WEBVTT

00:02.330 --> 00:05.120
‫پس بعد از فهمیدن حقیقت
‫درباره مرگ خاله‌اش،

00:05.120 --> 00:10.290
‫مادر کایا - ساما فهمید که تنها هدفش
‫حمل یک شیء نفرین‌شده بوده.

00:10.290 --> 00:14.720
و حالا میخواد ازش استفاده کنه
.تا خاندان ابیسوموری رو کُن فیکون کنه

00:15.270 --> 00:16.070
.بله

00:17.100 --> 00:23.610
،ای بابا. شیشو، دلخوری‌تون رو درک میکنم
اما نمیشه کاری کنید؟

00:23.920 --> 00:27.110
‫اوسامو - کون، از من می‌خوای
‫جونم رو به خطر بندازم؟

00:27.410 --> 00:29.630
.حـ حق گفتی

00:33.120 --> 00:34.990
‫تماس ورودی

00:33.120 --> 00:34.990
‫ساتو شیزوئو

00:33.490 --> 00:34.990
‫شیزوئو - سان؟

00:35.960 --> 00:37.080
‫بله، نانا هستم.

00:37.080 --> 00:38.000
‫نانا - سان!

00:38.000 --> 00:40.210
‫میرای از بیمارستان غیبش زده!

00:40.210 --> 00:41.010
هــه؟

00:41.010 --> 00:42.960
‫ظاهراً خونریزی شدیدی داشته.

00:43.460 --> 00:47.340
‫کارکنا می‌گن ممکنه ترسیده باشه
‫و از بیمارستان رفته باشه.

00:47.340 --> 00:49.620
‫من با کایا برمی‌گردم.

00:49.620 --> 00:51.820
.ممنون میشم. میبینمتون

00:53.250 --> 00:54.800
‫خب، شنیدی که.

01:01.410 --> 01:02.640
‫نانا - سان!

01:03.310 --> 01:05.260
مطمئنی کار درسته که برگردیم؟

01:06.030 --> 01:08.260
‫به خاطر اون نفرین، موتسو-سان...

01:08.690 --> 01:09.990
‫ام...

01:10.450 --> 01:14.410
‫مادرم به جای من مرد،

01:15.030 --> 01:17.100
‫اما اون موجود هنوز کامل رشد نکرده.

01:17.870 --> 01:22.500
‫تا وقتی میزبان زنده‌ست،
‫قدرت اصلیش آزاد نمی‌شه.

01:23.000 --> 01:26.830
.و ما نمیتونیم اجازه بدیم میرای بمیره

01:27.930 --> 01:29.420
‫به خاطر خودم...

01:30.480 --> 01:31.860
‫و به خاطر کایا.

01:33.810 --> 01:34.670
‫درسته.

01:35.010 --> 01:38.760
‫قسمت ۱۲: کایا - چان نمی‌ترسه

01:35.010 --> 01:38.760
قسمت ۱۲: کایا - چان نمی‌ترسه

01:38.760 --> 01:40.930
.کایا - چان، از این طرف

01:45.110 --> 01:49.590
وایسا! وقتی رسیدیم اونجا
.نقشه‌ت چیه

01:49.590 --> 01:53.740
مطمئن‌ترین روش اینه که
.با دستای خودمون خارجش کنیم

01:54.570 --> 01:57.830
‫روند تبدیل شدن به راهبه
‫و کودک زالو یکیه.

01:57.830 --> 02:02.650
‫فقط باید قبل از اینکه جون مادر رو بگیره،
‫مجبورش کنیم به دنیا بیاد.

02:04.180 --> 02:05.770
‫با توجه به چیزهایی که شنیدیم،

02:05.770 --> 02:10.340
،احتمالاً فکر کرده اگه بمونه
.بیمارستان زایمانش رو جلو میندازه

02:10.760 --> 02:12.490
‫درست مثل وقتی که کایا رو داشت.

02:12.490 --> 02:13.270
‫ها؟

02:14.160 --> 02:18.820
.دوره‌ی حاملگی‌ش کامل شده و غرق خونه
.امکان نداره جلب توجه نکنه

02:19.560 --> 02:22.620
نباید زمان ببره
.تا پیداش کنن

02:26.220 --> 02:29.940
‫بقیه کارها رو می‌تونیم
‫بعد از تولد بچه انجام بدیم.

02:29.960 --> 02:37.960
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:37.990 --> 02:44.990
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:45.520 --> 02:47.460
کایا - ساما! حال همگی خوبه؟

02:48.740 --> 02:50.130
‫کایا - چان!

02:50.130 --> 02:51.640
خوبی؟

02:51.640 --> 02:52.920
‫پیشم بمون!

02:56.240 --> 02:57.680
‫چطور خودش رو به اینجا رسوند؟

02:59.560 --> 03:00.680
‫پیاده اومده...

03:02.020 --> 03:04.680
با اون شرایط؟

03:05.570 --> 03:08.690
‫چه بلایی سرت اومده...

