1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,880 --> 00:00:12,340
‫مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

3
00:00:10,880 --> 00:00:12,340
‫مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

4
00:00:11,760 --> 00:00:15,010
مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

5
00:00:11,760 --> 00:00:15,010
مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

6
00:01:30,260 --> 00:01:34,220
سمت ۱۰: قایم‌موشک ترسناک نیست

7
00:01:30,260 --> 00:01:34,220
سمت ۱۰: قایم‌موشک ترسناک نیست

8
00:01:31,160 --> 00:01:34,680
اون بابا نامو یه
.ریگی به کفشش هست

9
00:01:34,340 --> 00:01:37,010
‫چـ-چی‌ئه - سنسی، مشکلت با
‫استاد من چیه؟

10
00:01:34,680 --> 00:01:36,230
!خیلی رو مخه

11
00:01:37,010 --> 00:01:40,310
‫مشکلم چیه؟
‫اون سعی کرد کایا - چان رو بکشه!

12
00:01:40,310 --> 00:01:42,280
.تهمت بی‌اساسیه

13
00:01:42,280 --> 00:01:45,690
اسم جن‌گیری رو که
کشتن" ارواح خبیث نمیذاری؟"

14
00:01:46,730 --> 00:01:48,700
موب - سان چرا داری ازش دفاع میکنی؟

15
00:01:48,700 --> 00:01:52,570
‫اون ازم خواست پرونده‌های کایا - ساما رو
‫ببینه.

16
00:01:52,850 --> 00:01:55,970
چی؟ چه غلطی داری میکنی؟

17
00:01:55,970 --> 00:01:59,910
یه مشکلی هست. خیلی چیزا
.باهم جور در نمیاد

18
00:01:59,910 --> 00:02:03,800
طبق سنت خانواده اصلی. دختر ارشد
.و یه واسطه روحانی

19
00:02:03,800 --> 00:02:06,290
‫پس اون قطعاً جانشین بعدیه.

20
00:02:06,580 --> 00:02:09,000
‫با این حال داره یه زندگی عادی می‌کنه.

21
00:02:09,300 --> 00:02:12,640
‫و از اون بدتر،
‫شکل اصلیش اون هیولاست.

22
00:02:12,420 --> 00:02:17,720
‫ام، گفتی «خانواده اصلی». پس تو هم
‫یه ابیسوموری هستی؟

23
00:02:17,720 --> 00:02:21,850
‫من از شاخه فرعی خاندان ابیسوموری‌ام.
‫ما از کانجی متفاوتی استفاده می‌کنیم.

24
00:02:21,850 --> 00:02:24,400
‫خونه اصلی صاحب
‫تبار معنوی هست،

25
00:02:22,140 --> 00:02:28,860
‫اصلی

26
00:02:22,140 --> 00:02:28,860
‫خانواده

27
00:02:22,140 --> 00:02:28,860
‫ابیسوموری

28
00:02:24,400 --> 00:02:28,460
‫و خانواده فرعی از
‫خط غیر فراروان‌شناختی.

29
00:02:26,900 --> 00:02:28,860
‫فرعی

30
00:02:26,900 --> 00:02:28,860
‫خانواده

31
00:02:26,900 --> 00:02:28,860
‫ابیسوموری

32
00:02:28,860 --> 00:02:33,150
خانواده‌های فرعی میکوی تبار اصلی رو میپرستیدن

33
00:02:33,150 --> 00:02:35,610
‫و صادقانه بهش خدمت می‌کردن.

34
00:02:35,900 --> 00:02:37,450
‫یا یه همچین چیزی. احتمالاً.

35
00:02:37,450 --> 00:02:39,120
‫چرا این بخشش اینقدر مبهمه؟

36
00:02:39,120 --> 00:02:40,660
‫چه انتظاری داری؟

37
00:02:40,660 --> 00:02:44,330
‫وقتی چهار پنج سالم بود
‫از خونه بیرونم کردن.

38
00:02:44,330 --> 00:02:46,580
‫فکر کنم یه جور بازگشت به نیاکان باشه،

39
00:02:46,580 --> 00:02:50,340
‫ولی از همون بدو تولد می‌تونستم
‫شکل واقعی میکو رو ببینم.

40
00:02:50,650 --> 00:02:54,340
‫کمی بعد از اینکه در موردش حرف زدم،
‫فرستادنم پرورشگاه.

41
00:02:54,630 --> 00:02:59,680
چیزی رو دیدم که حاضر بودن
.واسه پنهان کردنش، آینده یه بچه رو هم نابود کنن

42
00:03:00,100 --> 00:03:03,300
‫و حالا، چیزی که حتی از اون هم
‫هیولایی‌تره

43
00:03:03,300 --> 00:03:06,660
‫از بند رها شده و
‫داره مثل یه بچه مهدکودکی زندگی می‌کنه.

44
00:03:07,150 --> 00:03:11,580
‫خب؟ حالا فهمیدی چرا حس می‌کنم
‫باید نابودش کنم؟

45
00:03:11,580 --> 00:03:15,110
‫پس هنوزم مصممی که
‫از شر کایا - چان خلاص بشی؟

46
00:03:15,450 --> 00:03:17,490
‫اگه لازمه که این کار انجام بشه، آره.

47
00:03:17,490 --> 00:03:20,700
‫تو اون موجود رو برگردوندی توی
‫کالبد انسانی‌اش و زنده نگهش داشتی.

