WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:21.000 --> 00:28.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:28.461 --> 00:31.833
‫در شب 17 ژوئن 1972،

00:31.858 --> 00:35.701
‫سارقان وارد دفاتر ‫کمیته ملی حزب دموکرات

00:35.702 --> 00:38.734
‫در مجتمع اداری واترگیت ‫در واشنگتن دی.سی شدن

00:39.414 --> 00:41.862
‫این رسوایی به اسم ‫"واترگیت" معروف شد

00:41.887 --> 00:45.607
‫و در نهایت باعث ‫استعفای
نیکسون از ‫سمت ریاست‌جمهوری شد

00:46.046 --> 00:47.495
‫خبرنگارهای واشنگتن پست،

00:47.520 --> 00:49.966
‫باب وودوارد
‫و کارل برنستین، ‫این قضیه رو رو کردن

00:49.967 --> 00:51.783
‫اونم با تحقیقاتِ ‫سرسختانه‌شون...

00:52.135 --> 00:53.386
‫اما بدون یه منبع آگاه

00:53.387 --> 00:56.119
‫که بهش می‌گفتن "دیپ تروت"
‫عمراً نمی‌تونستن کاری از پیش ببرن

00:56.144 --> 00:58.891
‫کسی که ناشناس و مخفیانه
‫اطلاعات رو بهشون لو می‌داد،

00:58.892 --> 01:00.456
‫اونم تو یه پارکینگ تو دی.سی،

01:00.481 --> 01:01.936
‫همون‌طور که این ماجرا

01:01.937 --> 01:04.064
‫توی فیلم " مردان رئیس‌جمهور" ‫جاودانه شد

01:04.713 --> 01:05.796
‫فیلم معرکه‌ایه

01:05.821 --> 01:07.567
‫ما اینم فهمیدیم ‫که "دیپ تروت"

01:07.568 --> 01:09.026
‫حرفای خیلی بیشتری واسه گفتن داشت،

01:09.027 --> 01:11.508
‫بسیار بیشتر از چیزی که وودوارد
‫و برنستین بروز دادن

01:39.839 --> 01:41.966
‫- کجا بودی؟
‫- گیر کردم

01:42.587 --> 01:44.336
‫داستانمون به بن‌بست خورده

01:45.819 --> 01:47.238
‫فکر کردی من کمکت می‌کنم؟

01:47.727 --> 01:49.012
‫عمراً اسمت رو بیارم

01:50.012 --> 01:52.664
‫حتی به عنوان منبع ناشناس هم
‫نقل‌قولی ازت نمی‌کنم

01:53.117 --> 01:55.078
‫منظورم اینه که،
‫اطلاعاتت کاملاً محفوظ می‌مونه

01:56.014 --> 01:57.411
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

01:59.307 --> 02:00.391
‫بگو دیگه

02:00.416 --> 02:02.751
‫می‌شه بگی از واترگیت ‫چی می‌دونی؟

02:03.388 --> 02:04.848
‫یه چیزایی شنیدم

02:05.451 --> 02:06.619
‫سراپا گوشم

02:07.520 --> 02:09.271
‫شرکت سرمایه‌گذاری فرگوسن رو می‌شناسی؟

02:09.296 --> 02:11.547
‫طبقه پنجم‍ن. دارن ورشکست می‌شن

02:11.572 --> 02:14.913
‫پدر و پسر سرِ شرکت ‫افتادن به جون هم

02:15.906 --> 02:17.048
‫قضیه داره بالا می‌گیره

02:17.338 --> 02:20.285
‫خب... خب این چه ربطی ‫به سرقت داره؟

02:20.624 --> 02:22.292
‫خب، خودت اسم ساختمون رو آوردی

02:22.588 --> 02:24.964
‫فکر کردم داری درباره
‫ساختمون واترگیت حرف می‌زنی

02:24.989 --> 02:26.455
‫نه، ساختمون که واسم مهم نیست

02:26.480 --> 02:28.301
‫دارم درباره ‫رسوایی واترگیت حرف می‌زنم

02:28.326 --> 02:29.940
‫کمپین انتخاباتی مجدد نیکسون

02:29.941 --> 02:33.116
گذاشتنِ شنود توی دفترِ
حزب دموکرات تو ساختمون واترگیت

02:33.599 --> 02:34.613
‫صحیح

02:38.405 --> 02:40.489
‫شنیدم جی. گوردون لیدی هم دست داره

02:40.522 --> 02:41.690
‫از لیدی برام بگو

02:43.436 --> 02:44.682
‫خب، می‌دونم که دخترش

02:44.707 --> 02:46.645
‫هفته دیگه ارتودنسی دندوناش رو باز می‌کنه

02:46.670 --> 02:48.767
‫و شنیدم قراره واسش ‫یه دوچرخه نو بخرن

02:49.459 --> 02:50.811
‫سیم‌کشی‌ها رو تحمل کرد،

02:51.525 --> 02:52.737
‫دوچرخه هم گیرش میاد

02:53.557 --> 02:54.637
‫خب که چی؟

02:54.890 --> 02:57.016
‫شنیدم الان دندونش تیز شده
‫و دیگه دوچرخه هم نمی‌خواد

02:57.041 --> 02:58.277
‫یه اسب پونی می‌خواد

02:59.105 --> 03:00.325
‫خیلی گرون درمیاد

03:00.959 --> 03:02.969
‫آره، آره،
‫پونی خیلی گرونه، آره

03:03.373 --> 03:04.871
‫فکر نکنم واسش بخره

03:04.896 --> 03:08.183
‫داری سعی می‌کنی بهم بگی
‫که اون آدم دهن‌بینیه و زود خام می‌شه؟

03:08.208 --> 03:09.604
‫نه، فقط دارم بهت می‌گم که

03:09.629 --> 03:11.837
‫پیرمرد دلش نمیاد ‫واسه دخترش پونی بخره

03:11.862 --> 03:13.400
‫آخه این چه ربطی ‫به واترگیت داره؟

03:13.425 --> 03:15.361
‫دختر لیدی و پونی به تخمم نیست

03:15.362 --> 03:17.621
‫منظورم اینه یه چیزی بهم بده
‫که بتونم تو روزنامه چاپش کنم

03:17.952 --> 03:21.138
‫شنیدم اوضاع خونواده هولدمن
‫اصلاً تعریفی نداره

03:21.163 --> 03:22.330
‫چطور مگه؟

03:22.355 --> 03:25.206
‫می‌دونی که زنش، جوآن،
‫اون کمردرد شدیدی داره؟

03:25.231 --> 03:26.206
‫آره

03:26.231 --> 03:28.150
‫خب، یه ماساژور مرد آورده خونه

03:28.787 --> 03:31.445
‫و بذار این‌طوری بگم که
‫حالش خیلی رو به راه شده،

03:31.470 --> 03:32.923
‫اگه بگیری چی می‌گم

03:34.031 --> 03:35.195
‫دارن همو می‌کنن

03:35.653 --> 03:37.586
‫- خب که چی؟
‫- خب، من یارو رو دیدم،

03:37.611 --> 03:38.779
‫قدش کلاً 160 سانته

03:39.469 --> 03:40.470
‫یه الف بچه‌ست

03:40.960 --> 03:41.914
‫بعدش؟

03:41.939 --> 03:44.096
‫جوآن قشنگ یه سر و گردن ‫ازش بلندتره

03:44.391 --> 03:46.257
‫این از اختلاف سنی زیاد هم بدتره

03:46.476 --> 03:48.582
‫البته اگه مرده بزرگ‌تر باشه، غمی نیست

03:48.607 --> 03:51.400
‫اما اگه زنه بزرگ‌تر باشه، ‫یه حرفی

03:51.425 --> 03:53.120
‫اینا هیچ ربطی ‫به واترگیت نداره

03:53.466 --> 03:55.085
‫برام... برام مهم نیست، ‫این اراجیف

03:55.110 --> 03:57.695
‫فکر کردم... گفتی ‫که اطلاعات مهمی داری

03:57.696 --> 04:00.505
‫خب همین الان بهت اطلاعات دادم دیگه
‫به نظرت این جذاب نیست؟

04:00.530 --> 04:02.777
‫من یه چیزی می‌خوام که از

04:02.802 --> 04:05.276
‫ اتفاقی که توی واترگیت افتاد پرده برداره

04:05.301 --> 04:07.348
‫و اینکه چطور
به رئیس‌جمهور نیکسون ‫ربط پیدا می‌کنه

04:08.039 --> 04:10.208
‫بذار یه چیز دیگه هم
درباره جی. گوردون لیدی بهت بگم

04:10.459 --> 04:11.460
‫بگو

04:12.252 --> 04:13.462
‫کاخ سفید...

04:14.677 --> 04:18.013
‫نمی‌خواد کسی بفهمه
‫که اون حرف "جی" مخفف چیه

04:18.790 --> 04:20.124
‫مخفف چیه؟

04:20.558 --> 04:21.600
‫گوردون

04:23.744 --> 04:25.514
‫کاخ سفید نمی‌خواد ‫مردم بفهمن

04:25.515 --> 04:27.099
‫که اسمش گوردون گوردون لیدیه؟

04:27.100 --> 04:29.607
‫آره، به نظر منطقی نمیاد، ‫شاید گاس باشه

04:29.632 --> 04:31.204
‫داری ازم می‌پرسی یا خبر می‌دی؟

04:31.229 --> 04:32.965
‫جورج. گری

04:32.990 --> 04:34.315
‫اوه، پس داری الکی حدس می‌زنی؟

04:34.316 --> 04:35.816
‫- جری که با جی شروع می‌شه
‫- می‌دونی چیه؟

04:35.817 --> 04:37.401
‫این کار وقت تلف کردنه. من رفتم

04:37.402 --> 04:39.278
‫وایسا یه لحظه وایسا، ‫هی، وودوارد

04:39.279 --> 04:40.303
‫چیه؟

04:40.614 --> 04:42.083
‫پول پارکینگ رو بهم بدهکاری

04:42.108 --> 04:43.233
‫نه، نیستم

04:43.258 --> 04:45.115
‫کلی اطلاعات بهت دادما

04:45.140 --> 04:46.601
‫اطلاعات به درد نخور

04:47.412 --> 04:49.414
‫خیلی‌خب، چندتا چیز هست که باید بدونی

04:50.044 --> 04:51.128
‫می‌شنوم

04:51.153 --> 04:54.095
‫یه یارویی تو شهر هست
که به خودش می‌گه ‫"دکتر لاون"

04:54.691 --> 04:56.192
‫ولی اصلاً دکتر نیست

04:56.609 --> 04:57.726
‫آره، باغبونه

04:58.830 --> 05:01.707
‫مردم فکر می‌کنن واقعاً دکتره، ولی نیست

05:01.732 --> 05:03.399
‫چیه، فکر کردی دکتر واقعیه

05:03.424 --> 05:05.020
‫بعد فهمیدی ریده و بهت برخورده؟

05:05.045 --> 05:07.491
‫واسه هر ویزیت 400 دلار می‌گیره

05:07.516 --> 05:09.162
‫خب مگه حیاطت چقدر بزرگه؟

05:09.651 --> 05:12.152
‫- اونشو دیگه نمی‌تونم بهت بگم
‫- اصلاً واسه چی منو کشوندی اینجا؟

