WEBVTT

00:02.400 --> 00:09.400
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:22.850 --> 00:23.850
‫اومد.

00:39.990 --> 00:43.000
‫سلام خانم‌ها.
‫متاسفانه صندلی‌های امروز همه رزرو شدن.

00:43.870 --> 00:45.080
‫لطفاً فردا برگردین.

00:48.750 --> 00:51.000
‫- ظرف فر؟
‫- چپیه گرمای بیشتری نگه می‌داره.

00:51.880 --> 00:53.340
‫دو دقیقه دیگه رو آنتنی.
‫باید رو صندلیت باشی.

00:53.340 --> 00:54.880
‫سدیم‌ کلرید گرفتی؟

00:54.880 --> 00:57.010
‫- البته.
‫- رم یا سن مارزانو؟

00:57.640 --> 00:59.180
‫رم.
‫ممنون جیمز.

01:00.060 --> 01:01.520
‫هیچوقت جواب سوالم رو

01:01.520 --> 01:04.020
‫درمورد اسپانسری پرستو ندادی.
‫می‌دونم هم چه حسی داری...

01:04.020 --> 01:06.100
‫نمایش رو با اون شروع می‌کنم والتر.

01:06.100 --> 01:08.060
‫جداً؟
‫الکی که نمیگی؟

01:08.060 --> 01:09.980
‫خداروشکر.
‫مرسی.

01:10.570 --> 01:11.730
‫کنسروها رو میزن.

01:11.730 --> 01:15.030
‫یادت نره گه‌گداری لبخند بزنی.
‫نمایش خوبی داشته باشی. فعلاً.

01:17.240 --> 01:20.450
‫- چه جور نمکی می‌خواست؟
‫- بدون یُد. حلالش رو آوردم.

01:24.710 --> 01:27.370
‫باید بی‌نقص باشه.
‫مارک‌شون معلوم باشه.

01:29.540 --> 01:30.790
‫همه‌چی رو کارت یادآوری نوشته شده.

01:30.790 --> 01:32.460
‫- نگران نباش والتر.
‫- از پسش بر میاد.

01:32.460 --> 01:35.130
‫خوش اومدین خانم‌ها.
‫نمایش داره شروع میشه.

01:35.130 --> 01:38.470
‫لبخند بزنین.
‫انرژی داشته باشین. خوشحال باشین.

01:39.140 --> 01:41.140
‫همگی انرژی داشته باشین.
‫لبخند بزنین.

01:41.640 --> 01:43.350
‫و شروع میشه.

01:43.350 --> 01:46.520
‫پنج، چهار،‌ سه...

01:49.000 --> 01:50.150
‫بینندگان عزیز،
‫خوش اومدین.

01:50.150 --> 01:53.900
‫من الیزابت زات هستم
‫و اینجا «عصرانۀ ساعت ۶» هست.

01:57.200 --> 01:58.200
‫این رو می‌بینین؟

02:01.620 --> 02:04.830
‫سوپ‌های پرستو.
‫سریع و تو یه چشم زدن پخته میشه.

02:05.910 --> 02:08.330
‫- دیالوگ منه.
‫- واقعاً تو وقت‌تون صرفه‌جویی میشه.

02:08.330 --> 02:11.380
‫به این خاطر که پر از مواد شیمیاییه.
‫تازه نه از اون خوب‌هاش.

02:12.420 --> 02:14.130
‫قطعاً غافلگیرتون می‌کنه.

02:14.130 --> 02:16.420
‫عزیزا‌ن‌تون که یه اندازه‌ای ازش رو بخورن
‫در جا می‌میرن.

02:16.420 --> 02:17.720
‫تو وقت‌تون خیلی صرفه‌جویی میشه

02:17.720 --> 02:19.340
‫چون دیگه مجبور نیستین
‫بهشون غذا بدین.

02:23.260 --> 02:26.140
‫امروز می‌خوایم یکی از غذاهای محبوب بینندگان رو
‫درست کنیم،‌لازانیا.

02:26.140 --> 02:28.460
‫اما قراره یکم متفاوت باشه.

02:32.020 --> 02:34.110
‫مراقبت از عزیزان‌مون زحمت داره.

02:34.650 --> 02:35.730
‫زحمت واقعی.

02:35.730 --> 02:37.690
‫هرکی جز این رو بگه
‫هرشب واسه یه خونواده ۵ نفره

02:37.690 --> 02:39.450
‫شام نمی‌پزه.

02:40.030 --> 02:43.490
‫پس باید یه غذای کامل درست کنیم.
‫یه غذای خوشمزه.

02:43.490 --> 02:45.950
‫چیزی که خونواده‌مون رو زنده نگه داره

02:45.950 --> 02:47.750
‫و تا یه هفته هم زیاد بیاد.

02:48.620 --> 02:50.120
‫بهتره شروع کنیم،
‫موافقین؟

03:47.660 --> 03:51.710
‫« درس‌های شیمی »
‫" فصل اول - قسمت اول "

04:05.220 --> 04:09.400
‫[۷ سال پیش]

04:09.400 --> 04:16.400
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:09.580 --> 05:13.230
‫[دختر شایسته هیستینگز]
‫[بهترین دخترتان را نام‌نویسی کنید]

05:13.230 --> 05:16.400
‫خانم زات؟

05:16.400 --> 05:17.810
‫صبح‌بخیر خانم فراسک.

05:17.810 --> 05:20.570
‫امیدوارم برای مراسم
‫دختر شایسته هیستینگز ثبت‌نام کنین.

05:20.570 --> 05:22.690
‫درحال حاضر تو آزمایشگاه‌تون منشی‌ای نیست،

05:22.690 --> 05:24.570
‫و همکاران‌تون هم نیاز زیادی
‫به یه شرکت‌کننده دارن.

05:24.570 --> 05:25.860
‫من منشی نیستم.

05:27.110 --> 05:29.520
‫خب راستش،
‫تکنسین‌های آزمایشگاه هم می‌تونن شرکت کنن.

05:29.520 --> 05:30.870
‫مسابقه برای همۀ کارمندان خانمه.

05:30.870 --> 05:33.540
‫مچکرم،
‫مراسم‌های زیبایی لذتی برام ندارن.

05:34.620 --> 05:36.250
‫پس از چی لذت می‌برین؟

05:36.920 --> 05:39.710
‫خب، اخیراً علاقۀ زیادی
‫به آرکی‌باکتری‌ها پیدا کردم،

05:39.710 --> 05:43.380
‫که برخلاف سایر باکتری‌هایی که
‫غشای سلولی‌شون فسفولیپید اتره،

05:43.380 --> 05:45.840
‫ غشای سلولی‌شون فسفولیپید استره.

05:46.340 --> 05:47.340
‫از آشپزی هم خوشم میاد.

05:48.300 --> 05:50.100
‫اگه نظرتون عوض شد خبرم کنین.

05:50.100 --> 05:51.180
‫نمیشه
‫اما ممنون.

05:51.180 --> 05:52.600
‫حالا هم اگه اشکالی نداره،

05:52.600 --> 05:55.230
‫قبل این که شیمی‌دان‌ها برسن
‫باید کلی تمیزکاری کنم.

05:55.230 --> 05:57.300
‫اسم‌تون رو تو لیست «احتمالی‌ها» می‌نویسم.

06:22.380 --> 06:23.860
‫نباید کسی مزاحمم شه!

06:23.860 --> 06:26.050
‫دکتر اوانز؟
‫دکتر دوناتی هستم.

06:29.090 --> 06:30.090
‫یه لحظه.

06:33.890 --> 06:35.220
‫لباس نپوشیدین.

06:35.890 --> 06:38.190
‫خب، برای بعضی از فرهنگ‌ها
‫زیادی هم پوشیدم.

06:39.350 --> 06:42.520
‫دوباره که به جلسۀ ماهیانه هیئت‌مدیره نیومدین.

06:42.520 --> 06:44.150
‫چون سخت مشغول کارم.

06:44.150 --> 06:46.440
‫همه مشتاقانه منتظر نتایج‌تونن.

06:46.440 --> 06:48.030
‫و همه باید منتظر بمونن.

06:48.530 --> 06:50.910
‫طرح پژوهشی‌تون

06:50.910 --> 06:53.080
‫برای بنیاد حمایتی رمسن آماده میشه دیگه؟

06:53.080 --> 06:56.120
‫چون اون بنیادهان
‫که چراغ‌های اینجا رو روشن نگه می‌دارن.

06:56.120 --> 06:58.410
‫یه چندتا چراغ هست
‫که به‌نظرم اگه خاموش باشن بهتره.