48
00:03:20,910 --> 00:03:24,160
‫پس مسئولیتش با توئه که مطمئن بشی
‫همون‌طور انسانی باقی بمونه.

49
00:03:24,160 --> 00:03:26,540
‫اینطوری کار برای من هم
‫خیلی راحت‌تر می‌شه.

50
00:03:26,540 --> 00:03:28,300
‫انگار که نمی‌خوام!

51
00:03:33,740 --> 00:03:35,440
‫خاله نانا!

52
00:03:35,940 --> 00:03:37,550
‫فقط نانا، کایا.

53
00:03:37,880 --> 00:03:39,530
‫ابیسوموری نانا.

54
00:03:39,530 --> 00:03:43,890
‫خاله کایا - چان، که رئیس خاندان اصلی
‫ابیسوموری و یه روحانیه.

55
00:03:43,890 --> 00:03:44,960
‫چی‌ئه - سنسی.

56
00:03:44,960 --> 00:03:46,770
‫ها؟ اوه، بله؟

57
00:03:47,040 --> 00:03:51,810
‫کایا - چان این اواخر خیلی بی‌حال شده.
‫نظری داری چرا این‌طوریه؟

58
00:03:51,810 --> 00:03:54,820
‫ها؟ خب، بذار فکر کنم...

59
00:03:55,500 --> 00:04:00,480
‫چی بگم؟ ممکنه اون کایا - چان رو
‫یه آدم ندونه.

60
00:04:00,480 --> 00:04:02,660
‫اگه انگیزه‌اش همون انگیزه‌ی نامو باشه چی؟

61
00:04:03,960 --> 00:04:05,660
‫اگه چیزی فهمیدی...

62
00:04:05,950 --> 00:04:10,790
‫یا بهتره بگم، اگه دلت خواست حرف بزنی،
‫لطفاً بهم خبر بده.

63
00:04:11,080 --> 00:04:12,990
‫بـ-باشه.

64
00:04:15,050 --> 00:04:17,150
‫هی، خاله نانا...

65
00:04:17,150 --> 00:04:18,200
‫فقط صدام کن «نانا».

66
00:04:18,840 --> 00:04:21,050
‫تو هم می‌تونی روح‌ها رو کتک بزنی؟

67
00:04:21,050 --> 00:04:26,430
‫نه. فقط کسی به استثناییِ تو
‫از پسش برمیاد، کایا.

68
00:04:28,570 --> 00:04:30,940
‫ولی اون روز کارساز نبود.

69
00:04:31,330 --> 00:04:33,190
‫نتونستم کتکش بزنم.

70
00:04:33,610 --> 00:04:36,280
‫واسه همین دیگه با روح‌ها نمی‌جنگم.

71
00:04:39,330 --> 00:04:41,530
‫وقتی هم‌سن تو بودم،

72
00:04:41,530 --> 00:04:43,650
‫روح‌های خبیث خیلی ترسناک بودن.

73
00:04:43,650 --> 00:04:47,040
‫تنها کاری که می‌تونستم بکنم این بود که
‫پشت مادرم قایم بشم.

74
00:04:47,420 --> 00:04:52,540
‫این چیزی نیست که یه بچه کوچیک
‫مثل تو مجبور باشه باهاش روبرو بشه.

75
00:04:52,920 --> 00:04:56,090
‫پس حق داری که از درگیری دوری کنی.

76
00:04:56,090 --> 00:05:01,300
‫ولی اگه یه وقتی مجبور شدی باهاشون
‫روبرو بشی، اینو پیش خودت نگه دار.

77
00:05:02,280 --> 00:05:03,770
‫این یه طلسمه.

78
00:05:03,770 --> 00:05:06,430
‫در برابر روح‌های خبیث ازت محافظت می‌کنه.

79
00:05:08,230 --> 00:05:09,040
‫باسن.

80
00:05:09,040 --> 00:05:10,080
‫این یه قلبه.

81
00:05:11,450 --> 00:05:12,530
‫ممنونم.

82
00:05:13,000 --> 00:05:13,850
‫نانا.

83
00:05:15,060 --> 00:05:16,400
‫این شبیه باسن نیست؟

84
00:05:16,400 --> 00:05:17,760
‫قلبه!

85
00:05:18,700 --> 00:05:19,690
‫شوخی کردم.

86
00:05:19,980 --> 00:05:20,930
‫ای بابا!

87
00:05:21,850 --> 00:05:23,240
‫خاله نانا.

88
00:05:25,660 --> 00:05:28,240
‫ببخشید که گفتم شبیه باسنه.

89
00:05:28,670 --> 00:05:32,190
‫اوه، نه. فقط یه چیزی رفته تو چشمم،
‫همین.

90
00:05:33,180 --> 00:05:35,500
‫کی می‌خواد قایم‌موشک بازی کنه؟

91
00:05:35,500 --> 00:05:36,960
‫من!

92
00:05:36,960 --> 00:05:38,960
‫سنگ، کاغذ، قیچی!

93
00:05:38,960 --> 00:05:41,170
‫تو گرگی، کایا - چان.

94
00:05:44,060 --> 00:05:46,350
‫یک. دو.

95
00:05:46,350 --> 00:05:47,940
‫کجا قایم بشم؟

96
00:05:46,650 --> 00:05:49,140
‫سه. چهار.

