WEBVTT

00:02.880 --> 00:05.500
‫‫‫چی؟ موبو - سان گم شده؟

00:05.500 --> 00:08.140
‫‫.میشه اینطور گفت

00:08.140 --> 00:11.720
‫‫نگران نیستید؟

00:11.720 --> 00:13.010
‫‫‫چیز جدیدی نیست.

00:13.370 --> 00:16.380
‫‫‫به محض اینکه چیزی براش جالب بشه،
‫‫‫‫‫ارتباطاتش رو قطع میکنه.

00:15.240 --> 00:17.050
‫‫‫اون عوضی کدوم گوری رفته؟

00:16.380 --> 00:19.190
‫‫و اگه اوضاع قمر در عقرب بشه
‫‫‫‫.ممکنه چند روزی هم غیبش بزنه

00:17.050 --> 00:19.190
‫‫‫و-وایی چقدر ترسناک. خیلی ترسناکه.

00:19.190 --> 00:24.270
‫‫،بعدش هم سالم و سلامت برمیگرده
‫‫‫‫.واسه همین نگرانش شدن احمقانه‌ست

00:24.270 --> 00:27.130
‫‫و-واقعاً؟

00:27.130 --> 00:29.640
‫‫،به محض اینکه برگرده
‫‫‫‫.بهش میگم باهات تماس بگیره

00:29.640 --> 00:31.880
‫‫‫ممنونم. منتظر می‌مونم.

00:33.390 --> 00:35.410
‫‫‫نتونستم بهش بگم.

00:36.070 --> 00:38.330
‫‫‫به موب - سان زنگ زدم و یه صدایی گفت...

00:38.330 --> 00:41.040
‫‫‫واسه همینه که بهش هشدار داده بودم.

00:42.600 --> 00:45.290
‫‫.و اون صدا اصلاً صدای خودش نبود

00:45.940 --> 00:49.120
‫‫،بعد از اون چندباری بهش زنگ زدم
‫‫‫‫.ولی جواب نمیده

00:50.070 --> 00:52.300
‫‫‫امیدوارم موب - سان حالش خوب باشه.

00:55.950 --> 00:59.060
‫‫‫هاناموگی... هاناموگی...

00:59.560 --> 01:01.860
‫‫‫آه، پیداش کردم.

01:04.030 --> 01:06.040
‫‫‫چیزی شده، چی‌ئه - سنسی؟

01:06.040 --> 01:07.940
‫‫.عا، نه خبری نیست

01:07.940 --> 01:12.950
‫‫‫نیست؟ خب، دیگه وقتشه، می‌شه
‫‫‫‫‫بچه‌ها رو صدا کنی برگردن داخل؟

01:13.200 --> 01:15.120
‫‫.حتماً، الساعه صداشون میکنم

01:15.450 --> 01:19.560
‫‫‫پس اون چی‌ئه - سنسیه، هان؟
‫‫‫‫‫همون‌طور که فکر می‌کردم.

01:19.560 --> 01:21.460
‫‫‫کایا - چان.

01:21.970 --> 01:24.320
‫‫‫وقتشه وسایل رو جمع کنی.

01:24.730 --> 01:26.460
‫‫.هروقت بیوفتم بیخیال میشم

01:26.460 --> 01:30.010
‫‫‫بی‌انصافیه کایا. تو هیچ‌وقت نمی‌افتی.

01:30.010 --> 01:31.200
‫‫‫زود باش بیا پایین!

01:30.180 --> 01:33.760
‫‫‫کایا. اسمش از کانجی «خدا»
‫‫‫‫‫و عدد «هشت» تشکیل شده.

01:31.200 --> 01:34.220
‫‫‫سنسی! کایا - چان به حرف گوش نمی‌ده!

01:32.450 --> 01:35.330
‫‫‫وقت رفتنه!

01:35.330 --> 01:37.760
‫‫‫اون هشتمین دختر معبده.

01:38.390 --> 01:39.720
‫‫.که‌ اینطور

01:40.290 --> 01:41.880
‫‫‫اون یه هیولاست.

01:43.850 --> 01:49.650
‫‫‫بدجنس؟ خودخواه؟ یا فقط متفاوته؟

01:50.290 --> 01:54.130
‫‫بچه‌هایی هستن که بقیه بهشون
‫‫‫‫.دید متفاوتی دارن

01:54.620 --> 02:01.640
‫‫ولی اگه اون بچه بتونه چیزی رو ببینه
‫‫‫‫که تو نمیتونی، چی؟

02:02.470 --> 02:07.310
‫‫‫این داستان کایا - چانِ،
‫‫‫‫.‫دختری که می‌تونست ارواح رو ببینه

02:07.330 --> 02:17.330
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:18.890 --> 02:20.350
‫‫مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

02:19.770 --> 02:23.020
‫مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

03:38.010 --> 03:41.470
‫سمت ۸: برعکسش ترسناک نیست

03:40.760 --> 03:43.760
‫‫‫خانواده

03:40.760 --> 03:43.760
‫‫‫جشنواره
‫‫‫‫‫پاییزی

03:40.760 --> 03:43.760
‫‫‫۲۴ اکتبر (شنبه)

03:40.760 --> 03:43.760
‫‫‫مرکز خرید مرکزی - خیابان جلوی ایستگاه

03:42.870 --> 03:44.930
‫‫.سنسی، سایونارا

03:44.930 --> 03:46.770
‫‫.سایونارا

03:47.650 --> 03:49.540
‫‫‫نه!