05:12.177 --> 05:13.701
‫شنیده بودم خبرای مهمی داری

05:13.726 --> 05:15.935
‫تیکه‌های پازل رو بذار کنار هم، وودوارد

05:15.960 --> 05:17.921
‫می‌فهمی چطور به هم ربط دارن؟

05:18.441 --> 05:19.649
‫ردِ پول رو بگیر

05:19.674 --> 05:21.050
‫"رد پول رو بگیر"؟

05:21.587 --> 05:22.712
‫کدوم... کدوم پول؟

05:22.737 --> 05:24.446
‫اصلاً نمی‌فهمم چیه این قضایا

05:24.471 --> 05:25.717
‫برنستین کجاست؟

05:25.742 --> 05:27.586
‫ انگار یکم مخش بهتر از تو کار می‌کنه،

05:27.611 --> 05:28.745
‫- البته اگه بهت برنمی‌خوره
‫- نه بابا

05:28.770 --> 05:30.746
‫همه‌ش کصشره
یه چیزی بهم بگو که به دردم بخوره

05:30.771 --> 05:32.791
‫هر چیزی که به کاخ سفید ربط داشته باشه

05:32.988 --> 05:35.178
‫اوکی، ولی این دیگه کاملاً بین خودمون بمونه

05:35.203 --> 05:36.330
‫البته

05:37.308 --> 05:39.343
‫شایعه شده که پت نیکسون رو

05:39.840 --> 05:43.050
‫موقع بلند کردنِ جنس از فروشگاه بندل خفت کردن

05:43.051 --> 05:45.835
‫توی کیفش یه لنگه کفش پیدا کردن

05:45.860 --> 05:48.360
‫فقط یه لنگه کفش. بهش فکر کن

05:48.385 --> 05:50.992
‫دارم فکر می‌کنم. یه لنگه کفش؟

05:51.017 --> 05:53.519
‫- کفشش رو گم کرده بوده؟
‫- دزدیده بودتش

05:53.520 --> 05:55.907
‫آخه چرا یه لنگه کفش دزدیده؟
با یه لنگه که نمی‌شه راه رفت

05:56.465 --> 05:59.241
‫دقیقاً. واسه این یکی آماده‌ای؟

05:59.266 --> 06:00.475
‫نه، فکر نکنم

06:00.500 --> 06:01.917
‫جرالد فورد با نوه‌هاش رفته بوده

06:01.942 --> 06:03.108
‫واسه قاشق‌زنیِ هالووین

06:03.154 --> 06:04.687
‫وقتی کسی نشناختتش،

06:04.712 --> 06:06.755
‫به بچه‌ها گفته شکلات‌ها رو پس بدن

06:06.780 --> 06:07.905
‫چی... چی...

06:07.930 --> 06:09.723
‫نوه‌هاش دیگه باهاش حرف نمی‌زنن

06:10.032 --> 06:11.370
‫داری درباره چی زر می‌زنی؟

06:11.371 --> 06:13.581
‫به کیرمم نیست
هالووین رفتنش اصلاً برام مهم نیست

06:13.582 --> 06:16.125
‫پونی، ارتودنسی، خیانت‌ها...
هیچ‌کدوم به تخمم نیستن

06:16.126 --> 06:18.626
‫هیچ‌کدوم از اینا واسم مهم نیست
فقط داری وقتمو تلف می‌کنی

06:18.651 --> 06:20.823
‫چیزی داری که واقعاً ‫به دردم بخوره؟

06:21.274 --> 06:23.275
‫چارلز کالسون با دمپایی لاانگشتی
‫اومد جلسه کاخ سفید

06:23.300 --> 06:24.985
‫نیکسون واسش مهم نبود،

06:25.010 --> 06:27.092
‫ولی هولدمن قشنگ
‫قضیه رو گنده کرد و بوی گندش رو درآورد

06:27.117 --> 06:28.534
‫خیلی‌خب، فکر کنم کارمون اینجا تمومه

06:28.559 --> 06:30.524
‫منم... منم دیگه ‫باید رفع زحمت کنم،

06:30.557 --> 06:34.445
‫چون لباسام رو انداختم
‫تو یه خشک‌کن عمومی،

06:34.470 --> 06:37.764
‫و می‌ترسم یه وقت
‫یکی لباسام رو زده باشه زیر بغلش

06:37.789 --> 06:38.914
‫باشه، آره

06:38.939 --> 06:40.439
‫- موفق باشی با اون لباسات
‫- پس...

06:40.464 --> 06:42.257
‫دمت گرم واسه همه‌چیز‫، واقعاً ممنون...

06:42.282 --> 06:44.547
‫سکه 25 سنتی داری؟
اگه لازم شد ‫دوباره بندازم تو دستگاه

06:45.447 --> 06:47.781
‫هی، انگار زیاد رو به راه نیستی
‫می‌تونی برسی خونه؟

06:47.782 --> 06:48.900
‫ماشین داری؟

06:49.307 --> 06:51.517
‫- با اتوبوس اومدم
‫- با اتوبوس اومدی؟

06:51.542 --> 06:53.339
‫ولی همین الان ‫پول پارکینگ می‌خواستی

06:53.364 --> 06:55.297
‫داشتی واسه پول پارکینگ منو تیغ می‌زدی؟

06:56.228 --> 06:57.512
‫کشف کردنش با خودته

06:57.537 --> 06:58.814
‫کیرم تو این وضعیت!

06:59.635 --> 07:01.984
‫ریدم توش بابا!
‫دیگه به من زنگ نزن! کارم تمومه!

07:02.494 --> 07:03.857
‫بگو برنستین بهم زنگ بزنه

07:03.882 --> 07:05.706
‫به برنستین زنگ نزن!

07:06.019 --> 07:07.330
‫دست از سرم بردار!

07:11.146 --> 07:12.231
‫یارو چقدر اسکل بود

07:23.397 --> 07:25.588
‫در 15 جولای 1903...

07:25.613 --> 07:27.490
‫هنری فورد اولین سفارش رو

07:27.515 --> 07:28.651
واسه مدل اِی، گرفت

07:28.676 --> 07:31.469
‫خودرویی که توسط شرکتش یعنی
‫فورد موتور ساخته شده بود

07:31.494 --> 07:32.821
‫در دیترویتِ میشیگان

07:32.846 --> 07:36.062
‫تا آخر اون سال
کارخونه 1000 تا ماشین ساخت

07:36.087 --> 07:38.447
‫و انقلاب خودروسازی شروع شد

07:39.064 --> 07:42.133
‫فورد فقط یه مخترع ‫و صنعتگر نبود،

07:42.158 --> 07:45.097
‫بلکه یه یهودستیزِ افراطی و سگ‌اخلاق بود

07:45.122 --> 07:47.322
‫اون مالک روزنامه ‫دی‌یربورن ایندیپندنت بود

07:47.347 --> 07:51.435
‫و ازش واسه چاپ مقالاتی مثل
‫"یهود بین‌الملل" استفاده می‌کرد

07:52.044 --> 07:53.371
‫عجب دیوثی بوده

07:54.224 --> 07:57.080
‫طولی نکشید که
توی هر جاده‌ای تو آمریکا ماشین بود

07:57.105 --> 07:58.813
‫فورد رو ابرها سیر می‌کرد

07:58.838 --> 08:01.589
‫اما همون‌طور که تو محله‌های یهودی می‌گن،

08:01.614 --> 08:04.441
‫روزگار روش‌های جالبی داره

08:04.466 --> 08:06.259
‫واسه اینکه بزنه پسِ کله‌ت‫

08:10.683 --> 08:11.831
‫بله؟

08:11.856 --> 08:13.170
‫آقای فورد

08:13.195 --> 08:15.280
‫رهبران مدنی دیترویت اومدن

08:15.305 --> 08:17.056
‫- بگو بیان تو، کلیفتون جوان
‫- اوکی

08:17.081 --> 08:18.479
‫آقایون محترم،

08:18.504 --> 08:20.601
‫لطفاً اجازه بدید آقای فورد
شما رو ببره دوری بزنین

08:22.533 --> 08:25.118
‫آقایون، این...

08:25.548 --> 08:26.557
‫پشمام

08:34.647 --> 08:36.199
‫- رئیس ماهونی
‫- خوشبختم

08:36.224 --> 08:37.559
‫- آقای هادسن
‫- هنری

08:38.588 --> 08:39.755
‫شما کی باشین؟

08:39.780 --> 08:42.956
‫من خاخام شموئل ‫بن-یانکلوویتس هستم،

08:42.981 --> 08:45.404
‫به‌تازگی برای شورای شهر انتخاب شدم

08:45.429 --> 08:46.922
‫ها؟ ها؟

08:47.819 --> 08:50.154
‫- تبریک می‌گم
‫- چه افتخاریه

08:50.155 --> 08:53.907
‫که من بخشی از این رویداد ‫تاریخی باشم

08:53.908 --> 08:55.993
‫اوه! مورمورم شد. پشمام ریخت

08:55.994 --> 08:57.369
‫اسم اینو چی گذاشتین؟

08:57.370 --> 08:59.788
‫ما به این می‌گیم ‫اتومبیل

08:59.789 --> 09:01.208
‫- اتومبیل؟
‫- فوق‌العاده‌ست

09:01.233 --> 09:02.245
‫- بله
‫- بله

09:02.270 --> 09:04.078
‫- این مدل اِی هستش
‫- می‌شه یه نگاهی بندازیم؟

09:04.103 --> 09:05.732
‫حتماً،
‫فقط دست نزنین،

09:05.757 --> 09:07.253
‫- ولی نگاه کردنش عیبی نداره
‫- بله، بله

09:07.278 --> 09:08.403
‫- واقعاً باوقاره
‫- اوه!

09:08.428 --> 09:09.978
‫اوه، آقای فورد‫

09:10.003 --> 09:12.322
...آقای فورد، شما
‫شما ترکوندین...

09:12.347 --> 09:14.379
‫این یه دستاورد ‫خفن و معرکه‌ست،

09:14.404 --> 09:16.092
‫- آقای فورد. خوشگله‫
خیلی چشمگیره، هنری -

09:16.117 --> 09:18.557
‫توی یک دقیقه شتابش از صفر
‫به هفت می‌رسه...

09:18.558 --> 09:20.934
‫- اوه
‫- و قدرتش معادل

09:20.935 --> 09:22.393
‫توانِ دو تا اسبـه

09:22.418 --> 09:24.104
‫- اوه!
‫- چشمگیره، هنری

09:24.105 --> 09:25.647
‫- چه افتخار بزرگی...
‫- واقعاً بی‌نظیره

09:25.648 --> 09:28.283
‫- عجب شاهکاری، آقای فورد
‫- خیلی ممنونم

09:28.308 --> 09:30.184
‫- می‌دونی، اون قدیما تو کراکوف...
‫- بله، خب

09:30.209 --> 09:32.039
‫یه یارویی بود به اسم هایمی فوردبرگ

09:32.064 --> 09:33.231
‫نسبتی باهاش داری؟

09:33.256 --> 09:35.508
‫فامیلی‌ت رو از فوردبرگ ‫کردی فورد؟

09:35.533 --> 09:36.992
‫ها؟ ها؟

09:36.993 --> 09:39.620
‫- کوتاش کردی؟
‫- نه، فامیلی من مخفف نشده

09:39.621 --> 09:40.829
‫فکر کنم کوتاش کردی

09:40.830 --> 09:42.873
‫- فوردبرگی در کار نیست، همون فو...
‫- کوتاش کردی دیگه؟

09:42.874 --> 09:46.585
‫- خیر آقا
‫- خب، بهتره... بهتره راه بیفتیم

09:46.586 --> 09:48.128
‫- آه، بله!
‫- صددرصد

09:48.129 --> 09:49.398
‫- بله
‫- بله، ایول

09:49.423 --> 09:52.550
‫متأسفانه این فقط دوتا مسافر ‫جا می‌گیره

09:52.575 --> 09:53.892
‫به‌علاوه خودم، پس...

