1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:21,000 --> 00:00:28,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:28,461 --> 00:00:31,833
‫در شب 17 ژوئن 1972،

4
00:00:31,858 --> 00:00:35,701
‫سارقان وارد دفاتر ‫کمیته ملی حزب دموکرات

5
00:00:35,702 --> 00:00:38,734
‫در مجتمع اداری واترگیت ‫در واشنگتن دی.سی شدن

6
00:00:39,414 --> 00:00:41,862
‫این رسوایی به اسم ‫"واترگیت" معروف شد

7
00:00:41,887 --> 00:00:45,607
‫و در نهایت باعث ‫استعفای
نیکسون از ‫سمت ریاست‌جمهوری شد

8
00:00:46,046 --> 00:00:47,495
‫خبرنگارهای واشنگتن پست،

9
00:00:47,520 --> 00:00:49,966
‫باب وودوارد
‫و کارل برنستین، ‫این قضیه رو رو کردن

10
00:00:49,967 --> 00:00:51,783
‫اونم با تحقیقاتِ ‫سرسختانه‌شون...

11
00:00:52,135 --> 00:00:53,386
‫اما بدون یه منبع آگاه

12
00:00:53,387 --> 00:00:56,119
‫که بهش می‌گفتن "دیپ تروت"
‫عمراً نمی‌تونستن کاری از پیش ببرن

13
00:00:56,144 --> 00:00:58,891
‫کسی که ناشناس و مخفیانه
‫اطلاعات رو بهشون لو می‌داد،

14
00:00:58,892 --> 00:01:00,456
‫اونم تو یه پارکینگ تو دی.سی،

15
00:01:00,481 --> 00:01:01,936
‫همون‌طور که این ماجرا

16
00:01:01,937 --> 00:01:04,064
‫توی فیلم " مردان رئیس‌جمهور" ‫جاودانه شد

17
00:01:04,713 --> 00:01:05,796
‫فیلم معرکه‌ایه

18
00:01:05,821 --> 00:01:07,567
‫ما اینم فهمیدیم ‫که "دیپ تروت"

19
00:01:07,568 --> 00:01:09,026
‫حرفای خیلی بیشتری واسه گفتن داشت،

20
00:01:09,027 --> 00:01:11,508
‫بسیار بیشتر از چیزی که وودوارد
‫و برنستین بروز دادن

21
00:01:39,839 --> 00:01:41,966
‫- کجا بودی؟
‫- گیر کردم

22
00:01:42,587 --> 00:01:44,336
‫داستانمون به بن‌بست خورده

23
00:01:45,819 --> 00:01:47,238
‫فکر کردی من کمکت می‌کنم؟

24
00:01:47,727 --> 00:01:49,012
‫عمراً اسمت رو بیارم

25
00:01:50,012 --> 00:01:52,664
‫حتی به عنوان منبع ناشناس هم
‫نقل‌قولی ازت نمی‌کنم

26
00:01:53,117 --> 00:01:55,078
‫منظورم اینه که،
‫اطلاعاتت کاملاً محفوظ می‌مونه

27
00:01:56,014 --> 00:01:57,411
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

28
00:01:59,307 --> 00:02:00,391
‫بگو دیگه

29
00:02:00,416 --> 00:02:02,751
‫می‌شه بگی از واترگیت ‫چی می‌دونی؟

30
00:02:03,388 --> 00:02:04,848
‫یه چیزایی شنیدم

31
00:02:05,451 --> 00:02:06,619
‫سراپا گوشم

32
00:02:07,520 --> 00:02:09,271
‫شرکت سرمایه‌گذاری فرگوسن رو می‌شناسی؟

33
00:02:09,296 --> 00:02:11,547
‫طبقه پنجم‍ن. دارن ورشکست می‌شن

34
00:02:11,572 --> 00:02:14,913
‫پدر و پسر سرِ شرکت ‫افتادن به جون هم

35
00:02:15,906 --> 00:02:17,048
‫قضیه داره بالا می‌گیره

36
00:02:17,338 --> 00:02:20,285
‫خب... خب این چه ربطی ‫به سرقت داره؟

37
00:02:20,624 --> 00:02:22,292
‫خب، خودت اسم ساختمون رو آوردی

38
00:02:22,588 --> 00:02:24,964
‫فکر کردم داری درباره
‫ساختمون واترگیت حرف می‌زنی

39
00:02:24,989 --> 00:02:26,455
‫نه، ساختمون که واسم مهم نیست

40
00:02:26,480 --> 00:02:28,301
‫دارم درباره ‫رسوایی واترگیت حرف می‌زنم

41
00:02:28,326 --> 00:02:29,940
‫کمپین انتخاباتی مجدد نیکسون

42
00:02:29,941 --> 00:02:33,116
گذاشتنِ شنود توی دفترِ
 حزب دموکرات تو ساختمون واترگیت

43
00:02:33,599 --> 00:02:34,613
‫صحیح

44
00:02:38,405 --> 00:02:40,489
‫شنیدم جی. گوردون لیدی هم دست داره

45
00:02:40,522 --> 00:02:41,690
‫از لیدی برام بگو

46
00:02:43,436 --> 00:02:44,682
‫خب، می‌دونم که دخترش

47
00:02:44,707 --> 00:02:46,645
‫هفته دیگه ارتودنسی دندوناش رو باز می‌کنه

48
00:02:46,670 --> 00:02:48,767
‫و شنیدم قراره واسش ‫یه دوچرخه نو بخرن

49
00:02:49,459 --> 00:02:50,811
‫سیم‌کشی‌ها رو تحمل کرد،

50
00:02:51,525 --> 00:02:52,737
‫دوچرخه هم گیرش میاد

51
00:02:53,557 --> 00:02:54,637
‫خب که چی؟

52
00:02:54,890 --> 00:02:57,016
‫شنیدم الان دندونش تیز شده
‫و دیگه دوچرخه هم نمی‌خواد

53
00:02:57,041 --> 00:02:58,277
‫یه اسب پونی می‌خواد

54
00:02:59,105 --> 00:03:00,325
‫خیلی گرون درمیاد

55
00:03:00,959 --> 00:03:02,969
‫آره، آره،
‫پونی خیلی گرونه، آره

56
00:03:03,373 --> 00:03:04,871
‫فکر نکنم واسش بخره

57
00:03:04,896 --> 00:03:08,183
‫داری سعی می‌کنی بهم بگی
‫که اون آدم دهن‌بینیه و زود خام می‌شه؟

58
00:03:08,208 --> 00:03:09,604
‫نه، فقط دارم بهت می‌گم که

59
00:03:09,629 --> 00:03:11,837
‫پیرمرد دلش نمیاد ‫واسه دخترش پونی بخره

60
00:03:11,862 --> 00:03:13,400
‫آخه این چه ربطی ‫به واترگیت داره؟

61
00:03:13,425 --> 00:03:15,361
‫دختر لیدی و پونی به تخمم نیست

62
00:03:15,362 --> 00:03:17,621
‫منظورم اینه یه چیزی بهم بده
‫که بتونم تو روزنامه چاپش کنم

63
00:03:17,952 --> 00:03:21,138
‫شنیدم اوضاع خونواده هولدمن
‫اصلاً تعریفی نداره

64
00:03:21,163 --> 00:03:22,330
‫چطور مگه؟

65
00:03:22,355 --> 00:03:25,206
‫می‌دونی که زنش، جوآن،
‫اون کمردرد شدیدی داره؟

66
00:03:25,231 --> 00:03:26,206
‫آره

67
00:03:26,231 --> 00:03:28,150
‫خب، یه ماساژور مرد آورده خونه

68
00:03:28,787 --> 00:03:31,445
‫و بذار این‌طوری بگم که
‫حالش خیلی رو به راه شده،

69
00:03:31,470 --> 00:03:32,923
‫اگه بگیری چی می‌گم

70
00:03:34,031 --> 00:03:35,195
‫دارن همو می‌کنن

71
00:03:35,653 --> 00:03:37,586
‫- خب که چی؟
‫- خب، من یارو رو دیدم،

72
00:03:37,611 --> 00:03:38,779
‫قدش کلاً 160 سانته

73
00:03:39,469 --> 00:03:40,470
‫یه الف بچه‌ست

74
00:03:40,960 --> 00:03:41,914
‫بعدش؟

75
00:03:41,939 --> 00:03:44,096
‫جوآن قشنگ یه سر و گردن ‫ازش بلندتره

76
00:03:44,391 --> 00:03:46,257
‫این از اختلاف سنی زیاد هم بدتره

77
00:03:46,476 --> 00:03:48,582
‫البته اگه مرده بزرگ‌تر باشه، غمی نیست

78
00:03:48,607 --> 00:03:51,400
‫اما اگه زنه بزرگ‌تر باشه، ‫یه حرفی

79
00:03:51,425 --> 00:03:53,120
‫اینا هیچ ربطی ‫به واترگیت نداره

80
00:03:53,466 --> 00:03:55,085
‫برام... برام مهم نیست، ‫این اراجیف

81
00:03:55,110 --> 00:03:57,695
‫فکر کردم... گفتی ‫که اطلاعات مهمی داری

82
00:03:57,696 --> 00:04:00,505
‫خب همین الان بهت اطلاعات دادم دیگه
‫به نظرت این جذاب نیست؟

83
00:04:00,530 --> 00:04:02,777
‫من یه چیزی می‌خوام که از

84
00:04:02,802 --> 00:04:05,276
‫ اتفاقی که توی واترگیت افتاد پرده برداره

85
00:04:05,301 --> 00:04:07,348
‫و اینکه چطور
به رئیس‌جمهور نیکسون ‫ربط پیدا می‌کنه

86
00:04:08,039 --> 00:04:10,208
‫بذار یه چیز دیگه هم
 درباره جی. گوردون لیدی بهت بگم

87
00:04:10,459 --> 00:04:11,460
‫بگو

88
00:04:12,252 --> 00:04:13,462
‫کاخ سفید...

89
00:04:14,677 --> 00:04:18,013
‫نمی‌خواد کسی بفهمه
‫که اون حرف "جی" مخفف چیه

90
00:04:18,790 --> 00:04:20,124
‫مخفف چیه؟

91
00:04:20,558 --> 00:04:21,600
‫گوردون

92
00:04:23,744 --> 00:04:25,514
‫کاخ سفید نمی‌خواد ‫مردم بفهمن

93
00:04:25,515 --> 00:04:27,099
‫که اسمش گوردون گوردون لیدیه؟

94
00:04:27,100 --> 00:04:29,607
‫آره، به نظر منطقی نمیاد، ‫شاید گاس باشه

95
00:04:29,632 --> 00:04:31,204
‫داری ازم می‌پرسی یا خبر می‌دی؟

96
00:04:31,229 --> 00:04:32,965
‫جورج. گری

97
00:04:32,990 --> 00:04:34,315
‫اوه، پس داری الکی حدس می‌زنی؟

98
00:04:34,316 --> 00:04:35,816
‫- جری که با جی شروع می‌شه
‫- می‌دونی چیه؟

99
00:04:35,817 --> 00:04:37,401
‫این کار وقت تلف کردنه. من رفتم

100
00:04:37,402 --> 00:04:39,278
‫وایسا یه لحظه وایسا، ‫هی، وودوارد

101
00:04:39,279 --> 00:04:40,303
‫چیه؟

102
00:04:40,614 --> 00:04:42,083
‫پول پارکینگ رو بهم بدهکاری

103
00:04:42,108 --> 00:04:43,233
‫نه، نیستم

104
00:04:43,258 --> 00:04:45,115
‫کلی اطلاعات بهت دادما

105
00:04:45,140 --> 00:04:46,601
‫اطلاعات به درد نخور

106
00:04:47,412 --> 00:04:49,414
‫خیلی‌خب، چندتا چیز هست که باید بدونی

107
00:04:50,044 --> 00:04:51,128
‫می‌شنوم

108
00:04:51,153 --> 00:04:54,095
‫یه یارویی تو شهر هست
که به خودش می‌گه ‫"دکتر لاون"

109
00:04:54,691 --> 00:04:56,192
‫ولی اصلاً دکتر نیست

110
00:04:56,609 --> 00:04:57,726
‫آره، باغبونه

111
00:04:58,830 --> 00:05:01,707
‫مردم فکر می‌کنن واقعاً دکتره، ولی نیست

112
00:05:01,732 --> 00:05:03,399
‫چیه، فکر کردی دکتر واقعیه

113
00:05:03,424 --> 00:05:05,020
‫بعد فهمیدی ریده و بهت برخورده؟

114
00:05:05,045 --> 00:05:07,491
‫واسه هر ویزیت 400 دلار می‌گیره

115
00:05:07,516 --> 00:05:09,162
‫خب مگه حیاطت چقدر بزرگه؟

116
00:05:09,651 --> 00:05:12,152
‫- اونشو دیگه نمی‌تونم بهت بگم
‫- اصلاً واسه چی منو کشوندی اینجا؟