03:49.540 --> 03:51.110
‫‫‫همین‌طوری دوستش دارم!

03:51.110 --> 03:53.650
‫‫‫لجبازی نکن.

03:51.900 --> 03:55.280
‫‫‫همین‌طوری خوبه! نه!

03:54.220 --> 03:55.950
‫‫‫چی شده؟

03:55.950 --> 03:57.500
‫‫‫اوه، سنسی.

03:57.500 --> 04:02.570
‫‫‫کفش‌هاش رو برعکس پوشیده،
‫‫‫‫‫جوراب‌هاش هم پشت‌وروئه.

04:02.570 --> 04:04.160
‫‫‫وقتی بهش می‌گم درستشون کنه، می‌گه...

04:04.160 --> 04:05.830
‫‫‫همین‌طوری خوبه!

04:05.830 --> 04:09.030
‫‫.‫نه، خوب نیست. اینطوری انگار مُردی

04:09.030 --> 04:09.930
‫‫عه؟

04:10.250 --> 04:15.500
‫‫‫قدیم‌ها، برای اینکه نشون بدن کسی مُرده
‫‫‫‫‫همه چیزش رو برعکس می‌پوشوندن.

04:15.500 --> 04:19.760
‫‫‫پس با این وضعی که لباس پوشیدی یعنی
‫‫‫‫‫مردی، تاکون. مشکلی نداری؟

04:22.930 --> 04:25.050
‫‫‫ای بابا.

04:29.040 --> 04:31.700
‫‫‫چی؟ عمراً!

04:32.330 --> 04:35.440
‫‫‫تاکون، خودت می‌تونی
‫‫‫‫‫جوراب و کفش‌هات رو بپوشی؟

04:35.810 --> 04:39.450
‫‫‫یادت میاد همیشه
‫‫‫‫‫از بقیه معلم‌ها کمک میخواستی؟

04:39.450 --> 04:40.690
‫‫.هوم

04:40.690 --> 04:43.450
‫‫!چه بزرگ شدی! باورنکردنیه

04:43.810 --> 04:47.480
‫‫‫ای وای، کاش می‌دیدم
‫‫‫‫‫خودت تنهایی می‌پوشیشون.

04:47.480 --> 04:52.750
‫‫‫هی، می‌دونی چیه؟ می‌شه به من و
‫‫‫‫‫مادربزرگت نشون بدی چطور می‌پوشیشون؟

04:54.260 --> 04:55.750
‫‫‫ب-باشه!

05:03.260 --> 05:05.920
‫‫.سنسی، تو دنیا مثلت نیست

05:05.920 --> 05:07.680
‫‫‫اوه، این که چیزی نیست.

05:11.470 --> 05:13.960
‫‫.تاکون، آفرین

05:13.960 --> 05:15.010
‫‫.اوهوم

05:18.820 --> 05:21.320
‫‫!سنسی، سایونارا

05:21.320 --> 05:23.110
‫‫.سایونارا

05:30.740 --> 05:32.920
‫‫‫خبری از موب - سان نشد؟

05:32.920 --> 05:35.420
‫‫‫موب اوسامو

05:32.920 --> 05:35.420
‫‫‫تماس صوتی

05:32.920 --> 05:35.420
‫‫‫موب - سان

05:32.920 --> 05:35.420
‫‫‫اتفاقی افتاده؟

05:32.920 --> 05:35.420
‫‫مربوط به خاله کایا - چان
‫‫‫‫‫می‌شه؟

05:32.920 --> 05:35.420
‫‫‫اسمش نانا-سانه

05:32.920 --> 05:35.420
‫‫‫لغو شد

05:33.680 --> 05:34.820
‫‫.نه ظاهراً

05:37.090 --> 05:39.710
‫‫پارک شهری

05:42.260 --> 05:46.260
‫‫‫یه موضوع مهم رو باید بهت بگم، تنهایی.

05:43.010 --> 05:45.560
‫‫چـــــــــــی؟

05:50.270 --> 05:56.080
‫‫‫بالاخره بعد از مدت‌ها یهو پیام داده
‫‫‫‫‫و می‌خواد همین الان اینجا ببینمش.

05:56.080 --> 05:58.110
‫‫‫ای بابا، تا کی قراره
‫‫‫‫‫منتظرم بذاره؟

05:58.110 --> 06:01.570
‫‫‫پارک شهری

05:58.110 --> 06:01.570
‫‫‫یه چیز مهم هست که باید بهت بگم. تنهایی
‫‫‫‫‫بیا.

05:58.110 --> 06:01.570
‫‫‫من اینجام. کجا همدیگه رو ببینیم؟

05:58.110 --> 06:01.570
‫‫‫کجایی؟

05:58.440 --> 06:01.570
‫‫‫هی

05:58.540 --> 06:00.980
‫‫‫فردا کار دارم، می‌دونی که!