09:53.917 --> 09:56.764
‫ولی من که دارم چهارتا صندلی می‌بینم

09:57.132 --> 10:00.065
‫اما ماشین...
خب ‫محدودیت وزنی داره

10:00.397 --> 10:01.939
‫آها، محدودیت وزنی

10:01.964 --> 10:03.506
‫- محدودیت وزنی، بله
‫- جالبه

10:03.531 --> 10:05.532
‫- همین‌طوره
‫- کاریش نمی‌شه کرد

10:05.563 --> 10:07.773
‫محدودیت وزنی داره، بله

10:07.774 --> 10:10.169
‫- خب چی‌کار می‌خوای بکنی؟
‫- خب این‌طور که معلومه،

10:10.488 --> 10:12.572
‫- یه نفر باید پیاده بیاد
‫- بله

10:12.597 --> 10:14.640
‫پس باید ‫یه نفر رو انتخاب کنیم که...

10:14.665 --> 10:17.627
‫اما چطور تصمیم بگیریم ‫کدوم دو نفر سوار بشن؟

10:17.864 --> 10:19.156
‫الان بهت می‌گم چطور

10:19.181 --> 10:21.849
‫ما این کار رو به روش عادلانه
صادقانه‌ی آمریکایی انجام می‌دیم

10:21.874 --> 10:24.934
‫یه عدد بین 0 تا 10 تو ذهنمه

10:24.959 --> 10:28.000
‫هرکی عددش نزدیک‌تر باشه
سوار می‌شه، هرکی نباشه رفتنیه

10:28.025 --> 10:30.151
‫- به نظر من که عادلانه‌ست
‫- اوه، خیلی عادلانه‌ست

10:30.176 --> 10:31.314
‫خیلی هم منصفانه‌ست

10:31.339 --> 10:33.117
‫- خوشم اومد. خوشم اومد
‫- ممنون. آقای هادسن،

10:33.142 --> 10:35.468
‫- چطوره شما شروع کنین قربان؟
‫- پنج

10:35.493 --> 10:36.932
‫- عالیه. رئیس شما چی؟
‫- آه

10:36.957 --> 10:39.249
‫من سه تا بچه دارم
پس سه، عدد شانس منه

10:39.274 --> 10:42.125
‫عالیه ‫و شما، خاخام؟

10:42.307 --> 10:45.476
‫من فقط به خاطر یهودی بودنم
هفت بار کتک خوردم

10:45.501 --> 10:47.123
‫پس می‌گم هفت

10:47.148 --> 10:49.332
‫اوه، متأسفم. عدد مدنظر چهار بود

10:49.357 --> 10:51.547
‫اگه فقط چهار بار کتک خورده بودین،

10:51.572 --> 10:54.361
‫الان تو ماشین بودین
‫نه مجبور باشین تشریف ببرین

10:54.362 --> 10:55.779
‫خیلی متأسفم،‫خیلی متأسفم

10:55.780 --> 10:57.364
‫چطور نتونستم حدسش بزنم؟

10:57.365 --> 10:58.699
‫ممنونم که تشریف آوردین

10:58.700 --> 11:00.033
‫- اوه، بله، البته
‫- بله

11:00.034 --> 11:02.202
‫واقعاً واسه من بد شد، نه؟
!چه شانس تخمی‌ای

11:02.203 --> 11:03.658
‫- آره
‫- رئیس ماهونی

11:04.038 --> 11:06.314
‫توی حوزه هشتم یکی از زندان فرار کرده

11:06.339 --> 11:09.050
‫آقایون معذرت می‌خوام
یه وضعیت اضطراریِ پلیسی پیش اومده

11:09.075 --> 11:10.743
‫- نه. نه، نه
‫- از وقتی که گذاشتین ممنونم

11:10.768 --> 11:12.468
‫- نه، نه، نه، برگرد، برگرد
‫- ببینید، شرمنده‌م

11:12.493 --> 11:13.430
‫اوه!

11:16.009 --> 11:17.329
اوووه

11:17.594 --> 11:21.290
‫مثل اینکه الان فقط ما دوتا موندیم، آقای فورد

11:21.315 --> 11:23.620
‫آقای فورد

11:24.056 --> 11:25.389
‫- خیلی‌خب، سوار شین
!آه -

11:29.105 --> 11:32.649
‫- خدای من! اوه، اینجا رو نگاه
‫- لطفا آروم باشین

11:32.650 --> 11:35.509
‫اوه! سلام! شالوم! شالوم!

11:35.534 --> 11:37.077
‫نه، باهاشون حرف نزنین

11:37.102 --> 11:39.269
‫- دارن می‌رن پی کارشون
‫- این واقعاً چه چیزیه!

11:39.294 --> 11:41.587
‫- ممنون. ممنون
‫- این واقعاً فوق‌العاده‌ست

11:41.612 --> 11:44.739
‫من هیچ‌وقت یه غیریهودی رو این‌قدر باهوش
ندیده بودم. چطور این‌قدر باهوش شدی؟

11:44.764 --> 11:46.742
‫- چطور این‌قدر باهوش شدی، ها؟
‫- فکر کنم ژن خوبی داشتم

11:46.767 --> 11:48.970
‫- اینجا چی داریم؟ این...
‫- داشبورد ماشینمه

11:48.995 --> 11:49.976
‫داشبورد

11:50.001 --> 11:51.501
‫یه محفظه کوچیک داری واسه...

11:51.502 --> 11:54.004
‫واسه دستکش و خوشبوکننده و شایدم...

11:54.005 --> 11:55.255
‫یه صلیب شکسته؟

11:55.256 --> 11:57.393
‫صلیب شکسته یه نماد باستانیِ هندیه

11:57.418 --> 11:59.441
‫به نشانه قدرت
و هیچی بیشتر از این نیست آقا

11:59.466 --> 12:02.054
‫به نظرم تو یه صلیب شکسته داری!

12:02.055 --> 12:05.153
‫- من صلیب شکسته ندارم!
‫- اون یه صلیب شکسته داره!

12:05.178 --> 12:06.942
‫آه، هایمی!

12:06.967 --> 12:08.196
‫اوه!

12:09.145 --> 12:10.812
‫- شموئل!
‫- موشه، فایول! وایسا

12:10.813 --> 12:12.908
‫- ماشینو نگه دار! نگه دار!
‫- واسه اینا نگه نمی‌دارم

12:12.933 --> 12:14.640
‫دور شید! از من دور شید!

12:14.665 --> 12:18.293
‫بکشید عقب! اوه، اوه! یا ابوالفضل!

12:24.150 --> 12:26.276
‫- شموئل!
‫- یکی بره به داد آقای فورد برسه!

12:26.301 --> 12:27.801
‫چه تصادف وحشتناکی کرد این لگن!

12:27.826 --> 12:29.535
‫- وای نه!
‫- هنری فورد داغون شده!

12:31.125 --> 12:32.125
‫یا خدا!

12:35.006 --> 12:36.216
‫آقای فورد؟

12:39.040 --> 12:40.936
‫یه لحظه فکر کردیم کار تمومه و غزل رو خوندین

12:41.554 --> 12:42.721
‫چه اتفاقی افتاد؟

12:42.746 --> 12:44.614
‫این کالسکه بدون اسب جدیدتون خورد به درخت،

12:44.639 --> 12:46.390
‫شما هم پرت شدین توی یه پنجره شیشه‌ای

12:46.391 --> 12:48.110
‫و بدنتون قشنگ پاره پاره شده

12:48.135 --> 12:49.744
‫کلی خون از دست دادین...

12:49.769 --> 12:52.575
‫و واقعاً نگران بودیم غزل خداحافظی رو بخونین

12:52.600 --> 12:54.982
‫خوشبختانه همین نزدیکی یه اهداکننده

12:54.983 --> 12:56.619
‫با گروه خونی دقیقاً مثل خودتون پیدا کردیم

12:56.644 --> 12:59.188
‫الان خون اون توی رگ‌های شما جریان داره

12:59.847 --> 13:02.465
‫حالا این آدم خیرخواه و شریف کی هست؟

13:02.490 --> 13:11.347
‫♪ هاوا ناگیلا ♪

13:11.874 --> 13:13.552
‫ ثواب عظیمی بود واسه خودم!

13:14.650 --> 13:16.526
‫نه!

13:16.806 --> 13:18.727
‫داداشِ خونیِ من!

13:18.752 --> 13:21.362
‫نه، آخه چطور ممکنه همچین چیزی؟

13:21.688 --> 13:23.356
‫راستی چرا اینجا این‌قدر سوز میاد؟

13:23.381 --> 13:24.839
‫یکم هوای اتاق سرده

13:24.887 --> 13:27.474
‫- یکم هوای اتاق سرده
‫- هوای اتاق سرده

13:27.499 --> 13:29.474
‫من یه چیزی باید بخورم

13:29.475 --> 13:31.508
‫یه چیزی می‌خوام بخورم
وگرنه نقش زمین می‌شم

13:31.533 --> 13:32.825
داریم از گشنگی نقش زمین می‌شیم

13:32.850 --> 13:34.455
‫- آره، داریم غش می‌کنیم
‫- داریم غش می‌کنیم

13:34.480 --> 13:36.803
‫- پرستار، می‌شه یکم نون تست خشک بیاری؟
‫- نه، نان تست خشک چیه؟