117
00:05:12,177 --> 00:05:13,701
‫شنیده بودم خبرای مهمی داری

118
00:05:13,726 --> 00:05:15,935
‫تیکه‌های پازل رو بذار کنار هم، وودوارد

119
00:05:15,960 --> 00:05:17,921
‫می‌فهمی چطور به هم ربط دارن؟

120
00:05:18,441 --> 00:05:19,649
‫ردِ پول رو بگیر

121
00:05:19,674 --> 00:05:21,050
‫"رد پول رو بگیر"؟

122
00:05:21,587 --> 00:05:22,712
‫کدوم... کدوم پول؟

123
00:05:22,737 --> 00:05:24,446
‫اصلاً نمی‌فهمم چیه این قضایا

124
00:05:24,471 --> 00:05:25,717
‫برنستین کجاست؟

125
00:05:25,742 --> 00:05:27,586
‫ انگار یکم مخش بهتر از تو کار می‌کنه،

126
00:05:27,611 --> 00:05:28,745
‫- البته اگه بهت برنمی‌خوره
‫- نه بابا

127
00:05:28,770 --> 00:05:30,746
‫همه‌ش کصشره
 یه چیزی بهم بگو که به دردم بخوره

128
00:05:30,771 --> 00:05:32,791
‫هر چیزی که به کاخ سفید ربط داشته باشه

129
00:05:32,988 --> 00:05:35,178
‫اوکی، ولی این دیگه کاملاً بین خودمون بمونه

130
00:05:35,203 --> 00:05:36,330
‫البته

131
00:05:37,308 --> 00:05:39,343
‫شایعه شده که پت نیکسون رو

132
00:05:39,840 --> 00:05:43,050
‫موقع بلند کردنِ جنس از فروشگاه بندل خفت کردن

133
00:05:43,051 --> 00:05:45,835
‫توی کیفش یه لنگه کفش پیدا کردن

134
00:05:45,860 --> 00:05:48,360
‫فقط یه لنگه کفش. بهش فکر کن

135
00:05:48,385 --> 00:05:50,992
‫دارم فکر می‌کنم. یه لنگه کفش؟

136
00:05:51,017 --> 00:05:53,519
‫- کفشش رو گم کرده بوده؟
‫- دزدیده بودتش

137
00:05:53,520 --> 00:05:55,907
‫آخه چرا یه لنگه کفش دزدیده؟
 با یه لنگه که نمی‌شه راه رفت

138
00:05:56,465 --> 00:05:59,241
‫دقیقاً. واسه این یکی آماده‌ای؟

139
00:05:59,266 --> 00:06:00,475
‫نه، فکر نکنم

140
00:06:00,500 --> 00:06:01,917
‫جرالد فورد با نوه‌هاش رفته بوده

141
00:06:01,942 --> 00:06:03,108
‫واسه قاشق‌زنیِ هالووین

142
00:06:03,154 --> 00:06:04,687
‫وقتی کسی نشناختتش،

143
00:06:04,712 --> 00:06:06,755
‫به بچه‌ها گفته شکلات‌ها رو پس بدن

144
00:06:06,780 --> 00:06:07,905
‫چی... چی...

145
00:06:07,930 --> 00:06:09,723
‫نوه‌هاش دیگه باهاش حرف نمی‌زنن

146
00:06:10,032 --> 00:06:11,370
‫داری درباره چی زر می‌زنی؟

147
00:06:11,371 --> 00:06:13,581
‫به کیرمم نیست
 هالووین رفتنش اصلاً برام مهم نیست

148
00:06:13,582 --> 00:06:16,125
‫پونی، ارتودنسی، خیانت‌ها...
هیچ‌کدوم به تخمم نیستن

149
00:06:16,126 --> 00:06:18,626
‫هیچ‌کدوم از اینا واسم مهم نیست
 فقط داری وقتمو تلف می‌کنی

150
00:06:18,651 --> 00:06:20,823
‫چیزی داری که واقعاً ‫به دردم بخوره؟

151
00:06:21,274 --> 00:06:23,275
‫چارلز کالسون با دمپایی لاانگشتی
‫اومد جلسه کاخ سفید

152
00:06:23,300 --> 00:06:24,985
‫نیکسون واسش مهم نبود،

153
00:06:25,010 --> 00:06:27,092
‫ولی هولدمن قشنگ
‫قضیه رو گنده کرد و بوی گندش رو درآورد

154
00:06:27,117 --> 00:06:28,534
‫خیلی‌خب، فکر کنم کارمون اینجا تمومه

155
00:06:28,559 --> 00:06:30,524
‫منم... منم دیگه ‫باید رفع زحمت کنم،

156
00:06:30,557 --> 00:06:34,445
‫چون لباسام رو انداختم
‫تو یه خشک‌کن عمومی،

157
00:06:34,470 --> 00:06:37,764
‫و می‌ترسم یه وقت
‫یکی لباسام رو زده باشه زیر بغلش

158
00:06:37,789 --> 00:06:38,914
‫باشه، آره

159
00:06:38,939 --> 00:06:40,439
‫- موفق باشی با اون لباسات
‫- پس...

160
00:06:40,464 --> 00:06:42,257
‫دمت گرم واسه همه‌چیز‫، واقعاً ممنون...

161
00:06:42,282 --> 00:06:44,547
‫سکه 25 سنتی داری؟
 اگه لازم شد ‫دوباره بندازم تو دستگاه

162
00:06:45,447 --> 00:06:47,781
‫هی، انگار زیاد رو به راه نیستی
‫می‌تونی برسی خونه؟

163
00:06:47,782 --> 00:06:48,900
‫ماشین داری؟

164
00:06:49,307 --> 00:06:51,517
‫- با اتوبوس اومدم
‫- با اتوبوس اومدی؟

165
00:06:51,542 --> 00:06:53,339
‫ولی همین الان ‫پول پارکینگ می‌خواستی

166
00:06:53,364 --> 00:06:55,297
‫داشتی واسه پول پارکینگ منو تیغ می‌زدی؟

167
00:06:56,228 --> 00:06:57,512
‫کشف کردنش با خودته

168
00:06:57,537 --> 00:06:58,814
‫کیرم تو این وضعیت!

169
00:06:59,635 --> 00:07:01,984
‫ریدم توش بابا!
‫دیگه به من زنگ نزن! کارم تمومه!

170
00:07:02,494 --> 00:07:03,857
‫بگو برنستین بهم زنگ بزنه

171
00:07:03,882 --> 00:07:05,706
‫به برنستین زنگ نزن!

172
00:07:06,019 --> 00:07:07,330
‫دست از سرم بردار!

173
00:07:11,146 --> 00:07:12,231
‫یارو چقدر اسکل بود

174
00:07:23,397 --> 00:07:25,588
‫در 15 جولای 1903...

175
00:07:25,613 --> 00:07:27,490
‫هنری فورد اولین سفارش رو

176
00:07:27,515 --> 00:07:28,651
واسه مدل اِی، گرفت

177
00:07:28,676 --> 00:07:31,469
‫خودرویی که توسط شرکتش یعنی
‫فورد موتور ساخته شده بود

178
00:07:31,494 --> 00:07:32,821
‫در دیترویتِ میشیگان

179
00:07:32,846 --> 00:07:36,062
‫تا آخر اون سال
 کارخونه 1000 تا ماشین ساخت

180
00:07:36,087 --> 00:07:38,447
‫و انقلاب خودروسازی شروع شد

181
00:07:39,064 --> 00:07:42,133
‫فورد فقط یه مخترع ‫و صنعتگر نبود،

182
00:07:42,158 --> 00:07:45,097
‫بلکه یه یهودستیزِ افراطی و سگ‌اخلاق بود

183
00:07:45,122 --> 00:07:47,322
‫اون مالک روزنامه ‫دی‌یربورن ایندیپندنت بود

184
00:07:47,347 --> 00:07:51,435
‫و ازش واسه چاپ مقالاتی مثل
‫"یهود بین‌الملل" استفاده می‌کرد

185
00:07:52,044 --> 00:07:53,371
‫عجب دیوثی بوده

186
00:07:54,224 --> 00:07:57,080
‫طولی نکشید که
توی هر جاده‌ای تو آمریکا ماشین بود

187
00:07:57,105 --> 00:07:58,813
‫فورد رو ابرها سیر می‌کرد

188
00:07:58,838 --> 00:08:01,589
‫اما همون‌طور که تو محله‌های یهودی می‌گن،

189
00:08:01,614 --> 00:08:04,441
‫روزگار روش‌های جالبی داره

190
00:08:04,466 --> 00:08:06,259
‫واسه اینکه بزنه پسِ کله‌ت‫

191
00:08:10,683 --> 00:08:11,831
‫بله؟

192
00:08:11,856 --> 00:08:13,170
‫آقای فورد

193
00:08:13,195 --> 00:08:15,280
‫رهبران مدنی دیترویت اومدن

194
00:08:15,305 --> 00:08:17,056
‫- بگو بیان تو، کلیفتون جوان
‫- اوکی

195
00:08:17,081 --> 00:08:18,479
‫آقایون محترم،

196
00:08:18,504 --> 00:08:20,601
‫لطفاً اجازه بدید آقای فورد
شما رو ببره دوری بزنین

197
00:08:22,533 --> 00:08:25,118
‫آقایون، این...

198
00:08:25,548 --> 00:08:26,557
‫پشمام

199
00:08:34,647 --> 00:08:36,199
‫- رئیس ماهونی
‫- خوشبختم

200
00:08:36,224 --> 00:08:37,559
‫- آقای هادسن
‫- هنری

201
00:08:38,588 --> 00:08:39,755
‫شما کی باشین؟

202
00:08:39,780 --> 00:08:42,956
‫من خاخام شموئل ‫بن-یانکلوویتس هستم،

203
00:08:42,981 --> 00:08:45,404
‫به‌تازگی برای شورای شهر انتخاب شدم

204
00:08:45,429 --> 00:08:46,922
‫ها؟ ها؟

205
00:08:47,819 --> 00:08:50,154
‫- تبریک می‌گم
‫- چه افتخاریه

206
00:08:50,155 --> 00:08:53,907
‫که من بخشی از این رویداد ‫تاریخی باشم

207
00:08:53,908 --> 00:08:55,993
‫اوه! مورمورم شد. پشمام ریخت

208
00:08:55,994 --> 00:08:57,369
‫اسم اینو چی گذاشتین؟

209
00:08:57,370 --> 00:08:59,788
‫ما به این می‌گیم ‫اتومبیل

210
00:08:59,789 --> 00:09:01,208
‫- اتومبیل؟
‫- فوق‌العاده‌ست

211
00:09:01,233 --> 00:09:02,245
‫- بله
‫- بله

212
00:09:02,270 --> 00:09:04,078
‫- این مدل اِی هستش
‫- می‌شه یه نگاهی بندازیم؟

213
00:09:04,103 --> 00:09:05,732
‫حتماً،
‫فقط دست نزنین،

214
00:09:05,757 --> 00:09:07,253
‫- ولی نگاه کردنش عیبی نداره
‫- بله، بله

215
00:09:07,278 --> 00:09:08,403
‫- واقعاً باوقاره
‫- اوه!

216
00:09:08,428 --> 00:09:09,978
‫اوه، آقای فورد‫

217
00:09:10,003 --> 00:09:12,322
...آقای فورد، شما
‫شما ترکوندین...

218
00:09:12,347 --> 00:09:14,379
‫این یه دستاورد ‫خفن و معرکه‌ست،

219
00:09:14,404 --> 00:09:16,092
‫- آقای فورد. خوشگله‫
خیلی چشمگیره، هنری -

220
00:09:16,117 --> 00:09:18,557
‫توی یک دقیقه شتابش از صفر
‫به هفت می‌رسه...

221
00:09:18,558 --> 00:09:20,934
‫- اوه
‫- و قدرتش معادل

222
00:09:20,935 --> 00:09:22,393
‫توانِ دو تا اسبـه

223
00:09:22,418 --> 00:09:24,104
‫- اوه!
‫- چشمگیره، هنری

224
00:09:24,105 --> 00:09:25,647
‫- چه افتخار بزرگی...
‫- واقعاً بی‌نظیره

225
00:09:25,648 --> 00:09:28,283
‫- عجب شاهکاری، آقای فورد
‫- خیلی ممنونم

226
00:09:28,308 --> 00:09:30,184
‫- می‌دونی، اون قدیما تو کراکوف...
‫- بله، خب

227
00:09:30,209 --> 00:09:32,039
‫یه یارویی بود به اسم هایمی فوردبرگ

228
00:09:32,064 --> 00:09:33,231
‫نسبتی باهاش داری؟

229
00:09:33,256 --> 00:09:35,508
‫فامیلی‌ت رو از فوردبرگ ‫کردی فورد؟

230
00:09:35,533 --> 00:09:36,992
‫ها؟ ها؟

231
00:09:36,993 --> 00:09:39,620
‫- کوتاش کردی؟
‫- نه، فامیلی من مخفف نشده

232
00:09:39,621 --> 00:09:40,829
‫فکر کنم کوتاش کردی

233
00:09:40,830 --> 00:09:42,873
‫- فوردبرگی در کار نیست، همون فو...
‫- کوتاش کردی دیگه؟

234
00:09:42,874 --> 00:09:46,585
‫- خیر آقا
‫- خب، بهتره... بهتره راه بیفتیم

235
00:09:46,586 --> 00:09:48,128
‫- آه، بله!
‫- صددرصد

236
00:09:48,129 --> 00:09:49,398
‫- بله
‫- بله، ایول

237
00:09:49,423 --> 00:09:52,550
‫متأسفانه این فقط دوتا مسافر ‫جا می‌گیره

238
00:09:52,575 --> 00:09:53,892
‫به‌علاوه خودم، پس...

