WEBVTT

00:01.416 --> 00:09.416
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.440 --> 00:13.570
‫من و خانواده‌ام کلام خداوند
‫رو در سرتاسر دنیا...
‫[آلاباما سال 1934]

00:13.570 --> 00:15.240
‫منتشر کردیم،

00:15.240 --> 00:18.700
‫و نظاره‌گرِ خوشی‌ها
‫و عذاب‌های بزرگی بودیم.

00:19.790 --> 00:24.960
‫برخی از مردم معتقدن که دیگه
‫دوران معجزه به سر رسیده.

00:24.984 --> 00:25.766
‫[خداوند قادر است.]

00:25.790 --> 00:30.170
‫«از کار بی‌کار شدم آقای واعظ.
‫گرسنگی کشیدم آقای واعظ.

00:30.170 --> 00:33.470
‫بچه‌هام گرسنه‌ان.
‫اینجا معجزه‌ای وجود نداره.»

00:33.970 --> 00:38.720
‫ولی بچه‌هام، جان و الیزابت،
‫خودشون معجزۀ زندگی هستن.

00:38.720 --> 00:43.270
‫بودنـمون در اینجا خودش معجزه‌ست.
‫شما خودتون معجزه هستید.

00:43.270 --> 00:46.350
‫نشونه‌ای که تموم این مدت به دنبالش بودید،
‫خیلی وقته که جلوی چشمتونه.

00:46.350 --> 00:48.900
‫ابتدا باید ایمان بیارید
‫تا معجزه هم رخ بده.

00:48.900 --> 00:50.280
‫راهش فقط همینه.

00:50.280 --> 00:53.440
‫- پس ایمان دارید؟
‫- بله.

00:53.440 --> 00:54.860
‫گفتم ایمان دارید؟

00:54.860 --> 00:56.700
‫- بله.
‫- بله، باور داریم.

00:57.570 --> 01:00.950
‫حالا از شما می‌پرسم ای پروردگار،
‫اگه می‌تونم کالبدی در خدمتِ تو باشم،

01:00.950 --> 01:02.410
‫نشونه‌ای واسم بفرست.

01:07.290 --> 01:08.840
‫کار خدا حرف نداره‌ها.

01:13.090 --> 01:14.470
‫جان، وقتی که من بزرگ بشم،

01:14.470 --> 01:17.890
‫به نظرت می‌تونم مثل بابا با خدا صحبت کنم
‫و به مردم کمک بکنم؟

01:17.890 --> 01:19.970
‫تو دلت نمی‌خواد مثل بابایی باشی لیزی.

01:19.970 --> 01:21.060
‫منظورت چیه؟

01:21.970 --> 01:25.230
‫بابا که با خدا صحبت نمی‌کنه.
‫همش‌ فقط نمایشه.

01:26.900 --> 01:28.150
‫صرفاً یه دروغگوی ماهره.

01:28.650 --> 01:30.900
‫حرفت رو باور نمی‌کنم.
‫آتیشه چی بود پس؟

01:44.580 --> 01:45.580
‫داری نگاه می‌کنی؟

01:53.050 --> 01:54.260
‫پسته‌ست.

01:54.760 --> 01:58.260
‫هروقت که بابا یه نشونه از سمت خدا
‫لازم داشته باشه، از این‌ها استفاده می‌کنم.

01:58.840 --> 02:01.800
‫جادوی واقعی شیمی‌ـه.

02:02.720 --> 02:06.140
‫بابا بخاطر دروغ گفتن می‌ره جهنم؟

02:07.140 --> 02:10.440
‫خب گمونم به این بستگی داشته باشه
‫که اصلاً به وجود جهنم اعتقاد داشته باشی یا نه.

02:11.310 --> 02:12.360
‫نظر خودت چیه؟

02:14.530 --> 02:15.780
‫به نظرم...

02:18.570 --> 02:20.910
‫زندگی با دروغ از درون نابودت می‌کنه.

02:23.490 --> 02:25.250
‫و جهنمم هرچی که باشه...

02:27.830 --> 02:29.210
‫حتماً چنین حسی رو بهت القا می‌کنه.

02:34.880 --> 02:36.880
‫الحمدالله. درورد بر خداوند.

02:40.040 --> 03:00.040
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:44.787 --> 03:48.400
‫«درس‌های شیمی»
[فصل اول، قسمت ششم]

04:02.550 --> 04:05.390
‫می‌دونی، از همون
‫لحظۀ اول که دیدمش شصتم خبردار شد.

04:05.390 --> 04:08.970
‫به والتر گفتم
‫که این خودِ ستاره‌ـمونه.

04:08.994 --> 04:12.994
‫ترجمه و تنظیم از
‫«iredprincess و امیرعلی پی‌ام»

04:13.650 --> 04:16.400
‫ظاهراً قبل از تموم شدن برنامه
‫تنها دو دقیقه وقت داریم.

04:16.980 --> 04:19.610
‫نظرتون چیه با بیننده‌ها
‫پرسش و پاسخ کوتاهی داشته باشیم؟

04:24.410 --> 04:27.490
‫شلواره؟ چرا شلوار پاش کرده؟

04:27.490 --> 04:28.830
‫دوربین‌ها دنبالش حرکت کنید.

04:29.330 --> 04:30.330
‫شما بفرمایید.

04:31.410 --> 04:32.580
‫سلام خانم زات.

04:32.580 --> 04:33.710
‫سلام خانم...

04:33.710 --> 04:36.170
‫فیلیس. کارول فیلیس هستم.

04:36.920 --> 04:39.960
‫شاید خودم اشتباه بکنم.
‫همسرم همیشه می‌گه

04:39.960 --> 04:42.090
‫فقدانِ استعدادم رو با
‫تلاش جبران می‌کنم.

04:42.670 --> 04:43.630
‫ولی وقتی که گفتید

04:43.630 --> 04:46.430
‫«اسمز» حرکتِ یک حلال با غلظت کمتر

04:46.430 --> 04:49.350
‫از طریق یک غشای نیمه تراوا
‫به یک حلال با غلظت بیشتره،

04:49.350 --> 04:51.270
‫واسم سوال شده بود

04:51.270 --> 04:56.690
‫که شاید ورم پام بخاطر
‫نتیجۀ انتقال هیدرولیک معیوب

04:56.690 --> 04:58.060
‫توی پلاسمای خودم باشه.

04:58.060 --> 04:59.730
‫در چه حوزه‌ای از پزشکی فعالیت دارید؟

04:59.730 --> 05:02.570
‫اوه نه، من دکتر نیستم.
‫فقط یه خونه‌دار ساده‌ام.

05:02.570 --> 05:05.570
‫«فقط» یه کلمۀ ضعیفِ
‫جایگزینِ «درواقع» هست.

05:06.160 --> 05:08.070
‫دوست دارید دکتر باشید؟

05:08.070 --> 05:10.330
‫نه بابا، نه.

05:10.330 --> 05:13.620
‫باید از پیتر و پسرهام مراقبت کنم.

05:13.620 --> 05:16.210
‫پس بذارید یه سوال دیگه ازتون بپرسم.
‫اگه دکتر بودید، دوست داشتید چه دکتری می‌شدید؟

05:16.210 --> 05:17.380
‫جراح قلب باز.

05:21.340 --> 05:23.130
‫البته که شوخی می‌کنم. من...

