1
00:00:00,510 --> 00:00:02,130
‫تو دیگه کی هستی؟

2
00:00:02,130 --> 00:00:03,750
‫اسمش نامو-سانه.

3
00:00:03,750 --> 00:00:10,510
‫اون یه احضارکننده بزرگه که قدرتش
‫اون‌قدر زیاده که نمی‌تونه یه جا بمونه.

4
00:00:10,510 --> 00:00:14,310
‫قدرت‌های تو روی آدم‌های
‫معمولی اثر نداره.

5
00:00:14,620 --> 00:00:19,520
‫دقیقاً برای همینه که هیولاها
‫نمی‌تونن بین آدم‌ها زندگی کنن.

6
00:00:19,540 --> 00:00:29,540
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

7
00:00:31,910 --> 00:00:33,370
‫مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

8
00:00:31,910 --> 00:00:33,370
‫مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

9
00:00:32,790 --> 00:00:36,040
مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

10
00:00:32,790 --> 00:00:36,040
مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

11
00:01:51,400 --> 00:01:55,200
سمت ۹: کسایی که می‌بیننشون ترسناک نیستن؟

12
00:01:51,400 --> 00:01:55,200
سمت ۹: کسایی که می‌بیننشون ترسناک نیستن؟

13
00:01:52,370 --> 00:01:57,910
والدینم من رو بخاطر
.متفاوت بودنم رها کردن

14
00:01:57,910 --> 00:02:01,840
‫این نامو-کونه.
‫از امروز قراره پیش ما باشه.

15
00:02:01,840 --> 00:02:03,960
‫بیاید همگی بهش خوش‌آمد بگیم.

16
00:02:04,240 --> 00:02:06,460
‫از آشنایی باهات خوشبختم، نامو-کون.
‫اسم من...

17
00:02:06,460 --> 00:02:07,400
.موموکو

18
00:02:09,140 --> 00:02:12,030
‫حکسی که پشت سرت آویزون شده
‫داره اینطوری صدات می‌کنه.

19
00:02:11,600 --> 00:02:18,240
.موموکو. موموکو

20
00:02:13,730 --> 00:02:16,720
‫اونا به شونه‌هات چسبیدن.
‫باید سنگینیشون رو حس کنی.

21
00:02:17,090 --> 00:02:18,680
‫الان برات دورشون می‌کنم.

22
00:02:21,160 --> 00:02:22,970
‫خیلی عجیبه.

23
00:02:22,250 --> 00:02:23,460
‫یه روانیه.

24
00:02:23,460 --> 00:02:24,560
روانی‌ای چیزیه؟

25
00:02:24,040 --> 00:02:26,210
‫برای همینه که پدر و مادرش ولش کردن.

26
00:02:33,360 --> 00:02:35,980
،بین بقیه بودن برام خسته کننده بود

27
00:02:33,360 --> 00:02:37,360
‫اتاق تنبیه

28
00:02:35,980 --> 00:02:39,740
‫واسه همین اتاق تنبیه برام عالی بود،
‫چون می‌تونستم اونجا تنها باشم.

29
00:02:39,330 --> 00:02:41,620
‫دیگه به دوستام حرف‌های
‫بد نمی‌زنم.

30
00:02:43,750 --> 00:02:46,080
‫واقعاً از کارم پشیمونم و
امیدوارم بتونم با دوستام آشتی کنم
اینجا خونه بقیه هم هست

31
00:02:47,330 --> 00:02:49,590
‫از رفتار دیروزم خیلی پشیمونم. می‌دونم
‫باعث آزار بقیه شدم و از این بابت متأسفم.

32
00:02:49,840 --> 00:02:53,670
‫واقعاً بابت همه چیز
‫متأسفم.

33
00:02:51,740 --> 00:02:55,980
‫آدم‌ها نسبت به چیزهایی که
‫نمی‌فهمن، بی‌رحمن.

34
00:02:53,920 --> 00:02:56,760
‫با من در نیفت! مشکلت چیه؟

35
00:02:57,180 --> 00:03:01,370
‫همه جور آزمایشی روم انجام دادن
‫و کلی دارو بهم دادن.

36
00:03:15,480 --> 00:03:17,110
‫اوه، منظورت اون
‫شایعه‌ست؟

37
00:03:17,110 --> 00:03:20,710
‫اتاق ۳۱۳، درسته؟ همون اتاق طبقه بالا؟

38
00:03:20,710 --> 00:03:23,620
‫بله، دقیقاً. چیزی در موردش
‫شنیدی؟

39
00:03:23,620 --> 00:03:27,450
‫می‌گن مریض‌هایی که می‌فرستن اونجا
‫خودکشی می‌کنن.