239
00:09:53,917 --> 00:09:56,764
‫ولی من که دارم چهارتا صندلی می‌بینم

240
00:09:57,132 --> 00:10:00,065
‫اما ماشین...
خب ‫محدودیت وزنی داره

241
00:10:00,397 --> 00:10:01,939
‫آها، محدودیت وزنی

242
00:10:01,964 --> 00:10:03,506
‫- محدودیت وزنی، بله
‫- جالبه

243
00:10:03,531 --> 00:10:05,532
‫- همین‌طوره
‫- کاریش نمی‌شه کرد

244
00:10:05,563 --> 00:10:07,773
‫محدودیت وزنی داره، بله

245
00:10:07,774 --> 00:10:10,169
‫- خب چی‌کار می‌خوای بکنی؟
‫- خب این‌طور که معلومه،

246
00:10:10,488 --> 00:10:12,572
‫- یه نفر باید پیاده بیاد
‫- بله

247
00:10:12,597 --> 00:10:14,640
‫پس باید ‫یه نفر رو انتخاب کنیم که...

248
00:10:14,665 --> 00:10:17,627
‫اما چطور تصمیم بگیریم ‫کدوم دو نفر سوار بشن؟

249
00:10:17,864 --> 00:10:19,156
‫الان بهت می‌گم چطور

250
00:10:19,181 --> 00:10:21,849
‫ما این کار رو به روش عادلانه
 صادقانه‌ی آمریکایی انجام می‌دیم

251
00:10:21,874 --> 00:10:24,934
‫یه عدد بین 0 تا 10 تو ذهنمه

252
00:10:24,959 --> 00:10:28,000
‫هرکی عددش نزدیک‌تر باشه
 سوار می‌شه، هرکی نباشه رفتنیه

253
00:10:28,025 --> 00:10:30,151
‫- به نظر من که عادلانه‌ست
‫- اوه، خیلی عادلانه‌ست

254
00:10:30,176 --> 00:10:31,314
‫خیلی هم منصفانه‌ست

255
00:10:31,339 --> 00:10:33,117
‫- خوشم اومد. خوشم اومد
‫- ممنون. آقای هادسن،

256
00:10:33,142 --> 00:10:35,468
‫- چطوره شما شروع کنین قربان؟
‫- پنج

257
00:10:35,493 --> 00:10:36,932
‫- عالیه. رئیس شما چی؟
‫- آه

258
00:10:36,957 --> 00:10:39,249
‫من سه تا بچه دارم
پس سه، عدد شانس منه

259
00:10:39,274 --> 00:10:42,125
‫عالیه ‫و شما، خاخام؟

260
00:10:42,307 --> 00:10:45,476
‫من فقط به خاطر یهودی بودنم
 هفت بار کتک خوردم

261
00:10:45,501 --> 00:10:47,123
‫پس می‌گم هفت

262
00:10:47,148 --> 00:10:49,332
‫اوه، متأسفم. عدد مدنظر چهار بود

263
00:10:49,357 --> 00:10:51,547
‫اگه فقط چهار بار کتک خورده بودین،

264
00:10:51,572 --> 00:10:54,361
‫الان تو ماشین بودین
 ‫نه مجبور باشین تشریف ببرین

265
00:10:54,362 --> 00:10:55,779
‫خیلی متأسفم،‫خیلی متأسفم

266
00:10:55,780 --> 00:10:57,364
‫چطور نتونستم حدسش بزنم؟

267
00:10:57,365 --> 00:10:58,699
‫ممنونم که تشریف آوردین

268
00:10:58,700 --> 00:11:00,033
‫- اوه، بله، البته
‫- بله

269
00:11:00,034 --> 00:11:02,202
‫واقعاً واسه من بد شد، نه؟
!چه شانس تخمی‌ای

270
00:11:02,203 --> 00:11:03,658
‫- آره
‫- رئیس ماهونی

271
00:11:04,038 --> 00:11:06,314
‫توی حوزه هشتم یکی از زندان فرار کرده

272
00:11:06,339 --> 00:11:09,050
‫آقایون معذرت می‌خوام
یه وضعیت اضطراریِ پلیسی پیش اومده

273
00:11:09,075 --> 00:11:10,743
‫- نه. نه، نه
‫- از وقتی که گذاشتین ممنونم

274
00:11:10,768 --> 00:11:12,468
‫- نه، نه، نه، برگرد، برگرد
‫- ببینید، شرمنده‌م

275
00:11:12,493 --> 00:11:13,430
‫اوه!

276
00:11:16,009 --> 00:11:17,329
اوووه

277
00:11:17,594 --> 00:11:21,290
‫مثل اینکه الان فقط ما دوتا موندیم، آقای فورد

278
00:11:21,315 --> 00:11:23,620
‫آقای فورد

279
00:11:24,056 --> 00:11:25,389
‫- خیلی‌خب، سوار شین
!آه -

280
00:11:29,105 --> 00:11:32,649
‫- خدای من! اوه، اینجا رو نگاه
‫- لطفا آروم باشین

281
00:11:32,650 --> 00:11:35,509
‫اوه! سلام! شالوم! شالوم!

282
00:11:35,534 --> 00:11:37,077
‫نه، باهاشون حرف نزنین

283
00:11:37,102 --> 00:11:39,269
‫- دارن می‌رن پی کارشون
‫- این واقعاً چه چیزیه!

284
00:11:39,294 --> 00:11:41,587
‫- ممنون. ممنون
‫- این واقعاً فوق‌العاده‌ست

285
00:11:41,612 --> 00:11:44,739
‫من هیچ‌وقت یه غیریهودی رو این‌قدر باهوش
 ندیده بودم. چطور این‌قدر باهوش شدی؟

286
00:11:44,764 --> 00:11:46,742
‫- چطور این‌قدر باهوش شدی، ها؟
‫- فکر کنم ژن خوبی داشتم

287
00:11:46,767 --> 00:11:48,970
‫- اینجا چی داریم؟ این...
‫- داشبورد ماشینمه

288
00:11:48,995 --> 00:11:49,976
‫داشبورد

289
00:11:50,001 --> 00:11:51,501
‫یه محفظه کوچیک داری واسه...

290
00:11:51,502 --> 00:11:54,004
‫واسه دستکش و خوشبوکننده و شایدم...

291
00:11:54,005 --> 00:11:55,255
‫یه صلیب شکسته؟

292
00:11:55,256 --> 00:11:57,393
‫صلیب شکسته یه نماد باستانیِ هندیه

293
00:11:57,418 --> 00:11:59,441
‫به نشانه قدرت
 و هیچی بیشتر از این نیست آقا

294
00:11:59,466 --> 00:12:02,054
‫به نظرم تو یه صلیب شکسته داری!

295
00:12:02,055 --> 00:12:05,153
‫- من صلیب شکسته ندارم!
‫- اون یه صلیب شکسته داره!

296
00:12:05,178 --> 00:12:06,942
‫آه، هایمی!

297
00:12:06,967 --> 00:12:08,196
‫اوه!

298
00:12:09,145 --> 00:12:10,812
‫- شموئل!
‫- موشه، فایول! وایسا

299
00:12:10,813 --> 00:12:12,908
‫- ماشینو نگه دار! نگه دار!
‫- واسه اینا نگه نمی‌دارم

300
00:12:12,933 --> 00:12:14,640
‫دور شید! از من دور شید!

301
00:12:14,665 --> 00:12:18,293
‫بکشید عقب! اوه، اوه! یا ابوالفضل!

302
00:12:24,150 --> 00:12:26,276
‫- شموئل!
‫- یکی بره به داد آقای فورد برسه!

303
00:12:26,301 --> 00:12:27,801
‫چه تصادف وحشتناکی کرد این لگن!

304
00:12:27,826 --> 00:12:29,535
‫- وای نه!
‫- هنری فورد داغون شده!

305
00:12:31,125 --> 00:12:32,125
‫یا خدا!

306
00:12:35,006 --> 00:12:36,216
‫آقای فورد؟

307
00:12:39,040 --> 00:12:40,936
‫یه لحظه فکر کردیم کار تمومه و غزل رو خوندین

308
00:12:41,554 --> 00:12:42,721
‫چه اتفاقی افتاد؟

309
00:12:42,746 --> 00:12:44,614
‫این کالسکه بدون اسب جدیدتون خورد به درخت،

310
00:12:44,639 --> 00:12:46,390
‫شما هم پرت شدین توی یه پنجره شیشه‌ای

311
00:12:46,391 --> 00:12:48,110
‫و بدنتون قشنگ پاره پاره شده

312
00:12:48,135 --> 00:12:49,744
‫کلی خون از دست دادین...

313
00:12:49,769 --> 00:12:52,575
‫و واقعاً نگران بودیم غزل خداحافظی رو بخونین

314
00:12:52,600 --> 00:12:54,982
‫خوشبختانه همین نزدیکی یه اهداکننده

315
00:12:54,983 --> 00:12:56,619
‫با گروه خونی دقیقاً مثل خودتون پیدا کردیم

316
00:12:56,644 --> 00:12:59,188
‫الان خون اون توی رگ‌های شما جریان داره

317
00:12:59,847 --> 00:13:02,465
‫حالا این آدم خیرخواه و شریف کی هست؟

318
00:13:02,490 --> 00:13:11,347
‫♪ هاوا ناگیلا ♪

319
00:13:11,874 --> 00:13:13,552
‫ ثواب عظیمی بود واسه خودم!

320
00:13:14,650 --> 00:13:16,526
‫نه!

321
00:13:16,806 --> 00:13:18,727
‫داداشِ خونیِ من!

322
00:13:18,752 --> 00:13:21,362
‫نه، آخه چطور ممکنه همچین چیزی؟

323
00:13:21,688 --> 00:13:23,356
‫راستی چرا اینجا این‌قدر سوز میاد؟

324
00:13:23,381 --> 00:13:24,839
‫یکم هوای اتاق سرده

325
00:13:24,887 --> 00:13:27,474
‫- یکم هوای اتاق سرده
‫- هوای اتاق سرده

326
00:13:27,499 --> 00:13:29,474
‫من یه چیزی باید بخورم

327
00:13:29,475 --> 00:13:31,508
‫یه چیزی می‌خوام بخورم
 وگرنه نقش زمین می‌شم

328
00:13:31,533 --> 00:13:32,825
داریم از گشنگی نقش زمین می‌شیم

329
00:13:32,850 --> 00:13:34,455
‫- آره، داریم غش می‌کنیم
‫- داریم غش می‌کنیم

330
00:13:34,480 --> 00:13:36,803
‫- پرستار، می‌شه یکم نون تست خشک بیاری؟
‫- نه، نان تست خشک چیه؟

