌تونم لاکس رو به امون خدا بذارم

29:51.191 --> 29:52.820
‫خدایی؟

29:52.826 --> 29:53.959
‫باشه

29:57.030 --> 29:58.392
‫کل خدمه‌ی...

29:58.398 --> 30:01.128
‫النور بلوم کف ساختمونت از حال رفتن

30:01.134 --> 30:04.865
‫پلیس حداقل تا یه روز دیگه نمیاد اینجا

30:04.871 --> 30:07.735
‫لاکس مشکلی براش پیش نمیاد

30:07.741 --> 30:10.204
‫واقعاً به کمکت نیاز دارم

30:10.210 --> 30:12.773
‫جداً؟

30:21.655 --> 30:26.287
‫تو هم بهش اعتماد نداری، نه؟

30:26.293 --> 30:27.822
‫اونطوری که فکر می‌کنی نیست میز

30:27.828 --> 30:29.190
‫ببین، اولش که به زمین اومدم،

30:29.196 --> 30:31.425
‫اشتباهات به‌خصوصی کردم، خب؟

30:31.450 --> 30:34.037
‫فقط دارم خاطر جمع میشم که
‫مامان اونا رو تکرار نکنه

30:34.043 --> 30:35.496
‫همین، ازش محافظت می‌کنم

30:37.122 --> 30:38.484
‫صحیح

30:38.705 --> 30:42.269
‫بهت نگفته قراره کی رو ببینه، نه؟

30:42.275 --> 30:44.171
‫خب بنظرت کیه، همم؟

30:44.177 --> 30:45.706
‫یه قاتل؟

30:45.712 --> 30:47.008
‫یه تروریست؟

30:47.014 --> 30:50.011
‫مطمئنم انقدر مهیج نیست

30:57.758 --> 31:00.421
‫انتظار این یکی رو نداشتم

31:07.923 --> 31:09.497
‫درون‌تون ناراحتی دیدم

31:09.503 --> 31:11.198
‫ناراحتی و قدرت

31:11.204 --> 31:12.700
‫ببینید، می‌دونم این...

31:12.706 --> 31:14.201
‫خارج از حدودمه ولی...

31:14.207 --> 31:15.836
‫دوست دارین توی اتاقم یه نوشیدنی بخورین؟

31:15.842 --> 31:19.974
‫احتمالاً نباید اینکارو بکنم

31:19.980 --> 31:21.776
‫یقیناً نباید اینکارو بکنین

31:21.782 --> 31:23.144
‫یعنی، من برای...

31:23.150 --> 31:24.945
‫امتحان میل‌های درونی‌تون مشکلی ندارم،

31:24.951 --> 31:27.214
‫ولی اول گزینه‌هاتون رو امتحان کنین

31:27.220 --> 31:28.549
‫هی رفیق

31:28.555 --> 31:29.690
‫دارم اینجا کار می‌کنم

31:29.715 --> 31:31.619
‫البته که همین طوره، لفظاً کارت اینه...

31:31.625 --> 31:32.853
‫که گولش بزنی،

31:32.859 --> 31:34.288
‫و به پدر مادر پولدار نامزدش...

31:34.294 --> 31:35.456
‫گزارش بدی

31:35.462 --> 31:37.558
‫یا اشتباه می‌کنم؟

31:39.900 --> 31:41.695
‫چیز بدی گفتم؟

31:41.701 --> 31:44.065
‫فقط کارمندای بالقوه رو اغوا نمی‌کنی سایمون

31:44.071 --> 31:46.734
‫همسرهای بالقوه رو هم اغوا می‌کنی

31:46.740 --> 31:48.235
‫پرداخت‌های دین کوپر به تو،

31:48.241 --> 31:50.671
‫درست بعد از نامزد شدن پسرش
‫با کریستی شروع شد

31:50.677 --> 31:52.277
‫می‌خوای توضیح بدی؟

31:55.315 --> 31:56.343
‫درسته

31:56.349 --> 31:58.446
‫کوپر پیرمرد به کریستی اعتماد نداشت

31:58.452 --> 32:00.480
‫از یه ناکجاآبادی توی میشیگان اومده بود،

32:00.486 --> 32:02.186
‫که اونجا ماشین اوراق می‌کردن

32:02.211 --> 32:03.884
‫پس دین کوپر فکر کرد که
‫اون دنبال پول پسرشه،

32:03.890 --> 32:06.620
‫و تو رو استخدام کرد که
‫ثابت کنه اون فقط دنبال تیغ زدنه؟