40
00:03:28,870 --> 00:03:31,960
‫می‌گن سرشون رو می‌کوبن
‫به دیوار.

41
00:03:31,960 --> 00:03:35,450
‫فهمیدم. دوست دارم جزئیاتش رو بشنوم...

42
00:03:35,450 --> 00:03:37,080
‫پشت سرت! پشت سرت رو نگاه کن!

43
00:03:37,080 --> 00:03:37,880
‫ها؟

44
00:03:43,750 --> 00:03:46,390
‫ها؟ هنوز زنده‌ام؟

45
00:03:46,780 --> 00:03:51,900
‫اوه، بیدار شدی؟
‫شانس آوردی بوته‌ها جلوی ضربه رو گرفتن.

46
00:03:52,290 --> 00:03:53,350
کی هستی؟

47
00:03:53,350 --> 00:03:56,980
‫عذر می‌خوام.
‫این باید جواب سوالت باشه.

48
00:03:58,200 --> 00:04:00,460
رابط روحانی"؟"

49
00:04:00,460 --> 00:04:05,320
‫آره. داشتم در مورد شایعه حضور
‫یه روح خبیث تو این اتاق تحقیق می‌کردم.

50
00:04:05,320 --> 00:04:09,420
درست وقتی داشتی قربانی بعدیش میشدی
.تو رو دیدم

51
00:04:11,620 --> 00:04:18,130
‫این بار شانس آوردی، ولی اگه تو این اتاق
‫بمونی، دوباره اتفاق می‌افته.

52
00:04:18,130 --> 00:04:24,820
ولی غم به دلت راه نده! من رابط روحانی
.موب اوسامو، ازت محافظت میکنم

53
00:04:24,820 --> 00:04:25,740
‫جیغ!

54
00:04:24,980 --> 00:04:27,880
‫ببخشید! بدون اجازه وارد
‫جایی نشید!

55
00:04:27,880 --> 00:04:28,890
.بیرونش کن

56
00:04:29,240 --> 00:04:30,090
‫چشم.

57
00:04:29,460 --> 00:04:33,150
‫ص-ص-صبر کن! وایسا! یه لحظه!

58
00:04:30,380 --> 00:04:31,400
‫بزن بریم، رفیق.

59
00:04:33,150 --> 00:04:36,360
‫اون قربانی یه تهدید ناشناخته‌ست!

60
00:04:37,610 --> 00:04:39,540
اون مرد چه مرگش شده؟

61
00:04:39,540 --> 00:04:42,360
.اون فقط یه روانیه، همین

62
00:04:43,840 --> 00:04:45,080
.درسته

63
00:04:45,660 --> 00:04:49,470
اگه درباره چیزایی که میدونم
.زبون باز کنم بهم برچسب روانی بودن میزنن

64
00:04:49,970 --> 00:04:53,070
‫و اون فکر کرد چون تسخیر شدم،
‫سعی کردم خودکشی کنم؟

65
00:04:53,420 --> 00:04:55,580
‫اصلاً این‌طور نیست.

66
00:04:56,050 --> 00:04:59,870
‫با این حال، اینکه اسمش رو بذارن
‫سقوط هم خیلی مسخره‌ست.

67
00:04:59,870 --> 00:05:03,140
ولی فکر کنم واسه هیچکس
.مرگ و زندگیم ذره‌ای اهمیت نداره

68
00:05:03,680 --> 00:05:07,310
‫حتی واسه خودمم مهم نیست.

69
00:05:07,430 --> 00:05:12,900
من رابط روحانی
.موب اوسامو، نامو - سان ازت محافظت میکنم

70
00:05:15,790 --> 00:05:17,820
‫کسی ازت نخواست.

71
00:05:20,240 --> 00:05:23,240
‫خوب گوش کن.
‫این یه طلسم محافظته.

72
00:05:21,150 --> 00:05:23,240
‫اجرا کن
‫همین الان

73
00:05:23,240 --> 00:05:26,290
‫این رو با کمی نمک بذار
‫گوشه‌های تخت. تق!

74
00:05:23,240 --> 00:05:28,990
‫اجرا کن
‫همین الان

75
00:05:23,240 --> 00:05:28,990
‫اجرا کن
‫همین الان

76
00:05:23,240 --> 00:05:28,990
‫اجرا کن
‫همین الان

77
00:05:23,240 --> 00:05:28,990
‫اجرا کن
‫همین الان

78
00:05:26,290 --> 00:05:28,990
‫حداقلش اینه که
‫این محدوده محافظت میشه.

79
00:05:28,990 --> 00:05:34,240
‫اما! اگه نمک شکلش رو از دست داد،
‫تغییر رنگ داد یا گرد و خاک گرفت،

80
00:05:34,240 --> 00:05:38,460
‫نتیجه عکس میده. اگه این‌طور شد،
‫با نمک تازه عوضش کن...