13:36.828 --> 13:38.668
‫من یه نون بیگل با پنیر خامه‌ای می‌خوام

13:38.693 --> 13:40.319
‫شاید هم یکم ماهی هرینگ چرب؟

13:40.320 --> 13:42.029
‫آره، آره. یکم ماهی هرینگ چرب،

13:42.030 --> 13:43.613
‫ولی زیاد شور نباشه

13:43.614 --> 13:45.699
‫اصلاً چرا من دارم این‌طوری حرف می‌زنم؟

14:01.728 --> 14:03.933
‫در سال 1857، جیمز بوکانان

14:03.958 --> 14:06.157
‫پانزدهمین رئیس‌جمهور کشور شد

14:06.182 --> 14:08.183
‫اون تنها رئیس‌جمهوری بود، و هنوزم هست،

14:08.208 --> 14:10.328
‫که هیچ‌وقت ازدواج نکرد

14:10.768 --> 14:12.275
‫وقتی به قدرت رسید،

14:12.300 --> 14:14.105
خودشو ‫وسط یه بحران فزاینده

14:14.130 --> 14:16.723
‫بین ایالت‌های شمالی و جنوبی دید

14:16.748 --> 14:19.535
‫مسئله اصلی هم، البته که برده‌داری بود

14:19.957 --> 14:21.904
‫بوکانان از موضع‌گیری محکم

14:21.929 --> 14:23.921
‫توی این مناقشه خودداری کرد،

14:23.946 --> 14:26.670
‫و مورخ‌ها انفعال و بی‌عملی اون رو

14:26.695 --> 14:29.530
‫یکی از عوامل اصلی شروع جنگ داخلی می‌دونن

14:30.028 --> 14:32.072
‫اما قضیه این نبود که اون آدم دودلی باشه

14:32.829 --> 14:34.110
‫بگذریم که اون،

14:34.135 --> 14:36.143
‫چطور بگم، حواسش پرت بود

14:36.501 --> 14:39.336
‫حتی وقتی که
سرنوشت ایالات متحد در مصلحت بود

14:39.337 --> 14:42.172
‫اون داشت به پیوندهای دیگه‌ای فکر می‌کرد

14:45.600 --> 14:46.750
‫اوه، اومدن

14:47.893 --> 14:48.950
عجب چیزیه

14:49.999 --> 14:53.312
‫عجب چیزیه، اینجا رو نگاه‫، آفرین، اپلتون

14:53.337 --> 14:54.529
‫این فوق‌العاده‌ست

14:54.554 --> 14:56.645
‫باورم نمی‌شه این همه زن اینجا جمع شدن

14:56.646 --> 14:58.814
‫- غیرقابل‌باوره
‫- ممنون، قربان

14:58.815 --> 15:01.566
‫- پشمام
‫- فقط یه سوال ازت دارم

15:01.567 --> 15:03.031
‫ شام ساعت چنده؟

15:03.056 --> 15:05.546
‫نه، نه، نه. شام، شامی در کار نیست

15:05.571 --> 15:06.696
‫فینگر فودِ سلف‌سرویسه

15:06.697 --> 15:07.969
‫- فینگر فود؟
‫- فینگر فود؟

15:07.994 --> 15:09.534
‫آره، این ایده رو از هنری کلی گرفتم

15:09.559 --> 15:12.240
‫ خوشش نمی‌اومد
‫پشت میز بغل دستی کسی گیر بیفته،

15:12.265 --> 15:14.871
‫واسه همین ایده‌ی
فینگر فود چرخشی به ذهنش رسید

15:14.872 --> 15:16.748
‫پیشخدمت با سینی دور می‌زنه،

15:16.749 --> 15:18.125
‫مهمون‌ها هم ایستاده غذا می‌خورن

15:18.126 --> 15:19.918
‫آخه آقای رئیس‌جمهور، الان وقت شامه

15:19.919 --> 15:21.962
‫فکر کنم اگه شام ندیم ملت شاکی بشن

15:21.963 --> 15:23.046
‫نه بابا، عاشقش می‌شن

15:23.047 --> 15:24.725
‫چون دیگه مجبور نیستن پشت یه میز

15:24.750 --> 15:27.210
‫بغل دستِ کسی بشینن که اصلاً
دلشون نمی‌خواد باهاش حرف بزنن

15:27.235 --> 15:29.168
‫خب آقای رئیس‌جمهور
...یه موضوع مهمی هست که باید

15:29.193 --> 15:31.652
‫اوه، یه لحظه وایسا

15:31.677 --> 15:35.215
‫دندون رو جگر بذار، اپلتون

15:35.453 --> 15:39.243
‫شاید اون خانم دلش بخواد با پانزدهمین
رئیس‌جمهور چند کلمه‌ای هم‌کلام بشه

15:39.268 --> 15:40.315
‫من...

15:40.340 --> 15:42.228
‫آقای رئیس‌جمهور، شرمنده‌م، متوجه نمی‌شم

15:42.253 --> 15:44.172
نمی‌فهمم ‫شام ساعت چنده؟

15:44.197 --> 15:46.847
‫- فینگر فود؟
‫- درود، آقای رئیس‌جمهور

15:47.315 --> 15:48.745
‫- آقای رئیس‌جمهور
‫- وقت بخیر

15:48.770 --> 15:49.907
‫- وقت بخیر
‫- وقت بخیر

15:49.932 --> 15:52.117
‫- وقت بخیر
‫- وقت بخیر، آقای رئیس‌جمهور

15:53.093 --> 15:54.369
‫پس کجاست؟ نمی‌بینمش

15:54.370 --> 15:55.912
‫- کجا رفت؟
‫- همون‌طور که صحبت کردیم،

15:55.913 --> 15:57.914
‫جفرسون دیویس امشب توی مهمونی حضور داره

15:57.915 --> 15:59.166
‫آره، آره، دیویس... آره

15:59.167 --> 16:00.959
‫بحثِ جدایی‌طلبی داره بالا می‌گیره

16:00.960 --> 16:02.669
‫عالی می‌شه اگه بتونین یه وقتی پیدا کنین

16:02.670 --> 16:04.129
‫- و باهاش صحبت کنین
‫- آره، آره

16:04.130 --> 16:05.955
‫پس لطفا اینو یادتون نره. خیلی مهمه

16:05.980 --> 16:10.634
‫اوه، عجب تیکه‌ایه، پسر

16:10.933 --> 16:12.471
‫اووووف

16:12.472 --> 16:14.439
‫حواستون باشه که
...صحبت با جفرسون دیویس یادتون نره

16:14.464 --> 16:15.286
‫آه

16:18.060 --> 16:19.978
‫- وقت بخیر
‫- آقای رئیس‌جمهور

16:19.979 --> 16:22.121
‫می‌دونی من از چیِ بندشلوار خوشم میاد؟

16:22.146 --> 16:23.313
‫پوشیدنش

16:23.338 --> 16:24.723
‫چون اولش آویزونه

16:24.748 --> 16:26.475
‫می‌دونی، این پایین ولوعه

16:26.500 --> 16:27.750
‫بعد این‌طوری می‌کنی،

16:27.775 --> 16:30.062
‫یه دستت رو می‌کنی توش
...اون یکی دستت رو می‌کنی توش

16:31.117 --> 16:32.685
‫بعد این حرکت رو با شونه‌هات می‌زنی

16:32.710 --> 16:34.242
‫- خب، آره
‫- باحاله، بعدش کل روز

16:34.243 --> 16:35.410
‫این‌طوری راه می‌ری

16:35.411 --> 16:36.995
‫- با وقار و ابهت. بله
‫- می‌دونی، آدم... آره

16:36.996 --> 16:38.663
‫- حال شما؟ چطورین؟
‫- آقای رئیس‌جمهور

16:38.664 --> 16:39.873
‫بله، سلام

16:39.874 --> 16:41.333
‫- سلام
‫- سلام. می‌بینی؟ آره

16:41.334 --> 16:42.522
‫- اوم
‫- بندشلوار رو

16:43.377 --> 16:46.417
‫- عجب لباس سبز قشنگی. آره
‫- اوه، ممنونم، متشکرم

16:46.977 --> 16:48.377
‫دیگه چه چیزهایی سبزه؟

16:48.729 --> 16:51.314
‫چمن، چمن سبزه. پول

16:51.339 --> 16:53.771
‫قراره همین‌طوری چیزهای سبز رو نام ببریم؟

16:53.796 --> 16:56.158
‫- خیارشور هم سبزه
‫- اوه، پس واقعاً قراره این کارو بکنیم. باشه

16:56.183 --> 16:58.480
‫آم، باید بیشتر از اینا باشه. حتماً هست

16:58.505 --> 17:01.050
‫فکر کنم چیزهای بیشتری هم هست
ولی همین‌قدر بسه

17:02.230 --> 17:04.731
‫- تا حالا خرمالو خوردی؟
‫- نه

17:04.732 --> 17:05.859
‫میوه جالبیه

17:05.884 --> 17:07.859
‫اسمش طوریه که انگار
از روی اسم یه نفر برداشته شده

17:07.860 --> 17:09.819
‫انگار یه یارویی بوده که اسمش خرمالو بوده

17:09.820 --> 17:11.445
‫- می‌دونی؟
‫- اوه، دیگه چیزی به ذهنم نمی‌رسه

17:11.470 --> 17:13.058
‫- من می‌رم سمت بار
‫- جک خرمالو

17:13.083 --> 17:15.046
‫نه؟ شاید یه مردی بوده
...که بهش می‌گفتن ادگار

17:15.071 --> 17:16.405
‫ادگار خرمالو

17:17.775 --> 17:18.942
‫استیون خرمالو

17:20.000 --> 17:26.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

17:27.578 --> 17:28.578
...خب

17:28.890 --> 17:31.513
‫ یه زن جوان و زیبایی مثل شما

17:31.759 --> 17:34.154
‫توی یه همچین مهمونیِ شبونه‌ای
بدون همراه چی کار می‌کنه؟

17:34.624 --> 17:35.790
‫- دارم کار می‌کنم
‫- ممنون

17:35.815 --> 17:37.651
‫من، جیمز بوکانان هستم

17:38.531 --> 17:41.410
‫رئیس‌جمهور ایالات متحده

17:41.623 --> 17:42.723
‫فینگر فود میل دارید؟

17:42.748 --> 17:46.513
‫هسته موردعلاقه‌ت چیه؟

17:46.538 --> 17:49.826
‫- هسته؟
‫- هسته میوه. واسه من گیلاسه

17:49.851 --> 17:50.986
‫عالیه

17:50.987 --> 17:52.946
‫تف کردنش خیلی فاز میده
گیلاس رو می‌جوی

17:54.261 --> 17:55.287
‫اوه

17:56.304 --> 17:57.388
‫اوه!

17:57.413 --> 18:00.164
‫نظرت در مورد تخمه چیه؟
موضع‌ت در قبال تخمه چیه؟

18:00.189 --> 18:02.399
‫من موضع خاصی در قبال تخمه ندارم

18:02.424 --> 18:03.674
‫تخمه هندونه

18:03.699 --> 18:05.617
‫- خیلی موجوداتِ لیزی هستن
‫- اوهوم

18:05.642 --> 18:07.309
‫من یه ترفند واسه برداشتنشون دارم

18:07.753 --> 18:10.338
‫همین‌طوری با دستم بهشون ضربه می‌زنم
انگار دارم مگس می‌کشم

18:10.339 --> 18:12.750
‫صاف می‌چسبن به کف دستت
بعدش می‌خورمشون

18:12.775 --> 18:14.932
‫فکر نمی‌کنم آدم مجاز باشه

18:14.969 --> 18:16.136
‫که تخمه‌ها رو قورت بده

18:16.137 --> 18:17.804
‫اینا همش حرف‌های خرافی قدیمیه

18:17.805 --> 18:19.931
‫می‌دونی،
‫حالا که حرف از خرافاتِ پیرزن‌ها شد،

18:19.932 --> 18:22.310
‫بدم نمیاد تو رو واسه خودم پیرزنِ خونه کنم

18:23.102 --> 18:24.449
‫بله؟ چی فرمودید؟

18:24.783 --> 18:27.126
‫- خوشت نیومد؟
‫- من برم به کارم برسم

18:28.183 --> 18:30.100
‫اوه، جداً؟ عجب

18:36.360 --> 18:39.029
‫می‌دونی، ‫من بانوی اول ندارم،

18:39.897 --> 18:42.856
‫ولی تو اولین بانویی هستی
که امشب به دلم نشسته

18:43.192 --> 18:44.339
‫قبلاً همو دیدیم

18:44.613 --> 18:47.114
‫اوه! اوه، آره!

