1
00:00:01,416 --> 00:00:09,416
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,440 --> 00:00:13,570
‫من و خانواده‌ام کلام خداوند
‫رو در سرتاسر دنیا...
‫[آلاباما سال 1934]

3
00:00:13,570 --> 00:00:15,240
‫منتشر کردیم،

4
00:00:15,240 --> 00:00:18,700
‫و نظاره‌گرِ خوشی‌ها
‫و عذاب‌های بزرگی بودیم.

5
00:00:19,790 --> 00:00:24,960
‫برخی از مردم معتقدن که دیگه
‫دوران معجزه به سر رسیده.

6
00:00:24,984 --> 00:00:25,766
‫[خداوند قادر است.]

7
00:00:25,790 --> 00:00:30,170
‫«از کار بی‌کار شدم آقای واعظ.
‫گرسنگی کشیدم آقای واعظ.

8
00:00:30,170 --> 00:00:33,470
‫بچه‌هام گرسنه‌ان.
‫اینجا معجزه‌ای وجود نداره.»

9
00:00:33,970 --> 00:00:38,720
‫ولی بچه‌هام، جان و الیزابت،
‫خودشون معجزۀ زندگی هستن.

10
00:00:38,720 --> 00:00:43,270
‫بودنـمون در اینجا خودش معجزه‌ست.
‫شما خودتون معجزه هستید.

11
00:00:43,270 --> 00:00:46,350
‫نشونه‌ای که تموم این مدت به دنبالش بودید،
‫خیلی وقته که جلوی چشمتونه.

12
00:00:46,350 --> 00:00:48,900
‫ابتدا باید ایمان بیارید
‫تا معجزه هم رخ بده.

13
00:00:48,900 --> 00:00:50,280
‫راهش فقط همینه.

14
00:00:50,280 --> 00:00:53,440
‫- پس ایمان دارید؟
‫- بله.

15
00:00:53,440 --> 00:00:54,860
‫گفتم ایمان دارید؟

16
00:00:54,860 --> 00:00:56,700
‫- بله.
‫- بله، باور داریم.

17
00:00:57,570 --> 00:01:00,950
‫حالا از شما می‌پرسم ای پروردگار،
‫اگه می‌تونم کالبدی در خدمتِ تو باشم،

18
00:01:00,950 --> 00:01:02,410
‫نشونه‌ای واسم بفرست.

19
00:01:07,290 --> 00:01:08,840
‫کار خدا حرف نداره‌ها.

20
00:01:13,090 --> 00:01:14,470
‫جان، وقتی که من بزرگ بشم،

21
00:01:14,470 --> 00:01:17,890
‫به نظرت می‌تونم مثل بابا با خدا صحبت کنم
‫و به مردم کمک بکنم؟

22
00:01:17,890 --> 00:01:19,970
‫تو دلت نمی‌خواد مثل بابایی باشی لیزی.

23
00:01:19,970 --> 00:01:21,060
‫منظورت چیه؟

24
00:01:21,970 --> 00:01:25,230
‫بابا که با خدا صحبت نمی‌کنه.
‫همش‌ فقط نمایشه.

25
00:01:26,900 --> 00:01:28,150
‫صرفاً یه دروغگوی ماهره.

26
00:01:28,650 --> 00:01:30,900
‫حرفت رو باور نمی‌کنم.
‫آتیشه چی بود پس؟

27
00:01:44,580 --> 00:01:45,580
‫داری نگاه می‌کنی؟

28
00:01:53,050 --> 00:01:54,260
‫پسته‌ست.

29
00:01:54,760 --> 00:01:58,260
‫هروقت که بابا یه نشونه از سمت خدا
‫لازم داشته باشه، از این‌ها استفاده می‌کنم.

30
00:01:58,840 --> 00:02:01,800
‫جادوی واقعی شیمی‌ـه.

31
00:02:02,720 --> 00:02:06,140
‫بابا بخاطر دروغ گفتن می‌ره جهنم؟

32
00:02:07,140 --> 00:02:10,440
‫خب گمونم به این بستگی داشته باشه
‫که اصلاً به وجود جهنم اعتقاد داشته باشی یا نه.

33
00:02:11,310 --> 00:02:12,360
‫نظر خودت چیه؟

34
00:02:14,530 --> 00:02:15,780
‫به نظرم...

35
00:02:18,570 --> 00:02:20,910
‫زندگی با دروغ از درون نابودت می‌کنه.

36
00:02:23,490 --> 00:02:25,250
‫و جهنمم هرچی که باشه...

37
00:02:27,830 --> 00:02:29,210
‫حتماً چنین حسی رو بهت القا می‌کنه.

38
00:02:34,880 --> 00:02:36,880
‫الحمدالله. درورد بر خداوند.

39
00:02:40,040 --> 00:03:00,040
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

40
00:03:44,787 --> 00:03:48,400
‫«درس‌های شیمی»
[فصل اول، قسمت ششم]

41
00:04:02,550 --> 00:04:05,390
‫می‌دونی، از همون
‫لحظۀ اول که دیدمش شصتم خبردار شد.

42
00:04:05,390 --> 00:04:08,970
‫به والتر گفتم
‫که این خودِ ستاره‌ـمونه.

43
00:04:08,994 --> 00:04:12,994
‫ترجمه و تنظیم از
‫«iredprincess و امیرعلی پی‌ام»

44
00:04:13,650 --> 00:04:16,400
‫ظاهراً قبل از تموم شدن برنامه
‫تنها دو دقیقه وقت داریم.

45
00:04:16,980 --> 00:04:19,610
‫نظرتون چیه با بیننده‌ها
‫پرسش و پاسخ کوتاهی داشته باشیم؟

46
00:04:24,410 --> 00:04:27,490
‫شلواره؟ چرا شلوار پاش کرده؟

47
00:04:27,490 --> 00:04:28,830
‫دوربین‌ها دنبالش حرکت کنید.

48
00:04:29,330 --> 00:04:30,330
‫شما بفرمایید.

49
00:04:31,410 --> 00:04:32,580
‫سلام خانم زات.

50
00:04:32,580 --> 00:04:33,710
‫سلام خانم...

51
00:04:33,710 --> 00:04:36,170
‫فیلیس. کارول فیلیس هستم.

52
00:04:36,920 --> 00:04:39,960
‫شاید خودم اشتباه بکنم.
‫همسرم همیشه می‌گه

53
00:04:39,960 --> 00:04:42,090
‫فقدانِ استعدادم رو با
‫تلاش جبران می‌کنم.

54
00:04:42,670 --> 00:04:43,630
‫ولی وقتی که گفتید

55
00:04:43,630 --> 00:04:46,430
‫«اسمز» حرکتِ یک حلال با غلظت کمتر

56
00:04:46,430 --> 00:04:49,350
‫از طریق یک غشای نیمه تراوا
‫به یک حلال با غلظت بیشتره،

57
00:04:49,350 --> 00:04:51,270
‫واسم سوال شده بود

58
00:04:51,270 --> 00:04:56,690
‫که شاید ورم پام بخاطر
‫نتیجۀ انتقال هیدرولیک معیوب

59
00:04:56,690 --> 00:04:58,060
‫توی پلاسمای خودم باشه.

60
00:04:58,060 --> 00:04:59,730
‫در چه حوزه‌ای از پزشکی فعالیت دارید؟

61
00:04:59,730 --> 00:05:02,570
‫اوه نه، من دکتر نیستم.
‫فقط یه خونه‌دار ساده‌ام.

62
00:05:02,570 --> 00:05:05,570
‫«فقط» یه کلمۀ ضعیفِ
‫جایگزینِ «درواقع» هست.

63
00:05:06,160 --> 00:05:08,070
‫دوست دارید دکتر باشید؟

64
00:05:08,070 --> 00:05:10,330
‫نه بابا، نه.

65
00:05:10,330 --> 00:05:13,620
‫باید از پیتر و پسرهام مراقبت کنم.

66
00:05:13,620 --> 00:05:16,210
‫پس بذارید یه سوال دیگه ازتون بپرسم.
‫اگه دکتر بودید، دوست داشتید چه دکتری می‌شدید؟

67
00:05:16,210 --> 00:05:17,380
‫جراح قلب باز.

68
00:05:21,340 --> 00:05:23,130
‫البته که شوخی می‌کنم. من...

69
00:05:24,420 --> 00:05:26,130
‫آخه آدمی مثل من چطوری می‌تونه شروع...