06:58.410 --> 07:00.920
‫حالا هم اگه شما و پاتون من رو ببخشین.

07:01.920 --> 07:04.550
‫متوجه هستین که من رئیس‌تونم،
‫درسته؟

07:05.420 --> 07:06.420
‫اخراجم کن.

07:09.470 --> 07:11.050
‫عزیزم،
‫میشه این رو تمیز کنی؟

07:11.050 --> 07:12.850
‫اون بِشِرهایی که گفتم هم میاری؟

07:13.760 --> 07:15.720
‫راستی عزیزم،
‫وقتی کارت تموم شد

07:15.720 --> 07:16.930
‫یه فنجون قهوه برام بیار.

07:16.930 --> 07:19.380
‫چند دقیقه‌ای طول می‌کشه.
‫می‌دونستی می‌تونی کافه‌تریا هم بری؟

07:19.380 --> 07:21.520
‫اما قهوۀ مخصوص توی بِشِر تو که نمیشه.

07:22.350 --> 07:24.650
‫- زات؟
‫- بله دکتر پاورز؟

07:25.150 --> 07:27.440
‫دفعه سومه دارم آزمایش می‌کنم.
‫کجا رو خراب کردم؟

07:27.440 --> 07:30.900
‫تبدیل شدن کربونیل به ایمین رو نمی‌بینین.

07:30.900 --> 07:32.280
‫درسته،
‫فقط...

07:32.820 --> 07:34.450
‫کاتالیز اسید رو فراموش کردین.

07:35.870 --> 07:37.120
‫مرسی.
‫متوجه شدم.

07:37.120 --> 07:39.080
‫آقایون،
‫باورتون میشه؟

07:39.080 --> 07:40.160
‫[مجلۀ علمی آمریکا]

07:40.160 --> 07:41.210
‫نمی‌فهمم.

07:41.210 --> 07:43.210
‫مگه اوانز چی داره
‫که ما نداریم؟

07:43.500 --> 07:44.960
‫ جایزه نوبل تو مشتشه.

07:44.960 --> 07:45.960
‫[قهوه]

07:45.960 --> 07:47.460
‫جایزه نوبل رو الکی گُندش کردن.

07:47.460 --> 07:51.220
‫نوشته
‫«کالوین اوناز، ریچارد فاینمن دنیای شیمیه.»

07:51.220 --> 07:53.800
‫با این حال دلیلی نداره
‫که تموم موادمون دست اون باشه.

07:53.800 --> 07:56.390
‫مگه یه نفر چقدر ریبوز می‌خواد؟

07:56.390 --> 07:57.970
‫خب،
‫اوانز به نفعشه که حواسش باشه،

07:57.970 --> 08:01.740
‫چون بوری‌ویتز جوان
‫امسال داره میاد که اعتبار پژوهشیش رو بگیره

08:01.740 --> 08:03.100
‫موفق باشی رفیق.

08:03.100 --> 08:05.770
‫مثل یه سرقت از تحقیقات واکوئلین می‌مونه.

08:05.770 --> 08:08.400
‫- دارم کارش رو توسعه میدم.
‫- ادای احترامه.

08:08.400 --> 08:10.070
‫از سال ۱۸۰۶.

08:11.240 --> 08:12.990
‫به‌خدا که شانست برای برنده شدن

08:12.990 --> 08:15.660
‫توی مراسم دختر شایسته هیستینگز بیشتره.

08:16.620 --> 08:18.410
‫- درسته.
‫- البته مگه این که

08:18.410 --> 08:22.620
‫- زات بخواد شرکت کنه. مگه نه بچه‌ها؟
‫- بیا اینجا عزیزم.

08:23.920 --> 08:24.920
‫بد میگم؟

08:32.620 --> 08:34.700
‫[فرم درخواست - بنیاد حمایتی رمسن]

08:35.660 --> 08:42.540
‫[آقای...]
‫[خانم الیزابت]

08:43.480 --> 08:45.560
‫- به رابرت گفتم...
‫- فران جدیداً بهش میگه رابرت.

08:45.560 --> 08:47.690
‫به دکتر دوناتی گفتم...

08:47.690 --> 08:51.070
‫که مسابقۀ زیبایی باید سطح‌بالا و عالی باشه.
‫هیجان لازم داره.

08:51.070 --> 08:53.030
‫تنها چیزی که لازم داره
‫مشروب‌های رایگانه.

08:53.030 --> 08:55.030
‫- من که معجزه‌گر نیستم.
‫- چرا، هستی.

08:55.030 --> 08:56.530
‫خب شاید باشم.

08:56.530 --> 08:58.710
‫چون خوشبختانه قبول کرد

08:58.710 --> 09:00.870
‫که یه بخش برای لبا‌س‌های مجلسی ایجاد کنیم،

09:00.870 --> 09:05.270
‫بخش استعدادیابی و لباس‌ شنا
‫ و جایزه هم که از قبل بود.

09:06.000 --> 09:08.920
‫باز هم دکتر اوانز و آجیل‌هاش.

09:08.920 --> 09:10.550
‫چطوری زنده می‌مونه؟

09:10.550 --> 09:12.050
‫بعدش هم می‌دوه.

09:12.050 --> 09:13.130
‫می‌دوه بره کجا؟

09:13.970 --> 09:16.550
‫فقط می‌دوه.
‫خیلی عجیب‌غریبه

09:16.550 --> 09:18.640
‫با هیشکی هم حرف نمی‌زنه.

09:38.240 --> 09:42.540
‫هی،‌ دوناتی اضافه‌کاری رو منع کرده.
‫پس تا دیروقت نمون وگرنه من تنبیه میشم.

09:42.540 --> 09:44.370
‫- همین الان راه می‌افتم.
‫- خوبه.

09:51.130 --> 09:55.840
‫[آزمایشگاه شیمی]

10:17.280 --> 10:18.280
‫گندش بزنن.

10:42.510 --> 10:44.770
‫[اموال دکتر اوانز]

12:02.720 --> 12:08.140
‫خانم زات، من بیش از صدنفر از
‫ بهترین شیمی‌دان‌های این کشور رو زیر نظر دارم،

12:08.140 --> 12:10.890
‫که مشغول انجام کارهای پیشگامانه هستن.

12:11.770 --> 12:15.480
‫از هزاران دلار تجهیزات استفاده می‌کنن
‫تا کارشون رو انجام بدن.

12:15.480 --> 12:19.860
‫بنابراین هروقت بهم خبر برسه که یه تکنسین آزمایشگاه
‫داره از تجهیزات‌مون استفاده می‌کنه،

12:19.860 --> 12:24.870
‫به مدت چندین ساعت
‫و بدون نظارت، به فکر فرو میرم.

12:25.740 --> 12:29.490
‫قربان، می‌تونم توضیح بدم.
‫من از دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس کارشناسی ارشد دارم

12:29.490 --> 12:32.620
‫که روی سوخت‌وساز سلولی نوکلئیک اسید
‫ پژوهش می‌کردم.

12:32.620 --> 12:37.460
‫با این وجود، من تو ساعت‌های غیرکاریم کار می‌کردم
‫نه تو ساعت‌های کاریم،

12:37.460 --> 12:39.710
‫و آزمایش‌هام در حوزۀ بی‌جان‌زاییه.

12:39.710 --> 12:45.220
‫مولکول‌های ساده و کوچیک رو
‫به نوکلئوتید و نوکلئیک اسید تبدیل می‌کنم.

12:45.220 --> 12:49.220
‫تحقیقاتم خیلی امیدبخشن
‫و قصد دارم برای کمک‌هزینه رمسن اقدام کنم.

12:49.220 --> 12:53.160
‫خانم جوان، اگه استفاده تو از تجهیزات آزمایشگاهی
‫ بدون نظارت مناسب یه شیمی‌دان رو

12:53.400 --> 12:54.660
‫  بذاریم کنار...

12:54.660 --> 12:55.690
‫خودم شیمی‌دانم.

12:55.690 --> 12:57.650
‫شیمی‌دان‌های ما دکترا دارن.

12:58.690 --> 13:01.460
‫هیچوقت یه تکنسین آزمایشگاه
‫توی هیستینگز نداشتم

13:01.460 --> 13:05.160
‫که به مدرک ارشدش از دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس
‫ بباله و درخواست کمک‌هزینه کنه.

13:05.160 --> 13:07.030
‫- من شاگرد اول بودم...
‫- خانم زات...

13:07.030 --> 13:08.530
‫...و معتقدم که کارم به خودی خودش گویاس.