06:08.070 --> 06:09.610
‫‫...‫دیگه بسه! دارم می‌رم

06:13.670 --> 06:15.210
‫‫‫یه پسر بچه؟

06:16.000 --> 06:18.710
‫‫‫ولی هوا که تاریک شده.
‫‫‫‫‫کی اومده اینجا؟

06:19.330 --> 06:21.710
‫‫‫ت-تو تنهایی اینجایی؟

06:23.880 --> 06:25.390
‫‫‫پدر و مادرت کجان؟

06:25.720 --> 06:28.150
‫‫‫نباید این وقت شب تنهایی بیرون باشی.

06:28.150 --> 06:31.980
‫‫‫اوه، من مربی مهدکودک همین نزدیکی‌ام.

06:31.980 --> 06:34.540
‫‫‫اگه مشکلی داری،
‫‫‫‫‫می‌تونیم اونجا حرف بزنیم...

06:43.240 --> 06:45.010
‫‫‫ام...

06:45.010 --> 06:46.860
‫‫!توشی - چان

06:47.590 --> 06:49.660
‫‫!توشی - چان

06:50.540 --> 06:52.120
‫‫‫مامان!

06:52.120 --> 06:54.150
‫‫پسرم اذیتتون میکنه؟

06:54.000 --> 06:57.950
‫‫‫اوه نه، اصلاً این‌طور نیست.
‫‫‫‫‫ببخشید که غافلگیرتون کردم.

06:54.150 --> 06:56.390
‫‫‫مامان!

06:58.370 --> 07:02.840
‫‫‫چقدر خجالت‌آور. چون حواسم به گوشیم بود
‫‫‫‫‫متوجهشون نشدم.

06:58.370 --> 07:00.860
‫‫‫مامان!

07:02.560 --> 07:04.940
‫‫‫مامان!

07:03.240 --> 07:06.340
‫‫...‫ببخشید که ترسوندمتـ

07:06.740 --> 07:08.840
‫‫‫مامان!

07:09.970 --> 07:11.930
‫‫‫مامان!

07:10.430 --> 07:13.470
‫‫‫این حس عجیب چیه؟
‫‫‫‫‫یه چیزی مشکل داره.

07:11.930 --> 07:13.470
‫‫‫توشی-چان!

07:13.470 --> 07:15.430
‫‫‫مامان!

07:14.970 --> 07:16.350
‫‫‫وقتی کسی می‌میره...

07:15.430 --> 07:17.740
‫‫‫توشی-چان!

07:17.460 --> 07:19.980
‫‫‫...همه چیز برعکس می‌شه.

07:19.010 --> 07:21.500
‫‫‫توشی-چان!

07:27.860 --> 07:30.340
‫‫‫توشی-چان!

07:31.830 --> 07:33.870
‫‫!خـ خوب نیست

07:34.360 --> 07:37.260
‫‫‫اگه اینجا بمونم
‫‫‫‫‫یه اتفاق بد می‌افته!

07:39.280 --> 07:40.960
‫‫‫م-متأسفم.

07:40.960 --> 07:42.360
‫‫‫چی‌ئه - سنسی؟

07:42.360 --> 07:43.000
‫‫‫ها؟

07:46.040 --> 07:47.200
‫‫‫موب - سان!

07:47.200 --> 07:49.760
‫‫‫اینجا چیکار می‌کنی؟

07:50.300 --> 07:55.270
‫‫‫نه، این دیالوگ منه.
‫‫‫‫‫تو بودی که گفتی بیام اینجا!

07:55.650 --> 07:59.580
‫‫‫بی‌خیالِ اون. اینجا امن نیست.
‫‫‫‫‫باید بریم.

07:59.580 --> 08:01.490
‫‫....‫یه روح مادر و بچه اون‌طرف

08:01.490 --> 08:05.290
‫‫‫یه روح مادر و بچه؟ اوه، چه جالب!

08:05.290 --> 08:06.530
‫‫‫جزئیاتش رو برام بگو.

08:06.530 --> 08:10.980
‫‫‫الان وقت حرف زدن نیست!
‫‫‫‫‫همه چیز برعکس شده!

08:10.980 --> 08:13.220
‫‫‫موب - سان، تو که در موردش می‌دونی، مگه نه؟

08:13.220 --> 08:15.380
‫‫‫اینکه چطور برای مرده‌ها
‫‫‫‫‫همه چیز برعکس می‌شه...

08:18.370 --> 08:20.370
‫‫‫روح

08:19.540 --> 08:24.250
‫‫‫اوه، پس با رسم «برعکس شدن»
‫‫‫‫‫آشنایی؟

08:24.250 --> 08:28.050
‫‫‫اطلاعاتت خیلی کامله، چی‌ئه - سنسی.

08:30.130 --> 08:34.890
‫‫‫اوه، نه. پاهام سست شد.

08:30.130 --> 08:34.380
‫‫تق، تق، تق. تق، تق، تق.

08:35.680 --> 08:38.620
‫‫تق، تق، تق. تق، تق، تق.

08:35.680 --> 08:37.360
‫‫‫پیدات کردم.

08:42.990 --> 08:46.820
‫‫‫ام، اون مرده؟ اوه...

08:47.730 --> 08:50.320
‫‫‫زود باش، اوسامو-کون. بیدار شو.