70
00:05:26,130 --> 00:05:30,510
‫از کتابخونۀ عمومی.
‫بعدشم کنکور پزشکی، دانشکده و دورۀ تخصصی.

71
00:05:34,100 --> 00:05:35,560
‫واقعاً از نظرت از پسش برمیام؟

72
00:05:36,560 --> 00:05:41,320
‫دکتر فیلیس، جراح قلب باز،
‫به نظرم کاملاً منطقی به نظر میاد.

73
00:05:48,360 --> 00:05:49,820
‫ظاهراً تنها نیستم.

74
00:05:52,580 --> 00:05:53,580
‫ممنونم.

75
00:05:57,170 --> 00:05:58,290
‫در سرتاسر منطقۀ جنوبی،

76
00:05:58,290 --> 00:06:01,420
‫جوانانـمون رو دیدیم که در فعالیتی
‫به نام «تحصن» شرکت کردن.

77
00:06:01,420 --> 00:06:03,300
‫بنده در دادگاه مونتگامری هستم،

78
00:06:03,300 --> 00:06:06,300
‫جایی‌که یکی از طرفداران
‫و پایه‌ریزان این رویه،

79
00:06:06,300 --> 00:06:11,140
‫کشیش مارتین لوتر کینگ جونیور،
‫به خاطر ولگردی دستگیر شده.

80
00:06:13,310 --> 00:06:15,230
‫هیچ کاری نکرده بود

81
00:06:15,230 --> 00:06:18,140
‫فقط توی روز روشن
‫یه گوشه ایستاده بود.

82
00:06:18,140 --> 00:06:21,270
‫حضورش خودش قدرتمنده،
‫و خودشونم اینو می‌دونن.

83
00:06:21,270 --> 00:06:23,530
‫تنها چیزی که بعد از
‫حضور سیاه‌پوست‌ها در انظار عمومی خطرناکه

84
00:06:23,530 --> 00:06:25,320
‫اینه که کم کم برای مردم الهام‌بخش باشی.

85
00:06:25,940 --> 00:06:30,320
‫- لیندا، جونیور برید طبقۀ بالا لطفاً.
‫- نه.

86
00:06:32,410 --> 00:06:33,700
‫اینام باید ببیننش.

87
00:06:34,200 --> 00:06:37,210
‫آره بابا.
‫کلادت کلوین هم‌سن منـه.

88
00:06:44,300 --> 00:06:45,340
‫بسیارخب.

89
00:06:46,510 --> 00:06:48,340
‫- مدرسه چطور بود؟
‫- خوب.

90
00:06:50,390 --> 00:06:52,180
‫همین؟ فقط همین رو بهم می‌گی؟

91
00:06:56,180 --> 00:06:58,730
‫نظرت چیه یکی از چیزهای
‫جدیدی که امروز یاد گرفتی رو واسم تعریف کنی؟

92
00:07:00,020 --> 00:07:03,820
‫می‌دونستی به خط بین صورت و مخرج

93
00:07:03,820 --> 00:07:05,230
‫می‌گن خط تیره؟

94
00:07:06,280 --> 00:07:07,690
‫اصلاً نمی‌دونستم.

95
00:07:07,690 --> 00:07:10,740
‫واسم سواله که اسمش از کجا اومده.
‫فرهنگ لغت رو میارم الان.

96
00:07:10,740 --> 00:07:14,280
‫من یکم خسته‌ام.
‫می‌شه صبح بهم بگی؟

97
00:07:15,330 --> 00:07:16,330
‫حتما.

98
00:07:19,250 --> 00:07:20,250
‫دوست دارم خرگوشک.

99
00:07:20,830 --> 00:07:21,750
‫منم دوست دارم.

100
00:07:24,274 --> 00:07:33,086
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

101
00:07:53,110 --> 00:07:54,240
‫سلام بابا.

102
00:08:16,550 --> 00:08:20,930
‫از دیدنت خیلی لذت بردم.
‫خیلی الهام‌بخش بودی.

103
00:08:20,930 --> 00:08:21,850
‫خدا حفظتون کنه.

104
00:08:22,810 --> 00:08:23,810
‫متشکرم.

105
00:08:33,780 --> 00:08:36,370
‫امشب هفت دقیقۀ تموم
‫فقط داشتم نگاهت می‌کردم.

106
00:08:36,370 --> 00:08:38,490
‫خب، یه دقیقه دیگه هم وقت داری.

107
00:08:39,620 --> 00:08:40,830
‫برنامه‌هام کجان؟

108
00:08:50,460 --> 00:08:52,420
‫نمی‌تونم دست از فکر کردن
‫به اخبار بردارم.

109
00:08:53,510 --> 00:08:56,680
‫اون وضعیتی که اون مرد نجیب
‫و باذکاوت رو توی خیابون

110
00:08:56,680 --> 00:09:00,060
‫مثل مجرم‌ها با خودشون کشوندن.
‫باید...

111
00:09:01,850 --> 00:09:04,810
‫باید همۀ این اتفاقات رو در درونم
‫به یه جای خوب وصل کنم.

112
00:09:04,810 --> 00:09:06,520
‫تو کلاً همه‌چیزت خوبه عزیزم.

113
00:09:09,150 --> 00:09:10,650
‫باید توجه‌ها رو به خودمون جلب کنیم.

114
00:09:12,030 --> 00:09:14,320
‫دانشجوهای کالج جنوب
‫توی کلیساها سرگرمن،

115
00:09:14,320 --> 00:09:17,070
‫و توی کلیسا ناهار می‌خورن.
‫چرا من و تو نتونیم توی بزرگراه این کار رو بکنیم؟

116
00:09:17,070 --> 00:09:19,200
‫جدی که نمی‌گی هریت.

117
00:09:19,200 --> 00:09:21,620
‫نوعی از تظاهرات مسالمت‌آمیزـه.

118
00:09:21,620 --> 00:09:25,120
‫هردومون می‌دونیم با ظاهری که داریم
‫چنین چیزی اصلاً وجود نداره.

119
00:09:26,620 --> 00:09:29,710
‫می‌دونم که می‌خوای دنیا رو نجات بدی
‫ولی همینجوریشم به زور همدیگه رو

120
00:09:29,710 --> 00:09:30,800
‫می‌بینیم.

121
00:09:31,300 --> 00:09:32,670
‫حالا نگرانیت گل کرد.

122
00:09:33,420 --> 00:09:36,010
‫وقتی که اون شغل کایسر رو قبول کردی،
‫منم این حرف رو بهت زدم.

123
00:09:36,010 --> 00:09:37,550
‫درسته که هردومون مشاغل خودمون رو داریم،

124
00:09:37,550 --> 00:09:39,720
‫ولی باید مراقب بچه‌هامونم باشیم.

125
00:09:39,720 --> 00:09:41,760
‫بله. بله. بله. پس...

126
00:09:42,270 --> 00:09:45,270
‫ترس برت داشته که
‫حالا همکارهای سفیدپوستت درمورد

127
00:09:45,270 --> 00:09:47,310
‫همسر سرکش و افراطیت چه فکری می‌کنن.

128
00:09:47,310 --> 00:09:49,110
‫توی دهنـم حرف نذار.

129
00:09:49,110 --> 00:09:51,940
‫ببخشید شوهرجونم.
‫بدون اجازه حرف زدم؟

130
00:09:55,200 --> 00:09:56,200
‫منصفانه نیست.

131
00:10:05,410 --> 00:10:06,960
‫حرف‌هامون تموم نشده.

132
00:10:06,960 --> 00:10:09,000
‫موافقم. صبح می‌بینمت.

133
00:10:09,920 --> 00:10:10,960
‫دوستت دارم.

134
00:10:15,340 --> 00:10:17,800
‫- منزل اسلون.
‫- امروز برنامه رو تماشا کردی؟

135
00:10:19,470 --> 00:10:20,470
‫شرمنده، نه.

136
00:10:24,810 --> 00:10:26,140
‫نتونستم.

137
00:10:26,140 --> 00:10:29,230
‫امشب توی شبکۀ ملی شلوار پام کردم.

138
00:10:29,230 --> 00:10:32,650
‫واقعاً می‌تونستم منقبض شدنِ
‫رگ‌های فیل رو احساس کنم.

139
00:10:35,490 --> 00:10:36,530
‫عالیه.