331
00:13:36,828 --> 00:13:38,668
‫من یه نون بیگل با پنیر خامه‌ای می‌خوام

332
00:13:38,693 --> 00:13:40,319
‫شاید هم یکم ماهی هرینگ چرب؟

333
00:13:40,320 --> 00:13:42,029
‫آره، آره. یکم ماهی هرینگ چرب،

334
00:13:42,030 --> 00:13:43,613
‫ولی زیاد شور نباشه

335
00:13:43,614 --> 00:13:45,699
‫اصلاً چرا من دارم این‌طوری حرف می‌زنم؟

336
00:14:01,728 --> 00:14:03,933
‫در سال 1857، جیمز بوکانان

337
00:14:03,958 --> 00:14:06,157
‫پانزدهمین رئیس‌جمهور کشور شد

338
00:14:06,182 --> 00:14:08,183
‫اون تنها رئیس‌جمهوری بود، و هنوزم هست،

339
00:14:08,208 --> 00:14:10,328
‫که هیچ‌وقت ازدواج نکرد

340
00:14:10,768 --> 00:14:12,275
‫وقتی به قدرت رسید،

341
00:14:12,300 --> 00:14:14,105
خودشو ‫وسط یه بحران فزاینده

342
00:14:14,130 --> 00:14:16,723
‫بین ایالت‌های شمالی و جنوبی دید

343
00:14:16,748 --> 00:14:19,535
‫مسئله اصلی هم، البته که برده‌داری بود

344
00:14:19,957 --> 00:14:21,904
‫بوکانان از موضع‌گیری محکم

345
00:14:21,929 --> 00:14:23,921
‫توی این مناقشه خودداری کرد،

346
00:14:23,946 --> 00:14:26,670
‫و مورخ‌ها انفعال و بی‌عملی اون رو

347
00:14:26,695 --> 00:14:29,530
‫یکی از عوامل اصلی شروع جنگ داخلی می‌دونن

348
00:14:30,028 --> 00:14:32,072
‫اما قضیه این نبود که اون آدم دودلی باشه

349
00:14:32,829 --> 00:14:34,110
‫بگذریم که اون،

350
00:14:34,135 --> 00:14:36,143
‫چطور بگم، حواسش پرت بود

351
00:14:36,501 --> 00:14:39,336
‫حتی وقتی که
 سرنوشت ایالات متحد در مصلحت بود

352
00:14:39,337 --> 00:14:42,172
‫اون داشت به پیوندهای دیگه‌ای فکر می‌کرد

353
00:14:45,600 --> 00:14:46,750
‫اوه، اومدن

354
00:14:47,893 --> 00:14:48,950
عجب چیزیه

355
00:14:49,999 --> 00:14:53,312
‫عجب چیزیه، اینجا رو نگاه‫، آفرین، اپلتون

356
00:14:53,337 --> 00:14:54,529
‫این فوق‌العاده‌ست

357
00:14:54,554 --> 00:14:56,645
‫باورم نمی‌شه این همه زن اینجا جمع شدن

358
00:14:56,646 --> 00:14:58,814
‫- غیرقابل‌باوره
‫- ممنون، قربان

359
00:14:58,815 --> 00:15:01,566
‫- پشمام
‫- فقط یه سوال ازت دارم

360
00:15:01,567 --> 00:15:03,031
‫ شام ساعت چنده؟

361
00:15:03,056 --> 00:15:05,546
‫نه، نه، نه. شام، شامی در کار نیست

362
00:15:05,571 --> 00:15:06,696
‫فینگر فودِ سلف‌سرویسه

363
00:15:06,697 --> 00:15:07,969
‫- فینگر فود؟
‫- فینگر فود؟

364
00:15:07,994 --> 00:15:09,534
‫آره، این ایده رو از هنری کلی گرفتم

365
00:15:09,559 --> 00:15:12,240
‫ خوشش نمی‌اومد
‫پشت میز بغل دستی کسی گیر بیفته،

366
00:15:12,265 --> 00:15:14,871
‫واسه همین ایده‌ی
 فینگر فود چرخشی به ذهنش رسید

367
00:15:14,872 --> 00:15:16,748
‫پیشخدمت با سینی دور می‌زنه،

368
00:15:16,749 --> 00:15:18,125
‫مهمون‌ها هم ایستاده غذا می‌خورن

369
00:15:18,126 --> 00:15:19,918
‫آخه آقای رئیس‌جمهور، الان وقت شامه

370
00:15:19,919 --> 00:15:21,962
‫فکر کنم اگه شام ندیم ملت شاکی بشن

371
00:15:21,963 --> 00:15:23,046
‫نه بابا، عاشقش می‌شن

372
00:15:23,047 --> 00:15:24,725
‫چون دیگه مجبور نیستن پشت یه میز

373
00:15:24,750 --> 00:15:27,210
‫بغل دستِ کسی بشینن که اصلاً
دلشون نمی‌خواد باهاش حرف بزنن

374
00:15:27,235 --> 00:15:29,168
‫خب آقای رئیس‌جمهور
...یه موضوع مهمی هست که باید

375
00:15:29,193 --> 00:15:31,652
‫اوه، یه لحظه وایسا

376
00:15:31,677 --> 00:15:35,215
‫دندون رو جگر بذار، اپلتون

377
00:15:35,453 --> 00:15:39,243
‫شاید اون خانم دلش بخواد با پانزدهمین
 رئیس‌جمهور چند کلمه‌ای هم‌کلام بشه

378
00:15:39,268 --> 00:15:40,315
‫من...

379
00:15:40,340 --> 00:15:42,228
‫آقای رئیس‌جمهور، شرمنده‌م، متوجه نمی‌شم

380
00:15:42,253 --> 00:15:44,172
نمی‌فهمم ‫شام ساعت چنده؟

381
00:15:44,197 --> 00:15:46,847
‫- فینگر فود؟
‫- درود، آقای رئیس‌جمهور

382
00:15:47,315 --> 00:15:48,745
‫- آقای رئیس‌جمهور
‫- وقت بخیر

383
00:15:48,770 --> 00:15:49,907
‫- وقت بخیر
‫- وقت بخیر

384
00:15:49,932 --> 00:15:52,117
‫- وقت بخیر
‫- وقت بخیر، آقای رئیس‌جمهور

385
00:15:53,093 --> 00:15:54,369
‫پس کجاست؟ نمی‌بینمش

386
00:15:54,370 --> 00:15:55,912
‫- کجا رفت؟
‫- همون‌طور که صحبت کردیم،

387
00:15:55,913 --> 00:15:57,914
‫جفرسون دیویس امشب توی مهمونی حضور داره

388
00:15:57,915 --> 00:15:59,166
‫آره، آره، دیویس... آره

389
00:15:59,167 --> 00:16:00,959
‫بحثِ جدایی‌طلبی داره بالا می‌گیره

390
00:16:00,960 --> 00:16:02,669
‫عالی می‌شه اگه بتونین یه وقتی پیدا کنین

391
00:16:02,670 --> 00:16:04,129
‫- و باهاش صحبت کنین
‫- آره، آره

392
00:16:04,130 --> 00:16:05,955
‫پس لطفا اینو یادتون نره. خیلی مهمه

393
00:16:05,980 --> 00:16:10,634
‫اوه، عجب تیکه‌ایه، پسر

394
00:16:10,933 --> 00:16:12,471
‫اووووف

395
00:16:12,472 --> 00:16:14,439
‫حواستون باشه که
...صحبت با جفرسون دیویس یادتون نره

396
00:16:14,464 --> 00:16:15,286
‫آه

397
00:16:18,060 --> 00:16:19,978
‫- وقت بخیر
‫- آقای رئیس‌جمهور

398
00:16:19,979 --> 00:16:22,121
‫می‌دونی من از چیِ بندشلوار خوشم میاد؟

399
00:16:22,146 --> 00:16:23,313
‫پوشیدنش

400
00:16:23,338 --> 00:16:24,723
‫چون اولش آویزونه

401
00:16:24,748 --> 00:16:26,475
‫می‌دونی، این پایین ولوعه

402
00:16:26,500 --> 00:16:27,750
‫بعد این‌طوری می‌کنی،

403
00:16:27,775 --> 00:16:30,062
‫یه دستت رو می‌کنی توش
...اون یکی دستت رو می‌کنی توش

404
00:16:31,117 --> 00:16:32,685
‫بعد این حرکت رو با شونه‌هات می‌زنی

405
00:16:32,710 --> 00:16:34,242
‫- خب، آره
‫- باحاله، بعدش کل روز

406
00:16:34,243 --> 00:16:35,410
‫این‌طوری راه می‌ری

407
00:16:35,411 --> 00:16:36,995
‫- با وقار و ابهت. بله
‫- می‌دونی، آدم... آره

408
00:16:36,996 --> 00:16:38,663
‫- حال شما؟ چطورین؟
‫- آقای رئیس‌جمهور

409
00:16:38,664 --> 00:16:39,873
‫بله، سلام

410
00:16:39,874 --> 00:16:41,333
‫- سلام
‫- سلام. می‌بینی؟ آره

411
00:16:41,334 --> 00:16:42,522
‫- اوم
‫- بندشلوار رو

412
00:16:43,377 --> 00:16:46,417
‫- عجب لباس سبز قشنگی. آره
‫- اوه، ممنونم، متشکرم

413
00:16:46,977 --> 00:16:48,377
‫دیگه چه چیزهایی سبزه؟

414
00:16:48,729 --> 00:16:51,314
‫چمن، چمن سبزه. پول

415
00:16:51,339 --> 00:16:53,771
‫قراره همین‌طوری چیزهای سبز رو نام ببریم؟

416
00:16:53,796 --> 00:16:56,158
‫- خیارشور هم سبزه
‫- اوه، پس واقعاً قراره این کارو بکنیم. باشه

417
00:16:56,183 --> 00:16:58,480
‫آم، باید بیشتر از اینا باشه. حتماً هست

418
00:16:58,505 --> 00:17:01,050
‫فکر کنم چیزهای بیشتری هم هست
 ولی همین‌قدر بسه

419
00:17:02,230 --> 00:17:04,731
‫- تا حالا خرمالو خوردی؟
‫- نه

420
00:17:04,732 --> 00:17:05,859
‫میوه جالبیه

421
00:17:05,884 --> 00:17:07,859
‫اسمش طوریه که انگار
 از روی اسم یه نفر برداشته شده

422
00:17:07,860 --> 00:17:09,819
‫انگار یه یارویی بوده که اسمش خرمالو بوده

423
00:17:09,820 --> 00:17:11,445
‫- می‌دونی؟
‫- اوه، دیگه چیزی به ذهنم نمی‌رسه

424
00:17:11,470 --> 00:17:13,058
‫- من می‌رم سمت بار
‫- جک خرمالو

425
00:17:13,083 --> 00:17:15,046
‫نه؟ شاید یه مردی بوده
...که بهش می‌گفتن ادگار

426
00:17:15,071 --> 00:17:16,405
‫ادگار خرمالو

427
00:17:17,775 --> 00:17:18,942
‫استیون خرمالو

428
00:17:20,000 --> 00:17:26,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

429
00:17:27,578 --> 00:17:28,578
...خب

430
00:17:28,890 --> 00:17:31,513
‫ یه زن جوان و زیبایی مثل شما

431
00:17:31,759 --> 00:17:34,154
‫توی یه همچین مهمونیِ شبونه‌ای
 بدون همراه چی کار می‌کنه؟

432
00:17:34,624 --> 00:17:35,790
‫- دارم کار می‌کنم
‫- ممنون

433
00:17:35,815 --> 00:17:37,651
‫من، جیمز بوکانان هستم

434
00:17:38,531 --> 00:17:41,410
‫رئیس‌جمهور ایالات متحده

435
00:17:41,623 --> 00:17:42,723
‫فینگر فود میل دارید؟

436
00:17:42,748 --> 00:17:46,513
‫هسته موردعلاقه‌ت چیه؟

437
00:17:46,538 --> 00:17:49,826
‫- هسته؟
‫- هسته میوه. واسه من گیلاسه

438
00:17:49,851 --> 00:17:50,986
‫عالیه

439
00:17:50,987 --> 00:17:52,946
‫تف کردنش خیلی فاز میده
 گیلاس رو می‌جوی

440
00:17:54,261 --> 00:17:55,287
‫اوه

441
00:17:56,304 --> 00:17:57,388
‫اوه!

442
00:17:57,413 --> 00:18:00,164
‫نظرت در مورد تخمه چیه؟
 موضع‌ت در قبال تخمه چیه؟

443
00:18:00,189 --> 00:18:02,399
‫من موضع خاصی در قبال تخمه ندارم

444
00:18:02,424 --> 00:18:03,674
‫تخمه هندونه

445
00:18:03,699 --> 00:18:05,617
‫- خیلی موجوداتِ لیزی هستن
‫- اوهوم

446
00:18:05,642 --> 00:18:07,309
‫من یه ترفند واسه برداشتنشون دارم

447
00:18:07,753 --> 00:18:10,338
‫همین‌طوری با دستم بهشون ضربه می‌زنم
 انگار دارم مگس می‌کشم

448
00:18:10,339 --> 00:18:12,750
‫صاف می‌چسبن به کف دستت
 بعدش می‌خورمشون

449
00:18:12,775 --> 00:18:14,932
‫فکر نمی‌کنم آدم مجاز باشه

450
00:18:14,969 --> 00:18:16,136
‫که تخمه‌ها رو قورت بده

451
00:18:16,137 --> 00:18:17,804
‫اینا همش حرف‌های خرافی قدیمیه

452
00:18:17,805 --> 00:18:19,931
‫می‌دونی،
‫حالا که حرف از خرافاتِ پیرزن‌ها شد،

453
00:18:19,932 --> 00:18:22,310
‫بدم نمیاد تو رو واسه خودم پیرزنِ خونه کنم

454
00:18:23,102 --> 00:18:24,449
‫بله؟ چی فرمودید؟

455
00:18:24,783 --> 00:18:27,126
‫- خوشت نیومد؟
‫- من برم به کارم برسم

456
00:18:28,183 --> 00:18:30,100
‫اوه، جداً؟ عجب

457
00:18:36,360 --> 00:18:39,029
‫می‌دونی، ‫من بانوی اول ندارم،

458
00:18:39,897 --> 00:18:42,856
‫ولی تو اولین بانویی هستی
 که امشب به دلم نشسته

459
00:18:43,192 --> 00:18:44,339
‫قبلاً همو دیدیم

460
00:18:44,613 --> 00:18:47,114
‫اوه! اوه، آره!