81
00:05:37,320 --> 00:05:38,460
.هی، آقا

82
00:05:38,860 --> 00:05:39,960
جان؟

83
00:05:39,960 --> 00:05:43,900
اینکه همه مسخره‌ات میکنن
اذیتت نمیکنه؟

84
00:05:43,900 --> 00:05:46,970
‫ای بابا. ببین چی میگی.

85
00:05:47,330 --> 00:05:50,800
‫همه ما دنیا رو
‫کمی متفاوت می‌بینیم.

86
00:05:50,800 --> 00:05:53,460
‫وقتی این فاصله خیلی زیاد بشه،

87
00:05:53,460 --> 00:05:58,520
طبیعیه آدما احساس ناامنی کنن
.یا بخوان حرفات رو انکار کنن

88
00:05:58,520 --> 00:06:03,040
تقصیر هیچکس هم نیست و چیزی نیست
.که بخوام بابتش خجالت بکشم

89
00:06:03,620 --> 00:06:06,410
‫این خیلی
‫خودخواهانه به نظر میاد.

90
00:06:09,200 --> 00:06:13,750
‫با این حال، نامو-سان، تو حضور منو
‫رد نمی‌کنی. چرا؟

91
00:06:14,850 --> 00:06:16,230
‫دلیل خاصی نداره.

92
00:06:16,640 --> 00:06:18,040
‫فقط دارم وقت می‌گذرونم.

93
00:06:18,960 --> 00:06:22,690
بازم اینجایی؟
جطوری دوباره اومدی؟

94
00:06:20,410 --> 00:06:26,220
‫چ-چطور؟ خب، امم، یعنی، خب...

95
00:06:22,690 --> 00:06:26,220
‫برو بیرون! جدی میگم،
‫زنگ می‌زنم پلیس!

96
00:06:26,220 --> 00:06:27,970
‫قوی باش!

97
00:06:27,970 --> 00:06:30,390
‫قول میدم ازت محافظت کنم...

98
00:06:28,610 --> 00:06:31,830
‫بسه دیگه. خیلی حرف زدی.

99
00:06:31,830 --> 00:06:33,770
‫تو خیلی قوی هستی، مگه نه؟

100
00:06:34,910 --> 00:06:38,770
‫«همه ما دنیا رو
‫کمی متفاوت می‌بینیم.»

101
00:06:39,510 --> 00:06:45,320
‫تا قبل از اینکه اینو بگه،
.فکر میکردم فقط من دنیا رو متفاوت میبینم

102
00:06:45,530 --> 00:06:48,030
‫اجرا کن
‫همین الان

103
00:06:48,330 --> 00:06:51,960
‫اینا چی‌ان؟ کاملاً تقلبی‌ان.

104
00:06:54,410 --> 00:06:57,290
‫با این حال، نباید بذاریم
‫این قضیه طولانی بشه.

105
00:06:57,290 --> 00:07:00,000
‫بیا کشیک بدیم و زود تمومش کنیم.

106
00:07:01,660 --> 00:07:04,110
‫نقشه ساده و سرراسته.

107
00:07:10,080 --> 00:07:12,440
‫من تو اتاق بغلی منتظر می‌مونم.

108
00:07:12,440 --> 00:07:16,520
‫اگه اتفاقی افتاد، اون به دیوار می‌کوبه
‫تا خبر بده و من میام تو.

109
00:07:16,520 --> 00:07:19,880
‫بعدش، با اسپری جن‌گیری
‫دست‌سازم...

110
00:07:21,450 --> 00:07:23,030
‫وقتشه مهارت‌هام رو نشون بدم!

111
00:07:27,280 --> 00:07:29,780
‫پاکسازی

112
00:07:41,290 --> 00:07:43,500
‫خ-خاک بر سرم!

113
00:07:44,550 --> 00:07:47,050
‫داری چیکار می‌کنی، آقا؟

114
00:07:48,830 --> 00:07:51,960
‫نامو-سان!
‫خ-خداروشکر که سالمی!

115
00:07:50,570 --> 00:07:52,350
‫قرارمون این نبود.

116
00:07:52,350 --> 00:07:53,690
‫خیلی عذر می‌خوام!

117
00:07:53,690 --> 00:07:58,100
‫قول دادم به محض اینکه صدای کوبیدن به
‫دیوار رو شنیدم بیام. پس خیلی...

118
00:07:56,670 --> 00:07:58,100
‫آره، خب...

119
00:07:58,470 --> 00:08:00,600
‫چرا تو داشتی به
‫دیوار می‌کوبیدی؟

120
00:08:00,600 --> 00:08:03,360
‫ها؟ ام، نه.