32:06.626 --> 32:07.655
‫منم بهش نزدیک شدم

32:07.661 --> 32:10.958
‫ماشین بنتلی کرایه‌ای، ساعت رولکس تقلبی،
‫هر چی که فکر کنید

32:10.964 --> 32:12.259
‫حسابی لاف اومدم

32:12.265 --> 32:13.561
‫و؟ باهات خوابید؟

32:13.567 --> 32:15.229
‫امتحانش رو قبول شد

32:15.235 --> 32:16.564
‫وفادار باقی موند

32:16.570 --> 32:18.599
‫چیه، نتونستی با رولکس تقلبیت گولش بزنی؟

32:18.605 --> 32:20.434
‫خب، باعث تعجبه

32:20.440 --> 32:22.636
‫رفیق، درصد موفقیت من خیلی بالاس

32:22.642 --> 32:24.772
‫واقعاً عاشق نامزدش بود

32:24.778 --> 32:26.226
‫بعضی وقتا اتفاق می‌افته

32:26.251 --> 32:28.587
‫پس اگه خیانت نکرد،
‫سر دین کوپر چه بلایی اومد؟

32:28.611 --> 32:30.077
‫به اون پیرمرد حقیقت رو گفتم

32:30.083 --> 32:31.745
‫ولی اهمیتی نداشت،
‫از اون خوشش نمی‌اومد

32:31.751 --> 32:33.983
‫حتی با اینکه مدرکی از خیانتش نبود،

32:34.008 --> 32:37.251
‫از خواست یه مدرکی بسازم

32:37.257 --> 32:38.419
‫"یه مدرکی بسازی"؟

32:38.425 --> 32:39.954
‫عکساش رو توی...

32:39.960 --> 32:42.154
‫یه سری موقعیت‌های بد فوتوشاپ کردم

32:43.230 --> 32:44.758
‫چیه؟

32:44.764 --> 32:46.005
‫کُلی پول توش بود

32:46.030 --> 32:47.928
‫پس دین کوپر سعی کرد از کریستی برای...

32:47.934 --> 32:49.330
‫بهم زدن نامزدیش اخاذی کنه،

32:49.336 --> 32:50.965
‫اونم با مدرک جعلی از خیانت کردنش؟

32:50.990 --> 32:53.234
‫این انگیزه‌ی محکمی برای قتل‌ــه

32:53.240 --> 32:56.106
‫دختر بیچاره فقط یه جایی
‫برای بودن می‌خواست

32:56.109 --> 32:58.272
‫و تو، جونور پست‌فطرت،

32:58.278 --> 32:59.874
‫اینو ازش گرفتی

32:59.880 --> 33:01.441
‫اگه از من بپرسی،
‫دختره آدم اشتباهی رو کشته

33:01.447 --> 33:02.443
‫لوسیفر، بیخیال

33:02.449 --> 33:03.677
‫کارآگاه،

33:03.683 --> 33:06.247
‫این آدم یه خونه‌خراب‌کن حرفه‌ایه!

33:06.253 --> 33:07.381
‫و وقتی گندش در بیاد که چیکار کرده،

33:07.387 --> 33:08.916
‫کار و کسبش تعطیل میشه

33:08.922 --> 33:10.784
‫همون به قدر کافی مجازاتش می‌کنه

33:10.790 --> 33:12.586
‫لطفاً

33:12.592 --> 33:14.893
‫باشه کارآگاه

33:21.735 --> 33:22.897
‫دروغ نمیگم

33:22.903 --> 33:24.064
‫من...

33:24.070 --> 33:26.534
‫خیلی غافلگیر شدم وقتی بهم زنگ زدی

33:26.540 --> 33:28.102
‫حتی بیشتر غافلگیر شدم...

33:28.108 --> 33:29.870
‫که باهام قرار گذاشتی

33:29.876 --> 33:32.973
‫می‌دونی، به محض اینکه وارد
‫اون اتاق بازجویی شدم،

33:32.979 --> 33:35.146
‫یه جرقه‌ای بین‌مون حس کردم

33:37.884 --> 33:38.946
‫جداً؟

33:38.952 --> 33:40.414
‫منم همین طور

33:40.420 --> 33:42.116
‫عجیبه که هنوز مجردی

33:42.122 --> 33:45.156
‫خوش به حال من

33:46.693 --> 33:48.193
‫ببین، باهات روراست حرف میزنم،

33:48.218 --> 33:50.191
‫یه مدتیه که ترس و تردید دارم...