461
00:18:47,139 --> 00:18:48,682
‫اوه، آره، آره، آره!

462
00:18:48,707 --> 00:18:50,916
‫- همون لباس سبزه، سبز، سبز، سبز!
‫- بله

463
00:18:50,963 --> 00:18:53,965
‫باشه، کیوی؛ قهوه‌ای و سبز

464
00:18:53,966 --> 00:18:56,192
‫- بحثش تموم شد
‫- دو رو داره. یه میوه دو رنگه

465
00:18:56,217 --> 00:18:59,303
‫دو... این یه... ها؟ ها؟

466
00:19:00,181 --> 00:19:01,181
سلام

467
00:19:01,587 --> 00:19:03,277
بلدی اینو با کد مورس بگی؟

468
00:19:03,895 --> 00:19:06,417
‫نقطه، نقطه، نقطه، نقطه... نقطه

469
00:19:06,442 --> 00:19:09,658
‫خط، خط،
‫خط، خط، خط، خط

470
00:19:09,683 --> 00:19:10,693
‫ها؟

471
00:19:12,906 --> 00:19:14,741
‫- نقطه، نقطه، نقطه...
‫- بازم منم

472
00:19:15,946 --> 00:19:17,198
‫خط، خط...

473
00:19:17,742 --> 00:19:19,200
‫خط، خط، خط، خط

474
00:19:23,248 --> 00:19:24,749
‫- اوه! اوه
‫- اوه! سلام

475
00:19:24,789 --> 00:19:26,371
‫- سلام. آقای رئیس‌جمهور
‫- اوه

476
00:19:26,832 --> 00:19:28,985
‫تا حالا انبه خوردی؟

477
00:19:29,335 --> 00:19:31,461
‫ اوه، خوشمزه‌ست. خیلی آبداره

478
00:19:31,462 --> 00:19:33,338
‫واسه خوردنِ
یه همچین چیزی آدم دستمال لازم داره

479
00:19:33,339 --> 00:19:34,911
‫صاف شره می‌کنه روی صورتت

480
00:19:34,936 --> 00:19:36,841
‫- چه جذاب
‫- یه هسته بزرگ هم داره

481
00:19:36,842 --> 00:19:38,260
‫- عجب
‫- از هسته بزرگ خوشت میاد؟

482
00:19:39,485 --> 00:19:40,485
!آه

483
00:19:41,639 --> 00:19:42,972
‫اوه، ازت خوشش نمیاد

484
00:19:42,973 --> 00:19:44,823
‫کمی قبل‌تر پام رفت رو پاش

485
00:19:44,848 --> 00:19:47,665
‫کاملاً تصادفی بود
 البته باید بگم بیشتر تقصیر خودش بود

486
00:19:47,690 --> 00:19:49,566
‫- واو
‫- ولی فکر کنم فلج اطفال داره

487
00:19:49,591 --> 00:19:52,139
‫- چی؟
‫- چی داره؟

488
00:19:53,854 --> 00:19:55,252
‫لقوه. لقوه داره

489
00:19:55,277 --> 00:19:56,695
‫ کنترلی روی مهارت‌های حرکتیش نداره

490
00:19:56,696 --> 00:19:58,259
‫نمی‌دونم چطوری داره این‌ور اون‌ور می‌ره

491
00:19:58,284 --> 00:19:59,701
‫جدی می‌گی؟ به نظر من که مشکلی نداره

492
00:19:59,726 --> 00:20:01,471
‫بگذریم، رنگ اون لباس چیه؟

493
00:20:01,496 --> 00:20:03,545
‫- قهوه‌ای مایل به قرمزه
‫- خرمایی؟

494
00:20:04,296 --> 00:20:06,504
‫- هیچ‌چیز خرمایی‌رنگی به ذهنم نمی‌رسه
‫- خب، خوبه

495
00:20:06,529 --> 00:20:08,198
‫من برم یه چیزی واسه خوردن پیدا کنم

496
00:20:10,664 --> 00:20:12,612
‫- سیب‌زمینی پوست‌قهوه‌ای
‫- اوهوم

497
00:20:13,373 --> 00:20:15,248
‫خب من که اصلاً سر در نمیارم

498
00:20:15,273 --> 00:20:16,534
‫هرجا می‌رم قهوه‌ای و ضایع می‌شم

499
00:20:16,559 --> 00:20:18,591
‫دارم در مورد میوه حرف می‌زنم
 وارد بحث‌ میوه شدم

500
00:20:18,592 --> 00:20:19,676
‫انبه و پاپایا

501
00:20:19,677 --> 00:20:21,178
‫دارم در مورد هسته و تخمه حرف می‌زنم

502
00:20:21,203 --> 00:20:22,637
‫- هسته‌ها!
‫- داشتی در مورد هسته حرف می‌زدی؟

503
00:20:22,638 --> 00:20:23,763
‫آره، هسته‌ها

504
00:20:23,764 --> 00:20:26,558
‫هسته‌های بزرگ، هسته‌های کوچیک،
‫ هسته هلو، هسته آلو

505
00:20:26,559 --> 00:20:28,560
‫به نظرم این چیزها خیلی جذابن

506
00:20:28,561 --> 00:20:30,854
‫- ظاهراً واسه اونا نیست
‫- اونا کنجکاویِ هسته‌ای ندارن

507
00:20:30,855 --> 00:20:33,065
‫کنجکاویِ هسته‌ای ندارن

508
00:20:33,090 --> 00:20:34,799
‫داره دیوونم می‌کنه

509
00:20:34,824 --> 00:20:37,048
‫شاید بهتره باهاشون درباره
 یه موضوع غیرمیوه‌ای صحبت کنین

510
00:20:37,073 --> 00:20:39,839
‫اوه، اون کارو هم کردم
از یکی‌شون پرسیدم دندون‌پزشکش کیه

511
00:20:39,864 --> 00:20:41,531
‫دندون‌های داغونی داشت. سوال احمقانه‌ای بود

512
00:20:41,532 --> 00:20:42,782
‫خجالت‌زده شد

513
00:20:42,783 --> 00:20:45,342
‫نباید ازش می‌پرسیدم
هرچند خودم یه دندون‌پزشک لازم دارم

514
00:20:45,367 --> 00:20:48,202
‫قربان، الان وقت مناسبیه که
 با جفرسون دیویس صحبت کنین؟

515
00:20:48,227 --> 00:20:49,927
‫اصلاً من واسه همین وارد سیاست شدم،

516
00:20:49,952 --> 00:20:51,958
‫که با زن‌ها آشنا بشم

517
00:20:51,959 --> 00:20:54,502
‫قربان، ما نیاز داریم
 که شما ایالات متحد رو حفظ کنین

518
00:20:54,503 --> 00:20:57,010
‫صحبت با جنوبی‌ها از بالاترین اهمیت برخورداره

519
00:20:57,035 --> 00:20:58,567
‫بالاترین اهمیت؟

520
00:20:58,592 --> 00:20:59,926
‫- بله
‫- خودشه!

521
00:20:59,951 --> 00:21:01,576
‫- خودشه. خودِ خودشه، عالیه
‫- ممنون

522
00:21:01,601 --> 00:21:02,918
‫- یه ایده به ذهنم رسید
‫- خیلی‌خب

523
00:21:02,943 --> 00:21:04,334
‫اون زن با لباس قرمز رو می‌بینی؟

524
00:21:04,359 --> 00:21:07,307
‫این یکی داره منو می‌کشه،
 می‌تونم مخش رو بزنم و تحت تأثیر قرارش بدم

525
00:21:07,308 --> 00:21:10,518
‫می‌رم باهاش حرف می‌زنم
 حالا، تو میای پیشم و می‌گی

526
00:21:10,519 --> 00:21:12,479
‫"قربان، یه سند هست که باید امضا کنید

527
00:21:12,480 --> 00:21:15,523
‫سرنوشتِ ایالات متحد در مصلحت قرار داره"

528
00:21:15,524 --> 00:21:17,716
‫- ولی... ولی واقعاً هم در مصلحته
‫- آره، دوباره همونو بگو

529
00:21:17,741 --> 00:21:19,312
‫سرنوشتِ ایالات متحد در مصلحت قرار داره

530
00:21:19,337 --> 00:21:20,630
‫- معرکه‌ست
‫- ولی، نه...

531
00:21:22,705 --> 00:21:25,092
‫- اوه
‫- آقای رئیس‌جمهور

532
00:21:25,117 --> 00:21:26,834
‫- سلام
‫- سلام

533
00:21:26,859 --> 00:21:30,445
‫می‌دونین، من حس ششم دارم

534
00:21:30,470 --> 00:21:32,137
‫یه جورایی ذهن‌خوان هستم،

535
00:21:32,162 --> 00:21:34,059
‫می‌تونم اسم یه نفر رو حدس بزنم

536
00:21:34,084 --> 00:21:36,294
‫بدون اینکه هیچ‌چیزی درباره‌ش بدونم

537
00:21:36,295 --> 00:21:37,254
‫واقعاً؟

538
00:21:37,284 --> 00:21:38,868
‫- به اسمت فکر کن. بهش فکر کن
‫- اوهوم

539
00:21:38,893 --> 00:21:40,523
‫- توی ذهنت فریادش بزن
‫- اوهوم. دارم فریاد می‌زنم...

540
00:21:40,548 --> 00:21:41,951
‫- داری فریاد می‌زنی؟
‫- دارم فریادش می‌زنم

541
00:21:41,976 --> 00:21:44,399
‫خیلی‌خب. حس می‌کنم...

542
00:21:44,972 --> 00:21:46,284
‫چشم‌هات رو باز کن...

543
00:21:46,821 --> 00:21:47,821
جنِت

544
00:21:48,245 --> 00:21:50,788
‫- نه، جنت نیست
‫- گرترود؟

545
00:21:50,813 --> 00:21:53,690
‫نه، اصلاً... راستش اصلاً نزدیکش هم نبود

546
00:21:53,729 --> 00:21:56,022
‫- کورین؟
‫- نزدیک‌تر شد. من فقط...

547
00:21:56,023 --> 00:21:57,607
‫- دوباره می‌گم، من اصلاً...
‫- کلاریسا؟

548
00:21:57,608 --> 00:21:59,567
‫نه، فکر نمی‌کنم استعداد خاصی
 توی این کار داشته باشین

549
00:21:59,568 --> 00:22:01,110
‫- واقعاً ندارم
‫- آقای رئیس‌جمهور

550
00:22:01,111 --> 00:22:03,112
‫یه سند بسیار مهم هست که باید امضا کنید

551
00:22:03,113 --> 00:22:05,406
‫سرنوشتِ ایالات متحد در مصلحت قرار داره

552
00:22:05,407 --> 00:22:07,684
‫الان آخه اپلتون؟
دارم با این زنِ زیبا صحبت می‌کنم

553
00:22:07,709 --> 00:22:09,786
‫- ترایمن
‫- اسم من ترایمن نیست

554
00:22:09,787 --> 00:22:11,246
‫باعث افتخاره، خانوم ترایمن

555
00:22:11,247 --> 00:22:13,503
‫ این اسم من نیست
...اصلاً اسم هم نیست. اون

556
00:22:13,872 --> 00:22:15,873
‫- اوه
‫- موضوع از چه قراره؟

557
00:22:15,898 --> 00:22:17,742
‫خب، ما داریم...

558
00:22:18,193 --> 00:22:19,861
‫داریم با ایتالیا وارد جنگ می‌شیم

559
00:22:19,886 --> 00:22:21,524
‫چرا داریم با ایتالیا ‫وارد جنگ می‌شیم؟

560
00:22:21,549 --> 00:22:22,775
‫مسئله گوجه‌فرنگی‌ـه

561
00:22:22,800 --> 00:22:25,009
‫- دارن گوجه‌فرنگی‌ها رو احتکار می‌کنن
‫- اوه!