97
00:05:49,390 --> 00:05:51,600
‫پنج. شش.

98
00:05:49,440 --> 00:05:50,830
‫می‌خوام اینجا قایم بشم.

99
00:05:53,030 --> 00:05:54,200
‫ساکو - چان.

100
00:05:57,480 --> 00:05:59,440
چیه، ماکو - کون؟

101
00:05:59,440 --> 00:06:01,780
‫یه جای خوب برای قایم شدن بلدم.

102
00:06:01,780 --> 00:06:03,020
‫جدی؟

103
00:06:07,320 --> 00:06:12,180
‫اه، اینجا؟ من از تاریکی خوشم نمیاد.

104
00:06:12,180 --> 00:06:15,000
‫ولی می‌خوای تو بازی برنده بشی، مگه نه؟

105
00:06:15,460 --> 00:06:17,820
‫فکر کنم بتونم یه کم اینجا قایم بشم.

106
00:06:22,970 --> 00:06:25,310
‫نوزده. بیست.

107
00:06:29,720 --> 00:06:31,150
.کن - کن پیدات کردم

108
00:06:31,150 --> 00:06:32,220
‫چی؟

109
00:06:32,220 --> 00:06:33,930
.یوزو - چان پیدات کردم

110
00:06:33,930 --> 00:06:35,100
‫ای بابا.

111
00:06:37,730 --> 00:06:40,200
.ساکو - چان، ما - کون، پیدا شدید

112
00:06:47,050 --> 00:06:50,160
‫شما دو تا اون ما-کون و ساکو - چانی
‫نیستید که من می‌شناسم.

113
00:06:50,160 --> 00:06:51,720
‫ها؟

114
00:06:51,720 --> 00:06:53,830
چی میگی؟

115
00:06:53,830 --> 00:06:55,290
‫عجیب و غریب.

116
00:06:55,290 --> 00:06:57,060
‫خیلی عجیبه.

117
00:07:00,070 --> 00:07:02,850
‫تو یه بچه عجیبی
‫که حرف‌های عجیب می‌زنه.

118
00:07:05,720 --> 00:07:07,930
‫ساکو - چان هیچ‌وقت اینو بهم نمی‌گه!

119
00:07:11,350 --> 00:07:15,350
‫بی‌خیال.
‫کاری از دستت برنمیاد.

120
00:07:15,350 --> 00:07:19,580
‫برو پی کارت. نمی‌تونی با ما بازی کنی.

121
00:07:20,360 --> 00:07:22,080
‫وقتی تا اون بالا بالاها بری...

122
00:07:22,080 --> 00:07:23,900
‫ها؟ کایا - چان کجاست؟

123
00:07:24,160 --> 00:07:26,180
‫گفت دیگه نمی‌خواد بازی کنه.

124
00:07:26,180 --> 00:07:30,410
‫پس بیا بقیه قایم‌موشک رو
‫خودمون دوتا بازی کنیم.

125
00:07:33,550 --> 00:07:35,290
‫کن-کن!

126
00:07:35,290 --> 00:07:39,290
‫تسلیم! می‌تونی بیای بیرون.

127
00:07:39,290 --> 00:07:41,460
‫کجا رفت؟

128
00:07:41,460 --> 00:07:46,160
‫کی اهمیت میده؟ سرویسمون دیر میشه.
‫ولش کن.

129
00:07:46,160 --> 00:07:50,140
‫نه! داشتیم با هم بازی می‌کردیم،
‫باید کمکم کنی پیداش کنم.

130
00:07:50,850 --> 00:07:52,660
‫کن-کن!

131
00:07:53,060 --> 00:07:56,060
‫وقت رفتن به خونه‌ست!

132
00:07:56,060 --> 00:07:58,750
‫بیا بیرون دیگه!

133
00:07:58,750 --> 00:07:59,560
‫اوه.

134
00:07:59,560 --> 00:08:01,660
‫پیدات کردم، کن-کن!

135
00:08:02,310 --> 00:08:04,940
‫بیا زودتر برگردیم کلاس.

136
00:08:05,250 --> 00:08:07,440
‫هی، یوزو.

137
00:08:07,440 --> 00:08:11,320
‫انگار می‌خوای گریه کنی.

138
00:08:11,630 --> 00:08:16,620
نکنه بخاطر اینکه دیدیش؟

139
00:08:18,830 --> 00:08:21,830
‫بچه‌ها، وقت رفتن به خونه‌ست.

140
00:08:21,830 --> 00:08:22,960
‫باشه!

141
00:08:24,210 --> 00:08:26,090
‫وقت رفتنه.

142
00:08:28,190 --> 00:08:29,520
‫کایا - چان!

143
00:08:30,090 --> 00:08:31,660
‫همه‌شون دارن عجیب رفتار می‌کنن!

144
00:08:32,730 --> 00:08:33,740
‫کمک...

145
00:08:34,100 --> 00:08:35,890
‫اوه، یوزو-چان!

146
00:08:35,890 --> 00:08:38,100
‫از هیولاها خوشت نمیاد، مگه نه؟

147
00:08:39,990 --> 00:08:42,060
‫دختر خوبی باش تا اتفاق بدی نیفته.

148
00:08:42,600 --> 00:08:45,860
‫بی‌خیال.
‫کاری از دستت برنمیاد.

