WEBVTT

00:00.510 --> 00:02.130
‫تو دیگه کی هستی؟

00:02.130 --> 00:03.750
‫اسمش نامو-سانه.

00:03.750 --> 00:10.510
‫اون یه احضارکننده بزرگه که قدرتش
‫اون‌قدر زیاده که نمی‌تونه یه جا بمونه.

00:10.510 --> 00:14.310
‫قدرت‌های تو روی آدم‌های
‫معمولی اثر نداره.

00:14.620 --> 00:19.520
‫دقیقاً برای همینه که هیولاها
‫نمی‌تونن بین آدم‌ها زندگی کنن.

00:19.540 --> 00:29.540
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:31.910 --> 00:33.370
‫مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

00:32.790 --> 00:36.040
مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

01:51.400 --> 01:55.200
سمت ۹: کسایی که می‌بیننشون ترسناک نیستن؟

01:52.370 --> 01:57.910
والدینم من رو بخاطر
.متفاوت بودنم رها کردن

01:57.910 --> 02:01.840
‫این نامو-کونه.
‫از امروز قراره پیش ما باشه.

02:01.840 --> 02:03.960
‫بیاید همگی بهش خوش‌آمد بگیم.

02:04.240 --> 02:06.460
‫از آشنایی باهات خوشبختم، نامو-کون.
‫اسم من...

02:06.460 --> 02:07.400
.موموکو

02:09.140 --> 02:12.030
‫حکسی که پشت سرت آویزون شده
‫داره اینطوری صدات می‌کنه.

02:11.600 --> 02:18.240
.موموکو. موموکو

02:13.730 --> 02:16.720
‫اونا به شونه‌هات چسبیدن.
‫باید سنگینیشون رو حس کنی.

02:17.090 --> 02:18.680
‫الان برات دورشون می‌کنم.

02:21.160 --> 02:22.970
‫خیلی عجیبه.

02:22.250 --> 02:23.460
‫یه روانیه.

02:23.460 --> 02:24.560
روانی‌ای چیزیه؟

02:24.040 --> 02:26.210
‫برای همینه که پدر و مادرش ولش کردن.

02:33.360 --> 02:35.980
،بین بقیه بودن برام خسته کننده بود

02:33.360 --> 02:37.360
‫اتاق تنبیه

02:35.980 --> 02:39.740
‫واسه همین اتاق تنبیه برام عالی بود،
‫چون می‌تونستم اونجا تنها باشم.

02:39.330 --> 02:41.620
‫دیگه به دوستام حرف‌های
‫بد نمی‌زنم.

02:43.750 --> 02:46.080
‫واقعاً از کارم پشیمونم و
امیدوارم بتونم با دوستام آشتی کنم
اینجا خونه بقیه هم هست

02:47.330 --> 02:49.590
‫از رفتار دیروزم خیلی پشیمونم. می‌دونم
‫باعث آزار بقیه شدم و از این بابت متأسفم.

02:49.840 --> 02:53.670
‫واقعاً بابت همه چیز
‫متأسفم.

02:51.740 --> 02:55.980
‫آدم‌ها نسبت به چیزهایی که
‫نمی‌فهمن، بی‌رحمن.

02:53.920 --> 02:56.760
‫با من در نیفت! مشکلت چیه؟

02:57.180 --> 03:01.370
‫همه جور آزمایشی روم انجام دادن
‫و کلی دارو بهم دادن.

03:15.480 --> 03:17.110
‫اوه، منظورت اون
‫شایعه‌ست؟

03:17.110 --> 03:20.710
‫اتاق ۳۱۳، درسته؟ همون اتاق طبقه بالا؟

03:20.710 --> 03:23.620
‫بله، دقیقاً. چیزی در موردش
‫شنیدی؟

03:23.620 --> 03:27.450
‫می‌گن مریض‌هایی که می‌فرستن اونجا
‫خودکشی می‌کنن.

03:28.870 --> 03:31.960
‫می‌گن سرشون رو می‌کوبن
‫به دیوار.