03:09.430 --> 03:10.370
‫میرای؟

03:12.230 --> 03:13.940
‫ا-اون...

03:14.240 --> 03:16.050
.داره اونو همراه خودش میکشه

03:16.530 --> 03:17.810
‫استاد!

03:17.810 --> 03:21.370
‫دیگه کار از کار گذشته.

03:21.370 --> 03:25.450
‫ولی فکر کنم باید خوشحال باشیم
‫که هنوز زنده‌ست.

03:32.050 --> 03:33.180
‫کایا.

03:35.850 --> 03:37.530
‫بس کن! نه!

03:39.350 --> 03:43.810
طفلکی. ببخشید پای تو رو
.توی مشکلات خودم باز کردم

03:45.660 --> 03:46.930
.چی ئه - سنسی

03:47.730 --> 03:53.050
‫خیلی زحمت کشیدی که کایا
‫به اینجا برسه.

03:54.970 --> 03:56.130
‫ممنونم.

03:56.570 --> 03:59.100
‫ها؟ اوه، خواهش می‌کنم.

03:59.100 --> 04:00.940
‫ولی حالا دیگه همه‌چیز روبه‌راهه.

04:00.940 --> 04:01.570
‫چی؟

04:02.000 --> 04:06.450
‫خاندان هیولای ابیسوموری
‫امروز نابود می‌شه.

04:06.830 --> 04:09.830
‫تک‌تک‌مون.

04:10.140 --> 04:12.500
‫ممنون بابت همه‌چیز.

04:13.340 --> 04:16.090
‫صبر کن! چرا اینطوری میکنی؟

04:16.410 --> 04:20.640
‫مگه کایا - چان
‫دختر عزیزت نیست؟

04:20.640 --> 04:23.290
‫بیا اسم بچه‌مون رو بذاریم «کایا».

04:22.090 --> 04:25.100
‫کایا

04:22.090 --> 04:25.100
‫هشتم

04:22.090 --> 04:25.100
‫خدا

04:24.010 --> 04:25.100
‫کایا؟

04:25.480 --> 04:27.240
‫طرز نوشتنش خیلی خاصه.

04:27.240 --> 04:30.100
‫دختر بزرگ خانواده اسم خاصی می‌گیره.

04:31.330 --> 04:33.060
‫این یه رسم توی خانواده‌ی منه.

04:36.600 --> 04:37.660
‫باشه.

04:39.310 --> 04:41.740
‫اگه بچه دختر بود، اسمش رو می‌ذاریم کایا.

04:43.470 --> 04:44.840
‫ممنونم.

04:45.410 --> 04:48.140
‫ولی اگه پسر بود چی؟

04:49.190 --> 04:52.000
‫دختره. مطمئنم که دختره.

04:52.730 --> 04:55.400
‫اورژانس.
‫آتش‌سوزی یا فوریت پزشکی؟

04:55.400 --> 04:56.250
‫پزشکی!

04:56.720 --> 05:00.200
‫زنم از پله‌ها افتاده!
‫بارداره!

05:02.460 --> 05:04.020
.ساتو - سان

05:07.410 --> 05:09.140
‫دختره.

05:12.690 --> 05:14.110
‫گند زدم.

05:14.770 --> 05:17.160
‫طبق دستورات یوشی - چان عمل کردم.

05:18.330 --> 05:21.150
‫ولی درست وقتی نزدیک بودم، لغزیدم.

05:21.670 --> 05:28.160
‫هنوز زنده‌ام، و تنها چیزی که ازش موند
‫یه زندگی کوچیک و معمولی بود.

05:32.640 --> 05:33.920
‫اوه، کایا!

05:33.920 --> 05:35.960
‫یه شوهر معمولی.

05:36.420 --> 05:37.800
‫یه دختر معمولی.

05:38.670 --> 05:40.300
‫و منِ معمولی.

05:41.230 --> 05:46.380
‫یه زندگی شاد که باعث می‌شه روزهای
‫قبلش بی‌اهمیت به نظر برسن.

05:42.670 --> 05:46.580
‫زیاد دور نشو، کایا.

05:47.060 --> 05:51.930
‫شاید معنیش اینه که باید همه‌چیز رو ول کنم
‫و مثل یه آدم معمولی زندگی کنم.

05:55.210 --> 05:56.500
‫متأسفم.

05:57.540 --> 06:00.420
‫اون چی بود که همین الان له کرد؟

05:58.690 --> 06:00.690
‫تازه راه افتاده.

06:01.560 --> 06:06.550
‫نه، دارم زیادی فکر می‌کنم.
‫چون کایا فقط یه دختر معمولیه...

06:07.280 --> 06:09.230
‫مامان، اون چیه؟

06:10.570 --> 06:11.340
‫ها؟

06:11.910 --> 06:14.420
‫چ-چی می‌گی؟

06:14.820 --> 06:15.930
‫مامان...

06:16.370 --> 06:17.670
‫نمی‌بینیش؟

06:22.950 --> 06:26.340
‫حق با توئه.
‫کایا دختر عزیز خودمه.