149
00:08:54,350 --> 00:08:58,420
‫ولی اگه یه روزی مجبور شدی
‫باهاشون روبرو بشی، اینو پیشت نگه دار.

150
00:08:59,110 --> 00:09:05,580
‫نتونستی پیدامون کنی چون
‫ما یه جای عالی برای قایم شدن پیدا کردیم.

151
00:09:02,580 --> 00:09:04,880
‫نه! بس کن!

152
00:09:04,880 --> 00:09:06,310
‫ولم کن!

153
00:09:10,340 --> 00:09:15,400
‫اینجا هیچ‌کس نمی‌تونه پیدات کنه.

154
00:09:18,310 --> 00:09:23,310
‫بیا با هم قایم بشیم.
‫می‌تونیم تا ابد اینجا بمونیم.

155
00:09:23,310 --> 00:09:26,820
‫چون هیچ‌کس پیدات نمی‌کنه.

156
00:09:26,820 --> 00:09:29,410
‫تا ابد و همیشه.

157
00:09:33,780 --> 00:09:35,420
‫کایا - چان؟

158
00:09:35,420 --> 00:09:36,500
‫فرار کن!

159
00:09:41,060 --> 00:09:44,370
‫ای بابا، در رفت.

160
00:09:44,930 --> 00:09:48,580
‫خب، مهم نیست. این یکی هم خوبه.

161
00:09:55,070 --> 00:09:57,600
چـ چی؟

162
00:09:58,100 --> 00:09:59,330
‫دور شو!

163
00:09:59,970 --> 00:10:02,060
!تو رو نمیخوام

164
00:10:03,230 --> 00:10:07,110
‫نمی‌ذارم به دوستام...

165
00:10:07,360 --> 00:10:08,480
‫آسیب بزنی!

166
00:10:17,640 --> 00:10:20,500
‫باز نمیشه! یکی کمکم کنه!

167
00:10:17,640 --> 00:10:20,500
‫هی، در رو نبند! بازش کن!

168
00:10:17,640 --> 00:10:20,500
‫اینجا خیلی تاریک و ترسناکه!

169
00:10:21,530 --> 00:10:22,320
‫ها؟

170
00:10:22,870 --> 00:10:24,560
‫پیدات کردم.

171
00:10:24,560 --> 00:10:25,200
‫ها؟

172
00:10:25,200 --> 00:10:27,130
‫هی!

173
00:10:27,440 --> 00:10:30,630
‫اونجا چیکار می‌کنید؟!

174
00:10:31,670 --> 00:10:32,960
‫ها؟ چی؟

175
00:10:33,240 --> 00:10:35,460
‫کایا - چان! بچه‌ها!

176
00:10:35,460 --> 00:10:39,600
‫اوه، خوبه! همه‌تون به حالت عادی برگشتید!

177
00:10:41,850 --> 00:10:44,080
‫چ-چی شده اینجا؟

178
00:10:44,850 --> 00:10:48,740
‫بیاید. بریم به کلاسمون برگردیم.

179
00:10:48,740 --> 00:10:49,910
‫کایا - چان.

180
00:10:49,910 --> 00:10:51,610
‫من اون روح رو شکست دادم.

181
00:10:52,090 --> 00:10:56,110
‫نمی‌دونم چرا،
‫ولی انگار دوباره خودش شده.

182
00:10:56,110 --> 00:10:58,170
‫واقعاً؟ ممنونم.

183
00:10:58,170 --> 00:11:00,800
‫نگاه کن. خاله نانا این رو بهم داد.

184
00:11:03,080 --> 00:11:04,620
‫از طرف نانا-سان، هان؟

185
00:11:04,620 --> 00:11:06,000
‫یه طلسمه.

186
00:11:06,000 --> 00:11:08,370
‫هوم. عجیبه.

187
00:11:09,500 --> 00:11:13,330
‫کایا - چان، می‌تونم ببینم توش چیه؟

188
00:11:13,330 --> 00:11:14,320
‫باشه.

189
00:11:18,280 --> 00:11:19,600
‫این...

190
00:11:21,970 --> 00:11:25,770
‫دوربین‌ها ترسناک نیستند

191
00:11:24,730 --> 00:11:27,350
‫تو واقعاً کارت درسته، کایا - چان.

192
00:11:32,810 --> 00:11:36,780
‫شنیده بودم اخیراً حالش خوب نبوده،

193
00:11:36,780 --> 00:11:39,780
‫ولی خوشحالم که حالش خوبه.

194
00:11:39,780 --> 00:11:42,780
اوسامو - کون، این کار همیشگی‌ته؟

195
00:11:42,780 --> 00:11:45,910
‫ببخشید که مجبور شدی بیای، استاد.

196
00:11:45,910 --> 00:11:48,410
‫نه. ما داریم با خانواده اصلی سر و کله
‫می‌زنیم.

197
00:11:48,410 --> 00:11:51,530
‫کی می‌دونه اگه دوباره تنهات بذارم
‫چه اتفاقی می‌افته؟

198
00:11:51,530 --> 00:11:52,960
‫بیا از این یکی استفاده کنیم.

199
00:11:52,960 --> 00:11:53,880
‫داری گوش می‌دی؟

200
00:11:53,880 --> 00:11:54,600
‫تق.

