WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.880 --> 00:12.340
‫مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

00:11.760 --> 00:15.010
مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

01:30.260 --> 01:34.220
سمت ۱۰: قایم‌موشک ترسناک نیست

01:31.160 --> 01:34.680
اون بابا نامو یه
.ریگی به کفشش هست

01:34.340 --> 01:37.010
‫چـ-چی‌ئه - سنسی، مشکلت با
‫استاد من چیه؟

01:34.680 --> 01:36.230
!خیلی رو مخه

01:37.010 --> 01:40.310
‫مشکلم چیه؟
‫اون سعی کرد کایا - چان رو بکشه!

01:40.310 --> 01:42.280
.تهمت بی‌اساسیه

01:42.280 --> 01:45.690
اسم جن‌گیری رو که
کشتن" ارواح خبیث نمیذاری؟"

01:46.730 --> 01:48.700
موب - سان چرا داری ازش دفاع میکنی؟

01:48.700 --> 01:52.570
‫اون ازم خواست پرونده‌های کایا - ساما رو
‫ببینه.

01:52.850 --> 01:55.970
چی؟ چه غلطی داری میکنی؟

01:55.970 --> 01:59.910
یه مشکلی هست. خیلی چیزا
.باهم جور در نمیاد

01:59.910 --> 02:03.800
طبق سنت خانواده اصلی. دختر ارشد
.و یه واسطه روحانی

02:03.800 --> 02:06.290
‫پس اون قطعاً جانشین بعدیه.

02:06.580 --> 02:09.000
‫با این حال داره یه زندگی عادی می‌کنه.

02:09.300 --> 02:12.640
‫و از اون بدتر،
‫شکل اصلیش اون هیولاست.

02:12.420 --> 02:17.720
‫ام، گفتی «خانواده اصلی». پس تو هم
‫یه ابیسوموری هستی؟

02:17.720 --> 02:21.850
‫من از شاخه فرعی خاندان ابیسوموری‌ام.
‫ما از کانجی متفاوتی استفاده می‌کنیم.

02:21.850 --> 02:24.400
‫خونه اصلی صاحب
‫تبار معنوی هست،

02:22.140 --> 02:28.860
‫اصلی

02:22.140 --> 02:28.860
‫خانواده

02:22.140 --> 02:28.860
‫ابیسوموری

02:24.400 --> 02:28.460
‫و خانواده فرعی از
‫خط غیر فراروان‌شناختی.

02:26.900 --> 02:28.860
‫فرعی

02:26.900 --> 02:28.860
‫خانواده

02:26.900 --> 02:28.860
‫ابیسوموری

02:28.860 --> 02:33.150
خانواده‌های فرعی میکوی تبار اصلی رو میپرستیدن

02:33.150 --> 02:35.610
‫و صادقانه بهش خدمت می‌کردن.

02:35.900 --> 02:37.450
‫یا یه همچین چیزی. احتمالاً.

02:37.450 --> 02:39.120
‫چرا این بخشش اینقدر مبهمه؟

02:39.120 --> 02:40.660
‫چه انتظاری داری؟

02:40.660 --> 02:44.330
‫وقتی چهار پنج سالم بود
‫از خونه بیرونم کردن.

02:44.330 --> 02:46.580
‫فکر کنم یه جور بازگشت به نیاکان باشه،

02:46.580 --> 02:50.340
‫ولی از همون بدو تولد می‌تونستم
‫شکل واقعی میکو رو ببینم.

02:50.650 --> 02:54.340
‫کمی بعد از اینکه در موردش حرف زدم،
‫فرستادنم پرورشگاه.

02:54.630 --> 02:59.680
چیزی رو دیدم که حاضر بودن
.واسه پنهان کردنش، آینده یه بچه رو هم نابود کنن

03:00.100 --> 03:03.300
‫و حالا، چیزی که حتی از اون هم
‫هیولایی‌تره

03:03.300 --> 03:06.660
‫از بند رها شده و
‫داره مثل یه بچه مهدکودکی زندگی می‌کنه.

03:07.150 --> 03:11.580
‫خب؟ حالا فهمیدی چرا حس می‌کنم
‫باید نابودش کنم؟

03:11.580 --> 03:15.110
‫پس هنوزم مصممی که
‫از شر کایا - چان خلاص بشی؟

03:15.450 --> 03:17.490
‫اگه لازمه که این کار انجام بشه، آره.

03:17.490 --> 03:20.700
‫تو اون موجود رو برگردوندی توی
‫کالبد انسانی‌اش و زنده نگهش داشتی.

03:20.910 --> 03:24.160
‫پس مسئولیتش با توئه که مطمئن بشی
‫همون‌طور انسانی باقی بمونه.