140
00:10:36,530 --> 00:10:38,700
‫چند هفته‌ست که با گروهـم
‫داشتیم برنامه‌اش رو می‌ریختیم.

141
00:10:38,700 --> 00:10:40,490
‫باورم نمی‌شه که موفق شدیم.

142
00:10:40,990 --> 00:10:44,040
‫بالاخره دارم احساس می‌کنم
‫که تونستم یه تغییری توی استودیو ایجاد کنم.

143
00:10:44,040 --> 00:10:46,290
‫تا حالا انقدر خسته نبودم...

144
00:10:52,170 --> 00:10:55,210
‫دوتاییتون سرجاتون وایسید.
‫صبر کنید.

145
00:10:58,680 --> 00:10:59,590
‫تبریک می‌گم.

146
00:10:59,590 --> 00:11:04,510
‫برنامۀ عصرانۀ ساعت 6 دیگه به صورت
‫انحصاری از طرف «سوئیفت اند کریسپ» حمایت می‌شه.

147
00:11:05,100 --> 00:11:09,270
‫الیزابت زات و بهترین روغن قنادیِ آمریکا.

148
00:11:09,770 --> 00:11:11,940
‫جام‌های کوفتیم کجان؟

149
00:11:11,940 --> 00:11:14,190
‫شری! جام‌های کوفتیم کجان؟

150
00:11:14,190 --> 00:11:17,690
‫نه، سوئیفت اند کریسپ اصلاً
‫بهترین مارکِ روغن قنادی نیست.

151
00:11:17,690 --> 00:11:20,320
‫اصلاً تا حالا پراکندگی لیپید
‫رو در سطح میکروسکوپی

152
00:11:20,320 --> 00:11:22,030
‫بررسی کردی؟

153
00:11:22,030 --> 00:11:24,160
‫دلیل اینکه
‫خمیر خیلی سریع و زود میاد

154
00:11:24,160 --> 00:11:26,620
‫بخاطر روغن نباتیِ صنعتی
‫و هیدروژنه‌ست.

155
00:11:26,620 --> 00:11:28,160
‫مزه‌اش دیگه به کنار.

156
00:11:28,160 --> 00:11:30,500
‫آره. بررسی کردنِ لیپیدها
‫توی برنامه‌ام هست

157
00:11:30,500 --> 00:11:32,290
‫درست بعد از اینکه به تخمم بگیرمش.

158
00:11:32,290 --> 00:11:33,380
‫والتر.

159
00:11:34,000 --> 00:11:35,250
‫اینم از ما.

160
00:11:35,750 --> 00:11:38,130
‫نخیر. من به بیننده‌هام دروغ نمی‌گم.

161
00:11:38,130 --> 00:11:41,800
‫برنامه رو تماشا می‌کنن چون صادقانه اجرا می‌کنم
‫و با احترام باهاشون رفتار می‌کنم.

162
00:11:43,300 --> 00:11:44,140
‫لیز.

163
00:11:45,350 --> 00:11:48,350
‫می‌دونی که چرا مردم
‫تلویزیون تماشا می‌کنن؟

164
00:11:49,430 --> 00:11:51,190
‫چون روشنـه.

165
00:11:51,770 --> 00:11:54,560
‫اگه با این مسئله مشکل داری،
‫پس ما یه خانم شیمیدانِ دیگه پیدا می‌کنیم

166
00:11:54,560 --> 00:11:59,570
‫تا فردا واسه‌ـمون گوشت آب‌پز درست کنه،
‫اسم برنامه رو هم «ضیافت ساعت 5» می‌کنیم.

167
00:11:59,570 --> 00:12:02,820
‫- خیله‌خب، دیگه همگی نفس عمیق بکشن...
‫- خفه‌خون بگیر والتر.

168
00:12:05,660 --> 00:12:08,540
‫یا با سوئیفت اند کریسپ پیش می‌ری
‫یا اخراجی.

169
00:12:10,120 --> 00:12:11,870
‫برنامه خوش بگذره به همه.

170
00:12:16,040 --> 00:12:17,090
‫بسیارخب خانم‌ها.

171
00:12:17,090 --> 00:12:19,300
‫کم کم دیگه باید اخبار
‫مربوط به اعتراضات رو پخش کنیم.

172
00:12:19,300 --> 00:12:22,050
‫مارج باید با همکارمون توی برنامۀ
‫ال‌ای تایمز تماس بگیری.

173
00:12:22,050 --> 00:12:24,390
‫اگه منتشرش کنن،
‫واشنگتن پست هم منتشرش می‌کنه.

174
00:12:24,390 --> 00:12:26,550
‫شایرلی یه چندتا
‫آگهی واسم آماده کن

175
00:12:26,550 --> 00:12:28,310
‫و حداقل تا 300 تا کپی ازشون بگیر.

176
00:12:28,310 --> 00:12:32,020
‫با محوطه‌های دانشگاهی شروع کنید و بعدش
‫همه‌شون رو به فروشگاه‌های محلی،

177
00:12:32,020 --> 00:12:34,310
‫دفاتر و غذاخوری‌ها بدید.
‫چی رو از قلم انداختم؟

178
00:12:34,310 --> 00:12:35,730
‫- پمپ بنزین.
‫- آره.

179
00:12:35,730 --> 00:12:38,780
‫و باید با الا بیکر صحبت کنم.
‫به دانشجوها خیلی نزدیکه،

180
00:12:38,780 --> 00:12:41,400
‫و می‌خوام گروه‌هایی که قبلاً
‫دست به چنین کاری زدن رو درگیر کنم.

181
00:12:41,990 --> 00:12:43,400
‫بسیارخب. ممنون خانم‌ها.

182
00:12:47,620 --> 00:12:49,490
‫به برنامۀ عصرانۀ ساعت 6 خوش آمدید.

183
00:12:52,290 --> 00:12:54,420
‫امروز روز هیجان‌انگیزی
‫برای برنامه هست،

184
00:12:54,420 --> 00:12:57,670
‫چون قراره یکی از مواد موردعلاقه‌ام
‫رو بهتون معرفی کنم.

185
00:13:08,890 --> 00:13:12,350
‫اخیراً علاقۀ شدیدی
‫به روغن جامد قنادی ایجاد شده.

186
00:13:12,350 --> 00:13:15,060
‫همچنین به اسم
‫روغن پنبه‌دانۀ هیدروژنه هم می‌شناسنش.

187
00:13:16,600 --> 00:13:21,480
‫ولی من برنامه دارم که
‫کیک تو‌‌ت‌فرنگی رو...

188
00:13:23,570 --> 00:13:25,610
‫با استفاده از چربیِ گاو
‫به عنوان منبع چربی درست کنم.

189
00:13:27,280 --> 00:13:29,870
‫چربی گاو با کیفیت بالا،
‫شدیداً مغذی است.

190
00:13:29,870 --> 00:13:32,660
‫- با اینحال، اگه مسئلۀ مالی در میونه...
‫- با اولین تبلیغات باهاش صحبت می‌کنم.

191
00:13:40,090 --> 00:13:42,550
‫چربی گاو نه تنها بسیار مغذیـه،

192
00:13:42,550 --> 00:13:44,800
‫بلکه در دمای 240 درجۀ سانتیگراد،
‫نقطۀ دود...

193
00:13:44,800 --> 00:13:46,760
‫بسیار بالایی داره...

194
00:13:56,560 --> 00:13:59,020
‫- یتیم‌خانۀ پسران سینت لوک.
‫- سلام.

195
00:13:59,020 --> 00:14:05,900
‫من تماس گرفتم تا پدرم کلوین اوانز
‫رو که در سال 1931 اونجا زندگی می‌کرده رو پیدا کنم.

196
00:14:06,570 --> 00:14:07,700
‫گوشی دستتون باشه لطفاً.

197
00:14:07,700 --> 00:14:09,370
‫بله، منتظر می‌مونم.

198
00:14:10,200 --> 00:14:12,370
‫به تموم یتیم‌خونه‌های سینت لوک

199
00:14:12,370 --> 00:14:15,120
‫از دلاور گرفته تا وایومینگ زنگ زدم.

200
00:14:15,120 --> 00:14:17,960
‫پنجاه و شش تا یتیم‌خونۀ سینت لوک داشتیم.

201
00:14:17,960 --> 00:14:21,750
‫چهل تاشون گفتن بابام اونجا نبوده.
‫هفت تا اصلاً جواب ندادن.