201
00:11:56,050 --> 00:12:00,010
‫شرط می‌بندم نمی‌دونی، ولی وقتی
‫پای ثبت پدیده‌های ماورایی در میونه،

202
00:12:00,010 --> 00:12:02,180
‫روش آنالوگ بهترین راهه.

203
00:12:02,700 --> 00:12:04,810
‫من که چیزی نمی‌بینم.

204
00:12:04,810 --> 00:12:07,330
‫زمان می‌بره تا عکس ظاهر بشه.

205
00:12:08,060 --> 00:12:10,890
...‫اوه، آره. حالا می‌بینم

206
00:12:11,810 --> 00:12:17,440
‫روش‌های آنالوگ گاهی حقایقی رو فاش می‌کنن
‫که چشم انسان نمی‌تونه ببینه.

207
00:12:17,440 --> 00:12:20,450
‫تشنمه، می‌رم برامون
‫یه چیزی بخرم بنوشیم.

208
00:12:27,700 --> 00:12:31,580
‫«حقایقی که چشم انسان نمی‌بینه»، هان؟

209
00:12:33,290 --> 00:12:36,460
‫هورا! بپر، بپر.

210
00:12:36,850 --> 00:12:40,600
‫من هیچ مورد غیرعادی‌ای که چی‌ئه - سنسی
‫یا استاد گفتن رو نمی‌بینم.

211
00:12:40,600 --> 00:12:42,930
‫آیا فقط تحت شرایط خاصی
‫ظاهر می‌شه؟

212
00:12:43,520 --> 00:12:44,970
‫هی، صبر کن. اون...

213
00:12:49,040 --> 00:12:52,020
‫همون‌طور که فکر می‌کردم.
‫چیزیه که متعلق به این دنیا نیست.

214
00:12:52,890 --> 00:12:55,520
‫آنالوگ واقعاً تفاوت ایجاد می‌کنه.

215
00:12:56,160 --> 00:12:59,030
‫اما چون کایا - ساما بهش کاری نداشته،

216
00:12:59,030 --> 00:13:03,530
‫احتمالاً هنوز به یه روح خبیث تبدیل نشده
‫که بتونه به کسی آسیب بزنه.

217
00:13:05,080 --> 00:13:06,980
‫داره بهم نگاه می‌کنه؟

218
00:13:07,910 --> 00:13:09,290
‫متوجه من شد!

219
00:13:12,520 --> 00:13:15,760
‫ببخشید اوسامو-کون. عکس از دستم
‫افتاد یه...

220
00:13:16,830 --> 00:13:18,520
‫چرا خشک‌ت زده؟

221
00:13:19,010 --> 00:13:22,970
‫ا-استاد، لطفاً به این عکس‌ها
‫نگاه کنید.

222
00:13:26,470 --> 00:13:29,050
‫هر بار که چشم برمی‌دارم، حرکت می‌کنه.

223
00:13:29,720 --> 00:13:34,410
‫شرط می‌بندم از اون روح‌هاییه که
‫وقتی چشم ازش برداری حمله می‌کنه.

224
00:13:34,410 --> 00:13:36,320
‫می‌تونی ببینیش، مگه نه استاد؟

225
00:13:36,320 --> 00:13:38,120
‫می‌شه لطفاً از بین ببریش؟

226
00:13:38,120 --> 00:13:41,240
‫باید پلک بزنم.
‫چشمام داره خشک می‌شه!

227
00:13:41,240 --> 00:13:45,320
‫کاش می‌تونستم، ولی من هیچ
‫روح خبیثی اینجا نمی‌بینم.

228
00:13:45,320 --> 00:13:46,240
‫چی؟

229
00:13:46,570 --> 00:13:48,150
‫ولی در اصل...

230
00:13:48,620 --> 00:13:53,140
‫عجیبه.
‫اوسامو-کون می‌بینتش، ولی من نه؟

231
00:13:54,120 --> 00:13:54,990
‫اوسامو-کون.

232
00:13:54,990 --> 00:13:55,640
‫ب-بله؟

233
00:13:55,640 --> 00:13:56,450
‫نگاه نکن.

234
00:13:56,880 --> 00:14:00,550
‫استاد، نباید این کار رو بکنید!
‫اگه نکنید روح خبیث حمله می‌کنه...

235
00:14:00,550 --> 00:14:01,580
‫اونجاست.

236
00:14:04,190 --> 00:14:05,680
‫گرفتمت.

237
00:14:09,180 --> 00:14:12,060
‫بی‌دقتی کردم.
‫باید زودتر می‌دیدمت.

238
00:14:12,060 --> 00:14:15,400
قبول دارم پایم شدن توی دوربین
.ترفند جالبی بود

239
00:14:21,150 --> 00:14:23,810
‫نزدیک بود! هنوز چشمام سر جاشونه.

240
00:14:23,810 --> 00:14:25,350
‫حالت خوبه، اوسامو-کون؟

241
00:14:25,350 --> 00:14:27,020
...‫اوه، خیلی ممنو

242
00:14:28,630 --> 00:14:31,270
‫تکثیر شد. چطور ممکنه؟

243
00:14:32,580 --> 00:14:35,920
‫فهمیدم. خیلی باهوشی، مگه نه؟

244
00:14:38,610 --> 00:14:40,270
‫ا-استاد!

245
00:14:40,270 --> 00:14:44,340
‫الان نمی‌تونم کمکت کنم.
‫تا حواسش به منه، از اینجا برو!