05:24.420 --> 05:26.130
‫آخه آدمی مثل من چطوری می‌تونه شروع...

05:26.130 --> 05:30.510
‫از کتابخونۀ عمومی.
‫بعدشم کنکور پزشکی، دانشکده و دورۀ تخصصی.

05:34.100 --> 05:35.560
‫واقعاً از نظرت از پسش برمیام؟

05:36.560 --> 05:41.320
‫دکتر فیلیس، جراح قلب باز،
‫به نظرم کاملاً منطقی به نظر میاد.

05:48.360 --> 05:49.820
‫ظاهراً تنها نیستم.

05:52.580 --> 05:53.580
‫ممنونم.

05:57.170 --> 05:58.290
‫در سرتاسر منطقۀ جنوبی،

05:58.290 --> 06:01.420
‫جوانانـمون رو دیدیم که در فعالیتی
‫به نام «تحصن» شرکت کردن.

06:01.420 --> 06:03.300
‫بنده در دادگاه مونتگامری هستم،

06:03.300 --> 06:06.300
‫جایی‌که یکی از طرفداران
‫و پایه‌ریزان این رویه،

06:06.300 --> 06:11.140
‫کشیش مارتین لوتر کینگ جونیور،
‫به خاطر ولگردی دستگیر شده.

06:13.310 --> 06:15.230
‫هیچ کاری نکرده بود

06:15.230 --> 06:18.140
‫فقط توی روز روشن
‫یه گوشه ایستاده بود.

06:18.140 --> 06:21.270
‫حضورش خودش قدرتمنده،
‫و خودشونم اینو می‌دونن.

06:21.270 --> 06:23.530
‫تنها چیزی که بعد از
‫حضور سیاه‌پوست‌ها در انظار عمومی خطرناکه

06:23.530 --> 06:25.320
‫اینه که کم کم برای مردم الهام‌بخش باشی.

06:25.940 --> 06:30.320
‫- لیندا، جونیور برید طبقۀ بالا لطفاً.
‫- نه.

06:32.410 --> 06:33.700
‫اینام باید ببیننش.

06:34.200 --> 06:37.210
‫آره بابا.
‫کلادت کلوین هم‌سن منـه.

06:44.300 --> 06:45.340
‫بسیارخب.

06:46.510 --> 06:48.340
‫- مدرسه چطور بود؟
‫- خوب.

06:50.390 --> 06:52.180
‫همین؟ فقط همین رو بهم می‌گی؟

06:56.180 --> 06:58.730
‫نظرت چیه یکی از چیزهای
‫جدیدی که امروز یاد گرفتی رو واسم تعریف کنی؟

07:00.020 --> 07:03.820
‫می‌دونستی به خط بین صورت و مخرج

07:03.820 --> 07:05.230
‫می‌گن خط تیره؟

07:06.280 --> 07:07.690
‫اصلاً نمی‌دونستم.

07:07.690 --> 07:10.740
‫واسم سواله که اسمش از کجا اومده.
‫فرهنگ لغت رو میارم الان.

07:10.740 --> 07:14.280
‫من یکم خسته‌ام.
‫می‌شه صبح بهم بگی؟

07:15.330 --> 07:16.330
‫حتما.

07:19.250 --> 07:20.250
‫دوست دارم خرگوشک.

07:20.830 --> 07:21.750
‫منم دوست دارم.

07:24.274 --> 07:33.086
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

07:53.110 --> 07:54.240
‫سلام بابا.

08:16.550 --> 08:20.930
‫از دیدنت خیلی لذت بردم.
‫خیلی الهام‌بخش بودی.

08:20.930 --> 08:21.850
‫خدا حفظتون کنه.

08:22.810 --> 08:23.810
‫متشکرم.

08:33.780 --> 08:36.370
‫امشب هفت دقیقۀ تموم
‫فقط داشتم نگاهت می‌کردم.

08:36.370 --> 08:38.490
‫خب، یه دقیقه دیگه هم وقت داری.

08:39.620 --> 08:40.830
‫برنامه‌هام کجان؟

08:50.460 --> 08:52.420
‫نمی‌تونم دست از فکر کردن
‫به اخبار بردارم.

08:53.510 --> 08:56.680
‫اون وضعیتی که اون مرد نجیب
‫و باذکاوت رو توی خیابون

08:56.680 --> 09:00.060
‫مثل مجرم‌ها با خودشون کشوندن.
‫باید...

09:01.850 --> 09:04.810
‫باید همۀ این اتفاقات رو در درونم
‫به یه جای خوب وصل کنم.

09:04.810 --> 09:06.520
‫تو کلاً همه‌چیزت خوبه عزیزم.

09:09.150 --> 09:10.650
‫باید توجه‌ها رو به خودمون جلب کنیم.

09:12.030 --> 09:14.320
‫دانشجوهای کالج جنوب
‫توی کلیساها سرگرمن،

09:14.320 --> 09:17.070
‫و توی کلیسا ناهار می‌خورن.
‫چرا من و تو نتونیم توی بزرگراه این کار رو بکنیم؟

09:17.070 --> 09:19.200
‫جدی که نمی‌گی هریت.

09:19.200 --> 09:21.620
‫نوعی از تظاهرات مسالمت‌آمیزـه.

09:21.620 --> 09:25.120
‫هردومون می‌دونیم با ظاهری که داریم
‫چنین چیزی اصلاً وجود نداره.

09:26.620 --> 09:29.710
‫می‌دونم که می‌خوای دنیا رو نجات بدی
‫ولی همینجوریشم به زور همدیگه رو

09:29.710 --> 09:30.800
‫می‌بینیم.

09:31.300 --> 09:32.670
‫حالا نگرانیت گل کرد.

09:33.420 --> 09:36.010
‫وقتی که اون شغل کایسر رو قبول کردی،
‫منم این حرف رو بهت زدم.

09:36.010 --> 09:37.550
‫درسته که هردومون مشاغل خودمون رو داریم،

09:37.550 --> 09:39.720
‫ولی باید مراقب بچه‌هامونم باشیم.

09:39.720 --> 09:41.760
‫بله. بله. بله. پس...

09:42.270 --> 09:45.270
‫ترس برت داشته که
‫حالا همکارهای سفیدپوستت درمورد

09:45.270 --> 09:47.310
‫همسر سرکش و افراطیت چه فکری می‌کنن.

09:47.310 --> 09:49.110
‫توی دهنـم حرف نذار.

09:49.110 --> 09:51.940
‫ببخشید شوهرجونم.
‫بدون اجازه حرف زدم؟

09:55.200 --> 09:56.200
‫منصفانه نیست.

10:05.410 --> 10:06.960
‫حرف‌هامون تموم نشده.

10:06.960 --> 10:09.000
‫موافقم. صبح می‌بینمت.

10:09.920 --> 10:10.960
‫دوستت دارم.

10:15.340 --> 10:17.800
‫- منزل اسلون.
‫- امروز برنامه رو تماشا کردی؟

10:19.470 --> 10:20.470
‫شرمنده، نه.

10:24.810 --> 10:26.140
‫نتونستم.

10:26.140 --> 10:29.230
‫امشب توی شبکۀ ملی شلوار پام کردم.

10:29.230 --> 10:32.650
‫واقعاً می‌تونستم منقبض شدنِ
‫رگ‌های فیل رو احساس کنم.

10:35.490 --> 10:36.530
‫عالیه.