121
00:08:04,080 --> 00:08:06,860
‫م-من نبودم...

122
00:08:20,150 --> 00:08:22,920
‫ن-نامو-سان، اینجا چه اتاقیه؟

123
00:08:22,920 --> 00:08:23,930
‫ها؟

124
00:08:25,590 --> 00:08:28,090
‫اتاق ۳۱۳.

125
00:08:28,090 --> 00:08:30,050
‫اوه، منظورت همون شایعه‌ی
‫اون اتاقه؟

126
00:08:30,050 --> 00:08:32,600
‫اتاق ۳۱۳ بود؟

127
00:08:32,600 --> 00:08:36,650
‫می‌گن بیمارایی که می‌فرستن اونجا،
‫دست به خودکشی می‌زنن.

128
00:08:36,650 --> 00:08:39,350
‫می‌گن سرشون رو محکم می‌کوبن
‫به دیوار.

129
00:08:53,050 --> 00:08:55,910
‫آقا، چی می‌بینی؟

130
00:08:57,360 --> 00:08:59,620
‫ه-همه چیز درست می‌شه.

131
00:08:59,620 --> 00:09:05,630
...من یه رابـ رابطم
.ازت محافظت میکنم

132
00:09:09,550 --> 00:09:11,170
...‫نامو-سان، فرار کن

133
00:09:18,130 --> 00:09:19,220
‫آقا؟

134
00:09:27,270 --> 00:09:32,560
‫چی شد که فکر کردم می‌تونم
‫با همچین چیزی در بیفتم؟

135
00:09:32,560 --> 00:09:34,310
‫ک-کمکم کن!

136
00:09:35,840 --> 00:09:39,950
‫نه، نامو-سان! این اتاق خطرناکه!
‫باید همین الان بری بیرون!

137
00:10:09,190 --> 00:10:11,790
.مرسی که هوامو داشتی

138
00:10:12,240 --> 00:10:15,320
‫اوه، نه، این چه حرفیه!

139
00:10:15,320 --> 00:10:20,340
،ولی برای کسی که بهش میگن رابط
.توی کار با ارواح خیلی افتضاحی، آقا

140
00:10:21,050 --> 00:10:22,250
‫پس...

141
00:10:22,770 --> 00:10:26,500
‫از امروز، من استادتم
‫و تو شاگرد منی.

142
00:10:29,530 --> 00:10:32,140
‫فهمیدی، موب اوسامو؟

143
00:10:33,630 --> 00:10:37,090
‫چی‌ئه - سنسی ترسناک نیست

144
00:10:40,240 --> 00:10:46,230
‫نمی‌تونم همین‌طوری بشینم و ببینم
‫شاگردم درگیر همچین خطر بزرگی شده.

145
00:10:46,590 --> 00:10:49,340
‫کایا - چان!

146
00:10:47,340 --> 00:10:48,560
‫کایا!

147
00:10:49,340 --> 00:10:52,720
‫متاسفم. چون چشم ازش برداشتم
‫این اتفاق افتاد.

148
00:10:52,720 --> 00:10:55,910
‫نه، تقصیر منه که نگهت داشتم
‫تا با هم حرف بزنیم.

149
00:10:55,910 --> 00:10:57,860
‫من اون طرف رو می‌گردم.

150
00:10:57,860 --> 00:10:59,340
‫منم این سمت رو چک می‌کنم.

151
00:11:08,750 --> 00:11:11,340
‫ا-اون...

152
00:11:16,730 --> 00:11:17,950
‫وایسا!

153
00:11:20,430 --> 00:11:25,170
‫تو نامو-سانی، درسته؟
‫کایا - چان رو کجا داری می‌بری؟

154
00:11:25,170 --> 00:11:27,280
‫من خیلی قوی‌ام، می‌دونی؟

155
00:11:27,280 --> 00:11:29,100
‫چه ادعای بزرگی.

156
00:11:29,790 --> 00:11:32,380
‫تو همونی هستی که این
‫رو تو جمعیت ول کردی.

157
00:11:36,110 --> 00:11:39,020
،اگه کسی اون رو اینطوری می‌دید
چیکار میخواستی بکنی؟

158
00:11:39,610 --> 00:11:44,160
‫فکر کنم تا حالا به مشکلی نخورده
‫که نتونه با زور حلش کنه.

159
00:11:44,160 --> 00:11:47,570
‫حتی بلد نیست
‫چنگال‌هاش رو جمع کنه.

160
00:11:47,570 --> 00:11:50,520
‫معلومه. اون یه هیولاست
‫که تازه از تخم در اومده.

161
00:11:50,520 --> 00:11:51,630
‫کایا - چان!

