1
00:00:02,330 --> 00:00:05,120
‫پس بعد از فهمیدن حقیقت
‫درباره مرگ خاله‌اش،

2
00:00:05,120 --> 00:00:10,290
‫مادر کایا - ساما فهمید که تنها هدفش
‫حمل یک شیء نفرین‌شده بوده.

3
00:00:10,290 --> 00:00:14,720
و حالا میخواد ازش استفاده کنه
.تا خاندان ابیسوموری رو کُن فیکون کنه

4
00:00:15,270 --> 00:00:16,070
.بله

5
00:00:17,100 --> 00:00:23,610
،ای بابا. شیشو، دلخوری‌تون رو درک میکنم
اما نمیشه کاری کنید؟

6
00:00:23,920 --> 00:00:27,110
‫اوسامو - کون، از من می‌خوای
‫جونم رو به خطر بندازم؟

7
00:00:27,410 --> 00:00:29,630
.حـ حق گفتی

8
00:00:33,120 --> 00:00:34,990
‫تماس ورودی

9
00:00:33,120 --> 00:00:34,990
‫ساتو شیزوئو

10
00:00:33,490 --> 00:00:34,990
‫شیزوئو - سان؟

11
00:00:35,960 --> 00:00:37,080
‫بله، نانا هستم.

12
00:00:37,080 --> 00:00:38,000
‫نانا - سان!

13
00:00:38,000 --> 00:00:40,210
‫میرای از بیمارستان غیبش زده!

14
00:00:40,210 --> 00:00:41,010
هــه؟

15
00:00:41,010 --> 00:00:42,960
‫ظاهراً خونریزی شدیدی داشته.

16
00:00:43,460 --> 00:00:47,340
‫کارکنا می‌گن ممکنه ترسیده باشه
‫و از بیمارستان رفته باشه.

17
00:00:47,340 --> 00:00:49,620
‫من با کایا برمی‌گردم.

18
00:00:49,620 --> 00:00:51,820
.ممنون میشم. میبینمتون

19
00:00:53,250 --> 00:00:54,800
‫خب، شنیدی که.

20
00:01:01,410 --> 00:01:02,640
‫نانا - سان!

21
00:01:03,310 --> 00:01:05,260
مطمئنی کار درسته که برگردیم؟

22
00:01:06,030 --> 00:01:08,260
‫به خاطر اون نفرین، موتسو-سان...

23
00:01:08,690 --> 00:01:09,990
‫ام...

24
00:01:10,450 --> 00:01:14,410
‫مادرم به جای من مرد،

25
00:01:15,030 --> 00:01:17,100
‫اما اون موجود هنوز کامل رشد نکرده.

26
00:01:17,870 --> 00:01:22,500
‫تا وقتی میزبان زنده‌ست،
‫قدرت اصلیش آزاد نمی‌شه.

27
00:01:23,000 --> 00:01:26,830
.و ما نمیتونیم اجازه بدیم میرای بمیره

28
00:01:27,930 --> 00:01:29,420
‫به خاطر خودم...

29
00:01:30,480 --> 00:01:31,860
‫و به خاطر کایا.

30
00:01:33,810 --> 00:01:34,670
‫درسته.

31
00:01:35,010 --> 00:01:38,760
‫قسمت ۱۲: کایا - چان نمی‌ترسه

32
00:01:35,010 --> 00:01:38,760
قسمت ۱۲: کایا - چان نمی‌ترسه

33
00:01:38,760 --> 00:01:40,930
.کایا - چان، از این طرف

34
00:01:45,110 --> 00:01:49,590
وایسا! وقتی رسیدیم اونجا
.نقشه‌ت چیه

35
00:01:49,590 --> 00:01:53,740
مطمئن‌ترین روش اینه که
.با دستای خودمون خارجش کنیم

36
00:01:54,570 --> 00:01:57,830
‫روند تبدیل شدن به راهبه
‫و کودک زالو یکیه.

37
00:01:57,830 --> 00:02:02,650
‫فقط باید قبل از اینکه جون مادر رو بگیره،
‫مجبورش کنیم به دنیا بیاد.

38
00:02:04,180 --> 00:02:05,770
‫با توجه به چیزهایی که شنیدیم،

39
00:02:05,770 --> 00:02:10,340
،احتمالاً فکر کرده اگه بمونه
.بیمارستان زایمانش رو جلو میندازه

40
00:02:10,760 --> 00:02:12,490
‫درست مثل وقتی که کایا رو داشت.

41
00:02:12,490 --> 00:02:13,270
‫ها؟

42
00:02:14,160 --> 00:02:18,820
.دوره‌ی حاملگی‌ش کامل شده و غرق خونه
.امکان نداره جلب توجه نکنه

43
00:02:19,560 --> 00:02:22,620
نباید زمان ببره
.تا پیداش کنن

44
00:02:26,220 --> 00:02:29,940
‫بقیه کارها رو می‌تونیم
‫بعد از تولد بچه انجام بدیم.

45
00:02:29,960 --> 00:02:37,960
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

46
00:02:37,990 --> 00:02:44,990
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

47
00:02:45,520 --> 00:02:47,460
کایا - ساما! حال همگی خوبه؟

48
00:02:48,740 --> 00:02:50,130
‫کایا - چان!

49
00:02:50,130 --> 00:02:51,640
خوبی؟

50
00:02:51,640 --> 00:02:52,920
‫پیشم بمون!

51
00:02:56,240 --> 00:02:57,680
‫چطور خودش رو به اینجا رسوند؟

52
00:02:59,560 --> 00:03:00,680
‫پیاده اومده...

53
00:03:02,020 --> 00:03:04,680
با اون شرایط؟

54
00:03:05,570 --> 00:03:08,690
‫چه بلایی سرت اومده...