10:36.530 --> 10:38.700
‫چند هفته‌ست که با گروهـم
‫داشتیم برنامه‌اش رو می‌ریختیم.

10:38.700 --> 10:40.490
‫باورم نمی‌شه که موفق شدیم.

10:40.990 --> 10:44.040
‫بالاخره دارم احساس می‌کنم
‫که تونستم یه تغییری توی استودیو ایجاد کنم.

10:44.040 --> 10:46.290
‫تا حالا انقدر خسته نبودم...

10:52.170 --> 10:55.210
‫دوتاییتون سرجاتون وایسید.
‫صبر کنید.

10:58.680 --> 10:59.590
‫تبریک می‌گم.

10:59.590 --> 11:04.510
‫برنامۀ عصرانۀ ساعت 6 دیگه به صورت
‫انحصاری از طرف «سوئیفت اند کریسپ» حمایت می‌شه.

11:05.100 --> 11:09.270
‫الیزابت زات و بهترین روغن قنادیِ آمریکا.

11:09.770 --> 11:11.940
‫جام‌های کوفتیم کجان؟

11:11.940 --> 11:14.190
‫شری! جام‌های کوفتیم کجان؟

11:14.190 --> 11:17.690
‫نه، سوئیفت اند کریسپ اصلاً
‫بهترین مارکِ روغن قنادی نیست.

11:17.690 --> 11:20.320
‫اصلاً تا حالا پراکندگی لیپید
‫رو در سطح میکروسکوپی

11:20.320 --> 11:22.030
‫بررسی کردی؟

11:22.030 --> 11:24.160
‫دلیل اینکه
‫خمیر خیلی سریع و زود میاد

11:24.160 --> 11:26.620
‫بخاطر روغن نباتیِ صنعتی
‫و هیدروژنه‌ست.

11:26.620 --> 11:28.160
‫مزه‌اش دیگه به کنار.

11:28.160 --> 11:30.500
‫آره. بررسی کردنِ لیپیدها
‫توی برنامه‌ام هست

11:30.500 --> 11:32.290
‫درست بعد از اینکه به تخمم بگیرمش.

11:32.290 --> 11:33.380
‫والتر.

11:34.000 --> 11:35.250
‫اینم از ما.

11:35.750 --> 11:38.130
‫نخیر. من به بیننده‌هام دروغ نمی‌گم.

11:38.130 --> 11:41.800
‫برنامه رو تماشا می‌کنن چون صادقانه اجرا می‌کنم
‫و با احترام باهاشون رفتار می‌کنم.

11:43.300 --> 11:44.140
‫لیز.

11:45.350 --> 11:48.350
‫می‌دونی که چرا مردم
‫تلویزیون تماشا می‌کنن؟

11:49.430 --> 11:51.190
‫چون روشنـه.

11:51.770 --> 11:54.560
‫اگه با این مسئله مشکل داری،
‫پس ما یه خانم شیمیدانِ دیگه پیدا می‌کنیم

11:54.560 --> 11:59.570
‫تا فردا واسه‌ـمون گوشت آب‌پز درست کنه،
‫اسم برنامه رو هم «ضیافت ساعت 5» می‌کنیم.

11:59.570 --> 12:02.820
‫- خیله‌خب، دیگه همگی نفس عمیق بکشن...
‫- خفه‌خون بگیر والتر.

12:05.660 --> 12:08.540
‫یا با سوئیفت اند کریسپ پیش می‌ری
‫یا اخراجی.

12:10.120 --> 12:11.870
‫برنامه خوش بگذره به همه.

12:16.040 --> 12:17.090
‫بسیارخب خانم‌ها.

12:17.090 --> 12:19.300
‫کم کم دیگه باید اخبار
‫مربوط به اعتراضات رو پخش کنیم.

12:19.300 --> 12:22.050
‫مارج باید با همکارمون توی برنامۀ
‫ال‌ای تایمز تماس بگیری.

12:22.050 --> 12:24.390
‫اگه منتشرش کنن،
‫واشنگتن پست هم منتشرش می‌کنه.

12:24.390 --> 12:26.550
‫شایرلی یه چندتا
‫آگهی واسم آماده کن

12:26.550 --> 12:28.310
‫و حداقل تا 300 تا کپی ازشون بگیر.

12:28.310 --> 12:32.020
‫با محوطه‌های دانشگاهی شروع کنید و بعدش
‫همه‌شون رو به فروشگاه‌های محلی،

12:32.020 --> 12:34.310
‫دفاتر و غذاخوری‌ها بدید.
‫چی رو از قلم انداختم؟

12:34.310 --> 12:35.730
‫- پمپ بنزین.
‫- آره.

12:35.730 --> 12:38.780
‫و باید با الا بیکر صحبت کنم.
‫به دانشجوها خیلی نزدیکه،

12:38.780 --> 12:41.400
‫و می‌خوام گروه‌هایی که قبلاً
‫دست به چنین کاری زدن رو درگیر کنم.

12:41.990 --> 12:43.400
‫بسیارخب. ممنون خانم‌ها.

12:47.620 --> 12:49.490
‫به برنامۀ عصرانۀ ساعت 6 خوش آمدید.

12:52.290 --> 12:54.420
‫امروز روز هیجان‌انگیزی
‫برای برنامه هست،

12:54.420 --> 12:57.670
‫چون قراره یکی از مواد موردعلاقه‌ام
‫رو بهتون معرفی کنم.

13:08.890 --> 13:12.350
‫اخیراً علاقۀ شدیدی
‫به روغن جامد قنادی ایجاد شده.

13:12.350 --> 13:15.060
‫همچنین به اسم
‫روغن پنبه‌دانۀ هیدروژنه هم می‌شناسنش.

13:16.600 --> 13:21.480
‫ولی من برنامه دارم که
‫کیک تو‌‌ت‌فرنگی رو...

13:23.570 --> 13:25.610
‫با استفاده از چربیِ گاو
‫به عنوان منبع چربی درست کنم.

13:27.280 --> 13:29.870
‫چربی گاو با کیفیت بالا،
‫شدیداً مغذی است.

13:29.870 --> 13:32.660
‫- با اینحال، اگه مسئلۀ مالی در میونه...
‫- با اولین تبلیغات باهاش صحبت می‌کنم.

13:40.090 --> 13:42.550
‫چربی گاو نه تنها بسیار مغذیـه،

13:42.550 --> 13:44.800
‫بلکه در دمای 240 درجۀ سانتیگراد،
‫نقطۀ دود...

13:44.800 --> 13:46.760
‫بسیار بالایی داره...

13:56.560 --> 13:59.020
‫- یتیم‌خانۀ پسران سینت لوک.
‫- سلام.

13:59.020 --> 14:05.900
‫من تماس گرفتم تا پدرم کلوین اوانز
‫رو که در سال 1931 اونجا زندگی می‌کرده رو پیدا کنم.

14:06.570 --> 14:07.700
‫گوشی دستتون باشه لطفاً.

14:07.700 --> 14:09.370
‫بله، منتظر می‌مونم.

14:10.200 --> 14:12.370
‫به تموم یتیم‌خونه‌های سینت لوک

14:12.370 --> 14:15.120
‫از دلاور گرفته تا وایومینگ زنگ زدم.

14:15.120 --> 14:17.960
‫پنجاه و شش تا یتیم‌خونۀ سینت لوک داشتیم.