06:26.340 --> 06:32.090
واسه همین میخوام تا وقتی برام عزیزه
.زندگی رو تموم کنم

06:33.040 --> 06:36.190
‫نه... خیلی خودخواهی.

06:37.240 --> 06:39.850
‫کایا - چان راهبه‌ی
‫خاندان ابیسوموری نیست!

06:40.480 --> 06:41.940
...‫اون کسی نیست که باید ازش متنفر باشی

06:41.940 --> 06:44.580
‫من اصلاً از کایا متنفر نیستم.

06:45.570 --> 06:46.370
‫ولی...

06:47.200 --> 06:48.980
‫نفرینی که متولد می‌شه

06:48.980 --> 06:52.880
‫خون و تبار ابیسوموری رو تا نسل‌ها
‫شکار می‌کنه تا وقتی که خانواده نابود شه.

06:53.640 --> 06:55.960
...‫حتی کایا هم نمی‌تونه ازش فرار کنه

06:55.960 --> 06:57.650
‫پس مجبورم بمیرم!

06:58.450 --> 06:59.540
‫نانا - سان؟

06:59.540 --> 07:03.960
‫مامان رفته.
‫با مرگ من، این خاندان هم تموم می‌شه.

07:04.270 --> 07:07.010
اگه این تنها راهیه که تو رو
...از بند نفرین خاندانمون آزاد کنه

07:07.010 --> 07:09.770
‫هنوزم خوب بلدی نقش قربانی رو بازی کنی.

07:10.470 --> 07:15.600
اینکه من فقط یه ظرف یک بار مصرف برای
.زاییدن نفرین شده‌ها بودم رو پنهان کردی

07:15.600 --> 07:18.230
‫نه! همه‌اش رو اشتباه متوجه شدی!

07:18.660 --> 07:19.970
‫چطور؟

07:19.970 --> 07:24.110
مامان به وظیفه‌ش عمل کرد و
.هردومون رو بدنیا آورد

07:25.130 --> 07:30.290
‫ولی همیشه می‌ترسید که تو
‫اوهارا-سامای بعدی بشی.

07:30.930 --> 07:35.620
‫بعد از مرگ خاله یوشیه
‫و نزدیک شدن نوبت تو،

07:35.620 --> 07:39.120
‫اون مخفیانه راهی برای فرارت پیدا کرد.

07:40.150 --> 07:45.510
‫تا بدون اینکه چیزی بدونی از خونه بری
‫و هیچ‌وقت سعی نکنی برگردی.

07:46.770 --> 07:48.990
‫نمی‌تونست حقیقت رو بهت بگه.

07:49.470 --> 07:53.390
‫چون اگه می‌فهمیدی، ترس و بدگمانی
‫بین ما خواهرها پخش می‌شد.

07:55.640 --> 07:56.890
‫اون می‌خواست...

07:57.660 --> 07:59.790
که نفرتت رو به اون نسبت بدی
.و زندگیتُ بکنی

08:01.230 --> 08:02.190
‫نانا.

08:03.370 --> 08:06.780
برای همین وادارت کرد
.با دنیای بیرون ارتباط بگیری

08:07.080 --> 08:10.030
‫حتی اگه به قیمت این بود که ازش متنفر بشی.

08:10.680 --> 08:15.790
‫حتی اگه یه مدت سخت بود، برای این بود
‫که بتونی از این خونه بری...

08:20.160 --> 08:23.540
‫و جای دیگه‌ای خوشبختی رو پیدا کنی.

08:23.540 --> 08:25.800
‫این چرت و پرت‌ها رو تحویل من نده!

08:25.800 --> 08:26.650
‫ها؟

08:26.650 --> 08:30.800
بازم داری طوری حرف میزنی
.انگار مجبور بودید نقش آدم بده رو بازی کنید

08:31.080 --> 08:36.100
‫کسی که تحقیر شد، آزار دید و صدمه خورد
‫من بودم! من!

08:36.440 --> 08:38.410
‫پس جوری با من حرف نزن...

08:38.410 --> 08:42.100
‫که انگار یه محصولِ دست‌سازِ شمام،
‫بعد از اون همه بلایی که سرم اومد!

08:44.110 --> 08:45.450
‫آخ.

08:46.090 --> 08:48.260
‫میرای! بس کن!
...‫باید ببرمت بیمارستان

08:51.010 --> 08:52.320
‫سر راهم سبز نشو.

08:52.990 --> 08:57.160
‫همین‌جا می‌میرم. اینجا جاییه که
‫نفرین شکل می‌گیره.

08:57.570 --> 09:01.170
!دیگه هیچکدوم از اینا وجود نخواهد داشت

09:02.240 --> 09:05.070
‫نه تو! نه من!

09:06.420 --> 09:07.380
‫و نه کایا!