55
00:03:09,430 --> 00:03:10,370
‫میرای؟

56
00:03:12,230 --> 00:03:13,940
‫ا-اون...

57
00:03:14,240 --> 00:03:16,050
.داره اونو همراه خودش میکشه

58
00:03:16,530 --> 00:03:17,810
‫استاد!

59
00:03:17,810 --> 00:03:21,370
‫دیگه کار از کار گذشته.

60
00:03:21,370 --> 00:03:25,450
‫ولی فکر کنم باید خوشحال باشیم
‫که هنوز زنده‌ست.

61
00:03:32,050 --> 00:03:33,180
‫کایا.

62
00:03:35,850 --> 00:03:37,530
‫بس کن! نه!

63
00:03:39,350 --> 00:03:43,810
طفلکی. ببخشید پای تو رو
.توی مشکلات خودم باز کردم

64
00:03:45,660 --> 00:03:46,930
.چی ئه - سنسی

65
00:03:47,730 --> 00:03:53,050
‫خیلی زحمت کشیدی که کایا
‫به اینجا برسه.

66
00:03:54,970 --> 00:03:56,130
‫ممنونم.

67
00:03:56,570 --> 00:03:59,100
‫ها؟ اوه، خواهش می‌کنم.

68
00:03:59,100 --> 00:04:00,940
‫ولی حالا دیگه همه‌چیز روبه‌راهه.

69
00:04:00,940 --> 00:04:01,570
‫چی؟

70
00:04:02,000 --> 00:04:06,450
‫خاندان هیولای ابیسوموری
‫امروز نابود می‌شه.

71
00:04:06,830 --> 00:04:09,830
‫تک‌تک‌مون.

72
00:04:10,140 --> 00:04:12,500
‫ممنون بابت همه‌چیز.

73
00:04:13,340 --> 00:04:16,090
‫صبر کن! چرا اینطوری میکنی؟

74
00:04:16,410 --> 00:04:20,640
‫مگه کایا - چان
‫دختر عزیزت نیست؟

75
00:04:20,640 --> 00:04:23,290
‫بیا اسم بچه‌مون رو بذاریم «کایا».

76
00:04:22,090 --> 00:04:25,100
‫کایا

77
00:04:22,090 --> 00:04:25,100
‫هشتم

78
00:04:22,090 --> 00:04:25,100
‫خدا

79
00:04:24,010 --> 00:04:25,100
‫کایا؟

80
00:04:25,480 --> 00:04:27,240
‫طرز نوشتنش خیلی خاصه.

81
00:04:27,240 --> 00:04:30,100
‫دختر بزرگ خانواده اسم خاصی می‌گیره.

82
00:04:31,330 --> 00:04:33,060
‫این یه رسم توی خانواده‌ی منه.

83
00:04:36,600 --> 00:04:37,660
‫باشه.

84
00:04:39,310 --> 00:04:41,740
‫اگه بچه دختر بود، اسمش رو می‌ذاریم کایا.

85
00:04:43,470 --> 00:04:44,840
‫ممنونم.

86
00:04:45,410 --> 00:04:48,140
‫ولی اگه پسر بود چی؟

87
00:04:49,190 --> 00:04:52,000
‫دختره. مطمئنم که دختره.

88
00:04:52,730 --> 00:04:55,400
‫اورژانس.
‫آتش‌سوزی یا فوریت پزشکی؟

89
00:04:55,400 --> 00:04:56,250
‫پزشکی!

90
00:04:56,720 --> 00:05:00,200
‫زنم از پله‌ها افتاده!
‫بارداره!

91
00:05:02,460 --> 00:05:04,020
.ساتو - سان

92
00:05:07,410 --> 00:05:09,140
‫دختره.

93
00:05:12,690 --> 00:05:14,110
‫گند زدم.

94
00:05:14,770 --> 00:05:17,160
‫طبق دستورات یوشی - چان عمل کردم.

95
00:05:18,330 --> 00:05:21,150
‫ولی درست وقتی نزدیک بودم، لغزیدم.

96
00:05:21,670 --> 00:05:28,160
‫هنوز زنده‌ام، و تنها چیزی که ازش موند
‫یه زندگی کوچیک و معمولی بود.

97
00:05:32,640 --> 00:05:33,920
‫اوه، کایا!

98
00:05:33,920 --> 00:05:35,960
‫یه شوهر معمولی.

99
00:05:36,420 --> 00:05:37,800
‫یه دختر معمولی.

100
00:05:38,670 --> 00:05:40,300
‫و منِ معمولی.

101
00:05:41,230 --> 00:05:46,380
‫یه زندگی شاد که باعث می‌شه روزهای
‫قبلش بی‌اهمیت به نظر برسن.

102
00:05:42,670 --> 00:05:46,580
‫زیاد دور نشو، کایا.

103
00:05:47,060 --> 00:05:51,930
‫شاید معنیش اینه که باید همه‌چیز رو ول کنم
‫و مثل یه آدم معمولی زندگی کنم.

104
00:05:55,210 --> 00:05:56,500
‫متأسفم.

105
00:05:57,540 --> 00:06:00,420
‫اون چی بود که همین الان له کرد؟

106
00:05:58,690 --> 00:06:00,690
‫تازه راه افتاده.

107
00:06:01,560 --> 00:06:06,550
‫نه، دارم زیادی فکر می‌کنم.
‫چون کایا فقط یه دختر معمولیه...

108
00:06:07,280 --> 00:06:09,230
‫مامان، اون چیه؟

109
00:06:10,570 --> 00:06:11,340
‫ها؟

110
00:06:11,910 --> 00:06:14,420
‫چ-چی می‌گی؟

111
00:06:14,820 --> 00:06:15,930
‫مامان...

112
00:06:16,370 --> 00:06:17,670
‫نمی‌بینیش؟

113
00:06:22,950 --> 00:06:26,340
‫حق با توئه.
‫کایا دختر عزیز خودمه.