14:17.960 --> 14:21.750
‫چهل تاشون گفتن بابام اونجا نبوده.
‫هفت تا اصلاً جواب ندادن.

14:21.750 --> 14:25.300
‫و نُه تا هم حاضر نشدن چیزی بهم بگن،
‫چون سیاست کاریشون اینه.

14:26.840 --> 14:29.640
‫به نظر میاد که دیگه
‫این پرونده بی‌ثمر باشه.

14:30.140 --> 14:31.550
‫یعنی چی؟

14:32.310 --> 14:34.310
‫یعنی به بن‌بست خورده.

14:35.350 --> 14:36.480
‫پس اصطلاحه.

14:36.980 --> 14:37.850
‫همینطوره.

14:37.850 --> 14:40.360
‫از اصطلاح متنفرم.

14:48.950 --> 14:50.030
‫می‌تونم یه رازی رو بهت بگم؟

14:52.530 --> 14:53.540
‫من...

14:54.490 --> 14:58.250
‫من فقط دوبار انجیل
‫رو کامل خوندم.

14:58.250 --> 14:59.830
‫چرا باید راز بمونه؟

14:59.830 --> 15:00.960
‫بخاطر اینکه کشیشم.

15:00.960 --> 15:03.840
‫و بخاطر اینکه کتاب
‫«قتل راجر اکروید» رو

15:03.840 --> 15:05.590
‫حداقل 20 باری خوندم.

15:06.090 --> 15:08.840
‫کتاب موردعلاقه‌ام از
‫نویسندۀ موردعلاقه‌ام آگاتا کریستی‌ـه.

15:09.340 --> 15:12.350
‫کارآگاهش هرکول پوآرو،
‫اعتقادی به بن‌بست نداره.

15:12.850 --> 15:15.770
‫از نظرش،
‫حقیقت در درون ما نهفته‌ست،

15:15.770 --> 15:19.230
‫یک جایی در درون ذهنِ ماست
‫که ما باید پیداش کنیم.

15:19.230 --> 15:22.980
‫چطوری می‌شه یه چیزی توی ذهن من باشه
‫وقتی که هنوز یاد نگرفتمش؟

15:23.650 --> 15:27.530
‫باید با دانشی که داری شروع کنی.
‫بهت قول می‌دم که غافلگیر بشی.

15:36.870 --> 15:38.000
‫سلام لیز.

15:38.000 --> 15:39.790
‫یه تکه کیک می‌خوری فیل؟

15:39.790 --> 15:40.920
‫بله، ممنون.

15:42.040 --> 15:45.040
‫امروز برنامۀ خفنی داشتی.
‫واسه سه روز تعلیق می‌شی.

15:46.300 --> 15:48.010
‫می‌شه بهم گوش بدید همگی؟

15:48.920 --> 15:52.340
‫توی سه روز آینده،
‫برنامه‌های ضبط‌شدۀ قبلی رو پخش می‌کنیم.

15:52.340 --> 15:56.220
‫همۀ کارمندهای غیرضروری
‫بدون حقوق تعلیق می‌شن.

15:56.220 --> 16:00.270
‫اگه سوالی دارید،
‫از ستاره‌تون بپرسید.

16:12.240 --> 16:15.280
‫تا حالا توی خاندانـمون
‫یه هنرپیشه نداشتیم.

16:15.870 --> 16:17.790
‫پدرتون موهبتی در درونش داره.

16:17.790 --> 16:19.620
‫خب موهبت که نیست.

16:20.210 --> 16:22.710
‫من فقط کالبدی هستم
‫برای خداوندگار.

16:23.500 --> 16:25.250
‫دعا می‌خونید کشیش؟

16:25.250 --> 16:26.340
‫حتماً.

16:41.680 --> 16:44.480
‫ممکن بود کلاً
‫زندگیِ کاریم رو به خطر بندازی.

16:44.980 --> 16:47.150
‫حالم ازت به هم می‌خوره.
‫خیلی چندشی.

16:47.650 --> 16:50.740
‫و بخدا قسم اگه یه بار دیگه ببینم با یه پسری
‫هستی، خودم می‌کشمت!

16:50.740 --> 16:53.570
‫کافیه! دیگه خسته شدم!

16:55.070 --> 16:58.160
‫بعداً به حسابت می‌رسم.
‫حالا پاشو، باید به برنامه‌ـمون برسیم.

17:05.540 --> 17:07.540
‫حس می‌کنم تاریکی رو به رشده.

17:07.540 --> 17:10.300
‫و شیطانی در میان ماست.

17:12.840 --> 17:13.840
‫به اینجا بیا.

17:15.840 --> 17:19.470
‫یا روح‌القدس! روح‌القدس مرا رها ساز!

17:19.470 --> 17:21.310
‫روح این بچه را نجات ده!

17:23.850 --> 17:24.980
‫یا عیسی مسیح!

17:24.980 --> 17:29.770
‫الحمدالله! کار خدا حرف نداره.
‫خدا بخشنده‌ست.

17:48.460 --> 17:50.420
‫- ببخشید.
‫- متاسفم.

17:50.420 --> 17:55.220
‫وای الیزابت، خدای من.
‫باورم نمی‌شه تویی.

17:55.220 --> 17:57.300
‫گمونم از دیدنت شوکه شدم.

17:58.760 --> 18:00.680
‫حالت چطوره؟ هنوزم توی هیستینگزی؟

18:01.260 --> 18:03.600
‫نه، یکم بعد تو منم از اونجا رفتم.

18:03.600 --> 18:06.810
‫دنبال کار گشتم ولی
‫هنوز شغل مناسبی پیدا نکردم.

18:08.020 --> 18:10.480
‫از آخرین دیدارمون متنفرم.

18:11.320 --> 18:13.440
‫فکر کردم بهت زنگ بزنم‌ها،
‫ولی با خودم گفتم که خب...

18:13.440 --> 18:14.940
‫احتمالا ازم متنفری.

18:16.280 --> 18:19.070
‫هیستینگز جای خوبی برای
‫هیچکدوم از ما نبوده.

18:19.700 --> 18:22.910
‫ولی بهونۀ خوبی هم نیست، مگه نه؟

18:23.660 --> 18:27.620
‫در هر صورت، خیلی خوشحال شدم
‫وقتی دیدم که انقدر تو کارت موفقی و...

18:27.620 --> 18:29.880
‫می‌دونی، اونم بعد از همۀ قضایایی
‫که پشت‌سر گذاشتی.

18:31.500 --> 18:33.000
‫خب عادت که نمی‌شه کرد،
‫ولی ممنون.

18:34.420 --> 18:36.220
‫به هر حال، دخترم دیگه کم کم
‫از مدرسه به خونه برمی‌گرده.

18:36.220 --> 18:37.550
‫البته. برو. برو. برو.

18:40.260 --> 18:43.930
‫اگه بخوای به برنامم بیای،
‫می‌تونم بهت بلیط بدم.

18:44.930 --> 18:48.390
‫خیلی خوشحال می‌شم.
‫آره ممنون.

18:49.310 --> 18:50.150
‫باشه.

18:52.360 --> 18:53.400
‫خدافظ.

19:06.540 --> 19:08.080
‫بازم دنبال یتیم‌خونۀ پسرهایی؟

19:08.080 --> 19:10.290
‫نه، به بن‌بست خوردم.