162
00:11:53,590 --> 00:11:56,940
‫اشکالی نداره. من همین‌جام پیشت.

163
00:11:56,940 --> 00:12:00,590
‫لازم نیست بترسی. بیا برگردیم
‫پیش بابات، باشه؟

164
00:12:00,590 --> 00:12:03,340
‫اشکالی نداره. جات امنه.

165
00:12:05,240 --> 00:12:08,780
‫این چه طرز فکر «به هر قیمتی ازت
‫محافظت می‌کنم» توئه؟

166
00:12:08,780 --> 00:12:10,750
‫وسواس داری؟

167
00:12:10,750 --> 00:12:14,830
‫یا این روشیه که باهاش رامش می‌کنی؟

168
00:12:15,550 --> 00:12:17,360
‫خیلی تاثیرگذار بود، سنسِی.

169
00:12:17,780 --> 00:12:19,560
‫دیگه تمومش کن!

170
00:12:19,560 --> 00:12:23,090
‫«تازه از تخم در اومده»؟ «رام کردن»؟
‫اون یه حیوون نیست.

171
00:12:23,090 --> 00:12:27,060
در ضمن، مگه خودت
یه روحانی نیستی؟

172
00:12:27,060 --> 00:12:30,290
‫خب، در مورد اون مطمئن نیستم.

173
00:12:30,600 --> 00:12:31,540
‫ها؟

174
00:12:31,540 --> 00:12:38,220
‫سنسِی، واقعاً از همون اول
‫حرفای اون بچه رو باور کردی؟

175
00:12:39,170 --> 00:12:45,720
‫اگه خودت «اونا» رو ندیده بودی،
‫چطور باهاش رفتار می‌کردی؟

176
00:12:46,190 --> 00:12:47,940
‫بازم داری می‌گی «نه».

177
00:12:47,940 --> 00:12:50,850
‫نمی‌تونی به همه چیز بگی «نه».

178
00:12:50,940 --> 00:12:54,440
‫وقتی کسی بیش از حد از
‫هنجارها فاصله می‌گیره،

179
00:12:54,810 --> 00:12:57,580
‫بهش برچسب معیوب می‌زنن
‫و طردش می‌کنن.

180
00:12:58,300 --> 00:13:02,930
بعدش هم یه برچسب موجه
.مثل "رابط" بهش میچسبونن

181
00:13:03,320 --> 00:13:05,920
‫ولی حتی انحراف هم درجه‌بندی داره.

182
00:13:05,920 --> 00:13:07,410
‫این یه طیف داره.

183
00:13:07,830 --> 00:13:12,780
‫و وقتی از حد بگذره،
‫عملاً با یه هیولا طرفی.

184
00:13:13,540 --> 00:13:19,230
‫حتی برای من هم سخته که
‫اون رو یه آدم بدونم.

185
00:13:19,230 --> 00:13:22,080
‫اوسامو-کون اون رو مثل یه قدیس می‌پرسته،

186
00:13:22,080 --> 00:13:25,930
ولی هیچکس تو اون خانواده
.اینقدر نمیتونه سخاوتمند باشه

187
00:13:26,440 --> 00:13:29,540
‫اون چیزی که اونجاست،
‫خیلی خبیث‌تره.

188
00:13:29,930 --> 00:13:31,770
‫منظورت چیه؟

189
00:13:32,370 --> 00:13:35,280
‫و تو از کجا می‌دونی؟

190
00:13:35,770 --> 00:13:36,950
‫چون...

191
00:13:37,790 --> 00:13:41,030
‫فکر کنم من ابیسوموری نامو هستم.

192
00:13:42,360 --> 00:13:43,770
‫ابیسوموری؟

193
00:13:43,770 --> 00:13:45,280
‫بهم بگو، سنسِی.

194
00:13:45,650 --> 00:13:48,480
‫اون چیزی که این‌قدر سفت چسبیدیش...

195
00:13:48,480 --> 00:13:52,510
مطمئنی همون چیزیه که فکر میکنی؟

196
00:13:53,280 --> 00:13:54,430
چیکار میکنی؟

197
00:13:54,430 --> 00:13:56,790
‫خوب نگاه کن، سنسِی.

198
00:13:57,240 --> 00:14:01,300
‫این چیزیه که یه زن از خانواده
‫ابیسوموری واقعاً هست.

199
00:14:09,560 --> 00:14:14,060
‫این چیزیه که تو وجود ساتو کایاست.

200
00:14:17,060 --> 00:14:22,070
‫مگه کایا - چان

201
00:14:17,060 --> 00:14:22,070
‫ترسناک نیست؟

202
00:14:32,470 --> 00:14:34,320
‫کایا - چان، پیشم بمون.

203
00:14:34,320 --> 00:14:35,420
‫کایا - چان!