09:14.530 --> 09:18.270
برای سلیطه بازی توی ملاعام
.زیادی بزرگ شدی

09:19.710 --> 09:21.770
‫کایا - چان! حالت خوبه؟

09:22.750 --> 09:23.900
‫تو...

09:25.050 --> 09:27.180
.صحنه‌ی خجالت آوریه

09:28.490 --> 09:29.280
‫تق تق.

09:29.280 --> 09:30.150
‫ها؟

09:30.150 --> 09:31.430
موب - سان؟

09:31.430 --> 09:35.340
‫استاد می‌گه امن‌ترین جا، اتاقیه که
‫قاب عکس یادبود موتسو-سان توشه.

09:37.990 --> 09:39.500
‫سریع باشید!

09:40.720 --> 09:42.970
‫تو همون پسرِ شاخه فرعی هستی
‫که طرد شده بود.

09:44.170 --> 09:47.090
‫مگه سقوط خاندان ابیسوموری
‫همون چیزی نیست که می‌خوای؟

09:48.120 --> 09:52.860
آره، درام‌های خاندان اصلی
.برام هیچ اهمیتی نداره

09:53.300 --> 09:57.690
‫ولی بخوام یا نخوام، به اون پیرزن
‫یه بدهی دارم.

09:58.130 --> 10:00.520
.اومدم که صافش کنم

10:01.770 --> 10:05.640
‫جدی؟ خب، نقشه‌ام به باد رفت.

10:05.640 --> 10:09.700
‫محافظت از اوسامو - کون پیشکش،
‫آخرش خودم به کشتن می‌دم.

10:14.090 --> 10:18.340
فکرمیکردم مرگ هم جلودار این
.پیرزن نیست

10:19.770 --> 10:21.490
‫عجب مصیبتی.

10:22.930 --> 10:28.380
‫انگار زیادی داری برای خودت
‫شیر می‌شی، پسرِ شاخه فرعی.

10:29.050 --> 10:31.880
‫ابیسوموری موتسو؟

10:35.130 --> 10:37.140
‫سرسختی.

10:37.690 --> 10:40.980
حاضری از کینه‌ات بگذری تا
به چیزی که میخوای برسی؟

10:41.610 --> 10:43.390
‫هوم. دستت رو بده به من.

10:43.980 --> 10:46.130
‫با خودم می‌برمش.

10:47.730 --> 10:52.780
‫این‌طوری نگام نکن. این فقط
‫آخرین سوسویِ شعله‌ست.

10:53.300 --> 10:56.040
‫وقتی بزرگ‌تر بشی می‌فهمی.

11:01.560 --> 11:04.830
‫فکر می‌کردی یه بچه طرد شده
‫مثل من این‌قدر عمر کنه؟

11:04.830 --> 11:06.920
‫کی می‌دونه؟ ولی...

11:07.530 --> 11:11.100
‫تو خاندان ابیسوموری، قطعاً
‫نمی‌تونستی زیاد عمر کنی.

11:14.850 --> 11:18.680
‫حالا، یه خواهشی ازت دارم.

11:19.080 --> 11:20.080
‫از من؟

11:27.500 --> 11:29.860
.مطمئن شو به دستشون میرسه

11:30.530 --> 11:31.930
.روت حساب میکنم

11:32.360 --> 11:34.080
‫کی گفت من...

11:38.360 --> 11:41.410
‫بذار تمام نفرین‌ها بر سر
‫ابیسوموری موتسو آوار بشه.

11:42.290 --> 11:44.910
‫آخرین حرف‌های ابیسوموری موتسو این بود...

11:53.580 --> 11:55.300
‫«برای دخترهای عزیزم.»

11:56.490 --> 11:58.520
‫«امیدوارم هر دوتون خوشبخت بشید.»

12:06.460 --> 12:10.730
‫خوبه که کوتاه و مختصر گفت
‫تا لازم نباشه یادداشتش کنم.

12:11.390 --> 12:12.690
‫خب...

12:14.630 --> 12:16.490
‫بزن بریم بیرون، اوسامو - کون.

12:17.840 --> 12:20.110
‫استاد، پس تکلیف کایا - ساما
‫و چی-سنسی چی می‌شه؟

12:20.110 --> 12:24.490
‫مگه قرار نبود برای کایا - ساما
‫یه نبرد تا پای جون راه بندازیم...

12:23.290 --> 12:24.490
‫بهت گفتم که.

12:24.850 --> 12:27.030
‫قصد ندارم جون کسی رو به خطر بندازم.

12:27.030 --> 12:29.250
‫نه مال خودم، نه مال تو.

12:29.590 --> 12:33.220
‫استاد؟ یادم نمیاد گواهینامه
‫رانندگی داشته باشی...

12:29.770 --> 12:34.250
‫دینم رو ادا کردم، حالا هر کاری
‫می‌خوای بکن.

12:39.230 --> 12:40.510
‫فکر کن.

12:40.510 --> 12:43.260
‫فکر کن، فکر کن، فکر کن، فکر کن.

12:43.260 --> 12:44.590
‫فکر کن!