13:08.530 --> 13:10.330
‫تو به اندازه کافی باهوش نیستی.

13:12.870 --> 13:14.540
‫خانم زات،
‫حرفم تموم نشده.

13:15.040 --> 13:16.280
‫درست شنیدم که

13:16.280 --> 13:19.290
‫توی مراسم دختر شایسته هیستینگز
‫شرکت نمی‌کنی؟

13:19.880 --> 13:21.630
‫نمی‌دونستم اجباریه.

13:21.630 --> 13:23.090
‫اجباری نیست.

13:23.880 --> 13:25.840
‫بخشی از فرهنگ اینجاس.

13:26.890 --> 13:29.010
‫پیشنهاد می‌کنم که خودت رو

13:29.010 --> 13:31.010
‫بیشتر با حال و هوای هیستینگز مطابقت بدی،

13:31.010 --> 13:33.540
‫البته اگه مایلی به کارت توی اینجا ادامه بدی.

13:34.640 --> 13:35.690
‫حالا می‌تونی بری.

13:41.150 --> 13:43.110
‫هر از چندگاهی هم یه لبخند بزنی نمی‌میری‌ها.

13:47.360 --> 13:48.370
‫خانم زات.

13:51.540 --> 13:52.660
‫خانم زات؟

13:52.660 --> 13:54.940
‫شنیدم می‌خواین تو مراسم زیبایی شرکت کنین.

13:54.940 --> 13:57.210
‫- از کجا...؟
‫- چقدر خوشحال شدم نظرتون عوض شد.

13:57.210 --> 13:59.170
‫نمی‌دونم شنیدین یا نه،

13:59.170 --> 14:01.670
‫اما امسال یه بخش هم
‫ برای لباس‌های مجلسی ایجاد شده.

14:01.670 --> 14:04.170
‫و پوشیدن بیکینی‌ هم دیگه اجباری نیست.

14:04.170 --> 14:07.340
‫اگه راحت‌ترین می‌تونین لباس یه تیکه بپوشین.

14:07.340 --> 14:09.600
‫الان وقت خوبی واسه عکس گرفتن هست؟

14:10.100 --> 14:11.310
‫لبخند.

14:16.850 --> 14:20.770
‫اومدش.
‫خانم دزده.

14:21.270 --> 14:22.440
‫ببخشید؟

14:23.730 --> 14:27.450
‫من با ده‌ها شیمی‌دان در تمومی بخش‌ها

14:27.450 --> 14:29.530
‫از جمله این آزمایشگاه مشورت کردم...

14:29.530 --> 14:34.040
‫و گفتم که تو، خانم زات
‫سابقۀ انگلولک کردن اعصاب بقیه رو داری.

14:34.040 --> 14:35.200
‫به‌علاوه این رو هم میشه گفت،

14:35.200 --> 14:37.540
‫که تو مغرور و خودشیفته‌ای.

14:37.540 --> 14:38.870
‫تا حالا حرف زدن خودت رو دیدی؟

14:38.870 --> 14:40.710
‫پس منکرش نمیشی؟

14:41.590 --> 14:44.100
‫یه منشی جز این که بخواد
‫ریبوزها رو تو بازار سیاه بفروشه

14:44.100 --> 14:45.670
‫چه استفادۀ دیگه‌ای ازش داره؟

14:45.670 --> 14:47.000
‫من شیمی‌دانم.

14:48.420 --> 14:50.840
‫خالی‌بند هم هستی.

14:50.840 --> 14:54.010
‫آره، چون تو بازار سیاه
‫تقاضا برای منوساکارید خیلی بالاس.

14:54.010 --> 14:57.560
‫ناامیده‌کننده‌اس!
‫واقعاً... ناامید شدم.

14:59.270 --> 15:01.230
‫یک، دیشب قفل آزمایشگاهم باز شده،

15:01.230 --> 15:05.070
‫پس یکی باید به سرایدار بگه
‫که قفل جدید واسه درم بسازه.

15:05.070 --> 15:08.070
‫دو: قیمت ریبوز گم شده رو حساب کردم،

15:08.780 --> 15:11.240
‫و باید واضح بگم که
‫پولش رو از جیب خودم نمیدم.

15:11.240 --> 15:13.450
‫سه، کف آزمایشگاهم باید استریل بشه.

15:13.450 --> 15:16.160
‫حداقل یک نفر بدون اجازۀ من
‫وارد شده.

15:16.160 --> 15:19.750
‫و با آلرژی‌هایی که دارم
‫وجود آلاینده‌ها خطرناکه. فهمیدی؟

15:19.750 --> 15:21.210
‫بهش رسیدگی می‌کنم دکتر اوانز.

15:21.210 --> 15:24.400
‫و در آخر هم می‌خوام که اون منشی به‌خاطر کارش
‫مسئول و پاسخگو باشه.

15:24.400 --> 15:26.050
‫اخراجش می‌کنم.

15:26.050 --> 15:28.800
‫یه مجازات رسمی کفایت می‌کنه.

15:28.800 --> 15:32.220
‫راستش خودم شوکه شدم
‫که کار یکی از منشی‌هام بوده.

15:32.220 --> 15:34.260
‫گفتین که تو آزمایشگاه آمینو بوده؟

15:34.260 --> 15:35.600
‫پس کار مری ان راجرزه.

15:35.600 --> 15:36.720
‫نه.

15:36.720 --> 15:38.390
‫اسمش الیزابت زات بود.

15:39.690 --> 15:41.600
‫ایشون منشی نیستن.
‫تکنسین آزمایشگاهن.

15:42.690 --> 15:45.100
‫خانم زات باید بهتر بدونن.
‫کارشناسی ارشد دارن.

15:45.100 --> 15:47.440
‫- کارشناسی ارشد چه رشته‌ای؟
‫- شیمی.

15:50.280 --> 15:52.700
‫شما هم امسال
‫ به مراسم دختر شایسته هیستینگز میاین؟

15:52.700 --> 15:55.980
‫چون بودن‌تون تاثیر زیادی
.روی روحیۀ شرکت‌کنند‌ه‌ها می‌ذاره

16:00.810 --> 16:05.650
‫[الیزابت زات]
‫[خانم آمینو]

16:09.240 --> 16:13.580
‫[شرکت‌کنندگان مسابقۀ زیبایی]

16:18.170 --> 16:21.290
‫[مراسم دختر شایسته هیستینگز]

16:30.530 --> 16:33.820
‫اوانز؟
‫انتظار نداشتم اینجا ببینمت.

16:33.820 --> 16:35.870
‫- آره.
‫- انگار دنباله‌دار هالی رو دیدم.

16:35.870 --> 16:37.830
‫بیا با بچه‌‌ها یه نوشیدنی‌ای بزنیم.

16:37.830 --> 16:39.750
‫وگرنه هیشکی حرفم رو باور نمی‌کنه.

16:39.750 --> 16:43.460
‫- چه سمی می‌خوری؟
‫- سیانور یا آفلاتوکسین.

16:44.960 --> 16:46.250
‫خیلی باحالی.

16:46.250 --> 16:48.130
‫بچه‌ها،
‫بیاین با رفیق‌مون سلام کنین.

16:48.130 --> 16:50.460
‫- مرد افسانه‌ای.
‫- سلام. اسم من آنتونی پاورزه.

16:50.460 --> 16:53.260
‫به گمونم آقای رمسن شخصاً بهت کمک‌هزینه میده،
‫درسته؟

16:53.260 --> 16:54.970
‫این روزا رو چی داری کار می‌کنی؟

16:55.640 --> 16:58.810
‫سلام الیزابت.
‫بالاخره اومدی.

16:58.810 --> 17:02.770
‫بیا دنبالم ببینم.
‫بیا کنار ما دخترهای شرکت‌کنده.

17:02.770 --> 17:04.190
‫- چه خوشگل شدی.
‫- مرسی.

17:04.190 --> 17:06.980
‫هزار ساعت طول کشید تا حاضر شم.

17:06.980 --> 17:08.980
‫- بچه‌ها، الیزابت اومده.
‫- سلام.

17:10.280 --> 17:13.610
‫الان برمی‌گردم.
‫گوشت قلقلی‌ها کم اومدن.

17:13.610 --> 17:14.740
‫خیلی دوستش داشتن.

17:16.450 --> 17:17.820
‫فران کارش عالی بود.

17:17.820 --> 17:19.120
‫واقعاً.

17:19.910 --> 17:22.000
‫چه بوی خوبی میدی.
‫چه عطری زدی؟

17:22.700 --> 17:25.750
‫انگورفرنگی سیاه
‫با رایحه گل رز.