03:24.160 --> 03:26.540
‫اینطوری کار برای من هم
‫خیلی راحت‌تر می‌شه.

03:26.540 --> 03:28.300
‫انگار که نمی‌خوام!

03:33.740 --> 03:35.440
‫خاله نانا!

03:35.940 --> 03:37.550
‫فقط نانا، کایا.

03:37.880 --> 03:39.530
‫ابیسوموری نانا.

03:39.530 --> 03:43.890
‫خاله کایا - چان، که رئیس خاندان اصلی
‫ابیسوموری و یه روحانیه.

03:43.890 --> 03:44.960
‫چی‌ئه - سنسی.

03:44.960 --> 03:46.770
‫ها؟ اوه، بله؟

03:47.040 --> 03:51.810
‫کایا - چان این اواخر خیلی بی‌حال شده.
‫نظری داری چرا این‌طوریه؟

03:51.810 --> 03:54.820
‫ها؟ خب، بذار فکر کنم...

03:55.500 --> 04:00.480
‫چی بگم؟ ممکنه اون کایا - چان رو
‫یه آدم ندونه.

04:00.480 --> 04:02.660
‫اگه انگیزه‌اش همون انگیزه‌ی نامو باشه چی؟

04:03.960 --> 04:05.660
‫اگه چیزی فهمیدی...

04:05.950 --> 04:10.790
‫یا بهتره بگم، اگه دلت خواست حرف بزنی،
‫لطفاً بهم خبر بده.

04:11.080 --> 04:12.990
‫بـ-باشه.

04:15.050 --> 04:17.150
‫هی، خاله نانا...

04:17.150 --> 04:18.200
‫فقط صدام کن «نانا».

04:18.840 --> 04:21.050
‫تو هم می‌تونی روح‌ها رو کتک بزنی؟

04:21.050 --> 04:26.430
‫نه. فقط کسی به استثناییِ تو
‫از پسش برمیاد، کایا.

04:28.570 --> 04:30.940
‫ولی اون روز کارساز نبود.

04:31.330 --> 04:33.190
‫نتونستم کتکش بزنم.

04:33.610 --> 04:36.280
‫واسه همین دیگه با روح‌ها نمی‌جنگم.

04:39.330 --> 04:41.530
‫وقتی هم‌سن تو بودم،

04:41.530 --> 04:43.650
‫روح‌های خبیث خیلی ترسناک بودن.

04:43.650 --> 04:47.040
‫تنها کاری که می‌تونستم بکنم این بود که
‫پشت مادرم قایم بشم.

04:47.420 --> 04:52.540
‫این چیزی نیست که یه بچه کوچیک
‫مثل تو مجبور باشه باهاش روبرو بشه.

04:52.920 --> 04:56.090
‫پس حق داری که از درگیری دوری کنی.

04:56.090 --> 05:01.300
‫ولی اگه یه وقتی مجبور شدی باهاشون
‫روبرو بشی، اینو پیش خودت نگه دار.

05:02.280 --> 05:03.770
‫این یه طلسمه.

05:03.770 --> 05:06.430
‫در برابر روح‌های خبیث ازت محافظت می‌کنه.

05:08.230 --> 05:09.040
‫باسن.

05:09.040 --> 05:10.080
‫این یه قلبه.

05:11.450 --> 05:12.530
‫ممنونم.

05:13.000 --> 05:13.850
‫نانا.

05:15.060 --> 05:16.400
‫این شبیه باسن نیست؟

05:16.400 --> 05:17.760
‫قلبه!

05:18.700 --> 05:19.690
‫شوخی کردم.

05:19.980 --> 05:20.930
‫ای بابا!

05:21.850 --> 05:23.240
‫خاله نانا.

05:25.660 --> 05:28.240
‫ببخشید که گفتم شبیه باسنه.

05:28.670 --> 05:32.190
‫اوه، نه. فقط یه چیزی رفته تو چشمم،
‫همین.

05:33.180 --> 05:35.500
‫کی می‌خواد قایم‌موشک بازی کنه؟

05:35.500 --> 05:36.960
‫من!

05:36.960 --> 05:38.960
‫سنگ، کاغذ، قیچی!

05:38.960 --> 05:41.170
‫تو گرگی، کایا - چان.

05:44.060 --> 05:46.350
‫یک. دو.

05:46.350 --> 05:47.940
‫کجا قایم بشم؟

05:46.650 --> 05:49.140
‫سه. چهار.

05:49.390 --> 05:51.600
‫پنج. شش.

05:49.440 --> 05:50.830
‫می‌خوام اینجا قایم بشم.

05:53.030 --> 05:54.200
‫ساکو - چان.