114
00:06:26,340 --> 00:06:32,090
واسه همین میخوام تا وقتی برام عزیزه
.زندگی رو تموم کنم

115
00:06:33,040 --> 00:06:36,190
‫نه... خیلی خودخواهی.

116
00:06:37,240 --> 00:06:39,850
‫کایا - چان راهبه‌ی
‫خاندان ابیسوموری نیست!

117
00:06:40,480 --> 00:06:41,940
...‫اون کسی نیست که باید ازش متنفر باشی

118
00:06:41,940 --> 00:06:44,580
‫من اصلاً از کایا متنفر نیستم.

119
00:06:45,570 --> 00:06:46,370
‫ولی...

120
00:06:47,200 --> 00:06:48,980
‫نفرینی که متولد می‌شه

121
00:06:48,980 --> 00:06:52,880
‫خون و تبار ابیسوموری رو تا نسل‌ها
‫شکار می‌کنه تا وقتی که خانواده نابود شه.

122
00:06:53,640 --> 00:06:55,960
...‫حتی کایا هم نمی‌تونه ازش فرار کنه

123
00:06:55,960 --> 00:06:57,650
‫پس مجبورم بمیرم!

124
00:06:58,450 --> 00:06:59,540
‫نانا - سان؟

125
00:06:59,540 --> 00:07:03,960
‫مامان رفته.
‫با مرگ من، این خاندان هم تموم می‌شه.

126
00:07:04,270 --> 00:07:07,010
اگه این تنها راهیه که تو رو
...از بند نفرین خاندانمون آزاد کنه

127
00:07:07,010 --> 00:07:09,770
‫هنوزم خوب بلدی نقش قربانی رو بازی کنی.

128
00:07:10,470 --> 00:07:15,600
اینکه من فقط یه ظرف یک بار مصرف برای
.زاییدن نفرین شده‌ها بودم رو پنهان کردی

129
00:07:15,600 --> 00:07:18,230
‫نه! همه‌اش رو اشتباه متوجه شدی!

130
00:07:18,660 --> 00:07:19,970
‫چطور؟

131
00:07:19,970 --> 00:07:24,110
مامان به وظیفه‌ش عمل کرد و
.هردومون رو بدنیا آورد

132
00:07:25,130 --> 00:07:30,290
‫ولی همیشه می‌ترسید که تو
‫اوهارا-سامای بعدی بشی.

133
00:07:30,930 --> 00:07:35,620
‫بعد از مرگ خاله یوشیه
‫و نزدیک شدن نوبت تو،

134
00:07:35,620 --> 00:07:39,120
‫اون مخفیانه راهی برای فرارت پیدا کرد.

135
00:07:40,150 --> 00:07:45,510
‫تا بدون اینکه چیزی بدونی از خونه بری
‫و هیچ‌وقت سعی نکنی برگردی.

136
00:07:46,770 --> 00:07:48,990
‫نمی‌تونست حقیقت رو بهت بگه.

137
00:07:49,470 --> 00:07:53,390
‫چون اگه می‌فهمیدی، ترس و بدگمانی
‫بین ما خواهرها پخش می‌شد.

138
00:07:55,640 --> 00:07:56,890
‫اون می‌خواست...

139
00:07:57,660 --> 00:07:59,790
که نفرتت رو به اون نسبت بدی
.و زندگیتُ بکنی

140
00:08:01,230 --> 00:08:02,190
‫نانا.

141
00:08:03,370 --> 00:08:06,780
برای همین وادارت کرد
.با دنیای بیرون ارتباط بگیری

142
00:08:07,080 --> 00:08:10,030
‫حتی اگه به قیمت این بود که ازش متنفر بشی.

143
00:08:10,680 --> 00:08:15,790
‫حتی اگه یه مدت سخت بود، برای این بود
‫که بتونی از این خونه بری...

144
00:08:20,160 --> 00:08:23,540
‫و جای دیگه‌ای خوشبختی رو پیدا کنی.

145
00:08:23,540 --> 00:08:25,800
‫این چرت و پرت‌ها رو تحویل من نده!

146
00:08:25,800 --> 00:08:26,650
‫ها؟

147
00:08:26,650 --> 00:08:30,800
بازم داری طوری حرف میزنی
.انگار مجبور بودید نقش آدم بده رو بازی کنید

148
00:08:31,080 --> 00:08:36,100
‫کسی که تحقیر شد، آزار دید و صدمه خورد
‫من بودم! من!

149
00:08:36,440 --> 00:08:38,410
‫پس جوری با من حرف نزن...

150
00:08:38,410 --> 00:08:42,100
‫که انگار یه محصولِ دست‌سازِ شمام،
‫بعد از اون همه بلایی که سرم اومد!

151
00:08:44,110 --> 00:08:45,450
‫آخ.

152
00:08:46,090 --> 00:08:48,260
‫میرای! بس کن!
...‫باید ببرمت بیمارستان

153
00:08:51,010 --> 00:08:52,320
‫سر راهم سبز نشو.

154
00:08:52,990 --> 00:08:57,160
‫همین‌جا می‌میرم. اینجا جاییه که
‫نفرین شکل می‌گیره.

155
00:08:57,570 --> 00:09:01,170
!دیگه هیچکدوم از اینا وجود نخواهد داشت

156
00:09:02,240 --> 00:09:05,070
‫نه تو! نه من!

157
00:09:06,420 --> 00:09:07,380
‫و نه کایا!

158
00:09:14,530 --> 00:09:18,270
برای سلیطه بازی توی ملاعام
.زیادی بزرگ شدی

159
00:09:19,710 --> 00:09:21,770
‫کایا - چان! حالت خوبه؟

160
00:09:22,750 --> 00:09:23,900
‫تو...