202
00:14:21,750 --> 00:14:25,300
‫و نُه تا هم حاضر نشدن چیزی بهم بگن،
‫چون سیاست کاریشون اینه.

203
00:14:26,840 --> 00:14:29,640
‫به نظر میاد که دیگه
‫این پرونده بی‌ثمر باشه.

204
00:14:30,140 --> 00:14:31,550
‫یعنی چی؟

205
00:14:32,310 --> 00:14:34,310
‫یعنی به بن‌بست خورده.

206
00:14:35,350 --> 00:14:36,480
‫پس اصطلاحه.

207
00:14:36,980 --> 00:14:37,850
‫همینطوره.

208
00:14:37,850 --> 00:14:40,360
‫از اصطلاح متنفرم.

209
00:14:48,950 --> 00:14:50,030
‫می‌تونم یه رازی رو بهت بگم؟

210
00:14:52,530 --> 00:14:53,540
‫من...

211
00:14:54,490 --> 00:14:58,250
‫من فقط دوبار انجیل
‫رو کامل خوندم.

212
00:14:58,250 --> 00:14:59,830
‫چرا باید راز بمونه؟

213
00:14:59,830 --> 00:15:00,960
‫بخاطر اینکه کشیشم.

214
00:15:00,960 --> 00:15:03,840
‫و بخاطر اینکه کتاب
‫«قتل راجر اکروید» رو

215
00:15:03,840 --> 00:15:05,590
‫حداقل 20 باری خوندم.

216
00:15:06,090 --> 00:15:08,840
‫کتاب موردعلاقه‌ام از
‫نویسندۀ موردعلاقه‌ام آگاتا کریستی‌ـه.

217
00:15:09,340 --> 00:15:12,350
‫کارآگاهش هرکول پوآرو،
‫اعتقادی به بن‌بست نداره.

218
00:15:12,850 --> 00:15:15,770
‫از نظرش،
‫حقیقت در درون ما نهفته‌ست،

219
00:15:15,770 --> 00:15:19,230
‫یک جایی در درون ذهنِ ماست
‫که ما باید پیداش کنیم.

220
00:15:19,230 --> 00:15:22,980
‫چطوری می‌شه یه چیزی توی ذهن من باشه
‫وقتی که هنوز یاد نگرفتمش؟

221
00:15:23,650 --> 00:15:27,530
‫باید با دانشی که داری شروع کنی.
‫بهت قول می‌دم که غافلگیر بشی.

222
00:15:36,870 --> 00:15:38,000
‫سلام لیز.

223
00:15:38,000 --> 00:15:39,790
‫یه تکه کیک می‌خوری فیل؟

224
00:15:39,790 --> 00:15:40,920
‫بله، ممنون.

225
00:15:42,040 --> 00:15:45,040
‫امروز برنامۀ خفنی داشتی.
‫واسه سه روز تعلیق می‌شی.

226
00:15:46,300 --> 00:15:48,010
‫می‌شه بهم گوش بدید همگی؟

227
00:15:48,920 --> 00:15:52,340
‫توی سه روز آینده،
‫برنامه‌های ضبط‌شدۀ قبلی رو پخش می‌کنیم.

228
00:15:52,340 --> 00:15:56,220
‫همۀ کارمندهای غیرضروری
‫بدون حقوق تعلیق می‌شن.

229
00:15:56,220 --> 00:16:00,270
‫اگه سوالی دارید،
‫از ستاره‌تون بپرسید.

230
00:16:12,240 --> 00:16:15,280
‫تا حالا توی خاندانـمون
‫یه هنرپیشه نداشتیم.

231
00:16:15,870 --> 00:16:17,790
‫پدرتون موهبتی در درونش داره.

232
00:16:17,790 --> 00:16:19,620
‫خب موهبت که نیست.

233
00:16:20,210 --> 00:16:22,710
‫من فقط کالبدی هستم
‫برای خداوندگار.

234
00:16:23,500 --> 00:16:25,250
‫دعا می‌خونید کشیش؟

235
00:16:25,250 --> 00:16:26,340
‫حتماً.

236
00:16:41,680 --> 00:16:44,480
‫ممکن بود کلاً
‫زندگیِ کاریم رو به خطر بندازی.

237
00:16:44,980 --> 00:16:47,150
‫حالم ازت به هم می‌خوره.
‫خیلی چندشی.

238
00:16:47,650 --> 00:16:50,740
‫و بخدا قسم اگه یه بار دیگه ببینم با یه پسری
‫هستی، خودم می‌کشمت!

239
00:16:50,740 --> 00:16:53,570
‫کافیه! دیگه خسته شدم!

240
00:16:55,070 --> 00:16:58,160
‫بعداً به حسابت می‌رسم.
‫حالا پاشو، باید به برنامه‌ـمون برسیم.

241
00:17:05,540 --> 00:17:07,540
‫حس می‌کنم تاریکی رو به رشده.

242
00:17:07,540 --> 00:17:10,300
‫و شیطانی در میان ماست.

243
00:17:12,840 --> 00:17:13,840
‫به اینجا بیا.

244
00:17:15,840 --> 00:17:19,470
‫یا روح‌القدس! روح‌القدس مرا رها ساز!

245
00:17:19,470 --> 00:17:21,310
‫روح این بچه را نجات ده!

246
00:17:23,850 --> 00:17:24,980
‫یا عیسی مسیح!

247
00:17:24,980 --> 00:17:29,770
‫الحمدالله! کار خدا حرف نداره.
‫خدا بخشنده‌ست.

248
00:17:48,460 --> 00:17:50,420
‫- ببخشید.
‫- متاسفم.

249
00:17:50,420 --> 00:17:55,220
‫وای الیزابت، خدای من.
‫باورم نمی‌شه تویی.

250
00:17:55,220 --> 00:17:57,300
‫گمونم از دیدنت شوکه شدم.

251
00:17:58,760 --> 00:18:00,680
‫حالت چطوره؟ هنوزم توی هیستینگزی؟

252
00:18:01,260 --> 00:18:03,600
‫نه، یکم بعد تو منم از اونجا رفتم.

253
00:18:03,600 --> 00:18:06,810
‫دنبال کار گشتم ولی
‫هنوز شغل مناسبی پیدا نکردم.

254
00:18:08,020 --> 00:18:10,480
‫از آخرین دیدارمون متنفرم.

255
00:18:11,320 --> 00:18:13,440
‫فکر کردم بهت زنگ بزنم‌ها،
‫ولی با خودم گفتم که خب...

256
00:18:13,440 --> 00:18:14,940
‫احتمالا ازم متنفری.

257
00:18:16,280 --> 00:18:19,070
‫هیستینگز جای خوبی برای
‫هیچکدوم از ما نبوده.

258
00:18:19,700 --> 00:18:22,910
‫ولی بهونۀ خوبی هم نیست، مگه نه؟

259
00:18:23,660 --> 00:18:27,620
‫در هر صورت، خیلی خوشحال شدم
‫وقتی دیدم که انقدر تو کارت موفقی و...

260
00:18:27,620 --> 00:18:29,880
‫می‌دونی، اونم بعد از همۀ قضایایی
‫که پشت‌سر گذاشتی.

261
00:18:31,500 --> 00:18:33,000
‫خب عادت که نمی‌شه کرد،
‫ولی ممنون.

262
00:18:34,420 --> 00:18:36,220
‫به هر حال، دخترم دیگه کم کم
‫از مدرسه به خونه برمی‌گرده.

263
00:18:36,220 --> 00:18:37,550
‫البته. برو. برو. برو.

264
00:18:40,260 --> 00:18:43,930
‫اگه بخوای به برنامم بیای،
‫می‌تونم بهت بلیط بدم.

265
00:18:44,930 --> 00:18:48,390
‫خیلی خوشحال می‌شم.
‫آره ممنون.

266
00:18:49,310 --> 00:18:50,150
‫باشه.

267
00:18:52,360 --> 00:18:53,400
‫خدافظ.

268
00:19:06,540 --> 00:19:08,080
‫بازم دنبال یتیم‌خونۀ پسرهایی؟

269
00:19:08,080 --> 00:19:10,290
‫نه، به بن‌بست خوردم.

270
00:19:11,130 --> 00:19:13,550
‫می‌شه لطفا کمکم کنید
‫تموم اسنادی که به کلوین اوانز

271
00:19:13,550 --> 00:19:15,710
‫مرتبط هست رو پیدا کنیم؟

272
00:19:15,710 --> 00:19:18,630
‫بررسی اطلاعات فردی
‫یکی از سخت‌ترین کارهاست.