204
00:14:36,980 --> 00:14:39,000
‫باهاش چیکار کردی؟

205
00:14:39,000 --> 00:14:41,290
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

206
00:14:41,290 --> 00:14:43,510
‫این ساتو کایاست.

207
00:14:43,510 --> 00:14:44,640
‫ها؟

208
00:14:44,640 --> 00:14:47,140
‫اون چیزی که بهش می‌گی «کایا - چان»

209
00:14:47,140 --> 00:14:51,030
‫یه روح خبیث از خانواده ابیسوموریه
‫که پوست آدمیزاد تنش کرده.

210
00:14:51,770 --> 00:14:54,820
‫نسل‌هاست که دختر ارشد ابیسوموری،
‫اون راهبه معبد،

211
00:14:54,820 --> 00:14:57,380
‫قدرتی فراتر از حد معمول داشته.

212
00:14:57,380 --> 00:15:00,440
‫با اینکه شدتش فرق می‌کنه،
‫این قدرت وقتی ظاهر می‌شه که

213
00:15:00,440 --> 00:15:03,530
درونِ راهبه‌ی معبد
.با یه شبح خبیث جایگزین شه

214
00:15:04,180 --> 00:15:09,030
‫و من می‌تونم این تغییر رو ببینم.
‫واسه همینه که می‌دونم.

215
00:15:09,660 --> 00:15:13,050
‫«درون» اون موجود،
‫کاملاً عوض شده.

216
00:15:13,490 --> 00:15:16,060
‫حتی ذره‌ای از اون
‫عنصر انسانی باقی نمونده.

217
00:15:17,120 --> 00:15:20,090
‫نسل‌هاست که این خانواده این قدرت
‫غیرعادی رو مال خودشون می‌دونن

218
00:15:20,480 --> 00:15:23,880
‫و هر چیزی که به نفعشون نباشه رو دور
‫می‌ریزن.

219
00:15:24,090 --> 00:15:27,740
‫و انگار در نهایت، خودشون هم
‫به روح خبیث تبدیل شدن.

220
00:15:28,340 --> 00:15:34,350
‫چی‌ئه هاسومی

221
00:15:28,670 --> 00:15:33,630
‫برام مهم نیست اگه خودشون رو نابود کنن
‫و کل خانواده رو به آتیش بکشن.

222
00:15:33,630 --> 00:15:37,920
‫مشکل اینجاست که اوسامو-کون هم مثل تو،
‫کاملاً مسحور این موجود شده.

223
00:15:34,350 --> 00:15:38,350
‫اون خیلی فوق‌العاده‌ست

224
00:15:34,350 --> 00:15:38,350
‫نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم

225
00:15:34,350 --> 00:15:38,350
‫کایا-ساما بی‌نظیره

226
00:15:38,350 --> 00:15:43,150
‫و برای نجات جونش،
‫این روح خبیث رو جن‌گیری می‌کنم.

227
00:15:44,040 --> 00:15:49,980
‫حالا فهمیدی؟ اون «ساتو کایا»یی که
‫داری سعی می‌کنی ازش محافظت کنی...

228
00:15:52,420 --> 00:15:54,660
‫اصلاً از اول وجود نداشته.

229
00:15:55,380 --> 00:15:58,010
‫تو هم قربانی این ماجرا شدی، سنسِی.

230
00:15:58,460 --> 00:16:01,060
‫چیزهای ترسناک زیادی رو
‫تجربه کردی، مگه نه؟

231
00:16:02,000 --> 00:16:07,050
من درستش میکنم. اگه جسدش رو میخوای
.میتونی ببریش

232
00:16:07,340 --> 00:16:11,240
‫هرچند که اعلام «مفقودی» براش،
...‫احتمالاً راحت‌ترین کاره

233
00:16:20,410 --> 00:16:22,700
‫عقلت رو از دست دادی؟

234
00:16:23,160 --> 00:16:24,460
‫حرفتو پس بگیر.

235
00:16:24,460 --> 00:16:25,350
‫ها؟

236
00:16:26,210 --> 00:16:27,780
‫حرفتو پس بگیر!

237
00:16:28,780 --> 00:16:30,610
‫کایا - چان آدم نیست؟

238
00:16:31,160 --> 00:16:33,530
‫تو هیچی درباره‌اش نمی‌دونی!

239
00:16:34,270 --> 00:16:35,510
‫کایا - چان...

240
00:16:36,260 --> 00:16:37,330
‫اون...

241
00:16:40,230 --> 00:16:41,980
‫من نمی‌خوام عوض بشم.

242
00:16:42,420 --> 00:16:45,550
‫ولی نمی‌تونی با این لباس‌های کثیف
‫ناهار بخوری.