18:47.139 --> 18:48.682
‫اوه، آره، آره، آره!

18:48.707 --> 18:50.916
‫- همون لباس سبزه، سبز، سبز، سبز!
‫- بله

18:50.963 --> 18:53.965
‫باشه، کیوی؛ قهوه‌ای و سبز

18:53.966 --> 18:56.192
‫- بحثش تموم شد
‫- دو رو داره. یه میوه دو رنگه

18:56.217 --> 18:59.303
‫دو... این یه... ها؟ ها؟

19:00.181 --> 19:01.181
سلام

19:01.587 --> 19:03.277
بلدی اینو با کد مورس بگی؟

19:03.895 --> 19:06.417
‫نقطه، نقطه، نقطه، نقطه... نقطه

19:06.442 --> 19:09.658
‫خط، خط،
‫خط، خط، خط، خط

19:09.683 --> 19:10.693
‫ها؟

19:12.906 --> 19:14.741
‫- نقطه، نقطه، نقطه...
‫- بازم منم

19:15.946 --> 19:17.198
‫خط، خط...

19:17.742 --> 19:19.200
‫خط، خط، خط، خط

19:23.248 --> 19:24.749
‫- اوه! اوه
‫- اوه! سلام

19:24.789 --> 19:26.371
‫- سلام. آقای رئیس‌جمهور
‫- اوه

19:26.832 --> 19:28.985
‫تا حالا انبه خوردی؟

19:29.335 --> 19:31.461
‫ اوه، خوشمزه‌ست. خیلی آبداره

19:31.462 --> 19:33.338
‫واسه خوردنِ
یه همچین چیزی آدم دستمال لازم داره

19:33.339 --> 19:34.911
‫صاف شره می‌کنه روی صورتت

19:34.936 --> 19:36.841
‫- چه جذاب
‫- یه هسته بزرگ هم داره

19:36.842 --> 19:38.260
‫- عجب
‫- از هسته بزرگ خوشت میاد؟

19:39.485 --> 19:40.485
!آه

19:41.639 --> 19:42.972
‫اوه، ازت خوشش نمیاد

19:42.973 --> 19:44.823
‫کمی قبل‌تر پام رفت رو پاش

19:44.848 --> 19:47.665
‫کاملاً تصادفی بود
البته باید بگم بیشتر تقصیر خودش بود

19:47.690 --> 19:49.566
‫- واو
‫- ولی فکر کنم فلج اطفال داره

19:49.591 --> 19:52.139
‫- چی؟
‫- چی داره؟

19:53.854 --> 19:55.252
‫لقوه. لقوه داره

19:55.277 --> 19:56.695
‫ کنترلی روی مهارت‌های حرکتیش نداره

19:56.696 --> 19:58.259
‫نمی‌دونم چطوری داره این‌ور اون‌ور می‌ره

19:58.284 --> 19:59.701
‫جدی می‌گی؟ به نظر من که مشکلی نداره

19:59.726 --> 20:01.471
‫بگذریم، رنگ اون لباس چیه؟

20:01.496 --> 20:03.545
‫- قهوه‌ای مایل به قرمزه
‫- خرمایی؟

20:04.296 --> 20:06.504
‫- هیچ‌چیز خرمایی‌رنگی به ذهنم نمی‌رسه
‫- خب، خوبه

20:06.529 --> 20:08.198
‫من برم یه چیزی واسه خوردن پیدا کنم

20:10.664 --> 20:12.612
‫- سیب‌زمینی پوست‌قهوه‌ای
‫- اوهوم

20:13.373 --> 20:15.248
‫خب من که اصلاً سر در نمیارم

20:15.273 --> 20:16.534
‫هرجا می‌رم قهوه‌ای و ضایع می‌شم

20:16.559 --> 20:18.591
‫دارم در مورد میوه حرف می‌زنم
وارد بحث‌ میوه شدم

20:18.592 --> 20:19.676
‫انبه و پاپایا

20:19.677 --> 20:21.178
‫دارم در مورد هسته و تخمه حرف می‌زنم

20:21.203 --> 20:22.637
‫- هسته‌ها!
‫- داشتی در مورد هسته حرف می‌زدی؟

20:22.638 --> 20:23.763
‫آره، هسته‌ها

20:23.764 --> 20:26.558
‫هسته‌های بزرگ، هسته‌های کوچیک،
‫ هسته هلو، هسته آلو

20:26.559 --> 20:28.560
‫به نظرم این چیزها خیلی جذابن

20:28.561 --> 20:30.854
‫- ظاهراً واسه اونا نیست
‫- اونا کنجکاویِ هسته‌ای ندارن

20:30.855 --> 20:33.065
‫کنجکاویِ هسته‌ای ندارن

20:33.090 --> 20:34.799
‫داره دیوونم می‌کنه

20:34.824 --> 20:37.048
‫شاید بهتره باهاشون درباره
یه موضوع غیرمیوه‌ای صحبت کنین

20:37.073 --> 20:39.839
‫اوه، اون کارو هم کردم
از یکی‌شون پرسیدم دندون‌پزشکش کیه

20:39.864 --> 20:41.531
‫دندون‌های داغونی داشت. سوال احمقانه‌ای بود

20:41.532 --> 20:42.782
‫خجالت‌زده شد

20:42.783 --> 20:45.342
‫نباید ازش می‌پرسیدم
هرچند خودم یه دندون‌پزشک لازم دارم

20:45.367 --> 20:48.202
‫قربان، الان وقت مناسبیه که
با جفرسون دیویس صحبت کنین؟

20:48.227 --> 20:49.927
‫اصلاً من واسه همین وارد سیاست شدم،

20:49.952 --> 20:51.958
‫که با زن‌ها آشنا بشم

20:51.959 --> 20:54.502
‫قربان، ما نیاز داریم
که شما ایالات متحد رو حفظ کنین

20:54.503 --> 20:57.010
‫صحبت با جنوبی‌ها از بالاترین اهمیت برخورداره

20:57.035 --> 20:58.567
‫بالاترین اهمیت؟

20:58.592 --> 20:59.926
‫- بله
‫- خودشه!

20:59.951 --> 21:01.576
‫- خودشه. خودِ خودشه، عالیه
‫- ممنون

21:01.601 --> 21:02.918
‫- یه ایده به ذهنم رسید
‫- خیلی‌خب

21:02.943 --> 21:04.334
‫اون زن با لباس قرمز رو می‌بینی؟

21:04.359 --> 21:07.307
‫این یکی داره منو می‌کشه،
می‌تونم مخش رو بزنم و تحت تأثیر قرارش بدم

21:07.308 --> 21:10.518
‫می‌رم باهاش حرف می‌زنم
حالا، تو میای پیشم و می‌گی

21:10.519 --> 21:12.479
‫"قربان، یه سند هست که باید امضا کنید

21:12.480 --> 21:15.523
‫سرنوشتِ ایالات متحد در مصلحت قرار داره"

21:15.524 --> 21:17.716
‫- ولی... ولی واقعاً هم در مصلحته
‫- آره، دوباره همونو بگو

21:17.741 --> 21:19.312
‫سرنوشتِ ایالات متحد در مصلحت قرار داره

21:19.337 --> 21:20.630
‫- معرکه‌ست
‫- ولی، نه...

21:22.705 --> 21:25.092
‫- اوه
‫- آقای رئیس‌جمهور

21:25.117 --> 21:26.834
‫- سلام
‫- سلام

21:26.859 --> 21:30.445
‫می‌دونین، من حس ششم دارم

21:30.470 --> 21:32.137
‫یه جورایی ذهن‌خوان هستم،

21:32.162 --> 21:34.059
‫می‌تونم اسم یه نفر رو حدس بزنم

21:34.084 --> 21:36.294
‫بدون اینکه هیچ‌چیزی درباره‌ش بدونم

21:36.295 --> 21:37.254
‫واقعاً؟

21:37.284 --> 21:38.868
‫- به اسمت فکر کن. بهش فکر کن
‫- اوهوم

21:38.893 --> 21:40.523
‫- توی ذهنت فریادش بزن
‫- اوهوم. دارم فریاد می‌زنم...

21:40.548 --> 21:41.951
‫- داری فریاد می‌زنی؟
‫- دارم فریادش می‌زنم

21:41.976 --> 21:44.399
‫خیلی‌خب. حس می‌کنم...

21:44.972 --> 21:46.284
‫چشم‌هات رو باز کن...

21:46.821 --> 21:47.821
جنِت

21:48.245 --> 21:50.788
‫- نه، جنت نیست
‫- گرترود؟

21:50.813 --> 21:53.690
‫نه، اصلاً... راستش اصلاً نزدیکش هم نبود

21:53.729 --> 21:56.022
‫- کورین؟
‫- نزدیک‌تر شد. من فقط...

21:56.023 --> 21:57.607
‫- دوباره می‌گم، من اصلاً...
‫- کلاریسا؟

21:57.608 --> 21:59.567
‫نه، فکر نمی‌کنم استعداد خاصی
توی این کار داشته باشین

21:59.568 --> 22:01.110
‫- واقعاً ندارم
‫- آقای رئیس‌جمهور

22:01.111 --> 22:03.112
‫یه سند بسیار مهم هست که باید امضا کنید

22:03.113 --> 22:05.406
‫سرنوشتِ ایالات متحد در مصلحت قرار داره

22:05.407 --> 22:07.684
‫الان آخه اپلتون؟
دارم با این زنِ زیبا صحبت می‌کنم

22:07.709 --> 22:09.786
‫- ترایمن
‫- اسم من ترایمن نیست

22:09.787 --> 22:11.246
‫باعث افتخاره، خانوم ترایمن

22:11.247 --> 22:13.503
‫ این اسم من نیست
...اصلاً اسم هم نیست. اون

22:13.872 --> 22:15.873
‫- اوه
‫- موضوع از چه قراره؟

22:15.898 --> 22:17.742
‫خب، ما داریم...

22:18.193 --> 22:19.861
‫داریم با ایتالیا وارد جنگ می‌شیم

22:19.886 --> 22:21.524
‫چرا داریم با ایتالیا ‫وارد جنگ می‌شیم؟

22:21.549 --> 22:22.775
‫مسئله گوجه‌فرنگی‌ـه

22:22.800 --> 22:25.009
‫- دارن گوجه‌فرنگی‌ها رو احتکار می‌کنن
‫- اوه!