08:50.320 --> 08:54.420
‫‫‫اگه اینجا بخوابی دوباره
‫‫‫‫‫یکی به پلیس زنگ می‌زنه.

08:57.110 --> 08:59.560
‫‫‫حالا، این شد یه حس
‫‫‫‫‫تازه!

08:59.560 --> 09:02.060
‫‫‫خیلی سبک شدم!
‫‫‫‫‫انگار یه نفرین از روم برداشته شد.

09:02.060 --> 09:04.320
‫‫‫خب آره. دقیقاً همین اتفاق افتاد.

09:04.320 --> 09:04.980
‫‫‫ها؟

09:05.380 --> 09:07.380
‫‫‫چی؟!

09:07.380 --> 09:09.630
‫‫‫ت-تو اینجا چیکار می‌کنی...

09:09.630 --> 09:11.720
‫‫شـ شـ شیشو؟

09:14.140 --> 09:16.310
‫‫‫یه ط-طعمه؟!

09:16.310 --> 09:20.540
‫‫‫فهمیدم. چی‌ئه - سنسی رو توی
‫‫‫‫‫تاریخچه تماس‌هام پیدا کردی،

09:20.540 --> 09:23.810
‫‫و به جایی کشوندیش که
‫‫‫‫.احتمال حضور ارواح زیاده

09:24.120 --> 09:24.830
‫‫.هوم

09:24.830 --> 09:26.320
‫‫‫تحسین‌برانگیزه، استاد.

09:26.320 --> 09:28.320
‫‫هــــــــــــــــــــــــــــــ؟

09:28.320 --> 09:30.970
‫‫‫خوشحالم که حالت خوبه، اوسامو-کون.

09:30.970 --> 09:33.110
‫‫.مرسی هوامو داشتی

09:33.110 --> 09:35.950
‫‫.ترمز بگیر باهم بریم

09:35.950 --> 09:39.870
‫‫‫یه عالمه سوال دارم، ولی اول بگو
‫‫‫‫‫تو دیگه کی هستی؟

09:41.500 --> 09:42.420
‫‫‫لوم.

09:42.420 --> 09:45.000
‫‫‫استادم با آدم‌ها خوب تا نمی‌کنه.

09:45.000 --> 09:47.540
‫‫چی؟ این داستان "استاد" دیگه چیه؟

09:47.540 --> 09:49.130
‫‫‫اسمش نامو - سانه.

09:49.130 --> 09:53.070
‫‫‫من دانش مربوط به ارواح رو
‫‫‫‫‫از اون یاد گرفتم.

09:53.630 --> 09:55.810
‫‫‫نامو - سان؟

09:55.810 --> 10:02.600
‫‫‫اون یه احضارکننده بزرگه که قدرتش
‫‫‫‫‫اون‌قدر زیاده که نمی‌تونه یه جا بمونه.

10:03.020 --> 10:08.530
‫‫‫پس اون مظنون شماره دوئه،
‫‫‫‫‫بی‌خانمان و بیکار هم هست.

10:08.530 --> 10:10.570
‫‫‫یکم رحم داشته باش.

10:10.570 --> 10:12.290
‫‫.اهمیتی نداره

10:12.290 --> 10:13.400
‫‫اوهوم؟

10:13.400 --> 10:15.500
‫‫‫این آخرین باریه که
‫‫‫‫‫با هم حرف می‌زنیم.

10:15.910 --> 10:17.920
‫‫اوسامو - کون مگه بهت هشدار نداده بودم؟

10:18.790 --> 10:22.330
‫‫‫که با دختر معبد ابیسوموری
‫‫‫‫‫قاطی نشی.

10:23.380 --> 10:24.730
‫‫‫ابیسوموری؟

10:25.040 --> 10:28.000
‫‫‫این دفعه شانس آوردی که
‫‫‫‫‫فقط یه تسخیر جزئی بود.

10:28.000 --> 10:29.410
‫‫‫اوپس، گند زدم.

10:29.410 --> 10:31.440
‫‫‫دفعه بعد ممکنه به این سادگی نباشه...

10:31.440 --> 10:32.540
‫‫.همینجا وایسا

10:33.380 --> 10:35.690
‫‫‫اون همین الان گفت «ابیسوموری».

10:36.370 --> 10:38.140
‫‫‫این نام خانوادگی مادری کایا - چانه،

10:38.140 --> 10:41.840
‫‫‫و نام خانوادگی اون پیرزن احضارکننده
‫‫‫‫‫و خاله‌ای که یهو پیداش شد.

10:42.290 --> 10:44.810
‫‫‫قضیه خانواده ابیسوموری چیه؟

10:44.810 --> 10:48.740
‫‫چی میگی؟ بدون اینکه بدونی
‫‫‫‫اونا کین باهاشون درگیر شدی؟

10:49.980 --> 10:52.240
‫‫‫تعجبی نداره که اون‌موقع هول شدی.

10:52.960 --> 10:54.570
‫‫‫توی اون خانواده،

10:54.570 --> 10:59.570
‫‫‫دختر ارشد ابیسوموری نسل‌هاست که
‫‫‫‫‫قدرتی فراتر از حد معمول داره.