562
00:22:25,010 --> 00:22:26,510
‫مسئله زیاد بزرگی نیست،
‫خانوم ترایمن

563
00:22:26,535 --> 00:22:28,471
‫- خب، اون نمی‌خواد...
‫- دوباره می‌گم، اسم من ترایمن نیست

564
00:22:28,472 --> 00:22:30,575
‫تو نمی‌دونی، اپلتون،
‫که واقعاً چه اتفاقی داره می‌افته

565
00:22:30,600 --> 00:22:32,868
‫ولی ما داریم
‫سر گوجه‌فرنگی وارد جنگ می‌شیم؟

566
00:22:32,893 --> 00:22:34,060
‫و فلفل دلمه‌ای

567
00:22:34,061 --> 00:22:36,771
‫چی... چه اتفاقی
 واسه ‫فلفل دلمه‌ای‌ها افتاده؟

568
00:22:36,772 --> 00:22:38,314
‫خب، فلفل‌ها رو هم دارن احتکار می‌کنن

569
00:22:38,315 --> 00:22:39,482
‫مگه این‌قدر بهشون نیاز داریم؟

570
00:22:39,483 --> 00:22:40,817
‫بله، بله، نیاز داریم، واقعاً داریم

571
00:22:40,818 --> 00:22:42,652
‫و می‌دونی، گوجه‌فرنگی، سبزیجات نیست

572
00:22:42,653 --> 00:22:44,612
‫- یه میوه‌ست. و...
‫- بله، حتماً

573
00:22:44,613 --> 00:22:45,702
‫و قرمزه

574
00:22:46,015 --> 00:22:47,363
‫- دیگه چه چیزی قرمزه؟
‫- وایسا

575
00:22:47,388 --> 00:22:49,765
‫لطفاً نذارین سر گوجه‌فرنگی ‫وارد جنگ بشیم

576
00:22:49,790 --> 00:22:51,332
‫همچین قضیه بزرگی هم نیست،
‫خانوم ترایمن

577
00:22:51,357 --> 00:22:52,459
اسمم ‫ترایمن نیست!

578
00:22:54,365 --> 00:22:56,032
‫اوکی، این عالی بود

579
00:22:56,057 --> 00:22:59,268
‫واسه بعدی، اول اسمش رو می‌فهمیم،

580
00:22:59,293 --> 00:23:00,775
‫بعد میام جلو و حدسش می‌زنم

581
00:23:00,800 --> 00:23:02,439
‫مغزِ تخمی‌شون سوت می‌کشه

582
00:23:02,464 --> 00:23:05,842
‫قربان، من باید اصرار کنم
که با جفرسون دیویس صحبت کنین

583
00:23:05,843 --> 00:23:07,010
‫باشه، بزن بریم

584
00:23:07,011 --> 00:23:08,177
‫قبوله. بزن بریم

585
00:23:08,178 --> 00:23:10,346
‫اینا فقط دارن با این سینی‌ها دور می‌زنن

586
00:23:10,347 --> 00:23:11,705
‫- سر در نمیارم
‫- پیش‌غذای چرخشی؟

587
00:23:11,730 --> 00:23:12,995
‫یعنی اصلاً نمی‌تونم تصور کنم...

588
00:23:13,020 --> 00:23:14,475
‫آقایون اگه اجازه بدید مرخص بشیم

589
00:23:14,476 --> 00:23:15,469
‫آقای رئیس‌جمهور

590
00:23:15,494 --> 00:23:16,744
‫- سناتور دیویس...
‫- اوم

591
00:23:16,769 --> 00:23:20,649
‫من یه چندتایی ایده
درباره کانزاس دارم که فکر کنم

592
00:23:21,084 --> 00:23:22,627
‫می‌تونه همه رو خوشحال کنه

593
00:23:22,652 --> 00:23:26,488
‫اینا کلِ مدت رو
فقط داشتن فینگر فود پخش می‌کردن

594
00:23:26,513 --> 00:23:27,846
‫شام ساعت چنده؟

595
00:23:27,871 --> 00:23:30,259
‫- آره، نه. شامی در کار نیست
‫- شامی در کار نیست؟ چی...

596
00:23:30,284 --> 00:23:31,910
‫- نه، آره
‫- جدی می‌گی؟

597
00:23:31,911 --> 00:23:33,505
‫آره، آره، ‫بهش می‌گن،

598
00:23:33,530 --> 00:23:35,490
‫پیش‌غذا... پیش‌غذای چرخشی. مثل...

599
00:23:36,879 --> 00:23:39,542
‫منظورم همینه
‫فقط همین سینی‌های مسخره‌ست

600
00:23:39,543 --> 00:23:40,848
‫کمی قبل‌تر پام رفت رو انگشت پاش

601
00:23:40,873 --> 00:23:42,211
‫فکر کنم یه مشکلی داره

602
00:23:42,212 --> 00:23:44,839
‫اصلاً به تخمم نیست
 که پات رفته رو انگشت پاش

603
00:23:44,840 --> 00:23:46,351
‫من الان دارم از گرسنگی می‌میرم

604
00:23:46,376 --> 00:23:49,318
‫ یه ساندویچ خوردم
‫که اندازه‌ش در حد خوراک یه بچه بود

605
00:23:49,343 --> 00:23:51,093
‫یه مشت کراکر خوردم که یه سری چیز مسخره

606
00:23:51,118 --> 00:23:52,285
‫- گذاشته بودن روش
‫- خیلی‌خب

607
00:23:52,310 --> 00:23:54,909
‫تقریباً مطمئنم چیزی که خوردم
 دودولِ خوک بود که دورش بیکن پیچیده بودن

608
00:23:54,934 --> 00:23:56,893
‫خب این یه چیز جدیده، اوکی؟

609
00:23:56,894 --> 00:23:58,269
‫بهش می‌گن ‫پیش‌غذای چرخشی

610
00:23:58,270 --> 00:23:59,306
‫دور می‌زنن،

611
00:23:59,331 --> 00:24:01,415
‫و تو هم فقط... ‫فقط ایستاده می‌خوریش

612
00:24:01,440 --> 00:24:03,733
‫نه، پیش‌غذا که شام نمی‌شه

613
00:24:03,734 --> 00:24:07,620
‫اینا مقدمه شامن، جایگزین شام که نیستن

614
00:24:07,645 --> 00:24:09,048
‫اگه زیاد بخوری، جایگزینش می‌شه

615
00:24:09,073 --> 00:24:10,800
‫- اوه، اگه زیاد ازش بخورم؟
‫- جاش رو می‌گیره

616
00:24:10,825 --> 00:24:12,617
‫من از اوناشم که
دوست دارم با شام سالاد بخورم

617
00:24:12,618 --> 00:24:14,327
‫- نه، سالاد با این جور در نمیاد...
‫- سالاد هم هست؟

618
00:24:14,328 --> 00:24:15,370
‫اینجا جواب نمی‌ده

619
00:24:15,371 --> 00:24:16,996
‫ آخه باید ایستاده با چنگال بخوریش

620
00:24:16,997 --> 00:24:18,039
‫نه، اون‌طوری که نمی‌شه‫

621
00:24:18,040 --> 00:24:20,366
‫حداقلش می‌تونم
 منتظر یه نون و کره‌ای چیزی باشم؟

622
00:24:20,391 --> 00:24:22,628
‫می‌دونی، ‫منم مثل هر کس دیگه‌ای
 نون و کره دوست دارم

623
00:24:22,653 --> 00:24:24,181
‫مخصوصاً اگه نون رو گرم کنی

624
00:24:24,206 --> 00:24:26,032
‫- معلومه که نون رو باید گرم کرد
‫- کره آب می‌شه

625
00:24:26,057 --> 00:24:27,314
‫- صد البته
‫- بیخیال، معرکه‌ست

626
00:24:27,339 --> 00:24:28,423
‫کره رو می‌ذاری روش...

627
00:24:28,448 --> 00:24:30,005
‫- و به خوردِ نون می‌ره توش ذوب می‌شه
‫- خدای من!

628
00:24:30,030 --> 00:24:31,168
‫اوووف، یه ارگاسمه!

629
00:24:31,193 --> 00:24:32,906
‫بله! بله اون نون و کره کجاست؟

630
00:24:33,774 --> 00:24:35,864
‫- واسه این مدل مهمونی جواب نمی‌ده
‫- اصلاً جواب نمی‌ده

631
00:24:35,889 --> 00:24:38,099
‫شاید دقیقاً مثل یه وعده غذایی کامل نباشه،

632
00:24:38,100 --> 00:24:40,274
‫اینو بهت حق می‌دم
اما مزیت‌های خودشو داره

633
00:24:40,299 --> 00:24:43,052
‫اگه شام نشسته باشه
 ملت دور میز لفتش می‌دن

634
00:24:43,077 --> 00:24:45,651
‫زیادی تلپ می‌شن
ما از این لفت دادن‌ها خوشمون نمیاد

635
00:24:45,676 --> 00:24:47,273
‫خب، شاید توی شمال این‌طوری باشه

636
00:24:47,298 --> 00:24:49,503
‫توی جنوب، ما عاشق این لفت دادن‌ها
 و گپ‌وگفت‌های آخرِ غذاییم

637
00:24:49,528 --> 00:24:51,800
‫در واقع ترجیح می‌دیم
‫ته غذا آروم و کش‌دار تموم بشه

638
00:24:51,825 --> 00:24:53,340
‫این خودش بخشی از فرآینده

639
00:24:53,365 --> 00:24:54,449
‫خب توی شمال،

640
00:24:54,474 --> 00:24:56,535
‫ما از این کش‌اومدن‌های
 ملال‌آورِ آخرِ غذا لذت نمی‌بریم

641
00:24:56,560 --> 00:24:58,744
‫ما می‌خوایم کوفت کنیم و بریم خونه‌هامون،

642
00:24:58,745 --> 00:25:01,313
‫پیژامه‌هامون رو بپوشیم و یه کتاب دست بگیریم

643
00:25:01,338 --> 00:25:02,628
‫- و ریلکس کنیم
‫- خب...

644
00:25:02,653 --> 00:25:04,054
‫ما نمی‌خوایم پشت یه میز بشینیم

645
00:25:04,079 --> 00:25:05,928
‫و یه مشت اراجیف و چرت‌وپرت تحویل هم بدیم

646
00:25:05,953 --> 00:25:07,151
‫ مثل یه خانواده‌ست!

647
00:25:07,176 --> 00:25:09,064
‫خانواده دقیقاً آخرین کسایی هستن
 که دلم می‌خواد باهاشون حرف بزنم

648
00:25:09,089 --> 00:25:10,923
‫ولی اینا همونایی‌ان
 که می‌خوام دور خودم جمع کنم

649
00:25:10,924 --> 00:25:12,717
‫- آره؟ خب، کِی...
‫- پسردایی‌ها و پسرخاله‌های درجه دو

650
00:25:12,718 --> 00:25:14,299
‫ اصلاً دلم نمی‌خواد
با هیچ آدمی ارتباط برقرار کنم

651
00:25:14,324 --> 00:25:16,074
‫ می‌خوام دسر رو تموم کنم ‫و برم خونه

652
00:25:16,099 --> 00:25:17,320
‫یه چیز دیگه هم بهت بگم

653
00:25:17,345 --> 00:25:18,553
‫- آره؟
‫- اصلاً نمی‌تونم تصور کنم

654
00:25:18,578 --> 00:25:20,121
‫توی کشوری زندگی کنم

655
00:25:20,146 --> 00:25:21,905
‫که نصفِ جمعیتش...

656
00:25:21,930 --> 00:25:24,240
‫بعد از غذا دور میز لفتش نمی‌دن

657
00:25:24,265 --> 00:25:27,702
‫منم نمی‌تونم زندگی توی
 یه کشورِ لفت‌دهنده رو تصور کنم

658
00:25:28,413 --> 00:25:30,956
‫ایالت‌های جنوبی
‫تا سه روز دیگه جلسه دارن

659
00:25:30,981 --> 00:25:32,899
‫- عصر بخیر
‫- اوه، آره

660
00:25:32,924 --> 00:25:34,817
‫برید. برید و اعلام جدایی کنین

661
00:25:34,842 --> 00:25:37,218
‫- اوه، اوه، اوه. جدایی
‫- من می‌رم و جدایی رو اعلام می‌کنم

662
00:25:37,243 --> 00:25:39,305
‫- ما ممکنه جدا بشیم
‫- اوه، شما... وای چقدر ترسیدیم

663
00:25:39,330 --> 00:25:41,216
‫- بایدم بترسین، از جلوی چشمام دور شو!
‫- می‌خواد جدا بشه

664
00:25:41,241 --> 00:25:44,243
‫آره. اوه، آره، ‫به این، به این
 به این می‌گن یه وعده غذا

665
00:25:44,268 --> 00:25:46,365
‫- شامه!
‫- بهم نگو این قراره شام باشه

666
00:25:46,390 --> 00:25:48,984
‫در حالی که واضحه اصلاً شام نیست
‫- اوه. این شامه!

667
00:25:49,009 --> 00:25:50,591
‫اینا همش اراجیف و زرِ مفتـه!

668
00:25:50,846 --> 00:25:51,980
‫چقدر بی‌ادب!