22:25.010 --> 22:26.510
‫مسئله زیاد بزرگی نیست،
‫خانوم ترایمن

22:26.535 --> 22:28.471
‫- خب، اون نمی‌خواد...
‫- دوباره می‌گم، اسم من ترایمن نیست

22:28.472 --> 22:30.575
‫تو نمی‌دونی، اپلتون،
‫که واقعاً چه اتفاقی داره می‌افته

22:30.600 --> 22:32.868
‫ولی ما داریم
‫سر گوجه‌فرنگی وارد جنگ می‌شیم؟

22:32.893 --> 22:34.060
‫و فلفل دلمه‌ای

22:34.061 --> 22:36.771
‫چی... چه اتفاقی
واسه ‫فلفل دلمه‌ای‌ها افتاده؟

22:36.772 --> 22:38.314
‫خب، فلفل‌ها رو هم دارن احتکار می‌کنن

22:38.315 --> 22:39.482
‫مگه این‌قدر بهشون نیاز داریم؟

22:39.483 --> 22:40.817
‫بله، بله، نیاز داریم، واقعاً داریم

22:40.818 --> 22:42.652
‫و می‌دونی، گوجه‌فرنگی، سبزیجات نیست

22:42.653 --> 22:44.612
‫- یه میوه‌ست. و...
‫- بله، حتماً

22:44.613 --> 22:45.702
‫و قرمزه

22:46.015 --> 22:47.363
‫- دیگه چه چیزی قرمزه؟
‫- وایسا

22:47.388 --> 22:49.765
‫لطفاً نذارین سر گوجه‌فرنگی ‫وارد جنگ بشیم

22:49.790 --> 22:51.332
‫همچین قضیه بزرگی هم نیست،
‫خانوم ترایمن

22:51.357 --> 22:52.459
اسمم ‫ترایمن نیست!

22:54.365 --> 22:56.032
‫اوکی، این عالی بود

22:56.057 --> 22:59.268
‫واسه بعدی، اول اسمش رو می‌فهمیم،

22:59.293 --> 23:00.775
‫بعد میام جلو و حدسش می‌زنم

23:00.800 --> 23:02.439
‫مغزِ تخمی‌شون سوت می‌کشه

23:02.464 --> 23:05.842
‫قربان، من باید اصرار کنم
که با جفرسون دیویس صحبت کنین

23:05.843 --> 23:07.010
‫باشه، بزن بریم

23:07.011 --> 23:08.177
‫قبوله. بزن بریم

23:08.178 --> 23:10.346
‫اینا فقط دارن با این سینی‌ها دور می‌زنن

23:10.347 --> 23:11.705
‫- سر در نمیارم
‫- پیش‌غذای چرخشی؟

23:11.730 --> 23:12.995
‫یعنی اصلاً نمی‌تونم تصور کنم...

23:13.020 --> 23:14.475
‫آقایون اگه اجازه بدید مرخص بشیم

23:14.476 --> 23:15.469
‫آقای رئیس‌جمهور

23:15.494 --> 23:16.744
‫- سناتور دیویس...
‫- اوم

23:16.769 --> 23:20.649
‫من یه چندتایی ایده
درباره کانزاس دارم که فکر کنم

23:21.084 --> 23:22.627
‫می‌تونه همه رو خوشحال کنه

23:22.652 --> 23:26.488
‫اینا کلِ مدت رو
فقط داشتن فینگر فود پخش می‌کردن

23:26.513 --> 23:27.846
‫شام ساعت چنده؟

23:27.871 --> 23:30.259
‫- آره، نه. شامی در کار نیست
‫- شامی در کار نیست؟ چی...

23:30.284 --> 23:31.910
‫- نه، آره
‫- جدی می‌گی؟

23:31.911 --> 23:33.505
‫آره، آره، ‫بهش می‌گن،

23:33.530 --> 23:35.490
‫پیش‌غذا... پیش‌غذای چرخشی. مثل...

23:36.879 --> 23:39.542
‫منظورم همینه
‫فقط همین سینی‌های مسخره‌ست

23:39.543 --> 23:40.848
‫کمی قبل‌تر پام رفت رو انگشت پاش

23:40.873 --> 23:42.211
‫فکر کنم یه مشکلی داره

23:42.212 --> 23:44.839
‫اصلاً به تخمم نیست
که پات رفته رو انگشت پاش

23:44.840 --> 23:46.351
‫من الان دارم از گرسنگی می‌میرم

23:46.376 --> 23:49.318
‫ یه ساندویچ خوردم
‫که اندازه‌ش در حد خوراک یه بچه بود

23:49.343 --> 23:51.093
‫یه مشت کراکر خوردم که یه سری چیز مسخره

23:51.118 --> 23:52.285
‫- گذاشته بودن روش
‫- خیلی‌خب

23:52.310 --> 23:54.909
‫تقریباً مطمئنم چیزی که خوردم
دودولِ خوک بود که دورش بیکن پیچیده بودن

23:54.934 --> 23:56.893
‫خب این یه چیز جدیده، اوکی؟

23:56.894 --> 23:58.269
‫بهش می‌گن ‫پیش‌غذای چرخشی

23:58.270 --> 23:59.306
‫دور می‌زنن،

23:59.331 --> 24:01.415
‫و تو هم فقط... ‫فقط ایستاده می‌خوریش

24:01.440 --> 24:03.733
‫نه، پیش‌غذا که شام نمی‌شه

24:03.734 --> 24:07.620
‫اینا مقدمه شامن، جایگزین شام که نیستن

24:07.645 --> 24:09.048
‫اگه زیاد بخوری، جایگزینش می‌شه

24:09.073 --> 24:10.800
‫- اوه، اگه زیاد ازش بخورم؟
‫- جاش رو می‌گیره

24:10.825 --> 24:12.617
‫من از اوناشم که
دوست دارم با شام سالاد بخورم

24:12.618 --> 24:14.327
‫- نه، سالاد با این جور در نمیاد...
‫- سالاد هم هست؟

24:14.328 --> 24:15.370
‫اینجا جواب نمی‌ده

24:15.371 --> 24:16.996
‫ آخه باید ایستاده با چنگال بخوریش

24:16.997 --> 24:18.039
‫نه، اون‌طوری که نمی‌شه‫

24:18.040 --> 24:20.366
‫حداقلش می‌تونم
منتظر یه نون و کره‌ای چیزی باشم؟

24:20.391 --> 24:22.628
‫می‌دونی، ‫منم مثل هر کس دیگه‌ای
نون و کره دوست دارم

24:22.653 --> 24:24.181
‫مخصوصاً اگه نون رو گرم کنی

24:24.206 --> 24:26.032
‫- معلومه که نون رو باید گرم کرد
‫- کره آب می‌شه

24:26.057 --> 24:27.314
‫- صد البته
‫- بیخیال، معرکه‌ست

24:27.339 --> 24:28.423
‫کره رو می‌ذاری روش...

24:28.448 --> 24:30.005
‫- و به خوردِ نون می‌ره توش ذوب می‌شه
‫- خدای من!

24:30.030 --> 24:31.168
‫اوووف، یه ارگاسمه!

24:31.193 --> 24:32.906
‫بله! بله اون نون و کره کجاست؟

24:33.774 --> 24:35.864
‫- واسه این مدل مهمونی جواب نمی‌ده
‫- اصلاً جواب نمی‌ده

24:35.889 --> 24:38.099
‫شاید دقیقاً مثل یه وعده غذایی کامل نباشه،

24:38.100 --> 24:40.274
‫اینو بهت حق می‌دم
اما مزیت‌های خودشو داره

24:40.299 --> 24:43.052
‫اگه شام نشسته باشه
ملت دور میز لفتش می‌دن

24:43.077 --> 24:45.651
‫زیادی تلپ می‌شن
ما از این لفت دادن‌ها خوشمون نمیاد

24:45.676 --> 24:47.273
‫خب، شاید توی شمال این‌طوری باشه

24:47.298 --> 24:49.503
‫توی جنوب، ما عاشق این لفت دادن‌ها
و گپ‌وگفت‌های آخرِ غذاییم

24:49.528 --> 24:51.800
‫در واقع ترجیح می‌دیم
‫ته غذا آروم و کش‌دار تموم بشه

24:51.825 --> 24:53.340
‫این خودش بخشی از فرآینده

24:53.365 --> 24:54.449
‫خب توی شمال،

24:54.474 --> 24:56.535
‫ما از این کش‌اومدن‌های
ملال‌آورِ آخرِ غذا لذت نمی‌بریم

24:56.560 --> 24:58.744
‫ما می‌خوایم کوفت کنیم و بریم خونه‌هامون،

24:58.745 --> 25:01.313
‫پیژامه‌هامون رو بپوشیم و یه کتاب دست بگیریم

25:01.338 --> 25:02.628
‫- و ریلکس کنیم
‫- خب...

25:02.653 --> 25:04.054
‫ما نمی‌خوایم پشت یه میز بشینیم

25:04.079 --> 25:05.928
‫و یه مشت اراجیف و چرت‌وپرت تحویل هم بدیم

25:05.953 --> 25:07.151
‫ مثل یه خانواده‌ست!

25:07.176 --> 25:09.064
‫خانواده دقیقاً آخرین کسایی هستن
که دلم می‌خواد باهاشون حرف بزنم

25:09.089 --> 25:10.923
‫ولی اینا همونایی‌ان
که می‌خوام دور خودم جمع کنم

25:10.924 --> 25:12.717
‫- آره؟ خب، کِی...
‫- پسردایی‌ها و پسرخاله‌های درجه دو

25:12.718 --> 25:14.299
‫ اصلاً دلم نمی‌خواد
با هیچ آدمی ارتباط برقرار کنم

25:14.324 --> 25:16.074
‫ می‌خوام دسر رو تموم کنم ‫و برم خونه

25:16.099 --> 25:17.320
‫یه چیز دیگه هم بهت بگم

25:17.345 --> 25:18.553
‫- آره؟
‫- اصلاً نمی‌تونم تصور کنم

25:18.578 --> 25:20.121
‫توی کشوری زندگی کنم

25:20.146 --> 25:21.905
‫که نصفِ جمعیتش...

25:21.930 --> 25:24.240
‫بعد از غذا دور میز لفتش نمی‌دن

25:24.265 --> 25:27.702
‫منم نمی‌تونم زندگی توی
یه کشورِ لفت‌دهنده رو تصور کنم

25:28.413 --> 25:30.956
‫ایالت‌های جنوبی
‫تا سه روز دیگه جلسه دارن

25:30.981 --> 25:32.899
‫- عصر بخیر
‫- اوه، آره

25:32.924 --> 25:34.817
‫برید. برید و اعلام جدایی کنین

25:34.842 --> 25:37.218
‫- اوه، اوه، اوه. جدایی
‫- من می‌رم و جدایی رو اعلام می‌کنم

25:37.243 --> 25:39.305
‫- ما ممکنه جدا بشیم
‫- اوه، شما... وای چقدر ترسیدیم

25:39.330 --> 25:41.216
‫- بایدم بترسین، از جلوی چشمام دور شو!
‫- می‌خواد جدا بشه

25:41.241 --> 25:44.243
‫آره. اوه، آره، ‫به این، به این
به این می‌گن یه وعده غذا

25:44.268 --> 25:46.365
‫- شامه!
‫- بهم نگو این قراره شام باشه

25:46.390 --> 25:48.984
‫در حالی که واضحه اصلاً شام نیست
‫- اوه. این شامه!

25:49.009 --> 25:50.591
‫اینا همش اراجیف و زرِ مفتـه!

25:50.846 --> 25:51.980
‫چقدر بی‌ادب!