17:25.750 --> 17:28.460
‫من سنتی‌ام.
‫عطر شنل ان ۵ می‌‌زنم.

17:29.210 --> 17:30.630
‫الیزابت،
‫تو چه عطری زدی؟

17:31.510 --> 17:35.550
‫چیزی نزدم. تو آزمایشگاه با بو متوجه میشم
‫که خطری در پیشه یا نه.

17:35.550 --> 17:39.040
‫وقتی هم دانشجوی کارشناسی بودم
‫به‌خا‌طر یه حادثه مربوط به هیدروکلریک اسید

17:39.040 --> 17:39.920
‫دچار عارضه شدم.

17:39.920 --> 17:41.770
‫بیشتر مژک‌های دماغم سوخت،

17:41.770 --> 17:44.060
‫اما خداروشکر خودشون به مرور زمان برگشتن.

17:44.640 --> 17:46.230
‫برای همین دیگه ریسک نمی‌‌کنم.

17:50.730 --> 17:52.150
‫کالوین اوانز اومده.

17:52.650 --> 17:54.030
‫ازش خوشت میاد،
‫مگه نه؟

17:54.610 --> 17:57.990
‫باهوش و توانا و معروفه.
‫چیش رو میشه دوست نداشت؟

18:00.120 --> 18:01.120
‫برو باهاش حرف بزن.

18:02.330 --> 18:06.000
‫دوتا لیوان دیگه می‌خورم
‫و میرم رأی‌ش رو بخرم.

18:08.290 --> 18:09.290
‫ببخشید.

18:12.750 --> 18:14.170
‫من همینجا کنارت می‌مونم.

18:15.590 --> 18:16.590
‫خیلی‌خب.

18:20.510 --> 18:23.340
‫نباید بذاری بقیۀ شیمی‌دان‌ها
‫اینقدر اذیتت کنن.

18:25.480 --> 18:28.100
‫دوستامن دیگه.

18:28.100 --> 18:29.690
‫همه مرد‌ها همینن.

18:29.690 --> 18:32.190
‫همه لطفاً بشینن سر جاهاشون.
‫بشینین سر جاهاتون.

18:33.360 --> 18:35.780
‫شرکت‌کنندگان عزیز،
‫میشه بیاین پشت صحنه؟

18:36.320 --> 18:37.320
‫مچکرم.

18:37.860 --> 18:40.570
‫خوش اومدین.
‫اسم من فران فراسکه...

18:40.570 --> 18:43.950
‫- خانم زات، می‌خواستم که...
‫-...و سرپست کارکنان هستم.

18:45.750 --> 18:52.710
‫اومدن‌تون به هشتمین مراسم سالانه
‫دختر شایسته هیستینگز رو خوش‌آمد میگم.

18:52.710 --> 18:55.710
‫جایی که یه زن خوش‌شانس
‫برندۀ تاجی میشه

18:55.710 --> 18:58.590
‫که سال گذشته به کالین مورفی رسیده بود.

18:59.760 --> 19:04.890
‫بله، بله، خیلی خوشگله.
‫به همراه یه جایزه ۲۵ دلاری.

19:05.390 --> 19:06.390
‫ممنون کالین.

19:07.390 --> 19:09.690
‫خودم هم امسال به این مراسم اضافه میشم.

19:09.690 --> 19:12.400
‫اما اصلاً واسه رای دادن بهتون فشار نمیارم،

19:12.400 --> 19:15.400
‫البته اگه بخواین
‫ مرخصی‌هاتون برای سفر قبول نشه.

19:15.400 --> 19:16.570
‫شوخی می‌کنم.

19:16.570 --> 19:20.610
‫بدون معطلی
‫سرپرست تشریفات رو بهتون معرفی می‌کنم،

19:20.610 --> 19:22.280
‫دکتر ریچارد پرایس.

19:26.580 --> 19:29.040
‫ممنون خانم فراسک.

19:29.040 --> 19:32.210
‫چه شب بی‌نظیری.
‫چه استقبالی.

19:32.210 --> 19:33.590
‫عالیه.
‫صبر کنین.

19:33.590 --> 19:37.840
‫قبل این که شروع کنم،
‫یه سوال کوچیک از بخش مدیریت داشتم.

19:37.840 --> 19:40.720
‫اینجا کسی الکترون گم نکرده؟

19:41.550 --> 19:43.220
‫باید یون‌هاتون رو هشدار نگه دارین.

19:44.300 --> 19:45.220
‫یون‌ها.

19:45.220 --> 19:47.310
‫- همه متوجه شدن؟
‫- یون‌هاتون رو.

19:47.310 --> 19:51.140
‫خب بچه‌ها.
‫بهتره نمایش رو شروع کنیم.

19:51.140 --> 19:55.440
‫لطفاً در نظر داشته باشین،
‫که این خانم‌ها سخت کار کردن.

19:55.440 --> 20:00.900
‫پس لطفاً همگی پروتون‌های خوبی باشین
‫و مثبت بمونین.

20:03.870 --> 20:08.000
‫خیلی‌خب، خانم‌‌ها و آقایان،
‫لحظه‌ای که همه منتظرش بودیم فرا رسیده.

20:08.000 --> 20:14.460
‫شرکت‌کنندگان مراسم دختر شایسته هیستینگز
‫سال ۱۹۵۱ رو بهتون معرفی می‌کنم.

20:14.460 --> 20:17.750
‫اومدن.
‫بی‌نظیره.

20:17.750 --> 20:20.970
‫چه دلربا.
‫نگاه‌شون کنین.

20:26.810 --> 20:32.190
‫خانم سینتتیکس، شما برای همسر آینده‌تون
‫چه دسری درست می‌کنین؟

20:33.600 --> 20:37.940
‫خب، با دو اسکوپ بستنی وانیلی شروع می‌‌کنم

20:37.940 --> 20:41.400
‫و روشون سس شکلاتی می‌ریزم.

20:42.110 --> 20:45.720
‫و اگه می‌خواین چطور بدونین خامه زده‌شده اضافه می‌‌کنم
‫باید بهم رای بدین.

20:46.910 --> 20:48.040
‫خیلی‌خب.

20:48.040 --> 20:52.330
‫خانم زات،
‫مکان موردعلاقۀ شما برای ماه عسل چیه؟

20:52.920 --> 20:54.800
‫من قصد ازدواج ندارم.

20:55.750 --> 20:57.630
‫بله...
‫اما اگه داشتین؟

20:57.630 --> 20:58.920
‫ندارم.

20:59.590 --> 21:03.300
‫خیلی‌خب.
‫خانم زات رو تشویق کنین.

21:06.930 --> 21:08.970
‫نمی‌تونم بهت فکر نکنم.

21:16.230 --> 21:18.190
‫- خانم‌ها و آقایان. حالا نوبت می‌رسه به...
‫- سلام عزیزم.

21:18.190 --> 21:19.480
‫اومدی.

21:19.480 --> 21:21.820
‫تب کارول خوابید...

21:21.820 --> 21:24.570
‫گفتم بیام با هم خوش بگذرونیم.

21:25.240 --> 21:32.200
‫۱۰ هزار مرد از دانشگاه هاروارد
‫امروز به دنبال پیروزی‌ان...

21:33.120 --> 21:36.170
‫یکم جاذبۀ جنسی داشته باشی ضرری نداره زات.

21:36.830 --> 21:39.500
‫مایۀ آبروریزی تیم آمینو اسیدها شدی.

21:40.210 --> 21:41.300
‫جنی رو نگاه کن.

21:41.880 --> 21:43.130
‫چه لباس خوشگلی.

21:43.130 --> 21:47.470
‫مرسی. آزمایشگاهم بهم ده دلار داده
‫تا موقع نمایشم بدنم رو نشون بدم.

21:48.470 --> 21:49.470
‫دختر باهوش.

21:56.060 --> 21:57.730
‫وای!
‫عالی بود!

21:57.730 --> 21:59.440
‫خانم‌ها و آقایان،
‫فران فراسک.

21:59.440 --> 22:02.400
‫ممنون خانم فراسک.
‫بی‌نظر بود. خدای من.

22:03.000 --> 22:04.300
‫نانسی دوناتی هستم.

22:07.530 --> 22:09.490
‫زیاد درموردت شنیدم.

22:10.539 --> 22:14.001
‫خانم دوناتی عطرتون بنزآلدهید داره؟

22:14.793 --> 22:16.128
‫جان؟ اطلاعی ندارم.

22:16.837 --> 22:18.005
‫مالِ پاریس‌ـه.