161
00:09:25,050 --> 00:09:27,180
.صحنه‌ی خجالت آوریه

162
00:09:28,490 --> 00:09:29,280
‫تق تق.

163
00:09:29,280 --> 00:09:30,150
‫ها؟

164
00:09:30,150 --> 00:09:31,430
موب - سان؟

165
00:09:31,430 --> 00:09:35,340
‫استاد می‌گه امن‌ترین جا، اتاقیه که
‫قاب عکس یادبود موتسو-سان توشه.

166
00:09:37,990 --> 00:09:39,500
‫سریع باشید!

167
00:09:40,720 --> 00:09:42,970
‫تو همون پسرِ شاخه فرعی هستی
‫که طرد شده بود.

168
00:09:44,170 --> 00:09:47,090
‫مگه سقوط خاندان ابیسوموری
‫همون چیزی نیست که می‌خوای؟

169
00:09:48,120 --> 00:09:52,860
آره، درام‌های خاندان اصلی
.برام هیچ اهمیتی نداره

170
00:09:53,300 --> 00:09:57,690
‫ولی بخوام یا نخوام، به اون پیرزن
‫یه بدهی دارم.

171
00:09:58,130 --> 00:10:00,520
.اومدم که صافش کنم

172
00:10:01,770 --> 00:10:05,640
‫جدی؟ خب، نقشه‌ام به باد رفت.

173
00:10:05,640 --> 00:10:09,700
‫محافظت از اوسامو - کون پیشکش،
‫آخرش خودم به کشتن می‌دم.

174
00:10:14,090 --> 00:10:18,340
فکرمیکردم مرگ هم جلودار این
.پیرزن نیست

175
00:10:19,770 --> 00:10:21,490
‫عجب مصیبتی.

176
00:10:22,930 --> 00:10:28,380
‫انگار زیادی داری برای خودت
‫شیر می‌شی، پسرِ شاخه فرعی.

177
00:10:29,050 --> 00:10:31,880
‫ابیسوموری موتسو؟

178
00:10:35,130 --> 00:10:37,140
‫سرسختی.

179
00:10:37,690 --> 00:10:40,980
حاضری از کینه‌ات بگذری تا
به چیزی که میخوای برسی؟

180
00:10:41,610 --> 00:10:43,390
‫هوم. دستت رو بده به من.

181
00:10:43,980 --> 00:10:46,130
‫با خودم می‌برمش.

182
00:10:47,730 --> 00:10:52,780
‫این‌طوری نگام نکن. این فقط
‫آخرین سوسویِ شعله‌ست.

183
00:10:53,300 --> 00:10:56,040
‫وقتی بزرگ‌تر بشی می‌فهمی.

184
00:11:01,560 --> 00:11:04,830
‫فکر می‌کردی یه بچه طرد شده
‫مثل من این‌قدر عمر کنه؟

185
00:11:04,830 --> 00:11:06,920
‫کی می‌دونه؟ ولی...

186
00:11:07,530 --> 00:11:11,100
‫تو خاندان ابیسوموری، قطعاً
‫نمی‌تونستی زیاد عمر کنی.

187
00:11:14,850 --> 00:11:18,680
‫حالا، یه خواهشی ازت دارم.

188
00:11:19,080 --> 00:11:20,080
‫از من؟

189
00:11:27,500 --> 00:11:29,860
.مطمئن شو به دستشون میرسه

190
00:11:30,530 --> 00:11:31,930
.روت حساب میکنم

191
00:11:32,360 --> 00:11:34,080
‫کی گفت من...

192
00:11:38,360 --> 00:11:41,410
‫بذار تمام نفرین‌ها بر سر
‫ابیسوموری موتسو آوار بشه.

193
00:11:42,290 --> 00:11:44,910
‫آخرین حرف‌های ابیسوموری موتسو این بود...

194
00:11:53,580 --> 00:11:55,300
‫«برای دخترهای عزیزم.»

195
00:11:56,490 --> 00:11:58,520
‫«امیدوارم هر دوتون خوشبخت بشید.»

196
00:12:06,460 --> 00:12:10,730
‫خوبه که کوتاه و مختصر گفت
‫تا لازم نباشه یادداشتش کنم.

197
00:12:11,390 --> 00:12:12,690
‫خب...

198
00:12:14,630 --> 00:12:16,490
‫بزن بریم بیرون، اوسامو - کون.

199
00:12:17,840 --> 00:12:20,110
‫استاد، پس تکلیف کایا - ساما
‫و چی-سنسی چی می‌شه؟

200
00:12:20,110 --> 00:12:24,490
‫مگه قرار نبود برای کایا - ساما
‫یه نبرد تا پای جون راه بندازیم...

201
00:12:23,290 --> 00:12:24,490
‫بهت گفتم که.

202
00:12:24,850 --> 00:12:27,030
‫قصد ندارم جون کسی رو به خطر بندازم.

203
00:12:27,030 --> 00:12:29,250
‫نه مال خودم، نه مال تو.

204
00:12:29,590 --> 00:12:33,220
‫استاد؟ یادم نمیاد گواهینامه
‫رانندگی داشته باشی...

205
00:12:29,770 --> 00:12:34,250
‫دینم رو ادا کردم، حالا هر کاری
‫می‌خوای بکن.

206
00:12:39,230 --> 00:12:40,510
‫فکر کن.

207
00:12:40,510 --> 00:12:43,260
‫فکر کن، فکر کن، فکر کن، فکر کن.

208
00:12:43,260 --> 00:12:44,590
‫فکر کن!

209
00:12:44,590 --> 00:12:46,720
‫چطور می‌تونم جلوی مادر کایا - چان رو بگیرم؟

210
00:12:47,240 --> 00:12:49,890
‫موندن اینجا چیزی رو حل نمی‌کنه.