19:11.130 --> 19:13.550
‫می‌شه لطفا کمکم کنید
‫تموم اسنادی که به کلوین اوانز

19:13.550 --> 19:15.710
‫مرتبط هست رو پیدا کنیم؟

19:15.710 --> 19:18.630
‫بررسی اطلاعات فردی
‫یکی از سخت‌ترین کارهاست.

19:19.130 --> 19:21.510
‫اگه به دردتون می‌خوره،
‫باید بگم که شیمیدانِ معروفی بوده.

19:22.510 --> 19:25.470
‫اسمش رو اینجا بنویس،
‫و دوباره چند روز دیگه یه سر بزن.

19:26.220 --> 19:27.560
‫ببینم چه کاری از دستم برمیاد.

19:30.350 --> 19:31.350
‫خوش برگشتی.

19:31.350 --> 19:33.230
‫باورم نمیشه نمی‌خواد این کار رو بکنه.

19:33.230 --> 19:35.070
‫اگه اونقدری که بهش میدن رو به من می‌دادن،

19:35.070 --> 19:36.990
‫هر چی که می‌خواستن رو می‌گفتم.

19:39.820 --> 19:40.820
‫عذر می‌خوام.

19:47.870 --> 19:50.080
‫خب، نمایش جانی چطور بود؟

19:50.710 --> 19:51.960
‫خیلی مطمئن نیستم.

19:53.250 --> 19:54.590
‫باید می‌ذاشتمش پیش خواهرم.

19:54.590 --> 19:56.800
‫و خودم واسه جبران خسارات این هفته

19:56.800 --> 19:58.260
‫اینجا رو جارو می‌زدم.

20:00.090 --> 20:03.640
‫خیلی متاسفم.
‫ نمی‌دونستم فیل قرار بود همچین کاری کنه.

20:04.800 --> 20:06.720
‫این تصمیم‌ها رو بالا سری‌های من باید بگیرن.

20:11.310 --> 20:14.060
‫ولی شاید بهتر باشه دفعه‌ی بعدی که
خواستی ‫بزنی تو دک و پوز یارو،

20:14.730 --> 20:17.440
‫به آدم‌هایی فکر کنی که
‫شاید واقعاً به اون پول نیاز داشته باشن.

20:18.990 --> 20:19.990
‫ببخشید.

20:29.410 --> 20:32.540
‫برنامه‌ی امشب نسبت به شب‌های دیگه،
‫یم مقدار متفاوت شروع میشه.

20:33.290 --> 20:34.290
‫به دوربین بی نگاه کن.

20:35.653 --> 20:37.783
‫مفتخرم که همکاری جدیدمون با

20:39.010 --> 20:43.130
‫شرکت سوئیفت اند کریسپ اعلام کنم.

20:43.130 --> 20:48.010
‫برند برگزیدۀ مردم آمریکا و
‫البته بنده در روغن شیرینی.

20:49.890 --> 20:52.270
‫خب برنامه رو شروع می‌کنیم،
‫ قصد دارم صدف خوراکی درست کنم.

20:52.270 --> 20:54.270
‫دستور پخت خودم از صدف راکفلر که

20:54.270 --> 20:57.828
‫با تنها سلاح مخفی پخت و پزم،

20:57.829 --> 21:00.320
‫یعنی سویفت اند کریسپ آماده میشه.

21:10.250 --> 21:13.290
‫و این بود خوراک صدف.

21:17.420 --> 21:19.380
‫انگار وقت برای چند تا سوال داریم.

21:23.880 --> 21:25.800
‫من می‌‌خوام وزن کم کنم.

21:25.800 --> 21:28.930
‫آیا سوئیفت اند کریسپ راز لاغری شما هم هست؟

21:29.510 --> 21:33.600
‫نه. وزن من احتمالاً به خاطر ژنتیکـه.
‫و خب استرس.

21:33.600 --> 21:36.230
‫آیا قبل از خوابیدن مرطوب‌کننده می‌زنید
‫ یا اول صبح؟

21:36.230 --> 21:38.860
‫هیچ جایگزینی برای روغن طبیعی نیست.

21:38.860 --> 21:40.400
‫سوال دیگه‌ای نیست؟

21:42.490 --> 21:43.809
‫خیلی سوال دارید.

21:44.280 --> 21:45.490
‫معرکه بود.

21:45.490 --> 21:48.160
‫توی فضای برنامه بودن،
‫تجربه‌ی کاملاً متفاوتی بود.

21:48.160 --> 21:49.740
‫بو‌ها، صداها.

21:50.240 --> 21:53.040
‫بخوام رک و پوست‌کنده بگم زورگیری بود
‫ولی به هرحال ممنون.

21:53.040 --> 21:54.910
‫و اون سوال و جواب، هوشمندانه بود.

21:54.910 --> 21:58.170
‫یه چند تا نظر دارم، نظر‌های کوچیک،
‫اگه امکان پاسخگویی داری.

21:58.170 --> 21:59.250
‫بفرمایید.

21:59.750 --> 22:02.670
‫لازم نیست همه سوال‌ها رو جواب بدی. همین.

22:03.380 --> 22:05.220
‫ولی خب این هدف سوال و جواب رو زیر سوال می‌بره.

22:05.720 --> 22:07.430
‫سوال جواب توی برنامه‌ی خودتـه.

22:07.430 --> 22:09.760
‫باید به یکی بگی که سوال‌ها رو
‫زودتر از یه فیلتری رد کنـه.

22:09.760 --> 22:11.970
‫که دیگه درباره‌ی روتین مرطوب‌کننده زدنت
‫ازت سوال نپرسن.

22:11.970 --> 22:14.140
‫این نکته‌ها رو می‌تونن از
‫ مجله‌ی «روزمرگی‌های زنانه» یاد بگیرن.

22:14.140 --> 22:16.640
‫و رک بگم حداقل من برای
‫ ترفند‌های زیبایی، پیش تو نمیام.

22:16.640 --> 22:18.400
‫ولی خب من چه بدونم؟

22:18.400 --> 22:21.320
‫بازم ممنون برای بلیط.
‫خیلی خوش گذشت.

22:24.780 --> 22:27.990
‫فرن. گفتی دنبال کاری؟

22:29.030 --> 22:30.120
‫یه لحظه وقت داری؟

22:30.910 --> 22:35.540
‫والتر، می‌خوام با رئیس خدمه‌ی جدیدم،
‫فرن فرسک آشنا بشی.

22:37.170 --> 22:40.210
‫- سلام.
‫- سلام. اینجا یکم بهم‌ریخته‌ست.

22:40.210 --> 22:42.800
‫اوه، خب آره، اداره‌ست دیگه.

22:42.800 --> 22:45.843
‫خب بیشتر افراد بیشتر وقت‌شون رو
‫با همکاراشون سپری می‌کنن تا با خانواده.

22:45.913 --> 22:48.550
‫پس نباید جو گرم و دلپذیرتر باشه؟

22:49.720 --> 22:51.010
‫شما دو تا فامیل‌ید؟

22:53.810 --> 22:54.640
‫جون، میشه...

22:54.640 --> 22:55.770
‫- جون کمکت می‌کنه.
‫- آره.

22:55.770 --> 22:56.890
‫- سلام.
‫- چرا شما با هم...

22:56.890 --> 22:58.730
‫- از آشنایی باهات خوش‌بختم.
‫- ببین می‌تونه کمکت...

23:01.900 --> 23:02.900
‫والتر؟

23:05.690 --> 23:08.240
‫چیزی شده؟ خیلی عرق کردی.