05:57.480 --> 05:59.440
چیه، ماکو - کون؟

05:59.440 --> 06:01.780
‫یه جای خوب برای قایم شدن بلدم.

06:01.780 --> 06:03.020
‫جدی؟

06:07.320 --> 06:12.180
‫اه، اینجا؟ من از تاریکی خوشم نمیاد.

06:12.180 --> 06:15.000
‫ولی می‌خوای تو بازی برنده بشی، مگه نه؟

06:15.460 --> 06:17.820
‫فکر کنم بتونم یه کم اینجا قایم بشم.

06:22.970 --> 06:25.310
‫نوزده. بیست.

06:29.720 --> 06:31.150
.کن - کن پیدات کردم

06:31.150 --> 06:32.220
‫چی؟

06:32.220 --> 06:33.930
.یوزو - چان پیدات کردم

06:33.930 --> 06:35.100
‫ای بابا.

06:37.730 --> 06:40.200
.ساکو - چان، ما - کون، پیدا شدید

06:47.050 --> 06:50.160
‫شما دو تا اون ما-کون و ساکو - چانی
‫نیستید که من می‌شناسم.

06:50.160 --> 06:51.720
‫ها؟

06:51.720 --> 06:53.830
چی میگی؟

06:53.830 --> 06:55.290
‫عجیب و غریب.

06:55.290 --> 06:57.060
‫خیلی عجیبه.

07:00.070 --> 07:02.850
‫تو یه بچه عجیبی
‫که حرف‌های عجیب می‌زنه.

07:05.720 --> 07:07.930
‫ساکو - چان هیچ‌وقت اینو بهم نمی‌گه!

07:11.350 --> 07:15.350
‫بی‌خیال.
‫کاری از دستت برنمیاد.

07:15.350 --> 07:19.580
‫برو پی کارت. نمی‌تونی با ما بازی کنی.

07:20.360 --> 07:22.080
‫وقتی تا اون بالا بالاها بری...

07:22.080 --> 07:23.900
‫ها؟ کایا - چان کجاست؟

07:24.160 --> 07:26.180
‫گفت دیگه نمی‌خواد بازی کنه.

07:26.180 --> 07:30.410
‫پس بیا بقیه قایم‌موشک رو
‫خودمون دوتا بازی کنیم.

07:33.550 --> 07:35.290
‫کن-کن!

07:35.290 --> 07:39.290
‫تسلیم! می‌تونی بیای بیرون.

07:39.290 --> 07:41.460
‫کجا رفت؟

07:41.460 --> 07:46.160
‫کی اهمیت میده؟ سرویسمون دیر میشه.
‫ولش کن.

07:46.160 --> 07:50.140
‫نه! داشتیم با هم بازی می‌کردیم،
‫باید کمکم کنی پیداش کنم.

07:50.850 --> 07:52.660
‫کن-کن!

07:53.060 --> 07:56.060
‫وقت رفتن به خونه‌ست!

07:56.060 --> 07:58.750
‫بیا بیرون دیگه!

07:58.750 --> 07:59.560
‫اوه.

07:59.560 --> 08:01.660
‫پیدات کردم، کن-کن!

08:02.310 --> 08:04.940
‫بیا زودتر برگردیم کلاس.

08:05.250 --> 08:07.440
‫هی، یوزو.

08:07.440 --> 08:11.320
‫انگار می‌خوای گریه کنی.

08:11.630 --> 08:16.620
نکنه بخاطر اینکه دیدیش؟

08:18.830 --> 08:21.830
‫بچه‌ها، وقت رفتن به خونه‌ست.

08:21.830 --> 08:22.960
‫باشه!

08:24.210 --> 08:26.090
‫وقت رفتنه.

08:28.190 --> 08:29.520
‫کایا - چان!

08:30.090 --> 08:31.660
‫همه‌شون دارن عجیب رفتار می‌کنن!

08:32.730 --> 08:33.740
‫کمک...

08:34.100 --> 08:35.890
‫اوه، یوزو-چان!

08:35.890 --> 08:38.100
‫از هیولاها خوشت نمیاد، مگه نه؟

08:39.990 --> 08:42.060
‫دختر خوبی باش تا اتفاق بدی نیفته.

08:42.600 --> 08:45.860
‫بی‌خیال.
‫کاری از دستت برنمیاد.

08:54.350 --> 08:58.420
‫ولی اگه یه روزی مجبور شدی
‫باهاشون روبرو بشی، اینو پیشت نگه دار.

08:59.110 --> 09:05.580
‫نتونستی پیدامون کنی چون
‫ما یه جای عالی برای قایم شدن پیدا کردیم.

09:02.580 --> 09:04.880
‫نه! بس کن!

09:04.880 --> 09:06.310
‫ولم کن!