03:31.960 --> 03:35.450
‫فهمیدم. دوست دارم جزئیاتش رو بشنوم...

03:35.450 --> 03:37.080
‫پشت سرت! پشت سرت رو نگاه کن!

03:37.080 --> 03:37.880
‫ها؟

03:43.750 --> 03:46.390
‫ها؟ هنوز زنده‌ام؟

03:46.780 --> 03:51.900
‫اوه، بیدار شدی؟
‫شانس آوردی بوته‌ها جلوی ضربه رو گرفتن.

03:52.290 --> 03:53.350
کی هستی؟

03:53.350 --> 03:56.980
‫عذر می‌خوام.
‫این باید جواب سوالت باشه.

03:58.200 --> 04:00.460
رابط روحانی"؟"

04:00.460 --> 04:05.320
‫آره. داشتم در مورد شایعه حضور
‫یه روح خبیث تو این اتاق تحقیق می‌کردم.

04:05.320 --> 04:09.420
درست وقتی داشتی قربانی بعدیش میشدی
.تو رو دیدم

04:11.620 --> 04:18.130
‫این بار شانس آوردی، ولی اگه تو این اتاق
‫بمونی، دوباره اتفاق می‌افته.

04:18.130 --> 04:24.820
ولی غم به دلت راه نده! من رابط روحانی
.موب اوسامو، ازت محافظت میکنم

04:24.820 --> 04:25.740
‫جیغ!

04:24.980 --> 04:27.880
‫ببخشید! بدون اجازه وارد
‫جایی نشید!

04:27.880 --> 04:28.890
.بیرونش کن

04:29.240 --> 04:30.090
‫چشم.

04:29.460 --> 04:33.150
‫ص-ص-صبر کن! وایسا! یه لحظه!

04:30.380 --> 04:31.400
‫بزن بریم، رفیق.

04:33.150 --> 04:36.360
‫اون قربانی یه تهدید ناشناخته‌ست!

04:37.610 --> 04:39.540
اون مرد چه مرگش شده؟

04:39.540 --> 04:42.360
.اون فقط یه روانیه، همین

04:43.840 --> 04:45.080
.درسته

04:45.660 --> 04:49.470
اگه درباره چیزایی که میدونم
.زبون باز کنم بهم برچسب روانی بودن میزنن

04:49.970 --> 04:53.070
‫و اون فکر کرد چون تسخیر شدم،
‫سعی کردم خودکشی کنم؟

04:53.420 --> 04:55.580
‫اصلاً این‌طور نیست.

04:56.050 --> 04:59.870
‫با این حال، اینکه اسمش رو بذارن
‫سقوط هم خیلی مسخره‌ست.

04:59.870 --> 05:03.140
ولی فکر کنم واسه هیچکس
.مرگ و زندگیم ذره‌ای اهمیت نداره

05:03.680 --> 05:07.310
‫حتی واسه خودمم مهم نیست.

05:07.430 --> 05:12.900
من رابط روحانی
.موب اوسامو، نامو - سان ازت محافظت میکنم

05:15.790 --> 05:17.820
‫کسی ازت نخواست.

05:20.240 --> 05:23.240
‫خوب گوش کن.
‫این یه طلسم محافظته.

05:21.150 --> 05:23.240
‫اجرا کن
‫همین الان

05:23.240 --> 05:26.290
‫این رو با کمی نمک بذار
‫گوشه‌های تخت. تق!

05:23.240 --> 05:28.990
‫اجرا کن
‫همین الان

05:26.290 --> 05:28.990
‫حداقلش اینه که
‫این محدوده محافظت میشه.

05:28.990 --> 05:34.240
‫اما! اگه نمک شکلش رو از دست داد،
‫تغییر رنگ داد یا گرد و خاک گرفت،

05:34.240 --> 05:38.460
‫نتیجه عکس میده. اگه این‌طور شد،
‫با نمک تازه عوضش کن...

05:37.320 --> 05:38.460
.هی، آقا

05:38.860 --> 05:39.960
جان؟

05:39.960 --> 05:43.900
اینکه همه مسخره‌ات میکنن
اذیتت نمیکنه؟

05:43.900 --> 05:46.970
‫ای بابا. ببین چی میگی.