25:52.512 --> 25:55.976
سه روز بعد یازده ایالت جنوبی»
«از اتحادیه جدا شدن

25:56.176 --> 25:57.406
‫آقای رئیس‌جمهور

26:11.762 --> 26:14.273
‫در اواخر قرن نوزدهم ‫و اوایل قرن بیستم،

26:14.298 --> 26:17.865
‫فلج اطفال یکی از هولناک‌ترین
‫بیماری‌های جهان بود،

26:17.890 --> 26:20.344
‫با شیوع‌هایی که به طور معمول
‫هزاران نفر را به کام مرگ می‌کشاند

26:20.369 --> 26:22.017
‫خیلی‌های دیگه رو فلج و زمین‌گیر می‌کرد،

26:22.042 --> 26:25.448
‫از جمله رئیس‌جمهور، فرانکلین دی روزولت.

26:25.473 --> 26:27.432
‫اما در اوایل دهه 1950،

26:27.457 --> 26:29.541
‫یک پزشک آمریکایی ‫به نام جوناس سالک

26:29.566 --> 26:31.944
‫اولین واکسن موفق فلج اطفال رو ساخت.

26:32.773 --> 26:34.619
‫این یک معجزه و تغییردهنده شرایط بود

26:34.644 --> 26:37.293
‫در سال‌های پس از آن، ‫دکتر آلبرت سابین

26:37.318 --> 26:39.987
‫یک واکسن خوراکی ساخت که تولیدش ارزان‌تر

26:40.012 --> 26:41.573
‫و تجویزش راحت‌تر بود

26:41.598 --> 26:46.294
‫و تا سال 1979، ‫فلج اطفال به طور
کامل ‫از ایالات متحده، ریشه‌کن شد

26:46.319 --> 26:48.650
‫آن هم به لطف واکسیناسیون گسترده

26:48.957 --> 26:50.481
‫بذارید دوباره تکرار کنم.

26:50.506 --> 26:53.508
‫به لطف ‫واکسیناسیون‌های گسترده.

26:54.083 --> 26:55.582
‫به دلیل کار پیشگامانه‌اش،

26:55.607 --> 26:58.525
‫جوناس سالک جونِ بی‌شمار انسان رو
در سراسر جهان نجات داد

26:58.575 --> 27:00.662
‫و باعث افتخار و سربلندی مادرش شد.

27:00.687 --> 27:03.546
‫بسیار، بسیار سربلند.

27:04.424 --> 27:06.719
سـال 1955
"کوئیـنز نیـویـورک"

27:08.937 --> 27:10.380
‫اوه!

27:10.640 --> 27:12.010
‫سلام، اِولین

27:12.433 --> 27:15.102
‫روز بخیر، دورا‫، حالت چطوره؟

27:15.127 --> 27:18.298
‫خیلی خوبم، خیلی خوب. اِولین،

27:18.626 --> 27:20.919
‫نمی‌دونم بهت گفته بودم یا نه...

27:20.944 --> 27:23.245
‫- دوباره شروع شد
...‫- که پسرم جوناس

27:23.993 --> 27:26.787
‫هفته آینده قراره توی کنگره حاضر بشه

27:26.812 --> 27:29.705
‫بله، قبلاً هم گفتی، اونم چندین و چند بار

27:29.730 --> 27:31.652
...‫و اصلاً می‌دونی ‫واسه چی قراره

27:31.677 --> 27:33.386
‫- توی کنگره حاضر بشه؟
‫- بله

27:33.411 --> 27:36.729
‫چون اون درمان فلج اطفال رو کشف کرد!

27:36.754 --> 27:37.921
‫بله، همین‌طوره دورا

27:37.946 --> 27:40.031
‫جوناسِ من درمان فلج اطفال رو کشف کرد

27:40.056 --> 27:42.037
‫- آره، همین، کشف کرد
‫- اون خیلی نابغه‌ست

27:42.062 --> 27:43.338
‫- خیلی باهوشه
‫- جوناس...

27:43.683 --> 27:46.297
‫جوناس، بیا پایین و به اِولین بگو

27:46.322 --> 27:48.198
‫چطوری درمان ‫فلج اطفال رو کشف کردی

27:48.223 --> 27:49.575
‫الان وقت ندارم مامان

27:49.600 --> 27:50.651
‫حسابی سرم شلوغه

27:50.676 --> 27:52.113
‫- کلی کار دارم که باید انجام بدم
‫- البته

27:52.138 --> 27:53.805
‫اوکی، ولی سلام اِولین. حالت چطوره؟

27:53.830 --> 27:55.520
‫جوناس، ‫از دیدنت واقعاً خوشحال شدم

27:55.545 --> 27:57.087
‫منم همین‌طور، خوشحال شدم، خوشگل شدی

27:57.112 --> 27:58.317
‫اوه، ممنون جوناس

27:58.342 --> 27:59.745
‫اوکی، فقط کلی کار روی سرم ریخته،

27:59.770 --> 28:01.020
‫- پس منو ببخشید، باشه؟
‫- درک می‌کنم

28:01.045 --> 28:02.087
‫- ممنون
‫- خیلی‌خب

28:02.112 --> 28:04.385
‫- به کار خوبت ادامه بده
‫- جوناس، روی سرطان کار کن

28:04.706 --> 28:07.541
‫داره آدم‌ها رو می‌کشه
اون انجامش میده، اون می‌تونه

28:07.566 --> 28:09.400
‫- درمان سرطان رو پیدا می‌کنه
‫- شاید

28:09.425 --> 28:10.759
‫- شاید سرطان
‫- شاید

28:10.784 --> 28:11.909
‫- می‌دونی چیه؟
‫- آره؟

28:11.934 --> 28:12.984
‫ از همون موقعی که

28:13.009 --> 28:14.585
‫- یه پسربچه کوچک بود می‌دونستم...
‫- واقعاً؟

28:14.610 --> 28:16.069
‫که سرنوشتش با بزرگی و افتخار گره خورده

28:16.094 --> 28:18.053
‫- براش یه کیت آزمایش شیمی خریدیم،
‫- اهوم

28:18.078 --> 28:20.703
‫و اونم طبق معمول، ‫یه آتیش‌سوزی راه انداخت

28:20.728 --> 28:23.282
‫- اوه!
‫- دانیال ول‌کنِ معامله نبود و مدام غر می‌زد

28:23.307 --> 28:25.235
‫- شاکی بود، حسابی شاکی بود
‫- اوه، چقدر جالب

28:25.260 --> 28:27.036
‫می‌گفت: "نمی‌دونم با این بچه باید چکار کنم"

28:27.061 --> 28:27.874
‫خب، آره

28:27.899 --> 28:30.484
...‫و منم گفتم: "دانیال، صبرکن چون یه روزی

28:30.891 --> 28:32.975
‫این پسر کاری می‌کنه که بهش افتخار کنی"

28:33.000 --> 28:34.918
‫مادر خودش این چیزها رو می‌فهمه

28:34.943 --> 28:37.611
‫- و اگه امسال جایزه نوبل رو بهش ندن...
‫- اهوم

28:37.636 --> 28:38.904
‫خودم می‌رم سوئد و

28:38.929 --> 28:41.248
‫- خفه‌شون می‌کنم
‫- واقعاً این کارو می‌کنی؟

28:41.273 --> 28:44.201
‫اون‌قدر گلوشون رو فشار می‌دم
تا ریق رحمت رو سر بکشن

28:44.226 --> 28:45.434
‫تک‌تک‌شون رو خفه می‌کنم

28:45.459 --> 28:48.476
‫خیلی‌خب دورا، بی‌خیال، جدی می‌گم بس کن

28:48.501 --> 28:52.171
‫اصلاً می‌دونی جوناس
حتی یه سنت هم از این واکسن در نیاورده؟

28:52.196 --> 28:53.738
‫حتی ثبت اختراعش هم نکرد

28:53.763 --> 28:56.706
‫- اون فقط می‌خواد به بشریت خدمت کنه
‫- پسر خیلی خوبیه

28:56.731 --> 28:58.783
‫برام سوال بود که چرا
هنوز داره اینجا زندگی می‌کنه

28:58.808 --> 29:00.322
‫اما الان دیگه فهمیدم

29:00.347 --> 29:02.348
‫ما بچه‌های دوست‌داشتنی‌ای داریم
این یه نعمته

29:02.373 --> 29:05.069
‫- یه نعمته. آره، می‌دونم، می‌دونم
‫- هست! واقعاً یه نعمته

29:05.094 --> 29:06.502
‫احوال تیموتی چطوره؟

29:06.527 --> 29:08.653
‫خب، ممنون که پرسیدی دورا

29:08.678 --> 29:10.763
‫- خواهش می‌کنم
‫- می‌دونم اصلاً راحت نبوده. آم...

29:10.788 --> 29:12.664
‫خیلی هم عالی. اون...

29:12.689 --> 29:14.356
‫اون اِندِ کت‌وشلواری‌ها ‫و کراواتی‌هاست؟

29:14.381 --> 29:15.631
‫توی "رابرت هال" کار می‌کنه

29:15.656 --> 29:16.981
‫به‌تازگی ترفیع گرفته،

29:17.279 --> 29:19.150
‫و در حال حاضر جوون‌ترین

29:19.175 --> 29:22.098
مدیر ‫در کلِ تاریخ اون شرکتـه

29:22.386 --> 29:23.423
‫چی شده؟

29:23.448 --> 29:28.203
‫جوون‌ترین مدیر ‫در کلِ تاریخ اون شرکتـه

29:28.228 --> 29:30.147
‫- بله
‫- اوه! هی جوناس

29:31.467 --> 29:33.272
‫- جوناس! تیموتی...
‫- بله مامان؟ بله

29:33.297 --> 29:35.203
‫اون مدیرِ شرکت رابرت هال شده

29:35.228 --> 29:37.752
‫می‌تونه برات یه کت‌وشلوار جدید
واسه رفتن به کنگره جور کنه

29:37.777 --> 29:39.101
‫- اوه، ایده فوق‌العاده‌ایه
‫- نه؟

29:39.126 --> 29:40.872
‫و جوناس، ‫اون جوون‌ترین مدیرِ

29:40.897 --> 29:43.589
‫- تاریخِ اون شرکتـه
‫- چیِ تاریخ؟

29:43.961 --> 29:48.166
‫جوون‌ترین مدیر ‫در کل تاریخ اون شرکتـه

29:48.191 --> 29:49.524
‫چه عالی! خیلی هم خوبه

29:49.549 --> 29:52.400
‫بذار برات یه کت‌وشلوار جدید
‫واسه کنگره جور کنه، جوناس

29:52.425 --> 29:53.838
‫تا دلت بخواد کت‌وشلوار دارم مامان

29:53.863 --> 29:56.406
‫جوناس، مگه آدم
چند بار توی زندگیش میره کنگره؟

29:56.431 --> 29:58.401
‫نیازی به کت‌وشلوار ندارم
ولی با این حال خیلی لطف دارن

29:58.426 --> 30:00.160
‫- ممنون مامان
‫- از برند رابرت هال‌ـه‌ها!

30:00.185 --> 30:02.228
‫- خیاط اختصاصی توی شرکت دارن!
‫- اوه!