11:00.610 --> 11:01.700
‫‫‫دختر ارشد؟

11:02.590 --> 11:05.430
‫‫‫اون کوچولو هم دختر ارشده،
‫‫‫‫‫مگه نه؟

11:05.430 --> 11:09.220
‫‫‫با این حال، اون یکی یه سطح دیگه‌ست.
‫‫‫‫‫یه هیولاست.

11:09.960 --> 11:13.010
‫‫‫چون اوسامو-کون زیادی
‫‫‫‫‫باهوش و تیزبین بود،

11:13.010 --> 11:15.590
‫‫‫انگار حالا همه جور روحی رو
‫‫‫‫‫به خودش جذب می‌کنه.

11:16.740 --> 11:19.720
‫‫‫مگه قرار نبود اون چیز
‫‫‫‫‫حبس شده باشه؟

11:19.720 --> 11:22.160
‫‫‫اونا نمی‌تونن همین‌طوری
‫‫‫‫‫یه همچین چیزی رو ول کنن.

11:22.730 --> 11:25.310
‫‫‫اون پیرزن ابیسوموری داره
‫‫‫‫‫چه غلطی می‌کنه؟

11:25.310 --> 11:27.120
‫‫‫د-در واقع، موتسو-سان...

11:27.120 --> 11:29.370
‫‫‫ص-صبر کن!

11:30.240 --> 11:33.540
‫‫‫درسته، کایا - چان واقعاً
‫‫‫‫‫قدرت‌های عجیبی داره.

11:33.540 --> 11:35.530
‫‫‫ولی اون هیولا نیست.

11:35.530 --> 11:38.200
‫‫‫اون یه دختر معمولیه که
‫‫‫‫‫همه جا پیدا می‌شه.

11:38.200 --> 11:39.530
‫‫‫این حرف‌های زشت رو نزن!

11:40.860 --> 11:46.450
‫‫‫خوب یا بد بودن فرد در برابر چنین
‫‫‫‫‫قدرت عظیمی هیچ اهمیتی نداره.

11:46.450 --> 11:50.210
‫‫‫شرط می‌بندم می‌دونی چی می‌گم.

11:53.130 --> 11:54.960
‫‫‫اون...

11:56.970 --> 12:02.980
‫‫مگه کایا - چان

11:56.970 --> 12:02.980
‫‫ترسناک نیست؟

12:02.970 --> 12:08.980
‫‫مگه کایا - چان

12:02.970 --> 12:08.980
‫‫ترسناک نیست؟

12:08.980 --> 12:12.480
‫‫‫جعبه‌شنی ترسناک نیست

12:19.320 --> 12:20.070
‫‫‫ها؟

12:21.120 --> 12:23.580
‫‫‫اوه، سلام کایا - چان.

12:23.580 --> 12:26.030
‫‫‫می‌خوای چی بسازی؟

12:26.580 --> 12:27.690
‫‫‫یه کوه.

12:28.980 --> 12:30.990
‫‫‫نه! این‌طوری درست نمی‌شه!

12:30.990 --> 12:31.830
‫‫‫ها؟

12:31.830 --> 12:36.440
‫‫‫اینجا یه کارگاه ساختمانیه که شرکت من،
‫‫‫‫‫ساختمانی ناکاهاشی، اداره‌اش می‌کنه.

12:36.440 --> 12:39.910
‫‫‫اگه نمی‌خوای جدی کار کنی،
‫‫‫‫‫نمی‌تونی با ما باشی.

12:39.910 --> 12:42.470
‫‫‫شنیدی چی گفت!
‫‫‫‫‫به حرف رئیس گوش کن!

12:42.470 --> 12:46.900
‫‫.اینطوری فایده نداره
‫‫‫‫.فقط یه تپه شنی درست کردی

12:46.900 --> 12:50.520
‫‫‫باید با بیل این‌طوری
‫‫‫‫‫بکوبیش تا سفت بشه.

12:50.520 --> 12:52.770
‫‫‫شنیدی؟ این همون صداییه که می‌خوایم.

12:53.560 --> 12:54.410
‫‫‫دیدی؟

12:55.360 --> 12:57.140
‫‫‫کارت عالی بود، رئیس.

12:57.140 --> 12:58.330
‫‫‫رئیس!

12:58.330 --> 13:01.360
‫‫‫فهمیدی؟ حالا تو امتحان کن.

13:10.870 --> 13:12.050
‫‫‫ها؟!

13:15.880 --> 13:20.880
‫‫‫اخراجی! اخراج، اخراج، اخراج!

13:23.390 --> 13:27.120
‫‫‫سخت نگیر رئیس.
‫‫‫‫‫کایا - چان می‌خواد باهات همکاری کنه.

13:27.120 --> 13:29.140
‫‫.خب، مسلماً نمیتونه

13:29.140 --> 13:32.390
‫‫‫دوباره همونی که ساختم رو خراب می‌کنه!

13:35.280 --> 13:37.400
‫‫‫انجامش دادم!

13:38.600 --> 13:40.210
‫‫‫واو!

13:40.210 --> 13:41.020
‫‫‫ها؟

13:41.530 --> 13:44.020
‫‫‫کوهت خیلی باحاله، ما-کون.

13:44.020 --> 13:47.310
‫‫‫اینجا تونله،
‫‫‫‫‫و اینم مسیر کوهنوردیه.

13:47.310 --> 13:49.370
‫‫‫انگار یه کوه واقعیه!