273
00:19:19,130 --> 00:19:21,510
‫اگه به دردتون می‌خوره،
‫باید بگم که شیمیدانِ معروفی بوده.

274
00:19:22,510 --> 00:19:25,470
‫اسمش رو اینجا بنویس،
‫و دوباره چند روز دیگه یه سر بزن.

275
00:19:26,220 --> 00:19:27,560
‫ببینم چه کاری از دستم برمیاد.

276
00:19:30,350 --> 00:19:31,350
‫خوش برگشتی.

277
00:19:31,350 --> 00:19:33,230
‫باورم نمیشه نمی‌خواد این کار رو بکنه.

278
00:19:33,230 --> 00:19:35,070
‫اگه اونقدری که بهش میدن رو به من می‌دادن،

279
00:19:35,070 --> 00:19:36,990
‫هر چی که می‌خواستن رو می‌گفتم.

280
00:19:39,820 --> 00:19:40,820
‫عذر می‌خوام.

281
00:19:47,870 --> 00:19:50,080
‫خب، نمایش جانی چطور بود؟

282
00:19:50,710 --> 00:19:51,960
‫خیلی مطمئن نیستم.

283
00:19:53,250 --> 00:19:54,590
‫باید می‌ذاشتمش پیش خواهرم.

284
00:19:54,590 --> 00:19:56,800
‫و خودم واسه جبران خسارات این هفته

285
00:19:56,800 --> 00:19:58,260
‫اینجا رو جارو می‌زدم.

286
00:20:00,090 --> 00:20:03,640
‫خیلی متاسفم.
‫ نمی‌دونستم فیل قرار بود همچین کاری کنه.

287
00:20:04,800 --> 00:20:06,720
‫این تصمیم‌ها رو بالا سری‌های من باید بگیرن.

288
00:20:11,310 --> 00:20:14,060
‫ولی شاید بهتر باشه دفعه‌ی بعدی که
خواستی ‫بزنی تو دک و پوز یارو،

289
00:20:14,730 --> 00:20:17,440
‫به آدم‌هایی فکر کنی که
‫شاید واقعاً به اون پول نیاز داشته باشن.

290
00:20:18,990 --> 00:20:19,990
‫ببخشید.

291
00:20:29,410 --> 00:20:32,540
‫برنامه‌ی امشب نسبت به شب‌های دیگه،
‫یم مقدار متفاوت شروع میشه.

292
00:20:33,290 --> 00:20:34,290
‫به دوربین بی نگاه کن.

293
00:20:35,653 --> 00:20:37,783
‫مفتخرم که همکاری جدیدمون با

294
00:20:39,010 --> 00:20:43,130
‫شرکت سوئیفت اند کریسپ اعلام کنم.

295
00:20:43,130 --> 00:20:48,010
‫برند برگزیدۀ مردم آمریکا و
‫البته بنده در روغن شیرینی.

296
00:20:49,890 --> 00:20:52,270
‫خب برنامه رو شروع می‌کنیم،
‫ قصد دارم صدف خوراکی درست کنم.

297
00:20:52,270 --> 00:20:54,270
‫دستور پخت خودم از صدف راکفلر که

298
00:20:54,270 --> 00:20:57,828
‫با تنها سلاح مخفی پخت و پزم،

299
00:20:57,829 --> 00:21:00,320
‫یعنی سویفت اند کریسپ آماده میشه.

300
00:21:10,250 --> 00:21:13,290
‫و این بود خوراک صدف.

301
00:21:17,420 --> 00:21:19,380
‫انگار وقت برای چند تا سوال داریم.

302
00:21:23,880 --> 00:21:25,800
‫من می‌‌خوام وزن کم کنم.

303
00:21:25,800 --> 00:21:28,930
‫آیا سوئیفت اند کریسپ راز لاغری شما هم هست؟

304
00:21:29,510 --> 00:21:33,600
‫نه. وزن من احتمالاً به خاطر ژنتیکـه.
‫و خب استرس.

305
00:21:33,600 --> 00:21:36,230
‫آیا قبل از خوابیدن مرطوب‌کننده می‌زنید
‫ یا اول صبح؟

306
00:21:36,230 --> 00:21:38,860
‫هیچ جایگزینی برای روغن طبیعی نیست.

307
00:21:38,860 --> 00:21:40,400
‫سوال دیگه‌ای نیست؟

308
00:21:42,490 --> 00:21:43,809
‫خیلی سوال دارید.

309
00:21:44,280 --> 00:21:45,490
‫معرکه بود.

310
00:21:45,490 --> 00:21:48,160
‫توی فضای برنامه بودن،
‫تجربه‌ی کاملاً متفاوتی بود.

311
00:21:48,160 --> 00:21:49,740
‫بو‌ها، صداها.

312
00:21:50,240 --> 00:21:53,040
‫بخوام رک و پوست‌کنده بگم زورگیری بود
‫ولی به هرحال ممنون.

313
00:21:53,040 --> 00:21:54,910
‫و اون سوال و جواب، هوشمندانه بود.

314
00:21:54,910 --> 00:21:58,170
‫یه چند تا نظر دارم، نظر‌های کوچیک،
‫اگه امکان پاسخگویی داری.

315
00:21:58,170 --> 00:21:59,250
‫بفرمایید.

316
00:21:59,750 --> 00:22:02,670
‫لازم نیست همه سوال‌ها رو جواب بدی. همین.

317
00:22:03,380 --> 00:22:05,220
‫ولی خب این هدف سوال و جواب رو زیر سوال می‌بره.

318
00:22:05,720 --> 00:22:07,430
‫سوال جواب توی برنامه‌ی خودتـه.

319
00:22:07,430 --> 00:22:09,760
‫باید به یکی بگی که سوال‌ها رو
‫زودتر از یه فیلتری رد کنـه.

320
00:22:09,760 --> 00:22:11,970
‫که دیگه درباره‌ی روتین مرطوب‌کننده زدنت
‫ازت سوال نپرسن.

321
00:22:11,970 --> 00:22:14,140
‫این نکته‌ها رو می‌تونن از
‫ مجله‌ی «روزمرگی‌های زنانه» یاد بگیرن.

322
00:22:14,140 --> 00:22:16,640
‫و رک بگم حداقل من برای
‫ ترفند‌های زیبایی، پیش تو نمیام.

323
00:22:16,640 --> 00:22:18,400
‫ولی خب من چه بدونم؟

324
00:22:18,400 --> 00:22:21,320
‫بازم ممنون برای بلیط.
‫خیلی خوش گذشت.

325
00:22:24,780 --> 00:22:27,990
‫فرن. گفتی دنبال کاری؟

326
00:22:29,030 --> 00:22:30,120
‫یه لحظه وقت داری؟

327
00:22:30,910 --> 00:22:35,540
‫والتر، می‌خوام با رئیس خدمه‌ی جدیدم،
‫فرن فرسک آشنا بشی.

328
00:22:37,170 --> 00:22:40,210
‫- سلام.
‫- سلام. اینجا یکم بهم‌ریخته‌ست.

329
00:22:40,210 --> 00:22:42,800
‫اوه، خب آره، اداره‌ست دیگه.

330
00:22:42,800 --> 00:22:45,843
‫خب بیشتر افراد بیشتر وقت‌شون رو
‫با همکاراشون سپری می‌کنن تا با خانواده.

331
00:22:45,913 --> 00:22:48,550
‫پس نباید جو گرم و دلپذیرتر باشه؟

332
00:22:49,720 --> 00:22:51,010
‫شما دو تا فامیل‌ید؟

333
00:22:53,810 --> 00:22:54,640
‫جون، میشه...

334
00:22:54,640 --> 00:22:55,770
‫- جون کمکت می‌کنه.
‫- آره.

335
00:22:55,770 --> 00:22:56,890
‫- سلام.
‫- چرا شما با هم...

336
00:22:56,890 --> 00:22:58,730
‫- از آشنایی باهات خوش‌بختم.
‫- ببین می‌تونه کمکت...

337
00:23:01,900 --> 00:23:02,900
‫والتر؟

338
00:23:05,690 --> 00:23:08,240
‫چیزی شده؟ خیلی عرق کردی.