246
00:14:44,340 --> 00:14:45,720
‫نمی‌تونم!

247
00:14:47,800 --> 00:14:49,550
‫استاد!

248
00:14:55,610 --> 00:14:57,380
...دیگه دوستای موبو رو

249
00:14:58,440 --> 00:14:59,810
.اذیت نکن

250
00:15:10,040 --> 00:15:12,240
‫موبو، حالت خوبه؟

251
00:15:12,240 --> 00:15:14,750
‫کایا - ساما!

252
00:15:14,750 --> 00:15:18,750
‫دوباره انجامش بده تا عکس بگیرم.
‫صبر کن، نه، فیلم بگیرم!

253
00:15:19,070 --> 00:15:22,340
‫تو همیشه کسی هستی که از
‫اوسامو-کون محافظت می‌کنه، نه؟

254
00:15:23,170 --> 00:15:25,050
‫اون پسره، خاله نانا.

255
00:15:25,360 --> 00:15:27,510
‫اوه، استاد! کجا می‌رید؟

256
00:15:27,510 --> 00:15:29,000
‫استاد!

257
00:15:29,000 --> 00:15:32,010
‫فکر نمی‌کردم اوضاع این‌قدر بد بشه.

258
00:15:32,010 --> 00:15:35,270
‫این‌طوری نمی‌تونم از اوسامو-کون
‫محافظت کنم.

259
00:15:35,270 --> 00:15:39,020
‫دوست ندارم،
‫ولی انگار چاره‌ای ندارم.

260
00:15:41,520 --> 00:15:45,320
‫خاله نانا ترسناک نیست؟

261
00:15:42,070 --> 00:15:43,860
‫ام، ابیسوموری-سان؟

262
00:15:43,860 --> 00:15:45,650
‫بله؟ چیزی شده؟

263
00:15:45,650 --> 00:15:51,130
‫شاید مسخره به نظر برسه،
‫ولی کایا - چان می‌تونه روح‌ها رو ببینه.

264
00:15:51,130 --> 00:15:53,660
‫تازه، می‌تونه اون‌ها رو
‫از بین هم ببره.

265
00:15:53,960 --> 00:16:00,670
‫ولی یه نیروی ماورایی
‫این قدرت رو بهش داده، درسته؟

266
00:16:00,930 --> 00:16:05,420
‫انگار تو هم درباره میکوهای
‫خانواده ابیسوموری می‌دونی.

267
00:16:05,420 --> 00:16:08,800
‫هر چی درباره کایا - چان می‌دونم رو بهت
‫می‌گم.

268
00:16:08,800 --> 00:16:12,810
‫پس لطفاً تو هم هر چی می‌دونی بهم بگو.

269
00:16:13,390 --> 00:16:17,140
‫چرا یهو تصمیم
‫گرفتی بهم اعتماد کنی؟

270
00:16:17,520 --> 00:16:20,150
‫چون خودش بهم نشون داد.

271
00:16:20,450 --> 00:16:23,300
‫چیزی که داخل طلسمش
‫نوشته شده بود رو دیدم.

272
00:16:22,270 --> 00:16:24,900
‫هر چی نفرینه
‫نثار ابیسوموری نانا بشه

273
00:16:24,900 --> 00:16:28,450
‫توانایی‌های من محدوده. اون چیز
‫بیشتر یه دلخوشی ساده‌ست.

274
00:16:28,450 --> 00:16:32,320
‫منم فرقی ندارم، پس لطفاً...

275
00:16:32,600 --> 00:16:36,550
‫می‌خوام مطمئن بشم کایا - چان
‫می‌تونه پیش خانواده‌اش بمونه،

276
00:16:36,550 --> 00:16:39,290
.و کسی دیگه هیولا صداش نکنه

277
00:16:40,830 --> 00:16:42,580
‫اتاق کنفرانس

278
00:16:42,580 --> 00:16:47,760
‫کایا - چان میکوی ابیسوموریه.
‫این چیزیه که شخصی به اسم نامو بهم گفت.

279
00:16:47,760 --> 00:16:52,020
‫پس پسر خانواده فرعی حالش خوبه.
‫خوشحالم که می‌شنوم.

280
00:16:54,040 --> 00:16:56,360
‫نامو نصفه درست گفته.

281
00:16:56,360 --> 00:16:57,270
‫نصفه؟

282
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫همسر

283
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫ایچی

284
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫(جد خاندان ابیسوموری)

285
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫فوتابا

286
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫میتسوبا

287
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫همسر

288
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫شیهو

289
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫هیتا

290
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫هاتسو

291
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫جوکیچی

292
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫(جد خاندان ابیسوموری)

293
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫سوسوکه

294
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫فومی

295
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫میچیکو

296
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫همسر

297
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫موتسو

298
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫نانا

299
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫میرای

300
00:16:57,270 --> 00:17:03,520
‫شجره‌نامه
‫خاندان ابیسوموری

301
00:16:57,560 --> 00:17:00,360
‫«دختر ارشد خاندان ابیسوموری
‫واسط معنی میشه."

302
00:17:00,790 --> 00:17:03,520
‫اگه بخوام دقیق بگم، این غلطه.

303
00:17:03,520 --> 00:17:07,280
‫اونا جوری بچه‌دار می‌شن که مطمئن بشن
‫فرزند اول حتماً علم‌غیب داشته باشه.