09:10.340 --> 09:15.400
‫اینجا هیچ‌کس نمی‌تونه پیدات کنه.

09:18.310 --> 09:23.310
‫بیا با هم قایم بشیم.
‫می‌تونیم تا ابد اینجا بمونیم.

09:23.310 --> 09:26.820
‫چون هیچ‌کس پیدات نمی‌کنه.

09:26.820 --> 09:29.410
‫تا ابد و همیشه.

09:33.780 --> 09:35.420
‫کایا - چان؟

09:35.420 --> 09:36.500
‫فرار کن!

09:41.060 --> 09:44.370
‫ای بابا، در رفت.

09:44.930 --> 09:48.580
‫خب، مهم نیست. این یکی هم خوبه.

09:55.070 --> 09:57.600
چـ چی؟

09:58.100 --> 09:59.330
‫دور شو!

09:59.970 --> 10:02.060
!تو رو نمیخوام

10:03.230 --> 10:07.110
‫نمی‌ذارم به دوستام...

10:07.360 --> 10:08.480
‫آسیب بزنی!

10:17.640 --> 10:20.500
‫باز نمیشه! یکی کمکم کنه!

10:17.640 --> 10:20.500
‫هی، در رو نبند! بازش کن!

10:17.640 --> 10:20.500
‫اینجا خیلی تاریک و ترسناکه!

10:21.530 --> 10:22.320
‫ها؟

10:22.870 --> 10:24.560
‫پیدات کردم.

10:24.560 --> 10:25.200
‫ها؟

10:25.200 --> 10:27.130
‫هی!

10:27.440 --> 10:30.630
‫اونجا چیکار می‌کنید؟!

10:31.670 --> 10:32.960
‫ها؟ چی؟

10:33.240 --> 10:35.460
‫کایا - چان! بچه‌ها!

10:35.460 --> 10:39.600
‫اوه، خوبه! همه‌تون به حالت عادی برگشتید!

10:41.850 --> 10:44.080
‫چ-چی شده اینجا؟

10:44.850 --> 10:48.740
‫بیاید. بریم به کلاسمون برگردیم.

10:48.740 --> 10:49.910
‫کایا - چان.

10:49.910 --> 10:51.610
‫من اون روح رو شکست دادم.

10:52.090 --> 10:56.110
‫نمی‌دونم چرا،
‫ولی انگار دوباره خودش شده.

10:56.110 --> 10:58.170
‫واقعاً؟ ممنونم.

10:58.170 --> 11:00.800
‫نگاه کن. خاله نانا این رو بهم داد.

11:03.080 --> 11:04.620
‫از طرف نانا-سان، هان؟

11:04.620 --> 11:06.000
‫یه طلسمه.

11:06.000 --> 11:08.370
‫هوم. عجیبه.

11:09.500 --> 11:13.330
‫کایا - چان، می‌تونم ببینم توش چیه؟

11:13.330 --> 11:14.320
‫باشه.

11:18.280 --> 11:19.600
‫این...

11:21.970 --> 11:25.770
‫دوربین‌ها ترسناک نیستند

11:24.730 --> 11:27.350
‫تو واقعاً کارت درسته، کایا - چان.

11:32.810 --> 11:36.780
‫شنیده بودم اخیراً حالش خوب نبوده،

11:36.780 --> 11:39.780
‫ولی خوشحالم که حالش خوبه.

11:39.780 --> 11:42.780
اوسامو - کون، این کار همیشگی‌ته؟

11:42.780 --> 11:45.910
‫ببخشید که مجبور شدی بیای، استاد.

11:45.910 --> 11:48.410
‫نه. ما داریم با خانواده اصلی سر و کله
‫می‌زنیم.

11:48.410 --> 11:51.530
‫کی می‌دونه اگه دوباره تنهات بذارم
‫چه اتفاقی می‌افته؟

11:51.530 --> 11:52.960
‫بیا از این یکی استفاده کنیم.

11:52.960 --> 11:53.880
‫داری گوش می‌دی؟

11:53.880 --> 11:54.600
‫تق.

11:56.050 --> 12:00.010
‫شرط می‌بندم نمی‌دونی، ولی وقتی
‫پای ثبت پدیده‌های ماورایی در میونه،

12:00.010 --> 12:02.180
‫روش آنالوگ بهترین راهه.

12:02.700 --> 12:04.810
‫من که چیزی نمی‌بینم.

12:04.810 --> 12:07.330
‫زمان می‌بره تا عکس ظاهر بشه.

12:08.060 --> 12:10.890
...‫اوه، آره. حالا می‌بینم

12:11.810 --> 12:17.440
‫روش‌های آنالوگ گاهی حقایقی رو فاش می‌کنن
‫که چشم انسان نمی‌تونه ببینه.