669
00:25:52,512 --> 00:25:55,976
سه روز بعد یازده ایالت جنوبی»
«از اتحادیه جدا شدن

670
00:25:56,176 --> 00:25:57,406
‫آقای رئیس‌جمهور

671
00:26:11,762 --> 00:26:14,273
‫در اواخر قرن نوزدهم ‫و اوایل قرن بیستم،

672
00:26:14,298 --> 00:26:17,865
‫فلج اطفال یکی از هولناک‌ترین
‫بیماری‌های جهان بود،

673
00:26:17,890 --> 00:26:20,344
‫با شیوع‌هایی که به طور معمول
‫هزاران نفر را به کام مرگ می‌کشاند

674
00:26:20,369 --> 00:26:22,017
‫خیلی‌های دیگه رو فلج و زمین‌گیر می‌کرد،

675
00:26:22,042 --> 00:26:25,448
‫از جمله رئیس‌جمهور، فرانکلین دی روزولت.

676
00:26:25,473 --> 00:26:27,432
‫اما در اوایل دهه 1950،

677
00:26:27,457 --> 00:26:29,541
‫یک پزشک آمریکایی ‫به نام جوناس سالک

678
00:26:29,566 --> 00:26:31,944
‫اولین واکسن موفق فلج اطفال رو ساخت.

679
00:26:32,773 --> 00:26:34,619
‫این یک معجزه و تغییردهنده شرایط بود

680
00:26:34,644 --> 00:26:37,293
‫در سال‌های پس از آن، ‫دکتر آلبرت سابین

681
00:26:37,318 --> 00:26:39,987
‫یک واکسن خوراکی ساخت که تولیدش ارزان‌تر

682
00:26:40,012 --> 00:26:41,573
‫و تجویزش راحت‌تر بود

683
00:26:41,598 --> 00:26:46,294
‫و تا سال 1979، ‫فلج اطفال به طور
کامل ‫از ایالات متحده، ریشه‌کن شد

684
00:26:46,319 --> 00:26:48,650
‫آن هم به لطف واکسیناسیون گسترده

685
00:26:48,957 --> 00:26:50,481
‫بذارید دوباره تکرار کنم.

686
00:26:50,506 --> 00:26:53,508
‫به لطف ‫واکسیناسیون‌های گسترده.

687
00:26:54,083 --> 00:26:55,582
‫به دلیل کار پیشگامانه‌اش،

688
00:26:55,607 --> 00:26:58,525
‫جوناس سالک جونِ بی‌شمار انسان رو
در سراسر جهان نجات داد

689
00:26:58,575 --> 00:27:00,662
‫و باعث افتخار و سربلندی مادرش شد.

690
00:27:00,687 --> 00:27:03,546
‫بسیار، بسیار سربلند.

691
00:27:04,424 --> 00:27:06,719
سـال 1955
"کوئیـنز نیـویـورک"

692
00:27:08,937 --> 00:27:10,380
‫اوه!

693
00:27:10,640 --> 00:27:12,010
‫سلام، اِولین

694
00:27:12,433 --> 00:27:15,102
‫روز بخیر، دورا‫، حالت چطوره؟

695
00:27:15,127 --> 00:27:18,298
‫خیلی خوبم، خیلی خوب. اِولین،

696
00:27:18,626 --> 00:27:20,919
‫نمی‌دونم بهت گفته بودم یا نه...

697
00:27:20,944 --> 00:27:23,245
‫- دوباره شروع شد
...‫- که پسرم جوناس

698
00:27:23,993 --> 00:27:26,787
‫هفته آینده قراره توی کنگره حاضر بشه

699
00:27:26,812 --> 00:27:29,705
‫بله، قبلاً هم گفتی، اونم چندین و چند بار

700
00:27:29,730 --> 00:27:31,652
...‫و اصلاً می‌دونی ‫واسه چی قراره

701
00:27:31,677 --> 00:27:33,386
‫- توی کنگره حاضر بشه؟
‫- بله

702
00:27:33,411 --> 00:27:36,729
‫چون اون درمان فلج اطفال رو کشف کرد!

703
00:27:36,754 --> 00:27:37,921
‫بله، همین‌طوره دورا

704
00:27:37,946 --> 00:27:40,031
‫جوناسِ من درمان فلج اطفال رو کشف کرد

705
00:27:40,056 --> 00:27:42,037
‫- آره، همین، کشف کرد
‫- اون خیلی نابغه‌ست

706
00:27:42,062 --> 00:27:43,338
‫- خیلی باهوشه
‫- جوناس...

707
00:27:43,683 --> 00:27:46,297
‫جوناس، بیا پایین و به اِولین بگو

708
00:27:46,322 --> 00:27:48,198
‫چطوری درمان ‫فلج اطفال رو کشف کردی

709
00:27:48,223 --> 00:27:49,575
‫الان وقت ندارم مامان

710
00:27:49,600 --> 00:27:50,651
‫حسابی سرم شلوغه

711
00:27:50,676 --> 00:27:52,113
‫- کلی کار دارم که باید انجام بدم
‫- البته

712
00:27:52,138 --> 00:27:53,805
‫اوکی، ولی سلام اِولین. حالت چطوره؟

713
00:27:53,830 --> 00:27:55,520
‫جوناس، ‫از دیدنت واقعاً خوشحال شدم

714
00:27:55,545 --> 00:27:57,087
‫منم همین‌طور، خوشحال شدم، خوشگل شدی

715
00:27:57,112 --> 00:27:58,317
‫اوه، ممنون جوناس

716
00:27:58,342 --> 00:27:59,745
‫اوکی، فقط کلی کار روی سرم ریخته،

717
00:27:59,770 --> 00:28:01,020
‫- پس منو ببخشید، باشه؟
‫- درک می‌کنم

718
00:28:01,045 --> 00:28:02,087
‫- ممنون
‫- خیلی‌خب

719
00:28:02,112 --> 00:28:04,385
‫- به کار خوبت ادامه بده
‫- جوناس، روی سرطان کار کن

720
00:28:04,706 --> 00:28:07,541
‫داره آدم‌ها رو می‌کشه
 اون انجامش میده، اون می‌تونه

721
00:28:07,566 --> 00:28:09,400
‫- درمان سرطان رو پیدا می‌کنه
‫- شاید

722
00:28:09,425 --> 00:28:10,759
‫- شاید سرطان
‫- شاید

723
00:28:10,784 --> 00:28:11,909
‫- می‌دونی چیه؟
‫- آره؟

724
00:28:11,934 --> 00:28:12,984
‫ از همون موقعی که

725
00:28:13,009 --> 00:28:14,585
‫- یه پسربچه کوچک بود می‌دونستم...
‫- واقعاً؟

726
00:28:14,610 --> 00:28:16,069
‫که سرنوشتش با بزرگی و افتخار گره خورده

727
00:28:16,094 --> 00:28:18,053
‫- براش یه کیت آزمایش شیمی خریدیم،
‫- اهوم

728
00:28:18,078 --> 00:28:20,703
‫و اونم طبق معمول، ‫یه آتیش‌سوزی راه انداخت

729
00:28:20,728 --> 00:28:23,282
‫- اوه!
‫- دانیال ول‌کنِ معامله نبود و مدام غر می‌زد

730
00:28:23,307 --> 00:28:25,235
‫- شاکی بود، حسابی شاکی بود
‫- اوه، چقدر جالب

731
00:28:25,260 --> 00:28:27,036
‫می‌گفت: "نمی‌دونم با این بچه باید چکار کنم"

732
00:28:27,061 --> 00:28:27,874
‫خب، آره

733
00:28:27,899 --> 00:28:30,484
...‫و منم گفتم: "دانیال، صبرکن چون یه روزی

734
00:28:30,891 --> 00:28:32,975
‫این پسر کاری می‌کنه که بهش افتخار کنی"

735
00:28:33,000 --> 00:28:34,918
‫مادر خودش این چیزها رو می‌فهمه

736
00:28:34,943 --> 00:28:37,611
‫- و اگه امسال جایزه نوبل رو بهش ندن...
‫- اهوم

737
00:28:37,636 --> 00:28:38,904
‫خودم می‌رم سوئد و

738
00:28:38,929 --> 00:28:41,248
‫- خفه‌شون می‌کنم
‫- واقعاً این کارو می‌کنی؟

739
00:28:41,273 --> 00:28:44,201
‫اون‌قدر گلوشون رو فشار می‌دم
 تا ریق رحمت رو سر بکشن

740
00:28:44,226 --> 00:28:45,434
‫تک‌تک‌شون رو خفه می‌کنم

741
00:28:45,459 --> 00:28:48,476
‫خیلی‌خب دورا، بی‌خیال، جدی می‌گم بس کن

742
00:28:48,501 --> 00:28:52,171
‫اصلاً می‌دونی جوناس
حتی یه سنت هم از این واکسن در نیاورده؟

743
00:28:52,196 --> 00:28:53,738
‫حتی ثبت اختراعش هم نکرد

744
00:28:53,763 --> 00:28:56,706
‫- اون فقط می‌خواد به بشریت خدمت کنه
‫- پسر خیلی خوبیه

745
00:28:56,731 --> 00:28:58,783
‫برام سوال بود که چرا
 هنوز داره اینجا زندگی می‌کنه

746
00:28:58,808 --> 00:29:00,322
‫اما الان دیگه فهمیدم

747
00:29:00,347 --> 00:29:02,348
‫ما بچه‌های دوست‌داشتنی‌ای داریم
  این یه نعمته

748
00:29:02,373 --> 00:29:05,069
‫- یه نعمته. آره، می‌دونم، می‌دونم
‫- هست! واقعاً یه نعمته

749
00:29:05,094 --> 00:29:06,502
‫احوال تیموتی چطوره؟

750
00:29:06,527 --> 00:29:08,653
‫خب، ممنون که پرسیدی دورا

751
00:29:08,678 --> 00:29:10,763
‫- خواهش می‌کنم
‫- می‌دونم اصلاً راحت نبوده. آم...

752
00:29:10,788 --> 00:29:12,664
‫خیلی هم عالی. اون...

753
00:29:12,689 --> 00:29:14,356
‫اون اِندِ کت‌وشلواری‌ها ‫و کراواتی‌هاست؟

754
00:29:14,381 --> 00:29:15,631
‫توی "رابرت هال" کار می‌کنه

755
00:29:15,656 --> 00:29:16,981
‫به‌تازگی ترفیع گرفته،

756
00:29:17,279 --> 00:29:19,150
‫و در حال حاضر جوون‌ترین

757
00:29:19,175 --> 00:29:22,098
مدیر ‫در کلِ تاریخ اون شرکتـه

758
00:29:22,386 --> 00:29:23,423
‫چی شده؟

759
00:29:23,448 --> 00:29:28,203
‫جوون‌ترین مدیر ‫در کلِ تاریخ اون شرکتـه

760
00:29:28,228 --> 00:29:30,147
‫- بله
‫- اوه! هی جوناس

761
00:29:31,467 --> 00:29:33,272
‫- جوناس! تیموتی...
‫- بله مامان؟ بله

762
00:29:33,297 --> 00:29:35,203
‫اون مدیرِ شرکت رابرت هال شده

763
00:29:35,228 --> 00:29:37,752
‫می‌تونه برات یه کت‌وشلوار جدید
 واسه رفتن به کنگره جور کنه

764
00:29:37,777 --> 00:29:39,101
‫- اوه، ایده فوق‌العاده‌ایه
‫- نه؟

765
00:29:39,126 --> 00:29:40,872
‫و جوناس، ‫اون جوون‌ترین مدیرِ

766
00:29:40,897 --> 00:29:43,589
‫- تاریخِ اون شرکتـه
‫- چیِ تاریخ؟

767
00:29:43,961 --> 00:29:48,166
‫جوون‌ترین مدیر ‫در کل تاریخ اون شرکتـه

768
00:29:48,191 --> 00:29:49,524
‫چه عالی! خیلی هم خوبه

769
00:29:49,549 --> 00:29:52,400
‫بذار برات یه کت‌وشلوار جدید
‫واسه کنگره جور کنه، جوناس

770
00:29:52,425 --> 00:29:53,838
‫تا دلت بخواد کت‌وشلوار دارم مامان

771
00:29:53,863 --> 00:29:56,406
‫جوناس، مگه آدم
 چند بار توی زندگیش میره کنگره؟

772
00:29:56,431 --> 00:29:58,401
‫نیازی به کت‌وشلوار ندارم
ولی با این حال خیلی لطف دارن

773
00:29:58,426 --> 00:30:00,160
‫- ممنون مامان
‫- از برند رابرت هال‌ـه‌ها!

774
00:30:00,185 --> 00:30:02,228
‫- خیاط اختصاصی توی شرکت دارن!
‫- اوه!