13:49.370 --> 13:51.370
‫‫‫خیلی وسواسی، ماسارو.

13:51.370 --> 13:52.790
‫‫‫بهش می‌گن مهارت.

13:52.790 --> 13:56.840
‫‫ما - کون توی ساختن کوه
‫‫‫‫!حرف نداری

13:56.840 --> 13:59.380
‫‫‫هوم، این که چیزی نیست.

13:59.380 --> 14:00.350
‫‫‫ها؟

14:00.350 --> 14:02.920
‫‫‫مال من بزرگ‌تره.

14:02.920 --> 14:05.200
‫‫‫حالا یه تونل هم بهش اضافه می‌کنم.

14:05.200 --> 14:07.040
‫‫‫رئیس حسودیش شده.

14:07.040 --> 14:09.100
‫‫‫از باختن متنفره.

14:09.100 --> 14:11.850
‫‫‫هی، فقط نگاه نکن. یه کمکی بده!

14:11.850 --> 14:14.810
‫‫‫نه. تماشای این یکی بیشتر حال می‌ده.

14:17.740 --> 14:18.650
‫‫‫ها؟

14:18.960 --> 14:21.650
‫‫‫کسی داره از اون طرف هم
‫‫‫‫‫حفاری می‌کنه؟

14:21.650 --> 14:25.660
‫‫‫ولی کی؟ کوه خیلی بلنده،
‫‫‫‫‫نمی‌تونم ببینم کیه.

14:26.040 --> 14:28.120
‫‫خب بیخیال، چه اهمیتی داره؟

14:28.120 --> 14:31.620
‫‫‫فقط یه کم دیگه. به کندن ادامه بده.

14:31.620 --> 14:34.120
‫‫‫تقریباً تمومه!

14:37.040 --> 14:41.300
‫‫‫خیلی سردی! این‌طوری منو نگیر.
‫‫‫‫‫ترسوندیم.

14:41.300 --> 14:45.550
‫‫‫خب، بی‌خیال. تونل کامل شد!

14:46.020 --> 14:49.880
‫‫‫چه مرگته؟ اگه دستم رو بگیری
‫‫‫‫‫نمی‌تونم بلند شم!

14:49.880 --> 14:50.930
‫‫‫ولم کن!

14:52.350 --> 14:55.160
‫‫‫داری چیکار می‌کنی؟ خیلی زورت زیاده.

14:55.160 --> 14:56.490
‫‫‫هی، رئیس.

14:56.810 --> 15:00.120
‫‫‫این‌قدر لجبازی نکن و بیا با ما باش.

15:00.120 --> 15:04.220
‫‫‫خفه شو! اون کسی که اون طرفه
‫‫‫‫‫دستمو ول نمی‌کنه.

15:04.220 --> 15:05.320
‫‫‫ها؟

15:05.320 --> 15:08.820
‫‫‫داری چی می‌گی؟
‫‫‫‫‫فقط خودت داری تونل رو می‌کنی.

15:08.820 --> 15:09.780
‫‫‫ها؟

15:16.650 --> 15:18.520
‫‫‫چه خبره؟ بس کن!

15:18.520 --> 15:21.090
‫‫‫ولم کن! هی، داری چیکار می‌کنی؟

15:21.590 --> 15:23.350
‫‫‫دستمو نکش!

15:23.350 --> 15:25.710
‫‫‫چه مرگته؟! تو کی هستی؟!

15:37.530 --> 15:38.830
‫‫خوبی؟

15:39.420 --> 15:44.700
‫‫‫اوه، کایا - چان. نباید کوه
‫‫‫‫‫کس دیگه‌ای رو خراب کنی.

15:44.700 --> 15:46.300
‫‫‫به مال من دست نزن، باشه؟

15:46.300 --> 15:49.410
‫‫اینطوری بیل رو تو هوا چرخوندن هم
‫‫‫‫.تو دردسر میندازتت

15:49.410 --> 15:53.210
‫‫‫حس کردم یه چیزی
‫‫‫‫‫توی تونل بود.

15:49.950 --> 15:51.320
‫‫‫راست می‌گه.

15:53.650 --> 15:56.960
‫‫‫عمراً. فقط توهم زدم.

16:02.990 --> 16:04.900
‫‫‫کایا - چان!

16:04.900 --> 16:05.960
‫‫‫ها؟

16:05.960 --> 16:08.470
‫‫‫بیا با هم توپ‌های شنی درست کنیم.

16:08.760 --> 16:10.390
‫‫‫اومدم.

16:10.390 --> 16:10.970
‫‫‫ها؟

16:14.720 --> 16:17.350
‫‫‫عجله کن، کایا - چان.

16:17.350 --> 16:18.180
‫‫!هوم

16:24.230 --> 16:26.280
‫‫این قضیه رو چطور توضیح میدید؟

16:26.280 --> 16:28.550
‫‫چطور همچین کبودیی رو دستش افتاده؟

16:28.550 --> 16:31.240
‫‫‫باید بیشتر مراقبش می‌بودیم.
‫‫‫‫‫خیلی متأسفیم.