33:50.197 --> 33:51.659
‫در مورد رابطه داشتن و اینا

33:51.665 --> 33:53.494
‫می‌دونی، از زمان جدایی‌ـم

33:53.500 --> 33:55.996
‫نه، درک می‌کنم

33:56.002 --> 33:59.066
‫خودمم یه جدایی بد رو گذروندم

33:59.072 --> 34:01.035
‫راستش، تو جهنم بودم...

34:01.041 --> 34:02.369
‫اونم کُلی وقت

34:04.077 --> 34:06.144
‫همین تازگی برگشتم

34:08.882 --> 34:11.378
‫برای شما چه اتفاقی افتاد؟

34:11.384 --> 34:12.713
‫پای یکی دیگه وسط بود؟

34:12.719 --> 34:14.048
‫نه، نه

34:14.054 --> 34:16.083
‫نه، همین چیزی نبود

34:16.089 --> 34:17.384
‫ولی...

34:17.390 --> 34:19.490
‫ولی؟

34:22.362 --> 34:24.291
‫خب، یه یارویی‌ــه...

34:24.297 --> 34:26.160
‫که خیلی باهاش وقت می‌گذرونه

34:26.166 --> 34:28.996
‫و صددرصد طرف یه نظری بهش داره
‫ولی من...

34:29.002 --> 34:31.999
‫یعنی، نمی‌دونم تلافیِ چیزی بوده یا نه،
‫ولی...

34:32.005 --> 34:35.106
‫- می‌دونی، من...
‫- ادامه بده

34:37.410 --> 34:39.406
‫گمونم حق با تو بود میز

34:39.412 --> 34:42.343
‫حتماً دارن یه سری نقشه‌ی بد
‫و وحشتناک می‌ریزن

34:42.349 --> 34:43.677
‫و باید جلوشون رو بگیریم

34:43.683 --> 34:46.513
‫نه، بیا دخالتی نکنیم

34:46.519 --> 34:48.252
‫فقط محض احتیاط

34:51.858 --> 34:53.854
‫وای، می‌دونی،

34:53.860 --> 34:56.590
‫واقعاً کسی رو نداشتم که...

34:56.596 --> 34:58.692
‫در مورد همسر سابقم باهاش حرف بزنم

34:58.698 --> 35:00.594
‫و بیرون ریختنش حس خیلی خوبی داره

35:00.600 --> 35:03.464
‫آره، مسلماً یه چیزایی رو روشن می‌کنه

35:03.470 --> 35:05.399
‫وایسا،

35:05.405 --> 35:06.400
‫خیلی ببخشید

35:06.406 --> 35:08.168
‫من،

35:08.174 --> 35:10.337
‫زیادی درد و دل کردم، نه؟

35:10.343 --> 35:12.064
‫من...

35:12.089 --> 35:13.407
‫یه مدتی با کسی نبودم

35:13.413 --> 35:15.075
‫و...

35:15.081 --> 35:17.211
‫گند زدم

35:17.217 --> 35:20.985
‫خب، گمونم یکمی وقت دارم و...

35:21.921 --> 35:24.084
‫تو هم نسبتاً جذابی

35:24.090 --> 35:27.225
‫چی؟

35:38.419 --> 35:40.819
‫این عکسو باید نگه داشت

35:42.108 --> 35:43.137
‫یالا بیا بریم

35:43.143 --> 35:44.438
‫می‌دونم خونه‌ش کجاست

35:44.444 --> 35:46.540
‫من نمیام ماچ و بوسه‌ی مامانم با دن رو ببینم!

35:46.546 --> 35:48.042
‫قرار نیست ماچ و بوسه نمی‌کنن

35:48.048 --> 35:50.244
‫قراره اینکارو...

35:50.250 --> 35:52.646
‫می‌دونم چیکار می‌خوان بکنن میز!

35:52.652 --> 35:54.682
‫باشه، برات تعریف می‌کنم

35:54.688 --> 35:56.050
‫میز، وایسا

35:56.056 --> 35:57.518
‫این فقط یه...