23:08.240 --> 23:13.240
‫نه، چیزی نیست. من- من- تو چطوری؟

23:13.740 --> 23:18.370
...‫می‌دونم کاری که کردی
‫کار سختی بود.

23:19.120 --> 23:20.290
‫زجرآور بود.

23:20.790 --> 23:24.018
‫خب، از همین معلومه که
‫داری توی صنعت برنامه‌های تلویزیونی موفق میشی.

23:27.760 --> 23:29.840
‫کار درستی رو کردی الیزابت.

23:32.390 --> 23:34.810
‫انتخاب بین بد و بدتر بود.
‫ولی بازم انتخابِ بد، بده.

23:47.110 --> 23:50.070
‫چندین گزارش خبری و
‫ یه اخطاریه عمومی توقف فعالیت

23:50.070 --> 23:52.530
‫به اسم کلوین اوانز توی مدارک بود.

23:53.030 --> 23:55.830
‫ولی همش همین بود.
‫ببخشید که نتونستم کمک بیشتری بکنم.

23:56.870 --> 24:00.040
‫صبر کن. همینـه.

24:01.120 --> 24:02.880
‫باید به لیندا و جونیور بگم.

24:03.790 --> 24:05.380
‫بیدار شید خانم واترهاوس.

24:05.380 --> 24:07.590
‫- وقت رفتنـه.
‫- خدای من.

24:08.970 --> 24:10.799
‫[ دفتر حقوقی هالیس، موریسون و داگلاس ]
‫[ اخطاریه توقف فعالیت ]

24:10.800 --> 24:12.800
‫دفتر حقوقی هالیس، موریسون و داگلاس.

24:13.390 --> 24:14.800
‫یک لحظه. بذارید امتحان کنم.

24:20.100 --> 24:21.900
‫و مشکل اصلی همینـه.

24:21.900 --> 24:24.860
‫مسئولان راه و ترابری بهمون این نقشه رو دادن که

24:24.860 --> 24:28.740
‫سعی کنن بهمون بگن،
‫ساخت آزادراه در محله‌ی آدامز غربی،

24:28.740 --> 24:30.820
‫مفیدتر واقع میشه.

24:30.820 --> 24:31.820
‫ولی در واقعیت،

24:31.820 --> 24:35.070
‫- هرکس به این نقشه نگاه کنه...
‫- سلام جناب.

24:40.224 --> 24:41.419
‫[ اوانز، کلوین ]

24:41.460 --> 24:42.830
‫- پیداش کردم.
‫- بذار ببینم.

24:43.540 --> 24:45.960
‫جونیور فکر نمی‌‌کنی مد اول باید ببینتش؟

24:47.710 --> 24:48.710
‫بریم.

24:53.760 --> 24:56.890
‫لیندا و چارلز اسلون جونیور،
‫بهتره همونجا که هستید بمونید.

25:01.810 --> 25:03.230
‫کارتون رو توضیح بدید.

25:06.230 --> 25:09.780
‫اگه مد درباره‌ی کلوین سوال داشت،
‫چرا ازم نپرسید؟

25:10.280 --> 25:13.660
‫چه جوابی می‌خوای؟
‫گُنگ، حمایت‌کننده یا صادقانـه؟

25:14.200 --> 25:15.240
‫صادقانه، مثل همیشه.

25:16.410 --> 25:17.780
‫احتمالاً ازت نپرسیده چون...

25:17.780 --> 25:20.040
‫می‌دونه دوست نداری درباره‌ش حرف بزنی.

25:20.040 --> 25:23.250
‫من از وقتی که بچه بوده
‫باهاش درباره‌ی کلوین صحبت می‌کردم.

25:24.420 --> 25:26.080
‫ولی دیگه بچه نیست.

25:30.800 --> 25:32.010
‫خدا، چقدر خستم.

25:32.840 --> 25:34.930
‫چارلی اومد تو اعتراضات؟

25:36.390 --> 25:37.300
‫نه کاملاً.

25:37.300 --> 25:42.980
‫ولی الان رسماً یه فراخوان داریم.

25:42.980 --> 25:45.270
‫می‌تونی اینا رو توی استودیو پخش کنی؟

25:45.271 --> 25:48.154
‫[ با آزادراه مبارزه کنید
‫ترافیک را تمام کنید، تحصنی صلح آمیز ]

25:49.940 --> 25:53.030
‫هریت من نمی‌تونم بیام تو اعتراضات.
‫خیلی متاسفم.

25:53.900 --> 25:56.910
‫می‌دونی میومدم. اگه می‌تونستم میومدم.

26:00.620 --> 26:01.740
‫بازم همین شکلی شد.

26:01.740 --> 26:04.830
‫به خاطر استودیوئـه.
‫فقط من رو توبیخ نکردن.

26:04.830 --> 26:07.130
‫همه‌ رو توبیخ کردن.
‫و دوباره هم می‌کنن.

26:07.130 --> 26:08.960
‫ولی نگران نباش. برات جبران می‌کنم.

26:08.960 --> 26:10.040
‫خدای من.

26:11.250 --> 26:13.340
‫موضوع من نیستم. موضوع...

26:15.340 --> 26:18.680
‫موضوع الیزابت و هریت نیستن.

26:23.770 --> 26:27.690
‫این اعتراضات برای تمام مردم این کشوره که
‫دارن تلاش می‌کنن دیده بشن.

26:27.690 --> 26:29.860
‫التماس می‌کنن که
‫ با احترام باهاشون برخورد بشه.

26:31.049 --> 26:33.860
‫همیشه درباره‌ی چیزایی صحبت می‌کنی که
‫باعث پیشرفت نکردن زن‌ها میشه.

26:33.860 --> 26:35.200
‫ولی این چیز‌ا شامل کی میشه؟

26:35.780 --> 26:37.530
‫اخیراً به حضار برنامه‌ت نگاه کردی؟

26:38.110 --> 26:41.120
‫من دارم به اندازه‌ی خودم تلاش می‌کنم.

26:41.120 --> 26:45.500
‫ولی تو...
‫تو چیزی داری که تقریباً هیچکس نداره.

26:46.290 --> 26:49.830
‫تو یه سکو و جایگاه داری.
‫حرف‌هایی که می‌زنی مهم‌ن.

26:51.590 --> 26:53.760
‫و حرف‌هایی که نمی‌زنی هم
‫همونقدر مهم‌ن.

26:56.010 --> 26:57.380
‫می‌خوای برام جبران کنی؟

26:58.180 --> 27:00.430
‫به این فکر کن که چه جور آدمی می‌خوای باشی.

27:20.240 --> 27:21.700
‫همونجا که هستی بمون.

27:32.710 --> 27:33.710
‫کافیت بود؟

27:35.420 --> 27:36.630
‫قراره چی‌کار کنیم ها؟

27:37.420 --> 27:39.590
‫بسِ‌ت شد هرچقد آبروی این خانواده رو بردی؟

27:40.180 --> 27:41.340
‫بله جناب.

27:41.340 --> 27:42.720
‫فکر کنم هنوز نشده.

27:42.720 --> 27:45.100
‫نه، بابا، خواهش می‌کنم.
‫نه، بابا، خواهش می‌کنم!

27:45.100 --> 27:48.520
‫بابا! بابا، خواهش می‌کنم!