12:17.440 --> 12:20.450
‫تشنمه، می‌رم برامون
‫یه چیزی بخرم بنوشیم.

12:27.700 --> 12:31.580
‫«حقایقی که چشم انسان نمی‌بینه»، هان؟

12:33.290 --> 12:36.460
‫هورا! بپر، بپر.

12:36.850 --> 12:40.600
‫من هیچ مورد غیرعادی‌ای که چی‌ئه - سنسی
‫یا استاد گفتن رو نمی‌بینم.

12:40.600 --> 12:42.930
‫آیا فقط تحت شرایط خاصی
‫ظاهر می‌شه؟

12:43.520 --> 12:44.970
‫هی، صبر کن. اون...

12:49.040 --> 12:52.020
‫همون‌طور که فکر می‌کردم.
‫چیزیه که متعلق به این دنیا نیست.

12:52.890 --> 12:55.520
‫آنالوگ واقعاً تفاوت ایجاد می‌کنه.

12:56.160 --> 12:59.030
‫اما چون کایا - ساما بهش کاری نداشته،

12:59.030 --> 13:03.530
‫احتمالاً هنوز به یه روح خبیث تبدیل نشده
‫که بتونه به کسی آسیب بزنه.

13:05.080 --> 13:06.980
‫داره بهم نگاه می‌کنه؟

13:07.910 --> 13:09.290
‫متوجه من شد!

13:12.520 --> 13:15.760
‫ببخشید اوسامو-کون. عکس از دستم
‫افتاد یه...

13:16.830 --> 13:18.520
‫چرا خشک‌ت زده؟

13:19.010 --> 13:22.970
‫ا-استاد، لطفاً به این عکس‌ها
‫نگاه کنید.

13:26.470 --> 13:29.050
‫هر بار که چشم برمی‌دارم، حرکت می‌کنه.

13:29.720 --> 13:34.410
‫شرط می‌بندم از اون روح‌هاییه که
‫وقتی چشم ازش برداری حمله می‌کنه.

13:34.410 --> 13:36.320
‫می‌تونی ببینیش، مگه نه استاد؟

13:36.320 --> 13:38.120
‫می‌شه لطفاً از بین ببریش؟

13:38.120 --> 13:41.240
‫باید پلک بزنم.
‫چشمام داره خشک می‌شه!

13:41.240 --> 13:45.320
‫کاش می‌تونستم، ولی من هیچ
‫روح خبیثی اینجا نمی‌بینم.

13:45.320 --> 13:46.240
‫چی؟

13:46.570 --> 13:48.150
‫ولی در اصل...

13:48.620 --> 13:53.140
‫عجیبه.
‫اوسامو-کون می‌بینتش، ولی من نه؟

13:54.120 --> 13:54.990
‫اوسامو-کون.

13:54.990 --> 13:55.640
‫ب-بله؟

13:55.640 --> 13:56.450
‫نگاه نکن.

13:56.880 --> 14:00.550
‫استاد، نباید این کار رو بکنید!
‫اگه نکنید روح خبیث حمله می‌کنه...

14:00.550 --> 14:01.580
‫اونجاست.

14:04.190 --> 14:05.680
‫گرفتمت.

14:09.180 --> 14:12.060
‫بی‌دقتی کردم.
‫باید زودتر می‌دیدمت.

14:12.060 --> 14:15.400
قبول دارم پایم شدن توی دوربین
.ترفند جالبی بود

14:21.150 --> 14:23.810
‫نزدیک بود! هنوز چشمام سر جاشونه.

14:23.810 --> 14:25.350
‫حالت خوبه، اوسامو-کون؟

14:25.350 --> 14:27.020
...‫اوه، خیلی ممنو

14:28.630 --> 14:31.270
‫تکثیر شد. چطور ممکنه؟

14:32.580 --> 14:35.920
‫فهمیدم. خیلی باهوشی، مگه نه؟

14:38.610 --> 14:40.270
‫ا-استاد!

14:40.270 --> 14:44.340
‫الان نمی‌تونم کمکت کنم.
‫تا حواسش به منه، از اینجا برو!

14:44.340 --> 14:45.720
‫نمی‌تونم!

14:47.800 --> 14:49.550
‫استاد!

14:55.610 --> 14:57.380
...دیگه دوستای موبو رو

14:58.440 --> 14:59.810
.اذیت نکن

15:10.040 --> 15:12.240
‫موبو، حالت خوبه؟

15:12.240 --> 15:14.750
‫کایا - ساما!

15:14.750 --> 15:18.750
‫دوباره انجامش بده تا عکس بگیرم.
‫صبر کن، نه، فیلم بگیرم!