05:47.330 --> 05:50.800
‫همه ما دنیا رو
‫کمی متفاوت می‌بینیم.

05:50.800 --> 05:53.460
‫وقتی این فاصله خیلی زیاد بشه،

05:53.460 --> 05:58.520
طبیعیه آدما احساس ناامنی کنن
.یا بخوان حرفات رو انکار کنن

05:58.520 --> 06:03.040
تقصیر هیچکس هم نیست و چیزی نیست
.که بخوام بابتش خجالت بکشم

06:03.620 --> 06:06.410
‫این خیلی
‫خودخواهانه به نظر میاد.

06:09.200 --> 06:13.750
‫با این حال، نامو-سان، تو حضور منو
‫رد نمی‌کنی. چرا؟

06:14.850 --> 06:16.230
‫دلیل خاصی نداره.

06:16.640 --> 06:18.040
‫فقط دارم وقت می‌گذرونم.

06:18.960 --> 06:22.690
بازم اینجایی؟
جطوری دوباره اومدی؟

06:20.410 --> 06:26.220
‫چ-چطور؟ خب، امم، یعنی، خب...

06:22.690 --> 06:26.220
‫برو بیرون! جدی میگم،
‫زنگ می‌زنم پلیس!

06:26.220 --> 06:27.970
‫قوی باش!

06:27.970 --> 06:30.390
‫قول میدم ازت محافظت کنم...

06:28.610 --> 06:31.830
‫بسه دیگه. خیلی حرف زدی.

06:31.830 --> 06:33.770
‫تو خیلی قوی هستی، مگه نه؟

06:34.910 --> 06:38.770
‫«همه ما دنیا رو
‫کمی متفاوت می‌بینیم.»

06:39.510 --> 06:45.320
‫تا قبل از اینکه اینو بگه،
.فکر میکردم فقط من دنیا رو متفاوت میبینم

06:45.530 --> 06:48.030
‫اجرا کن
‫همین الان

06:48.330 --> 06:51.960
‫اینا چی‌ان؟ کاملاً تقلبی‌ان.

06:54.410 --> 06:57.290
‫با این حال، نباید بذاریم
‫این قضیه طولانی بشه.

06:57.290 --> 07:00.000
‫بیا کشیک بدیم و زود تمومش کنیم.

07:01.660 --> 07:04.110
‫نقشه ساده و سرراسته.

07:10.080 --> 07:12.440
‫من تو اتاق بغلی منتظر می‌مونم.

07:12.440 --> 07:16.520
‫اگه اتفاقی افتاد، اون به دیوار می‌کوبه
‫تا خبر بده و من میام تو.

07:16.520 --> 07:19.880
‫بعدش، با اسپری جن‌گیری
‫دست‌سازم...

07:21.450 --> 07:23.030
‫وقتشه مهارت‌هام رو نشون بدم!

07:27.280 --> 07:29.780
‫پاکسازی

07:41.290 --> 07:43.500
‫خ-خاک بر سرم!

07:44.550 --> 07:47.050
‫داری چیکار می‌کنی، آقا؟

07:48.830 --> 07:51.960
‫نامو-سان!
‫خ-خداروشکر که سالمی!

07:50.570 --> 07:52.350
‫قرارمون این نبود.

07:52.350 --> 07:53.690
‫خیلی عذر می‌خوام!

07:53.690 --> 07:58.100
‫قول دادم به محض اینکه صدای کوبیدن به
‫دیوار رو شنیدم بیام. پس خیلی...

07:56.670 --> 07:58.100
‫آره، خب...

07:58.470 --> 08:00.600
‫چرا تو داشتی به
‫دیوار می‌کوبیدی؟

08:00.600 --> 08:03.360
‫ها؟ ام، نه.

08:04.080 --> 08:06.860
‫م-من نبودم...

08:20.150 --> 08:22.920
‫ن-نامو-سان، اینجا چه اتاقیه؟

08:22.920 --> 08:23.930
‫ها؟

08:25.590 --> 08:28.090
‫اتاق ۳۱۳.