16:32.710 --> 16:35.060
‫‫‫واقعاً نمی‌دونی کی این کارو باهات کرد؟

16:36.330 --> 16:38.570
‫‫‫اطرافت کسی نبود؟

16:39.880 --> 16:42.690
‫‫‫کایا - چان بود.

16:43.190 --> 16:44.130
‫‫‫اما...

16:45.220 --> 16:48.550
‫‫‫اون برام زدش، پس...

16:48.550 --> 16:49.740
‫‫‫کی رو زد؟

16:51.180 --> 16:53.860
‫‫‫اون شـ... شبح رو.

16:56.350 --> 17:00.850
‫‫‫ما هیچ‌وقت نفهمیدیم اون کبودی
‫‫‫‫‫روی دستش چطور ایجاد شد.

16:56.350 --> 17:00.850
‫‫‫اتاق اساتید

17:00.850 --> 17:04.680
‫‫‫مطمئنم ناکاهاشی-سان راضی نیست.

17:04.680 --> 17:08.780
‫‫‫کاریه که شده. باید در آینده
‫‫‫‫‫خوب کار کنیم تا اعتمادشون برگرده.

17:09.380 --> 17:13.660
‫‫‫با این حال، شبح؟ این حرفیه که
‫‫‫‫‫کایا - چان می‌زنه.

17:14.280 --> 17:16.960
‫‫‫الان مد شده یا چی؟

17:16.960 --> 17:18.540
‫‫‫چیزی می‌دونی، چی‌ئه - سنسی؟

17:19.290 --> 17:20.100
‫‫‫ها؟

17:22.920 --> 17:25.520
‫‫‫اون یکی کلاً یه چیز دیگه‌ست.
‫‫‫‫‫یه هیولاست.

17:27.010 --> 17:29.460
‫‫‫کـ-کایا - چان شبح نیست!

17:31.490 --> 17:33.780
‫‫‫اوه، بی‌خیال. چی داری می‌گی؟

17:33.780 --> 17:36.890
‫‫‫معلومه که نیست.
‫‫‫‫‫منظورمون این نبود.

17:37.510 --> 17:40.250
‫‫‫ها؟ اوه، البته.

17:41.450 --> 17:42.900
‫‫‫ببخشید.

17:46.230 --> 17:49.690
‫‫‫آدم‌های مهربون ترسناک نیستن؟

17:47.400 --> 17:49.690
‫‫‫جشنواره پاییزی خانواده

17:50.290 --> 17:53.700
‫‫‫وقت جشنواره سالانه
‫‫‫‫‫خانوادگی پاییزی‌مونه.

17:53.700 --> 17:55.780
‫‫‫بزن بریم برای خوش‌گذرونی!

17:57.700 --> 18:00.200
‫‫‫شیرینی یا شیطنت!

18:00.200 --> 18:00.990
‫‫‫بفرما.

18:00.990 --> 18:02.420
‫‫‫هورا!

18:02.420 --> 18:03.710
‫‫‫اینم برای تو.

18:03.710 --> 18:05.230
‫‫‫ممنون!

18:05.230 --> 18:08.710
‫‫‫اوه، معلم‌های هاناموگی‌ان.
‫‫‫‫‫سنسی!

18:09.130 --> 18:12.970
‫‫‫خیلی وقته ندیدمت، آکیرا-سنسی.
‫‫‫‫‫لباس دیو پوشیدی؟

18:12.970 --> 18:16.220
‫‫‫واو، نگاه کن!
‫‫‫‫‫هر سال داری بزرگ‌تر می‌شی.

18:16.220 --> 18:20.080
‫‫‫داشتم غر می‌زدم که چرا تعطیلی‌مون رو
‫‫‫‫‫برای کار داوطلبانه دادیم، ولی...

18:20.080 --> 18:23.180
‫‫‫بعد از دیدن این، دیگه نمی‌شه شکایت کرد.

18:23.180 --> 18:26.350
‫‫‫سنسی! شیرینی یا شیطنت!

18:26.350 --> 18:28.520
‫‫‫معلم باتجربه بودن
‫‫‫‫‫مزایای خودش رو داره.

18:28.520 --> 18:30.150
‫‫‫فکر کنم همین‌طوره.

18:31.010 --> 18:31.780
‫‫‫ها؟

18:32.670 --> 18:34.280
‫‫‫صبر کن. همین الان...

18:35.200 --> 18:37.910
‫‫‫قسم می‌خورم کسی رو دیدم
‫‫‫‫‫که به اینجا نمی‌خورد.

18:39.810 --> 18:42.320
‫‫‫چی شده، چی‌ئه - سنسی؟

18:42.320 --> 18:44.170
‫‫‫اوه، هیچی.

18:44.170 --> 18:44.910
‫‫‫ها؟

18:45.180 --> 18:47.040
‫‫‫شیرینی یا شیطنت!

18:47.400 --> 18:47.940
‫‫‫بووو!

18:47.940 --> 18:49.420
‫‫‫کایا - چان!

18:49.790 --> 18:50.840
‫‫‫سلام.

18:51.360 --> 18:54.500
‫‫‫سلام. امروز با بابات اومدی؟

18:54.500 --> 18:55.550
‫‫‫آره.

18:55.550 --> 18:59.890
‫‫‫بیشتر آخر هفته‌ها رو
‫‫‫‫‫با همسرم توی بیمارستان بودیم.