15:19.070 --> 15:22.340
‫تو همیشه کسی هستی که از
‫اوسامو-کون محافظت می‌کنه، نه؟

15:23.170 --> 15:25.050
‫اون پسره، خاله نانا.

15:25.360 --> 15:27.510
‫اوه، استاد! کجا می‌رید؟

15:27.510 --> 15:29.000
‫استاد!

15:29.000 --> 15:32.010
‫فکر نمی‌کردم اوضاع این‌قدر بد بشه.

15:32.010 --> 15:35.270
‫این‌طوری نمی‌تونم از اوسامو-کون
‫محافظت کنم.

15:35.270 --> 15:39.020
‫دوست ندارم،
‫ولی انگار چاره‌ای ندارم.

15:41.520 --> 15:45.320
‫خاله نانا ترسناک نیست؟

15:42.070 --> 15:43.860
‫ام، ابیسوموری-سان؟

15:43.860 --> 15:45.650
‫بله؟ چیزی شده؟

15:45.650 --> 15:51.130
‫شاید مسخره به نظر برسه،
‫ولی کایا - چان می‌تونه روح‌ها رو ببینه.

15:51.130 --> 15:53.660
‫تازه، می‌تونه اون‌ها رو
‫از بین هم ببره.

15:53.960 --> 16:00.670
‫ولی یه نیروی ماورایی
‫این قدرت رو بهش داده، درسته؟

16:00.930 --> 16:05.420
‫انگار تو هم درباره میکوهای
‫خانواده ابیسوموری می‌دونی.

16:05.420 --> 16:08.800
‫هر چی درباره کایا - چان می‌دونم رو بهت
‫می‌گم.

16:08.800 --> 16:12.810
‫پس لطفاً تو هم هر چی می‌دونی بهم بگو.

16:13.390 --> 16:17.140
‫چرا یهو تصمیم
‫گرفتی بهم اعتماد کنی؟

16:17.520 --> 16:20.150
‫چون خودش بهم نشون داد.

16:20.450 --> 16:23.300
‫چیزی که داخل طلسمش
‫نوشته شده بود رو دیدم.

16:22.270 --> 16:24.900
‫هر چی نفرینه
‫نثار ابیسوموری نانا بشه

16:24.900 --> 16:28.450
‫توانایی‌های من محدوده. اون چیز
‫بیشتر یه دلخوشی ساده‌ست.

16:28.450 --> 16:32.320
‫منم فرقی ندارم، پس لطفاً...

16:32.600 --> 16:36.550
‫می‌خوام مطمئن بشم کایا - چان
‫می‌تونه پیش خانواده‌اش بمونه،

16:36.550 --> 16:39.290
.و کسی دیگه هیولا صداش نکنه

16:40.830 --> 16:42.580
‫اتاق کنفرانس

16:42.580 --> 16:47.760
‫کایا - چان میکوی ابیسوموریه.
‫این چیزیه که شخصی به اسم نامو بهم گفت.

16:47.760 --> 16:52.020
‫پس پسر خانواده فرعی حالش خوبه.
‫خوشحالم که می‌شنوم.

16:54.040 --> 16:56.360
‫نامو نصفه درست گفته.

16:56.360 --> 16:57.270
‫نصفه؟

16:57.270 --> 17:03.520
‫همسر

16:57.270 --> 17:03.520
‫ایچی

16:57.270 --> 17:03.520
‫(جد خاندان ابیسوموری)

16:57.270 --> 17:03.520
‫فوتابا

16:57.270 --> 17:03.520
‫میتسوبا

16:57.270 --> 17:03.520
‫همسر

16:57.270 --> 17:03.520
‫شیهو

16:57.270 --> 17:03.520
‫هیتا

16:57.270 --> 17:03.520
‫هاتسو

16:57.270 --> 17:03.520
‫جوکیچی

16:57.270 --> 17:03.520
‫(جد خاندان ابیسوموری)

16:57.270 --> 17:03.520
‫سوسوکه

16:57.270 --> 17:03.520
‫فومی

16:57.270 --> 17:03.520
‫میچیکو

16:57.270 --> 17:03.520
‫همسر

16:57.270 --> 17:03.520
‫موتسو

16:57.270 --> 17:03.520
‫نانا

16:57.270 --> 17:03.520
‫میرای

16:57.270 --> 17:03.520
‫شجره‌نامه
‫خاندان ابیسوموری

16:57.560 --> 17:00.360
‫«دختر ارشد خاندان ابیسوموری
‫واسط معنی میشه."

17:00.790 --> 17:03.520
‫اگه بخوام دقیق بگم، این غلطه.