35:57.524 --> 35:59.486
‫قرار ساده‌ست

35:59.492 --> 36:00.854
‫یه قرار ساده؟

36:00.860 --> 36:03.424
‫- با همسر سابق کلویی؟
‫- آره، اونا همکارن

36:03.430 --> 36:04.858
‫هزاران سال توی جهنم بوده،

36:04.864 --> 36:06.884
‫اونم نسبتاً خوش‌قیافه‌ست

36:06.909 --> 36:08.595
‫خواهشاً مجبورم نکن بیشتر توضیح بدم

36:08.601 --> 36:12.403
‫ولی خیلی حال میده که عذابت بدی

36:13.306 --> 36:14.935
‫ببین،

36:14.941 --> 36:16.770
‫توی کار مادرم دخالت نمی‌کنم،

36:16.776 --> 36:19.506
‫اونم وقتی داره یکم
‫طعم خوشی رو می‌چشه

36:19.512 --> 36:21.612
‫لطفاً

36:23.917 --> 36:26.213
‫باشه

36:26.219 --> 36:28.248
‫بهرحال نمی‌خواستم نگاه کنم

36:28.254 --> 36:29.850
‫حتی منم محدودیت‌هایی دارم

36:50.643 --> 36:51.705
‫منم

36:51.711 --> 36:54.475
‫ساختمون رو بیخیال شو،
‫یه بمب کوچیک‌تر می‌خوام

36:54.481 --> 36:57.014
‫حساب کن برای یه نفر

36:57.917 --> 36:59.847
‫نگرانش نباش

36:59.853 --> 37:02.453
‫این یکی رو خودم انجام میدم

37:17.826 --> 37:19.486
‫جناب کوپر، ببخشید که مزاحمتون میشیم

37:19.510 --> 37:21.040
‫فقط چندتا سوال دیگه داریم

37:21.046 --> 37:22.808
‫نامزدتون می‌تونه مکان تقریبی شما رو...

37:22.814 --> 37:24.577
‫در صبح کشته شدن پدرتون، تایید کنه؟

37:24.583 --> 37:28.547
‫نه، رفته بود دنبال یه جایی برای برگزاری عروسی

37:28.553 --> 37:29.481
‫چرا؟

37:29.487 --> 37:31.116
‫- خب...
‫- چه خبره؟

37:31.122 --> 37:33.219
‫فکر کردم اریک از اتهامات تبرئه شده

37:33.225 --> 37:34.386
‫آره شده

37:34.392 --> 37:35.654
‫چون الان می‌دونیم تویی که...

37:35.660 --> 37:37.274
‫پدر شوهرت رو کشتی کریستی

37:37.299 --> 37:38.123
‫چی؟

37:38.129 --> 37:39.925
‫پدر اریک مدرک جعلی ساخت...

37:39.931 --> 37:42.428
‫که تو داشتی خیانت می‌کردی
‫و سعی کرد با اخاذی بیرونت کنه

37:42.434 --> 37:43.495
‫و بعد...

37:43.501 --> 37:46.265
‫وقتی اینکارو کرد،
‫به سلامتی بدی شامپاین خورد

37:46.271 --> 37:48.312
‫تعجبی نداره که می‌خواستی بچپونی تو گلوش

37:48.337 --> 37:49.134
‫من...

37:49.140 --> 37:50.603
‫نه

37:50.609 --> 37:51.808
‫نه، کار من بود

37:52.531 --> 37:54.173
‫پدرم، مدرک رو نشونم داد...

37:54.179 --> 37:56.842
‫و می‌دونستم که جعلی‌ــه

37:56.848 --> 37:58.711
‫کریستی هرگز...

37:58.717 --> 38:01.180
‫و این مورد که پدرم می‌خواست...

38:01.186 --> 38:04.383
‫همچین کاری بکنه،
‫نتونستم جلوی خودمو بگیرم

38:04.389 --> 38:05.784
‫عصبانی شدم

38:05.790 --> 38:07.453
‫خب، اگه اینطوریه،

38:07.459 --> 38:09.088
‫اریک کوپر، شما بازداشتی...

38:09.094 --> 38:10.260
‫نه!

38:11.496 --> 38:13.592
‫کار من بود. همون طور که گفتین...

38:13.598 --> 38:14.793
‫اتفاق افتاد

38:14.799 --> 38:16.028
‫کریستی...