775
00:30:02,253 --> 00:30:03,919
‫درباره‌ش فکر می‌کنم
 می‌تونم درباره‌ش فکر کنم؟

776
00:30:03,944 --> 00:30:05,294
‫- اوه! پس درباره‌ش فکر می‌کنی
‫- اوکی

777
00:30:05,319 --> 00:30:06,739
‫عمراً اگه درباره‌ش فکر کنی

778
00:30:06,764 --> 00:30:08,723
‫مامان می‌گم درباره‌ش فکر می‌کنم
کلی کت‌وشلوار دارم

779
00:30:08,748 --> 00:30:10,214
‫نه، فکر نمی‌کنی. من تو رو می‌شناسم

780
00:30:10,239 --> 00:30:11,413
‫- یا خدا
‫- تو فکر نمی‌کنی...

781
00:30:11,438 --> 00:30:12,383
‫سرش شلوغه

782
00:30:12,408 --> 00:30:13,986
‫بچه‌ها هیچ‌وقت دلشون نمی‌خواد
 به حرف مادرشون گوش بدن

783
00:30:14,011 --> 00:30:15,803
‫اون اصلاً به لباس اهمیت نمیده

784
00:30:15,828 --> 00:30:17,717
‫تنها چیزی که براش مهمه بشریته

785
00:30:17,742 --> 00:30:20,214
‫- درسته
‫- اون داره دنیا رو شفا میده، پسرِ من

786
00:30:20,545 --> 00:30:22,630
‫جوناسِ من. جوناس!

787
00:30:23,501 --> 00:30:26,478
‫- بله مامان؟
‫- تو داری دنیا رو شفا میدی!

788
00:30:26,503 --> 00:30:27,938
‫دارم تمام تلاشمو می‌کنم، مامان

789
00:30:27,963 --> 00:30:30,340
‫تو از همین‌جا اومدی، از وجودِ من!

790
00:30:30,365 --> 00:30:31,865
‫- کارِ خودم بود!
‫- اوکی

791
00:30:31,890 --> 00:30:33,813
‫کارت واقعاً عالیه، ‫حرف نداره

792
00:30:35,253 --> 00:30:38,319
‫پسر خیلی خیلی دوست‌داشتنی‌ایه، دورا

793
00:30:38,344 --> 00:30:39,678
‫تیموتیِ تو هم همین‌طوره

794
00:30:39,703 --> 00:30:42,017
‫برام سواله که چرا هیچ‌وقت با هم دوست نشدن

795
00:30:42,042 --> 00:30:44,835
‫- خب، تیموتی اهل ورزش و اینا بود
‫- ورزشکار بود؟

796
00:30:44,860 --> 00:30:47,650
‫قرار بود
پرتاب‌کننده توپ واسه تیم "یانکیز" بشه

797
00:30:47,675 --> 00:30:50,510
‫اما خودش تصمیم گرفت
‫که یه زندگی ساده داشته باشه

798
00:30:50,535 --> 00:30:52,454
‫دلش می‌خواسته توی رابرت هال باشه

799
00:30:53,018 --> 00:30:54,040
‫بله

800
00:30:54,065 --> 00:30:55,075
‫هنوزم با اون...

801
00:30:55,100 --> 00:30:57,458
با اون دختر درشت‌هیکل ‫قراره می‌ذاره؟

802
00:30:57,483 --> 00:30:59,320
‫خودت که می‌دونی
 همون دخترِ زشت که چند هفته پیش

803
00:30:59,345 --> 00:31:00,929
‫جلوی خونه دیدمش

804
00:31:00,954 --> 00:31:03,205
‫- اون دختر خیلی دوست‌داشتنی‌ایه‌، دورا
‫- ها؟

805
00:31:03,230 --> 00:31:05,000
‫- دخترِ خیلی دوست‌داشتنی‌ایه
‫- هوم. چه خوب

806
00:31:05,025 --> 00:31:07,240
‫راستی، همین تازگی خوندم که آلبرت سابین

807
00:31:07,265 --> 00:31:10,775
داره ‫یه واکسن خوراکیِ فلج اطفال میده بیرون

808
00:31:11,815 --> 00:31:13,673
‫من تف می‌کنم تو صورتِ سابین

809
00:31:13,698 --> 00:31:15,811
‫دیگه هیچ‌وقت اسمش رو جلوی من نیار

810
00:31:15,836 --> 00:31:17,295
‫واکسن خوراکی؟

811
00:31:17,320 --> 00:31:18,904
‫اون پسری که اون بالا بالاهاست،

812
00:31:18,929 --> 00:31:22,223
‫هر روز تا ساعت دو نصف‌شب
تو آزمایشگاه جون می‌کَنه

813
00:31:22,248 --> 00:31:23,524
‫اونم هفت روز هفته!

814
00:31:23,549 --> 00:31:25,091
‫اون سابین یه شیاده

815
00:31:25,116 --> 00:31:26,574
‫- یه کلاه‌برداره
‫- اوکی

816
00:31:26,599 --> 00:31:28,100
‫یه بار دیگه اسمش رو جلوی من بیاری،

817
00:31:28,125 --> 00:31:29,876
‫- غزل خداحافظی رو باید بخونی، اِولین
‫- آره

818
00:31:29,901 --> 00:31:31,026
‫فاتحه‌ت خونده‌ست، اِولین!

819
00:31:31,051 --> 00:31:33,315
‫آخه می‌تونه بیشتر از
!یه واکسن هم وجود داشته باشه

820
00:31:33,340 --> 00:31:36,159
‫نه، فقط یکی وجود داره. اونم پسر منه

821
00:31:36,184 --> 00:31:37,703
‫اصلِ کاری خودشه!

822
00:31:37,728 --> 00:31:40,020
‫اوه، اون واکسن قراره آدم‌ها رو به کشتن بده

823
00:31:40,045 --> 00:31:42,098
‫قراره به همه‌شون سکته قلبی بده

824
00:31:42,123 --> 00:31:45,192
‫اوه، بنال بینیم بابی، الهی مثل سگ بمیری!

825
00:31:45,217 --> 00:31:47,676
‫من شنیدم اون واکسن
!جوجه‌هات رو خشک و چروکیده می‌کنه

826
00:31:47,701 --> 00:31:49,643
‫اوه، لطفاً بی‌خیال شو، بی‌خیال، اوکی؟

827
00:31:49,668 --> 00:31:51,741
‫تو اصلاً هیچ توانی از علم و دانش نداری

828
00:31:51,766 --> 00:31:53,433
‫- من بیشتر از تو حالیمه
‫- تو که دکتر نیستی

829
00:31:53,458 --> 00:31:55,376
‫اگه من همه‌کاره بودم، مطمئن می‌شدم

830
00:31:55,401 --> 00:31:57,339
‫که هیچ بچه‌ای اون واکسن رو نزنه

831
00:31:57,364 --> 00:32:00,937
‫- این قضیه شامل سرخک هم میشه
‫- اوه، اگه تو همه‌کاره بودی

832
00:32:00,962 --> 00:32:02,796
‫- دقیقاً
‫- اوه، خدا همه‌مون رو نجات بده

833
00:32:02,821 --> 00:32:05,958
‫اگه یه احمق
 یه عقب‌مونده تو رو همه‌کاره می‌کرد

834
00:32:05,983 --> 00:32:08,067
‫اون روز، روزِ سیاه و شومی واسه بشریت می‌شد،

835
00:32:08,092 --> 00:32:09,592
‫- اینو مطمئن باش
‫- آه!

836
00:32:09,617 --> 00:32:12,222
‫مامان! مامان. مامان
 آروم باش، نیازی نیست با این حرف بزنی

837
00:32:12,247 --> 00:32:14,915
‫اون اصلاً نمی‌فهمه داره چی...
تو اصلاً نمی‌دونی درباره چی حرف می‌زنی بابی

838
00:32:14,940 --> 00:32:17,341
‫نمی‌دونم دارم چی می‌گم؟ شماها
اون‌ور با این واکسن‌هاتون رد دادین

839
00:32:17,366 --> 00:32:19,867
‫- آره راست می‌گی، ما دیوونه‌ایم بابی
‫- آره، همین‌طوره

840
00:32:19,892 --> 00:32:21,726
‫- ما کاملاً مغزمون رو از دست دادیم
‫- آره، ما دیوونه‌ایم

841
00:32:21,751 --> 00:32:24,071
‫به لطفِ شما، همه مجبورن واکسن بزنن

842
00:32:24,096 --> 00:32:26,520
‫اینجا شده مثل آلمان نازی، آدولف!

843
00:32:26,545 --> 00:32:28,671
‫- آدولف؟ چطور جرئت می‌کنی
!به پسرِ من بگی آدولف

844
00:32:28,696 --> 00:32:30,769
‫- اون آدولفه!
‫- کجامون شبیه آلمان نازیه؟

845
00:32:30,794 --> 00:32:33,212
‫چطور جرئت می‌کنی پسر منو
 با اون هیولا مقایسه کنی؟

846
00:32:33,237 --> 00:32:35,130
‫- جوناس داره جون آدما رو نجات میده، بابی!
‫- سلام

847
00:32:35,155 --> 00:32:37,043
‫- مشکلی نیست
‫- به جای اینکه وقتت رو سرِ واکسن تلف کنی...

848
00:32:37,068 --> 00:32:38,010
‫ببخشید؟

849
00:32:38,035 --> 00:32:39,953
‫- اینجا پلاک 437 بی، خیابان شصت‌ونهمه؟
‫- اون مواد شیمیایی رو از تو آب بکش بیرون!

850
00:32:39,978 --> 00:32:42,979
‫- اینجا 439ـه، فکر کنم دنبال خونه بغلی می‌گردین
‫- اوه، در ضمن اینم بگم،

851
00:32:43,004 --> 00:32:46,516
‫فلوئورید باعث اختلال هویت جنسی میشه!

852
00:32:46,541 --> 00:32:48,309
‫- من اون‌قدر عاقلم که هر روز...
‫- آره، جونِ عمت

853
00:32:48,334 --> 00:32:50,085
‫شیر پاستوریزه‌نشده بخورم

854
00:32:50,110 --> 00:32:51,795
‫شیر رو باید مستقیم از خودِ گاو خورد،

855
00:32:51,820 --> 00:32:53,731
‫باید مستقیم از مِـمـه‌ش دوشید
همه اینو می‌دونن

856
00:32:53,756 --> 00:32:55,882
‫- همه اینو می‌دونن، باب؟
‫- همه می‌دونن

857
00:32:55,907 --> 00:32:57,746
‫اوه، راستی اینم بگم، آنفولانزای اسپانیایی

858
00:32:57,771 --> 00:33:00,121
‫یه سلاح بیولوژیکیه
 با این تفاوت که طوری طراحی شده

859
00:33:00,146 --> 00:33:03,322
‫که به یهودی‌های
 اشکنازی و چینی‌ها آسیبی نزنه

860
00:33:03,347 --> 00:33:05,944
‫و دولت هم دلش نمی‌خواد
شما از این قضیه بویی ببرین

861
00:33:05,969 --> 00:33:09,414
‫- آره، خودِ ناکس‌شه
‫- بله، من سرِ یه نهنگ رو با اره‌برقی بریدم،

862
00:33:09,439 --> 00:33:13,159
‫اما سرش رو زدم به دیوارِ اتاقم
 پس یه استفاده‌ای ازش کردم

863
00:33:13,184 --> 00:33:14,479
‫هی، دارین چکار می‌کنین؟

864
00:33:14,504 --> 00:33:16,410
‫- من دیوونه نیستم
‫- بازداشتش کنین

865
00:33:16,435 --> 00:33:18,395
‫توی مغز این کرم افتاده!

866
00:33:18,420 --> 00:33:21,061
‫یه خرس مرده هم
!توی صندوق‌عقبِ ماشینش داره

867
00:33:21,086 --> 00:33:24,255
‫- من قراره اون خرس رو بخورم!
‫- این یارو روانیه!

868
00:33:24,280 --> 00:33:26,369
‫- من می‌خوام اون خرس رو بخورم
‫- اوکی، بریم یه قدمی بزنیم

869
00:33:26,394 --> 00:33:29,014
‫شاید وقتی کارتون با این تموم شد
 بتونین برگردین سراغِ اون یکی

870
00:33:30,264 --> 00:33:32,154
‫این جوناس! چقدر بامزه‌ست این پسر

871
00:33:32,179 --> 00:33:34,305
‫از تمام اون کمدین‌ها هم خنده‌دارتره

872
00:33:34,330 --> 00:33:36,607
‫- چی؟
‫- از هنی یانگمن و میلتون برل هم بهتره

873
00:33:36,632 --> 00:33:39,634
‫می‌تونست یه کمدین بشه
 اما علم رو انتخاب کرد

874
00:33:39,659 --> 00:33:42,213
‫اون علم رو انتخاب کرد چون یه جوناسـه!

875
00:33:42,238 --> 00:33:44,614
‫اون یه جوناسِ واقعیـه‌!

876
00:33:44,639 --> 00:33:46,514
‫اون جوناس خودمه!

877
00:33:49,346 --> 00:34:09,346
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