339
00:23:08,240 --> 00:23:13,240
‫نه، چیزی نیست. من- من- تو چطوری؟

340
00:23:13,740 --> 00:23:18,370
...‫می‌دونم کاری که کردی
‫کار سختی بود.

341
00:23:19,120 --> 00:23:20,290
‫زجرآور بود.

342
00:23:20,790 --> 00:23:24,018
‫خب، از همین معلومه که
‫داری توی صنعت برنامه‌های تلویزیونی موفق میشی.

343
00:23:27,760 --> 00:23:29,840
‫کار درستی رو کردی الیزابت.

344
00:23:32,390 --> 00:23:34,810
‫انتخاب بین بد و بدتر بود.
‫ولی بازم انتخابِ بد، بده.

345
00:23:47,110 --> 00:23:50,070
‫چندین گزارش خبری و
‫ یه اخطاریه عمومی توقف فعالیت

346
00:23:50,070 --> 00:23:52,530
‫به اسم کلوین اوانز توی مدارک بود.

347
00:23:53,030 --> 00:23:55,830
‫ولی همش همین بود.
‫ببخشید که نتونستم کمک بیشتری بکنم.

348
00:23:56,870 --> 00:24:00,040
‫صبر کن. همینـه.

349
00:24:01,120 --> 00:24:02,880
‫باید به لیندا و جونیور بگم.

350
00:24:03,790 --> 00:24:05,380
‫بیدار شید خانم واترهاوس.

351
00:24:05,380 --> 00:24:07,590
‫- وقت رفتنـه.
‫- خدای من.

352
00:24:08,970 --> 00:24:10,799
‫[ دفتر حقوقی هالیس، موریسون و داگلاس ]
‫[ اخطاریه توقف فعالیت ]

353
00:24:10,800 --> 00:24:12,800
‫دفتر حقوقی هالیس، موریسون و داگلاس.

354
00:24:13,390 --> 00:24:14,800
‫یک لحظه. بذارید امتحان کنم.

355
00:24:20,100 --> 00:24:21,900
‫و مشکل اصلی همینـه.

356
00:24:21,900 --> 00:24:24,860
‫مسئولان راه و ترابری بهمون این نقشه رو دادن که

357
00:24:24,860 --> 00:24:28,740
‫سعی کنن بهمون بگن،
‫ساخت آزادراه در محله‌ی آدامز غربی،

358
00:24:28,740 --> 00:24:30,820
‫مفیدتر واقع میشه.

359
00:24:30,820 --> 00:24:31,820
‫ولی در واقعیت،

360
00:24:31,820 --> 00:24:35,070
‫- هرکس به این نقشه نگاه کنه...
‫- سلام جناب.

361
00:24:40,224 --> 00:24:41,419
‫[ اوانز، کلوین ]

362
00:24:41,460 --> 00:24:42,830
‫- پیداش کردم.
‫- بذار ببینم.

363
00:24:43,540 --> 00:24:45,960
‫جونیور فکر نمی‌‌کنی مد اول باید ببینتش؟

364
00:24:47,710 --> 00:24:48,710
‫بریم.

365
00:24:53,760 --> 00:24:56,890
‫لیندا و چارلز اسلون جونیور،
‫بهتره همونجا که هستید بمونید.

366
00:25:01,810 --> 00:25:03,230
‫کارتون رو توضیح بدید.

367
00:25:06,230 --> 00:25:09,780
‫اگه مد درباره‌ی کلوین سوال داشت،
‫چرا ازم نپرسید؟

368
00:25:10,280 --> 00:25:13,660
‫چه جوابی می‌خوای؟
‫گُنگ، حمایت‌کننده یا صادقانـه؟

369
00:25:14,200 --> 00:25:15,240
‫صادقانه، مثل همیشه.

370
00:25:16,410 --> 00:25:17,780
‫احتمالاً ازت نپرسیده چون...

371
00:25:17,780 --> 00:25:20,040
‫می‌دونه دوست نداری درباره‌ش حرف بزنی.

372
00:25:20,040 --> 00:25:23,250
‫من از وقتی که بچه بوده
‫باهاش درباره‌ی کلوین صحبت می‌کردم.

373
00:25:24,420 --> 00:25:26,080
‫ولی دیگه بچه نیست.

374
00:25:30,800 --> 00:25:32,010
‫خدا، چقدر خستم.

375
00:25:32,840 --> 00:25:34,930
‫چارلی اومد تو اعتراضات؟

376
00:25:36,390 --> 00:25:37,300
‫نه کاملاً.

377
00:25:37,300 --> 00:25:42,980
‫ولی الان رسماً یه فراخوان داریم.

378
00:25:42,980 --> 00:25:45,270
‫می‌تونی اینا رو توی استودیو پخش کنی؟

379
00:25:45,271 --> 00:25:48,154
‫[ با آزادراه مبارزه کنید
‫ترافیک را تمام کنید، تحصنی صلح آمیز ]

380
00:25:49,940 --> 00:25:53,030
‫هریت من نمی‌تونم بیام تو اعتراضات.
‫خیلی متاسفم.

381
00:25:53,900 --> 00:25:56,910
‫می‌دونی میومدم. اگه می‌تونستم میومدم.

382
00:26:00,620 --> 00:26:01,740
‫بازم همین شکلی شد.

383
00:26:01,740 --> 00:26:04,830
‫به خاطر استودیوئـه.
‫فقط من رو توبیخ نکردن.

384
00:26:04,830 --> 00:26:07,130
‫همه‌ رو توبیخ کردن.
‫و دوباره هم می‌کنن.

385
00:26:07,130 --> 00:26:08,960
‫ولی نگران نباش. برات جبران می‌کنم.

386
00:26:08,960 --> 00:26:10,040
‫خدای من.

387
00:26:11,250 --> 00:26:13,340
‫موضوع من نیستم. موضوع...

388
00:26:15,340 --> 00:26:18,680
‫موضوع الیزابت و هریت نیستن.

389
00:26:23,770 --> 00:26:27,690
‫این اعتراضات برای تمام مردم این کشوره که
‫دارن تلاش می‌کنن دیده بشن.

390
00:26:27,690 --> 00:26:29,860
‫التماس می‌کنن که
‫ با احترام باهاشون برخورد بشه.

391
00:26:31,049 --> 00:26:33,860
‫همیشه درباره‌ی چیزایی صحبت می‌کنی که
‫باعث پیشرفت نکردن زن‌ها میشه.

392
00:26:33,860 --> 00:26:35,200
‫ولی این چیز‌ا شامل کی میشه؟

393
00:26:35,780 --> 00:26:37,530
‫اخیراً به حضار برنامه‌ت نگاه کردی؟

394
00:26:38,110 --> 00:26:41,120
‫من دارم به اندازه‌ی خودم تلاش می‌کنم.

395
00:26:41,120 --> 00:26:45,500
‫ولی تو...
‫تو چیزی داری که تقریباً هیچکس نداره.

396
00:26:46,290 --> 00:26:49,830
‫تو یه سکو و جایگاه داری.
‫حرف‌هایی که می‌زنی مهم‌ن.

397
00:26:51,590 --> 00:26:53,760
‫و حرف‌هایی که نمی‌زنی هم
‫همونقدر مهم‌ن.

398
00:26:56,010 --> 00:26:57,380
‫می‌خوای برام جبران کنی؟

399
00:26:58,180 --> 00:27:00,430
‫به این فکر کن که چه جور آدمی می‌خوای باشی.

400
00:27:20,240 --> 00:27:21,700
‫همونجا که هستی بمون.

401
00:27:32,710 --> 00:27:33,710
‫کافیت بود؟

402
00:27:35,420 --> 00:27:36,630
‫قراره چی‌کار کنیم ها؟

403
00:27:37,420 --> 00:27:39,590
‫بسِ‌ت شد هرچقد آبروی این خانواده رو بردی؟

404
00:27:40,180 --> 00:27:41,340
‫بله جناب.

405
00:27:41,340 --> 00:27:42,720
‫فکر کنم هنوز نشده.

406
00:27:42,720 --> 00:27:45,100
‫نه، بابا، خواهش می‌کنم.
‫نه، بابا، خواهش می‌کنم!

407
00:27:45,100 --> 00:27:48,520
‫بابا! بابا، خواهش می‌کنم!

408
00:27:49,100 --> 00:27:54,320
‫بابا، خواهش می‌کنم! تو رو خدا!
‫تو رو خدا بابا. بابا خواهش می‌کنم.