38:16.034 --> 38:17.963
‫کار من بود نه اریک

38:17.969 --> 38:19.031
‫بنظرم کار پسره‌ست

38:19.037 --> 38:20.966
‫می‌دونید اگه به این جرم اعتراف کنید،

38:20.972 --> 38:22.839
‫احتمالش زیاده که جفتتون برین زندان؟

38:24.681 --> 38:26.205
‫با هر چی روبرو بشیم،

38:26.211 --> 38:28.574
‫با همدیگه روبرو میشیم

38:28.580 --> 38:31.154
‫نمی‌فهمم

38:31.179 --> 38:33.902
‫اونی که بی‌گناهه،
‫همه‌چی رو از دست میده

38:35.754 --> 38:37.887
‫نه، از دست نمیدیم

38:45.130 --> 38:46.859
‫کسی حاضر نبود جلوی بولدوزرا...

38:46.865 --> 38:48.260
‫کنارت بایسته؟

38:48.266 --> 38:50.696
‫نه

38:50.702 --> 38:52.331
‫نه، همه رو فرستادم خونه

38:53.605 --> 38:56.869
‫گفتم خدافظی‌هام رو خودم بکنم

38:56.875 --> 38:58.804
‫خدافظی‌ها؟

38:58.810 --> 39:01.050
‫فکر کردم می‌خوای برای اینجا بجنگی

39:01.075 --> 39:03.475
‫خب، متوجه شدم...

39:03.481 --> 39:05.678
‫حتی با اینکه عاشق اینجام،

39:05.684 --> 39:08.447
‫همیشه میشه یه جدیدش رو ساخت

39:08.472 --> 39:10.792
‫یعنی، دیوارا نبودن که
‫اینجا رو خونه‌ی من کردن

39:10.817 --> 39:12.851
‫آدما بودن

39:12.857 --> 39:13.852
‫آره

39:13.858 --> 39:15.487
‫خب، زنا

39:15.493 --> 39:18.157
‫ولی هر جایی جدیدی برم میان، پس...

39:19.297 --> 39:24.300
‫خب، یکمی خلاف انتظاره

39:25.236 --> 39:27.099
‫ولی لاکس توسطِ...

39:27.105 --> 39:30.102
‫بخش لس‌آنجلس یک میراث شناخته شده

39:30.108 --> 39:31.070
‫کارآگاه، این...

39:31.076 --> 39:32.871
‫یه دوست توی شورای شهر دارم که

39:32.877 --> 39:33.872
‫ردیفش کرد

39:33.878 --> 39:35.107
‫و از اون...

39:35.113 --> 39:37.076
‫درس تاریخیت برای درون‌انگیزی استفاده کردم

39:37.082 --> 39:38.844
‫لاکس الان تحت حفاظته

39:38.850 --> 39:41.680
‫امکانش نیست که برای توسعه خراب بشه

39:41.686 --> 39:44.083
‫کارآگاه...

39:46.591 --> 39:48.424
‫خونه‌م رو نجات دادی

39:49.061 --> 39:50.856
‫خب، بازم باید از النور بلوم...

39:50.862 --> 39:53.559
‫بخریش،
‫مطمئنم خیلی بالاتر از قیمت بازار

39:53.565 --> 39:55.794
‫ولی...

39:55.800 --> 39:56.829
‫می‌تونی از پسش بربیای

39:59.904 --> 40:01.500
‫من...

40:01.506 --> 40:03.369
‫یعنی، واقعاً موندم چی بگم

40:03.375 --> 40:05.104
‫معمولاً منم که کارا رو جور می‌کنم

40:05.110 --> 40:07.006
‫و اونم به یه قیمتی

40:07.012 --> 40:09.278
‫دوستا به همدیگه کمک می‌کنن

40:12.017 --> 40:13.012
‫آره خب،

40:13.018 --> 40:15.414
‫بذار امشب شام مهمونت کنم

40:15.420 --> 40:16.415
‫برای جشن گرفتن

40:16.421 --> 40:18.417
‫یه استیک‌پزی محشر بلدم...

40:18.423 --> 40:20.619
‫و سرآشپزش توی آشپزخونه
‫یه هنرمند کامله

40:20.625 --> 40:21.954
‫یعنی، یه قمارباز فاسدم هست...