17:03.520 --> 17:07.280
‫اونا جوری بچه‌دار می‌شن که مطمئن بشن
‫فرزند اول حتماً علم‌غیب داشته باشه.

17:07.280 --> 17:09.640
یعنی عمداً واسط میسازن؟

17:10.450 --> 17:15.420
‫باورش سخته، ولی می‌گن جد خاندان
‫ابیسوموری یه موجود الهی بوده.

17:15.420 --> 17:19.620
‫و همون قدرت‌های ماورایی‌اش بود که
‫خاندان رو به شکوه زیادی رسوند.

17:20.240 --> 17:24.630
‫با این حال، قدرت اون به نسل‌های
‫بعدی منتقل نشد.

17:25.030 --> 17:29.200
‫با این وجود، خاندان ابیسوموری حاضر
‫نشد از حفظ کردن اون قدرت دست بکشه.

17:29.200 --> 17:32.980
‫اونا در پی تولد دوباره‌ی اون میکو،
‫دست به هر نوع آیینی زدن،

17:32.980 --> 17:36.390
‫و بالاخره یه روش پیدا کردن.
‫اون روش این بود که...

17:37.180 --> 17:39.640
‫نفرین

17:37.180 --> 17:39.640
‫بارداری

17:37.910 --> 17:38.870
‫بارداری نفرین‌شده.

17:39.640 --> 17:43.320
‫بچه‌هایی که با این روش به دنیا می‌اومدن
‫همیشه دختر بودن،

17:43.650 --> 17:46.940
‫و وقتی بزرگ می‌شدن،
‫ظاهر و توانایی‌هاشون

17:46.940 --> 17:48.940
‫دقیقاً شبیه اون میکوی اولیه بود،

17:48.940 --> 17:51.400
‫که باعث شد خاندان ابیسوموری
‫بیشتر از قبل شکوفا بشه.

17:52.050 --> 17:56.370
‫میکوها طبیعتاً می‌خواستن که
‫نسل بعدی رو به دنیا بیارن،

17:56.370 --> 18:00.410
‫و این‌طوری خونی به وجود اومد که
‫دختر ارشدش قدرت‌های ماورا‌یی داشتن.

18:00.710 --> 18:06.220
‫قدرت ما متفاوته، ولی همه‌مون
‫نسخه‌هایی از اون هستیم.

18:03.790 --> 18:06.540
‫\h\h\hایچی
‫(جد خاندان ابیسوموری)

18:06.540 --> 18:10.040
‫با توجه به اینکه ما چیزی جز ظرفی
‫برای قدرت‌های ماورایی نیستیم،

18:10.040 --> 18:13.940
‫اینکه نامو بهمون می‌گه «روح خبیث»
‫کاملاً هم بی‌راه نیست.

18:14.260 --> 18:18.100
‫اون گفت که درون کایا - چان
‫کاملاً تبدیل به روح خبیث شده.

18:18.100 --> 18:21.440
‫یعنی اون دختری که واقعاً
‫ساتو کایا بود دیگه نیست؟

18:21.440 --> 18:22.440
‫نگران نباش.

18:23.020 --> 18:24.790
‫همون‌طور که نامو گفت،

18:24.790 --> 18:29.370
‫کایا بیشتر از هر کس دیگه‌ای قدرت‌های
‫اون میکو رو به ارث برده.

18:29.370 --> 18:33.570
‫اما اون چیزی که درونه؟
‫اون بدون شک خودِ خودشه.

18:33.570 --> 18:34.680
‫واقعاً؟

18:35.280 --> 18:39.280
‫مطمئنم. چون میرای کایا رو به دنیا آورد
‫و اون...

18:42.580 --> 18:43.900
‫هیچی.

18:44.750 --> 18:50.060
‫خیالم راحت شد. ولی چرا مادرِ
‫کایا - چان اون آیین رو انجام داد؟

18:50.960 --> 18:53.970
‫شاید یه جور دهن‌کجی بوده.

18:54.410 --> 18:58.600
،چون قدرت‌های معنوی نداشت
.احساس حقارت میکرد

18:59.280 --> 19:03.470
‫و نشانه‌هایی بود که از مادرمون
‫به خاطر رفتار متفاوتش با ما، کینه داشت.

19:04.090 --> 19:07.160
‫شاید بعد از اینکه یه جوری
‫از اون آیین باخبر شد،

19:07.160 --> 19:09.790
‫خواست خودش رو از اون احساسات
‫رها کنه

19:09.790 --> 19:13.230
.‫و دخترش رو به یه  واسطه تبدیل کنه

19:13.230 --> 19:15.860
‫احتمالاً برای همین اسم دخترش رو
‫گذاشت «کایا»،

19:15.860 --> 19:19.400
‫که از کانجی‌های «خدا»
‫و «عدد هشت» استفاده کرده.