08:28.090 --> 08:30.050
‫اوه، منظورت همون شایعه‌ی
‫اون اتاقه؟

08:30.050 --> 08:32.600
‫اتاق ۳۱۳ بود؟

08:32.600 --> 08:36.650
‫می‌گن بیمارایی که می‌فرستن اونجا،
‫دست به خودکشی می‌زنن.

08:36.650 --> 08:39.350
‫می‌گن سرشون رو محکم می‌کوبن
‫به دیوار.

08:53.050 --> 08:55.910
‫آقا، چی می‌بینی؟

08:57.360 --> 08:59.620
‫ه-همه چیز درست می‌شه.

08:59.620 --> 09:05.630
...من یه رابـ رابطم
.ازت محافظت میکنم

09:09.550 --> 09:11.170
...‫نامو-سان، فرار کن

09:18.130 --> 09:19.220
‫آقا؟

09:27.270 --> 09:32.560
‫چی شد که فکر کردم می‌تونم
‫با همچین چیزی در بیفتم؟

09:32.560 --> 09:34.310
‫ک-کمکم کن!

09:35.840 --> 09:39.950
‫نه، نامو-سان! این اتاق خطرناکه!
‫باید همین الان بری بیرون!

10:09.190 --> 10:11.790
.مرسی که هوامو داشتی

10:12.240 --> 10:15.320
‫اوه، نه، این چه حرفیه!

10:15.320 --> 10:20.340
،ولی برای کسی که بهش میگن رابط
.توی کار با ارواح خیلی افتضاحی، آقا

10:21.050 --> 10:22.250
‫پس...

10:22.770 --> 10:26.500
‫از امروز، من استادتم
‫و تو شاگرد منی.

10:29.530 --> 10:32.140
‫فهمیدی، موب اوسامو؟

10:33.630 --> 10:37.090
‫چی‌ئه - سنسی ترسناک نیست

10:40.240 --> 10:46.230
‫نمی‌تونم همین‌طوری بشینم و ببینم
‫شاگردم درگیر همچین خطر بزرگی شده.

10:46.590 --> 10:49.340
‫کایا - چان!

10:47.340 --> 10:48.560
‫کایا!

10:49.340 --> 10:52.720
‫متاسفم. چون چشم ازش برداشتم
‫این اتفاق افتاد.

10:52.720 --> 10:55.910
‫نه، تقصیر منه که نگهت داشتم
‫تا با هم حرف بزنیم.

10:55.910 --> 10:57.860
‫من اون طرف رو می‌گردم.

10:57.860 --> 10:59.340
‫منم این سمت رو چک می‌کنم.

11:08.750 --> 11:11.340
‫ا-اون...

11:16.730 --> 11:17.950
‫وایسا!

11:20.430 --> 11:25.170
‫تو نامو-سانی، درسته؟
‫کایا - چان رو کجا داری می‌بری؟

11:25.170 --> 11:27.280
‫من خیلی قوی‌ام، می‌دونی؟

11:27.280 --> 11:29.100
‫چه ادعای بزرگی.

11:29.790 --> 11:32.380
‫تو همونی هستی که این
‫رو تو جمعیت ول کردی.

11:36.110 --> 11:39.020
،اگه کسی اون رو اینطوری می‌دید
چیکار میخواستی بکنی؟

11:39.610 --> 11:44.160
‫فکر کنم تا حالا به مشکلی نخورده
‫که نتونه با زور حلش کنه.

11:44.160 --> 11:47.570
‫حتی بلد نیست
‫چنگال‌هاش رو جمع کنه.

11:47.570 --> 11:50.520
‫معلومه. اون یه هیولاست
‫که تازه از تخم در اومده.

11:50.520 --> 11:51.630
‫کایا - چان!

11:53.590 --> 11:56.940
‫اشکالی نداره. من همین‌جام پیشت.

11:56.940 --> 12:00.590
‫لازم نیست بترسی. بیا برگردیم
‫پیش بابات، باشه؟

12:00.590 --> 12:03.340
‫اشکالی نداره. جات امنه.