22:18.005 --> 22:20.674
‫وای خدای من. از دستِ آلرژیـم.

22:20.674 --> 22:23.719
‫...استعدادهای الیزابت زات، خانم آمینو!

22:30.392 --> 22:31.685
‫ای خدای بزرگ.

22:34.271 --> 22:35.272
‫دکتر اوانز؟

22:36.064 --> 22:39.443
‫وای نه، نه. باید برم خونه.

22:39.443 --> 22:41.361
‫صحیح، ولی با چنین وضعیتی
‫که نباید رانندگی بکنید.

22:41.361 --> 22:45.407
‫من اصلاً رانندگی نمی‌کنم.
‫فقط 11 کیلومتر فاصله داره. پیاده می‌رم.

22:46.241 --> 22:47.576
‫بسیارخب. پس می‌رسونمـتون.

22:47.576 --> 22:51.330
‫- ولی شما که از من متنفرید.
‫- وای، محض رضای خدا.

23:05.010 --> 23:07.721
‫بسیارخب، چیزی نیست.

23:08.305 --> 23:09.723
‫ببخشید. خیلی شرمنده.

23:09.723 --> 23:11.350
‫لطفاً انقدر معذرت‌خواهی نکنید.

23:11.350 --> 23:13.727
‫دستِ خودتون که نیست.
‫آلرژی باعث بسته شدن چاکنای می‌شه.

23:13.727 --> 23:16.605
‫با افزایش فشار،
‫عضلات شکمی منقبض می‌شه.

23:16.605 --> 23:18.106
‫اسفنکتر پیلور مسدود می‌شه.

23:19.107 --> 23:20.734
‫- تنها راه خروج از طریق دهان می‌مونه.
‫- نه، منظورم این بود...

23:20.734 --> 23:22.736
‫که شرمنده که منشی خطابتون کردم.

23:23.529 --> 23:25.489
‫منشی بودن که مشکلی نداره.

23:26.281 --> 23:29.201
‫نه، البته که نه. اما فرضـش...

23:29.201 --> 23:34.414
‫کار اشتباه و احمقانه‌ای بود، و من... خدایا.

23:34.414 --> 23:36.542
‫بذارید تا داخل خونه ببرمتـون.

23:38.210 --> 23:39.503
‫وای خدای بزرگ.

23:53.100 --> 23:54.560
‫کابینت‌هاتون خالیـه.

23:55.352 --> 23:57.479
‫بله، گاهی‌اوقات یادم می‌ره غذا بخورم.

24:00.399 --> 24:01.316
‫یک دونه چنگال دارید.

24:01.316 --> 24:03.110
‫آدم مهمون‌نوازی نیستم.

24:06.989 --> 24:09.032
‫خب معجزه رخ داده،
‫یه کِتری پیدا کردم.

24:09.032 --> 24:12.202
‫هی، واقعاً می... می‌خوام دوباره بخاطرِ
‫اون روز ازت معذرت‌خواهی بکنم.

24:12.202 --> 24:13.787
‫- من...
‫- نمی‌تونم عذرخواهیـتون رو بپذیرم.

24:13.787 --> 24:16.790
‫خیلی دوست دارم اما خودتونـم نمی‌دونید
‫که هدفتـون از این عذرخواهی چیـه.

24:16.790 --> 24:18.792
‫بنابراین کلِ این فرآیند بی‌فایده‌ست.

24:19.710 --> 24:21.378
‫بله، درسته که یکم از «ریبوز»ـتون
‫رو قرض گرفتم.

24:21.378 --> 24:24.214
‫البته باید بگم که
‫مقدار کوچکی از اون همه موجودی بوده.

24:24.214 --> 24:26.300
‫ولی تمامیِ منابع در اختیارتون هستن

24:26.300 --> 24:28.886
‫و کلِ توجهِ جامعۀ علمی تو مشتـتونـه،

24:29.386 --> 24:30.554
‫و قدرش رو نمی‌دونید.

24:31.054 --> 24:33.640
‫با توجه به طیف وسیعی از دستاوردهاتون،
‫حتماً فردِ باهوشی هستید.

24:33.640 --> 24:39.813
‫اما به نظر مردی بدبین،
‫ناسپاس و شکننده میاید.

24:41.231 --> 24:46.320
‫بنابراین برای پاسخ به حرفی که زدید،
‫باید بگم که ازتون تنفر ندارم. صرفاً...

24:47.988 --> 24:49.489
‫ازتون خوشم نمیاد.

24:53.994 --> 24:54.995
‫ممنون.

24:58.957 --> 25:01.084
‫یه چیزی واست دارم.

25:04.588 --> 25:07.174
‫فقط بخاطر همین بود
‫که امشب به اون مهمونی اومدم.

25:09.343 --> 25:10.344
‫که واسـم ریبوز بیارید؟

25:11.345 --> 25:12.930
‫فوق‌لیسانس شیمی دارید.

25:14.348 --> 25:15.349
‫درسته.

25:16.225 --> 25:18.227
‫قصدِ دکترا خوندن نداشتی؟

25:19.937 --> 25:21.813
‫درگیر شرایط پیچیده‌ای بودم.

25:24.816 --> 25:26.985
‫شرمنده که نتونستی
‫رقابتت رو به پایان برسونی.

25:26.985 --> 25:28.403
‫اوه نه. ناراحت نیستم.

25:28.403 --> 25:30.155
‫بخاطر جایزۀ نقدیـش چی؟

25:30.155 --> 25:31.323
‫پول کثیفیـه.

25:42.292 --> 25:43.585
‫می‌تونم یه سوال ازت بپرسم؟

25:44.920 --> 25:46.505
‫قول نمی‌دم که جواب بدم.

25:47.256 --> 25:50.759
‫استعدادی که برای مسابقه در نظر گرفتی چیه؟

25:53.220 --> 25:56.473
‫می‌خواستم یه گوجه رو
‫توی ظرفی از آب در حال جوشیدن بذارم.

25:57.599 --> 26:01.061
‫همونطور که مطلع هستید،
‫گرما ملکول‌ها رو تحریک می‌کنه.

26:02.145 --> 26:05.065
گوجه‌فرنگی منبسط شده
و پوستش کشیده می‌شه.

26:06.066 --> 26:09.653
‫سپس به مدت 60 ثانیه،
‫گوجه رو توی یه ظرف آب سرد می‌ذارم،

26:09.653 --> 26:12.447
‫و به راحتی پوستـش کَنده می‌شه.

26:15.117 --> 26:16.118
‫حتماً بَرنده می‌شدی.

26:20.038 --> 26:21.123
‫شب بخیر دکتر اوانز.

26:32.134 --> 26:33.594
‫حواست به ماشین‌ها باشه!

26:33.594 --> 26:35.137
‫دکتر اوانز!

26:38.307 --> 26:39.933
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

26:40.434 --> 26:42.269
‫رنگ مورد علاقه‌ـتون چیه؟
‫واسه من رو حدس بزنید.

26:42.769 --> 26:45.772
‫رنگ مورد علاقه‌ات؟ چه سوال سختی.

26:45.772 --> 26:48.984
‫بذار فکر کنم. نمی‌دونم. زمردی؟

26:49.818 --> 26:51.028
‫این که رنگ نیست.

26:51.570 --> 26:53.322
‫خب، رنگ‌ها پدیده‌های علمی به حساب میان.

26:53.322 --> 26:55.824
‫لیندا میای کارت رو تموم کنی لطفاً؟

26:55.824 --> 26:57.159
‫صبح بخیر هریت.

26:57.159 --> 26:58.493
‫صبح بخیر دوستِ من.

26:59.203 --> 27:01.830
‫این جماعت بی‌نزاکت‌ان. صبحتون بخیر.

27:01.830 --> 27:04.416
‫اقوامِ دور ازتون درخواست پول هنگفت می‌کنن؟

27:05.083 --> 27:07.794
‫هیچوقت نباید قبول می‌کردم
‫که روی جلد مجلۀ ساینتیفیک‌آمریکن برم.

27:08.337 --> 27:09.213
‫دوباره،

27:09.213 --> 27:12.382
‫همون خانم مثل عقربه‌های ساعت،
‫هر دو هفته یکبار ادعا می‌کنه که مادرمـه.

27:12.382 --> 27:15.886
‫اگه مادر واقعیـت در قید حیات بود،
‫حتماً بخاطر اون جلد بهت افتخار می‌کرد.

27:17.012 --> 27:17.846
‫این‌ها واسه چی‌ان؟

27:18.430 --> 27:21.725
‫قصد دارن بزرگراه دهم رو
‫از مرکز شهر به سانتا مونیکا متصل کنن.