18:59.890 --> 19:03.070
‫‫‫حال مادر کایا - چان چطوره؟

19:03.480 --> 19:05.240
‫‫‫خیلی بهتر شده.

19:05.240 --> 19:07.060
‫‫‫عالیه.

19:07.060 --> 19:10.120
‫‫‫از تمام کمک‌هایی که مهدکودک
‫‫‫‫‫به ما می‌کنه ممنونم.

19:10.120 --> 19:12.210
‫‫‫اوه، این حرفا چیه.

19:13.160 --> 19:15.700
‫‫‫بابایی، می‌خوام اون قرعه‌کشی رو انجام بدم.

19:15.700 --> 19:16.420
‫‫‫ها؟

19:16.950 --> 19:17.940
‫‫‫بابا...

19:17.940 --> 19:19.950
‫‫‫اوه، چی شده؟

19:20.250 --> 19:23.140
‫‫‫آه، منو با بابات اشتباه گرفتی؟

19:38.130 --> 19:40.050
‫‫‫اوه، بابایی!

19:41.510 --> 19:44.160
‫‫‫هم؟ اوه، تو همون دختره از قبلی.

19:44.160 --> 19:46.430
‫‫‫به نظر میاد واقعاً گم شدی، نه؟

19:48.440 --> 19:51.770
‫‫.تو دردسر افتادی؟ کمکت میکنم

19:53.070 --> 19:53.950
‫‫‫نه!

20:03.530 --> 20:04.520
‫‫‫دیدی؟

20:05.330 --> 20:08.050
‫‫.دوباره برگشتی پیش عمو

20:08.050 --> 20:14.090
‫‫شرط میبندم دلت میخواد
‫‫‫‫با عمو بازی کنی؟

20:22.470 --> 20:26.140
‫‫‫چه دختر شیطونی. نباید
‫‫‫‫‫آدم‌ها رو بزنی.

20:30.020 --> 20:31.580
‫‫‫نـ... نه!

20:31.580 --> 20:32.480
‫‫‫ها؟

20:32.480 --> 20:35.120
‫‫‫کمکم کنید! می‌خوام برم خونه!

20:36.020 --> 20:37.560
‫‫‫ولم کن!

20:36.020 --> 20:40.840
‫‫‫آروم باش. این ارواح واقعی نیستن.

20:39.730 --> 20:40.840
‫‫‫می‌خوام برم خونه!

20:40.840 --> 20:42.090
‫‫‫می‌خوام برم خونه!

20:40.840 --> 20:42.450
‫‫‫اشکالی نداره.

20:42.450 --> 20:47.060
‫‫‫اوه، فهمیدم. هنوز بچه‌ست.
‫‫‫‫‫حتماً برای باباش سخته.

20:44.830 --> 20:46.700
‫‫‫ولم کن!

20:47.060 --> 20:48.450
‫‫‫چه بامزه.

20:48.450 --> 20:51.970
‫‫‫خیلی خب، بیا با هم بریم خوراکی بگیریم.

20:51.970 --> 20:55.060
‫‫‫نمی‌خوام! ولم کن!

20:57.580 --> 20:58.630
‫‫.باهام بیا

20:59.520 --> 21:02.180
‫‫‫از هیولاها خوشت نمیاد، مگه نه؟

21:02.180 --> 21:04.390
‫‫‫دختر خوبی باش تا اتفاق ترسناکی نیفته.

21:06.920 --> 21:09.410
‫‫‫نه... چرا؟

21:11.640 --> 21:13.730
‫‫‫من قوی‌ام.

21:14.120 --> 21:16.860
‫‫‫پس چرا نمی‌تونم؟
‫‫‫‫‫چطور ممکنه؟

21:16.860 --> 21:18.150
‫‫‫من...

21:19.190 --> 21:19.990
‫‫‫ها؟

21:20.420 --> 21:22.190
‫‫‫دخترم کاری کرده؟

21:22.870 --> 21:23.780
‫‫‫دارن دعوا می‌کنن؟

21:23.780 --> 21:25.950
‫‫‫صبر کن، اون باباش
‫‫‫‫‫نیست؟

21:25.950 --> 21:28.080
‫‫‫اوه، چندش. یه آدم منحرفه؟

21:28.080 --> 21:30.570
‫‫‫می‌شه حالا ولش کنی؟

21:31.290 --> 21:33.830
‫‫خود بچه داشت
‫‫‫‫!دنبالم میکرد

21:33.830 --> 21:37.340
‫‫اگه پدرشی، باید
‫‫‫‫.حواست به بچه‌ت باشه

21:37.340 --> 21:38.300
‫‫‫بی‌خیال بابا.

21:41.870 --> 21:45.840
‫‫‫قدرت‌هات روی آدم‌های
‫‫‫‫‫معمولی کار نمی‌کنه.

21:46.220 --> 21:48.740
‫‫‫اوه، ولی تو نمی‌فهمی
‫‫‫‫‫که من دارم...

21:54.830 --> 21:56.860
‫‫‫فکر کنم فایده‌ای نداره.

22:01.730 --> 22:06.910
‫‫.بخاطر همین هیولاها حق ندارن بین آدما زندگی کنن

22:06.930 --> 22:16.930
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