12:05.240 --> 12:08.780
‫این چه طرز فکر «به هر قیمتی ازت
‫محافظت می‌کنم» توئه؟

12:08.780 --> 12:10.750
‫وسواس داری؟

12:10.750 --> 12:14.830
‫یا این روشیه که باهاش رامش می‌کنی؟

12:15.550 --> 12:17.360
‫خیلی تاثیرگذار بود، سنسِی.

12:17.780 --> 12:19.560
‫دیگه تمومش کن!

12:19.560 --> 12:23.090
‫«تازه از تخم در اومده»؟ «رام کردن»؟
‫اون یه حیوون نیست.

12:23.090 --> 12:27.060
در ضمن، مگه خودت
یه روحانی نیستی؟

12:27.060 --> 12:30.290
‫خب، در مورد اون مطمئن نیستم.

12:30.600 --> 12:31.540
‫ها؟

12:31.540 --> 12:38.220
‫سنسِی، واقعاً از همون اول
‫حرفای اون بچه رو باور کردی؟

12:39.170 --> 12:45.720
‫اگه خودت «اونا» رو ندیده بودی،
‫چطور باهاش رفتار می‌کردی؟

12:46.190 --> 12:47.940
‫بازم داری می‌گی «نه».

12:47.940 --> 12:50.850
‫نمی‌تونی به همه چیز بگی «نه».

12:50.940 --> 12:54.440
‫وقتی کسی بیش از حد از
‫هنجارها فاصله می‌گیره،

12:54.810 --> 12:57.580
‫بهش برچسب معیوب می‌زنن
‫و طردش می‌کنن.

12:58.300 --> 13:02.930
بعدش هم یه برچسب موجه
.مثل "رابط" بهش میچسبونن

13:03.320 --> 13:05.920
‫ولی حتی انحراف هم درجه‌بندی داره.

13:05.920 --> 13:07.410
‫این یه طیف داره.

13:07.830 --> 13:12.780
‫و وقتی از حد بگذره،
‫عملاً با یه هیولا طرفی.

13:13.540 --> 13:19.230
‫حتی برای من هم سخته که
‫اون رو یه آدم بدونم.

13:19.230 --> 13:22.080
‫اوسامو-کون اون رو مثل یه قدیس می‌پرسته،

13:22.080 --> 13:25.930
ولی هیچکس تو اون خانواده
.اینقدر نمیتونه سخاوتمند باشه

13:26.440 --> 13:29.540
‫اون چیزی که اونجاست،
‫خیلی خبیث‌تره.

13:29.930 --> 13:31.770
‫منظورت چیه؟

13:32.370 --> 13:35.280
‫و تو از کجا می‌دونی؟

13:35.770 --> 13:36.950
‫چون...

13:37.790 --> 13:41.030
‫فکر کنم من ابیسوموری نامو هستم.

13:42.360 --> 13:43.770
‫ابیسوموری؟

13:43.770 --> 13:45.280
‫بهم بگو، سنسِی.

13:45.650 --> 13:48.480
‫اون چیزی که این‌قدر سفت چسبیدیش...

13:48.480 --> 13:52.510
مطمئنی همون چیزیه که فکر میکنی؟

13:53.280 --> 13:54.430
چیکار میکنی؟

13:54.430 --> 13:56.790
‫خوب نگاه کن، سنسِی.

13:57.240 --> 14:01.300
‫این چیزیه که یه زن از خانواده
‫ابیسوموری واقعاً هست.

14:09.560 --> 14:14.060
‫این چیزیه که تو وجود ساتو کایاست.

14:17.060 --> 14:22.070
‫مگه کایا - چان

14:17.060 --> 14:22.070
‫ترسناک نیست؟

14:32.470 --> 14:34.320
‫کایا - چان، پیشم بمون.

14:34.320 --> 14:35.420
‫کایا - چان!

14:36.980 --> 14:39.000
‫باهاش چیکار کردی؟

14:39.000 --> 14:41.290
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

14:41.290 --> 14:43.510
‫این ساتو کایاست.