27:21.725 --> 27:23.769
‫دقیقاً از حیاط‌خلوتـمون راه بزنن.

27:23.769 --> 27:25.062
‫ولی اینجا مردم دارن زندگی می‌کنن.

27:25.062 --> 27:26.855
‫خب سوال اصلی اینه که،
‫چه مردمی؟

27:28.315 --> 27:30.067
‫بس کن. داری اشتباه انجامش می‌دی.

27:30.067 --> 27:32.819
‫لیندا، اشکالی نداره عزیزدلـم.
‫بذار بازی کنه.

27:34.488 --> 27:37.908
‫مشکلی نداری سه‌شنبۀ بعدی پیشت بمونن؟
‫توی کمیته جلسه دارم.

27:37.908 --> 27:39.910
‫- حتماً.
‫- ممنونم.

27:45.541 --> 27:47.876
‫می‌تونم باهاتون صحبت کنم خانم زات؟

27:51.213 --> 27:52.714
‫می‌شه لطفاً در رو باز نگه دارید؟

27:52.714 --> 27:56.260
‫با کار مسخره‌ای که توی مسابقه انجام دادید،
‫باعث شدید کلِ بخش آمینو تحقیر بشن.

27:57.803 --> 28:02.140
‫به عنوان سرپرست شما،
‫رفتارتون روی من بازتاب منفی داره.

28:04.852 --> 28:08.105
‫من اینجوری بخشـم رو اداره نمی‌کنم.
‫انتظار رفتارِ بهتری دارم.

28:09.731 --> 28:11.316
‫دوباره باعث شرمندگیـم بشی، اخراجی.

29:04.203 --> 29:05.245
‫می‌تونم پیشـتون بشینم؟

29:06.914 --> 29:08.081
‫بفرمایید.

29:12.211 --> 29:13.212
‫خودتون درست کردیدش؟

29:14.463 --> 29:17.299
‫می‌خواید امتحان کنید؟
‫فکر می‌کنم کل روز لب به غذا نزدید.

29:17.299 --> 29:20.511
‫نه بابا. یه پاکت بیسکوئیت روی میزم هست.

29:22.429 --> 29:23.639
‫حتماً بدجور یبوست شدید.

29:28.810 --> 29:29.811
‫ممنون.

29:34.525 --> 29:36.777
‫به‌به. این...

29:37.694 --> 29:41.156
‫تا حالا همچین... عالیـه.

29:42.533 --> 29:44.952
‫عالی نیست،
‫ولی پتانسیلـش رو داره.

29:45.536 --> 29:46.912
‫دفعۀ 78امیـه که درستش می‌کنم.

29:48.288 --> 29:49.665
‫تمرکز فعلیـم روی پنیرـه.

29:51.375 --> 29:52.334
‫پنیر؟

29:52.835 --> 29:56.421
‫توی دمای 33 درجۀ سانتیگراد،
‫چربی شیر موجود در پنیر مایع می‌شه،

29:56.421 --> 29:59.967
‫و پیوندهایی که باعث نگه داشتنِ پروتئین‌های
‫کازئین می‌شه رو از بین می‌بره. ولی نرم نیست.

29:59.967 --> 30:01.134
‫واقعاً؟

30:01.134 --> 30:04.388
‫خیر. بخاطر همینـم هست که من
‫سیترات سدیم رو آزمایش کردم.

30:04.388 --> 30:06.265
‫سدیم جایگزین مقداری از کلسیم می‌شه

30:06.265 --> 30:09.309
‫که این عمل مسبب به هم چسبیدگیِ
‫پروتئین‌ها می‌شه، بنابراین با داغ شدنِ پنیر...

30:09.309 --> 30:11.979
‫پروتئین‌ها از همدیگه جدا می‌شن،
‫و مثل امولسیفایر عمل می‌کنن،

30:12.479 --> 30:15.524
‫و این امولسیون با
‫ترکیبِ آب و چربی با همدیگه تقویت می‌شه.

30:16.149 --> 30:16.984
‫دقیقاً.

30:16.984 --> 30:22.155
‫و برای اینکه دستور پخت لازانیای
‫عالیـت رو کامل کنی، به ریبوز من نیاز داشتی؟

30:22.155 --> 30:25.576
‫نه. لازانیا شام منـه.
‫ریبوز رو برای تحقیقاتـم لازم داشتم.

30:28.996 --> 30:31.540
‫نود و نُه درصد بدن انسان از کربن ساخته شده،

30:31.540 --> 30:35.043
‫به همراهِ هیدروژن، نیتروژن، اکسیژن، کلسیم،
‫فسفر و مقداری هم یون درش وجود داره.

30:35.043 --> 30:37.796
‫ولی چطوری به این همه پیچیدگی
‫روی کرۀ زمین رسیدیم؟

30:37.796 --> 30:40.716
‫اینجا با همدیگه سر یک میز نشستیم،
‫صحبت می‌کنیم،

30:40.716 --> 30:44.469
‫انتقالـمون از گروهی از اتم‌ها
‫و مولکول‌های ریز به الان چیزیـه که...

30:46.013 --> 30:47.806
‫چیزیـه که سعی دارم کشفـش کنم.

30:47.806 --> 30:49.558
‫نظریۀ بی‌جان‌زایی.

30:49.558 --> 30:51.226
‫شما هم علاقمندید؟

30:51.894 --> 30:52.978
‫شب‌ها از فکرشم درنمیام.

30:56.607 --> 30:57.608
‫منم همینطور.

31:08.285 --> 31:10.621
‫مقاله‌های قبلیـتون رو خوندم،
‫در حال حاضر روی چه چیزی مشغولید؟

31:12.831 --> 31:14.750
‫یه سری تحقیقات اکتشافی روی...

31:14.750 --> 31:18.378
‫درمورد شناسایی، جداسازی
‫و طبقه‌بندی آنزیم‌های طبیعی انجام می‌دم.

31:18.879 --> 31:20.547
‫این... خیلی بوی خوبی داره.

31:20.547 --> 31:22.299
‫پورۀ سیب‌زمینیـه؟

31:24.218 --> 31:25.219
‫با اجازه.

31:27.804 --> 31:28.639
‫فوق‌العاده‌ست.

31:42.194 --> 31:44.446
‫نه. با عقل جور درنمیاد،
‫چون اینطوری...

31:44.446 --> 31:46.281
‫بسته شدنِ حلقه توجیه نمی‌شه.

31:46.281 --> 31:48.867
‫درسته. اما وقتی‌که
‫اسید فسفریک به کار گرفته می‌شه،

31:48.867 --> 31:52.746
‫باعث ایجاد اورگانوفسفره
‫در محتوای غنی از مونواستر می‌شه. درسته؟

31:57.167 --> 31:58.335
‫نکتۀ خیلی خوبی بود.

32:08.262 --> 32:10.472
‫مثل این می‌مونه که بخوای
‫بفهمی اول مرغ وجود داشته یا تخم‌مرغ،

32:10.472 --> 32:12.015
‫اما اگه نظریۀ «تیغ اوکام» در نظر بگیرید،

32:12.015 --> 32:16.144
‫طبیعت نظامی رو انتخاب می‌کنه که پیچیده‌تره
‫تا بتونه با پیچیدگیِ کمتر خلقش کنه؟

32:17.062 --> 32:18.313
‫پس شد نظریۀ «دنیای آر‌ان‌ای»؟

32:18.313 --> 32:21.149
‫خانم زات، برای پشت‌سر گذاشتن
‫بعدازظهرِ امروزم،

32:21.149 --> 32:22.401
‫به یک فنجون از قهوه‌هاتون نیاز دارم.

32:22.401 --> 32:23.735
‫بسیارخب.

32:23.735 --> 32:26.071
‫البته که توی تحقیقاتـم
‫پیشرفت بیشتری می‌کردم

32:26.071 --> 32:28.949
‫اگه برای شیمیدان‌های سطح متوسط،
‫قهوه‌های بی‌نظیر درست نمی‌کردم.

32:28.949 --> 32:31.493
‫در آستانۀ یک کشفِ علمیِ بزرگ هستی.

32:31.493 --> 32:33.829
‫- باید با دوناتی صحبت کنی.
‫- صحبت کردم. جواب رد داد.

32:34.955 --> 32:36.331
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد. چرا نه؟

32:37.040 --> 32:38.250
‫بخاطر تبعیض جنسیتی.