12:44.590 --> 12:46.720
‫چطور می‌تونم جلوی مادر کایا - چان رو بگیرم؟

12:47.240 --> 12:49.890
‫موندن اینجا چیزی رو حل نمی‌کنه.

12:49.890 --> 12:54.160
‫اگه اون موجود رو به دنیا بیاره،
‫کایا - چان...

12:55.820 --> 12:57.410
.چی‌ئه - سنسی

12:58.550 --> 13:01.390
‫هـ-همه چیز درست می‌شه،
‫کایا - چان.

13:01.390 --> 13:04.320
‫به هر قیمتی شده ازت محافظت می‌کنم.

13:04.880 --> 13:06.410
‫می‌ترسی؟

13:06.410 --> 13:07.570
‫ها؟

13:07.570 --> 13:08.580
‫ترس؟

13:09.730 --> 13:13.910
‫چرا وقتی خودش با یه چیز وحشتناک
‫روبه‌روئه، اینو از من می‌پرسه؟

13:16.050 --> 13:19.460
‫صورتم همه چیز رو لو می‌ده.
‫معلومه که ترسیدم.

13:19.460 --> 13:23.300
‫چی-سنسی، احساست کاملاً
‫از روی صورتت معلومه.

13:23.300 --> 13:25.920
‫خیلی تابلوئه. مخصوصاً وقتی
‫تو دردسر می‌افتی.

13:25.920 --> 13:27.010
‫ببخشید.

13:27.010 --> 13:30.580
‫بچه‌ها خیلی زود متوجه این چیزا می‌شن،
‫می‌دونی که.

13:31.840 --> 13:33.000
‫درسته.

13:33.000 --> 13:34.900
...پس وقتی اونطوری شد

13:35.810 --> 13:37.250
‫لبخند بزن.

13:37.250 --> 13:38.320
‫ها؟

13:38.320 --> 13:41.390
‫حتی اگه داری فیلم بازی می‌کنی،
‫با اعتماد به نفس لبخند بزن،

13:41.390 --> 13:43.740
انگار از هیچی توی دنیا
.ترسی نداری

13:44.570 --> 13:47.330
‫نذار بچه‌ها اضطرابت رو حس کنن.

13:47.680 --> 13:50.270
‫این کاریه که یه معلم حرفه‌ای می‌کنه.

13:52.860 --> 13:57.430
‫درسته. حتی اگه دارم فیلم بازی می‌کنم،
‫باید با اعتماد به نفس لبخند بزنم.

13:59.140 --> 14:00.550
‫اصلاً هم نمی‌ترسم!

14:00.550 --> 14:04.590
‫یه ذره که تعجب کردم،
‫ولی نه، نمی‌ترسم!

14:09.180 --> 14:13.530
‫آخه من کنار کایا - چان هستم،
‫کسی که حریف هر نوع روحی می‌شه.

14:14.090 --> 14:16.870
‫ولی من یه قول داده بودم.

14:17.980 --> 14:20.690
‫که از اون بچه مراقبت کنم.

14:20.690 --> 14:24.100
‫بیا با هم خوب ازش مراقبت کنیم، باشه؟

14:27.210 --> 14:29.700
‫ولی من انجامش ندادم.

14:30.700 --> 14:33.040
‫و این مامانم رو ناراحت کرد.

14:34.490 --> 14:38.040
‫فهمیدم. کایا - چان از نفرین
‫نمی‌ترسه.

14:38.330 --> 14:41.190
‫اون از شکستن قولش
‫به مادرش می‌ترسه.

14:42.280 --> 14:46.800
‫چون برای یه بچه، حرف‌های والدین
‫قوی‌ترین نفرین دنیاست.

14:46.800 --> 14:47.840
‫ولی...

14:48.210 --> 14:53.810
‫نه!

14:48.860 --> 14:51.750
نفرت و عزم راسخ
.داره به کارهاش سمت و سو میده

14:51.750 --> 14:53.810
‫هیچی نمی‌تونه نظرش رو عوض کنه.

14:54.390 --> 14:57.240
‫چی می‌تونه قلب مادرِ
‫کایا - چان رو باز کنه؟

15:00.560 --> 15:01.320
‫اون چیه؟

15:01.710 --> 15:03.800
‫نقاشیم که به مادربزرگ نشون دادیم.

15:04.600 --> 15:06.240
‫به مادربزرگت؟

15:09.090 --> 15:09.990
‫این...

15:13.080 --> 15:14.220
‫میرای.

15:14.810 --> 15:16.330
‫گفت «دخترها»؟

15:17.610 --> 15:18.960
‫غیرممکنه.

15:19.470 --> 15:22.290
‫اون فقط باید برای نانا
‫پیام گذاشته باشه.

15:22.690 --> 15:26.220
‫اون حتی من رو آدم هم حساب نمی‌کرد!

15:26.220 --> 15:28.560
.مادر اونجوری که فکر فکر میکنی نیست

15:28.560 --> 15:32.360
‫خودت می‌دونی، مگه نه؟
‫به اسم زن‌های خاندان ابیسوموری فکر کن.