14:43.510 --> 14:44.640
‫ها؟

14:44.640 --> 14:47.140
‫اون چیزی که بهش می‌گی «کایا - چان»

14:47.140 --> 14:51.030
‫یه روح خبیث از خانواده ابیسوموریه
‫که پوست آدمیزاد تنش کرده.

14:51.770 --> 14:54.820
‫نسل‌هاست که دختر ارشد ابیسوموری،
‫اون راهبه معبد،

14:54.820 --> 14:57.380
‫قدرتی فراتر از حد معمول داشته.

14:57.380 --> 15:00.440
‫با اینکه شدتش فرق می‌کنه،
‫این قدرت وقتی ظاهر می‌شه که

15:00.440 --> 15:03.530
درونِ راهبه‌ی معبد
.با یه شبح خبیث جایگزین شه

15:04.180 --> 15:09.030
‫و من می‌تونم این تغییر رو ببینم.
‫واسه همینه که می‌دونم.

15:09.660 --> 15:13.050
‫«درون» اون موجود،
‫کاملاً عوض شده.

15:13.490 --> 15:16.060
‫حتی ذره‌ای از اون
‫عنصر انسانی باقی نمونده.

15:17.120 --> 15:20.090
‫نسل‌هاست که این خانواده این قدرت
‫غیرعادی رو مال خودشون می‌دونن

15:20.480 --> 15:23.880
‫و هر چیزی که به نفعشون نباشه رو دور
‫می‌ریزن.

15:24.090 --> 15:27.740
‫و انگار در نهایت، خودشون هم
‫به روح خبیث تبدیل شدن.

15:28.340 --> 15:34.350
‫چی‌ئه هاسومی

15:28.670 --> 15:33.630
‫برام مهم نیست اگه خودشون رو نابود کنن
‫و کل خانواده رو به آتیش بکشن.

15:33.630 --> 15:37.920
‫مشکل اینجاست که اوسامو-کون هم مثل تو،
‫کاملاً مسحور این موجود شده.

15:34.350 --> 15:38.350
‫اون خیلی فوق‌العاده‌ست

15:34.350 --> 15:38.350
‫نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم

15:34.350 --> 15:38.350
‫کایا-ساما بی‌نظیره

15:38.350 --> 15:43.150
‫و برای نجات جونش،
‫این روح خبیث رو جن‌گیری می‌کنم.

15:44.040 --> 15:49.980
‫حالا فهمیدی؟ اون «ساتو کایا»یی که
‫داری سعی می‌کنی ازش محافظت کنی...

15:52.420 --> 15:54.660
‫اصلاً از اول وجود نداشته.

15:55.380 --> 15:58.010
‫تو هم قربانی این ماجرا شدی، سنسِی.

15:58.460 --> 16:01.060
‫چیزهای ترسناک زیادی رو
‫تجربه کردی، مگه نه؟

16:02.000 --> 16:07.050
من درستش میکنم. اگه جسدش رو میخوای
.میتونی ببریش

16:07.340 --> 16:11.240
‫هرچند که اعلام «مفقودی» براش،
...‫احتمالاً راحت‌ترین کاره

16:20.410 --> 16:22.700
‫عقلت رو از دست دادی؟

16:23.160 --> 16:24.460
‫حرفتو پس بگیر.

16:24.460 --> 16:25.350
‫ها؟

16:26.210 --> 16:27.780
‫حرفتو پس بگیر!

16:28.780 --> 16:30.610
‫کایا - چان آدم نیست؟

16:31.160 --> 16:33.530
‫تو هیچی درباره‌اش نمی‌دونی!

16:34.270 --> 16:35.510
‫کایا - چان...

16:36.260 --> 16:37.330
‫اون...

16:40.230 --> 16:41.980
‫من نمی‌خوام عوض بشم.

16:42.420 --> 16:45.550
‫ولی نمی‌تونی با این لباس‌های کثیف
‫ناهار بخوری.

16:45.550 --> 16:46.710
‫خیلی خب، نمی‌خورم.