32:39.459 --> 32:40.544
‫چی؟

32:40.544 --> 32:43.338
‫خب البته دلایل سیاسی، پارتی‌بازی
‫و بی‌عدالتی کلی هم بی‌تاثیر نیست.

32:43.338 --> 32:44.965
‫ولی بله، بیشتر بخاطر تبعیض جنسیـه.

32:45.799 --> 32:48.135
‫نمی‌فهمم.
‫چرا باید براساس چیزی مثل جنسیت که مهارت‌های

32:48.135 --> 32:51.054
‫فکریِ ما رو تعیین نمی‌کنه،
‫تبعیض قائل بشیم؟

32:51.054 --> 32:55.225
‫چند دانشمند خانم هستن
‫که بتونی اسمشون رو نام ببری کالوین؟

32:56.185 --> 32:57.186
‫ماری کوری.

32:58.520 --> 33:01.690
‫دقیقاً. به نظرت این موضوع اتفاقیـه؟

33:03.817 --> 33:07.196
‫نمی‌دونم.
‫تا حالا بهش فکر نکرده بودم.

33:07.196 --> 33:11.283
‫معلومه که نه. نیازی نداشتی چون
‫مردم کاملاً پتانسیل‌هاتون رو تحسین می‌کنن.

33:12.201 --> 33:13.035
‫رسیدیم.

33:15.579 --> 33:16.997
‫اگه قهوه می‌خورید،
‫دست‌هاتون رو بلند کنید.

33:24.671 --> 33:26.173
‫بسیارخب. داشتم فکر می‌کردم.

33:26.965 --> 33:30.010
‫تحلیل‌های ملکولیت می‌تونه
‫به تحقیقاتـم درمورد آنزیم‌ها کمک کنه.

33:30.010 --> 33:32.888
‫بنابراین می‌تونم با دوناتی صحبت کنم
‫و بهش بگم که اجازه بده برای من کار کنی،

33:32.888 --> 33:35.140
‫و بعدش می‌تونی به طور کامل
‫روی تحقیقات خودت تمرکز کنی.

33:35.140 --> 33:37.976
‫نه، دوناتی هرگز من رو به عنوان یک شیمیدان
‫استخدام نمی‌کنه. فقط تکنسین آزمایشگاه می‌تونم باشم.

33:37.976 --> 33:41.688
‫درسته اما تو تحقیقات مستقل خودت
‫رو که همون شیمیِ واقعیـه انجام می‌دی.

33:41.688 --> 33:43.190
‫آزادی مطلق خواهی داشت.

33:43.190 --> 33:45.234
‫ولی از نظر همه یه تکنسین آزمایشگاه می‌مونم.

33:45.234 --> 33:48.695
‫مشخصاً. توی دنیای ایده‌آل،
‫نیازی به کمک کسی نداشتی.

33:48.695 --> 33:50.864
‫ولی همونطوری که خیلی واضح گفتی،

33:50.864 --> 33:53.200
‫داری توی نظامی کار می‌کنی
‫که شدیداً ناعادلانه‌ست.

33:53.200 --> 33:55.452
‫برای اینکه جوری رفتار کنی
‫که انگار عادلانه‌ست...

33:55.452 --> 33:57.996
‫می‌تونی بهم توضیح بدی
‫که چطوری با عقل جور درمیاد؟

33:57.996 --> 34:00.332
‫من تو رو با خودم برابر می‌دونم.

34:00.332 --> 34:02.417
‫لعنتی، تو یکی از باهوش‌ترین
‫آدم‌های این آزمایشگاهی.

34:02.960 --> 34:05.963
‫اهمیتی نداره که باهات کار کنم
‫یا زیردستت باشم کالوین.

34:05.963 --> 34:09.257
‫همه کار من رو از سمتِ تو می‌بینن.
‫هیچوقت بهم به چشم شیمیدان نگاه نمی‌کنن.

34:09.257 --> 34:11.301
‫وقتی‌که اسمت به عنوان دانشمندِ
‫اصلی تحقیقاتت منتشر بشه، اتفاق میفته.

34:16.389 --> 34:19.393
پیژامه تنتـه؟

34:20.060 --> 34:24.398
‫نه. لباس دویدنـمه.
‫برای رفت و آمد می‌دوئم.

34:25.357 --> 34:27.067
‫یعنی چی که می‌دوی؟

34:27.067 --> 34:29.820
‫می‌دوئم، می‌دونی دیگه، به منظور ورزش کردن.

34:29.820 --> 34:32.030
‫می‌دونم از نظر مردم عجیبـه
‫ولی باعث می‌شه ذهنـم آروم بشه.

34:35.449 --> 34:36.702
‫به پیشنهادم فکر کن.

34:44.001 --> 34:45.043
‫کالوین؟

34:46.962 --> 34:47.963
‫قبولـه.

34:49.797 --> 34:50.799
‫قبولـه؟

34:51.842 --> 34:53.010
‫قبولـه.

34:55.262 --> 34:58.182
‫من توی آزمایشگاهـم دوش می‌گیرم،

34:58.182 --> 34:59.933
‫پس قبل از وارد شدن در بزن.

35:01.768 --> 35:03.312
‫خیالت راحت، حتماً در می‌زنم.

35:12.154 --> 35:15.824
‫قوانینی وجود دارن خانم زات.
‫اگه از قوانین پیروی نکنید، من مواخذه می‌شم.

35:15.824 --> 35:18.035
‫می‌دونی سر نیمه تموم گذاشتنِ مسابقه،

35:18.035 --> 35:19.953
‫چه رفتاری باهام کردن؟

35:20.454 --> 35:22.122
‫باهاتون همدردی می‌کنم خانم فراسک،

35:22.122 --> 35:24.208
‫ولی مایلـم که روی
‫درخواستم تمرکز کنم.

35:25.417 --> 35:26.668
‫فکر خوبی نیست.

35:26.668 --> 35:29.546
‫اگه تکنسین آزمایشگاه بخوای، کلی مردهای به‌دردبخور
‫ هستن که بتونی از بینـشون انتخاب کنی.

35:29.546 --> 35:32.549
‫وای پسر، واقعاً کارت تبعیض جنسیتیـه.

35:32.549 --> 35:34.009
‫اصلاً نمی‌دونم معنیـش چیه.

35:34.009 --> 35:36.637
‫من این تصمیم رو عجولانه نگرفتم خانم فراسک.

35:36.637 --> 35:38.222
‫قصد و نیتـش کاملاً کاریه.

35:38.222 --> 35:41.141
‫وای عزیزم، اصلاً رابطه‌ای
‫تحت عنوان رابطۀ کاری

35:41.141 --> 35:42.309
‫بین یه مرد و یه زن وجود نداره.

35:42.309 --> 35:43.977
‫فکر نکنم اونقدر احمق باشی.

35:43.977 --> 35:47.189
‫یه دلیلی وجود داره که اصرار داره باهات کار کنه،
‫و مطمئنـم که اون دلیل رزومه‌ات نیست.

35:47.189 --> 35:50.609
‫به جز خانم کوری،
‫چند تا شیمیدان زن می‌تونی نام ببری؟

35:50.609 --> 35:53.362
‫- صلاحیتـش رو نداره.
‫- نیومدم که ازت اجازه بگیرم.

35:53.362 --> 35:56.406
‫اومدم که مطمئن بشم
‫کاغذبازی‌هاش درست پیش بره.

35:57.074 --> 36:01.662
‫اوانز جوری اینجا جولون می‌دی
‫که انگار مالِ خودتـه، مشکلی هم نداره.

36:01.662 --> 36:04.081
‫ولی تا وقتی‌که رمسن
‫تامین مالیـمون بکنه.

36:04.581 --> 36:06.875
‫ولی به محضِ تموم شدنِ این پول،
‫کارت تمومـه.

36:07.584 --> 36:10.587
‫ما فقط همکاریم.
‫نه بیشتر، نه کمتر.

36:12.089 --> 36:13.507
‫نه عزیزم.
‫تو تکنسین آزمایشگاهـشی.

36:13.507 --> 36:15.759
‫و قبلاً هم چنین مواردی رو دیدم.
‫مردها فرقی با همدیگه ندارن.

36:15.759 --> 36:18.428
‫نظرش عوض می‌شه. اونوقت چی؟

36:29.356 --> 36:31.108
‫همه‌چیز با خانم فراسک خوب پیش رفت؟

36:31.108 --> 36:33.235
‫مشخصاً. دوناتی چی؟

36:33.235 --> 36:34.736
‫آب خوردن بود.

36:36.363 --> 36:37.614
‫ترجیح می‌دم در باز بمونه.

36:39.950 --> 36:40.868
‫باشه، حتماً.