15:33.470 --> 15:36.730
‫چهار

15:33.470 --> 15:36.730
‫پنج

15:33.470 --> 15:36.730
‫شش

15:33.470 --> 15:36.730
‫هفت

15:33.470 --> 15:36.730
‫هشت

15:34.000 --> 15:36.730
.الگو فقط برای دخترای بزرگ خانواده نیست

15:36.730 --> 15:42.730
‫یوشیه

15:37.180 --> 15:40.050
‫از دختر دوم به بعد،
‫اسم‌ها با کانجی نوشته نمی‌شن.

15:39.770 --> 15:42.730
‫میچیکو

15:40.050 --> 15:42.730
بخاطر اینکه با یه نگاه بفهمن
.کی انسانه و کی نیست

15:40.150 --> 15:42.730
‫فومی

15:40.520 --> 15:42.730
‫هاتسو

15:40.900 --> 15:42.730
‫آکی

15:42.730 --> 15:45.490
‫گواهی ثبت تولد

15:42.730 --> 15:45.490
‫کودکی که متولد شد

15:42.730 --> 15:45.490
‫نحوه خواندن

15:42.730 --> 15:45.490
‫نام کامل کودک

15:42.730 --> 15:45.490
‫ابیسوموری

15:42.730 --> 15:45.490
‫میرای

15:42.730 --> 15:45.490
‫ابیسوموری

15:42.730 --> 15:45.490
‫میرای

15:44.410 --> 15:45.490
‫ولی...

15:45.490 --> 15:47.490
‫اسمی که مامان روت گذاشت...

15:45.490 --> 15:47.490
‫آینده

15:45.490 --> 15:47.490
‫میرای

15:47.490 --> 15:48.360
‫بسه!

15:48.720 --> 15:51.620
!الان این حرفا ذره‌ای ارزش نداره

15:51.620 --> 15:52.870
‫موتسو مرده!

15:53.450 --> 15:56.370
‫و منم به‌زودی اوهارا-ساما می‌شم
‫و می‌میرم.

15:56.670 --> 15:58.660
‫اون‌وقت کایا هم...

15:59.660 --> 16:00.730
‫کایا؟

16:00.730 --> 16:02.160
‫کایا کجاست؟

16:02.160 --> 16:03.250
‫کایا!

16:06.330 --> 16:07.400
‫میرای!

16:07.920 --> 16:08.680
‫نه.

16:09.660 --> 16:12.050
‫کایا دختر منه.

16:13.060 --> 16:16.520
‫باید وقتی اون لحظه برسه،
‫کنارش باشم.

16:17.590 --> 16:19.520
‫کایا... کایای من رو پس بده.

16:19.520 --> 16:21.770
‫میرای، صبر کن!

16:21.770 --> 16:22.290
‫کایا...

16:22.290 --> 16:23.310
‫میرای!

16:23.310 --> 16:24.200
‫کایا...

16:25.400 --> 16:26.300
‫آخ!

16:31.380 --> 16:32.490
...چی‌ئه - سنسی

16:32.930 --> 16:34.260
.لطفاً نجاتشون بده

16:34.970 --> 16:35.990
‫کایا...

16:37.000 --> 16:37.920
‫کایا...

16:39.170 --> 16:41.350
‫کجایی کایا؟

16:42.450 --> 16:43.270
‫کایا...

16:44.690 --> 16:46.780
‫کایا... کایا...

16:51.650 --> 16:52.570
‫کجایی؟

16:53.010 --> 16:54.870
‫کجایی؟ کجایی؟

16:55.340 --> 16:56.320
‫نمی‌تونم پیداش کنم.

16:56.320 --> 16:57.280
‫کجایی؟

16:57.280 --> 16:58.270
‫ساتو-سان!

16:59.700 --> 17:02.420
‫ساتو؟ اون دیگه کیه؟

17:03.040 --> 17:05.450
‫ساتو، مادر کایا - چان!

17:07.180 --> 17:08.090
‫کایا!

17:09.260 --> 17:12.020
‫درسته. کایا، کجایی؟

17:12.780 --> 17:15.040
‫من هاسومی‌ام، معلمش!

17:15.040 --> 17:18.210
‫اومدم درباره آینده‌اش حرف بزنم!

17:18.790 --> 17:21.000
.چی‌ئه - سنسی

17:21.000 --> 17:23.750
‫دخترتون، کایا - چان...

17:23.750 --> 17:27.800
‫اوایل براش سخت بود که بقیه درکش کنن
‫و اغلب تنها بود.

17:28.320 --> 17:32.050
‫اما تو چند ماه گذشته،
‫خیلی پیشرفت کرده.

17:32.050 --> 17:34.820
‫آینده خیلی درخشانی در انتظارشه.

17:35.300 --> 17:39.060
‫می‌خوام ببینم چه آینده‌ای
‫در انتظارشه.