211
00:12:49,890 --> 00:12:54,160
‫اگه اون موجود رو به دنیا بیاره،
‫کایا - چان...

212
00:12:55,820 --> 00:12:57,410
.چی‌ئه - سنسی

213
00:12:58,550 --> 00:13:01,390
‫هـ-همه چیز درست می‌شه،
‫کایا - چان.

214
00:13:01,390 --> 00:13:04,320
‫به هر قیمتی شده ازت محافظت می‌کنم.

215
00:13:04,880 --> 00:13:06,410
‫می‌ترسی؟

216
00:13:06,410 --> 00:13:07,570
‫ها؟

217
00:13:07,570 --> 00:13:08,580
‫ترس؟

218
00:13:09,730 --> 00:13:13,910
‫چرا وقتی خودش با یه چیز وحشتناک
‫روبه‌روئه، اینو از من می‌پرسه؟

219
00:13:16,050 --> 00:13:19,460
‫صورتم همه چیز رو لو می‌ده.
‫معلومه که ترسیدم.

220
00:13:19,460 --> 00:13:23,300
‫چی-سنسی، احساست کاملاً
‫از روی صورتت معلومه.

221
00:13:23,300 --> 00:13:25,920
‫خیلی تابلوئه. مخصوصاً وقتی
‫تو دردسر می‌افتی.

222
00:13:25,920 --> 00:13:27,010
‫ببخشید.

223
00:13:27,010 --> 00:13:30,580
‫بچه‌ها خیلی زود متوجه این چیزا می‌شن،
‫می‌دونی که.

224
00:13:31,840 --> 00:13:33,000
‫درسته.

225
00:13:33,000 --> 00:13:34,900
...پس وقتی اونطوری شد

226
00:13:35,810 --> 00:13:37,250
‫لبخند بزن.

227
00:13:37,250 --> 00:13:38,320
‫ها؟

228
00:13:38,320 --> 00:13:41,390
‫حتی اگه داری فیلم بازی می‌کنی،
‫با اعتماد به نفس لبخند بزن،

229
00:13:41,390 --> 00:13:43,740
انگار از هیچی توی دنیا
.ترسی نداری

230
00:13:44,570 --> 00:13:47,330
‫نذار بچه‌ها اضطرابت رو حس کنن.

231
00:13:47,680 --> 00:13:50,270
‫این کاریه که یه معلم حرفه‌ای می‌کنه.

232
00:13:52,860 --> 00:13:57,430
‫درسته. حتی اگه دارم فیلم بازی می‌کنم،
‫باید با اعتماد به نفس لبخند بزنم.

233
00:13:59,140 --> 00:14:00,550
‫اصلاً هم نمی‌ترسم!

234
00:14:00,550 --> 00:14:04,590
‫یه ذره که تعجب کردم،
‫ولی نه، نمی‌ترسم!

235
00:14:09,180 --> 00:14:13,530
‫آخه من کنار کایا - چان هستم،
‫کسی که حریف هر نوع روحی می‌شه.

236
00:14:14,090 --> 00:14:16,870
‫ولی من یه قول داده بودم.

237
00:14:17,980 --> 00:14:20,690
‫که از اون بچه مراقبت کنم.

238
00:14:20,690 --> 00:14:24,100
‫بیا با هم خوب ازش مراقبت کنیم، باشه؟

239
00:14:27,210 --> 00:14:29,700
‫ولی من انجامش ندادم.

240
00:14:30,700 --> 00:14:33,040
‫و این مامانم رو ناراحت کرد.

241
00:14:34,490 --> 00:14:38,040
‫فهمیدم. کایا - چان از نفرین
‫نمی‌ترسه.

242
00:14:38,330 --> 00:14:41,190
‫اون از شکستن قولش
‫به مادرش می‌ترسه.

243
00:14:42,280 --> 00:14:46,800
‫چون برای یه بچه، حرف‌های والدین
‫قوی‌ترین نفرین دنیاست.

244
00:14:46,800 --> 00:14:47,840
‫ولی...

245
00:14:48,210 --> 00:14:53,810
‫نه!

246
00:14:48,860 --> 00:14:51,750
نفرت و عزم راسخ
.داره به کارهاش سمت و سو میده

247
00:14:51,750 --> 00:14:53,810
‫هیچی نمی‌تونه نظرش رو عوض کنه.

248
00:14:54,390 --> 00:14:57,240
‫چی می‌تونه قلب مادرِ
‫کایا - چان رو باز کنه؟

249
00:15:00,560 --> 00:15:01,320
‫اون چیه؟

250
00:15:01,710 --> 00:15:03,800
‫نقاشیم که به مادربزرگ نشون دادیم.

251
00:15:04,600 --> 00:15:06,240
‫به مادربزرگت؟

252
00:15:09,090 --> 00:15:09,990
‫این...

253
00:15:13,080 --> 00:15:14,220
‫میرای.

254
00:15:14,810 --> 00:15:16,330
‫گفت «دخترها»؟

255
00:15:17,610 --> 00:15:18,960
‫غیرممکنه.

256
00:15:19,470 --> 00:15:22,290
‫اون فقط باید برای نانا
‫پیام گذاشته باشه.

257
00:15:22,690 --> 00:15:26,220
‫اون حتی من رو آدم هم حساب نمی‌کرد!

258
00:15:26,220 --> 00:15:28,560
.مادر اونجوری که فکر فکر میکنی نیست

259
00:15:28,560 --> 00:15:32,360
‫خودت می‌دونی، مگه نه؟
‫به اسم زن‌های خاندان ابیسوموری فکر کن.