243
00:16:45,550 --> 00:16:46,710
‫خیلی خب، نمی‌خورم.

244
00:16:46,710 --> 00:16:48,420
‫اوه، بی‌خیال. لطفاً؟

245
00:16:48,710 --> 00:16:52,060
‫خیلی لجباز شده.
‫کوتاه بیا نیست.

246
00:16:52,060 --> 00:16:54,850
‫اخیراً خیلی خوب رفتار می‌کرد.

247
00:16:54,850 --> 00:16:56,560
‫عجب وضعیتیه.

248
00:16:56,560 --> 00:16:57,740
‫هیس.

249
00:16:59,850 --> 00:17:02,100
‫حداقل بهم بگو چرا
‫نمی‌خوای لباست رو عوض کنی.

250
00:17:03,070 --> 00:17:04,370
‫نمی‌فهمی.

251
00:17:04,370 --> 00:17:05,190
‫چی؟

252
00:17:06,020 --> 00:17:08,530
‫اصلاً قرار نیست بفهمی!

253
00:17:08,850 --> 00:17:09,690
‫ها؟

254
00:17:16,460 --> 00:17:17,760
‫کایا - چان.

255
00:17:19,160 --> 00:17:20,570
‫چی‌ئه - سنسی؟

256
00:17:20,570 --> 00:17:22,640
‫یکم فکر کردم.

257
00:17:22,640 --> 00:17:27,800
نکنه نمیخوای لباسات رو عوض کنی
چون این لباس رو خیلی دوس داری؟

258
00:17:27,800 --> 00:17:29,420
‫ها؟ نه، اشتباهه.

259
00:17:29,770 --> 00:17:31,790
‫پس، از عوض کردن لباست خجالت می‌کشی؟

260
00:17:31,790 --> 00:17:32,720
‫نه.

261
00:17:32,720 --> 00:17:35,150
فقط دلت میخواد کل روز
گلی بمونی؟

262
00:17:35,150 --> 00:17:36,620
‫اصلاً این‌طور نیست.

263
00:17:36,620 --> 00:17:38,390
‫نیست؟

264
00:17:39,130 --> 00:17:41,680
‫چرا ازم می‌پرسی؟

265
00:17:47,600 --> 00:17:50,940
‫چون می‌خوام
‫بیشتر بشناسمت، کایا - چان.

266
00:17:52,450 --> 00:17:54,640
‫ولی اصلاً نزدیک هم نبودم، نه؟

267
00:17:56,410 --> 00:17:57,740
‫سنسِی...

268
00:17:59,540 --> 00:18:03,530
‫ازم بدت میاد؟

269
00:18:03,530 --> 00:18:09,250
‫چرا باید بدم بیاد؟ من خیلی
‫دوستت دارم، کایا - چان.

270
00:18:16,240 --> 00:18:17,860
‫آستین‌بلند.

271
00:18:19,750 --> 00:18:22,480
‫می‌خوام آستین‌بلند بپوشم. چون...

272
00:18:24,140 --> 00:18:25,900
‫سیاه می‌شم.

273
00:18:26,840 --> 00:18:31,440
‫ولی اون یکی معلم گفت
‫دارم خودخواهی می‌کنم.

274
00:18:31,440 --> 00:18:33,660
‫نمی‌فهمیدم منظورش چیه.

275
00:18:33,660 --> 00:18:36,300
‫اما تا وقتی می‌تونستم
‫کشمکش درونی‌اش رو حس کنم،

276
00:18:36,300 --> 00:18:38,480
‫معنی حرف‌هاش اهمیتی نداشت.

277
00:18:39,240 --> 00:18:43,330
‫تو احتمالاً نمی‌فهمی چون
‫فقط به ظاهر توجه می‌کنی.

278
00:18:43,950 --> 00:18:45,980
‫خب که چی اگه توش یه روحه؟

279
00:18:46,330 --> 00:18:49,710
‫هر چی هم که بگی،
‫این حقیقت عوض نمی‌شه

280
00:18:49,710 --> 00:18:53,590
‫که کایا - چان عصبانی می‌شه، تقلا می‌کنه،
‫خوشحال می‌شه و می‌خنده، مثل بقیه.

281
00:18:54,470 --> 00:18:58,600
‫اون یه قلب انسانی داره.

282
00:18:59,060 --> 00:19:03,820
‫و اگه هنوز بخوای مثل یه هیولا باهاش
‫رفتار کنی، به حسابت می‌رسم.

283
00:19:04,350 --> 00:19:06,600
‫من از کایا - چان محافظت می‌کنم، به هر قیمتی!

284
00:19:08,100 --> 00:19:11,400
‫من کسی هستم که
‫از تو محافظت می‌کنم، کایا - چان.