304
00:17:07,280 --> 00:17:09,640
یعنی عمداً واسط میسازن؟

305
00:17:10,450 --> 00:17:15,420
‫باورش سخته، ولی می‌گن جد خاندان
‫ابیسوموری یه موجود الهی بوده.

306
00:17:15,420 --> 00:17:19,620
‫و همون قدرت‌های ماورایی‌اش بود که
‫خاندان رو به شکوه زیادی رسوند.

307
00:17:20,240 --> 00:17:24,630
‫با این حال، قدرت اون به نسل‌های
‫بعدی منتقل نشد.

308
00:17:25,030 --> 00:17:29,200
‫با این وجود، خاندان ابیسوموری حاضر
‫نشد از حفظ کردن اون قدرت دست بکشه.

309
00:17:29,200 --> 00:17:32,980
‫اونا در پی تولد دوباره‌ی اون میکو،
‫دست به هر نوع آیینی زدن،

310
00:17:32,980 --> 00:17:36,390
‫و بالاخره یه روش پیدا کردن.
‫اون روش این بود که...

311
00:17:37,180 --> 00:17:39,640
‫نفرین

312
00:17:37,180 --> 00:17:39,640
‫بارداری

313
00:17:37,910 --> 00:17:38,870
‫بارداری نفرین‌شده.

314
00:17:39,640 --> 00:17:43,320
‫بچه‌هایی که با این روش به دنیا می‌اومدن
‫همیشه دختر بودن،

315
00:17:43,650 --> 00:17:46,940
‫و وقتی بزرگ می‌شدن،
‫ظاهر و توانایی‌هاشون

316
00:17:46,940 --> 00:17:48,940
‫دقیقاً شبیه اون میکوی اولیه بود،

317
00:17:48,940 --> 00:17:51,400
‫که باعث شد خاندان ابیسوموری
‫بیشتر از قبل شکوفا بشه.

318
00:17:52,050 --> 00:17:56,370
‫میکوها طبیعتاً می‌خواستن که
‫نسل بعدی رو به دنیا بیارن،

319
00:17:56,370 --> 00:18:00,410
‫و این‌طوری خونی به وجود اومد که
‫دختر ارشدش قدرت‌های ماورا‌یی داشتن.

320
00:18:00,710 --> 00:18:06,220
‫قدرت ما متفاوته، ولی همه‌مون
‫نسخه‌هایی از اون هستیم.

321
00:18:03,790 --> 00:18:06,540
‫\h\h\hایچی
‫(جد خاندان ابیسوموری)

322
00:18:06,540 --> 00:18:10,040
‫با توجه به اینکه ما چیزی جز ظرفی
‫برای قدرت‌های ماورایی نیستیم،

323
00:18:10,040 --> 00:18:13,940
‫اینکه نامو بهمون می‌گه «روح خبیث»
‫کاملاً هم بی‌راه نیست.

324
00:18:14,260 --> 00:18:18,100
‫اون گفت که درون کایا - چان
‫کاملاً تبدیل به روح خبیث شده.

325
00:18:18,100 --> 00:18:21,440
‫یعنی اون دختری که واقعاً
‫ساتو کایا بود دیگه نیست؟

326
00:18:21,440 --> 00:18:22,440
‫نگران نباش.

327
00:18:23,020 --> 00:18:24,790
‫همون‌طور که نامو گفت،

328
00:18:24,790 --> 00:18:29,370
‫کایا بیشتر از هر کس دیگه‌ای قدرت‌های
‫اون میکو رو به ارث برده.

329
00:18:29,370 --> 00:18:33,570
‫اما اون چیزی که درونه؟
‫اون بدون شک خودِ خودشه.

330
00:18:33,570 --> 00:18:34,680
‫واقعاً؟

331
00:18:35,280 --> 00:18:39,280
‫مطمئنم. چون میرای کایا رو به دنیا آورد
‫و اون...

332
00:18:42,580 --> 00:18:43,900
‫هیچی.

333
00:18:44,750 --> 00:18:50,060
‫خیالم راحت شد. ولی چرا مادرِ
‫کایا - چان اون آیین رو انجام داد؟

334
00:18:50,960 --> 00:18:53,970
‫شاید یه جور دهن‌کجی بوده.

335
00:18:54,410 --> 00:18:58,600
،چون قدرت‌های معنوی نداشت
.احساس حقارت میکرد

336
00:18:59,280 --> 00:19:03,470
‫و نشانه‌هایی بود که از مادرمون
‫به خاطر رفتار متفاوتش با ما، کینه داشت.

337
00:19:04,090 --> 00:19:07,160
‫شاید بعد از اینکه یه جوری
‫از اون آیین باخبر شد،

338
00:19:07,160 --> 00:19:09,790
‫خواست خودش رو از اون احساسات
‫رها کنه

339
00:19:09,790 --> 00:19:13,230
.‫و دخترش رو به یه  واسطه تبدیل کنه

340
00:19:13,230 --> 00:19:15,860
‫احتمالاً برای همین اسم دخترش رو
‫گذاشت «کایا»،

341
00:19:15,860 --> 00:19:19,400
‫که از کانجی‌های «خدا»
‫و «عدد هشت» استفاده کرده.