40:21.960 --> 40:23.059
‫و بهم مدیونه

40:24.389 --> 40:25.691
‫وگرنه، فقط میری خونه

40:25.716 --> 40:27.450
‫و یکی از اون ساندویچ‌های
‫سمی رو می‌خوری

40:27.475 --> 40:29.228
‫که سر کار از دستگاه خوراکی می‌گیری

40:29.234 --> 40:31.730
‫یالا کارآگاه

40:31.736 --> 40:33.536
‫دوستا به همدیگه کمک می‌کنن

40:34.439 --> 40:36.101
‫اون لاکس رو نجات داد

40:36.107 --> 40:38.137
‫چیزیم در ازاش نمی‌خواست

40:38.143 --> 40:40.139
‫حتی ازش درخواستم نکردم

40:40.145 --> 40:41.607
‫خب، کلویی دید که خونه‌ت،

40:41.613 --> 40:43.909
‫برات جای خیلی مهمی‌ــه

40:43.915 --> 40:45.978
‫واقعاً غافلگیرت می‌کنه که...

40:45.984 --> 40:47.911
‫می‌خواد برای محافظت ازش، کمکت کنه؟

40:47.936 --> 40:49.314
‫خب، من...

40:49.320 --> 40:50.649
‫آدما همیشه همچین کارایی...

40:50.655 --> 40:51.950
‫انجام میدن

40:51.956 --> 40:54.653
‫همین تازگی دیدی دو نفر بخاطر هم رفتن زندان

40:54.659 --> 40:56.622
‫ولی معلومه اون آدما روانی بودن

40:56.628 --> 40:58.426
‫حالا خونه‌شون سلول زندانه

40:58.451 --> 41:01.827
‫قبل‌تر فهمیدی که "خونه"
‫بیشتر از لاکس برات ارزش داشت

41:01.833 --> 41:03.262
‫که می‌تونی لاکس رو از دست بدی

41:03.268 --> 41:04.730
‫و بازم اینجا یه جایی داشته باشی

41:04.736 --> 41:06.398
‫چون لس‌آنجلس خونه‌ی منه

41:06.404 --> 41:07.666
‫لاکس نیست والا

41:07.672 --> 41:10.469
‫مطمئنی واقعاً این بود که دنبالش می‌گشتی؟

41:10.475 --> 41:12.571
‫خب، دیگه چی می‌تونه باشه؟

41:12.577 --> 41:13.972
‫وقتی منو به مادرت معرفی کردی...

41:13.978 --> 41:15.307
‫یه چیزی رو متوجه شدم

41:15.313 --> 41:16.942
‫چرا توی زندگیت...

41:16.948 --> 41:18.710
‫من تنها انسانی هستم...

41:18.716 --> 41:20.712
‫که می‌دونم واقعاً کی هستی؟

41:20.718 --> 41:22.481
‫چون ازش پرسیدی، یادت میاد؟

41:22.487 --> 41:24.249
‫انقدر اصرار کردی که نشونت دادم

41:24.255 --> 41:27.152
‫کارآگاه دکر بارها ازت پرسیده

41:27.158 --> 41:28.620
‫و همیشه بهش حقیقت رو گفتم

41:28.626 --> 41:30.456
‫ولی می‌دونی که حرفت رو باور نمی‌کنه

41:30.462 --> 41:32.191
‫می‌تونستی...

41:32.197 --> 41:34.460
‫چهره‌ی واقعیت رو نشونش بدی،

41:34.466 --> 41:35.932
‫ولی اینکارو نکردی

41:37.368 --> 41:39.235
‫چرا؟

41:41.206 --> 41:42.835
‫بنظرت بخاطر اینه که...

41:42.841 --> 41:45.037
‫ممکنه از طریقه‌ی واکنشش...

41:45.043 --> 41:46.505
‫بترسی؟

41:46.511 --> 41:48.440
‫چون اونقدر...

41:48.446 --> 41:50.876
‫برات مهمه که چه فکری دربارت می‌کنه؟

41:50.882 --> 41:52.478
‫نه، ببخشید

41:52.484 --> 41:53.879
‫دکتر، واقعاً نمی‌فهمم...

41:53.885 --> 41:55.080
‫منظورتون از اینا چیه

41:55.086 --> 41:57.683
‫فکر می‌کنم به لس‌آنجلس اومدی...

41:57.689 --> 41:59.151
‫چون دنبال چیزی می‌گشتی

41:59.157 --> 42:02.087
‫ولی بنظرم دست نگه داشتی

42:02.093 --> 42:05.094
‫شاید بخاطر اینکه پیداش کردی

42:21.500 --> 42:25.095
‫« من رسیدم. می‌خوای چیزی برات سفارش بدم؟
‫کجایی؟ حالت خوبه؟ »

42:37.096 --> 42:39.796
‫« باشه، دارم میرم خونه »

42:39.820 --> 42:52.088
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