17:39.440 --> 17:43.080
شک ندارم نمیخواید
،اوهارا - سامای خاندان ابیسوموری بشی

17:43.080 --> 17:44.440
‫اما به عنوان مادر کایا - چان...

17:44.440 --> 17:46.190
‫این اتفاق نمی‌افته!

17:47.130 --> 17:50.690
‫کایا هنوز هیچی نمی‌فهمه
‫چون خیلی کوچیکه.

17:51.010 --> 17:55.490
‫اما وقتی بزرگ بشه، مثل موتسو و نانا
‫سنگدل می‌شه.

17:55.490 --> 18:00.700
‫پس تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که
‫قبل از اون، باهاش بمیرم!

18:02.450 --> 18:07.320
‫تازه، کایا دیگه منو
‫به چشم یه آدم نمی‌بینه.

18:07.320 --> 18:09.710
‫فقط با نگاه کردن بهش می‌فهمم!

18:10.810 --> 18:13.440
‫مامان، برگشتم...

18:14.450 --> 18:17.640
‫متأسفم کایا. مامان دیگه...

18:20.360 --> 18:21.480
‫تو نمی‌تونی با مامانم حرف بزنی.

18:21.480 --> 18:23.570
.سنسی خوش اومدید

18:29.900 --> 18:35.160
کایا یه جسم که وجودت رو هیولا گرفته
!به عنوان مادر قبول نمیکنه

18:35.980 --> 18:37.910
‫بچه رو دست‌کم نگیرید!

18:39.560 --> 18:41.740
‫اون خیلی کوچیکه که چیزی بفهمه؟

18:41.740 --> 18:43.690
‫اون شما رو به عنوان مادرش نمی‌بینه؟

18:44.270 --> 18:46.550
‫پس این رو چطور توضیح
‫می‌دید؟

18:52.210 --> 18:56.610
‫این نقاشی‌ایه که کایا - چان
‫توی مدرسه خیلی براش عزیز بود.

18:57.530 --> 18:59.540
‫امکان نداره که هیچی ندونه.

19:00.100 --> 19:03.600
با این حال، کایا - چان تمام
.تلاشش رو میکنه بچه رو بپذیره

19:04.230 --> 19:07.290
‫چون این چیزیه که مادری که
‫این‌قدر دوستش داره، می‌خواد.

19:08.280 --> 19:13.130
‫و اون ایمان داره که آینده‌ای که
‫تصور کرده، هنوز پیش روئه.

19:15.150 --> 19:17.110
‫کایا - چان فوق‌العاده‌ست.

19:17.490 --> 19:22.740
فقط اگه شما به عنوان مادرش بخواید
.اون میتونه این نقاشی رو به حقیقت تبدیل کنه

19:23.460 --> 19:25.260
‫بخوام؟

19:31.240 --> 19:32.540
‫کایا...

19:37.150 --> 19:41.140
‫نه! نکن! ازم دور شو!

19:41.140 --> 19:43.370
‫نه! نه، نه!

19:44.990 --> 19:46.270
‫نکن!

19:46.640 --> 19:49.150
‫نباید مامانت رو این‌طوری ببینی!

19:50.340 --> 19:51.440
‫مامان.

19:53.720 --> 19:54.820
‫مامان.

19:55.770 --> 19:56.980
‫من...

19:58.440 --> 20:00.500
‫نمی‌ترسم. نگران نباش.

20:04.230 --> 20:05.300
‫کایا.

20:06.440 --> 20:09.890
‫لطفاً کمک کن... به من و بچه.

20:34.410 --> 20:36.420
‫تحت جراحی

20:42.120 --> 20:44.120
‫تحت جراحی

20:57.500 --> 20:58.540
‫کایا.

20:58.880 --> 21:01.780
‫مراسم پایان ساله.
‫باید زودتر راه بیفتیم.

21:02.600 --> 21:03.590
‫آماده‌ای؟

21:04.130 --> 21:05.320
‫آره!

21:05.880 --> 21:07.520
‫ببخشید کایا.

21:07.520 --> 21:08.390
‫ها؟

21:08.390 --> 21:12.150
قولم میدم حتماً
.تو مراسم سال نو باشم

21:12.150 --> 21:14.040
.مامان، خسته بنظر میای

21:14.040 --> 21:16.500
شرمنده مجبور شدی
.تموم شب با بچه سروکله بزنی

21:16.500 --> 21:21.040
‫این حرف رو نزن. وقتی بیمارستان بودم
‫تو همه کارها رو انجام دادی.

21:21.040 --> 21:23.970
‫تازه، کلی هم
‫برات دردسر درست کردم.

21:23.970 --> 21:25.750
‫نگران اون نباش.

21:26.410 --> 21:29.410
‫مهم اینه که ما چهار نفر
‫به عنوان یه خانواده خوشحالیم.

21:40.420 --> 21:43.180
‫مهدکودک هاناموگی

21:43.590 --> 21:46.180
‫امروز آخرین روز مدرسه‌ست.