36:44.705 --> 36:48.292
‫حالا تجهیزاتـمون رو به طوری سازماندهی کردم
‫که یک فرد عاقل بتونه بپذیرتـش،

36:48.292 --> 36:50.127
‫و خرده‌های بیسکوئیت‌ها رو تمیز کردم.

36:50.669 --> 36:51.587
‫نه بخاطر اینکه یک زنـم،

36:51.587 --> 36:55.007
‫بلکه بخاطر اینکه چنین چیزی
‫اصلاً نباید توی آزمایشگاه شیمی ریخته باشه.

36:56.633 --> 36:58.302
‫مسئولیتِ لباس زیر با خودِ شماست.

37:17.696 --> 37:19.489
‫تو جای استوانه‌های مدرج رو عوض کردی؟

37:20.574 --> 37:22.993
‫فکر کردم اینطوری
‫میز وسطی فاصلۀ مساوی داره.

37:31.919 --> 37:34.421
‫چطوری می‌تونی با صدای بلندِ
‫موسیقی کار بکنی؟

37:34.421 --> 37:37.925
‫فقط اینطوری ذهنـم باز می‌شه.

37:44.932 --> 37:47.392
‫تا حالا جایی رو با کسی شریک نشدی نه؟

37:49.102 --> 37:50.562
‫همه‌چیز رو به روش خودم دوست دارم.

37:58.320 --> 38:02.282
‫من از موسیقی بدم نمیاد کالوین.

38:02.282 --> 38:07.996
‫فقط از این موسیقی خوشم نمیاد.
‫درهم و برهمـه.

38:07.996 --> 38:10.749
‫من از همینـش خوشم میاد،
‫باعث می‌شه فکرم باز بشه.

38:10.749 --> 38:12.584
‫نمی‌تونی پیش‌بینیـش بکنی.

38:12.584 --> 38:15.879
‫ترومپت می‌زنه؟ بعدش یهو درام میاد.
‫هیجان‌انگیزه.

38:16.547 --> 38:17.548
‫سر و صداست.

38:18.090 --> 38:21.593
‫یا اگه یه چیز دیگه باشه ممنون می‌شم.

38:22.553 --> 38:25.264
‫قابل پیش‌بینی باشن.
‫ساختار فرمولی داشته باشن.

38:26.598 --> 38:29.977
‫من از روشی که آکوردها حرکت می‌کنن،
‫و مثل اجزای اصلیِ مولکول‌ها

38:29.977 --> 38:33.689
‫تغییر می‌کنن و روی هم ساخته می‌شن
‫رو دوست دارم.

38:38.360 --> 38:39.194
‫چیه؟

39:09.850 --> 39:12.311
‫دیر کردی.
‫اولین آزمایش رو شروع کردم.

39:13.437 --> 39:17.691
‫فکر کردم هر روز می‌تونیم نوبتی کار کنیم.

39:21.904 --> 39:23.113
‫حد وسط قرار داره.

39:34.208 --> 39:35.584
‫چی داریم؟

41:28.864 --> 41:31.491
‫- با خانۀ زات تماس گرفتید.
‫- سلام، کالوینـم.

41:32.701 --> 41:34.369
‫کالوین اوانز. همکارِ آزمایشگاهت.

41:36.371 --> 41:37.581
‫ساعت 8 شبـه کالوین.

41:38.081 --> 41:41.001
‫آره، فقط.. نمی‌تونم دست از
‫فکر کردن درمورد آخرین حرفت بکشم

41:41.001 --> 41:43.754
‫درمورد ساختار اساسیِ
‫پیریمیدین‌ها و پورین‌ها،

41:43.754 --> 41:47.049
‫به نتیجه‌ای رسیدم که تازگی داره.

41:47.049 --> 41:48.217
‫استقلال هسته‌ای؟

41:48.759 --> 41:49.635
‫بله.

41:50.177 --> 41:51.470
‫وایسا، بذار دفترم رو بیارم.

41:55.557 --> 41:57.893
‫راستش قبلاً درمورد تئوری میشر

41:57.893 --> 42:00.229
‫درمورد میزان بالای فسفر توی...

42:03.857 --> 42:04.691
‫گوشی رو نگه دار.

42:05.275 --> 42:06.944
‫- وای لعنتی.
‫- الیزابت؟

42:07.986 --> 42:12.616
‫لعنتی. باید قطع کنم.

42:12.616 --> 42:15.661
‫- چی شده؟
‫- شامم سوخت.

42:16.161 --> 42:19.414
‫وای خدای من.
‫فکر کردم اتفاق خاصی افتاده.

42:19.414 --> 42:21.667
‫خب قضیـه جدیـه.
‫سابقۀ سوزوندنِ چیزی رو ندارم.

42:21.667 --> 42:24.127
‫واقعاً؟ هیچوقت؟
‫تا هیچوقت چیزی رو نسوزوندی؟

42:24.127 --> 42:27.297
‫نه، تمرکز نداشتم.

42:27.798 --> 42:30.467
‫خب، گاهی‌اوقات اشتباهات
‫می‌تونن نتیجۀ مثبت داشته باشن.

42:31.051 --> 42:33.804
‫ممکنه ما رو به چیزی برسونن
‫که انتظارش رو نداریم.

42:35.389 --> 42:36.431
‫باید برم. شب بخیر.

42:45.232 --> 42:46.233
‫بسیارخب.

43:00.497 --> 43:01.498
‫وای پسر.

43:07.421 --> 43:08.297
‫خودشـه.

43:08.321 --> 43:12.321
‫ترجمه و تنظیم از
‫«محمدعلی sm و iredprincess»

43:19.349 --> 43:20.851
‫در حین دویدن متوجه یه چیزی شدم.

43:22.144 --> 43:23.812
‫می‌شه لطفاً در رو باز بذاری؟

43:23.812 --> 43:25.063
‫- تو الهام‌گرش بودی.
‫- کالوین.

43:25.063 --> 43:27.107
‫- همونطوری که گفتیـه، نظریۀ تیغ اوکام.
‫- کالوین.

43:27.107 --> 43:30.903
‫اگه واقعاً اسیدهای نوکلئیک می‌تونستن
‫مولکول‌های پیچیده‌تری رو رمزگذاری کنن چی؟

43:30.903 --> 43:32.988
‫- مثلاً، یه...
‫- کالوین، گفتم در رو باز بذار!

43:33.572 --> 43:34.531
‫الیزابت.

43:37.576 --> 43:41.747
‫همه‌چیز مرتبـه الیزابت؟
‫من کاری کردم؟

43:44.124 --> 43:45.125
‫این کار اشتباه بود.

43:45.834 --> 43:47.002
‫نمی‌فهمم.

43:53.967 --> 43:57.513
‫واکنش مایار باعث شد که گوشت بلافاصله
‫بعد از قرار گرفتن توی فِر بسوزه.

43:57.513 --> 43:59.181
‫حالا بیاید ثمرۀ زحماتـمون رو ببینیم.

44:08.273 --> 44:09.149
‫وای خدای من.

44:16.240 --> 44:18.992
‫- والتر بریم واسه تبلیغات؟
‫- نه، نمی‌دونم. نه.

44:21.703 --> 44:23.330
‫نتیجۀ موردنظرم این نبود.

44:31.255 --> 44:35.425
‫در مسیر علم، ما به دنبال کنترل
‫همۀ جنبه‌های متغیر آزمایشات هستیم.

44:36.176 --> 44:39.429
‫دمای آزمایشگاه،
‫تعداد اقلام آلوده،

44:40.138 --> 44:42.724
‫تنظیمات صحیحِ تک تکِ تجهیزات.

44:45.102 --> 44:48.105
‫گاهی‌اوقات نمی‌شه به
‫فرمول‌ها متکی باشیم.

44:48.939 --> 44:51.441
‫گاهی‌اوقات نمی‌شه
‫هر متغیری رو کنترل کرد.

44:52.776 --> 44:53.777
‫گاهی‌اوقات...

44:56.405 --> 44:57.406
‫اکثر اوقات...

45:00.033 --> 45:01.451
‫آشفتگی به بار میاد.

45:05.038 --> 45:08.125
‫گاهی‌اوقات لازانیات می‌سوزه.

45:22.097 --> 45:23.682
‫پس گمونم امشب باید
‫غذای مونده از قبل رو بخوریم.

45:25.142 --> 45:28.228
‫بچه‌ها میز شام رو بچینید.
‫مادرتون نیاز داره که یکم با خودش خلوت کنه.

45:28.252 --> 45:46.252
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