27:49.100 --> 27:54.320
‫بابا، خواهش می‌کنم! تو رو خدا!
‫تو رو خدا بابا. بابا خواهش می‌کنم.

28:00.490 --> 28:01.410
‫خدای من!

28:02.780 --> 28:03.620
‫اوه خدا...

28:03.620 --> 28:05.950
‫جان. نه. نه.

28:10.460 --> 28:13.170
‫نه. جان.

28:15.880 --> 28:16.710
‫بابا؟

28:17.710 --> 28:18.880
‫بابا چی‌شد؟

28:20.550 --> 28:21.760
‫تصمیمش رو گرفت.

28:27.140 --> 28:31.810
‫فکر می‌کنم تو دروغ زندگی کردن،
‫از درون آدم رو می‌خوره.

28:34.560 --> 28:36.070
‫و جهنم هم...

28:38.900 --> 28:40.400
‫احتمالاً چیزی شبیه اینـه.

28:50.330 --> 28:51.330
‫می‌تونی ببینی.

28:51.330 --> 28:54.170
‫- هر ماه همینـه. اعداد دروغ نمیگن.
‫- فوق‌العاده‌ست.

28:54.170 --> 28:56.130
‫آخه شاخص بلندمدت رو ببین.

28:56.130 --> 29:00.630
‫الیزابت، بیا به جیمیسون از
‫شرکت سوئیفت اند کریسپ سلام کن.

29:01.130 --> 29:04.890
‫بدون دخترمون نمی‌تونستیم انجامش بدیم.
‫و این تازه شروع کاره.

29:04.890 --> 29:09.180
‫خیلی‌خب، مستقر شید افراد.
‫مستقر شید!

29:09.680 --> 29:13.940
‫با شمارش من، 5، 4، 3... 2، 1.

29:16.610 --> 29:17.730
‫قبل این‌که شروع کنیم،

29:17.730 --> 29:20.740
‫دوست دارم تغییری در برنامه‌ی
‫عصرانۀ ساعت 6 اعلام کنم.

29:24.950 --> 29:28.240
‫دوشنبه‌ی بعدی، قراره به جای برنامه‌ای جدید،
‫تکرار برنامه‌‌های قبل رو داشته باشیم.

29:30.370 --> 29:33.080
‫من اینجا با شما نخواهم بود،

29:33.080 --> 29:36.330
‫چون قراره به اعتراضی صلح‌آمیز
‫ در خصوص ساخت آزاد‌راه بپیوندم.

29:36.330 --> 29:40.260
‫آزادراهی که تهدیدی برای تخریب
‫یک جامعه‌ی برجسته و شکوفا از رنگین پوستان است.

29:40.260 --> 29:42.340
‫این چه کوفتیـه والتر؟

29:46.680 --> 29:49.600
‫پس در اتحاد با هزاران فرد دیگه که

29:49.600 --> 29:52.730
‫قراره صلح‌آمیز برای حقوق‌شان اعتراض کنند،
‫من با شما خواهم بود.

29:53.730 --> 29:55.520
‫اد، میشه دوربین رو بیاری نزدیک‌تر؟

29:56.310 --> 29:58.650
‫اون دوربین تخمی رو تکون نده.

30:01.230 --> 30:02.240
‫اد، برو نزدیک.

30:02.740 --> 30:04.240
‫عقلت رو از دست دادی؟

30:10.620 --> 30:14.160
‫امیدوارم که به من ملحق شید.
‫و حالا برنامه رو شروع می‌‌کنیم.

30:16.710 --> 30:17.790
‫تبریک میگم.

30:17.790 --> 30:19.670
‫- خیلی‌خب.
‫- ستاره‌تون همین الان

30:19.670 --> 30:22.420
‫- آفتابه رو گرفت روی حرفه‌ی جفت‌تون.
‫- خب، برای برنامه‌ی امروز،

30:22.420 --> 30:24.510
‫قراره دنده‌ی خوک با
‫ ادویه‌ی روباه خشک درست کنیم.

30:25.510 --> 30:28.430
‫دقت کنید که چطور مزه‌ها ترکیب میشن،
‫با این حال ماهیت جدا دارن.

30:40.110 --> 30:41.980
‫چهار روز توبیخی.

30:43.480 --> 30:44.740
‫22،300 دلار.

30:46.570 --> 30:47.740
‫ببخشید، چی گفتی؟

30:47.740 --> 30:50.620
‫دقیقاً مقداریه که 4 روز توبیخ برات آب می‌خوره.

30:51.120 --> 30:53.450
‫و حالا که با شرکت سوئیفت اند کریسپ
‫ قرارداد داریم.

30:53.450 --> 30:55.620
برای برنامه‌ی تکراری هم ‫تبلیغ نمی‌تونی بذاری.

30:55.950 --> 30:58.120
‫در کنارش دقیقاً می‌دونم چقدر
‫برای من هزینه داره که

30:58.120 --> 31:02.920
‫دستمزد تمام خدمه رو برای 4 روز،
‫6 روز، یا حتی یک ماه بدم.

31:03.920 --> 31:05.170
‫ولی تو اونقدر‌ها دووم نمیاری.

31:05.170 --> 31:07.720
‫تا اون موقع دیگه سود و
‫ زیان استودیو منفی میشه.

31:07.720 --> 31:09.640
‫البته اگه تحقیقاتم درست باشه.

31:09.640 --> 31:12.470
‫- گوش کن، تو نمی‌تونی...
‫- پس راحت باش توبیخم کن.

31:12.970 --> 31:16.020
‫من به اندازه‌ی تو ضررش رو حس نمی‌‌کنم.

31:24.530 --> 31:29.280
‫خانه‌هایمان را نجات دهید!
‫با آزادراه مبارزه کنید!

31:43.130 --> 31:46.090
‫- با آزادراه مبارزه کنید!
‫- خانه‌هایمان را نجات دهید!

31:46.090 --> 31:54.850
‫- خانه‌هایمان را نجات دهید!
‫- با آزادراه مبارزه کنید!

32:11.610 --> 32:13.490
‫این تجمع غیر قانونیـه.

32:16.620 --> 32:19.960
‫متفرق شید وگرنه قانون رو زیر پا گذاشتید.

32:21.290 --> 32:22.500
‫قوی بمونید.

32:40.350 --> 32:42.230
‫فوراً متفرق شید.

33:16.180 --> 33:17.180
‫ببرین‌شون!

33:20.730 --> 33:23.730
‫- خیلی‌خب.
‫- بهش دست نزن.

33:24.810 --> 33:26.360
‫بلند شو. برو اون ور.

33:26.360 --> 33:27.980
‫هی، بهش دست نزن!

33:28.480 --> 33:30.740
‫سنفورد! سنفورد!

33:36.320 --> 33:38.120
‫کاری نکرده.

33:40.290 --> 33:42.210
‫ما فقط می‌خوایم تو خونه‌مون بمونیم.

33:42.830 --> 33:44.250
‫ما فقط می‌خوایم تو خونه‌مون...

33:49.840 --> 33:51.550
‫خواهش می‌کنم.

33:53.050 --> 33:54.680
‫بیا اینجا ببینم. یالا.

33:54.680 --> 33:55.680
‫تو عوضی. بیا اینجا.

33:55.680 --> 33:58.680
‫- می‌خوایم تو خونه‌مون بمونیم!
‫- یالا. بیا بریم.

33:58.680 --> 34:01.100
‫- یالا.
‫- وای، نه.