285
00:19:17,130 --> 00:19:18,550
‫ها؟ چه اتفاقی داره می‌افته؟

286
00:19:29,630 --> 00:19:31,210
‫لعنتی. خیلی به بدنش نزدیک شد.

287
00:19:31,210 --> 00:19:33,300
‫بعد از اینکه بالاخره تونستم جداش کنم...

288
00:19:34,160 --> 00:19:35,790
‫می‌تونم دوباره بیرونش بکشم؟

289
00:19:38,570 --> 00:19:39,880
‫این دیگه...

290
00:19:49,250 --> 00:19:51,120
‫چی‌ئه - سنسی.

291
00:19:51,440 --> 00:19:54,440
‫کایا - چان! خودتی، درسته کایا - چان؟

292
00:19:56,220 --> 00:19:57,300
‫من...

293
00:19:59,090 --> 00:20:00,140
‫من...

294
00:20:09,370 --> 00:20:11,780
‫گم شده بودم!

295
00:20:15,020 --> 00:20:18,540
‫حتماً تنها بودی و
‫ترسیدی. الان امنی.

296
00:20:19,590 --> 00:20:22,190
‫بیا با هم بریم بابات رو پیدا کنیم، باشه؟

297
00:20:24,180 --> 00:20:25,400
‫بابا!

298
00:20:25,400 --> 00:20:26,100
‫کایا!

299
00:20:26,510 --> 00:20:29,160
.ببخشید که زحمت شد
.ممنون پیداش کردید

300
00:20:29,160 --> 00:20:31,600
‫خواهش می‌کنم. خوشحالم که حالش خوبه.

301
00:20:31,600 --> 00:20:33,560
‫خداحافظ، چی‌ئه - سنسی.

302
00:20:33,900 --> 00:20:35,730
‫خیلی ممنون.

303
00:20:36,090 --> 00:20:37,720
‫خداحافظ.

304
00:20:38,950 --> 00:20:42,130
‫نکنه هنوزم می‌خوای
‫کاری با کایا - چان بکنی؟

305
00:20:42,130 --> 00:20:44,900
‫نه. یا بهتره بگم، نمی‌تونم.

306
00:20:45,870 --> 00:20:49,100
‫من فقط می‌تونم با
‫مسائل روحی سر و کله بزنم.

307
00:20:49,530 --> 00:20:52,630
‫اگه روح از کنترل خارج بشه و
‫کاملاً ظاهر بشه، می‌تونم دخالت کنم.

308
00:20:53,050 --> 00:20:56,370
‫ولی اگه توی یه کالبد حبس شده باشه،
‫کاری از دستم برنمیاد.

309
00:20:57,130 --> 00:21:01,050
‫چطور برش گردوندی داخل؟
‫تو کارِت همینه؟

310
00:21:01,050 --> 00:21:02,730
‫معلومه که نه.

311
00:21:02,730 --> 00:21:07,610
‫حتماً یه چیزی باعث شده که
‫واقعاً بخواد به این دنیا برگرده.

312
00:21:08,930 --> 00:21:11,140
‫من به هر قیمتی از کایا - چان محافظت می‌کنم!

313
00:21:11,470 --> 00:21:16,480
‫من رابط روحانی
.موب اوسامو، نامو - سان ازت محافظت میکنم

314
00:21:17,920 --> 00:21:22,000
‫این حرفت درست مثل
‫آدم‌های معمولی بود.

315
00:21:26,450 --> 00:21:31,030
‫به نظر میاد باید
‫بیشتر تحقیق کنم.

316
00:21:31,050 --> 00:21:39,050
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

317
00:21:39,080 --> 00:21:49,080
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

318
00:23:10,050 --> 00:23:40,080
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

319
00:23:10,050 --> 00:23:40,080
‫کایا - چان
 ترسناک نیست

320
00:23:11,400 --> 00:23:15,320
‫دلیل اینکه پوست کایا - چان وقتی
‫یه روح رو شکست میده سیاه میشه

321
00:23:15,320 --> 00:23:19,810
‫اینه که چیزی که درونشه از پوستش
‫می‌زنه بیرون و قابل دیدن میشه.

322
00:23:20,960 --> 00:23:24,280
‫اون نمی‌دونه چرا این اتفاق میفته،

323
00:23:24,580 --> 00:23:27,640
‫ولی می‌دونه که پوستش تیره میشه.

324
00:23:28,490 --> 00:23:32,080
‫برای همین تمام سال لباس‌های
‫آستین‌بلند و شلوار می‌پوشه،

325
00:23:32,080 --> 00:23:36,330
‫و حتی مایوهایی که می‌پوشه
‫بدنش رو کاملاً می‌پوشونه.