409
00:28:00,490 --> 00:28:01,410
‫خدای من!

410
00:28:02,780 --> 00:28:03,620
‫اوه خدا...

411
00:28:03,620 --> 00:28:05,950
‫جان. نه. نه.

412
00:28:10,460 --> 00:28:13,170
‫نه. جان.

413
00:28:15,880 --> 00:28:16,710
‫بابا؟

414
00:28:17,710 --> 00:28:18,880
‫بابا چی‌شد؟

415
00:28:20,550 --> 00:28:21,760
‫تصمیمش رو گرفت.

416
00:28:27,140 --> 00:28:31,810
‫فکر می‌کنم تو دروغ زندگی کردن،
‫از درون آدم رو می‌خوره.

417
00:28:34,560 --> 00:28:36,070
‫و جهنم هم...

418
00:28:38,900 --> 00:28:40,400
‫احتمالاً چیزی شبیه اینـه.

419
00:28:50,330 --> 00:28:51,330
‫می‌تونی ببینی.

420
00:28:51,330 --> 00:28:54,170
‫- هر ماه همینـه. اعداد دروغ نمیگن.
‫- فوق‌العاده‌ست.

421
00:28:54,170 --> 00:28:56,130
‫آخه شاخص بلندمدت رو ببین.

422
00:28:56,130 --> 00:29:00,630
‫الیزابت، بیا به جیمیسون از
‫شرکت سوئیفت اند کریسپ سلام کن.

423
00:29:01,130 --> 00:29:04,890
‫بدون دخترمون نمی‌تونستیم انجامش بدیم.
‫و این تازه شروع کاره.

424
00:29:04,890 --> 00:29:09,180
‫خیلی‌خب، مستقر شید افراد.
‫مستقر شید!

425
00:29:09,680 --> 00:29:13,940
‫با شمارش من، 5، 4، 3... 2، 1.

426
00:29:16,610 --> 00:29:17,730
‫قبل این‌که شروع کنیم،

427
00:29:17,730 --> 00:29:20,740
‫دوست دارم تغییری در برنامه‌ی
‫عصرانۀ ساعت 6 اعلام کنم.

428
00:29:24,950 --> 00:29:28,240
‫دوشنبه‌ی بعدی، قراره به جای برنامه‌ای جدید،
‫تکرار برنامه‌‌های قبل رو داشته باشیم.

429
00:29:30,370 --> 00:29:33,080
‫من اینجا با شما نخواهم بود،

430
00:29:33,080 --> 00:29:36,330
‫چون قراره به اعتراضی صلح‌آمیز
‫ در خصوص ساخت آزاد‌راه بپیوندم.

431
00:29:36,330 --> 00:29:40,260
‫آزادراهی که تهدیدی برای تخریب
‫یک جامعه‌ی برجسته و شکوفا از رنگین پوستان است.

432
00:29:40,260 --> 00:29:42,340
‫این چه کوفتیـه والتر؟

433
00:29:46,680 --> 00:29:49,600
‫پس در اتحاد با هزاران فرد دیگه که

434
00:29:49,600 --> 00:29:52,730
‫قراره صلح‌آمیز برای حقوق‌شان اعتراض کنند،
‫من با شما خواهم بود.

435
00:29:53,730 --> 00:29:55,520
‫اد، میشه دوربین رو بیاری نزدیک‌تر؟

436
00:29:56,310 --> 00:29:58,650
‫اون دوربین تخمی رو تکون نده.

437
00:30:01,230 --> 00:30:02,240
‫اد، برو نزدیک.

438
00:30:02,740 --> 00:30:04,240
‫عقلت رو از دست دادی؟

439
00:30:10,620 --> 00:30:14,160
‫امیدوارم که به من ملحق شید.
‫و حالا برنامه رو شروع می‌‌کنیم.

440
00:30:16,710 --> 00:30:17,790
‫تبریک میگم.

441
00:30:17,790 --> 00:30:19,670
‫- خیلی‌خب.
‫- ستاره‌تون همین الان

442
00:30:19,670 --> 00:30:22,420
‫- آفتابه رو گرفت روی حرفه‌ی جفت‌تون.
‫- خب، برای برنامه‌ی امروز،

443
00:30:22,420 --> 00:30:24,510
‫قراره دنده‌ی خوک با
‫ ادویه‌ی روباه خشک درست کنیم.

444
00:30:25,510 --> 00:30:28,430
‫دقت کنید که چطور مزه‌ها ترکیب میشن،
‫با این حال ماهیت جدا دارن.

445
00:30:40,110 --> 00:30:41,980
‫چهار روز توبیخی.

446
00:30:43,480 --> 00:30:44,740
‫22،300 دلار.

447
00:30:46,570 --> 00:30:47,740
‫ببخشید، چی گفتی؟

448
00:30:47,740 --> 00:30:50,620
‫دقیقاً مقداریه که 4 روز توبیخ برات آب می‌خوره.

449
00:30:51,120 --> 00:30:53,450
‫و حالا که با شرکت سوئیفت اند کریسپ
‫ قرارداد داریم.

450
00:30:53,450 --> 00:30:55,620
برای برنامه‌ی تکراری هم ‫تبلیغ نمی‌تونی بذاری.

451
00:30:55,950 --> 00:30:58,120
‫در کنارش دقیقاً می‌دونم چقدر
‫برای من هزینه داره که

452
00:30:58,120 --> 00:31:02,920
‫دستمزد تمام خدمه رو برای 4 روز،
‫6 روز، یا حتی یک ماه بدم.

453
00:31:03,920 --> 00:31:05,170
‫ولی تو اونقدر‌ها دووم نمیاری.

454
00:31:05,170 --> 00:31:07,720
‫تا اون موقع دیگه سود و
‫ زیان استودیو منفی میشه.

455
00:31:07,720 --> 00:31:09,640
‫البته اگه تحقیقاتم درست باشه.

456
00:31:09,640 --> 00:31:12,470
‫- گوش کن، تو نمی‌تونی...
‫- پس راحت باش توبیخم کن.

457
00:31:12,970 --> 00:31:16,020
‫من به اندازه‌ی تو ضررش رو حس نمی‌‌کنم.

458
00:31:24,530 --> 00:31:29,280
‫خانه‌هایمان را نجات دهید!
‫با آزادراه مبارزه کنید!

459
00:31:43,130 --> 00:31:46,090
‫- با آزادراه مبارزه کنید!
‫- خانه‌هایمان را نجات دهید!

460
00:31:46,090 --> 00:31:54,850
‫- خانه‌هایمان را نجات دهید!
‫- با آزادراه مبارزه کنید!

461
00:32:11,610 --> 00:32:13,490
‫این تجمع غیر قانونیـه.

462
00:32:16,620 --> 00:32:19,960
‫متفرق شید وگرنه قانون رو زیر پا گذاشتید.

463
00:32:21,290 --> 00:32:22,500
‫قوی بمونید.

464
00:32:40,350 --> 00:32:42,230
‫فوراً متفرق شید.

465
00:33:16,180 --> 00:33:17,180
‫ببرین‌شون!

466
00:33:20,730 --> 00:33:23,730
‫- خیلی‌خب.
‫- بهش دست نزن.

467
00:33:24,810 --> 00:33:26,360
‫بلند شو. برو اون ور.

468
00:33:26,360 --> 00:33:27,980
‫هی، بهش دست نزن!

469
00:33:28,480 --> 00:33:30,740
‫سنفورد! سنفورد!

470
00:33:36,320 --> 00:33:38,120
‫کاری نکرده.

471
00:33:40,290 --> 00:33:42,210
‫ما فقط می‌خوایم تو خونه‌مون بمونیم.

472
00:33:42,830 --> 00:33:44,250
‫ما فقط می‌خوایم تو خونه‌مون...

473
00:33:49,840 --> 00:33:51,550
‫خواهش می‌کنم.

474
00:33:53,050 --> 00:33:54,680
‫بیا اینجا ببینم. یالا.

475
00:33:54,680 --> 00:33:55,680
‫تو عوضی. بیا اینجا.

476
00:33:55,680 --> 00:33:58,680
‫- می‌خوایم تو خونه‌مون بمونیم!
‫- یالا. بیا بریم.

477
00:33:58,680 --> 00:34:01,100
‫- یالا.
‫- وای، نه.