34:02.100 --> 34:03.980
‫هی! این یکی.

34:04.940 --> 34:08.690
‫- اونو ببرید.
‫- یالا. یالا.

35:02.870 --> 35:03.950
‫سنفورد حالش خوبه؟

35:04.500 --> 35:05.620
‫آره خوبـه.

35:05.620 --> 35:07.620
‫یکم موقع بردن کتکش زدن.

35:08.630 --> 35:12.050
‫سه ساعت معطلم کردن که
‫وثیقه‌ی آزادیش رو بدم.

35:12.050 --> 35:14.710
‫ولی الان جاش پیش اگنس تو خونه امنـه.

35:15.260 --> 35:16.260
‫جاییش نشکستـه؟

35:16.930 --> 35:18.220
‫چشاش کبود شده.

35:21.850 --> 35:23.970
‫باید فردا بریم. براشون غذا می‌بریم.

35:23.970 --> 35:26.060
‫- بچه‌هاشون رو نگه می‌داریم...
‫- هریت، میشه فقط...

35:26.980 --> 35:30.980
‫میشه یه لحظه اینجا بشینی لطفاً،
‫یه چند لحظه وقت فرصت می‌خوام.

35:33.190 --> 35:35.990
‫آره، می‌تونم بشینم.

35:55.510 --> 35:57.670
‫وقتی بیرون بازداشتگاه نشسته بودم...

36:01.430 --> 36:07.140
‫داشتم فکر می‌کردم اگه جای سنفورد،
‫با تو خشن رفتار می‌کردن چی میشد.

36:07.140 --> 36:08.980
‫- ولی نکردن.
‫- ولی ممکن بود.

36:11.900 --> 36:15.400
‫اعتراض بعدی چی؟ تحصن بعدی؟

36:18.740 --> 36:22.320
‫نگران کارمم آره مشخصاً.

36:24.530 --> 36:27.540
‫برای این زندگی که ساختیم خیلی تلاش کردیم.

36:29.370 --> 36:35.210
‫هر خوشحالی و موفقیتی که
‫می‌تونیم بدست بیاریم رو لایق‌شیم.

36:36.460 --> 36:38.090
‫و این‌که می‌تونیم به مردم چیزی ببخشیم.

36:40.170 --> 36:44.600
‫ولی اینا چه فایده دارن وقتی تو اینجا نباشی؟

36:54.560 --> 36:57.230
‫هی، من جایی نمیرم.

36:57.980 --> 37:02.160
‫قرار نیست جایی برم. من اینجام.

37:06.120 --> 37:07.490
‫من اینجام.

37:16.040 --> 37:21.880
‫«او باید یک نهان...بین، نهان‌بین باشه.»

37:25.300 --> 37:26.300
‫آره. دقیقاً.

37:27.310 --> 37:28.720
‫میشه تو بخونی؟

37:31.770 --> 37:32.770
‫می‌تونم.

37:36.360 --> 37:38.320
‫ولی دوست دارم باهات
‫ درباره‌ی یه چیزی صحبت کنم.

37:39.400 --> 37:42.352
‫کار من اینـه که از تو در مقابل هرچیزی که
‫ممکنه بهت آسیب بزنه محافظت کنم.

37:42.950 --> 37:47.030
‫ولی ازت درمقابل احساساتت یا
‫احساسات خودم نمی‌تونم محافظت کنم.

37:48.370 --> 37:51.450
‫پس، باید بگم...

37:55.210 --> 37:59.090
‫دلم برای پدرت تنگ شده.

38:01.380 --> 38:05.890
‫اینقدر دلم براش تنگ شده که
‫بعضی وقت‌ها صحبت کردن برام سختـه.

38:07.550 --> 38:12.310
‫ولی از تو دارم یاد می‌گیرم که
‫صحبت نکردن درباره‌ی آدم‌هایی که

38:12.310 --> 38:13.850
‫دلتنگ‌شونیم، حال‌مون رو بهتر نمی‌‌کنه.

38:14.592 --> 38:16.270
‫فکر کنم... فکر کنم بدتر هم می‌کنه.

38:17.940 --> 38:19.730
‫ببخشید دروغ گفتم مامان.

38:22.150 --> 38:24.450
‫اشکال نداره خرگوشک. اشکال نداره.

38:28.490 --> 38:33.370
‫یادته قبلاً درباره‌ی مبنای زندگی تحقیق می‌کردی؟

38:35.330 --> 38:38.920
‫منم می‌خواستم این کار رو بکنم، ولی برای خودم.

38:40.750 --> 38:44.670
‫می‌خوام نازیس-

38:46.260 --> 38:47.970
‫نازست-

38:47.970 --> 38:49.470
‫نازیست‌زاییت رو بدونی؟

38:56.690 --> 38:59.900
‫اگه حس می‌کنی آماده‌ای،
‫می‌خوای نشونم بدی چی فهمیدی درباره‌ی پدرت؟

39:02.780 --> 39:04.530
‫خیلی خوشحال میشم.

39:20.460 --> 39:22.380
‫این جوریه که بابا رو یادمـه.

39:26.670 --> 39:29.220
‫این مجله رو توی اتاق مطالعه‌ی بابا پیدا کردم.

39:29.220 --> 39:31.800
‫بعضی وقت‌ها قبل خواب می‌خونمش.

39:32.760 --> 39:33.770
‫یه لحظه وایسا.

39:46.240 --> 39:49.700
‫من وقتی سن تو بودم دایی جانت رو
‫اینجوری به یاد می‌اوردم.

39:59.540 --> 40:00.580
‫پوست پسته.

40:01.500 --> 40:02.750
‫چرا؟

40:04.380 --> 40:07.670
‫من و دایی جانت، قبلاً آتیش‌شون می‌زدیم.

40:11.720 --> 40:15.640
‫مد، نشونم میدی دیگه چیا پیدا کردی؟

40:16.640 --> 40:19.350
‫این اسباب‌بازی کوچولو رو
‫توی یکی از کشو‌های میزش پیدا کردم.

40:19.350 --> 40:20.560
‫اینو قبلاً ندیده بودم.

40:20.560 --> 40:23.690
‫باید سعی کنی توپ رو
‫بندازی تو اون سوراخ کوچولو.

40:24.690 --> 40:26.440
‫راحت نیست.

40:26.440 --> 40:29.820
‫- تو می‌تونی.
‫- ویکلی، پرونده هنوز بازه.

40:33.660 --> 40:34.660
‫بخونش.

40:35.240 --> 40:38.250
‫لیندا و جونیور این نامه‌ها رو
‫از اداره‌ی مامان‌شون دزدیدن.

40:38.830 --> 40:42.170
‫اکثراً از بابام درخواست پول دارن.
‫به جز این آدمـه.

40:42.170 --> 40:44.130
‫یه نفره که اسمش ایوری پارکره.

40:45.210 --> 40:48.380
‫تا اونجا که نوشته سینت لوک تو مودستو بخون.

40:48.380 --> 40:51.430
‫این یارو چطور می‌تونه درباره سینت لوک بدونه.

40:55.660 --> 40:59.520
‫[ آزمایشگاه تحقیقاتی هیستینگز
‫برسد به دست کلوین اوانز ]

41:01.900 --> 41:02.900
‫مد...

41:05.900 --> 41:07.150
‫پدرت کلوین اوانزه؟

41:07.174 --> 41:27.174
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