260
00:15:33,470 --> 00:15:36,730
‫چهار

261
00:15:33,470 --> 00:15:36,730
‫پنج

262
00:15:33,470 --> 00:15:36,730
‫شش

263
00:15:33,470 --> 00:15:36,730
‫هفت

264
00:15:33,470 --> 00:15:36,730
‫هشت

265
00:15:34,000 --> 00:15:36,730
.الگو فقط برای دخترای بزرگ خانواده نیست

266
00:15:36,730 --> 00:15:42,730
‫یوشیه

267
00:15:37,180 --> 00:15:40,050
‫از دختر دوم به بعد،
‫اسم‌ها با کانجی نوشته نمی‌شن.

268
00:15:39,770 --> 00:15:42,730
‫میچیکو

269
00:15:40,050 --> 00:15:42,730
بخاطر اینکه با یه نگاه بفهمن
.کی انسانه و کی نیست

270
00:15:40,150 --> 00:15:42,730
‫فومی

271
00:15:40,520 --> 00:15:42,730
‫هاتسو

272
00:15:40,900 --> 00:15:42,730
‫آکی

273
00:15:42,730 --> 00:15:45,490
‫گواهی ثبت تولد

274
00:15:42,730 --> 00:15:45,490
‫کودکی که متولد شد

275
00:15:42,730 --> 00:15:45,490
‫نحوه خواندن

276
00:15:42,730 --> 00:15:45,490
‫نام کامل کودک

277
00:15:42,730 --> 00:15:45,490
‫ابیسوموری

278
00:15:42,730 --> 00:15:45,490
‫میرای

279
00:15:42,730 --> 00:15:45,490
‫ابیسوموری

280
00:15:42,730 --> 00:15:45,490
‫میرای

281
00:15:44,410 --> 00:15:45,490
‫ولی...

282
00:15:45,490 --> 00:15:47,490
‫اسمی که مامان روت گذاشت...

283
00:15:45,490 --> 00:15:47,490
‫آینده

284
00:15:45,490 --> 00:15:47,490
‫میرای

285
00:15:47,490 --> 00:15:48,360
‫بسه!

286
00:15:48,720 --> 00:15:51,620
!الان این حرفا ذره‌ای ارزش نداره

287
00:15:51,620 --> 00:15:52,870
‫موتسو مرده!

288
00:15:53,450 --> 00:15:56,370
‫و منم به‌زودی اوهارا-ساما می‌شم
‫و می‌میرم.

289
00:15:56,670 --> 00:15:58,660
‫اون‌وقت کایا هم...

290
00:15:59,660 --> 00:16:00,730
‫کایا؟

291
00:16:00,730 --> 00:16:02,160
‫کایا کجاست؟

292
00:16:02,160 --> 00:16:03,250
‫کایا!

293
00:16:06,330 --> 00:16:07,400
‫میرای!

294
00:16:07,920 --> 00:16:08,680
‫نه.

295
00:16:09,660 --> 00:16:12,050
‫کایا دختر منه.

296
00:16:13,060 --> 00:16:16,520
‫باید وقتی اون لحظه برسه،
‫کنارش باشم.

297
00:16:17,590 --> 00:16:19,520
‫کایا... کایای من رو پس بده.

298
00:16:19,520 --> 00:16:21,770
‫میرای، صبر کن!

299
00:16:21,770 --> 00:16:22,290
‫کایا...

300
00:16:22,290 --> 00:16:23,310
‫میرای!

301
00:16:23,310 --> 00:16:24,200
‫کایا...

302
00:16:25,400 --> 00:16:26,300
‫آخ!

303
00:16:31,380 --> 00:16:32,490
...چی‌ئه - سنسی

304
00:16:32,930 --> 00:16:34,260
.لطفاً نجاتشون بده

305
00:16:34,970 --> 00:16:35,990
‫کایا...

306
00:16:37,000 --> 00:16:37,920
‫کایا...

307
00:16:39,170 --> 00:16:41,350
‫کجایی کایا؟

308
00:16:42,450 --> 00:16:43,270
‫کایا...

309
00:16:44,690 --> 00:16:46,780
‫کایا... کایا...

310
00:16:51,650 --> 00:16:52,570
‫کجایی؟

311
00:16:53,010 --> 00:16:54,870
‫کجایی؟ کجایی؟

312
00:16:55,340 --> 00:16:56,320
‫نمی‌تونم پیداش کنم.

313
00:16:56,320 --> 00:16:57,280
‫کجایی؟

314
00:16:57,280 --> 00:16:58,270
‫ساتو-سان!

315
00:16:59,700 --> 00:17:02,420
‫ساتو؟ اون دیگه کیه؟

316
00:17:03,040 --> 00:17:05,450
‫ساتو، مادر کایا - چان!

317
00:17:07,180 --> 00:17:08,090
‫کایا!

318
00:17:09,260 --> 00:17:12,020
‫درسته. کایا، کجایی؟

319
00:17:12,780 --> 00:17:15,040
‫من هاسومی‌ام، معلمش!

320
00:17:15,040 --> 00:17:18,210
‫اومدم درباره آینده‌اش حرف بزنم!

321
00:17:18,790 --> 00:17:21,000
.چی‌ئه - سنسی

322
00:17:21,000 --> 00:17:23,750
‫دخترتون، کایا - چان...

323
00:17:23,750 --> 00:17:27,800
‫اوایل براش سخت بود که بقیه درکش کنن
‫و اغلب تنها بود.

324
00:17:28,320 --> 00:17:32,050
‫اما تو چند ماه گذشته،
‫خیلی پیشرفت کرده.

325
00:17:32,050 --> 00:17:34,820
‫آینده خیلی درخشانی در انتظارشه.

326
00:17:35,300 --> 00:17:39,060
‫می‌خوام ببینم چه آینده‌ای
‫در انتظارشه.

327
00:17:39,440 --> 00:17:43,080
شک ندارم نمیخواید
،اوهارا - سامای خاندان ابیسوموری بشی

328
00:17:43,080 --> 00:17:44,440
‫اما به عنوان مادر کایا - چان...