478
00:34:02,100 --> 00:34:03,980
‫هی! این یکی.

479
00:34:04,940 --> 00:34:08,690
‫- اونو ببرید.
‫- یالا. یالا.

480
00:35:02,870 --> 00:35:03,950
‫سنفورد حالش خوبه؟

481
00:35:04,500 --> 00:35:05,620
‫آره خوبـه.

482
00:35:05,620 --> 00:35:07,620
‫یکم موقع بردن کتکش زدن.

483
00:35:08,630 --> 00:35:12,050
‫سه ساعت معطلم کردن که
‫وثیقه‌ی آزادیش رو بدم.

484
00:35:12,050 --> 00:35:14,710
‫ولی الان جاش پیش اگنس تو خونه امنـه.

485
00:35:15,260 --> 00:35:16,260
‫جاییش نشکستـه؟

486
00:35:16,930 --> 00:35:18,220
‫چشاش کبود شده.

487
00:35:21,850 --> 00:35:23,970
‫باید فردا بریم. براشون غذا می‌بریم.

488
00:35:23,970 --> 00:35:26,060
‫- بچه‌هاشون رو نگه می‌داریم...
‫- هریت، میشه فقط...

489
00:35:26,980 --> 00:35:30,980
‫میشه یه لحظه اینجا بشینی لطفاً،
‫یه چند لحظه وقت فرصت می‌خوام.

490
00:35:33,190 --> 00:35:35,990
‫آره، می‌تونم بشینم.

491
00:35:55,510 --> 00:35:57,670
‫وقتی بیرون بازداشتگاه نشسته بودم...

492
00:36:01,430 --> 00:36:07,140
‫داشتم فکر می‌کردم اگه جای سنفورد،
‫با تو خشن رفتار می‌کردن چی میشد.

493
00:36:07,140 --> 00:36:08,980
‫- ولی نکردن.
‫- ولی ممکن بود.

494
00:36:11,900 --> 00:36:15,400
‫اعتراض بعدی چی؟ تحصن بعدی؟

495
00:36:18,740 --> 00:36:22,320
‫نگران کارمم آره مشخصاً.

496
00:36:24,530 --> 00:36:27,540
‫برای این زندگی که ساختیم خیلی تلاش کردیم.

497
00:36:29,370 --> 00:36:35,210
‫هر خوشحالی و موفقیتی که
‫می‌تونیم بدست بیاریم رو لایق‌شیم.

498
00:36:36,460 --> 00:36:38,090
‫و این‌که می‌تونیم به مردم چیزی ببخشیم.

499
00:36:40,170 --> 00:36:44,600
‫ولی اینا چه فایده دارن وقتی تو اینجا نباشی؟

500
00:36:54,560 --> 00:36:57,230
‫هی، من جایی نمیرم.

501
00:36:57,980 --> 00:37:02,160
‫قرار نیست جایی برم. من اینجام.

502
00:37:06,120 --> 00:37:07,490
‫من اینجام.

503
00:37:16,040 --> 00:37:21,880
‫«او باید یک نهان...بین، نهان‌بین باشه.»

504
00:37:25,300 --> 00:37:26,300
‫آره. دقیقاً.

505
00:37:27,310 --> 00:37:28,720
‫میشه تو بخونی؟

506
00:37:31,770 --> 00:37:32,770
‫می‌تونم.

507
00:37:36,360 --> 00:37:38,320
‫ولی دوست دارم باهات
‫ درباره‌ی یه چیزی صحبت کنم.

508
00:37:39,400 --> 00:37:42,352
‫کار من اینـه که از تو در مقابل هرچیزی که
‫ممکنه بهت آسیب بزنه محافظت کنم.

509
00:37:42,950 --> 00:37:47,030
‫ولی ازت درمقابل احساساتت یا
‫احساسات خودم نمی‌تونم محافظت کنم.

510
00:37:48,370 --> 00:37:51,450
‫پس، باید بگم...

511
00:37:55,210 --> 00:37:59,090
‫دلم برای پدرت تنگ شده.

512
00:38:01,380 --> 00:38:05,890
‫اینقدر دلم براش تنگ شده که
‫بعضی وقت‌ها صحبت کردن برام سختـه.

513
00:38:07,550 --> 00:38:12,310
‫ولی از تو دارم یاد می‌گیرم که
‫صحبت نکردن درباره‌ی آدم‌هایی که

514
00:38:12,310 --> 00:38:13,850
‫دلتنگ‌شونیم، حال‌مون رو بهتر نمی‌‌کنه.

515
00:38:14,592 --> 00:38:16,270
‫فکر کنم... فکر کنم بدتر هم می‌کنه.

516
00:38:17,940 --> 00:38:19,730
‫ببخشید دروغ گفتم مامان.

517
00:38:22,150 --> 00:38:24,450
‫اشکال نداره خرگوشک. اشکال نداره.

518
00:38:28,490 --> 00:38:33,370
‫یادته قبلاً درباره‌ی مبنای زندگی تحقیق می‌کردی؟

519
00:38:35,330 --> 00:38:38,920
‫منم می‌خواستم این کار رو بکنم، ولی برای خودم.

520
00:38:40,750 --> 00:38:44,670
‫می‌خوام نازیس-

521
00:38:46,260 --> 00:38:47,970
‫نازست-

522
00:38:47,970 --> 00:38:49,470
‫نازیست‌زاییت رو بدونی؟

523
00:38:56,690 --> 00:38:59,900
‫اگه حس می‌کنی آماده‌ای،
‫می‌خوای نشونم بدی چی فهمیدی درباره‌ی پدرت؟

524
00:39:02,780 --> 00:39:04,530
‫خیلی خوشحال میشم.

525
00:39:20,460 --> 00:39:22,380
‫این جوریه که بابا رو یادمـه.

526
00:39:26,670 --> 00:39:29,220
‫این مجله رو توی اتاق مطالعه‌ی بابا پیدا کردم.

527
00:39:29,220 --> 00:39:31,800
‫بعضی وقت‌ها قبل خواب می‌خونمش.

528
00:39:32,760 --> 00:39:33,770
‫یه لحظه وایسا.

529
00:39:46,240 --> 00:39:49,700
‫من وقتی سن تو بودم دایی جانت رو
‫اینجوری به یاد می‌اوردم.

530
00:39:59,540 --> 00:40:00,580
‫پوست پسته.

531
00:40:01,500 --> 00:40:02,750
‫چرا؟

532
00:40:04,380 --> 00:40:07,670
‫من و دایی جانت، قبلاً آتیش‌شون می‌زدیم.

533
00:40:11,720 --> 00:40:15,640
‫مد، نشونم میدی دیگه چیا پیدا کردی؟

534
00:40:16,640 --> 00:40:19,350
‫این اسباب‌بازی کوچولو رو
‫توی یکی از کشو‌های میزش پیدا کردم.

535
00:40:19,350 --> 00:40:20,560
‫اینو قبلاً ندیده بودم.

536
00:40:20,560 --> 00:40:23,690
‫باید سعی کنی توپ رو
‫بندازی تو اون سوراخ کوچولو.

537
00:40:24,690 --> 00:40:26,440
‫راحت نیست.

538
00:40:26,440 --> 00:40:29,820
‫- تو می‌تونی.
‫- ویکلی، پرونده هنوز بازه.

539
00:40:33,660 --> 00:40:34,660
‫بخونش.

540
00:40:35,240 --> 00:40:38,250
‫لیندا و جونیور این نامه‌ها رو
‫از اداره‌ی مامان‌شون دزدیدن.

541
00:40:38,830 --> 00:40:42,170
‫اکثراً از بابام درخواست پول دارن.
‫به جز این آدمـه.

542
00:40:42,170 --> 00:40:44,130
‫یه نفره که اسمش ایوری پارکره.

543
00:40:45,210 --> 00:40:48,380
‫تا اونجا که نوشته سینت لوک تو مودستو بخون.

544
00:40:48,380 --> 00:40:51,430
‫این یارو چطور می‌تونه درباره سینت لوک بدونه.

545
00:40:55,660 --> 00:40:59,520
‫[ آزمایشگاه تحقیقاتی هیستینگز
‫برسد به دست کلوین اوانز ]

546
00:41:01,900 --> 00:41:02,900
‫مد...

547
00:41:05,900 --> 00:41:07,150
‫پدرت کلوین اوانزه؟

548
00:41:07,174 --> 00:41:27,174
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