19:19.400 --> 19:21.690
‫اوه، پس اون بچه دومش چی؟

19:21.690 --> 19:23.370
‫چی؟ بچه دوم؟

19:23.370 --> 19:27.210
بله. یه واسطه میشناسم که میگفت

19:27.210 --> 19:31.210
‫مادر کایا - چان یه روح خبیث
‫بارداره.

19:31.210 --> 19:34.710
‫پس اون دوباره آیین «بارداری نفرین‌شده»
‫رو انجام داده، مگه نه؟

19:34.710 --> 19:38.620
‫احتمالاً چون خودش نتونست، می‌خواد
.‫دخترهاش واسطه‌ی ارواح بشن

19:38.620 --> 19:39.690
‫این غیرممکنه.

19:40.910 --> 19:43.910
‫شکی نیست که کایا به عنوان
‫میکو به دنیا اومد.

19:44.420 --> 19:47.210
‫چون میرای با ... فرار کرد.

19:47.210 --> 19:49.740
‫ولی اگه اون یه بچه دیگه می‌خواست...

19:51.380 --> 19:53.250
‫اوه، نانا-سان؟

19:54.410 --> 19:58.290
‫ببخشید، باید یه چیزی رو چک کنم.
‫با اجازه.

19:58.290 --> 19:59.030
‫ها؟

20:01.400 --> 20:03.030
‫هی، صبر کن!

20:03.030 --> 20:05.210
‫خداحافظ، چی‌ئه - سنسی.

20:08.040 --> 20:12.290
‫ایستگاه پرستاری

20:08.510 --> 20:10.390
‫اومدم ساتو میرای رو ببینم.

20:10.390 --> 20:12.290
‫انتهای راهرو، سمت راست.

20:12.290 --> 20:15.030
‫کایا - چان، تو که می‌دونی کجاست،
‫مگه نه؟ راه رو بهش نشون بده.

20:18.890 --> 20:20.550
‫نرو.

20:24.350 --> 20:26.180
‫تو دختر خیلی قوی‌ای هستی، کایا.

20:26.590 --> 20:29.250
‫تا الان تنهایی با مادرت
‫سروکله زدی.

20:29.250 --> 20:31.700
‫بقیه‌اش رو من انجام می‌دم.

20:32.740 --> 20:34.460
‫زود برمی‌گردم.

20:39.200 --> 20:43.000
‫راستش رو بخوای، قبل از اینکه
‫برای کمک به کایا ازت بخوام،

20:43.000 --> 20:44.830
‫از میرای پرسیدم نظرش چیه،

20:44.830 --> 20:47.580
‫چون گفتی اوضاع پیچیده است.

20:48.230 --> 20:50.710
‫ولی میرای با لبخند گفت...

20:51.010 --> 20:54.710
‫«اون رو به خواهرم نشون بده.
‫تعجب می‌کنه.»

20:55.290 --> 20:59.960
‫میرای، داری چیکار می‌کنی؟

21:01.470 --> 21:02.720
‫ساتو میرای

21:02.720 --> 21:02.840
‫ساتو میرای

21:02.840 --> 21:02.970
‫ساتو میرای

21:02.970 --> 21:03.090
‫ساتو میرای

21:03.090 --> 21:03.970
‫ساتو میرای

21:09.010 --> 21:10.460
‫نانا-چان.

21:19.450 --> 21:21.360
‫چی شد؟

21:21.360 --> 21:22.850
‫خاله نانا!

21:22.850 --> 21:24.680
‫دماغت داره خون میاد. خوبی؟

21:24.680 --> 21:26.120
‫آ-آره.

21:27.060 --> 21:31.360
‫توهم بود؟ نه، قطعاً یه چیزی
‫توی اون اتاق بود.

21:31.850 --> 21:33.620
‫و بهم حمله کرد.

21:36.010 --> 21:39.320
‫چطور هنوز زنده‌ام؟

21:40.770 --> 21:42.800
‫الو، ابیسوموری هستم.

21:43.800 --> 21:44.740
‫بله.

21:46.200 --> 21:46.940
‫چی؟

21:49.090 --> 21:50.430
‫نانا-سان؟

21:50.430 --> 21:53.190
‫ا-ام، همه‌چیز مرتبه؟

21:54.740 --> 21:57.330
‫همین الان؟

21:57.950 --> 22:01.200
‫آره، متأسفانه باید بگم مادرت...

22:02.140 --> 22:03.980
‫لحظاتی پیش فوت کردن.

22:05.450 --> 22:09.950
‫باشد که تمام نفرین‌ها بر سر
‫ابیسوموری موتسو آوار شود.

22:10.000 --> 22:20.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