30:02.253 --> 30:03.919
‫درباره‌ش فکر می‌کنم
می‌تونم درباره‌ش فکر کنم؟

30:03.944 --> 30:05.294
‫- اوه! پس درباره‌ش فکر می‌کنی
‫- اوکی

30:05.319 --> 30:06.739
‫عمراً اگه درباره‌ش فکر کنی

30:06.764 --> 30:08.723
‫مامان می‌گم درباره‌ش فکر می‌کنم
کلی کت‌وشلوار دارم

30:08.748 --> 30:10.214
‫نه، فکر نمی‌کنی. من تو رو می‌شناسم

30:10.239 --> 30:11.413
‫- یا خدا
‫- تو فکر نمی‌کنی...

30:11.438 --> 30:12.383
‫سرش شلوغه

30:12.408 --> 30:13.986
‫بچه‌ها هیچ‌وقت دلشون نمی‌خواد
به حرف مادرشون گوش بدن

30:14.011 --> 30:15.803
‫اون اصلاً به لباس اهمیت نمیده

30:15.828 --> 30:17.717
‫تنها چیزی که براش مهمه بشریته

30:17.742 --> 30:20.214
‫- درسته
‫- اون داره دنیا رو شفا میده، پسرِ من

30:20.545 --> 30:22.630
‫جوناسِ من. جوناس!

30:23.501 --> 30:26.478
‫- بله مامان؟
‫- تو داری دنیا رو شفا میدی!

30:26.503 --> 30:27.938
‫دارم تمام تلاشمو می‌کنم، مامان

30:27.963 --> 30:30.340
‫تو از همین‌جا اومدی، از وجودِ من!

30:30.365 --> 30:31.865
‫- کارِ خودم بود!
‫- اوکی

30:31.890 --> 30:33.813
‫کارت واقعاً عالیه، ‫حرف نداره

30:35.253 --> 30:38.319
‫پسر خیلی خیلی دوست‌داشتنی‌ایه، دورا

30:38.344 --> 30:39.678
‫تیموتیِ تو هم همین‌طوره

30:39.703 --> 30:42.017
‫برام سواله که چرا هیچ‌وقت با هم دوست نشدن

30:42.042 --> 30:44.835
‫- خب، تیموتی اهل ورزش و اینا بود
‫- ورزشکار بود؟

30:44.860 --> 30:47.650
‫قرار بود
پرتاب‌کننده توپ واسه تیم "یانکیز" بشه

30:47.675 --> 30:50.510
‫اما خودش تصمیم گرفت
‫که یه زندگی ساده داشته باشه

30:50.535 --> 30:52.454
‫دلش می‌خواسته توی رابرت هال باشه

30:53.018 --> 30:54.040
‫بله

30:54.065 --> 30:55.075
‫هنوزم با اون...

30:55.100 --> 30:57.458
با اون دختر درشت‌هیکل ‫قراره می‌ذاره؟

30:57.483 --> 30:59.320
‫خودت که می‌دونی
همون دخترِ زشت که چند هفته پیش

30:59.345 --> 31:00.929
‫جلوی خونه دیدمش

31:00.954 --> 31:03.205
‫- اون دختر خیلی دوست‌داشتنی‌ایه‌، دورا
‫- ها؟

31:03.230 --> 31:05.000
‫- دخترِ خیلی دوست‌داشتنی‌ایه
‫- هوم. چه خوب

31:05.025 --> 31:07.240
‫راستی، همین تازگی خوندم که آلبرت سابین

31:07.265 --> 31:10.775
داره ‫یه واکسن خوراکیِ فلج اطفال میده بیرون

31:11.815 --> 31:13.673
‫من تف می‌کنم تو صورتِ سابین

31:13.698 --> 31:15.811
‫دیگه هیچ‌وقت اسمش رو جلوی من نیار

31:15.836 --> 31:17.295
‫واکسن خوراکی؟

31:17.320 --> 31:18.904
‫اون پسری که اون بالا بالاهاست،

31:18.929 --> 31:22.223
‫هر روز تا ساعت دو نصف‌شب
تو آزمایشگاه جون می‌کَنه

31:22.248 --> 31:23.524
‫اونم هفت روز هفته!

31:23.549 --> 31:25.091
‫اون سابین یه شیاده

31:25.116 --> 31:26.574
‫- یه کلاه‌برداره
‫- اوکی

31:26.599 --> 31:28.100
‫یه بار دیگه اسمش رو جلوی من بیاری،

31:28.125 --> 31:29.876
‫- غزل خداحافظی رو باید بخونی، اِولین
‫- آره

31:29.901 --> 31:31.026
‫فاتحه‌ت خونده‌ست، اِولین!

31:31.051 --> 31:33.315
‫آخه می‌تونه بیشتر از
!یه واکسن هم وجود داشته باشه

31:33.340 --> 31:36.159
‫نه، فقط یکی وجود داره. اونم پسر منه

31:36.184 --> 31:37.703
‫اصلِ کاری خودشه!

31:37.728 --> 31:40.020
‫اوه، اون واکسن قراره آدم‌ها رو به کشتن بده

31:40.045 --> 31:42.098
‫قراره به همه‌شون سکته قلبی بده

31:42.123 --> 31:45.192
‫اوه، بنال بینیم بابی، الهی مثل سگ بمیری!

31:45.217 --> 31:47.676
‫من شنیدم اون واکسن
!جوجه‌هات رو خشک و چروکیده می‌کنه

31:47.701 --> 31:49.643
‫اوه، لطفاً بی‌خیال شو، بی‌خیال، اوکی؟

31:49.668 --> 31:51.741
‫تو اصلاً هیچ توانی از علم و دانش نداری

31:51.766 --> 31:53.433
‫- من بیشتر از تو حالیمه
‫- تو که دکتر نیستی

31:53.458 --> 31:55.376
‫اگه من همه‌کاره بودم، مطمئن می‌شدم

31:55.401 --> 31:57.339
‫که هیچ بچه‌ای اون واکسن رو نزنه

31:57.364 --> 32:00.937
‫- این قضیه شامل سرخک هم میشه
‫- اوه، اگه تو همه‌کاره بودی

32:00.962 --> 32:02.796
‫- دقیقاً
‫- اوه، خدا همه‌مون رو نجات بده

32:02.821 --> 32:05.958
‫اگه یه احمق
یه عقب‌مونده تو رو همه‌کاره می‌کرد

32:05.983 --> 32:08.067
‫اون روز، روزِ سیاه و شومی واسه بشریت می‌شد،

32:08.092 --> 32:09.592
‫- اینو مطمئن باش
‫- آه!

32:09.617 --> 32:12.222
‫مامان! مامان. مامان
آروم باش، نیازی نیست با این حرف بزنی

32:12.247 --> 32:14.915
‫اون اصلاً نمی‌فهمه داره چی...
تو اصلاً نمی‌دونی درباره چی حرف می‌زنی بابی

32:14.940 --> 32:17.341
‫نمی‌دونم دارم چی می‌گم؟ شماها
اون‌ور با این واکسن‌هاتون رد دادین

32:17.366 --> 32:19.867
‫- آره راست می‌گی، ما دیوونه‌ایم بابی
‫- آره، همین‌طوره

32:19.892 --> 32:21.726
‫- ما کاملاً مغزمون رو از دست دادیم
‫- آره، ما دیوونه‌ایم

32:21.751 --> 32:24.071
‫به لطفِ شما، همه مجبورن واکسن بزنن

32:24.096 --> 32:26.520
‫اینجا شده مثل آلمان نازی، آدولف!

32:26.545 --> 32:28.671
‫- آدولف؟ چطور جرئت می‌کنی
!به پسرِ من بگی آدولف

32:28.696 --> 32:30.769
‫- اون آدولفه!
‫- کجامون شبیه آلمان نازیه؟

32:30.794 --> 32:33.212
‫چطور جرئت می‌کنی پسر منو
با اون هیولا مقایسه کنی؟

32:33.237 --> 32:35.130
‫- جوناس داره جون آدما رو نجات میده، بابی!
‫- سلام

32:35.155 --> 32:37.043
‫- مشکلی نیست
‫- به جای اینکه وقتت رو سرِ واکسن تلف کنی...

32:37.068 --> 32:38.010
‫ببخشید؟

32:38.035 --> 32:39.953
‫- اینجا پلاک 437 بی، خیابان شصت‌ونهمه؟
‫- اون مواد شیمیایی رو از تو آب بکش بیرون!

32:39.978 --> 32:42.979
‫- اینجا 439ـه، فکر کنم دنبال خونه بغلی می‌گردین
‫- اوه، در ضمن اینم بگم،

32:43.004 --> 32:46.516
‫فلوئورید باعث اختلال هویت جنسی میشه!

32:46.541 --> 32:48.309
‫- من اون‌قدر عاقلم که هر روز...
‫- آره، جونِ عمت

32:48.334 --> 32:50.085
‫شیر پاستوریزه‌نشده بخورم

32:50.110 --> 32:51.795
‫شیر رو باید مستقیم از خودِ گاو خورد،

32:51.820 --> 32:53.731
‫باید مستقیم از مِـمـه‌ش دوشید
همه اینو می‌دونن

32:53.756 --> 32:55.882
‫- همه اینو می‌دونن، باب؟
‫- همه می‌دونن

32:55.907 --> 32:57.746
‫اوه، راستی اینم بگم، آنفولانزای اسپانیایی

32:57.771 --> 33:00.121
‫یه سلاح بیولوژیکیه
با این تفاوت که طوری طراحی شده

33:00.146 --> 33:03.322
‫که به یهودی‌های
اشکنازی و چینی‌ها آسیبی نزنه

33:03.347 --> 33:05.944
‫و دولت هم دلش نمی‌خواد
شما از این قضیه بویی ببرین

33:05.969 --> 33:09.414
‫- آره، خودِ ناکس‌شه
‫- بله، من سرِ یه نهنگ رو با اره‌برقی بریدم،

33:09.439 --> 33:13.159
‫اما سرش رو زدم به دیوارِ اتاقم
پس یه استفاده‌ای ازش کردم

33:13.184 --> 33:14.479
‫هی، دارین چکار می‌کنین؟

33:14.504 --> 33:16.410
‫- من دیوونه نیستم
‫- بازداشتش کنین

33:16.435 --> 33:18.395
‫توی مغز این کرم افتاده!

33:18.420 --> 33:21.061
‫یه خرس مرده هم
!توی صندوق‌عقبِ ماشینش داره

33:21.086 --> 33:24.255
‫- من قراره اون خرس رو بخورم!
‫- این یارو روانیه!

33:24.280 --> 33:26.369
‫- من می‌خوام اون خرس رو بخورم
‫- اوکی، بریم یه قدمی بزنیم

33:26.394 --> 33:29.014
‫شاید وقتی کارتون با این تموم شد
بتونین برگردین سراغِ اون یکی

33:30.264 --> 33:32.154
‫این جوناس! چقدر بامزه‌ست این پسر

33:32.179 --> 33:34.305
‫از تمام اون کمدین‌ها هم خنده‌دارتره

33:34.330 --> 33:36.607
‫- چی؟
‫- از هنی یانگمن و میلتون برل هم بهتره

33:36.632 --> 33:39.634
‫می‌تونست یه کمدین بشه
اما علم رو انتخاب کرد

33:39.659 --> 33:42.213
‫اون علم رو انتخاب کرد چون یه جوناسـه!

33:42.238 --> 33:44.614
‫اون یه جوناسِ واقعیـه‌!

33:44.639 --> 33:46.514
‫اون جوناس خودمه!

33:49.346 --> 34:09.346
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