342
00:19:19,400 --> 00:19:21,690
‫اوه، پس اون بچه دومش چی؟

343
00:19:21,690 --> 00:19:23,370
‫چی؟ بچه دوم؟

344
00:19:23,370 --> 00:19:27,210
بله. یه واسطه میشناسم که میگفت

345
00:19:27,210 --> 00:19:31,210
‫مادر کایا - چان یه روح خبیث
‫بارداره.

346
00:19:31,210 --> 00:19:34,710
‫پس اون دوباره آیین «بارداری نفرین‌شده»
‫رو انجام داده، مگه نه؟

347
00:19:34,710 --> 00:19:38,620
‫احتمالاً چون خودش نتونست، می‌خواد
.‫دخترهاش واسطه‌ی ارواح بشن

348
00:19:38,620 --> 00:19:39,690
‫این غیرممکنه.

349
00:19:40,910 --> 00:19:43,910
‫شکی نیست که کایا به عنوان
‫میکو به دنیا اومد.

350
00:19:44,420 --> 00:19:47,210
‫چون میرای با ... فرار کرد.

351
00:19:47,210 --> 00:19:49,740
‫ولی اگه اون یه بچه دیگه می‌خواست...

352
00:19:51,380 --> 00:19:53,250
‫اوه، نانا-سان؟

353
00:19:54,410 --> 00:19:58,290
‫ببخشید، باید یه چیزی رو چک کنم.
‫با اجازه.

354
00:19:58,290 --> 00:19:59,030
‫ها؟

355
00:20:01,400 --> 00:20:03,030
‫هی، صبر کن!

356
00:20:03,030 --> 00:20:05,210
‫خداحافظ، چی‌ئه - سنسی.

357
00:20:08,040 --> 00:20:12,290
‫ایستگاه پرستاری

358
00:20:08,510 --> 00:20:10,390
‫اومدم ساتو میرای رو ببینم.

359
00:20:10,390 --> 00:20:12,290
‫انتهای راهرو، سمت راست.

360
00:20:12,290 --> 00:20:15,030
‫کایا - چان، تو که می‌دونی کجاست،
‫مگه نه؟ راه رو بهش نشون بده.

361
00:20:18,890 --> 00:20:20,550
‫نرو.

362
00:20:24,350 --> 00:20:26,180
‫تو دختر خیلی قوی‌ای هستی، کایا.

363
00:20:26,590 --> 00:20:29,250
‫تا الان تنهایی با مادرت
‫سروکله زدی.

364
00:20:29,250 --> 00:20:31,700
‫بقیه‌اش رو من انجام می‌دم.

365
00:20:32,740 --> 00:20:34,460
‫زود برمی‌گردم.

366
00:20:39,200 --> 00:20:43,000
‫راستش رو بخوای، قبل از اینکه
‫برای کمک به کایا ازت بخوام،

367
00:20:43,000 --> 00:20:44,830
‫از میرای پرسیدم نظرش چیه،

368
00:20:44,830 --> 00:20:47,580
‫چون گفتی اوضاع پیچیده است.

369
00:20:48,230 --> 00:20:50,710
‫ولی میرای با لبخند گفت...

370
00:20:51,010 --> 00:20:54,710
‫«اون رو به خواهرم نشون بده.
‫تعجب می‌کنه.»

371
00:20:55,290 --> 00:20:59,960
‫میرای، داری چیکار می‌کنی؟

372
00:21:01,470 --> 00:21:02,720
‫ساتو میرای

373
00:21:02,720 --> 00:21:02,840
‫ساتو میرای

374
00:21:02,840 --> 00:21:02,970
‫ساتو میرای

375
00:21:02,970 --> 00:21:03,090
‫ساتو میرای

376
00:21:03,090 --> 00:21:03,970
‫ساتو میرای

377
00:21:09,010 --> 00:21:10,460
‫نانا-چان.

378
00:21:19,450 --> 00:21:21,360
‫چی شد؟

379
00:21:21,360 --> 00:21:22,850
‫خاله نانا!

380
00:21:22,850 --> 00:21:24,680
‫دماغت داره خون میاد. خوبی؟

381
00:21:24,680 --> 00:21:26,120
‫آ-آره.

382
00:21:27,060 --> 00:21:31,360
‫توهم بود؟ نه، قطعاً یه چیزی
‫توی اون اتاق بود.

383
00:21:31,850 --> 00:21:33,620
‫و بهم حمله کرد.

384
00:21:36,010 --> 00:21:39,320
‫چطور هنوز زنده‌ام؟

385
00:21:40,770 --> 00:21:42,800
‫الو، ابیسوموری هستم.

386
00:21:43,800 --> 00:21:44,740
‫بله.

387
00:21:46,200 --> 00:21:46,940
‫چی؟

388
00:21:49,090 --> 00:21:50,430
‫نانا-سان؟

389
00:21:50,430 --> 00:21:53,190
‫ا-ام، همه‌چیز مرتبه؟

390
00:21:54,740 --> 00:21:57,330
‫همین الان؟

391
00:21:57,950 --> 00:22:01,200
‫آره، متأسفانه باید بگم مادرت...

392
00:22:02,140 --> 00:22:03,980
‫لحظاتی پیش فوت کردن.

393
00:22:05,450 --> 00:22:09,950
‫باشد که تمام نفرین‌ها بر سر
‫ابیسوموری موتسو آوار شود.

394
00:22:10,000 --> 00:22:20,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