329
00:17:44,440 --> 00:17:46,190
‫این اتفاق نمی‌افته!

330
00:17:47,130 --> 00:17:50,690
‫کایا هنوز هیچی نمی‌فهمه
‫چون خیلی کوچیکه.

331
00:17:51,010 --> 00:17:55,490
‫اما وقتی بزرگ بشه، مثل موتسو و نانا
‫سنگدل می‌شه.

332
00:17:55,490 --> 00:18:00,700
‫پس تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که
‫قبل از اون، باهاش بمیرم!

333
00:18:02,450 --> 00:18:07,320
‫تازه، کایا دیگه منو
‫به چشم یه آدم نمی‌بینه.

334
00:18:07,320 --> 00:18:09,710
‫فقط با نگاه کردن بهش می‌فهمم!

335
00:18:10,810 --> 00:18:13,440
‫مامان، برگشتم...

336
00:18:14,450 --> 00:18:17,640
‫متأسفم کایا. مامان دیگه...

337
00:18:20,360 --> 00:18:21,480
‫تو نمی‌تونی با مامانم حرف بزنی.

338
00:18:21,480 --> 00:18:23,570
.سنسی خوش اومدید

339
00:18:29,900 --> 00:18:35,160
کایا یه جسم که وجودت رو هیولا گرفته
!به عنوان مادر قبول نمیکنه

340
00:18:35,980 --> 00:18:37,910
‫بچه رو دست‌کم نگیرید!

341
00:18:39,560 --> 00:18:41,740
‫اون خیلی کوچیکه که چیزی بفهمه؟

342
00:18:41,740 --> 00:18:43,690
‫اون شما رو به عنوان مادرش نمی‌بینه؟

343
00:18:44,270 --> 00:18:46,550
‫پس این رو چطور توضیح
‫می‌دید؟

344
00:18:52,210 --> 00:18:56,610
‫این نقاشی‌ایه که کایا - چان
‫توی مدرسه خیلی براش عزیز بود.

345
00:18:57,530 --> 00:18:59,540
‫امکان نداره که هیچی ندونه.

346
00:19:00,100 --> 00:19:03,600
با این حال، کایا - چان تمام
.تلاشش رو میکنه بچه رو بپذیره

347
00:19:04,230 --> 00:19:07,290
‫چون این چیزیه که مادری که
‫این‌قدر دوستش داره، می‌خواد.

348
00:19:08,280 --> 00:19:13,130
‫و اون ایمان داره که آینده‌ای که
‫تصور کرده، هنوز پیش روئه.

349
00:19:15,150 --> 00:19:17,110
‫کایا - چان فوق‌العاده‌ست.

350
00:19:17,490 --> 00:19:22,740
فقط اگه شما به عنوان مادرش بخواید
.اون میتونه این نقاشی رو به حقیقت تبدیل کنه

351
00:19:23,460 --> 00:19:25,260
‫بخوام؟

352
00:19:31,240 --> 00:19:32,540
‫کایا...

353
00:19:37,150 --> 00:19:41,140
‫نه! نکن! ازم دور شو!

354
00:19:41,140 --> 00:19:43,370
‫نه! نه، نه!

355
00:19:44,990 --> 00:19:46,270
‫نکن!

356
00:19:46,640 --> 00:19:49,150
‫نباید مامانت رو این‌طوری ببینی!

357
00:19:50,340 --> 00:19:51,440
‫مامان.

358
00:19:53,720 --> 00:19:54,820
‫مامان.

359
00:19:55,770 --> 00:19:56,980
‫من...

360
00:19:58,440 --> 00:20:00,500
‫نمی‌ترسم. نگران نباش.

361
00:20:04,230 --> 00:20:05,300
‫کایا.

362
00:20:06,440 --> 00:20:09,890
‫لطفاً کمک کن... به من و بچه.

363
00:20:34,410 --> 00:20:36,420
‫تحت جراحی

364
00:20:42,120 --> 00:20:44,120
‫تحت جراحی

365
00:20:57,500 --> 00:20:58,540
‫کایا.

366
00:20:58,880 --> 00:21:01,780
‫مراسم پایان ساله.
‫باید زودتر راه بیفتیم.

367
00:21:02,600 --> 00:21:03,590
‫آماده‌ای؟

368
00:21:04,130 --> 00:21:05,320
‫آره!

369
00:21:05,880 --> 00:21:07,520
‫ببخشید کایا.

370
00:21:07,520 --> 00:21:08,390
‫ها؟

371
00:21:08,390 --> 00:21:12,150
قولم میدم حتماً
.تو مراسم سال نو باشم

372
00:21:12,150 --> 00:21:14,040
.مامان، خسته بنظر میای

373
00:21:14,040 --> 00:21:16,500
شرمنده مجبور شدی
.تموم شب با بچه سروکله بزنی

374
00:21:16,500 --> 00:21:21,040
‫این حرف رو نزن. وقتی بیمارستان بودم
‫تو همه کارها رو انجام دادی.

375
00:21:21,040 --> 00:21:23,970
‫تازه، کلی هم
‫برات دردسر درست کردم.

376
00:21:23,970 --> 00:21:25,750
‫نگران اون نباش.

377
00:21:26,410 --> 00:21:29,410
‫مهم اینه که ما چهار نفر
‫به عنوان یه خانواده خوشحالیم.

378
00:21:40,420 --> 00:21:43,180
‫مهدکودک هاناموگی

379
00:21:43,590 --> 00:21:46,180
‫امروز آخرین روز مدرسه‌ست.

380
00:21:46,180 --> 00:21:48,570
.دیگه قرار نیست ابتدایی باشید

381
00:21:48,570 --> 00:21:50,950
‫پس از ماه آوریل،
‫کدوم سالی می‌شید؟

382
00:21:50,950 --> 00:21:53,190
‫سال سومی!