21:46.180 --> 21:48.570
.دیگه قرار نیست ابتدایی باشید

21:48.570 --> 21:50.950
‫پس از ماه آوریل،
‫کدوم سالی می‌شید؟

21:50.950 --> 21:53.190
‫سال سومی!

21:53.460 --> 21:57.190
‫درسته. همه‌تون دیگه
‫خواهر و برادر بزرگ‌تر می‌شید.

21:54.200 --> 21:55.220
‫چیلیک!

21:57.190 --> 21:59.410
تو اینجا چیکار میکنی؟

22:00.410 --> 22:02.180
‫ببین...

22:01.690 --> 22:08.700
‫کارت شناسایی سرپرست

22:02.180 --> 22:06.280
‫چون اون خواست، منم عکاسی که مسئول
‫عکس‌های یادگاری بود رو راضی کردم.

22:06.280 --> 22:08.700
‫این دیگه زیاده‌روی‌ئه!

22:09.210 --> 22:13.460
‫به لطف اینکه موب-سان بلافاصله بعد از
‫اینکه از اونجا اومدیم بیرون آمبولانس گرفت،

22:13.460 --> 22:17.560
‫هم میرای و هم بچه نجات پیدا کردن.

22:18.960 --> 22:21.660
‫چیلیک، چیلیک، چیلیک.

22:18.960 --> 22:21.900
‫پس این کمترین کاری بود که می‌تونستم بکنم.

22:21.900 --> 22:23.820
.خـ خب، شاید

22:23.820 --> 22:27.010
.چی‌ئه - سنسی میخوام لطف شما رو هم جبران کنم

22:27.010 --> 22:28.360
‫من؟

22:29.220 --> 22:31.430
‫از بین بردن کینه میرای

22:31.430 --> 22:34.450
‫و اینکه کایا اون خدای نفرین‌شده،
‫هیروکونوکامی رو جن‌گیری کرد...

22:34.450 --> 22:37.900
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستم تنهایی انجامش بدم.

22:38.450 --> 22:40.610
‫برای همین خوشحالم که ازت کمک خواستم.

22:42.180 --> 22:43.860
‫من که کاری نکردم.

22:44.740 --> 22:47.480
‫بریم جلو برای عکس گرفتن.

22:44.740 --> 22:48.180
همه اینا بخاطر اینه که کایا - چان
.یه آدم خوب و درستکار میشه

22:49.440 --> 22:53.790
‫این هم اثبات شد. همون به قلب مادرش نفوذ کرد.

22:54.490 --> 22:56.950
‫کایا - چان تمام کارهای سخت رو کرد.

22:57.750 --> 22:59.450
‫اصلاً لازم نیست چیزی رو جبران کنی.

23:01.200 --> 23:05.700
خوشحالم فرصتش رو دارم
.بزرگ شدن کایا - چان رو ببینم

23:06.510 --> 23:10.000
‫خب، وقت عکس دسته‌جمعیه!

23:10.000 --> 23:11.740
‫هورا!

23:12.270 --> 23:16.400
‫اوه، می‌بینم که همه
‫خیلی خوب صف بستن.

23:16.400 --> 23:17.740
‫موبوئو هم اینجاست.

23:18.170 --> 23:18.920
.آره

23:18.920 --> 23:21.810
.خب، این طرفُ نگاه کنید

23:21.810 --> 23:23.530
!یه لبخند گنده بزنید

23:23.850 --> 23:26.080
!‫حالا، سیب

23:26.100 --> 23:36.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:36.500 --> 23:36.620
‫پایان

23:36.620 --> 23:36.740
‫پایان

23:36.740 --> 23:36.860
‫پایان

23:36.860 --> 23:36.980
‫پایان

23:36.980 --> 23:37.100
‫پایان

23:37.100 --> 23:37.220
‫پایان

23:37.220 --> 23:37.340
‫پایان

23:37.340 --> 23:37.460
‫پایان

23:37.460 --> 23:37.580
‫پایان

23:37.580 --> 23:37.700
‫پایان

23:37.700 --> 23:37.820
‫پایان

23:37.820 --> 23:37.940
‫پایان

23:37.940 --> 23:38.060
‫پایان

23:38.060 --> 23:38.180
‫پایان

23:38.180 --> 23:38.300
‫پایان

23:38.300 --> 23:38.420
‫پایان

23:38.420 --> 23:38.540
‫پایان

23:38.540 --> 23:38.660
‫پایان

23:38.660 --> 23:38.780
‫پایان

23:38.780 --> 23:38.900
‫پایان

23:38.900 --> 23:39.020
‫پایان

23:39.020 --> 23:39.140
‫پایان

23:39.140 --> 23:39.260
‫پایان

23:39.260 --> 23:39.380
‫پایان

23:39.380 --> 23:39.500
‫پایان

23:39.500 --> 23:39.620
‫پایان

23:39.620 --> 23:39.740
‫پایان

23:39.740 --> 23:39.860
‫پایان

23:39.860 --> 23:40.000
‫پایان