16:46.710 --> 16:48.420
‫اوه، بی‌خیال. لطفاً؟

16:48.710 --> 16:52.060
‫خیلی لجباز شده.
‫کوتاه بیا نیست.

16:52.060 --> 16:54.850
‫اخیراً خیلی خوب رفتار می‌کرد.

16:54.850 --> 16:56.560
‫عجب وضعیتیه.

16:56.560 --> 16:57.740
‫هیس.

16:59.850 --> 17:02.100
‫حداقل بهم بگو چرا
‫نمی‌خوای لباست رو عوض کنی.

17:03.070 --> 17:04.370
‫نمی‌فهمی.

17:04.370 --> 17:05.190
‫چی؟

17:06.020 --> 17:08.530
‫اصلاً قرار نیست بفهمی!

17:08.850 --> 17:09.690
‫ها؟

17:16.460 --> 17:17.760
‫کایا - چان.

17:19.160 --> 17:20.570
‫چی‌ئه - سنسی؟

17:20.570 --> 17:22.640
‫یکم فکر کردم.

17:22.640 --> 17:27.800
نکنه نمیخوای لباسات رو عوض کنی
چون این لباس رو خیلی دوس داری؟

17:27.800 --> 17:29.420
‫ها؟ نه، اشتباهه.

17:29.770 --> 17:31.790
‫پس، از عوض کردن لباست خجالت می‌کشی؟

17:31.790 --> 17:32.720
‫نه.

17:32.720 --> 17:35.150
فقط دلت میخواد کل روز
گلی بمونی؟

17:35.150 --> 17:36.620
‫اصلاً این‌طور نیست.

17:36.620 --> 17:38.390
‫نیست؟

17:39.130 --> 17:41.680
‫چرا ازم می‌پرسی؟

17:47.600 --> 17:50.940
‫چون می‌خوام
‫بیشتر بشناسمت، کایا - چان.

17:52.450 --> 17:54.640
‫ولی اصلاً نزدیک هم نبودم، نه؟

17:56.410 --> 17:57.740
‫سنسِی...

17:59.540 --> 18:03.530
‫ازم بدت میاد؟

18:03.530 --> 18:09.250
‫چرا باید بدم بیاد؟ من خیلی
‫دوستت دارم، کایا - چان.

18:16.240 --> 18:17.860
‫آستین‌بلند.

18:19.750 --> 18:22.480
‫می‌خوام آستین‌بلند بپوشم. چون...

18:24.140 --> 18:25.900
‫سیاه می‌شم.

18:26.840 --> 18:31.440
‫ولی اون یکی معلم گفت
‫دارم خودخواهی می‌کنم.

18:31.440 --> 18:33.660
‫نمی‌فهمیدم منظورش چیه.

18:33.660 --> 18:36.300
‫اما تا وقتی می‌تونستم
‫کشمکش درونی‌اش رو حس کنم،

18:36.300 --> 18:38.480
‫معنی حرف‌هاش اهمیتی نداشت.

18:39.240 --> 18:43.330
‫تو احتمالاً نمی‌فهمی چون
‫فقط به ظاهر توجه می‌کنی.

18:43.950 --> 18:45.980
‫خب که چی اگه توش یه روحه؟

18:46.330 --> 18:49.710
‫هر چی هم که بگی،
‫این حقیقت عوض نمی‌شه

18:49.710 --> 18:53.590
‫که کایا - چان عصبانی می‌شه، تقلا می‌کنه،
‫خوشحال می‌شه و می‌خنده، مثل بقیه.

18:54.470 --> 18:58.600
‫اون یه قلب انسانی داره.

18:59.060 --> 19:03.820
‫و اگه هنوز بخوای مثل یه هیولا باهاش
‫رفتار کنی، به حسابت می‌رسم.

19:04.350 --> 19:06.600
‫من از کایا - چان محافظت می‌کنم، به هر قیمتی!

19:08.100 --> 19:11.400
‫من کسی هستم که
‫از تو محافظت می‌کنم، کایا - چان.