383
00:21:53,460 --> 00:21:57,190
‫درسته. همه‌تون دیگه
‫خواهر و برادر بزرگ‌تر می‌شید.

384
00:21:54,200 --> 00:21:55,220
‫چیلیک!

385
00:21:57,190 --> 00:21:59,410
تو اینجا چیکار میکنی؟

386
00:22:00,410 --> 00:22:02,180
‫ببین...

387
00:22:01,690 --> 00:22:08,700
‫کارت شناسایی سرپرست

388
00:22:02,180 --> 00:22:06,280
‫چون اون خواست، منم عکاسی که مسئول
‫عکس‌های یادگاری بود رو راضی کردم.

389
00:22:06,280 --> 00:22:08,700
‫این دیگه زیاده‌روی‌ئه!

390
00:22:09,210 --> 00:22:13,460
‫به لطف اینکه موب-سان بلافاصله بعد از
‫اینکه از اونجا اومدیم بیرون آمبولانس گرفت،

391
00:22:13,460 --> 00:22:17,560
‫هم میرای و هم بچه نجات پیدا کردن.

392
00:22:18,960 --> 00:22:21,660
‫چیلیک، چیلیک، چیلیک.

393
00:22:18,960 --> 00:22:21,900
‫پس این کمترین کاری بود که می‌تونستم بکنم.

394
00:22:21,900 --> 00:22:23,820
.خـ خب، شاید

395
00:22:23,820 --> 00:22:27,010
.چی‌ئه - سنسی میخوام لطف شما رو هم جبران کنم

396
00:22:27,010 --> 00:22:28,360
‫من؟

397
00:22:29,220 --> 00:22:31,430
‫از بین بردن کینه میرای

398
00:22:31,430 --> 00:22:34,450
‫و اینکه کایا اون خدای نفرین‌شده،
‫هیروکونوکامی رو جن‌گیری کرد...

399
00:22:34,450 --> 00:22:37,900
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستم تنهایی انجامش بدم.

400
00:22:38,450 --> 00:22:40,610
‫برای همین خوشحالم که ازت کمک خواستم.

401
00:22:42,180 --> 00:22:43,860
‫من که کاری نکردم.

402
00:22:44,740 --> 00:22:47,480
‫بریم جلو برای عکس گرفتن.

403
00:22:44,740 --> 00:22:48,180
همه اینا بخاطر اینه که کایا - چان
.یه آدم خوب و درستکار میشه

404
00:22:49,440 --> 00:22:53,790
‫این هم اثبات شد. همون به قلب مادرش نفوذ کرد.

405
00:22:54,490 --> 00:22:56,950
‫کایا - چان تمام کارهای سخت رو کرد.

406
00:22:57,750 --> 00:22:59,450
‫اصلاً لازم نیست چیزی رو جبران کنی.

407
00:23:01,200 --> 00:23:05,700
خوشحالم فرصتش رو دارم
.بزرگ شدن کایا - چان رو ببینم

408
00:23:06,510 --> 00:23:10,000
‫خب، وقت عکس دسته‌جمعیه!

409
00:23:10,000 --> 00:23:11,740
‫هورا!

410
00:23:12,270 --> 00:23:16,400
‫اوه، می‌بینم که همه
‫خیلی خوب صف بستن.

411
00:23:16,400 --> 00:23:17,740
‫موبوئو هم اینجاست.

412
00:23:18,170 --> 00:23:18,920
.آره

413
00:23:18,920 --> 00:23:21,810
.خب، این طرفُ نگاه کنید

414
00:23:21,810 --> 00:23:23,530
!یه لبخند گنده بزنید

415
00:23:23,850 --> 00:23:26,080
!‫حالا، سیب

416
00:23:26,100 --> 00:23:36,100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

417
00:23:36,500 --> 00:23:36,620
‫پایان

418
00:23:36,620 --> 00:23:36,740
‫پایان

419
00:23:36,740 --> 00:23:36,860
‫پایان

420
00:23:36,860 --> 00:23:36,980
‫پایان

421
00:23:36,980 --> 00:23:37,100
‫پایان

422
00:23:37,100 --> 00:23:37,220
‫پایان

423
00:23:37,220 --> 00:23:37,340
‫پایان

424
00:23:37,340 --> 00:23:37,460
‫پایان

425
00:23:37,460 --> 00:23:37,580
‫پایان

426
00:23:37,580 --> 00:23:37,700
‫پایان

427
00:23:37,700 --> 00:23:37,820
‫پایان

428
00:23:37,820 --> 00:23:37,940
‫پایان

429
00:23:37,940 --> 00:23:38,060
‫پایان

430
00:23:38,060 --> 00:23:38,180
‫پایان

431
00:23:38,180 --> 00:23:38,300
‫پایان

432
00:23:38,300 --> 00:23:38,420
‫پایان

433
00:23:38,420 --> 00:23:38,540
‫پایان

434
00:23:38,540 --> 00:23:38,660
‫پایان

435
00:23:38,660 --> 00:23:38,780
‫پایان

436
00:23:38,780 --> 00:23:38,900
‫پایان

437
00:23:38,900 --> 00:23:39,020
‫پایان

438
00:23:39,020 --> 00:23:39,140
‫پایان

439
00:23:39,140 --> 00:23:39,260
‫پایان

440
00:23:39,260 --> 00:23:39,380
‫پایان

441
00:23:39,380 --> 00:23:39,500
‫پایان

442
00:23:39,500 --> 00:23:39,620
‫پایان

443
00:23:39,620 --> 00:23:39,740
‫پایان

444
00:23:39,740 --> 00:23:39,860
‫پایان

445
00:23:39,860 --> 00:23:40,000
‫پایان