19:17.130 --> 19:18.550
‫ها؟ چه اتفاقی داره می‌افته؟

19:29.630 --> 19:31.210
‫لعنتی. خیلی به بدنش نزدیک شد.

19:31.210 --> 19:33.300
‫بعد از اینکه بالاخره تونستم جداش کنم...

19:34.160 --> 19:35.790
‫می‌تونم دوباره بیرونش بکشم؟

19:38.570 --> 19:39.880
‫این دیگه...

19:49.250 --> 19:51.120
‫چی‌ئه - سنسی.

19:51.440 --> 19:54.440
‫کایا - چان! خودتی، درسته کایا - چان؟

19:56.220 --> 19:57.300
‫من...

19:59.090 --> 20:00.140
‫من...

20:09.370 --> 20:11.780
‫گم شده بودم!

20:15.020 --> 20:18.540
‫حتماً تنها بودی و
‫ترسیدی. الان امنی.

20:19.590 --> 20:22.190
‫بیا با هم بریم بابات رو پیدا کنیم، باشه؟

20:24.180 --> 20:25.400
‫بابا!

20:25.400 --> 20:26.100
‫کایا!

20:26.510 --> 20:29.160
.ببخشید که زحمت شد
.ممنون پیداش کردید

20:29.160 --> 20:31.600
‫خواهش می‌کنم. خوشحالم که حالش خوبه.

20:31.600 --> 20:33.560
‫خداحافظ، چی‌ئه - سنسی.

20:33.900 --> 20:35.730
‫خیلی ممنون.

20:36.090 --> 20:37.720
‫خداحافظ.

20:38.950 --> 20:42.130
‫نکنه هنوزم می‌خوای
‫کاری با کایا - چان بکنی؟

20:42.130 --> 20:44.900
‫نه. یا بهتره بگم، نمی‌تونم.

20:45.870 --> 20:49.100
‫من فقط می‌تونم با
‫مسائل روحی سر و کله بزنم.

20:49.530 --> 20:52.630
‫اگه روح از کنترل خارج بشه و
‫کاملاً ظاهر بشه، می‌تونم دخالت کنم.

20:53.050 --> 20:56.370
‫ولی اگه توی یه کالبد حبس شده باشه،
‫کاری از دستم برنمیاد.

20:57.130 --> 21:01.050
‫چطور برش گردوندی داخل؟
‫تو کارِت همینه؟

21:01.050 --> 21:02.730
‫معلومه که نه.

21:02.730 --> 21:07.610
‫حتماً یه چیزی باعث شده که
‫واقعاً بخواد به این دنیا برگرده.

21:08.930 --> 21:11.140
‫من به هر قیمتی از کایا - چان محافظت می‌کنم!

21:11.470 --> 21:16.480
‫من رابط روحانی
.موب اوسامو، نامو - سان ازت محافظت میکنم

21:17.920 --> 21:22.000
‫این حرفت درست مثل
‫آدم‌های معمولی بود.

21:26.450 --> 21:31.030
‫به نظر میاد باید
‫بیشتر تحقیق کنم.

21:31.050 --> 21:39.050
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

21:39.080 --> 21:49.080
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:10.050 --> 23:40.080
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

23:10.050 --> 23:40.080
‫کایا - چان
ترسناک نیست

23:11.400 --> 23:15.320
‫دلیل اینکه پوست کایا - چان وقتی
‫یه روح رو شکست میده سیاه میشه

23:15.320 --> 23:19.810
‫اینه که چیزی که درونشه از پوستش
‫می‌زنه بیرون و قابل دیدن میشه.

23:20.960 --> 23:24.280
‫اون نمی‌دونه چرا این اتفاق میفته،

23:24.580 --> 23:27.640
‫ولی می‌دونه که پوستش تیره میشه.

23:28.490 --> 23:32.080
‫برای همین تمام سال لباس‌های
‫آستین‌بلند و شلوار می‌پوشه،

23:32.080 --> 23:36.330
‫و حتی مایوهایی که می‌پوشه
‫بدنش رو کاملاً می‌پوشونه.
